Forwarded from اتچ بات
◾️اگر تابش هاوکینگ از یک سیاهچاله بزرگ را که در نتیجه رُمبش یک ستاره به وجود آمده است اندازهگیری کنیم، ناامید خواهیم شد. دمای سطح سیاهچالهای به این بزرگی، کمتر از یک میلیونیم درجه بالاتر از صفر مطلق خواهد بود. هر قدر سیاهچاله بزرگتر باشد، دمای آن کمتر است. استیون هاوکینگ میگوید، «سیاهچالهای با جرم ده برابر خورشید، ممکن است چند هزار فوتون در ثانیه گسیل دارد، ولی این فوتونها طول موجی به اندازه سیاهچاله خوهاند داشت و انرژی آنها آنقدر کم خواهد بود که آشکارسازی آنها ممکن نیست». مطلب را میتوان اینطور بیان کرد: هرقدر جرم زیادتر باشد، سطح افق رویداد بزرگتر، هرچه سطح افق رویداد بزرگتر باشد، آنتروپی بیشتر است. هرچه آنتروپی بیشتر باشد دمای سطح و آهنگ گسیل کمتر است.
◾️با این حال، هاوکینگ، خیلی زود، در سال 1971 نظر داد که نوع دیگری از سیاهچاله وجود دارد: سیاهچالههای خیلی ریز که جالبترین آنها به انداز هسته اتم است. این سیاهچالهها بهطور قطع منفجر میشوند و تابش میکنند. به یاد داشته باشیم که هر قدر سیاهچاله کوچکتر باشد، دمای سطح آن بیشتر است. هاوکینگ در مورد این سیاهچالههای بسیار ریز میگوید: « این سیاهچالهها را به زحمت میتوان سیاه نامید: آنها در حقیقت داغ و سفیدند.
◾️در مکانیک کلاسیک سیاه چاله ها سیاه هستند اما در مکانیک کوانتومی سیاه چاله ها تابش می کنند و این چیزی است که نخستین بار هاوکینگ مطرح کرد:
Classically, black holes are black.
Quantum mechanically, black holes radiate, with a radiation known as Hawking radiation, after the British physicist Stephen Hawking who first proposed it.
◾️تابش هاوکینگ یک تابش جسم سیاه است که تابع درجه حرارت آن است که از رابطه زیر تبعیت می کند:
Hawking radiation has a blackbody (Planck) spectrum with a temperature T given by
kT = hbar g / (2 pi c) = hbar c / (4 pi rs)
where k is Boltzmann's constant, hbar = h / (2 pi) is Planck's constant divided by 2 pi, and g = G M / rs2 is the surface gravity at the horizon, the Schwarzschild radius rs, of the black hole of mass M. Numerically, the Hawking temperature is T = 4 ?nbsp;10-20 g Kelvin if the gravitational acceleration g is measured in Earth gravities (gees).
The Hawking luminosity L of the black hole is given by the usual Stefan-Boltzmann blackbody formula
L = A sigma T^4
where A = 4 pi rs2 is the surface area of the black hole, and sigma = pi2 k4 / (60 c2 hbar3) is the Stefan-Boltzmann constant. If the Hawking temperature exceeds the rest mass energy of a particle type, then the black hole radiates particles and antiparticles of that type, in addition to photons, and the Hawking luminosity of the black hole rises to
L = A (neff / 2) sigma T^4
where neff is the effective number of relativistic particle types, including the two helicity types (polarizations) of the photon.
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
◾️با این حال، هاوکینگ، خیلی زود، در سال 1971 نظر داد که نوع دیگری از سیاهچاله وجود دارد: سیاهچالههای خیلی ریز که جالبترین آنها به انداز هسته اتم است. این سیاهچالهها بهطور قطع منفجر میشوند و تابش میکنند. به یاد داشته باشیم که هر قدر سیاهچاله کوچکتر باشد، دمای سطح آن بیشتر است. هاوکینگ در مورد این سیاهچالههای بسیار ریز میگوید: « این سیاهچالهها را به زحمت میتوان سیاه نامید: آنها در حقیقت داغ و سفیدند.
◾️در مکانیک کلاسیک سیاه چاله ها سیاه هستند اما در مکانیک کوانتومی سیاه چاله ها تابش می کنند و این چیزی است که نخستین بار هاوکینگ مطرح کرد:
Classically, black holes are black.
Quantum mechanically, black holes radiate, with a radiation known as Hawking radiation, after the British physicist Stephen Hawking who first proposed it.
◾️تابش هاوکینگ یک تابش جسم سیاه است که تابع درجه حرارت آن است که از رابطه زیر تبعیت می کند:
Hawking radiation has a blackbody (Planck) spectrum with a temperature T given by
kT = hbar g / (2 pi c) = hbar c / (4 pi rs)
where k is Boltzmann's constant, hbar = h / (2 pi) is Planck's constant divided by 2 pi, and g = G M / rs2 is the surface gravity at the horizon, the Schwarzschild radius rs, of the black hole of mass M. Numerically, the Hawking temperature is T = 4 ?nbsp;10-20 g Kelvin if the gravitational acceleration g is measured in Earth gravities (gees).
The Hawking luminosity L of the black hole is given by the usual Stefan-Boltzmann blackbody formula
L = A sigma T^4
where A = 4 pi rs2 is the surface area of the black hole, and sigma = pi2 k4 / (60 c2 hbar3) is the Stefan-Boltzmann constant. If the Hawking temperature exceeds the rest mass energy of a particle type, then the black hole radiates particles and antiparticles of that type, in addition to photons, and the Hawking luminosity of the black hole rises to
L = A (neff / 2) sigma T^4
where neff is the effective number of relativistic particle types, including the two helicity types (polarizations) of the photon.
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
Telegram
attach 📎
◾️انتروپی entropy
کمیتی ترمودینامیکی است که اندازهای برای درجهٔ بینظمی در هر سیستم است. هر چه درجهٔ بینظمی بالاتر باشد، آنتروپی بیشتر است.
◾️فرمالیسم آنتروپی:
S=∫ C dT/T
که در آن :
S آنتروپی
C ظرفیت گرمایی
T دما
واحد آنتروپی ژول بر کلوین است .
J/K
📌@higgs_field
کمیتی ترمودینامیکی است که اندازهای برای درجهٔ بینظمی در هر سیستم است. هر چه درجهٔ بینظمی بالاتر باشد، آنتروپی بیشتر است.
◾️فرمالیسم آنتروپی:
S=∫ C dT/T
که در آن :
S آنتروپی
C ظرفیت گرمایی
T دما
واحد آنتروپی ژول بر کلوین است .
J/K
📌@higgs_field
💭چرا فلسفه مهمتر از سیاست است !؟
✍اکثراً معتقدند مباحث فلسفی هیچ اهمیتی برای افراد جامعه ندارد، یا حتی برخی از آنها اصلاً شناختی از فلسفه ندارند. اما سوال اینجاست که آیا واقعاً چنین است؟ هرگز.
⚜اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه، از تحصیلکرده تا کم سواد و حتی بیسواد، همواره سیاست را کم یا بیش دنبال میکنند. اما کسی فلسفه را دنبال نمیکند، زیرا با یک نوع اپیدمیِ سطحینگری و نادانی روبرو هستیم که دلیل آن را در این جستار کوتاه و مختصر خواهیم دید.
🔷ًوقایع زندگی اجتماعی ما متأثر از وقایع اقتصادی است. درک یک انسان عادی با کمترین سطح دانش این است که یکی از مؤثرترین عوامل(یا می توان گفت موثرترین عامل) در زندگی هر شخص اوضاع مالی اوست. این تنها امریست که هر شخصی با هر نگاهی میپذیرد. اوضاع مالی هر شخصی کاملاً وابسته به اوضاع اقتصادی کشور است.
🔶اوضاع اقتصادی نیز کاملاً وابسته به سیاست کشور است و سیاست کشورها نتیجهٔ اعتقادات، نظرات و اندیشههای اساسی است که این اندیشهها کاملاً وابسته به نوع جهانبینی است. به تعبیر خیلی ساده اگر زنجیرهٔ عللِ موثر در زندگی انسان را دنبال کنیم، منشاء آن به عقاید و اندیشههای بنیادینی میرسد که نوع حاکمیت و نظام سیاسی هر کشور از دلِ آن بیرون میآید.
❇️ اما این آراء و عقاید و جهانبینی بنیادی را چه چیزی تعیین کرده و محک میزند؟این عقاید،ایدئولوژی و جهانبینیها از کجا نشأت میگیرد؟ بدون تردید ریشهٔ آنها در فلسفه کاشته میشود. به محض اینکه ما قصد بررسی یک عقیده،ایدئولوژی یا جهانبینی را داشته باشیم، از آن دفاع کنیم یا آن را مورد انتقاد قرار دهیم، وارد عرصهٔ فلسفه شدهایم. کمونیسم،سوسیالیسم،لیبرالیسم و... انواع این نگرشها با شاخ و برگهای متعدد و متکثری که پدید آمدهاند همگی از دل فلسفه خارج شده و زیستجهانِ یکایک انسانها را تحت تاثیر قرار داده و به نوعی سرنوشت آنها را تعیین کردند.
♦️این یک دلیل ابتدایی برای فهم سادهٔ اهمیت اندیشههای فلسفی است. چرا که اندیشههای سیاسی و حتی اقتصادی، فرهنگی و غیره نیز مستقیماً ملهم از جهانبینی و گفتمانهای جاریست. در نتیجه هیچگاه ریشههای تحولات زندگی بشر در دنیای سیاست نبوده است. برای شناخت گفتمانها و اندیشهها ما به دانش در معنای وسیعتر خود نیاز داریم. شناخت در حوزههای مختلف به ما کمک میکنند که در مواضع فلسفی دقیقتر و عمیقتر بکوشیم، اما در این خود فلسفه بازیگر اصلی است.
🚸برخلاف این امر، عموم افراد در جوامع مختلف، تصور سطحیتری دارند. یعنی به جای توجه به ریشهٔ اصلی مسائل، به شاخ و برگهایی که در درجات بعدی اهمیت دارند،مثل سیاست، توجه میکنند .
🗯عموم افراد در طول شبانهروز سعی میکنند از تحولات سیاسی باخبر باشند و جزئیترین تحولات سیاسی را دنبال کنند. اگر از تحولاتی راضی باشند حساب آن را به پای تحولات سیاسی و اگر منتقد و معترض باشند به سراغ سیاست خواهند رفت، در حالی که منشاء اصلی تمام تحولات ریشه در فلسفه دارد.
🐘همانطور که فیلسوف امریکایی پیتر کریفت میگوید : ما یک فیل بزرگ داریم بعنوان مسائل کلی، و چون نمیتوانیم برای مقابله با آن یک فیل بسازیم، هزاران موش کوچک میسازیم و روی فیل میاندازیم. در نتیجه ما در طول روز درگیر این موشها شدهایم. در حالیکه این موشها هیچگاه جای فیل را نخواهند گرفت. حال حکایت مردم در عرصه اجتماعی درست مانند همین است. تمام مسائل مربوط به فیلِ جهانبینی و فلسفه است اما دائماً دلمشغولِ موشِ امرسیاسی هستند.
✍ آرین رسولی
✍اکثراً معتقدند مباحث فلسفی هیچ اهمیتی برای افراد جامعه ندارد، یا حتی برخی از آنها اصلاً شناختی از فلسفه ندارند. اما سوال اینجاست که آیا واقعاً چنین است؟ هرگز.
⚜اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه، از تحصیلکرده تا کم سواد و حتی بیسواد، همواره سیاست را کم یا بیش دنبال میکنند. اما کسی فلسفه را دنبال نمیکند، زیرا با یک نوع اپیدمیِ سطحینگری و نادانی روبرو هستیم که دلیل آن را در این جستار کوتاه و مختصر خواهیم دید.
🔷ًوقایع زندگی اجتماعی ما متأثر از وقایع اقتصادی است. درک یک انسان عادی با کمترین سطح دانش این است که یکی از مؤثرترین عوامل(یا می توان گفت موثرترین عامل) در زندگی هر شخص اوضاع مالی اوست. این تنها امریست که هر شخصی با هر نگاهی میپذیرد. اوضاع مالی هر شخصی کاملاً وابسته به اوضاع اقتصادی کشور است.
🔶اوضاع اقتصادی نیز کاملاً وابسته به سیاست کشور است و سیاست کشورها نتیجهٔ اعتقادات، نظرات و اندیشههای اساسی است که این اندیشهها کاملاً وابسته به نوع جهانبینی است. به تعبیر خیلی ساده اگر زنجیرهٔ عللِ موثر در زندگی انسان را دنبال کنیم، منشاء آن به عقاید و اندیشههای بنیادینی میرسد که نوع حاکمیت و نظام سیاسی هر کشور از دلِ آن بیرون میآید.
❇️ اما این آراء و عقاید و جهانبینی بنیادی را چه چیزی تعیین کرده و محک میزند؟این عقاید،ایدئولوژی و جهانبینیها از کجا نشأت میگیرد؟ بدون تردید ریشهٔ آنها در فلسفه کاشته میشود. به محض اینکه ما قصد بررسی یک عقیده،ایدئولوژی یا جهانبینی را داشته باشیم، از آن دفاع کنیم یا آن را مورد انتقاد قرار دهیم، وارد عرصهٔ فلسفه شدهایم. کمونیسم،سوسیالیسم،لیبرالیسم و... انواع این نگرشها با شاخ و برگهای متعدد و متکثری که پدید آمدهاند همگی از دل فلسفه خارج شده و زیستجهانِ یکایک انسانها را تحت تاثیر قرار داده و به نوعی سرنوشت آنها را تعیین کردند.
♦️این یک دلیل ابتدایی برای فهم سادهٔ اهمیت اندیشههای فلسفی است. چرا که اندیشههای سیاسی و حتی اقتصادی، فرهنگی و غیره نیز مستقیماً ملهم از جهانبینی و گفتمانهای جاریست. در نتیجه هیچگاه ریشههای تحولات زندگی بشر در دنیای سیاست نبوده است. برای شناخت گفتمانها و اندیشهها ما به دانش در معنای وسیعتر خود نیاز داریم. شناخت در حوزههای مختلف به ما کمک میکنند که در مواضع فلسفی دقیقتر و عمیقتر بکوشیم، اما در این خود فلسفه بازیگر اصلی است.
🚸برخلاف این امر، عموم افراد در جوامع مختلف، تصور سطحیتری دارند. یعنی به جای توجه به ریشهٔ اصلی مسائل، به شاخ و برگهایی که در درجات بعدی اهمیت دارند،مثل سیاست، توجه میکنند .
🗯عموم افراد در طول شبانهروز سعی میکنند از تحولات سیاسی باخبر باشند و جزئیترین تحولات سیاسی را دنبال کنند. اگر از تحولاتی راضی باشند حساب آن را به پای تحولات سیاسی و اگر منتقد و معترض باشند به سراغ سیاست خواهند رفت، در حالی که منشاء اصلی تمام تحولات ریشه در فلسفه دارد.
🐘همانطور که فیلسوف امریکایی پیتر کریفت میگوید : ما یک فیل بزرگ داریم بعنوان مسائل کلی، و چون نمیتوانیم برای مقابله با آن یک فیل بسازیم، هزاران موش کوچک میسازیم و روی فیل میاندازیم. در نتیجه ما در طول روز درگیر این موشها شدهایم. در حالیکه این موشها هیچگاه جای فیل را نخواهند گرفت. حال حکایت مردم در عرصه اجتماعی درست مانند همین است. تمام مسائل مربوط به فیلِ جهانبینی و فلسفه است اما دائماً دلمشغولِ موشِ امرسیاسی هستند.
✍ آرین رسولی
یک تصویر گلکس از کهکشان مارپیچی مسیه ۸۱ در نورفرابنفش.
♻️اخترشناسی فرابنفش (انگلیسی: Ultraviolet astronomy)
رصدتابش الکترومغناطیسی در طول موج فرابنفش بین بازه تقریبی ۱۰ تا ۳۲۰ نانومتر است. طول موجهای کوتاهتر (فوتونهای دارای انرژی بیشتر) توسط اخترشناسی پرتو ایکس و اخترشناسی پرتو گامامطالعه و بررسی میشوند. نور در این طول موجها توسط جو زمین جذب میشود، بنابراین رصد این طول موجها باید بالاتر از جو زمین یا از فضا صورت گیرد.
📌@higgs_field
♻️اخترشناسی فرابنفش (انگلیسی: Ultraviolet astronomy)
رصدتابش الکترومغناطیسی در طول موج فرابنفش بین بازه تقریبی ۱۰ تا ۳۲۰ نانومتر است. طول موجهای کوتاهتر (فوتونهای دارای انرژی بیشتر) توسط اخترشناسی پرتو ایکس و اخترشناسی پرتو گامامطالعه و بررسی میشوند. نور در این طول موجها توسط جو زمین جذب میشود، بنابراین رصد این طول موجها باید بالاتر از جو زمین یا از فضا صورت گیرد.
📌@higgs_field
Forwarded from اتچ بات
هنگامی که سیاهچاله تشکیل می شود، مقدار بسیار زیاد اطلاعات مربوط به جرم پیشین یعنی همان ستاره ای که بر اثر رمبش گرانشی آن، سیاهچاله به وجود آمده، به اجبار از بین رفته است.
به صورت علمی به این مسئله، قضیه "no-hair" یا "بدون مو" می گویند یعنی هرسیاهچاله ای دارای قضیه no-hair است.
پس از تشکیل سیاهچاله تنها، جرم و سرعت چرخش آن قابل اندازه گیری است.
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
◾️نظریهٔ بدون مو:
بیان میدارد که همهٔ جوابهای سیاهچالهایِ معادلات گرانش و الکترومغناطیس اینشتین-ماکسوِل در نسبیت عام را میتوان بهوسیلهٔ سه پارامتر کلاسیک قابل مشاهده از بیرون مشخص کرد:
◾️جرم
◾️بار الکتریکی
◾️ تکانهٔ زاویهای
همهٔ اطلاعات دیگر (که در این نظریه به مو تشبیه شدهاند) دربارهٔ موادی که سیاهچاله را تشکیل دادهاند یا موادی که به درون آن ریزش میکند، در پشت افق رویداد سیاهچاله ناپدید میشوند و برای همیشه از دسترس مشاهده ناظرین خارجی خارج میشود.
به صورت علمی به این مسئله، قضیه "no-hair" یا "بدون مو" می گویند یعنی هرسیاهچاله ای دارای قضیه no-hair است.
پس از تشکیل سیاهچاله تنها، جرم و سرعت چرخش آن قابل اندازه گیری است.
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
◾️نظریهٔ بدون مو:
بیان میدارد که همهٔ جوابهای سیاهچالهایِ معادلات گرانش و الکترومغناطیس اینشتین-ماکسوِل در نسبیت عام را میتوان بهوسیلهٔ سه پارامتر کلاسیک قابل مشاهده از بیرون مشخص کرد:
◾️جرم
◾️بار الکتریکی
◾️ تکانهٔ زاویهای
همهٔ اطلاعات دیگر (که در این نظریه به مو تشبیه شدهاند) دربارهٔ موادی که سیاهچاله را تشکیل دادهاند یا موادی که به درون آن ریزش میکند، در پشت افق رویداد سیاهچاله ناپدید میشوند و برای همیشه از دسترس مشاهده ناظرین خارجی خارج میشود.
Telegram
attach 📎
◾️ثبت تصاویری زیبا از خورشید
پائول اندرو یک مدرس ۶۶ساله بازنشسته رشتهی عکاسی است که از باغ خود در شهر کِنت انگلیس تصاویر زیبایی از سطح خورشید به ثبت رسانده است.
📌@higgs_field
پائول اندرو یک مدرس ۶۶ساله بازنشسته رشتهی عکاسی است که از باغ خود در شهر کِنت انگلیس تصاویر زیبایی از سطح خورشید به ثبت رسانده است.
📌@higgs_field
◾️آیا واقعا امواج گرانشی سببکش آمدن فضا_زمان میگردد؟
◾️آیا میتوان کش آمدن فضا زمان را آشکار سازی و محاسبه کرد؟
بزودی ...
📌@higgs_field
◾️آیا میتوان کش آمدن فضا زمان را آشکار سازی و محاسبه کرد؟
بزودی ...
📌@higgs_field
Forwarded from اتچ بات
◾️لايگو،مخفف رصدخانه امواج گرانشي تداخلسنج ليزري، (LIGO) از ويژگيهاي فيزيكي نور و فضا براي رديابي و درك منشا امواج گرانشي بهرهبرداري ميكند.
لايگو با هدف آشکارسازی مستقیم امواج گرانشی در سال 1992 به صورت اشتراكي توسط کیپ تورن و رونالد درور از موسسه فناوری يا كلتك و رینر وایس از مؤسسه فناوری ماساچوست يا MIT، سه برنده نوبل فيزيك سال 2017، بنا شد. لیگو پروژه مشترکی بین دانشمندان MIT، كلتك و بسياري از دیگر مراكز از 20 كشور مختلف جهان است. پشتیبان مالی اين پروژه بنیاد ملی علوم است که هزینهاي برابر 365 میلیون دلار به ايجاد آن اختصاص دادهاست.
◾️نوبل فیزیک در دست کاشفان امواج گرانشی
اگرچه اين آزمايشگاه با نام رصدخانه شناخته ميشود، اما لايگو متفاوت با تمامي رصدخانههايي است كه تاكنون در زمين ساخته شدهاست. اين تفاوت را با مقايسه تصاوير لايگو با يك رصدخانه معمولي نيز ميتوان متوجه شد.
1/3
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
لايگو با هدف آشکارسازی مستقیم امواج گرانشی در سال 1992 به صورت اشتراكي توسط کیپ تورن و رونالد درور از موسسه فناوری يا كلتك و رینر وایس از مؤسسه فناوری ماساچوست يا MIT، سه برنده نوبل فيزيك سال 2017، بنا شد. لیگو پروژه مشترکی بین دانشمندان MIT، كلتك و بسياري از دیگر مراكز از 20 كشور مختلف جهان است. پشتیبان مالی اين پروژه بنیاد ملی علوم است که هزینهاي برابر 365 میلیون دلار به ايجاد آن اختصاص دادهاست.
◾️نوبل فیزیک در دست کاشفان امواج گرانشی
اگرچه اين آزمايشگاه با نام رصدخانه شناخته ميشود، اما لايگو متفاوت با تمامي رصدخانههايي است كه تاكنون در زمين ساخته شدهاست. اين تفاوت را با مقايسه تصاوير لايگو با يك رصدخانه معمولي نيز ميتوان متوجه شد.
1/3
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
◾️لايگو برخلاف رصدخانه هاي معمولي هيچ گنبد و تلسكوپي ندارد،اما از آنجايي كه در فضا به دنبال امواج گرانشي است، آن را رصدخانه مينامند. اين آزمايشگاه در حقيقت بيشتر يك آزمايشگاه فيزيكي است تا نجومي،آزمايشگاهي فيزيكي با ابعادي بزرگ و پيچيدگيهاي بزرگترين شتابدهندههاي ذرهاي و آزمايشگاههاي اتمي جهان.
باوجود اينكه ماموريت اين مركز رديابي امواج گرانشي است، دادههايي كه توسط اين مركز گردآوري ميشوند بر حوزههاي فيزيكي مانند گرانش، نسبيت، فيزيك اخترشناسي، كيهانشناسي، فيزيك ذرات و فيزيك هستهاي تاثيري فراتر از حد تصور خواهند داشت.
با اينهمه از آنجايي كه لايگو نام رصدخانه را به دنبال دارد بهتر است ابتدا تفاوت اين مجموعه با رصدخانههايي كه در باور عمومي ثبت شدهاند را بازگو كرد:
◾️لايگو نابينا است
برخلاف تلسكوپهاي نوري و راديويي، لايگو نميتواند تشعشعات الكترومغناطيسي (نور مرئي، امواج راديويي، ماكروويو) را مشاهده كند زيرا امواج گرانشي بخشي از طيف الكترومغناطيسي نيستند. در حقيقت تشعشعات الكترومغناطيسي براي لايگو به اندازهاي غيرضروري است كه كاملا نسبت به آن عايق شدهاست و نميتواند چيزي را ببيند، درعوض ميتواند امواج گرانشي نامرئي را حس كند.
◾️لايگو كروي نيست
از آنجايي كه اين مجموعه نيازي به جمعآوري نور ستارهها يا ديگر اجرام موجود در جهان را ندارد، نيازي به كروي بودن يا نيم كرهاي بودن، شكلهايي كه به جمعآوري بيشتر تشعشعات الكترومغناطيسي كمك ميكنند، نخواهد بود. لايگو به جاي داشتن چشمي شبيه به رصدخانه ةاي نجومي،داراي دو گوش بلند به طول 4 كيلومتر است كه از لولههاي فولادي خلاء به قطر 1.2 متر تشكيل شدهاند. اين لولهها به شكل L در كنار هم قرار گرفتهاند و توسط لايهاي وسيع و ضخيم بتني از جهان بيرون مجزا شدهاند.
◾️لايگو به تنهايي كار نميكند
اگرچه يك رصدخانه نجومي به تنهايي ميتواند از پس جمعآوري اطلاعات برآيد، رصدخانههاي امواج گرانشي نميتوانند به تنهايي به رصد اين امواج بپردازند. تنها راه قطعي رديابي يك موج گرانشي،عملكرد هماهنگ با قل ديگري است كه در فاصلهاي دورتر قرار دارد تا به اين شكل ارتعاشات محلي به اشتباه به عنوان امواج گرانشي تصور نشوند.
2/3
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
باوجود اينكه ماموريت اين مركز رديابي امواج گرانشي است، دادههايي كه توسط اين مركز گردآوري ميشوند بر حوزههاي فيزيكي مانند گرانش، نسبيت، فيزيك اخترشناسي، كيهانشناسي، فيزيك ذرات و فيزيك هستهاي تاثيري فراتر از حد تصور خواهند داشت.
با اينهمه از آنجايي كه لايگو نام رصدخانه را به دنبال دارد بهتر است ابتدا تفاوت اين مجموعه با رصدخانههايي كه در باور عمومي ثبت شدهاند را بازگو كرد:
◾️لايگو نابينا است
برخلاف تلسكوپهاي نوري و راديويي، لايگو نميتواند تشعشعات الكترومغناطيسي (نور مرئي، امواج راديويي، ماكروويو) را مشاهده كند زيرا امواج گرانشي بخشي از طيف الكترومغناطيسي نيستند. در حقيقت تشعشعات الكترومغناطيسي براي لايگو به اندازهاي غيرضروري است كه كاملا نسبت به آن عايق شدهاست و نميتواند چيزي را ببيند، درعوض ميتواند امواج گرانشي نامرئي را حس كند.
◾️لايگو كروي نيست
از آنجايي كه اين مجموعه نيازي به جمعآوري نور ستارهها يا ديگر اجرام موجود در جهان را ندارد، نيازي به كروي بودن يا نيم كرهاي بودن، شكلهايي كه به جمعآوري بيشتر تشعشعات الكترومغناطيسي كمك ميكنند، نخواهد بود. لايگو به جاي داشتن چشمي شبيه به رصدخانه ةاي نجومي،داراي دو گوش بلند به طول 4 كيلومتر است كه از لولههاي فولادي خلاء به قطر 1.2 متر تشكيل شدهاند. اين لولهها به شكل L در كنار هم قرار گرفتهاند و توسط لايهاي وسيع و ضخيم بتني از جهان بيرون مجزا شدهاند.
◾️لايگو به تنهايي كار نميكند
اگرچه يك رصدخانه نجومي به تنهايي ميتواند از پس جمعآوري اطلاعات برآيد، رصدخانههاي امواج گرانشي نميتوانند به تنهايي به رصد اين امواج بپردازند. تنها راه قطعي رديابي يك موج گرانشي،عملكرد هماهنگ با قل ديگري است كه در فاصلهاي دورتر قرار دارد تا به اين شكل ارتعاشات محلي به اشتباه به عنوان امواج گرانشي تصور نشوند.
2/3
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from اتچ بات
◾️آزمایشی که در این رصدخانه انجام میشود تقریبا مشابه آزمایش مایکلسون-مورلی است. این پروژه از دو آشکارساز استفاده میکند. یکی از آنها در ایالت واشنگتن و دیگری در لوئیزیانا قرار گرفته است.
همانطور كه گفته شد هر آشکارساز به شکل یک L خیلی بزرگ است، با دو بازو به طول 4 کیلومتر. نور لیزر درون هر بازو به طور مرتب بازتاب داده میشود. یک ساعت اتمی بسیار دقیق، مدت زمان رفت و برگشت نور ليزر از ابتدا به انتهاي بازو را محاسبه ميكند. در حالت عادی، هر دو بازو طولي برابر دارند بنابراین مدت زمان سفر نور در هر دو بازو يكسان است.
زماني كه يك موج گرانشي عبور ميكند، فضا زمان در اين منطقه مختل ميشود، متناسب با منبع اين موج و ميزان قطبيدگي آن، عبور موج باعث تغيير طول در يك يا هردو بازو خواهد شد. اين تغيير طول ميان پرتوهاي ليزري باعث ميشود تا مقدار نور در بازوها با نوري كه از مقابل ميآيد تداخل پيدا كند. به بياني ديگر اين مركز به واسطه رديابي اثرات اين امواج در فضا-زمان به جستجوي آن ميپردازد: زماني كه موجي عبور ميكند، موجب انبساط فضا در يك جهت شده و در جهتي عمودي آن را منقبض ميسازد.
لايگو رديابي اين تغييرات را با استفاده از تجهيزاتي به نام تداخلسنج انجام ميدهد، اين ابزار يك پرتو ليزري را به دو بخش تقسيم كرده هريك را به صورت عمودي به سمت ديگري شليك ميكند. اگر پرتوها مسافتهاي يكساني را بپيمايند، به واسطه آينههايي بازتابيده شده و بازگردند، بايد در همان راستايي قرار داشته باشند كه در ابتدا تابيده شدهاند. اما عبور يك موج كيهاني از اين ميان ميتواند مسافتي كه هر پرتو نسبت به پرتو ديگر طي ميكند را دچار تغيير سازد و زماني كه پرتوها به منبع خود باز ميگردند، دانشمندان ميتوانند تغييراتي كه در آنها رخ داده را رديابي كنند.
با اين همه امواج گرانشي ميتوانند بازوهاي ليزري تداخلسنج را دچار تغييراتي بسيار كوچك سازند: تغييري به اندازه 1/10000 از عرض يك هسته اتم. براي پي بردن به چنين تغيير كوچكي لايگو بايد ميتوانست تمامي ديگر منابع ايجاد نويز و پارازيت، از جمله زمينلرزهها و ترافيك خيابانهاي نزديك به مركز را حذف كند. اگرچه اين مركز براي بيش از يك دهه در كشف امواج گرانشي ناموفق عمل كرد، اما ارتقايي كه در سيستم آن ايجاد شد در نهايت به كشف اين امواج كليدي منتهي شد.
◾️چرا امواج گرانشي؟
امواج گرانشي در حقيقت رويكردي جديد براي رصد فضا هستند. براي مثال امكان رديابي امواج ناشي از انفجار بزرگ را فراهم ميآورند و ميتوانند اطلاعات بيشتري درباره چگونگي شكلگيري جهان هستي در اختيار دانشمندان قرار دهند. برخورد سياهچالهها، انفجار ابرنواختران و نوسانات ستارههاي نوتروني نيز ميتوانند عامل ايجاد اين امواج باشند. از اين رو رديابي امواج گرانشي ميتواند ديدگاهي جديد از عوامل ايجاد كننده رويدادهاي كيهاني خلق كنند.
با كمك اين امواج دانش نجوم متفاوتتر از هميشه خواهد شد. دانش نجوم با استفاده از اين امواج راهكاري براي رديابي اجرامي مانند سياهچالهها و ستارههاي نوتروني و اجرامي كه شايد هنوز كسي از وجود آنها خبر ندارد، يافتهاست كه از خود نور مرئي ساطع نميكنند، به بياني ديگر مرئي نبوده و با چشم قابل مشاهده نيستند؛ اما با كمك اين امواج، چنين پديدههاي نامرئي نيز قابل مطالعه خواهندشد.
در نهايت، امواج گرانشي ميتوانند به فيزيكدانان در درك قوانين بنيادين جهان هستي كمك كنند. اين امواج در حقيقت بخشي كليدي از نظريه نسبيت عام اينشتين به شمار ميرود، با كشف آنها مداركي بيشتر از حقيقي بودن سياهچالهها در اختيار دانشمندان قرار گرفتهاست، پديدههايي كه مدتها است اخترشناسان را دچار سردرگمي كردهاند. به بياني ديگر، اين امواج تصويري كاملا متفاوت را از جهان هستي ترسيم خواهندكرد. دیوید ریتز از رصدخانه گرانشی-تداخلسنجی لیزری،لايگو، ميگويد این اولین باری است که جهان از طریق امواج گرانشی با ما سخن میگوید، ما تا به امروز نسبت به این امواج ناشنوا بودهایم.
3/3
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
همانطور كه گفته شد هر آشکارساز به شکل یک L خیلی بزرگ است، با دو بازو به طول 4 کیلومتر. نور لیزر درون هر بازو به طور مرتب بازتاب داده میشود. یک ساعت اتمی بسیار دقیق، مدت زمان رفت و برگشت نور ليزر از ابتدا به انتهاي بازو را محاسبه ميكند. در حالت عادی، هر دو بازو طولي برابر دارند بنابراین مدت زمان سفر نور در هر دو بازو يكسان است.
زماني كه يك موج گرانشي عبور ميكند، فضا زمان در اين منطقه مختل ميشود، متناسب با منبع اين موج و ميزان قطبيدگي آن، عبور موج باعث تغيير طول در يك يا هردو بازو خواهد شد. اين تغيير طول ميان پرتوهاي ليزري باعث ميشود تا مقدار نور در بازوها با نوري كه از مقابل ميآيد تداخل پيدا كند. به بياني ديگر اين مركز به واسطه رديابي اثرات اين امواج در فضا-زمان به جستجوي آن ميپردازد: زماني كه موجي عبور ميكند، موجب انبساط فضا در يك جهت شده و در جهتي عمودي آن را منقبض ميسازد.
لايگو رديابي اين تغييرات را با استفاده از تجهيزاتي به نام تداخلسنج انجام ميدهد، اين ابزار يك پرتو ليزري را به دو بخش تقسيم كرده هريك را به صورت عمودي به سمت ديگري شليك ميكند. اگر پرتوها مسافتهاي يكساني را بپيمايند، به واسطه آينههايي بازتابيده شده و بازگردند، بايد در همان راستايي قرار داشته باشند كه در ابتدا تابيده شدهاند. اما عبور يك موج كيهاني از اين ميان ميتواند مسافتي كه هر پرتو نسبت به پرتو ديگر طي ميكند را دچار تغيير سازد و زماني كه پرتوها به منبع خود باز ميگردند، دانشمندان ميتوانند تغييراتي كه در آنها رخ داده را رديابي كنند.
با اين همه امواج گرانشي ميتوانند بازوهاي ليزري تداخلسنج را دچار تغييراتي بسيار كوچك سازند: تغييري به اندازه 1/10000 از عرض يك هسته اتم. براي پي بردن به چنين تغيير كوچكي لايگو بايد ميتوانست تمامي ديگر منابع ايجاد نويز و پارازيت، از جمله زمينلرزهها و ترافيك خيابانهاي نزديك به مركز را حذف كند. اگرچه اين مركز براي بيش از يك دهه در كشف امواج گرانشي ناموفق عمل كرد، اما ارتقايي كه در سيستم آن ايجاد شد در نهايت به كشف اين امواج كليدي منتهي شد.
◾️چرا امواج گرانشي؟
امواج گرانشي در حقيقت رويكردي جديد براي رصد فضا هستند. براي مثال امكان رديابي امواج ناشي از انفجار بزرگ را فراهم ميآورند و ميتوانند اطلاعات بيشتري درباره چگونگي شكلگيري جهان هستي در اختيار دانشمندان قرار دهند. برخورد سياهچالهها، انفجار ابرنواختران و نوسانات ستارههاي نوتروني نيز ميتوانند عامل ايجاد اين امواج باشند. از اين رو رديابي امواج گرانشي ميتواند ديدگاهي جديد از عوامل ايجاد كننده رويدادهاي كيهاني خلق كنند.
با كمك اين امواج دانش نجوم متفاوتتر از هميشه خواهد شد. دانش نجوم با استفاده از اين امواج راهكاري براي رديابي اجرامي مانند سياهچالهها و ستارههاي نوتروني و اجرامي كه شايد هنوز كسي از وجود آنها خبر ندارد، يافتهاست كه از خود نور مرئي ساطع نميكنند، به بياني ديگر مرئي نبوده و با چشم قابل مشاهده نيستند؛ اما با كمك اين امواج، چنين پديدههاي نامرئي نيز قابل مطالعه خواهندشد.
در نهايت، امواج گرانشي ميتوانند به فيزيكدانان در درك قوانين بنيادين جهان هستي كمك كنند. اين امواج در حقيقت بخشي كليدي از نظريه نسبيت عام اينشتين به شمار ميرود، با كشف آنها مداركي بيشتر از حقيقي بودن سياهچالهها در اختيار دانشمندان قرار گرفتهاست، پديدههايي كه مدتها است اخترشناسان را دچار سردرگمي كردهاند. به بياني ديگر، اين امواج تصويري كاملا متفاوت را از جهان هستي ترسيم خواهندكرد. دیوید ریتز از رصدخانه گرانشی-تداخلسنجی لیزری،لايگو، ميگويد این اولین باری است که جهان از طریق امواج گرانشی با ما سخن میگوید، ما تا به امروز نسبت به این امواج ناشنوا بودهایم.
3/3
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
Telegram
attach 📎
👍1
لایگو:
طبق نظریهی نسبیت، سرعت نور برای هر مرجعی ثابت است؛ بنابراین، نور زمان متفاوتی طول میکشد تا از هر بازو عبور کند و همدیگر را کامل ازبین نمیبرند. سپس، با تجزیهوتحلیل موج بهدستآمده از ترکیب این دو موج، اطلاعات موج گرانشی را بهدست میآورند. از روی تداخل، پژوهشگران میتوانند طول نسبی دو بازو را در حدود ۱،۱۰۰۰۰۰ قطر پروتون حساب کنند.
نخستین بار در لایگو مشخص شد امواج گرانشی باعث کش آمدن فضا_زمان میگردد.
پیرمرد انشتین درست میگفت.
📌@higgs_field
طبق نظریهی نسبیت، سرعت نور برای هر مرجعی ثابت است؛ بنابراین، نور زمان متفاوتی طول میکشد تا از هر بازو عبور کند و همدیگر را کامل ازبین نمیبرند. سپس، با تجزیهوتحلیل موج بهدستآمده از ترکیب این دو موج، اطلاعات موج گرانشی را بهدست میآورند. از روی تداخل، پژوهشگران میتوانند طول نسبی دو بازو را در حدود ۱،۱۰۰۰۰۰ قطر پروتون حساب کنند.
نخستین بار در لایگو مشخص شد امواج گرانشی باعث کش آمدن فضا_زمان میگردد.
پیرمرد انشتین درست میگفت.
📌@higgs_field
◾️چهارده سپتامبر سال ۲۰۱۵، ساعت پنج و پنجاه و یک دقیقه صبح به وقت شرق آمریکا ابتدا در لیوینگستون و ۶.۹ هزارم ثانیه بعد در هنفورد، این خطکشها به اندازه صدهزارم قطر اتم درازتر و کوتاهتر شدند و به این ترتیب برای اولین بار امواج گرانشی مستقیما ردیابی شدند.
📌@higgs_field
📌@higgs_field
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
در سال 1964 فیزیکدان بریتانیایی پیتر هیگز، فرضیه ای مطرح کرد که چرا ذرات بنیادی مانند الکترون و کوارک جرم دارند و یا از طرفی چرا ذره ای مثل فوتون جرم ندارد یا به طور کلی تر چرا ذرات بنیادی چنین جرم های متفاوتی دارند.
او برای پاسخ این سوال وجود یک میدان سه بعدی را پیش بینی کرد که در کل فضا نفوذ پیدا کرده و هر چیزی که از داخل آن رد می شود را دچار لختی و کندی حرکت می کند.
بعضی ذرات با سختی و لختی بیشتری از این میدان عبور می کنند بنابراین جرم بیشتری دارند مانند الکترون.
بعضی ذرات به راحتی و بدون هیچ لختی از این میدان رد می شوند و این یعنی جرم کمتری دارند یا اصلا جرم ندارند مانند فوتون.
اسم این میدان، میدان هیگز است.
از طرفی همانطور که فوتون ذره حامل نیروی الکترومغناطیس در میدان الکترومغناطیس است، اگر میدان هیگز هم وجود داشته باشد باید یک ذره نیز با خود داشته باشد که اسم این ذره بوزون هیگز است که وجود آن در سال 2012 اثبات شد.
کشف ذره بوزون هیگز نیز به منزله اثبات وجود میدان هیگز است.
بوزون هیگز به ذره خدا یا God particle نیز مشهور است.
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
او برای پاسخ این سوال وجود یک میدان سه بعدی را پیش بینی کرد که در کل فضا نفوذ پیدا کرده و هر چیزی که از داخل آن رد می شود را دچار لختی و کندی حرکت می کند.
بعضی ذرات با سختی و لختی بیشتری از این میدان عبور می کنند بنابراین جرم بیشتری دارند مانند الکترون.
بعضی ذرات به راحتی و بدون هیچ لختی از این میدان رد می شوند و این یعنی جرم کمتری دارند یا اصلا جرم ندارند مانند فوتون.
اسم این میدان، میدان هیگز است.
از طرفی همانطور که فوتون ذره حامل نیروی الکترومغناطیس در میدان الکترومغناطیس است، اگر میدان هیگز هم وجود داشته باشد باید یک ذره نیز با خود داشته باشد که اسم این ذره بوزون هیگز است که وجود آن در سال 2012 اثبات شد.
کشف ذره بوزون هیگز نیز به منزله اثبات وجود میدان هیگز است.
بوزون هیگز به ذره خدا یا God particle نیز مشهور است.
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
Forwarded from اتچ بات
◾️صدایی از اعماق راه شیری که توسط ویجر یک ضبط شده است .
♻️شاهکار ویجر یک
... NASA ...
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
♻️شاهکار ویجر یک
... NASA ...
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
Telegram
attach 📎
اگر کره زمین نیز مانند #زحل دارای هالههایی اطراف خود بود، این هالهها از روی زمین اینگونه دیده میشدند .
📌@higgs_field
📌@higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◾️ هنگامی که اینشتین در سال 1916 تئوری نسبیت خود را ارائه داد، تا یک قرن تمام هیچ کس نتوانست دلیلی فیزیکی از وجود سیاهچاله پیدا کند.
◾️ تا اینکه سرانجام در سال 2016 دانشمندان موفق شدند امواج گرانشی ساتع شده از برخورد دو سیاهچاله را رصد کنند. دانشمندان ثابت کردند نه تنها سیاهچاله ها وجود دارند، بلکه اقرار کردند، اینشتین در تمام مدت درست می گفته است!
📌@higgs_field
◾️ تا اینکه سرانجام در سال 2016 دانشمندان موفق شدند امواج گرانشی ساتع شده از برخورد دو سیاهچاله را رصد کنند. دانشمندان ثابت کردند نه تنها سیاهچاله ها وجود دارند، بلکه اقرار کردند، اینشتین در تمام مدت درست می گفته است!
📌@higgs_field
◾️ثبت تکرار یک پالس نورانی مرموز
در فضا برای دومین بار
اخترشناسان یک فعالیت چرخه ای را در یک " انفجار رادیویی سریع " کشف کرده اند که احتمالا می تواند سرنخ مهمی درباره یک پدیده مرموز فضایی به دست دهد .
◾️انفجارهای رادیویی سریع با FRBs پالس هایی از نور هستند که پس از انفجاری که تنها چند میلی ثانیه طول می کشد ، در اعماق فضا دیده می شوند .این انفجارهای نورانی انرژی بسیار زیادی به میزان انرژی خورشید دارند .
اگر چه دانشمندان اولین بار این پالس های نورانی را در سال 2007 میلادی کشف کردند اما دلیل ایجاد و منبع انتشار این پالس ها همچنان ناشناخته است و تاکنون فرضیه های مختلفی دراین باره مطرح شده از احتمال ادغام ستاره های نوترونی گرفته تا ارتباط آنها با تمدن های پیشرفته ای متعلق به بیگانگان .
◾️ پدیده مرموز و کم سابقه تکرار
اخترشناسان توانسته اند طی یک و نیم دهه گذشته بیش از 100 پالس از این دست را کشف کنند که تقریبا همه آنها فقط یک بار در فضا نمایان شدند .
اما در ژانویه سال جاری میلادی اخترشناسان گزارش دادند که یکی از این انفجارهای رادیویی سریع با نام FRB 180916 J0158+56 تکرار می شود و به نظر می رسد که یک چرخه فعالیت 16 روزه دارد .به این معنی که این پالس پس از انفجار نورانی برای مدت چهار روز در فضا نمایان است ، سپس برای 12 روز ناپدید می شود و باز دوباره در اعماق فضا نمایان می گردد.
انفجار رادیویی سریع FRB 180916 اولین پالس نورانی از این دست بود که دانشمندان متوجه تکرار چرخه فعالیت او شدند و به تازگی آنها اعلام کردند که پالسی دیگر با همان ویژگی تکرار شدن را کشف کرده اند .
بر اساس گزارش آنها به نظر می رسد که این پالس پس از وقوع انفجار برای مدت 90 روز شعله ور است . سپس برای 67 روز ناپدید می شود و باز دوباره نمایان می گردد .
دانشمندان علت وقوع فعالیت چرخه ای در انفجارهای رادیویی سریع را نیز هنوز کشف نکرده اند اما در توضیح این چرخه چند نظریه ارائه داده اند از جمله اینکه این شعله ور شدن دوره ای می تواند با حرکت مداری یک ستاره نوترونی در یک سامانه ستاره دوگانه ( ستاره دوتایی ) در ارتباط باشد .
گزارش این تحقیق روز یکشنبه در مجله انجمن سلطنتی اخترشناسان بریتانیا منتشر شد و دانشمندان امیدوارند که دانش بیشتر درباره انفجار رادیویی سریع بتواند به انسان در کشف ماده گمشده ی جهان کمک کند .
https://www.independent.co.uk/life-style/gadgets-and-tech/news/fast-radio-bursts-frb-repeating-signal-lovell-telescope-jodrell-bank-a9554951.html
در فضا برای دومین بار
اخترشناسان یک فعالیت چرخه ای را در یک " انفجار رادیویی سریع " کشف کرده اند که احتمالا می تواند سرنخ مهمی درباره یک پدیده مرموز فضایی به دست دهد .
◾️انفجارهای رادیویی سریع با FRBs پالس هایی از نور هستند که پس از انفجاری که تنها چند میلی ثانیه طول می کشد ، در اعماق فضا دیده می شوند .این انفجارهای نورانی انرژی بسیار زیادی به میزان انرژی خورشید دارند .
اگر چه دانشمندان اولین بار این پالس های نورانی را در سال 2007 میلادی کشف کردند اما دلیل ایجاد و منبع انتشار این پالس ها همچنان ناشناخته است و تاکنون فرضیه های مختلفی دراین باره مطرح شده از احتمال ادغام ستاره های نوترونی گرفته تا ارتباط آنها با تمدن های پیشرفته ای متعلق به بیگانگان .
◾️ پدیده مرموز و کم سابقه تکرار
اخترشناسان توانسته اند طی یک و نیم دهه گذشته بیش از 100 پالس از این دست را کشف کنند که تقریبا همه آنها فقط یک بار در فضا نمایان شدند .
اما در ژانویه سال جاری میلادی اخترشناسان گزارش دادند که یکی از این انفجارهای رادیویی سریع با نام FRB 180916 J0158+56 تکرار می شود و به نظر می رسد که یک چرخه فعالیت 16 روزه دارد .به این معنی که این پالس پس از انفجار نورانی برای مدت چهار روز در فضا نمایان است ، سپس برای 12 روز ناپدید می شود و باز دوباره در اعماق فضا نمایان می گردد.
انفجار رادیویی سریع FRB 180916 اولین پالس نورانی از این دست بود که دانشمندان متوجه تکرار چرخه فعالیت او شدند و به تازگی آنها اعلام کردند که پالسی دیگر با همان ویژگی تکرار شدن را کشف کرده اند .
بر اساس گزارش آنها به نظر می رسد که این پالس پس از وقوع انفجار برای مدت 90 روز شعله ور است . سپس برای 67 روز ناپدید می شود و باز دوباره نمایان می گردد .
دانشمندان علت وقوع فعالیت چرخه ای در انفجارهای رادیویی سریع را نیز هنوز کشف نکرده اند اما در توضیح این چرخه چند نظریه ارائه داده اند از جمله اینکه این شعله ور شدن دوره ای می تواند با حرکت مداری یک ستاره نوترونی در یک سامانه ستاره دوگانه ( ستاره دوتایی ) در ارتباط باشد .
گزارش این تحقیق روز یکشنبه در مجله انجمن سلطنتی اخترشناسان بریتانیا منتشر شد و دانشمندان امیدوارند که دانش بیشتر درباره انفجار رادیویی سریع بتواند به انسان در کشف ماده گمشده ی جهان کمک کند .
https://www.independent.co.uk/life-style/gadgets-and-tech/news/fast-radio-bursts-frb-repeating-signal-lovell-telescope-jodrell-bank-a9554951.html
The Independent
Mysterious radio bursts coming from deep in space have a 'repeating pattern', astronomers say
Mysterious radio blasts coming from deep in space are repeating in a pattern, scientists have found.
👍2
♻️ اگر چشمان ما حساسیت بیشتری به نور داشت می توانستیم ببینیم که اتومبیلی که در حال نزدیک شدن به ما هست اندکی آبی رنگ و هنگامی که در حال دور شدن از ما هست اندکی قرمز رنگ به نظر می رسه.
◾️به این پدیده "انتقال به سرخ" یا "Red Shift" میگن. در این پدیده نور گسیل شده از یک جرم به سمت طول موج قرمز می ره.
در حقیقت نوری که از یک جرم متحرک به طیف سنج میرسه و ثبت میشه، طول موجی بلندتر و بسامدی کمتر از نور گسیل شده از منبع اون نور داره.
◾️وقتی از زمین به کهکشان های دوردست نگاه می کنیم رنگ اون ها تا حدودی قرمز به نظر می رسن، تقریبا شبیه به حالتی که از پشت عینکی با شیشه های قرمز رنگ به اون ها نگاه می کنیم.
◾️دانشمندان با توجه به این مشاهدات و اثر "انتقال به سرخ" به این نتیجه رسیدن که کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستن و در حقیقت کل کائنات در حال انبساط و گسترش در همه جهات هست و مانند یک بادکنک در حال بزرگتر شدن هست.
#انتقال_به_سرخ #Red_Shift
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
◾️به این پدیده "انتقال به سرخ" یا "Red Shift" میگن. در این پدیده نور گسیل شده از یک جرم به سمت طول موج قرمز می ره.
در حقیقت نوری که از یک جرم متحرک به طیف سنج میرسه و ثبت میشه، طول موجی بلندتر و بسامدی کمتر از نور گسیل شده از منبع اون نور داره.
◾️وقتی از زمین به کهکشان های دوردست نگاه می کنیم رنگ اون ها تا حدودی قرمز به نظر می رسن، تقریبا شبیه به حالتی که از پشت عینکی با شیشه های قرمز رنگ به اون ها نگاه می کنیم.
◾️دانشمندان با توجه به این مشاهدات و اثر "انتقال به سرخ" به این نتیجه رسیدن که کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستن و در حقیقت کل کائنات در حال انبساط و گسترش در همه جهات هست و مانند یک بادکنک در حال بزرگتر شدن هست.
#انتقال_به_سرخ #Red_Shift
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
گروهی از نظریه پردازان آمریکایی توانسته اند بر اساس آزمایشهایی که دانشمندان مجاری انجام داده اند، شواهد بیشتری برای نیروی پنجم در اندازه گیری های واپاشی هسته ای بیابند
لینک خبر: https://bit.ly/2UGdDHQ
لینک خبر: https://bit.ly/2UGdDHQ
Physics World
More evidence for a ‘fifth force’ found in radioactive decay measurements
Anomalies in decays of beryllium-8 and helium-4 point to new physics