Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
.
💢بین خودمان بماند ، بودن در هستی جبر زیست است اما تلاش برای شناخت آن ، انتخاب ماست ، ویژهی ماست ، هنر ماست ، زندگی ماست . اولی افتخاری ندارد اما دومی .... شگفت آور ، جذاب ، شکوهمند ، زیبا ، اغواکننده ، سرشار از برانگیختگی ست . بر همین اساس ...!
📌 PHYSICS & basement :
chapter 1 - p 1 https://t.me/higgs_field/6370
chapter 1 - p 2 https://t.me/higgs_field/6388
chapter 1 - p 3 https://t.me/higgs_field/6393
chapter 1 -p 4 https://t.me/higgs_field/6402
💢بین خودمان بماند ، بودن در هستی جبر زیست است اما تلاش برای شناخت آن ، انتخاب ماست ، ویژهی ماست ، هنر ماست ، زندگی ماست . اولی افتخاری ندارد اما دومی .... شگفت آور ، جذاب ، شکوهمند ، زیبا ، اغواکننده ، سرشار از برانگیختگی ست . بر همین اساس ...!
📌 PHYSICS & basement :
chapter 1 - p 1 https://t.me/higgs_field/6370
chapter 1 - p 2 https://t.me/higgs_field/6388
chapter 1 - p 3 https://t.me/higgs_field/6393
chapter 1 -p 4 https://t.me/higgs_field/6402
👍5
💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت هفتم
جیکوب بکنشتاین
اما این جنبه دیگری از کران یا مرز bound هولوگرافیک است که واقعاً شگفتانگیز است. یعنی حداکثر آنتروپی ممکن به جای حجم به ناحیه مرزی boundary area بستگی دارد.
فرض کنید که ما در حال انباشتن مموری در چیپ کامپیوتری در یک مدار مجتمع بزرگ هستیم. تعداد ترانزیستورها - کل ظرفیت ذخیره سازی داده - متناسب با حجم این انباشتگی را دست می دهند .و نتیجتا آنتروپی ترمودینامیکی کلی تراشه ها با افزایش یکی افزایش می یابد.
قابل توجه است، هرچند، ظرفیت اطلاعاتی نهایی فضای اشغال شده توسط مدارمجتمع تنها با مساحت سطح افزایش می یابد. از آنجایی که حجم با نرخ بیشتری نسبت به سطح افزایش می یابد، در نقطه ای آنتروپی همه تراشه ها از حد هولوگرافیک فراتر می رود. به نظر می رسد که GSL یا دیگر ایده های مطابق با عقل سلیم ما در مورد آنتروپی و ظرفیت اطلاعات باید شکست بخورد . در واقع، آنچه شکست خورده است ، طراحی مدار مجتمع ماست :
قبل از رسیدن به این وضعیت بغرنج (پیشی گرفتن آنتروپی از کران آنتروپی هولوگرافیک) ، تحت تاثیر گرانش خود ، تراشه فرو می رمبد و سیاهچالهای را تشکیل میدهد . در نتیجه هر چیپ مموری ، جرم و مساحت (افق رویداد) سیاهچاله را به گونه ای افزایش می دهد که با GSL سازگار باشد .
اگر اصل هولوگرافیک (که توسط خرارد هوفت پیشنهاد شده و توسط Susskind توضیح داده شده ) درست باشد، این نتیجه شگفتانگیز که ظرفیت اطلاعات به مساحت سطح بستگی دارد - توضیح طبیعی دارد.
در دنیای روزمره، هولوگرام یک نوع خاص از عکس است که با نورپردازی مناسب، یک تصویر سه بعدی کامل ایجاد می کند. تمام اطلاعاتی که صحنه 3 بعدی را توصیف می کند در الگوی مناطق روشن و تاریک روی قطعه دو بعدی فیلم کدگذاری می شود و آماده بازسازی است. اصل هولوگرافیک ادعا می کند که یک آنالوگ یا قیاس از این جادوی بصری برای توصیف فیزیکی کامل هر سیستمی که یک منطقه سه بعدی را اشغال می کند اعمال می شود:
این نظریه پیشنهاد می کند که نظریه فیزیکی دیگری که تنها در ناحیه مرزی boundary دو بعدی تعریف شده است، به طور کامل فیزیک سه بعدی را توصیف می کند.
اگر بتوان یک سیستم سه بعدی را به طور کامل توسط یک نظریه فیزیکی که صرفاً بر روی مرز دوبعدی آن عمل می کند توصیف کرد، انتظار می رود محتوای اطلاعاتی سیستم از توضیحات روی مرز فراتر نرود.
➲@phys_Q
قسمت هفتم
جیکوب بکنشتاین
اما این جنبه دیگری از کران یا مرز bound هولوگرافیک است که واقعاً شگفتانگیز است. یعنی حداکثر آنتروپی ممکن به جای حجم به ناحیه مرزی boundary area بستگی دارد.
فرض کنید که ما در حال انباشتن مموری در چیپ کامپیوتری در یک مدار مجتمع بزرگ هستیم. تعداد ترانزیستورها - کل ظرفیت ذخیره سازی داده - متناسب با حجم این انباشتگی را دست می دهند .و نتیجتا آنتروپی ترمودینامیکی کلی تراشه ها با افزایش یکی افزایش می یابد.
قابل توجه است، هرچند، ظرفیت اطلاعاتی نهایی فضای اشغال شده توسط مدارمجتمع تنها با مساحت سطح افزایش می یابد. از آنجایی که حجم با نرخ بیشتری نسبت به سطح افزایش می یابد، در نقطه ای آنتروپی همه تراشه ها از حد هولوگرافیک فراتر می رود. به نظر می رسد که GSL یا دیگر ایده های مطابق با عقل سلیم ما در مورد آنتروپی و ظرفیت اطلاعات باید شکست بخورد . در واقع، آنچه شکست خورده است ، طراحی مدار مجتمع ماست :
قبل از رسیدن به این وضعیت بغرنج (پیشی گرفتن آنتروپی از کران آنتروپی هولوگرافیک) ، تحت تاثیر گرانش خود ، تراشه فرو می رمبد و سیاهچالهای را تشکیل میدهد . در نتیجه هر چیپ مموری ، جرم و مساحت (افق رویداد) سیاهچاله را به گونه ای افزایش می دهد که با GSL سازگار باشد .
اگر اصل هولوگرافیک (که توسط خرارد هوفت پیشنهاد شده و توسط Susskind توضیح داده شده ) درست باشد، این نتیجه شگفتانگیز که ظرفیت اطلاعات به مساحت سطح بستگی دارد - توضیح طبیعی دارد.
در دنیای روزمره، هولوگرام یک نوع خاص از عکس است که با نورپردازی مناسب، یک تصویر سه بعدی کامل ایجاد می کند. تمام اطلاعاتی که صحنه 3 بعدی را توصیف می کند در الگوی مناطق روشن و تاریک روی قطعه دو بعدی فیلم کدگذاری می شود و آماده بازسازی است. اصل هولوگرافیک ادعا می کند که یک آنالوگ یا قیاس از این جادوی بصری برای توصیف فیزیکی کامل هر سیستمی که یک منطقه سه بعدی را اشغال می کند اعمال می شود:
این نظریه پیشنهاد می کند که نظریه فیزیکی دیگری که تنها در ناحیه مرزی boundary دو بعدی تعریف شده است، به طور کامل فیزیک سه بعدی را توصیف می کند.
اگر بتوان یک سیستم سه بعدی را به طور کامل توسط یک نظریه فیزیکی که صرفاً بر روی مرز دوبعدی آن عمل می کند توصیف کرد، انتظار می رود محتوای اطلاعاتی سیستم از توضیحات روی مرز فراتر نرود.
➲@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍5
.
🔺تئوری هولوگرافیک ، گرانش را چیزی شبیه هولوگرام میداند - یک اثر سهبعدی که از یک سطح صاف و دو بعدی ، ظهور یافته . در حال حاضر، تنها مثال عینی از چنین نظریه ای، تناظر AdS/CFT است که در آن نوع خاصی از نظریه میدان کوانتومی، به نام نظریه میدان کانفورمال (CFT)، باعث به وجود آمدن گرانش در فضای آنتی دی سیتر (AdS) می شود.
در منحنیهای bizarre فضای AdS، یک مرز محدود میتواند دنیایی بینهایت را در بر بگیرد ( کپسوله کند). خوان مالداسنا، کاشف این نظریه، آن را "جهانی در یک بطری" نامیده است.
🔺فضا-زمان هولوگرافیک
نمونه دیگری از اصل هولوگرافی در کار، فضای اقلیدسی Anti-de sitter (AdS) را شامل میشود، که گسترش مییابد و دارای مرزی در بینهایت است - بسیار شبیه به جهان ما. متریک چنین فضایی به شکل زیر است:
ds² = dr²+ sin h² (r) dΩ4²
که در آن d Ω 4² ابرکره (3+1)بعدی
در مرز فضای AdS اقلیدسی (4+1)بعدی است، جایی که (n+1) بعدی که n بعد مکانی و 1 زمانی را نشان میدهد.
💢@higgs_field
🔺تئوری هولوگرافیک ، گرانش را چیزی شبیه هولوگرام میداند - یک اثر سهبعدی که از یک سطح صاف و دو بعدی ، ظهور یافته . در حال حاضر، تنها مثال عینی از چنین نظریه ای، تناظر AdS/CFT است که در آن نوع خاصی از نظریه میدان کوانتومی، به نام نظریه میدان کانفورمال (CFT)، باعث به وجود آمدن گرانش در فضای آنتی دی سیتر (AdS) می شود.
در منحنیهای bizarre فضای AdS، یک مرز محدود میتواند دنیایی بینهایت را در بر بگیرد ( کپسوله کند). خوان مالداسنا، کاشف این نظریه، آن را "جهانی در یک بطری" نامیده است.
🔺فضا-زمان هولوگرافیک
نمونه دیگری از اصل هولوگرافی در کار، فضای اقلیدسی Anti-de sitter (AdS) را شامل میشود، که گسترش مییابد و دارای مرزی در بینهایت است - بسیار شبیه به جهان ما. متریک چنین فضایی به شکل زیر است:
ds² = dr²+ sin h² (r) dΩ4²
که در آن d Ω 4² ابرکره (3+1)بعدی
در مرز فضای AdS اقلیدسی (4+1)بعدی است، جایی که (n+1) بعدی که n بعد مکانی و 1 زمانی را نشان میدهد.
💢@higgs_field
👍3
💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت هشتم
جیکوب بکنشتاین
📌یونیورسی روی مرز
آیا می توانیم اصل هولوگرافیک را در کل یونیورس به کار ببریم؟ جهان واقعی یک سیستم 4 بعدی است: حجم دارد و طی زمان منبسط می شود. اگر فیزیک جهان ما هولوگرافیک باشد، مجموعه ای جایگزین از قوانین فیزیکی وجود خواهد داشت که در جایی بر روی یک مرز سه بعدی از فضازمان عمل می کنند، که معادل فیزیک 4 بعدی شناخته شده ما خواهد بود. ما هنوز چنین نظریه سه بعدی را نمی شناسیم که به این روش کار کند. به راستی از چه سطحی به عنوان مرز یونیورس boundary of the universe استفاده کنیم؟ یک قدم برای تحقق این ایده ها، مطالعه مدل هایی است که ساده تر از جهان واقعی ما هستند.
دستهای از نمونههای عینی از اصل هولوگرافی در حال کار شامل فضازمانهای به اصطلاح آنتی دی سیتر هستند. فضازمان دی سیتر یک یونیورس را مدلسازی می کند که برای اولین بار توسط ستاره شناس هلندی ویلم دی سیتر در سال 1917 به عنوان حل معادلات اینشتین، از جمله نیروی دافعه معروف به ثابت کیهانی، به دست آمد.(از ارتباط آن به هندسه ریمانی و نسبیت عام گفته ایم)
فضازمان دی سیتر خالی است، با سرعتی شتابان منبسط می شود و بسیار متقارن است. در سال 1997، اخترشناسانی که انفجارهای ابرنواخترهای دوردست را مطالعه می کردند، به این نتیجه رسیدند که جهان ما اکنون به شکلی پرشتاب منبسط می شود و احتمالاً در آینده به طور فزاینده ای شبیه فضازمان دی سیتر خواهد شد. حال، اگر ثابت کیهانی رانشی با یک ثابت ربایشی جایگزین شود، راه حل دی سیتر به فضای زمان آنتی دی سیتر( anti de sitter یا ADS) تبدیل می شود که به یک اندازه متقارن است . مهمتر از مفهوم هولوگرافیک ، وجود یک مرز است که در بی نهایت قرار دارد و بسیار شبیه فضازمان از دید ما است.
نظریه پردازان با استفاده از فضا-زمان آنتی دی سیتر، یک مثال عینی از اصل هولوگرافی در کار ابداع کرده اند:
یونیورسی توصیف شده توسط نظریه ابر ریسمان که در فضازمان آنتی دی سیتر عمل می کند، کاملاً معادل یک نظریه میدان کوانتومی است که در مرز آن فضازمان عمل می کند .
بنابراین، شکوه کامل نظریه ابر ریسمان در جهان آنتی دی سیتر در مرز جهان ترسیم شده است.
➣@phys_Q
قسمت هشتم
جیکوب بکنشتاین
📌یونیورسی روی مرز
آیا می توانیم اصل هولوگرافیک را در کل یونیورس به کار ببریم؟ جهان واقعی یک سیستم 4 بعدی است: حجم دارد و طی زمان منبسط می شود. اگر فیزیک جهان ما هولوگرافیک باشد، مجموعه ای جایگزین از قوانین فیزیکی وجود خواهد داشت که در جایی بر روی یک مرز سه بعدی از فضازمان عمل می کنند، که معادل فیزیک 4 بعدی شناخته شده ما خواهد بود. ما هنوز چنین نظریه سه بعدی را نمی شناسیم که به این روش کار کند. به راستی از چه سطحی به عنوان مرز یونیورس boundary of the universe استفاده کنیم؟ یک قدم برای تحقق این ایده ها، مطالعه مدل هایی است که ساده تر از جهان واقعی ما هستند.
دستهای از نمونههای عینی از اصل هولوگرافی در حال کار شامل فضازمانهای به اصطلاح آنتی دی سیتر هستند. فضازمان دی سیتر یک یونیورس را مدلسازی می کند که برای اولین بار توسط ستاره شناس هلندی ویلم دی سیتر در سال 1917 به عنوان حل معادلات اینشتین، از جمله نیروی دافعه معروف به ثابت کیهانی، به دست آمد.(از ارتباط آن به هندسه ریمانی و نسبیت عام گفته ایم)
فضازمان دی سیتر خالی است، با سرعتی شتابان منبسط می شود و بسیار متقارن است. در سال 1997، اخترشناسانی که انفجارهای ابرنواخترهای دوردست را مطالعه می کردند، به این نتیجه رسیدند که جهان ما اکنون به شکلی پرشتاب منبسط می شود و احتمالاً در آینده به طور فزاینده ای شبیه فضازمان دی سیتر خواهد شد. حال، اگر ثابت کیهانی رانشی با یک ثابت ربایشی جایگزین شود، راه حل دی سیتر به فضای زمان آنتی دی سیتر( anti de sitter یا ADS) تبدیل می شود که به یک اندازه متقارن است . مهمتر از مفهوم هولوگرافیک ، وجود یک مرز است که در بی نهایت قرار دارد و بسیار شبیه فضازمان از دید ما است.
نظریه پردازان با استفاده از فضا-زمان آنتی دی سیتر، یک مثال عینی از اصل هولوگرافی در کار ابداع کرده اند:
یونیورسی توصیف شده توسط نظریه ابر ریسمان که در فضازمان آنتی دی سیتر عمل می کند، کاملاً معادل یک نظریه میدان کوانتومی است که در مرز آن فضازمان عمل می کند .
بنابراین، شکوه کامل نظریه ابر ریسمان در جهان آنتی دی سیتر در مرز جهان ترسیم شده است.
➣@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
.
🔺ایدهی جهان هولوگرافیک از دو تناقض در مورد سیاهچالهها سرچشمه گرفت. اما قبل از اینکه به این دو تناقض بپردازیم، خوب است نگاهی به ماهیت هولوگرافیک سیاهچاله بیندازیم.
اواخر دههی ۱۹۹۰ فیزیکدانهای نظری متوجه شدند وقتی ذرهای از اطلاعات وارد سیاهچاله میشود، سطح سیاهچاله به مقدار بسیار دقیقی افزایش مییابد؛ یعنی اندازهی مربع طول پلانک، حدود ۱۰ به توان منفی ۶۵ متر.
در نگاه اول شاید دانستن اینکه سیاهچاله با افتادن جسم یا انرژی درون آن بزرگتر میشود، کشف خارقالعادهای به نظر نرسد؛ اما نکتهی حیرتانگیز قضیه این است که سطح سیاهچاله افزایش مییابد نه حجم آن. در مورد اغلب اجرامی که میشناسیم این قضیه کاملا برعکس است. وقتی ماده، ذرهای داده «میبلعد»، حجمش به اندازهی یک واحد افزایش مییابد؛ اما افزایش سطح آن بسیار ناچیز است. اما وقتی ماده یا انرژی درون سیاهچاله میافتد، انگار اطلاعات مربوط به آن واقعا درون سیاهچاله نیست، بلکه به سطح آن چسبیده است.
در نتیجه سیاهچاله که سیستمی سهبعدی در جهانِ کاملا سهبعدی ما است، میتواند تنها با سطح دوبعدی آن درک شود و این دقیقا مدل هولوگرافیک است.
📌@higgs_field
🔺ایدهی جهان هولوگرافیک از دو تناقض در مورد سیاهچالهها سرچشمه گرفت. اما قبل از اینکه به این دو تناقض بپردازیم، خوب است نگاهی به ماهیت هولوگرافیک سیاهچاله بیندازیم.
اواخر دههی ۱۹۹۰ فیزیکدانهای نظری متوجه شدند وقتی ذرهای از اطلاعات وارد سیاهچاله میشود، سطح سیاهچاله به مقدار بسیار دقیقی افزایش مییابد؛ یعنی اندازهی مربع طول پلانک، حدود ۱۰ به توان منفی ۶۵ متر.
در نگاه اول شاید دانستن اینکه سیاهچاله با افتادن جسم یا انرژی درون آن بزرگتر میشود، کشف خارقالعادهای به نظر نرسد؛ اما نکتهی حیرتانگیز قضیه این است که سطح سیاهچاله افزایش مییابد نه حجم آن. در مورد اغلب اجرامی که میشناسیم این قضیه کاملا برعکس است. وقتی ماده، ذرهای داده «میبلعد»، حجمش به اندازهی یک واحد افزایش مییابد؛ اما افزایش سطح آن بسیار ناچیز است. اما وقتی ماده یا انرژی درون سیاهچاله میافتد، انگار اطلاعات مربوط به آن واقعا درون سیاهچاله نیست، بلکه به سطح آن چسبیده است.
در نتیجه سیاهچاله که سیستمی سهبعدی در جهانِ کاملا سهبعدی ما است، میتواند تنها با سطح دوبعدی آن درک شود و این دقیقا مدل هولوگرافیک است.
📌@higgs_field
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢آیا یونیورس ما داخل یک سیاهچاله است؟
با چه ریاضیاتی میتوان داخل افق رویداد یک سیاهچاله را توصیف کرد؟
آیا داخل سیاهچاله آشوبی ناشی از فشار سهمگین و خرد کننده وجود دارد؟
داخل یک سیاهچاله چیست؟
ما در یک یونیورسی هستیم که میلیارد ها سیاهچاله دارد و اکنون این فرضیه در حال مطالعه است که در هر سیاهچاله یک یونیورسی مجزا وجود دارد. یک فراکتال از سیاهچاله ها و یونیورس ها قابل تجسیم است ، اما نباید هیجان گرفت چرا که نخست اینکه فرضیه است و دوم روابط پیچیده ریاضیاتی دارد که در اصل هولوگرافیک شاهد آن هستیم .(این ویدئو به اصل هولوگرافیک نمیپردازد)
ترجمه : کوانتوم مکانیک
💢@higgs_field
با چه ریاضیاتی میتوان داخل افق رویداد یک سیاهچاله را توصیف کرد؟
آیا داخل سیاهچاله آشوبی ناشی از فشار سهمگین و خرد کننده وجود دارد؟
داخل یک سیاهچاله چیست؟
ما در یک یونیورسی هستیم که میلیارد ها سیاهچاله دارد و اکنون این فرضیه در حال مطالعه است که در هر سیاهچاله یک یونیورسی مجزا وجود دارد. یک فراکتال از سیاهچاله ها و یونیورس ها قابل تجسیم است ، اما نباید هیجان گرفت چرا که نخست اینکه فرضیه است و دوم روابط پیچیده ریاضیاتی دارد که در اصل هولوگرافیک شاهد آن هستیم .(این ویدئو به اصل هولوگرافیک نمیپردازد)
ترجمه : کوانتوم مکانیک
💢@higgs_field
👍3
💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت نهم
جیکوب بکنشتاین
خوان مالداسینا، که در آن زمان در دانشگاه هاروارد بود، برای اولین بار در سال 1997 چنین رابطه ای را برای آنتی دی سیتر 5 بعدی مطرح کرد و بعداً توسط ادوارد ویتن از موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون نیوجرزی و استیون اس گابزر ، ایگور آر کلبانف و الکساندر ام پلیاکف از دانشگاه پرینستون تایید شد .
نمونه هایی از این تناظر correspondence هولوگرافیک اکنون برای فضازمان ها با ابعاد مختلف شناخته شده اند.
این نتیجه به این معنی است که دو نظریه ظاهراً بسیار متفاوت - که در فضاهایی با ابعاد مشابه عمل نمی کنند - معادل هستند.
موجوداتی که در یکی از این جهانها زندگی میکنند نمیتوانند تعیین کنند که آیا در یک جهان 5 بعدی که توسط نظریه ریسمان توصیف شده است یا یک جهان 4 بعدی که توسط نظریه میدان کوانتومی ذرات نقطهای توصیف شده است، زندگی میکنند. (البته، ساختارهای مغز آنها ممکن است به آنها تعصب عام و عرف غالب را به نفع یک توصیف یا توصیف دیگر به آنها بدهد، دقیقاً به روشی که مغز ما یک درک ذاتی ایجاد می کند که جهان ما دارای سه بعد فضایی است. )
هم ارزی هولوگرافیک می تواند به محاسبات دشوار در فضای زمان مرزی 4 بعدی، مانند رفتار کوارک ها و گلوئون ها، اجازه دهد تا با محاسبه ساده تر دیگری در فضای زمان با تقارن بالا و 5 بعدی آنتی دی سیتر مبادله شود.
همخوانی به شکل دیگری نیز کار می کند. اد ویتن نشان داده است که یک سیاهچاله در فضازمان آنتای دی سیتر با تشعشعات داغ در فیزیک جایگزینی که در فضا زمان مرزی عمل میکند، مطابقت دارد. آنتروپی حفره ، مفهومی عمیقاً مرموز - برابر با آنتروپی تابش است که کاملاً عادی است.
تقارن بالا و خالی بودن فضای آنتای دی سیتر 5 بعدی به سختی شبیه کیهان ما است که در 4 بعد ، پر از ماده و تشعشع و مملو از رویدادهای خشن است . حتی اگر جهان واقعی خود را با جهانی که ماده و تشعشع به طور یکنواخت و همگن در سرتاسر آن پخش شده است، تقریب بزنیم، نه یک یونیورس آنتای دی سیتر، بلکه یک کیهان فریدمن-رابرتسون-واکر به دست می آوریم. اکثر کیهان شناسان امروزه موافقند که جهان ما شبیه یک جهان FRW است، جهانی که بی نهایت است، مرزی ندارد و تا بی نهایت منبسط خواهد یافت.
➣@phys_Q
قسمت نهم
جیکوب بکنشتاین
خوان مالداسینا، که در آن زمان در دانشگاه هاروارد بود، برای اولین بار در سال 1997 چنین رابطه ای را برای آنتی دی سیتر 5 بعدی مطرح کرد و بعداً توسط ادوارد ویتن از موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون نیوجرزی و استیون اس گابزر ، ایگور آر کلبانف و الکساندر ام پلیاکف از دانشگاه پرینستون تایید شد .
نمونه هایی از این تناظر correspondence هولوگرافیک اکنون برای فضازمان ها با ابعاد مختلف شناخته شده اند.
این نتیجه به این معنی است که دو نظریه ظاهراً بسیار متفاوت - که در فضاهایی با ابعاد مشابه عمل نمی کنند - معادل هستند.
موجوداتی که در یکی از این جهانها زندگی میکنند نمیتوانند تعیین کنند که آیا در یک جهان 5 بعدی که توسط نظریه ریسمان توصیف شده است یا یک جهان 4 بعدی که توسط نظریه میدان کوانتومی ذرات نقطهای توصیف شده است، زندگی میکنند. (البته، ساختارهای مغز آنها ممکن است به آنها تعصب عام و عرف غالب را به نفع یک توصیف یا توصیف دیگر به آنها بدهد، دقیقاً به روشی که مغز ما یک درک ذاتی ایجاد می کند که جهان ما دارای سه بعد فضایی است. )
هم ارزی هولوگرافیک می تواند به محاسبات دشوار در فضای زمان مرزی 4 بعدی، مانند رفتار کوارک ها و گلوئون ها، اجازه دهد تا با محاسبه ساده تر دیگری در فضای زمان با تقارن بالا و 5 بعدی آنتی دی سیتر مبادله شود.
همخوانی به شکل دیگری نیز کار می کند. اد ویتن نشان داده است که یک سیاهچاله در فضازمان آنتای دی سیتر با تشعشعات داغ در فیزیک جایگزینی که در فضا زمان مرزی عمل میکند، مطابقت دارد. آنتروپی حفره ، مفهومی عمیقاً مرموز - برابر با آنتروپی تابش است که کاملاً عادی است.
تقارن بالا و خالی بودن فضای آنتای دی سیتر 5 بعدی به سختی شبیه کیهان ما است که در 4 بعد ، پر از ماده و تشعشع و مملو از رویدادهای خشن است . حتی اگر جهان واقعی خود را با جهانی که ماده و تشعشع به طور یکنواخت و همگن در سرتاسر آن پخش شده است، تقریب بزنیم، نه یک یونیورس آنتای دی سیتر، بلکه یک کیهان فریدمن-رابرتسون-واکر به دست می آوریم. اکثر کیهان شناسان امروزه موافقند که جهان ما شبیه یک جهان FRW است، جهانی که بی نهایت است، مرزی ندارد و تا بی نهایت منبسط خواهد یافت.
➣@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1🤩1
💢E = mc² یا E = m c square , what meaning?
p ²
برای صدها سال، یک قانون تغییر ناپذیر فیزیک وجود داشت که هرگز به چالش کشیده نشد: اینکه در هر واکنشی که در کیهان رخ می دهد، جرم حفظ می شود.
مهم نیست چه چیزی را وارد کنید، چه واکنشی می بینید و چه چیزی از خروجی می بینید ، مجموع آنچه با آن شروع کردید و مجموع آنچه که با آن پایان دادید برابر خواهد بود. اما بر اساس قوانین نسبیت خاص، جرم نمی تواند کمیت نهایتا پایسته باشد،" زیرا ناظران مختلف در مورد انرژی یک سیستم اختلاف نظر دارند . "
در عوض، انیشتین توانست قانونی را استخراج کند که ما هنوز از آن استفاده میکنیم، که توسط یکی از سادهترین اما قویترین معادلههایی که تا به حال نوشته شده است، E = mc² اداره میشود.
-تصویر ، آموزش نسبیت توسط آینشتین در سال 1934
💢@higgs_field
p ²
برای صدها سال، یک قانون تغییر ناپذیر فیزیک وجود داشت که هرگز به چالش کشیده نشد: اینکه در هر واکنشی که در کیهان رخ می دهد، جرم حفظ می شود.
مهم نیست چه چیزی را وارد کنید، چه واکنشی می بینید و چه چیزی از خروجی می بینید ، مجموع آنچه با آن شروع کردید و مجموع آنچه که با آن پایان دادید برابر خواهد بود. اما بر اساس قوانین نسبیت خاص، جرم نمی تواند کمیت نهایتا پایسته باشد،" زیرا ناظران مختلف در مورد انرژی یک سیستم اختلاف نظر دارند . "
در عوض، انیشتین توانست قانونی را استخراج کند که ما هنوز از آن استفاده میکنیم، که توسط یکی از سادهترین اما قویترین معادلههایی که تا به حال نوشته شده است، E = mc² اداره میشود.
-تصویر ، آموزش نسبیت توسط آینشتین در سال 1934
💢@higgs_field
👍6
Forwarded from حکیم عمر خیام نیشابوری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۲۸ اردیبهشت ماه سالروز بزرگداشت
غیاث الدین ابوالفتح ُعَمر بن ابراهیم َخّیام نیشابوری همه چیزدان،
ستاره شناس و شاعر رباعی سرای ایرانی دورٔه سلجوقی 🌺
🆔 @khayyam_nishabouri
غیاث الدین ابوالفتح ُعَمر بن ابراهیم َخّیام نیشابوری همه چیزدان،
ستاره شناس و شاعر رباعی سرای ایرانی دورٔه سلجوقی 🌺
🆔 @khayyam_nishabouri
👍10
💢 E = mc² یا E = m c square , what meaning?
p ³
مشهورترین جمله آینشتین تنها سه بخش دارد :
اول- E یا انرژی یک طرف معادله است و کل انرژی سیستم را نشان می دهد.
دوم- Mass یا جرم، که با یک ضریب تبدیل به انرژی مرتبط است.
سوم- c^2 که مجذور یا مربع سرعت نور است: فاکتور مناسبی که برای معادل سازی جرم و انرژی به آن نیاز داریم.
E OR Energy = m OR mass * c ^2 OR Speed of light ²
🔺یک موتور موشک هستهای که برای آزمایش در سال 1967 آماده میشود. این موشک با تبدیل جرم/انرژی و E=mc^2 نیرو میگیرد.
💢@higgs_field
p ³
مشهورترین جمله آینشتین تنها سه بخش دارد :
اول- E یا انرژی یک طرف معادله است و کل انرژی سیستم را نشان می دهد.
دوم- Mass یا جرم، که با یک ضریب تبدیل به انرژی مرتبط است.
سوم- c^2 که مجذور یا مربع سرعت نور است: فاکتور مناسبی که برای معادل سازی جرم و انرژی به آن نیاز داریم.
E OR Energy = m OR mass * c ^2 OR Speed of light ²
🔺یک موتور موشک هستهای که برای آزمایش در سال 1967 آماده میشود. این موشک با تبدیل جرم/انرژی و E=mc^2 نیرو میگیرد.
💢@higgs_field
👍2
کوانتوم مکانیک🕊
. 🔺 دامگه رتیل 📌@higgs_field
💢در نهایت شکوه اما آسیب پذیر
جالبه بدونید کژدم ها از تخم ، سفید بیرون میان و در زیر شکم ، دو اندام ۸ مانند دارند که برای شن زار و ریگ های روان کارآیی دارد .
💢@higgs_field
جالبه بدونید کژدم ها از تخم ، سفید بیرون میان و در زیر شکم ، دو اندام ۸ مانند دارند که برای شن زار و ریگ های روان کارآیی دارد .
💢@higgs_field
🔥4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢هاوایی
تنها ایالتی که قلمرو آن به طور مداوم در حال رشد است (به دلیل فوران های آتشفشانی)
💢@higgs_field
تنها ایالتی که قلمرو آن به طور مداوم در حال رشد است (به دلیل فوران های آتشفشانی)
💢@higgs_field
👍5
💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت دهم
جیکوب بکنشتاین
🔺آیا چنین جهانی با اصل هولوگرافیک یا کران هولوگرافیک مطابقت دارد؟
استدلال ساسکیند مبنی بر فرو رمبش به سیاهچاله در اینجا هیچ کمکی نمی کند. در واقع، کران هولوگرافیک استنتاج شده از سیاهچاله ها باید در یک جهان در حال انبساط یکنواخت نقض شود. آنتروپی ناحیه ای که به طور یکنواخت پر از ماده و تابش است، در عمل با حجم آن متناسب است. بنابراین، یک منطقه به اندازه کافی بزرگ، کران هولوگرافیک را نقض می کند.
در سال 1999 رافائل بوسو، در آن زمان در استنفورد، یک کران هولوگرافیک اصلاح شده را پیشنهاد کرد، که از آن زمان مشخص شده است که حتی در شرایطی که مرزهایی که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم قابل اعمال نیستند، کار می کند. فرمول بوسو با هر سطح 2 بعدی مناسب شروع می شود. ممکن است مانند یک کره بسته یا مانند یک ورق کاغذ باز باشد. سپس یک انفجار کوتاه نور را تصور می کنیم که به طور همزمان و عمود بر یک طرف سطح منتشر می شود. تنها خواسته این است که پرتوهای نور خیالی برای شروع همگرا شوند. نور ساطع شده از سطح داخلی یک پوسته کروی، برای مثال، این نیاز را برآورده می کند. سپس آنتروپی ماده و تشعشعی را که این پرتوهای خیالی از آن عبور می کنند، تا نقطه ای که شروع به عبور می کنند، در نظر می گیریم. بوسو حدس زد که این آنتروپی نمی تواند از آنتروپی نشان داده شده توسط سطح اولیه تجاوز کند برابر با یک چهارم این مساحت برابر با ناحیه پلانک ( مربع طول پلانک) است .
این روشی متفاوت برای محاسبه آنتروپی با روشی است که در کران هولوگرافیک اصلی استفاده شده است ، کران بوسو به آنتروپی یک منطقه در یک زمان اشاره نمیکند، بلکه به مجموع آنتروپیهای مکانها در زمانهای مختلف اشاره دارد: آنهایی که با انفجار نور از سطح روشن میشوند.
کران بوسو سایر کرانهای آنتروپی را در نظر میگیرد در حالی که از محدودیتهای آنها اجتناب میکند. هر دو کران آنتروپی یونیورسال و کران هولوگرافیک آنتروپی ساسکیند- تی هوفت ارا می توان از کران آنتروپی بوسو Bousso برای هر سیستم منزوی که در حال تکامل سریع نیست و میدان گرانشی آن قوی نیست استخراج کرد.
وقتی از این شرایط فراتر رفت - مانند یک کره در حال فرورمبش ماده که در داخل یک سیاهچاله قرار دارد - این مرزها در نهایت نقض می شوند ، در حالی که مرز بوسو همچنان پابرجاست. بوسو همچنین نشان داده است که از استراتژی او می توان برای مکان یابی سطوح دو بعدی که هولوگرام های جهان روی آن ها نصب می شود استفاده کرد.
➣@phys_Q
قسمت دهم
جیکوب بکنشتاین
🔺آیا چنین جهانی با اصل هولوگرافیک یا کران هولوگرافیک مطابقت دارد؟
استدلال ساسکیند مبنی بر فرو رمبش به سیاهچاله در اینجا هیچ کمکی نمی کند. در واقع، کران هولوگرافیک استنتاج شده از سیاهچاله ها باید در یک جهان در حال انبساط یکنواخت نقض شود. آنتروپی ناحیه ای که به طور یکنواخت پر از ماده و تابش است، در عمل با حجم آن متناسب است. بنابراین، یک منطقه به اندازه کافی بزرگ، کران هولوگرافیک را نقض می کند.
در سال 1999 رافائل بوسو، در آن زمان در استنفورد، یک کران هولوگرافیک اصلاح شده را پیشنهاد کرد، که از آن زمان مشخص شده است که حتی در شرایطی که مرزهایی که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم قابل اعمال نیستند، کار می کند. فرمول بوسو با هر سطح 2 بعدی مناسب شروع می شود. ممکن است مانند یک کره بسته یا مانند یک ورق کاغذ باز باشد. سپس یک انفجار کوتاه نور را تصور می کنیم که به طور همزمان و عمود بر یک طرف سطح منتشر می شود. تنها خواسته این است که پرتوهای نور خیالی برای شروع همگرا شوند. نور ساطع شده از سطح داخلی یک پوسته کروی، برای مثال، این نیاز را برآورده می کند. سپس آنتروپی ماده و تشعشعی را که این پرتوهای خیالی از آن عبور می کنند، تا نقطه ای که شروع به عبور می کنند، در نظر می گیریم. بوسو حدس زد که این آنتروپی نمی تواند از آنتروپی نشان داده شده توسط سطح اولیه تجاوز کند برابر با یک چهارم این مساحت برابر با ناحیه پلانک ( مربع طول پلانک) است .
این روشی متفاوت برای محاسبه آنتروپی با روشی است که در کران هولوگرافیک اصلی استفاده شده است ، کران بوسو به آنتروپی یک منطقه در یک زمان اشاره نمیکند، بلکه به مجموع آنتروپیهای مکانها در زمانهای مختلف اشاره دارد: آنهایی که با انفجار نور از سطح روشن میشوند.
کران بوسو سایر کرانهای آنتروپی را در نظر میگیرد در حالی که از محدودیتهای آنها اجتناب میکند. هر دو کران آنتروپی یونیورسال و کران هولوگرافیک آنتروپی ساسکیند- تی هوفت ارا می توان از کران آنتروپی بوسو Bousso برای هر سیستم منزوی که در حال تکامل سریع نیست و میدان گرانشی آن قوی نیست استخراج کرد.
وقتی از این شرایط فراتر رفت - مانند یک کره در حال فرورمبش ماده که در داخل یک سیاهچاله قرار دارد - این مرزها در نهایت نقض می شوند ، در حالی که مرز بوسو همچنان پابرجاست. بوسو همچنین نشان داده است که از استراتژی او می توان برای مکان یابی سطوح دو بعدی که هولوگرام های جهان روی آن ها نصب می شود استفاده کرد.
➣@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍3
💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت یازدهم
جیکوب بکنشتاین
🔺پیش بینی های یک انقلاب
محققان بسیاری کران های آنتروپی دیگری را پیشنهاد کرده اند. ازدیاد تغییرات روی موتیف هولوگرافیک روشن می کند که موضوع هنوز به وضعیت قانون فیزیکی نرسیده است.
اما اگرچه روش تفکر هولوگرافیک هنوز به طور کامل درک نشده است، و به نظر می رسد که همین طور بماند. و با آن متوجه میشویم که این باور اساسی، که برای 50 سال رایج بود، اینکه نظریه میدان زبان نهایی فیزیک است، باید جای خود را واگذار کند . میدان هایی مانند میدان الکترومغناطیسی به طور پیوسته از نقطه ای به نقطه دیگر تغییر می کنند و در نتیجه بی نهایت درجه آزادی را توصیف می کنند.
نظریه ابر ریسمان نیز شامل بی نهایت درجه آزادی است. هولوگرافیک تعداد درجات آزادی را که می تواند در داخل یک سطح مرزی وجود داشته باشد به تعداد اندک محدود می سازد. نظریه میدان با مفهوم بی نهایتش نمی تواند داستان نهایی باشد.
بعلاوه، حتی اگر بی نهایت رام شود، وابستگی مرموز اطلاعات به سطح باید به نحوی تطبیق داده شود.
هولوگرافیک ممکن است راهنمایی برای یک نظریه بهتر باشد.
نظریه بنیادی چگونه است؟ زنجیره استدلالاتی شامل هولوگرافیک به برخی، به ویژه لی اسمولین از مؤسسه فیزیک نظری پیرامونی در واترلو، انتاریو، نشان می دهد که چنین نظریه نهایی باید نه با میدان ها، نه حتی با فضا-زمان، بلکه به تبادل اطلاعات در میان فرآیندهای فیزیکی مربوط باشد. . اگر چنین است، بینش اطلاعات به عنوان چیزهایی که جهان از آن ساخته شده است، تجسم شایسته ای پیدا خواهد کرد.
🔺نویسنده
جیکوب .دی . بکنشتاین JACOB D. BEKENSTEIN به پایهگذاری ترمودینامیک سیاهچاله و سایر جنبههای ارتباط بین اطلاعات و گرانش کمک کرده است. او استاد فیزیک نظری پولاک در دانشگاه عبری اورشلیم، عضو آکادمی علوم و علوم انسانی اسرائیل، و دریافت کننده جوایز روچیلد و اسرائیل است. بکنشتاین این مقاله را به جان آرچیبالد ویلر (استاد دکترای او در 30 سال پیش) تقدیم می کند. ویلر متعلق به نسل سوم شاگردان لودویگ بولتزمن است.
fine
➣@phys_Q
قسمت یازدهم
جیکوب بکنشتاین
🔺پیش بینی های یک انقلاب
محققان بسیاری کران های آنتروپی دیگری را پیشنهاد کرده اند. ازدیاد تغییرات روی موتیف هولوگرافیک روشن می کند که موضوع هنوز به وضعیت قانون فیزیکی نرسیده است.
اما اگرچه روش تفکر هولوگرافیک هنوز به طور کامل درک نشده است، و به نظر می رسد که همین طور بماند. و با آن متوجه میشویم که این باور اساسی، که برای 50 سال رایج بود، اینکه نظریه میدان زبان نهایی فیزیک است، باید جای خود را واگذار کند . میدان هایی مانند میدان الکترومغناطیسی به طور پیوسته از نقطه ای به نقطه دیگر تغییر می کنند و در نتیجه بی نهایت درجه آزادی را توصیف می کنند.
نظریه ابر ریسمان نیز شامل بی نهایت درجه آزادی است. هولوگرافیک تعداد درجات آزادی را که می تواند در داخل یک سطح مرزی وجود داشته باشد به تعداد اندک محدود می سازد. نظریه میدان با مفهوم بی نهایتش نمی تواند داستان نهایی باشد.
بعلاوه، حتی اگر بی نهایت رام شود، وابستگی مرموز اطلاعات به سطح باید به نحوی تطبیق داده شود.
هولوگرافیک ممکن است راهنمایی برای یک نظریه بهتر باشد.
نظریه بنیادی چگونه است؟ زنجیره استدلالاتی شامل هولوگرافیک به برخی، به ویژه لی اسمولین از مؤسسه فیزیک نظری پیرامونی در واترلو، انتاریو، نشان می دهد که چنین نظریه نهایی باید نه با میدان ها، نه حتی با فضا-زمان، بلکه به تبادل اطلاعات در میان فرآیندهای فیزیکی مربوط باشد. . اگر چنین است، بینش اطلاعات به عنوان چیزهایی که جهان از آن ساخته شده است، تجسم شایسته ای پیدا خواهد کرد.
🔺نویسنده
جیکوب .دی . بکنشتاین JACOB D. BEKENSTEIN به پایهگذاری ترمودینامیک سیاهچاله و سایر جنبههای ارتباط بین اطلاعات و گرانش کمک کرده است. او استاد فیزیک نظری پولاک در دانشگاه عبری اورشلیم، عضو آکادمی علوم و علوم انسانی اسرائیل، و دریافت کننده جوایز روچیلد و اسرائیل است. بکنشتاین این مقاله را به جان آرچیبالد ویلر (استاد دکترای او در 30 سال پیش) تقدیم می کند. ویلر متعلق به نسل سوم شاگردان لودویگ بولتزمن است.
fine
➣@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
💢 E = mc² یا E = m c square , what meaning?
p ⁴
🔺معنای معادله E =m c² کاملاً در حال تغییر است. همانطور که خود اینشتین می گوید:
از نظریه نسبیت خاص میتوان نتیجه گرفت که جرم و انرژی هر دو مظاهر متفاوتی از یک چیز هستند - تصوری تا حدی ناآشنا برای ذهن میانه ! average mind
نیلز بور و آلبرت انیشتین، در سال 1925 در خانه پل ارنفست درباره موضوعات زیادی بحث کردند. بحث های بور-اینشتین یکی از تأثیرگذارترین رویدادها در طول توسعه مکانیک کوانتومی بود. امروزه، بور بیشتر به خاطر مشارکتهای کوانتومیاش شناخته میشود، اما اینشتین بیشتر به خاطر مشارکتهایش در نسبیت و هم ارزی جرم-انرژی شهرت دارد.
💢@higgs_field
p ⁴
🔺معنای معادله E =m c² کاملاً در حال تغییر است. همانطور که خود اینشتین می گوید:
از نظریه نسبیت خاص میتوان نتیجه گرفت که جرم و انرژی هر دو مظاهر متفاوتی از یک چیز هستند - تصوری تا حدی ناآشنا برای ذهن میانه ! average mind
نیلز بور و آلبرت انیشتین، در سال 1925 در خانه پل ارنفست درباره موضوعات زیادی بحث کردند. بحث های بور-اینشتین یکی از تأثیرگذارترین رویدادها در طول توسعه مکانیک کوانتومی بود. امروزه، بور بیشتر به خاطر مشارکتهای کوانتومیاش شناخته میشود، اما اینشتین بیشتر به خاطر مشارکتهایش در نسبیت و هم ارزی جرم-انرژی شهرت دارد.
💢@higgs_field
👍2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
گزارشی از تحقیقات مطالعات جیکوب بکنشتاین Jacob beckenstien بر روی کران آنتروپی شانون یونیورس و سیاهچاله ها و اصل هولوگرافیک که توسط وی به نگارش درآمده است .
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/6411
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6414
قسمت سوم
https://t.me/higgs_field/6424
قسمت چهارم
https://t.me/higgs_field/6437
قسمت پنجم
https://t.me/higgs_field/6443
قسمت ششم
https://t.me/higgs_field/6462
قسمت هفتم
https://t.me/higgs_field/6471
قسمت هشتم
https://t.me/higgs_field/6474
قسمت نهم
https://t.me/higgs_field/6478
قسمت دهم
https://t.me/higgs_field/6487
قسمت یازدهم
https://t.me/higgs_field/6488
پایان
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/6411
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6414
قسمت سوم
https://t.me/higgs_field/6424
قسمت چهارم
https://t.me/higgs_field/6437
قسمت پنجم
https://t.me/higgs_field/6443
قسمت ششم
https://t.me/higgs_field/6462
قسمت هفتم
https://t.me/higgs_field/6471
قسمت هشتم
https://t.me/higgs_field/6474
قسمت نهم
https://t.me/higgs_field/6478
قسمت دهم
https://t.me/higgs_field/6487
قسمت یازدهم
https://t.me/higgs_field/6488
پایان
👍1
💢PHYSICS & basement
chapter 2
2. توپ روی فنر (کوانتومی)
قسمت اول
در مقاله قبلی (توپ روی فنر [کلاسیک]) که ابتدا باید آن را بخوانید، نتایج کلیدی این بود که حرکت نوسانی یک توپ روی فنر، در فیزیک پیش کوانتومی نیوتن ، شکل میگیرد.
z(t) = z0 + A cos [ 2 π ν t ]
که اندیس z موقعیت توپ به عنوان تابعی از زمان t است.
اندیس z0 موقعیت تعادلی توپ است (یعنی جایی که اگر در حال نوسان نباشد ، ساکن مینشیند)
اندیس A دامنه نوسان است (که ما مختار هستیم هر اندازه که می خواهیم بزرگ یا کوچک باشد)
و اندیس ν فرکانس نوسان است (که فقط به قدرت فنر K و جرم توپ M بستگی دارد و به A بستگی ندارد)
همچنین کل انرژی ذخیره شده در نوسان :
E = 2 π² ν² A² M
با تنظیم A به مقدار دلخواه می توانیم هر مقدار انرژی را در نوسان ذخیره کنیم.
در مکانیک کوانتومی همه چیز تغییر می کند. در نگاه اول (و این تنها نگاهی است که واقعاً به آن نیاز داریم، اما کنون بیشتر می گویم) واقعاً تنها یک چیز تغییر می کند و آن این جمله است که "ما در انتخاب [دامنه] آزادیم هر قدر که می خواهیم بزرگ یا کوچک باشد.» معلوم می شود (در توپ روی فنر کوانتوم ) ، که این درست نیست. و به همین ترتیب، انرژی ذخیره شده در نوسان را نمی توان خودسرانه انتخاب کرد. (ثابت انرژی پلانک انتخاب انرژی ما را محدود می کند)
شکل 1:
تصویری ساده از مکانیک کوانتومی یک توپ روی فنر. دیدگاه پیش کوانتومی این بود که توپ می تواند با هر دامنه ای نوسان کند، اما در واقع توپ فقط می تواند با مقادیر گسسته برای دامنه نوسان کند که با n نشان داده شده است، که برابر با تعداد کوانتوم هاست . یک نوسان مربوط به n کوانتوم گفته می شود که "n-امین حالت برانگیخته" و n=0 "حالت پایه" است. پنج حالت اول نوسان و حالت پایه در اینجا نشان داده شده است. غیرممکن است که توپ را با دامنه کمتر از حالت برانگیخته اول نوسان کنید و همچنین نمی تواند با هر دامنه ای بین دامنه های نشان داده شده نوسان کند.
💢@higgs_field
chapter 2
2. توپ روی فنر (کوانتومی)
قسمت اول
در مقاله قبلی (توپ روی فنر [کلاسیک]) که ابتدا باید آن را بخوانید، نتایج کلیدی این بود که حرکت نوسانی یک توپ روی فنر، در فیزیک پیش کوانتومی نیوتن ، شکل میگیرد.
z(t) = z0 + A cos [ 2 π ν t ]
که اندیس z موقعیت توپ به عنوان تابعی از زمان t است.
اندیس z0 موقعیت تعادلی توپ است (یعنی جایی که اگر در حال نوسان نباشد ، ساکن مینشیند)
اندیس A دامنه نوسان است (که ما مختار هستیم هر اندازه که می خواهیم بزرگ یا کوچک باشد)
و اندیس ν فرکانس نوسان است (که فقط به قدرت فنر K و جرم توپ M بستگی دارد و به A بستگی ندارد)
همچنین کل انرژی ذخیره شده در نوسان :
E = 2 π² ν² A² M
با تنظیم A به مقدار دلخواه می توانیم هر مقدار انرژی را در نوسان ذخیره کنیم.
در مکانیک کوانتومی همه چیز تغییر می کند. در نگاه اول (و این تنها نگاهی است که واقعاً به آن نیاز داریم، اما کنون بیشتر می گویم) واقعاً تنها یک چیز تغییر می کند و آن این جمله است که "ما در انتخاب [دامنه] آزادیم هر قدر که می خواهیم بزرگ یا کوچک باشد.» معلوم می شود (در توپ روی فنر کوانتوم ) ، که این درست نیست. و به همین ترتیب، انرژی ذخیره شده در نوسان را نمی توان خودسرانه انتخاب کرد. (ثابت انرژی پلانک انتخاب انرژی ما را محدود می کند)
شکل 1:
تصویری ساده از مکانیک کوانتومی یک توپ روی فنر. دیدگاه پیش کوانتومی این بود که توپ می تواند با هر دامنه ای نوسان کند، اما در واقع توپ فقط می تواند با مقادیر گسسته برای دامنه نوسان کند که با n نشان داده شده است، که برابر با تعداد کوانتوم هاست . یک نوسان مربوط به n کوانتوم گفته می شود که "n-امین حالت برانگیخته" و n=0 "حالت پایه" است. پنج حالت اول نوسان و حالت پایه در اینجا نشان داده شده است. غیرممکن است که توپ را با دامنه کمتر از حالت برانگیخته اول نوسان کنید و همچنین نمی تواند با هر دامنه ای بین دامنه های نشان داده شده نوسان کند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍2
💢 E = mc² یا E = m c square , what meaning?
p ⁵
حتی جرم هایی که در حال سکون هستند نیز انرژی ذاتی دارند. شما در مورد انواع انرژی ها از جمله انرژی مکانیکی، انرژی شیمیایی، انرژی الکتریکی و همچنین انرژی جنبشی یاد گرفته اید. همه اینها انرژی های ذاتی اجسام متحرک یا واکنش هستند، و این اشکال انرژی را می توان برای انجام کارهایی مانند روشن کردن موتور، روشن کردن یک لامپ یا آسیاب کردن دانه ها به آرد استفاده کرد. اما حتی جرم ساده کلاسیک ، در حالت استراحت نیز انرژی ذاتی دارد ، مقادیر زیادی انرژی. این یک مفهوم فوقالعاده به همراه دارد ، گرانش، که بین هر دو جرم در یونیورس در تصویر نیوتن کار میکند، باید بر اساس انرژی، که معادل جرم از طریق E = mc² است، کار کند.
-تصویر: کوارکها، آنتیکوارکها و گلوئونهای مدل استاندارد، علاوه بر تمام خواص دیگر مانند جرم و بار الکتریکی، دارای بار رنگی نیز هستند. فقط گلوئون ها و فوتون ها بدون جرم هستند. بقیه، حتی نوترینوها، جرم سکون غیر صفر دارند.
💢@higgs_field
p ⁵
حتی جرم هایی که در حال سکون هستند نیز انرژی ذاتی دارند. شما در مورد انواع انرژی ها از جمله انرژی مکانیکی، انرژی شیمیایی، انرژی الکتریکی و همچنین انرژی جنبشی یاد گرفته اید. همه اینها انرژی های ذاتی اجسام متحرک یا واکنش هستند، و این اشکال انرژی را می توان برای انجام کارهایی مانند روشن کردن موتور، روشن کردن یک لامپ یا آسیاب کردن دانه ها به آرد استفاده کرد. اما حتی جرم ساده کلاسیک ، در حالت استراحت نیز انرژی ذاتی دارد ، مقادیر زیادی انرژی. این یک مفهوم فوقالعاده به همراه دارد ، گرانش، که بین هر دو جرم در یونیورس در تصویر نیوتن کار میکند، باید بر اساس انرژی، که معادل جرم از طریق E = mc² است، کار کند.
-تصویر: کوارکها، آنتیکوارکها و گلوئونهای مدل استاندارد، علاوه بر تمام خواص دیگر مانند جرم و بار الکتریکی، دارای بار رنگی نیز هستند. فقط گلوئون ها و فوتون ها بدون جرم هستند. بقیه، حتی نوترینوها، جرم سکون غیر صفر دارند.
💢@higgs_field
👍4
حیات ، آگاهی ، احساسات و ... بسیاری از پدیده هایی که در هستی ما انسانها نمود یافته است در نهایت در توصیفات اخیر از بنیادین ترین لایه ی هستی قابل رهگیری نیستند . در تئوری هولوگرافیک با اطلاعات ، در کوانتوم مکانیک با پارتیکل های بنیادین و میدان های کوانتومی سروکار داریم که حیات و آگاهی در نگاه تقلیل گرایانه در هیچ یک موجود نیست .
ظهور یافتگی یا برآمدگی Emergence ، پیدایش یک ویژگی در کل سیستم است که در اعضا و زیر مجموعه ها وجود ندارد . از جمله مهر مادر و فرزندی که شاید با اثرات شیمیایی هورمون های ترشح شده در خون مرتبط باشد اما قطعا بخشی از آن ناشناخته باقی مانده است . چرا که سازوکار تولید کننده ی آگاهی ناشناخته باقی مانده است .
آگاهی Consciousness حاصل چگونه کارکردی از مغز است ؟ پرسشی که چندین دهه است که کل جامعه علمی از فیزیک تا زیست و نوروساینس را درگیر ساخته و پاسخ داده نشده است . "اما مهم است بدانید که به ضرس قاطع سازوکار آگاهی ، فیزیکالیستی ست ." و نمیتوان به تفسیر های عرفانی از مکانیک کوانتوم مبنی بر شعور ذرات و آگاهی محوری اعتنا نمود.
💢@higgs_field
ظهور یافتگی یا برآمدگی Emergence ، پیدایش یک ویژگی در کل سیستم است که در اعضا و زیر مجموعه ها وجود ندارد . از جمله مهر مادر و فرزندی که شاید با اثرات شیمیایی هورمون های ترشح شده در خون مرتبط باشد اما قطعا بخشی از آن ناشناخته باقی مانده است . چرا که سازوکار تولید کننده ی آگاهی ناشناخته باقی مانده است .
آگاهی Consciousness حاصل چگونه کارکردی از مغز است ؟ پرسشی که چندین دهه است که کل جامعه علمی از فیزیک تا زیست و نوروساینس را درگیر ساخته و پاسخ داده نشده است . "اما مهم است بدانید که به ضرس قاطع سازوکار آگاهی ، فیزیکالیستی ست ." و نمیتوان به تفسیر های عرفانی از مکانیک کوانتوم مبنی بر شعور ذرات و آگاهی محوری اعتنا نمود.
💢@higgs_field
👍8❤3