کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Simulation of glowing gas around a black hole

💢درخششی از تاریکی: برای مدل سازی سیاهچاله مرکزی کهکشان ما


ظاهر می تواند فریبنده باشد و مانند نور یک لامپ رشته ای ثابت به نظر برسد، اما 120 بار در ثانیه سوسو می زند. از آنجایی که مغز تنها میانگینی از اطلاعاتی را که دریافت می کند درک می کند، این سوسو زدن تار می شود و درک روشنایی ثابت صرفا یک توهم است.

در حالی که نور نمی تواند از سیاهچاله بگریزد، درخشش گازی که به سرعت در مدار خود می چرخد، سوسو زدن منحصر به فرد خود را دارد. در مقاله‌ای که اخیراً در Astrophysical Journal Letters منتشر شده است، لنا مورچیکووا، ویلیام دی. لافلین عضو موسسه مطالعات پیشرفته، کریس وایت از دانشگاه پرینستون؛ و شان رسلر از دانشگاه کالیفرنیا سانتا باربارا توانستند از این سوسو زدن ظریف برای ساختن دقیق ترین مدل تا به امروز از سیاهچاله مرکزی کهکشان خودمان - Sagittarius A* استفاده کنند.

https://phys.org/news/2022-06-flicker-dark-lines-galaxy-central.html

💢@higgs_field
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 نسبیت


در بینش نیوتونی فضا و زمان ، مجزا از هم و ثابت در نظر گرفته می شدند . اما در نسبیت عام فضازمان از بافت سه بعد مکانی با یک بعد زمانی ، بصورت یکپارچه در نظر گرفته می شوند . فضازمانی که جابجایی در مکان بر تجربه آهنگ گذر زمان ، تاثیر می گذارد ، چیزی که اتساع زمان نام دارد .
بنا بر نسبیت جرم گرانشی و لختی ، یا شتاب و شتاب گرانشی یا جرم و انرژی ، هم ارز هستند و اتساع زمان گرانشی و اتساع زمان بدلیل سرعت نسبی نیز کاملا مشابه و غیر قابل تشخیص هستند.
یک صفحه کاغذ دو بعدی ، بدون انحنا را تصور کنید ، با خم کردن این سطح در امتداد بعد سوم یک استوانه سه بعدی خواهید داشت ، جرم/انرژی فضازمان سه بعدی ما را در امتداد بعد چهارم خم می کند اما ذهن ما تنها قادر به درک فضای سه بعدی ست .

نسبیت عام و خاص هر دو شاهکار های فیزیک کلاسیک هستند که بینش و دانش ما از فیزیک جهان را جهش بخشیدند .


💢@higgs_field
👍2
💢کرم‌چاله‌ها راهی برای دستکاری اطلاعات سیاه‌چاله در آزمایشگاه نشان می‌دهند
فیلیپ توپ
قسمت ششم

یائو همچنین توضیح داد که سیستم‌هایی با دینامیک سیاه‌چاله‌ها، امکان انتقال از راه دور را در سریع‌ترین مقیاس زمانی ممکن می‌کنند. به این دلیل که هر اطلاعاتی که وارد یکی از آنها می شود به سرعت در بین تمام ذرات آن به اشتراک گذاشته می شود - و بنابراین، به دلیل درهم تنیدگی با سیاهچاله دوم، به سرعت با سیاهچاله دیگر نیز به اشتراک گذاشته می شود.

تله پورت کوانتومی بارها به صورت تجربی نشان داده شده است، و در حال حاضر برای ارسال اطلاعات رمزگذاری شده ایمن بین دستگاه های کوانتومی استفاده می شود. با این حال، به شما اجازه نمی‌دهد پیام‌ها را فوری و آنی ارسال کنید، زیرا سیگنال را نمی‌توان رمزگشایی کرد - به نظر تصادفی و رندوم است - بدون ارسال اطلاعات مفید با مکانیزم کلاسیک، به یک معنا که اطلاعات نمی‌تواند سریع‌تر از نور حرکت کند.

سپهر نظامی، دانشجوی سابق دکترای هیدن، توضیح داد که به همین دلیل است که طرحی مانند طرح پیشنهادی گائو و همکارانش به ابزارهای اضافی، فراتر از درهم تنیدگی، برای کاپلینگ یا جفت سازی سیاهچاله ها نیاز دارد. وی گفت: "نقش کوپلینگ برای ارسال داده های کلاسیک ضروری است که با کمک درهم تنیدگی، سیگنال را از یک سیاهچاله به سیاهچاله دیگر منتقل می کند."

حداقل اینگونه است که یک نظریه پرداز اطلاعات کوانتومی این فرآیند را محتمل می بیند. اما با توجه به تطابقات یا تناظرات AdS/CFT، کانال بین سیاهچاله های ایجاد شده توسط درهم تنیدگی، در توصیفی بر اساس نسبیت عام، معادل یک کرم چاله در فضا-زمان است که آنها را به هم متصل می کند. در این نما، کیوبیت ها وارد یک سیاهچاله می شوند و از کرم چاله به سمت سیاهچاله دیگر حرکت می کنند.

به طور معمول، چنین کرم‌چاله‌هایی - در حالی که نسبیت عام اجازه می‌دهد - غیرقابل عبور هستند: شما در واقع نمی‌توانید چیزی به آن‌ها بفرستید. اما گائو، جافریس و وال نشان دادند که چگونه می توان از تئوری اطلاعات کوانتومی و انتقال از راه دور (در تصویر AdS/CFT) برای ساختن کرم چاله ای استفاده کرد که قابل عبور باشد.‌‌


💢@higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢چند روزی از انقلاب تابستانی در شمال می گذرد! ۳۱خرداد

انحراف محوری 23.4 درجه و موقعیت زمین در مدار به این معنی است که نیمکره شمالی بیشترین ساعات روشنایی روز را تحت شدیدترین نور خورشید سال دارد. جنوب کمترین هر دو ویژگی را دارد. زمین اکنون در سمت راست این انیمیشن زیر قرار دارد‌‌. (به summer دقت کنید)


💢@higgs_field
👍2
💢 فضای مینکوفسکی²
قسمت دوم


فضای مینکوفسکی ارتباط نزدیکی با تئوری های نسبیت خاص SR و عام GR اینشتین دارد و رایج‌ترین ساختار ریاضی است که نسبیت خاص بر اساس آن فرمول‌بندی می‌شود. در حالی که کامپننت منفرد در فضا و زمان اقلیدسی ممکن است به دلیل انقباض طول Length Contraction و اتساع زمان Time dilation متفاوت باشند، در فضازمان مینکوفسکی، همه چارچوب‌های مرجع در مورد فاصله کلی در فضازمان بین رویدادها توافق دارند.
فضای مینکوفسکی زمان را مجزا از سه بعد فضایی مورد بحث قرار می دهد ، فضای مینکوفسکی متفاوت از فضای چهاربعدی اقلیدسی است .

در فضای سه بعدی اقلیدسی (به عنوان مثال، به سادگی فضا در نسبیت گالیله)، گروه ایزومتریک (نقشه هایی که فاصله اقلیدسی منظم را حفظ می کنند) گروه اقلیدسی است. با چرخش، بازتاب و تبدیلات ساخته می‌شود. وقتی زمان به‌عنوان بعد چهارم اصلاح می‌شود، دگرگونی‌های بیشتر تبدیلات در زمان و افزایش‌های گالیله اضافه می‌شوند و گروه همه این تحولات، گروه گالیله نامیده می‌شود. همه تبدیل‌های گالیله فاصله اقلیدسی سه بعدی را حفظ می‌کنند. این فاصله کاملاً مکانی است. تفاوت‌های زمانی نیز به‌طور جداگانه حفظ می‌شوند. این در فضازمان نسبیت خاص، جایی که فضا و زمان در هم تنیده شده اند، تغییر می کند.‌‌

فضا-زمان با یک فرم دوخطی نامعین غیر تبهگن متفاوت از نسبیت گالیله مجهز شده است، که متریک مینکوفسکی نامیده می شود، نورم مربع مینکوفسکی یا ضرب داخلی مینکوفسکی بستگی به کانتکست یا زمینه دارد ( ضرب داخلی و وابستگی به زاویه تتا- کانتکست نمودار فریم های مختلف را بررسی کنید) . فاصله بین دو رویداد زمانی که بردار اختلاف مختصات آنها به عنوان آرگومان داده شود.

فرآورده این ضرب داخلی، مدل ریاضی فضازمان فضای مینکوفسکی نامیده می شود. آنالوگ گروه گالیله برای فضای مینکوفسکی، با حفظ فاصله فضازمان (بر خلاف فاصله فضای اقلیدسی) گروه پوانکاره است.
فضازمان گالیله و فضازمان مینکوفسکی به‌عنوان منیفولدها یکسان هستند. آنها در دیگر ساختارهای که روی آنها تعریف شده است، متفاوت هستند. اولی تابع فاصله اقلیدسی و بازه زمانی (به طور جداگانه) همراه با فریم های لخت inertial که مختصات آنها با تبدیلات گالیله ای مرتبط است، در حالی که دومی دارای متریک مینکوفسکی همراه با فریم های لخت است که مختصات آنها با تبدیلات پوانکره مرتبط است.‌‌



💢@phys_Q
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢داستان جالب #نیل_دگراس_تایسون در کافی‌شاپ و اصل تکرارپذیری در روش علمی
پوینت رو از دست ندید

💢@higgs_field
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فرافیزیک

💢 نگاهی به فرگشت انسان

تغییر چهره با گذشت زمان براساس جمجمه‌های یافت شده


💢@higgs_field
اگر برخورد دهنده بزرگ هادرونی #LHC را به عنوان یک برخورد دهنده پروتون یا یون سنگین تصور می کنید، تصویر کاملی نیست .

پروتون ها کوارک ها و کوارک ها ذرات سبک یا سنگینی مانند بوزون W تولید می کنند. CMS اخیراً تولید نادر W به اضافه نور را اندازه گیری کرده است، گویی LHC یک برخورد دهنده W-photon است

تصویری از برهمکنش W-photon، که در آن بوزون W و فوتون توسط پروتون‌های ورودی تابش می‌شوند.
این برهمکنش کوارتیک-بوزون به ویژه برای درک کامل ساختار بخش الکتروضعیف مدل استاندارد (SM) فیزیک ذرات مهم است. بدون چنین برهمکنشی ، نرخ پراکندگی به طور نامعینی با انرژی رشد می کند، و محدودیت ("وحدت") منتج از پایستگی احتمالات را نقض می کند.

https://cms.cern/news/lhc-w-photon-collider‌‌

💢@higgs_field
👍2
💢این نقطه کوچک یکی از بزرگ‌ترین و فعال‌ترین ابرخوشه‌های کهکشانی است که تاکنون دیده شده است. که مدت کوتاهی پس از مهبانگ، یک هیولا بود.


ابرخوشه ای از کهکشان های تازه کشف شده آنقدر دور است که اخترشناسان می گویند نور آن بیش از دوازده میلیارد سال است که برای رسیدن به تلسکوپ های روی زمین در حال حرکت بوده است. اما این خوشه، که SPT2349 ?56 نام دارد، غول پیکر است و آنقدر پیر که در واقع به عنوان یک پیش خوشه کهکشانی طبقه بندی می شود، به این معنی که ممکن است یکی از اولین خوشه های بزرگ کهکشانی در کیهان ما باشد. همچنین یکی از فعال ترین پیش خوشه های ستاره ساز شناخته شده است.

ابرخوشه SPT2349 ?56 در باند ساب میلیمتری توسط تلسکوپ قطب جنوب کشف شد. ستاره شناس متیو اشبی از مرکز اخترفیزیک هاروارد اسمیتسونین (CfA) یکی از اعضای تیمی بود که مشاهدات بعدی را با رصدخانه جمینی، تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ فضایی اسپیتزر به منظور انجام رصدهای عمیق در طول موج های نوری و مادون قرمز انجام داد.

خوشه SPT2349 ?56 میزبان صدها کهکشان، از جمله بیش از 30 کهکشان با نور زیر میلی متری و ده ها کهکشان ستاره ساز درخشان (با طیف سنجی) است . اگرچه این خوشه ای از کهکشان ها از کیهان اولیه است، ادغام کهکشان ها و تشکیل ستاره های فعال با سرعتی باورنکردنی در حال انجام است و بیش از ده هزار ستاره در سال تولید می کند. ستاره شناسان گفتند که به نظر می رسد یکی از درخشان ترین انتشار نور آن ادغام بیش از بیست کهکشان باشد.‌‌


http://universetoday.com/156398/this-tiny-dot-is-one-of-the-biggest-most-active-galaxy-superclusters-ever-seen-it-was-already-a-monster-shortly-after-the-big-bang/


💢@higgs_field
🤯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 the world is a dynamic mess of jiggling things

عالم دینامیکی از هرج و مرج چیزهای آشفته است .

- Richard Feynman


💢 @higgs_field
👍2
💢 فضای مینکوفسکی
قسمت سوم


هانری پوانکاره در دومین مقاله نسبیت خود در سال‌های 1905-1906، نشان داد چگونه با قرار دادن زمان برای تبدیل شدن به چهارمین بردار مختصات فضایی موهومی ict ، جایی که c سرعت نور و i یکای موهومی است، تبدیلات لورنتس را می‌توان به صورت امروزی تجسم کرد.

x²+y²+z²+(ict)²=const.

چرخش در صفحاتی که توسط دو بردار واحد فضایی پوشانده شده اند در فضای مختصات و همچنین در فضازمان فیزیکی به شکل چرخش های اقلیدسی ظاهر می شوند و به معنای رایج تفسیر می شوند. "چرخش" در صفحه ای که توسط یک بردار واحد فضا و یک بردار واحد زمان در بر می گیرد، در حالی که به طور رسمی هنوز یک چرخش در فضای مختصات است، یک خیز لورنتس Lorentz boostدر فضازمان فیزیکی با مختصات لخت واقعی است. قیاس با چرخش های اقلیدسی پارتیال است زیرا شعاع کره عملا موهومی است و چرخش ها را به چرخش در فضای هذلولی تبدیل می کند.

این ایده، که پوانکاره تنها به طور مختصر به آن اشاره کرد، توسط مینکوفسکی در مقاله ای گسترده و تأثیرگذار به زبان آلمانی در سال 1908 به نام «معادلات بنیادی برای فرآیندهای الکترومغناطیسی در اجسام متحرک» به تفصیل شرح داده شد. مینکوفسکی با استفاده از این فرمول، تئوری نوبنیاد نسبیت اینشتین را دوباره بیان کرد. به ویژه، با تنظیم مجدد معادلات ماکسول به عنوان مجموعه‌ای متقارن از معادلات در چهار متغیر (x، y، z، ict) ترکیب با متغیرهای برداری بازتعریف شده برای کمیت‌های الکترومغناطیسی، او توانست به‌طور مستقیم و بسیار ساده تغییرناپذیری آنها را تحت تبدیل لورنتس نشان دهد . او همچنین کمک های مهم دیگری کرد و برای اولین بار در این زمینه از نمادگذاری ماتریس استفاده کرد. او از فرمول‌بندی مجدد خود به این نتیجه رسید که زمان و مکان باید به طور یکپارچه در نظر گرفته شوند، و بنابراین مفهوم او از رویدادهایی که در یک پیوستار فضا-زمان چهاربعدی یکپارچه رخ می‌دهند، پدید آمد.‌‌

🔺فضا زمان مینکوفسکی (حقیقی)

در توسعه بیشتر در سخنرانی خود در سال 1908 «فضا و زمان»،  مینکوفسکی فرمول جایگزینی از این ایده ارائه کرد که از مختصات زمان واقعی به جای یک مختصات موهومی استفاده می‌کرد و چهار متغیر (x، y، z، t) را نشان می‌داد. فضا و زمان به شکل مختصات در یک فضای برداری (با اعداد حقیقی)چهار بعدی ارائه شد . نقاط این فضا با رویدادهای فضازمان مطابقت دارد. در این فضا، یک مخروط نوری تعریف شده مرتبط با هر نقطه وجود دارد، و رویدادهایی که روی مخروط نور نیستند، بر اساس رابطه آنها با راس به‌عنوان فضاسان spacelike یا زمان‌سان timelike طبقه‌بندی می‌شوند. این دیدگاه از فضازمان ، امروزه رایج است، اگرچه دیدگاه قدیمی‌تر مربوط به زمان موهومی نیز بر نسبیت خاص تأثیر گذاشته است.

🔺 تصویر:

رویداد A با B در چارچوب مرجع سبز هم‌زمان است، اما در چارچوب آبی قبل و در چارچوب قرمز بعد از B رخ می‌دهد.

💢@phys_Q
👍2
💢کرم‌چاله‌ها راهی برای دستکاری اطلاعات سیاه‌چاله در آزمایشگاه نشان می‌دهند
فیلیپ توپ
قسمت هفتم



🔺کرمچاله های اکسپریمنتال

اگر تناظر AdS/CFT واقعی باشد، امکان تغییر اساسی در دیدگاه را فراهم می کند. در اصل، محققان می‌توانند سیستم‌هایی کاملاً معادل سیاه‌چاله‌های متصل به کرم‌چاله با درهم‌تنیدگی مدارهای کوانتومی به روش صحیح برای انتقال کیوبیت‌ها بین آنها بسازند.

سپهر نظامی
و براون که با لئونارد ساسکیند از استنفورد، برایان سوینگل از دانشگاه مریلند، کالج پارک و دیگران کار می‌کنند، اکنون یک پیشنهاد عملی برای انجام این کار ارائه کرده‌اند. آن‌ها می‌گویند آنچه شما نیاز دارید تا گروهی از ذرات کوانتومی در این بستر مانند یک سیاه‌چاله عمل کنند، این است که به برهم‌کنش‌های آن‌ها یک همیلتونین نسبت دهید که باعث می‌شود آنها اسکرامبلر های بسیار سریعی باشند.

کوانتوم اسکرامبلینگ در واقع تنها برای اولین بار سال گذشته به‌طور واضح نشان داده شد. کریستوفر مونرو در مریلند و همکارانش با یک پیشنهاد تجربی توسط یائو و همکارش بنی یوشیدا، مدار کوانتومی را از یون‌هایی در دام الکتریکی که حالت‌های کوانتومی آن‌ها درهم‌تنیده بود، ایجاد کردند.

در سیستم‌های واقعی مانند این، تشخیص اسکرامبلینگ در میان سایر فرآیندهای مزاحم مانند نویز کلاسیک و به‌ویژه دی-کوهرنس کوانتومی دشوار است.

مانند اسکرامبلینگ، دکوهرنس از برهمکنش و درهم تنیدگی متعاقب ذرات ناشی می‌شود ، اما در این مورد، آنها ذرات موجود در محیط اطراف خود سیستم کوانتومی هستند. با ادامه دکوهرنس، اطلاعات به محیط نشت می کند و اساسا برای همیشه از بین می رود. اجتناب از دکوهرنس کاملاً غیرممکن است، که آن را به مشکل رایانه‌های کوانتومی تبدیل می‌کند: هر گونه محاسبه کوانتومی باید قبل از دکوهرنس اطلاعات تصادفی ، کامل شده باشد.


💢@higgs_field
💢In theoretical physics, the AdS/CFT correspondence suggests that gravity may be spun from quantum effects. Physicists recently used it to design a quantum circuit which could be equivalent to a (very tiny) black hole.


در فیزیک نظری، تناظر AdS/CFT نشان می‌دهد که گرانش ممکن است از اثرات کوانتومی بافته شده باشد . [ طنابی بنام گرانش کلاسیک که از تاباندن Spun الیافی از اثرات کوانتومی بافته شده است]
فیزیکدانان اخیراً از آن برای طراحی یک مدار کوانتومی استفاده کردند که می تواند معادل یک سیاهچاله (بسیار کوچک) باشد.

p1 : https://t.me/higgs_field/6645

p2 : https://t.me/higgs_field/6655

p3 : https://t.me/higgs_field/6714

p4 : https://t.me/higgs_field/6725

p5 : https://t.me/higgs_field/6731

p6 : https://t.me/higgs_field/6740

p7 : https://t.me/higgs_field/6751
🟣 Schrödinger Equation


معادله ای که جهان را تغییر داد ، معادله ای بنیادین که مکانیک کوانتومی بر آن استوار شده است .

i ħ ∂Ψ /∂t = H^ Ψ



🔻Schrödinger equation is partial differential equation that describes how the QUANTUM STATE of a QUANTUM SYSTEM changes with time .
The Austrian physicist ERWIN Schrödinger formulated it in 1925 .

🔺معادله ی شرودینگر یک معادله دیفرانسیل جزئی است که توضیح می دهد حالت کوانتومی یک سیستم کوانتومی چگونه با زمان تغییر می کند . این معادله را اروین شرودینگر فیزیکدان اتریشی در سال ۱۹۲۵ فرموله کرد .

🔸اگر به معادله دقت کنید i در بر گیرنده بخش موهومی است و ħ اچ بار ثابت کاهیده پلانک و" psi " Ψ تابع موج و H^ اپراتور هامیلتونین است که مجموع انرژی پتانسیل و جنبشی تابع Ψ است .

🆔 @phys_Q
👍42
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢کلیپی از دریاچه خزر که توسط اولگ آرتیمف فضانورد اهل روسیه از ایستگاه فضایی بین‌المللی گرفته شده است.

💢@higgs_field
👍31
💢 تبدیلات لورنتس در فضازمان مینکوفسکی
قسمت چهارم

تبدیلات لورنتس معادله هایی هستند که مختصه‌های فضایی و زمانی یک رویداد را از دید دو ناظر مختلف به هم تبدیل می‌کنند. یعنی اگر یک ناظر برای رویداد خاصی در فضا-زمان مختصه‌های مکانی x و y و z و زمان t را اندازه بگیرد، و ناظر دیگری (که در مکان دیگری واقع است و با سرعت خاصی نسبت به ناظر اول حرکت می‌کند) مختصه‌های x'و y' و z'و t'را برای همان رویداد اندازه بگیرد، تبدیلات لورنتس رابطهٔ بین این دو مختصات را بیان می‌کند.

پیش از نسبیت خاص، این کار با تبدیلات گالیله انجام می‌شد.اما نظریه نسبیت خاص نشان داد که قوانین ماکسول زمانی که تحت تبدیل گالیله قرار بگیرند دچار تناقض می شوند از این رو یا باید معادلات ماکسول را اشتباه تلقی کرد یا تبدیلات گالیله. اما انیشتین در اقدامی خلاقانه تبدیل لورنتس را جایگزین تبدیلات گالیله کرد که قوانین ماکسول در تبدیل لورنتس دچار تناقض نمی شوند و شکل صحیح خود را حفظ می کنند. تبدیلات لورنتس تا قبل از نظریه نسبیت خاص هیچ توجیه فیزیکی نداشتند تاکه برای اولین بار انیشتین با طرح نسبی بودن زمان ، تبدیلات گالیله ایی را نقض کرد و سپس مکانیک را تحت تبدیل لورنتس تصحیح کرد. تبدیلات گالیله در سرعتهای زیاد (نزدیک به سرعت نور) با مشکل مواجه می‌شوند و باید با تبدیلات لورنتس جایگزین شوند. اگرچه، در سرعت‌های کم (کم نسبت به سرعت نور)، یعنی در بیشتر کاربردهای روزمره، تبدیلات گالیله تقریباً نتایج مشابهی با تبدیلات لورنتس دارند.

🔺 تبدیلات لورنتس

ساده‌ترین شکل تبدیلات لورنتس مربوط به حالتی است که دو دستگاه S و S' نسبت به هم فقط «خیز» (boost) داشته باشند؛ یعنی دستگاه S' با سرعت v نسبت به دستگاه S حرکت کند و سرعت v در راستای محور x' باشد و محورهای دو دستگاه در لحظهٔ  t=t'=0 برهم منطبق باشند. تبدیلات لورنتس در این حالت عبارت‌اند از:

γ = 1: ✓(1- v²:c²)

x'= γ (x-vt)

t' = γ [ t - (v/c²)x]

معادلات در بعد زمان و فضای x ارائه شده - در دو بعد دیگر z و y چون حرکت دستگاه در امتداد محور x است :
y' = y
z' = z

خط نول یا نور سان با تغییر ویژگی های فریم ، بدون تغییر می ماند ، زیرا که سرعت نور در همه فریم های لخت و غیر لخت ثابت است .


💢@phys_Q
👍1
💢فضازمان و فضای مینکوفسکی و تبدیلات لورنتز و نسبیت



p¹ : https://t.me/higgs_field/6737

p² : https://t.me/higgs_field/6742

p³ : https://t.me/higgs_field/6750

p⁴ : https://t.me/higgs_field/6756
💢کرم‌چاله‌ها راهی برای دستکاری اطلاعات سیاه‌چاله در آزمایشگاه نشان می‌دهند
فیلیپ توپ
قسمت هشتم


معمولاً دکوهرنس میل به سرعت بیشتری نسبت به درهم‌تنیدگی در رویداد ها دارد ، اما دیدن این تاخیر آشکارا بسیار سخت بوده است. تیم مونرو با استفاده از یک الگوریتم تله پورت کوانتومی کدگذاری شده در مداری ساخته شده از هفت یون کوپل شده ایتربیوم ytterbium که در یک ردیف نگه داشته شده اند و هر کدام به عنوان یک کیوبیت Qbit عمل می کنند، فهمیدند که چگونه می توانند[ تفاوت زمانی] این دو را تشخیص دهند.

این فرآیند در واقع محاسبات کوانتومی یک کیوبیت منفرد را از یک سر ردیف به انتهای دیگر تله پورت می کند . برای اندازه‌گیری نرخ اسکرامبلینگ ، محققان فرآیند تله‌پورت را با تکامل الگوریتم به سمت جلو و سپس معکوس مقایسه کردند (انگار که «در زمان به عقب» اتفاق می‌افتد). بدون اسکرامبلینگ ، این دو فرآیند به هم مرتبط هستند. اما با پراکندگی اطلاعاتی که ابتدا در کیوبیت‌های خاص کدگذاری شده‌اند، خروجی outcome محاسبات رو به جلو و عقب دچار همبستگی و ارتباط کمتری می‌شود:

سیستم از حالت اولیه خود ، تغییر کرده است، و بنابراین تله‌پورت نمی‌تواند بصورت دقیق معکوس شود. مونرو گفت: «اگر آنها با هم ، همبسته باشند، اتفاق زیادی نمی افتد. "اما اگر اسکرامبلینگ وجود داشته باشد، همبستگی به صفر می رسد." این چیزی است که آنها با گذشت زمان دیدند.
براون و همکارانش اکنون پیشنهاد می‌کنند که مدارهای کوانتومی بسیار شبیه این می‌توانند برای ساختن یک آنالوگ یا قیاس ساده از وضعیتی که گائو، جافریس و وال برای یک کرم چاله قابل عبور که می‌تواند یک کیوبیت را تله‌پورت کند، بسازد.

در نسخه ای که آنها تصور می کنند، هر یک از دو سیاهچاله فقط از چند کیوبیت تشکیل شده است که همه آنها حداکثر درهمتنیدگی با یکدیگر را دارا هستند. پروتکل آنها برهمکنش بیشتری بین این دو گروه کیوبیت را معرفی می کند که به عنوان کانال اضافی مورد نیاز گائو و همکاران برای تکمیل فرآیند تله‌پورت عمل می کند.

شهود به ما می گوید که تعداد انگشت شماری یون در یک تله الکترومغناطیسی شبیه یک ستاره کلپس کرده ، که هیچ نوری نمی تواند از آن فرار کند ، نیست . اما نکته جالب اینجاست:

اگر تناظر AdS/CFT درست باشد، این آزمایش‌ها چیزی بیش از یک نمونه آزمایشگاهی سیاهچاله خواهند بود. این دو نوع سیستم کاملاً معادل خواهند بود. یون های کوپل شده دقیقاً همان چیزی هستند که در فضای AdS، یک سیاهچاله (بسیار کوچک) شبیه آن است.

این تصویری از این است که، اگر حدس مالداسینا چیزی واقعی در مورد نحوه تشکیل یونیورس به ما بگوید، چگونه شهود کنونی ما در مورد چیزهایی که موجود هستند ، از بین می رود.‌‌



💢@higgs_field
👍1