Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 General Relativity: The Curvature of Spacetime
نسبیت عام : خمیدگی فضا-زمان
نسبیت اینشتین بخش مهمی از فیزیک کلاسیک را تشکیل داده است و البته هندسه و ریاضیات زیبا و کارآمدی را برای توصیف مفاهیمی مانند نیروی گرانش ، فضا زمان و فریم ها و تبدیلات آن ، بکار گرفته است .
انحنای Curvature سطوح ریمانی در پیرامون آبجکت های جرم دار بیس تئوری های آینده برای توصیف یونیورس ما خواهد بود یا به نحوی این ویژگی های نسبیتی در تئوری های آتی باید برآورده شود . اما بعنوان نظر شخصی اگر در نظر بگیرید تا زمانی با مفهومی بنام فضا سر و کار داریم ، تئوری های هندسی geometric امتیازی بالقوه نسبت به سایر تئوری ها دارند ، هر چند که تنها شامل توصیف کلاسیک از فضا باشند . این سرگشتگی نبود گرانش کوانتومی ست که تلاش داریم آنرا رمز گشایی کنیم.
#مفاهیم #بنیادین
🆔 @phys_Q
نسبیت عام : خمیدگی فضا-زمان
نسبیت اینشتین بخش مهمی از فیزیک کلاسیک را تشکیل داده است و البته هندسه و ریاضیات زیبا و کارآمدی را برای توصیف مفاهیمی مانند نیروی گرانش ، فضا زمان و فریم ها و تبدیلات آن ، بکار گرفته است .
انحنای Curvature سطوح ریمانی در پیرامون آبجکت های جرم دار بیس تئوری های آینده برای توصیف یونیورس ما خواهد بود یا به نحوی این ویژگی های نسبیتی در تئوری های آتی باید برآورده شود . اما بعنوان نظر شخصی اگر در نظر بگیرید تا زمانی با مفهومی بنام فضا سر و کار داریم ، تئوری های هندسی geometric امتیازی بالقوه نسبت به سایر تئوری ها دارند ، هر چند که تنها شامل توصیف کلاسیک از فضا باشند . این سرگشتگی نبود گرانش کوانتومی ست که تلاش داریم آنرا رمز گشایی کنیم.
#مفاهیم #بنیادین
🆔 @phys_Q
👍2
💢کرمچالهها راهی برای دستکاری اطلاعات سیاهچاله در آزمایشگاه نشان میدهند
فیلیپ توپ
قسمت پنجم
" تقریباً هر سیستم کوانتومی چند-پیکر در نهایت در حال اسکرامبل است." اما سیاهچاله ها خاص هستند. همانطور که سرعت درهم-آمیختن یک بسته کارت به تکنیک مورد استفاده شما ، بستگی دارد، نرخ درهم آمیختگی یک سیستم به جزئیات نحوه برهمکنش ذرات در آن سیستم بستگی دارد.
این جزئیات توسط تابعی به نام هامیلتونی به صورت ریاضی توصیف می شوند. و به نظر می رسد که همیلتونین حاکم بر سیاهچاله ها ، به این معنی است که آنها اطلاعات کوانتومی را با سریع ترین سرعت ممکن درهم می آمیزند.
و این چیزی است که به نتیجه گیری هایدن و پرسکیل منجر می شود. سیاهچاله ها مانند مدارهای کوانتوم-اسکرمبلینگ سریع عمل می کنند، بنابراین وقتی به اندازه کافی با تابش هاوکینگ خود درهمتنیده شوند، هر اطلاعات جدیدی که به آنها وارد می شود خیلی سریع در آن تابش ظاهر می شود.
با این حال، باید منتظر بمانید تا سیاهچاله و تشعشعات هاوکینگ آن به اندازه کافی در همتنیده شوند - یعنی تا نیمه تبخیر شوند - قبل از این رویداد!
اما یک آلترناتیو (جایگزین) سریعتر برای دستیابی به اطلاعات وجود دارد:
سیاهچاله را تا حداکثر با چیز دیگری درهمتنیده entangle کنید - مانند سیاهچاله دیگر . این پیشنهادی است که در سال 2016 توسط پینگ گائو و دانیل جافریس از دانشگاه هاروارد که با آرون وال در مؤسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی کار میکنند، ارائه شد.
آنها گفتند اگر می توانستید یک جفت سیاهچاله را به این ترتیب درهمتنیده سازید ، یک کیوبیت که توسط اولین سیاهچاله بلعیده شد در سیاهچاله دیگر ثبت می شد. گائو و همکارانش نشان دادند که چگونه با افزودن یک جفت بیشتر بین سیاهچالهها، میتوان انتقال اطلاعات کوانتومی بین آنها را به طور رسمی با فرآیندی به نام تلهپورت کوانتومی یکسان کرد. در اینجا از درهم تنیدگی بین دو ذره برای انتقال حالت کوانتومی یکی از آنها به دیگری استفاده می شود.
ذره هدف با ذره اولیه مشابه به نظر می رسد - در واقع، هیچ راه معناداری وجود ندارد که بگوییم این ذره یکسان نیست، از بخشی از فضا ناپدید شده و در قسمتی دیگری از فضا بازسازی شده است. یائو گفت: "درهم تنیدگی آنها مانند یک پل عمل می کند."
If the AdS/CFT correspondence is right, then these experiments would be more than a laboratory analogue of a black hole. The two types of systems would be entirely equivalent.
💢@higgs_field
فیلیپ توپ
قسمت پنجم
" تقریباً هر سیستم کوانتومی چند-پیکر در نهایت در حال اسکرامبل است." اما سیاهچاله ها خاص هستند. همانطور که سرعت درهم-آمیختن یک بسته کارت به تکنیک مورد استفاده شما ، بستگی دارد، نرخ درهم آمیختگی یک سیستم به جزئیات نحوه برهمکنش ذرات در آن سیستم بستگی دارد.
این جزئیات توسط تابعی به نام هامیلتونی به صورت ریاضی توصیف می شوند. و به نظر می رسد که همیلتونین حاکم بر سیاهچاله ها ، به این معنی است که آنها اطلاعات کوانتومی را با سریع ترین سرعت ممکن درهم می آمیزند.
و این چیزی است که به نتیجه گیری هایدن و پرسکیل منجر می شود. سیاهچاله ها مانند مدارهای کوانتوم-اسکرمبلینگ سریع عمل می کنند، بنابراین وقتی به اندازه کافی با تابش هاوکینگ خود درهمتنیده شوند، هر اطلاعات جدیدی که به آنها وارد می شود خیلی سریع در آن تابش ظاهر می شود.
با این حال، باید منتظر بمانید تا سیاهچاله و تشعشعات هاوکینگ آن به اندازه کافی در همتنیده شوند - یعنی تا نیمه تبخیر شوند - قبل از این رویداد!
اما یک آلترناتیو (جایگزین) سریعتر برای دستیابی به اطلاعات وجود دارد:
سیاهچاله را تا حداکثر با چیز دیگری درهمتنیده entangle کنید - مانند سیاهچاله دیگر . این پیشنهادی است که در سال 2016 توسط پینگ گائو و دانیل جافریس از دانشگاه هاروارد که با آرون وال در مؤسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی کار میکنند، ارائه شد.
آنها گفتند اگر می توانستید یک جفت سیاهچاله را به این ترتیب درهمتنیده سازید ، یک کیوبیت که توسط اولین سیاهچاله بلعیده شد در سیاهچاله دیگر ثبت می شد. گائو و همکارانش نشان دادند که چگونه با افزودن یک جفت بیشتر بین سیاهچالهها، میتوان انتقال اطلاعات کوانتومی بین آنها را به طور رسمی با فرآیندی به نام تلهپورت کوانتومی یکسان کرد. در اینجا از درهم تنیدگی بین دو ذره برای انتقال حالت کوانتومی یکی از آنها به دیگری استفاده می شود.
ذره هدف با ذره اولیه مشابه به نظر می رسد - در واقع، هیچ راه معناداری وجود ندارد که بگوییم این ذره یکسان نیست، از بخشی از فضا ناپدید شده و در قسمتی دیگری از فضا بازسازی شده است. یائو گفت: "درهم تنیدگی آنها مانند یک پل عمل می کند."
If the AdS/CFT correspondence is right, then these experiments would be more than a laboratory analogue of a black hole. The two types of systems would be entirely equivalent.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍5
💢تنها بعد زمان ³
بردارها در فضازمان به 3 دسته تقسیم می شود: بردارهای زمانسان timelike ، فضاسان spacelike و نول یا نورسان lightlike که در صفحه فضا-زمان (x-t) زیر نشان داده شده اند.
💢@higgs_field
بردارها در فضازمان به 3 دسته تقسیم می شود: بردارهای زمانسان timelike ، فضاسان spacelike و نول یا نورسان lightlike که در صفحه فضا-زمان (x-t) زیر نشان داده شده اند.
💢@higgs_field
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 زمین هر سال 1.5 سانتی متر از خورشید دور می شود زیرا خورشید در هر ثانیه میلیون ها تن از جرم خود را به عنوان انرژی خالص از دست می دهد که باعث می شود تأثیر گرانشی آن بر روی زمین در طول زمان ضعیف شود.
🔺این انیمیشن از 358 تصویر گرفته شده توسط فضاپیمای مسنجر ناسا در طول 24 ساعت هنگام دور شدن از زمین در 2 تا 3 آگوست 2005 در مسیر خود به سمت ونوس و سپس مرکوری ساخته شده است.
Credit: NASA/JHUAPL/Carnegie Institute of Washington.
💢@higgs_field
🔺این انیمیشن از 358 تصویر گرفته شده توسط فضاپیمای مسنجر ناسا در طول 24 ساعت هنگام دور شدن از زمین در 2 تا 3 آگوست 2005 در مسیر خود به سمت ونوس و سپس مرکوری ساخته شده است.
Credit: NASA/JHUAPL/Carnegie Institute of Washington.
💢@higgs_field
💢 فضازمان مینکوفسکی¹ [Hermann minkowski ]
نمودار مینکوفسکی که به نام نمودار فضازمان نیز شناخته میشود، در سال ۱۹۰۸ توسط هرمان مینکوفسکی به وجود آمدند و تصویری از ویژگیهای فضا و زمان در نظریه نسبیت خاص ارائه میدهد. این نمودارها اجازه میدهند که درک کمی از پدیدههای متناظر با آنها مانند اتساع زمان، بدون معادلات ریاضی داشته باشیم.
واژه نمودار مینکوفسکی در هر دو مفهوم عام و خاص به کار میرود. در مفهوم عام، یک نمودار مینکوفسکی تصویری گرافیکی از بخشی از فضای مینکوفسکی است که اغلب فضا به یک بعد کاهش داده شدهاست. این نمودارهای دوبعدی جهانخط ها را به صورت منحنیهایی در صفحه نمایش میدهند که متناظر با حرکت در راستای محور فضایی است.
🔺نمودار مینکوفسکی با چارچوب در حال سکون (x,t), چارچوب در حال حرکت(x',t'), مخروط نور, و هذلولیهایی که زمان و فضا را نسبیت به مبدأ نشانهگذاری میکنند.
💢@phys_Q
نمودار مینکوفسکی که به نام نمودار فضازمان نیز شناخته میشود، در سال ۱۹۰۸ توسط هرمان مینکوفسکی به وجود آمدند و تصویری از ویژگیهای فضا و زمان در نظریه نسبیت خاص ارائه میدهد. این نمودارها اجازه میدهند که درک کمی از پدیدههای متناظر با آنها مانند اتساع زمان، بدون معادلات ریاضی داشته باشیم.
واژه نمودار مینکوفسکی در هر دو مفهوم عام و خاص به کار میرود. در مفهوم عام، یک نمودار مینکوفسکی تصویری گرافیکی از بخشی از فضای مینکوفسکی است که اغلب فضا به یک بعد کاهش داده شدهاست. این نمودارهای دوبعدی جهانخط ها را به صورت منحنیهایی در صفحه نمایش میدهند که متناظر با حرکت در راستای محور فضایی است.
🔺نمودار مینکوفسکی با چارچوب در حال سکون (x,t), چارچوب در حال حرکت(x',t'), مخروط نور, و هذلولیهایی که زمان و فضا را نسبیت به مبدأ نشانهگذاری میکنند.
💢@phys_Q
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Simulation of glowing gas around a black hole
💢درخششی از تاریکی: برای مدل سازی سیاهچاله مرکزی کهکشان ما
ظاهر می تواند فریبنده باشد و مانند نور یک لامپ رشته ای ثابت به نظر برسد، اما 120 بار در ثانیه سوسو می زند. از آنجایی که مغز تنها میانگینی از اطلاعاتی را که دریافت می کند درک می کند، این سوسو زدن تار می شود و درک روشنایی ثابت صرفا یک توهم است.
در حالی که نور نمی تواند از سیاهچاله بگریزد، درخشش گازی که به سرعت در مدار خود می چرخد، سوسو زدن منحصر به فرد خود را دارد. در مقالهای که اخیراً در Astrophysical Journal Letters منتشر شده است، لنا مورچیکووا، ویلیام دی. لافلین عضو موسسه مطالعات پیشرفته، کریس وایت از دانشگاه پرینستون؛ و شان رسلر از دانشگاه کالیفرنیا سانتا باربارا توانستند از این سوسو زدن ظریف برای ساختن دقیق ترین مدل تا به امروز از سیاهچاله مرکزی کهکشان خودمان - Sagittarius A* استفاده کنند.
https://phys.org/news/2022-06-flicker-dark-lines-galaxy-central.html
💢@higgs_field
💢درخششی از تاریکی: برای مدل سازی سیاهچاله مرکزی کهکشان ما
ظاهر می تواند فریبنده باشد و مانند نور یک لامپ رشته ای ثابت به نظر برسد، اما 120 بار در ثانیه سوسو می زند. از آنجایی که مغز تنها میانگینی از اطلاعاتی را که دریافت می کند درک می کند، این سوسو زدن تار می شود و درک روشنایی ثابت صرفا یک توهم است.
در حالی که نور نمی تواند از سیاهچاله بگریزد، درخشش گازی که به سرعت در مدار خود می چرخد، سوسو زدن منحصر به فرد خود را دارد. در مقالهای که اخیراً در Astrophysical Journal Letters منتشر شده است، لنا مورچیکووا، ویلیام دی. لافلین عضو موسسه مطالعات پیشرفته، کریس وایت از دانشگاه پرینستون؛ و شان رسلر از دانشگاه کالیفرنیا سانتا باربارا توانستند از این سوسو زدن ظریف برای ساختن دقیق ترین مدل تا به امروز از سیاهچاله مرکزی کهکشان خودمان - Sagittarius A* استفاده کنند.
https://phys.org/news/2022-06-flicker-dark-lines-galaxy-central.html
💢@higgs_field
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 نسبیت
در بینش نیوتونی فضا و زمان ، مجزا از هم و ثابت در نظر گرفته می شدند . اما در نسبیت عام فضازمان از بافت سه بعد مکانی با یک بعد زمانی ، بصورت یکپارچه در نظر گرفته می شوند . فضازمانی که جابجایی در مکان بر تجربه آهنگ گذر زمان ، تاثیر می گذارد ، چیزی که اتساع زمان نام دارد .
بنا بر نسبیت جرم گرانشی و لختی ، یا شتاب و شتاب گرانشی یا جرم و انرژی ، هم ارز هستند و اتساع زمان گرانشی و اتساع زمان بدلیل سرعت نسبی نیز کاملا مشابه و غیر قابل تشخیص هستند.
یک صفحه کاغذ دو بعدی ، بدون انحنا را تصور کنید ، با خم کردن این سطح در امتداد بعد سوم یک استوانه سه بعدی خواهید داشت ، جرم/انرژی فضازمان سه بعدی ما را در امتداد بعد چهارم خم می کند اما ذهن ما تنها قادر به درک فضای سه بعدی ست .
نسبیت عام و خاص هر دو شاهکار های فیزیک کلاسیک هستند که بینش و دانش ما از فیزیک جهان را جهش بخشیدند .
💢@higgs_field
در بینش نیوتونی فضا و زمان ، مجزا از هم و ثابت در نظر گرفته می شدند . اما در نسبیت عام فضازمان از بافت سه بعد مکانی با یک بعد زمانی ، بصورت یکپارچه در نظر گرفته می شوند . فضازمانی که جابجایی در مکان بر تجربه آهنگ گذر زمان ، تاثیر می گذارد ، چیزی که اتساع زمان نام دارد .
بنا بر نسبیت جرم گرانشی و لختی ، یا شتاب و شتاب گرانشی یا جرم و انرژی ، هم ارز هستند و اتساع زمان گرانشی و اتساع زمان بدلیل سرعت نسبی نیز کاملا مشابه و غیر قابل تشخیص هستند.
یک صفحه کاغذ دو بعدی ، بدون انحنا را تصور کنید ، با خم کردن این سطح در امتداد بعد سوم یک استوانه سه بعدی خواهید داشت ، جرم/انرژی فضازمان سه بعدی ما را در امتداد بعد چهارم خم می کند اما ذهن ما تنها قادر به درک فضای سه بعدی ست .
نسبیت عام و خاص هر دو شاهکار های فیزیک کلاسیک هستند که بینش و دانش ما از فیزیک جهان را جهش بخشیدند .
💢@higgs_field
👍2
💢کرمچالهها راهی برای دستکاری اطلاعات سیاهچاله در آزمایشگاه نشان میدهند
فیلیپ توپ
قسمت ششم
یائو همچنین توضیح داد که سیستمهایی با دینامیک سیاهچالهها، امکان انتقال از راه دور را در سریعترین مقیاس زمانی ممکن میکنند. به این دلیل که هر اطلاعاتی که وارد یکی از آنها می شود به سرعت در بین تمام ذرات آن به اشتراک گذاشته می شود - و بنابراین، به دلیل درهم تنیدگی با سیاهچاله دوم، به سرعت با سیاهچاله دیگر نیز به اشتراک گذاشته می شود.
تله پورت کوانتومی بارها به صورت تجربی نشان داده شده است، و در حال حاضر برای ارسال اطلاعات رمزگذاری شده ایمن بین دستگاه های کوانتومی استفاده می شود. با این حال، به شما اجازه نمیدهد پیامها را فوری و آنی ارسال کنید، زیرا سیگنال را نمیتوان رمزگشایی کرد - به نظر تصادفی و رندوم است - بدون ارسال اطلاعات مفید با مکانیزم کلاسیک، به یک معنا که اطلاعات نمیتواند سریعتر از نور حرکت کند.
سپهر نظامی، دانشجوی سابق دکترای هیدن، توضیح داد که به همین دلیل است که طرحی مانند طرح پیشنهادی گائو و همکارانش به ابزارهای اضافی، فراتر از درهم تنیدگی، برای کاپلینگ یا جفت سازی سیاهچاله ها نیاز دارد. وی گفت: "نقش کوپلینگ برای ارسال داده های کلاسیک ضروری است که با کمک درهم تنیدگی، سیگنال را از یک سیاهچاله به سیاهچاله دیگر منتقل می کند."
حداقل اینگونه است که یک نظریه پرداز اطلاعات کوانتومی این فرآیند را محتمل می بیند. اما با توجه به تطابقات یا تناظرات AdS/CFT، کانال بین سیاهچاله های ایجاد شده توسط درهم تنیدگی، در توصیفی بر اساس نسبیت عام، معادل یک کرم چاله در فضا-زمان است که آنها را به هم متصل می کند. در این نما، کیوبیت ها وارد یک سیاهچاله می شوند و از کرم چاله به سمت سیاهچاله دیگر حرکت می کنند.
به طور معمول، چنین کرمچالههایی - در حالی که نسبیت عام اجازه میدهد - غیرقابل عبور هستند: شما در واقع نمیتوانید چیزی به آنها بفرستید. اما گائو، جافریس و وال نشان دادند که چگونه می توان از تئوری اطلاعات کوانتومی و انتقال از راه دور (در تصویر AdS/CFT) برای ساختن کرم چاله ای استفاده کرد که قابل عبور باشد.
💢@higgs_field
فیلیپ توپ
قسمت ششم
یائو همچنین توضیح داد که سیستمهایی با دینامیک سیاهچالهها، امکان انتقال از راه دور را در سریعترین مقیاس زمانی ممکن میکنند. به این دلیل که هر اطلاعاتی که وارد یکی از آنها می شود به سرعت در بین تمام ذرات آن به اشتراک گذاشته می شود - و بنابراین، به دلیل درهم تنیدگی با سیاهچاله دوم، به سرعت با سیاهچاله دیگر نیز به اشتراک گذاشته می شود.
تله پورت کوانتومی بارها به صورت تجربی نشان داده شده است، و در حال حاضر برای ارسال اطلاعات رمزگذاری شده ایمن بین دستگاه های کوانتومی استفاده می شود. با این حال، به شما اجازه نمیدهد پیامها را فوری و آنی ارسال کنید، زیرا سیگنال را نمیتوان رمزگشایی کرد - به نظر تصادفی و رندوم است - بدون ارسال اطلاعات مفید با مکانیزم کلاسیک، به یک معنا که اطلاعات نمیتواند سریعتر از نور حرکت کند.
سپهر نظامی، دانشجوی سابق دکترای هیدن، توضیح داد که به همین دلیل است که طرحی مانند طرح پیشنهادی گائو و همکارانش به ابزارهای اضافی، فراتر از درهم تنیدگی، برای کاپلینگ یا جفت سازی سیاهچاله ها نیاز دارد. وی گفت: "نقش کوپلینگ برای ارسال داده های کلاسیک ضروری است که با کمک درهم تنیدگی، سیگنال را از یک سیاهچاله به سیاهچاله دیگر منتقل می کند."
حداقل اینگونه است که یک نظریه پرداز اطلاعات کوانتومی این فرآیند را محتمل می بیند. اما با توجه به تطابقات یا تناظرات AdS/CFT، کانال بین سیاهچاله های ایجاد شده توسط درهم تنیدگی، در توصیفی بر اساس نسبیت عام، معادل یک کرم چاله در فضا-زمان است که آنها را به هم متصل می کند. در این نما، کیوبیت ها وارد یک سیاهچاله می شوند و از کرم چاله به سمت سیاهچاله دیگر حرکت می کنند.
به طور معمول، چنین کرمچالههایی - در حالی که نسبیت عام اجازه میدهد - غیرقابل عبور هستند: شما در واقع نمیتوانید چیزی به آنها بفرستید. اما گائو، جافریس و وال نشان دادند که چگونه می توان از تئوری اطلاعات کوانتومی و انتقال از راه دور (در تصویر AdS/CFT) برای ساختن کرم چاله ای استفاده کرد که قابل عبور باشد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢چند روزی از انقلاب تابستانی در شمال می گذرد! ۳۱خرداد
انحراف محوری 23.4 درجه و موقعیت زمین در مدار به این معنی است که نیمکره شمالی بیشترین ساعات روشنایی روز را تحت شدیدترین نور خورشید سال دارد. جنوب کمترین هر دو ویژگی را دارد. زمین اکنون در سمت راست این انیمیشن زیر قرار دارد. (به summer دقت کنید)
💢@higgs_field
انحراف محوری 23.4 درجه و موقعیت زمین در مدار به این معنی است که نیمکره شمالی بیشترین ساعات روشنایی روز را تحت شدیدترین نور خورشید سال دارد. جنوب کمترین هر دو ویژگی را دارد. زمین اکنون در سمت راست این انیمیشن زیر قرار دارد. (به summer دقت کنید)
💢@higgs_field
👍2
💢 فضای مینکوفسکی²
قسمت دوم
فضای مینکوفسکی ارتباط نزدیکی با تئوری های نسبیت خاص SR و عام GR اینشتین دارد و رایجترین ساختار ریاضی است که نسبیت خاص بر اساس آن فرمولبندی میشود. در حالی که کامپننت منفرد در فضا و زمان اقلیدسی ممکن است به دلیل انقباض طول Length Contraction و اتساع زمان Time dilation متفاوت باشند، در فضازمان مینکوفسکی، همه چارچوبهای مرجع در مورد فاصله کلی در فضازمان بین رویدادها توافق دارند.
فضای مینکوفسکی زمان را مجزا از سه بعد فضایی مورد بحث قرار می دهد ، فضای مینکوفسکی متفاوت از فضای چهاربعدی اقلیدسی است .
در فضای سه بعدی اقلیدسی (به عنوان مثال، به سادگی فضا در نسبیت گالیله)، گروه ایزومتریک (نقشه هایی که فاصله اقلیدسی منظم را حفظ می کنند) گروه اقلیدسی است. با چرخش، بازتاب و تبدیلات ساخته میشود. وقتی زمان بهعنوان بعد چهارم اصلاح میشود، دگرگونیهای بیشتر تبدیلات در زمان و افزایشهای گالیله اضافه میشوند و گروه همه این تحولات، گروه گالیله نامیده میشود. همه تبدیلهای گالیله فاصله اقلیدسی سه بعدی را حفظ میکنند. این فاصله کاملاً مکانی است. تفاوتهای زمانی نیز بهطور جداگانه حفظ میشوند. این در فضازمان نسبیت خاص، جایی که فضا و زمان در هم تنیده شده اند، تغییر می کند.
فضا-زمان با یک فرم دوخطی نامعین غیر تبهگن متفاوت از نسبیت گالیله مجهز شده است، که متریک مینکوفسکی نامیده می شود، نورم مربع مینکوفسکی یا ضرب داخلی مینکوفسکی بستگی به کانتکست یا زمینه دارد ( ضرب داخلی و وابستگی به زاویه تتا- کانتکست نمودار فریم های مختلف را بررسی کنید) . فاصله بین دو رویداد زمانی که بردار اختلاف مختصات آنها به عنوان آرگومان داده شود.
فرآورده این ضرب داخلی، مدل ریاضی فضازمان فضای مینکوفسکی نامیده می شود. آنالوگ گروه گالیله برای فضای مینکوفسکی، با حفظ فاصله فضازمان (بر خلاف فاصله فضای اقلیدسی) گروه پوانکاره است.
فضازمان گالیله و فضازمان مینکوفسکی بهعنوان منیفولدها یکسان هستند. آنها در دیگر ساختارهای که روی آنها تعریف شده است، متفاوت هستند. اولی تابع فاصله اقلیدسی و بازه زمانی (به طور جداگانه) همراه با فریم های لخت inertial که مختصات آنها با تبدیلات گالیله ای مرتبط است، در حالی که دومی دارای متریک مینکوفسکی همراه با فریم های لخت است که مختصات آنها با تبدیلات پوانکره مرتبط است.
💢@phys_Q
قسمت دوم
فضای مینکوفسکی ارتباط نزدیکی با تئوری های نسبیت خاص SR و عام GR اینشتین دارد و رایجترین ساختار ریاضی است که نسبیت خاص بر اساس آن فرمولبندی میشود. در حالی که کامپننت منفرد در فضا و زمان اقلیدسی ممکن است به دلیل انقباض طول Length Contraction و اتساع زمان Time dilation متفاوت باشند، در فضازمان مینکوفسکی، همه چارچوبهای مرجع در مورد فاصله کلی در فضازمان بین رویدادها توافق دارند.
فضای مینکوفسکی زمان را مجزا از سه بعد فضایی مورد بحث قرار می دهد ، فضای مینکوفسکی متفاوت از فضای چهاربعدی اقلیدسی است .
در فضای سه بعدی اقلیدسی (به عنوان مثال، به سادگی فضا در نسبیت گالیله)، گروه ایزومتریک (نقشه هایی که فاصله اقلیدسی منظم را حفظ می کنند) گروه اقلیدسی است. با چرخش، بازتاب و تبدیلات ساخته میشود. وقتی زمان بهعنوان بعد چهارم اصلاح میشود، دگرگونیهای بیشتر تبدیلات در زمان و افزایشهای گالیله اضافه میشوند و گروه همه این تحولات، گروه گالیله نامیده میشود. همه تبدیلهای گالیله فاصله اقلیدسی سه بعدی را حفظ میکنند. این فاصله کاملاً مکانی است. تفاوتهای زمانی نیز بهطور جداگانه حفظ میشوند. این در فضازمان نسبیت خاص، جایی که فضا و زمان در هم تنیده شده اند، تغییر می کند.
فضا-زمان با یک فرم دوخطی نامعین غیر تبهگن متفاوت از نسبیت گالیله مجهز شده است، که متریک مینکوفسکی نامیده می شود، نورم مربع مینکوفسکی یا ضرب داخلی مینکوفسکی بستگی به کانتکست یا زمینه دارد ( ضرب داخلی و وابستگی به زاویه تتا- کانتکست نمودار فریم های مختلف را بررسی کنید) . فاصله بین دو رویداد زمانی که بردار اختلاف مختصات آنها به عنوان آرگومان داده شود.
فرآورده این ضرب داخلی، مدل ریاضی فضازمان فضای مینکوفسکی نامیده می شود. آنالوگ گروه گالیله برای فضای مینکوفسکی، با حفظ فاصله فضازمان (بر خلاف فاصله فضای اقلیدسی) گروه پوانکاره است.
فضازمان گالیله و فضازمان مینکوفسکی بهعنوان منیفولدها یکسان هستند. آنها در دیگر ساختارهای که روی آنها تعریف شده است، متفاوت هستند. اولی تابع فاصله اقلیدسی و بازه زمانی (به طور جداگانه) همراه با فریم های لخت inertial که مختصات آنها با تبدیلات گالیله ای مرتبط است، در حالی که دومی دارای متریک مینکوفسکی همراه با فریم های لخت است که مختصات آنها با تبدیلات پوانکره مرتبط است.
💢@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢داستان جالب #نیل_دگراس_تایسون در کافیشاپ و اصل تکرارپذیری در روش علمی
پوینت رو از دست ندید
💢@higgs_field
پوینت رو از دست ندید
💢@higgs_field
👍2
اگر برخورد دهنده بزرگ هادرونی #LHC را به عنوان یک برخورد دهنده پروتون یا یون سنگین تصور می کنید، تصویر کاملی نیست .
پروتون ها کوارک ها و کوارک ها ذرات سبک یا سنگینی مانند بوزون W تولید می کنند. CMS اخیراً تولید نادر W به اضافه نور را اندازه گیری کرده است، گویی LHC یک برخورد دهنده W-photon است
تصویری از برهمکنش W-photon، که در آن بوزون W و فوتون توسط پروتونهای ورودی تابش میشوند.
این برهمکنش کوارتیک-بوزون به ویژه برای درک کامل ساختار بخش الکتروضعیف مدل استاندارد (SM) فیزیک ذرات مهم است. بدون چنین برهمکنشی ، نرخ پراکندگی به طور نامعینی با انرژی رشد می کند، و محدودیت ("وحدت") منتج از پایستگی احتمالات را نقض می کند.
https://cms.cern/news/lhc-w-photon-collider
💢@higgs_field
پروتون ها کوارک ها و کوارک ها ذرات سبک یا سنگینی مانند بوزون W تولید می کنند. CMS اخیراً تولید نادر W به اضافه نور را اندازه گیری کرده است، گویی LHC یک برخورد دهنده W-photon است
تصویری از برهمکنش W-photon، که در آن بوزون W و فوتون توسط پروتونهای ورودی تابش میشوند.
این برهمکنش کوارتیک-بوزون به ویژه برای درک کامل ساختار بخش الکتروضعیف مدل استاندارد (SM) فیزیک ذرات مهم است. بدون چنین برهمکنشی ، نرخ پراکندگی به طور نامعینی با انرژی رشد می کند، و محدودیت ("وحدت") منتج از پایستگی احتمالات را نقض می کند.
https://cms.cern/news/lhc-w-photon-collider
💢@higgs_field
👍2
💢این نقطه کوچک یکی از بزرگترین و فعالترین ابرخوشههای کهکشانی است که تاکنون دیده شده است. که مدت کوتاهی پس از مهبانگ، یک هیولا بود.
ابرخوشه ای از کهکشان های تازه کشف شده آنقدر دور است که اخترشناسان می گویند نور آن بیش از دوازده میلیارد سال است که برای رسیدن به تلسکوپ های روی زمین در حال حرکت بوده است. اما این خوشه، که SPT2349 ?56 نام دارد، غول پیکر است و آنقدر پیر که در واقع به عنوان یک پیش خوشه کهکشانی طبقه بندی می شود، به این معنی که ممکن است یکی از اولین خوشه های بزرگ کهکشانی در کیهان ما باشد. همچنین یکی از فعال ترین پیش خوشه های ستاره ساز شناخته شده است.
ابرخوشه SPT2349 ?56 در باند ساب میلیمتری توسط تلسکوپ قطب جنوب کشف شد. ستاره شناس متیو اشبی از مرکز اخترفیزیک هاروارد اسمیتسونین (CfA) یکی از اعضای تیمی بود که مشاهدات بعدی را با رصدخانه جمینی، تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ فضایی اسپیتزر به منظور انجام رصدهای عمیق در طول موج های نوری و مادون قرمز انجام داد.
خوشه SPT2349 ?56 میزبان صدها کهکشان، از جمله بیش از 30 کهکشان با نور زیر میلی متری و ده ها کهکشان ستاره ساز درخشان (با طیف سنجی) است . اگرچه این خوشه ای از کهکشان ها از کیهان اولیه است، ادغام کهکشان ها و تشکیل ستاره های فعال با سرعتی باورنکردنی در حال انجام است و بیش از ده هزار ستاره در سال تولید می کند. ستاره شناسان گفتند که به نظر می رسد یکی از درخشان ترین انتشار نور آن ادغام بیش از بیست کهکشان باشد.
http://universetoday.com/156398/this-tiny-dot-is-one-of-the-biggest-most-active-galaxy-superclusters-ever-seen-it-was-already-a-monster-shortly-after-the-big-bang/
💢@higgs_field
ابرخوشه ای از کهکشان های تازه کشف شده آنقدر دور است که اخترشناسان می گویند نور آن بیش از دوازده میلیارد سال است که برای رسیدن به تلسکوپ های روی زمین در حال حرکت بوده است. اما این خوشه، که SPT2349 ?56 نام دارد، غول پیکر است و آنقدر پیر که در واقع به عنوان یک پیش خوشه کهکشانی طبقه بندی می شود، به این معنی که ممکن است یکی از اولین خوشه های بزرگ کهکشانی در کیهان ما باشد. همچنین یکی از فعال ترین پیش خوشه های ستاره ساز شناخته شده است.
ابرخوشه SPT2349 ?56 در باند ساب میلیمتری توسط تلسکوپ قطب جنوب کشف شد. ستاره شناس متیو اشبی از مرکز اخترفیزیک هاروارد اسمیتسونین (CfA) یکی از اعضای تیمی بود که مشاهدات بعدی را با رصدخانه جمینی، تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ فضایی اسپیتزر به منظور انجام رصدهای عمیق در طول موج های نوری و مادون قرمز انجام داد.
خوشه SPT2349 ?56 میزبان صدها کهکشان، از جمله بیش از 30 کهکشان با نور زیر میلی متری و ده ها کهکشان ستاره ساز درخشان (با طیف سنجی) است . اگرچه این خوشه ای از کهکشان ها از کیهان اولیه است، ادغام کهکشان ها و تشکیل ستاره های فعال با سرعتی باورنکردنی در حال انجام است و بیش از ده هزار ستاره در سال تولید می کند. ستاره شناسان گفتند که به نظر می رسد یکی از درخشان ترین انتشار نور آن ادغام بیش از بیست کهکشان باشد.
http://universetoday.com/156398/this-tiny-dot-is-one-of-the-biggest-most-active-galaxy-superclusters-ever-seen-it-was-already-a-monster-shortly-after-the-big-bang/
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
🤯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 the world is a dynamic mess of jiggling things
عالم دینامیکی از هرج و مرج چیزهای آشفته است .
- Richard Feynman
💢 @higgs_field
عالم دینامیکی از هرج و مرج چیزهای آشفته است .
- Richard Feynman
💢 @higgs_field
👍2
💢 فضای مینکوفسکی
قسمت سوم
هانری پوانکاره در دومین مقاله نسبیت خود در سالهای 1905-1906، نشان داد چگونه با قرار دادن زمان برای تبدیل شدن به چهارمین بردار مختصات فضایی موهومی ict ، جایی که c سرعت نور و i یکای موهومی است، تبدیلات لورنتس را میتوان به صورت امروزی تجسم کرد.
x²+y²+z²+(ict)²=const.
چرخش در صفحاتی که توسط دو بردار واحد فضایی پوشانده شده اند در فضای مختصات و همچنین در فضازمان فیزیکی به شکل چرخش های اقلیدسی ظاهر می شوند و به معنای رایج تفسیر می شوند. "چرخش" در صفحه ای که توسط یک بردار واحد فضا و یک بردار واحد زمان در بر می گیرد، در حالی که به طور رسمی هنوز یک چرخش در فضای مختصات است، یک خیز لورنتس Lorentz boostدر فضازمان فیزیکی با مختصات لخت واقعی است. قیاس با چرخش های اقلیدسی پارتیال است زیرا شعاع کره عملا موهومی است و چرخش ها را به چرخش در فضای هذلولی تبدیل می کند.
این ایده، که پوانکاره تنها به طور مختصر به آن اشاره کرد، توسط مینکوفسکی در مقاله ای گسترده و تأثیرگذار به زبان آلمانی در سال 1908 به نام «معادلات بنیادی برای فرآیندهای الکترومغناطیسی در اجسام متحرک» به تفصیل شرح داده شد. مینکوفسکی با استفاده از این فرمول، تئوری نوبنیاد نسبیت اینشتین را دوباره بیان کرد. به ویژه، با تنظیم مجدد معادلات ماکسول به عنوان مجموعهای متقارن از معادلات در چهار متغیر (x، y، z، ict) ترکیب با متغیرهای برداری بازتعریف شده برای کمیتهای الکترومغناطیسی، او توانست بهطور مستقیم و بسیار ساده تغییرناپذیری آنها را تحت تبدیل لورنتس نشان دهد . او همچنین کمک های مهم دیگری کرد و برای اولین بار در این زمینه از نمادگذاری ماتریس استفاده کرد. او از فرمولبندی مجدد خود به این نتیجه رسید که زمان و مکان باید به طور یکپارچه در نظر گرفته شوند، و بنابراین مفهوم او از رویدادهایی که در یک پیوستار فضا-زمان چهاربعدی یکپارچه رخ میدهند، پدید آمد.
🔺فضا زمان مینکوفسکی (حقیقی)
در توسعه بیشتر در سخنرانی خود در سال 1908 «فضا و زمان»، مینکوفسکی فرمول جایگزینی از این ایده ارائه کرد که از مختصات زمان واقعی به جای یک مختصات موهومی استفاده میکرد و چهار متغیر (x، y، z، t) را نشان میداد. فضا و زمان به شکل مختصات در یک فضای برداری (با اعداد حقیقی)چهار بعدی ارائه شد . نقاط این فضا با رویدادهای فضازمان مطابقت دارد. در این فضا، یک مخروط نوری تعریف شده مرتبط با هر نقطه وجود دارد، و رویدادهایی که روی مخروط نور نیستند، بر اساس رابطه آنها با راس بهعنوان فضاسان spacelike یا زمانسان timelike طبقهبندی میشوند. این دیدگاه از فضازمان ، امروزه رایج است، اگرچه دیدگاه قدیمیتر مربوط به زمان موهومی نیز بر نسبیت خاص تأثیر گذاشته است.
🔺 تصویر:
رویداد A با B در چارچوب مرجع سبز همزمان است، اما در چارچوب آبی قبل و در چارچوب قرمز بعد از B رخ میدهد.
💢@phys_Q
قسمت سوم
هانری پوانکاره در دومین مقاله نسبیت خود در سالهای 1905-1906، نشان داد چگونه با قرار دادن زمان برای تبدیل شدن به چهارمین بردار مختصات فضایی موهومی ict ، جایی که c سرعت نور و i یکای موهومی است، تبدیلات لورنتس را میتوان به صورت امروزی تجسم کرد.
x²+y²+z²+(ict)²=const.
چرخش در صفحاتی که توسط دو بردار واحد فضایی پوشانده شده اند در فضای مختصات و همچنین در فضازمان فیزیکی به شکل چرخش های اقلیدسی ظاهر می شوند و به معنای رایج تفسیر می شوند. "چرخش" در صفحه ای که توسط یک بردار واحد فضا و یک بردار واحد زمان در بر می گیرد، در حالی که به طور رسمی هنوز یک چرخش در فضای مختصات است، یک خیز لورنتس Lorentz boostدر فضازمان فیزیکی با مختصات لخت واقعی است. قیاس با چرخش های اقلیدسی پارتیال است زیرا شعاع کره عملا موهومی است و چرخش ها را به چرخش در فضای هذلولی تبدیل می کند.
این ایده، که پوانکاره تنها به طور مختصر به آن اشاره کرد، توسط مینکوفسکی در مقاله ای گسترده و تأثیرگذار به زبان آلمانی در سال 1908 به نام «معادلات بنیادی برای فرآیندهای الکترومغناطیسی در اجسام متحرک» به تفصیل شرح داده شد. مینکوفسکی با استفاده از این فرمول، تئوری نوبنیاد نسبیت اینشتین را دوباره بیان کرد. به ویژه، با تنظیم مجدد معادلات ماکسول به عنوان مجموعهای متقارن از معادلات در چهار متغیر (x، y، z، ict) ترکیب با متغیرهای برداری بازتعریف شده برای کمیتهای الکترومغناطیسی، او توانست بهطور مستقیم و بسیار ساده تغییرناپذیری آنها را تحت تبدیل لورنتس نشان دهد . او همچنین کمک های مهم دیگری کرد و برای اولین بار در این زمینه از نمادگذاری ماتریس استفاده کرد. او از فرمولبندی مجدد خود به این نتیجه رسید که زمان و مکان باید به طور یکپارچه در نظر گرفته شوند، و بنابراین مفهوم او از رویدادهایی که در یک پیوستار فضا-زمان چهاربعدی یکپارچه رخ میدهند، پدید آمد.
🔺فضا زمان مینکوفسکی (حقیقی)
در توسعه بیشتر در سخنرانی خود در سال 1908 «فضا و زمان»، مینکوفسکی فرمول جایگزینی از این ایده ارائه کرد که از مختصات زمان واقعی به جای یک مختصات موهومی استفاده میکرد و چهار متغیر (x، y، z، t) را نشان میداد. فضا و زمان به شکل مختصات در یک فضای برداری (با اعداد حقیقی)چهار بعدی ارائه شد . نقاط این فضا با رویدادهای فضازمان مطابقت دارد. در این فضا، یک مخروط نوری تعریف شده مرتبط با هر نقطه وجود دارد، و رویدادهایی که روی مخروط نور نیستند، بر اساس رابطه آنها با راس بهعنوان فضاسان spacelike یا زمانسان timelike طبقهبندی میشوند. این دیدگاه از فضازمان ، امروزه رایج است، اگرچه دیدگاه قدیمیتر مربوط به زمان موهومی نیز بر نسبیت خاص تأثیر گذاشته است.
🔺 تصویر:
رویداد A با B در چارچوب مرجع سبز همزمان است، اما در چارچوب آبی قبل و در چارچوب قرمز بعد از B رخ میدهد.
💢@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
💢کرمچالهها راهی برای دستکاری اطلاعات سیاهچاله در آزمایشگاه نشان میدهند
فیلیپ توپ
قسمت هفتم
🔺کرمچاله های اکسپریمنتال
اگر تناظر AdS/CFT واقعی باشد، امکان تغییر اساسی در دیدگاه را فراهم می کند. در اصل، محققان میتوانند سیستمهایی کاملاً معادل سیاهچالههای متصل به کرمچاله با درهمتنیدگی مدارهای کوانتومی به روش صحیح برای انتقال کیوبیتها بین آنها بسازند.
سپهر نظامی و براون که با لئونارد ساسکیند از استنفورد، برایان سوینگل از دانشگاه مریلند، کالج پارک و دیگران کار میکنند، اکنون یک پیشنهاد عملی برای انجام این کار ارائه کردهاند. آنها میگویند آنچه شما نیاز دارید تا گروهی از ذرات کوانتومی در این بستر مانند یک سیاهچاله عمل کنند، این است که به برهمکنشهای آنها یک همیلتونین نسبت دهید که باعث میشود آنها اسکرامبلر های بسیار سریعی باشند.
کوانتوم اسکرامبلینگ در واقع تنها برای اولین بار سال گذشته بهطور واضح نشان داده شد. کریستوفر مونرو در مریلند و همکارانش با یک پیشنهاد تجربی توسط یائو و همکارش بنی یوشیدا، مدار کوانتومی را از یونهایی در دام الکتریکی که حالتهای کوانتومی آنها درهمتنیده بود، ایجاد کردند.
در سیستمهای واقعی مانند این، تشخیص اسکرامبلینگ در میان سایر فرآیندهای مزاحم مانند نویز کلاسیک و بهویژه دی-کوهرنس کوانتومی دشوار است.
مانند اسکرامبلینگ، دکوهرنس از برهمکنش و درهم تنیدگی متعاقب ذرات ناشی میشود ، اما در این مورد، آنها ذرات موجود در محیط اطراف خود سیستم کوانتومی هستند. با ادامه دکوهرنس، اطلاعات به محیط نشت می کند و اساسا برای همیشه از بین می رود. اجتناب از دکوهرنس کاملاً غیرممکن است، که آن را به مشکل رایانههای کوانتومی تبدیل میکند: هر گونه محاسبه کوانتومی باید قبل از دکوهرنس اطلاعات تصادفی ، کامل شده باشد.
💢@higgs_field
فیلیپ توپ
قسمت هفتم
🔺کرمچاله های اکسپریمنتال
اگر تناظر AdS/CFT واقعی باشد، امکان تغییر اساسی در دیدگاه را فراهم می کند. در اصل، محققان میتوانند سیستمهایی کاملاً معادل سیاهچالههای متصل به کرمچاله با درهمتنیدگی مدارهای کوانتومی به روش صحیح برای انتقال کیوبیتها بین آنها بسازند.
سپهر نظامی و براون که با لئونارد ساسکیند از استنفورد، برایان سوینگل از دانشگاه مریلند، کالج پارک و دیگران کار میکنند، اکنون یک پیشنهاد عملی برای انجام این کار ارائه کردهاند. آنها میگویند آنچه شما نیاز دارید تا گروهی از ذرات کوانتومی در این بستر مانند یک سیاهچاله عمل کنند، این است که به برهمکنشهای آنها یک همیلتونین نسبت دهید که باعث میشود آنها اسکرامبلر های بسیار سریعی باشند.
کوانتوم اسکرامبلینگ در واقع تنها برای اولین بار سال گذشته بهطور واضح نشان داده شد. کریستوفر مونرو در مریلند و همکارانش با یک پیشنهاد تجربی توسط یائو و همکارش بنی یوشیدا، مدار کوانتومی را از یونهایی در دام الکتریکی که حالتهای کوانتومی آنها درهمتنیده بود، ایجاد کردند.
در سیستمهای واقعی مانند این، تشخیص اسکرامبلینگ در میان سایر فرآیندهای مزاحم مانند نویز کلاسیک و بهویژه دی-کوهرنس کوانتومی دشوار است.
مانند اسکرامبلینگ، دکوهرنس از برهمکنش و درهم تنیدگی متعاقب ذرات ناشی میشود ، اما در این مورد، آنها ذرات موجود در محیط اطراف خود سیستم کوانتومی هستند. با ادامه دکوهرنس، اطلاعات به محیط نشت می کند و اساسا برای همیشه از بین می رود. اجتناب از دکوهرنس کاملاً غیرممکن است، که آن را به مشکل رایانههای کوانتومی تبدیل میکند: هر گونه محاسبه کوانتومی باید قبل از دکوهرنس اطلاعات تصادفی ، کامل شده باشد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎