📌راه حلی برای پارادوکس کم نوری خورشید جوان the faint young sun paradox چشم انداز کوچکی را برای حیات باز می کند
قسمت ششم
جاناتان اوکالاگان
🔺فواید یک خورشید کم نور
کار اخیر دیگر نشان میدهد که خورشید کمنور جوان ممکن است اصلاً مشکلی ایجاد نکند و مفید بوده است. اگر 4.5 میلیارد سال پیش خورشید بین 92 تا 95 درصد درخشندگی کنونی خود را داشت، ممکن بود زمین بیش از حد داغ شده بود و در نتیجه یک «زمین بخار گرفته steam Earth» ایجاد می شد که بخار آب آن قادر به فرار از جو نبود.
مارتین توربت، اخترفیزیکدان مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه، می گوید: «زمین هرگز نمی توانست اولین اقیانوس های خود را تشکیل دهد. خورشید کمنور جوان ممکن است برای زیستپذیری زمین ضروری باشد.» کار او که در اکتبر منتشر شد، آب و هوای اولیه زهره را مدلسازی کرد و دریافت که این سیاره هرگز به اندازهای خنک نیست که بتواند آب مایع ، حتی با وجود خورشید کمنورتر داشته باشد. اگر خورشید اولیه کم نور نبود، سیاره ما ممکن بود در سرنوشت زهره سهیم باشند.
ماموریتهای آتی به زهره که توسط ناسا و آژانس فضایی اروپا برنامهریزی شدهاند، با جستجوی نشانههایی از آب باستانی به ما بگویند که آیا این ایده درست است یا خیر؟
اگر در این ماموریت ها اثری از آب یافت نشود ، ما باید سپاسگزار خورشید کم نور باشیم. کاستینگ گفت: «این یکی از فواید کم نوری خورشید جوان است. یک خورشید داغ میتواند اقیانوسها را بجوشاند و تبخیر کند ».
سطح بهرام (تصویر بالا) همانطور که از مریخ نورد Perseverance دیده می شود شواهدی از بستر دریاچه های باستانی را نشان می دهد. از سوی دیگر، ناهید (تصویر پایین)، برای وجود آب مایع بسیار داغ بوده است .
مریخ معمای پیچیده تری را ارائه می دهد. بر اساس داده های جدید مریخ نورد Perseverance ناسا، به نظر می رسد که مریخ حداقل 3.7 میلیارد سال پیش رودخانه ها و دریاچه هایی در سطح خود داشته است. مشخص نیست که چگونه این امر در فاصله بیشتر از خورشید امکان پذیر است.
کریستن سیباخ، دانشمند سیارهشناسی در دانشگاه رایس و یکی از اعضای تیم علمی برای ماموریتهای چندگانه رباتیک مریخ، از جمله پرسیورنس، میگوید: «در مریخ، پازل تقویت شده است. مریخ باستانی به دو برابر اثر گلخانهای که امروز روی زمین داریم نیاز داشت.»
نمونههایی که توسط پرسیورنس جمعآوری میشوند و قرار است در دهه 2030 به زمین بازگردانده شوند، میتوانند به ما بگویند که آیا این امکان وجود دارد یا خیر؟!؟
برای سیارات دیگر منظومه های شمسی، مشکل خورشید جوان کم نور، مسئله حیات فرازمینی را پیچیده می کند. در دسامبر 2020، تایرل محاسبه کرد که سکونت پذیری زمین بیشتر به دلیل شانس است. او یک مدل کامپیوتری از 100،000 سیاره ایجاد کرد. همه مدل ها در شروع شبیه سازی به عنوان قابل سکونت شروع در نظر گرفته شدند و سپس هر سیاره را تحت 100 شبیه سازی سناریوهای مختلف فیدبک های آب و هوایی قرار داد. برای 91 درصد از سیارات، حتی یک سیاره شبیه سازی شده را در مقیاس های زمانی زمین شناسی قابل سکونت نگه نمی دارد. وی نوشت: "موفقیت زمین یک نتیجه اجتناب ناپذیر نبود، بلکه احتمالی بود. میتوانست سناریو حیات به سمت دیگری برود."
بنابراین، برای اینکه سیارات فراخورشیدی پتانسیل توسعه حیات را داشته باشند، شاید آنها نیاز دارند که در شرایط مناسب - مانند زمین - مواد و عناصر لازم را داشته باشند.
ما می دانیم که زندگی در زیر نور خورشید جوان ما امکان پذیر شده و اکنون ممکن است دلیل آن را بدانیم. چیزی که ما دریافتیم این است که بسیار خوش شانس بوده ایم که از تبدیل شدن به یک زمین گلوله برفی دائمی یا حتی یک زمین بخار گرفته اجتناب کرده ایم.
فلونر بیان داشت : «مباحث بزرگی در مورد الزامات قابل سکونت شدن یک سیاره وجود دارد. حتی روی زمین، همه چیز میتوانست به راحتی بگونه ای متفاوت پیش برود .»
📌@higgs_field
قسمت ششم
جاناتان اوکالاگان
🔺فواید یک خورشید کم نور
کار اخیر دیگر نشان میدهد که خورشید کمنور جوان ممکن است اصلاً مشکلی ایجاد نکند و مفید بوده است. اگر 4.5 میلیارد سال پیش خورشید بین 92 تا 95 درصد درخشندگی کنونی خود را داشت، ممکن بود زمین بیش از حد داغ شده بود و در نتیجه یک «زمین بخار گرفته steam Earth» ایجاد می شد که بخار آب آن قادر به فرار از جو نبود.
مارتین توربت، اخترفیزیکدان مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه، می گوید: «زمین هرگز نمی توانست اولین اقیانوس های خود را تشکیل دهد. خورشید کمنور جوان ممکن است برای زیستپذیری زمین ضروری باشد.» کار او که در اکتبر منتشر شد، آب و هوای اولیه زهره را مدلسازی کرد و دریافت که این سیاره هرگز به اندازهای خنک نیست که بتواند آب مایع ، حتی با وجود خورشید کمنورتر داشته باشد. اگر خورشید اولیه کم نور نبود، سیاره ما ممکن بود در سرنوشت زهره سهیم باشند.
ماموریتهای آتی به زهره که توسط ناسا و آژانس فضایی اروپا برنامهریزی شدهاند، با جستجوی نشانههایی از آب باستانی به ما بگویند که آیا این ایده درست است یا خیر؟
اگر در این ماموریت ها اثری از آب یافت نشود ، ما باید سپاسگزار خورشید کم نور باشیم. کاستینگ گفت: «این یکی از فواید کم نوری خورشید جوان است. یک خورشید داغ میتواند اقیانوسها را بجوشاند و تبخیر کند ».
سطح بهرام (تصویر بالا) همانطور که از مریخ نورد Perseverance دیده می شود شواهدی از بستر دریاچه های باستانی را نشان می دهد. از سوی دیگر، ناهید (تصویر پایین)، برای وجود آب مایع بسیار داغ بوده است .
مریخ معمای پیچیده تری را ارائه می دهد. بر اساس داده های جدید مریخ نورد Perseverance ناسا، به نظر می رسد که مریخ حداقل 3.7 میلیارد سال پیش رودخانه ها و دریاچه هایی در سطح خود داشته است. مشخص نیست که چگونه این امر در فاصله بیشتر از خورشید امکان پذیر است.
کریستن سیباخ، دانشمند سیارهشناسی در دانشگاه رایس و یکی از اعضای تیم علمی برای ماموریتهای چندگانه رباتیک مریخ، از جمله پرسیورنس، میگوید: «در مریخ، پازل تقویت شده است. مریخ باستانی به دو برابر اثر گلخانهای که امروز روی زمین داریم نیاز داشت.»
نمونههایی که توسط پرسیورنس جمعآوری میشوند و قرار است در دهه 2030 به زمین بازگردانده شوند، میتوانند به ما بگویند که آیا این امکان وجود دارد یا خیر؟!؟
برای سیارات دیگر منظومه های شمسی، مشکل خورشید جوان کم نور، مسئله حیات فرازمینی را پیچیده می کند. در دسامبر 2020، تایرل محاسبه کرد که سکونت پذیری زمین بیشتر به دلیل شانس است. او یک مدل کامپیوتری از 100،000 سیاره ایجاد کرد. همه مدل ها در شروع شبیه سازی به عنوان قابل سکونت شروع در نظر گرفته شدند و سپس هر سیاره را تحت 100 شبیه سازی سناریوهای مختلف فیدبک های آب و هوایی قرار داد. برای 91 درصد از سیارات، حتی یک سیاره شبیه سازی شده را در مقیاس های زمانی زمین شناسی قابل سکونت نگه نمی دارد. وی نوشت: "موفقیت زمین یک نتیجه اجتناب ناپذیر نبود، بلکه احتمالی بود. میتوانست سناریو حیات به سمت دیگری برود."
بنابراین، برای اینکه سیارات فراخورشیدی پتانسیل توسعه حیات را داشته باشند، شاید آنها نیاز دارند که در شرایط مناسب - مانند زمین - مواد و عناصر لازم را داشته باشند.
ما می دانیم که زندگی در زیر نور خورشید جوان ما امکان پذیر شده و اکنون ممکن است دلیل آن را بدانیم. چیزی که ما دریافتیم این است که بسیار خوش شانس بوده ایم که از تبدیل شدن به یک زمین گلوله برفی دائمی یا حتی یک زمین بخار گرفته اجتناب کرده ایم.
فلونر بیان داشت : «مباحث بزرگی در مورد الزامات قابل سکونت شدن یک سیاره وجود دارد. حتی روی زمین، همه چیز میتوانست به راحتی بگونه ای متفاوت پیش برود .»
📌@higgs_field
Telegram
📎
❤2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
📌راه حلی برای پارادوکس کم نوری خورشید جوان the faint young sun paradox چشم انداز کوچکی را برای حیات باز می کند.
Chapter ¹- https://t.me/higgs_field/5849
Chapter ² - https://t.me/higgs_field/5866
Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/5968
Chapter ⁴ - https://t.me/higgs_field/5987
Chapter ⁵ - https://t.me/higgs_field/5994
Chapter ⁶ - https://t.me/higgs_field/5999
Fine
Chapter ¹- https://t.me/higgs_field/5849
Chapter ² - https://t.me/higgs_field/5866
Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/5968
Chapter ⁴ - https://t.me/higgs_field/5987
Chapter ⁵ - https://t.me/higgs_field/5994
Chapter ⁶ - https://t.me/higgs_field/5999
Fine
👍2
📌اگر انسانها از میمون ها بوجود آمده اند، چرا میمون ها هنوز وجود دارند؟
کاری شین
روزبه آسایش
در سال ۲۰۱۷ هنرپیشه-کمدین تیم آلن Tim Allen سوالی را در توئیت منتشر کرد که نشان داد چقدر اطلاعات کمی در مورد تکامل وجود دارد. بنظر می رسد که او تنها نیست. توئیت او تقریباً ۵۰۰۰۰ لایک و ۱۳۰۰۰ توئیت دریافت کرد. می توان حدس زد که بسیاری از افرادی که به پست آلن واکنش نشان دادند، می خواستند پاسخ سوالی را که او به عنوان یک بیانیه مطرح کرد، بدانند: “اگر ما از میمون ها تکامل یافته ایم، چرا هنوز میمون ها وجود دارند.”
زک کوفران Zach Cochran، انسان شناس در کالج واسار Vassar می گوید، پاسخ کوتاه اینست که “ما از هیچ یک از حیواناتی که امروز زنده هستند تکامل نیافته ایم.” یعنی انسانها از گوریلهایی که ما در باغ وحش میبینیم یا شامپانزه هایی که عکسشان را در سافاری میگیریم تکامل نیافته اند. دکتر کوفران می گوید، “این یک تصور غلط رایج است که میمون ها یک قدم تا انسان شدن فاصله دارند.” اما او اضافه می کند، که اینطور نیست.
بیشتر بخوانید
📌@higgs_field
کاری شین
روزبه آسایش
در سال ۲۰۱۷ هنرپیشه-کمدین تیم آلن Tim Allen سوالی را در توئیت منتشر کرد که نشان داد چقدر اطلاعات کمی در مورد تکامل وجود دارد. بنظر می رسد که او تنها نیست. توئیت او تقریباً ۵۰۰۰۰ لایک و ۱۳۰۰۰ توئیت دریافت کرد. می توان حدس زد که بسیاری از افرادی که به پست آلن واکنش نشان دادند، می خواستند پاسخ سوالی را که او به عنوان یک بیانیه مطرح کرد، بدانند: “اگر ما از میمون ها تکامل یافته ایم، چرا هنوز میمون ها وجود دارند.”
زک کوفران Zach Cochran، انسان شناس در کالج واسار Vassar می گوید، پاسخ کوتاه اینست که “ما از هیچ یک از حیواناتی که امروز زنده هستند تکامل نیافته ایم.” یعنی انسانها از گوریلهایی که ما در باغ وحش میبینیم یا شامپانزه هایی که عکسشان را در سافاری میگیریم تکامل نیافته اند. دکتر کوفران می گوید، “این یک تصور غلط رایج است که میمون ها یک قدم تا انسان شدن فاصله دارند.” اما او اضافه می کند، که اینطور نیست.
بیشتر بخوانید
📌@higgs_field
👍8👎1
📌تقارن symmetry سرنخ هایی را درباره جهان هولوگرافیک holographic آشکار می کند.
¹ - https://t.me/phys_Q/6003
² - https://t.me/phys_Q/6012
³ - https://t.me/phys_Q/6013
¹ - https://t.me/phys_Q/6003
² - https://t.me/phys_Q/6012
³ - https://t.me/phys_Q/6013
👍2
📌تقارن symmetry سرنخ هایی را درباره جهان هولوگرافیک holographic آشکار می کند.
کتی مک کورمیک
قسمت نخست
فیزیکدانان مشغول بررسی این بوده اند که چگونه جهان ما ممکن است مانند یک هولوگرام از یک سطح دو بعدی پدیدار emerge شود. سرنخهای جدیدی از تقارنهای موجود در یک «کره آسمانی» در بینهایت دور به دست آمده است.
محققان مدتها مطالعه کردهاند که چگونه گرانش ممکن است از یک سطح دو بعدی در فضاهای هولوگرافیک مانند ، ظهور کند . در عالم ما، این سطح بی نهایت دور خواهد بود.
کواک وای چونگ
ما از زمان مواجهه نیوتن با سیب، پی به گرانش بردیم ، اما هنوز در تلاش برای درک مکانیسم آن هستیم. در حالی که سه نیروی دیگر طبیعت همگی ناشی از فعالیت میدان های کوانتومی هستند- بهترین تئوری گرانش کنونی آن را به عنوان فضا-زمان خمیده توصیف می کند. برای دهه ها، فیزیکدانان سعی کرده اند از نظریه های میدان کوانتومی برای توصیف گرانش استفاده کنند، اما این تلاش ها در بهترین حالت ناقص هستند.
یکی از امیدوارکنندهترین این تلاشها، گرانش را چیزی شبیه هولوگرام میداند - یک تاثیر سهبعدی که از یک سطح صاف و دو بعدی ظهور می یابد . در حال حاضر، تنها مثال عینی از چنین نظریهای، تناظر AdS/CFT ( آنتی دی سیتر/ کانفورمال فیلد تئوری) است، که در آن نوع خاصی از نظریه میدان کوانتومی، به نام نظریه میدان کانفورمال (CFT)، باعث ایجاد گرانش در فضا آنتی دی سیتر (AdS) میشود.
در منحنیهای bizarre فضای AdS، یک مرز محدود میتواند دنیایی بینهایت را در بر بگیرد (کپسوله کند) .
خوان مالداسنا، کاشف این نظریه، آن را "جهانی در یک بطری" نامیده است.
اما جهان ما یک بطری نیست. جهان ما (تا حد زیادی) تخت است. هر بطری که جهان تخت ما را در خود جای دهد باید از نظر فضا و زمان بی نهایت گسترده باشد. فیزیکدانان این کپسول کیهانی را "کره آسمانی celestial sphere " می نامند.
فیزیکدانان می خواهند قوانینی را برای یک CFT تعیین کنند که می تواند در دنیایی بدون انحنا در فضای AdS باعث ایجاد گرانش شود. آنها به دنبال یک CFT برای فضای صاف هستند - یک CFT برای کیهانی .
کانفورمال فیلد تئوری CFT کیهانی حتی جاه طلبانه تر از نظریه مربوطه در AdS/CFT خواهد بود. از آنجایی که (CFT) در کره ای با شعاع بی نهایت وجود دارد ، مفاهیم مکان و زمان از بین می روند. در نتیجه، CFT به مکان و زمان بستگی ندارد. در عوض، می تواند توضیح دهد که فضا و زمان چگونه به وجود می آیند.
نتایج تحقیقات اخیر فیزیکدانان را امیدوار کرده است که در مسیر درستی هستند. این نتایج از تقارنهای بنیادین برای محدود کردن آنچه این CFT ممکن است به نظر برسد ، استفاده می کنند . محققان مجموعهای شگفتانگیز از روابط ریاضی را بین این تقارنها کشف کردهاند - روابطی که قبلاً در نظریههای ریسمان خاصی ظاهر شدهاند و برخی را به این فکر میاندازد که آیا این ارتباط بیش از تصادف است.
نیما ارکانی حامد، فیزیکدان نظری در موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی، گفت: «یک جانور بسیار بزرگ و شگفتانگیز در اینجا وجود دارد. و امیدواریم چیزی که ما پیدا می کنیم بسیار شگفت انگیز باشد .»
📌@phys_Q
کتی مک کورمیک
قسمت نخست
فیزیکدانان مشغول بررسی این بوده اند که چگونه جهان ما ممکن است مانند یک هولوگرام از یک سطح دو بعدی پدیدار emerge شود. سرنخهای جدیدی از تقارنهای موجود در یک «کره آسمانی» در بینهایت دور به دست آمده است.
محققان مدتها مطالعه کردهاند که چگونه گرانش ممکن است از یک سطح دو بعدی در فضاهای هولوگرافیک مانند ، ظهور کند . در عالم ما، این سطح بی نهایت دور خواهد بود.
کواک وای چونگ
ما از زمان مواجهه نیوتن با سیب، پی به گرانش بردیم ، اما هنوز در تلاش برای درک مکانیسم آن هستیم. در حالی که سه نیروی دیگر طبیعت همگی ناشی از فعالیت میدان های کوانتومی هستند- بهترین تئوری گرانش کنونی آن را به عنوان فضا-زمان خمیده توصیف می کند. برای دهه ها، فیزیکدانان سعی کرده اند از نظریه های میدان کوانتومی برای توصیف گرانش استفاده کنند، اما این تلاش ها در بهترین حالت ناقص هستند.
یکی از امیدوارکنندهترین این تلاشها، گرانش را چیزی شبیه هولوگرام میداند - یک تاثیر سهبعدی که از یک سطح صاف و دو بعدی ظهور می یابد . در حال حاضر، تنها مثال عینی از چنین نظریهای، تناظر AdS/CFT ( آنتی دی سیتر/ کانفورمال فیلد تئوری) است، که در آن نوع خاصی از نظریه میدان کوانتومی، به نام نظریه میدان کانفورمال (CFT)، باعث ایجاد گرانش در فضا آنتی دی سیتر (AdS) میشود.
در منحنیهای bizarre فضای AdS، یک مرز محدود میتواند دنیایی بینهایت را در بر بگیرد (کپسوله کند) .
خوان مالداسنا، کاشف این نظریه، آن را "جهانی در یک بطری" نامیده است.
اما جهان ما یک بطری نیست. جهان ما (تا حد زیادی) تخت است. هر بطری که جهان تخت ما را در خود جای دهد باید از نظر فضا و زمان بی نهایت گسترده باشد. فیزیکدانان این کپسول کیهانی را "کره آسمانی celestial sphere " می نامند.
فیزیکدانان می خواهند قوانینی را برای یک CFT تعیین کنند که می تواند در دنیایی بدون انحنا در فضای AdS باعث ایجاد گرانش شود. آنها به دنبال یک CFT برای فضای صاف هستند - یک CFT برای کیهانی .
کانفورمال فیلد تئوری CFT کیهانی حتی جاه طلبانه تر از نظریه مربوطه در AdS/CFT خواهد بود. از آنجایی که (CFT) در کره ای با شعاع بی نهایت وجود دارد ، مفاهیم مکان و زمان از بین می روند. در نتیجه، CFT به مکان و زمان بستگی ندارد. در عوض، می تواند توضیح دهد که فضا و زمان چگونه به وجود می آیند.
نتایج تحقیقات اخیر فیزیکدانان را امیدوار کرده است که در مسیر درستی هستند. این نتایج از تقارنهای بنیادین برای محدود کردن آنچه این CFT ممکن است به نظر برسد ، استفاده می کنند . محققان مجموعهای شگفتانگیز از روابط ریاضی را بین این تقارنها کشف کردهاند - روابطی که قبلاً در نظریههای ریسمان خاصی ظاهر شدهاند و برخی را به این فکر میاندازد که آیا این ارتباط بیش از تصادف است.
نیما ارکانی حامد، فیزیکدان نظری در موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی، گفت: «یک جانور بسیار بزرگ و شگفتانگیز در اینجا وجود دارد. و امیدواریم چیزی که ما پیدا می کنیم بسیار شگفت انگیز باشد .»
📌@phys_Q
Telegram
📎
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
🔺مقایسه اندازه آینه بین تلسکوپ فضایی جیمز وب و هابل
(اعتبار: مرکز پرواز فضایی گودارد ناسا)
📌@higgs_field
🔺مقایسه اندازه آینه بین تلسکوپ فضایی جیمز وب و هابل
(اعتبار: مرکز پرواز فضایی گودارد ناسا)
📌@higgs_field
👍2
.
📌 تئوری و فکت
🔺 اکنون که ساعت ۲۲ نیمه شب است بیرون خبری از خورشید نیست . گوینده حاصل مشاهدات خود را که واقعیت قابل مشاهده است را تحت عنوان فکت مطرح کرده است .
در گام دوم یک فرضیه را مطرح می کنیم ، برای مثال در نبود خورشید احتمالا اجرام کم نور تر آسمان قابل مشاهده اند .
شواهدی برای فرضیه تعیین کنید (محاسبات) و آنرا با مشاهدات تطبیق دهید در صورت تایید شما یک تئوری دارید .
تئوری علمی را اگر ساختمان بدانیم ، فکت های علمی آجر های آن هستند و به همین صورت ، جاذبه فکت علمی ست اما گرانش اشیاء پرجرم تئوری است .
هدف به بیان پیچیدگی های فلسفه علم نداریم تنها مراد تفاوت فکت و تئوری ست . عوام تئوری را با نظر شخصی دانشمندان اشتباه می گیرند اما در علم تئوری از فکت های گوناگون ساخته شده که هرگز نقض پذیر نخواهد بود - تئوری متشکل از حقیقت ها و قوانین علمی هستند که بصورت تجربی تایید شده اند.
📌@higgs_field
📌 تئوری و فکت
🔺 اکنون که ساعت ۲۲ نیمه شب است بیرون خبری از خورشید نیست . گوینده حاصل مشاهدات خود را که واقعیت قابل مشاهده است را تحت عنوان فکت مطرح کرده است .
در گام دوم یک فرضیه را مطرح می کنیم ، برای مثال در نبود خورشید احتمالا اجرام کم نور تر آسمان قابل مشاهده اند .
شواهدی برای فرضیه تعیین کنید (محاسبات) و آنرا با مشاهدات تطبیق دهید در صورت تایید شما یک تئوری دارید .
تئوری علمی را اگر ساختمان بدانیم ، فکت های علمی آجر های آن هستند و به همین صورت ، جاذبه فکت علمی ست اما گرانش اشیاء پرجرم تئوری است .
هدف به بیان پیچیدگی های فلسفه علم نداریم تنها مراد تفاوت فکت و تئوری ست . عوام تئوری را با نظر شخصی دانشمندان اشتباه می گیرند اما در علم تئوری از فکت های گوناگون ساخته شده که هرگز نقض پذیر نخواهد بود - تئوری متشکل از حقیقت ها و قوانین علمی هستند که بصورت تجربی تایید شده اند.
📌@higgs_field
👍5❤1
📌آیا زمان تغییر ناپذیر است؟
بخش اول
🔺عقل سلیم ما به ما میگوید که کنترلی بر زمان نداریم و فرهنگهای ما مملو از جملاتی مانند "زمان در حال حرکت است" است که نشان میدهد جریان اجتنابناپذیر زمان مستقل از سایر جنبههای وجودی ما است.
تجربه ما با واقعیت مکانیکی مفهوم زمان را به عنوان یک متغیر مستقل تقویت می کند. به عنوان مثال، اگر توپی را پرتاب کنیم، یک مسیر کاملاً مشخص و قطعی را دنبال می کند که با شتاب گرانش و شرایط اولیه تعیین می شود. هنگامی که آن شرایط اولیه مشخص شد، موقعیت توپ را می توان به طور دقیق در هر زمان t محاسبه کرد.
وقتی توپ را در حال حرکت میبینیم، و با پیشرفت زمان آن را دنبال کنیم ، جهت زمان را به وضوح درک میکنیم، اما خود معادلات با زمان به عقب حرکت میکنند، مثل اینکه فیلم پرتاب توپ به عقب را پخش کنیم . ریاضیات مکانیک نیوتنی جهت زمان را به ما نمی گوید.
📌@higgs_field
بخش اول
🔺عقل سلیم ما به ما میگوید که کنترلی بر زمان نداریم و فرهنگهای ما مملو از جملاتی مانند "زمان در حال حرکت است" است که نشان میدهد جریان اجتنابناپذیر زمان مستقل از سایر جنبههای وجودی ما است.
تجربه ما با واقعیت مکانیکی مفهوم زمان را به عنوان یک متغیر مستقل تقویت می کند. به عنوان مثال، اگر توپی را پرتاب کنیم، یک مسیر کاملاً مشخص و قطعی را دنبال می کند که با شتاب گرانش و شرایط اولیه تعیین می شود. هنگامی که آن شرایط اولیه مشخص شد، موقعیت توپ را می توان به طور دقیق در هر زمان t محاسبه کرد.
وقتی توپ را در حال حرکت میبینیم، و با پیشرفت زمان آن را دنبال کنیم ، جهت زمان را به وضوح درک میکنیم، اما خود معادلات با زمان به عقب حرکت میکنند، مثل اینکه فیلم پرتاب توپ به عقب را پخش کنیم . ریاضیات مکانیک نیوتنی جهت زمان را به ما نمی گوید.
📌@higgs_field
👍2
📌آیا زمان تغییر ناپذیر است؟
بخش دوم
برای سیستمی از ذرات، ممکن است بتوانیم دو تصویر لحظه ای از سیستم را ترسیم کنیم و با در نظر داشتن مفاهیمی که در قانون دوم ترمودینامیک گنجانده شده است، عکسها را تفسیر کنیم، زیرا سیستمها تمایل دارند از آنتروپی پایین به آنتروپی بالاتر حرکت کنند. به این معنا که آنتروپی میتواند جهت «پیکان زمان» را تعیین کند. با این حال، تصویر به دست آمده با زمان با پیشروی یکنواخت و مستقل از محیط سازگار است.
اولین نشانهای که نشان میدهد زمان مستقل از هر چیز دیگری در جهان نیست، با توسعه ایدههای نسبیت خاص با ایده اتساع زمان time dilation ، توسط انیشتین به وجود آمد: زمان در چارچوب مرجعی که با سرعت بیشتری نسبت به ما حرکت میکند کندتر پیش می رود . سپس در توسعه نسبیت عام او این ایده اضافه شد که زمان تحت تأثیر یک میدان گرانشی قرار می گیرد و بنابراین در حضور یک جرم گرانشی بزرگ - زمان کندتر پیش می رود.
در حالی که تصویر عقل سلیم از زمان به عنوان تغییرناپذیر در اکثریت قریب به اتفاق تجربه ما صدق می کند، تصویری که از نسبیت ناشی می شود این است که جهان با دقت بیشتری به عنوان یک پیوستار فضا-زمان که در آن ویژگی های زمان می تواند از اختلاط یا دگرگونی فضا و زمان ، تعیین شود .
تبدیلات به چارچوب های مرجع فضایی دیگر نیز می تواند بازه زمانی اندازه گیری شده را تغییر دهد. این اصل فیزیک به وضوح در آزمایش میون دیده میشود و همچنین به طور معمول در رنج ذرات ناپایدار در شتابدهندهها تجربه میشود.
تغییرات عمیق تری در مفاهیم زمانی پذیرفته شده توسط عقل سلیم ما در نزدیکی یک سیاهچاله اتفاق افتاد ، جایی که با نزدیک شدن به افق رویداد، سرعت پیشرفت زمانی به صفر نزدیک می شود. همچنین این میتواند به مدلسازی بیگ بنگ به عنوان آغاز فضا و زمان منجر شود.
📌@higgs_field
بخش دوم
برای سیستمی از ذرات، ممکن است بتوانیم دو تصویر لحظه ای از سیستم را ترسیم کنیم و با در نظر داشتن مفاهیمی که در قانون دوم ترمودینامیک گنجانده شده است، عکسها را تفسیر کنیم، زیرا سیستمها تمایل دارند از آنتروپی پایین به آنتروپی بالاتر حرکت کنند. به این معنا که آنتروپی میتواند جهت «پیکان زمان» را تعیین کند. با این حال، تصویر به دست آمده با زمان با پیشروی یکنواخت و مستقل از محیط سازگار است.
اولین نشانهای که نشان میدهد زمان مستقل از هر چیز دیگری در جهان نیست، با توسعه ایدههای نسبیت خاص با ایده اتساع زمان time dilation ، توسط انیشتین به وجود آمد: زمان در چارچوب مرجعی که با سرعت بیشتری نسبت به ما حرکت میکند کندتر پیش می رود . سپس در توسعه نسبیت عام او این ایده اضافه شد که زمان تحت تأثیر یک میدان گرانشی قرار می گیرد و بنابراین در حضور یک جرم گرانشی بزرگ - زمان کندتر پیش می رود.
در حالی که تصویر عقل سلیم از زمان به عنوان تغییرناپذیر در اکثریت قریب به اتفاق تجربه ما صدق می کند، تصویری که از نسبیت ناشی می شود این است که جهان با دقت بیشتری به عنوان یک پیوستار فضا-زمان که در آن ویژگی های زمان می تواند از اختلاط یا دگرگونی فضا و زمان ، تعیین شود .
تبدیلات به چارچوب های مرجع فضایی دیگر نیز می تواند بازه زمانی اندازه گیری شده را تغییر دهد. این اصل فیزیک به وضوح در آزمایش میون دیده میشود و همچنین به طور معمول در رنج ذرات ناپایدار در شتابدهندهها تجربه میشود.
تغییرات عمیق تری در مفاهیم زمانی پذیرفته شده توسط عقل سلیم ما در نزدیکی یک سیاهچاله اتفاق افتاد ، جایی که با نزدیک شدن به افق رویداد، سرعت پیشرفت زمانی به صفر نزدیک می شود. همچنین این میتواند به مدلسازی بیگ بنگ به عنوان آغاز فضا و زمان منجر شود.
📌@higgs_field
Telegram
📎
👍2
💢 #GR
🔺 یکی دیگر از ویژگی های نسبیت عام که با اکثر نظریه های فیزیکی متفاوت است این است که نسبیت عام ، یک نظریه غیرخطی است.
به هنگام محاسبه میدان گرانشی ، مانند "چگونی خمیدگی فضا -زمان پیرامون جرم انباشته و تکینگی انرژی " ، وسوسه می شوید سیستم باینری را بررسی کنید:
تعامل دو جرم انباشته در نقطه و تعامل گرانشی و ترکیب میدان جرم اول و جرم دوم را نمیتوان از راه حل دیگری بدست آورد.
جمع کردن (مجموع خطی )هر دو توده جرمی با یکدیگر ، درست است اما به شرطی که نظریه خطی داشته باشید.
گرانش نیوتنی یک نظریه خطی است. دو میدان گرانشی از دو جسمی است که با هم جمع شده و روی هم قرار گرفته اند.
الکترومغناطیس ماکسول مشابه معادلات نیوتونی خطی است. میدان الکترومغناطیسی دو بار ، دو جریان ، یا یک بار و یک جریان را می توان به صورت جداگانه محاسبه و با هم جمع کرد تا میدان الکترومغناطیسی خالص ایجاد شود. این امر حتی در مکانیک کوانتومی نیز صادق است ، زیرا معادله شرودینگر خطی (در عملکرد موج) نیز هست.
اما معادلات اینشتین غیر خطی است ، به این معنی که شما نمی توانید میدان گرانشی حاصل از دو جرم نقطه ای را جمع کنید. اگر انحنای فضا زمان را برای یک جرم نقطه ای می دانید ، و سپس جرم نقطه دوم را کنار جرم اول بگذارید و بپرسید:
"اکنون فضا زمان چگونه منحنی است؟"
🔺 وجود ثابت کیهان شناسی و رابطه غیر خطی انیشتین علاوه بر دقت بالاتر از پیش بینی نیوتونی از گرانش ، اما هنوز چندان دقیق نشان نمی دهد .
" وقتی اجرام نسبت به یکدیگر در فضا -زمان حرکت می کنند ، باعث انتشار امواج گرانشی می شوند: در بافت خود فضا موج می زند. این امواج از لحاظ ریاضی در Tensor متریک کدگذاری می شوند. "
💢 @HIGGS_FIELD
🔺 یکی دیگر از ویژگی های نسبیت عام که با اکثر نظریه های فیزیکی متفاوت است این است که نسبیت عام ، یک نظریه غیرخطی است.
به هنگام محاسبه میدان گرانشی ، مانند "چگونی خمیدگی فضا -زمان پیرامون جرم انباشته و تکینگی انرژی " ، وسوسه می شوید سیستم باینری را بررسی کنید:
تعامل دو جرم انباشته در نقطه و تعامل گرانشی و ترکیب میدان جرم اول و جرم دوم را نمیتوان از راه حل دیگری بدست آورد.
جمع کردن (مجموع خطی )هر دو توده جرمی با یکدیگر ، درست است اما به شرطی که نظریه خطی داشته باشید.
گرانش نیوتنی یک نظریه خطی است. دو میدان گرانشی از دو جسمی است که با هم جمع شده و روی هم قرار گرفته اند.
الکترومغناطیس ماکسول مشابه معادلات نیوتونی خطی است. میدان الکترومغناطیسی دو بار ، دو جریان ، یا یک بار و یک جریان را می توان به صورت جداگانه محاسبه و با هم جمع کرد تا میدان الکترومغناطیسی خالص ایجاد شود. این امر حتی در مکانیک کوانتومی نیز صادق است ، زیرا معادله شرودینگر خطی (در عملکرد موج) نیز هست.
اما معادلات اینشتین غیر خطی است ، به این معنی که شما نمی توانید میدان گرانشی حاصل از دو جرم نقطه ای را جمع کنید. اگر انحنای فضا زمان را برای یک جرم نقطه ای می دانید ، و سپس جرم نقطه دوم را کنار جرم اول بگذارید و بپرسید:
"اکنون فضا زمان چگونه منحنی است؟"
🔺 وجود ثابت کیهان شناسی و رابطه غیر خطی انیشتین علاوه بر دقت بالاتر از پیش بینی نیوتونی از گرانش ، اما هنوز چندان دقیق نشان نمی دهد .
" وقتی اجرام نسبت به یکدیگر در فضا -زمان حرکت می کنند ، باعث انتشار امواج گرانشی می شوند: در بافت خود فضا موج می زند. این امواج از لحاظ ریاضی در Tensor متریک کدگذاری می شوند. "
💢 @HIGGS_FIELD
Telegram
attach 📎
👍3👎1🤔1
📌ناسازگاری اصل عدم قطعیت و نسبیت عام
یکی از آزمون های اولیه نسبیت عام، مشاهده خمش نور به دور خورشید بود - خورشید گرفتگی کامل در سال 1919 این فرصت را برای مشاهده نور ستارهای با خمیدگی نوری 1.75 ثانیه قوسی ( یک دقیقه قوسی 1/60 یک رادیان است) بعلت گرانش خورشید، را فراهم کرد . نور توسط گرانش خورشید یا به بیانی که متناوبا معادل آن در نظر گرفته می شود و در واقع مطابق با نسبیت انحنای فضای اطراف خورشید بعلت جرم خورشیدی ایجاد شده و نور از آن انحنای فضا پیروی می کند.
بخشی از تصویری که نسبیت عام از فضا ارائه می دهد این است که نور در خطوط مستقیم به جز در مجاورت جرم گرانشی حرکت می کند. این اغلب با گفتن اینکه فضا در غیاب جرم گرانشی « تخت flat » است توصیف میشود.
حتی در فضای خالی احتمالاً، اگر فضا را در مقیاس های بسیار کوچک بررسی کنید، این "تختی flatness" با اصل عدم قطعیت زیر سوال می رود. دو شکل اصل عدم قطعیت
مفاهیم تکمیلی در مورد مناطق کوچک فضا-زمان دارند. ذره ی محصور در یک فضای کوچک، دارای عدم قطعیت زیادی در تکانه و در نتیجه عدم قطعیت زیادی در انرژی خواهد بود. در مقیاس زمانی کوتاه، عدم قطعیت در انرژی به علاوه رابطه انیشتین اجازه ایجاد ذرات جرم دار را میدهد. هر چه مقیاس در فضا و زمان کوچکتر باشد، ذراتی که می توانند ایجاد شوند، جرم بیشتری دارند، و وجود آن جرم به این معنی است که فضا دیگر در این مقیاس های کوچک «تخت » نیست.
برایان گرین با بیان جالبی در «جهان زیبا the elegant universe » بیان می کند تا این مفاهیم اصل عدم قطعیت را توصیف کند. "انرژی ... پارامتر در گردش currency تبدیل پذیر اصلی است. E=mc² به ما می گوید که انرژی می تواند به ماده تبدیل شود و بالعکس."
بنابراین اگر ناحیه فضا و زمان به اندازه کافی کوچک باشد، می توان به طور مداوم جفت ذره-پاد ذره ایجاد و از بین برود . این فرآیندها اغلب به عنوان "نوسانات Fluctuations " خلاء توصیف می شوند. گرین با گفتن اینکه «قلمرو میکروسکوپی ذاتاً متلاطم است»، استدلال میکند که «مکانیک کوانتومی نشان میدهد که هیچ چیز دوست ندارد در ساکن و بی حرکت بماند ، تمرکز فضایی منجر به موجهای بزرگتر میشود».
جان ویلر این دنیای ماوراء میکروسکوپی را پر از "فوم کوانتومی Quantum Foam " توصیف میکند، زیرا جفتهای ذره- ضد ذره به طور مداوم در حال ایجاد و نابودی هستند.
ممکن است استدلال کنید که تا زمانی که به مقیاسهای کوچکتر از ذرات بنیادی، کوارکها و لپتونها نروید، چنین اثراتی قابل توصیف نیستند. اما آزمایش های پراکندگی با بالاترین انرژی تا به امروز به وضوح و تفکیک پذیری در حدود هزار بار کوچکتر از یک پروتون رسیده است ، و در چنین تفکیک پذیری بزرگی هنوز هیچ مدرکی از ساختار الکترون ( یک لپتون) یا کوارک ها نمی بینیم، بنابراین به نظر می رسد همه چیز ، از ذرات نقطه ای تشکیل شده است. اما ذرات با وسعت فضایی صفر ، دلالت بر نوساناتی با انرژی بی نهایت دارند.( مطابق با اصل عدم قطعیت)
گرین و دیگران برای جلوگیری از انفجار قدرتمند "نوسانات خلاء" در مورد محدودیت در مقیاس کوچکی که می توانید با ماده دست یابید استدلالاتی بیان می کنند. آنها پیشنهاد می کنند که ماده در بنیادی ترین شکل خود از "ریسمان string " یا "ابر ریسمان super string " تشکیل شده است. با توجه به مخالفت بسیار اولیه ، در برابر"نظریه ابر ریسمان" اکنون با دقت بیشتری به عنوان راهی برای جلوگیری از تضاد شدید بین نسبیت عام و مکانیک کوانتومی در مقیاس تحت میکروسکوپی مورد بررسی قرار می گیرد.
(اگر در درک اصل عدم قطعیت مشکل دارید به این محتوا مراجعه کنید )
📌@higgs_field
یکی از آزمون های اولیه نسبیت عام، مشاهده خمش نور به دور خورشید بود - خورشید گرفتگی کامل در سال 1919 این فرصت را برای مشاهده نور ستارهای با خمیدگی نوری 1.75 ثانیه قوسی ( یک دقیقه قوسی 1/60 یک رادیان است) بعلت گرانش خورشید، را فراهم کرد . نور توسط گرانش خورشید یا به بیانی که متناوبا معادل آن در نظر گرفته می شود و در واقع مطابق با نسبیت انحنای فضای اطراف خورشید بعلت جرم خورشیدی ایجاد شده و نور از آن انحنای فضا پیروی می کند.
بخشی از تصویری که نسبیت عام از فضا ارائه می دهد این است که نور در خطوط مستقیم به جز در مجاورت جرم گرانشی حرکت می کند. این اغلب با گفتن اینکه فضا در غیاب جرم گرانشی « تخت flat » است توصیف میشود.
حتی در فضای خالی احتمالاً، اگر فضا را در مقیاس های بسیار کوچک بررسی کنید، این "تختی flatness" با اصل عدم قطعیت زیر سوال می رود. دو شکل اصل عدم قطعیت
مفاهیم تکمیلی در مورد مناطق کوچک فضا-زمان دارند. ذره ی محصور در یک فضای کوچک، دارای عدم قطعیت زیادی در تکانه و در نتیجه عدم قطعیت زیادی در انرژی خواهد بود. در مقیاس زمانی کوتاه، عدم قطعیت در انرژی به علاوه رابطه انیشتین اجازه ایجاد ذرات جرم دار را میدهد. هر چه مقیاس در فضا و زمان کوچکتر باشد، ذراتی که می توانند ایجاد شوند، جرم بیشتری دارند، و وجود آن جرم به این معنی است که فضا دیگر در این مقیاس های کوچک «تخت » نیست.
برایان گرین با بیان جالبی در «جهان زیبا the elegant universe » بیان می کند تا این مفاهیم اصل عدم قطعیت را توصیف کند. "انرژی ... پارامتر در گردش currency تبدیل پذیر اصلی است. E=mc² به ما می گوید که انرژی می تواند به ماده تبدیل شود و بالعکس."
بنابراین اگر ناحیه فضا و زمان به اندازه کافی کوچک باشد، می توان به طور مداوم جفت ذره-پاد ذره ایجاد و از بین برود . این فرآیندها اغلب به عنوان "نوسانات Fluctuations " خلاء توصیف می شوند. گرین با گفتن اینکه «قلمرو میکروسکوپی ذاتاً متلاطم است»، استدلال میکند که «مکانیک کوانتومی نشان میدهد که هیچ چیز دوست ندارد در ساکن و بی حرکت بماند ، تمرکز فضایی منجر به موجهای بزرگتر میشود».
جان ویلر این دنیای ماوراء میکروسکوپی را پر از "فوم کوانتومی Quantum Foam " توصیف میکند، زیرا جفتهای ذره- ضد ذره به طور مداوم در حال ایجاد و نابودی هستند.
ممکن است استدلال کنید که تا زمانی که به مقیاسهای کوچکتر از ذرات بنیادی، کوارکها و لپتونها نروید، چنین اثراتی قابل توصیف نیستند. اما آزمایش های پراکندگی با بالاترین انرژی تا به امروز به وضوح و تفکیک پذیری در حدود هزار بار کوچکتر از یک پروتون رسیده است ، و در چنین تفکیک پذیری بزرگی هنوز هیچ مدرکی از ساختار الکترون ( یک لپتون) یا کوارک ها نمی بینیم، بنابراین به نظر می رسد همه چیز ، از ذرات نقطه ای تشکیل شده است. اما ذرات با وسعت فضایی صفر ، دلالت بر نوساناتی با انرژی بی نهایت دارند.( مطابق با اصل عدم قطعیت)
گرین و دیگران برای جلوگیری از انفجار قدرتمند "نوسانات خلاء" در مورد محدودیت در مقیاس کوچکی که می توانید با ماده دست یابید استدلالاتی بیان می کنند. آنها پیشنهاد می کنند که ماده در بنیادی ترین شکل خود از "ریسمان string " یا "ابر ریسمان super string " تشکیل شده است. با توجه به مخالفت بسیار اولیه ، در برابر"نظریه ابر ریسمان" اکنون با دقت بیشتری به عنوان راهی برای جلوگیری از تضاد شدید بین نسبیت عام و مکانیک کوانتومی در مقیاس تحت میکروسکوپی مورد بررسی قرار می گیرد.
(اگر در درک اصل عدم قطعیت مشکل دارید به این محتوا مراجعه کنید )
📌@higgs_field
❤3🤔1
📌تقارن symmetry سرنخ هایی را درباره جهان هولوگرافیک holographic آشکار می کند.
کتی مک کورمیک
قسمت دوم
🔺تقارن در کره
شاید اولین روشی که فیزیکدانان به بررسی نیروهای بنیادی طبیعت می پردازند، پکانیدن ذرات با هم باشد تا ببینند چه اتفاقی می افتد. اصطلاح فنی برای این عمل "پراکندگی Scattering " است. در تأسیساتی مانند برخورد دهنده بزرگ هادرونیLHC ، ذرات داخل محفظه ای با سرعت بالا به سمت نقاط هدف حرکت می کنند تا برهم کنش می کنند، سپس در حالت تبدیل شده ای که توسط نیروهای کوانتومی تعیین شده ، به سمت آشکارسازها حرکت می کنند.
در برهمکنش تحت هر یک از سه نیروی بنیادین ، غیر از گرانش ، فیزیکدانان قادر خواهند بود نتایج این پراکندگی ها را با استفاده از نظریه میدان کوانتومی محاسبه کنند. اما چیزی که بسیاری از فیزیکدانان واقعاً می خواهند در مورد آن بیاموزند گرانش است.
خوشبختانه، استیون واینبرگ در دهه 1960 نشان داد که میتوان برخی از مشکلات پراکندگی گرانشی کوانتومی - آنهایی که شامل گراویتونهای کم انرژی است - محاسبه کرد. مونیکا پات از دانشگاه هاروارد میگوید در این محدودیت انرژی کم، «ما رفتار را ثابت کردیم و متوجه شدیم گرانش کوانتومی پیشبینیهای نسبیت عام را بازتولید میکند. »
محققین هولوگراف کیهانی ، مانند پیت و سابرینا پاسترسکی از دانشگاه پرینستون از مسائل پراکندگی کم انرژی به عنوان نقطه شروع برای تعیین برخی از قوانینی که CFT کیهانی فرضی باید رعایت کند، استفاده میکنند.
آنها این کار را با جستجوی تقارن انجام می دهند. در یکی از مسائل پراکندگی، فیزیکدانان نتایج پراکندگی - "دامنه های پراکندگی" - و زمانی که به آشکارسازها برخورد می کنند چگونه باید باشند را محاسبه می کنند. پس از محاسبه این دامنه ها، محققان به دنبال الگوهایی هستند که ذرات روی آشکارساز می سازند، که مطابق با قوانین یا تقارن هایی است که فرآیند پراکندگی باید از آنها پیروی کند. تقارن ها موجب این می شوند که اگر تبدیل های خاصی را به آشکارساز اعمال کنید، نتیجه یک رویداد پراکندگی باید بدون تغییر باقی بماند.( مکانیسم جستجوی تقارن)
همانطور که فعل و انفعالات کوانتومی را می توان به دامنه های پراکندگی تبدیل کرد که منجر به تقارن می شود، محققانی که روی گرانش کوانتومی کار می کنند امیدوارند مشکلات پراکندگی را به تقارن در کره کیهانی تبدیل کنند، سپس از این تقارن ها برای پر کردن کتاب قوانین CFT کیهانی استفاده کنند.
پاسترسکی با اشاره به تقارن ها گفت: «ما سعی می کنیم از مواد اولیه فرهنگ لغت شروع کنیم و سپس مطابق با آن ها ،عمل کنیم و گسترش دهیم.»
در نوامبر، گروهی به رهبری اندرو استرومینگر از دانشگاه هاروارد مقالهای منتشر کردند که «جبر تقارن» را که CFT کیهانی باید از آن پیروی کند، توضیح میدهد. جبر دیکته می کند که چگونه تبدیل های متقارن مختلف با هم ترکیب می شوند تا تبدیل های جدید را ایجاد کنند. با مطالعه ساختار ترکیب تبدیل ها، استرومینگر و همکارانش، از جمله پیت، موفق شده اند پتانسیل CFT را محدودتر کنند. آنها کشف کردند که گروهی از تقارن های کره کیهانی از جبری کاملاً مطالعه شده و تثبیت شده پیروی می کنند - جبری که قبلاً در نظریه های ریسمان خاصی ظاهر شده است و به توصیف سیستم های کوانتومی معروف مانند اثر هال کوانتومی می پردازد .
دیوید اسکینر، فیزیکدان نظری در دانشگاه کمبریج، میگوید: «این واقعیت که ساختاری که روی آن فرود آمدهاید چیزی است که دانشمندان قبلاً آن را کاوش کرده و با آن کار کردهاند، به شما دلگرمی میدهد که احتمالا چیزی خواهید یافت».
📌@phys_Q
کتی مک کورمیک
قسمت دوم
🔺تقارن در کره
شاید اولین روشی که فیزیکدانان به بررسی نیروهای بنیادی طبیعت می پردازند، پکانیدن ذرات با هم باشد تا ببینند چه اتفاقی می افتد. اصطلاح فنی برای این عمل "پراکندگی Scattering " است. در تأسیساتی مانند برخورد دهنده بزرگ هادرونیLHC ، ذرات داخل محفظه ای با سرعت بالا به سمت نقاط هدف حرکت می کنند تا برهم کنش می کنند، سپس در حالت تبدیل شده ای که توسط نیروهای کوانتومی تعیین شده ، به سمت آشکارسازها حرکت می کنند.
در برهمکنش تحت هر یک از سه نیروی بنیادین ، غیر از گرانش ، فیزیکدانان قادر خواهند بود نتایج این پراکندگی ها را با استفاده از نظریه میدان کوانتومی محاسبه کنند. اما چیزی که بسیاری از فیزیکدانان واقعاً می خواهند در مورد آن بیاموزند گرانش است.
خوشبختانه، استیون واینبرگ در دهه 1960 نشان داد که میتوان برخی از مشکلات پراکندگی گرانشی کوانتومی - آنهایی که شامل گراویتونهای کم انرژی است - محاسبه کرد. مونیکا پات از دانشگاه هاروارد میگوید در این محدودیت انرژی کم، «ما رفتار را ثابت کردیم و متوجه شدیم گرانش کوانتومی پیشبینیهای نسبیت عام را بازتولید میکند. »
محققین هولوگراف کیهانی ، مانند پیت و سابرینا پاسترسکی از دانشگاه پرینستون از مسائل پراکندگی کم انرژی به عنوان نقطه شروع برای تعیین برخی از قوانینی که CFT کیهانی فرضی باید رعایت کند، استفاده میکنند.
آنها این کار را با جستجوی تقارن انجام می دهند. در یکی از مسائل پراکندگی، فیزیکدانان نتایج پراکندگی - "دامنه های پراکندگی" - و زمانی که به آشکارسازها برخورد می کنند چگونه باید باشند را محاسبه می کنند. پس از محاسبه این دامنه ها، محققان به دنبال الگوهایی هستند که ذرات روی آشکارساز می سازند، که مطابق با قوانین یا تقارن هایی است که فرآیند پراکندگی باید از آنها پیروی کند. تقارن ها موجب این می شوند که اگر تبدیل های خاصی را به آشکارساز اعمال کنید، نتیجه یک رویداد پراکندگی باید بدون تغییر باقی بماند.( مکانیسم جستجوی تقارن)
همانطور که فعل و انفعالات کوانتومی را می توان به دامنه های پراکندگی تبدیل کرد که منجر به تقارن می شود، محققانی که روی گرانش کوانتومی کار می کنند امیدوارند مشکلات پراکندگی را به تقارن در کره کیهانی تبدیل کنند، سپس از این تقارن ها برای پر کردن کتاب قوانین CFT کیهانی استفاده کنند.
پاسترسکی با اشاره به تقارن ها گفت: «ما سعی می کنیم از مواد اولیه فرهنگ لغت شروع کنیم و سپس مطابق با آن ها ،عمل کنیم و گسترش دهیم.»
در نوامبر، گروهی به رهبری اندرو استرومینگر از دانشگاه هاروارد مقالهای منتشر کردند که «جبر تقارن» را که CFT کیهانی باید از آن پیروی کند، توضیح میدهد. جبر دیکته می کند که چگونه تبدیل های متقارن مختلف با هم ترکیب می شوند تا تبدیل های جدید را ایجاد کنند. با مطالعه ساختار ترکیب تبدیل ها، استرومینگر و همکارانش، از جمله پیت، موفق شده اند پتانسیل CFT را محدودتر کنند. آنها کشف کردند که گروهی از تقارن های کره کیهانی از جبری کاملاً مطالعه شده و تثبیت شده پیروی می کنند - جبری که قبلاً در نظریه های ریسمان خاصی ظاهر شده است و به توصیف سیستم های کوانتومی معروف مانند اثر هال کوانتومی می پردازد .
دیوید اسکینر، فیزیکدان نظری در دانشگاه کمبریج، میگوید: «این واقعیت که ساختاری که روی آن فرود آمدهاید چیزی است که دانشمندان قبلاً آن را کاوش کرده و با آن کار کردهاند، به شما دلگرمی میدهد که احتمالا چیزی خواهید یافت».
📌@phys_Q
Telegram
📎
❤4👍1🥰1
📌تقارن symmetry سرنخ هایی را درباره جهان هولوگرافیک holographic آشکار می کند.
کتی مک کورمیک
قسمت سوم
🔺مسائل بی نهایت
وقتی نظریه ای دارید که به یک کره در بی نهایت دور دست اعمال می شود، مشکلاتی به وجود می آیند. دو ذره را در نظر بگیرید که به هم می رسند و از هم پراکنده می شوند. اگر ذرات در همه زاوایای غیر صفر از هم پراکنده شوند، تا زمانی که به کره کیهانی بی نهایت دور برسند، آنها نیز بی نهایت از هم دور خواهند شد. مفهوم فاصله از بین می رود. تئوری های عادی ما بر محلی Locality بودن تکیه دارند، که در آن قدرت برهمکنش بین اجسام به فاصله آنها از یکدیگر بستگی دارد. اما اگر همه چیز بی نهایت از هم دور باشند، CFT باید از محلی گرایی فراتر رود.
حتی گیجکنندهتر: مفهوم زمان در کره کیهانی، که هم در گذشته و هم در آینده بینهایت دور است، چیست؟ که این جا هیچ معنی ندارد .
ارکانی حامد این واقعیت را که مفاهیم مکان و زمان در کره کیهانی شکسته می شود یک ویژگی می داند نه یک باگ. این پتانسیل را برای توضیح فضا-زمان به عنوان ویژگی ظهور یافته از یک نظریه بنیادی تر ارائه می دهد.
اسکینر گفت: "من فکر می کنم هیجان انگیز است، اما فکر می کنم راه زیادی در پیش است." چیزهایی وجود دارد که من می گویم چالش های بزرگی برای غلبه بر آنها در راه است.
ارکانی حامد همچنین بیان کرد .«کل ماجرا به نوعی تلاش برای درک و فهمیدن سوال است. اما مخاطرات نیز به همین ترتیب بالاست.»
پایان
📌@phys_Q
کتی مک کورمیک
قسمت سوم
🔺مسائل بی نهایت
وقتی نظریه ای دارید که به یک کره در بی نهایت دور دست اعمال می شود، مشکلاتی به وجود می آیند. دو ذره را در نظر بگیرید که به هم می رسند و از هم پراکنده می شوند. اگر ذرات در همه زاوایای غیر صفر از هم پراکنده شوند، تا زمانی که به کره کیهانی بی نهایت دور برسند، آنها نیز بی نهایت از هم دور خواهند شد. مفهوم فاصله از بین می رود. تئوری های عادی ما بر محلی Locality بودن تکیه دارند، که در آن قدرت برهمکنش بین اجسام به فاصله آنها از یکدیگر بستگی دارد. اما اگر همه چیز بی نهایت از هم دور باشند، CFT باید از محلی گرایی فراتر رود.
حتی گیجکنندهتر: مفهوم زمان در کره کیهانی، که هم در گذشته و هم در آینده بینهایت دور است، چیست؟ که این جا هیچ معنی ندارد .
ارکانی حامد این واقعیت را که مفاهیم مکان و زمان در کره کیهانی شکسته می شود یک ویژگی می داند نه یک باگ. این پتانسیل را برای توضیح فضا-زمان به عنوان ویژگی ظهور یافته از یک نظریه بنیادی تر ارائه می دهد.
اسکینر گفت: "من فکر می کنم هیجان انگیز است، اما فکر می کنم راه زیادی در پیش است." چیزهایی وجود دارد که من می گویم چالش های بزرگی برای غلبه بر آنها در راه است.
ارکانی حامد همچنین بیان کرد .«کل ماجرا به نوعی تلاش برای درک و فهمیدن سوال است. اما مخاطرات نیز به همین ترتیب بالاست.»
پایان
📌@phys_Q
Telegram
📎
👍4
.
🔺Happy 178th birthday to physicist Ludwig Boltzmann, who is considered to be the pioneer of statistical mechanics.
He discovered why the second law of thermodynamics is ‘the law of disorder’ or entropy and had significant contributions to physics and philosophy.
✓ بیست فوریه ، 178 مین زادروز فیزیکدانی به نام لودویگ بولتزمن که از پیشگامان مکانیک آماری به شمار می رود .
او کشف کرد که چرا قانون دوم ترمودینامیک ، «قانون بی نظمی» یا آنتروپی است و سهم قابل توجهی در فیزیک و فلسفه داشت.
📌@higgs_field
🔺Happy 178th birthday to physicist Ludwig Boltzmann, who is considered to be the pioneer of statistical mechanics.
He discovered why the second law of thermodynamics is ‘the law of disorder’ or entropy and had significant contributions to physics and philosophy.
✓ بیست فوریه ، 178 مین زادروز فیزیکدانی به نام لودویگ بولتزمن که از پیشگامان مکانیک آماری به شمار می رود .
او کشف کرد که چرا قانون دوم ترمودینامیک ، «قانون بی نظمی» یا آنتروپی است و سهم قابل توجهی در فیزیک و فلسفه داشت.
📌@higgs_field
❤3👏1
.
🔺Life is too short to worry about stupid things. Have fun. Fall in love. Regret nothing, and don't let people bring you down. Study, think, create, and grow. Teach yourself and teach others.
✓ زندگی کوتاه تر از آن است که نگران چیزهای احمقانه باشید. خوش باش . عاشق شو. از هیچ چیز پشیمان نشو و اجازه نده مردم تو را پایین بکشند. مطالعه کن، فکر کن، خلق کن و رشد کن. به خودت یاد بده و به دیگران هم یاد بده.
-Richard P. Feynman
📌@higgs_field
🔺Life is too short to worry about stupid things. Have fun. Fall in love. Regret nothing, and don't let people bring you down. Study, think, create, and grow. Teach yourself and teach others.
✓ زندگی کوتاه تر از آن است که نگران چیزهای احمقانه باشید. خوش باش . عاشق شو. از هیچ چیز پشیمان نشو و اجازه نده مردم تو را پایین بکشند. مطالعه کن، فکر کن، خلق کن و رشد کن. به خودت یاد بده و به دیگران هم یاد بده.
-Richard P. Feynman
📌@higgs_field
❤11👍2
🚫 تصویر حساسیت زا 🚫
🔺 تلاشی که برای تفکر انتقادی می شود عملا به ارتقای نوع و نگرش و بینش شما و در نتیجه بستر ساز برای ارتقای سطح رفتار شما و در گام آخر ،ارتقای سطح رفتار اندیشی - سبب ارتقای سطح زندگی شما خواهد شد .
بسیارانی که کلاهبردارند از ساده لوحی شما بهره برداری می کنند و راهی جز ارتقای دانش خود و آموزش نحوه اندیشیدن و critical thinking تفکر نقادانه نیست .
آرایشگاه محل تزریق ژل نیست .
چیزی بنام طب سنتی وجود ندارد .
واکسن ها مفید هستند .
مجبور به تقلید از کسی نیستید .
یک شبه نمیتوان ره صد ساله رفت .
جنس ایرانی قابل اعتماد نیست .
هر چه در فضای مجازی دست بدست میشود ،معتبر نیست.
تئوری توطئه واقعیت ندارد .
هالیوود بیزینس سرگرمی ست.
مستند های علمی چندان دقیق نیستند.
اهرام ثلاثه را انسان ها با ابزار ابتدایی ساختند.
تئوری علمی(مثلا فرگشت) بالاترین درجه اعتبار در علم و حاصل چندین فکت علمیست.
این خانم در آرایشگاه به نوک بینی خود ژل تزریق کرده است و البته نمیتوان انتظار داشت چنین اتفاقاتی رسانه ای شود . بانوان محترم لطفا در آرایشگاه اعمال پزشکی انجام ندهید. (انتشار کلیپ به منزله تایید آن نیست )
📌@higgs_field
🔺 تلاشی که برای تفکر انتقادی می شود عملا به ارتقای نوع و نگرش و بینش شما و در نتیجه بستر ساز برای ارتقای سطح رفتار شما و در گام آخر ،ارتقای سطح رفتار اندیشی - سبب ارتقای سطح زندگی شما خواهد شد .
بسیارانی که کلاهبردارند از ساده لوحی شما بهره برداری می کنند و راهی جز ارتقای دانش خود و آموزش نحوه اندیشیدن و critical thinking تفکر نقادانه نیست .
آرایشگاه محل تزریق ژل نیست .
چیزی بنام طب سنتی وجود ندارد .
واکسن ها مفید هستند .
مجبور به تقلید از کسی نیستید .
یک شبه نمیتوان ره صد ساله رفت .
جنس ایرانی قابل اعتماد نیست .
هر چه در فضای مجازی دست بدست میشود ،معتبر نیست.
تئوری توطئه واقعیت ندارد .
هالیوود بیزینس سرگرمی ست.
مستند های علمی چندان دقیق نیستند.
اهرام ثلاثه را انسان ها با ابزار ابتدایی ساختند.
تئوری علمی(مثلا فرگشت) بالاترین درجه اعتبار در علم و حاصل چندین فکت علمیست.
این خانم در آرایشگاه به نوک بینی خود ژل تزریق کرده است و البته نمیتوان انتظار داشت چنین اتفاقاتی رسانه ای شود . بانوان محترم لطفا در آرایشگاه اعمال پزشکی انجام ندهید. (انتشار کلیپ به منزله تایید آن نیست )
📌@higgs_field
👍6👎1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
📌تقارن symmetry سرنخ هایی را درباره جهان هولوگرافیک holographic آشکار می کند.
Chapter ¹ - https://t.me/higgs_field/6003
Chapter ² - https://t.me/higgs_field/6012
Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/6013
Fine
Chapter ¹ - https://t.me/higgs_field/6003
Chapter ² - https://t.me/higgs_field/6012
Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/6013
Fine
👍4
🔺Here's a view of Venus' surface made by inverting 3D-mapped radar data gathered with NASA's Magellan spacecraft in 1991, colorized to approximate natural hues on Venus, and an addition of some of that noxious yellow haze/sky color. This area is called the "crater farm."
✓ در اینجا نمایی از سطح ناهید است که با معکوس کردن دادههای رادار نقشهبرداری سهبعدی جمعآوریشده با فضاپیمای ماژلان ناسا در سال 1991، رنگشده به رنگهای طبیعی تقریبی در ناهید ، با افزودن کمی مه سمی زرد/آسمان به دست آمده است. این منطقه "مزرعه دهانه" نامیده می شود.
📌@higgs_field
✓ در اینجا نمایی از سطح ناهید است که با معکوس کردن دادههای رادار نقشهبرداری سهبعدی جمعآوریشده با فضاپیمای ماژلان ناسا در سال 1991، رنگشده به رنگهای طبیعی تقریبی در ناهید ، با افزودن کمی مه سمی زرد/آسمان به دست آمده است. این منطقه "مزرعه دهانه" نامیده می شود.
📌@higgs_field
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢همه چیز در جهان ما حرکت میکند، اما مقیاسهای زمانی مورد نیاز برای مشاهدۀ این حرکت اغلب بسیار بیشتر از طول عمر انسان است.
📌@higgs_field
📌@higgs_field
👍4