.
🔺این نقطه درخشان زمین است که از فاصله 1.4 میلیارد کیلومتری از میان شکافی در حلقه های یخی زحل دیده می شود.
این تنها خانه ای است که داریم.
روز #زمین مبارک دوستان.
Happy #EarthDay
📌@higgs_field
🔺این نقطه درخشان زمین است که از فاصله 1.4 میلیارد کیلومتری از میان شکافی در حلقه های یخی زحل دیده می شود.
این تنها خانه ای است که داریم.
روز #زمین مبارک دوستان.
Happy #EarthDay
📌@higgs_field
❤4
.
📌 فاز های ماده
همه مواد دارای سه فاز هستند که به جنبش مولکول ها و فواصل بین آنها مربوط است که وابسته به محیط است .
دما و فشار فاکتور های محیطی هستند که در تعیین فاز که همان جنبش و فاصله مولکول هاست نقش اساسی دارند .
فاز جامد داری چگالی بیشتر و حجم کمتر نسبت به فاز مایع و به همین ترتیب فاز گاز است . اما درین بین استثناء نیز وجود دارد . آب در فشار یک اتمسفر ، تا دمای 4 درجه سانتی گراد ، افزایش چگالی و کاهش حجم را تجربه می کند اما به محض یخ زدگی و انجماد افزایش حجم و کاهش چگالی رخ می دهد .
دلیل این امر این است که شبکه کریستالی منظم در آب منجمد ، فاصله بیشتری نسبت به آب مایع دارد .
از پیامد های این پدیده ، ترکیدگی لوله ها درصورت انجماد آب داخل لوله و همچنین شناور شدن یخ های قطبی روی سطح آب است .
📌@higgs_field
📌 فاز های ماده
همه مواد دارای سه فاز هستند که به جنبش مولکول ها و فواصل بین آنها مربوط است که وابسته به محیط است .
دما و فشار فاکتور های محیطی هستند که در تعیین فاز که همان جنبش و فاصله مولکول هاست نقش اساسی دارند .
فاز جامد داری چگالی بیشتر و حجم کمتر نسبت به فاز مایع و به همین ترتیب فاز گاز است . اما درین بین استثناء نیز وجود دارد . آب در فشار یک اتمسفر ، تا دمای 4 درجه سانتی گراد ، افزایش چگالی و کاهش حجم را تجربه می کند اما به محض یخ زدگی و انجماد افزایش حجم و کاهش چگالی رخ می دهد .
دلیل این امر این است که شبکه کریستالی منظم در آب منجمد ، فاصله بیشتری نسبت به آب مایع دارد .
از پیامد های این پدیده ، ترکیدگی لوله ها درصورت انجماد آب داخل لوله و همچنین شناور شدن یخ های قطبی روی سطح آب است .
📌@higgs_field
👍5
4.
یک فکت جذاب دیگر: انتخابهای مختلف 𝐀 دارای کرل Curl یکسانی هستند ، و در فضای اقلیدسی سه بعدی ما همیشه میتوانیم انتخابی داشته باشیم که دیورژانس یا واگرایی آن صفر است.
بنابراین بنویسید 𝐁 = ∇×𝐀 جایی که:
∇·𝐀 = 0
اگر این کار را انجام دهیم، مگنتواستاتیک بسیار شبیه به الکترواستاتیک است!
📌@higgs_field
یک فکت جذاب دیگر: انتخابهای مختلف 𝐀 دارای کرل Curl یکسانی هستند ، و در فضای اقلیدسی سه بعدی ما همیشه میتوانیم انتخابی داشته باشیم که دیورژانس یا واگرایی آن صفر است.
بنابراین بنویسید 𝐁 = ∇×𝐀 جایی که:
∇·𝐀 = 0
اگر این کار را انجام دهیم، مگنتواستاتیک بسیار شبیه به الکترواستاتیک است!
📌@higgs_field
👍4
📌فیزیکدانان CERN نسبت به شواهد ذرات بنیادی جدید "با احتیاط خوشبین" هستند
اگر این یافته واقعاً نتیجه ذرات بنیادی جدید باشد، در نهایت دستاوردی خواهد بود که فیزیکدانان دههها در آرزوی آن بودند.
ماجرا از این قراره که کوارک زیبایی یا ته ، beauty - bottom در واپاشی هایی که با قطعیت 3 سیگما بررسی شده اند کمتر به میون واپاشیده تا الکترون ! در صورتی که باید ترجیحی بین لپتون ها در واپاشی وجود نداشته باشد .
البته تا تایید کامل ، قطعیت باید به 5 سیگما ارتقا یابد که درینصورت ناهنجاری موجود بیانگر :
• یک احتمال، ذرهای بنیادی به نام «Z prime» است - در اصل حامل یک نیروی کاملاً جدید از طبیعت است. این نیرو بسیار ضعیف خواهد بود، به همین دلیل است که ما تاکنون هیچ نشانهای از آن را ندیدهایم، و با الکترونها و میونها به طور متفاوتی برهمکنش میکند.
• احتمال دیگر "لپتوکوارک" فرضی است - ذره ای که توانایی منحصر به فرد برای واپاشی همزمان به کوارک ها و لپتون ها را دارد و می تواند بخشی از یک پازل بزرگتر باشد که توضیح می دهد چرا ما ذرات را در طبیعت می بینیم.
رفرنس
📌@higgs_field
اگر این یافته واقعاً نتیجه ذرات بنیادی جدید باشد، در نهایت دستاوردی خواهد بود که فیزیکدانان دههها در آرزوی آن بودند.
ماجرا از این قراره که کوارک زیبایی یا ته ، beauty - bottom در واپاشی هایی که با قطعیت 3 سیگما بررسی شده اند کمتر به میون واپاشیده تا الکترون ! در صورتی که باید ترجیحی بین لپتون ها در واپاشی وجود نداشته باشد .
البته تا تایید کامل ، قطعیت باید به 5 سیگما ارتقا یابد که درینصورت ناهنجاری موجود بیانگر :
• یک احتمال، ذرهای بنیادی به نام «Z prime» است - در اصل حامل یک نیروی کاملاً جدید از طبیعت است. این نیرو بسیار ضعیف خواهد بود، به همین دلیل است که ما تاکنون هیچ نشانهای از آن را ندیدهایم، و با الکترونها و میونها به طور متفاوتی برهمکنش میکند.
• احتمال دیگر "لپتوکوارک" فرضی است - ذره ای که توانایی منحصر به فرد برای واپاشی همزمان به کوارک ها و لپتون ها را دارد و می تواند بخشی از یک پازل بزرگتر باشد که توضیح می دهد چرا ما ذرات را در طبیعت می بینیم.
رفرنس
📌@higgs_field
👍4
5.
به طور خلاصه: اگر از پتانسیل اسکالر Scalar برای توصیف میدان الکتریکی و پتانسیل برداری برای میدان مغناطیسی استفاده کنیم، الکترواستاتیک و مغناطیساستاتیک Electrostatics & Magnetostatics بسیار شبیه به هم هستند.
این شروع یک درک عمیق تر از الکترومغناطیس است که "gauge theory " نامیده می شود.
Fine
📌@higgs_field
به طور خلاصه: اگر از پتانسیل اسکالر Scalar برای توصیف میدان الکتریکی و پتانسیل برداری برای میدان مغناطیسی استفاده کنیم، الکترواستاتیک و مغناطیساستاتیک Electrostatics & Magnetostatics بسیار شبیه به هم هستند.
این شروع یک درک عمیق تر از الکترومغناطیس است که "gauge theory " نامیده می شود.
Fine
📌@higgs_field
👍5
.
🔺 Divergence
→ https://t.me/higgs_field/6280
→ https://t.me/higgs_field/6282
🔺 Curl
→ https://t.me/higgs_field/6284
🔺 Curl vs Divergence
¹ → https://t.me/higgs_field/6285
² → https://t.me/higgs_field/6290
³ → https://t.me/higgs_field/6303
⁴ → https://t.me/higgs_field/6318
⁵ → https://t.me/higgs_field/6320
Fine
🔺 Divergence
→ https://t.me/higgs_field/6280
→ https://t.me/higgs_field/6282
🔺 Curl
→ https://t.me/higgs_field/6284
🔺 Curl vs Divergence
¹ → https://t.me/higgs_field/6285
² → https://t.me/higgs_field/6290
³ → https://t.me/higgs_field/6303
⁴ → https://t.me/higgs_field/6318
⁵ → https://t.me/higgs_field/6320
Fine
🤩3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
📌شبیه سازی هنری از انفجار میکرونووا.
هنگامی که مواد روی سطح داغ کوتوله سفید درخشان به مرکز فرو میرُمبند ، باعث ایجاد یک انفجار میکرونووا میشود که توسط میدانهای مغناطیسی در یکی از قطبهای ستاره مهار میشود.
Credit: ESO/L. Calçada, M. Kornmesser
📌@higgs_field
📌شبیه سازی هنری از انفجار میکرونووا.
هنگامی که مواد روی سطح داغ کوتوله سفید درخشان به مرکز فرو میرُمبند ، باعث ایجاد یک انفجار میکرونووا میشود که توسط میدانهای مغناطیسی در یکی از قطبهای ستاره مهار میشود.
Credit: ESO/L. Calçada, M. Kornmesser
📌@higgs_field
👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
📌 فضا زمان و انرژی
🔺 برخی از معماهایی که به تئوری کوانتوم مرتبط است :
• از میدان های بنیادین و پارتیکل هایی که برانگیختگی های این میادین اند ،آگاهی چگونه ایجاد شده؟
• در ابتدای مهبانگ و اکنون خارج از هستی مبتنی بر ماده و انرژی ما ، چه چیزی حکمفرماست ؟
• مکان و زمان بنیادین اند ، یعنی تا آنجا که ابزار ما اجازه می دهد با رویکردی تقلیل گرا قابل تعقیب اند ، اما در یک تئوری بنیادین چگونه می توان پیدایش زمان و مکان یا فضازمان را توضیح داد ؟
• مطالب زیادی از فیزیک آموخته ایم اما هر میزان که می آموزیم ، پرسش های بیشتری نیز بروز می کند ، همانطور که میدانید در فیزیک سوالی که با why آغاز شود با cause it is. پاسخ داده می شود . انرژی آشوب و برانگیختگی موجود در فضا زمان است . اما این ویژگی های انرژی و فضا زمان از چه چیز و کجا ناشی می شود ؟
📌@higgs_field
📌 فضا زمان و انرژی
🔺 برخی از معماهایی که به تئوری کوانتوم مرتبط است :
• از میدان های بنیادین و پارتیکل هایی که برانگیختگی های این میادین اند ،آگاهی چگونه ایجاد شده؟
• در ابتدای مهبانگ و اکنون خارج از هستی مبتنی بر ماده و انرژی ما ، چه چیزی حکمفرماست ؟
• مکان و زمان بنیادین اند ، یعنی تا آنجا که ابزار ما اجازه می دهد با رویکردی تقلیل گرا قابل تعقیب اند ، اما در یک تئوری بنیادین چگونه می توان پیدایش زمان و مکان یا فضازمان را توضیح داد ؟
• مطالب زیادی از فیزیک آموخته ایم اما هر میزان که می آموزیم ، پرسش های بیشتری نیز بروز می کند ، همانطور که میدانید در فیزیک سوالی که با why آغاز شود با cause it is. پاسخ داده می شود . انرژی آشوب و برانگیختگی موجود در فضا زمان است . اما این ویژگی های انرژی و فضا زمان از چه چیز و کجا ناشی می شود ؟
📌@higgs_field
👍3
SM
🔺 فرمیون ها که در ساختار ماده شرکت دارند شامل کوارک ها و لپتون ها در سه نسل هستند . نسل اول سبکتر و پایدارتر است و نسلهای بعدی سنگینتر و ناپایدار میشوند.
در فیزیک ذرات نسل یا خانواده، دستهبندی ذرات بنیادی است. اعضای یک نسل، طعم ، عدد کوانتومی و جرم متفاوت دارند ولی برهمکنش هایشان یکسان است. بر طبق مدل استاندارد، سه نسل وجود دارد:
کوارکها و لپتونها
دو کلاس اصلی لپتونها، یکی بار ۱- (شبه- الکترونها) دارد و دیگری از نظر الکتریکی خنثی است.
در کوارکها، دو نوع وجود دارد، یکی بار الکتریکی ⅓− (نوع پایین) و دیگری بار +⅔ (نوع بالا) دارد. هر عضو نسلهای بالاتر، جرم بیشتر هم دارد.
📌@higgs_field
🔺 فرمیون ها که در ساختار ماده شرکت دارند شامل کوارک ها و لپتون ها در سه نسل هستند . نسل اول سبکتر و پایدارتر است و نسلهای بعدی سنگینتر و ناپایدار میشوند.
در فیزیک ذرات نسل یا خانواده، دستهبندی ذرات بنیادی است. اعضای یک نسل، طعم ، عدد کوانتومی و جرم متفاوت دارند ولی برهمکنش هایشان یکسان است. بر طبق مدل استاندارد، سه نسل وجود دارد:
کوارکها و لپتونها
دو کلاس اصلی لپتونها، یکی بار ۱- (شبه- الکترونها) دارد و دیگری از نظر الکتریکی خنثی است.
در کوارکها، دو نوع وجود دارد، یکی بار الکتریکی ⅓− (نوع پایین) و دیگری بار +⅔ (نوع بالا) دارد. هر عضو نسلهای بالاتر، جرم بیشتر هم دارد.
📌@higgs_field
👍3
.
" ما کی هستیم؟ در مییابیم که در کهکشان کوچکی از ستارههای یکنواخت زندگی میکنیم که در سیاره ای در گوشهی فراموش شدهی جهان قرار دارد. جهانی که تعداد کهکشانهای آن، از انسانها بیشتر است."
~ زندهیاد کارل سیگن
📌@higgs_field
" ما کی هستیم؟ در مییابیم که در کهکشان کوچکی از ستارههای یکنواخت زندگی میکنیم که در سیاره ای در گوشهی فراموش شدهی جهان قرار دارد. جهانی که تعداد کهکشانهای آن، از انسانها بیشتر است."
~ زندهیاد کارل سیگن
📌@higgs_field
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
🔺چگونه گلبول های سفید خون مانند نوتروفیل ها می توانند با سرعت و چابکی بیشتر از تقریباً هر سلول دیگر در بدن حرکت کنند.
📌@higgs_field
🔺چگونه گلبول های سفید خون مانند نوتروفیل ها می توانند با سرعت و چابکی بیشتر از تقریباً هر سلول دیگر در بدن حرکت کنند.
📌@higgs_field
👍2🤯1
💢بازبینی ذره یوکاوا و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ
فیزیک ذرات آنطور که امروزه می شناسیم با ایده های هیدکی یوکاوا در سال 1935 آغاز شد. فیزیکدانان مدت ها به چگونگی تبدیل و جابجایی نیروها توجه داشتند و مفهوم میدان ها ، مانند میدان های الکتریکی و مغناطیسی را بسیار مفید می دانستند.
میدان یک آبجکت را احاطه کرده و نیروی وارد شده توسط آبجکت را در فضا حمل می کند. یوکاوا به طور خاص به نیروی هسته ای قوی علاقه مند بود و راهی مبتکرانه برای توضیح برد کوتاه آن پیدا کرد. ایده او ترکیبی از ذرات، نیروها، نسبیت و مکانیک کوانتومی است که برای همه نیروها قابل اعمال است. یوکاوا پیشنهاد کرد که نیرو از طریق تبادل ذرات (به نام ذرات حامل) منتقل می شود. میدان از این ذرات حامل تشکیل شده است.
نیروی هسته ای قوی بین پروتون و نوترون با ایجاد و تبادل یک پیون منتقل می شود. پیون از طریق نقض موقت بقای جرم-انرژی ایجاد می شود و از پروتون به نوترون می رود و دوباره باز می گردد. مستقیماً قابل مشاهده نیست و ذره مجازی نامیده می شود. توجه داشته باشید که پروتون و نوترون در این فرآیند هویت خود را تغییر می دهند. برد این نیرو با این فکت محدود می شود که پایون فقط برای مدت کوتاهی که اصل عدم قطعیت هایزنبرگ اجازه می دهد وجود دارد. یوکاوا از برد محدود نیروی هسته ای قوی برای تخمین جرم پیون استفاده کرد. هرچه برد کوتاهتر باشد، جرم ذره حامل بزرگتر است.
بهویژه برای نیروی هستهای قوی، یوکاوا پیشنهاد کرد که ذرهای که قبلاً ناشناخته بود، و اکنون پیون نامیده میشود، بین نوکلئونها مبادله میشود و نیرو را بین آنها انتقال میدهد.
پیون جرم دارد و جرمش را با نقض پایستگی انرژی-جرم ایجاد می کند ، این امر توسط اصل عدم قطعیت هایزنبرگ در صورتی مجاز است که برای مدت زمان کوتاهی رخ دهد.
🔺 اصل عدم قطعیت هایزنبرگ
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ عدم قطعیت های ΔE در انرژی و Δt در زمان را با:
∆E∆t ≥ h/4π
جایی که h ثابت پلانک است. با این توصیف ، پایستگی جرم-انرژی را می توان با مقدار ΔE برای مدت زمان کوتاهی برابر با Δt≈ h/4π ΔE نقض کرد .
اصل عدم قطعیت اجازه می دهد تا به طور موقت ذره ای با جرم m، که در آن ΔE = m c² ایجاد شود. هر چه جرم بزرگتر و ΔE بیشتر باشد، مدت زمانی که می تواند وجود داشته باشد کوتاهتر است.
این بدان معناست که برد نیرو محدود است، زیرا ذره فقط می تواند مسافت محدودی را در مدت زمان محدودی طی کند. در واقع، حداکثر فاصله d ≈ c Δt است، جایی که c سرعت نور است.
در نتیجه پیون نمیتواند گرفته Capture شود و نمی توان مستقیماً آن را مشاهده کرد، زیرا این امر به منزله نقض دائمی بقای انرژی-جرم است.
این ذرات (مانند پیون ) ذرات مجازی نامیده می شوند، زیرا نمی توان آنها را مستقیماً مشاهده کرد اما تأثیرات آنها را می توان مستقیماً مشاهده کرد. با درک همه اینها، یوکاوا از اطلاعات مربوط به برد نیروی هسته ای قوی برای تخمین جرم پیون، ذره ای که آن را حمل می کند، استفاده کرد. مراحل استدلال او در مثال زیر بازنگری شده است:
Δt≈ d/c = 10 -¹⁵ / C ≈ 3.3 × 10-²⁴
حالا بر اساس اصل عدم قطعیت هایزنبرگ :
ΔE ≈ h / 4πΔt ≈ 6.63× 10-³⁴ / 4π ( 3.3 ×20-²⁴)
که اکنون با استفاده از قانون هم ارزی جرم انرژی :
ΔE = m c² → m= ΔE /C²
جرم :
m ≈ 100 MeV/C²
بدست می آید .
Reference:
https://courses.lumenlearning.com/physics/chapter/33-1-the-yukawa-particle-and-the-heisenberg-uncertainty-principle-revisited/
📌@higgs_field
فیزیک ذرات آنطور که امروزه می شناسیم با ایده های هیدکی یوکاوا در سال 1935 آغاز شد. فیزیکدانان مدت ها به چگونگی تبدیل و جابجایی نیروها توجه داشتند و مفهوم میدان ها ، مانند میدان های الکتریکی و مغناطیسی را بسیار مفید می دانستند.
میدان یک آبجکت را احاطه کرده و نیروی وارد شده توسط آبجکت را در فضا حمل می کند. یوکاوا به طور خاص به نیروی هسته ای قوی علاقه مند بود و راهی مبتکرانه برای توضیح برد کوتاه آن پیدا کرد. ایده او ترکیبی از ذرات، نیروها، نسبیت و مکانیک کوانتومی است که برای همه نیروها قابل اعمال است. یوکاوا پیشنهاد کرد که نیرو از طریق تبادل ذرات (به نام ذرات حامل) منتقل می شود. میدان از این ذرات حامل تشکیل شده است.
نیروی هسته ای قوی بین پروتون و نوترون با ایجاد و تبادل یک پیون منتقل می شود. پیون از طریق نقض موقت بقای جرم-انرژی ایجاد می شود و از پروتون به نوترون می رود و دوباره باز می گردد. مستقیماً قابل مشاهده نیست و ذره مجازی نامیده می شود. توجه داشته باشید که پروتون و نوترون در این فرآیند هویت خود را تغییر می دهند. برد این نیرو با این فکت محدود می شود که پایون فقط برای مدت کوتاهی که اصل عدم قطعیت هایزنبرگ اجازه می دهد وجود دارد. یوکاوا از برد محدود نیروی هسته ای قوی برای تخمین جرم پیون استفاده کرد. هرچه برد کوتاهتر باشد، جرم ذره حامل بزرگتر است.
بهویژه برای نیروی هستهای قوی، یوکاوا پیشنهاد کرد که ذرهای که قبلاً ناشناخته بود، و اکنون پیون نامیده میشود، بین نوکلئونها مبادله میشود و نیرو را بین آنها انتقال میدهد.
پیون جرم دارد و جرمش را با نقض پایستگی انرژی-جرم ایجاد می کند ، این امر توسط اصل عدم قطعیت هایزنبرگ در صورتی مجاز است که برای مدت زمان کوتاهی رخ دهد.
🔺 اصل عدم قطعیت هایزنبرگ
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ عدم قطعیت های ΔE در انرژی و Δt در زمان را با:
∆E∆t ≥ h/4π
جایی که h ثابت پلانک است. با این توصیف ، پایستگی جرم-انرژی را می توان با مقدار ΔE برای مدت زمان کوتاهی برابر با Δt≈ h/4π ΔE نقض کرد .
اصل عدم قطعیت اجازه می دهد تا به طور موقت ذره ای با جرم m، که در آن ΔE = m c² ایجاد شود. هر چه جرم بزرگتر و ΔE بیشتر باشد، مدت زمانی که می تواند وجود داشته باشد کوتاهتر است.
این بدان معناست که برد نیرو محدود است، زیرا ذره فقط می تواند مسافت محدودی را در مدت زمان محدودی طی کند. در واقع، حداکثر فاصله d ≈ c Δt است، جایی که c سرعت نور است.
در نتیجه پیون نمیتواند گرفته Capture شود و نمی توان مستقیماً آن را مشاهده کرد، زیرا این امر به منزله نقض دائمی بقای انرژی-جرم است.
این ذرات (مانند پیون ) ذرات مجازی نامیده می شوند، زیرا نمی توان آنها را مستقیماً مشاهده کرد اما تأثیرات آنها را می توان مستقیماً مشاهده کرد. با درک همه اینها، یوکاوا از اطلاعات مربوط به برد نیروی هسته ای قوی برای تخمین جرم پیون، ذره ای که آن را حمل می کند، استفاده کرد. مراحل استدلال او در مثال زیر بازنگری شده است:
Δt≈ d/c = 10 -¹⁵ / C ≈ 3.3 × 10-²⁴
حالا بر اساس اصل عدم قطعیت هایزنبرگ :
ΔE ≈ h / 4πΔt ≈ 6.63× 10-³⁴ / 4π ( 3.3 ×20-²⁴)
که اکنون با استفاده از قانون هم ارزی جرم انرژی :
ΔE = m c² → m= ΔE /C²
جرم :
m ≈ 100 MeV/C²
بدست می آید .
Reference:
https://courses.lumenlearning.com/physics/chapter/33-1-the-yukawa-particle-and-the-heisenberg-uncertainty-principle-revisited/
📌@higgs_field
👍7🤩2
• و بالاخره بعد از هفته ها کش و قوس، ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا و SpaceX و ثروتمندترین فرد جهان، شرکت توییتر رو در قراردادی به ارزش 44 میلیارد دلار خریداری و سهام اون رو خصوصی کرد.
ایلان ماسک برای هر سهم توییتر 54.20 دلار میپردازه که حدود 38 درصد از قیمت سهام این شرکت قبل از تبدیل شدن ایلان ماسک به بزرگترین سهامدار، بالاتر هست. ارزش سهام توییتر بعد از این خبر حدود 6 درصد افزایش پیدا کرد.
این خرید، بزرگترین خصوصی سازی سهام یک شرکت تکنولوژی سهامی عام در حداقل دو دهه اخیر هست و به ایلان ماسک کنترل یکی از تاثیرگذارترین شبکه های اجتماعی حال حاضر که شامل طیف وسیعی از کاربران از جمله سیاست مداران هست رو خواهد داد.
این خرید با درامای فراوانی در حالی به نتیجه میرسه که ایلان ماسک از ماه ژانویه شروع به خرید سهام اون کرد، در اوایل ماه اوریل، با تصاحب 9.2 درصد سهام این شرکت، تبدیل به بزرگترین سهامدار اون شد. توییتر برای جلوگیری از تصاحب سهام بیشتر، ماسک رو به هیات مدیره دعوت کرد ولی ماسک اون رد کرد. بعد از اون این شرکت برای جلوگیری از تصاحب سهام بیشتر توسط ماسک، تکنیک Poison Pill رو اجرا کرد و چند روز پیش هم ماسک جزییات تامین مالی این قرارداد رو منتشر کرد.
این حرکت اخر، باعث شد هیات مدیره توییتر تصمیم ماسک برای خرید این شرکت رو جدی بگیرن و در اخر هفته گذشته با مذاکراتی بین هیات مدیره و ایلان ماسک جزییات قرارداد خرید این شرکت توسط ماسک رو نهایی کنن.
ایلان ماسک گفته که ازادی بیان سنگ بنای یک دموکراسی کارا هست و توییتر به عنوان میدان دیجیتالی شهر، جایی هست که مسائل حیاتی بشریت در اونجا بحث خواهند شد. ماسک گفته که میخواد توییتر رو با قابلیت های جدید بهتر کنه، الگوریتم چینش توییتهای اون رو متن باز کنه تا بقیه بتونن اون رو بررسی کنن و اعتماد به اون افزایش پیدا کنه و همچنین جلوی اسپم باتهارو بگیره و تمام انسان هارو احراز هویت کنه.
ماسک در توییتی در واکنش به این خرید گفته امیدوارم که بدترین منتقدان من هم در توییتر باقی بمونن چون معنای ازادی بیان همینه.
ماسک پیش از این به نحوه کار توییتر انتقاداتی داشته و گفته توییتر باید در محدود کردن و همچنین مسدود کردن کاربران محتاط تر عمل کنه و در این مورد شفافتر باشه. همچنین ماسک میخواد که توییتر کمتر به درامدش از تبلیغات (منبع 90 درصد درامد توییتر) وابسته باشه و از طرق دیگه از جمله اشتراک ماهانه درامدزایی کنه. همچنین ایشون قصد داره امکان حذف تبلیغات رو به اشتراک ماهانه Twitter Blue اضافه کنه.
در طرف مقابل هم دونالد ترامپ، که توییتر اون رو بیش از یک سال هست که بن کرده، گفته که حتی اگر ایلان ماسک توییتر رو بخره هم به توییتر برنمیگرده. این قضیه روی شبکه اجتماعی جدید ترامپ که Truth Social نام داره و روی ازادی بیان تاکید داره، هم تاثیر منفی خواهد گذاشت و در حالی که همین الان هم کاربران اون رشد چندانی ندارن، رشد کاربرانش از این هم کندتر خواهد کرد. بعد از این خبر سهام این شرکت بیش از ۴۴ درصد افت خواهد نمود.
https://www.washingtonpost.com/technology/2022/04/25/twitter-elon-musk-deal/
📌@higgs_field
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 Electric field (density plot) and electric field lines (red) of a point charge that is suddenly accelerated from zero to ~0.71 light speed.
🔺 میدان الکتریکی (نقشه چگالی) و خطوط میدان الکتریکی (قرمز) یک بار نقطهای که به طور ناگهانی از صفر تا 0.71 سرعت نور شتاب میگیرد.
📌@higgs_field
🔺 میدان الکتریکی (نقشه چگالی) و خطوط میدان الکتریکی (قرمز) یک بار نقطهای که به طور ناگهانی از صفر تا 0.71 سرعت نور شتاب میگیرد.
📌@higgs_field
👍3
📌استدلال تکاملی علیه واقعیت The Evolutionary Argument Against Reality
قسمت نخست
دانشمند شناختی cognitive scientist دونالد هافمن از تئوری بازی تکاملی evolutionary game theory استفاده می کند تا نشان دهد که تصورات ما از واقعیت مستقل باید توهم باشد.
همانطور که به زندگی روزمره خود می پردازیم، تمایل داریم تصور کنیم که ادراکات ما - مناظر، صداها، اجسام ، مزه ها - تصویری دقیق از دنیای واقعی هستند. مطمئناً، وقتی می ایستیم و به آن فکر می کنیم - یا زمانی که خود را فریب خورده در یک توهم ادراکی می یابیم - به یک شوک ، نیازداریم تا متوجه می شویم که آنچه ما درک می کنیم هرگز جهان واقعی نیست، بلکه بهترین حدس مغز ما در مورد چگونگی آن جهان است." نوعی شبیه سازی درونی یک واقعیت خارجی."
با این حال، ما بر این واقعیت استواریم که شبیه سازی ما نسبتاً مناسب است. اگر اینطور نبود، آیا تکامل تا کنون ما را از بین نمیبرد؟ واقعیت ممکن است برای همیشه فراتر از دسترس ما باشد، اما مطمئناً حواس ما حداقل تصوری از اینکه واقعاً چگونه است به ما می دهد.
دونالد دی. هافمن، استاد علوم شناختی در دانشگاه کالیفرنیا، ایروین، می گوید که اینطور نیست. هافمن سه دهه گذشته را صرف مطالعه ادراک، هوش مصنوعی، تئوری بازی های تکاملی و مغز کرده است و نتیجه گیری او یک نتیجه دراماتیک است: جهانی که توسط ادراکات ما به ما ارائه می شود هیچ شباهتی به واقعیت ندارد. علاوه بر این، او میگوید، ما باید از خود تکامل برای این توهم باشکوه تشکر کنیم، زیرا با جهت دادن به حقیقت به منظور پرهیز از انقراض ، آمادگی تکاملی را به حداکثر میرساند.
دستیابی به پرسش هایی در مورد ماهیت واقعیت، و جدا کردن مشاهده گر Observer از مشاهده پذیر Observable، تلاشی است که مرزهای علوم اعصاب و فیزیک بنیادی را فرا میگیرد.
در یک طرف، محققانی را خواهید دید که چنگ بر چهره می زنند و سعی میکنند بفهمند که چگونه یک توده سه پوندی ماده خاکستری که از چیزی بیش از قوانین معمولی فیزیک پیروی نمیکند، میتواند منجر به تجربه آگاهانه اول شخص شود. این همان "مشکل سخت" hard problem نامیده می شود.
در طرف دیگر فیزیکدانان کوانتومی هستند که از این واقعیت عجیب شگفت زده می شوند که سیستم های کوانتومی تا زمانی که برای مشاهده آنها نیامده ایم - چه انسان های آگاه و چه دستگاه های اندازه گیری بی جان - به نظر نمی رسد اجرام متمرکز در فضا باشند.( چه #تفسیر جالبی) و سریالی از آزمایش ها، نشان داده است - با مخالفت با عقل سلیم - که اگر فرض کنیم ذراتی که اجسام معمولی را تشکیل میدهند، وجود عینی و مستقل از ناظر دارند، پاسخهای اشتباهی دریافت میکنیم. [ اما در کلاسیک نه ، نظریه کوانتوم] درس اصلی فیزیک کوانتومی روشن است: هیچ شیء آشکاری public object در فضا ، از پیش وجود ندارد. همانطور که جان ویلر فیزیکدان می گوید:
از آنجایی که در شرایط عادی مفید است که بگوییم جهان مستقل از ما «آنجا در بیرون » وجود دارد، این دیدگاه دیگر قابل تایید نیست.
📌@higgs_field
قسمت نخست
دانشمند شناختی cognitive scientist دونالد هافمن از تئوری بازی تکاملی evolutionary game theory استفاده می کند تا نشان دهد که تصورات ما از واقعیت مستقل باید توهم باشد.
همانطور که به زندگی روزمره خود می پردازیم، تمایل داریم تصور کنیم که ادراکات ما - مناظر، صداها، اجسام ، مزه ها - تصویری دقیق از دنیای واقعی هستند. مطمئناً، وقتی می ایستیم و به آن فکر می کنیم - یا زمانی که خود را فریب خورده در یک توهم ادراکی می یابیم - به یک شوک ، نیازداریم تا متوجه می شویم که آنچه ما درک می کنیم هرگز جهان واقعی نیست، بلکه بهترین حدس مغز ما در مورد چگونگی آن جهان است." نوعی شبیه سازی درونی یک واقعیت خارجی."
با این حال، ما بر این واقعیت استواریم که شبیه سازی ما نسبتاً مناسب است. اگر اینطور نبود، آیا تکامل تا کنون ما را از بین نمیبرد؟ واقعیت ممکن است برای همیشه فراتر از دسترس ما باشد، اما مطمئناً حواس ما حداقل تصوری از اینکه واقعاً چگونه است به ما می دهد.
دونالد دی. هافمن، استاد علوم شناختی در دانشگاه کالیفرنیا، ایروین، می گوید که اینطور نیست. هافمن سه دهه گذشته را صرف مطالعه ادراک، هوش مصنوعی، تئوری بازی های تکاملی و مغز کرده است و نتیجه گیری او یک نتیجه دراماتیک است: جهانی که توسط ادراکات ما به ما ارائه می شود هیچ شباهتی به واقعیت ندارد. علاوه بر این، او میگوید، ما باید از خود تکامل برای این توهم باشکوه تشکر کنیم، زیرا با جهت دادن به حقیقت به منظور پرهیز از انقراض ، آمادگی تکاملی را به حداکثر میرساند.
دستیابی به پرسش هایی در مورد ماهیت واقعیت، و جدا کردن مشاهده گر Observer از مشاهده پذیر Observable، تلاشی است که مرزهای علوم اعصاب و فیزیک بنیادی را فرا میگیرد.
در یک طرف، محققانی را خواهید دید که چنگ بر چهره می زنند و سعی میکنند بفهمند که چگونه یک توده سه پوندی ماده خاکستری که از چیزی بیش از قوانین معمولی فیزیک پیروی نمیکند، میتواند منجر به تجربه آگاهانه اول شخص شود. این همان "مشکل سخت" hard problem نامیده می شود.
در طرف دیگر فیزیکدانان کوانتومی هستند که از این واقعیت عجیب شگفت زده می شوند که سیستم های کوانتومی تا زمانی که برای مشاهده آنها نیامده ایم - چه انسان های آگاه و چه دستگاه های اندازه گیری بی جان - به نظر نمی رسد اجرام متمرکز در فضا باشند.( چه #تفسیر جالبی) و سریالی از آزمایش ها، نشان داده است - با مخالفت با عقل سلیم - که اگر فرض کنیم ذراتی که اجسام معمولی را تشکیل میدهند، وجود عینی و مستقل از ناظر دارند، پاسخهای اشتباهی دریافت میکنیم. [ اما در کلاسیک نه ، نظریه کوانتوم] درس اصلی فیزیک کوانتومی روشن است: هیچ شیء آشکاری public object در فضا ، از پیش وجود ندارد. همانطور که جان ویلر فیزیکدان می گوید:
از آنجایی که در شرایط عادی مفید است که بگوییم جهان مستقل از ما «آنجا در بیرون » وجود دارد، این دیدگاه دیگر قابل تایید نیست.
📌@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍7❤1
1809.05868.pdf
5.3 MB
.
💢Electric field lines of relativistically moving point charges
مقدمه :
ایجاد میدان های الکترومغناطیسی توسط بارهای متحرک موضوعی جذاب است که ارتباط تنگاتنگی بین الکترودینامیک کلاسیک و نسبیت خاص به طور ویژه آشکار می شود. با تجسم خطوط میدان الکتریکی می توان بینشی مستقیم از ساختار جذاب چنین میدان هایی به دست آورد. با این حال، محاسبه خطوط میدان الکتریکی برای بارهای متحرک دلخواه به دور از اهمیت است. در اینجا، معادلهای برای جهت دهی به اهدافی از موقعیت عقب افتاده بار متحرک جهت گرفته بسوی خطوط میدانی خاص ، استخراج می کنیم ، که امکان مدلسازی ساده این خطوط را فراهم میکند. ما به صورت تحلیلی این معادله را برای چندین مورد خاص اما مهم حل می کنیم: برای یک حرکت مستطیلی دلخواه، برای حرکت در میدان مغناطیسی یک الکترون آزاد در حال ارتعاش توسط لیزر ، و برای حرکت در سنکروترون.
Daja Ruhlandt, Steffen M¨uhle, and J¨org Enderlein∗Third Institute of Physics – Biophysics, Georg August University, G¨ottingen, Germany
(Dated: June 24, 2019)
Ch ¹ | https://t.me/higgs_field/6333
Ch ² | https://t.me/higgs_field/6337
💢Electric field lines of relativistically moving point charges
مقدمه :
ایجاد میدان های الکترومغناطیسی توسط بارهای متحرک موضوعی جذاب است که ارتباط تنگاتنگی بین الکترودینامیک کلاسیک و نسبیت خاص به طور ویژه آشکار می شود. با تجسم خطوط میدان الکتریکی می توان بینشی مستقیم از ساختار جذاب چنین میدان هایی به دست آورد. با این حال، محاسبه خطوط میدان الکتریکی برای بارهای متحرک دلخواه به دور از اهمیت است. در اینجا، معادلهای برای جهت دهی به اهدافی از موقعیت عقب افتاده بار متحرک جهت گرفته بسوی خطوط میدانی خاص ، استخراج می کنیم ، که امکان مدلسازی ساده این خطوط را فراهم میکند. ما به صورت تحلیلی این معادله را برای چندین مورد خاص اما مهم حل می کنیم: برای یک حرکت مستطیلی دلخواه، برای حرکت در میدان مغناطیسی یک الکترون آزاد در حال ارتعاش توسط لیزر ، و برای حرکت در سنکروترون.
Daja Ruhlandt, Steffen M¨uhle, and J¨org Enderlein∗Third Institute of Physics – Biophysics, Georg August University, G¨ottingen, Germany
(Dated: June 24, 2019)
Ch ¹ | https://t.me/higgs_field/6333
Ch ² | https://t.me/higgs_field/6337
👍3
📌 متد علمی و ظرافت های آن
سابق بر این سلسه پرسش هایی را ارائه کردیم مبنی بر چیستی ماهیت ماده و انرژی !
یا واقعا پیش از مهبانگ که عالم ما چگال و تکینه بود یا برآمدن مکان و شاید زمان از رویداد های لایه های زیرین واقعیت ، بیان شد . (هر چند الزام به تصور و تصویر سازی تکینگی فیزیکی برای مهبانگ نداریم)
بارها بیان کردیم که روش علمی ، بر بنیاد تجربیات مشاهده پذیر استوار است . البته تفاسیر روش یا متد علمی بسیار است . و هر کدام ورزش فکری مناسبی ست مانند بیان پرسش هایی که خارج از حیطه ی علم بیان شده اند . توضیح خواهم داد .
علم از رویداد های مشاهده پذیر که قابل اندازه گیری هستند ، سخن ساز می کند ، و وقتی در مرز های خود با چیزی فراتر از حد توانایی های خود روبرو می گردد توپ را به زمین فلسفه علم پاس می دهد . برای مثال آگاهی ، از فلسفه علم می دانیم دوگانه ذهن و بدن دکارتی و منشا غیر فیزیکالیستی آگاهی Consciousness چندان سازگار با علم نیست و فلسفه علم ساینتیست ها را به سمت طرد برخی نظریات و بینش ها و جهانبینی های نخ نما و پوسیده راهنمایی می کند . اما ظرافتی که گفتیم این جاست که ساینس وظیفه بررسی آنچه که فراتر از متدش است ، را ندارد .
رویدادی را مشخص می کنیم که مرتبط با ماده و انرژی نیست ، به اصطلاح مابعد الطبیعه است ، قطعا بکارگیری علم در این بستر توهین به شعور خود شخص و دنبال کنندگان و مشتاقان چنین مباحث است .
ماده و انرژی ، آزمایش پذیر و قابل اندازه گیری اند . البته از فیزیک آموختیم که ماده بنیادین نیست و در زیرلایه های عالم با انرژی محصور و تئوری میدان کوانتومی یا با ویژگی های آن قابل توصیف است ، همین ، تنها همین ، ماهیت انرژی چیست؟ این پرسش شاید در بخش فلسفه علم قرار داشته باشد و حتی مورد بهره برداری شبه علم و ضد علم باشد ولی در علم بلاموضوع است . در بنیادی ترین حالت ، تابع موج که رفتار انرژی است و با توصیف آماری در بازه فضایی ، دارای مولفه های گوناگون که در اندازه گیری آنها دارای حد دقتی تعیین شده توسط اصل عدم تعیین هیزنبرگ هستیم و با اندازه گیری کلپس کرده یا فرو می رُمبد و مقداری ثابت بخود می گیرد ، همانطور که گفتیم این اندازه گیری ها توسط اصل عدم قطعیت محدود شده و این نه ویژگی ابزار اندازه گیری بلکه ویژگی بنیادین خود تابع موج در هنگام اندازه گیری ست.
چندین تفسیر به تابع موج وارد گردیده و ما کپنهاگ را ترجیح می دهیم زیرا در بخش هایی محافظه کار و در بخش های صراحت کلام دارد . درین تفسیر :
• مفهوم اندازه گیری measurement کاملا مشخص نشده است .
• دلیل کلپس collapse تابع موج مشخص نشده است .
• نسبت به تابع موج دیدگاه ذهنی وجود دارد .
و
• تعیین گرایی determinism که زمانی بنظر می آمد پادشاه کلاسیکی باشد در این تفسیر کنار گذاشته شده است . (تفکیکی صریح بین کلاسیک و کوانتوم )
◀️ حال این پرسش را پاسخ دهید - ماهیت انرژی چیست؟
◀️ یا خارج از ماده و انرژی ، آنسوی مرز های گیتی ما ، چه چیزی و شرایطی وجود دارد؟
شما پاسخ دهید ؟!؟
💢 @higgs_field
سابق بر این سلسه پرسش هایی را ارائه کردیم مبنی بر چیستی ماهیت ماده و انرژی !
یا واقعا پیش از مهبانگ که عالم ما چگال و تکینه بود یا برآمدن مکان و شاید زمان از رویداد های لایه های زیرین واقعیت ، بیان شد . (هر چند الزام به تصور و تصویر سازی تکینگی فیزیکی برای مهبانگ نداریم)
بارها بیان کردیم که روش علمی ، بر بنیاد تجربیات مشاهده پذیر استوار است . البته تفاسیر روش یا متد علمی بسیار است . و هر کدام ورزش فکری مناسبی ست مانند بیان پرسش هایی که خارج از حیطه ی علم بیان شده اند . توضیح خواهم داد .
علم از رویداد های مشاهده پذیر که قابل اندازه گیری هستند ، سخن ساز می کند ، و وقتی در مرز های خود با چیزی فراتر از حد توانایی های خود روبرو می گردد توپ را به زمین فلسفه علم پاس می دهد . برای مثال آگاهی ، از فلسفه علم می دانیم دوگانه ذهن و بدن دکارتی و منشا غیر فیزیکالیستی آگاهی Consciousness چندان سازگار با علم نیست و فلسفه علم ساینتیست ها را به سمت طرد برخی نظریات و بینش ها و جهانبینی های نخ نما و پوسیده راهنمایی می کند . اما ظرافتی که گفتیم این جاست که ساینس وظیفه بررسی آنچه که فراتر از متدش است ، را ندارد .
رویدادی را مشخص می کنیم که مرتبط با ماده و انرژی نیست ، به اصطلاح مابعد الطبیعه است ، قطعا بکارگیری علم در این بستر توهین به شعور خود شخص و دنبال کنندگان و مشتاقان چنین مباحث است .
ماده و انرژی ، آزمایش پذیر و قابل اندازه گیری اند . البته از فیزیک آموختیم که ماده بنیادین نیست و در زیرلایه های عالم با انرژی محصور و تئوری میدان کوانتومی یا با ویژگی های آن قابل توصیف است ، همین ، تنها همین ، ماهیت انرژی چیست؟ این پرسش شاید در بخش فلسفه علم قرار داشته باشد و حتی مورد بهره برداری شبه علم و ضد علم باشد ولی در علم بلاموضوع است . در بنیادی ترین حالت ، تابع موج که رفتار انرژی است و با توصیف آماری در بازه فضایی ، دارای مولفه های گوناگون که در اندازه گیری آنها دارای حد دقتی تعیین شده توسط اصل عدم تعیین هیزنبرگ هستیم و با اندازه گیری کلپس کرده یا فرو می رُمبد و مقداری ثابت بخود می گیرد ، همانطور که گفتیم این اندازه گیری ها توسط اصل عدم قطعیت محدود شده و این نه ویژگی ابزار اندازه گیری بلکه ویژگی بنیادین خود تابع موج در هنگام اندازه گیری ست.
چندین تفسیر به تابع موج وارد گردیده و ما کپنهاگ را ترجیح می دهیم زیرا در بخش هایی محافظه کار و در بخش های صراحت کلام دارد . درین تفسیر :
• مفهوم اندازه گیری measurement کاملا مشخص نشده است .
• دلیل کلپس collapse تابع موج مشخص نشده است .
• نسبت به تابع موج دیدگاه ذهنی وجود دارد .
و
• تعیین گرایی determinism که زمانی بنظر می آمد پادشاه کلاسیکی باشد در این تفسیر کنار گذاشته شده است . (تفکیکی صریح بین کلاسیک و کوانتوم )
◀️ حال این پرسش را پاسخ دهید - ماهیت انرژی چیست؟
◀️ یا خارج از ماده و انرژی ، آنسوی مرز های گیتی ما ، چه چیزی و شرایطی وجود دارد؟
شما پاسخ دهید ؟!؟
💢 @higgs_field
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢Electric field and field lines for a point charge moving at ~0.71 light speed and suddenly stopped in its motion .
🔺میدان الکتریکی و خطوط بار نقطه ای متحرک با ~0.71 سرعت نور که ناگهانی در جابجایی اش متوقف می شود .
📌@higgs_field
🔺میدان الکتریکی و خطوط بار نقطه ای متحرک با ~0.71 سرعت نور که ناگهانی در جابجایی اش متوقف می شود .
📌@higgs_field
👍3