.
🔺و چون یک فوتون در امتداد یک ژئودزیک پوچ null geodesic منتشر می شود، انحنای فضا-زمان اطراف ژئودزیک عملکرد موج آن را مخدوش می کند. از مختصات فرمی سازگار با یک ژئودزیک پوچ عمومی استفاده می کنیم و معادله برهمکنش بین تانسور ریمان و تابع موج فوتون را استخراج می کنیم. معادله با نگاشت به معادله شرودینگر وابسته به زمان در ابعاد (2+1) بعدی حل می شود. نتایج نشان میدهد که وقتی یک بسته موج wave packet گاوسی با پهنای باند باریک روی یک ژئودزیک پوچ حرکت میکند، یک فاز اضافی به دست میآورد که تابعی از تانسور ریمان ارزیابیشده و ادغامشده در مسیر انتشار است. این فاز اضافه extra phase که با فناوری فعلی قابل اندازه گیری است مسئول پیامد های بسیاری است .
ممکن است فوتون به چند فوتون ضعیف تر تقسیم شود یا انرژی خود را کامل از دست دهد .
• اتساع زمانی گرانشی که طول موج فوتون را بر حسب زمان بیان می کند ، مسئله ی انتقال قرمز red shift را بخوبی حل می کند .
• و البته انحراف مسیر فوتون که بیانگر ژئودزیک فضازمان است :
θ=4GM/(rc²)
📌 تئوری گرانش کوانتومی باید با دانش کنونی سازگار باشد.
💢@higgs_field
🔺و چون یک فوتون در امتداد یک ژئودزیک پوچ null geodesic منتشر می شود، انحنای فضا-زمان اطراف ژئودزیک عملکرد موج آن را مخدوش می کند. از مختصات فرمی سازگار با یک ژئودزیک پوچ عمومی استفاده می کنیم و معادله برهمکنش بین تانسور ریمان و تابع موج فوتون را استخراج می کنیم. معادله با نگاشت به معادله شرودینگر وابسته به زمان در ابعاد (2+1) بعدی حل می شود. نتایج نشان میدهد که وقتی یک بسته موج wave packet گاوسی با پهنای باند باریک روی یک ژئودزیک پوچ حرکت میکند، یک فاز اضافی به دست میآورد که تابعی از تانسور ریمان ارزیابیشده و ادغامشده در مسیر انتشار است. این فاز اضافه extra phase که با فناوری فعلی قابل اندازه گیری است مسئول پیامد های بسیاری است .
ممکن است فوتون به چند فوتون ضعیف تر تقسیم شود یا انرژی خود را کامل از دست دهد .
• اتساع زمانی گرانشی که طول موج فوتون را بر حسب زمان بیان می کند ، مسئله ی انتقال قرمز red shift را بخوبی حل می کند .
• و البته انحراف مسیر فوتون که بیانگر ژئودزیک فضازمان است :
θ=4GM/(rc²)
📌 تئوری گرانش کوانتومی باید با دانش کنونی سازگار باشد.
💢@higgs_field
👍4
💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت سوم
جیکوب بکنشتاین
از سوی دیگر ، آنتروپی ترمودینامیکی به حالات همه میلیاردها اتم (و الکترون های درون اتم ) که هر ترانزیستور را می سازند، بستگی دارد. همانطور که فرآیند پیشرفت و کوچک سازی تراشه ها به روزی نزدیک می شود که هر اتم یک بیت اطلاعات را برای ما ذخیره می کند، آنتروپی مفید شانون ریزتراشه پیشرفته از نظر بزرگی به آنتروپی ترمودینامیکی مواد نزدیک تر می شود. هنگامی که دو آنتروپی برای درجات آزادی یکسان محاسبه می شوند، برابر هستند.
درجات نهایی آزادی چیست؟ با این حال اتم ها از الکترون ها و نوکلئون ها ساخته شده اند، نوکلئون ها از تراکم پروتون ها و نوترون ها و آن ها نیز به نوبه خود از کوارک ها تشکیل شده اند.
بسیاری از فیزیکدانان امروزه الکترون ها و کوارک ها را برافروختگی های excitation ابرریسمان ها می دانند که آنها را بنیادی ترین موجودات فرض می کنند. اما فراز و نشیب های یک قرن اکتشاف در فیزیک به ما هشدار می دهد که جزم اندیش و دوگماتیک نباشیم. سطوح ساختاری level of structure در جهان ما ممکن است بیشتر از آنچه در فیزیک امروزی تصور می شود ، باشد.
بدون دانستن ماهیت اجزای نهایی ماده یا عمیق ترین سطح از ساختار یونیورس ، که به عنوان سطح X از آن یاد خواهم کرد، نمی توان ظرفیت اطلاعات نهایی یک قطعه ماده یا به طور معادل ، آنتروپی ترمودینامیکی واقعی آن را محاسبه کرد. که البته هیچ مشکلی در تحلیل ترمودینامیک عملی مانند ترمودینامیک موتورهای خودرو ایجاد نمیکند، زیرا کوارکهای درون اتمها را میتوان نادیده گرفت .
در کوچکسازی، میتوان با بلندپروازی به روزی فکر کرد که کوارکها برای ذخیره اطلاعات، به کار میروند. سپس چه مقدار اطلاعات در مکعب یک سانتی متری ما قرار می گیرد؟ و اگر ما از ابر ریسمان ها یا حتی سطوح عمیق تر و در عین حال بدون رویاپردازی استفاده کنیم چطور ؟ با کمال تعجب، پیشرفتهای فیزیک گرانشی در سه دهه گذشته پاسخهای روشنی به سؤالاتی که بهنظر میرسد دست نیافتنی هستند، ارائه کرده است.
🆔 @phys_Q
قسمت سوم
جیکوب بکنشتاین
از سوی دیگر ، آنتروپی ترمودینامیکی به حالات همه میلیاردها اتم (و الکترون های درون اتم ) که هر ترانزیستور را می سازند، بستگی دارد. همانطور که فرآیند پیشرفت و کوچک سازی تراشه ها به روزی نزدیک می شود که هر اتم یک بیت اطلاعات را برای ما ذخیره می کند، آنتروپی مفید شانون ریزتراشه پیشرفته از نظر بزرگی به آنتروپی ترمودینامیکی مواد نزدیک تر می شود. هنگامی که دو آنتروپی برای درجات آزادی یکسان محاسبه می شوند، برابر هستند.
درجات نهایی آزادی چیست؟ با این حال اتم ها از الکترون ها و نوکلئون ها ساخته شده اند، نوکلئون ها از تراکم پروتون ها و نوترون ها و آن ها نیز به نوبه خود از کوارک ها تشکیل شده اند.
بسیاری از فیزیکدانان امروزه الکترون ها و کوارک ها را برافروختگی های excitation ابرریسمان ها می دانند که آنها را بنیادی ترین موجودات فرض می کنند. اما فراز و نشیب های یک قرن اکتشاف در فیزیک به ما هشدار می دهد که جزم اندیش و دوگماتیک نباشیم. سطوح ساختاری level of structure در جهان ما ممکن است بیشتر از آنچه در فیزیک امروزی تصور می شود ، باشد.
بدون دانستن ماهیت اجزای نهایی ماده یا عمیق ترین سطح از ساختار یونیورس ، که به عنوان سطح X از آن یاد خواهم کرد، نمی توان ظرفیت اطلاعات نهایی یک قطعه ماده یا به طور معادل ، آنتروپی ترمودینامیکی واقعی آن را محاسبه کرد. که البته هیچ مشکلی در تحلیل ترمودینامیک عملی مانند ترمودینامیک موتورهای خودرو ایجاد نمیکند، زیرا کوارکهای درون اتمها را میتوان نادیده گرفت .
در کوچکسازی، میتوان با بلندپروازی به روزی فکر کرد که کوارکها برای ذخیره اطلاعات، به کار میروند. سپس چه مقدار اطلاعات در مکعب یک سانتی متری ما قرار می گیرد؟ و اگر ما از ابر ریسمان ها یا حتی سطوح عمیق تر و در عین حال بدون رویاپردازی استفاده کنیم چطور ؟ با کمال تعجب، پیشرفتهای فیزیک گرانشی در سه دهه گذشته پاسخهای روشنی به سؤالاتی که بهنظر میرسد دست نیافتنی هستند، ارائه کرده است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
جیمز چادویک نوترون را تحت رهبری ارنست رادرفورد در سال 1932 کشف کرد. رادرفورد که در سال 1911 پروتون را کشف کرد، شاگرد جوزف جان تامسون بود. تامسون الکترون را در سال 1897 کشف کرد.
💢@higgs_field
💢@higgs_field
👍5
آیین رونمایی از مجموعه هشت جلدی «ایران من»، تالیف رضا منصوری
با سخنرانی دکتر ناصر فکوهی و دکتر محمدرضا اجتهادی
یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸ در تالار مجازی کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شریف، به نشانی
https://vc.sharif.edu/ch/library
شرکت برای عموم علاقهمندان آزاد است.
💢@higgs_field
با سخنرانی دکتر ناصر فکوهی و دکتر محمدرضا اجتهادی
یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸ در تالار مجازی کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شریف، به نشانی
https://vc.sharif.edu/ch/library
شرکت برای عموم علاقهمندان آزاد است.
💢@higgs_field
👍4
💢ریچارد فاینمن: "من، یونیورسی از اتم ها، اتمی در یونیورس "
شومن شگفت انگیز قرن بیستم بسیار فراتر از یک فیزیکدان بود. ریچارد فاینمن میلیونها قلب از طریق سخنرانیهای نمادین خود در دهههای 1960 و 70 را فتح کرد ، کسانی که میخواهند در قلمرو علم شگفتزده شوند، کسانی که علم را فقط تحت عنوان یک دانشگاهی نمیبینند.
فاینمن نابغه شگفتی آوری که بسیار فراتر از یک فیزیکدان بود.
🔺تصویر ، فاینمن در ساحل : Caltech Archives
💢@higgs_field
شومن شگفت انگیز قرن بیستم بسیار فراتر از یک فیزیکدان بود. ریچارد فاینمن میلیونها قلب از طریق سخنرانیهای نمادین خود در دهههای 1960 و 70 را فتح کرد ، کسانی که میخواهند در قلمرو علم شگفتزده شوند، کسانی که علم را فقط تحت عنوان یک دانشگاهی نمیبینند.
فاینمن نابغه شگفتی آوری که بسیار فراتر از یک فیزیکدان بود.
🔺تصویر ، فاینمن در ساحل : Caltech Archives
💢@higgs_field
❤5
.
💥وقتی #LHC به عنوان یک برخورد دهنده بوزون عمل می کند، برخوردها نقش کلیدی در مطالعه #مدل_استاندارد خواهند داشت . در یک مطالعه جدید در این برخوردهای بوزونی، CMS مدعی اولین مشاهده از تولید جفت بوزون W با بارهای مخالف است.
فرآیندهای VBS دارای یک توپولوژی متمایز هستند که می تواند برای شناسایی دشواری ایجاد کنند . کوارکهای خروجی دو بمباران همسو از ذرات - داخل جتها - ایجاد میکنند که به خوبی از هم جدا شدهاند و معمولاً نزدیک به محور پرتو منتشر میشوند. علاوه بر این، بوزون های برداری را می توان با استفاده از واپاشی آنها از طریق یک الکترون یا یک میون شناسایی کرد، که می تواند به راحتی شناسایی و با دقت خوبی در آشکارساز اندازه گیری شود. علاوه بر این، دو نوترینو وجود دارد که از تشخیص گریزان اند و میتوان آنها را از طریق عدم تعادل در هنگام اعمال قانون بقای انرژی استنباط کرد.
Read more: https://cms.cern/news/search-rare-production-vector-boson-pairs
ترجمه:
💢https://t.me/higgs_field/6432
💥وقتی #LHC به عنوان یک برخورد دهنده بوزون عمل می کند، برخوردها نقش کلیدی در مطالعه #مدل_استاندارد خواهند داشت . در یک مطالعه جدید در این برخوردهای بوزونی، CMS مدعی اولین مشاهده از تولید جفت بوزون W با بارهای مخالف است.
فرآیندهای VBS دارای یک توپولوژی متمایز هستند که می تواند برای شناسایی دشواری ایجاد کنند . کوارکهای خروجی دو بمباران همسو از ذرات - داخل جتها - ایجاد میکنند که به خوبی از هم جدا شدهاند و معمولاً نزدیک به محور پرتو منتشر میشوند. علاوه بر این، بوزون های برداری را می توان با استفاده از واپاشی آنها از طریق یک الکترون یا یک میون شناسایی کرد، که می تواند به راحتی شناسایی و با دقت خوبی در آشکارساز اندازه گیری شود. علاوه بر این، دو نوترینو وجود دارد که از تشخیص گریزان اند و میتوان آنها را از طریق عدم تعادل در هنگام اعمال قانون بقای انرژی استنباط کرد.
Read more: https://cms.cern/news/search-rare-production-vector-boson-pairs
ترجمه:
💢https://t.me/higgs_field/6432
👍2
💢Vector Boson Scattering VBS
🔺 بزرگترین دستآورد LHC تا کنون، مشاهده بوزون هیگز در سال 2012 بوده است. این تایید برجسته ای از تئوری تثبیت شده ای که برهمکنش های بنیادین ذرات را توصیف می کند، است .
که به عنوان مدل استاندارد فیزیک ذرات شناخته می شود. از آن زمان، فیزیکدانان ذرات تلاشهای باورنکردنی را برای پیشبینیهای مدل استاندارد تا حد امکان انجام دادهاند، و به دنبال فرآیندهای بسیار نادری هستند که میتوانند پدیدههای غیرقابل توضیح فعلی را روشن کنند. جستجوی مستقیم برای ذرات سنگین جدید (که می تواند به عنوان مثال منشاء ماده تاریک را توضیح دهد) در حال حاضر توسط انرژی در دسترس در LHC در مقیاس TeV قرار دارد . با این حال، چنین ذرات جدیدی ممکن است به طور غیرمستقیم فرآیندهای مدل استاندارد را تغییر دهند، حتی زمانی که برای تولید مستقیم آنها سنگین هستند.
فرآیندهایی که در آن بوزونهای W یا Z از کوارکهای تشکیلدهنده پروتونهای ورودی ، ایجاد میشوند و متعاقباً توسط یکدیگر پراکنده میشوند، پراکندگی بوزون برداری یا به طور خلاصه VBS نامیده میشوند.
کارتون* زیر برای یک فرآیند VBS نشان داده شده است. از آنها میتوان برای بررسی ویژگیهای جالب مدل استاندارد و همچنین برای جستجوی اثرات بالقوه ناشی از فیزیک جدید استفاده کرد. خود بوزون هیگز مسئول جلوگیری از احتمال رشد نامحدود چنین فرآیندهایی به عنوان تابعی از انرژی پراکندگی است. به همین دلیل، فرآیندهای VBS می توانند نقش کلیدی در مطالعه بخش هیگز ایفا کنند.
فرآیندهای VBS دارای یک توپولوژی متمایز هستند که می تواند برای شناسایی دشواری ایجاد کنند . کوارکهای خروجی دو بمباران همسو از ذرات - داخل جتها - ایجاد میکنند که به خوبی از هم جدا شدهاند و معمولاً نزدیک به محور پرتو منتشر میشوند. علاوه بر این، بوزون های برداری را می توان با استفاده از واپاشی آنها از طریق یک الکترون یا یک میون شناسایی کرد، که می تواند به راحتی شناسایی و با دقت خوبی در آشکارساز اندازه گیری شود. علاوه بر این، دو نوترینو وجود دارد که از تشخیص گریزان اند و میتوان آنها را از طریق عدم تعادل در هنگام اعمال قانون بقای انرژی استنباط کرد.
احتمال پراکندگی بوزونهای W و Z در مدل استاندارد بسیار کم تخمین زده میشود، بنابراین نمونههای داده بزرگ باید توسط آزمایشات تجربی گردآوری شوند. اولین فرآیند VBS توسط CMS Collaboration در سال 2018 با جستجوی تولید دو بوزون W با بار الکتریکی یکسان مشاهده شد. این رویداد دارای شواهد میدانی کمتری نسبت به حالتی که بوزونهای W دارای بارهای الکتریکی مخالف هستند ، است .
همکاری CMS اخیراً مطالعه فرآیند VBS را با بوزونهای W با بار مخالف با استفاده از مجموعه دادههای کامل عملیات Run 2 و با استفاده از تکنیکهای یادگیری ماشین تکمیل کرده است.
وضوح سیگنال با افزایش ارزش و توان تفکیک کنندگی به طور چشمگیری بهبود می یابد. داده ها تأیید می کنند که رویدادهای پس زمینه به تنهایی نمی توانند واپاشی های مشاهده شده را توضیح دهند. این به فیزیکدانان اجازه داد تا اولین مشاهده تولید جفت بوزون W را با اهمیت 5.6 انحراف استاندارد با توجه به مفروضات مربوط به پسزمینه ادعا کنند. به عبارت دیگر، اگر فرآیند VBS وجود نداشته باشد، احتمال مشاهده سیگنالی به بزرگی آنچه اندازه گیری شده است، کمتر از 1 در 10 میلیون است!
با افزایش روزافزون حجم داده های ارائه شده توسط LHC، بسیاری از نشانگان VBS به راحتی قابل مشاهده هستند. بنابراین مسیر اندازهگیریهای دقیق در بخش VBS به تازگی آغاز شده است و یک دوره جدید هیجانانگیز از اکتشاف در پیش است.
شکل : تصویری از فرآیند پراکندگی بوزون برداری (VBS). دو بوزون W با بار مخالف که به طور همزمان از کوارک های ورودی در برخورد پروتون و پروتون تولید و پراکنده می شوند. پراکندگی همچنین شامل تولید دو جت است که در جهت مخالف و نزدیک به محور پرتو گسیل می شوند.
💢@higgs_field
🔺 بزرگترین دستآورد LHC تا کنون، مشاهده بوزون هیگز در سال 2012 بوده است. این تایید برجسته ای از تئوری تثبیت شده ای که برهمکنش های بنیادین ذرات را توصیف می کند، است .
که به عنوان مدل استاندارد فیزیک ذرات شناخته می شود. از آن زمان، فیزیکدانان ذرات تلاشهای باورنکردنی را برای پیشبینیهای مدل استاندارد تا حد امکان انجام دادهاند، و به دنبال فرآیندهای بسیار نادری هستند که میتوانند پدیدههای غیرقابل توضیح فعلی را روشن کنند. جستجوی مستقیم برای ذرات سنگین جدید (که می تواند به عنوان مثال منشاء ماده تاریک را توضیح دهد) در حال حاضر توسط انرژی در دسترس در LHC در مقیاس TeV قرار دارد . با این حال، چنین ذرات جدیدی ممکن است به طور غیرمستقیم فرآیندهای مدل استاندارد را تغییر دهند، حتی زمانی که برای تولید مستقیم آنها سنگین هستند.
فرآیندهایی که در آن بوزونهای W یا Z از کوارکهای تشکیلدهنده پروتونهای ورودی ، ایجاد میشوند و متعاقباً توسط یکدیگر پراکنده میشوند، پراکندگی بوزون برداری یا به طور خلاصه VBS نامیده میشوند.
کارتون* زیر برای یک فرآیند VBS نشان داده شده است. از آنها میتوان برای بررسی ویژگیهای جالب مدل استاندارد و همچنین برای جستجوی اثرات بالقوه ناشی از فیزیک جدید استفاده کرد. خود بوزون هیگز مسئول جلوگیری از احتمال رشد نامحدود چنین فرآیندهایی به عنوان تابعی از انرژی پراکندگی است. به همین دلیل، فرآیندهای VBS می توانند نقش کلیدی در مطالعه بخش هیگز ایفا کنند.
فرآیندهای VBS دارای یک توپولوژی متمایز هستند که می تواند برای شناسایی دشواری ایجاد کنند . کوارکهای خروجی دو بمباران همسو از ذرات - داخل جتها - ایجاد میکنند که به خوبی از هم جدا شدهاند و معمولاً نزدیک به محور پرتو منتشر میشوند. علاوه بر این، بوزون های برداری را می توان با استفاده از واپاشی آنها از طریق یک الکترون یا یک میون شناسایی کرد، که می تواند به راحتی شناسایی و با دقت خوبی در آشکارساز اندازه گیری شود. علاوه بر این، دو نوترینو وجود دارد که از تشخیص گریزان اند و میتوان آنها را از طریق عدم تعادل در هنگام اعمال قانون بقای انرژی استنباط کرد.
احتمال پراکندگی بوزونهای W و Z در مدل استاندارد بسیار کم تخمین زده میشود، بنابراین نمونههای داده بزرگ باید توسط آزمایشات تجربی گردآوری شوند. اولین فرآیند VBS توسط CMS Collaboration در سال 2018 با جستجوی تولید دو بوزون W با بار الکتریکی یکسان مشاهده شد. این رویداد دارای شواهد میدانی کمتری نسبت به حالتی که بوزونهای W دارای بارهای الکتریکی مخالف هستند ، است .
همکاری CMS اخیراً مطالعه فرآیند VBS را با بوزونهای W با بار مخالف با استفاده از مجموعه دادههای کامل عملیات Run 2 و با استفاده از تکنیکهای یادگیری ماشین تکمیل کرده است.
وضوح سیگنال با افزایش ارزش و توان تفکیک کنندگی به طور چشمگیری بهبود می یابد. داده ها تأیید می کنند که رویدادهای پس زمینه به تنهایی نمی توانند واپاشی های مشاهده شده را توضیح دهند. این به فیزیکدانان اجازه داد تا اولین مشاهده تولید جفت بوزون W را با اهمیت 5.6 انحراف استاندارد با توجه به مفروضات مربوط به پسزمینه ادعا کنند. به عبارت دیگر، اگر فرآیند VBS وجود نداشته باشد، احتمال مشاهده سیگنالی به بزرگی آنچه اندازه گیری شده است، کمتر از 1 در 10 میلیون است!
با افزایش روزافزون حجم داده های ارائه شده توسط LHC، بسیاری از نشانگان VBS به راحتی قابل مشاهده هستند. بنابراین مسیر اندازهگیریهای دقیق در بخش VBS به تازگی آغاز شده است و یک دوره جدید هیجانانگیز از اکتشاف در پیش است.
شکل : تصویری از فرآیند پراکندگی بوزون برداری (VBS). دو بوزون W با بار مخالف که به طور همزمان از کوارک های ورودی در برخورد پروتون و پروتون تولید و پراکنده می شوند. پراکندگی همچنین شامل تولید دو جت است که در جهت مخالف و نزدیک به محور پرتو گسیل می شوند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
💢تئوری های یک نابغه - اینیشتین
فصل دوم - نسبیت Relativity
قسمت دوم fine
معادلات نسبیت عام شامل مقدار داده شده جرم و انرژی است که فضا-زمان را تحریف می کند و توضیحی در مورد نحوه توزیع انرژی، تکانه، جرم و غیره در جهان شامل نسبیت خاص می دهد. گفته می شود که نسبیت عام نظریه پیشرفته تری نسبت که نسبیت خاص است. از آنجایی که استفاده میشود بسیار مهم است و به پیشبینی یا توصیف چند چیز مانند سیاهچاله، سفر در زمان و استفاده در نجوم، فیزیک هستهای و غیره کمک میکند.
🔺نسبیت خاص چیست؟
نسبیت خاص یک نظریه علمی است که توسط آلبرت انیشتین در سال 1905 منتشر شد. وی این را در مقاله ای با عنوان "در مورد الکترودینامیک اجسام متحرک" منتشر کرد. انیشتین این نظریه را به دلیل شکست معادلات مکانیک نیوتون و الکترومغناطیس ماکسول از نتیجه صفر آزمایش و مایکلسون مورلی ایجاد کرد.
نظریه او مکانیک موقعیت هایی را که همه حرکات را شامل می شود ، تصحیح می کند (به ویژه آنهایی که سرعتی نزدیک به نور دارند).
ایساک نیوتن پروپزال مطالعه جهان و سه قانون جهان را قبل از انیشتین ارائه کرد. اما چیزهای محدودی را فاقد بود و تئوری کامل نبود.
قوانین فیزیک در تمام چارچوب های مرجع لخت یکسان باقی می مانند. سرعت نور در خلاء برای همه فریم ها یکسان است، صرف نظر از اینکه حرکت سورس/آبجکت چگونه باشد. نسبیت خاص به عنوان ناظرانی که حرکت را با سرعت ثابت نشان می دهند توضیح می دهد ، نشان می دهد و بیان می کند که مکان و زمان یکی هستند. در تمام فریم های لخت ، قوانین فیزیک یکسان خواهد بود. و به پدیده ها در غیاب گرانش، اعمال می کند.
به عبارت ساده، جرم جسم با نزدیک شدن به سرعت نور بی نهایت می شود و نمی گذارد سریعتر از نور حرکت کند. و بیان می کند که جرم با حرکت جسم تغییر می کند. جرم تابعی از سرعت است و طول جسم در جهت حرکت منقبض می شود.
🔺تفاوت های اصلی بین نسبیت عام و نسبیت خاص
• نسبیت عام رابطه ناظر Observer و شتاب Acceleration را نشان می دهد، در حالی که نسبیت خاص رابطه ناظر و سرعت Velocity , زمان time را نشان می دهد.
• نسبیت عام General Relativity گرانش را در نظر می گیرد و شامل آن می شود، در حالی که نسبیت خاص گرانش را شامل نمی شود، زیرا هیچ نیرویی بر آن وارد نمی شود.
• نسبیت عام معتقد است که قوانین فیزیک برای همه سیستم های لخت و غیر لخت یکسان است، در حالی که نسبیت خاص بیان می کند که قوانین فیزیک فقط برای سیستم های لخت یکسان است.
• نسبیت عام در سال 1915 منتشر شد، در حالی که نسبیت خاص در سال 1905 منتشر شد.
• نسبیت عام در مورد انحنای فضا-زمان Spacetime curvature صحبت می کند، در حالی که نسبیت خاص در مورد هیچ انحنایی صحبت نمی کند.
• نسبیت عام پیچیده تر است و بخش بیشتری از جهان را پوشش می دهد، در حالی که نسبیت خاص کمی ساده تر است و بخش کمتری از جهان را پوشش می دهد.
🔺 نتیجه
اینشتین کمک زیادی به دنیای فیزیک کرده است. نظریهها و یافتههای او به ما کمک کرده تا بسیاری از اسرار را بفهمیم و آنها را کشف کنیم. اگر انیشتین و سایر فیزیکدانان تمام زندگی خود را برای این کار نمی گذاشتند و تحقیقات فشرده انجام نمی دادند، زندگی دشوار می شد. ما نمی توانستیم همه چیز، چه بنیادین و چه کامپوزیت را درک کنیم.
برخی از نظریه ها کار می کنند، و برخی از آنها کار نمی کنند، اما اختراعات، نظریه ها، یافته ها متوقف نشدند. نظریه نسبیت شامل این دو نظریه بود و شهرت زیادی پیدا کرده است. نسبیت عام زیرمجموعه و تصویر بزرگتر نظریه خاص است.
💢@higgs_field
فصل دوم - نسبیت Relativity
قسمت دوم fine
معادلات نسبیت عام شامل مقدار داده شده جرم و انرژی است که فضا-زمان را تحریف می کند و توضیحی در مورد نحوه توزیع انرژی، تکانه، جرم و غیره در جهان شامل نسبیت خاص می دهد. گفته می شود که نسبیت عام نظریه پیشرفته تری نسبت که نسبیت خاص است. از آنجایی که استفاده میشود بسیار مهم است و به پیشبینی یا توصیف چند چیز مانند سیاهچاله، سفر در زمان و استفاده در نجوم، فیزیک هستهای و غیره کمک میکند.
🔺نسبیت خاص چیست؟
نسبیت خاص یک نظریه علمی است که توسط آلبرت انیشتین در سال 1905 منتشر شد. وی این را در مقاله ای با عنوان "در مورد الکترودینامیک اجسام متحرک" منتشر کرد. انیشتین این نظریه را به دلیل شکست معادلات مکانیک نیوتون و الکترومغناطیس ماکسول از نتیجه صفر آزمایش و مایکلسون مورلی ایجاد کرد.
نظریه او مکانیک موقعیت هایی را که همه حرکات را شامل می شود ، تصحیح می کند (به ویژه آنهایی که سرعتی نزدیک به نور دارند).
ایساک نیوتن پروپزال مطالعه جهان و سه قانون جهان را قبل از انیشتین ارائه کرد. اما چیزهای محدودی را فاقد بود و تئوری کامل نبود.
قوانین فیزیک در تمام چارچوب های مرجع لخت یکسان باقی می مانند. سرعت نور در خلاء برای همه فریم ها یکسان است، صرف نظر از اینکه حرکت سورس/آبجکت چگونه باشد. نسبیت خاص به عنوان ناظرانی که حرکت را با سرعت ثابت نشان می دهند توضیح می دهد ، نشان می دهد و بیان می کند که مکان و زمان یکی هستند. در تمام فریم های لخت ، قوانین فیزیک یکسان خواهد بود. و به پدیده ها در غیاب گرانش، اعمال می کند.
به عبارت ساده، جرم جسم با نزدیک شدن به سرعت نور بی نهایت می شود و نمی گذارد سریعتر از نور حرکت کند. و بیان می کند که جرم با حرکت جسم تغییر می کند. جرم تابعی از سرعت است و طول جسم در جهت حرکت منقبض می شود.
🔺تفاوت های اصلی بین نسبیت عام و نسبیت خاص
• نسبیت عام رابطه ناظر Observer و شتاب Acceleration را نشان می دهد، در حالی که نسبیت خاص رابطه ناظر و سرعت Velocity , زمان time را نشان می دهد.
• نسبیت عام General Relativity گرانش را در نظر می گیرد و شامل آن می شود، در حالی که نسبیت خاص گرانش را شامل نمی شود، زیرا هیچ نیرویی بر آن وارد نمی شود.
• نسبیت عام معتقد است که قوانین فیزیک برای همه سیستم های لخت و غیر لخت یکسان است، در حالی که نسبیت خاص بیان می کند که قوانین فیزیک فقط برای سیستم های لخت یکسان است.
• نسبیت عام در سال 1915 منتشر شد، در حالی که نسبیت خاص در سال 1905 منتشر شد.
• نسبیت عام در مورد انحنای فضا-زمان Spacetime curvature صحبت می کند، در حالی که نسبیت خاص در مورد هیچ انحنایی صحبت نمی کند.
• نسبیت عام پیچیده تر است و بخش بیشتری از جهان را پوشش می دهد، در حالی که نسبیت خاص کمی ساده تر است و بخش کمتری از جهان را پوشش می دهد.
🔺 نتیجه
اینشتین کمک زیادی به دنیای فیزیک کرده است. نظریهها و یافتههای او به ما کمک کرده تا بسیاری از اسرار را بفهمیم و آنها را کشف کنیم. اگر انیشتین و سایر فیزیکدانان تمام زندگی خود را برای این کار نمی گذاشتند و تحقیقات فشرده انجام نمی دادند، زندگی دشوار می شد. ما نمی توانستیم همه چیز، چه بنیادین و چه کامپوزیت را درک کنیم.
برخی از نظریه ها کار می کنند، و برخی از آنها کار نمی کنند، اما اختراعات، نظریه ها، یافته ها متوقف نشدند. نظریه نسبیت شامل این دو نظریه بود و شهرت زیادی پیدا کرده است. نسبیت عام زیرمجموعه و تصویر بزرگتر نظریه خاص است.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍6
Forwarded from physics
.
📌 نابغهی فیزیک
بخش نخست - فوتو الکتریک
قسمت اول
https://t.me/higgs_field/6135
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6142
📌تئوری نسبیت Relativity theory
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/6415
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6433
در این محتوا تلاش به توضیح تئوری های فیزیک انیشتین داریم
📌 نابغهی فیزیک
بخش نخست - فوتو الکتریک
قسمت اول
https://t.me/higgs_field/6135
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6142
📌تئوری نسبیت Relativity theory
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/6415
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6433
در این محتوا تلاش به توضیح تئوری های فیزیک انیشتین داریم
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 این صدای سیاهچالهای که ۲۵۰ میلیون سال نوری از ما فاصله دارد ، تیمی از اخترفیزیکدانها که با تلسکوپ فضایی پرتو ایکس چاندرا کار میکنند، الگویی از امواج را در درخشش پرتو ایکس خوشهای عظیم از کهکشانها را در صورتفلکی برساوش شناسایی کردند.
اخترفیزیکدانها با تندترکردن سیگنال ها فرایند صوتسازی را روی این امواج انجام دادند که بخشی از پروژه صوتیسازی ناسا است .
جذابیت این صوتی سازی ، صوت منحصر بفرد برای هر سیاهچاله است .
💢@higgs_field
اخترفیزیکدانها با تندترکردن سیگنال ها فرایند صوتسازی را روی این امواج انجام دادند که بخشی از پروژه صوتیسازی ناسا است .
جذابیت این صوتی سازی ، صوت منحصر بفرد برای هر سیاهچاله است .
💢@higgs_field
👍9
💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت چهارم
جیکوب بکنشتاین
🔺ترمودینامیک سیاهچاله
یک بازیگر کلیدی در این تحولات سیاهچاله است. سیاهچاله ها نتیجه نسبیت عام هستند، نظریه هندسی گرانش آلبرت انیشتین، که در ابتدا در سال 1915 منتشر شد. در این نظریه، گرانش از انحنای فضازمان ناشی می شود، که باعث می شود اجسام به گونه ای حرکت کنند که گویی توسط نیرویی کشیده شده اند. که این انحنا ناشی از وجود ماده و انرژی است. طبق معادلات انیشتین، یک ترکیب به اندازه کافی متراکم و چگال از ماده یا انرژی، فضا-زمان را چنان خمیده می کند که سیاهچاله ای را تشکیل دهد. قوانین نسبیت هر چیزی را که وارد سیاهچاله می شود از بیرون آمدن دوباره منع می کند، حداقل در توصیف کلاسیک (غیر کوانتومی) فیزیک!
نقطه بدون بازگشت، که افق رویداد سیاهچاله نامیده می شود، از اهمیت حیاتی برخوردار است. در سادهترین حالت، افق یک کره است که سطح آن برای سیاهچالههای پرجرمتر بزرگتر است.
تعیین اینکه چه چیزی درون یک سیاهچاله وجود دارد غیرممکن است. هیچ اطلاعات دقیقی نمی تواند در داخل افق ظاهر شود و به دنیای خارج فرار کند. با این حال، با ناپدید شدن برای همیشه در یک سیاهچاله، یک بیت ماده ردپایی از خود به جای می گذارد. انرژی آن (ما هر جرمی را مطابق با E = mc² انیشتین به عنوان انرژی حساب می کنیم) به طور دائم در افزایش جرم سیاهچاله منعکس می شود. اگر ماده در حین چرخش دور سیاهچاله به دام افتد ، تکانه زاویه ای مربوط به آن به تکانه زاویه ای سیاهچاله اضافه می شود. هم جرم و هم تکانه زاویه ای یک سیاهچاله از روی تأثیر آنها بر فضازمان اطراف آن قابل اندازه گیری است. به این ترتیب، قوانین پایستگی انرژی و تکانه زاویه ای توسط سیاهچاله ها کانسرو conserve (ابقا) می شود. قانون بنیادین دیگر، قانون دوم ترمودینامیک، به نظر می رسد که نقض شده است.
قانون دوم ترمودینامیک این مشاهدات آشنا را خلاصه میکند که اکثر فرآیندها در طبیعت برگشتناپذیر هستند: یک فنجان چای از روی میز میافتد و خرد میشود، اما هیچکس تا به حال ندیده است که خردهها به میل خود به بالا بپرند و در یک فنجان چای جمع شوند. قانون دوم ترمودینامیک این فرآیندهای معکوس را ممنوع می کند. بیان می کند که آنتروپی یک سیستم فیزیکی جدا شده هرگز نمی تواند کاهش یابد. در بهترین حالت، آنتروپی ثابت می ماند و یا معمولاً افزایش می یابد. این قانون در شیمی فیزیک و مهندسی اهمیت دارد. مسلماً این اولین قانون فیزیکی است که بیشترین تأثیر را در خارج از فیزیک دارد.
🆔 @phys_Q
قسمت چهارم
جیکوب بکنشتاین
🔺ترمودینامیک سیاهچاله
یک بازیگر کلیدی در این تحولات سیاهچاله است. سیاهچاله ها نتیجه نسبیت عام هستند، نظریه هندسی گرانش آلبرت انیشتین، که در ابتدا در سال 1915 منتشر شد. در این نظریه، گرانش از انحنای فضازمان ناشی می شود، که باعث می شود اجسام به گونه ای حرکت کنند که گویی توسط نیرویی کشیده شده اند. که این انحنا ناشی از وجود ماده و انرژی است. طبق معادلات انیشتین، یک ترکیب به اندازه کافی متراکم و چگال از ماده یا انرژی، فضا-زمان را چنان خمیده می کند که سیاهچاله ای را تشکیل دهد. قوانین نسبیت هر چیزی را که وارد سیاهچاله می شود از بیرون آمدن دوباره منع می کند، حداقل در توصیف کلاسیک (غیر کوانتومی) فیزیک!
نقطه بدون بازگشت، که افق رویداد سیاهچاله نامیده می شود، از اهمیت حیاتی برخوردار است. در سادهترین حالت، افق یک کره است که سطح آن برای سیاهچالههای پرجرمتر بزرگتر است.
تعیین اینکه چه چیزی درون یک سیاهچاله وجود دارد غیرممکن است. هیچ اطلاعات دقیقی نمی تواند در داخل افق ظاهر شود و به دنیای خارج فرار کند. با این حال، با ناپدید شدن برای همیشه در یک سیاهچاله، یک بیت ماده ردپایی از خود به جای می گذارد. انرژی آن (ما هر جرمی را مطابق با E = mc² انیشتین به عنوان انرژی حساب می کنیم) به طور دائم در افزایش جرم سیاهچاله منعکس می شود. اگر ماده در حین چرخش دور سیاهچاله به دام افتد ، تکانه زاویه ای مربوط به آن به تکانه زاویه ای سیاهچاله اضافه می شود. هم جرم و هم تکانه زاویه ای یک سیاهچاله از روی تأثیر آنها بر فضازمان اطراف آن قابل اندازه گیری است. به این ترتیب، قوانین پایستگی انرژی و تکانه زاویه ای توسط سیاهچاله ها کانسرو conserve (ابقا) می شود. قانون بنیادین دیگر، قانون دوم ترمودینامیک، به نظر می رسد که نقض شده است.
قانون دوم ترمودینامیک این مشاهدات آشنا را خلاصه میکند که اکثر فرآیندها در طبیعت برگشتناپذیر هستند: یک فنجان چای از روی میز میافتد و خرد میشود، اما هیچکس تا به حال ندیده است که خردهها به میل خود به بالا بپرند و در یک فنجان چای جمع شوند. قانون دوم ترمودینامیک این فرآیندهای معکوس را ممنوع می کند. بیان می کند که آنتروپی یک سیستم فیزیکی جدا شده هرگز نمی تواند کاهش یابد. در بهترین حالت، آنتروپی ثابت می ماند و یا معمولاً افزایش می یابد. این قانون در شیمی فیزیک و مهندسی اهمیت دارد. مسلماً این اولین قانون فیزیکی است که بیشترین تأثیر را در خارج از فیزیک دارد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍6
🟣 اینشتین و خدا
قسمت نخست
🔺یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954 نوشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند.
آلبرت انیشتین اغلب در رابطه با طراحی جهان، بیشتر از آنچه برای یک دانشمند انتظار می رود، از خدا یاد می کرد.
به عنوان مثال نظر او را در مورد نظریه موفق دنیای زیراتمی - مکانیک کوانتومی در نظر بگیرید. او در نامه ای به فیزیکدانی به نام مکس بورن در 4 دسامبر 1926 نوشت: «مکانیک کوانتومی قطعاً تأثیرگذار است. اما یک صدای درونی به من می گوید که واقعی نیست . این تئوری بازدهی بالایی دارد ، اما به سختی ما را به (پاسخ) اسرار قدیمی نزدیک می کند. در هر صورت من متقاعد شدهام که او (خدا) تاس بازی نمیکند.» حتی با انباشته شدن حجم زیادی از شواهد تجربی برای اعتبار مکانیک کوانتومی، انیشتین این دیدگاه را تا پایان عمرش تکرار کرد.
یا، اظهارات او در سال 1921 را در نظر بگیرید که «خداوند خداوند ظریف است، اما بدخواه نیست» (به این معناست که رمزگشایی از طبیعت ممکن است دشوار باشد، اما متمایل به فریبنده نیست). انیشتین حتی به این می اندیشید که آیا هیچ انتخابی در طرح کلی کیهانی وجود دارد: «آنچه واقعاً برای من جالب است این است که آیا خدا میتوانست جهان را به گونهای متفاوت خلق کند؟ به عبارت دیگر، آیا شرط سادگی منطقی، حاشیهای از آزادی را میپذیرد؟»
اما واقعاً منظور انیشتین هنگام اشاره ، به "خدا" چه بود؟ و به طور کلی نگرش او نسبت به تئولوژی چگونه بود؟ اخیرا خانه حراج کریستیز اعلام کرد که یکی از نامه های انیشتین را به فروش می رساند. این واقعیت که انیشتین در این نامه خاص نظرات خود را در چند مورد از این سؤالات جذاب بیان می کند به قرار دادن موضوع "خدای اینشتین" در مرکز توجه کمک کرده است. و با بررسی این نوشتهها، میتوانیم چیزهای زیادی در مورد تفکر آن مرد بزرگ بیاموزیم - نه فقط در مورد دین، بلکه علم!
انیشتین این نامه را حدود یک سال قبل از مرگش در سال 1955 نوشت و خطاب به فیلسوف یهودی آلمانی، اریک گوتکیند، در پاسخ به کتاب گوتکیند «زندگی را انتخاب کن: دعوت کتاب مقدس به شورش»، یک مانیفست مذهبی، خوش بینانه و انسان گرایانه بر اساس آموزه های کتاب مقدس است که انتظار می رود این نامه در زمان عرضه در 4 دسامبر به قیمت بیش از 1 میلیون دلار فروخته شود.
اینشتین : «کلمه «خدا» برای من چیزی جز بیان و محصول ضعفهای انسانی نیست. کتاب مقدس مجموعهای از افسانههای مقدس اما نسبتاً ابتدایی است.»
چگونه میتوانیم این اظهارات نسبتاً تند را با نقل قولهایی که در بالا درباره خدا وجود دارد، تطبیق دهیم؟ نکته مهمی که باید تشخیص داد این است که انیشتین در اینجا به خدا به عنوان یک طراح کیهانی اشاره نمی کند. در عوض، او ناباوری مادامالعمر خود را به خدای فردی بیان میکند - خدایی که زندگی افراد را کنترل میکند. در سال 1929 خاخام هربرت گلدشتاین برای او تلگرافی فرستاد و از او پرسید: آیا به خدا اعتقاد داری؟ در پاسخ، انیشتین تمایز واضحتری بین هیبتی که انسان هنگام مواجهه با وسعت، پیچیدگی و هماهنگی طبیعت احساس میکند و اعتقاد به خدایی که رفتار اخلاقی را نظارت میکند و شریر را مجازات میکند، قائل شد. او فیلسوف یهودی هلندی باروخ اسپینوزا را تحسین کرد و نوشت: «من به خدای اسپینوزا ایمان دارم که خود را در هارمونی قانونمند جهان نشان می دهد، نه به خدایی که به سرنوشت و اعمال بشر توجه دارد.»
🆔 @phys_Q
قسمت نخست
🔺یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954 نوشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند.
آلبرت انیشتین اغلب در رابطه با طراحی جهان، بیشتر از آنچه برای یک دانشمند انتظار می رود، از خدا یاد می کرد.
به عنوان مثال نظر او را در مورد نظریه موفق دنیای زیراتمی - مکانیک کوانتومی در نظر بگیرید. او در نامه ای به فیزیکدانی به نام مکس بورن در 4 دسامبر 1926 نوشت: «مکانیک کوانتومی قطعاً تأثیرگذار است. اما یک صدای درونی به من می گوید که واقعی نیست . این تئوری بازدهی بالایی دارد ، اما به سختی ما را به (پاسخ) اسرار قدیمی نزدیک می کند. در هر صورت من متقاعد شدهام که او (خدا) تاس بازی نمیکند.» حتی با انباشته شدن حجم زیادی از شواهد تجربی برای اعتبار مکانیک کوانتومی، انیشتین این دیدگاه را تا پایان عمرش تکرار کرد.
یا، اظهارات او در سال 1921 را در نظر بگیرید که «خداوند خداوند ظریف است، اما بدخواه نیست» (به این معناست که رمزگشایی از طبیعت ممکن است دشوار باشد، اما متمایل به فریبنده نیست). انیشتین حتی به این می اندیشید که آیا هیچ انتخابی در طرح کلی کیهانی وجود دارد: «آنچه واقعاً برای من جالب است این است که آیا خدا میتوانست جهان را به گونهای متفاوت خلق کند؟ به عبارت دیگر، آیا شرط سادگی منطقی، حاشیهای از آزادی را میپذیرد؟»
اما واقعاً منظور انیشتین هنگام اشاره ، به "خدا" چه بود؟ و به طور کلی نگرش او نسبت به تئولوژی چگونه بود؟ اخیرا خانه حراج کریستیز اعلام کرد که یکی از نامه های انیشتین را به فروش می رساند. این واقعیت که انیشتین در این نامه خاص نظرات خود را در چند مورد از این سؤالات جذاب بیان می کند به قرار دادن موضوع "خدای اینشتین" در مرکز توجه کمک کرده است. و با بررسی این نوشتهها، میتوانیم چیزهای زیادی در مورد تفکر آن مرد بزرگ بیاموزیم - نه فقط در مورد دین، بلکه علم!
انیشتین این نامه را حدود یک سال قبل از مرگش در سال 1955 نوشت و خطاب به فیلسوف یهودی آلمانی، اریک گوتکیند، در پاسخ به کتاب گوتکیند «زندگی را انتخاب کن: دعوت کتاب مقدس به شورش»، یک مانیفست مذهبی، خوش بینانه و انسان گرایانه بر اساس آموزه های کتاب مقدس است که انتظار می رود این نامه در زمان عرضه در 4 دسامبر به قیمت بیش از 1 میلیون دلار فروخته شود.
اینشتین : «کلمه «خدا» برای من چیزی جز بیان و محصول ضعفهای انسانی نیست. کتاب مقدس مجموعهای از افسانههای مقدس اما نسبتاً ابتدایی است.»
چگونه میتوانیم این اظهارات نسبتاً تند را با نقل قولهایی که در بالا درباره خدا وجود دارد، تطبیق دهیم؟ نکته مهمی که باید تشخیص داد این است که انیشتین در اینجا به خدا به عنوان یک طراح کیهانی اشاره نمی کند. در عوض، او ناباوری مادامالعمر خود را به خدای فردی بیان میکند - خدایی که زندگی افراد را کنترل میکند. در سال 1929 خاخام هربرت گلدشتاین برای او تلگرافی فرستاد و از او پرسید: آیا به خدا اعتقاد داری؟ در پاسخ، انیشتین تمایز واضحتری بین هیبتی که انسان هنگام مواجهه با وسعت، پیچیدگی و هماهنگی طبیعت احساس میکند و اعتقاد به خدایی که رفتار اخلاقی را نظارت میکند و شریر را مجازات میکند، قائل شد. او فیلسوف یهودی هلندی باروخ اسپینوزا را تحسین کرد و نوشت: «من به خدای اسپینوزا ایمان دارم که خود را در هارمونی قانونمند جهان نشان می دهد، نه به خدایی که به سرنوشت و اعمال بشر توجه دارد.»
🆔 @phys_Q
👍13🤔2
.
بنظر می آید فضای آکنده از ماده ( شبکه ای از اتم ها دارای اوربیتال ها ، که الکترون ها را مقید کرده است) دچار نوعی محدودیت شده باشد که نتیجه میدان الکترومغناطیسی کوارک ها و نوکلئون ها یا دیگر ویژگی هاست . در خلا میدان الکتریکی بطور یکنواخت گسترده شده و الکترون های آزاد با سطوح بالاتری از انرژی ، میتوانند در آن آزادانه جابجا شوند.
اما در محیط مادی ، الکترون ها با سطوح پایین تر از انرژی در شبکه ای از اتم ها و پیوند های آنها، مقیّد یا در حال جابجایی هستند. اینکه چه میزان انرژی برای جابجایی الکترون ها نیاز است به خواص عناصر بستگی دارد .
💢@higgs_field
بنظر می آید فضای آکنده از ماده ( شبکه ای از اتم ها دارای اوربیتال ها ، که الکترون ها را مقید کرده است) دچار نوعی محدودیت شده باشد که نتیجه میدان الکترومغناطیسی کوارک ها و نوکلئون ها یا دیگر ویژگی هاست . در خلا میدان الکتریکی بطور یکنواخت گسترده شده و الکترون های آزاد با سطوح بالاتری از انرژی ، میتوانند در آن آزادانه جابجا شوند.
اما در محیط مادی ، الکترون ها با سطوح پایین تر از انرژی در شبکه ای از اتم ها و پیوند های آنها، مقیّد یا در حال جابجایی هستند. اینکه چه میزان انرژی برای جابجایی الکترون ها نیاز است به خواص عناصر بستگی دارد .
💢@higgs_field
👍3
.
🔺اقیانوس منجمد شمالی، 105 سال پیش و امروز در همان مکان عکاسی شده است. هر دو عکس در فصل تابستان گرفته شده اند.
عکاس کریستین آسلوند Christian Aslund
http://www.christian.se/global-warming-retreating-glaciers
💢@higgs_field
🔺اقیانوس منجمد شمالی، 105 سال پیش و امروز در همان مکان عکاسی شده است. هر دو عکس در فصل تابستان گرفته شده اند.
عکاس کریستین آسلوند Christian Aslund
http://www.christian.se/global-warming-retreating-glaciers
💢@higgs_field
👍2🤯2
💢اکتشاف ترسناک در مریخ دقیقاً شبیه درگاه بیگانگان است
یکی از جدیدترین عکسهایی که از مریخنورد کنجکاوی که مریخ را به تصویر کشیده شده است، ویژگی نسبتاً جالبی را در صخرهها نشان داده است: چیزی که به نظر میرسد یک درگاه کاملاً کنده کاری شده در چشم اندازی در مریخ است.
درگاه doppelgänger آنقدر واقعی است که تقریباً وسوسه شده ایم که باور کنیم که به مخفیگاهی کوچک برای مریخی ها یا شاید دریچه ای به یک جهان دیگر می انجامد. یا حتی بنا بر اظهار کاربران فضای مجازی "تونلی به مرکز سیاره" است .
دست کم ، به نظر می رسد که تصویر و ویژگی زمین شناسی ثبت شده برای الهام بخشیدن به یک یا دو فیلم علمی تخیلی کافی است.
با این حال، افراد باهوش تر آنرا به احتمال زیاد شکستگی برشی و نتیجه نوعی فشار بر روی تخته سنگ و یا حتی زلزله می دانند .
بزرگترین مریخ لرزه ثبت شده روی سیاره سرخ تاکنون در 4 می سال جاری اتفاق افتاد و دانشمندان هنوز در حال کار برای تعیین دقیق محل وقوع آن و علت آن هستند.
سازند صخره مانند. (NASA/JPL-Caltech/MSSS)
https://www.sciencealert.com/this-cool-rock-formation-on-mars-looks-just-like-an-alien-doorway
💢@higgs_field
یکی از جدیدترین عکسهایی که از مریخنورد کنجکاوی که مریخ را به تصویر کشیده شده است، ویژگی نسبتاً جالبی را در صخرهها نشان داده است: چیزی که به نظر میرسد یک درگاه کاملاً کنده کاری شده در چشم اندازی در مریخ است.
درگاه doppelgänger آنقدر واقعی است که تقریباً وسوسه شده ایم که باور کنیم که به مخفیگاهی کوچک برای مریخی ها یا شاید دریچه ای به یک جهان دیگر می انجامد. یا حتی بنا بر اظهار کاربران فضای مجازی "تونلی به مرکز سیاره" است .
دست کم ، به نظر می رسد که تصویر و ویژگی زمین شناسی ثبت شده برای الهام بخشیدن به یک یا دو فیلم علمی تخیلی کافی است.
با این حال، افراد باهوش تر آنرا به احتمال زیاد شکستگی برشی و نتیجه نوعی فشار بر روی تخته سنگ و یا حتی زلزله می دانند .
بزرگترین مریخ لرزه ثبت شده روی سیاره سرخ تاکنون در 4 می سال جاری اتفاق افتاد و دانشمندان هنوز در حال کار برای تعیین دقیق محل وقوع آن و علت آن هستند.
سازند صخره مانند. (NASA/JPL-Caltech/MSSS)
https://www.sciencealert.com/this-cool-rock-formation-on-mars-looks-just-like-an-alien-doorway
💢@higgs_field
ScienceAlert
Spooky Discovery on Mars Looks Just Like an Alien Doorway
One of the most recent snaps beamed back from the Curiosity rover on Mars has revealed a rather interesting feature in the rocks: what looks to be a perfectly carved out doorway nestling in the Martian landscape.
👍3
کوانتوم مکانیک🕊
🟣 اینشتین و خدا قسمت نخست 🔺یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954 نوشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند. آلبرت انیشتین اغلب در رابطه با طراحی جهان، بیشتر از آنچه برای یک دانشمند انتظار می رود، از خدا یاد می کرد. به عنوان مثال نظر او را در مورد…
🟣 اینشتین و خدا
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/6438
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/6451
reference :
https://blogs.scientificamerican.com/observations/einsteins-famous-god-letter-is-up-for-auction/
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/6438
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/6451
reference :
https://blogs.scientificamerican.com/observations/einsteins-famous-god-letter-is-up-for-auction/
👍2
💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت پنجم
جیکوب بکنشتاین
🔺generalized second law
همانطور که اولین بار توسط ویلر تاکید شد، زمانی که ماده در سیاهچاله ناپدید می شود، آنتروپی آن برای همیشه از بین می رود، و به نظر می رسد از قانون دوم فراتر رفته و نقض شده است .
سرنخی برای حل این معما در سال 1970 به دست آمد، زمانی که دمتریوس کریستودولو، آن زمان دانشجوی فارغ التحصیل ویلر در پرینستون، و استیون هاوکینگ از دانشگاه کمبریج به طور مستقل ثابت کردند که در فرآیندهای مختلف، مانند ادغام سیاه چاله ها، مساحت کل افق رویداد، هرگز کاهش نمی یابد، که با قیاس با تمایل آنتروپی به افزایش باعث شد در سال 1972 پیشنهاد کنم [ بکنشتاین] که یک سیاهچاله دارای آنتروپی متناسب با مساحت افق خود است . من حدس زدم که وقتی ماده در سیاهچاله می افتد، افزایش آنتروپی سیاهچاله همیشه آنتروپی از دست رفته ماده را جبران می کند . به طور کلی تر، مجموع آنتروپی سیاهچاله و آنتروپی معمولی خارج از سیاهچاله نمی تواند کاهش یابد. این قانون دوم تعمیم یافته به اختصار GSL نام دارد .
قانون GSL تعداد زیادی تست سختگیرانه را گذرانده است، البته صرفا تست نظری ! وقتی ستاره ای فرو می رمبد و سیاهچاله تشکیل می دهد، آنتروپی سیاهچاله بسیار بیشتر از آنتروپی ستاره است. در سال 1974 هاوکینگ نشان داد که یک سیاهچاله به طور خود به خود تابش حرارتی را که امروزه به عنوان تابش هاوکینگ شناخته می شود، توسط یک فرآیند کوانتومی ساطع می کند. قضیه کریستودولو-هاوکینگ در مواجهه با این پدیده شکست میخورد (جرم سیاهچاله و در نتیجه مساحت افق آن کاهش مییابد)، اما GSL با آن کنار میآید:
آنتروپی، تابش برآمده از کاهش انتروپی سیاهچاله را جبران میکند. ، بنابراین GSL نقض نمی شود. در سال 1986 رافائل سورکین از دانشگاه سیراکیوز از نقش افق رویداد در ممانعت از تأثیرگذاری اطلاعات درون سیاهچاله بر امور بیرونی استفاده کرد تا نشان دهد که GSL (یا چیزی بسیار شبیه به آن) باید برای هر فرآیند قابل تصوری که سیاهچاله ها متحمل می شوند معتبر باشد. استدلال عمیق او روشن می کند که آنتروپی وارد شده به GSL تا سطح X محاسبه می شود، که هر سطحی ممکن است باشد.
فرآیند تابش هاوکینگ به او اجازه داد تا ثابت تناسب بین آنتروپی سیاهچاله و ناحیه افق را تعیین کند: آنتروپی سیاهچاله دقیقاً یک چهارم مساحت افق رویداد است که در نواحی پلانک اندازه گیری شده است. (طول پلانک، حدود 10³³ سانتی متر، مقیاس بنیادین طول مربوط به گرانش و مکانیک کوانتومی است ، ناحیه پلانک مربع طول پلانک است.) حتی از نظر ترمودینامیکی، این مقدار زیادی از آنتروپی است. آنتروپی یک سیاهچاله به قطر یک سانتی متر حدود 10⁶⁶ بیت خواهد بود که تقریباً برابر با آنتروپی ترمودینامیکی یک مکعب آب به طول 10 میلیارد کیلومتر در یک طرف است.
🆔 @phys_Q
قسمت پنجم
جیکوب بکنشتاین
🔺generalized second law
همانطور که اولین بار توسط ویلر تاکید شد، زمانی که ماده در سیاهچاله ناپدید می شود، آنتروپی آن برای همیشه از بین می رود، و به نظر می رسد از قانون دوم فراتر رفته و نقض شده است .
سرنخی برای حل این معما در سال 1970 به دست آمد، زمانی که دمتریوس کریستودولو، آن زمان دانشجوی فارغ التحصیل ویلر در پرینستون، و استیون هاوکینگ از دانشگاه کمبریج به طور مستقل ثابت کردند که در فرآیندهای مختلف، مانند ادغام سیاه چاله ها، مساحت کل افق رویداد، هرگز کاهش نمی یابد، که با قیاس با تمایل آنتروپی به افزایش باعث شد در سال 1972 پیشنهاد کنم [ بکنشتاین] که یک سیاهچاله دارای آنتروپی متناسب با مساحت افق خود است . من حدس زدم که وقتی ماده در سیاهچاله می افتد، افزایش آنتروپی سیاهچاله همیشه آنتروپی از دست رفته ماده را جبران می کند . به طور کلی تر، مجموع آنتروپی سیاهچاله و آنتروپی معمولی خارج از سیاهچاله نمی تواند کاهش یابد. این قانون دوم تعمیم یافته به اختصار GSL نام دارد .
قانون GSL تعداد زیادی تست سختگیرانه را گذرانده است، البته صرفا تست نظری ! وقتی ستاره ای فرو می رمبد و سیاهچاله تشکیل می دهد، آنتروپی سیاهچاله بسیار بیشتر از آنتروپی ستاره است. در سال 1974 هاوکینگ نشان داد که یک سیاهچاله به طور خود به خود تابش حرارتی را که امروزه به عنوان تابش هاوکینگ شناخته می شود، توسط یک فرآیند کوانتومی ساطع می کند. قضیه کریستودولو-هاوکینگ در مواجهه با این پدیده شکست میخورد (جرم سیاهچاله و در نتیجه مساحت افق آن کاهش مییابد)، اما GSL با آن کنار میآید:
آنتروپی، تابش برآمده از کاهش انتروپی سیاهچاله را جبران میکند. ، بنابراین GSL نقض نمی شود. در سال 1986 رافائل سورکین از دانشگاه سیراکیوز از نقش افق رویداد در ممانعت از تأثیرگذاری اطلاعات درون سیاهچاله بر امور بیرونی استفاده کرد تا نشان دهد که GSL (یا چیزی بسیار شبیه به آن) باید برای هر فرآیند قابل تصوری که سیاهچاله ها متحمل می شوند معتبر باشد. استدلال عمیق او روشن می کند که آنتروپی وارد شده به GSL تا سطح X محاسبه می شود، که هر سطحی ممکن است باشد.
فرآیند تابش هاوکینگ به او اجازه داد تا ثابت تناسب بین آنتروپی سیاهچاله و ناحیه افق را تعیین کند: آنتروپی سیاهچاله دقیقاً یک چهارم مساحت افق رویداد است که در نواحی پلانک اندازه گیری شده است. (طول پلانک، حدود 10³³ سانتی متر، مقیاس بنیادین طول مربوط به گرانش و مکانیک کوانتومی است ، ناحیه پلانک مربع طول پلانک است.) حتی از نظر ترمودینامیکی، این مقدار زیادی از آنتروپی است. آنتروپی یک سیاهچاله به قطر یک سانتی متر حدود 10⁶⁶ بیت خواهد بود که تقریباً برابر با آنتروپی ترمودینامیکی یک مکعب آب به طول 10 میلیارد کیلومتر در یک طرف است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👏3👍1
Happy 104th Birthday to one of the most miraculous personalities of scientific history, Prof. Richard Feynman.
1965 Nobel prize winner for his works on QED (along with J. Schwinger and Tomonaga), Dr. Feynman was a remarkably amazing educator and a great physicist.
صد و چهارمین زادروز یکی از خارق العاده ترین شخصیت های تاریخ علم، پروفسور ریچارد فاینمن پرمهر .
دکتر فاینمن برنده جایزه نوبل 1965 برای کارهایش در زمینه QED (همراه با جی. شوینگر و توموناگا)، یک آموزگار فوق العاده شگفت انگیز و یک فیزیکدان بزرگ بود.
💢@higgs_field
1965 Nobel prize winner for his works on QED (along with J. Schwinger and Tomonaga), Dr. Feynman was a remarkably amazing educator and a great physicist.
صد و چهارمین زادروز یکی از خارق العاده ترین شخصیت های تاریخ علم، پروفسور ریچارد فاینمن پرمهر .
دکتر فاینمن برنده جایزه نوبل 1965 برای کارهایش در زمینه QED (همراه با جی. شوینگر و توموناگا)، یک آموزگار فوق العاده شگفت انگیز و یک فیزیکدان بزرگ بود.
💢@higgs_field
❤4👍1
💢احتمال انتشار دومین تصویر تاریخ از یک سیاهچاله
ستارهشناسان حاضر در تیم عملیات "تلسکوپ افق رویداد" که نخستین تصویر واقعی از افق رویداد یک ابرسیاهچاله را در سال ۲۰۱۹ منتشر کردند، بهزودی از نتایج جدید و پیشگامانه در مورد مرکز کهکشان راه شیری پردهبرداری میکنند که این اطلاعات میتواند در مورد ابرسیاهچاله حاضر در مرکز این کهکشان باشد.
بیانیهای که به تازگی توسط این تیم منتشر شده، حاکی از آن است که این تیم با همکاری "رصدخانه جنوبی اروپا" در حال برنامهریزی برای اعلام برخی "نتایج پیشگامانه" در مورد مرکز کهکشان ما است.
در این بیانیه آمده است: بنیاد ملی علوم ایالات متحده با همکاری "تلسکوپ افق رویداد" یک کنفرانس مطبوعاتی برای اعلام یک کشف پیشگامانه در کهکشان راه شیری برگزار خواهد کرد.
https://interestingengineering.com/eht-astronomers-groundbreaking-results-center-galaxy
ساعت ۱۷ به وقت تهران کنفرانس را از اینجا ببینید
https://m.youtube.com/watch?v=rIQLA6lo6R0&feature=youtu.be
محتوای قدیمی تر مربوط به همین خبر
https://t.me/higgs_field/6354
💢@higgs_field
ستارهشناسان حاضر در تیم عملیات "تلسکوپ افق رویداد" که نخستین تصویر واقعی از افق رویداد یک ابرسیاهچاله را در سال ۲۰۱۹ منتشر کردند، بهزودی از نتایج جدید و پیشگامانه در مورد مرکز کهکشان راه شیری پردهبرداری میکنند که این اطلاعات میتواند در مورد ابرسیاهچاله حاضر در مرکز این کهکشان باشد.
بیانیهای که به تازگی توسط این تیم منتشر شده، حاکی از آن است که این تیم با همکاری "رصدخانه جنوبی اروپا" در حال برنامهریزی برای اعلام برخی "نتایج پیشگامانه" در مورد مرکز کهکشان ما است.
در این بیانیه آمده است: بنیاد ملی علوم ایالات متحده با همکاری "تلسکوپ افق رویداد" یک کنفرانس مطبوعاتی برای اعلام یک کشف پیشگامانه در کهکشان راه شیری برگزار خواهد کرد.
https://interestingengineering.com/eht-astronomers-groundbreaking-results-center-galaxy
ساعت ۱۷ به وقت تهران کنفرانس را از اینجا ببینید
https://m.youtube.com/watch?v=rIQLA6lo6R0&feature=youtu.be
محتوای قدیمی تر مربوط به همین خبر
https://t.me/higgs_field/6354
💢@higgs_field
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزرگترین درسی که تئوری نسبیت عام اینشتین بما می دهد این است که فضا به خودی خود موجودی تخت ، تغییرناپذیر و مطلق نیست. بلکه همراه با زمان در یک پیوستار واحد بافته شده است: فضازمان ! بعد زمان در نسبیت با سه بعد مکانی در هم بافته شده است اما زمان و حتی مکان ، هنگامی که منشا بنیادین آنها را جستجو کنیم ، تولید دردسر می کنند و شاید بتوان دقیق ترین توصیف زمان را هم ارز با انتروپی entropy دانست.
این بافت پیوسته، مسطح و صاف smooth است و در اثر حضور ماده و انرژی دچار انحنا curvature و تغییر شکل میدهد. هر چیزی که در این فضازمان وجود دارد در مسیری که توسط انحنای مذکور مشخص شده است حرکت می کند و انتشار آن توسط سرعت نور محدود می شود.
فابریک فضا زمان ممکن است دچار نقص هایی defects باشد که مواردی مانند Cosmic strings , domain walls , monopoles را شامل می شوند .
💢@higgs_field
این بافت پیوسته، مسطح و صاف smooth است و در اثر حضور ماده و انرژی دچار انحنا curvature و تغییر شکل میدهد. هر چیزی که در این فضازمان وجود دارد در مسیری که توسط انحنای مذکور مشخص شده است حرکت می کند و انتشار آن توسط سرعت نور محدود می شود.
فابریک فضا زمان ممکن است دچار نقص هایی defects باشد که مواردی مانند Cosmic strings , domain walls , monopoles را شامل می شوند .
💢@higgs_field
❤5👍1