💢PHYSICS & basement
chapter 2
2. توپ روی فنر (کوانتوم) Ball on a spring
قسمت سوم و پایان فصل دوم
🔺کوانتیزاسیون انرژی نوسان Oscillation
حالا بیایید کوانتیزاسیون دامنه را در نظر بگیریم و آن را در فرمول انرژی نوسانی که در ابتدای این مقاله داشتیم:
E = 2 π² ν² A² M
وارد کردن مقادیر مجاز برای A از فرمول بالا، یک نتیجه شگفت انگیز دارد .
E = n h ν (naive!)
یک پاسخ بسیار ساده! انرژی ذخیره شده در یک توپ کوانتومی روی فنر (به طور ساده naively) متناسب با n، تعداد کوانتوم های نوسان، ضربدر h ثابت پلانک، ضرب در فرکانس ν توپ روی فنر است.
انرژی مورد نیاز برای افزایش تعداد کوانتومهای نوسانگر به اندازه یک (n → n+1) h ν است.
در همه نوسان-ساز یا اسیلاتور هایی که در زندگی معمولی با آن مواجه میشویم، یک کوانتوم انرژی آنقدر کوچک است که هرگز نمیدانیم انرژی کوانتیزه شده است.
[بیایید بیانیه آخر را بررسی کنیم. برای یک توپ و فنری که یک بار در ثانیه نوسان می کند، یک کوانتوم منفرد انرژی:
6.6 × 10-³⁴ J
است، یعنی:
0.000.000.000.000.000.000.000.000.000.000.000.000.66 ژول.
ژول واحد انرژی است و یک ژول ، انرژی مورد نیاز برای برداشتن گوشی شما از روی زمین تا ارتفاع یک متری است. آنقدرها هم زیاد نیست!
بنابراین یک ژول مقدار بسیار ناچیز انرژی است. در مولکولهای کوچک و سیستمهای کوچکتر، فرکانس نوسان میتواند آنقدر زیاد باشد که امکان آشکار سازی کوانتیزاسیون انرژی را فراهم کند.
• فرمول انرژی ما که در بالا بنوعی ساده انگارانه naively هست و کاملاً درست نیست. با محاسبه مکانیک کوانتومی واقعی، میتوان دریافت که فرمول صحیح انرژی :
E = (n + 1/2) h ν ( correct!)
ما اغلب نیازی به توجه به انتقال shift کوچک n در 1/2 نداریم. با این حال، این انتقال shift بسیار جالب است ، اینجاست که تمام ابهام و تیرگی مکانیک کوانتومی شروع می شود.
• کنجکاو نشدید؟
" حتی زمانی که هیچ کوانتای نوسانی در اسیلاتور وجود ندارد وقتی که n = 0 باشد ، هنوز مقداری انرژی در نوسانگر یا اسیلاتور وجود دارد. این انرژی نقطه صفر Zero point energy نامیده میشود و به دلیل یک نوسان اولیه، یک مفهوم غیرقابل پیشبینی بنیادین است که در قلب مکانیک کوانتومی قرار دارد. "
(شکل 3 را برای تصویری [به ناچار شماتیک و نادرست] ببینید که تلاش می کند نشان دهد که چگونه ارتعاشی کوچک jitter مسئول انرژی نقطه صفر است؛ توجه داشته باشید که توپ به طور رندوم یا تصادفی ، حتی در حالت پایه حرکت می کند.) که به آن باز خواهیم گشت. کانسپت انرژی نقطه صفر در نقطهای بعد... ما را به برخی از عمیقترین مسائل در تمام فیزیک هدایت میکند.
شکل 3: فقط نمایش شماتیک ناقص از توپ کوانتومی روی فنر امکان پذیر است. و این یکی از آن هاست. یک حس وجود دارد که در آن می توان غیرقابل پیش بینی بودن بنیادین مکانیک کوانتومی را به عنوان ایجاد لرزش در موقعیت توپ در نظر گرفت. حتی در حالت پایه (n=0) توپ به طور تصادفی حرکت می کند که منجر به انرژی نقطه صفر می شود. حرکت رندوم بر حالت های برانگیخته نیز تأثیر می گذارد، اگرچه برای n های بزرگ اهمیت کمتری پیدا می کند. هشدار: این تصویر اساساً نادرست است.
💢@higgs_field
chapter 2
2. توپ روی فنر (کوانتوم) Ball on a spring
قسمت سوم و پایان فصل دوم
🔺کوانتیزاسیون انرژی نوسان Oscillation
حالا بیایید کوانتیزاسیون دامنه را در نظر بگیریم و آن را در فرمول انرژی نوسانی که در ابتدای این مقاله داشتیم:
E = 2 π² ν² A² M
وارد کردن مقادیر مجاز برای A از فرمول بالا، یک نتیجه شگفت انگیز دارد .
E = n h ν (naive!)
یک پاسخ بسیار ساده! انرژی ذخیره شده در یک توپ کوانتومی روی فنر (به طور ساده naively) متناسب با n، تعداد کوانتوم های نوسان، ضربدر h ثابت پلانک، ضرب در فرکانس ν توپ روی فنر است.
انرژی مورد نیاز برای افزایش تعداد کوانتومهای نوسانگر به اندازه یک (n → n+1) h ν است.
در همه نوسان-ساز یا اسیلاتور هایی که در زندگی معمولی با آن مواجه میشویم، یک کوانتوم انرژی آنقدر کوچک است که هرگز نمیدانیم انرژی کوانتیزه شده است.
[بیایید بیانیه آخر را بررسی کنیم. برای یک توپ و فنری که یک بار در ثانیه نوسان می کند، یک کوانتوم منفرد انرژی:
6.6 × 10-³⁴ J
است، یعنی:
0.000.000.000.000.000.000.000.000.000.000.000.000.66 ژول.
ژول واحد انرژی است و یک ژول ، انرژی مورد نیاز برای برداشتن گوشی شما از روی زمین تا ارتفاع یک متری است. آنقدرها هم زیاد نیست!
بنابراین یک ژول مقدار بسیار ناچیز انرژی است. در مولکولهای کوچک و سیستمهای کوچکتر، فرکانس نوسان میتواند آنقدر زیاد باشد که امکان آشکار سازی کوانتیزاسیون انرژی را فراهم کند.
• فرمول انرژی ما که در بالا بنوعی ساده انگارانه naively هست و کاملاً درست نیست. با محاسبه مکانیک کوانتومی واقعی، میتوان دریافت که فرمول صحیح انرژی :
E = (n + 1/2) h ν ( correct!)
ما اغلب نیازی به توجه به انتقال shift کوچک n در 1/2 نداریم. با این حال، این انتقال shift بسیار جالب است ، اینجاست که تمام ابهام و تیرگی مکانیک کوانتومی شروع می شود.
• کنجکاو نشدید؟
" حتی زمانی که هیچ کوانتای نوسانی در اسیلاتور وجود ندارد وقتی که n = 0 باشد ، هنوز مقداری انرژی در نوسانگر یا اسیلاتور وجود دارد. این انرژی نقطه صفر Zero point energy نامیده میشود و به دلیل یک نوسان اولیه، یک مفهوم غیرقابل پیشبینی بنیادین است که در قلب مکانیک کوانتومی قرار دارد. "
(شکل 3 را برای تصویری [به ناچار شماتیک و نادرست] ببینید که تلاش می کند نشان دهد که چگونه ارتعاشی کوچک jitter مسئول انرژی نقطه صفر است؛ توجه داشته باشید که توپ به طور رندوم یا تصادفی ، حتی در حالت پایه حرکت می کند.) که به آن باز خواهیم گشت. کانسپت انرژی نقطه صفر در نقطهای بعد... ما را به برخی از عمیقترین مسائل در تمام فیزیک هدایت میکند.
شکل 3: فقط نمایش شماتیک ناقص از توپ کوانتومی روی فنر امکان پذیر است. و این یکی از آن هاست. یک حس وجود دارد که در آن می توان غیرقابل پیش بینی بودن بنیادین مکانیک کوانتومی را به عنوان ایجاد لرزش در موقعیت توپ در نظر گرفت. حتی در حالت پایه (n=0) توپ به طور تصادفی حرکت می کند که منجر به انرژی نقطه صفر می شود. حرکت رندوم بر حالت های برانگیخته نیز تأثیر می گذارد، اگرچه برای n های بزرگ اهمیت کمتری پیدا می کند. هشدار: این تصویر اساساً نادرست است.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
🟣 خطای ادراک
تصویر را بخوبی و با دقت بنگرید ، توپ ها رنگ های متفاوتی دارند ، درسته؟
اکنون بزرگنمایی کنید و توپ ها را از نمای بسته نگاه کنید! چه می بینید؟
این خطای دید نه در جلوی چشمان شما بلکه در ذهن شما ایجاد شده است و جالب اینکه مجموعه ای از سهش های گوناگون (پنج حواس اصلی) تز ما به هستی را شکل داده اند ، انسان ذاتا خطا پذیر است ، علم با پی بردن به ماهیت خطاپذیر ادراک انسان با تولید متد و رویکردی سخت گیرانه سعی در ارائه معتبر ترین روایت از هستی دارد .
🆔 @phys_Q
تصویر را بخوبی و با دقت بنگرید ، توپ ها رنگ های متفاوتی دارند ، درسته؟
اکنون بزرگنمایی کنید و توپ ها را از نمای بسته نگاه کنید! چه می بینید؟
این خطای دید نه در جلوی چشمان شما بلکه در ذهن شما ایجاد شده است و جالب اینکه مجموعه ای از سهش های گوناگون (پنج حواس اصلی) تز ما به هستی را شکل داده اند ، انسان ذاتا خطا پذیر است ، علم با پی بردن به ماهیت خطاپذیر ادراک انسان با تولید متد و رویکردی سخت گیرانه سعی در ارائه معتبر ترین روایت از هستی دارد .
🆔 @phys_Q
👍13
💢گرانش و تئوری اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
باید توجه کنیم که گرانش ممکن است به طور طبیعی اصول نظریه اطلاعات را رمزگذاری کند. با چنین ملاحظاتی طبیعتاً قابل تأمل است که گرانش میدانی است که در تعریف جرم و فواصل فضازمان نقش دارد و سرعت انتشار ذرات نقطه-سان و در نتیجه اطلاعات را از طریق معادلات ژئودزیکی مشخص میکند .
این نظریه همچنین از اصل هولوگرافیک به عنوان مبنایی برای رویکرد نظری اطلاعاتی به ماهیت گرانش استفاده می کند. در این تئوری گرانش زمانی پدیدار می شود که اطلاعات در یک حجم معین از فضا با ماهیت ماده ، سازگار شوند .
💢@higgs_field
باید توجه کنیم که گرانش ممکن است به طور طبیعی اصول نظریه اطلاعات را رمزگذاری کند. با چنین ملاحظاتی طبیعتاً قابل تأمل است که گرانش میدانی است که در تعریف جرم و فواصل فضازمان نقش دارد و سرعت انتشار ذرات نقطه-سان و در نتیجه اطلاعات را از طریق معادلات ژئودزیکی مشخص میکند .
این نظریه همچنین از اصل هولوگرافیک به عنوان مبنایی برای رویکرد نظری اطلاعاتی به ماهیت گرانش استفاده می کند. در این تئوری گرانش زمانی پدیدار می شود که اطلاعات در یک حجم معین از فضا با ماهیت ماده ، سازگار شوند .
💢@higgs_field
👍4
marzilarki:
این دو سگ از دقایق اول آواربرداری تاکنون ۱۸ نفر زنده و جانباخته را پیدا کردند .
#متروپل_آبادان
💢@higgs_field
این دو سگ از دقایق اول آواربرداری تاکنون ۱۸ نفر زنده و جانباخته را پیدا کردند .
#متروپل_آبادان
💢@higgs_field
❤15👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢بزرگترین سوتی آینشتین
چیزی که آینشتین بزرگترین سوتی خود نامید در واقع کشفی فراتر از زمان خود بود . ثابت کاسمولوژیکالی که انبساط کیهانی را با انرژی مثبتی در سرتاسر فضا توضیح میداد .
#نیل_دگراس_تایسون
💢@higgs_field
چیزی که آینشتین بزرگترین سوتی خود نامید در واقع کشفی فراتر از زمان خود بود . ثابت کاسمولوژیکالی که انبساط کیهانی را با انرژی مثبتی در سرتاسر فضا توضیح میداد .
#نیل_دگراس_تایسون
💢@higgs_field
👍5❤2
💢فراکتال
🔺فراکتال Fractal، ساختاری هندسی است که با بزرگ کردن هر بخش از این ساختار به نسبت معین، همان ساختار نخستین به دست آید. به گفتاری دیگر فراکتال ساختاری است که هر بخش از آن با کلاش همانند است. فراکتال از دور و نزدیک یکسان دیده میشود. به این ویژگی خودهمانندی گویند.
فراکتالها یکی از ابزارهای مهم در گرافیک رایانهای هستند و میتوان استفادههای بسیاری از آنها کرد.
فراکتال ها مفهوم قدرتمندی در هنر و علم و البته شبه علم اند که در بسیاری از ساختار طبیعت مشاهده می شوند .
مجموعه فراکتال مندلبرو
💢@higgs_field
🔺فراکتال Fractal، ساختاری هندسی است که با بزرگ کردن هر بخش از این ساختار به نسبت معین، همان ساختار نخستین به دست آید. به گفتاری دیگر فراکتال ساختاری است که هر بخش از آن با کلاش همانند است. فراکتال از دور و نزدیک یکسان دیده میشود. به این ویژگی خودهمانندی گویند.
فراکتالها یکی از ابزارهای مهم در گرافیک رایانهای هستند و میتوان استفادههای بسیاری از آنها کرد.
فراکتال ها مفهوم قدرتمندی در هنر و علم و البته شبه علم اند که در بسیاری از ساختار طبیعت مشاهده می شوند .
مجموعه فراکتال مندلبرو
💢@higgs_field
👍6❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢Quantum Recollections…
خاطرات کوانتومی 😍
🎥 Footage compiled from various archival documentaries.
فیلم گردآوری شده از مستندهای آرشیوی مختلف.
🎶 Maybe Tomorrow (The Littlest Hobo) by Nightingale Cummings ft. Abbie Bingham.
💢@higgs_field
خاطرات کوانتومی 😍
🎥 Footage compiled from various archival documentaries.
فیلم گردآوری شده از مستندهای آرشیوی مختلف.
🎶 Maybe Tomorrow (The Littlest Hobo) by Nightingale Cummings ft. Abbie Bingham.
💢@higgs_field
❤7👍2🤩1
💢PHYSICS & basement
chapter 3
3• امواج ( کلاسیک)
قسمت اول
هنگامی که معادلات یک نوسانگر را درک کردیم - که تقریباً هر چیزی را که جهش میکند یا تکان میخورد یا به جلو و عقب میرود ، توصیف میکند، مانند توپ روی فنر - میتوانیم در مورد چیزی مشابه در طبیعت بیاموزیم: waves امواج
امواج همه جا هستند: در صدا و نور، حرکت غلتشی rolling و زمین لرزه ها، امواج روی سطح حوض و غیره.
قبل از شروع، یک تذکر : اصطلاح "موج" می تواند گیج کننده باشد، زیرا معنای آن در فیزیک به معنای انگلیسی آن نیست. در فیزیک، این بدان معنا نیست که ما اغلب در زبان انگلیسی آن را موجی در سطح اقیانوس می نامیم - یک قله و دنباله .
در عوض، معنای «موج» اغلب در فیزیک همان چیزی است که در زبان انگلیسی (یا در فیزیک نیز) میتوانیم آن را «قطار موج» بنامیم: مجموعهای از قله ها و فرورفتگیها که همه با هم در یک جهت با سرعت یکسان حرکت میکنند. سادهترین شکل موج، موجی است که در آن تمام تاجها در یک ارتفاع و فاصله یکسان از هم قرار داشته باشند، و ما توجه خود را روی این مورد متمرکز خواهیم کرد.
امواج واقعاً مفاهیم مهمی هستند، تصور کنید که شما و یکی از دوستانتان طناب بلندی را گرفته و آن را محکم در یک اتاق بکشید . سپس تصور کنید دوستتان یک سر طناب (انتهای سبز رنگ) را چند بار بالا و پایین میبرد. موجی در انتهای طناب شکل میگیرد و در سراسر اتاق حرکت میکند .
شگفت انگیز است ، منظورم این است که موج واقعاً شگفتانگیز، عمیق و حیاتی برای وجود همه چیز در جهان ما، از جمله خود شماست .
هیچ جسم فیزیکی از چپ به راست حرکت نکرده است - در ابتدا، قبل از اینکه دوستتان طناب را تکان دهد، طناب در سراسر اتاق کشیده می شود، و در پایان، پس از اینکه انتهای طناب شما تکان می خورد و موج از بین می رود، طناب هنوز دقیقاً مانند قبل در سراسر اتاق کشیده شده است.
و اما! انرژی و اطلاعات در سراسر اتاق حرکت کرده است. موج، در حین حرکت، انرژی ای را که دوست شما هنگام تکان دادن طناب مصرف کرده است - و اطلاعاتی را که به شکل آن، در مورد چند بار و سرعت تکان دادن آن - به شما منتقل می کند، باعث شد دست شما بلرزد( اگرچه برای همه امواج صادق نیست). حتی به همان تعداد دفعات و با همان الگوی دست شما را تکان داد. واو! هیچ جسم فیزیکی در اتاق حرکت نمی کرد، اما همچنان انرژی و اطلاعات حرکت می کردند.
• یا صبر کن آیا باید موج را به عنوان یک جسم فیزیکی در نظر بگیریم؟ درست مثل طناب فیزیکی؟
با در نظر گرفتن این سوال فوقالعاده عمیق (و اگر عمق آن هنوز برای شما روشن نیست، نترسید ، به زودی خواهید فهمید) بیایید اکنون به ریاضیات بپردازیم که باید توضیح دهیم که یک موج چگونه به نظر میرسد و چگونه رفتار می کند، و سپس کمی بیشتر به ریاضیات نیاز داریم تا معادلاتی را بنویسیم که جواب آنها ، معادله امواج است. این مشابه کاری است که ما برای توپ کلاسیک روی فنر انجام دادیم. اگر اخیراً آن مقاله را نخوانده اید، ممکن است بخواهید آن را مرور کنید.
شکل 1: معنای "موج" در فیزیک معمولاً به معنای "قطار موج" wave train در انگلیسی است: قله ها و فرورفتگی های متعدد در یک موج که با هم در یک جهت حرکت می کنند.
💢@higgs_field
chapter 3
3• امواج ( کلاسیک)
قسمت اول
هنگامی که معادلات یک نوسانگر را درک کردیم - که تقریباً هر چیزی را که جهش میکند یا تکان میخورد یا به جلو و عقب میرود ، توصیف میکند، مانند توپ روی فنر - میتوانیم در مورد چیزی مشابه در طبیعت بیاموزیم: waves امواج
امواج همه جا هستند: در صدا و نور، حرکت غلتشی rolling و زمین لرزه ها، امواج روی سطح حوض و غیره.
قبل از شروع، یک تذکر : اصطلاح "موج" می تواند گیج کننده باشد، زیرا معنای آن در فیزیک به معنای انگلیسی آن نیست. در فیزیک، این بدان معنا نیست که ما اغلب در زبان انگلیسی آن را موجی در سطح اقیانوس می نامیم - یک قله و دنباله .
در عوض، معنای «موج» اغلب در فیزیک همان چیزی است که در زبان انگلیسی (یا در فیزیک نیز) میتوانیم آن را «قطار موج» بنامیم: مجموعهای از قله ها و فرورفتگیها که همه با هم در یک جهت با سرعت یکسان حرکت میکنند. سادهترین شکل موج، موجی است که در آن تمام تاجها در یک ارتفاع و فاصله یکسان از هم قرار داشته باشند، و ما توجه خود را روی این مورد متمرکز خواهیم کرد.
امواج واقعاً مفاهیم مهمی هستند، تصور کنید که شما و یکی از دوستانتان طناب بلندی را گرفته و آن را محکم در یک اتاق بکشید . سپس تصور کنید دوستتان یک سر طناب (انتهای سبز رنگ) را چند بار بالا و پایین میبرد. موجی در انتهای طناب شکل میگیرد و در سراسر اتاق حرکت میکند .
شگفت انگیز است ، منظورم این است که موج واقعاً شگفتانگیز، عمیق و حیاتی برای وجود همه چیز در جهان ما، از جمله خود شماست .
هیچ جسم فیزیکی از چپ به راست حرکت نکرده است - در ابتدا، قبل از اینکه دوستتان طناب را تکان دهد، طناب در سراسر اتاق کشیده می شود، و در پایان، پس از اینکه انتهای طناب شما تکان می خورد و موج از بین می رود، طناب هنوز دقیقاً مانند قبل در سراسر اتاق کشیده شده است.
و اما! انرژی و اطلاعات در سراسر اتاق حرکت کرده است. موج، در حین حرکت، انرژی ای را که دوست شما هنگام تکان دادن طناب مصرف کرده است - و اطلاعاتی را که به شکل آن، در مورد چند بار و سرعت تکان دادن آن - به شما منتقل می کند، باعث شد دست شما بلرزد( اگرچه برای همه امواج صادق نیست). حتی به همان تعداد دفعات و با همان الگوی دست شما را تکان داد. واو! هیچ جسم فیزیکی در اتاق حرکت نمی کرد، اما همچنان انرژی و اطلاعات حرکت می کردند.
• یا صبر کن آیا باید موج را به عنوان یک جسم فیزیکی در نظر بگیریم؟ درست مثل طناب فیزیکی؟
با در نظر گرفتن این سوال فوقالعاده عمیق (و اگر عمق آن هنوز برای شما روشن نیست، نترسید ، به زودی خواهید فهمید) بیایید اکنون به ریاضیات بپردازیم که باید توضیح دهیم که یک موج چگونه به نظر میرسد و چگونه رفتار می کند، و سپس کمی بیشتر به ریاضیات نیاز داریم تا معادلاتی را بنویسیم که جواب آنها ، معادله امواج است. این مشابه کاری است که ما برای توپ کلاسیک روی فنر انجام دادیم. اگر اخیراً آن مقاله را نخوانده اید، ممکن است بخواهید آن را مرور کنید.
شکل 1: معنای "موج" در فیزیک معمولاً به معنای "قطار موج" wave train در انگلیسی است: قله ها و فرورفتگی های متعدد در یک موج که با هم در یک جهت حرکت می کنند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍2
💢کلاسیک ، کوانتوم و هولوگرافیک
فرمالیسم فضا-زمان هولوگرافیک (Holographic Space Time) ترجمه ای از اصول هندسه لورنتزی به زبان اطلاعات کوانتومی QI است. فواصل در امتداد مسیرهای زمان-سان ، و مسیر علّی مرتبط با آنها، به طور کامل یک هندسه لورنتسی را مشخص می کند. اصل آنتروپی کوواریانس بکنشتاین-هاوکینگ-گیبونز-هوفت-جاکوبسون-فیشلر-ساسکیند-بوسو، لگاریتم بعد فضای هیلبرت مرتبط با مسیر را برابر با یک چهارم مساحت صفحه مسیر هولوگرافیک میداند. واحدهای پلانک متقاعد کننده ترین استدلال برای این اصل، استخراج معادلات اینشتین توسط یاکوبسون به عنوان بیان هیدرودینامیکی این قانون آنتروپی است. در این زمینه، شرایط انرژی صفر (Null Energy Condition ) به عنوان آنالوگ قانون محلی local افزایش آنتروپی دیده میشود.
نسخه کوانتومی اصل نسبیت انیشتین مجموعه ای از محدودیت ها بر روی اطلاعات کوانتومی ایجاد می کند که توسط مسیرهای علی در طول مسیرهای مختلف زمان-سان به اشتراک گذاشته می شود. اجرای این محدودیت برای مسیرها در حرکت نسبیتی بزرگترین مشکل حل نشده در HST است.
صفحه هولوگرافیک این اصل توضیح ساده ای از ویژگی های گیج کننده فرمول های آنتروپی BH می دهد و مشکل دیوار آتش را برای سیاهچاله ها در فضای Minkowski حل می کند. این انگیزه یک نسخه کوواریانت از CKN محدود به رژیم اعتبار نظریه میدان کوانتومی (QFT) و یک تصویر دقیق از روشی است که در آن QFT به عنوان تقریبی به نظریه دقیق ظاهر می شود.
💢@higgs_field
فرمالیسم فضا-زمان هولوگرافیک (Holographic Space Time) ترجمه ای از اصول هندسه لورنتزی به زبان اطلاعات کوانتومی QI است. فواصل در امتداد مسیرهای زمان-سان ، و مسیر علّی مرتبط با آنها، به طور کامل یک هندسه لورنتسی را مشخص می کند. اصل آنتروپی کوواریانس بکنشتاین-هاوکینگ-گیبونز-هوفت-جاکوبسون-فیشلر-ساسکیند-بوسو، لگاریتم بعد فضای هیلبرت مرتبط با مسیر را برابر با یک چهارم مساحت صفحه مسیر هولوگرافیک میداند. واحدهای پلانک متقاعد کننده ترین استدلال برای این اصل، استخراج معادلات اینشتین توسط یاکوبسون به عنوان بیان هیدرودینامیکی این قانون آنتروپی است. در این زمینه، شرایط انرژی صفر (Null Energy Condition ) به عنوان آنالوگ قانون محلی local افزایش آنتروپی دیده میشود.
نسخه کوانتومی اصل نسبیت انیشتین مجموعه ای از محدودیت ها بر روی اطلاعات کوانتومی ایجاد می کند که توسط مسیرهای علی در طول مسیرهای مختلف زمان-سان به اشتراک گذاشته می شود. اجرای این محدودیت برای مسیرها در حرکت نسبیتی بزرگترین مشکل حل نشده در HST است.
صفحه هولوگرافیک این اصل توضیح ساده ای از ویژگی های گیج کننده فرمول های آنتروپی BH می دهد و مشکل دیوار آتش را برای سیاهچاله ها در فضای Minkowski حل می کند. این انگیزه یک نسخه کوواریانت از CKN محدود به رژیم اعتبار نظریه میدان کوانتومی (QFT) و یک تصویر دقیق از روشی است که در آن QFT به عنوان تقریبی به نظریه دقیق ظاهر می شود.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍2
💢نسبیت در مقابل مکانیک کوانتومی: نبردی برای یونیورس
قسمت سوم
🔺کوچک زیباست
هوگان، قهرمان دیدگاه کوانتومی، چیزی است که شما ممکن است آن را یک فیزیکدان lamp-post بنامید: به جای اینکه در تاریکی دقیق شود، ترجیح می دهد تلاش های خود را در جایی متمرکز کند که نور روشن وجود دارد، زیرا در روشنایی به احتمال زیاد شما می توانید چیز جالبی ببینید ، این اصل راهنمای تحقیقات فعلی اوست. وی خاطرنشان می کند که برخورد بین نسبیت و مکانیک کوانتومی زمانی اتفاق می افتد که شما سعی می کنید آنچه را که گرانش در فواصل بسیار کوتاه انجام می دهد آنالیز کنید، بنابراین هوگان تصمیم گرفته است که نگاهی مناسب به آنچه در آنجا(فواصل کوتاه) اتفاق می افتد داشته باشد. وی میگوید: «شرط میبندم آزمایشی وجود دارد که میتوانیم انجام دهیم که ممکن است بتواند چیزی در مورد آنچه در حال رخ دادن است، در مورد آن رابط interface [سطحی که میان دو رویداد یا فضا یا ماده قرار گرفته] که ما هنوز نمیتوانیم ببینیم.
یک فرض اساسی در فیزیک انیشتین - فرضی که در عمل به ارسطو بازمی گردد - این است که فضا پیوسته و قابل تقسیم تا بی نهایت است، به طوری که هر فاصله ای را می توان به فواصل حتی کوچکتر تقسیم کرد. هوگان این سوال را مطرح می کند که آیا این واقعا درست است یا خیر؟
او استدلال می کند همانطور که یک پیکسل کوچکترین واحد تصویر روی صفحه نمایش شما و یک فوتون کوچکترین واحد نور است، بنابراین ممکن است کوچکترین واحد فاصله ناگسستنی [تفکیک ناپذیر] وجود داشته باشد: یک کوانتوم فضا.
فضای درشت با ایده های نظریه ریسمان - یا هر مدل فیزیک پیشنهادی دیگری همسو نیست.
در سناریوی هوگان، بی معنی است که بپرسیم گرانش در فواصل کوچکتر از یک پیکسل فضا چگونه رفتار می کند. هیچ راهی برای عملکرد گرانش در کوچکترین مقیاس وجود نخواهد داشت زیرا چنین مقیاسی وجود نخواهد داشت. یا به عبارت دیگر، نسبیت عام مجبور می شود با فیزیک کوانتومی صلح کند، زیرا فضایی که فیزیکدانان در آن تأثیرات نسبیت را اندازه گیری می کنند، خود به واحدهای کوانتومی تفکیک و تجزیه ناپذیر تقسیم می شود. تئاتری از واقعیت که در آن گرانش در یک صحنه کوانتومی رخ می دهد.
هوگان تصدیق می کند که مفهوم او حتی برای بسیاری از همکارانش در جنبه کوانتومی چیزها کمی عجیب به نظر می رسد. از اواخر دهه 1960، گروهی از فیزیکدانان و ریاضیدانان چارچوبی به نام نظریه ریسمان را برای کمک به آشتی دادن نسبیت عام با مکانیک کوانتومی ایجاد کردند. در طول سالها، این نظریه به نظریه جریان اصلی پیشفرض تبدیل شده است، حتی اگر نتوانسته است به بسیاری از وعدههای اولیه خود عمل کند.
💢@higgs_field
قسمت سوم
🔺کوچک زیباست
هوگان، قهرمان دیدگاه کوانتومی، چیزی است که شما ممکن است آن را یک فیزیکدان lamp-post بنامید: به جای اینکه در تاریکی دقیق شود، ترجیح می دهد تلاش های خود را در جایی متمرکز کند که نور روشن وجود دارد، زیرا در روشنایی به احتمال زیاد شما می توانید چیز جالبی ببینید ، این اصل راهنمای تحقیقات فعلی اوست. وی خاطرنشان می کند که برخورد بین نسبیت و مکانیک کوانتومی زمانی اتفاق می افتد که شما سعی می کنید آنچه را که گرانش در فواصل بسیار کوتاه انجام می دهد آنالیز کنید، بنابراین هوگان تصمیم گرفته است که نگاهی مناسب به آنچه در آنجا(فواصل کوتاه) اتفاق می افتد داشته باشد. وی میگوید: «شرط میبندم آزمایشی وجود دارد که میتوانیم انجام دهیم که ممکن است بتواند چیزی در مورد آنچه در حال رخ دادن است، در مورد آن رابط interface [سطحی که میان دو رویداد یا فضا یا ماده قرار گرفته] که ما هنوز نمیتوانیم ببینیم.
یک فرض اساسی در فیزیک انیشتین - فرضی که در عمل به ارسطو بازمی گردد - این است که فضا پیوسته و قابل تقسیم تا بی نهایت است، به طوری که هر فاصله ای را می توان به فواصل حتی کوچکتر تقسیم کرد. هوگان این سوال را مطرح می کند که آیا این واقعا درست است یا خیر؟
او استدلال می کند همانطور که یک پیکسل کوچکترین واحد تصویر روی صفحه نمایش شما و یک فوتون کوچکترین واحد نور است، بنابراین ممکن است کوچکترین واحد فاصله ناگسستنی [تفکیک ناپذیر] وجود داشته باشد: یک کوانتوم فضا.
فضای درشت با ایده های نظریه ریسمان - یا هر مدل فیزیک پیشنهادی دیگری همسو نیست.
در سناریوی هوگان، بی معنی است که بپرسیم گرانش در فواصل کوچکتر از یک پیکسل فضا چگونه رفتار می کند. هیچ راهی برای عملکرد گرانش در کوچکترین مقیاس وجود نخواهد داشت زیرا چنین مقیاسی وجود نخواهد داشت. یا به عبارت دیگر، نسبیت عام مجبور می شود با فیزیک کوانتومی صلح کند، زیرا فضایی که فیزیکدانان در آن تأثیرات نسبیت را اندازه گیری می کنند، خود به واحدهای کوانتومی تفکیک و تجزیه ناپذیر تقسیم می شود. تئاتری از واقعیت که در آن گرانش در یک صحنه کوانتومی رخ می دهد.
هوگان تصدیق می کند که مفهوم او حتی برای بسیاری از همکارانش در جنبه کوانتومی چیزها کمی عجیب به نظر می رسد. از اواخر دهه 1960، گروهی از فیزیکدانان و ریاضیدانان چارچوبی به نام نظریه ریسمان را برای کمک به آشتی دادن نسبیت عام با مکانیک کوانتومی ایجاد کردند. در طول سالها، این نظریه به نظریه جریان اصلی پیشفرض تبدیل شده است، حتی اگر نتوانسته است به بسیاری از وعدههای اولیه خود عمل کند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢پروتون
🔺 پروتون ها ذرات بنیادی نیستند، بلکه سیستم های دینامیکی هستند که از کوارک ها و گلوئون ها ساخته شده اند. اینکه پروتون چیست به دو صورت قابل توصیف است :
- یکبار از رابطه E²=m²c⁴+p²c² که انرژی کلی پروتون را بر حسب جرم mass و تکانه momentum بیان می کند .
- اما اگر دقیق تر بنگریم انرژی یا جرم یک پروتون بسیار بیشتر از مجموع جرم سه کوارک بالا و پایین موجود در پروتون است که این میزان انرژی مربوط به جفت های متعدد کوارک-پادکوارک و انرژی گلوئون ها و همچنین انرژی جنبشی کوارک هاست .
پس درست نیست که هر پروتون را دقیقاً متشکل از 3 کوارک بدانیم ، یک راه بهتر برای بیان آن این است که بگوییم حداقل 3 کوارک دارد. ابری از کوارک ها و پادکوارک ها که با ریسمان های گلوئونی به یکدیگر استوار و در حال جنبش اند ،انرژی کل پروتون را بدست می دهد و لازم است بدانید بار الکتریکی charge کوارک و پادکوارک ها با یکدیگر خنثی شده و در نتیجه بار یک نوکلئون در مدلسازی حاصل برآیند بار سه کوارک اصلی بالا و پایین که فاقد همتای پاد کوارک هستند منظور می گردد.
💢@higgs_field
🔺 پروتون ها ذرات بنیادی نیستند، بلکه سیستم های دینامیکی هستند که از کوارک ها و گلوئون ها ساخته شده اند. اینکه پروتون چیست به دو صورت قابل توصیف است :
- یکبار از رابطه E²=m²c⁴+p²c² که انرژی کلی پروتون را بر حسب جرم mass و تکانه momentum بیان می کند .
- اما اگر دقیق تر بنگریم انرژی یا جرم یک پروتون بسیار بیشتر از مجموع جرم سه کوارک بالا و پایین موجود در پروتون است که این میزان انرژی مربوط به جفت های متعدد کوارک-پادکوارک و انرژی گلوئون ها و همچنین انرژی جنبشی کوارک هاست .
پس درست نیست که هر پروتون را دقیقاً متشکل از 3 کوارک بدانیم ، یک راه بهتر برای بیان آن این است که بگوییم حداقل 3 کوارک دارد. ابری از کوارک ها و پادکوارک ها که با ریسمان های گلوئونی به یکدیگر استوار و در حال جنبش اند ،انرژی کل پروتون را بدست می دهد و لازم است بدانید بار الکتریکی charge کوارک و پادکوارک ها با یکدیگر خنثی شده و در نتیجه بار یک نوکلئون در مدلسازی حاصل برآیند بار سه کوارک اصلی بالا و پایین که فاقد همتای پاد کوارک هستند منظور می گردد.
💢@higgs_field
👍5
💢 “However bad life may seem, there is always something you can do and succeed at. Where there's life, there's hope."
-- Stephen Hawking
✔️زندگی هر چقدر هم بد به نظر برسد، همیشه کاری هست که بتوانید انجام دهید و در آن موفق شوید. تا زندگی جاریست، امید هم جاریست ."
💢@higgs_field
-- Stephen Hawking
✔️زندگی هر چقدر هم بد به نظر برسد، همیشه کاری هست که بتوانید انجام دهید و در آن موفق شوید. تا زندگی جاریست، امید هم جاریست ."
💢@higgs_field
👍5👏1
🔺Fermi is best known for creating the world's first nuclear reactor, the Chicago Pile-1. He was awarded the 1938 Nobel Prize in Physics for his works on induced radioactivity.
فرمی بیشتر به خاطر ایجاد اولین رآکتور هسته ای جهان، شیکاگو Pile-1 شناخته می شود. او در سال 1938 جایزه نوبل فیزیک را برای کارهایش در زمینه رادیواکتیویته القایی دریافت کرد.
Enrico Fermi (1901 - 1954) during a lecture in 1949.
💢@higgs_field
فرمی بیشتر به خاطر ایجاد اولین رآکتور هسته ای جهان، شیکاگو Pile-1 شناخته می شود. او در سال 1938 جایزه نوبل فیزیک را برای کارهایش در زمینه رادیواکتیویته القایی دریافت کرد.
Enrico Fermi (1901 - 1954) during a lecture in 1949.
💢@higgs_field
👍3
💢PHYSICS & basement
chapter 3
3• امواج ( کلاسیک)
قسمت دوم
🔺فرمولی برای یک موج بی نهایت در یک زمان خاص
دلیل اینکه این مجموعه مقالات مستقیماً از موضوع توپ روی فنر - یک نوسانگر - به موضوع امواج میرود این است: موج نوعی نوسانگر مضاعف است که هم در زمان و هم در فضا در نوسان است. ما به زمان با استفاده از متغیر "t" و فضا با استفاده از "x" اشاره خواهیم کرد.
به شکل زیر نگاه کنید. موجی را نشان میدهد که در هر دو جهت با تعداد زیادی قله و فرورفتگی ادامه دارد. این کمی متفاوت از موجی است که در شکل 2 دیدیم که فقط چند تاج و فرورفتگی داشت. اکنون میخواهیم روی فرمول ریاضی برای امواج تمرکز کنیم، و این برای امواجی که تعداد زیادی تاج و فرود با ارتفاع برابر دارند، بسیار سادهتر است. این مورد همچنین برای درک اینکه چگونه مکانیک کوانتومی نحوه رفتار امواج را تغییر می دهد بسیار مفید خواهد بود.
شکل 2: موجی در زمان t_0، که نوسانات در فضا را با طول موج لامبدا، دامنه A و مقدار متوسط Z_0 نشان می دهد.
تمام قله ها و فرورفتگیها با هم حرکت میکنند.
اولین وظیفه ما این است که زبان تعریف کنیم و فرمولی بنویسیم که حرکت و شکل موج را در شکل 2 توصیف کند، درست همانطور که برای توپ روی فنر انجام دادیم.
نمودار اندازه موج Z را به عنوان تابعی از فضا، در یک مقدار خاص از زمان، t=t0 نشان می دهد:
ما آن را به صورت Z(x,t0) می نویسیم. هنگامی که آن را در فضا ردیابی می کنیم، به سمت جلو و عقب نوسان می کند، با Z به طور مکرر افزایش و کاهش می یابد. در هر زمان ثابت، یک نوسانگر در فضا است.
توجه داشته باشید که Z ممکن است خود به یک فاصله فیزیکی مرتبط باشد یا نباشد. ممکن است چیزی شبیه ارتفاع یک طناب باشد، یا ممکن است چیزی کاملاً متفاوت باشد، مانند دمای هوا در یک نقطه خاص از فضا و زمان، یا جهت گیری یک اتم مغناطیسی در یک نقطه خاص در داخل آهنربا ، اما x واقعاً نشان دهنده یک فاصله فیزیکی است و t واقعاً زمان است.
عکس فوری موج، Z(x,t0) دارای سه ویژگی جالب است که دو مورد آن با توپ روی فنر مشترک است.
• اول، مقدار متوسط Z0 وجود دارد که در نیمه راه بین بزرگترین مقدار Z در هر قله و کوچکترین مقدار Z در هر فرورفتگی قرار دارد. (بیشتر اوقات ما فقط امواج را با Z0 = 0 مطالعه می کنیم، زیرا اغلب مقدار Z0 مهم نیست - اما نه همیشه.)
• دوم ، دامنه A است ، تغییر Z از مقدار تعادل آن به بالای هر تاج، یا (همانطور است) تغییر Z از مقدار تعادل آن به پایین هر فرورفتگی.
• در نهایت طول موج هست - فاصله λ بین قله های مجاور، یا (همین طور ) بین فرورفتگی های مجاور، یا (همانطور است) دو برابر فاصله بین هر قله و فرورفتگی مجاور. این حرکت عقب و جلو در فضا را مشخص می کند، دقیقاً همانطور که دوره تناوب (1/frequency) جنبش عقب و جلو در طی زمان برای توپ روی فنر را مشخص می کند.
💢@higgs_field
chapter 3
3• امواج ( کلاسیک)
قسمت دوم
🔺فرمولی برای یک موج بی نهایت در یک زمان خاص
دلیل اینکه این مجموعه مقالات مستقیماً از موضوع توپ روی فنر - یک نوسانگر - به موضوع امواج میرود این است: موج نوعی نوسانگر مضاعف است که هم در زمان و هم در فضا در نوسان است. ما به زمان با استفاده از متغیر "t" و فضا با استفاده از "x" اشاره خواهیم کرد.
به شکل زیر نگاه کنید. موجی را نشان میدهد که در هر دو جهت با تعداد زیادی قله و فرورفتگی ادامه دارد. این کمی متفاوت از موجی است که در شکل 2 دیدیم که فقط چند تاج و فرورفتگی داشت. اکنون میخواهیم روی فرمول ریاضی برای امواج تمرکز کنیم، و این برای امواجی که تعداد زیادی تاج و فرود با ارتفاع برابر دارند، بسیار سادهتر است. این مورد همچنین برای درک اینکه چگونه مکانیک کوانتومی نحوه رفتار امواج را تغییر می دهد بسیار مفید خواهد بود.
شکل 2: موجی در زمان t_0، که نوسانات در فضا را با طول موج لامبدا، دامنه A و مقدار متوسط Z_0 نشان می دهد.
تمام قله ها و فرورفتگیها با هم حرکت میکنند.
اولین وظیفه ما این است که زبان تعریف کنیم و فرمولی بنویسیم که حرکت و شکل موج را در شکل 2 توصیف کند، درست همانطور که برای توپ روی فنر انجام دادیم.
نمودار اندازه موج Z را به عنوان تابعی از فضا، در یک مقدار خاص از زمان، t=t0 نشان می دهد:
ما آن را به صورت Z(x,t0) می نویسیم. هنگامی که آن را در فضا ردیابی می کنیم، به سمت جلو و عقب نوسان می کند، با Z به طور مکرر افزایش و کاهش می یابد. در هر زمان ثابت، یک نوسانگر در فضا است.
توجه داشته باشید که Z ممکن است خود به یک فاصله فیزیکی مرتبط باشد یا نباشد. ممکن است چیزی شبیه ارتفاع یک طناب باشد، یا ممکن است چیزی کاملاً متفاوت باشد، مانند دمای هوا در یک نقطه خاص از فضا و زمان، یا جهت گیری یک اتم مغناطیسی در یک نقطه خاص در داخل آهنربا ، اما x واقعاً نشان دهنده یک فاصله فیزیکی است و t واقعاً زمان است.
عکس فوری موج، Z(x,t0) دارای سه ویژگی جالب است که دو مورد آن با توپ روی فنر مشترک است.
• اول، مقدار متوسط Z0 وجود دارد که در نیمه راه بین بزرگترین مقدار Z در هر قله و کوچکترین مقدار Z در هر فرورفتگی قرار دارد. (بیشتر اوقات ما فقط امواج را با Z0 = 0 مطالعه می کنیم، زیرا اغلب مقدار Z0 مهم نیست - اما نه همیشه.)
• دوم ، دامنه A است ، تغییر Z از مقدار تعادل آن به بالای هر تاج، یا (همانطور است) تغییر Z از مقدار تعادل آن به پایین هر فرورفتگی.
• در نهایت طول موج هست - فاصله λ بین قله های مجاور، یا (همین طور ) بین فرورفتگی های مجاور، یا (همانطور است) دو برابر فاصله بین هر قله و فرورفتگی مجاور. این حرکت عقب و جلو در فضا را مشخص می کند، دقیقاً همانطور که دوره تناوب (1/frequency) جنبش عقب و جلو در طی زمان برای توپ روی فنر را مشخص می کند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢اتمهای رقصان
با توضیحات ریچارد فاینمن، فیزیکدان نظری
Credit: Christopher Sykes YouTube Channel
💢@higgs_field
با توضیحات ریچارد فاینمن، فیزیکدان نظری
Credit: Christopher Sykes YouTube Channel
💢@higgs_field
👍4
💢نسبیت در مقابل مکانیک کوانتومی: نبردی برای یونیورس
قسمت چهارم
نظریه ریسمان مانند راه حل فضای درشت، ساختاری بنیادین برای فضا در نظر می گیرد، اما اینجا این دو تفکیک می شوند. نظریه ریسمان معتقد است که هر جسم در جهان از رشته های ارتعاشی انرژی تشکیل شده است. مانند فضای درشت، نظریه ریسمان با معرفی محدود و کوچکترین مقیاس به جهان، از فاجعه گرانشی جلوگیری می کند، اگرچه رشته های واحد حتی از ساختارهای فضایی که هوگان در تلاش برای یافتن آن است به شدت کوچکتر هستند.
فضای درشت با ایده های نظریه ریسمان - یا در هر مدل فیزیک پیشنهادی دیگری، مطابقت ندارد.
هوگان بیان می کند:
"این یک ایده جدید است. در کتاب های درسی نیست این یک پیشبینی از هیچ نظریه استانداردی نیست."
• اما هیچ نظریه استانداردی وجود ندارد، درست است؟
اگر او در مورد فضای انبوه درست گفته باشد، بسیاری از فرمولبندیهای فعلی نظریه ریسمان از بین خواهد رفت و الهامبخش رویکرد تازهای برای فرمولبندی مجدد نسبیت عام در شرایط کوانتومی خواهد بود.و راههای جدیدی برای درک ماهیت ذاتی فضا و زمان پیشنهاد خواهد کرد. و عجیبتر از همه، شاید این تصور را تقویت کند که واقعیت بهظاهر سهبعدی ما از واحدهای بنیادی تر و دو بعدی تشکیل شده است.
هوگان استعاره «پیکسل» را جدی میگیرد:
"همانطور که یک تصویر تلویزیونی میتواند حس عمق را از مجموعهای از پیکسلهای مسطح ایجاد کند، مطابق با پروپزال هوگان ، فضا ممکن است از مجموعهای از عناصر پدید آید که گویی فقط در دو بعد وجود دارند."
مانند بسیاری از ایدههای دوردست فیزیک نظری امروزی، گمانهزنیهای هوگان میتواند به طرز مشکوکی شبیه فلسفهپردازی آخر شب در خوابگاه دانشجویی باشد. چیزی که آنها را به شدت متفاوت می کند این است که او قصد دارد آنها را در یک آزمون آزمایشی سخت، مانند اکنون قرار دهد.
از سال 2007، هوگان شروع به فکر کردن در مورد چگونگی ساخت دستگاهی کرد که بتواند دانه بندی بسیار ظریف فضا را اندازه گیری کند. همانطور که مشخص شد، همکاران او ایده های زیادی در مورد چگونگی انجام این کار داشتند، با تکیه بر فناوری توسعه یافته برای جستجوی امواج گرانشی. در عرض دو سال هوگان پیشنهادی را ارائه کرد و با همکارانش در فرمیلب، دانشگاه شیکاگو و سایر موسسات برای ساختن یک ماشین تشخیص پیکسل کار میکرد که او به زیبایی آن را "هولومتر" مینامد. (این نام یک جناس پنهان است که هم به ابزار نقشه برداری قرن هفدهمی اشاره دارد و هم به این نظریه که فضای دوبعدی می تواند سه بعدی و مشابه هولوگرام به نظر برسد.)
در زیر لایههای پیچیدگی مفهومی، هولومتر از نظر فناوری کمی بیشتر از یک پرتو لیزر است، یک آینه نیمه بازتابنده برای تقسیم لیزر به دو پرتو عمود بر هم، و دو آینه دیگر برای بازگرداندن آن پرتوها در طول یک جفت تونل به طول 40 متر. محورها برای ثبت مکان دقیق آینه ها کالیبره شده اند. اگر فضا بزرگ باشد، مکان آینهها دائماً تنظیم می شود (به بیان دقیق، خود فضا در حال جستجو است) و یک تغییر تصادفی ثابت در جدایی آنها ایجاد میکند. هنگامی که دو پرتو دوباره با هم ترکیب می شوند، کمی هماهنگ نیستند و میزان اختلاف، مقیاس پیکسل های فضا را نشان می دهد.
برای مقیاس بزرگی که هوگان امیدوار است پیدا کند، باید فواصل را با دقت 10^-18 متر، حدود 100 بار کوچکتر از یک اتم هیدروژن، اندازه گیری کند و داده ها را با سرعت 100 بار در ثانیه جمع آوری کند. به طرز شگفت انگیزی، چنین آزمایشی نه تنها ممکن است، بلکه عملی است. هوگان میگوید: «ما به دلیل پیشرفت در فوتونیک، بسیاری از قطعات خارج از قفسه، لوازم الکترونیکی سریع و مواردی از این قبیل، توانستیم این کار را بسیار ارزان انجام دهیم. "این یک آزمایش کاملاً فرضی است، بنابراین شما آن را انجام نمیدهید مگر اینکه ارزان باشد ."
هولومتر در حال حاضر در حال تلاش است و داده ها را با دقت هدف جمع آوری می کند. وی انتظار دارد تا پایان سال خوانش اولیه داشته باشد.(این آزمایش فعلا شکست خورده اما اصل هولوگرافیک هم چنان محل تحقیق و مطالعه است)
💢@higgs_field
قسمت چهارم
نظریه ریسمان مانند راه حل فضای درشت، ساختاری بنیادین برای فضا در نظر می گیرد، اما اینجا این دو تفکیک می شوند. نظریه ریسمان معتقد است که هر جسم در جهان از رشته های ارتعاشی انرژی تشکیل شده است. مانند فضای درشت، نظریه ریسمان با معرفی محدود و کوچکترین مقیاس به جهان، از فاجعه گرانشی جلوگیری می کند، اگرچه رشته های واحد حتی از ساختارهای فضایی که هوگان در تلاش برای یافتن آن است به شدت کوچکتر هستند.
فضای درشت با ایده های نظریه ریسمان - یا در هر مدل فیزیک پیشنهادی دیگری، مطابقت ندارد.
هوگان بیان می کند:
"این یک ایده جدید است. در کتاب های درسی نیست این یک پیشبینی از هیچ نظریه استانداردی نیست."
• اما هیچ نظریه استانداردی وجود ندارد، درست است؟
اگر او در مورد فضای انبوه درست گفته باشد، بسیاری از فرمولبندیهای فعلی نظریه ریسمان از بین خواهد رفت و الهامبخش رویکرد تازهای برای فرمولبندی مجدد نسبیت عام در شرایط کوانتومی خواهد بود.و راههای جدیدی برای درک ماهیت ذاتی فضا و زمان پیشنهاد خواهد کرد. و عجیبتر از همه، شاید این تصور را تقویت کند که واقعیت بهظاهر سهبعدی ما از واحدهای بنیادی تر و دو بعدی تشکیل شده است.
هوگان استعاره «پیکسل» را جدی میگیرد:
"همانطور که یک تصویر تلویزیونی میتواند حس عمق را از مجموعهای از پیکسلهای مسطح ایجاد کند، مطابق با پروپزال هوگان ، فضا ممکن است از مجموعهای از عناصر پدید آید که گویی فقط در دو بعد وجود دارند."
مانند بسیاری از ایدههای دوردست فیزیک نظری امروزی، گمانهزنیهای هوگان میتواند به طرز مشکوکی شبیه فلسفهپردازی آخر شب در خوابگاه دانشجویی باشد. چیزی که آنها را به شدت متفاوت می کند این است که او قصد دارد آنها را در یک آزمون آزمایشی سخت، مانند اکنون قرار دهد.
از سال 2007، هوگان شروع به فکر کردن در مورد چگونگی ساخت دستگاهی کرد که بتواند دانه بندی بسیار ظریف فضا را اندازه گیری کند. همانطور که مشخص شد، همکاران او ایده های زیادی در مورد چگونگی انجام این کار داشتند، با تکیه بر فناوری توسعه یافته برای جستجوی امواج گرانشی. در عرض دو سال هوگان پیشنهادی را ارائه کرد و با همکارانش در فرمیلب، دانشگاه شیکاگو و سایر موسسات برای ساختن یک ماشین تشخیص پیکسل کار میکرد که او به زیبایی آن را "هولومتر" مینامد. (این نام یک جناس پنهان است که هم به ابزار نقشه برداری قرن هفدهمی اشاره دارد و هم به این نظریه که فضای دوبعدی می تواند سه بعدی و مشابه هولوگرام به نظر برسد.)
در زیر لایههای پیچیدگی مفهومی، هولومتر از نظر فناوری کمی بیشتر از یک پرتو لیزر است، یک آینه نیمه بازتابنده برای تقسیم لیزر به دو پرتو عمود بر هم، و دو آینه دیگر برای بازگرداندن آن پرتوها در طول یک جفت تونل به طول 40 متر. محورها برای ثبت مکان دقیق آینه ها کالیبره شده اند. اگر فضا بزرگ باشد، مکان آینهها دائماً تنظیم می شود (به بیان دقیق، خود فضا در حال جستجو است) و یک تغییر تصادفی ثابت در جدایی آنها ایجاد میکند. هنگامی که دو پرتو دوباره با هم ترکیب می شوند، کمی هماهنگ نیستند و میزان اختلاف، مقیاس پیکسل های فضا را نشان می دهد.
برای مقیاس بزرگی که هوگان امیدوار است پیدا کند، باید فواصل را با دقت 10^-18 متر، حدود 100 بار کوچکتر از یک اتم هیدروژن، اندازه گیری کند و داده ها را با سرعت 100 بار در ثانیه جمع آوری کند. به طرز شگفت انگیزی، چنین آزمایشی نه تنها ممکن است، بلکه عملی است. هوگان میگوید: «ما به دلیل پیشرفت در فوتونیک، بسیاری از قطعات خارج از قفسه، لوازم الکترونیکی سریع و مواردی از این قبیل، توانستیم این کار را بسیار ارزان انجام دهیم. "این یک آزمایش کاملاً فرضی است، بنابراین شما آن را انجام نمیدهید مگر اینکه ارزان باشد ."
هولومتر در حال حاضر در حال تلاش است و داده ها را با دقت هدف جمع آوری می کند. وی انتظار دارد تا پایان سال خوانش اولیه داشته باشد.(این آزمایش فعلا شکست خورده اما اصل هولوگرافیک هم چنان محل تحقیق و مطالعه است)
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3
🔺برهمنهیهای کوانتومی امکان همزمانی رویداد ها را فراهم میکنند، در حالی که نسبیت عام نشان میدهد که فضا و زمان شکلپذیر هستند. این ویژگیهای رادیکال در کنار هم نشان میدهند که تعریف علیت مبهم مانده است .
چکیده مقاله:
https://t.me/higgs_field/6548
https://www.quantamagazine.org/quantum-mischief-rewrites-the-laws-of-cause-and-effect-20210311
چکیده مقاله:
https://t.me/higgs_field/6548
https://www.quantamagazine.org/quantum-mischief-rewrites-the-laws-of-cause-and-effect-20210311
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣why? Something happened?
✍ وقتيكه با يك فيزيكدان صحبت ميكنيد هيچوقت اول سؤالتون نگيد #چرا؛ چرا؟ خب بهتره اين ويدئوی 3 دقیقه ای رو ببینید؛ حالا فقط یه سؤال پرسید ازش!!!
👤 #ریچاردفاینمن
📇 زیرنویس پارسی
* دیدگاه درستی در موضوع علت وقایع و علیّت طبیعه در تحلیل مثال مربوط به یک رخداد را بیان می کند ، (علاوه بر این توضیحات ، تئوری آشوب را نیز در دورنمای ذهن خود قرار دهید ). بروز و ظهور رخداد A نه یک یا دو علت بلکه تا آنجا که ذهن اجازه دهد ( تعداد غیر قابل شمارشی) علت ترسیمی بخود اختصاص می دهد و درین چشم انداز ، بقول خود فاینمن ، جهان آشوبی از چیزهای آشفته است .
🆔 @phys_Q
✍ وقتيكه با يك فيزيكدان صحبت ميكنيد هيچوقت اول سؤالتون نگيد #چرا؛ چرا؟ خب بهتره اين ويدئوی 3 دقیقه ای رو ببینید؛ حالا فقط یه سؤال پرسید ازش!!!
👤 #ریچاردفاینمن
📇 زیرنویس پارسی
* دیدگاه درستی در موضوع علت وقایع و علیّت طبیعه در تحلیل مثال مربوط به یک رخداد را بیان می کند ، (علاوه بر این توضیحات ، تئوری آشوب را نیز در دورنمای ذهن خود قرار دهید ). بروز و ظهور رخداد A نه یک یا دو علت بلکه تا آنجا که ذهن اجازه دهد ( تعداد غیر قابل شمارشی) علت ترسیمی بخود اختصاص می دهد و درین چشم انداز ، بقول خود فاینمن ، جهان آشوبی از چیزهای آشفته است .
🆔 @phys_Q
👍6
💢 indefinite causality
آلیس و باب، ستارههای بسیاری از آزمایشهای فکری، در حال پختن شام هستند که اتفاقات ناگواری رخ میدهد. آلیس به طور تصادفی یک بشقاب را انداخت. صدا باب را مبهوت می سازد و باعث میگردد خود را روی اجاق گاز بسوزاند و فریاد می زند. در نسخه دیگری از وقایع، باب خود را می سوزاند و فریاد می زند که باعث می شود آلیس یک بشقاب را رها کند.
کدام رویداد علت رویداد دیگر است؟ علیت causality در نسبیت Relativity بدینسان محو گشته است .
در دهه گذشته، فیزیکدانان کوانتومی در حال بررسی پیامدهای یک درک عجیب بودهاند: در اصل، هر دو نسخه از داستان میتوانند همزمان اتفاق بیفتند. به این معنا که رویدادها می توانند در یک ترتیب علی نامعین رخ دهند، که در آن هر دو "A علت B می شود" و "B علت A" به طور همزمان درست هستند.
این امکان از پدیده کوانتومی معروف به برهم نهی superposition ناشی می شود، جایی که ذرات تمام واقعیت های ممکن را به طور همزمان تا لحظه اندازه گیری حفظ می کنند. این که کدام رویداد بر رویداد دیگر تقدم زمانی دارد ، وابسته به ویژگی های فریم و ویژگی های ناظر یا مشاهده گر Observer است .
در آزمایشگاههایی در اتریش، چین، استرالیا و جاهای دیگر، فیزیکدانان با قرار دادن یک ذره نور (به نام فوتون) در برهمنهی دو حالت، نظم علی نامعین(مبهم indefinite ) را مشاهده میکنند.
سپس یک شاخه از برهم نهی را به پردازش A و سپس فرآیند B و شاخه دیگر را به B و به دنبال آن A می فرستند. در این روش که به عنوان سوئیچ کوانتومی شناخته می شود، نتیجه A بر آنچه در B اتفاق می افتد تأثیر می گذارد و بالعکس! فوتون هر دو ترتیب علی را به طور همزمان تجربه می کند.
طی پنج سال گذشته، جامعه رو به رشدی از فیزیکدانان کوانتومی سوئیچ کوانتومی را در آزمایشهای رومیزی پیادهسازی کردهاند و مزایایی را که ترتیب علی نامعین برای محاسبات و ارتباطات کوانتومی ارائه میدهد، بررسی کردهاند.
اما کاربردهای عملی این پدیده تنها پیامدهای عمیق را حادتر می کند.
فیزیکدانان مدتهاست احساس کردهاند که تصویر معمولی از رویدادها که بهعنوان دنبالهای از علل و معلولها آشکار میشوند، ماهیت بنیادی اشیا را به تصویر نمیکشند. آنها می گویند که اگر بخواهیم منشأ کوانتومی گرانش، فضا و زمان را بفهمیم، احتمالاً باید این دیدگاه علی از بین برود.
اما تا همین اواخر، ایده های زیادی در مورد اینکه چگونه فیزیک پساعلیتی ممکن است کار کند وجود نداشت. بروکنر، که یکی از رهبران مطالعه علیت نامعین است، گفت: «بسیاری از مردم فکر میکنند که علیت در درک ما از جهان آنقدر بنیادین است که اگر این تصور را ضعیف کنیم، نمیتوانیم نظریههای منسجم و معناداری بسازیم.»
علیت در آزمایش های فکری کوانتومی - نسبیتی پس از عمل مشاهده و در نتیجه کلپس موج به ذره بررسی شده است در حالی که پیش از مشاهده ، مکانیک کوانتومی غیر جبرگرا indeterministic بوده و رابطه جبری و اکنون ترتیب زمانی بین علت و معلوم قابل پیگیری نیست .
💢@higgs_field
آلیس و باب، ستارههای بسیاری از آزمایشهای فکری، در حال پختن شام هستند که اتفاقات ناگواری رخ میدهد. آلیس به طور تصادفی یک بشقاب را انداخت. صدا باب را مبهوت می سازد و باعث میگردد خود را روی اجاق گاز بسوزاند و فریاد می زند. در نسخه دیگری از وقایع، باب خود را می سوزاند و فریاد می زند که باعث می شود آلیس یک بشقاب را رها کند.
کدام رویداد علت رویداد دیگر است؟ علیت causality در نسبیت Relativity بدینسان محو گشته است .
در دهه گذشته، فیزیکدانان کوانتومی در حال بررسی پیامدهای یک درک عجیب بودهاند: در اصل، هر دو نسخه از داستان میتوانند همزمان اتفاق بیفتند. به این معنا که رویدادها می توانند در یک ترتیب علی نامعین رخ دهند، که در آن هر دو "A علت B می شود" و "B علت A" به طور همزمان درست هستند.
این امکان از پدیده کوانتومی معروف به برهم نهی superposition ناشی می شود، جایی که ذرات تمام واقعیت های ممکن را به طور همزمان تا لحظه اندازه گیری حفظ می کنند. این که کدام رویداد بر رویداد دیگر تقدم زمانی دارد ، وابسته به ویژگی های فریم و ویژگی های ناظر یا مشاهده گر Observer است .
در آزمایشگاههایی در اتریش، چین، استرالیا و جاهای دیگر، فیزیکدانان با قرار دادن یک ذره نور (به نام فوتون) در برهمنهی دو حالت، نظم علی نامعین(مبهم indefinite ) را مشاهده میکنند.
سپس یک شاخه از برهم نهی را به پردازش A و سپس فرآیند B و شاخه دیگر را به B و به دنبال آن A می فرستند. در این روش که به عنوان سوئیچ کوانتومی شناخته می شود، نتیجه A بر آنچه در B اتفاق می افتد تأثیر می گذارد و بالعکس! فوتون هر دو ترتیب علی را به طور همزمان تجربه می کند.
طی پنج سال گذشته، جامعه رو به رشدی از فیزیکدانان کوانتومی سوئیچ کوانتومی را در آزمایشهای رومیزی پیادهسازی کردهاند و مزایایی را که ترتیب علی نامعین برای محاسبات و ارتباطات کوانتومی ارائه میدهد، بررسی کردهاند.
اما کاربردهای عملی این پدیده تنها پیامدهای عمیق را حادتر می کند.
فیزیکدانان مدتهاست احساس کردهاند که تصویر معمولی از رویدادها که بهعنوان دنبالهای از علل و معلولها آشکار میشوند، ماهیت بنیادی اشیا را به تصویر نمیکشند. آنها می گویند که اگر بخواهیم منشأ کوانتومی گرانش، فضا و زمان را بفهمیم، احتمالاً باید این دیدگاه علی از بین برود.
اما تا همین اواخر، ایده های زیادی در مورد اینکه چگونه فیزیک پساعلیتی ممکن است کار کند وجود نداشت. بروکنر، که یکی از رهبران مطالعه علیت نامعین است، گفت: «بسیاری از مردم فکر میکنند که علیت در درک ما از جهان آنقدر بنیادین است که اگر این تصور را ضعیف کنیم، نمیتوانیم نظریههای منسجم و معناداری بسازیم.»
علیت در آزمایش های فکری کوانتومی - نسبیتی پس از عمل مشاهده و در نتیجه کلپس موج به ذره بررسی شده است در حالی که پیش از مشاهده ، مکانیک کوانتومی غیر جبرگرا indeterministic بوده و رابطه جبری و اکنون ترتیب زمانی بین علت و معلوم قابل پیگیری نیست .
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3