📌استفاده از اسپین الکترون بُعد جدیدی به رمزگذاری داده ها می بخشد
ابررسانای مولکولی جدید از مولکول های با کایرال ( chiral-دستسانی) خاص با چپ یا راست دست برای فیلتر کردن الکترون ها و انتقال جریان های اسپین در فواصل طولانی و در دمای اتاق استفاده می کند.
گوشی های تاشو را به خاطر دارید؟ ممکن است روزی تلفنهای هوشمند ما به لطف spintronic به همان اندازه منسوخ به نظر برسند، میدانی از تحقیقات اولیه که نوید انقلابی در نحوه ارسال و دریافت سیگنالها توسط دستگاههای الکترونیکی ما دارد.
در بیشتر فناوری های فعلی، بسته به تعداد الکترون هایی که به خازن می رسند، داده ها به صورت صفر یا یک کدگذاری می شوند. با اسپینترونیک، داده ها نیز بر اساس جهتی که این الکترون ها در آن می چرخند، کدگذاری میشوند.
تیمی از محققان دانشگاه دوک و موسسه وایزمن به سرپرستی مایکل تریین، استاد شیمی در دوک، یک دستاورد مهم در این زمینه را گزارش کردند:
توسعه یک سیستم رسانشی که به اسپین الکترون ها بستگی دارد و جریان اسپینی را در فواصل طولانی، بدون نیاز به دمای فوق العاده سرد مورد نیاز رساناهای اسپین معمولی، منتقل می کند.
Phys.com
📌 @phys_Q
ابررسانای مولکولی جدید از مولکول های با کایرال ( chiral-دستسانی) خاص با چپ یا راست دست برای فیلتر کردن الکترون ها و انتقال جریان های اسپین در فواصل طولانی و در دمای اتاق استفاده می کند.
گوشی های تاشو را به خاطر دارید؟ ممکن است روزی تلفنهای هوشمند ما به لطف spintronic به همان اندازه منسوخ به نظر برسند، میدانی از تحقیقات اولیه که نوید انقلابی در نحوه ارسال و دریافت سیگنالها توسط دستگاههای الکترونیکی ما دارد.
در بیشتر فناوری های فعلی، بسته به تعداد الکترون هایی که به خازن می رسند، داده ها به صورت صفر یا یک کدگذاری می شوند. با اسپینترونیک، داده ها نیز بر اساس جهتی که این الکترون ها در آن می چرخند، کدگذاری میشوند.
تیمی از محققان دانشگاه دوک و موسسه وایزمن به سرپرستی مایکل تریین، استاد شیمی در دوک، یک دستاورد مهم در این زمینه را گزارش کردند:
توسعه یک سیستم رسانشی که به اسپین الکترون ها بستگی دارد و جریان اسپینی را در فواصل طولانی، بدون نیاز به دمای فوق العاده سرد مورد نیاز رساناهای اسپین معمولی، منتقل می کند.
Phys.com
📌 @phys_Q
👍1
📌آیا ما فضا-زمان را ایجاد می کنیم؟ دیدگاهی( با تاکید- perspective) جدید در تار و پود واقعیت
🔺برای نخستین بار، می توان جهان کوانتومی را از چند دیدگاه به طور همزمان مشاهده کرد. بسیار عجیب است که تصور کنیم واقعیت تنها زمانی شکل می گیرد که ما با آن در تعامل قرار داشته باشیم .
Chapter ¹ - https://t.me/phys_Q/5868
Chapter ² - https://t.me/phys_Q/5875
Chapter ³ - https://t.me/phys_Q/5882
Chapter ⁴ - https://t.me/phys_Q/5884
Chapter ⁵ - https://t.me/phys_Q/5891
Chapter ⁶ - https://t.me/phys_Q/5896
Chapter ⁷ - https://t.me/phys_Q/5898
Fine
https://www.newscientist.com/article/mg25333720-800-do-we-create-space-time-a-new-perspective-on-the-fabric-of-reality/#ixzz7JokuZohX
🔺برای نخستین بار، می توان جهان کوانتومی را از چند دیدگاه به طور همزمان مشاهده کرد. بسیار عجیب است که تصور کنیم واقعیت تنها زمانی شکل می گیرد که ما با آن در تعامل قرار داشته باشیم .
Chapter ¹ - https://t.me/phys_Q/5868
Chapter ² - https://t.me/phys_Q/5875
Chapter ³ - https://t.me/phys_Q/5882
Chapter ⁴ - https://t.me/phys_Q/5884
Chapter ⁵ - https://t.me/phys_Q/5891
Chapter ⁶ - https://t.me/phys_Q/5896
Chapter ⁷ - https://t.me/phys_Q/5898
Fine
https://www.newscientist.com/article/mg25333720-800-do-we-create-space-time-a-new-perspective-on-the-fabric-of-reality/#ixzz7JokuZohX
👍3
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
Flying pigs (if they exist) may shit on your roof.
https://arstechnica.com/science/2022/01/dark-matter-asteroids-if-they-exist-may-cause-solar-flares/
واقعا برخی مشخص نیست تحت چه شرایط ذهنی مقالات علمی را نگارش و نشر می دهند . گزاره نخست واکنش سابین به این مقاله با عنوان عجیب! است - مقاله های بی ارزش بسیاری سراغ دارم که میتونم ذهن مخاطبان را با آنان مسموم کنم از جمله sciphysics و این مقاله و بسیارانی دیگر ، در انتخاب مقاله به درگاه انتشار دهنده آن دقت کنیم و تازه این هم کافی نیست و بنا بر محتوای مورد بررسی امتیاز گذاری کنیم . فریب سوکال و برادران بوگدانف و بسیار تقلب های دیگر در بستر علم از آسیب پذیری این بستر های علمی حکایت دارد.
📌@higgs_field
https://arstechnica.com/science/2022/01/dark-matter-asteroids-if-they-exist-may-cause-solar-flares/
واقعا برخی مشخص نیست تحت چه شرایط ذهنی مقالات علمی را نگارش و نشر می دهند . گزاره نخست واکنش سابین به این مقاله با عنوان عجیب! است - مقاله های بی ارزش بسیاری سراغ دارم که میتونم ذهن مخاطبان را با آنان مسموم کنم از جمله sciphysics و این مقاله و بسیارانی دیگر ، در انتخاب مقاله به درگاه انتشار دهنده آن دقت کنیم و تازه این هم کافی نیست و بنا بر محتوای مورد بررسی امتیاز گذاری کنیم . فریب سوکال و برادران بوگدانف و بسیار تقلب های دیگر در بستر علم از آسیب پذیری این بستر های علمی حکایت دارد.
📌@higgs_field
🤔2👍1
📌The universe is not symmetric !
Chapter ⁸
🔺در واقع، اگر بخواهیم یک عدم تقارن ماده-پاد ماده matter anti matter asymmetry به اندازهای که امروز جهان خود را مشاهده میکنیم، ایجاد کنیم، به جهانی نیاز داریم که نامتقارنتر از آن چیزی باشد که در حال حاضر میشناسیم.
حتی با عدم تقارنهای مدل استاندارد، ما فقط میتوانیم به عدم تقارن ماده-پاد ماده برسیم که میلیونها برابر کوچکتر از آن چیزی است که برای تطابق با مشاهدات نیاز داریم. تقارنهای اضافی تنها در صورتی میتوانند کمک کنند که به شدت شکسته شوند ،به یک معنا ، مانند دیگر تقارن هایی که می شناسیم .
به راحتی می توان استدلال کرد که این « راهنما hint » از تقارنهای اضافی توسط امیدها، تخیلات و تعصبات ما وضع شده ، نه به دلیل نیاز فیزیکی که به آنها داریم .
برخی از فیزیکدانان خاطرنشان کردهاند که سه ثابت جفت شونده از سه نیروی کوانتومی - الکترومغناطیس، نیروی ضعیف و نیروی قوی - همگی با انرژی تقریبا تغییر مقدار میدهند (اما نه کاملاً) ، همه در یک مقیاس انرژی بالا به هم می پیوندند: حدود ~ 10¹⁶ GeV.
اگر چند ذره یا تقارن جدید مانند ابرتقارن یا ابعاد اضافی اضافه کنید، ممکن است در واقع همه آنها متحد شوند .
اما هیچ تضمینی وجود ندارد که طبیعت اینگونه عمل کند. این فقط یک امکان ریاضی است. (اگر هر سه خط غیر موازی را رسم کنید، آنها را در مقیاس log-log قرار دهید، و بزرگنمایی کنید، متوجه خواهید شد که همه آنها این ویژگی را دارند.) و باید این را به خاطر داشته باشید، علیرغم آنچه مکس تگمارک میگوید. ، ریاضیات فیزیک نیست. ریاضیات گزینه هایی را برای آنچه که فیزیک می تواند منجر به آن شود ارائه می دهد، اما تنها با مشاهده جهان می توانید انتخاب کنید که کدام امکان ریاضی مربوط به واقعیت فیزیکی است.
«اگر اجازه دهیم ذرات X و Y به ترکیبات کوارک و لپتون واپاشی شوند ، هتمایان پاد ذره آنها به ترکیبی از پاد ذره منحصر واپاشی می شوند .
اما در نقض CP (بار - پاریته) مسیر های واپاشی - یا درصدی از واپاشی ها در مقابل دیگر دیگر واپاشی ها ، میتواند متفاوت از ذرات X و Y مقایسه شده با پاد ذرات X و Y باشد ، منجر به تولید باریون ها و پاد باریون ها و لپتون و پاد لپتون میشود .
این سناریوی شگفت انگیز ، متاسفانه با جهانی که مشاهده می کنیم ناسازگار است .»
📌@higgs_field
Chapter ⁸
🔺در واقع، اگر بخواهیم یک عدم تقارن ماده-پاد ماده matter anti matter asymmetry به اندازهای که امروز جهان خود را مشاهده میکنیم، ایجاد کنیم، به جهانی نیاز داریم که نامتقارنتر از آن چیزی باشد که در حال حاضر میشناسیم.
حتی با عدم تقارنهای مدل استاندارد، ما فقط میتوانیم به عدم تقارن ماده-پاد ماده برسیم که میلیونها برابر کوچکتر از آن چیزی است که برای تطابق با مشاهدات نیاز داریم. تقارنهای اضافی تنها در صورتی میتوانند کمک کنند که به شدت شکسته شوند ،به یک معنا ، مانند دیگر تقارن هایی که می شناسیم .
به راحتی می توان استدلال کرد که این « راهنما hint » از تقارنهای اضافی توسط امیدها، تخیلات و تعصبات ما وضع شده ، نه به دلیل نیاز فیزیکی که به آنها داریم .
برخی از فیزیکدانان خاطرنشان کردهاند که سه ثابت جفت شونده از سه نیروی کوانتومی - الکترومغناطیس، نیروی ضعیف و نیروی قوی - همگی با انرژی تقریبا تغییر مقدار میدهند (اما نه کاملاً) ، همه در یک مقیاس انرژی بالا به هم می پیوندند: حدود ~ 10¹⁶ GeV.
اگر چند ذره یا تقارن جدید مانند ابرتقارن یا ابعاد اضافی اضافه کنید، ممکن است در واقع همه آنها متحد شوند .
اما هیچ تضمینی وجود ندارد که طبیعت اینگونه عمل کند. این فقط یک امکان ریاضی است. (اگر هر سه خط غیر موازی را رسم کنید، آنها را در مقیاس log-log قرار دهید، و بزرگنمایی کنید، متوجه خواهید شد که همه آنها این ویژگی را دارند.) و باید این را به خاطر داشته باشید، علیرغم آنچه مکس تگمارک میگوید. ، ریاضیات فیزیک نیست. ریاضیات گزینه هایی را برای آنچه که فیزیک می تواند منجر به آن شود ارائه می دهد، اما تنها با مشاهده جهان می توانید انتخاب کنید که کدام امکان ریاضی مربوط به واقعیت فیزیکی است.
«اگر اجازه دهیم ذرات X و Y به ترکیبات کوارک و لپتون واپاشی شوند ، هتمایان پاد ذره آنها به ترکیبی از پاد ذره منحصر واپاشی می شوند .
اما در نقض CP (بار - پاریته) مسیر های واپاشی - یا درصدی از واپاشی ها در مقابل دیگر دیگر واپاشی ها ، میتواند متفاوت از ذرات X و Y مقایسه شده با پاد ذرات X و Y باشد ، منجر به تولید باریون ها و پاد باریون ها و لپتون و پاد لپتون میشود .
این سناریوی شگفت انگیز ، متاسفانه با جهانی که مشاهده می کنیم ناسازگار است .»
📌@higgs_field
Telegram
📎
👍2
🦠🦠
🦠مشاهدات میدانی سویه اومیکرون ، خبر از انفجار سرایت و همه گیری این سویه می دهد . قابلیت سرایت این سویه فراتر از حد انتظار شماست . لطفا رعایت کنید ، از خواص موج های همه گیری و ابتلای کرونا ، رشد کمّی نسبت به موج قبلی ست . این محتوا گزارش و آمار ابتلا نیست بلکه تنها هشداری ست که باید جدّی گرفته شود .
📌@higgs_field
🦠مشاهدات میدانی سویه اومیکرون ، خبر از انفجار سرایت و همه گیری این سویه می دهد . قابلیت سرایت این سویه فراتر از حد انتظار شماست . لطفا رعایت کنید ، از خواص موج های همه گیری و ابتلای کرونا ، رشد کمّی نسبت به موج قبلی ست . این محتوا گزارش و آمار ابتلا نیست بلکه تنها هشداری ست که باید جدّی گرفته شود .
📌@higgs_field
👍1
📌راه حلی برای پارادوکس کم نوری خورشید جوان the faint young sun paradox چشم انداز کوچکی را برای حیات باز می کند
قسمت دوم
جاناتان اوکالاگان
🔺در کاوش در اسرار مسئله کم نوری خورشید جوان، تاریخ جهان خود را مانند قبل باز کردهایم. با انجام این کار، ما درمی یابیم که آنچه زمانی یک پارادوکس بود ممکن است در واقع دلیل وجود ما را آشکار کند.
خورشید ضعیف اولیه باید به فاجعه ای در اینجا روی زمین منجر می شد. اگر زمین امروزی ما در برابر آن خورشید قرار می گرفت، دمای هوا به طور متوسط از حدود 7- درجه سانتیگراد تجاوز نمی کرد ، که برای جریان یافتن آب مایع بسیار سرد است.
پارادوکس
در اواسط قرن بیستم، دانشمندان شروع به درک مکانیسم هایی که تکامل ستارگانی مانند خورشید ما را توصیف می کند ، کردند . در اعماق هسته ستاره، هیدروژن به هلیوم سنتز می شود و انرژی تولید می کند. با کاهش مقدار هیدروژن، هسته منقبض تر می شود که به نوبه خود سرعت همجوشی را افزایش می دهد. ستاره با گذشت زمان پرفروغ تر می شود.
در سال 1958، مارتین شوارتزشیلد، اخترفیزیکدان آلمانی آمریکایی و فرد هویل، ستاره شناس بریتانیایی، از این طرح استفاده کردند تا به طور جداگانه به نتایج یکسانی برسند.
جیمز کاستینگ، زمینشناس در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، میگوید:
زمانی که خورشید ما برای اولین بار شکل گرفت، باید تنها حدود 70 درصد درخشندگی فعلی را داشته باشد. اولین مدلهای تکامل ستارهای این را پیشبینی کردند.
« با این حال، در دهه 1960، دانشمندان شروع به یافتن شواهدی از آب روی زمین کردند که قدمت آن به 4 میلیارد سال قبل میرسید. به نظر می رسد که این با مدل های خورشیدی در تضاد است. زمین نباید در زیر نور خورشید کمنور جوان به اندازهای گرم میبود که بتواند آب مایع داشته باشد. یک مقاله در سال 1965، در تلاشی برای حل این پارادوکس، پیشنهاد کرد که یا خورشید پیرتر از آن چیزی است که ما فکر میکردیم، یا مدل تکامل خورشید ما نیاز به تغییراتی دارد تا درخشندگیهای بالاتر را توضیح دهد ».
📌@higgs_field
قسمت دوم
جاناتان اوکالاگان
🔺در کاوش در اسرار مسئله کم نوری خورشید جوان، تاریخ جهان خود را مانند قبل باز کردهایم. با انجام این کار، ما درمی یابیم که آنچه زمانی یک پارادوکس بود ممکن است در واقع دلیل وجود ما را آشکار کند.
خورشید ضعیف اولیه باید به فاجعه ای در اینجا روی زمین منجر می شد. اگر زمین امروزی ما در برابر آن خورشید قرار می گرفت، دمای هوا به طور متوسط از حدود 7- درجه سانتیگراد تجاوز نمی کرد ، که برای جریان یافتن آب مایع بسیار سرد است.
پارادوکس
در اواسط قرن بیستم، دانشمندان شروع به درک مکانیسم هایی که تکامل ستارگانی مانند خورشید ما را توصیف می کند ، کردند . در اعماق هسته ستاره، هیدروژن به هلیوم سنتز می شود و انرژی تولید می کند. با کاهش مقدار هیدروژن، هسته منقبض تر می شود که به نوبه خود سرعت همجوشی را افزایش می دهد. ستاره با گذشت زمان پرفروغ تر می شود.
در سال 1958، مارتین شوارتزشیلد، اخترفیزیکدان آلمانی آمریکایی و فرد هویل، ستاره شناس بریتانیایی، از این طرح استفاده کردند تا به طور جداگانه به نتایج یکسانی برسند.
جیمز کاستینگ، زمینشناس در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، میگوید:
زمانی که خورشید ما برای اولین بار شکل گرفت، باید تنها حدود 70 درصد درخشندگی فعلی را داشته باشد. اولین مدلهای تکامل ستارهای این را پیشبینی کردند.
« با این حال، در دهه 1960، دانشمندان شروع به یافتن شواهدی از آب روی زمین کردند که قدمت آن به 4 میلیارد سال قبل میرسید. به نظر می رسد که این با مدل های خورشیدی در تضاد است. زمین نباید در زیر نور خورشید کمنور جوان به اندازهای گرم میبود که بتواند آب مایع داشته باشد. یک مقاله در سال 1965، در تلاشی برای حل این پارادوکس، پیشنهاد کرد که یا خورشید پیرتر از آن چیزی است که ما فکر میکردیم، یا مدل تکامل خورشید ما نیاز به تغییراتی دارد تا درخشندگیهای بالاتر را توضیح دهد ».
📌@higgs_field
Telegram
📎
👏3👍1
.
🔺Almost anytime physicists announce that they’ve discovered a new particle, what they’ve actually spotted is a small bump rising from an otherwise smooth curve on a plot.
✓ تقریباً هر زمان که فیزیکدانان اعلام کردند که یک ذره جدید کشف کرده اند، چیزی که در واقع مشاهده کرده اند یک برآمدگی کوچک است که از یک منحنی صاف بر روی یک نمودار بالا می رود.
https://www.quantamagazine.org/how-the-physics-of-resonance-shapes-reality-20220126/
📌@higgs_field
🔺Almost anytime physicists announce that they’ve discovered a new particle, what they’ve actually spotted is a small bump rising from an otherwise smooth curve on a plot.
✓ تقریباً هر زمان که فیزیکدانان اعلام کردند که یک ذره جدید کشف کرده اند، چیزی که در واقع مشاهده کرده اند یک برآمدگی کوچک است که از یک منحنی صاف بر روی یک نمودار بالا می رود.
https://www.quantamagazine.org/how-the-physics-of-resonance-shapes-reality-20220126/
📌@higgs_field
🥰2👍1
📌آیا ما فضا-زمان را ایجاد می کنیم؟ دیدگاهی( با تاکید- perspective) جدید در تار و پود واقعیت
قسمت نخست
🔺برای نخستین بار، می توان جهان کوانتومی را از چند دیدگاه به طور همزمان مشاهده کرد. بسیار عجیب است که تصور کنیم واقعیت تنها زمانی شکل می گیرد که ما با آن در تعامل قرار داشته باشیم .
•تصور کنید در حال نزدیک شدن به یک مجسمه دوره رنسانس در یک گالری هنری هستید. حتی از راه دور هم چشم-نواز به نظر می رسد. اما تنها زمانی که به آن نزدیک می شوید و در اطراف آن قدم می زنید، متوجه کیفیت واقعی آن خواهید شد ، زاویه فک ، خمیدگی بینی ، نرمی موهایی که در سنگ مرمر ایجاد شده است.
• در فیزیک، مانند زندگی، مهم است که به اشیا از بیش از یک دیدگاه نگاه کنیم. همانطور که در قرن گذشته این کار را انجام داده ایم و شگفتی های زیادی را تجربه کرده ایم .
• نظریه نسبیت خاص آلبرت انیشتین به ما نشان داد که فضا و زمان بسته به اینکه چه کسی آنرا دنبال می کند ، متفاوت است. همچنین تصویری کاملاً غیرمنتظره از واقعیت ترسیم کرد - تصویری که در آن فضا و زمان در یک اتحاد چهار بعدی به نام فضا-زمان با هم ترکیب شده اند.
• وقتی چند سال بعد نظریه کوانتومی وارد ماجرا شد، همه چیز شگفت تر شد. به نظر میرسد که با اندازهگیری اشیا، ما در تعیین ویژگیهای آن اشیا نقش داریم. اما در دنیای کوانتومی، برخلاف نسبیت، هرگز راهی برای آشتی دادن دیدگاههای مختلف و نگاه اجمالی به واقعیت تحت مشاهده وجود ندارد .
• یک قرن بعد، بسیاری از فیزیکدانان این سؤال را مطرح کردند که آیا اصلاً واقعیت عینی واحد که بین همه ناظران مشترک است وجود دارد یا خیر؟
اکنون، دو مجموعه از ایده های نوظهور در حال تغییر این داستان هستند. برای اولین بار، می توانیم از یک دیدگاه کوانتومی به دیدگاه دیگر پرش کنیم. این در حال حاضر به ما کمک می کند تا مشکلات عملی پیچیده را با ارتباطات پرسرعت حل کنیم. همچنین روشن می کند که آیا واقعیت مشترکی در سطح کوانتومی وجود دارد یا خیر؟
✓ به طرز جالبی، به نظر می رسد که پاسخ منفی است .
• وقتی انیشتین نظریه نسبیت خود را در اوایل قرن بیستم توسعه داد، از یک فرض بنیادین استفاده کرد: قوانین فیزیک باید برای همه یکسان باشد. مشکل این بود که قوانین الکترومغناطیس ایجاب میکنند که نور همیشه با سرعت ۲۹۹۷۹۲ کیلومتر در ثانیه حرکت کند و اینشتین متوجه شد که این خود باعث ایجاد مشکلی دیگر است . اگر بخواهید در یک سفینه فضایی با پرتو نور مسابقه دهید، انتظار دارید که پرتو را بسیار کندتر از حد معمول ببینید - همانطور که از ماشینهای کناری وقتی در امتداد بزرگراه سبقت میگیرید به نظر نمیرسد آنقدر سریع پیش بروند. با این حال، اگر برای پرتوی نور نیز چنین بود، قوانین فیزیک در آن نقض می شد.
📌@higgs_field
قسمت نخست
🔺برای نخستین بار، می توان جهان کوانتومی را از چند دیدگاه به طور همزمان مشاهده کرد. بسیار عجیب است که تصور کنیم واقعیت تنها زمانی شکل می گیرد که ما با آن در تعامل قرار داشته باشیم .
•تصور کنید در حال نزدیک شدن به یک مجسمه دوره رنسانس در یک گالری هنری هستید. حتی از راه دور هم چشم-نواز به نظر می رسد. اما تنها زمانی که به آن نزدیک می شوید و در اطراف آن قدم می زنید، متوجه کیفیت واقعی آن خواهید شد ، زاویه فک ، خمیدگی بینی ، نرمی موهایی که در سنگ مرمر ایجاد شده است.
• در فیزیک، مانند زندگی، مهم است که به اشیا از بیش از یک دیدگاه نگاه کنیم. همانطور که در قرن گذشته این کار را انجام داده ایم و شگفتی های زیادی را تجربه کرده ایم .
• نظریه نسبیت خاص آلبرت انیشتین به ما نشان داد که فضا و زمان بسته به اینکه چه کسی آنرا دنبال می کند ، متفاوت است. همچنین تصویری کاملاً غیرمنتظره از واقعیت ترسیم کرد - تصویری که در آن فضا و زمان در یک اتحاد چهار بعدی به نام فضا-زمان با هم ترکیب شده اند.
• وقتی چند سال بعد نظریه کوانتومی وارد ماجرا شد، همه چیز شگفت تر شد. به نظر میرسد که با اندازهگیری اشیا، ما در تعیین ویژگیهای آن اشیا نقش داریم. اما در دنیای کوانتومی، برخلاف نسبیت، هرگز راهی برای آشتی دادن دیدگاههای مختلف و نگاه اجمالی به واقعیت تحت مشاهده وجود ندارد .
• یک قرن بعد، بسیاری از فیزیکدانان این سؤال را مطرح کردند که آیا اصلاً واقعیت عینی واحد که بین همه ناظران مشترک است وجود دارد یا خیر؟
اکنون، دو مجموعه از ایده های نوظهور در حال تغییر این داستان هستند. برای اولین بار، می توانیم از یک دیدگاه کوانتومی به دیدگاه دیگر پرش کنیم. این در حال حاضر به ما کمک می کند تا مشکلات عملی پیچیده را با ارتباطات پرسرعت حل کنیم. همچنین روشن می کند که آیا واقعیت مشترکی در سطح کوانتومی وجود دارد یا خیر؟
✓ به طرز جالبی، به نظر می رسد که پاسخ منفی است .
• وقتی انیشتین نظریه نسبیت خود را در اوایل قرن بیستم توسعه داد، از یک فرض بنیادین استفاده کرد: قوانین فیزیک باید برای همه یکسان باشد. مشکل این بود که قوانین الکترومغناطیس ایجاب میکنند که نور همیشه با سرعت ۲۹۹۷۹۲ کیلومتر در ثانیه حرکت کند و اینشتین متوجه شد که این خود باعث ایجاد مشکلی دیگر است . اگر بخواهید در یک سفینه فضایی با پرتو نور مسابقه دهید، انتظار دارید که پرتو را بسیار کندتر از حد معمول ببینید - همانطور که از ماشینهای کناری وقتی در امتداد بزرگراه سبقت میگیرید به نظر نمیرسد آنقدر سریع پیش بروند. با این حال، اگر برای پرتوی نور نیز چنین بود، قوانین فیزیک در آن نقض می شد.
📌@higgs_field
Telegram
📎
👍2👏1
.
📌The universe is not symmetric !
Chapter ⁹ (final)
🔺همیشه در هر تلاشی، به ویژه در علوم، وسوسه بزرگی برای پیروی از الگوی آنچه قبلاً مؤثر بوده، وجود دارد. اگر فوراً با موفقیت روبرو نشدید، وسوسه دیگری وجود دارد که تصور کنید آن اکتشاف موارد مورد مطالعه با کمی سختی همراه است ، و کمی دور از دسترس هستند، و با کمی داده بیشتر، فراتر از مرزها خواهید رفت و آنچه را که به دنبالش هستید پیدا خواهید کرد.
اما درسی که باید پس از بیش از 40 سال افزودن تقارنهای اضافه ، فراتر از تقارنهایی که در مدل استاندارد میبینیم، بگیریم، این است که هیچ مدرکی برای حمایت از این ایدهها وجود ندارد. بدون تک قطبی مغناطیسی، بدون نوترینوهای " با کایرالیته مخالف "، بدون واپاشی پروتون و غیره ، کیهان متقارن نیست و اگر هر چه زودتر به جای تعصبات نظری خود به جهان اندازه گیری شده اجازه دهیم راهنمای ما باشد، وضعیت همه ما بهتر خواهد بود.
ایدههای جایگزین زیادی برای تصور جهانی متقارنتر وجود دارد، و شاید وقت آن رسیده است که این ایده اصلی اما بدون پشتوانه جای خود را به دیگران بدهد تا پیشرفتی حاصل شود. همانطور که فیزیکدان لی اسمولین در مصاحبه ای در سال 2021 بیان کرد:
« هنگامی از گوناگونی در مردم می گوییم ، به معنی زنان، سیاهپوستان و بومیان و ...، نیست ، هر چند این ها بسیار مهم است اما منظور تنوع فکری انسان ها و در نظر گرفتن افرادی با تفکرات عالی است که شامل طیف گسترده ای از ایده ها و دیدگاه ها و تیپ ها و شخصیت ها و جنسیت و نژاد ها میشود … . امیدوارم که در نسل های بعدی در دنیای علم که بسیار جالب است ، افرادی با تفکرات گوناگون علمی زندگی کنند. چون اگر همه مثل هم باشند، جالب نیست.»
«اجرای کوپلینگ ثابت های سه نیروی بنیادین شامل الکترومغناطیس ، ضعیف ، قوی ، با انرژی در مدل استاندارد ( چپ) و شامل تنظیمات جدید ابرتقارنی ذرات (راست) میشود . در واقع ، تلاقی تقریبی این سه خط برای برخی قانع کننده است اما نه همه »
پایان
📌@higgs_field
📌The universe is not symmetric !
Chapter ⁹ (final)
🔺همیشه در هر تلاشی، به ویژه در علوم، وسوسه بزرگی برای پیروی از الگوی آنچه قبلاً مؤثر بوده، وجود دارد. اگر فوراً با موفقیت روبرو نشدید، وسوسه دیگری وجود دارد که تصور کنید آن اکتشاف موارد مورد مطالعه با کمی سختی همراه است ، و کمی دور از دسترس هستند، و با کمی داده بیشتر، فراتر از مرزها خواهید رفت و آنچه را که به دنبالش هستید پیدا خواهید کرد.
اما درسی که باید پس از بیش از 40 سال افزودن تقارنهای اضافه ، فراتر از تقارنهایی که در مدل استاندارد میبینیم، بگیریم، این است که هیچ مدرکی برای حمایت از این ایدهها وجود ندارد. بدون تک قطبی مغناطیسی، بدون نوترینوهای " با کایرالیته مخالف "، بدون واپاشی پروتون و غیره ، کیهان متقارن نیست و اگر هر چه زودتر به جای تعصبات نظری خود به جهان اندازه گیری شده اجازه دهیم راهنمای ما باشد، وضعیت همه ما بهتر خواهد بود.
ایدههای جایگزین زیادی برای تصور جهانی متقارنتر وجود دارد، و شاید وقت آن رسیده است که این ایده اصلی اما بدون پشتوانه جای خود را به دیگران بدهد تا پیشرفتی حاصل شود. همانطور که فیزیکدان لی اسمولین در مصاحبه ای در سال 2021 بیان کرد:
« هنگامی از گوناگونی در مردم می گوییم ، به معنی زنان، سیاهپوستان و بومیان و ...، نیست ، هر چند این ها بسیار مهم است اما منظور تنوع فکری انسان ها و در نظر گرفتن افرادی با تفکرات عالی است که شامل طیف گسترده ای از ایده ها و دیدگاه ها و تیپ ها و شخصیت ها و جنسیت و نژاد ها میشود … . امیدوارم که در نسل های بعدی در دنیای علم که بسیار جالب است ، افرادی با تفکرات گوناگون علمی زندگی کنند. چون اگر همه مثل هم باشند، جالب نیست.»
«اجرای کوپلینگ ثابت های سه نیروی بنیادین شامل الکترومغناطیس ، ضعیف ، قوی ، با انرژی در مدل استاندارد ( چپ) و شامل تنظیمات جدید ابرتقارنی ذرات (راست) میشود . در واقع ، تلاقی تقریبی این سه خط برای برخی قانع کننده است اما نه همه »
پایان
📌@higgs_field
Telegram
📎
👍2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
.
📌The universe is not symmetric !
Chapter ¹- https://t.me/higgs_field/5786
Chapter ²- https://t.me/higgs_field/5797
Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/5804
Chapter ⁴ - https://t.me/higgs_field/5816
Chapter ⁵ - https://t.me/higgs_field/5831
Chapter ⁶ - https://t.me/higgs_field/5842
Chapter ⁷ - https://t.me/higgs_field/5855
Chapter ⁸ - https://t.me/higgs_field/5864
Chapter ⁹ - https://t.me/higgs_field/5870
FINE
Reference :
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/universe-symmetric/
📌The universe is not symmetric !
Chapter ¹- https://t.me/higgs_field/5786
Chapter ²- https://t.me/higgs_field/5797
Chapter ³ - https://t.me/higgs_field/5804
Chapter ⁴ - https://t.me/higgs_field/5816
Chapter ⁵ - https://t.me/higgs_field/5831
Chapter ⁶ - https://t.me/higgs_field/5842
Chapter ⁷ - https://t.me/higgs_field/5855
Chapter ⁸ - https://t.me/higgs_field/5864
Chapter ⁹ - https://t.me/higgs_field/5870
FINE
Reference :
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/universe-symmetric/
👍1
.
🔺مطالعهی فیزیک ، پرواز در گستره ای بنام « هستی » ست با بالهایی به همان گستردگی . فیزیکیست بال گشودن می داند ، گسترهی هیجان انگیزی بنام هستی انسان را برای کنکاش و جستجو در خودش فرا می خواند ، بقول فاینمن بانوی طبیعت .
• عالم چگونه جایی ست ؟
• با چه مکانیسمی کار می کند؟
☄ فیزیک با اختلاف شگفت انگیز ترین پدیدهی زندگیست .☄
📌 @phys_Q
🔺مطالعهی فیزیک ، پرواز در گستره ای بنام « هستی » ست با بالهایی به همان گستردگی . فیزیکیست بال گشودن می داند ، گسترهی هیجان انگیزی بنام هستی انسان را برای کنکاش و جستجو در خودش فرا می خواند ، بقول فاینمن بانوی طبیعت .
• عالم چگونه جایی ست ؟
• با چه مکانیسمی کار می کند؟
☄ فیزیک با اختلاف شگفت انگیز ترین پدیدهی زندگیست .☄
📌 @phys_Q
❤2
.
🔺Richard_Feynman: Teach your students to doubt, to think, to communicate, to question, to make mistakes, to learn from their mistakes, and most importantly have fun in their learning.
✓ ریچارد فاینمن: به گونه ای برای دانش آموزانت تدریس کن که : شک کنند، تفکر کنند، ارتباط داشته باشند، سوال بپرسند، دچار اشتباه شوند و از اشتباهات خود بیاموزند، و از همه مهم تر در یادگیری هایشان "خوشی" و "لذت" را نیز تجربه کرده باشند.
📌@phys_Q
🔺Richard_Feynman: Teach your students to doubt, to think, to communicate, to question, to make mistakes, to learn from their mistakes, and most importantly have fun in their learning.
✓ ریچارد فاینمن: به گونه ای برای دانش آموزانت تدریس کن که : شک کنند، تفکر کنند، ارتباط داشته باشند، سوال بپرسند، دچار اشتباه شوند و از اشتباهات خود بیاموزند، و از همه مهم تر در یادگیری هایشان "خوشی" و "لذت" را نیز تجربه کرده باشند.
📌@phys_Q
❤4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
🔺جیمز رندی (1928-2020) شعبدهباز و شک گرای علمی آمریکایی-کانادایی و بنیان گذار موسسه ای به همین نام ، نشان می دهد که چسبیدن اشیا به بدن ناشی از مغناطیسه شدن بدن یا توضیحات موازی نیست و تنها بعلت اصطکاک است که با آغشته سازی با پودر برطرف خواهد شد.
📌@phys_Q
🔺جیمز رندی (1928-2020) شعبدهباز و شک گرای علمی آمریکایی-کانادایی و بنیان گذار موسسه ای به همین نام ، نشان می دهد که چسبیدن اشیا به بدن ناشی از مغناطیسه شدن بدن یا توضیحات موازی نیست و تنها بعلت اصطکاک است که با آغشته سازی با پودر برطرف خواهد شد.
📌@phys_Q
👍5👏3
📌آیا ما فضا-زمان را ایجاد می کنیم؟ دیدگاهی( با تاکید- perspective) جدید در تار و پود واقعیت
قسمت دوم
انیشتین مجبور بود پیشنهاد دهد که سرعت نور برای همه ، بدون وابستگی به سرعت حرکت آنها ، ثابت است . برای جبران ، خود فضا و زمان باید از منظر یک ناظر متفاوت از ناظر بعدی تغییر کند . معادلات نسبیت به انیشتین این امکان را میداد که از منظر یک ناظر، یا چارچوب مرجع، به دیگر چارچوب ها نگاه کند ، و با انجام این کار تصویری مشترک از جهان ساخت که از دید همه ناظر ها یکسان بود .
او در ادامه این ایدهها را در نسبیت عام توسعه داد، که بعنوان بهترین نظریه گرانش برای ما باقی مانده است . اما این تمام داستان نیست. در نوشتههای انیشتین، چارچوبهای مرجع همیشه با «میله ها و ساعت ها» تعریف میشوند، اجسام فیزیکی که فضا و زمان با آنها اندازهگیری میشود. با این حال، این اشیا کاملاً توسط یک نظریه متفاوت اداره می شوند.
نظریه کوانتومی با ماده و انرژی سر و کار دارد و حتی از نسبیت نیز موفق تر است. اما تصویری ناآشنا از واقعیت ترسیم میکند، تصویری که در آن ذرات قبل از اندازهگیری ویژگیهای مشخصی ندارند، و در برهمنهی superposition از حالت ها قرار دارند. همچنین این تئوری نشان میدهد که ذرات میتوانند در همتنیده entanglement شوند و ویژگی های آنها حتی در فواصل بسیار زیاد نیز به هم مرتبط خواهد شد . همه اینها پایه های تعریف چارچوب مرجع را می لرزاند . چگونه زمان را با ساعتی که در هم تنیده است، یا فاصله را با خط کشی که همزمان در مکان های چندگانه قرار دارد اندازه گیری کنیم؟
فیزیکدانان کوانتومی معمولا از این پرسش با تنظیمات ابزار های اندازه گیری مطابق با قوانین مکانیک کلاسیک توسعه یافته توسط ایزاک نیوتن ، پرهیز می کنند .
ذره ای که اندازه گیری می شود کوانتومی است.
چارچوب مرجعی در کار نیست.
خط جداکننده dividing line بین این دو به برش هایزنبرگ Heisenberg cut معروف است. هرچند بصورت دلخواه ، قابل جابجایی است، اما باید وجود داشته باشد تا دستگاه اندازه گیری بتواند نتیجه قطعی را ثبت کند.
گربه شرودینگر را در نظر بگیرید، آزمایش فکری که در آن یک گربه نگون بخت در جعبه ای با یک ذره رادیواکتیو قرار دارد. اگر این ذره واپاشی کند، چکشی را تحریک می کند که ویال را می شکند و سمی آزاد می کند که گربه را می کشد. اگر اینطور نباشد، گربه زندگی می کند. شما خارج از جعبه هستید. از منظر شما، محتوای جعبه در هم تنیده و در یک برهم نهی قرار دارند . ذره هم واپاشی شده و هم نشده است . گربه هم مرده و هم زنده است. اما، مانند نسبیت، آیا نباید بتوان وضعیت را از منظر گربه توصیف کرد؟
این معما مدتهاست که چاسلاو بروکنر را در موسسه اپتیک کوانتومی و اطلاعات کوانتومی در وین، اتریش آزار داده ، او میخواست بفهمد چگونه میتوان چیزها را از دیدگاههای مختلف در نظریه کوانتومی دید. به پیروی از انیشتین، او از این فرض شروع کرد که قوانین فیزیک باید برای همه یکسان باشد و سپس راهی برای جابجایی ریاضی بین چارچوب های مرجع کوانتومی ایجاد کرد- اگر بتوانیم یک وضعیت را از هر دو طرف برش هایزنبرگ توصیف کنیم، بروکنر به این امیدوار بود که ممکن است حقیقتی در مورد یک جهان کوانتومی مشترک پدیدار شود.
Heisenberg cut:
رابط فرضی که رویداد کوانتومی را از اطلاعات یا ویژگی های مشاهده گر جدا می کند .در زیر برش همه چیز با تابع موج کنترل میشود و در بالای برش از توصیف کلاسیک استفاده می شود .
📌@higgs_field
قسمت دوم
انیشتین مجبور بود پیشنهاد دهد که سرعت نور برای همه ، بدون وابستگی به سرعت حرکت آنها ، ثابت است . برای جبران ، خود فضا و زمان باید از منظر یک ناظر متفاوت از ناظر بعدی تغییر کند . معادلات نسبیت به انیشتین این امکان را میداد که از منظر یک ناظر، یا چارچوب مرجع، به دیگر چارچوب ها نگاه کند ، و با انجام این کار تصویری مشترک از جهان ساخت که از دید همه ناظر ها یکسان بود .
او در ادامه این ایدهها را در نسبیت عام توسعه داد، که بعنوان بهترین نظریه گرانش برای ما باقی مانده است . اما این تمام داستان نیست. در نوشتههای انیشتین، چارچوبهای مرجع همیشه با «میله ها و ساعت ها» تعریف میشوند، اجسام فیزیکی که فضا و زمان با آنها اندازهگیری میشود. با این حال، این اشیا کاملاً توسط یک نظریه متفاوت اداره می شوند.
نظریه کوانتومی با ماده و انرژی سر و کار دارد و حتی از نسبیت نیز موفق تر است. اما تصویری ناآشنا از واقعیت ترسیم میکند، تصویری که در آن ذرات قبل از اندازهگیری ویژگیهای مشخصی ندارند، و در برهمنهی superposition از حالت ها قرار دارند. همچنین این تئوری نشان میدهد که ذرات میتوانند در همتنیده entanglement شوند و ویژگی های آنها حتی در فواصل بسیار زیاد نیز به هم مرتبط خواهد شد . همه اینها پایه های تعریف چارچوب مرجع را می لرزاند . چگونه زمان را با ساعتی که در هم تنیده است، یا فاصله را با خط کشی که همزمان در مکان های چندگانه قرار دارد اندازه گیری کنیم؟
فیزیکدانان کوانتومی معمولا از این پرسش با تنظیمات ابزار های اندازه گیری مطابق با قوانین مکانیک کلاسیک توسعه یافته توسط ایزاک نیوتن ، پرهیز می کنند .
ذره ای که اندازه گیری می شود کوانتومی است.
چارچوب مرجعی در کار نیست.
خط جداکننده dividing line بین این دو به برش هایزنبرگ Heisenberg cut معروف است. هرچند بصورت دلخواه ، قابل جابجایی است، اما باید وجود داشته باشد تا دستگاه اندازه گیری بتواند نتیجه قطعی را ثبت کند.
گربه شرودینگر را در نظر بگیرید، آزمایش فکری که در آن یک گربه نگون بخت در جعبه ای با یک ذره رادیواکتیو قرار دارد. اگر این ذره واپاشی کند، چکشی را تحریک می کند که ویال را می شکند و سمی آزاد می کند که گربه را می کشد. اگر اینطور نباشد، گربه زندگی می کند. شما خارج از جعبه هستید. از منظر شما، محتوای جعبه در هم تنیده و در یک برهم نهی قرار دارند . ذره هم واپاشی شده و هم نشده است . گربه هم مرده و هم زنده است. اما، مانند نسبیت، آیا نباید بتوان وضعیت را از منظر گربه توصیف کرد؟
این معما مدتهاست که چاسلاو بروکنر را در موسسه اپتیک کوانتومی و اطلاعات کوانتومی در وین، اتریش آزار داده ، او میخواست بفهمد چگونه میتوان چیزها را از دیدگاههای مختلف در نظریه کوانتومی دید. به پیروی از انیشتین، او از این فرض شروع کرد که قوانین فیزیک باید برای همه یکسان باشد و سپس راهی برای جابجایی ریاضی بین چارچوب های مرجع کوانتومی ایجاد کرد- اگر بتوانیم یک وضعیت را از هر دو طرف برش هایزنبرگ توصیف کنیم، بروکنر به این امیدوار بود که ممکن است حقیقتی در مورد یک جهان کوانتومی مشترک پدیدار شود.
Heisenberg cut:
رابط فرضی که رویداد کوانتومی را از اطلاعات یا ویژگی های مشاهده گر جدا می کند .در زیر برش همه چیز با تابع موج کنترل میشود و در بالای برش از توصیف کلاسیک استفاده می شود .
📌@higgs_field
Telegram
📎
👍3🔥1
📌حل معمای ابررسانایی با محاسبات دقیق تر
محققان از دهه 1980 در مورد ابر-رسانایی مواد مبتنی بر مس در درجه حرارت های بالا اطلاع داشتند. در زیر دمای معین (تقریباً 130- درجه سانتیگراد)، مقاومت الکتریکی از این مواد ناپدید می شود .
یائو وانگ، استادیار فیزیک و نجوم در دانشگاه کلمسون گفت: "عموما پذیرفته شده است که ابررسانایی های سنتی از برهمکنش الکترون ها با فونون ها به وجود می آیند، جایی که فونون ها دو الکترون را به عنوان یک موجود واحد جفت می کنند و الکترون ها می تواند در ماده بدون مقاومت حرکت کند."
فونون ها انرژی ارتعاشی هستند که از اتم های نوسان کننده درون یک کریستال به وجود می آیند. رفتار و دینامیک فونون ها با الکترون ها بسیار متفاوت است و قرار دادن و تعامل این دو قطعه پازل در کنار هم یک چالش بوده است.
این مطالعه نیروهای هر دو الکترون و فونون را با هم محاسبه کرد. آنها نشان دادند که فونونها نه تنها بر الکترونها در مجاورت خود تأثیر میگذارند،بلکه بر الکترونهایی که چند بار دورتر هستند نیز تأثیر میگذارند.
https://phys.org/news/2022-01-superconducting-mystery-precise.html
📌@phys_Q
محققان از دهه 1980 در مورد ابر-رسانایی مواد مبتنی بر مس در درجه حرارت های بالا اطلاع داشتند. در زیر دمای معین (تقریباً 130- درجه سانتیگراد)، مقاومت الکتریکی از این مواد ناپدید می شود .
یائو وانگ، استادیار فیزیک و نجوم در دانشگاه کلمسون گفت: "عموما پذیرفته شده است که ابررسانایی های سنتی از برهمکنش الکترون ها با فونون ها به وجود می آیند، جایی که فونون ها دو الکترون را به عنوان یک موجود واحد جفت می کنند و الکترون ها می تواند در ماده بدون مقاومت حرکت کند."
فونون ها انرژی ارتعاشی هستند که از اتم های نوسان کننده درون یک کریستال به وجود می آیند. رفتار و دینامیک فونون ها با الکترون ها بسیار متفاوت است و قرار دادن و تعامل این دو قطعه پازل در کنار هم یک چالش بوده است.
این مطالعه نیروهای هر دو الکترون و فونون را با هم محاسبه کرد. آنها نشان دادند که فونونها نه تنها بر الکترونها در مجاورت خود تأثیر میگذارند،بلکه بر الکترونهایی که چند بار دورتر هستند نیز تأثیر میگذارند.
https://phys.org/news/2022-01-superconducting-mystery-precise.html
📌@phys_Q
🔺در فیزیک ماده چگال، یک زوج کوپر یا زوج BCS شامل یک جفت الکترون (و یا فرمیونهای دیگر) است که در دماهای پایین به صورت مشخصی در قید یکدیگر قرار دارند. این زوج در سال ۱۹۶۵م برای نخستین بار توسط فیزیکدان آمریکایی لئون کوپر معرفی شد.
کوپر نشان داد که یک جاذبهٔ تصادفی کوچک بین الکترونها در یک فلز میتواند باعث یک حالت جفت شده از الکترونها گردد که دارای انرژی کمتری از انرژی فرمی است و این به معنای مقید بودن این زوج است. در ابررساناهای متعارف، این جاذبه ناشی از برهم کنش الکترون-فونون است. براساس نظریه BCS که توسط جان باردین، لئون کوپر، و جان شریفر ارائه شد ( و برای آنها جایزه نوبل سال ۱۹۷۲ را به ارمغان آورد) ،حالت زوج کوپر باعث بروز ابررسانایی میشود.
در نظریه BCS، دو الکترون با اسپین مخالف، که دارای بار منفی هستند (بر خلاف انتظار) همدیگر را جذب میکنند و جفت کوپر را تشکیل میدهند، علت این نیروی جاذبه برهمکنش فونون-الکترونها میباشد. برای تشکیل جفتهای کوپر دمای پایین خاصی احتیاج است و در دماهای پایینتر این جفتها که از آمار بوز-اینشتین پیروی میکنند میتوانند چگالش بوز-اینشتین تشکیل دهند.
📌@phys_Q
کوپر نشان داد که یک جاذبهٔ تصادفی کوچک بین الکترونها در یک فلز میتواند باعث یک حالت جفت شده از الکترونها گردد که دارای انرژی کمتری از انرژی فرمی است و این به معنای مقید بودن این زوج است. در ابررساناهای متعارف، این جاذبه ناشی از برهم کنش الکترون-فونون است. براساس نظریه BCS که توسط جان باردین، لئون کوپر، و جان شریفر ارائه شد ( و برای آنها جایزه نوبل سال ۱۹۷۲ را به ارمغان آورد) ،حالت زوج کوپر باعث بروز ابررسانایی میشود.
در نظریه BCS، دو الکترون با اسپین مخالف، که دارای بار منفی هستند (بر خلاف انتظار) همدیگر را جذب میکنند و جفت کوپر را تشکیل میدهند، علت این نیروی جاذبه برهمکنش فونون-الکترونها میباشد. برای تشکیل جفتهای کوپر دمای پایین خاصی احتیاج است و در دماهای پایینتر این جفتها که از آمار بوز-اینشتین پیروی میکنند میتوانند چگالش بوز-اینشتین تشکیل دهند.
📌@phys_Q
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
🔺ما راهی برای شناخت کیهان به خودش هستیم- سمفونی علم
با حضور کارل سیگن، ریچارد فاینمن، نیل تایسون و بیل نای.
برگردان فارسی:
https://t.me/higgs_journals/766
📌 @higgs_field
🔺ما راهی برای شناخت کیهان به خودش هستیم- سمفونی علم
با حضور کارل سیگن، ریچارد فاینمن، نیل تایسون و بیل نای.
برگردان فارسی:
https://t.me/higgs_journals/766
📌 @higgs_field
❤3
📌معمای دیرینه گرانش
🔺نقطه ضعف یا قوت گرانش نسبت به سه نیروی بنیادین دیگر ، این است که برای توصیف مدل اتمی کارآیی ندارد .
برهمکنش های قوی و ضعیف و الکترومغناطیس در طرح مدل اتم نقش دارند .
اما گرانش؟!؟
هنوز هیچ ذره ای در مدل استاندارد گرانش را نمایندگی نمی کند و به همین ترتیب مطمئنیم مدل استاندارد ناقص است. ( این چیزی از ارزش این مدل عالی کم نمی کند .)
در فاصله یک فتومتری ( یک فرمی)
10-¹⁵ meter
نیروی هسته ای قوی strong nuclear force مقدار 137
برابر نیروی الکترومغناطیس EM ،مقدار 10⁶ برابر نیروی هسته ای ضعیف weak nuclear force ، مقدار 10³⁸ برابر نیروی گرانش قدرت دارد .
دو نیروی هسته ای قوی و ضعیف ، کوچک مقیاس اند ، اما الکترومغناطیس و گرانش دور برد هستند . از طرفی لازم نیست اندرکنش الکترومغناطیس و گرانش را تذکر بدیم .
فوتون در حال فرار از میدان گرانشی ، انرژی از دست می دهد .
🔺قانون دست راست :
شست دست راست خود را رو به بالا بگیرید ، این شست جهت جریان یا حرکت بار را نشان می دهد ، با انگشت اشاره روبرو را نشان دهید ، انگشت اشاره جهت نیرو را نشان می دهد ، سه انگشت دیگر را عمود بر جهت شست و اشاره به سمت چپ بگیرید ، این سه انگشت جهت خطوط شار میدان مغناطیسی را نشان می دهد - این قانون دست راست است که ذاتی جهان ماست و ازین دست سلسله قوانین بسیاری در کنار هم گیتی را ما را شکل داده اند . از این قانون در ساخت موتور و ژنراتور های الکتریکی استفاده می شود .
از شباهت اندک گرانش و الکترومغناطیس گفتیم اما تفاوت های بسیار بین این دو نیرو ، قابل اغماض نیست .
گرانش برخلاف الکترومغناطیس غیر خطی است - بدین معنی که درصورت سقوط در میدان گرانشی ، میزان نیرویی که میدان به شما وارد می کند بصورت غیر خطی رشد می کند .
اگر گراویتونی وجود داشته باشد مجبوریم با ویژگی های میدان گرانشی آنرا تطبیق دهیم .
گراویتون ها ( فرض) تشکیل شبکه ای پیچیده ( بعلت برهمکنش با یکدیگر) می دهند که همه چیز را احاطه کرده اند ، بعلت دوربردی گرانش گراویتون مانند فوتون جرم صفر دارد و البته خلاف الکترودینامیک بهنجار پذیر نیست و مانند تئوری میدان کوانتومی وجود حلقه های بسته ( در نمایش دیاگرام فاینمن ) دردسر تولید می کند که تئوری آینده گرانشی باید آنرا نیز حل کند .
🔺به نظر شما چگونه می توان معمای گرانش را حل کرد؟
باید با در نظر گرفتن نسبیت عام و مکانیک کوانتوم ، تئوری گرانش کوانتومی را طرح کرد - در این تئوری گرانش ویژگی فضا زمان در کنار اجرام بزرگ است و در این بستر محقیقین امیدوارند با مطالعه خواص و ویژگی های سیاهچاله ها و تحریف فضا زمان در اطراف این آبجکت های پر جرم ، معمای گرانش را حل کنند .
📌@higgs_field
🔺نقطه ضعف یا قوت گرانش نسبت به سه نیروی بنیادین دیگر ، این است که برای توصیف مدل اتمی کارآیی ندارد .
برهمکنش های قوی و ضعیف و الکترومغناطیس در طرح مدل اتم نقش دارند .
اما گرانش؟!؟
هنوز هیچ ذره ای در مدل استاندارد گرانش را نمایندگی نمی کند و به همین ترتیب مطمئنیم مدل استاندارد ناقص است. ( این چیزی از ارزش این مدل عالی کم نمی کند .)
در فاصله یک فتومتری ( یک فرمی)
10-¹⁵ meter
نیروی هسته ای قوی strong nuclear force مقدار 137
برابر نیروی الکترومغناطیس EM ،مقدار 10⁶ برابر نیروی هسته ای ضعیف weak nuclear force ، مقدار 10³⁸ برابر نیروی گرانش قدرت دارد .
دو نیروی هسته ای قوی و ضعیف ، کوچک مقیاس اند ، اما الکترومغناطیس و گرانش دور برد هستند . از طرفی لازم نیست اندرکنش الکترومغناطیس و گرانش را تذکر بدیم .
فوتون در حال فرار از میدان گرانشی ، انرژی از دست می دهد .
🔺قانون دست راست :
شست دست راست خود را رو به بالا بگیرید ، این شست جهت جریان یا حرکت بار را نشان می دهد ، با انگشت اشاره روبرو را نشان دهید ، انگشت اشاره جهت نیرو را نشان می دهد ، سه انگشت دیگر را عمود بر جهت شست و اشاره به سمت چپ بگیرید ، این سه انگشت جهت خطوط شار میدان مغناطیسی را نشان می دهد - این قانون دست راست است که ذاتی جهان ماست و ازین دست سلسله قوانین بسیاری در کنار هم گیتی را ما را شکل داده اند . از این قانون در ساخت موتور و ژنراتور های الکتریکی استفاده می شود .
از شباهت اندک گرانش و الکترومغناطیس گفتیم اما تفاوت های بسیار بین این دو نیرو ، قابل اغماض نیست .
گرانش برخلاف الکترومغناطیس غیر خطی است - بدین معنی که درصورت سقوط در میدان گرانشی ، میزان نیرویی که میدان به شما وارد می کند بصورت غیر خطی رشد می کند .
اگر گراویتونی وجود داشته باشد مجبوریم با ویژگی های میدان گرانشی آنرا تطبیق دهیم .
گراویتون ها ( فرض) تشکیل شبکه ای پیچیده ( بعلت برهمکنش با یکدیگر) می دهند که همه چیز را احاطه کرده اند ، بعلت دوربردی گرانش گراویتون مانند فوتون جرم صفر دارد و البته خلاف الکترودینامیک بهنجار پذیر نیست و مانند تئوری میدان کوانتومی وجود حلقه های بسته ( در نمایش دیاگرام فاینمن ) دردسر تولید می کند که تئوری آینده گرانشی باید آنرا نیز حل کند .
🔺به نظر شما چگونه می توان معمای گرانش را حل کرد؟
باید با در نظر گرفتن نسبیت عام و مکانیک کوانتوم ، تئوری گرانش کوانتومی را طرح کرد - در این تئوری گرانش ویژگی فضا زمان در کنار اجرام بزرگ است و در این بستر محقیقین امیدوارند با مطالعه خواص و ویژگی های سیاهچاله ها و تحریف فضا زمان در اطراف این آبجکت های پر جرم ، معمای گرانش را حل کنند .
📌@higgs_field
Telegram
📎
📌آیا ما فضا-زمان را ایجاد می کنیم؟ دیدگاهی( با تاکید- perspective) جدید در تار و پود واقعیت
قسمت سوم
🔺از درون جعبه فکر کنید
چیزی که بروکنر و همکارانش در سال 2019 یافتند- شگفتانگیز بود. وقتی از دیدگاه گربه نگاه می کنید، معلوم میشود که - درست مانند نسبیت - همه چیز برای حفظ قوانین فیزیک باید تغییر کند. کوانتومی که قبلاً مرتبط با گربه بیان شده بود در برش هایزنبرگ دگرگون می گردد. اگر از درون جعبه به آزمایش نگاه کنیم، گربه در وضعیت ثابتی قرار دارد - و این ناظر خارج از جعبه است که در یک برهم نهی قرار دارد و آزمایش با ناظر بیرونی در برهم نهی قرار می گیرد . مدتها تصور می شد که درهم تنیدگی یک ویژگی مطلق واقعی است. اما در این تصویر جدید، بیشتر شبیه یک دیدگاه است. بروکنر می گوید: «اینکه چه چیزی کوانتومی و چه چیزی کلاسیک است به انتخاب چارچوب های مرجع کوانتومی بستگی دارد.»
ژاک پینار از دانشگاه ماساچوست میگوید همه اینها به ما اجازه میدهد تا با جدیت سؤالات جذابی را مطرح کنیم.
آزمایش معروف دو شکاف را در نظر بگیرید، که نشان داد یک ذره کوانتومی می تواند همزمان از دو شکاف در یک شبکه عبور کند. پینار میگوید: «ما میبینیم که نسبت به الکترون، این شکافها هستند که در یک برهم نهی قرار دارند. "برای من، این مفهومی فوق العاده است." در حالی که همه اینها ممکن است صرفاً تلاشی نظری به نظر برسد، چیزی که به ایده های بروکنر اعتبار می بخشد این است که آنها قبلاً به حل مشکل حل نشدنی مربوط به ارتباطات کوانتومی کمک کرده اند .
چارچوب های مرجع کوانتومی پاشنه آشیل دارند، هرچند که ممکن است در نهایت ما را به درک عمیقتری از واقعیت راهنمایی کنند. اما پاشنه آشیل به شکل "دوست ویگنر" است، یک آزمایش فکری که در دهه 1950 توسط فیزیکدان یوجین ویگنر مطرح و پیچ و تابی شگفت انگیز به معمای گربه شرودینگر اضافه کرد .
دوست ویگنر مطابق به طراحی معمول آزمایش، جعبه را باز می کند و مثلاً می بیند که گربه زنده است. اما اگر خود ویگنر بیرون درب آزمایشگاه بایستد چه؟ گربه در چارچوب مرجع او هنوز در برهم نهی زنده و مرده است، فقط حالا با دوستی که در برهم نهی " دیدن گربه زنده و دیدن گربه مرده "قرار گرفته است. گربه توصیف شده از منظر ویگنر از گربه توصیف شده از منظر دوست ویگنر - متفاوت است ، اما طبق نظریه کوانتومی هر دو درست میگویند. این یک پارادوکس عمیق است که به نظر میرسد واقعیتی را آشکار میکند.
قوانین بروکنر در اینجا کمکی نمی کنند. ما نمی توانیم از یک طرف برش هایزنبرگ به طرف دیگر پرش کنیم زیرا این دو نفر از برش های متفاوتی استفاده می کنند.
برش هایزنبرگ در دوست ویگنر بین وی و جعبه قرار گرفته و ویگنر آن را بین خود و آزمایشگاه دارد . آنها از آن سوی شکاف کوانتومی کلاسیک به یکدیگر نگاه نمی کنند .
بروکنر میگوید: «من و همکارانم امیدوار بودیم که موقعیت دوست ویگنر بتواند در چارچوبهای مرجع کوانتومی بازنویسی شود. اما تا کنون، این امکان پذیر نبوده است. » و سپس آهی می کشد:
«نمی دانم. "یک عنصر گم شده وجود دارد."»
📌@higgs_field
قسمت سوم
🔺از درون جعبه فکر کنید
چیزی که بروکنر و همکارانش در سال 2019 یافتند- شگفتانگیز بود. وقتی از دیدگاه گربه نگاه می کنید، معلوم میشود که - درست مانند نسبیت - همه چیز برای حفظ قوانین فیزیک باید تغییر کند. کوانتومی که قبلاً مرتبط با گربه بیان شده بود در برش هایزنبرگ دگرگون می گردد. اگر از درون جعبه به آزمایش نگاه کنیم، گربه در وضعیت ثابتی قرار دارد - و این ناظر خارج از جعبه است که در یک برهم نهی قرار دارد و آزمایش با ناظر بیرونی در برهم نهی قرار می گیرد . مدتها تصور می شد که درهم تنیدگی یک ویژگی مطلق واقعی است. اما در این تصویر جدید، بیشتر شبیه یک دیدگاه است. بروکنر می گوید: «اینکه چه چیزی کوانتومی و چه چیزی کلاسیک است به انتخاب چارچوب های مرجع کوانتومی بستگی دارد.»
ژاک پینار از دانشگاه ماساچوست میگوید همه اینها به ما اجازه میدهد تا با جدیت سؤالات جذابی را مطرح کنیم.
آزمایش معروف دو شکاف را در نظر بگیرید، که نشان داد یک ذره کوانتومی می تواند همزمان از دو شکاف در یک شبکه عبور کند. پینار میگوید: «ما میبینیم که نسبت به الکترون، این شکافها هستند که در یک برهم نهی قرار دارند. "برای من، این مفهومی فوق العاده است." در حالی که همه اینها ممکن است صرفاً تلاشی نظری به نظر برسد، چیزی که به ایده های بروکنر اعتبار می بخشد این است که آنها قبلاً به حل مشکل حل نشدنی مربوط به ارتباطات کوانتومی کمک کرده اند .
چارچوب های مرجع کوانتومی پاشنه آشیل دارند، هرچند که ممکن است در نهایت ما را به درک عمیقتری از واقعیت راهنمایی کنند. اما پاشنه آشیل به شکل "دوست ویگنر" است، یک آزمایش فکری که در دهه 1950 توسط فیزیکدان یوجین ویگنر مطرح و پیچ و تابی شگفت انگیز به معمای گربه شرودینگر اضافه کرد .
دوست ویگنر مطابق به طراحی معمول آزمایش، جعبه را باز می کند و مثلاً می بیند که گربه زنده است. اما اگر خود ویگنر بیرون درب آزمایشگاه بایستد چه؟ گربه در چارچوب مرجع او هنوز در برهم نهی زنده و مرده است، فقط حالا با دوستی که در برهم نهی " دیدن گربه زنده و دیدن گربه مرده "قرار گرفته است. گربه توصیف شده از منظر ویگنر از گربه توصیف شده از منظر دوست ویگنر - متفاوت است ، اما طبق نظریه کوانتومی هر دو درست میگویند. این یک پارادوکس عمیق است که به نظر میرسد واقعیتی را آشکار میکند.
قوانین بروکنر در اینجا کمکی نمی کنند. ما نمی توانیم از یک طرف برش هایزنبرگ به طرف دیگر پرش کنیم زیرا این دو نفر از برش های متفاوتی استفاده می کنند.
برش هایزنبرگ در دوست ویگنر بین وی و جعبه قرار گرفته و ویگنر آن را بین خود و آزمایشگاه دارد . آنها از آن سوی شکاف کوانتومی کلاسیک به یکدیگر نگاه نمی کنند .
بروکنر میگوید: «من و همکارانم امیدوار بودیم که موقعیت دوست ویگنر بتواند در چارچوبهای مرجع کوانتومی بازنویسی شود. اما تا کنون، این امکان پذیر نبوده است. » و سپس آهی می کشد:
«نمی دانم. "یک عنصر گم شده وجود دارد."»
📌@higgs_field
Telegram
📎