📌آگاهی چیست؟
توسط گرنت کورین
قسمت نخست
زمانی انسانها سیاره ما را مرکز فیزیکی منظومه شمسی فرض میکردند، بنابراین جای تعجب نیست که ما نیز به آگاهی بسیار فکر میکنیم، کیفیت ظاهراً منحصربهفردی که به گونهی ما اجازه میدهد تا به چنین موضوعاتی فکر کند.
اما آگاهی چیست؟ این موضوع در روایات علمی و فلسفی بسیار بحث برانگیز بوده است. متفکران مقدار زیادی از زمان و وجود خود را صرف تلاش برای کشف رموز هستی کردهاند، مانند نحوه عملکرد آگاهی و محل قرارگیری آن.
پاسخ کوتاه چندان راضی کننده نیست. دانشمندان و فیلسوفان هنوز نمیتوانند بر سر یک ایده مبهم از چیستی آگاهی، و حتی بیشتر از آن یک تعریف دقیق، به توافق برسند.
با این حال، بسیاری از کارشناسان موافق هستند که موجودات آگاه به « محیط اطراف خود، خود و ادراک خود » آگاه هستند.
یک چیز خاص؟
محققان معاصر نشان دادهاند که میتوانند از یک تکنیک اسکن مغزی به نام MRI عملکردی برای تشخیص آگاهی با اندازهگیری غیرمستقیم جریان خون در مغز استفاده کنند، فرآیندی که ممکن است نشان دهد کدام نواحی از مغز فعالتر از سایرین است. اما برای هزاران سال، هیچ راهی برای جمع آوری شواهدی از این پدیده وجود نداشت. این موضوع را برای متفکرانی که به عقلانیت و آزمایش روشمند ارج می نهند چالش برانگیز کرد.
در دنیای غرب، گالیله، ستاره شناس ایتالیایی، تلاش کرد تا هر چیزی را که مربوط به آگاهی باشد، خارج از حوزه تحقیق علمی تحت بررسی قرار دهد. یک نسل بعد، رنه دکارت، ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی، با استدلال خود مبنی بر اینکه ذهن (یا روح) و بدن دو چیز اساساً متفاوت هستند، آگاهی را در کانون توجه بیشتری قرار داد. این موقعیت را دوگانه انگاری ذهن - بدن mind body dualism می نامند.
سوزانا شلنبرگ، استاد برجسته فلسفه و علوم شناختی در دانشگاه راتگرز در نیوجرسی، به لایو ساینس گفت: «اکثریت قریب به اتفاق [متفکران] قبلاً فکر می کردند که آگاهی بسیار خاص است. اما این نگرش تا حدی به لطف افرادی مانند توماس هاکسلی زیستشناس قرن نوزدهمی که به ایجاد این دیدگاه کمک کرد که آنچه در ذهن اتفاق میافتد نتیجه رویدادهای مادی است که در مغز اتفاق میافتد، از بین رفته است. این دیدگاهی است که محبوبیت آن افزایش یافته است.»
شلنبرگ میگوید: «ایدهای که من دارم یک دیدگاه فیزیکالیستی است، که آگاهی چیز خاصی در جهان نیست. تصور اینکه انسان ها در بهره مندی از آگاهی ، تنها نیستند ، کار را بسیار آسان تر می کند .
سوزان بیان کرد: «ما شعر میسرائیم و خرگوشها نه ، بنابراین، این تفاوت درجه است، نه نوع.»
🆔 @phys_Q
توسط گرنت کورین
قسمت نخست
زمانی انسانها سیاره ما را مرکز فیزیکی منظومه شمسی فرض میکردند، بنابراین جای تعجب نیست که ما نیز به آگاهی بسیار فکر میکنیم، کیفیت ظاهراً منحصربهفردی که به گونهی ما اجازه میدهد تا به چنین موضوعاتی فکر کند.
اما آگاهی چیست؟ این موضوع در روایات علمی و فلسفی بسیار بحث برانگیز بوده است. متفکران مقدار زیادی از زمان و وجود خود را صرف تلاش برای کشف رموز هستی کردهاند، مانند نحوه عملکرد آگاهی و محل قرارگیری آن.
پاسخ کوتاه چندان راضی کننده نیست. دانشمندان و فیلسوفان هنوز نمیتوانند بر سر یک ایده مبهم از چیستی آگاهی، و حتی بیشتر از آن یک تعریف دقیق، به توافق برسند.
با این حال، بسیاری از کارشناسان موافق هستند که موجودات آگاه به « محیط اطراف خود، خود و ادراک خود » آگاه هستند.
یک چیز خاص؟
محققان معاصر نشان دادهاند که میتوانند از یک تکنیک اسکن مغزی به نام MRI عملکردی برای تشخیص آگاهی با اندازهگیری غیرمستقیم جریان خون در مغز استفاده کنند، فرآیندی که ممکن است نشان دهد کدام نواحی از مغز فعالتر از سایرین است. اما برای هزاران سال، هیچ راهی برای جمع آوری شواهدی از این پدیده وجود نداشت. این موضوع را برای متفکرانی که به عقلانیت و آزمایش روشمند ارج می نهند چالش برانگیز کرد.
در دنیای غرب، گالیله، ستاره شناس ایتالیایی، تلاش کرد تا هر چیزی را که مربوط به آگاهی باشد، خارج از حوزه تحقیق علمی تحت بررسی قرار دهد. یک نسل بعد، رنه دکارت، ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی، با استدلال خود مبنی بر اینکه ذهن (یا روح) و بدن دو چیز اساساً متفاوت هستند، آگاهی را در کانون توجه بیشتری قرار داد. این موقعیت را دوگانه انگاری ذهن - بدن mind body dualism می نامند.
سوزانا شلنبرگ، استاد برجسته فلسفه و علوم شناختی در دانشگاه راتگرز در نیوجرسی، به لایو ساینس گفت: «اکثریت قریب به اتفاق [متفکران] قبلاً فکر می کردند که آگاهی بسیار خاص است. اما این نگرش تا حدی به لطف افرادی مانند توماس هاکسلی زیستشناس قرن نوزدهمی که به ایجاد این دیدگاه کمک کرد که آنچه در ذهن اتفاق میافتد نتیجه رویدادهای مادی است که در مغز اتفاق میافتد، از بین رفته است. این دیدگاهی است که محبوبیت آن افزایش یافته است.»
شلنبرگ میگوید: «ایدهای که من دارم یک دیدگاه فیزیکالیستی است، که آگاهی چیز خاصی در جهان نیست. تصور اینکه انسان ها در بهره مندی از آگاهی ، تنها نیستند ، کار را بسیار آسان تر می کند .
سوزان بیان کرد: «ما شعر میسرائیم و خرگوشها نه ، بنابراین، این تفاوت درجه است، نه نوع.»
🆔 @phys_Q
👍2
📌آگاهی چیست؟
توسط گرنت کورین
قسمت دوم
نگاه کردن به درخت حیات
جوزف لدوکس، استاد علوم اعصاب و روانپزشکی در دانشگاه نیویورک، می گوید:
«تقریباً هر چیزی که می توانید در مورد [آگاهی] بگویید نوعی BS است. تنها راه برای توصیف آن این است که چه چیزی هست و چه چیزی نیست.»
هنگام مقایسه آگاهی انسان با سایر حیوانات ، لدوکس نگاه به نوروآناتومی را مفید میداند. به عنوان مثال، انسانها از نظر داشتن frontal pole cortex بسیار توسعهیافته منحصربهفرد هستند، بخشی از مغز که محققان آن را با توانایی دانستن آنچه در ذهن فرد میگذرد مرتبط کردهاند. تقریباً با هر تعریفی، این قشر جنبه مهمی از آگاهی را تشکیل داده ، و در حالی که نخستیهای غیر انسانی non-human primates نمیتوانند این مدل مغزی را داشته باشند ، بسیاری از آنها دارای افزودههای اخیر تکاملی دیگری به مغز هستند، مانند قشر dorsolateral , prefrontal cortex . این در آگاهی دخیل است، و انسان ها نیز چنین مدل مغزی دارند . به عنوان مثال، طبق بررسی سال 2015 در مجله Frontiers in Systems Neuroscience، این ناحیه مغز با حافظه فعال در انسان مرتبط است.
به گفته لدوکس که «تاریخ عمیق خودمان» را نوشت: «ما میدانیم که حیوانات دیگر احتمالاً چیزی [ Like consciousness ] دارند، اما آنها چیزی که ما داریم را ندارند، زیرا ما متفاوت هستیم»، به دلیل این تفاوتها در آناتومی عصبی: در داستانی چهار میلیارد ساله ، مغزهای آگاه به دست آوردیم» (وایکینگ، 2019).
وی گفت: «وقتی شما این را می گویید مردم همه ناراحت می شوند... اما هیچ کس شامپانزه را با انسان اشتباه نمی گیرد. ساختار سلولی و مولکولی یک شامپانزه باعث می شود که ظاهر و عملکرد آن متفاوت از انسان باشد، بنابراین منطقی است که همین نوع تفاوت ها باعث می شود که آگاهی شامپانزه نیز متفاوت باشد.
برخی از محققان پا را یک گام فراتر می گذارند و معتقدند که آگاهی یک ویژگی مادی بسیار بنیادین است . بقدری که حتی یک الکترون نیز تا حدی آگاه است، موقعیتی که به پان روانشناسی panpsychism معروف است. کریستف کخ، رئیس و دانشمند ارشد مؤسسه آلن برای علوم مغز در سیاتل و از طرفداران پان سایکیسم ، در مجله علمی آمریکایی نوشت: «هر سیستم پیچیده دارای ویژگیهای اساسی ذهن است و دارای حداقل آگاهی است به این معنا که چیزی مانند سیستم را حس می کند .»
آیا خطر می تواند دلیل باشد؟
شلنبرگ گفت که او فکر می کند که بسیاری از حیوانات آگاهی دارند زیرا "هر چیزی که احساس درد کند ... آگاهانه است" و اشاره کرد که این نظر بحث برانگیز است.
به طور مشابه، لدوکس فکر می کند که پرهیز از خطر یک عملکرد مهم آگاهی و احتمالاً دلیل وجود آن است.
او گفت: "همه حالات ذهنی ما، حالات عاطفی، از حیوانات به ارث نمی رسد.
از نظر شناختی بر اساس دانش ما حالات ذهنی ما از همه چیزهایی که در مورد ترس و خطر در طول زندگی خود آموخته ایم، تشکیل شده اند." وی بیان داشت که مغز انسان مجموعهای از اطلاعات را در طرحوارههایی سازماندهی میکند که به عنوان «الگوی تجربه آگاهانه شما» عمل میکنند.
شلنبرگ میگوید: من یکی از افرادی هستم که فکر میکنم که تعریف آگاهی نسبتی با این سوال که چرا ذهن و مغز ما میتواند کاری را انجام دهد ، ندارد زیرا مغز، به استثنای چند مورد، می تواند کار خود را بدون توجه به اینکه در حالت آگاه باشد یا نه، انجام دهد."
🆔 @phys_Q
توسط گرنت کورین
قسمت دوم
نگاه کردن به درخت حیات
جوزف لدوکس، استاد علوم اعصاب و روانپزشکی در دانشگاه نیویورک، می گوید:
«تقریباً هر چیزی که می توانید در مورد [آگاهی] بگویید نوعی BS است. تنها راه برای توصیف آن این است که چه چیزی هست و چه چیزی نیست.»
هنگام مقایسه آگاهی انسان با سایر حیوانات ، لدوکس نگاه به نوروآناتومی را مفید میداند. به عنوان مثال، انسانها از نظر داشتن frontal pole cortex بسیار توسعهیافته منحصربهفرد هستند، بخشی از مغز که محققان آن را با توانایی دانستن آنچه در ذهن فرد میگذرد مرتبط کردهاند. تقریباً با هر تعریفی، این قشر جنبه مهمی از آگاهی را تشکیل داده ، و در حالی که نخستیهای غیر انسانی non-human primates نمیتوانند این مدل مغزی را داشته باشند ، بسیاری از آنها دارای افزودههای اخیر تکاملی دیگری به مغز هستند، مانند قشر dorsolateral , prefrontal cortex . این در آگاهی دخیل است، و انسان ها نیز چنین مدل مغزی دارند . به عنوان مثال، طبق بررسی سال 2015 در مجله Frontiers in Systems Neuroscience، این ناحیه مغز با حافظه فعال در انسان مرتبط است.
به گفته لدوکس که «تاریخ عمیق خودمان» را نوشت: «ما میدانیم که حیوانات دیگر احتمالاً چیزی [ Like consciousness ] دارند، اما آنها چیزی که ما داریم را ندارند، زیرا ما متفاوت هستیم»، به دلیل این تفاوتها در آناتومی عصبی: در داستانی چهار میلیارد ساله ، مغزهای آگاه به دست آوردیم» (وایکینگ، 2019).
وی گفت: «وقتی شما این را می گویید مردم همه ناراحت می شوند... اما هیچ کس شامپانزه را با انسان اشتباه نمی گیرد. ساختار سلولی و مولکولی یک شامپانزه باعث می شود که ظاهر و عملکرد آن متفاوت از انسان باشد، بنابراین منطقی است که همین نوع تفاوت ها باعث می شود که آگاهی شامپانزه نیز متفاوت باشد.
برخی از محققان پا را یک گام فراتر می گذارند و معتقدند که آگاهی یک ویژگی مادی بسیار بنیادین است . بقدری که حتی یک الکترون نیز تا حدی آگاه است، موقعیتی که به پان روانشناسی panpsychism معروف است. کریستف کخ، رئیس و دانشمند ارشد مؤسسه آلن برای علوم مغز در سیاتل و از طرفداران پان سایکیسم ، در مجله علمی آمریکایی نوشت: «هر سیستم پیچیده دارای ویژگیهای اساسی ذهن است و دارای حداقل آگاهی است به این معنا که چیزی مانند سیستم را حس می کند .»
آیا خطر می تواند دلیل باشد؟
شلنبرگ گفت که او فکر می کند که بسیاری از حیوانات آگاهی دارند زیرا "هر چیزی که احساس درد کند ... آگاهانه است" و اشاره کرد که این نظر بحث برانگیز است.
به طور مشابه، لدوکس فکر می کند که پرهیز از خطر یک عملکرد مهم آگاهی و احتمالاً دلیل وجود آن است.
او گفت: "همه حالات ذهنی ما، حالات عاطفی، از حیوانات به ارث نمی رسد.
از نظر شناختی بر اساس دانش ما حالات ذهنی ما از همه چیزهایی که در مورد ترس و خطر در طول زندگی خود آموخته ایم، تشکیل شده اند." وی بیان داشت که مغز انسان مجموعهای از اطلاعات را در طرحوارههایی سازماندهی میکند که به عنوان «الگوی تجربه آگاهانه شما» عمل میکنند.
شلنبرگ میگوید: من یکی از افرادی هستم که فکر میکنم که تعریف آگاهی نسبتی با این سوال که چرا ذهن و مغز ما میتواند کاری را انجام دهد ، ندارد زیرا مغز، به استثنای چند مورد، می تواند کار خود را بدون توجه به اینکه در حالت آگاه باشد یا نه، انجام دهد."
🆔 @phys_Q
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کامران وفا:
رویای علمی من، مثل همیشه، کنجکاوی هست ، در واقع اسمشو کنجکاوی کودکانه میشه گذاشت.
سوالات ما تمام شدنی نیست، قدمهای ما به نهایت نمیرسه و فقط یه قدم کوچکی در سیر تاریخ فهم علم است.
🆔 @phys_Q
رویای علمی من، مثل همیشه، کنجکاوی هست ، در واقع اسمشو کنجکاوی کودکانه میشه گذاشت.
سوالات ما تمام شدنی نیست، قدمهای ما به نهایت نمیرسه و فقط یه قدم کوچکی در سیر تاریخ فهم علم است.
🆔 @phys_Q
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢ایده استیون هاکینگ برای آغاز جهان
🔻استیون هاکینگ و جیمز هارتل و بعدها توماس هرتاگ ایدهای را مطرح کردند که در آن جهان هیچ آغازی ندارد. در واقع ایده آنها این است که شرایط مرزی کیهان ما در آغاز این بوده که هیچ شرط مرزی ندارد و این ایده مشهور به «پیشنهاد بدون مرز» گردیده است.
🔻 هاکینگ مدعی بود که هرچه در کیهان به عقب و عقبتر برویم، به جایی خواهیم رسید که تنها فضا معنا دارد و زمان دیگر بیمعناست.
🔻 در واقع هاکینگ بیان میکرد که نمیتوان آغازی برای جهان متصور بود زیرا زمان در آغاز معنا نداشته و پیش از بیگبنگ نیز زمان معنا نداشته و زمان تنها برای موجودات زمانمند معنا دارد. طبق این ایده جهان از هیچ (صرفا یک میدان کوانتومی) پدیدار گردیده است و به شکل امروزی تحول یافته است.
- سخنرانی هاوکینگ no-boundary proposal
https://t.me/phys_Q/5297
🆔 @phys_Q
🔻استیون هاکینگ و جیمز هارتل و بعدها توماس هرتاگ ایدهای را مطرح کردند که در آن جهان هیچ آغازی ندارد. در واقع ایده آنها این است که شرایط مرزی کیهان ما در آغاز این بوده که هیچ شرط مرزی ندارد و این ایده مشهور به «پیشنهاد بدون مرز» گردیده است.
🔻 هاکینگ مدعی بود که هرچه در کیهان به عقب و عقبتر برویم، به جایی خواهیم رسید که تنها فضا معنا دارد و زمان دیگر بیمعناست.
🔻 در واقع هاکینگ بیان میکرد که نمیتوان آغازی برای جهان متصور بود زیرا زمان در آغاز معنا نداشته و پیش از بیگبنگ نیز زمان معنا نداشته و زمان تنها برای موجودات زمانمند معنا دارد. طبق این ایده جهان از هیچ (صرفا یک میدان کوانتومی) پدیدار گردیده است و به شکل امروزی تحول یافته است.
- سخنرانی هاوکینگ no-boundary proposal
https://t.me/phys_Q/5297
🆔 @phys_Q
👍2
.
📌در مدل اتمی چرا الکترون با بار منفی جذب پروتون با بار مثبت نمی شود؟
Chapter ¹ - https://t.me/phys_Q/5766
Chapter ² - https://t.me/phys_Q/5767
Chapter ³ - https://t.me/phys_Q/5768
Chapter ⁴ - https://t.me/phys_Q/5769
Fine.
📌در مدل اتمی چرا الکترون با بار منفی جذب پروتون با بار مثبت نمی شود؟
Chapter ¹ - https://t.me/phys_Q/5766
Chapter ² - https://t.me/phys_Q/5767
Chapter ³ - https://t.me/phys_Q/5768
Chapter ⁴ - https://t.me/phys_Q/5769
Fine.
👍2
📌در مدل اتمی چرا الکترون با بار منفی جذب پروتون با بار مثبت نمی شود؟
قسمت نخست
🔺تصویر الکترون هایی که مانند سیارات به دور خورشید در حال چرخش در اطراف هسته هستند ، نه تنها در تصاویر مشهور از اتم بلکه در ذهن بسیاری از ما که بهتر می دانیم ، یک تصویر ماندگار باقی مانده است.پاسخ پیشنهادی برای این پرسش که چرا الکترون جذب هسته نمی شود اولین بار در سال 1913 ارائه شد مبنی بر اینکه نیروی گریز از مرکز الکترون در حال چرخش دقیقاً نیروی جاذبه #الکترواستاتیک هسته را خنثی می کند.[این پاسخ مشابه با نیروی گریز از مرکز ماه در مدار چرخش به دور زمین که خنثی کننده نیروی جاذبه زمین است ، بود] تصویری عالی بود ، اما به سادگی غیرقابل دفاع است.
شکل : مشهورترین تصاویر علمی از اتم ، الکترونهایی را نشان می دهد که به دور یک هسته مانند سیارات دور خورشید حرکت می کنند. این تصاویر کاملاً اشتباه است. آنها از یک ایده قدیمی در مورد ساختار اتم ناشی می شوند و تا حدودی از روی عادت ادامه یافته اند و بخشی نیز به این دلیل است که ترسیم تصاویر ساده از نظر مدرن در مورد چیدمان الکترونها بسیار دشوار است.
از جمله دلایلی که برای درستی این پاسخ ارائه می شد شباهت نیروی جاذبه با نیروی کولنی بود.
Fgravital ∝ m1 m2 / r²
F ∝ q1 q2 / r²
m = mass
q =charge
r = distance
با این حال ، یک الکترون ، بر خلاف یک سیاره یا ماهواره ، دارای بار الکتریکی است و از اواسط قرن نوزدهم شناخته شده است که یک بار الکتریکی که تحت شتاب قرار بگیرد، تابش الکترومغناطیسی ساطع می کند (میدان متغیر الکتریکی ، میدان مغناطیسی تولید می کند)، و انرژی را در این روند از دست می دهد . یک الکترون در چرخش ، اتم را به یک ایستگاه رادیویی مینیاتوری تبدیل می کند ،که انرژی تولیدی آن به قیمت انرژی به توان الکترون خواهد بود. طبق مکانیک کلاسیک (مطلبی را که توضیح دادیم)، با این حال الکترون به سادگی به شکل مارپیچ منتهی به هسته دور هسته می چرخد و در هسته سقوط می کند!
📌@higgs_field
قسمت نخست
🔺تصویر الکترون هایی که مانند سیارات به دور خورشید در حال چرخش در اطراف هسته هستند ، نه تنها در تصاویر مشهور از اتم بلکه در ذهن بسیاری از ما که بهتر می دانیم ، یک تصویر ماندگار باقی مانده است.پاسخ پیشنهادی برای این پرسش که چرا الکترون جذب هسته نمی شود اولین بار در سال 1913 ارائه شد مبنی بر اینکه نیروی گریز از مرکز الکترون در حال چرخش دقیقاً نیروی جاذبه #الکترواستاتیک هسته را خنثی می کند.[این پاسخ مشابه با نیروی گریز از مرکز ماه در مدار چرخش به دور زمین که خنثی کننده نیروی جاذبه زمین است ، بود] تصویری عالی بود ، اما به سادگی غیرقابل دفاع است.
شکل : مشهورترین تصاویر علمی از اتم ، الکترونهایی را نشان می دهد که به دور یک هسته مانند سیارات دور خورشید حرکت می کنند. این تصاویر کاملاً اشتباه است. آنها از یک ایده قدیمی در مورد ساختار اتم ناشی می شوند و تا حدودی از روی عادت ادامه یافته اند و بخشی نیز به این دلیل است که ترسیم تصاویر ساده از نظر مدرن در مورد چیدمان الکترونها بسیار دشوار است.
از جمله دلایلی که برای درستی این پاسخ ارائه می شد شباهت نیروی جاذبه با نیروی کولنی بود.
Fgravital ∝ m1 m2 / r²
F ∝ q1 q2 / r²
m = mass
q =charge
r = distance
با این حال ، یک الکترون ، بر خلاف یک سیاره یا ماهواره ، دارای بار الکتریکی است و از اواسط قرن نوزدهم شناخته شده است که یک بار الکتریکی که تحت شتاب قرار بگیرد، تابش الکترومغناطیسی ساطع می کند (میدان متغیر الکتریکی ، میدان مغناطیسی تولید می کند)، و انرژی را در این روند از دست می دهد . یک الکترون در چرخش ، اتم را به یک ایستگاه رادیویی مینیاتوری تبدیل می کند ،که انرژی تولیدی آن به قیمت انرژی به توان الکترون خواهد بود. طبق مکانیک کلاسیک (مطلبی را که توضیح دادیم)، با این حال الکترون به سادگی به شکل مارپیچ منتهی به هسته دور هسته می چرخد و در هسته سقوط می کند!
📌@higgs_field
👍2
📌در مدل اتمی چرا الکترون منفی جذب هسته ی مثبت نمیشود؟
قسمت دوم
🔺میدان الکتریکی متغیر میدان مغناطیسی ایجاد کرده و باعث تابش و کاهش انرژی الکترون بشکل فوتون میشود و در نتیجه الکترون در تراز های پایین تر انرژی به هسته نزدیک و نزدیک میشود تا در هسته ی مثبت سقوط کند.
روایت بالا پاسخ غلطی به سوالی ست که مکانیک کلاسیک
توان توصیف و پاسخ به آنرا نداشت .
"چرا الکترون منفی جذب هسته مثبت نمی شود؟"
📌@higgs_field
قسمت دوم
🔺میدان الکتریکی متغیر میدان مغناطیسی ایجاد کرده و باعث تابش و کاهش انرژی الکترون بشکل فوتون میشود و در نتیجه الکترون در تراز های پایین تر انرژی به هسته نزدیک و نزدیک میشود تا در هسته ی مثبت سقوط کند.
روایت بالا پاسخ غلطی به سوالی ست که مکانیک کلاسیک
توان توصیف و پاسخ به آنرا نداشت .
"چرا الکترون منفی جذب هسته مثبت نمی شود؟"
📌@higgs_field
👍3
📌چرا الکترون منفی جذب هسته ی مثبت نمیشود؟
قسمت سوم
🔺تئوری کوانتوم به عنوان ناجی!
• در دهه 1920 مشخص شد که با یک جسم کوچک مانند الکترون نمی توان به عنوان یک ذره کلاسیک که دارای یک موقعیت و سرعت مشخص است ، برخورد کرد. بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که احتمال آشکار شدن الکترون را در هر نقطه از فضا مشخص کنیم. اگر یک دوربین جادویی داشتید که می توانست دنباله ای از عکسهای الکترون در اوربیتال 1s اتم هیدروژن را بگیرد و بتواند نقاط حاصل را در یک تصویر واحد ترکیب کند ، چیزی شبیه به این را می دیدید. واضح است که هرچه به سمت هسته نزدیک شویم ، الکترون با احتمال زیادتری یافت می شود.
📌@higgs_field
قسمت سوم
🔺تئوری کوانتوم به عنوان ناجی!
• در دهه 1920 مشخص شد که با یک جسم کوچک مانند الکترون نمی توان به عنوان یک ذره کلاسیک که دارای یک موقعیت و سرعت مشخص است ، برخورد کرد. بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که احتمال آشکار شدن الکترون را در هر نقطه از فضا مشخص کنیم. اگر یک دوربین جادویی داشتید که می توانست دنباله ای از عکسهای الکترون در اوربیتال 1s اتم هیدروژن را بگیرد و بتواند نقاط حاصل را در یک تصویر واحد ترکیب کند ، چیزی شبیه به این را می دیدید. واضح است که هرچه به سمت هسته نزدیک شویم ، الکترون با احتمال زیادتری یافت می شود.
📌@higgs_field
👍2
📌در مدل اتمی چرا الکترون منفی جذب هسته ی مثبت نمیشود؟
قسمت چهارم
بنابراین وقتی الکترون به حجم کمی از فضای اشغال شده هسته نزدیک می شود ، انرژی پتانسیل آن به سمت منهای بی نهایت فرو می کاهد و انرژی جنبشی (حرکت و سرعت) آن به سمت بی نهایت مثبت صعود می کند.
این "نبرد بینهایت" توسط هیچ یک از دو طرف قابل پیروزی نیست ، بنابراین مصالحه ای حاصل می شود که در این نظریه ، سقوط انرژی پتانسیل فقط دو برابر انرژی جنبشی است و الکترون در یک فاصله متوسط که مربوط به بور است بدور هسته می چرخد.
اما این تصویر هنوز یک چیز اشتباه دارد. طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ :
🔺ذره ای به اندازه الکترون کوچک را نمی توان دارای مکان یا حرکت مشخص دانست. اصل هایزنبرگ می گوید که یا مکان یا حرکت یک ذره کوانتومی مانند الکترون را می توان دقیقاً به دلخواه بدست آورد ، اما همانطور که یکی از این کمیت ها با دقت بیشتری مشخص می شود ، دقت دیگری به طور فزاینده ای کاسته می شود. مهم است که درک کنیم این مسئله فقط مسئله مشاهده و اندازه گیری ما نیست بلکه یک ویژگی اساسی طبیعت و کوانتوم مکانیک است.
معنی این امر این است که در محدوده های کوچک اتم ، الکترون واقعاً نمی تواند به عنوان "ذره ای" دارای انرژی و مکان مشخص در نظر گرفته شود ، بنابراین صحبت در مورد "سقوط الکترون" به هسته تا حدی گمراه کننده است.
آرتور ادینگتون ، یک فیزیکدان مشهور ، یک بار ، کاملاً با طنز و مضحکه ، پیشنهاد کرد که توصیف بهتر الکترون "wavicle" باشد! [طنز آمیز]
پایان
References:
Why Doesn't the Electron Fall Into the Nucleus? Franklin Mason and Robert Richardson, J Chem. Ed. 1983 (40-42). See also the comment on this article by Werner Luck, J Chem Ed 1985 (914).
For more detailed descriptions of these two kinds of plots, see this McMaster U. page by Richard Bader.
The author is grateful to Robert Harrison of U. of Tennessee-Knoxville whose suggestions led to improving this article.
Contributors and Attributions
Stephen Lower, Professor Emeritus (Simon
📌@higgs_field
قسمت چهارم
بنابراین وقتی الکترون به حجم کمی از فضای اشغال شده هسته نزدیک می شود ، انرژی پتانسیل آن به سمت منهای بی نهایت فرو می کاهد و انرژی جنبشی (حرکت و سرعت) آن به سمت بی نهایت مثبت صعود می کند.
این "نبرد بینهایت" توسط هیچ یک از دو طرف قابل پیروزی نیست ، بنابراین مصالحه ای حاصل می شود که در این نظریه ، سقوط انرژی پتانسیل فقط دو برابر انرژی جنبشی است و الکترون در یک فاصله متوسط که مربوط به بور است بدور هسته می چرخد.
اما این تصویر هنوز یک چیز اشتباه دارد. طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ :
🔺ذره ای به اندازه الکترون کوچک را نمی توان دارای مکان یا حرکت مشخص دانست. اصل هایزنبرگ می گوید که یا مکان یا حرکت یک ذره کوانتومی مانند الکترون را می توان دقیقاً به دلخواه بدست آورد ، اما همانطور که یکی از این کمیت ها با دقت بیشتری مشخص می شود ، دقت دیگری به طور فزاینده ای کاسته می شود. مهم است که درک کنیم این مسئله فقط مسئله مشاهده و اندازه گیری ما نیست بلکه یک ویژگی اساسی طبیعت و کوانتوم مکانیک است.
معنی این امر این است که در محدوده های کوچک اتم ، الکترون واقعاً نمی تواند به عنوان "ذره ای" دارای انرژی و مکان مشخص در نظر گرفته شود ، بنابراین صحبت در مورد "سقوط الکترون" به هسته تا حدی گمراه کننده است.
آرتور ادینگتون ، یک فیزیکدان مشهور ، یک بار ، کاملاً با طنز و مضحکه ، پیشنهاد کرد که توصیف بهتر الکترون "wavicle" باشد! [طنز آمیز]
پایان
References:
Why Doesn't the Electron Fall Into the Nucleus? Franklin Mason and Robert Richardson, J Chem. Ed. 1983 (40-42). See also the comment on this article by Werner Luck, J Chem Ed 1985 (914).
For more detailed descriptions of these two kinds of plots, see this McMaster U. page by Richard Bader.
The author is grateful to Robert Harrison of U. of Tennessee-Knoxville whose suggestions led to improving this article.
Contributors and Attributions
Stephen Lower, Professor Emeritus (Simon
📌@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
〰
📌 Re-collapse of universe & no-boundary proposal - hawking
🔺 سخنرانی جذاب اما قدیمی و طولانی از هاوکینگ در سال 1996 وجود دارد که تصمیم گرفتیم بفارسی ترجمه و در کانال قرار دهیم . درین سخنرانی هاوکینگ به توصیف نظریاتش در باره مهبانگ و گیتی می پردازد که خواندن آن خالی از لطف نیست .
〰
📌 Hawking Lecture :
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5306
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5319
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5342
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5372
Chapter ⁵
https://t.me/higgs_field/5393
Chapter ⁶ & final
https://t.me/higgs_field/5417
https://www.pbs.org/newshour/science/read-stephen-hawkings-final-theory-on-the-big-bang
محتوای مرتبط
https://t.me/higgs_field/5764
〰
📌 Re-collapse of universe & no-boundary proposal - hawking
🔺 سخنرانی جذاب اما قدیمی و طولانی از هاوکینگ در سال 1996 وجود دارد که تصمیم گرفتیم بفارسی ترجمه و در کانال قرار دهیم . درین سخنرانی هاوکینگ به توصیف نظریاتش در باره مهبانگ و گیتی می پردازد که خواندن آن خالی از لطف نیست .
〰
📌 Hawking Lecture :
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5306
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5319
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5342
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5372
Chapter ⁵
https://t.me/higgs_field/5393
Chapter ⁶ & final
https://t.me/higgs_field/5417
https://www.pbs.org/newshour/science/read-stephen-hawkings-final-theory-on-the-big-bang
محتوای مرتبط
https://t.me/higgs_field/5764
〰
🤩2
کوانتوم مکانیک🕊
〰 💢موقعیت تلسکوپ جیمز وب را بصورت زنده تماشا کنید https://jwst.nasa.gov/content/webbLaunch/whereIsWebb.html 📌@higgs_field 〰
〰
💢موقعیت تلسکوپ جیمز وب را بصورت زنده تماشا کنید.
[ تلسکوپ جیمز وب ، تقریبا به مقصد رسیده است و بزودی وارد مدار لاگرانژین خواهد شد ، مرحله بعدی که شش ماه بطول خواهد انجامید تنظیم آیینه هاست تا بتواند نخستین تصاویر را از عالم ثبت کند ]
https://jwst.nasa.gov/content/webbLaunch/whereIsWebb.html
📌@higgs_field
〰
💢موقعیت تلسکوپ جیمز وب را بصورت زنده تماشا کنید.
[ تلسکوپ جیمز وب ، تقریبا به مقصد رسیده است و بزودی وارد مدار لاگرانژین خواهد شد ، مرحله بعدی که شش ماه بطول خواهد انجامید تنظیم آیینه هاست تا بتواند نخستین تصاویر را از عالم ثبت کند ]
https://jwst.nasa.gov/content/webbLaunch/whereIsWebb.html
📌@higgs_field
〰
👍1
💢جیمز وب به لاگرانژ دوم نزدیک شد
🔻سر انجام پس از حدود یک ماه از پرتاب جیمز وب، ناسا اعلام کرد این تلسکوپ فضایی در نیمه شب ۴ بهمن ۱۴۰۰ وارد مدار اصلی خواهد شد. این عملیات حساس روز دوشنبه به طور زنده و مستقیم پوشش داده میشود.
🔻فاصله مدار لاگرانژ دوم از زمین ۱.۵ میلیون کیلومتر است که جیمز وب برای رسیدن به آن ۳۰ روز زمان نیاز داشت. تلسکوپ بعد از قرارگیری موفق در مدار باید فرآیندی ۴-۵ ماهه را برای آزمایش و تنظیم ابزارهای علمی پشت سر بگذارد. نخستین تصاویر جیمز وب از اعماق کیهان حوالی خرداد و تیر سال ۱۴۰۱ منتشر میشوند.
🔻 پخش مستقیم عملیات قرارگیری تلسکوپ جیمز وب در مدار لاگرانژ دوم/ دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۲۳:۳۰ به وقت ایران (نیاز به vpn): ( اکنون آغاز شد)
🌐https://youtu.be/pWklR2PBfQu
📌@higgs_field
🔻سر انجام پس از حدود یک ماه از پرتاب جیمز وب، ناسا اعلام کرد این تلسکوپ فضایی در نیمه شب ۴ بهمن ۱۴۰۰ وارد مدار اصلی خواهد شد. این عملیات حساس روز دوشنبه به طور زنده و مستقیم پوشش داده میشود.
🔻فاصله مدار لاگرانژ دوم از زمین ۱.۵ میلیون کیلومتر است که جیمز وب برای رسیدن به آن ۳۰ روز زمان نیاز داشت. تلسکوپ بعد از قرارگیری موفق در مدار باید فرآیندی ۴-۵ ماهه را برای آزمایش و تنظیم ابزارهای علمی پشت سر بگذارد. نخستین تصاویر جیمز وب از اعماق کیهان حوالی خرداد و تیر سال ۱۴۰۱ منتشر میشوند.
🔻 پخش مستقیم عملیات قرارگیری تلسکوپ جیمز وب در مدار لاگرانژ دوم/ دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۲۳:۳۰ به وقت ایران (نیاز به vpn): ( اکنون آغاز شد)
🌐https://youtu.be/pWklR2PBfQu
📌@higgs_field
👍3
📌مرکز تحقیقات سرن شواهدی از ذرات ایکس در زمان تولد کیهان پیدا کرد
مرضیه فرجی
تنها یک میلیونم ثانیه پس از انفجار بزرگ در لحظه اولیه شکلگیری عالم، همه چیز در جهان فیزیکی شناخته شده در حال حرکت بود. کیهان مملو از پلاسمای ذرات بنیادی مانند کوارکها و گلوئونها بود؛ این ذرات فقط برای دوره نسبتا کوتاهی پیش از سرد شدن و تبدیل شدن به ذرات پایدارتر وجود داشتند. با کاهش دما، این ذرات واپاشی کرده و پروتونها و نوترونهایی بوجود آمدند که امروزه آنها را ذرات سازنده ماده معمولی میدانیم. در این واپاشی، بخش کوچکی از این گلوئونها و کوارکها بهطور تصادفی باهم برخورد کردهاند و ذرات «ایکس» را تشکیل دادهاند که دوام زیادی ندارند.
با وجود نادر بودن این ذرات مرموز و ناشناخته، محققان دانشگاه «MIT» اخیرا در همکاری با «سرن» موفق شدهاند ردپایی از این ذرات بیابند. آنها در بررسی پلاسمای کوارک-گلوئون تولید شده توسط برخورد دهندههای بزرگ هادرونی (LHC) شواهدی از حضور ذره ایکس پیدا کردهاند.
«ین-جی لی»، نویسنده اصلی این مطالعه میگوید: «این تازه شروع داستان است. مهمتر از همه، این میتواند اولین فرصتی باشد که دانشمندان برای بررسی دقیق ذرات ایکس باهم همکاری میکنند و تصویری بهتر از انفجار بزرگ برایمان ترسیم میکنند.»
ذرات ایکس پس از انفجار بزرگ
ذرات ایکس بسیار نادر هستند. اما فیزیکدانان گمان میکنند که آنها در درون شتابدهندههای ذرات از طریق فرآیندی به نام ادغام کوارک ظاهر میشوند. هنگامی که برخوردهای پرانرژی درون شتابدهنده منجر به ایجاد جرقههایی از پلاسما میشود، ممکن است بتوان شرایط آشفته لحظات اولیه عالم را شبیهسازی کرد. اکنون فیزیکدانان MIT در آزمایشگاه علوم هستهای کشف کردهاند که ذرات ایکس میتوانند در LHC تولید شوند.
این کشف از طریق تکنیکهای یادگیری ماشینی انجام شد که فیزیکدانان را قادر ساخت تا بیش از 13 میلیارد برخورد یون سنگین را تجزیه و تحلیل کنند. این برخوردها دهها هزار ذره باردار را ایجاد کرده بودند. با بررسی این ترکیب فوق متراکم و پرانرژی، محققان تقریبا 100 ذره ایکس را شناسایی کردند. این اولین باری است که دانشمندان با موفقیت ذرات ایکس را در یک پلاسمای کوارک-گلوئون شناسایی میکنند.
لی در پایان گفت: «امیدواریم در چند سال آینده بتوانیم با بررسی دقیقتر این پلاسما، ساختار درونی ذره ایکس را شناسایی کنیم. بدین ترتیب دید ما درباره کیهان بسیار تغییر خواهد کرد.»
https://interestingengineering.com/cern-has-found-evidence-of-x-particles-from-the-birth-of-the-universe
📌@higgs_field
مرضیه فرجی
تنها یک میلیونم ثانیه پس از انفجار بزرگ در لحظه اولیه شکلگیری عالم، همه چیز در جهان فیزیکی شناخته شده در حال حرکت بود. کیهان مملو از پلاسمای ذرات بنیادی مانند کوارکها و گلوئونها بود؛ این ذرات فقط برای دوره نسبتا کوتاهی پیش از سرد شدن و تبدیل شدن به ذرات پایدارتر وجود داشتند. با کاهش دما، این ذرات واپاشی کرده و پروتونها و نوترونهایی بوجود آمدند که امروزه آنها را ذرات سازنده ماده معمولی میدانیم. در این واپاشی، بخش کوچکی از این گلوئونها و کوارکها بهطور تصادفی باهم برخورد کردهاند و ذرات «ایکس» را تشکیل دادهاند که دوام زیادی ندارند.
با وجود نادر بودن این ذرات مرموز و ناشناخته، محققان دانشگاه «MIT» اخیرا در همکاری با «سرن» موفق شدهاند ردپایی از این ذرات بیابند. آنها در بررسی پلاسمای کوارک-گلوئون تولید شده توسط برخورد دهندههای بزرگ هادرونی (LHC) شواهدی از حضور ذره ایکس پیدا کردهاند.
«ین-جی لی»، نویسنده اصلی این مطالعه میگوید: «این تازه شروع داستان است. مهمتر از همه، این میتواند اولین فرصتی باشد که دانشمندان برای بررسی دقیق ذرات ایکس باهم همکاری میکنند و تصویری بهتر از انفجار بزرگ برایمان ترسیم میکنند.»
ذرات ایکس پس از انفجار بزرگ
ذرات ایکس بسیار نادر هستند. اما فیزیکدانان گمان میکنند که آنها در درون شتابدهندههای ذرات از طریق فرآیندی به نام ادغام کوارک ظاهر میشوند. هنگامی که برخوردهای پرانرژی درون شتابدهنده منجر به ایجاد جرقههایی از پلاسما میشود، ممکن است بتوان شرایط آشفته لحظات اولیه عالم را شبیهسازی کرد. اکنون فیزیکدانان MIT در آزمایشگاه علوم هستهای کشف کردهاند که ذرات ایکس میتوانند در LHC تولید شوند.
این کشف از طریق تکنیکهای یادگیری ماشینی انجام شد که فیزیکدانان را قادر ساخت تا بیش از 13 میلیارد برخورد یون سنگین را تجزیه و تحلیل کنند. این برخوردها دهها هزار ذره باردار را ایجاد کرده بودند. با بررسی این ترکیب فوق متراکم و پرانرژی، محققان تقریبا 100 ذره ایکس را شناسایی کردند. این اولین باری است که دانشمندان با موفقیت ذرات ایکس را در یک پلاسمای کوارک-گلوئون شناسایی میکنند.
لی در پایان گفت: «امیدواریم در چند سال آینده بتوانیم با بررسی دقیقتر این پلاسما، ساختار درونی ذره ایکس را شناسایی کنیم. بدین ترتیب دید ما درباره کیهان بسیار تغییر خواهد کرد.»
https://interestingengineering.com/cern-has-found-evidence-of-x-particles-from-the-birth-of-the-universe
📌@higgs_field
Interesting Engineering
CERN Has Found Evidence of X Particles From the Birth of the Universe
MIT physicists have just discovered evidence of the mysterious X particles! Unlocking their structure will build a better picture of the Big Bang.
👍3
📌 Copenhagen Interpretation
• در سال 1913 بور از نظریه کوانتومی پلانک ( کوانتیزه سازی مقادیر انرژی اتمی ) و مدل اتم ارنست رادرفورد به عنوان سکوی پرشی برای ایجاد چیزی که امروزه به عنوان مدل اتم بور شناخته می شود استفاده کرد. [ مدلی برای اتم که حتی امروزه معمولاً برای تجسم یک اتم استفاده می کنیم - هسته ای که توسط پوسته های مداری متحدالمرکزی احاطه شده است که حاوی الکترون است و الکترون ها می توانند بین آن بپرند ("پرش کوانتومی").]
این مدل پیشگامانه بود و یکی از کارهای مهمی بود که منجر به دریافت جایزه نوبل بور در سال 1922 شد.
در سال 1925، بور به عنوان برنده جایزه نوبل و از برجستهترین دانشمندان در حوزه نوپای نظریه کوانتومی، مؤسسه فیزیک نظری در دانشگاه کپنهاگ را رهبری کرد.
در آن سال، یکی از شاگردانش، ورنر هایزنبرگ، مقاله ای را منتشر کرد که در نهایت منجر به انتشار فرمول انقلابی مکانیک ماتریسی در مکانیک کوانتومی توسط وی شد. دو سال بعد، هایزنبرگ در حالی که زیر نظر بور کار می کرد، اصل عدم قطعیت uncertainty principle خود را توسعه داد. پل دیراک و اروین شرودینگر نیز در این مدت زمانی را در مؤسسه گذراندند و مؤسسه به سرعت برای توسعه نظریه کوانتومی و مکانیک کوانتومی به زمین بازی بدل شد.
• اصل عدم قطعیت بیان میکند که یک محدودیت ریاضی ذاتی برای اینکه چقدر میتوانیم در مورد موقعیت و تکانه یک ذره بدانیم وجود دارد - هر چه در مورد یکی اطمینان بیشتری داشته باشیم، در مورد دیگری کمتر اطمینان خواهیم داشت . و اغلب به این معنا تفسیر میشود که عمل اندازهگیری موقعیت یا تکانه حالت ذره را تغییر میدهد (اثر مشاهدهگر) - ، زیرا برهمکنش فوتون ( با الکترون ) برای اندازهگیری منجر به تغییر در موقعیت/تکانه ذره میشود. این اساس اولیه نظریه هایزنبرگ بود. با این حال اصل عدم قطعیت را میتوان تا حدودی مستقل از اندازهگیری خارجی بیان داشت - برای مثال، اتمهایی که تا دمای بسیار پایین سرد میشوند، عدم قطعیت بسیار کمی در تکانه دارند، که منجر به " smearing " می شود، همپوشانی توابع موج آنها با سایر اتمهای مجاور، و اشغال همان حالتها میشود. که منجر به میعانات بوز-اینشتین می شود.
هر چند دیدگاهی وجود دارد که مهمترین اکتشافات فیزیک توسط شاگردان بور انجام شد و این ظن که بور درین موفقیت سهم چندانی نداشته مورد استفاده مخالفان تفسیر کپنهاگ است ، بهرحال بور مدافع موفقی از نظریه هایی که خود و شاگردانش مطرح کردند ، بود .
آلبرت انیشتین که مدتها در نیمه دوم زندگی حرفهایاش بهعنوان یکی از کسانی که به اشتباه از پذیرش مکانیک کوانتومی امتناع میکرد، ماهیت ذاتاً احتمالی جهان توصیفشده توسط تفسیر کپنهاگ ("خدا تاس نمیاندازد") را به چالش کشید . تفسیر کپنهاگ در دهه آینده، به ویژه بخاطر نقض علیت و تکیه آن بر اثر ناظر در فروپاشی تابع موج مورد توجه قرار گرفت .
• نقل قول از انیشتین که به انگلیسی ترجمه شده : «به هر حال من متقاعد شدهام که [خدا] تاس نمیاندازد»، از نامهای که اینشتین به مکس بورن در سال 1926 نوشت . که البته مورد بدفهمی واقع شده است انیشتین دیدگاه های پیچیده ای به مکانیک کوانتومی داشت و مانند یک نابغه می اندیشید.
انیشتین استدلال کرد که تفسیر کپنهاگ ناقص است، و نتایجی که توسط تفسیر کپنهاگ بیان می شدند را ناشی از متغیر پنهان hidden variable استدلال میکرد. با این حال، مشکل انیشتین این بود . ریاضیات پشت تفسیر کپنهاگ جواب داد و انیشتین نمیتوانست توضیح قطعی مخالفی در مورد چرایی رویکردش ارائه دهد.
وقتی جان فون نویمان مدرکی ارائه کرد که (ظاهراً)به طور قطعی ثابت کرد که هیچ متغیر پنهانی نمی تواند وجود داشته باشد، به نظر می رسید که به بحث پایان می دهد. بور پیروز شد، انیشتین شکست خورد، و تفسیر کپنهاگ قانون سرزمین کوانتوم شد.
📌@higgs_field
• در سال 1913 بور از نظریه کوانتومی پلانک ( کوانتیزه سازی مقادیر انرژی اتمی ) و مدل اتم ارنست رادرفورد به عنوان سکوی پرشی برای ایجاد چیزی که امروزه به عنوان مدل اتم بور شناخته می شود استفاده کرد. [ مدلی برای اتم که حتی امروزه معمولاً برای تجسم یک اتم استفاده می کنیم - هسته ای که توسط پوسته های مداری متحدالمرکزی احاطه شده است که حاوی الکترون است و الکترون ها می توانند بین آن بپرند ("پرش کوانتومی").]
این مدل پیشگامانه بود و یکی از کارهای مهمی بود که منجر به دریافت جایزه نوبل بور در سال 1922 شد.
در سال 1925، بور به عنوان برنده جایزه نوبل و از برجستهترین دانشمندان در حوزه نوپای نظریه کوانتومی، مؤسسه فیزیک نظری در دانشگاه کپنهاگ را رهبری کرد.
در آن سال، یکی از شاگردانش، ورنر هایزنبرگ، مقاله ای را منتشر کرد که در نهایت منجر به انتشار فرمول انقلابی مکانیک ماتریسی در مکانیک کوانتومی توسط وی شد. دو سال بعد، هایزنبرگ در حالی که زیر نظر بور کار می کرد، اصل عدم قطعیت uncertainty principle خود را توسعه داد. پل دیراک و اروین شرودینگر نیز در این مدت زمانی را در مؤسسه گذراندند و مؤسسه به سرعت برای توسعه نظریه کوانتومی و مکانیک کوانتومی به زمین بازی بدل شد.
• اصل عدم قطعیت بیان میکند که یک محدودیت ریاضی ذاتی برای اینکه چقدر میتوانیم در مورد موقعیت و تکانه یک ذره بدانیم وجود دارد - هر چه در مورد یکی اطمینان بیشتری داشته باشیم، در مورد دیگری کمتر اطمینان خواهیم داشت . و اغلب به این معنا تفسیر میشود که عمل اندازهگیری موقعیت یا تکانه حالت ذره را تغییر میدهد (اثر مشاهدهگر) - ، زیرا برهمکنش فوتون ( با الکترون ) برای اندازهگیری منجر به تغییر در موقعیت/تکانه ذره میشود. این اساس اولیه نظریه هایزنبرگ بود. با این حال اصل عدم قطعیت را میتوان تا حدودی مستقل از اندازهگیری خارجی بیان داشت - برای مثال، اتمهایی که تا دمای بسیار پایین سرد میشوند، عدم قطعیت بسیار کمی در تکانه دارند، که منجر به " smearing " می شود، همپوشانی توابع موج آنها با سایر اتمهای مجاور، و اشغال همان حالتها میشود. که منجر به میعانات بوز-اینشتین می شود.
هر چند دیدگاهی وجود دارد که مهمترین اکتشافات فیزیک توسط شاگردان بور انجام شد و این ظن که بور درین موفقیت سهم چندانی نداشته مورد استفاده مخالفان تفسیر کپنهاگ است ، بهرحال بور مدافع موفقی از نظریه هایی که خود و شاگردانش مطرح کردند ، بود .
آلبرت انیشتین که مدتها در نیمه دوم زندگی حرفهایاش بهعنوان یکی از کسانی که به اشتباه از پذیرش مکانیک کوانتومی امتناع میکرد، ماهیت ذاتاً احتمالی جهان توصیفشده توسط تفسیر کپنهاگ ("خدا تاس نمیاندازد") را به چالش کشید . تفسیر کپنهاگ در دهه آینده، به ویژه بخاطر نقض علیت و تکیه آن بر اثر ناظر در فروپاشی تابع موج مورد توجه قرار گرفت .
• نقل قول از انیشتین که به انگلیسی ترجمه شده : «به هر حال من متقاعد شدهام که [خدا] تاس نمیاندازد»، از نامهای که اینشتین به مکس بورن در سال 1926 نوشت . که البته مورد بدفهمی واقع شده است انیشتین دیدگاه های پیچیده ای به مکانیک کوانتومی داشت و مانند یک نابغه می اندیشید.
انیشتین استدلال کرد که تفسیر کپنهاگ ناقص است، و نتایجی که توسط تفسیر کپنهاگ بیان می شدند را ناشی از متغیر پنهان hidden variable استدلال میکرد. با این حال، مشکل انیشتین این بود . ریاضیات پشت تفسیر کپنهاگ جواب داد و انیشتین نمیتوانست توضیح قطعی مخالفی در مورد چرایی رویکردش ارائه دهد.
وقتی جان فون نویمان مدرکی ارائه کرد که (ظاهراً)به طور قطعی ثابت کرد که هیچ متغیر پنهانی نمی تواند وجود داشته باشد، به نظر می رسید که به بحث پایان می دهد. بور پیروز شد، انیشتین شکست خورد، و تفسیر کپنهاگ قانون سرزمین کوانتوم شد.
📌@higgs_field
👍4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
اگر شبها به آسمان و ماه نگاهی
عاشقانه کنید، شاید متفاوت زندگی
کنید.
هنگامی که به بی نهایت چشم
می دوزید، در خواهید یافت که
شکوه و عظمتی بیکران در هستی
وجود دارد که از قصه ی کوتاه
زندگی زمینی ما
با ارزش تر است...
📌@higgs_field
اگر شبها به آسمان و ماه نگاهی
عاشقانه کنید، شاید متفاوت زندگی
کنید.
هنگامی که به بی نهایت چشم
می دوزید، در خواهید یافت که
شکوه و عظمتی بیکران در هستی
وجود دارد که از قصه ی کوتاه
زندگی زمینی ما
با ارزش تر است...
📌@higgs_field
👍2❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 مسئلهی ذهن بدن
دیدگاه فیزیکالیستی مسئلهی ذهن بدن mind body problem از زبان دکتر شان کارول (فیزیکدان) و استیون نوولا(نورساینتیست)
🆔 @phys_Q
دیدگاه فیزیکالیستی مسئلهی ذهن بدن mind body problem از زبان دکتر شان کارول (فیزیکدان) و استیون نوولا(نورساینتیست)
🆔 @phys_Q
👍2