Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢اتمهای رقصان
با توضیحات ریچارد فاینمن، فیزیکدان نظری
Credit: Christopher Sykes YouTube Channel
💢@higgs_field
با توضیحات ریچارد فاینمن، فیزیکدان نظری
Credit: Christopher Sykes YouTube Channel
💢@higgs_field
👍4
💢نسبیت در مقابل مکانیک کوانتومی: نبردی برای یونیورس
قسمت چهارم
نظریه ریسمان مانند راه حل فضای درشت، ساختاری بنیادین برای فضا در نظر می گیرد، اما اینجا این دو تفکیک می شوند. نظریه ریسمان معتقد است که هر جسم در جهان از رشته های ارتعاشی انرژی تشکیل شده است. مانند فضای درشت، نظریه ریسمان با معرفی محدود و کوچکترین مقیاس به جهان، از فاجعه گرانشی جلوگیری می کند، اگرچه رشته های واحد حتی از ساختارهای فضایی که هوگان در تلاش برای یافتن آن است به شدت کوچکتر هستند.
فضای درشت با ایده های نظریه ریسمان - یا در هر مدل فیزیک پیشنهادی دیگری، مطابقت ندارد.
هوگان بیان می کند:
"این یک ایده جدید است. در کتاب های درسی نیست این یک پیشبینی از هیچ نظریه استانداردی نیست."
• اما هیچ نظریه استانداردی وجود ندارد، درست است؟
اگر او در مورد فضای انبوه درست گفته باشد، بسیاری از فرمولبندیهای فعلی نظریه ریسمان از بین خواهد رفت و الهامبخش رویکرد تازهای برای فرمولبندی مجدد نسبیت عام در شرایط کوانتومی خواهد بود.و راههای جدیدی برای درک ماهیت ذاتی فضا و زمان پیشنهاد خواهد کرد. و عجیبتر از همه، شاید این تصور را تقویت کند که واقعیت بهظاهر سهبعدی ما از واحدهای بنیادی تر و دو بعدی تشکیل شده است.
هوگان استعاره «پیکسل» را جدی میگیرد:
"همانطور که یک تصویر تلویزیونی میتواند حس عمق را از مجموعهای از پیکسلهای مسطح ایجاد کند، مطابق با پروپزال هوگان ، فضا ممکن است از مجموعهای از عناصر پدید آید که گویی فقط در دو بعد وجود دارند."
مانند بسیاری از ایدههای دوردست فیزیک نظری امروزی، گمانهزنیهای هوگان میتواند به طرز مشکوکی شبیه فلسفهپردازی آخر شب در خوابگاه دانشجویی باشد. چیزی که آنها را به شدت متفاوت می کند این است که او قصد دارد آنها را در یک آزمون آزمایشی سخت، مانند اکنون قرار دهد.
از سال 2007، هوگان شروع به فکر کردن در مورد چگونگی ساخت دستگاهی کرد که بتواند دانه بندی بسیار ظریف فضا را اندازه گیری کند. همانطور که مشخص شد، همکاران او ایده های زیادی در مورد چگونگی انجام این کار داشتند، با تکیه بر فناوری توسعه یافته برای جستجوی امواج گرانشی. در عرض دو سال هوگان پیشنهادی را ارائه کرد و با همکارانش در فرمیلب، دانشگاه شیکاگو و سایر موسسات برای ساختن یک ماشین تشخیص پیکسل کار میکرد که او به زیبایی آن را "هولومتر" مینامد. (این نام یک جناس پنهان است که هم به ابزار نقشه برداری قرن هفدهمی اشاره دارد و هم به این نظریه که فضای دوبعدی می تواند سه بعدی و مشابه هولوگرام به نظر برسد.)
در زیر لایههای پیچیدگی مفهومی، هولومتر از نظر فناوری کمی بیشتر از یک پرتو لیزر است، یک آینه نیمه بازتابنده برای تقسیم لیزر به دو پرتو عمود بر هم، و دو آینه دیگر برای بازگرداندن آن پرتوها در طول یک جفت تونل به طول 40 متر. محورها برای ثبت مکان دقیق آینه ها کالیبره شده اند. اگر فضا بزرگ باشد، مکان آینهها دائماً تنظیم می شود (به بیان دقیق، خود فضا در حال جستجو است) و یک تغییر تصادفی ثابت در جدایی آنها ایجاد میکند. هنگامی که دو پرتو دوباره با هم ترکیب می شوند، کمی هماهنگ نیستند و میزان اختلاف، مقیاس پیکسل های فضا را نشان می دهد.
برای مقیاس بزرگی که هوگان امیدوار است پیدا کند، باید فواصل را با دقت 10^-18 متر، حدود 100 بار کوچکتر از یک اتم هیدروژن، اندازه گیری کند و داده ها را با سرعت 100 بار در ثانیه جمع آوری کند. به طرز شگفت انگیزی، چنین آزمایشی نه تنها ممکن است، بلکه عملی است. هوگان میگوید: «ما به دلیل پیشرفت در فوتونیک، بسیاری از قطعات خارج از قفسه، لوازم الکترونیکی سریع و مواردی از این قبیل، توانستیم این کار را بسیار ارزان انجام دهیم. "این یک آزمایش کاملاً فرضی است، بنابراین شما آن را انجام نمیدهید مگر اینکه ارزان باشد ."
هولومتر در حال حاضر در حال تلاش است و داده ها را با دقت هدف جمع آوری می کند. وی انتظار دارد تا پایان سال خوانش اولیه داشته باشد.(این آزمایش فعلا شکست خورده اما اصل هولوگرافیک هم چنان محل تحقیق و مطالعه است)
💢@higgs_field
قسمت چهارم
نظریه ریسمان مانند راه حل فضای درشت، ساختاری بنیادین برای فضا در نظر می گیرد، اما اینجا این دو تفکیک می شوند. نظریه ریسمان معتقد است که هر جسم در جهان از رشته های ارتعاشی انرژی تشکیل شده است. مانند فضای درشت، نظریه ریسمان با معرفی محدود و کوچکترین مقیاس به جهان، از فاجعه گرانشی جلوگیری می کند، اگرچه رشته های واحد حتی از ساختارهای فضایی که هوگان در تلاش برای یافتن آن است به شدت کوچکتر هستند.
فضای درشت با ایده های نظریه ریسمان - یا در هر مدل فیزیک پیشنهادی دیگری، مطابقت ندارد.
هوگان بیان می کند:
"این یک ایده جدید است. در کتاب های درسی نیست این یک پیشبینی از هیچ نظریه استانداردی نیست."
• اما هیچ نظریه استانداردی وجود ندارد، درست است؟
اگر او در مورد فضای انبوه درست گفته باشد، بسیاری از فرمولبندیهای فعلی نظریه ریسمان از بین خواهد رفت و الهامبخش رویکرد تازهای برای فرمولبندی مجدد نسبیت عام در شرایط کوانتومی خواهد بود.و راههای جدیدی برای درک ماهیت ذاتی فضا و زمان پیشنهاد خواهد کرد. و عجیبتر از همه، شاید این تصور را تقویت کند که واقعیت بهظاهر سهبعدی ما از واحدهای بنیادی تر و دو بعدی تشکیل شده است.
هوگان استعاره «پیکسل» را جدی میگیرد:
"همانطور که یک تصویر تلویزیونی میتواند حس عمق را از مجموعهای از پیکسلهای مسطح ایجاد کند، مطابق با پروپزال هوگان ، فضا ممکن است از مجموعهای از عناصر پدید آید که گویی فقط در دو بعد وجود دارند."
مانند بسیاری از ایدههای دوردست فیزیک نظری امروزی، گمانهزنیهای هوگان میتواند به طرز مشکوکی شبیه فلسفهپردازی آخر شب در خوابگاه دانشجویی باشد. چیزی که آنها را به شدت متفاوت می کند این است که او قصد دارد آنها را در یک آزمون آزمایشی سخت، مانند اکنون قرار دهد.
از سال 2007، هوگان شروع به فکر کردن در مورد چگونگی ساخت دستگاهی کرد که بتواند دانه بندی بسیار ظریف فضا را اندازه گیری کند. همانطور که مشخص شد، همکاران او ایده های زیادی در مورد چگونگی انجام این کار داشتند، با تکیه بر فناوری توسعه یافته برای جستجوی امواج گرانشی. در عرض دو سال هوگان پیشنهادی را ارائه کرد و با همکارانش در فرمیلب، دانشگاه شیکاگو و سایر موسسات برای ساختن یک ماشین تشخیص پیکسل کار میکرد که او به زیبایی آن را "هولومتر" مینامد. (این نام یک جناس پنهان است که هم به ابزار نقشه برداری قرن هفدهمی اشاره دارد و هم به این نظریه که فضای دوبعدی می تواند سه بعدی و مشابه هولوگرام به نظر برسد.)
در زیر لایههای پیچیدگی مفهومی، هولومتر از نظر فناوری کمی بیشتر از یک پرتو لیزر است، یک آینه نیمه بازتابنده برای تقسیم لیزر به دو پرتو عمود بر هم، و دو آینه دیگر برای بازگرداندن آن پرتوها در طول یک جفت تونل به طول 40 متر. محورها برای ثبت مکان دقیق آینه ها کالیبره شده اند. اگر فضا بزرگ باشد، مکان آینهها دائماً تنظیم می شود (به بیان دقیق، خود فضا در حال جستجو است) و یک تغییر تصادفی ثابت در جدایی آنها ایجاد میکند. هنگامی که دو پرتو دوباره با هم ترکیب می شوند، کمی هماهنگ نیستند و میزان اختلاف، مقیاس پیکسل های فضا را نشان می دهد.
برای مقیاس بزرگی که هوگان امیدوار است پیدا کند، باید فواصل را با دقت 10^-18 متر، حدود 100 بار کوچکتر از یک اتم هیدروژن، اندازه گیری کند و داده ها را با سرعت 100 بار در ثانیه جمع آوری کند. به طرز شگفت انگیزی، چنین آزمایشی نه تنها ممکن است، بلکه عملی است. هوگان میگوید: «ما به دلیل پیشرفت در فوتونیک، بسیاری از قطعات خارج از قفسه، لوازم الکترونیکی سریع و مواردی از این قبیل، توانستیم این کار را بسیار ارزان انجام دهیم. "این یک آزمایش کاملاً فرضی است، بنابراین شما آن را انجام نمیدهید مگر اینکه ارزان باشد ."
هولومتر در حال حاضر در حال تلاش است و داده ها را با دقت هدف جمع آوری می کند. وی انتظار دارد تا پایان سال خوانش اولیه داشته باشد.(این آزمایش فعلا شکست خورده اما اصل هولوگرافیک هم چنان محل تحقیق و مطالعه است)
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3
🔺برهمنهیهای کوانتومی امکان همزمانی رویداد ها را فراهم میکنند، در حالی که نسبیت عام نشان میدهد که فضا و زمان شکلپذیر هستند. این ویژگیهای رادیکال در کنار هم نشان میدهند که تعریف علیت مبهم مانده است .
چکیده مقاله:
https://t.me/higgs_field/6548
https://www.quantamagazine.org/quantum-mischief-rewrites-the-laws-of-cause-and-effect-20210311
چکیده مقاله:
https://t.me/higgs_field/6548
https://www.quantamagazine.org/quantum-mischief-rewrites-the-laws-of-cause-and-effect-20210311
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣why? Something happened?
✍ وقتيكه با يك فيزيكدان صحبت ميكنيد هيچوقت اول سؤالتون نگيد #چرا؛ چرا؟ خب بهتره اين ويدئوی 3 دقیقه ای رو ببینید؛ حالا فقط یه سؤال پرسید ازش!!!
👤 #ریچاردفاینمن
📇 زیرنویس پارسی
* دیدگاه درستی در موضوع علت وقایع و علیّت طبیعه در تحلیل مثال مربوط به یک رخداد را بیان می کند ، (علاوه بر این توضیحات ، تئوری آشوب را نیز در دورنمای ذهن خود قرار دهید ). بروز و ظهور رخداد A نه یک یا دو علت بلکه تا آنجا که ذهن اجازه دهد ( تعداد غیر قابل شمارشی) علت ترسیمی بخود اختصاص می دهد و درین چشم انداز ، بقول خود فاینمن ، جهان آشوبی از چیزهای آشفته است .
🆔 @phys_Q
✍ وقتيكه با يك فيزيكدان صحبت ميكنيد هيچوقت اول سؤالتون نگيد #چرا؛ چرا؟ خب بهتره اين ويدئوی 3 دقیقه ای رو ببینید؛ حالا فقط یه سؤال پرسید ازش!!!
👤 #ریچاردفاینمن
📇 زیرنویس پارسی
* دیدگاه درستی در موضوع علت وقایع و علیّت طبیعه در تحلیل مثال مربوط به یک رخداد را بیان می کند ، (علاوه بر این توضیحات ، تئوری آشوب را نیز در دورنمای ذهن خود قرار دهید ). بروز و ظهور رخداد A نه یک یا دو علت بلکه تا آنجا که ذهن اجازه دهد ( تعداد غیر قابل شمارشی) علت ترسیمی بخود اختصاص می دهد و درین چشم انداز ، بقول خود فاینمن ، جهان آشوبی از چیزهای آشفته است .
🆔 @phys_Q
👍6
💢 indefinite causality
آلیس و باب، ستارههای بسیاری از آزمایشهای فکری، در حال پختن شام هستند که اتفاقات ناگواری رخ میدهد. آلیس به طور تصادفی یک بشقاب را انداخت. صدا باب را مبهوت می سازد و باعث میگردد خود را روی اجاق گاز بسوزاند و فریاد می زند. در نسخه دیگری از وقایع، باب خود را می سوزاند و فریاد می زند که باعث می شود آلیس یک بشقاب را رها کند.
کدام رویداد علت رویداد دیگر است؟ علیت causality در نسبیت Relativity بدینسان محو گشته است .
در دهه گذشته، فیزیکدانان کوانتومی در حال بررسی پیامدهای یک درک عجیب بودهاند: در اصل، هر دو نسخه از داستان میتوانند همزمان اتفاق بیفتند. به این معنا که رویدادها می توانند در یک ترتیب علی نامعین رخ دهند، که در آن هر دو "A علت B می شود" و "B علت A" به طور همزمان درست هستند.
این امکان از پدیده کوانتومی معروف به برهم نهی superposition ناشی می شود، جایی که ذرات تمام واقعیت های ممکن را به طور همزمان تا لحظه اندازه گیری حفظ می کنند. این که کدام رویداد بر رویداد دیگر تقدم زمانی دارد ، وابسته به ویژگی های فریم و ویژگی های ناظر یا مشاهده گر Observer است .
در آزمایشگاههایی در اتریش، چین، استرالیا و جاهای دیگر، فیزیکدانان با قرار دادن یک ذره نور (به نام فوتون) در برهمنهی دو حالت، نظم علی نامعین(مبهم indefinite ) را مشاهده میکنند.
سپس یک شاخه از برهم نهی را به پردازش A و سپس فرآیند B و شاخه دیگر را به B و به دنبال آن A می فرستند. در این روش که به عنوان سوئیچ کوانتومی شناخته می شود، نتیجه A بر آنچه در B اتفاق می افتد تأثیر می گذارد و بالعکس! فوتون هر دو ترتیب علی را به طور همزمان تجربه می کند.
طی پنج سال گذشته، جامعه رو به رشدی از فیزیکدانان کوانتومی سوئیچ کوانتومی را در آزمایشهای رومیزی پیادهسازی کردهاند و مزایایی را که ترتیب علی نامعین برای محاسبات و ارتباطات کوانتومی ارائه میدهد، بررسی کردهاند.
اما کاربردهای عملی این پدیده تنها پیامدهای عمیق را حادتر می کند.
فیزیکدانان مدتهاست احساس کردهاند که تصویر معمولی از رویدادها که بهعنوان دنبالهای از علل و معلولها آشکار میشوند، ماهیت بنیادی اشیا را به تصویر نمیکشند. آنها می گویند که اگر بخواهیم منشأ کوانتومی گرانش، فضا و زمان را بفهمیم، احتمالاً باید این دیدگاه علی از بین برود.
اما تا همین اواخر، ایده های زیادی در مورد اینکه چگونه فیزیک پساعلیتی ممکن است کار کند وجود نداشت. بروکنر، که یکی از رهبران مطالعه علیت نامعین است، گفت: «بسیاری از مردم فکر میکنند که علیت در درک ما از جهان آنقدر بنیادین است که اگر این تصور را ضعیف کنیم، نمیتوانیم نظریههای منسجم و معناداری بسازیم.»
علیت در آزمایش های فکری کوانتومی - نسبیتی پس از عمل مشاهده و در نتیجه کلپس موج به ذره بررسی شده است در حالی که پیش از مشاهده ، مکانیک کوانتومی غیر جبرگرا indeterministic بوده و رابطه جبری و اکنون ترتیب زمانی بین علت و معلوم قابل پیگیری نیست .
💢@higgs_field
آلیس و باب، ستارههای بسیاری از آزمایشهای فکری، در حال پختن شام هستند که اتفاقات ناگواری رخ میدهد. آلیس به طور تصادفی یک بشقاب را انداخت. صدا باب را مبهوت می سازد و باعث میگردد خود را روی اجاق گاز بسوزاند و فریاد می زند. در نسخه دیگری از وقایع، باب خود را می سوزاند و فریاد می زند که باعث می شود آلیس یک بشقاب را رها کند.
کدام رویداد علت رویداد دیگر است؟ علیت causality در نسبیت Relativity بدینسان محو گشته است .
در دهه گذشته، فیزیکدانان کوانتومی در حال بررسی پیامدهای یک درک عجیب بودهاند: در اصل، هر دو نسخه از داستان میتوانند همزمان اتفاق بیفتند. به این معنا که رویدادها می توانند در یک ترتیب علی نامعین رخ دهند، که در آن هر دو "A علت B می شود" و "B علت A" به طور همزمان درست هستند.
این امکان از پدیده کوانتومی معروف به برهم نهی superposition ناشی می شود، جایی که ذرات تمام واقعیت های ممکن را به طور همزمان تا لحظه اندازه گیری حفظ می کنند. این که کدام رویداد بر رویداد دیگر تقدم زمانی دارد ، وابسته به ویژگی های فریم و ویژگی های ناظر یا مشاهده گر Observer است .
در آزمایشگاههایی در اتریش، چین، استرالیا و جاهای دیگر، فیزیکدانان با قرار دادن یک ذره نور (به نام فوتون) در برهمنهی دو حالت، نظم علی نامعین(مبهم indefinite ) را مشاهده میکنند.
سپس یک شاخه از برهم نهی را به پردازش A و سپس فرآیند B و شاخه دیگر را به B و به دنبال آن A می فرستند. در این روش که به عنوان سوئیچ کوانتومی شناخته می شود، نتیجه A بر آنچه در B اتفاق می افتد تأثیر می گذارد و بالعکس! فوتون هر دو ترتیب علی را به طور همزمان تجربه می کند.
طی پنج سال گذشته، جامعه رو به رشدی از فیزیکدانان کوانتومی سوئیچ کوانتومی را در آزمایشهای رومیزی پیادهسازی کردهاند و مزایایی را که ترتیب علی نامعین برای محاسبات و ارتباطات کوانتومی ارائه میدهد، بررسی کردهاند.
اما کاربردهای عملی این پدیده تنها پیامدهای عمیق را حادتر می کند.
فیزیکدانان مدتهاست احساس کردهاند که تصویر معمولی از رویدادها که بهعنوان دنبالهای از علل و معلولها آشکار میشوند، ماهیت بنیادی اشیا را به تصویر نمیکشند. آنها می گویند که اگر بخواهیم منشأ کوانتومی گرانش، فضا و زمان را بفهمیم، احتمالاً باید این دیدگاه علی از بین برود.
اما تا همین اواخر، ایده های زیادی در مورد اینکه چگونه فیزیک پساعلیتی ممکن است کار کند وجود نداشت. بروکنر، که یکی از رهبران مطالعه علیت نامعین است، گفت: «بسیاری از مردم فکر میکنند که علیت در درک ما از جهان آنقدر بنیادین است که اگر این تصور را ضعیف کنیم، نمیتوانیم نظریههای منسجم و معناداری بسازیم.»
علیت در آزمایش های فکری کوانتومی - نسبیتی پس از عمل مشاهده و در نتیجه کلپس موج به ذره بررسی شده است در حالی که پیش از مشاهده ، مکانیک کوانتومی غیر جبرگرا indeterministic بوده و رابطه جبری و اکنون ترتیب زمانی بین علت و معلوم قابل پیگیری نیست .
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3
💢PHYSICS & basement
chapter 3
3• امواج ( کلاسیک)
قسمت سوم
نمودار قبل یک تابع سینوسی یا کسینوسی به نظر می رسد شکل زیر را ببینید، جایی که cos(w) [یعنی کسینوس عدد w] در نمودار ترسیم شده است. cos(w)، یک تابع نوسانی است که به وضوح موقعیت متوسط ، دامنه 0, 1 و طول موج 2π دارد. چگونه از شکل زیر (تابع کسینوسی ) به فرمول موج در شکل قبل(سینوسی) برویم؟
ابتدا cos(w) را در A ضرب می کنیم تا دامنه برابر با A شود. سپس Z0 را به کل معادله اضافه می کنیم تا مقدار متوسط را به درستی تعریف کنیم .
(به طوری که اگر A = 0 موجی وجود نداشته باشد و Z=Z0 قرار گیرد). و در نهایت w را با 2πx/λ جایگزین می کنیم، زیرا cos w دارای قله در w=0 و w=2π است، بنابراین cos 2πx/λ دارای قله هایی در x = 0 و x = λ است. در مجموع این ماجرا :
Z(x,t0) = Z0 + A cos (2π x/λ)
این تقریباً همان فرمولی است که نحوه جهش توپ روی فنر در زمان را توصیف می کند، که
z(t) = z0 + A cos (2π ν t) = z0 + A cos (2π t / T)
بود، که ν برابر است فرکانس نوسان و T = 1/ν دوره نوسان است. این قیاس را ببینید:
دوره نوسان به زمان وابسته است همانطور که طول موج به فضا وابسته است.
اجازه دهید قبل از ادامه مطلب آخرین نکته را بگویم:
Z(x,t0) = Z0 + A cos (-2π x/λ)
دلیلش این است که cos[w] = cos[-w]. این واقعیت که ما آزادیم علامت منفی را در فرمول شکل موج قرار دهیم، بعداً مهم خواهد بود.
حالا بیایید یک سوال متفاوت بپرسیم: بیایید ببینیم که چگونه موج در زمان تغییر می کند، اما یک نقطه خاص روی طناب را دنبال کنید تا ببینید به کجا می رود و چگونه حرکت می کند. این در شکل قسمت دوم نشان داده شده است. می بینید که من یک نقطه خاص x0 را علامت زده ام که در زمان t0 در یک قله قرار دارد.
موج را همانطور که به سمت راست حرکت می کند ، دنبال کنید و همچنین دامنه موج Z را در نقطه x0 دنبال دنبال کنید ، زیراZ(x0,t) در زمان تغییر می کند.
سپس متوجه خواهید شد که ارتفاع موج در این نقطه خاص دقیقاً مانند توپی است که روی فنر نوسان می کند ، است و بنابراین فرمول یک توپ روی فنر را دارد، به عنوان تابعی از فرکانس ν موج، یا دوره T = 1/ν، که در آن T زمان بین لحظه ای است که موج در x0 در قله است. و لحظه ای که بعد از یک بار قرار گرفتن در یک قله، بعد از آن قرار می گیرد.
Z(x0,t) = Z0 + A cos (2π ν t) = Z0 + A cos (2π t / T)
[ آن را هم از نظر فرکانس و هم از نظر دوره تناوب نوشتهام، زیرا فیزیکدانان معمولاً از فرکانس استفاده میکنند، اما دوره تناوب یا نوسان بیشتر شبیه طول موج است، بنابراین ممکن است آن را ترجیح دهید. درهر صورت خوب است.]
💢@higgs_field
chapter 3
3• امواج ( کلاسیک)
قسمت سوم
نمودار قبل یک تابع سینوسی یا کسینوسی به نظر می رسد شکل زیر را ببینید، جایی که cos(w) [یعنی کسینوس عدد w] در نمودار ترسیم شده است. cos(w)، یک تابع نوسانی است که به وضوح موقعیت متوسط ، دامنه 0, 1 و طول موج 2π دارد. چگونه از شکل زیر (تابع کسینوسی ) به فرمول موج در شکل قبل(سینوسی) برویم؟
ابتدا cos(w) را در A ضرب می کنیم تا دامنه برابر با A شود. سپس Z0 را به کل معادله اضافه می کنیم تا مقدار متوسط را به درستی تعریف کنیم .
(به طوری که اگر A = 0 موجی وجود نداشته باشد و Z=Z0 قرار گیرد). و در نهایت w را با 2πx/λ جایگزین می کنیم، زیرا cos w دارای قله در w=0 و w=2π است، بنابراین cos 2πx/λ دارای قله هایی در x = 0 و x = λ است. در مجموع این ماجرا :
Z(x,t0) = Z0 + A cos (2π x/λ)
این تقریباً همان فرمولی است که نحوه جهش توپ روی فنر در زمان را توصیف می کند، که
z(t) = z0 + A cos (2π ν t) = z0 + A cos (2π t / T)
بود، که ν برابر است فرکانس نوسان و T = 1/ν دوره نوسان است. این قیاس را ببینید:
دوره نوسان به زمان وابسته است همانطور که طول موج به فضا وابسته است.
اجازه دهید قبل از ادامه مطلب آخرین نکته را بگویم:
Z(x,t0) = Z0 + A cos (-2π x/λ)
دلیلش این است که cos[w] = cos[-w]. این واقعیت که ما آزادیم علامت منفی را در فرمول شکل موج قرار دهیم، بعداً مهم خواهد بود.
حالا بیایید یک سوال متفاوت بپرسیم: بیایید ببینیم که چگونه موج در زمان تغییر می کند، اما یک نقطه خاص روی طناب را دنبال کنید تا ببینید به کجا می رود و چگونه حرکت می کند. این در شکل قسمت دوم نشان داده شده است. می بینید که من یک نقطه خاص x0 را علامت زده ام که در زمان t0 در یک قله قرار دارد.
موج را همانطور که به سمت راست حرکت می کند ، دنبال کنید و همچنین دامنه موج Z را در نقطه x0 دنبال دنبال کنید ، زیراZ(x0,t) در زمان تغییر می کند.
سپس متوجه خواهید شد که ارتفاع موج در این نقطه خاص دقیقاً مانند توپی است که روی فنر نوسان می کند ، است و بنابراین فرمول یک توپ روی فنر را دارد، به عنوان تابعی از فرکانس ν موج، یا دوره T = 1/ν، که در آن T زمان بین لحظه ای است که موج در x0 در قله است. و لحظه ای که بعد از یک بار قرار گرفتن در یک قله، بعد از آن قرار می گیرد.
Z(x0,t) = Z0 + A cos (2π ν t) = Z0 + A cos (2π t / T)
[ آن را هم از نظر فرکانس و هم از نظر دوره تناوب نوشتهام، زیرا فیزیکدانان معمولاً از فرکانس استفاده میکنند، اما دوره تناوب یا نوسان بیشتر شبیه طول موج است، بنابراین ممکن است آن را ترجیح دهید. درهر صورت خوب است.]
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅱 باورها از منظر
برتراند راسل
ریچارد فاینمن
مت دیلاهونتی
کریستوفر هیچنز
کارل ساگان
زیرنویس فارسی
👁 #نگاه
میگویند که خدا در قیامت از بندگانش میپرسد:
" آن شب که مومنی در همسایهگیات سر گرسنه بر بالین گذاشت تو کجا بودی و چرا از حالش بیخبر بودی؟"
پاسخ داد که من در چنین شرایطی باشم به خداوند خواهم گفت:
"خودت در آن موقع کجا بودی و چرا کاری نکردی، آنوقت از منی که نه مانند تو قادر مطلقم و خیر بیبدیل چنین توقعی داری؟ "
بهزاد مهری
برتراند راسل
ریچارد فاینمن
مت دیلاهونتی
کریستوفر هیچنز
کارل ساگان
زیرنویس فارسی
👁 #نگاه
میگویند که خدا در قیامت از بندگانش میپرسد:
" آن شب که مومنی در همسایهگیات سر گرسنه بر بالین گذاشت تو کجا بودی و چرا از حالش بیخبر بودی؟"
پاسخ داد که من در چنین شرایطی باشم به خداوند خواهم گفت:
"خودت در آن موقع کجا بودی و چرا کاری نکردی، آنوقت از منی که نه مانند تو قادر مطلقم و خیر بیبدیل چنین توقعی داری؟ "
بهزاد مهری
👍17
💢 هولوگرافیک یونیورس
تمام معماهای لاینحل فیزیک نظیر معمای گرانش کوانتومی ، ناسازگاری نسبیت عام و مکانیک کوانتومی و همچنین توضیح رویداد های مکانیک کوانتومی ، بعهده فیزیکیست های مشارکت کننده در بخش ریاضیات اصل هولوگرافیک است .
درین بخش تلاش می شود قطعات پازلی به طول طبیعت از مقیاس بنیادین بسیار بسیار بسیار کوچکتر از مقیاس پلانک ، که با تئوری اطلاعات بعنوان عنصر بنیادین سازنده یونیورس از پیکسل های اطلاعات در فضازمانی ۲+۱ بعدی - تا سازه های کهکشانی و شبکه کیهانی ، را با دقت بسیار زیاد در کنار هم بچینند و اما تایید رسمی تئوری هولوگرافیک منوط به مشاهده نقش و نگار روی قطعات پازل + شواهد تجربی خواهد بود.
اولی تئوریک و اما دومی چالش ساز خواهد بود.
💢@higgs_field
تمام معماهای لاینحل فیزیک نظیر معمای گرانش کوانتومی ، ناسازگاری نسبیت عام و مکانیک کوانتومی و همچنین توضیح رویداد های مکانیک کوانتومی ، بعهده فیزیکیست های مشارکت کننده در بخش ریاضیات اصل هولوگرافیک است .
درین بخش تلاش می شود قطعات پازلی به طول طبیعت از مقیاس بنیادین بسیار بسیار بسیار کوچکتر از مقیاس پلانک ، که با تئوری اطلاعات بعنوان عنصر بنیادین سازنده یونیورس از پیکسل های اطلاعات در فضازمانی ۲+۱ بعدی - تا سازه های کهکشانی و شبکه کیهانی ، را با دقت بسیار زیاد در کنار هم بچینند و اما تایید رسمی تئوری هولوگرافیک منوط به مشاهده نقش و نگار روی قطعات پازل + شواهد تجربی خواهد بود.
اولی تئوریک و اما دومی چالش ساز خواهد بود.
💢@higgs_field
🔥1
💢نسبیت در مقابل مکانیک کوانتومی: نبردی برای یونیورس
قسمت پنجم
هوگان سهم خود را از مخالفان بدبینان و شکاک دارد، از جمله بسیاری در جامعه فیزیک نظری.
دلیل این اختلاف نظر آسان است: موفقیت برای هولومتر به معنای شکست در بسیاری از کارهایی است که در نظریه ریسمان انجام می شود. با وجود این مبارزه سطحی، هوگان و اکثر همکاران نظریه ای برای پردازش باور بنیادین (در فضازمان) دارند: آنها بطور گسترده موافقند که نسبیت عام در نهایت تابع مکانیک کوانتومی است. سه قانون دیگر فیزیک از قوانین کوانتومی پیروی می کنند، بنابراین منطقی است که گرانش نیز باید باشد.
با این حال، برای اکثر نظریه پردازان امروزی، اعتقاد به تقدم مکانیک کوانتومی همچنان عمیق تر است (نسبیت را غیر دقیق می پندارند) . در سطح فلسفی – حکمت شناختی، آنها واقعیت مقیاس بزرگ فیزیک کلاسیک را نوعی توهم میدانند، تقریبی که از جنبههای «واقعیتر» دنیای کوانتومی که در مقیاسی بسیار کوچک عمل میکنند، پدید میآید. فضای بزرگ مطمئناً با این جهان بینی هماهنگ است.
هوگان پروژه خود را به آزمایش مشهور مایکلسون-مورلی در قرن نوزدهم تشبیه می کند که به دنبال اتر بود - ماده فرضی فضا که طبق نظریه پیشرو آن زمان، امواج نور را از خلاء منتقل می کرد. آزمایش چیزی پیدا نکرد. آن نتیجه تهی گیج کننده به الهام بخشیدن به نظریه نسبیت خاص انیشتین کمک کرد، که به نوبه خود نظریه نسبیت عام را ایجاد کرد و در نهایت کل جهان فیزیک را زیر و رو کرد. آزمایش مایکلسون-مورلی، علاوه بر پیوند تاریخی، ساختار فضا را با استفاده از آینهها و پرتوی تقسیمشده از نور، به دنبال چیدمانی بسیار شبیه به هوگان اندازهگیری کرد.
ما میتوانیم آزمایش هولومتر را با این نیت انجام دهیم . اگر چیزی ببینیم یا چیزی نبینیم ، در هر صورت جالب است. دلیل انجام آزمایش فقط این است که ببینیم آیا میتوانیم چیزی برای هدایت نظریه پیدا کنیم یا خیر. «شما در می یابید که همکاران نظریه پردازتان از چه چیزی (منظور های پنهان) به این ایده واکنش نشان می دهند. دنیایی از تفکر بسیار ریاضی تشکیل شده . من به یک نتیجه تجربی امیدوار هستم که دانشمندان را وادار کند تفکر نظری را در جهتی متفاوت متمرکز کنند."
هوگان چه ساختار کوانتومی خود را در فضا پیدا کند یا نه، مطمئن است که هولومتر به فیزیک کمک می کند تا مشکل بزرگ-کوچک خود را حل کند. راه درست (یا رد راه نادرست) برای درک ساختار کوانتومی زیربنایی فضا و چگونگی تأثیر آن بر قوانین نسبیتی گرانش که در آن جریان دارد را نشان می دهد.
💢@higgs_field
قسمت پنجم
هوگان سهم خود را از مخالفان بدبینان و شکاک دارد، از جمله بسیاری در جامعه فیزیک نظری.
دلیل این اختلاف نظر آسان است: موفقیت برای هولومتر به معنای شکست در بسیاری از کارهایی است که در نظریه ریسمان انجام می شود. با وجود این مبارزه سطحی، هوگان و اکثر همکاران نظریه ای برای پردازش باور بنیادین (در فضازمان) دارند: آنها بطور گسترده موافقند که نسبیت عام در نهایت تابع مکانیک کوانتومی است. سه قانون دیگر فیزیک از قوانین کوانتومی پیروی می کنند، بنابراین منطقی است که گرانش نیز باید باشد.
با این حال، برای اکثر نظریه پردازان امروزی، اعتقاد به تقدم مکانیک کوانتومی همچنان عمیق تر است (نسبیت را غیر دقیق می پندارند) . در سطح فلسفی – حکمت شناختی، آنها واقعیت مقیاس بزرگ فیزیک کلاسیک را نوعی توهم میدانند، تقریبی که از جنبههای «واقعیتر» دنیای کوانتومی که در مقیاسی بسیار کوچک عمل میکنند، پدید میآید. فضای بزرگ مطمئناً با این جهان بینی هماهنگ است.
هوگان پروژه خود را به آزمایش مشهور مایکلسون-مورلی در قرن نوزدهم تشبیه می کند که به دنبال اتر بود - ماده فرضی فضا که طبق نظریه پیشرو آن زمان، امواج نور را از خلاء منتقل می کرد. آزمایش چیزی پیدا نکرد. آن نتیجه تهی گیج کننده به الهام بخشیدن به نظریه نسبیت خاص انیشتین کمک کرد، که به نوبه خود نظریه نسبیت عام را ایجاد کرد و در نهایت کل جهان فیزیک را زیر و رو کرد. آزمایش مایکلسون-مورلی، علاوه بر پیوند تاریخی، ساختار فضا را با استفاده از آینهها و پرتوی تقسیمشده از نور، به دنبال چیدمانی بسیار شبیه به هوگان اندازهگیری کرد.
ما میتوانیم آزمایش هولومتر را با این نیت انجام دهیم . اگر چیزی ببینیم یا چیزی نبینیم ، در هر صورت جالب است. دلیل انجام آزمایش فقط این است که ببینیم آیا میتوانیم چیزی برای هدایت نظریه پیدا کنیم یا خیر. «شما در می یابید که همکاران نظریه پردازتان از چه چیزی (منظور های پنهان) به این ایده واکنش نشان می دهند. دنیایی از تفکر بسیار ریاضی تشکیل شده . من به یک نتیجه تجربی امیدوار هستم که دانشمندان را وادار کند تفکر نظری را در جهتی متفاوت متمرکز کنند."
هوگان چه ساختار کوانتومی خود را در فضا پیدا کند یا نه، مطمئن است که هولومتر به فیزیک کمک می کند تا مشکل بزرگ-کوچک خود را حل کند. راه درست (یا رد راه نادرست) برای درک ساختار کوانتومی زیربنایی فضا و چگونگی تأثیر آن بر قوانین نسبیتی گرانش که در آن جریان دارد را نشان می دهد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
💢تعریف #برایان #گرین از میدان هیگز
یکی از تعاریف میدان هیگز، موردی بود از برایان گرین بود که در برنامه PBS چارلی رز که گرین در برنامه ای همراه با مایکل تافتس درباره ی کشف بوزون هیگز بحث می کردند: جرم در واقع مقاومت جسم در مقابل حرکت و تغییر سرعت (شتاب) آن است. یک توپ بیسبال را در نظر بگیرید. وقتی شما آن را پرتاب می کنید، بازوی شما مقاومتی را احساس می کند و در پرتاب وزنه نیز همین احساس را دارید. در مورد ذرات نیز این چنین است. مقاومت از کجا می آید؟
این تئوری تا جایی پیش می رود که شاید فضا از “چیزهایی” نامرئی پر شده باشد، “چیزهایی” نامرئی و مانند شیره ای چسبنده که وقتی ذرات تلاش می کنند تا حرکت کنند، مقاومت و چسبندگی احساس می کنند. این چسبندگی همان جرم آنهاست، همان چیزی که آنها را تشکیل می دهد.
📌http://physics.about.com/od/quantumphysics/f/HiggsField.htm
💢@higgs_field
یکی از تعاریف میدان هیگز، موردی بود از برایان گرین بود که در برنامه PBS چارلی رز که گرین در برنامه ای همراه با مایکل تافتس درباره ی کشف بوزون هیگز بحث می کردند: جرم در واقع مقاومت جسم در مقابل حرکت و تغییر سرعت (شتاب) آن است. یک توپ بیسبال را در نظر بگیرید. وقتی شما آن را پرتاب می کنید، بازوی شما مقاومتی را احساس می کند و در پرتاب وزنه نیز همین احساس را دارید. در مورد ذرات نیز این چنین است. مقاومت از کجا می آید؟
این تئوری تا جایی پیش می رود که شاید فضا از “چیزهایی” نامرئی پر شده باشد، “چیزهایی” نامرئی و مانند شیره ای چسبنده که وقتی ذرات تلاش می کنند تا حرکت کنند، مقاومت و چسبندگی احساس می کنند. این چسبندگی همان جرم آنهاست، همان چیزی که آنها را تشکیل می دهد.
📌http://physics.about.com/od/quantumphysics/f/HiggsField.htm
💢@higgs_field
👍2
💢PHYSICS & basement
chapter 3
3• امواج ( کلاسیک)
قسمت چهارم و پایان فصل سوم
🔺فرمول کامل موج بی نهایت
اکنون ما به فرمولی برای Z(x,t) نیاز داریم، که موجی را که در شکل های زیر در تمام نقاط x در تمام زمان های t دیدیم، توصیف می کند.
پاسخ درست این است:
Z(x,t) = Z0 + A cos (2π [ν t – x/λ]) = Z0 + A cos (2π [t/T – x/λ])
که هر دو فرمول ما را برای یک نقطه ثابت در زمان و برای یک نقطه ثابت در فضا ترکیب می کند.
یکی از مواردی که باید به آن توجه کنید علامت منفی است که در مقابل x ظاهر می شود. قبلاً اشاره کردم که ما میتوانیم علامت منفی را برای Z(x,t0) در فرمول خود قرار دهیم. با علامت منفی جلوی x و علامت مثبت جلوی t، فرمول موجی را که به سمت راست حرکت میکند، توصیف میکند[ این علامت تنها شیفت تناوب نمودار نوسان را بیان می کند] .
برای مشاهده این موضوع، توجه داشته باشید که وقتی t/T – x/ λ = 0، موج در یک قله ( پیک مثبت) است، زیرا cos[0]=1.
بنابراین در t=0، یک قله در x=0 وجود دارد. اما اگر t کمی به جلو حرکت کند، مثلاً به T/10، اکنون یک قله در x = λ/10 وجود دارد، در سمت راست جایی که در t=0 بود .
بنابراین قله موج (همراه با ادامه موج) به سمت راست حرکت می کند.
اگر به جای علامت منفی در فرمول خود برای Z(x,t) علامت مثبت قرار دهیم، چه تفاوتی خواهد داشت؟ خوب در این صورت یک قله در:
t/T + x/λ = 0
وجود خواهد داشت، بنابراین در این صورت، در زمان t = T/10، یک قله در x = -λ/10 وجود خواهد داشت، سمت چپ جایی که در t=0 است.
نتیجه:
امواجی که تابعی از x و t هستند می توانند در هر دو جهت حرکت کنند، بنابراین فقط باید فرمول مناسبی را برای موج داده شده انتخاب کنیم. به طور کلی، ما با امواجی کار می کنیم که نه تنها در امتداد یک جهت فضایی x بلکه در هر یک از سه مختصات x، y و z ما حرکت می کنند، آن امواج می توانند در هر جهت حرکت کنند و ما باید بر اساس فرمول مناسبی انتخاب کنیم. در جهتی که موج در حال حرکت است.
نکته : همچنین میتوانیم به جای جلوی x یک علامت منفی جلوی t قرار دهیم. اما +t، +x همان -t، -x است، زیرا این برابر است با ضرب کردن کل فرمول داخل کسینوس در علامت منهای، و cos[w]=cos[-w].
🔺معادله حرکت برای امواج
اکنون، درست همانطور که برای توپ روی فنر، جایی که ما ابتدا فرمول حرکت نوسانی توپ را درک کردیم، و سپس به معادله حرکتی که فرمول مذکور ، راه حلی برای آن بود، نگاه کردیم، میخواهیم همین کار را در اینجا انجام دهیم. ما فرمولی برای شکل و حرکت یک موج پیدا کرده ایم. کدام معادله حرکتی چنین فرمولی را در بین جواب های خود دارد؟
💢@higgs_field
chapter 3
3• امواج ( کلاسیک)
قسمت چهارم و پایان فصل سوم
🔺فرمول کامل موج بی نهایت
اکنون ما به فرمولی برای Z(x,t) نیاز داریم، که موجی را که در شکل های زیر در تمام نقاط x در تمام زمان های t دیدیم، توصیف می کند.
پاسخ درست این است:
Z(x,t) = Z0 + A cos (2π [ν t – x/λ]) = Z0 + A cos (2π [t/T – x/λ])
که هر دو فرمول ما را برای یک نقطه ثابت در زمان و برای یک نقطه ثابت در فضا ترکیب می کند.
یکی از مواردی که باید به آن توجه کنید علامت منفی است که در مقابل x ظاهر می شود. قبلاً اشاره کردم که ما میتوانیم علامت منفی را برای Z(x,t0) در فرمول خود قرار دهیم. با علامت منفی جلوی x و علامت مثبت جلوی t، فرمول موجی را که به سمت راست حرکت میکند، توصیف میکند[ این علامت تنها شیفت تناوب نمودار نوسان را بیان می کند] .
برای مشاهده این موضوع، توجه داشته باشید که وقتی t/T – x/ λ = 0، موج در یک قله ( پیک مثبت) است، زیرا cos[0]=1.
بنابراین در t=0، یک قله در x=0 وجود دارد. اما اگر t کمی به جلو حرکت کند، مثلاً به T/10، اکنون یک قله در x = λ/10 وجود دارد، در سمت راست جایی که در t=0 بود .
بنابراین قله موج (همراه با ادامه موج) به سمت راست حرکت می کند.
اگر به جای علامت منفی در فرمول خود برای Z(x,t) علامت مثبت قرار دهیم، چه تفاوتی خواهد داشت؟ خوب در این صورت یک قله در:
t/T + x/λ = 0
وجود خواهد داشت، بنابراین در این صورت، در زمان t = T/10، یک قله در x = -λ/10 وجود خواهد داشت، سمت چپ جایی که در t=0 است.
نتیجه:
امواجی که تابعی از x و t هستند می توانند در هر دو جهت حرکت کنند، بنابراین فقط باید فرمول مناسبی را برای موج داده شده انتخاب کنیم. به طور کلی، ما با امواجی کار می کنیم که نه تنها در امتداد یک جهت فضایی x بلکه در هر یک از سه مختصات x، y و z ما حرکت می کنند، آن امواج می توانند در هر جهت حرکت کنند و ما باید بر اساس فرمول مناسبی انتخاب کنیم. در جهتی که موج در حال حرکت است.
نکته : همچنین میتوانیم به جای جلوی x یک علامت منفی جلوی t قرار دهیم. اما +t، +x همان -t، -x است، زیرا این برابر است با ضرب کردن کل فرمول داخل کسینوس در علامت منهای، و cos[w]=cos[-w].
🔺معادله حرکت برای امواج
اکنون، درست همانطور که برای توپ روی فنر، جایی که ما ابتدا فرمول حرکت نوسانی توپ را درک کردیم، و سپس به معادله حرکتی که فرمول مذکور ، راه حلی برای آن بود، نگاه کردیم، میخواهیم همین کار را در اینجا انجام دهیم. ما فرمولی برای شکل و حرکت یک موج پیدا کرده ایم. کدام معادله حرکتی چنین فرمولی را در بین جواب های خود دارد؟
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
.
💢بین خودمان بماند ، بودن در هستی جبر زیست است اما تلاش برای شناخت آن ، انتخاب ماست ، ویژهی ماست ، هنر ماست ، زندگی ماست . اولی افتخاری ندارد اما دومی .... شگفت آور ، جذاب ، شکوهمند ، زیبا ، فریبا و برانگیزانندهی آدمی ست . بر همین اساس ......
📌 PHYSICS & basement :
chapter 1 - p 1 https://t.me/higgs_field/6370
chapter 1 - p 2 https://t.me/higgs_field/6388
chapter 1 - p 3 https://t.me/higgs_field/6393
chapter 1 -p 4 https://t.me/higgs_field/6402
💢
chapter 2 -p 1 https://t.me/higgs_field/6491
chapter 2 -p 2 https://t.me/higgs_field/6501
chapter 2 -p 3 https://t.me/higgs_field/6526
💢
3/1 https://t.me/higgs_field/6534
3/2 https://t.me/higgs_field/6542
3/3 https://t.me/higgs_field/6549
3/4 https://t.me/higgs_field/6556
💢
💢بین خودمان بماند ، بودن در هستی جبر زیست است اما تلاش برای شناخت آن ، انتخاب ماست ، ویژهی ماست ، هنر ماست ، زندگی ماست . اولی افتخاری ندارد اما دومی .... شگفت آور ، جذاب ، شکوهمند ، زیبا ، فریبا و برانگیزانندهی آدمی ست . بر همین اساس ......
📌 PHYSICS & basement :
chapter 1 - p 1 https://t.me/higgs_field/6370
chapter 1 - p 2 https://t.me/higgs_field/6388
chapter 1 - p 3 https://t.me/higgs_field/6393
chapter 1 -p 4 https://t.me/higgs_field/6402
💢
chapter 2 -p 1 https://t.me/higgs_field/6491
chapter 2 -p 2 https://t.me/higgs_field/6501
chapter 2 -p 3 https://t.me/higgs_field/6526
💢
3/1 https://t.me/higgs_field/6534
3/2 https://t.me/higgs_field/6542
3/3 https://t.me/higgs_field/6549
3/4 https://t.me/higgs_field/6556
💢
👍3
💢 اصل هولوگرافیک
خلائی بسته تحت سلطه یونیورس asymptotic فریدمن به فضای دی سیتر با افق رویداد کیهانی برای هر ناظری است. اصل هولوگرافیک می گوید که مساحت افق در واحدهای پلانک تعداد بیت های اطلاعاتی را که در مورد جهان هستی در دسترس هر ناظری قرار می گیرد، تعیین می کند.
تابع موج که توزیع احتمال کوانتاهای جرمی مرتبط با بیت های اطلاعات موجود در افق را توصیف می کند، شرط مرزی برای تابع موج است که توزیع احتمال کوانتوم های جرم را در سراسر یونیورس مشخص می کند. برهمکنش های لوکال بین کوانتای جرمی mass Quanta در یونیورس باعث انتقال کوانتومی در تابع موج می شود که توزیع جرم را در سراسر یونیورس با اثرات غیرمحلی non-local آنی instantaneous در سراسر یونیورس مشخص می کند.
💢@higgs_field
خلائی بسته تحت سلطه یونیورس asymptotic فریدمن به فضای دی سیتر با افق رویداد کیهانی برای هر ناظری است. اصل هولوگرافیک می گوید که مساحت افق در واحدهای پلانک تعداد بیت های اطلاعاتی را که در مورد جهان هستی در دسترس هر ناظری قرار می گیرد، تعیین می کند.
تابع موج که توزیع احتمال کوانتاهای جرمی مرتبط با بیت های اطلاعات موجود در افق را توصیف می کند، شرط مرزی برای تابع موج است که توزیع احتمال کوانتوم های جرم را در سراسر یونیورس مشخص می کند. برهمکنش های لوکال بین کوانتای جرمی mass Quanta در یونیورس باعث انتقال کوانتومی در تابع موج می شود که توزیع جرم را در سراسر یونیورس با اثرات غیرمحلی non-local آنی instantaneous در سراسر یونیورس مشخص می کند.
💢@higgs_field
🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢تصور ظهور هستی از میدان ها یا پارتیکل های بنیادین و هتا تئوری اخیر هولوگرافیک که تلاش دارد یونیورس ۳+۱ بعدی را به تئوری اطلاعات در پیوستاری ۲+۱ بعدی پیوند دهد ، بقدر کافی شگفت و باشکوه است .
وجود گونه های مختلف حیات در حال فرگشت نیز بر زیبایی گیتی می افزاید.
💢@higgs_field
وجود گونه های مختلف حیات در حال فرگشت نیز بر زیبایی گیتی می افزاید.
💢@higgs_field
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢اثر ژانیبکوف
اثر ژانیبکوف شامل رفتار عجیب یک جسم در حال چرخش در شرایط #میکرو_گرانش است. هنگامی که فضانوردان محموله تحویل شده به مدار را باز کردند، مجبور شدند پیچ های به اصطلاح "بره" - آجیل با گوش را باز کنند. ارزش این را دارد که به گوش «بره» بزند و خودش بچرخد. سپس، با باز کردن تا انتها و پریدن از روی میله رزوهدار، مهره به چرخش و پرواز با اینرسی در گرانش صفر (تقریباً مانند یک ملخ چرخان در حال پرواز) ادامه میدهد. بنابراین، ولادیمیر الکساندرویچ متوجه شد که مهره پس از پرواز حدود 40 سانتیمتر با گوشهایش به سمت جلو، ناگهان یک چرخش 180 درجهای انجام میدهد و به پرواز در همان جهت ادامه میدهد، اما گوشهایش به عقب و در جهت دیگر میچرخند. سپس، دوباره با 40 سانتی متر پرواز، مهره دوباره 180 درجه می چرخد و دوباره به پرواز ادامه می دهد، گوش ها به جلو، مانند بار اول، و غیره. ژانیبکوف آزمایش را چندین بار تکرار کرد و نتیجه همیشه تکرار شد.
💢@higgs_field
اثر ژانیبکوف شامل رفتار عجیب یک جسم در حال چرخش در شرایط #میکرو_گرانش است. هنگامی که فضانوردان محموله تحویل شده به مدار را باز کردند، مجبور شدند پیچ های به اصطلاح "بره" - آجیل با گوش را باز کنند. ارزش این را دارد که به گوش «بره» بزند و خودش بچرخد. سپس، با باز کردن تا انتها و پریدن از روی میله رزوهدار، مهره به چرخش و پرواز با اینرسی در گرانش صفر (تقریباً مانند یک ملخ چرخان در حال پرواز) ادامه میدهد. بنابراین، ولادیمیر الکساندرویچ متوجه شد که مهره پس از پرواز حدود 40 سانتیمتر با گوشهایش به سمت جلو، ناگهان یک چرخش 180 درجهای انجام میدهد و به پرواز در همان جهت ادامه میدهد، اما گوشهایش به عقب و در جهت دیگر میچرخند. سپس، دوباره با 40 سانتی متر پرواز، مهره دوباره 180 درجه می چرخد و دوباره به پرواز ادامه می دهد، گوش ها به جلو، مانند بار اول، و غیره. ژانیبکوف آزمایش را چندین بار تکرار کرد و نتیجه همیشه تکرار شد.
💢@higgs_field
👍4
💢قلب انسان می تواند خود را ترمیم کند، و ما اکنون می دانیم که کدام سلول ها برای این فرآیند حیاتی هستند
بدن ما در ترمیم خود بسیار خلاق است و دانشمندان در حال بررسی جزئیات روش هایی بوده اند که قلب پس از حمله قلبی (انفارکتوس میوکارد) خود را تعمیر می کند. آنها امیدوارند سرنخ هایی بیابند که می تواند به درمان های بهتری برای مشکلات قلبی عروقی منجر شود.
تحقیقات جدید نشان داده است که پاسخ ایمنی بدن و سیستم لنفاوی (بخشی از سیستم ایمنی) در راه ترمیم قلب پس از حمله قلبی که باعث آسیب به عضله قلب شده است، بسیار مهم است.
کلید این مطالعه کشف نقش ماکروفاژها بود، سلولهای تخصصی که میتوانند باکتریها را از بین ببرند یا پاسخهای التهابی مفیدی را آغاز کنند. این ماکروفاژها به عنوان اولین پاسخ دهندگان در صحنه پس از حمله قلبی، نوع خاصی از پروتئین به نام VEGFC را تولید می کنند.
بیشتر بخوانید...
#انگلیسی
https://www.sciencealert.com/new-study-reveals-more-about-how-the-heart-repairs-itself-after-a-heart-attack
💢@higgs_field
بدن ما در ترمیم خود بسیار خلاق است و دانشمندان در حال بررسی جزئیات روش هایی بوده اند که قلب پس از حمله قلبی (انفارکتوس میوکارد) خود را تعمیر می کند. آنها امیدوارند سرنخ هایی بیابند که می تواند به درمان های بهتری برای مشکلات قلبی عروقی منجر شود.
تحقیقات جدید نشان داده است که پاسخ ایمنی بدن و سیستم لنفاوی (بخشی از سیستم ایمنی) در راه ترمیم قلب پس از حمله قلبی که باعث آسیب به عضله قلب شده است، بسیار مهم است.
کلید این مطالعه کشف نقش ماکروفاژها بود، سلولهای تخصصی که میتوانند باکتریها را از بین ببرند یا پاسخهای التهابی مفیدی را آغاز کنند. این ماکروفاژها به عنوان اولین پاسخ دهندگان در صحنه پس از حمله قلبی، نوع خاصی از پروتئین به نام VEGFC را تولید می کنند.
بیشتر بخوانید...
#انگلیسی
https://www.sciencealert.com/new-study-reveals-more-about-how-the-heart-repairs-itself-after-a-heart-attack
💢@higgs_field
🔥1
💢 اصل هولوگرافیک چگونه بر ناموضعیت دلالت دارد؟
توضیح موضعیت Locality اگر تئوری هولوگرافیک راه را نشان نمیداد ، چالش برانگیز تر و سخت تر از کنون بود.
کانفورمال فیلد تئوری CFT در تناظر AdS/CFT فیزیک AdS موضعی Locality ایجاد می کند، حتی اگر توضیحات کاملاً و آشکارا ناموضعی باشند .
و
هنگامی که متوجه می شوید که گرانش در یک صفحه هولوگرافیک در دوردست ها تعریف شده است، ایده متغیرهای پنهان قابل قبول تر می شود، زیرا فیزیک گرانش ناموضع است به گونه ای که نشان می دهد ممکن است مکانیک کوانتومی را اصلاح کند.
📌 گرانش چگونه ناموضع است؟ فکر میکردم GR آشکارا تحت تبدیلات لورنتس تغییر ناپذیر Lorentz invariant است؟
یا اینکه گزاره ها بیشتر فلسفی هستند ، یعنی فقط گزاره ای است که مرز "دور" far away boundary را ایزومرفیک ( isomorphic ) یا هم شکل یا هم سان با درون معرفی می کند.
ناموضع بودن گرانش به این معنی نیست که تغییر ناپذیری لورنتس نقض شده است، تغییر ناپذیری لورنتس و موضعیت مفاهیم جداگانه ای هستند. و تنها به این معنی است که برای تعریف وضعیت یونیورس در یک نقطه خاص، باید بدانید در همه جا چه اتفاقی می افتد، فضای حالت به مبنای عملگرهای موضعی تجزیه نمی شود.
نمیدانیم که چگونه این تغییر ناپذیری لورنتس را نقض نمی کند. اگر حالت شما در زمان t به بخش هایی از جهان خارج از مخروط نور شما بستگی دارد، این به وضوح یک رویداد علی است.
" موضعیت " اصطلاحی است که بیش از حد بارگذاری شده است، و برای این بحث فرض می کنیم که به این معنی است که در هر نقطه عملگرهای بوزونی وجود دارند که در تفکیک های فضایی ( مانند میدان های بوزونیک و دو خطی در میدان های فرمی) رفت و آمد می کنند. این بدان معناست که حالتهای پایه متعامد در یک زمان، همه مقادیر ممکن حالتهای میدان بوزونی در یک ابرسطح فضایی و بیش از متغیرهای فرمی گراسمن هستند، اگر میخواهید فرمیونها داشته باشید.
این تعریف را درک نمی کنیم و رک و پوست کنده به نظر می رسد بی جهت پیچیده و غیر شفاف است. آیا این تعریف متفاوتی از «موضعیت» در مقایسه با آنچه برای مثال در مقاله معروف بل به کار رفته ، را بیان می کند؟
*non-Locality ناموضعیت
💢@higgs_field
توضیح موضعیت Locality اگر تئوری هولوگرافیک راه را نشان نمیداد ، چالش برانگیز تر و سخت تر از کنون بود.
کانفورمال فیلد تئوری CFT در تناظر AdS/CFT فیزیک AdS موضعی Locality ایجاد می کند، حتی اگر توضیحات کاملاً و آشکارا ناموضعی باشند .
و
هنگامی که متوجه می شوید که گرانش در یک صفحه هولوگرافیک در دوردست ها تعریف شده است، ایده متغیرهای پنهان قابل قبول تر می شود، زیرا فیزیک گرانش ناموضع است به گونه ای که نشان می دهد ممکن است مکانیک کوانتومی را اصلاح کند.
📌 گرانش چگونه ناموضع است؟ فکر میکردم GR آشکارا تحت تبدیلات لورنتس تغییر ناپذیر Lorentz invariant است؟
یا اینکه گزاره ها بیشتر فلسفی هستند ، یعنی فقط گزاره ای است که مرز "دور" far away boundary را ایزومرفیک ( isomorphic ) یا هم شکل یا هم سان با درون معرفی می کند.
ناموضع بودن گرانش به این معنی نیست که تغییر ناپذیری لورنتس نقض شده است، تغییر ناپذیری لورنتس و موضعیت مفاهیم جداگانه ای هستند. و تنها به این معنی است که برای تعریف وضعیت یونیورس در یک نقطه خاص، باید بدانید در همه جا چه اتفاقی می افتد، فضای حالت به مبنای عملگرهای موضعی تجزیه نمی شود.
نمیدانیم که چگونه این تغییر ناپذیری لورنتس را نقض نمی کند. اگر حالت شما در زمان t به بخش هایی از جهان خارج از مخروط نور شما بستگی دارد، این به وضوح یک رویداد علی است.
" موضعیت " اصطلاحی است که بیش از حد بارگذاری شده است، و برای این بحث فرض می کنیم که به این معنی است که در هر نقطه عملگرهای بوزونی وجود دارند که در تفکیک های فضایی ( مانند میدان های بوزونیک و دو خطی در میدان های فرمی) رفت و آمد می کنند. این بدان معناست که حالتهای پایه متعامد در یک زمان، همه مقادیر ممکن حالتهای میدان بوزونی در یک ابرسطح فضایی و بیش از متغیرهای فرمی گراسمن هستند، اگر میخواهید فرمیونها داشته باشید.
این تعریف را درک نمی کنیم و رک و پوست کنده به نظر می رسد بی جهت پیچیده و غیر شفاف است. آیا این تعریف متفاوتی از «موضعیت» در مقایسه با آنچه برای مثال در مقاله معروف بل به کار رفته ، را بیان می کند؟
*non-Locality ناموضعیت
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1