💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت چهارم
جیکوب بکنشتاین
🔺ترمودینامیک سیاهچاله
یک بازیگر کلیدی در این تحولات سیاهچاله است. سیاهچاله ها نتیجه نسبیت عام هستند، نظریه هندسی گرانش آلبرت انیشتین، که در ابتدا در سال 1915 منتشر شد. در این نظریه، گرانش از انحنای فضازمان ناشی می شود، که باعث می شود اجسام به گونه ای حرکت کنند که گویی توسط نیرویی کشیده شده اند. که این انحنا ناشی از وجود ماده و انرژی است. طبق معادلات انیشتین، یک ترکیب به اندازه کافی متراکم و چگال از ماده یا انرژی، فضا-زمان را چنان خمیده می کند که سیاهچاله ای را تشکیل دهد. قوانین نسبیت هر چیزی را که وارد سیاهچاله می شود از بیرون آمدن دوباره منع می کند، حداقل در توصیف کلاسیک (غیر کوانتومی) فیزیک!
نقطه بدون بازگشت، که افق رویداد سیاهچاله نامیده می شود، از اهمیت حیاتی برخوردار است. در سادهترین حالت، افق یک کره است که سطح آن برای سیاهچالههای پرجرمتر بزرگتر است.
تعیین اینکه چه چیزی درون یک سیاهچاله وجود دارد غیرممکن است. هیچ اطلاعات دقیقی نمی تواند در داخل افق ظاهر شود و به دنیای خارج فرار کند. با این حال، با ناپدید شدن برای همیشه در یک سیاهچاله، یک بیت ماده ردپایی از خود به جای می گذارد. انرژی آن (ما هر جرمی را مطابق با E = mc² انیشتین به عنوان انرژی حساب می کنیم) به طور دائم در افزایش جرم سیاهچاله منعکس می شود. اگر ماده در حین چرخش دور سیاهچاله به دام افتد ، تکانه زاویه ای مربوط به آن به تکانه زاویه ای سیاهچاله اضافه می شود. هم جرم و هم تکانه زاویه ای یک سیاهچاله از روی تأثیر آنها بر فضازمان اطراف آن قابل اندازه گیری است. به این ترتیب، قوانین پایستگی انرژی و تکانه زاویه ای توسط سیاهچاله ها کانسرو conserve (ابقا) می شود. قانون بنیادین دیگر، قانون دوم ترمودینامیک، به نظر می رسد که نقض شده است.
قانون دوم ترمودینامیک این مشاهدات آشنا را خلاصه میکند که اکثر فرآیندها در طبیعت برگشتناپذیر هستند: یک فنجان چای از روی میز میافتد و خرد میشود، اما هیچکس تا به حال ندیده است که خردهها به میل خود به بالا بپرند و در یک فنجان چای جمع شوند. قانون دوم ترمودینامیک این فرآیندهای معکوس را ممنوع می کند. بیان می کند که آنتروپی یک سیستم فیزیکی جدا شده هرگز نمی تواند کاهش یابد. در بهترین حالت، آنتروپی ثابت می ماند و یا معمولاً افزایش می یابد. این قانون در شیمی فیزیک و مهندسی اهمیت دارد. مسلماً این اولین قانون فیزیکی است که بیشترین تأثیر را در خارج از فیزیک دارد.
🆔 @phys_Q
قسمت چهارم
جیکوب بکنشتاین
🔺ترمودینامیک سیاهچاله
یک بازیگر کلیدی در این تحولات سیاهچاله است. سیاهچاله ها نتیجه نسبیت عام هستند، نظریه هندسی گرانش آلبرت انیشتین، که در ابتدا در سال 1915 منتشر شد. در این نظریه، گرانش از انحنای فضازمان ناشی می شود، که باعث می شود اجسام به گونه ای حرکت کنند که گویی توسط نیرویی کشیده شده اند. که این انحنا ناشی از وجود ماده و انرژی است. طبق معادلات انیشتین، یک ترکیب به اندازه کافی متراکم و چگال از ماده یا انرژی، فضا-زمان را چنان خمیده می کند که سیاهچاله ای را تشکیل دهد. قوانین نسبیت هر چیزی را که وارد سیاهچاله می شود از بیرون آمدن دوباره منع می کند، حداقل در توصیف کلاسیک (غیر کوانتومی) فیزیک!
نقطه بدون بازگشت، که افق رویداد سیاهچاله نامیده می شود، از اهمیت حیاتی برخوردار است. در سادهترین حالت، افق یک کره است که سطح آن برای سیاهچالههای پرجرمتر بزرگتر است.
تعیین اینکه چه چیزی درون یک سیاهچاله وجود دارد غیرممکن است. هیچ اطلاعات دقیقی نمی تواند در داخل افق ظاهر شود و به دنیای خارج فرار کند. با این حال، با ناپدید شدن برای همیشه در یک سیاهچاله، یک بیت ماده ردپایی از خود به جای می گذارد. انرژی آن (ما هر جرمی را مطابق با E = mc² انیشتین به عنوان انرژی حساب می کنیم) به طور دائم در افزایش جرم سیاهچاله منعکس می شود. اگر ماده در حین چرخش دور سیاهچاله به دام افتد ، تکانه زاویه ای مربوط به آن به تکانه زاویه ای سیاهچاله اضافه می شود. هم جرم و هم تکانه زاویه ای یک سیاهچاله از روی تأثیر آنها بر فضازمان اطراف آن قابل اندازه گیری است. به این ترتیب، قوانین پایستگی انرژی و تکانه زاویه ای توسط سیاهچاله ها کانسرو conserve (ابقا) می شود. قانون بنیادین دیگر، قانون دوم ترمودینامیک، به نظر می رسد که نقض شده است.
قانون دوم ترمودینامیک این مشاهدات آشنا را خلاصه میکند که اکثر فرآیندها در طبیعت برگشتناپذیر هستند: یک فنجان چای از روی میز میافتد و خرد میشود، اما هیچکس تا به حال ندیده است که خردهها به میل خود به بالا بپرند و در یک فنجان چای جمع شوند. قانون دوم ترمودینامیک این فرآیندهای معکوس را ممنوع می کند. بیان می کند که آنتروپی یک سیستم فیزیکی جدا شده هرگز نمی تواند کاهش یابد. در بهترین حالت، آنتروپی ثابت می ماند و یا معمولاً افزایش می یابد. این قانون در شیمی فیزیک و مهندسی اهمیت دارد. مسلماً این اولین قانون فیزیکی است که بیشترین تأثیر را در خارج از فیزیک دارد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍6
🟣 اینشتین و خدا
قسمت نخست
🔺یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954 نوشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند.
آلبرت انیشتین اغلب در رابطه با طراحی جهان، بیشتر از آنچه برای یک دانشمند انتظار می رود، از خدا یاد می کرد.
به عنوان مثال نظر او را در مورد نظریه موفق دنیای زیراتمی - مکانیک کوانتومی در نظر بگیرید. او در نامه ای به فیزیکدانی به نام مکس بورن در 4 دسامبر 1926 نوشت: «مکانیک کوانتومی قطعاً تأثیرگذار است. اما یک صدای درونی به من می گوید که واقعی نیست . این تئوری بازدهی بالایی دارد ، اما به سختی ما را به (پاسخ) اسرار قدیمی نزدیک می کند. در هر صورت من متقاعد شدهام که او (خدا) تاس بازی نمیکند.» حتی با انباشته شدن حجم زیادی از شواهد تجربی برای اعتبار مکانیک کوانتومی، انیشتین این دیدگاه را تا پایان عمرش تکرار کرد.
یا، اظهارات او در سال 1921 را در نظر بگیرید که «خداوند خداوند ظریف است، اما بدخواه نیست» (به این معناست که رمزگشایی از طبیعت ممکن است دشوار باشد، اما متمایل به فریبنده نیست). انیشتین حتی به این می اندیشید که آیا هیچ انتخابی در طرح کلی کیهانی وجود دارد: «آنچه واقعاً برای من جالب است این است که آیا خدا میتوانست جهان را به گونهای متفاوت خلق کند؟ به عبارت دیگر، آیا شرط سادگی منطقی، حاشیهای از آزادی را میپذیرد؟»
اما واقعاً منظور انیشتین هنگام اشاره ، به "خدا" چه بود؟ و به طور کلی نگرش او نسبت به تئولوژی چگونه بود؟ اخیرا خانه حراج کریستیز اعلام کرد که یکی از نامه های انیشتین را به فروش می رساند. این واقعیت که انیشتین در این نامه خاص نظرات خود را در چند مورد از این سؤالات جذاب بیان می کند به قرار دادن موضوع "خدای اینشتین" در مرکز توجه کمک کرده است. و با بررسی این نوشتهها، میتوانیم چیزهای زیادی در مورد تفکر آن مرد بزرگ بیاموزیم - نه فقط در مورد دین، بلکه علم!
انیشتین این نامه را حدود یک سال قبل از مرگش در سال 1955 نوشت و خطاب به فیلسوف یهودی آلمانی، اریک گوتکیند، در پاسخ به کتاب گوتکیند «زندگی را انتخاب کن: دعوت کتاب مقدس به شورش»، یک مانیفست مذهبی، خوش بینانه و انسان گرایانه بر اساس آموزه های کتاب مقدس است که انتظار می رود این نامه در زمان عرضه در 4 دسامبر به قیمت بیش از 1 میلیون دلار فروخته شود.
اینشتین : «کلمه «خدا» برای من چیزی جز بیان و محصول ضعفهای انسانی نیست. کتاب مقدس مجموعهای از افسانههای مقدس اما نسبتاً ابتدایی است.»
چگونه میتوانیم این اظهارات نسبتاً تند را با نقل قولهایی که در بالا درباره خدا وجود دارد، تطبیق دهیم؟ نکته مهمی که باید تشخیص داد این است که انیشتین در اینجا به خدا به عنوان یک طراح کیهانی اشاره نمی کند. در عوض، او ناباوری مادامالعمر خود را به خدای فردی بیان میکند - خدایی که زندگی افراد را کنترل میکند. در سال 1929 خاخام هربرت گلدشتاین برای او تلگرافی فرستاد و از او پرسید: آیا به خدا اعتقاد داری؟ در پاسخ، انیشتین تمایز واضحتری بین هیبتی که انسان هنگام مواجهه با وسعت، پیچیدگی و هماهنگی طبیعت احساس میکند و اعتقاد به خدایی که رفتار اخلاقی را نظارت میکند و شریر را مجازات میکند، قائل شد. او فیلسوف یهودی هلندی باروخ اسپینوزا را تحسین کرد و نوشت: «من به خدای اسپینوزا ایمان دارم که خود را در هارمونی قانونمند جهان نشان می دهد، نه به خدایی که به سرنوشت و اعمال بشر توجه دارد.»
🆔 @phys_Q
قسمت نخست
🔺یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954 نوشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند.
آلبرت انیشتین اغلب در رابطه با طراحی جهان، بیشتر از آنچه برای یک دانشمند انتظار می رود، از خدا یاد می کرد.
به عنوان مثال نظر او را در مورد نظریه موفق دنیای زیراتمی - مکانیک کوانتومی در نظر بگیرید. او در نامه ای به فیزیکدانی به نام مکس بورن در 4 دسامبر 1926 نوشت: «مکانیک کوانتومی قطعاً تأثیرگذار است. اما یک صدای درونی به من می گوید که واقعی نیست . این تئوری بازدهی بالایی دارد ، اما به سختی ما را به (پاسخ) اسرار قدیمی نزدیک می کند. در هر صورت من متقاعد شدهام که او (خدا) تاس بازی نمیکند.» حتی با انباشته شدن حجم زیادی از شواهد تجربی برای اعتبار مکانیک کوانتومی، انیشتین این دیدگاه را تا پایان عمرش تکرار کرد.
یا، اظهارات او در سال 1921 را در نظر بگیرید که «خداوند خداوند ظریف است، اما بدخواه نیست» (به این معناست که رمزگشایی از طبیعت ممکن است دشوار باشد، اما متمایل به فریبنده نیست). انیشتین حتی به این می اندیشید که آیا هیچ انتخابی در طرح کلی کیهانی وجود دارد: «آنچه واقعاً برای من جالب است این است که آیا خدا میتوانست جهان را به گونهای متفاوت خلق کند؟ به عبارت دیگر، آیا شرط سادگی منطقی، حاشیهای از آزادی را میپذیرد؟»
اما واقعاً منظور انیشتین هنگام اشاره ، به "خدا" چه بود؟ و به طور کلی نگرش او نسبت به تئولوژی چگونه بود؟ اخیرا خانه حراج کریستیز اعلام کرد که یکی از نامه های انیشتین را به فروش می رساند. این واقعیت که انیشتین در این نامه خاص نظرات خود را در چند مورد از این سؤالات جذاب بیان می کند به قرار دادن موضوع "خدای اینشتین" در مرکز توجه کمک کرده است. و با بررسی این نوشتهها، میتوانیم چیزهای زیادی در مورد تفکر آن مرد بزرگ بیاموزیم - نه فقط در مورد دین، بلکه علم!
انیشتین این نامه را حدود یک سال قبل از مرگش در سال 1955 نوشت و خطاب به فیلسوف یهودی آلمانی، اریک گوتکیند، در پاسخ به کتاب گوتکیند «زندگی را انتخاب کن: دعوت کتاب مقدس به شورش»، یک مانیفست مذهبی، خوش بینانه و انسان گرایانه بر اساس آموزه های کتاب مقدس است که انتظار می رود این نامه در زمان عرضه در 4 دسامبر به قیمت بیش از 1 میلیون دلار فروخته شود.
اینشتین : «کلمه «خدا» برای من چیزی جز بیان و محصول ضعفهای انسانی نیست. کتاب مقدس مجموعهای از افسانههای مقدس اما نسبتاً ابتدایی است.»
چگونه میتوانیم این اظهارات نسبتاً تند را با نقل قولهایی که در بالا درباره خدا وجود دارد، تطبیق دهیم؟ نکته مهمی که باید تشخیص داد این است که انیشتین در اینجا به خدا به عنوان یک طراح کیهانی اشاره نمی کند. در عوض، او ناباوری مادامالعمر خود را به خدای فردی بیان میکند - خدایی که زندگی افراد را کنترل میکند. در سال 1929 خاخام هربرت گلدشتاین برای او تلگرافی فرستاد و از او پرسید: آیا به خدا اعتقاد داری؟ در پاسخ، انیشتین تمایز واضحتری بین هیبتی که انسان هنگام مواجهه با وسعت، پیچیدگی و هماهنگی طبیعت احساس میکند و اعتقاد به خدایی که رفتار اخلاقی را نظارت میکند و شریر را مجازات میکند، قائل شد. او فیلسوف یهودی هلندی باروخ اسپینوزا را تحسین کرد و نوشت: «من به خدای اسپینوزا ایمان دارم که خود را در هارمونی قانونمند جهان نشان می دهد، نه به خدایی که به سرنوشت و اعمال بشر توجه دارد.»
🆔 @phys_Q
👍13🤔2
.
بنظر می آید فضای آکنده از ماده ( شبکه ای از اتم ها دارای اوربیتال ها ، که الکترون ها را مقید کرده است) دچار نوعی محدودیت شده باشد که نتیجه میدان الکترومغناطیسی کوارک ها و نوکلئون ها یا دیگر ویژگی هاست . در خلا میدان الکتریکی بطور یکنواخت گسترده شده و الکترون های آزاد با سطوح بالاتری از انرژی ، میتوانند در آن آزادانه جابجا شوند.
اما در محیط مادی ، الکترون ها با سطوح پایین تر از انرژی در شبکه ای از اتم ها و پیوند های آنها، مقیّد یا در حال جابجایی هستند. اینکه چه میزان انرژی برای جابجایی الکترون ها نیاز است به خواص عناصر بستگی دارد .
💢@higgs_field
بنظر می آید فضای آکنده از ماده ( شبکه ای از اتم ها دارای اوربیتال ها ، که الکترون ها را مقید کرده است) دچار نوعی محدودیت شده باشد که نتیجه میدان الکترومغناطیسی کوارک ها و نوکلئون ها یا دیگر ویژگی هاست . در خلا میدان الکتریکی بطور یکنواخت گسترده شده و الکترون های آزاد با سطوح بالاتری از انرژی ، میتوانند در آن آزادانه جابجا شوند.
اما در محیط مادی ، الکترون ها با سطوح پایین تر از انرژی در شبکه ای از اتم ها و پیوند های آنها، مقیّد یا در حال جابجایی هستند. اینکه چه میزان انرژی برای جابجایی الکترون ها نیاز است به خواص عناصر بستگی دارد .
💢@higgs_field
👍3
.
🔺اقیانوس منجمد شمالی، 105 سال پیش و امروز در همان مکان عکاسی شده است. هر دو عکس در فصل تابستان گرفته شده اند.
عکاس کریستین آسلوند Christian Aslund
http://www.christian.se/global-warming-retreating-glaciers
💢@higgs_field
🔺اقیانوس منجمد شمالی، 105 سال پیش و امروز در همان مکان عکاسی شده است. هر دو عکس در فصل تابستان گرفته شده اند.
عکاس کریستین آسلوند Christian Aslund
http://www.christian.se/global-warming-retreating-glaciers
💢@higgs_field
👍2🤯2
💢اکتشاف ترسناک در مریخ دقیقاً شبیه درگاه بیگانگان است
یکی از جدیدترین عکسهایی که از مریخنورد کنجکاوی که مریخ را به تصویر کشیده شده است، ویژگی نسبتاً جالبی را در صخرهها نشان داده است: چیزی که به نظر میرسد یک درگاه کاملاً کنده کاری شده در چشم اندازی در مریخ است.
درگاه doppelgänger آنقدر واقعی است که تقریباً وسوسه شده ایم که باور کنیم که به مخفیگاهی کوچک برای مریخی ها یا شاید دریچه ای به یک جهان دیگر می انجامد. یا حتی بنا بر اظهار کاربران فضای مجازی "تونلی به مرکز سیاره" است .
دست کم ، به نظر می رسد که تصویر و ویژگی زمین شناسی ثبت شده برای الهام بخشیدن به یک یا دو فیلم علمی تخیلی کافی است.
با این حال، افراد باهوش تر آنرا به احتمال زیاد شکستگی برشی و نتیجه نوعی فشار بر روی تخته سنگ و یا حتی زلزله می دانند .
بزرگترین مریخ لرزه ثبت شده روی سیاره سرخ تاکنون در 4 می سال جاری اتفاق افتاد و دانشمندان هنوز در حال کار برای تعیین دقیق محل وقوع آن و علت آن هستند.
سازند صخره مانند. (NASA/JPL-Caltech/MSSS)
https://www.sciencealert.com/this-cool-rock-formation-on-mars-looks-just-like-an-alien-doorway
💢@higgs_field
یکی از جدیدترین عکسهایی که از مریخنورد کنجکاوی که مریخ را به تصویر کشیده شده است، ویژگی نسبتاً جالبی را در صخرهها نشان داده است: چیزی که به نظر میرسد یک درگاه کاملاً کنده کاری شده در چشم اندازی در مریخ است.
درگاه doppelgänger آنقدر واقعی است که تقریباً وسوسه شده ایم که باور کنیم که به مخفیگاهی کوچک برای مریخی ها یا شاید دریچه ای به یک جهان دیگر می انجامد. یا حتی بنا بر اظهار کاربران فضای مجازی "تونلی به مرکز سیاره" است .
دست کم ، به نظر می رسد که تصویر و ویژگی زمین شناسی ثبت شده برای الهام بخشیدن به یک یا دو فیلم علمی تخیلی کافی است.
با این حال، افراد باهوش تر آنرا به احتمال زیاد شکستگی برشی و نتیجه نوعی فشار بر روی تخته سنگ و یا حتی زلزله می دانند .
بزرگترین مریخ لرزه ثبت شده روی سیاره سرخ تاکنون در 4 می سال جاری اتفاق افتاد و دانشمندان هنوز در حال کار برای تعیین دقیق محل وقوع آن و علت آن هستند.
سازند صخره مانند. (NASA/JPL-Caltech/MSSS)
https://www.sciencealert.com/this-cool-rock-formation-on-mars-looks-just-like-an-alien-doorway
💢@higgs_field
ScienceAlert
Spooky Discovery on Mars Looks Just Like an Alien Doorway
One of the most recent snaps beamed back from the Curiosity rover on Mars has revealed a rather interesting feature in the rocks: what looks to be a perfectly carved out doorway nestling in the Martian landscape.
👍3
کوانتوم مکانیک🕊
🟣 اینشتین و خدا قسمت نخست 🔺یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954 نوشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند. آلبرت انیشتین اغلب در رابطه با طراحی جهان، بیشتر از آنچه برای یک دانشمند انتظار می رود، از خدا یاد می کرد. به عنوان مثال نظر او را در مورد…
🟣 اینشتین و خدا
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/6438
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/6451
reference :
https://blogs.scientificamerican.com/observations/einsteins-famous-god-letter-is-up-for-auction/
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/6438
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/6451
reference :
https://blogs.scientificamerican.com/observations/einsteins-famous-god-letter-is-up-for-auction/
👍2
💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت پنجم
جیکوب بکنشتاین
🔺generalized second law
همانطور که اولین بار توسط ویلر تاکید شد، زمانی که ماده در سیاهچاله ناپدید می شود، آنتروپی آن برای همیشه از بین می رود، و به نظر می رسد از قانون دوم فراتر رفته و نقض شده است .
سرنخی برای حل این معما در سال 1970 به دست آمد، زمانی که دمتریوس کریستودولو، آن زمان دانشجوی فارغ التحصیل ویلر در پرینستون، و استیون هاوکینگ از دانشگاه کمبریج به طور مستقل ثابت کردند که در فرآیندهای مختلف، مانند ادغام سیاه چاله ها، مساحت کل افق رویداد، هرگز کاهش نمی یابد، که با قیاس با تمایل آنتروپی به افزایش باعث شد در سال 1972 پیشنهاد کنم [ بکنشتاین] که یک سیاهچاله دارای آنتروپی متناسب با مساحت افق خود است . من حدس زدم که وقتی ماده در سیاهچاله می افتد، افزایش آنتروپی سیاهچاله همیشه آنتروپی از دست رفته ماده را جبران می کند . به طور کلی تر، مجموع آنتروپی سیاهچاله و آنتروپی معمولی خارج از سیاهچاله نمی تواند کاهش یابد. این قانون دوم تعمیم یافته به اختصار GSL نام دارد .
قانون GSL تعداد زیادی تست سختگیرانه را گذرانده است، البته صرفا تست نظری ! وقتی ستاره ای فرو می رمبد و سیاهچاله تشکیل می دهد، آنتروپی سیاهچاله بسیار بیشتر از آنتروپی ستاره است. در سال 1974 هاوکینگ نشان داد که یک سیاهچاله به طور خود به خود تابش حرارتی را که امروزه به عنوان تابش هاوکینگ شناخته می شود، توسط یک فرآیند کوانتومی ساطع می کند. قضیه کریستودولو-هاوکینگ در مواجهه با این پدیده شکست میخورد (جرم سیاهچاله و در نتیجه مساحت افق آن کاهش مییابد)، اما GSL با آن کنار میآید:
آنتروپی، تابش برآمده از کاهش انتروپی سیاهچاله را جبران میکند. ، بنابراین GSL نقض نمی شود. در سال 1986 رافائل سورکین از دانشگاه سیراکیوز از نقش افق رویداد در ممانعت از تأثیرگذاری اطلاعات درون سیاهچاله بر امور بیرونی استفاده کرد تا نشان دهد که GSL (یا چیزی بسیار شبیه به آن) باید برای هر فرآیند قابل تصوری که سیاهچاله ها متحمل می شوند معتبر باشد. استدلال عمیق او روشن می کند که آنتروپی وارد شده به GSL تا سطح X محاسبه می شود، که هر سطحی ممکن است باشد.
فرآیند تابش هاوکینگ به او اجازه داد تا ثابت تناسب بین آنتروپی سیاهچاله و ناحیه افق را تعیین کند: آنتروپی سیاهچاله دقیقاً یک چهارم مساحت افق رویداد است که در نواحی پلانک اندازه گیری شده است. (طول پلانک، حدود 10³³ سانتی متر، مقیاس بنیادین طول مربوط به گرانش و مکانیک کوانتومی است ، ناحیه پلانک مربع طول پلانک است.) حتی از نظر ترمودینامیکی، این مقدار زیادی از آنتروپی است. آنتروپی یک سیاهچاله به قطر یک سانتی متر حدود 10⁶⁶ بیت خواهد بود که تقریباً برابر با آنتروپی ترمودینامیکی یک مکعب آب به طول 10 میلیارد کیلومتر در یک طرف است.
🆔 @phys_Q
قسمت پنجم
جیکوب بکنشتاین
🔺generalized second law
همانطور که اولین بار توسط ویلر تاکید شد، زمانی که ماده در سیاهچاله ناپدید می شود، آنتروپی آن برای همیشه از بین می رود، و به نظر می رسد از قانون دوم فراتر رفته و نقض شده است .
سرنخی برای حل این معما در سال 1970 به دست آمد، زمانی که دمتریوس کریستودولو، آن زمان دانشجوی فارغ التحصیل ویلر در پرینستون، و استیون هاوکینگ از دانشگاه کمبریج به طور مستقل ثابت کردند که در فرآیندهای مختلف، مانند ادغام سیاه چاله ها، مساحت کل افق رویداد، هرگز کاهش نمی یابد، که با قیاس با تمایل آنتروپی به افزایش باعث شد در سال 1972 پیشنهاد کنم [ بکنشتاین] که یک سیاهچاله دارای آنتروپی متناسب با مساحت افق خود است . من حدس زدم که وقتی ماده در سیاهچاله می افتد، افزایش آنتروپی سیاهچاله همیشه آنتروپی از دست رفته ماده را جبران می کند . به طور کلی تر، مجموع آنتروپی سیاهچاله و آنتروپی معمولی خارج از سیاهچاله نمی تواند کاهش یابد. این قانون دوم تعمیم یافته به اختصار GSL نام دارد .
قانون GSL تعداد زیادی تست سختگیرانه را گذرانده است، البته صرفا تست نظری ! وقتی ستاره ای فرو می رمبد و سیاهچاله تشکیل می دهد، آنتروپی سیاهچاله بسیار بیشتر از آنتروپی ستاره است. در سال 1974 هاوکینگ نشان داد که یک سیاهچاله به طور خود به خود تابش حرارتی را که امروزه به عنوان تابش هاوکینگ شناخته می شود، توسط یک فرآیند کوانتومی ساطع می کند. قضیه کریستودولو-هاوکینگ در مواجهه با این پدیده شکست میخورد (جرم سیاهچاله و در نتیجه مساحت افق آن کاهش مییابد)، اما GSL با آن کنار میآید:
آنتروپی، تابش برآمده از کاهش انتروپی سیاهچاله را جبران میکند. ، بنابراین GSL نقض نمی شود. در سال 1986 رافائل سورکین از دانشگاه سیراکیوز از نقش افق رویداد در ممانعت از تأثیرگذاری اطلاعات درون سیاهچاله بر امور بیرونی استفاده کرد تا نشان دهد که GSL (یا چیزی بسیار شبیه به آن) باید برای هر فرآیند قابل تصوری که سیاهچاله ها متحمل می شوند معتبر باشد. استدلال عمیق او روشن می کند که آنتروپی وارد شده به GSL تا سطح X محاسبه می شود، که هر سطحی ممکن است باشد.
فرآیند تابش هاوکینگ به او اجازه داد تا ثابت تناسب بین آنتروپی سیاهچاله و ناحیه افق را تعیین کند: آنتروپی سیاهچاله دقیقاً یک چهارم مساحت افق رویداد است که در نواحی پلانک اندازه گیری شده است. (طول پلانک، حدود 10³³ سانتی متر، مقیاس بنیادین طول مربوط به گرانش و مکانیک کوانتومی است ، ناحیه پلانک مربع طول پلانک است.) حتی از نظر ترمودینامیکی، این مقدار زیادی از آنتروپی است. آنتروپی یک سیاهچاله به قطر یک سانتی متر حدود 10⁶⁶ بیت خواهد بود که تقریباً برابر با آنتروپی ترمودینامیکی یک مکعب آب به طول 10 میلیارد کیلومتر در یک طرف است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👏3👍1
Happy 104th Birthday to one of the most miraculous personalities of scientific history, Prof. Richard Feynman.
1965 Nobel prize winner for his works on QED (along with J. Schwinger and Tomonaga), Dr. Feynman was a remarkably amazing educator and a great physicist.
صد و چهارمین زادروز یکی از خارق العاده ترین شخصیت های تاریخ علم، پروفسور ریچارد فاینمن پرمهر .
دکتر فاینمن برنده جایزه نوبل 1965 برای کارهایش در زمینه QED (همراه با جی. شوینگر و توموناگا)، یک آموزگار فوق العاده شگفت انگیز و یک فیزیکدان بزرگ بود.
💢@higgs_field
1965 Nobel prize winner for his works on QED (along with J. Schwinger and Tomonaga), Dr. Feynman was a remarkably amazing educator and a great physicist.
صد و چهارمین زادروز یکی از خارق العاده ترین شخصیت های تاریخ علم، پروفسور ریچارد فاینمن پرمهر .
دکتر فاینمن برنده جایزه نوبل 1965 برای کارهایش در زمینه QED (همراه با جی. شوینگر و توموناگا)، یک آموزگار فوق العاده شگفت انگیز و یک فیزیکدان بزرگ بود.
💢@higgs_field
❤4👍1
💢احتمال انتشار دومین تصویر تاریخ از یک سیاهچاله
ستارهشناسان حاضر در تیم عملیات "تلسکوپ افق رویداد" که نخستین تصویر واقعی از افق رویداد یک ابرسیاهچاله را در سال ۲۰۱۹ منتشر کردند، بهزودی از نتایج جدید و پیشگامانه در مورد مرکز کهکشان راه شیری پردهبرداری میکنند که این اطلاعات میتواند در مورد ابرسیاهچاله حاضر در مرکز این کهکشان باشد.
بیانیهای که به تازگی توسط این تیم منتشر شده، حاکی از آن است که این تیم با همکاری "رصدخانه جنوبی اروپا" در حال برنامهریزی برای اعلام برخی "نتایج پیشگامانه" در مورد مرکز کهکشان ما است.
در این بیانیه آمده است: بنیاد ملی علوم ایالات متحده با همکاری "تلسکوپ افق رویداد" یک کنفرانس مطبوعاتی برای اعلام یک کشف پیشگامانه در کهکشان راه شیری برگزار خواهد کرد.
https://interestingengineering.com/eht-astronomers-groundbreaking-results-center-galaxy
ساعت ۱۷ به وقت تهران کنفرانس را از اینجا ببینید
https://m.youtube.com/watch?v=rIQLA6lo6R0&feature=youtu.be
محتوای قدیمی تر مربوط به همین خبر
https://t.me/higgs_field/6354
💢@higgs_field
ستارهشناسان حاضر در تیم عملیات "تلسکوپ افق رویداد" که نخستین تصویر واقعی از افق رویداد یک ابرسیاهچاله را در سال ۲۰۱۹ منتشر کردند، بهزودی از نتایج جدید و پیشگامانه در مورد مرکز کهکشان راه شیری پردهبرداری میکنند که این اطلاعات میتواند در مورد ابرسیاهچاله حاضر در مرکز این کهکشان باشد.
بیانیهای که به تازگی توسط این تیم منتشر شده، حاکی از آن است که این تیم با همکاری "رصدخانه جنوبی اروپا" در حال برنامهریزی برای اعلام برخی "نتایج پیشگامانه" در مورد مرکز کهکشان ما است.
در این بیانیه آمده است: بنیاد ملی علوم ایالات متحده با همکاری "تلسکوپ افق رویداد" یک کنفرانس مطبوعاتی برای اعلام یک کشف پیشگامانه در کهکشان راه شیری برگزار خواهد کرد.
https://interestingengineering.com/eht-astronomers-groundbreaking-results-center-galaxy
ساعت ۱۷ به وقت تهران کنفرانس را از اینجا ببینید
https://m.youtube.com/watch?v=rIQLA6lo6R0&feature=youtu.be
محتوای قدیمی تر مربوط به همین خبر
https://t.me/higgs_field/6354
💢@higgs_field
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزرگترین درسی که تئوری نسبیت عام اینشتین بما می دهد این است که فضا به خودی خود موجودی تخت ، تغییرناپذیر و مطلق نیست. بلکه همراه با زمان در یک پیوستار واحد بافته شده است: فضازمان ! بعد زمان در نسبیت با سه بعد مکانی در هم بافته شده است اما زمان و حتی مکان ، هنگامی که منشا بنیادین آنها را جستجو کنیم ، تولید دردسر می کنند و شاید بتوان دقیق ترین توصیف زمان را هم ارز با انتروپی entropy دانست.
این بافت پیوسته، مسطح و صاف smooth است و در اثر حضور ماده و انرژی دچار انحنا curvature و تغییر شکل میدهد. هر چیزی که در این فضازمان وجود دارد در مسیری که توسط انحنای مذکور مشخص شده است حرکت می کند و انتشار آن توسط سرعت نور محدود می شود.
فابریک فضا زمان ممکن است دچار نقص هایی defects باشد که مواردی مانند Cosmic strings , domain walls , monopoles را شامل می شوند .
💢@higgs_field
این بافت پیوسته، مسطح و صاف smooth است و در اثر حضور ماده و انرژی دچار انحنا curvature و تغییر شکل میدهد. هر چیزی که در این فضازمان وجود دارد در مسیری که توسط انحنای مذکور مشخص شده است حرکت می کند و انتشار آن توسط سرعت نور محدود می شود.
فابریک فضا زمان ممکن است دچار نقص هایی defects باشد که مواردی مانند Cosmic strings , domain walls , monopoles را شامل می شوند .
💢@higgs_field
❤5👍1
کوانتوم مکانیک🕊
💢احتمال انتشار دومین تصویر تاریخ از یک سیاهچاله ستارهشناسان حاضر در تیم عملیات "تلسکوپ افق رویداد" که نخستین تصویر واقعی از افق رویداد یک ابرسیاهچاله را در سال ۲۰۱۹ منتشر کردند، بهزودی از نتایج جدید و پیشگامانه در مورد مرکز کهکشان راه شیری پردهبرداری…
آغاز شد .
تا اونجا که گوش دادم ،در همکاری EHT که شامل دانشمندان جوان برای تنظیم و تمرکز دقیق تر و نصب و سازماندهی بسیاری ابزار های پیشرفته بر مجموعه تلسکوپی افق رویداد که در نقاطی مانند اسپانیا و فرانسه و نوادا و ... بصورت شبکه ای واحد قرار گرفته اند ، از سیاهچاله ای در کهکشان راه شیری بنام Sagittarius A* ، تصاویر بهتری نسبت به نمونه پیشین که در سال ۲۰۱۷ توسط همین تلسکوپ گرفته شده است ، ثبت شده و این گام بزرگی در رصد سیاهچاله ها ست.
💢@higgs_field
تا اونجا که گوش دادم ،در همکاری EHT که شامل دانشمندان جوان برای تنظیم و تمرکز دقیق تر و نصب و سازماندهی بسیاری ابزار های پیشرفته بر مجموعه تلسکوپی افق رویداد که در نقاطی مانند اسپانیا و فرانسه و نوادا و ... بصورت شبکه ای واحد قرار گرفته اند ، از سیاهچاله ای در کهکشان راه شیری بنام Sagittarius A* ، تصاویر بهتری نسبت به نمونه پیشین که در سال ۲۰۱۷ توسط همین تلسکوپ گرفته شده است ، ثبت شده و این گام بزرگی در رصد سیاهچاله ها ست.
💢@higgs_field
👍6
باید آزادی را همراه عدالت انتخاب کرد؛ یکی بدون دیگری بی معناست. اگر کسی نان شما را بگیرد آزادی شما را هم گرفته است و اگر کسی آزادی شما را برباید مطمئن باشید که که نان شما نیز در معرض تهدید است
✍ آلبر کامو
🆔 @phys_Q
✍ آلبر کامو
🆔 @phys_Q
❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گام پیشگامانه تلسکوپ افق رویداد; دانشمندان فعال در پروژه EHT در یک همکاری بینالمللی توانستند سیاهچاله مرکز کهکشان راه شیری را به تصویر بکشند. این سیاهچاله که حدود ۴ میلیون برابر خورشید جرم دارد در صورت فلکی قوس قرار گرفته است. در این ویدیو سفری را از زمین آغاز میکنیم و به ۲۷۰۰۰ سال نوری دورتر، در مرکز کهکشان راه شیری میرویم.
💢@higgs_field
💢@higgs_field
👍4❤1
💢اینشتین و خدا
قسمت دوم و پایانی
اینشتین در نامه خود به گوتکیند بار دیگر به اسپینوزا اشاره کرد تا مخالفت خود را با هر نوع برتری ادعایی برای اعتقاد یهودیان به توحید بیان کند: «اینکه شما مدعی موقعیت ممتازی هستید و سعی میکنید با دو دیوار غرور از آن دفاع کنید، ناراحتم. بیرونی به عنوان یک انسان و درونی به عنوان یک یهودی!
شما به عنوان یک انسان تا حدی مدعی علیتی جعلی هستید ، فارغ از علیّت، به عنوان یک یهودی موقعیت ممتازی برای توحید قائل اید . اما یک علیت محدود دیگر اصلاً علیت نیست [تأکید اضافه شده]، همانطور که در واقع اسپینوزای شگفتانگیز ما در ابتدا با وضوح مطلق absolute clarity تشخیص داد.» انیشتین تاکید کرد که اگرچه احساس میکند عمیقاً در ذهن به قوم یهود تعلق دارد ، اما این به او هیچ «عزت متفاوتی» از سایر مردمان ارائه نمیکند.
از منظر تاریخی، همچنین جالب است که اینشتین با برخی از دانشمندان بزرگ دیگر در فراوانی ارجاعات خود به خدا تفاوت داشت. برای مثال، فیزیکدان بزرگ فرانسوی قرن هجدهم، پیر سیمون لاپلاس، هرگز در نوشتههای خود از خدا نامی نمیبرد، زیرا به قول او «نیازی به ارائه آن فرضیه نداشت». از سوی دیگر، در رابطه با باورهای دینی، حتی یک «بدعتگذار» مانند گالیله همچنان فکر میکرد که کتاب مقدس حقیقت را نشان میدهد، اگر در صورت بروز تعارض آشکار با شواهد علمی، به درستی تفسیر شود. در مورد این موضوع، نظر انیشتین کاملاً متفاوت و قاطع بود: "هیچ تفسیری [از کتاب مقدس]، هر چقدر هم ظریف باشد، نمی تواند [برای من] چیزی را تغییر دهد" در مورد این واقعیت که در متن [کتب مقدس] برای وی "تجسم خرافات بدوی" را نشان می دهد. ”
برای نتیجه گیری، شاید معنادارترین احساسی که در نامه انیشتین به گوتکیند بیان شد، موافقت او با فیلسوف بر این مفهوم بود که تلاش های انسان باید معطوف به «آرمانی باشد که فراتر از منافع شخصی است، با تلاش برای رهایی از امیال من محور. تلاش برای بهبود و تهذیب هستی با تأکید بر عنصر صرفاً انسانی». آمین
🆔 @phys_Q
قسمت دوم و پایانی
اینشتین در نامه خود به گوتکیند بار دیگر به اسپینوزا اشاره کرد تا مخالفت خود را با هر نوع برتری ادعایی برای اعتقاد یهودیان به توحید بیان کند: «اینکه شما مدعی موقعیت ممتازی هستید و سعی میکنید با دو دیوار غرور از آن دفاع کنید، ناراحتم. بیرونی به عنوان یک انسان و درونی به عنوان یک یهودی!
شما به عنوان یک انسان تا حدی مدعی علیتی جعلی هستید ، فارغ از علیّت، به عنوان یک یهودی موقعیت ممتازی برای توحید قائل اید . اما یک علیت محدود دیگر اصلاً علیت نیست [تأکید اضافه شده]، همانطور که در واقع اسپینوزای شگفتانگیز ما در ابتدا با وضوح مطلق absolute clarity تشخیص داد.» انیشتین تاکید کرد که اگرچه احساس میکند عمیقاً در ذهن به قوم یهود تعلق دارد ، اما این به او هیچ «عزت متفاوتی» از سایر مردمان ارائه نمیکند.
از منظر تاریخی، همچنین جالب است که اینشتین با برخی از دانشمندان بزرگ دیگر در فراوانی ارجاعات خود به خدا تفاوت داشت. برای مثال، فیزیکدان بزرگ فرانسوی قرن هجدهم، پیر سیمون لاپلاس، هرگز در نوشتههای خود از خدا نامی نمیبرد، زیرا به قول او «نیازی به ارائه آن فرضیه نداشت». از سوی دیگر، در رابطه با باورهای دینی، حتی یک «بدعتگذار» مانند گالیله همچنان فکر میکرد که کتاب مقدس حقیقت را نشان میدهد، اگر در صورت بروز تعارض آشکار با شواهد علمی، به درستی تفسیر شود. در مورد این موضوع، نظر انیشتین کاملاً متفاوت و قاطع بود: "هیچ تفسیری [از کتاب مقدس]، هر چقدر هم ظریف باشد، نمی تواند [برای من] چیزی را تغییر دهد" در مورد این واقعیت که در متن [کتب مقدس] برای وی "تجسم خرافات بدوی" را نشان می دهد. ”
برای نتیجه گیری، شاید معنادارترین احساسی که در نامه انیشتین به گوتکیند بیان شد، موافقت او با فیلسوف بر این مفهوم بود که تلاش های انسان باید معطوف به «آرمانی باشد که فراتر از منافع شخصی است، با تلاش برای رهایی از امیال من محور. تلاش برای بهبود و تهذیب هستی با تأکید بر عنصر صرفاً انسانی». آمین
🆔 @phys_Q
👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
پدهای لب گاو دریایی متحرک هستند! و باعث شگفتی اند .
این حیوانات می توانند اشیاء مختلفی را با آنها بگیرند. معمولاً آنها گیاهی را که می خورند چنگ می زنند. اما در اینجا به نظر می رسد که گاو دریایی شلنگ سبز را با گیاه اشتباه گرفته است.
🆔 @phys_Q
پدهای لب گاو دریایی متحرک هستند! و باعث شگفتی اند .
این حیوانات می توانند اشیاء مختلفی را با آنها بگیرند. معمولاً آنها گیاهی را که می خورند چنگ می زنند. اما در اینجا به نظر می رسد که گاو دریایی شلنگ سبز را با گیاه اشتباه گرفته است.
🆔 @phys_Q
👍5👏1🤯1
🟣 اینشتین و خدا
یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954، یک سال پیش از مرگ نگاشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند.
دیدگاههای من به دیدگاههای اسپینوزا نزدیک است: تحسین زیبایی و باور به سادگی منطقیِ نظم و هماهنگی که میتوانیم با فروتنی و تنها به شیوه ای ناقص ، درک کنیم.
-آلبرت اینشتین
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/6438
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/6451
reference :
https://blogs.scientificamerican.com/observations/einsteins-famous-god-letter-is-up-for-auction/
↬“It seems to me that the idea of a personal God is an anthropomorphic concept which I cannot take seriously. I feel also not able to imagine some will or goal outside the human sphere.”
«به نظر من ایده خدای شخصی مفهومی انسان-دیس است که نمیتوانم آن را جدی بگیرم. همچنین احساس می کنم نمی توانم اراده یا هدفی را خارج از حوزه انسانی تصور کنم.»
Reference:
https://raabcollection.com/scientific-autographs/einstein-god-spinoza
🆔 @phys_Q
یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954، یک سال پیش از مرگ نگاشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند.
دیدگاههای من به دیدگاههای اسپینوزا نزدیک است: تحسین زیبایی و باور به سادگی منطقیِ نظم و هماهنگی که میتوانیم با فروتنی و تنها به شیوه ای ناقص ، درک کنیم.
-آلبرت اینشتین
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/6438
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/6451
reference :
https://blogs.scientificamerican.com/observations/einsteins-famous-god-letter-is-up-for-auction/
↬“It seems to me that the idea of a personal God is an anthropomorphic concept which I cannot take seriously. I feel also not able to imagine some will or goal outside the human sphere.”
«به نظر من ایده خدای شخصی مفهومی انسان-دیس است که نمیتوانم آن را جدی بگیرم. همچنین احساس می کنم نمی توانم اراده یا هدفی را خارج از حوزه انسانی تصور کنم.»
Reference:
https://raabcollection.com/scientific-autographs/einstein-god-spinoza
🆔 @phys_Q
👍2❤1
💢 آیا اینشتین مخالف نظریه کوانتوم بود؟
پرسش بالا در نهایت ایجاد نوعی سوتفاهم می کند ، اینشتین مخالف خوانشی از تئوری کوانتوم بود که بور و هایزنیرگ ابراز می کردند که طبعا این خوانش ویژه ، درهمتنیدگی کوانتومی و دیگر رویداد های کوانتومی را مطابق با خود ، منظم می ساخت . این خوانش بعد ها در تفسیر کپنهاگ تجلی گرفت و تا امروز تفسیر استاندارد مکانیک کوانتوم منظور می شود .
اما ماجرا به این سادگی هم نیست و کل نظریه کوانتوم با همه آبجکت ها ، تئوری ها ، ریاضیات ، اصول و قوانین آن در ماجرا دخیل اند. در نتیجه گزاره مذکور طبعا درست نیست . در واقع اینشتین با گزاره " خدا تاس نمی اندازد " تصادفیدگی randomness را در نظریه کوانتومی نمی پذیرفت و باور داشت که نظریه کوانتوم مانند دیگر حوزه های فیزیک آنزمان ، دترمینیستی و تعیین گراست است و معتقد بود که تفسیر بور و هایزنبرگ و متعاقبا دانش آنها از نظریه کوانتوم ناقص است.
بعد ها بل با طرح آزمایش نابرابر بل اثبات کرد نظریه کوانتوم ناقص نیست .
💢@higgs_field
پرسش بالا در نهایت ایجاد نوعی سوتفاهم می کند ، اینشتین مخالف خوانشی از تئوری کوانتوم بود که بور و هایزنیرگ ابراز می کردند که طبعا این خوانش ویژه ، درهمتنیدگی کوانتومی و دیگر رویداد های کوانتومی را مطابق با خود ، منظم می ساخت . این خوانش بعد ها در تفسیر کپنهاگ تجلی گرفت و تا امروز تفسیر استاندارد مکانیک کوانتوم منظور می شود .
اما ماجرا به این سادگی هم نیست و کل نظریه کوانتوم با همه آبجکت ها ، تئوری ها ، ریاضیات ، اصول و قوانین آن در ماجرا دخیل اند. در نتیجه گزاره مذکور طبعا درست نیست . در واقع اینشتین با گزاره " خدا تاس نمی اندازد " تصادفیدگی randomness را در نظریه کوانتومی نمی پذیرفت و باور داشت که نظریه کوانتوم مانند دیگر حوزه های فیزیک آنزمان ، دترمینیستی و تعیین گراست است و معتقد بود که تفسیر بور و هایزنبرگ و متعاقبا دانش آنها از نظریه کوانتوم ناقص است.
بعد ها بل با طرح آزمایش نابرابر بل اثبات کرد نظریه کوانتوم ناقص نیست .
💢@higgs_field
👍3🤯2🔥1
.
این گویچه های شیشه ای نارنجی کوچک ، شن sand ماه هستند. بله، شن و ماسه ی ماه ، با بزرگنمایی 340 برابر چنین شکلی دارد . فضانوردان آپولو 17 این "خاک نارنجی" را در لبه دهانه شورتی shorty crater در دره توروس-لیترو جمع آوری کردند.
این ماسه می تواند حدود 3.8 میلیارد سال پیش در طی یک فوران آتشفشانی در ماه شکل گرفته باشد.
💢@higgs_field
این گویچه های شیشه ای نارنجی کوچک ، شن sand ماه هستند. بله، شن و ماسه ی ماه ، با بزرگنمایی 340 برابر چنین شکلی دارد . فضانوردان آپولو 17 این "خاک نارنجی" را در لبه دهانه شورتی shorty crater در دره توروس-لیترو جمع آوری کردند.
این ماسه می تواند حدود 3.8 میلیارد سال پیش در طی یک فوران آتشفشانی در ماه شکل گرفته باشد.
💢@higgs_field
👍2👏1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
〰
📌 Hawking Lecture :
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5306
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5319
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5342
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5372
Chapter ⁵
https://t.me/higgs_field/5393
Chapter ⁶ & final
https://t.me/higgs_field/5417
📌 Hawking Lecture :
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5306
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5319
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5342
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5372
Chapter ⁵
https://t.me/higgs_field/5393
Chapter ⁶ & final
https://t.me/higgs_field/5417
❤1
📌IMPLICATIONS OF UNCERTAINTY
🔺پیامدهای عدم قطعیت
I believe that the existence of the classical "path" can be pregnantly formulated as follows: The "path" comes into existence only when we observe it. --Heisenberg, in uncertainty principle paper, 1927
من معتقدم که [ویژگی] وجود «مسیر» کلاسیک را میتوان اینگونه بیان کرد: «مسیر» تنها زمانی به وجود میآید که ما آن را مشاهده کنیم. هایزنبرگ، در مقاله اصول عدم قطعیت، 1927
هایزنبرگ متوجه شد که روابط عدم قطعیت پیامدهای عمیقی دارد. اولاً، اگر استدلال هایزنبرگ را بپذیریم که هر مفهومی فقط بر حسب آزمایشهایی که برای اندازهگیری آن به کار میرود معنا دارد، باید توافق کنیم که چیزهایی که قابل اندازهگیری نیستند واقعاً در فیزیک هیچ معنایی ندارند. بنابراین، برای مثال، مسیر یک ذره بیش از دقتی که با آن مشاهده می شود، معنایی ندارد. اما یک فرض اساسی فیزیک از زمان نیوتن این بوده است که «دنیای واقعی» مستقل از ما وجود دارد، صرف نظر از اینکه آن را مشاهده کنیم یا نه. (اما این فرض توسط برخی از فیلسوفان بدون چالش باقی نماند.) هایزنبرگ اکنون استدلال می کند که مفاهیمی مانند مدار الکترون ها در طبیعت وجود ندارند مگر اینکه و تا زمانی که ما آنها را مشاهده کنیم.
همچنین پیامدهای گسترده ای برای مفهوم علیت و تعیین رویدادهای گذشته و آینده وجود داشت. اینها درباره منشاء عدم قطعیت بحث شده است. از آنجایی که روابط عدم قطعیت چیزی بیش از روابط ریاضی هستند، اما پیامدهای علمی و فلسفی عمیقی دارند، فیزیکدانان گاهی اوقات از "اصل عدم قطعیت" صحبت می کنند.
In the sharp formulation of the law of causality—if we know the present exactly, we can calculate the future—it is not the conclusion that is wrong but the premise."
—Heisenberg, in uncertainty principle paper, 1927
در صورتبندی دقیق قانون علیت - اگر زمان حال را دقیقاً بدانیم، میتوانیم آینده را محاسبه کنیم - این استنتاج محاسباتی نیست بلکه داده های مقدماتی ست که اشتباه است .
- هایزنبرگ، در مقاله اصول عدم قطعیت، 1927
🔺هایزنبرگ همچنین مفاهیم عمیقی را برای مفهوم علیت یا تعیین رویدادهای آینده ترسیم کرد. شرودینگر قبلاً تلاش کرده بود تفسیری از فرمالیسم خود ارائه دهد که در آن امواج الکترونی نشان دهنده چگالی بار الکترون در مدار اطراف هسته است. اما ماکس بورن نشان داد که "تابع موج" معادله شرودینگر چگالی بار یا ماده را نشان نمی دهد. این فقط احتمال یافتن الکترون را در یک نقطه خاص توصیف می کند. به عبارت دیگر، مکانیک کوانتومی نمی تواند نتایج دقیقی را ارائه دهد، بلکه تنها احتمالات وقوع انواع نتایج ممکن را ارائه می دهد.
هایزنبرگ این را یک گام فراتر برد: او مفهوم علیت ساده در طبیعت را به چالش کشید، که هر علت معینی در طبیعت با معلول منتج همراه است. ترجمه شده به "فیزیک کلاسیک"، این بدان معنا بود که حرکت آینده یک ذره را می توان دقیقاً از روی آگاهی از موقعیت و تکانه فعلی آن و همه نیروهای وارد بر آن پیش بینی کرد، یا "تعیین" کرد. هایزنبرگ اعلام کرد که اصل عدم قطعیت این را رد می کند، زیرا نمی توان موقعیت و حرکت دقیق یک ذره را در یک لحظه معین دانست، بنابراین آینده آن را نمی توان تعیین کرد. نمی توان حرکت دقیق یک ذره در آینده را محاسبه کرد، بلکه فقط دامنه ای از احتمالات برای حرکت آینده ذره را نمی توان محاسبه کرد. (با این حال، احتمالات هر حرکت و توزیع بسیاری از ذرات به دنبال این حرکات را می توان دقیقاً از معادله موج شرودینگر محاسبه کرد.)
اگرچه انیشتین و دیگران به نظرات هایزنبرگ و بور اعتراض داشتند، حتی انیشتین نیز مجبور بود بپذیرد که آنها واقعاً نتیجه منطقی مکانیک کوانتومی هستند. برای اینشتین، این نشان داد که مکانیک کوانتومی "ناقص" است. تحقیقات تا کنون در مورد اینها و تفسیرهای جایگزین پیشنهاد شده از مکانیک کوانتومی ادامه یافته است.
باید توجه داشت که اصل عدم قطعیت هایزنبرگ نمی گوید "همه چیز نامطمئن است". در عوض، زمانی که رویدادهای زیر اتمی را اندازهگیری میکنیم، دقیقاً به ما میگوید که محدودیتهای عدم قطعیت کجاست.
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ یک جزء اساسی از تفسیر وسیعتر مکانیک کوانتومی است که به تفسیر کپنهاگ معروف است.
• کارتون جان ریچاردسون برای دنیای فیزیک، مارس 1998
📌@higgs_field
🔺پیامدهای عدم قطعیت
I believe that the existence of the classical "path" can be pregnantly formulated as follows: The "path" comes into existence only when we observe it. --Heisenberg, in uncertainty principle paper, 1927
من معتقدم که [ویژگی] وجود «مسیر» کلاسیک را میتوان اینگونه بیان کرد: «مسیر» تنها زمانی به وجود میآید که ما آن را مشاهده کنیم. هایزنبرگ، در مقاله اصول عدم قطعیت، 1927
هایزنبرگ متوجه شد که روابط عدم قطعیت پیامدهای عمیقی دارد. اولاً، اگر استدلال هایزنبرگ را بپذیریم که هر مفهومی فقط بر حسب آزمایشهایی که برای اندازهگیری آن به کار میرود معنا دارد، باید توافق کنیم که چیزهایی که قابل اندازهگیری نیستند واقعاً در فیزیک هیچ معنایی ندارند. بنابراین، برای مثال، مسیر یک ذره بیش از دقتی که با آن مشاهده می شود، معنایی ندارد. اما یک فرض اساسی فیزیک از زمان نیوتن این بوده است که «دنیای واقعی» مستقل از ما وجود دارد، صرف نظر از اینکه آن را مشاهده کنیم یا نه. (اما این فرض توسط برخی از فیلسوفان بدون چالش باقی نماند.) هایزنبرگ اکنون استدلال می کند که مفاهیمی مانند مدار الکترون ها در طبیعت وجود ندارند مگر اینکه و تا زمانی که ما آنها را مشاهده کنیم.
همچنین پیامدهای گسترده ای برای مفهوم علیت و تعیین رویدادهای گذشته و آینده وجود داشت. اینها درباره منشاء عدم قطعیت بحث شده است. از آنجایی که روابط عدم قطعیت چیزی بیش از روابط ریاضی هستند، اما پیامدهای علمی و فلسفی عمیقی دارند، فیزیکدانان گاهی اوقات از "اصل عدم قطعیت" صحبت می کنند.
In the sharp formulation of the law of causality—if we know the present exactly, we can calculate the future—it is not the conclusion that is wrong but the premise."
—Heisenberg, in uncertainty principle paper, 1927
در صورتبندی دقیق قانون علیت - اگر زمان حال را دقیقاً بدانیم، میتوانیم آینده را محاسبه کنیم - این استنتاج محاسباتی نیست بلکه داده های مقدماتی ست که اشتباه است .
- هایزنبرگ، در مقاله اصول عدم قطعیت، 1927
🔺هایزنبرگ همچنین مفاهیم عمیقی را برای مفهوم علیت یا تعیین رویدادهای آینده ترسیم کرد. شرودینگر قبلاً تلاش کرده بود تفسیری از فرمالیسم خود ارائه دهد که در آن امواج الکترونی نشان دهنده چگالی بار الکترون در مدار اطراف هسته است. اما ماکس بورن نشان داد که "تابع موج" معادله شرودینگر چگالی بار یا ماده را نشان نمی دهد. این فقط احتمال یافتن الکترون را در یک نقطه خاص توصیف می کند. به عبارت دیگر، مکانیک کوانتومی نمی تواند نتایج دقیقی را ارائه دهد، بلکه تنها احتمالات وقوع انواع نتایج ممکن را ارائه می دهد.
هایزنبرگ این را یک گام فراتر برد: او مفهوم علیت ساده در طبیعت را به چالش کشید، که هر علت معینی در طبیعت با معلول منتج همراه است. ترجمه شده به "فیزیک کلاسیک"، این بدان معنا بود که حرکت آینده یک ذره را می توان دقیقاً از روی آگاهی از موقعیت و تکانه فعلی آن و همه نیروهای وارد بر آن پیش بینی کرد، یا "تعیین" کرد. هایزنبرگ اعلام کرد که اصل عدم قطعیت این را رد می کند، زیرا نمی توان موقعیت و حرکت دقیق یک ذره را در یک لحظه معین دانست، بنابراین آینده آن را نمی توان تعیین کرد. نمی توان حرکت دقیق یک ذره در آینده را محاسبه کرد، بلکه فقط دامنه ای از احتمالات برای حرکت آینده ذره را نمی توان محاسبه کرد. (با این حال، احتمالات هر حرکت و توزیع بسیاری از ذرات به دنبال این حرکات را می توان دقیقاً از معادله موج شرودینگر محاسبه کرد.)
اگرچه انیشتین و دیگران به نظرات هایزنبرگ و بور اعتراض داشتند، حتی انیشتین نیز مجبور بود بپذیرد که آنها واقعاً نتیجه منطقی مکانیک کوانتومی هستند. برای اینشتین، این نشان داد که مکانیک کوانتومی "ناقص" است. تحقیقات تا کنون در مورد اینها و تفسیرهای جایگزین پیشنهاد شده از مکانیک کوانتومی ادامه یافته است.
باید توجه داشت که اصل عدم قطعیت هایزنبرگ نمی گوید "همه چیز نامطمئن است". در عوض، زمانی که رویدادهای زیر اتمی را اندازهگیری میکنیم، دقیقاً به ما میگوید که محدودیتهای عدم قطعیت کجاست.
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ یک جزء اساسی از تفسیر وسیعتر مکانیک کوانتومی است که به تفسیر کپنهاگ معروف است.
• کارتون جان ریچاردسون برای دنیای فیزیک، مارس 1998
📌@higgs_field
Telegram
کوانتوم مکانیک
〰
📌 Quantum indeterministic & UP
https://t.me/higgs_field/5211
🔺@higgs_field
〰
📌 Quantum indeterministic & UP
https://t.me/higgs_field/5211
🔺@higgs_field
〰
👍3👏1