📌 فوتون ، اتم ، انرژی
بخش چهارم
🔺برهمکنش های نور مرئی
مکانیسم اصلی برای جذب فوتونهای نور مرئی، جهش الکترونها به سطوح انرژی بالاتر است. حالت های بسیاری وجود دارد، در نتیجه نور مرئی به شدت جذب می شود.
در صورت وجود منبع نور قوی، نور قرمز را می توان از پشت دست یا یک لایه پوست مشاهده کرد ، که نشان می دهد انتهای قرمز طیف به شدت انتهای بنفش جذب نمی شود.
در حالی که قرار گرفتن در معرض نور مرئی باعث گرم شدن می شود، با وجود مخاطرات خود ، باعث یونیزاسیون نمی شود. ممکن است شما توسط خورشید از طریق شیشه جلو اتومبیل گرم شوید، اما آفتاب سوخته نخواهید شد - این اثر فرکانس بالاتر قسمت UV نور خورشید است که توسط شیشه شیشه جلو مسدود می شود.
🆔 @phys_Q
بخش چهارم
🔺برهمکنش های نور مرئی
مکانیسم اصلی برای جذب فوتونهای نور مرئی، جهش الکترونها به سطوح انرژی بالاتر است. حالت های بسیاری وجود دارد، در نتیجه نور مرئی به شدت جذب می شود.
در صورت وجود منبع نور قوی، نور قرمز را می توان از پشت دست یا یک لایه پوست مشاهده کرد ، که نشان می دهد انتهای قرمز طیف به شدت انتهای بنفش جذب نمی شود.
در حالی که قرار گرفتن در معرض نور مرئی باعث گرم شدن می شود، با وجود مخاطرات خود ، باعث یونیزاسیون نمی شود. ممکن است شما توسط خورشید از طریق شیشه جلو اتومبیل گرم شوید، اما آفتاب سوخته نخواهید شد - این اثر فرکانس بالاتر قسمت UV نور خورشید است که توسط شیشه شیشه جلو مسدود می شود.
🆔 @phys_Q
👍2
.
📌 فوتون ، اتم ، انرژی
بخش پنجم
🔺برهمکنش های فرابنفش ( Ultra Violet )
اشعه ماوراء بنفش به شدت در لایه سطحی پوست توسط انتقالات الکترونی جذب می شود. با رفتن به انرژی های بالاتر، انرژی های یونیزه کننده برای بیشتر مولکول ها به دست می آید و فرآیندهای یونیزاسیون نوری خطرناک تری اتفاق می افتد. آفتاب سوختگی در درجه اول اثر UV است و یونیزاسیون خطر ابتلا به سرطان پوست را ایجاد می کند.
لایه اوزون در اتمسفر فوقانی برای سلامت انسان مهم است زیرا بیشتر اشعه مضر فرابنفش خورشید را قبل از رسیدن به سطح جذب می کند. فرکانسهای بالاتر در اشعه ماوراء بنفش پرتوهای یونیزه کننده هستند و میتوانند اثرات فیزیولوژیکی مضری از آفتاب سوختگی تا سرطان پوست ایجاد کنند.
نگرانی های بهداشتی برای قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراء بنفش بیشتر در محدوده طول موج 290-330 نانومتر است، محدوده ای که UVB نامیده می شود.
به گفته اسکاتو و همکاران، موثرترین طول موج بیولوژیکی برای ایجاد سوختگی پوست 297 نانومتر است. تحقیقات آنها نشان می دهد که اثرات بیولوژیکی به صورت لگاریتمی در محدوده UVB افزایش می یابد، به طوری که 330 نانومتر تنها 0.1٪ به اندازه 297 نانومتر برای اثرات بیولوژیکی موثر است. بنابراین به وضوح کنترل قرار گرفتن در معرض UVB مهم است.
🆔 @phys_Q
📌 فوتون ، اتم ، انرژی
بخش پنجم
🔺برهمکنش های فرابنفش ( Ultra Violet )
اشعه ماوراء بنفش به شدت در لایه سطحی پوست توسط انتقالات الکترونی جذب می شود. با رفتن به انرژی های بالاتر، انرژی های یونیزه کننده برای بیشتر مولکول ها به دست می آید و فرآیندهای یونیزاسیون نوری خطرناک تری اتفاق می افتد. آفتاب سوختگی در درجه اول اثر UV است و یونیزاسیون خطر ابتلا به سرطان پوست را ایجاد می کند.
لایه اوزون در اتمسفر فوقانی برای سلامت انسان مهم است زیرا بیشتر اشعه مضر فرابنفش خورشید را قبل از رسیدن به سطح جذب می کند. فرکانسهای بالاتر در اشعه ماوراء بنفش پرتوهای یونیزه کننده هستند و میتوانند اثرات فیزیولوژیکی مضری از آفتاب سوختگی تا سرطان پوست ایجاد کنند.
نگرانی های بهداشتی برای قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراء بنفش بیشتر در محدوده طول موج 290-330 نانومتر است، محدوده ای که UVB نامیده می شود.
به گفته اسکاتو و همکاران، موثرترین طول موج بیولوژیکی برای ایجاد سوختگی پوست 297 نانومتر است. تحقیقات آنها نشان می دهد که اثرات بیولوژیکی به صورت لگاریتمی در محدوده UVB افزایش می یابد، به طوری که 330 نانومتر تنها 0.1٪ به اندازه 297 نانومتر برای اثرات بیولوژیکی موثر است. بنابراین به وضوح کنترل قرار گرفتن در معرض UVB مهم است.
🆔 @phys_Q
Telegram
📎
👍1
📌 فوتون ، اتم ، انرژی
بخش ششم
🔺از آنجایی که انرژی های کوانتومی فوتون های اشعه X ، بسیار بالاتر از آن است که با انتقالات الکترونی بین حالت های بیشتر اتم ها جذب شود . آنها می توانند فقط با یک الکترون برهمکنش کنند و با ضربه زدن به آن آنرا از اتم به بیرون پرتاب کنند . و به همین دلیل است که کل تابش ایکس ری در طبقه یونیزه کننده کلاس بندی می شود .
با انتقال کل انرژی فوتون به الکترون ، فوتویونیزاسیون به وقوع می پیوندد یا با انتقال بخشی از انرژی به الکترون ، فوتون در سطح کمتری از انرژی باقی می ماند که پراکندگی کامپتون نام دارد .
در انرژی های به اندازه کافی بالا، فوتون های اشعه x میتوانند جفت الکترون - پوزیترون ایجاد کنند .
پایان
🆔 @phys_Q
بخش ششم
🔺از آنجایی که انرژی های کوانتومی فوتون های اشعه X ، بسیار بالاتر از آن است که با انتقالات الکترونی بین حالت های بیشتر اتم ها جذب شود . آنها می توانند فقط با یک الکترون برهمکنش کنند و با ضربه زدن به آن آنرا از اتم به بیرون پرتاب کنند . و به همین دلیل است که کل تابش ایکس ری در طبقه یونیزه کننده کلاس بندی می شود .
با انتقال کل انرژی فوتون به الکترون ، فوتویونیزاسیون به وقوع می پیوندد یا با انتقال بخشی از انرژی به الکترون ، فوتون در سطح کمتری از انرژی باقی می ماند که پراکندگی کامپتون نام دارد .
در انرژی های به اندازه کافی بالا، فوتون های اشعه x میتوانند جفت الکترون - پوزیترون ایجاد کنند .
پایان
🆔 @phys_Q
👍3
.
📌 فوتون ، اتم ، انرژی
Ch ¹ - https://t.me/phys_Q/6023
Ch ² - https://t.me/phys_Q/6035
Ch ³ - https://t.me/phys_Q/6035
Ch ⁴ - https://t.me/phys_Q/6046
Ch ⁵ - https://t.me/phys_Q/6047
Ch ⁶ - https://t.me/phys_Q/6048
Fine
📌 فوتون ، اتم ، انرژی
Ch ¹ - https://t.me/phys_Q/6023
Ch ² - https://t.me/phys_Q/6035
Ch ³ - https://t.me/phys_Q/6035
Ch ⁴ - https://t.me/phys_Q/6046
Ch ⁵ - https://t.me/phys_Q/6047
Ch ⁶ - https://t.me/phys_Q/6048
Fine
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
💢 ماهیت واقعی جرم چیست ؟ جعبه ایده آل فوتونی و انرژی محصور - ظهور جرم در مجموعه و مکانیسم هیگز
.
Matter = energy + space
ترجمه :
کوانتوم مکانیک
.
🆔 @phys_Q
💢 ماهیت واقعی جرم چیست ؟ جعبه ایده آل فوتونی و انرژی محصور - ظهور جرم در مجموعه و مکانیسم هیگز
.
Matter = energy + space
ترجمه :
کوانتوم مکانیک
.
🆔 @phys_Q
👏5👍1🥰1
Brilliant physicists Niels Bohr and Lev Landau (amongst others) at the All-Union Theoretical Physics Conference in Kharkiv, Ukraine 🇺🇦, May 1934.
فیزیکدانان برجسته نیلز بور و لو لاندو (در میان دیگران) در کنفرانس بین المللی فیزیک نظری در خارکف، اوکراین 🇺🇦، می 1934
https://ukrainianweek.com/Science/230876
#StandWithUkraine 🇺🇦❤️
📌@higgs_field
فیزیکدانان برجسته نیلز بور و لو لاندو (در میان دیگران) در کنفرانس بین المللی فیزیک نظری در خارکف، اوکراین 🇺🇦، می 1934
https://ukrainianweek.com/Science/230876
#StandWithUkraine 🇺🇦❤️
📌@higgs_field
👍5
📌در یک انطباق عددی، برخی شواهدی برای تئوری تار ( ریسمان string) می بینند
ناتالی ولکوور
قسمت سوم
🔺Bootstrapping the Bound
ترفند استفاده از حقایق پذیرفته شده برای محدود کردن احتمالات ناشناخته توسط فیزیکدانان ذرات در دهه 1960 ابداع شد، بعد فراموش شد، سپس در دهه گذشته توسط محققان با ابررایانه هایی که می توانند فرمول های دشواری را که بوت استرپ تولید می کند، حل کنند، دوباره تبدیل به اثر فوق العاده ای شد.
گریری ، ویرا پندانز Guerrieri، Vieira و Penedones تصمیم گرفتند تعیین کنند که α باید چه چیزی باشد تا دو شرط سازگاری را برآورده سازد . اولین مورد، که به عنوان وحدت شناخته می شود، بیان می کند که احتمالات نتایج مختلف همیشه باید تا 100٪ جمع شوند. دومی که به نام تغییر ناپذیری لورنتس شناخته می شود، می گوید که قوانین فیزیک یکسان باید از همه نقاط مثبت باشد.
این سه نفر به طور خاص محدوده مقادیر α را که توسط این دو اصل در جهانهای 10 بعدی ابر متقارن مجاز است در نظر گرفتند. نه تنها اینکه سادگی محاسبات قابل تنظیم است (در حال حاضر برای α در جهانهای 4 بعدی مانند جهان ما چنین نیست)، بلکه به آنها این امکان را میدهد که محدوده راهاندازی خود را با پیشبینی نظریه ریسمان مقایسه کنند که α در تنظیم 10 بعدی آن برابر 0.1389 یا بالاتر است .
یونیتاریته و تغییر ناپذیری لورنتس محدودیت هایی را بر آنچه که می تواند در برهمکنش دو گراویتون اتفاق بیفتد تحمیل می کند به روش زیر: وقتی گراویتون ها به یکدیگر نزدیک می شوند و از یکدیگر پراکنده می شوند، ممکن است به صورت دو گراویتون از هم جدا شوند یا به سه گراویتون یا هر تعداد ذره دیگر تبدیل شوند. . همانطور که انرژی گراویتونهای نزدیک را افزایش میدهید، شانس خروج آنها از رویارویی بهصورت دو گراویتون تغییر میکند – اما یکپارچگی ایجاب میکند که این احتمال هرگز از 100% تجاوز نکند. تغییر ناپذیری لورنتس به این معنی است که احتمالات نمی تواند به نحوه حرکت ناظر نسبت به گراویتون ها بستگی داشته باشد و شکلی معادلات را محدود می کند. بازدهی مجموع قوانین بوت استرپی پیچیده را به دست میدهند که در آن اصطلاحا α باید ارضا شود.
گریری و ویرا و پندانز Guerrieri، Penedones و Vieira، شبکه کامپیوتری موسسه Perimeter را برنامهریزی کردند تا مقادیری را حل کنند که برهمکنشهای دو گراویتون را در وحدت و تغییر ناپذیری لورنتز حل کنند.
رایانه در کران پایینی خود را برای α: 0.14، در صد در نظر می گیرد - یک تطابق بسیار نزدیک و با دقت بالقوه با کران پایین مطابق با تئوری ریسمان برابر با 0.1389 است .
به عبارت دیگر، به نظر می رسد نظریه ریسمان کل فضای مقادیر مجاز α را در بر می گیرد - حداقل در مکان 10 بعدی که محققان آن را بررسی کردند. ویرا گفت: "این یک شگفتی بزرگ بود."
📌@higgs_field
ناتالی ولکوور
قسمت سوم
🔺Bootstrapping the Bound
ترفند استفاده از حقایق پذیرفته شده برای محدود کردن احتمالات ناشناخته توسط فیزیکدانان ذرات در دهه 1960 ابداع شد، بعد فراموش شد، سپس در دهه گذشته توسط محققان با ابررایانه هایی که می توانند فرمول های دشواری را که بوت استرپ تولید می کند، حل کنند، دوباره تبدیل به اثر فوق العاده ای شد.
گریری ، ویرا پندانز Guerrieri، Vieira و Penedones تصمیم گرفتند تعیین کنند که α باید چه چیزی باشد تا دو شرط سازگاری را برآورده سازد . اولین مورد، که به عنوان وحدت شناخته می شود، بیان می کند که احتمالات نتایج مختلف همیشه باید تا 100٪ جمع شوند. دومی که به نام تغییر ناپذیری لورنتس شناخته می شود، می گوید که قوانین فیزیک یکسان باید از همه نقاط مثبت باشد.
این سه نفر به طور خاص محدوده مقادیر α را که توسط این دو اصل در جهانهای 10 بعدی ابر متقارن مجاز است در نظر گرفتند. نه تنها اینکه سادگی محاسبات قابل تنظیم است (در حال حاضر برای α در جهانهای 4 بعدی مانند جهان ما چنین نیست)، بلکه به آنها این امکان را میدهد که محدوده راهاندازی خود را با پیشبینی نظریه ریسمان مقایسه کنند که α در تنظیم 10 بعدی آن برابر 0.1389 یا بالاتر است .
یونیتاریته و تغییر ناپذیری لورنتس محدودیت هایی را بر آنچه که می تواند در برهمکنش دو گراویتون اتفاق بیفتد تحمیل می کند به روش زیر: وقتی گراویتون ها به یکدیگر نزدیک می شوند و از یکدیگر پراکنده می شوند، ممکن است به صورت دو گراویتون از هم جدا شوند یا به سه گراویتون یا هر تعداد ذره دیگر تبدیل شوند. . همانطور که انرژی گراویتونهای نزدیک را افزایش میدهید، شانس خروج آنها از رویارویی بهصورت دو گراویتون تغییر میکند – اما یکپارچگی ایجاب میکند که این احتمال هرگز از 100% تجاوز نکند. تغییر ناپذیری لورنتس به این معنی است که احتمالات نمی تواند به نحوه حرکت ناظر نسبت به گراویتون ها بستگی داشته باشد و شکلی معادلات را محدود می کند. بازدهی مجموع قوانین بوت استرپی پیچیده را به دست میدهند که در آن اصطلاحا α باید ارضا شود.
گریری و ویرا و پندانز Guerrieri، Penedones و Vieira، شبکه کامپیوتری موسسه Perimeter را برنامهریزی کردند تا مقادیری را حل کنند که برهمکنشهای دو گراویتون را در وحدت و تغییر ناپذیری لورنتز حل کنند.
رایانه در کران پایینی خود را برای α: 0.14، در صد در نظر می گیرد - یک تطابق بسیار نزدیک و با دقت بالقوه با کران پایین مطابق با تئوری ریسمان برابر با 0.1389 است .
به عبارت دیگر، به نظر می رسد نظریه ریسمان کل فضای مقادیر مجاز α را در بر می گیرد - حداقل در مکان 10 بعدی که محققان آن را بررسی کردند. ویرا گفت: "این یک شگفتی بزرگ بود."
📌@higgs_field
Telegram
📎
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
🎥 آزمایش دو شکاف و تفسیر کپنهاگ
تفسیر کپنهاگ بهمراه تفاسیر دیگر مانند جهان های متعدد ، بوهمی و ... برای پاسخ به معماهای مکانیک کوانتوم طرح شده اند . اما تنها تفسیر Interpretation هستند . تفسیر کپنهاگ تفسیر پایه مکانیک کوانتوم در نظر گرفته می شود که نسبت به تابع موج ، قلب مکانیک کوانتوم ، دیدگاه ذهنی دارد و همچنین ، تعیین گرا نیست و مسئله اندازه گیری در آن بخوبی معیین نشده است و در نتیجه هیچ علتی برای فروپاشی تابع موج بیان نمی دارد .
ترجمه کوانتوم مکانیک
📌@higgs_field
🎥 آزمایش دو شکاف و تفسیر کپنهاگ
تفسیر کپنهاگ بهمراه تفاسیر دیگر مانند جهان های متعدد ، بوهمی و ... برای پاسخ به معماهای مکانیک کوانتوم طرح شده اند . اما تنها تفسیر Interpretation هستند . تفسیر کپنهاگ تفسیر پایه مکانیک کوانتوم در نظر گرفته می شود که نسبت به تابع موج ، قلب مکانیک کوانتوم ، دیدگاه ذهنی دارد و همچنین ، تعیین گرا نیست و مسئله اندازه گیری در آن بخوبی معیین نشده است و در نتیجه هیچ علتی برای فروپاشی تابع موج بیان نمی دارد .
ترجمه کوانتوم مکانیک
📌@higgs_field
👍6🥰1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊 (✓Sasan-R✓)
.
📌تفسیر کپنهاگ Copenhagen Interpretation
🔺"به میان آوردن مشاهدهگر نباید باعث این بدفهمی شود که ویژگیهای ذهن او وارد توصیف ما از طبیعت میشود. تنها کار مشاهدهگر ثبت تصمیمهاست، یعنی ثبت رویدادهایی در فضا و زمان. مهم نیست که مشاهدهگر یک ابزار است یا یک انسان. ولی ثبت رویداد، یعنی گذار از «ممکن» به «واقعی» در اینجا کاملاً لازم است و نمیتواند در تفسیر ما از مکانیک کوانتومی نادیده گرفته شود."
تفسیر کپنهاکی تعینگرایانه نیست و نیز مفهوم اندازهگیری در آن به درستی تعریف نشدهاست.
Heisenberg, Physics and Philosophy, p. 137
📌@higgs_field
📌تفسیر کپنهاگ Copenhagen Interpretation
🔺"به میان آوردن مشاهدهگر نباید باعث این بدفهمی شود که ویژگیهای ذهن او وارد توصیف ما از طبیعت میشود. تنها کار مشاهدهگر ثبت تصمیمهاست، یعنی ثبت رویدادهایی در فضا و زمان. مهم نیست که مشاهدهگر یک ابزار است یا یک انسان. ولی ثبت رویداد، یعنی گذار از «ممکن» به «واقعی» در اینجا کاملاً لازم است و نمیتواند در تفسیر ما از مکانیک کوانتومی نادیده گرفته شود."
تفسیر کپنهاکی تعینگرایانه نیست و نیز مفهوم اندازهگیری در آن به درستی تعریف نشدهاست.
Heisenberg, Physics and Philosophy, p. 137
📌@higgs_field
❤4
📌 کپنهاگ و کلاسیک-کوانتوم
بیشترین اشتباهی که نویسندگان محتواهای زرد ، عمدی یا سهوی مرتکب آن می شوند عدم تفکیک کوانتوم از کلاسیک است . پدیده ها و قوانین و تئوری های کوانتوم منحصر به کوانتوم اند و معادل کلاسیک ندارند ، از جمله درهم تنیدگی یا برهم نهی و ...
بر همین اساس یک شئ کلاسیک را نمی توان با تفاسیر کوانتوم معرفی کرد .
تفاسیر کوانتوم Quantum Interpretations برای توضیح اینکه چرا یک ذره کوانتومی ممکن است بهشیوه های متفاوتی رفتار کند ، بیان شدند . که مشهور ترین این تفاسیر تفسیر کپنهاگ است که باوجود پیشی گرفتن طرفداران جهان های متعدد ، هنوز توسط بسیاری از فیزیکدانان طرح می شود .
این تفسیر که نخستین بار در 1920 توسط نیلز بور ارائه شد ، بیان می کند که یک ذره در یک حالت یا حالت دیگر وجود ندارد بلکه در آن واحد در کلیه حالت های ممکن قرار دارد و تنها هنگامی که حالت آنرا مشاهده کنیم ، ذره مجبور به انتخاب یک حالت خواهد بود. و از آنجایی که ممکن است هر بار به یک حالت قابل مشاهده متفاوت وادار شود این توضیحی برای رفتار نامنظم ذره خواهد بود .
بعنوان مثال یک فوتون گسیل یافته از خورشید که در خلا حرکت می کند اساسا موجی که همه ی احتمالات را با خود حمل می کند و تا زمانی که آنرا مشاهده نکرده ایم - در این برهم نهی خواهد بود . و هنگام مشاهده ، برهم نهی فرو ریخته و موج وادار به اختیار یکی از حالات احتمال خود خواهد بود .
🔻پس آیا وقتی به ماه نگاه نکنیم - ماه محو می شود؟
وقتی که کوانتوم با کلاسیک و تئوری نیوتونی مقایسه میشود ، بسیار جذاب اما فاقد موضوعیت می شود .
شاید در خوش پندار ترین توضیح ، عالم کلاسیک ، برآمده از کوانتوم است . کوانتومی که در آن رفتار انرژی با توابع موج توصیف می شوند و ماده نیز شکلی از انرژی محصور توصیف می شود . یک شئ ماکرو متشکل از بی شمار پارتیکل کوانتومی است که بسیاری از ویژگی های خود را با برآمدگی یا ظهور emergence بدست آورده و نتیجتا در یک مجموعه ویژگی هایی مشاهده می شود که در زیر مجموعه ها چنین ویژگی هایی مشاهده نمی شود - مانند حیات ، از یک سری عناصر بی جان ، شاهد موجودی جاندار هستیم ، این مهم الزام تفکیک در دو نظریه کلاسیک و کوانتوم را پر رنگ می کند .
📌@higgs_field
بیشترین اشتباهی که نویسندگان محتواهای زرد ، عمدی یا سهوی مرتکب آن می شوند عدم تفکیک کوانتوم از کلاسیک است . پدیده ها و قوانین و تئوری های کوانتوم منحصر به کوانتوم اند و معادل کلاسیک ندارند ، از جمله درهم تنیدگی یا برهم نهی و ...
بر همین اساس یک شئ کلاسیک را نمی توان با تفاسیر کوانتوم معرفی کرد .
تفاسیر کوانتوم Quantum Interpretations برای توضیح اینکه چرا یک ذره کوانتومی ممکن است بهشیوه های متفاوتی رفتار کند ، بیان شدند . که مشهور ترین این تفاسیر تفسیر کپنهاگ است که باوجود پیشی گرفتن طرفداران جهان های متعدد ، هنوز توسط بسیاری از فیزیکدانان طرح می شود .
این تفسیر که نخستین بار در 1920 توسط نیلز بور ارائه شد ، بیان می کند که یک ذره در یک حالت یا حالت دیگر وجود ندارد بلکه در آن واحد در کلیه حالت های ممکن قرار دارد و تنها هنگامی که حالت آنرا مشاهده کنیم ، ذره مجبور به انتخاب یک حالت خواهد بود. و از آنجایی که ممکن است هر بار به یک حالت قابل مشاهده متفاوت وادار شود این توضیحی برای رفتار نامنظم ذره خواهد بود .
بعنوان مثال یک فوتون گسیل یافته از خورشید که در خلا حرکت می کند اساسا موجی که همه ی احتمالات را با خود حمل می کند و تا زمانی که آنرا مشاهده نکرده ایم - در این برهم نهی خواهد بود . و هنگام مشاهده ، برهم نهی فرو ریخته و موج وادار به اختیار یکی از حالات احتمال خود خواهد بود .
🔻پس آیا وقتی به ماه نگاه نکنیم - ماه محو می شود؟
وقتی که کوانتوم با کلاسیک و تئوری نیوتونی مقایسه میشود ، بسیار جذاب اما فاقد موضوعیت می شود .
شاید در خوش پندار ترین توضیح ، عالم کلاسیک ، برآمده از کوانتوم است . کوانتومی که در آن رفتار انرژی با توابع موج توصیف می شوند و ماده نیز شکلی از انرژی محصور توصیف می شود . یک شئ ماکرو متشکل از بی شمار پارتیکل کوانتومی است که بسیاری از ویژگی های خود را با برآمدگی یا ظهور emergence بدست آورده و نتیجتا در یک مجموعه ویژگی هایی مشاهده می شود که در زیر مجموعه ها چنین ویژگی هایی مشاهده نمی شود - مانند حیات ، از یک سری عناصر بی جان ، شاهد موجودی جاندار هستیم ، این مهم الزام تفکیک در دو نظریه کلاسیک و کوانتوم را پر رنگ می کند .
📌@higgs_field
Telegram
📎
👍4❤1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مکانیسم هیگز و جرم ذرات بنیادین و سهم اندک این جرم در جرم اتم
ترجمه کوانتوم مکانیک
همچنین این مقاله را مطالعه کنید:
https://t.me/phys_q/6062
🆔 @phys_Q
ترجمه کوانتوم مکانیک
همچنین این مقاله را مطالعه کنید:
https://t.me/phys_q/6062
🆔 @phys_Q
👍7🥰1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
〰
📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
Chapter ¹ - https://t.me/higgs_field/5659
Chapter ² - https://t.me/higgs_field/5660
Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/5661
Chapter ⁴ - https://t.me/higgs_field/5671
Chapter ⁵ - https://t.me/higgs_field/5672
Chapter ⁶ - https://t.me/higgs_field/5682
Chapter ⁷ - https://t.me/higgs_field/5686
Chapter ⁸ - https://t.me/higgs_field/5701
Chapter ⁹ - https://t.me/higgs_field/5702
Chapter ¹⁰ - https://t.me/higgs_field/5703
Final ¹¹ & final - https://t.me/higgs_field/5709
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
Chirality - https://t.me/higgs_field/5657
https://www.quantamagazine.org/a-new-map-of-the-standard-model-of-particle-physics-20201022/
اختصاصی کوانتوم مکانیک [ لطفا با دقت مطالعه کنید]
📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
Chapter ¹ - https://t.me/higgs_field/5659
Chapter ² - https://t.me/higgs_field/5660
Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/5661
Chapter ⁴ - https://t.me/higgs_field/5671
Chapter ⁵ - https://t.me/higgs_field/5672
Chapter ⁶ - https://t.me/higgs_field/5682
Chapter ⁷ - https://t.me/higgs_field/5686
Chapter ⁸ - https://t.me/higgs_field/5701
Chapter ⁹ - https://t.me/higgs_field/5702
Chapter ¹⁰ - https://t.me/higgs_field/5703
Final ¹¹ & final - https://t.me/higgs_field/5709
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
Chirality - https://t.me/higgs_field/5657
https://www.quantamagazine.org/a-new-map-of-the-standard-model-of-particle-physics-20201022/
اختصاصی کوانتوم مکانیک [ لطفا با دقت مطالعه کنید]
👍3
📌توضیحی برای بوزون هیگز
قسمت نخست
اوکی ، اجازه بدید توصیفی از بوزون هیگز بیان کنم . برای یک توضیح خوب ، نیازمند پیش زمینه های بسیاری هستیم . قصد بیان ناقص نداریم .
در طبیعت 4 نیرو وجود دارد : گراویتی ، الکتروضعیف هسته ای ، و هسته ای قوی و یک چیز که هایپر شارژ hypercharge نامیده می شود . الکترومغناطیس در واقع ترکیبی از دو مورد از این نیروهاست : نیروی الکتروضعیف electroweak و نیروی هایپر شارژ hypercharge ، که این ارتباط تنگاتنگی با هیگز دارد که خواهیم فهمید .
هر نیرو در فاصله ی بین ذرات باردار ، توسط تبادل حامل های نیرو متناسب با نیروی مربوطه ، عمل می کند . شما میتوانید آنرا بعنوان دو نفر که توپ را به جلو و عقب پرتاب می کنند تصور کنید .
تکانه حمل شده توسط توپ ، هر دو نفر را به عقب هُل می دهد . البته تصویر فوق اینکه چرا نیرو ها میتوانند رباینده باشند را توضیح نمی دهد اما این تصویر برای شروع بد نیست .
آنچه اهمیت دارد این است که نیرو ها نیازمند ذرات حامل هستند .
فعلا گراویتی را نادیده می گیریم ، زیرا کار با آن دشوار است . گراویتی نیروی بسیار ضعیفی ست بنابراین ما نمی توانیم ذرات حامل نیرو ، گراویتون ها را به راحتی ایجاد یا مشاهده کنیم . برخی مشکلات فنی وجود دارد که کوانتیزه کردن گراویتی را دشوار می سازد که مربوط به تئوری ریسمان است .
نیروهای باقی مانده از بسیاری جهات شبیه هم هستند .همه آنها توسط ذراتی با اسپین - 1 که بوزون های برداری vector bosons نام دارند ، حمل می شوند . ( بوزون ها دارای اسپین صحیح اند و از نوع خاصی از آمار اسپینی تبعیت می کنند - گزینه دیگر فرمیون با اسپین نیم صحیح است - برداری به 1 بودن اسپین اشاره دارد ) .
میتوانید با توجه به درک ما از تئوری میدان کوانتومی ، این مطلب را که حامل های نیرو باید بوزون های برداری باشند را استخراج کنید . و همچنین منظور از اسپین در اینجا تکانه ی زاویه ای است .
اگر به تعداد کافی توسط بوزون های برداری که اسپین مشابه حمل می کنند ، مورد اصابت قرار بگیرید شروع به چرخش می کنید .
حامل های نیرو عبارتند از :
اندیس B برای هایپرشارژ ، گلوئون ها برای نیروی قوی و w¹ و w² و w³ برای نیروی الکتروضعیف
علاوه بر این ،میتوانید ثابت کنید که همه حامل های نیرو بدون جرم اند . این به نیروها اجازه میدهد برد بی نهایت داشته باشند .
با توجه به اصل عدم قطعیت uncertainty principle ، می توانید انرژی از یونیورس برای ایجاد یک ذره قرض کنید . تا زمانی که در رابطه معکوس با مقدار انرژی که قرض گرفته اید ، آنرا پس دهید . یک رابطه ی مهم استخراج شده از عدم قطعیت :
انرژی های بزرگ با زمان ها و فواصل کوتاه مطابقت دارند .
بنابراین یونیورس با قرض گرفتن مقادیر دلخواه کوچک انرژی ، قادر به ایجاد ذره بدون جرم است که مجبور به پس دادن آن تا مدت زمان بسیار طولانی نیست . که به نیرو اجازه انتشار در مسافت های طولانی را می دهد .
هرچند وقتی به بوزون های پیمانه ای gauge boson که در طبیعت می یابیم ، نگاه کنیم ، شبیه به هیچ چیز نیست . گلوئون را نادیده بگیرید که رمز و راز خودشان را دارند .
ما بوزون های هایپرشارژ و الکتروضعیفی را می یابیم که با هم میکس شده اند . چیزی که ما فوتون می نامیم در واقع ترکیبی از B و w³ است . یک ترکیب دیگر از این دو نیز هست که ما Z می نامیم . w¹ و w² نوعا به دو روش ترکیب شده اند :
یک ترکیب ، ذره ایست که ما +W می نامیم و دارای بار الکتریکی مثبت است . و دیگری -W با بار الکتریکی منفی است . حتی بدتر w و z جرم دار هستند :
بوزون w حدود 80Gev و z حدود 92Gev جرم دارند.
این بطور خاص وقتی بد میشود که شما می آموزید که بوزون های پیمانه ای بدون جرم دو حالت احتمالی دارند :
با جهت گیری اسپین + 1 و -1 ، در حالیکه یک بوزون پیمانه ای جرم دار باید سه حالت اسپینی +1 ,0 ,-1 داشته باشد .
حالت اضافه از کجا نشأت گرفته است؟
به عبارت دیگر چه چیزی رخ داده است؟
📌@higgs_field
قسمت نخست
اوکی ، اجازه بدید توصیفی از بوزون هیگز بیان کنم . برای یک توضیح خوب ، نیازمند پیش زمینه های بسیاری هستیم . قصد بیان ناقص نداریم .
در طبیعت 4 نیرو وجود دارد : گراویتی ، الکتروضعیف هسته ای ، و هسته ای قوی و یک چیز که هایپر شارژ hypercharge نامیده می شود . الکترومغناطیس در واقع ترکیبی از دو مورد از این نیروهاست : نیروی الکتروضعیف electroweak و نیروی هایپر شارژ hypercharge ، که این ارتباط تنگاتنگی با هیگز دارد که خواهیم فهمید .
هر نیرو در فاصله ی بین ذرات باردار ، توسط تبادل حامل های نیرو متناسب با نیروی مربوطه ، عمل می کند . شما میتوانید آنرا بعنوان دو نفر که توپ را به جلو و عقب پرتاب می کنند تصور کنید .
تکانه حمل شده توسط توپ ، هر دو نفر را به عقب هُل می دهد . البته تصویر فوق اینکه چرا نیرو ها میتوانند رباینده باشند را توضیح نمی دهد اما این تصویر برای شروع بد نیست .
آنچه اهمیت دارد این است که نیرو ها نیازمند ذرات حامل هستند .
فعلا گراویتی را نادیده می گیریم ، زیرا کار با آن دشوار است . گراویتی نیروی بسیار ضعیفی ست بنابراین ما نمی توانیم ذرات حامل نیرو ، گراویتون ها را به راحتی ایجاد یا مشاهده کنیم . برخی مشکلات فنی وجود دارد که کوانتیزه کردن گراویتی را دشوار می سازد که مربوط به تئوری ریسمان است .
نیروهای باقی مانده از بسیاری جهات شبیه هم هستند .همه آنها توسط ذراتی با اسپین - 1 که بوزون های برداری vector bosons نام دارند ، حمل می شوند . ( بوزون ها دارای اسپین صحیح اند و از نوع خاصی از آمار اسپینی تبعیت می کنند - گزینه دیگر فرمیون با اسپین نیم صحیح است - برداری به 1 بودن اسپین اشاره دارد ) .
میتوانید با توجه به درک ما از تئوری میدان کوانتومی ، این مطلب را که حامل های نیرو باید بوزون های برداری باشند را استخراج کنید . و همچنین منظور از اسپین در اینجا تکانه ی زاویه ای است .
اگر به تعداد کافی توسط بوزون های برداری که اسپین مشابه حمل می کنند ، مورد اصابت قرار بگیرید شروع به چرخش می کنید .
حامل های نیرو عبارتند از :
اندیس B برای هایپرشارژ ، گلوئون ها برای نیروی قوی و w¹ و w² و w³ برای نیروی الکتروضعیف
علاوه بر این ،میتوانید ثابت کنید که همه حامل های نیرو بدون جرم اند . این به نیروها اجازه میدهد برد بی نهایت داشته باشند .
با توجه به اصل عدم قطعیت uncertainty principle ، می توانید انرژی از یونیورس برای ایجاد یک ذره قرض کنید . تا زمانی که در رابطه معکوس با مقدار انرژی که قرض گرفته اید ، آنرا پس دهید . یک رابطه ی مهم استخراج شده از عدم قطعیت :
انرژی های بزرگ با زمان ها و فواصل کوتاه مطابقت دارند .
بنابراین یونیورس با قرض گرفتن مقادیر دلخواه کوچک انرژی ، قادر به ایجاد ذره بدون جرم است که مجبور به پس دادن آن تا مدت زمان بسیار طولانی نیست . که به نیرو اجازه انتشار در مسافت های طولانی را می دهد .
هرچند وقتی به بوزون های پیمانه ای gauge boson که در طبیعت می یابیم ، نگاه کنیم ، شبیه به هیچ چیز نیست . گلوئون را نادیده بگیرید که رمز و راز خودشان را دارند .
ما بوزون های هایپرشارژ و الکتروضعیفی را می یابیم که با هم میکس شده اند . چیزی که ما فوتون می نامیم در واقع ترکیبی از B و w³ است . یک ترکیب دیگر از این دو نیز هست که ما Z می نامیم . w¹ و w² نوعا به دو روش ترکیب شده اند :
یک ترکیب ، ذره ایست که ما +W می نامیم و دارای بار الکتریکی مثبت است . و دیگری -W با بار الکتریکی منفی است . حتی بدتر w و z جرم دار هستند :
بوزون w حدود 80Gev و z حدود 92Gev جرم دارند.
این بطور خاص وقتی بد میشود که شما می آموزید که بوزون های پیمانه ای بدون جرم دو حالت احتمالی دارند :
با جهت گیری اسپین + 1 و -1 ، در حالیکه یک بوزون پیمانه ای جرم دار باید سه حالت اسپینی +1 ,0 ,-1 داشته باشد .
حالت اضافه از کجا نشأت گرفته است؟
به عبارت دیگر چه چیزی رخ داده است؟
📌@higgs_field
👍3
📌توضیحی برای بوزون هیگز
قسمت دوم
پاسخ میدان هیگز است . اگر یک میدان وجود داشت ( که یک مقدار در سراسر یونیورس داشته باشد ، الکترون ها مانند گلوئون ها و فوتون ها و همه ی ذرات دیگر با یک میدان توضیح داده شوند ) که تحت دو نیروی الکتروضعیف و هایپرشارژ ، شارژ شده باشد . پس هر دوی B و w¹ و w² و w³ باید با اون برهمکنش کنند . بیشتر میدان ها در حالت آرام مقدار صفر دارند ، اگر درون میدان ، انرژی برای ایجاد ذره تزریق نکنید . هر چند اگر این میدان با روش خاصی با خودش برهمکنش کند ، از لحاظ انرژی برای این میدان ، مقدار صفر در نظر نمیگیریم بلکه در هر نقطه دارای مقدار غیر صفر non-zero value است .
پس اطراف شما ، هر جایی که فکر می کنید فضای خالی است ، در واقع یک میدان با مقدار چشم داشتی خلاء vev وجود دارد . این میدان را میدان هیگز می نامیم .
vev→vacuum expectation value
از آنجایی که میدان هیگز هم بار الکتروضعیف و هم هایپر شارژ دارد اگر یکی از این بوزون های پیمانه ای ، برای مسافرت در یونیورس تلاش کند ، خواهید دید که فضا پر از موادی که میخواهند با آن برهمکنش کنند . به همین دلیل z و w جرم مند شده اند ، که برای آنها جابجایی در امتداد یونیورس را سخت تر می کند ، پس اگر میخواهید یکی از این ذرات را ایجاد کنید ، مجبورید مقدار بسیار بیشتری انرژی در یک ناحیه از فضا ، تزریق کنید و همچنین آنها با سرعت آهسته تری در میدان پس زمینه منتشر می شوند .
بیان فوق تعریف خوبی از جرم است ، اگر چیزی جرم داشته باشد ، مطابق با رابطه E= mc² نمیتوان با انرژی کوچک دلخواه آنرا ایجاد کرد و با سرعت کمتر از نور حرکت خواهد کرد .
• در مورد فوتون چطور؟
بسیار خب ، به دلیل ساختار نیروهای الکتروضعیف و هایپرشارژ ، معلوم می شود که هیگز حق انتخاب اندکی در انتخاب مقدار چشم داشتی خلاء vev دارد . به زمانی که یونیورس بسیار داغ بود برگردیم ، میدان هیگز آزادانه از این مینیمم فاصله گرفت اما با سرد شدن ، در نقطه ای درون یونیورس در جهتی direction خاص قرار گرفت .
این به این معنی ست که یک ترکیب از w³ و B در vev دیده می شود ، و در نتیجه مانع از پیشرفت آن می شود و جرم بدست میآورد .
ترکیب دیگر از برهمکنش با ترکیب هایپرشارژ و بار الکتروضعیف ، vev میدان هیگز ، اجتناب می کند . این یکی بدون جرم باقی می ماند و ما آنرا فوتون می نامیم . ترکیبی از بارهایی که با آن برهمکنش دارند را بار الکتریکی می نامیم ، و همان الکترومغناطیسی است که می شناسیم .
میدانیم که فوتون فاقد جرم massless است زیرا برد بی نهایت دارد و در نتیجه قابلیت تاثیر گذاری بر زندگی روزمره ما را دارد .
ترکیبی دیگر ، z ، با ترکیبی از هایپرشارژ و بار الکتروضعیف جفت شده ، که میتوانید آنرا بعنوان ترکیبی (متفاوت) از بار الکتریکی و بار الکتروضعیف بازنویسی کنید .
جفت -w و +w فقط با بار الکتروضعیف جفت شده ، اما وقتی خودشان بار الکتروضعیف داشته باشند ، برهمکنش هایی با فوتون و z را شامل می شوند . که دلیل بکارگیری نشانه گذاری - و + برای آنها را مشخص می کند ، آنها اکنون بار الکتریکی دارند .
ذرات حامل نیروی بدون جرم دامنه و برد بی نهایت دارند اما حامل های نیروی جرم دار کوتاه برد هستند ، این ذرات نمیتوانند خیلی دور سفر کنند قبل از آنکه انرژی که قرض گرفته اند را باز پس دهند . این پاسخ چرایی ضعیف بودن نیروی ضعیف weak force است ، زیرا حامل های نیرویی که مسئول آن هستند برد کوتاهی دارند.
( Like 10-¹⁸ meter short)
📌@higgs_field
قسمت دوم
پاسخ میدان هیگز است . اگر یک میدان وجود داشت ( که یک مقدار در سراسر یونیورس داشته باشد ، الکترون ها مانند گلوئون ها و فوتون ها و همه ی ذرات دیگر با یک میدان توضیح داده شوند ) که تحت دو نیروی الکتروضعیف و هایپرشارژ ، شارژ شده باشد . پس هر دوی B و w¹ و w² و w³ باید با اون برهمکنش کنند . بیشتر میدان ها در حالت آرام مقدار صفر دارند ، اگر درون میدان ، انرژی برای ایجاد ذره تزریق نکنید . هر چند اگر این میدان با روش خاصی با خودش برهمکنش کند ، از لحاظ انرژی برای این میدان ، مقدار صفر در نظر نمیگیریم بلکه در هر نقطه دارای مقدار غیر صفر non-zero value است .
پس اطراف شما ، هر جایی که فکر می کنید فضای خالی است ، در واقع یک میدان با مقدار چشم داشتی خلاء vev وجود دارد . این میدان را میدان هیگز می نامیم .
vev→vacuum expectation value
از آنجایی که میدان هیگز هم بار الکتروضعیف و هم هایپر شارژ دارد اگر یکی از این بوزون های پیمانه ای ، برای مسافرت در یونیورس تلاش کند ، خواهید دید که فضا پر از موادی که میخواهند با آن برهمکنش کنند . به همین دلیل z و w جرم مند شده اند ، که برای آنها جابجایی در امتداد یونیورس را سخت تر می کند ، پس اگر میخواهید یکی از این ذرات را ایجاد کنید ، مجبورید مقدار بسیار بیشتری انرژی در یک ناحیه از فضا ، تزریق کنید و همچنین آنها با سرعت آهسته تری در میدان پس زمینه منتشر می شوند .
بیان فوق تعریف خوبی از جرم است ، اگر چیزی جرم داشته باشد ، مطابق با رابطه E= mc² نمیتوان با انرژی کوچک دلخواه آنرا ایجاد کرد و با سرعت کمتر از نور حرکت خواهد کرد .
• در مورد فوتون چطور؟
بسیار خب ، به دلیل ساختار نیروهای الکتروضعیف و هایپرشارژ ، معلوم می شود که هیگز حق انتخاب اندکی در انتخاب مقدار چشم داشتی خلاء vev دارد . به زمانی که یونیورس بسیار داغ بود برگردیم ، میدان هیگز آزادانه از این مینیمم فاصله گرفت اما با سرد شدن ، در نقطه ای درون یونیورس در جهتی direction خاص قرار گرفت .
این به این معنی ست که یک ترکیب از w³ و B در vev دیده می شود ، و در نتیجه مانع از پیشرفت آن می شود و جرم بدست میآورد .
ترکیب دیگر از برهمکنش با ترکیب هایپرشارژ و بار الکتروضعیف ، vev میدان هیگز ، اجتناب می کند . این یکی بدون جرم باقی می ماند و ما آنرا فوتون می نامیم . ترکیبی از بارهایی که با آن برهمکنش دارند را بار الکتریکی می نامیم ، و همان الکترومغناطیسی است که می شناسیم .
میدانیم که فوتون فاقد جرم massless است زیرا برد بی نهایت دارد و در نتیجه قابلیت تاثیر گذاری بر زندگی روزمره ما را دارد .
ترکیبی دیگر ، z ، با ترکیبی از هایپرشارژ و بار الکتروضعیف جفت شده ، که میتوانید آنرا بعنوان ترکیبی (متفاوت) از بار الکتریکی و بار الکتروضعیف بازنویسی کنید .
جفت -w و +w فقط با بار الکتروضعیف جفت شده ، اما وقتی خودشان بار الکتروضعیف داشته باشند ، برهمکنش هایی با فوتون و z را شامل می شوند . که دلیل بکارگیری نشانه گذاری - و + برای آنها را مشخص می کند ، آنها اکنون بار الکتریکی دارند .
ذرات حامل نیروی بدون جرم دامنه و برد بی نهایت دارند اما حامل های نیروی جرم دار کوتاه برد هستند ، این ذرات نمیتوانند خیلی دور سفر کنند قبل از آنکه انرژی که قرض گرفته اند را باز پس دهند . این پاسخ چرایی ضعیف بودن نیروی ضعیف weak force است ، زیرا حامل های نیرویی که مسئول آن هستند برد کوتاهی دارند.
( Like 10-¹⁸ meter short)
📌@higgs_field
Telegram
📎
👍5
عبور از سندرم | ۶. زمان، دینامیک، و برامدن انسان نوین ایرانی
✍️رضا منصوری
۱۳ اسفند ۱۴۰۰
rmansouri.ir
عصر آگاهی را به راه اندازیم. نه بهصورتی حافظ و خیامگونه. نه با آه و حیرت. با خلاقیت در علم و فناوری. با نگاه به آینده و خداگونگی. پروردگر و آفریدگر شویم!
https://telegra.ph/عبور-از-سندرم-03-04
📌@rmansouri_ir
📌@higgs_field
✍️رضا منصوری
۱۳ اسفند ۱۴۰۰
rmansouri.ir
عصر آگاهی را به راه اندازیم. نه بهصورتی حافظ و خیامگونه. نه با آه و حیرت. با خلاقیت در علم و فناوری. با نگاه به آینده و خداگونگی. پروردگر و آفریدگر شویم!
https://telegra.ph/عبور-از-سندرم-03-04
📌@rmansouri_ir
📌@higgs_field
Telegraph
عبور از سندرم | ۶. زمان، دینامیک، و برامدن انسان نوین ایرانی
بر مبنای یک سخنرانی با عنوان حیات و کیهان در بانک آینده، ۱۳ آبان ۱۴۰۰. موضوع انسان ایرانی در گذشته و حال در یادداشتهای قبلی من منعکس شده. با مفهوم اَزَمانیت و چگونگی ارتباط آن با امر قدسی آشنا شدیم. امر قدسی و وحدانیت همواره در زندگی ما ایرانیان پر نقش بوده.…
👍4
Forwarded from physics
📌توضیحی برای بوزون هیگز
Chapter 1 - https://t.me/higgs_field/6063
Chapter 2 - https://t.me/higgs_field/6067
Chapter 1 - https://t.me/higgs_field/6063
Chapter 2 - https://t.me/higgs_field/6067
👍2❤1