📌استدلال تکاملی علیه واقعیت The Evolutionary Argument Against Reality
قسمت نخست
دانشمند شناختی cognitive scientist دونالد هافمن از تئوری بازی تکاملی evolutionary game theory استفاده می کند تا نشان دهد که تصورات ما از واقعیت مستقل باید توهم باشد.
همانطور که به زندگی روزمره خود می پردازیم، تمایل داریم تصور کنیم که ادراکات ما - مناظر، صداها، اجسام ، مزه ها - تصویری دقیق از دنیای واقعی هستند. مطمئناً، وقتی می ایستیم و به آن فکر می کنیم - یا زمانی که خود را فریب خورده در یک توهم ادراکی می یابیم - به یک شوک ، نیازداریم تا متوجه می شویم که آنچه ما درک می کنیم هرگز جهان واقعی نیست، بلکه بهترین حدس مغز ما در مورد چگونگی آن جهان است." نوعی شبیه سازی درونی یک واقعیت خارجی."
با این حال، ما بر این واقعیت استواریم که شبیه سازی ما نسبتاً مناسب است. اگر اینطور نبود، آیا تکامل تا کنون ما را از بین نمیبرد؟ واقعیت ممکن است برای همیشه فراتر از دسترس ما باشد، اما مطمئناً حواس ما حداقل تصوری از اینکه واقعاً چگونه است به ما می دهد.
دونالد دی. هافمن، استاد علوم شناختی در دانشگاه کالیفرنیا، ایروین، می گوید که اینطور نیست. هافمن سه دهه گذشته را صرف مطالعه ادراک، هوش مصنوعی، تئوری بازی های تکاملی و مغز کرده است و نتیجه گیری او یک نتیجه دراماتیک است: جهانی که توسط ادراکات ما به ما ارائه می شود هیچ شباهتی به واقعیت ندارد. علاوه بر این، او میگوید، ما باید از خود تکامل برای این توهم باشکوه تشکر کنیم، زیرا با جهت دادن به حقیقت به منظور پرهیز از انقراض ، آمادگی تکاملی را به حداکثر میرساند.
دستیابی به پرسش هایی در مورد ماهیت واقعیت، و جدا کردن مشاهده گر Observer از مشاهده پذیر Observable، تلاشی است که مرزهای علوم اعصاب و فیزیک بنیادی را فرا میگیرد.
در یک طرف، محققانی را خواهید دید که چنگ بر چهره می زنند و سعی میکنند بفهمند که چگونه یک توده سه پوندی ماده خاکستری که از چیزی بیش از قوانین معمولی فیزیک پیروی نمیکند، میتواند منجر به تجربه آگاهانه اول شخص شود. این همان "مشکل سخت" hard problem نامیده می شود.
در طرف دیگر فیزیکدانان کوانتومی هستند که از این واقعیت عجیب شگفت زده می شوند که سیستم های کوانتومی تا زمانی که برای مشاهده آنها نیامده ایم - چه انسان های آگاه و چه دستگاه های اندازه گیری بی جان - به نظر نمی رسد اجرام متمرکز در فضا باشند.( چه #تفسیر جالبی) و سریالی از آزمایش ها، نشان داده است - با مخالفت با عقل سلیم - که اگر فرض کنیم ذراتی که اجسام معمولی را تشکیل میدهند، وجود عینی و مستقل از ناظر دارند، پاسخهای اشتباهی دریافت میکنیم. [ اما در کلاسیک نه ، نظریه کوانتوم] درس اصلی فیزیک کوانتومی روشن است: هیچ شیء آشکاری public object در فضا ، از پیش وجود ندارد. همانطور که جان ویلر فیزیکدان می گوید:
از آنجایی که در شرایط عادی مفید است که بگوییم جهان مستقل از ما «آنجا در بیرون » وجود دارد، این دیدگاه دیگر قابل تایید نیست.
📌@higgs_field
قسمت نخست
دانشمند شناختی cognitive scientist دونالد هافمن از تئوری بازی تکاملی evolutionary game theory استفاده می کند تا نشان دهد که تصورات ما از واقعیت مستقل باید توهم باشد.
همانطور که به زندگی روزمره خود می پردازیم، تمایل داریم تصور کنیم که ادراکات ما - مناظر، صداها، اجسام ، مزه ها - تصویری دقیق از دنیای واقعی هستند. مطمئناً، وقتی می ایستیم و به آن فکر می کنیم - یا زمانی که خود را فریب خورده در یک توهم ادراکی می یابیم - به یک شوک ، نیازداریم تا متوجه می شویم که آنچه ما درک می کنیم هرگز جهان واقعی نیست، بلکه بهترین حدس مغز ما در مورد چگونگی آن جهان است." نوعی شبیه سازی درونی یک واقعیت خارجی."
با این حال، ما بر این واقعیت استواریم که شبیه سازی ما نسبتاً مناسب است. اگر اینطور نبود، آیا تکامل تا کنون ما را از بین نمیبرد؟ واقعیت ممکن است برای همیشه فراتر از دسترس ما باشد، اما مطمئناً حواس ما حداقل تصوری از اینکه واقعاً چگونه است به ما می دهد.
دونالد دی. هافمن، استاد علوم شناختی در دانشگاه کالیفرنیا، ایروین، می گوید که اینطور نیست. هافمن سه دهه گذشته را صرف مطالعه ادراک، هوش مصنوعی، تئوری بازی های تکاملی و مغز کرده است و نتیجه گیری او یک نتیجه دراماتیک است: جهانی که توسط ادراکات ما به ما ارائه می شود هیچ شباهتی به واقعیت ندارد. علاوه بر این، او میگوید، ما باید از خود تکامل برای این توهم باشکوه تشکر کنیم، زیرا با جهت دادن به حقیقت به منظور پرهیز از انقراض ، آمادگی تکاملی را به حداکثر میرساند.
دستیابی به پرسش هایی در مورد ماهیت واقعیت، و جدا کردن مشاهده گر Observer از مشاهده پذیر Observable، تلاشی است که مرزهای علوم اعصاب و فیزیک بنیادی را فرا میگیرد.
در یک طرف، محققانی را خواهید دید که چنگ بر چهره می زنند و سعی میکنند بفهمند که چگونه یک توده سه پوندی ماده خاکستری که از چیزی بیش از قوانین معمولی فیزیک پیروی نمیکند، میتواند منجر به تجربه آگاهانه اول شخص شود. این همان "مشکل سخت" hard problem نامیده می شود.
در طرف دیگر فیزیکدانان کوانتومی هستند که از این واقعیت عجیب شگفت زده می شوند که سیستم های کوانتومی تا زمانی که برای مشاهده آنها نیامده ایم - چه انسان های آگاه و چه دستگاه های اندازه گیری بی جان - به نظر نمی رسد اجرام متمرکز در فضا باشند.( چه #تفسیر جالبی) و سریالی از آزمایش ها، نشان داده است - با مخالفت با عقل سلیم - که اگر فرض کنیم ذراتی که اجسام معمولی را تشکیل میدهند، وجود عینی و مستقل از ناظر دارند، پاسخهای اشتباهی دریافت میکنیم. [ اما در کلاسیک نه ، نظریه کوانتوم] درس اصلی فیزیک کوانتومی روشن است: هیچ شیء آشکاری public object در فضا ، از پیش وجود ندارد. همانطور که جان ویلر فیزیکدان می گوید:
از آنجایی که در شرایط عادی مفید است که بگوییم جهان مستقل از ما «آنجا در بیرون » وجود دارد، این دیدگاه دیگر قابل تایید نیست.
📌@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍7❤1
1809.05868.pdf
5.3 MB
.
💢Electric field lines of relativistically moving point charges
مقدمه :
ایجاد میدان های الکترومغناطیسی توسط بارهای متحرک موضوعی جذاب است که ارتباط تنگاتنگی بین الکترودینامیک کلاسیک و نسبیت خاص به طور ویژه آشکار می شود. با تجسم خطوط میدان الکتریکی می توان بینشی مستقیم از ساختار جذاب چنین میدان هایی به دست آورد. با این حال، محاسبه خطوط میدان الکتریکی برای بارهای متحرک دلخواه به دور از اهمیت است. در اینجا، معادلهای برای جهت دهی به اهدافی از موقعیت عقب افتاده بار متحرک جهت گرفته بسوی خطوط میدانی خاص ، استخراج می کنیم ، که امکان مدلسازی ساده این خطوط را فراهم میکند. ما به صورت تحلیلی این معادله را برای چندین مورد خاص اما مهم حل می کنیم: برای یک حرکت مستطیلی دلخواه، برای حرکت در میدان مغناطیسی یک الکترون آزاد در حال ارتعاش توسط لیزر ، و برای حرکت در سنکروترون.
Daja Ruhlandt, Steffen M¨uhle, and J¨org Enderlein∗Third Institute of Physics – Biophysics, Georg August University, G¨ottingen, Germany
(Dated: June 24, 2019)
Ch ¹ | https://t.me/higgs_field/6333
Ch ² | https://t.me/higgs_field/6337
💢Electric field lines of relativistically moving point charges
مقدمه :
ایجاد میدان های الکترومغناطیسی توسط بارهای متحرک موضوعی جذاب است که ارتباط تنگاتنگی بین الکترودینامیک کلاسیک و نسبیت خاص به طور ویژه آشکار می شود. با تجسم خطوط میدان الکتریکی می توان بینشی مستقیم از ساختار جذاب چنین میدان هایی به دست آورد. با این حال، محاسبه خطوط میدان الکتریکی برای بارهای متحرک دلخواه به دور از اهمیت است. در اینجا، معادلهای برای جهت دهی به اهدافی از موقعیت عقب افتاده بار متحرک جهت گرفته بسوی خطوط میدانی خاص ، استخراج می کنیم ، که امکان مدلسازی ساده این خطوط را فراهم میکند. ما به صورت تحلیلی این معادله را برای چندین مورد خاص اما مهم حل می کنیم: برای یک حرکت مستطیلی دلخواه، برای حرکت در میدان مغناطیسی یک الکترون آزاد در حال ارتعاش توسط لیزر ، و برای حرکت در سنکروترون.
Daja Ruhlandt, Steffen M¨uhle, and J¨org Enderlein∗Third Institute of Physics – Biophysics, Georg August University, G¨ottingen, Germany
(Dated: June 24, 2019)
Ch ¹ | https://t.me/higgs_field/6333
Ch ² | https://t.me/higgs_field/6337
👍3
📌 متد علمی و ظرافت های آن
سابق بر این سلسه پرسش هایی را ارائه کردیم مبنی بر چیستی ماهیت ماده و انرژی !
یا واقعا پیش از مهبانگ که عالم ما چگال و تکینه بود یا برآمدن مکان و شاید زمان از رویداد های لایه های زیرین واقعیت ، بیان شد . (هر چند الزام به تصور و تصویر سازی تکینگی فیزیکی برای مهبانگ نداریم)
بارها بیان کردیم که روش علمی ، بر بنیاد تجربیات مشاهده پذیر استوار است . البته تفاسیر روش یا متد علمی بسیار است . و هر کدام ورزش فکری مناسبی ست مانند بیان پرسش هایی که خارج از حیطه ی علم بیان شده اند . توضیح خواهم داد .
علم از رویداد های مشاهده پذیر که قابل اندازه گیری هستند ، سخن ساز می کند ، و وقتی در مرز های خود با چیزی فراتر از حد توانایی های خود روبرو می گردد توپ را به زمین فلسفه علم پاس می دهد . برای مثال آگاهی ، از فلسفه علم می دانیم دوگانه ذهن و بدن دکارتی و منشا غیر فیزیکالیستی آگاهی Consciousness چندان سازگار با علم نیست و فلسفه علم ساینتیست ها را به سمت طرد برخی نظریات و بینش ها و جهانبینی های نخ نما و پوسیده راهنمایی می کند . اما ظرافتی که گفتیم این جاست که ساینس وظیفه بررسی آنچه که فراتر از متدش است ، را ندارد .
رویدادی را مشخص می کنیم که مرتبط با ماده و انرژی نیست ، به اصطلاح مابعد الطبیعه است ، قطعا بکارگیری علم در این بستر توهین به شعور خود شخص و دنبال کنندگان و مشتاقان چنین مباحث است .
ماده و انرژی ، آزمایش پذیر و قابل اندازه گیری اند . البته از فیزیک آموختیم که ماده بنیادین نیست و در زیرلایه های عالم با انرژی محصور و تئوری میدان کوانتومی یا با ویژگی های آن قابل توصیف است ، همین ، تنها همین ، ماهیت انرژی چیست؟ این پرسش شاید در بخش فلسفه علم قرار داشته باشد و حتی مورد بهره برداری شبه علم و ضد علم باشد ولی در علم بلاموضوع است . در بنیادی ترین حالت ، تابع موج که رفتار انرژی است و با توصیف آماری در بازه فضایی ، دارای مولفه های گوناگون که در اندازه گیری آنها دارای حد دقتی تعیین شده توسط اصل عدم تعیین هیزنبرگ هستیم و با اندازه گیری کلپس کرده یا فرو می رُمبد و مقداری ثابت بخود می گیرد ، همانطور که گفتیم این اندازه گیری ها توسط اصل عدم قطعیت محدود شده و این نه ویژگی ابزار اندازه گیری بلکه ویژگی بنیادین خود تابع موج در هنگام اندازه گیری ست.
چندین تفسیر به تابع موج وارد گردیده و ما کپنهاگ را ترجیح می دهیم زیرا در بخش هایی محافظه کار و در بخش های صراحت کلام دارد . درین تفسیر :
• مفهوم اندازه گیری measurement کاملا مشخص نشده است .
• دلیل کلپس collapse تابع موج مشخص نشده است .
• نسبت به تابع موج دیدگاه ذهنی وجود دارد .
و
• تعیین گرایی determinism که زمانی بنظر می آمد پادشاه کلاسیکی باشد در این تفسیر کنار گذاشته شده است . (تفکیکی صریح بین کلاسیک و کوانتوم )
◀️ حال این پرسش را پاسخ دهید - ماهیت انرژی چیست؟
◀️ یا خارج از ماده و انرژی ، آنسوی مرز های گیتی ما ، چه چیزی و شرایطی وجود دارد؟
شما پاسخ دهید ؟!؟
💢 @higgs_field
سابق بر این سلسه پرسش هایی را ارائه کردیم مبنی بر چیستی ماهیت ماده و انرژی !
یا واقعا پیش از مهبانگ که عالم ما چگال و تکینه بود یا برآمدن مکان و شاید زمان از رویداد های لایه های زیرین واقعیت ، بیان شد . (هر چند الزام به تصور و تصویر سازی تکینگی فیزیکی برای مهبانگ نداریم)
بارها بیان کردیم که روش علمی ، بر بنیاد تجربیات مشاهده پذیر استوار است . البته تفاسیر روش یا متد علمی بسیار است . و هر کدام ورزش فکری مناسبی ست مانند بیان پرسش هایی که خارج از حیطه ی علم بیان شده اند . توضیح خواهم داد .
علم از رویداد های مشاهده پذیر که قابل اندازه گیری هستند ، سخن ساز می کند ، و وقتی در مرز های خود با چیزی فراتر از حد توانایی های خود روبرو می گردد توپ را به زمین فلسفه علم پاس می دهد . برای مثال آگاهی ، از فلسفه علم می دانیم دوگانه ذهن و بدن دکارتی و منشا غیر فیزیکالیستی آگاهی Consciousness چندان سازگار با علم نیست و فلسفه علم ساینتیست ها را به سمت طرد برخی نظریات و بینش ها و جهانبینی های نخ نما و پوسیده راهنمایی می کند . اما ظرافتی که گفتیم این جاست که ساینس وظیفه بررسی آنچه که فراتر از متدش است ، را ندارد .
رویدادی را مشخص می کنیم که مرتبط با ماده و انرژی نیست ، به اصطلاح مابعد الطبیعه است ، قطعا بکارگیری علم در این بستر توهین به شعور خود شخص و دنبال کنندگان و مشتاقان چنین مباحث است .
ماده و انرژی ، آزمایش پذیر و قابل اندازه گیری اند . البته از فیزیک آموختیم که ماده بنیادین نیست و در زیرلایه های عالم با انرژی محصور و تئوری میدان کوانتومی یا با ویژگی های آن قابل توصیف است ، همین ، تنها همین ، ماهیت انرژی چیست؟ این پرسش شاید در بخش فلسفه علم قرار داشته باشد و حتی مورد بهره برداری شبه علم و ضد علم باشد ولی در علم بلاموضوع است . در بنیادی ترین حالت ، تابع موج که رفتار انرژی است و با توصیف آماری در بازه فضایی ، دارای مولفه های گوناگون که در اندازه گیری آنها دارای حد دقتی تعیین شده توسط اصل عدم تعیین هیزنبرگ هستیم و با اندازه گیری کلپس کرده یا فرو می رُمبد و مقداری ثابت بخود می گیرد ، همانطور که گفتیم این اندازه گیری ها توسط اصل عدم قطعیت محدود شده و این نه ویژگی ابزار اندازه گیری بلکه ویژگی بنیادین خود تابع موج در هنگام اندازه گیری ست.
چندین تفسیر به تابع موج وارد گردیده و ما کپنهاگ را ترجیح می دهیم زیرا در بخش هایی محافظه کار و در بخش های صراحت کلام دارد . درین تفسیر :
• مفهوم اندازه گیری measurement کاملا مشخص نشده است .
• دلیل کلپس collapse تابع موج مشخص نشده است .
• نسبت به تابع موج دیدگاه ذهنی وجود دارد .
و
• تعیین گرایی determinism که زمانی بنظر می آمد پادشاه کلاسیکی باشد در این تفسیر کنار گذاشته شده است . (تفکیکی صریح بین کلاسیک و کوانتوم )
◀️ حال این پرسش را پاسخ دهید - ماهیت انرژی چیست؟
◀️ یا خارج از ماده و انرژی ، آنسوی مرز های گیتی ما ، چه چیزی و شرایطی وجود دارد؟
شما پاسخ دهید ؟!؟
💢 @higgs_field
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢Electric field and field lines for a point charge moving at ~0.71 light speed and suddenly stopped in its motion .
🔺میدان الکتریکی و خطوط بار نقطه ای متحرک با ~0.71 سرعت نور که ناگهانی در جابجایی اش متوقف می شود .
📌@higgs_field
🔺میدان الکتریکی و خطوط بار نقطه ای متحرک با ~0.71 سرعت نور که ناگهانی در جابجایی اش متوقف می شود .
📌@higgs_field
👍3
💢 In 1967, Jocelyn Bell Burnell (aged 24) was working on her Ph.D. at Cambridge when she discovered Pulsars. The discovery was one of the greatest breakthroughs in the history of astrophysics.
💢 سال 1967، جوسلین بل برنل (24 ساله) در حال کار بر روی دکترای خود بود. در کمبریج زمانی که او پالسارها را کشف کرد. این کشف یکی از بزرگترین پیشرفت ها در تاریخ اخترفیزیک بود.
📌@higgs_field
💢 سال 1967، جوسلین بل برنل (24 ساله) در حال کار بر روی دکترای خود بود. در کمبریج زمانی که او پالسارها را کشف کرد. این کشف یکی از بزرگترین پیشرفت ها در تاریخ اخترفیزیک بود.
📌@higgs_field
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 صحبت های استیون هاوکینگ
💢It has been glorious time to be alive and doing research in theoretical physics .
📌@higgs_field
💢It has been glorious time to be alive and doing research in theoretical physics .
📌@higgs_field
👍4👏1🤩1
💢"Not only the Universe is stranger than we think, it is stranger than we can think."
نه تنها یونیورس از چیزی که تصور می کنیم شگفت تر است بلکه شگفت تر از توانایی تصور ماست .
- Werner Heisenberg (1901 - 1976)
💢@higgs_field
نه تنها یونیورس از چیزی که تصور می کنیم شگفت تر است بلکه شگفت تر از توانایی تصور ماست .
- Werner Heisenberg (1901 - 1976)
💢@higgs_field
👍4
💢The three Titans of quantum mechanics: (L-R) Paul Dirac, Werner Heisenberg and Erwin Schrödinger at the Stockholm Railway Station, c. 1933.
سه غول! مکانیک کوانتومی: (از چپ) پل دیراک، ورنر هایزنبرگ و اروین شرودینگر در ایستگاه راه آهن استکهلم، ج. 1933.
📌@higgs_field
سه غول! مکانیک کوانتومی: (از چپ) پل دیراک، ورنر هایزنبرگ و اروین شرودینگر در ایستگاه راه آهن استکهلم، ج. 1933.
📌@higgs_field
👍4❤2
💢 Consciousness & reality
تاکنون بسیار از آگاهی فیزیکالیستی گفته شده است ، حاصل این آگاهی چیزی ست که واقعیت یا reality نامیده می شود. اما در کم و کیف این واقعیت تفارق آرا وجود دارد .
سابقا تصور می شد که این واقعیت حاصل پردازش طلاعات رسیده از چشم و گوش و ... است که پردازش از پایین به بالا نامیده می شود اما تحقیقات جدید حاکی از آن است که واقعیت بر اساس دانش و تجربیات قبلی ما در مغز ما ایجاد می شود - و سپس این بر نحوه دیدن ما از جهان "تأثیر می گذارد".
این ایده به عنوان پردازش از بالا به پایین شناخته می شود.
دونالد هافمن: بسیارخب ، بحث کلاسیک این است که آنهایی از اجداد ما که دقیقتر میدیدند، نسبت به کسانی که با دقت کمتری میدیدند، مزیت رقابتی داشتند و بنابراین احتمال بیشتری داشت که ژنهای خود را که برای آنان ادراکات دقیقتر را کدگذاری میکرد، منتقل کنند، بنابراین پس از هزاران نسل، ما میتوانیم کاملاً مطمئن باشیم که ما فرزندان کسانی هستیم که دقیق می دیدند، و بنابراین ما نیز دقیق می بینیم.
بسیار قابل قبول به نظر می رسد. اما به نظر من کاملا نادرست است. یک واقعیت اساسی در مورد تکامل را اشتباه درک می کند، که در مورد توابع تناسب است - توابع ریاضی که توصیف می کنند چگونه یک استراتژی معین به اهدافی مانند بقا و تولید مثل می رسد.
چتان پراکاش، فیزیکدان ریاضیاتی، قضیه ای را اثبات کرد که من مطرح کردم که می گوید: طبق تکامل توسط انتخاب طبیعی، موجودی که واقعیت را آنگونه که هست می بیند، مناسب تر از موجودی با پیچیدگی مساوی که هیچ واقعیتی را نمی بیند، اما فقط با آن تنظیم شده است، نخواهد بود. هرگز!
💢@higgs_field
تاکنون بسیار از آگاهی فیزیکالیستی گفته شده است ، حاصل این آگاهی چیزی ست که واقعیت یا reality نامیده می شود. اما در کم و کیف این واقعیت تفارق آرا وجود دارد .
سابقا تصور می شد که این واقعیت حاصل پردازش طلاعات رسیده از چشم و گوش و ... است که پردازش از پایین به بالا نامیده می شود اما تحقیقات جدید حاکی از آن است که واقعیت بر اساس دانش و تجربیات قبلی ما در مغز ما ایجاد می شود - و سپس این بر نحوه دیدن ما از جهان "تأثیر می گذارد".
این ایده به عنوان پردازش از بالا به پایین شناخته می شود.
دونالد هافمن: بسیارخب ، بحث کلاسیک این است که آنهایی از اجداد ما که دقیقتر میدیدند، نسبت به کسانی که با دقت کمتری میدیدند، مزیت رقابتی داشتند و بنابراین احتمال بیشتری داشت که ژنهای خود را که برای آنان ادراکات دقیقتر را کدگذاری میکرد، منتقل کنند، بنابراین پس از هزاران نسل، ما میتوانیم کاملاً مطمئن باشیم که ما فرزندان کسانی هستیم که دقیق می دیدند، و بنابراین ما نیز دقیق می بینیم.
بسیار قابل قبول به نظر می رسد. اما به نظر من کاملا نادرست است. یک واقعیت اساسی در مورد تکامل را اشتباه درک می کند، که در مورد توابع تناسب است - توابع ریاضی که توصیف می کنند چگونه یک استراتژی معین به اهدافی مانند بقا و تولید مثل می رسد.
چتان پراکاش، فیزیکدان ریاضیاتی، قضیه ای را اثبات کرد که من مطرح کردم که می گوید: طبق تکامل توسط انتخاب طبیعی، موجودی که واقعیت را آنگونه که هست می بیند، مناسب تر از موجودی با پیچیدگی مساوی که هیچ واقعیتی را نمی بیند، اما فقط با آن تنظیم شده است، نخواهد بود. هرگز!
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍6
Science Updates
✍ آگاهی از دانش روز
✍ پست ها با لینک منبع ارائه می شوند.
✍ این کانال بیشتر ساعات فعال است.
✍ پست ها از سایت های معتبر ارائه می شوند.
✍ هدف کانال کم کردن سایه جهل و خرافات است.
✍ پذیرای نظر، نقد و پیشنهاد سازنده شما عزیزان هستم.
Admin: @A_teacher_Li
https://t.me/sci_updates
✍ آگاهی از دانش روز
✍ پست ها با لینک منبع ارائه می شوند.
✍ این کانال بیشتر ساعات فعال است.
✍ پست ها از سایت های معتبر ارائه می شوند.
✍ هدف کانال کم کردن سایه جهل و خرافات است.
✍ پذیرای نظر، نقد و پیشنهاد سازنده شما عزیزان هستم.
Admin: @A_teacher_Li
https://t.me/sci_updates
Telegram
Science Updates Persian
✍️ هدف کانال:
آگاهی و ترویج تفکر علمی و دستاوردهای جدید علمی
پیج اینستاگرام:
http://instagram.com/science__updates
ارتباط با من:
@Sci_Thinking
آگاهی و ترویج تفکر علمی و دستاوردهای جدید علمی
پیج اینستاگرام:
http://instagram.com/science__updates
ارتباط با من:
@Sci_Thinking
👍2❤1
💢همینطور که رنگ سرخ Persian را پیدا می کنید به این پرسش بی اهمیت فکر کنید - رنگها آبژه اند یا سابژه ؟
پاسخ را یافتید به کانسپت reality بیاندیشید .
💢@higgs_field
پاسخ را یافتید به کانسپت reality بیاندیشید .
💢@higgs_field
❤3👍2
💢سرعت نور ثابت C برابر با ۳۰۰ هزار کیلومتر در ثانیه است ، نسبیت را کنار بگذاریم اگر شما با نرخ 1g ( ثابت شتاب جاذبه ) شتاب پیدا کنید، یکسال زمان لازم است تا به سرعت نور برسید. هرچند چنین چیزی هیچگاه رخ نخواهد داد چرا که با نزدیک شدن به سرعت نور، مطابق با هم ارزی ، جرم-انرژی شما افزایش پیدا میکند و مطابق با فاکتور لورنتز به سوی بینهایت میل میکند .
💢@higgs_field
💢@higgs_field
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
💢 بنا به گفتار پروفسور لارنس کراوس دو چیز را باید پذیرفت :
اول اینکه ما ناچیزیم .{ عالم مشاهده پذیر observable universe دایره ای به قطر 96 میلیارد سال نوری است و حدس زده میشود که مساحت کل یونیورس 250 برابر این مقدار باشد}
دوم اینکه آینده ناخوشایند است . { همانطور که میدانید انتروپی عالم در حال افزایش است یعنی انرژی حیات بخش ستارگان با گذشت زمان بشکل حرارت تلف و از دسترس دور میشود ، ازین گذشته انبساط کیهان Cosmic expansion به سه سناریوی احتمالی منتهی میشود که در هر سه حیات جایگاهی ندارد}
و این دو حقیقت ، باید نوع متفاوتی از تسلی به انسان بدهد و وی را مشتاق و پویشگر کیهان سازد .
💢@higgs_field
💢 بنا به گفتار پروفسور لارنس کراوس دو چیز را باید پذیرفت :
اول اینکه ما ناچیزیم .{ عالم مشاهده پذیر observable universe دایره ای به قطر 96 میلیارد سال نوری است و حدس زده میشود که مساحت کل یونیورس 250 برابر این مقدار باشد}
دوم اینکه آینده ناخوشایند است . { همانطور که میدانید انتروپی عالم در حال افزایش است یعنی انرژی حیات بخش ستارگان با گذشت زمان بشکل حرارت تلف و از دسترس دور میشود ، ازین گذشته انبساط کیهان Cosmic expansion به سه سناریوی احتمالی منتهی میشود که در هر سه حیات جایگاهی ندارد}
و این دو حقیقت ، باید نوع متفاوتی از تسلی به انسان بدهد و وی را مشتاق و پویشگر کیهان سازد .
💢@higgs_field
👍8
💢"Thoroughly conscious ignorance is a prelude to every real advance in science."
"آگاهی به جهل مقدمه ای برای تمام پیشرفت های واقعی در علم است."
- James Clerk Maxwell (1831 - 1879)
💢@higgs_field
"آگاهی به جهل مقدمه ای برای تمام پیشرفت های واقعی در علم است."
- James Clerk Maxwell (1831 - 1879)
💢@higgs_field
👍2
#سوال
"نوشیدن اولین جرعه از لیوان علوم طبیعی تو را تبدیل به یک بیخدا میکند اما ته لیوان، خدا در انتظار توست"
ادعا میکنن جمله بالا از هایزنبرگ است اما در چند سایت داخلی منبعی ذکر نشده بود
#پاسخ
زیرا انتسابی نادرست به این دانشمند است.
جملهای تغییر یافته از الکساندر پوپ و فرانسیس بیکن که توسط نویسنده یک مسیحی متعصب، بدون سند به هایزنبرگ نسبت داده شد.
چنین جملهای در هیچیک از آثار هاینزنبرگ یافت نمیشود و فرزند و دوستانش این طرز بیان را با طرز فکر هایزنبرگ ناهمخوان دانستند و لذا این جمله انتسابی جعلی منسوب شد.
“Der erste Trunk aus dem Becher der Naturwissenschaft macht atheistisch, aber auf dem Grund des Bechers wartet Gott.” in 15 Jahrhunderte Würzburg: e. Stadt u. ihre Geschichte [15 centuries Würzburg. A city and its history] (1979), p. 205, by Heinz Otremba. Otremba does not declare his source, and the quote per se cannot be found in Heisenberg's published works.
wikiquote.org/wiki/Werner_Heisenberg#Misattributed
...To quote the expert quote debunkers at Wikiquote:
The quote cannot be found in Heisenberg's published works, and Hildebrand apparently does not declare his source. The renowned journalist Eike Christian Hirsch PhD, a personal aquaintance of Heisenberg, whom he interviewed for his 1981 book Expedition in die Glaubenswelt, informed de.wikiquote on 22 June 2015, that content and style of the quote was completely foreign to Heisenberg's convictions and the way he used to express himself.
Heisenberg's children Dr. Maria Hirsch, Feldafing, and Prof. Dr. Martin Heisenberg, Würzburg, did not recognize their father in this quote.
Dr. Hirsch suggests the quote
could have been fabricated by a fundamentalist English speaking Christian seeking support for his faith from the remarks of Francis Bacon, in "Of Atheism" (1601): "A little philosophy inclineth man’s mind to atheism; but depth in philosophy bringeth men’s minds about to religion" , and those of Alexander Pope, in "An Essay on Criticism" (1709): "A little learning is a dangerous thing; drink deep, or taste not the Pierian spring: there shallow draughts intoxicate the brain, and drinking largely sobers us again."
Knuje Mapson, Editor and Author of Pandeism: An Anthology
The quote was invented by biographer Heinz Otremba, and there’s no evidence Werner Heisenberg ever said or believed anything like it.
Franklin Veaux
Danielle Schmid, Ph.D Biological Sciences
(Neuropharmacology) from UTHSC
quora.com/What-did-Werner-Heisenberg-mean-when-he-said-%E2%80%9CThe-first-gulp-from-the-glass-of-natural-sciences-will-turn-you-into-an-atheist-but-at-the-bottom-of-the-glass-God-is-waiting-for-you%E2%80%9D
💢@higgs_field
@farazted
"نوشیدن اولین جرعه از لیوان علوم طبیعی تو را تبدیل به یک بیخدا میکند اما ته لیوان، خدا در انتظار توست"
ادعا میکنن جمله بالا از هایزنبرگ است اما در چند سایت داخلی منبعی ذکر نشده بود
#پاسخ
زیرا انتسابی نادرست به این دانشمند است.
جملهای تغییر یافته از الکساندر پوپ و فرانسیس بیکن که توسط نویسنده یک مسیحی متعصب، بدون سند به هایزنبرگ نسبت داده شد.
چنین جملهای در هیچیک از آثار هاینزنبرگ یافت نمیشود و فرزند و دوستانش این طرز بیان را با طرز فکر هایزنبرگ ناهمخوان دانستند و لذا این جمله انتسابی جعلی منسوب شد.
“Der erste Trunk aus dem Becher der Naturwissenschaft macht atheistisch, aber auf dem Grund des Bechers wartet Gott.” in 15 Jahrhunderte Würzburg: e. Stadt u. ihre Geschichte [15 centuries Würzburg. A city and its history] (1979), p. 205, by Heinz Otremba. Otremba does not declare his source, and the quote per se cannot be found in Heisenberg's published works.
wikiquote.org/wiki/Werner_Heisenberg#Misattributed
...To quote the expert quote debunkers at Wikiquote:
The quote cannot be found in Heisenberg's published works, and Hildebrand apparently does not declare his source. The renowned journalist Eike Christian Hirsch PhD, a personal aquaintance of Heisenberg, whom he interviewed for his 1981 book Expedition in die Glaubenswelt, informed de.wikiquote on 22 June 2015, that content and style of the quote was completely foreign to Heisenberg's convictions and the way he used to express himself.
Heisenberg's children Dr. Maria Hirsch, Feldafing, and Prof. Dr. Martin Heisenberg, Würzburg, did not recognize their father in this quote.
Dr. Hirsch suggests the quote
could have been fabricated by a fundamentalist English speaking Christian seeking support for his faith from the remarks of Francis Bacon, in "Of Atheism" (1601): "A little philosophy inclineth man’s mind to atheism; but depth in philosophy bringeth men’s minds about to religion" , and those of Alexander Pope, in "An Essay on Criticism" (1709): "A little learning is a dangerous thing; drink deep, or taste not the Pierian spring: there shallow draughts intoxicate the brain, and drinking largely sobers us again."
Knuje Mapson, Editor and Author of Pandeism: An Anthology
The quote was invented by biographer Heinz Otremba, and there’s no evidence Werner Heisenberg ever said or believed anything like it.
Franklin Veaux
Danielle Schmid, Ph.D Biological Sciences
(Neuropharmacology) from UTHSC
quora.com/What-did-Werner-Heisenberg-mean-when-he-said-%E2%80%9CThe-first-gulp-from-the-glass-of-natural-sciences-will-turn-you-into-an-atheist-but-at-the-bottom-of-the-glass-God-is-waiting-for-you%E2%80%9D
💢@higgs_field
@farazted
en.wikiquote.org
Werner Heisenberg - Wikiquote
👍6
💢انتشار تصویر جدید تلسکوپ جیمز وب
🔺اخیرا ناسا با انتشار یک تصویر خارقالعاده از جیمز وب از پایان مرحله همترازی تلسکوپ خبر داد. اکنون وب میتواند با هر چهار ابزار علمی خود عکسهایی با وضوح بالا ثبت کند، درست همانطور که در تصاویر بالا دیده میشود.
🔺از این پس جیمز وب وارد مرحله جدیدی از راهاندازی خواهد شد. این بازه تقریبا دو ماه ژول میکشد و اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، میتوان انتظار داشت تا ابتدای تابستان امسال به طور کامل آماده استفاده شود.
🔺جیمز وبJWST تنظیمات خود را بدون هر مشکلی یکی پس از دیگری پشت سر میگذارد. تصویری که اخیرا از این تلسکوپ منتشر شد آنقدر دقیق و واضح بود که در یک نورگیری کوتاه دهها کهکشان کشف شد. در تصویر جدید وب نیز کهکشانهای جدیدی یافت شدهاند که نشان میدهد این ابزار به طور غیر قابل باوری قدرتمند است.
💢@higgs_field
🔺اخیرا ناسا با انتشار یک تصویر خارقالعاده از جیمز وب از پایان مرحله همترازی تلسکوپ خبر داد. اکنون وب میتواند با هر چهار ابزار علمی خود عکسهایی با وضوح بالا ثبت کند، درست همانطور که در تصاویر بالا دیده میشود.
🔺از این پس جیمز وب وارد مرحله جدیدی از راهاندازی خواهد شد. این بازه تقریبا دو ماه ژول میکشد و اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، میتوان انتظار داشت تا ابتدای تابستان امسال به طور کامل آماده استفاده شود.
🔺جیمز وبJWST تنظیمات خود را بدون هر مشکلی یکی پس از دیگری پشت سر میگذارد. تصویری که اخیرا از این تلسکوپ منتشر شد آنقدر دقیق و واضح بود که در یک نورگیری کوتاه دهها کهکشان کشف شد. در تصویر جدید وب نیز کهکشانهای جدیدی یافت شدهاند که نشان میدهد این ابزار به طور غیر قابل باوری قدرتمند است.
💢@higgs_field
👍5
💢تکامل زمین از مهبانگ
از زمان طلوع بشریت، ما با علاقه فراوان به آسمان ها نگاه پرسشگرانه کرده ایم. ما از ستارگان دعوت کردهایم تا ما را راهنمایی کنند و برخی از جالبترین اکتشافات بشر را بر اساس همین مشاهدات انجام دادهایم. همچنین باعث شد که وجود خود را زیر سوال ببریم و اینکه چگونه در این هنگامه از زمان به وجود آمده ایم.
این سفر حدود 14 میلیارد سال پیش آغاز شد، زمانی که مهبانگ منجر به ظهور یافتن emerging جهان از یک دریای داغ و چگال از ماده و انرژی شد. با انبساط expand و سرد شدن کیهان، کهکشان ها، ستارگان، سیارات و در نهایت حیات تولید شدند.
در تجسیم بالا، پابلو کارلوس بوداسی این سفر با ابعاد حماسی را در مارپیچ زمانی طبیعت با طراحی حلزونی به تصویر میکشد و دورانهای مختلفی را که زمین از زمان پیدایش خود جهان طی کرده است را به تصویر میکشد.
🔺جدول زمانی تکاملی جهان
اطلاعات زیادی در مورد آنچه قبل از بیگ بنگ رخ داده است، در دست نیست، اما می دانیم که این اتفاق مجموعه ای از وقایع را به وجود آورد که منجر به ایجاد قوانین گلوبال فیزیک و عناصر شیمیایی سازنده ماده شد. چگونگی پیدایش زمین و پس از آن حیات ، داستان شگفت انگیز زمان و تغییر است.
بیایید به آنچه پس از مهبانگ برای ردیابی سفر ما در کیهان رخ داد نگاه کنیم.
page ¹ https://t.me/higgs_field/6374
page ² https://t.me/higgs_field/6379
fine
💢@higgs_field
از زمان طلوع بشریت، ما با علاقه فراوان به آسمان ها نگاه پرسشگرانه کرده ایم. ما از ستارگان دعوت کردهایم تا ما را راهنمایی کنند و برخی از جالبترین اکتشافات بشر را بر اساس همین مشاهدات انجام دادهایم. همچنین باعث شد که وجود خود را زیر سوال ببریم و اینکه چگونه در این هنگامه از زمان به وجود آمده ایم.
این سفر حدود 14 میلیارد سال پیش آغاز شد، زمانی که مهبانگ منجر به ظهور یافتن emerging جهان از یک دریای داغ و چگال از ماده و انرژی شد. با انبساط expand و سرد شدن کیهان، کهکشان ها، ستارگان، سیارات و در نهایت حیات تولید شدند.
در تجسیم بالا، پابلو کارلوس بوداسی این سفر با ابعاد حماسی را در مارپیچ زمانی طبیعت با طراحی حلزونی به تصویر میکشد و دورانهای مختلفی را که زمین از زمان پیدایش خود جهان طی کرده است را به تصویر میکشد.
🔺جدول زمانی تکاملی جهان
اطلاعات زیادی در مورد آنچه قبل از بیگ بنگ رخ داده است، در دست نیست، اما می دانیم که این اتفاق مجموعه ای از وقایع را به وجود آورد که منجر به ایجاد قوانین گلوبال فیزیک و عناصر شیمیایی سازنده ماده شد. چگونگی پیدایش زمین و پس از آن حیات ، داستان شگفت انگیز زمان و تغییر است.
بیایید به آنچه پس از مهبانگ برای ردیابی سفر ما در کیهان رخ داد نگاه کنیم.
page ¹ https://t.me/higgs_field/6374
page ² https://t.me/higgs_field/6379
fine
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
💢استدلال تکاملی علیه واقعیت
قسمت دوم
بر همین اساس ، در حالی که دانشمندان علوم اعصاب برای درک اینکه چگونه میتواند چیزی به عنوان واقعیت اول شخص وجود داشته باشد، تلاش میکنند، فیزیکدانان کوانتومی باید با این معما دست و پنجه نرم کنند که چگونه میتوان چیزی جز واقعیت اول شخص وجود داشته باشد. به طور خلاصه، همه راه ها به ناظر منتهی می شوند. و اینجاست که میتوانید سخن هافمن را بیابید - درگیر مرزها، تلاش برای یک مدل ریاضی از ناظر، تلاش برای دستیابی به واقعیت پشت توهم است . کوانتامگزین با او تماس گرفت و نسخه ویرایش شده و فشرده این گفتگو در ادامه می آید.
کوانتامگزین: محققین اغلب از تکامل داروینی به عنوان برهانی استفاده می کنند که ادراکات ما از واقعیت را به دقت بازتاب می دهد ، و می گویند: "بدیهی است که ما باید به نوعی به واقعیت چسبیده باشیم زیرا در غیر این صورت مدت ها پیش از بین می رفتیم. اگر فکر کنیم داریم یک درخت خرما می بینم اما در واقعیت ببر باشد، دردسر بروز خواهد کرد.»
تکامل ما را با ادراکی شکل داده است که به ما امکان زنده ماندن می دهد. اما بخشی از آن شامل پنهان کردن چیزهایی است که نیازی به دانستن آن نداریم. و این تقریباً تمام واقعیت است، که میتواند هر واقعیت ممکنی باشد.
دونالد هافمن: بسیار خب. بحث کلاسیک این است که آنهایی از اجداد ما که دقیقتر میدیدند، نسبت به کسانی که با دقت کمتری میدیدند، مزیت رقابتی داشتند و بنابراین احتمال بیشتری داشت که ژنهای خود را که برای وی ادراکات دقیقتر کدگذاری میکرد، منتقل کنند، بنابراین پس از هزاران نسل، ما میتوانیم کاملاً دقیق باشیم. مطمئن هستیم که ما فرزندان کسانی هستیم که به دقت دیدند، و بنابراین ما دقیق می بینیم. قابل قبول به نظر می رسد. اما به نظر من کاملا نادرست است. واقعیتی اساسی در مورد تکامل را اشتباه درک می کند، و آن این است که در مورد توابع برازش fitness function است - توابع ریاضی که توصیف می کنند چگونه یک استراتژی معین به اهداف بقا و تولید مثل می رسد. چتان پراکاش، فیزیکدان ریاضیاتی ، قضیه ای را اثبات کرد که من مطرح کردم که می گوید: طبق تکامل توسط انتخاب طبیعی، موجودی که واقعیت را آنگونه که هست می بیند، هرگز مناسب تر از موجودی با پیچیدگی های برابر که هیچ واقعیتی را نمی بیند، اما فقط با آن تنظیم شده است، نخواهد بود.
🔺شما شبیه سازی های کامپیوتری برای نشان دادن این موضوع انجام داده اید. میتونی یک مثال بزنی؟
فرض کنید در واقعیت منبعی مانند آب وجود دارد، و میتوانید مقدار آن را به ترتیب عینی تعیین کنید - آب بسیار کم، مقدار متوسط آب، آب زیاد.
حالا فرض کنید تابع برازش شما خطی است، بنابراین کمی آب به شما کمی سازگاری می دهد، آب متوسط به شما سازگاری متوسط می دهد، و آب زیاد به شما سازگاری زیادی می دهد - در این صورت، ارگانیسمی که حقیقت را در مورد آب موجود در بدن می بیند در جهان می تواند برنده شود، اما فقط به این دلیل که عملکرد برازش و سازواری با ساختار واقعی در واقعیت همسو می شود. به طور کلی، در دنیای واقعی، هرگز چنین نخواهد شد.
چیزی بسیار طبیعیتر، منحنی زنگی bell است - مثلاً آب کم است که از تشنگی میمیرید، اما آب زیاد غرق میشوید، و فقط جایی میانه برای بقا مفید است. اکنون تابع برازش با ساختار دنیای واقعی مطابقت ندارد. و این برای فرستادن حقیقت truth به نابودی کافی است. به عنوان مثال، ارگانیسمی که برای سازگاری تنظیم شده است ممکن است مقادیر کوچک و بزرگی از برخی منابع را به صورت قرمز ببیند تا نشان دهنده سازواری پایین باشد، در حالی که ممکن است مقادیر متوسط را سبز ببیند تا نشان دهنده سازواری بالا باشد. ادراکات آن مربوط به سازواری خواهد بود، اما نه به حقیقت. هیچ تمایزی بین کوچک و بزرگ نمی بیند - فقط قرمز می بیند - حتی اگر چنین تمایزی در واقعیت وجود داشته باشد.
💢@higgs_field
قسمت دوم
بر همین اساس ، در حالی که دانشمندان علوم اعصاب برای درک اینکه چگونه میتواند چیزی به عنوان واقعیت اول شخص وجود داشته باشد، تلاش میکنند، فیزیکدانان کوانتومی باید با این معما دست و پنجه نرم کنند که چگونه میتوان چیزی جز واقعیت اول شخص وجود داشته باشد. به طور خلاصه، همه راه ها به ناظر منتهی می شوند. و اینجاست که میتوانید سخن هافمن را بیابید - درگیر مرزها، تلاش برای یک مدل ریاضی از ناظر، تلاش برای دستیابی به واقعیت پشت توهم است . کوانتامگزین با او تماس گرفت و نسخه ویرایش شده و فشرده این گفتگو در ادامه می آید.
کوانتامگزین: محققین اغلب از تکامل داروینی به عنوان برهانی استفاده می کنند که ادراکات ما از واقعیت را به دقت بازتاب می دهد ، و می گویند: "بدیهی است که ما باید به نوعی به واقعیت چسبیده باشیم زیرا در غیر این صورت مدت ها پیش از بین می رفتیم. اگر فکر کنیم داریم یک درخت خرما می بینم اما در واقعیت ببر باشد، دردسر بروز خواهد کرد.»
تکامل ما را با ادراکی شکل داده است که به ما امکان زنده ماندن می دهد. اما بخشی از آن شامل پنهان کردن چیزهایی است که نیازی به دانستن آن نداریم. و این تقریباً تمام واقعیت است، که میتواند هر واقعیت ممکنی باشد.
دونالد هافمن: بسیار خب. بحث کلاسیک این است که آنهایی از اجداد ما که دقیقتر میدیدند، نسبت به کسانی که با دقت کمتری میدیدند، مزیت رقابتی داشتند و بنابراین احتمال بیشتری داشت که ژنهای خود را که برای وی ادراکات دقیقتر کدگذاری میکرد، منتقل کنند، بنابراین پس از هزاران نسل، ما میتوانیم کاملاً دقیق باشیم. مطمئن هستیم که ما فرزندان کسانی هستیم که به دقت دیدند، و بنابراین ما دقیق می بینیم. قابل قبول به نظر می رسد. اما به نظر من کاملا نادرست است. واقعیتی اساسی در مورد تکامل را اشتباه درک می کند، و آن این است که در مورد توابع برازش fitness function است - توابع ریاضی که توصیف می کنند چگونه یک استراتژی معین به اهداف بقا و تولید مثل می رسد. چتان پراکاش، فیزیکدان ریاضیاتی ، قضیه ای را اثبات کرد که من مطرح کردم که می گوید: طبق تکامل توسط انتخاب طبیعی، موجودی که واقعیت را آنگونه که هست می بیند، هرگز مناسب تر از موجودی با پیچیدگی های برابر که هیچ واقعیتی را نمی بیند، اما فقط با آن تنظیم شده است، نخواهد بود.
🔺شما شبیه سازی های کامپیوتری برای نشان دادن این موضوع انجام داده اید. میتونی یک مثال بزنی؟
فرض کنید در واقعیت منبعی مانند آب وجود دارد، و میتوانید مقدار آن را به ترتیب عینی تعیین کنید - آب بسیار کم، مقدار متوسط آب، آب زیاد.
حالا فرض کنید تابع برازش شما خطی است، بنابراین کمی آب به شما کمی سازگاری می دهد، آب متوسط به شما سازگاری متوسط می دهد، و آب زیاد به شما سازگاری زیادی می دهد - در این صورت، ارگانیسمی که حقیقت را در مورد آب موجود در بدن می بیند در جهان می تواند برنده شود، اما فقط به این دلیل که عملکرد برازش و سازواری با ساختار واقعی در واقعیت همسو می شود. به طور کلی، در دنیای واقعی، هرگز چنین نخواهد شد.
چیزی بسیار طبیعیتر، منحنی زنگی bell است - مثلاً آب کم است که از تشنگی میمیرید، اما آب زیاد غرق میشوید، و فقط جایی میانه برای بقا مفید است. اکنون تابع برازش با ساختار دنیای واقعی مطابقت ندارد. و این برای فرستادن حقیقت truth به نابودی کافی است. به عنوان مثال، ارگانیسمی که برای سازگاری تنظیم شده است ممکن است مقادیر کوچک و بزرگی از برخی منابع را به صورت قرمز ببیند تا نشان دهنده سازواری پایین باشد، در حالی که ممکن است مقادیر متوسط را سبز ببیند تا نشان دهنده سازواری بالا باشد. ادراکات آن مربوط به سازواری خواهد بود، اما نه به حقیقت. هیچ تمایزی بین کوچک و بزرگ نمی بیند - فقط قرمز می بیند - حتی اگر چنین تمایزی در واقعیت وجود داشته باشد.
💢@higgs_field
❤2
Cecilia Payne-Gaposchkin at the desk, Harvard College Observatory, c. 1920s. Payne was the first person to determine that stars are primarily made of hydrogen and helium. In 1925, she became the first person to receive an astronomy Ph.D. from Harvard.
سیسیلیا پاین ، پشت میز ، کالج هاروارد ۱۹۲۰ ، پاین نخستین کسی بود که تعیین کرد ستارگان ابتدائا از هیدروژن و هلیوم ساخته شده اند . در ۱۹۲۵ وی به اولین کسی تبدیل شد که دکترای PhD آسترونومی از هاروارد دریافت کرد.
💢@higgs_field
سیسیلیا پاین ، پشت میز ، کالج هاروارد ۱۹۲۰ ، پاین نخستین کسی بود که تعیین کرد ستارگان ابتدائا از هیدروژن و هلیوم ساخته شده اند . در ۱۹۲۵ وی به اولین کسی تبدیل شد که دکترای PhD آسترونومی از هاروارد دریافت کرد.
💢@higgs_field
👍3
💢 اخترشناسان در آستانه انتشار یک اعلان بزرگ درباره چیزی در کهکشان راه شیری هستند
CARLY CASSELLA
تا دو هفته دیگر، رصدخانه جنوبی اروپا (ESO) قرار است اطلاعات جدیدی در مورد کهکشان راه شیری به جهان ارائه کند.
هر کسی حدسی میزند که این اعلامیه چه خواهد بود، اما بر اساس آنچه که از تلاشهای اخیر میدانیم، دلیلی برای هیجانزده شدن وجود دارد - نتایج ارائهشده از پروژه تلسکوپ افق رویداد (EHT) خواهد بود که مسئول تولید اولین عکس از سیاهچاله در 2019 بود.
سالهاست که پروژه EHT در حال مطالعه قلب کهکشان خانگی ما، کهکشان راه شیری است، که به احتمال زیاد خانه سیاهچالهای پرجرم به نام Sagittarius A* است.
از آنجایی که دانشمندان میزبان کنفرانسهای مطبوعاتی همزمان در سراسر جهان هستند، شانس خوبی است که آنچه را پنهان میکنند قسمت بعدی لحظه تاریخی 2019 - آشکار شدن اولین سیاهچاله باشد.
کنفرانسی درباره یافتهها به صورت آنلاین در 12 مه 2022 در ساعت 15:00 CEST (13:00 UTC، 9:00 EST) پخش میشود و پس از آن یک نشست YouTube با شش ستاره شناس از سراسر جهان برگزار میشود.
تصویربرداری از سیاهچاله ها بسیار دشوار است، زیرا آنها به معنای واقعی کلمه نامرئی هستند و تمام تشعشعات الکترومغناطیسی را جذب می کنند. تنها شانسی که می تواند ما را به دیدن سیاهچاله امیدوار کند ، افق رویداد است. در اصل، طرح کلی از یک سیاهچاله، که نشان دهنده جایی است که نور دیگر نمی تواند از نیروهای گرانشی سیاهچاله فرار کند.
(همکاری EHT)
بیانیه مطبوعاتی ESO نویدبخش چیزی "پیشگامانه" است، که همان عبارتی است که آنها قبل از اعلام اولین تصویر مستقیم از یک سیاهچاله در سال 2019 استفاده کردند.
این سیاهچاله در مرکز کهکشان M87 قرار داشت و جرم آن 6.5 میلیارد برابر خورشید ماست. شعاع افق رویداد آن تقریباً 20 میلیارد کیلومتر است و واقعاً دور است.
کارشناسان گرفتن یک تصویر مستقیم از آن را با مشاهده یک جسم به اندازه 1 میلی متر از فاصله 13000 کیلومتری (8000 مایل) مقایسه می کنند.
کهکشان Srg A* بسیار به ما نزدیکتر است، زیرا در قلب کهکشان خودمان قرار دارد. با این حال، برای یک سیاهچاله پرجرم بسیار کوچک است، تنها 4.3 میلیون برابر بزرگتر از خورشید ماست. فقط به این دلیل قابل تشخیص است که بسیار نزدیکتر از M87* به زمین است.
📌 https://www.sciencealert.com/astronomers-are-about-to-make-a-massive-announcement-about-the-milky-way
💢@higgs_field
CARLY CASSELLA
تا دو هفته دیگر، رصدخانه جنوبی اروپا (ESO) قرار است اطلاعات جدیدی در مورد کهکشان راه شیری به جهان ارائه کند.
هر کسی حدسی میزند که این اعلامیه چه خواهد بود، اما بر اساس آنچه که از تلاشهای اخیر میدانیم، دلیلی برای هیجانزده شدن وجود دارد - نتایج ارائهشده از پروژه تلسکوپ افق رویداد (EHT) خواهد بود که مسئول تولید اولین عکس از سیاهچاله در 2019 بود.
سالهاست که پروژه EHT در حال مطالعه قلب کهکشان خانگی ما، کهکشان راه شیری است، که به احتمال زیاد خانه سیاهچالهای پرجرم به نام Sagittarius A* است.
از آنجایی که دانشمندان میزبان کنفرانسهای مطبوعاتی همزمان در سراسر جهان هستند، شانس خوبی است که آنچه را پنهان میکنند قسمت بعدی لحظه تاریخی 2019 - آشکار شدن اولین سیاهچاله باشد.
کنفرانسی درباره یافتهها به صورت آنلاین در 12 مه 2022 در ساعت 15:00 CEST (13:00 UTC، 9:00 EST) پخش میشود و پس از آن یک نشست YouTube با شش ستاره شناس از سراسر جهان برگزار میشود.
تصویربرداری از سیاهچاله ها بسیار دشوار است، زیرا آنها به معنای واقعی کلمه نامرئی هستند و تمام تشعشعات الکترومغناطیسی را جذب می کنند. تنها شانسی که می تواند ما را به دیدن سیاهچاله امیدوار کند ، افق رویداد است. در اصل، طرح کلی از یک سیاهچاله، که نشان دهنده جایی است که نور دیگر نمی تواند از نیروهای گرانشی سیاهچاله فرار کند.
(همکاری EHT)
بیانیه مطبوعاتی ESO نویدبخش چیزی "پیشگامانه" است، که همان عبارتی است که آنها قبل از اعلام اولین تصویر مستقیم از یک سیاهچاله در سال 2019 استفاده کردند.
این سیاهچاله در مرکز کهکشان M87 قرار داشت و جرم آن 6.5 میلیارد برابر خورشید ماست. شعاع افق رویداد آن تقریباً 20 میلیارد کیلومتر است و واقعاً دور است.
کارشناسان گرفتن یک تصویر مستقیم از آن را با مشاهده یک جسم به اندازه 1 میلی متر از فاصله 13000 کیلومتری (8000 مایل) مقایسه می کنند.
کهکشان Srg A* بسیار به ما نزدیکتر است، زیرا در قلب کهکشان خودمان قرار دارد. با این حال، برای یک سیاهچاله پرجرم بسیار کوچک است، تنها 4.3 میلیون برابر بزرگتر از خورشید ماست. فقط به این دلیل قابل تشخیص است که بسیار نزدیکتر از M87* به زمین است.
📌 https://www.sciencealert.com/astronomers-are-about-to-make-a-massive-announcement-about-the-milky-way
💢@higgs_field
ScienceAlert
Astronomers Are About to Make a Massive Announcement About Something in The Milky Way
Update (12 May 2022): The big day of the announcement is today! Make sure to check back to ScienceAlert's home page for a live blog of the press conference at roughly 08:40 am EDT, or 12:40 UTC. Read below on what we think we can expect.
👍2