📌 what is space time , really ?
Stephen wolfram
Chapter ¹²
🔺فعالیت فیزیک محور یا غیر فیزیک؟
اما در طول دهه پیشین ، من کار فیزیکی نکرده ام. و وقتی اکنون به فایل های موجود در سیستم خود نگاه می کنم، تعداد زیادی یادداشت در مورد فیزیک را می بینم که همه آنها به خوبی با چیزهایی که من کشف کرده ام نظم یافته اند - و همه آنها از ابتدای سال 2005 رها شده و دست نخورده باقی مانده اند.
آیا باید به پروژه فیزیک برگردم؟ قطعا می خواهم. اگرچه کارهای بسیاری وجود دارد که می خواهم انجام بدهم . بیشتر عمرم را صرف کار روی پروژه های بسیار بزرگ کرده ام. و برای برنامهریزی کاری که قرار است انجام دهم، سخت کار میکنم.
معمولاً دههها قبل از انجام واقعی پروژهها شروع به فکر کردن به پروژهها میکنم. گاهی اوقات از پروژه ای اجتناب می کنم زیرا فناوری محیطی یا زیرساخت انجام آن هنوز آماده نیست. اما زمانی که پروژه ای را آغاز می کنم، خود را متعهد می کنم که راهی برای موفقیت آن پیدا کنم، حتی اگر سال ها تلاش سخت برای انجام آن لازم باشد.
با این حال، یافتن نظریه بنیادی فیزیک، پروژهای است که ماهیت متفاوتی نسبت به آنچه قبلا انجام دادهام ، دارد. به یک معنا تعریف آن از موفقیت بسیار سختتر است: یا مشکل را حل میکند و نظریه را پیدا میکند، یا نمیکند. بله، میتوان بسیاری از ویژگیهای انتزاعی جالب نوع نظریهای را که میسازد بررسی کرد (همانطور که نظریه ریسمان انجام داده است). و به احتمال زیاد چنین تحقیقاتی نتایج جالبی خواهد داشت.
اما بر خلاف ساخت یک چیپ فناوری، یا کاوش در یک حوزه علمی، تعریف چنین پروژه ای تحت کنترل یک نفر نیست. توسط جهان ما تعریف شده است. و ممکن است من در مورد نحوه عملکرد جهان اشتباه کنم. یا همچنین ممکن است حق با من باشد، اما مانعی عمیق از تقلیل ناپذیری محاسباتی وجود دارد .
همچنین ممکن است این موضوع نگران کننده باشد که چیزی را که فکر میکنیم جهان هستی باشد با واقعیت سازگار نباشد . در واقع من زیاد نگران این موضوع نیستم. من فکر میکنم سرنخهای کافی از فیزیک موجود - و همچنین از ناهنجاریهای نسبت دادهشده به چیزهایی مانند ماده تاریک - وجود دارد که اگر نظریه درستی را پیدا کنیم ، میتوان به طور کاملاً قطعی اطمینان پیدا کرد. اگر کسی بتواند یک پیشبینی فوری انجام دهد که بتوان آن را تأیید کرد، قابل اتکا خواهد بود. اما زمانی که فرد تمام جرم های به ظاهر دلخواه ذرات و دیگر ویژگی های شناخته شده فیزیک را بازتولید کند، کاملاً مطمئن خواهد شد که نظریه درستی در دست دارد.
در طول این سال ها جالب بود که از دوستانم می پرسیدم که آیا باید روی فیزیک بنیادی کار کنم یا خیر. سه نوع پاسخ متفاوت دریافت می کردم :
اولین پاسخ :"تو باید این کار را انجام دهی!" آنها میگویند که این پروژه هیجانانگیزترین و مهمترین چیزی است که میتوان تصور کرد، و دلیل تاخیر مرا نمی دانند .
دسته دوم پاسخ ها : "چرا این کار را می کنی؟" سپس چیزی شبیه این می گویند: «چرا مشکل هوش مصنوعی یا ساختار مولکولی یا جاودانگی زیستی را حل نمی کنی یا حداقل یک شرکت غول پیکر چند میلیارد دلاری نمی سازی؟ چرا وقتی می توانی کاری عملی برای تغییر جهان انجام دهید، کاری انتزاعی و نظری انجام دهی؟
دسته سومی از پاسخها نیز وجود دارد که فکر میکنم بنا بر دانش من از تاریخ علم باید انتظار آنها را داشته باشم. این نظر معمولاً از دوستان فیزیکدان است، و معمولاً ترکیبی از این جمله است: "وقت خود را برای کار روی آن تلف نکن!" و "لطفا روی آن کار نکن."
واقعیت این است که رویکرد فعلی به فیزیک بنیادی - از طریق نظریه میدان کوانتومی - نزدیک به 90 سال قدمت دارد. موفقیت های خود را داشته است، اما نظریه بنیادین فیزیک را برای ما به ارمغان نیاورده است. اما برای اکثر فیزیکدانان امروزی، رویکرد فعلی تقریباً تعریف فیزیک است. بنابراین وقتی آنها به چیزی که من روی آن کار کرده ام فکر می کنند، کاملاً عجیب به نظر می رسد - مثل اینکه واقعاً فیزیک نیست.
و برخی از دوستان نیز می گویند: "امیدوارم موفق نشوی، زیرا در این صورت تمام کارهایی که ما انجام داده ایم هدر می رود." خب، بله، مقداری کار هدر خواهد رفت. اما این ریسکی است که باید پذیرفت .
🆔 @phys_Q
Stephen wolfram
Chapter ¹²
🔺فعالیت فیزیک محور یا غیر فیزیک؟
اما در طول دهه پیشین ، من کار فیزیکی نکرده ام. و وقتی اکنون به فایل های موجود در سیستم خود نگاه می کنم، تعداد زیادی یادداشت در مورد فیزیک را می بینم که همه آنها به خوبی با چیزهایی که من کشف کرده ام نظم یافته اند - و همه آنها از ابتدای سال 2005 رها شده و دست نخورده باقی مانده اند.
آیا باید به پروژه فیزیک برگردم؟ قطعا می خواهم. اگرچه کارهای بسیاری وجود دارد که می خواهم انجام بدهم . بیشتر عمرم را صرف کار روی پروژه های بسیار بزرگ کرده ام. و برای برنامهریزی کاری که قرار است انجام دهم، سخت کار میکنم.
معمولاً دههها قبل از انجام واقعی پروژهها شروع به فکر کردن به پروژهها میکنم. گاهی اوقات از پروژه ای اجتناب می کنم زیرا فناوری محیطی یا زیرساخت انجام آن هنوز آماده نیست. اما زمانی که پروژه ای را آغاز می کنم، خود را متعهد می کنم که راهی برای موفقیت آن پیدا کنم، حتی اگر سال ها تلاش سخت برای انجام آن لازم باشد.
با این حال، یافتن نظریه بنیادی فیزیک، پروژهای است که ماهیت متفاوتی نسبت به آنچه قبلا انجام دادهام ، دارد. به یک معنا تعریف آن از موفقیت بسیار سختتر است: یا مشکل را حل میکند و نظریه را پیدا میکند، یا نمیکند. بله، میتوان بسیاری از ویژگیهای انتزاعی جالب نوع نظریهای را که میسازد بررسی کرد (همانطور که نظریه ریسمان انجام داده است). و به احتمال زیاد چنین تحقیقاتی نتایج جالبی خواهد داشت.
اما بر خلاف ساخت یک چیپ فناوری، یا کاوش در یک حوزه علمی، تعریف چنین پروژه ای تحت کنترل یک نفر نیست. توسط جهان ما تعریف شده است. و ممکن است من در مورد نحوه عملکرد جهان اشتباه کنم. یا همچنین ممکن است حق با من باشد، اما مانعی عمیق از تقلیل ناپذیری محاسباتی وجود دارد .
همچنین ممکن است این موضوع نگران کننده باشد که چیزی را که فکر میکنیم جهان هستی باشد با واقعیت سازگار نباشد . در واقع من زیاد نگران این موضوع نیستم. من فکر میکنم سرنخهای کافی از فیزیک موجود - و همچنین از ناهنجاریهای نسبت دادهشده به چیزهایی مانند ماده تاریک - وجود دارد که اگر نظریه درستی را پیدا کنیم ، میتوان به طور کاملاً قطعی اطمینان پیدا کرد. اگر کسی بتواند یک پیشبینی فوری انجام دهد که بتوان آن را تأیید کرد، قابل اتکا خواهد بود. اما زمانی که فرد تمام جرم های به ظاهر دلخواه ذرات و دیگر ویژگی های شناخته شده فیزیک را بازتولید کند، کاملاً مطمئن خواهد شد که نظریه درستی در دست دارد.
در طول این سال ها جالب بود که از دوستانم می پرسیدم که آیا باید روی فیزیک بنیادی کار کنم یا خیر. سه نوع پاسخ متفاوت دریافت می کردم :
اولین پاسخ :"تو باید این کار را انجام دهی!" آنها میگویند که این پروژه هیجانانگیزترین و مهمترین چیزی است که میتوان تصور کرد، و دلیل تاخیر مرا نمی دانند .
دسته دوم پاسخ ها : "چرا این کار را می کنی؟" سپس چیزی شبیه این می گویند: «چرا مشکل هوش مصنوعی یا ساختار مولکولی یا جاودانگی زیستی را حل نمی کنی یا حداقل یک شرکت غول پیکر چند میلیارد دلاری نمی سازی؟ چرا وقتی می توانی کاری عملی برای تغییر جهان انجام دهید، کاری انتزاعی و نظری انجام دهی؟
دسته سومی از پاسخها نیز وجود دارد که فکر میکنم بنا بر دانش من از تاریخ علم باید انتظار آنها را داشته باشم. این نظر معمولاً از دوستان فیزیکدان است، و معمولاً ترکیبی از این جمله است: "وقت خود را برای کار روی آن تلف نکن!" و "لطفا روی آن کار نکن."
واقعیت این است که رویکرد فعلی به فیزیک بنیادی - از طریق نظریه میدان کوانتومی - نزدیک به 90 سال قدمت دارد. موفقیت های خود را داشته است، اما نظریه بنیادین فیزیک را برای ما به ارمغان نیاورده است. اما برای اکثر فیزیکدانان امروزی، رویکرد فعلی تقریباً تعریف فیزیک است. بنابراین وقتی آنها به چیزی که من روی آن کار کرده ام فکر می کنند، کاملاً عجیب به نظر می رسد - مثل اینکه واقعاً فیزیک نیست.
و برخی از دوستان نیز می گویند: "امیدوارم موفق نشوی، زیرا در این صورت تمام کارهایی که ما انجام داده ایم هدر می رود." خب، بله، مقداری کار هدر خواهد رفت. اما این ریسکی است که باید پذیرفت .
🆔 @phys_Q
📌Helicity, Chirality ²
🔺برای روشن شدن موضوع، میتوانیم ذره یا کایرالیته راست دست را که در جهت مخالف ( چپ دست) حرکت میکند، ترسیم کنیم: - تصویر الف
• توجه داشته باشید که جهت چرخش (فلش قرمز) نیز باید تغییر می کرد. می توانید در نظر که اگر انگشت شست خود را در جهت مخالف بگیرید، انگشتان شما نیز در جهت مخالف قرار می گیرند.
• بسیار خوب، اکنون میتوانیم ذرهای را نیز تصور کنیم که چپدست left-handed است (یا «مارپیچ چپ left helicity »). برای رفرنس در اینجا تصویری از یک ذره چپ دست است که در هر جهت حرکت می کند. برای کمک به تمایز بین چرخش های چپ و راست، به ذرات چپ دست یک فلش آبی داده ایم: - تصویر ب
[تأیید کنید که این دو ذره با ذرات فلش قرمز متفاوت هستند!]
🔺فکت :توجه داشته باشید که اگر فقط جهت پیکان خاکستری را در نظر بگیرید ، در نهایت با یک ذره با چرخش مخالف عقربه های ساعت مواجه خواهید شد. مشابه تصویر معکوس فردی که در آینه به شما خیره شده، چپ دست است (اگر شما راست دست باشید)!
تا اینجا ما خودمان را به ذرات ماده (فرمیون ها) محدود کردیم . داستان مشابهی برای ذرات نیرو (بوزونهای پیمانه ای gauge ) وجود دارد، اما یک پیچیدگی اضافی وجود دارد که سزاوار توجه ویژه است. بوزون هیگز یک مورد خاص دیگر است زیرا اسپین ندارد، اما این در واقع به داستان بوزون پیمانه ای مرتبط است.
وقتی مشخص می کنیم که نوع خاصی از فرمیون داریم، مثلا یک الکترون، به طور خودکار یک Left - helicity و یک right - helicity داریم .
🆔 @phys_Q
🔺برای روشن شدن موضوع، میتوانیم ذره یا کایرالیته راست دست را که در جهت مخالف ( چپ دست) حرکت میکند، ترسیم کنیم: - تصویر الف
• توجه داشته باشید که جهت چرخش (فلش قرمز) نیز باید تغییر می کرد. می توانید در نظر که اگر انگشت شست خود را در جهت مخالف بگیرید، انگشتان شما نیز در جهت مخالف قرار می گیرند.
• بسیار خوب، اکنون میتوانیم ذرهای را نیز تصور کنیم که چپدست left-handed است (یا «مارپیچ چپ left helicity »). برای رفرنس در اینجا تصویری از یک ذره چپ دست است که در هر جهت حرکت می کند. برای کمک به تمایز بین چرخش های چپ و راست، به ذرات چپ دست یک فلش آبی داده ایم: - تصویر ب
[تأیید کنید که این دو ذره با ذرات فلش قرمز متفاوت هستند!]
🔺فکت :توجه داشته باشید که اگر فقط جهت پیکان خاکستری را در نظر بگیرید ، در نهایت با یک ذره با چرخش مخالف عقربه های ساعت مواجه خواهید شد. مشابه تصویر معکوس فردی که در آینه به شما خیره شده، چپ دست است (اگر شما راست دست باشید)!
تا اینجا ما خودمان را به ذرات ماده (فرمیون ها) محدود کردیم . داستان مشابهی برای ذرات نیرو (بوزونهای پیمانه ای gauge ) وجود دارد، اما یک پیچیدگی اضافی وجود دارد که سزاوار توجه ویژه است. بوزون هیگز یک مورد خاص دیگر است زیرا اسپین ندارد، اما این در واقع به داستان بوزون پیمانه ای مرتبط است.
وقتی مشخص می کنیم که نوع خاصی از فرمیون داریم، مثلا یک الکترون، به طور خودکار یک Left - helicity و یک right - helicity داریم .
🆔 @phys_Q
Telegram
📎
〰
📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
قسمت چهارم
🔺تبادلات ضعیف
• کوارک های بالا و پایین چپ دست Left handed می توانند از طریق برهمکنشی به نام نیروی ضعیف weak force به یکدیگر تبدیل شوند. این زمانی اتفاق میافتد که کوارکها ذرهای به نام بوزون W ، یکی از حاملهای نیروی ضعیف، با بار الکتریکی ۱+ یا ۱- را تبادل کنند. این برهمکنش های ضعیف با خط نارنجی نشان داده می شوند:
• عجیب است که هیچ بوزون W راست دستی در طبیعت وجود ندارد. این بدان معناست که کوارک های راست دست بالا right handed up quarks و پایین down نمی توانند بوزون های W را ساطع یا جذب کنند، بنابراین به یکدیگر تبدیل نمی شوند.
🆔 @phys_Q
📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
قسمت چهارم
🔺تبادلات ضعیف
• کوارک های بالا و پایین چپ دست Left handed می توانند از طریق برهمکنشی به نام نیروی ضعیف weak force به یکدیگر تبدیل شوند. این زمانی اتفاق میافتد که کوارکها ذرهای به نام بوزون W ، یکی از حاملهای نیروی ضعیف، با بار الکتریکی ۱+ یا ۱- را تبادل کنند. این برهمکنش های ضعیف با خط نارنجی نشان داده می شوند:
• عجیب است که هیچ بوزون W راست دستی در طبیعت وجود ندارد. این بدان معناست که کوارک های راست دست بالا right handed up quarks و پایین down نمی توانند بوزون های W را ساطع یا جذب کنند، بنابراین به یکدیگر تبدیل نمی شوند.
🆔 @phys_Q
〰
📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
قسمت پنجم
🔺رنگ های قوی
• کوارک ها همچنین دارای نوعی بار به نام رنگ هستند. یک کوارک می تواند دارای بار رنگی قرمز، سبز یا آبی باشد. رنگ کوارک آن را به[نوع] نیروی قوی حساس می کند.
• نیروی قوی ، کوارکهایی با رنگهای مختلف را به ذرات ترکیبی composite particles مانند پروتونها و نوترونها متصل میکند که «بی رنگ» هستند و بار رنگی ندارند.
[ با ترکیب سه کوارک سبز و قرمز و آبی یک نوکلئون بی رنگ حاصل می شود و یا با ترکیب یک کوارک سبز و یک پاد کوارک پاد سبز ]
• کوارک ها با جذب یا انتشار ذراتی به نام گلوئون، ذره حامل نیروی قوی، از رنگی به رنگ دیگر تبدیل می شوند. این فعل و انفعالات ( برهمکنش ها) اضلاع یک مثلث را تشکیل می دهند. از آنجایی که گلوئون ها خودشان دارای بار رنگی هستند، پیوسته با یکدیگر و همچنین با کوارک ها در تعامل هستند. ( فوتون مانند گلوئون بوزن هست اما بر خلاف گلوئون با یکدیگر برهمکنش ندارند ) فعل و انفعالات بین گلوئون ها مثلث را پر می کند.
🆔 @phys_Q
📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
قسمت پنجم
🔺رنگ های قوی
• کوارک ها همچنین دارای نوعی بار به نام رنگ هستند. یک کوارک می تواند دارای بار رنگی قرمز، سبز یا آبی باشد. رنگ کوارک آن را به[نوع] نیروی قوی حساس می کند.
• نیروی قوی ، کوارکهایی با رنگهای مختلف را به ذرات ترکیبی composite particles مانند پروتونها و نوترونها متصل میکند که «بی رنگ» هستند و بار رنگی ندارند.
[ با ترکیب سه کوارک سبز و قرمز و آبی یک نوکلئون بی رنگ حاصل می شود و یا با ترکیب یک کوارک سبز و یک پاد کوارک پاد سبز ]
• کوارک ها با جذب یا انتشار ذراتی به نام گلوئون، ذره حامل نیروی قوی، از رنگی به رنگ دیگر تبدیل می شوند. این فعل و انفعالات ( برهمکنش ها) اضلاع یک مثلث را تشکیل می دهند. از آنجایی که گلوئون ها خودشان دارای بار رنگی هستند، پیوسته با یکدیگر و همچنین با کوارک ها در تعامل هستند. ( فوتون مانند گلوئون بوزن هست اما بر خلاف گلوئون با یکدیگر برهمکنش ندارند ) فعل و انفعالات بین گلوئون ها مثلث را پر می کند.
🆔 @phys_Q
Telegram
📎
.
🔺Richard Feynman's first talk after he was awarded the Nobel Prize in 1965, was at CERN. Wearing a suit to be 'Nobel-like,' the crowd, including Director Viki Weisskopf, persuaded him to remove his jacket (which he is pointing to in the photo):
🔺نخستین سخنرانی ریچارد فاینمن پس از دریافت جایزه نوبل در سال 1965، در سرن بود. فاینمن کت و شلواری «شبیه نوبل» بر تن داشت که حاضرین ، از جمله کارگردان ویکی ویسکوپف او را متقاعد کردند که کت خود را (که در عکس به آن اشاره میکند) درآورد.
http://cds.cern.ch/record/1757920 #histSTM
🆔 @phys_Q
🔺Richard Feynman's first talk after he was awarded the Nobel Prize in 1965, was at CERN. Wearing a suit to be 'Nobel-like,' the crowd, including Director Viki Weisskopf, persuaded him to remove his jacket (which he is pointing to in the photo):
🔺نخستین سخنرانی ریچارد فاینمن پس از دریافت جایزه نوبل در سال 1965، در سرن بود. فاینمن کت و شلواری «شبیه نوبل» بر تن داشت که حاضرین ، از جمله کارگردان ویکی ویسکوپف او را متقاعد کردند که کت خود را (که در عکس به آن اشاره میکند) درآورد.
http://cds.cern.ch/record/1757920 #histSTM
🆔 @phys_Q
👍1
〰
🔺Two Nobel laureate physicists who helped unravel the mysteries of particle interactions: Richard 'Dick' Feynman and Chen Ning 'Frank' Yang
🔺دو فیزیکدان برنده جایزه نوبل که به کشف رازهای برهمکنش ذرات کمک کردند: ریچارد دیک فاینمن و چن نینگ فرانک یانگ
🆔 @phys_Q
🔺Two Nobel laureate physicists who helped unravel the mysteries of particle interactions: Richard 'Dick' Feynman and Chen Ning 'Frank' Yang
🔺دو فیزیکدان برنده جایزه نوبل که به کشف رازهای برهمکنش ذرات کمک کردند: ریچارد دیک فاینمن و چن نینگ فرانک یانگ
🆔 @phys_Q
.
✓ به طرز شگفتانگیزی، به نظر میرسد که قوانین طبیعت در سه نسخه شکل یافته اند ، با سه نسل از تمام ذرات ماده، که هر کدام از ذرات قبلی سنگینتر هستند اما در غیر این صورت یکسان هستند.
Chapter ¹ - https://t.me/phys_Q/5680
✓ به طرز شگفتانگیزی، به نظر میرسد که قوانین طبیعت در سه نسخه شکل یافته اند ، با سه نسل از تمام ذرات ماده، که هر کدام از ذرات قبلی سنگینتر هستند اما در غیر این صورت یکسان هستند.
Chapter ¹ - https://t.me/phys_Q/5680
👍2
چرا ذرات ماده [ ساز ] در سه نسل هستند ؟
قسمت نخست
سه نسل از ذرات وجود دارد که ذرات نسل های بعدی سنگین تر از ذرات ماده نسل های قبل می شوند و هیچ کس دلیل آن را نمی داند. مقاله ای از استیون واینبرگ که این الگو را بیان می کند .
به طرز شگفتانگیزی، به نظر میرسد که قوانین طبیعت در سه نسخه شکل یافته اند ، با سه نسل از تمام ذرات ماده، که هر کدام از ذرات قبلی سنگینتر هستند اما در غیر این صورت یکسان هستند.
کیهان انواع فرم های شگفت و زیبای ماده، از ستارگان فروزان گرفته تا گربه های زنده ، را تنها از سه نسل از ماده بنیادین ساخته است. الکترونها و دو نوع کوارک به نامهای «بالا up » و «پایین down » به روشهای مختلفی با هم ترکیب میشوند تا هر اتم موجود را تولید کنند.
اما به نحو مرموزی ، این خانواده از ذرات ماده - کوارک بالا up ، کوارک پایین down و الکترون e - تنها نیستند.
بر اساس کشفیات فیزیک ، ذرات ماده مدل استاندارد از سه «نسل» متوالی ذرات که نسل های بعدی از نسل قبلی سنگینتر هستند ، تشکیل شده اند . ذرات نسل دوم و سوم خیلی سریع به همتایان سبکتر خود تبدیل میشوند و به همین دلیل است که در اتم های سازنده کیهان و بدن ما ، ذرات نسل اول شرکت دارند . اما به غیر از این ، رفتارشان یکسان است. گویی قوانین طبیعت در سه نسخه تنظیم شده اند. هدر لوگان، فیزیکدان ذرات در دانشگاه کارلتون گفت: هیچ کس نمیداند چرا طبیعت این گونه رفتار می کند .
در دهه 1970، زمانی که فیزیکدانان برای اولین بار مدل استاندارد فیزیک ذرات را طرح کردند - مجموعه معادلات حاکم بر طبیعت در بنیادین ترین حالت خود ، که ذرات بنیادی شناخته شده و برهم کنش آنها را توصیف می کند - به دنبال یک اصل عمیق بودند که توضیح دهد چرا سه نسل از هر نوع ذره ماده وجود دارد. . هیچ کس پاسخی برای این سوال پیدا نکرد و در نهایت این سوال کنار گذاشته شد.
مدل استاندارد میزان جرم ذرات را پیش بینی نمی کند . فیزیکدانان این مقادیر را به صورت تجربی اندازه گیری می کنند و نتایج را به صورت دستی به معادلات مرتبط می کنند. اندازهگیریها نشان میدهد که وزن الکترون کوچک 0.5 مگاالکترون ولت (MeV) است، در حالی که همتایان نسل دوم و سوم آن، به نامهای میون و ذره تاو، به ترتیب 105 و 1٫776 مگا الکترون ولت وزن دارند. به طور مشابه، کوارکهای بالا up و پایین down نسل اول نسبتاً سبک وزن هستند، در حالی که کوارکهای «جذاب charm » و «عجیب strange » که از نسل دوم کوارک تشکیل میشوند، متوسط وزن هستند و کوارکهای « سر top » و « ته bottom » نسل سوم سنگین هستند. کوارک سر top با وزن هیولا 173٫210 مگا الکترون ولت است.
افزایش جرم کوارک ها با افزایش نسل بسیار زیاد است.
• ذرات نسل سوم هزاران مگا الکترون ولت وزن دارند.
• ذرات نسل دوم تقریباً صدها مگا الکترون ولت وزن دارند
• ذرات نسل اول هر کدام حدود یک مگا الکترون ولت دارند.
در معادلات مدل استاندارد، جرم هر ذره با درجه ای مطابقت دارد که میدانی در بر گیرنده جهان را به نام میدان هیگز «احساس» می کند. کوارکهای سر top سنگین هستند، زیرا هنگام حرکت در میدان هیگز، مانند مگسی که در عسل گیر کردهاند، حصر شدیدی را تجربه میکنند، در حالی که الکترونهای سبک مانند پروانههایی که در هوا هستند و از میان آن عبور میکنند. در این چارچوب، اینکه هر ذره چگونه میدان را احساس می کند، یک ویژگی ذاتی ذره است.
🆔 @phys_Q
قسمت نخست
سه نسل از ذرات وجود دارد که ذرات نسل های بعدی سنگین تر از ذرات ماده نسل های قبل می شوند و هیچ کس دلیل آن را نمی داند. مقاله ای از استیون واینبرگ که این الگو را بیان می کند .
به طرز شگفتانگیزی، به نظر میرسد که قوانین طبیعت در سه نسخه شکل یافته اند ، با سه نسل از تمام ذرات ماده، که هر کدام از ذرات قبلی سنگینتر هستند اما در غیر این صورت یکسان هستند.
کیهان انواع فرم های شگفت و زیبای ماده، از ستارگان فروزان گرفته تا گربه های زنده ، را تنها از سه نسل از ماده بنیادین ساخته است. الکترونها و دو نوع کوارک به نامهای «بالا up » و «پایین down » به روشهای مختلفی با هم ترکیب میشوند تا هر اتم موجود را تولید کنند.
اما به نحو مرموزی ، این خانواده از ذرات ماده - کوارک بالا up ، کوارک پایین down و الکترون e - تنها نیستند.
بر اساس کشفیات فیزیک ، ذرات ماده مدل استاندارد از سه «نسل» متوالی ذرات که نسل های بعدی از نسل قبلی سنگینتر هستند ، تشکیل شده اند . ذرات نسل دوم و سوم خیلی سریع به همتایان سبکتر خود تبدیل میشوند و به همین دلیل است که در اتم های سازنده کیهان و بدن ما ، ذرات نسل اول شرکت دارند . اما به غیر از این ، رفتارشان یکسان است. گویی قوانین طبیعت در سه نسخه تنظیم شده اند. هدر لوگان، فیزیکدان ذرات در دانشگاه کارلتون گفت: هیچ کس نمیداند چرا طبیعت این گونه رفتار می کند .
در دهه 1970، زمانی که فیزیکدانان برای اولین بار مدل استاندارد فیزیک ذرات را طرح کردند - مجموعه معادلات حاکم بر طبیعت در بنیادین ترین حالت خود ، که ذرات بنیادی شناخته شده و برهم کنش آنها را توصیف می کند - به دنبال یک اصل عمیق بودند که توضیح دهد چرا سه نسل از هر نوع ذره ماده وجود دارد. . هیچ کس پاسخی برای این سوال پیدا نکرد و در نهایت این سوال کنار گذاشته شد.
مدل استاندارد میزان جرم ذرات را پیش بینی نمی کند . فیزیکدانان این مقادیر را به صورت تجربی اندازه گیری می کنند و نتایج را به صورت دستی به معادلات مرتبط می کنند. اندازهگیریها نشان میدهد که وزن الکترون کوچک 0.5 مگاالکترون ولت (MeV) است، در حالی که همتایان نسل دوم و سوم آن، به نامهای میون و ذره تاو، به ترتیب 105 و 1٫776 مگا الکترون ولت وزن دارند. به طور مشابه، کوارکهای بالا up و پایین down نسل اول نسبتاً سبک وزن هستند، در حالی که کوارکهای «جذاب charm » و «عجیب strange » که از نسل دوم کوارک تشکیل میشوند، متوسط وزن هستند و کوارکهای « سر top » و « ته bottom » نسل سوم سنگین هستند. کوارک سر top با وزن هیولا 173٫210 مگا الکترون ولت است.
افزایش جرم کوارک ها با افزایش نسل بسیار زیاد است.
• ذرات نسل سوم هزاران مگا الکترون ولت وزن دارند.
• ذرات نسل دوم تقریباً صدها مگا الکترون ولت وزن دارند
• ذرات نسل اول هر کدام حدود یک مگا الکترون ولت دارند.
در معادلات مدل استاندارد، جرم هر ذره با درجه ای مطابقت دارد که میدانی در بر گیرنده جهان را به نام میدان هیگز «احساس» می کند. کوارکهای سر top سنگین هستند، زیرا هنگام حرکت در میدان هیگز، مانند مگسی که در عسل گیر کردهاند، حصر شدیدی را تجربه میکنند، در حالی که الکترونهای سبک مانند پروانههایی که در هوا هستند و از میان آن عبور میکنند. در این چارچوب، اینکه هر ذره چگونه میدان را احساس می کند، یک ویژگی ذاتی ذره است.
🆔 @phys_Q
Telegram
📎
👍1
📌چرخش جدیدی در داستان شروع زندگی پیدا شد
توسط امیلی سینگر
قسمت دوم
• سه دهه بعد، آخرین تحقیقات جویس Joyce نشان داد که شاید حیات پس از این تشکیل شده باشد. جویس که اکنون در موسسه تحقیقاتی اسکریپس در لا جولا، کالیفرنیا مشغول به کار است و جاناتان اسچپانسکی، محقق فوق دکترا، یک آنزیم RNA - ماده ای که از RNA کپی می کند - ایجاد کردند که می تواند در سوپی از بلوک های سازنده چپ و راست کار کند. و می تواند مکانیسمی بالقوه برای توضیح چگونگی تکامل برخی از اولین مولکول های بیولوژیکی در جهانی متقارن را ارائه می دهد.
آزمایش جدید که در شماره 20 نوامبر مجله Nature منتشر شد، که مبحث چگونگی پیدایش حیات رت دوباره باز می کند. نیلز لمن، بیوشیمیدان دانشگاه ایالتی پورتلند در اورگان که در این مطالعه شرکت نداشت، گفت: «آنها واقعاً قلمرو جدیدی را از مسیر های احتمالی کشف کرده اند .
حتی جالبتر از آن، آنزیم جویس و اسچپانسکی متفاوت از سایر مولکولهای کپیکننده RNA عمل میکند، کشفی که ممکن است پیامدهای عمیقی برای چگونگی پیدایش حیات داشته باشد. این آنزیم بسیار کارآمدتر و انعطافپذیرتر از سایر آنزیمهای مبتنی بر RNA است که تا به امروز توسعه یافتهاند، و ممکن است کلید هدف نهایی جویس یعنی مدلسازی حیات از ابتدا را فراهم کند.
🔺تَرَکی در آینه
لویی پاستور، شیمی دان مشهور قرن نوزدهم فرانسوی، اولین کسی بود که دست سانی handness شیمیایی یا "کایرالیته chirality " را توصیف کرد. او از این واقعیت شگفت زده بود که کریستالهای مشتق شده شده از تفاله شراب ( در تفاله شراب ذرات شفاف معلقی وجود دارد که dreg crystal نام دارد) ، نور را در جهت خاصی میپیچاند، اما کریستال های مشابهی که در آزمایشگاه ایجاد می شوند اینطور نیستند . او با بررسی کریستالها زیر میکروسکوپ متوجه شد که این ماده شیمیایی مصنوعی به دو شکل آینهای است که اثر قطبش را خنثی میکند. کریستالی که از شراب به دست میآید فقط یکی داشت.
دانشمندان بعداً دریافتند که این گرایش کل دنیای زنده را در بر می گیرد. فرآیندهای شیمیایی مصنوعی مولکول های چپ دست و راست دست تولید می کنند. اما وقتی طبیعت یک مولکول می سازد، محصول یا چپ دست است یا راست دست.
به عنوان مثال، تمام آمینو اسیدهایی که برای ساختن پروتئین ها استفاده می شوند، نور را به سمت چپ می پیچانند.
در واقع، کایرالیته جزء ضروری بیوشیمی است.
«دونا بلکموند» ، مهندس شیمی در اسکریپس و یکی از همکاران جویس میگوید: «این نوعی توانایی تشخیص مولکولی را فراهم میکند. کایرالیته یک مولکول بر نحوه تعامل آن با سایر اجزای سلول تأثیر می گذارد. قفل های مولکولی را فقط می توان با یک کلید با دست درست باز کرد.»
'برخی از دانشمندان به آسمان نگاه می کنند تا توضیح دهند که چگونه این سوگیری بیولوژیکی برای اولین بار به وجود آمد. برخی از شهابسنگها غلبه جزئی اسیدهای آمینه چپدست، در بلوکهای سازنده پروتئینها را نشان میدهند، و ممکن است بیانگر این باشد که این نفوذ از فضای بیرونی بوده است.
یک روایت از « منشأ کیهانی جایگزین » پیشنهاد میکند که نور قطبی شده که از یک ابرنواختر میآید، یک سوگیری و گرایش ایجاد میکند. علاوه بر این، واپاشی های رادیواکتیو الکترون هایی تولید می کنند که احتمال چپ دست بودن کمی بیشتر است. چنین الکترون هایی که بر سطح زمین می بارند ممکن است شیمی اولیه در ابتدای حیات را تغییر داده باشند.'
با این حال، بیشتر زیست شناسان و شیمی دانان نسبت به چنین نظریه های اخترفیزیکی تردید دارند. گرایشی که آنها ایجاد می کنند بسیار جزئی است. مارسلو گلایزر، فیزیکدان نظری در کالج دارتموث، بیان داشت که : این نظریهها «اتحادی زیبا بین حیات و غیر حیات» ایجاد میکنند. اما مشکل اینجاست که این تعاملات بسیار ضعیف و کوتاه مدت هستند. به گفته جویس، تأثیر این نیروهای فیزیکی در سر و صدای واکنش های شیمیایی از بین می رود.
بیوشیمی دانان تمایل به پیشنهاد جایگزین دارند، مبنی بر اینکه وقوع تصادفات در شیمی پری بیوتیک باعث ایجاد یک عدم تعادل اولیه می شود. شاید مقدار کمی از نوکلئوتیدهای راست دست در یک استخر کم عمق یا لوله آزمایش پری بیوتیک دیگر به دام افتاده و تقویت شده باشد. سرانجام این سوی-گزینی به نقطه اوج رسید و آینه شیمیایی را شکست و زمینه را برای ظهور حیات فراهم کرد. بلکموند کار گستردهای انجام داده است که نشان میدهد چگونه میتوان یک عدم تقارن کوچک را با استفاده از ابزارهای فیزیکی و شیمیایی کاملاً به یک نامتقارن تقریباً کامل تبدیل کرد.
🆔 @phys_Q
توسط امیلی سینگر
قسمت دوم
• سه دهه بعد، آخرین تحقیقات جویس Joyce نشان داد که شاید حیات پس از این تشکیل شده باشد. جویس که اکنون در موسسه تحقیقاتی اسکریپس در لا جولا، کالیفرنیا مشغول به کار است و جاناتان اسچپانسکی، محقق فوق دکترا، یک آنزیم RNA - ماده ای که از RNA کپی می کند - ایجاد کردند که می تواند در سوپی از بلوک های سازنده چپ و راست کار کند. و می تواند مکانیسمی بالقوه برای توضیح چگونگی تکامل برخی از اولین مولکول های بیولوژیکی در جهانی متقارن را ارائه می دهد.
آزمایش جدید که در شماره 20 نوامبر مجله Nature منتشر شد، که مبحث چگونگی پیدایش حیات رت دوباره باز می کند. نیلز لمن، بیوشیمیدان دانشگاه ایالتی پورتلند در اورگان که در این مطالعه شرکت نداشت، گفت: «آنها واقعاً قلمرو جدیدی را از مسیر های احتمالی کشف کرده اند .
حتی جالبتر از آن، آنزیم جویس و اسچپانسکی متفاوت از سایر مولکولهای کپیکننده RNA عمل میکند، کشفی که ممکن است پیامدهای عمیقی برای چگونگی پیدایش حیات داشته باشد. این آنزیم بسیار کارآمدتر و انعطافپذیرتر از سایر آنزیمهای مبتنی بر RNA است که تا به امروز توسعه یافتهاند، و ممکن است کلید هدف نهایی جویس یعنی مدلسازی حیات از ابتدا را فراهم کند.
🔺تَرَکی در آینه
لویی پاستور، شیمی دان مشهور قرن نوزدهم فرانسوی، اولین کسی بود که دست سانی handness شیمیایی یا "کایرالیته chirality " را توصیف کرد. او از این واقعیت شگفت زده بود که کریستالهای مشتق شده شده از تفاله شراب ( در تفاله شراب ذرات شفاف معلقی وجود دارد که dreg crystal نام دارد) ، نور را در جهت خاصی میپیچاند، اما کریستال های مشابهی که در آزمایشگاه ایجاد می شوند اینطور نیستند . او با بررسی کریستالها زیر میکروسکوپ متوجه شد که این ماده شیمیایی مصنوعی به دو شکل آینهای است که اثر قطبش را خنثی میکند. کریستالی که از شراب به دست میآید فقط یکی داشت.
دانشمندان بعداً دریافتند که این گرایش کل دنیای زنده را در بر می گیرد. فرآیندهای شیمیایی مصنوعی مولکول های چپ دست و راست دست تولید می کنند. اما وقتی طبیعت یک مولکول می سازد، محصول یا چپ دست است یا راست دست.
به عنوان مثال، تمام آمینو اسیدهایی که برای ساختن پروتئین ها استفاده می شوند، نور را به سمت چپ می پیچانند.
در واقع، کایرالیته جزء ضروری بیوشیمی است.
«دونا بلکموند» ، مهندس شیمی در اسکریپس و یکی از همکاران جویس میگوید: «این نوعی توانایی تشخیص مولکولی را فراهم میکند. کایرالیته یک مولکول بر نحوه تعامل آن با سایر اجزای سلول تأثیر می گذارد. قفل های مولکولی را فقط می توان با یک کلید با دست درست باز کرد.»
'برخی از دانشمندان به آسمان نگاه می کنند تا توضیح دهند که چگونه این سوگیری بیولوژیکی برای اولین بار به وجود آمد. برخی از شهابسنگها غلبه جزئی اسیدهای آمینه چپدست، در بلوکهای سازنده پروتئینها را نشان میدهند، و ممکن است بیانگر این باشد که این نفوذ از فضای بیرونی بوده است.
یک روایت از « منشأ کیهانی جایگزین » پیشنهاد میکند که نور قطبی شده که از یک ابرنواختر میآید، یک سوگیری و گرایش ایجاد میکند. علاوه بر این، واپاشی های رادیواکتیو الکترون هایی تولید می کنند که احتمال چپ دست بودن کمی بیشتر است. چنین الکترون هایی که بر سطح زمین می بارند ممکن است شیمی اولیه در ابتدای حیات را تغییر داده باشند.'
با این حال، بیشتر زیست شناسان و شیمی دانان نسبت به چنین نظریه های اخترفیزیکی تردید دارند. گرایشی که آنها ایجاد می کنند بسیار جزئی است. مارسلو گلایزر، فیزیکدان نظری در کالج دارتموث، بیان داشت که : این نظریهها «اتحادی زیبا بین حیات و غیر حیات» ایجاد میکنند. اما مشکل اینجاست که این تعاملات بسیار ضعیف و کوتاه مدت هستند. به گفته جویس، تأثیر این نیروهای فیزیکی در سر و صدای واکنش های شیمیایی از بین می رود.
بیوشیمی دانان تمایل به پیشنهاد جایگزین دارند، مبنی بر اینکه وقوع تصادفات در شیمی پری بیوتیک باعث ایجاد یک عدم تعادل اولیه می شود. شاید مقدار کمی از نوکلئوتیدهای راست دست در یک استخر کم عمق یا لوله آزمایش پری بیوتیک دیگر به دام افتاده و تقویت شده باشد. سرانجام این سوی-گزینی به نقطه اوج رسید و آینه شیمیایی را شکست و زمینه را برای ظهور حیات فراهم کرد. بلکموند کار گستردهای انجام داده است که نشان میدهد چگونه میتوان یک عدم تقارن کوچک را با استفاده از ابزارهای فیزیکی و شیمیایی کاملاً به یک نامتقارن تقریباً کامل تبدیل کرد.
🆔 @phys_Q
👍1
📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
قسمت ششم
🔺ماده بیشتر
اکنون بیایید به لپتون ها بپردازیم، نوع دیگری از ذرات ماده matter particle :
لپتون ها Lepton دو نوع هستند:
✓ الکترون ها که بار الکتریکی آنها 1- است .
✓ نوترینوها که از نظر الکتریکی خنثی هستند.
همانند کوارکهای بالا و پایین چپدست، الکترونهای چپدست و نوترینوها میتوانند از طریق برهمکنش ضعیف weak interaction به یکدیگر تبدیل شوند. " با این حال، نوترینوهای راست دست در طبیعت دیده نشده اند."
" توجه داشته باشید که لپتون ها بار رنگی ندارند و از طریق نیروی قوی برهم کنش نمی کنند. این ویژگی اصلی است که آنها را از کوارک ها متمایز می کند."
🆔 @phys_Q
ساختار پنهان گیتی
قسمت ششم
🔺ماده بیشتر
اکنون بیایید به لپتون ها بپردازیم، نوع دیگری از ذرات ماده matter particle :
لپتون ها Lepton دو نوع هستند:
✓ الکترون ها که بار الکتریکی آنها 1- است .
✓ نوترینوها که از نظر الکتریکی خنثی هستند.
همانند کوارکهای بالا و پایین چپدست، الکترونهای چپدست و نوترینوها میتوانند از طریق برهمکنش ضعیف weak interaction به یکدیگر تبدیل شوند. " با این حال، نوترینوهای راست دست در طبیعت دیده نشده اند."
" توجه داشته باشید که لپتون ها بار رنگی ندارند و از طریق نیروی قوی برهم کنش نمی کنند. این ویژگی اصلی است که آنها را از کوارک ها متمایز می کند."
🆔 @phys_Q
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺آتشفشان هونگاتونگا دوباره در حال فوران است - هشدار سونامی و امواج سهمگین اعلام شده است .(موج اولیه انفجار را ببینید - تصویر واقعی)
تصویر ماهواره ژاپنی هیماواری ۸
🆔 @phys_Q
🔺آتشفشان هونگاتونگا دوباره در حال فوران است - هشدار سونامی و امواج سهمگین اعلام شده است .(موج اولیه انفجار را ببینید - تصویر واقعی)
تصویر ماهواره ژاپنی هیماواری ۸
🆔 @phys_Q
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺به سختی می توان مقیاس فوران آتشفشان تونگا را بدست آورد - عظیم و سهمگین است.
در سمت راست پایین ویدیو نگاه کنید: در انتهای تصویر می توانید فوران و ضربه سهمگین جبهه اول موج را مشاهده کنید. موج شوک اکنون به استرالیا رسیده است .
🆔 @phys_Q
🔺به سختی می توان مقیاس فوران آتشفشان تونگا را بدست آورد - عظیم و سهمگین است.
در سمت راست پایین ویدیو نگاه کنید: در انتهای تصویر می توانید فوران و ضربه سهمگین جبهه اول موج را مشاهده کنید. موج شوک اکنون به استرالیا رسیده است .
🆔 @phys_Q
👍2❤1💩1
🔺'Quantum mechanics is very worthy of respect. But an inner voice tells me that it is not the genuine article after all. The theory delivers much, but does not really bring us any closer to the secret of the Old One. I .. am convinced that He does not play dice'
✓ مکانیک کوانتومی بسیار شایسته احترام است. اما یک ندای درونی به من می گوید که در نهایت محتوایی واقعی Genuine نیست. این تئوری چیزهای زیادی ارائه می دهد، اما در واقع ما را به راز قدیمی ، رهنمون نمی سازد . و من .. متقاعد شده ام که وی [he] تاس بازی نمی کند.
-Albert Einstein
🆔 @phys_Q
✓ مکانیک کوانتومی بسیار شایسته احترام است. اما یک ندای درونی به من می گوید که در نهایت محتوایی واقعی Genuine نیست. این تئوری چیزهای زیادی ارائه می دهد، اما در واقع ما را به راز قدیمی ، رهنمون نمی سازد . و من .. متقاعد شده ام که وی [he] تاس بازی نمی کند.
-Albert Einstein
🆔 @phys_Q
👍1💩1
📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
قسمت هفتم
🔺اسکلت سیمپلکس
با کنار هم گذاشتن آنچه که تاکنون توضیح داده ایم ، ذرات چپ دست را در سمت چپ داریم، در حالی که ذرات سمت راست در سمت راست نشان داده شده اند. آنها اسکلت اصلی سیمپلکس دوبل کوئیگ Quigg's double simplex را تشکیل می دهند.
- مثلث در دو تصویر بیانگر برهمکنش های قوی است .
- رنگ سپید و خاکستر بیانگر عدم وجود ویژگی بار رنگ است.
-بار رنگ برای کوارک ها و گلوئون ها شامل [سبز- قرمز -آبی ] است .
- خط نارنجی بیانگر برهمکنش ضعیف است .
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🔻 کایرالیته chirality یا دست سانی handness در فیزیک بنیادین و شیمی و زیست مطرح است . شاید بتوان کایرالیتی شیمی را بنوعی با کایرالیتی زیست مرتبط دانست اما در بحث ذرات بنیادین موجود در مدل استاندارد کایرالیته کاملا متفاوت است از این جهت که مولکول ها کامپوزیت هایی از اتم ها هستند و ذرات بنیادین اجزای سازنده اتم ها که کوانتاهای میدان های کوانتومی در نظر گرفته شده اند و به هیچ وجه قابل تجزیه و تقسیم به اجزای کوچکتر نیستند .
🆔 @phys_Q
ساختار پنهان گیتی
قسمت هفتم
🔺اسکلت سیمپلکس
با کنار هم گذاشتن آنچه که تاکنون توضیح داده ایم ، ذرات چپ دست را در سمت چپ داریم، در حالی که ذرات سمت راست در سمت راست نشان داده شده اند. آنها اسکلت اصلی سیمپلکس دوبل کوئیگ Quigg's double simplex را تشکیل می دهند.
- مثلث در دو تصویر بیانگر برهمکنش های قوی است .
- رنگ سپید و خاکستر بیانگر عدم وجود ویژگی بار رنگ است.
-بار رنگ برای کوارک ها و گلوئون ها شامل [سبز- قرمز -آبی ] است .
- خط نارنجی بیانگر برهمکنش ضعیف است .
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🔻 کایرالیته chirality یا دست سانی handness در فیزیک بنیادین و شیمی و زیست مطرح است . شاید بتوان کایرالیتی شیمی را بنوعی با کایرالیتی زیست مرتبط دانست اما در بحث ذرات بنیادین موجود در مدل استاندارد کایرالیته کاملا متفاوت است از این جهت که مولکول ها کامپوزیت هایی از اتم ها هستند و ذرات بنیادین اجزای سازنده اتم ها که کوانتاهای میدان های کوانتومی در نظر گرفته شده اند و به هیچ وجه قابل تجزیه و تقسیم به اجزای کوچکتر نیستند .
🆔 @phys_Q
👍2💩1
📌particle decay
🔺واپاشی ذره فرایند خودبخودی تبدیل یک ذره بنیادی به ذره دیگر است. در جریان این فرایند، یک ذره بنیادی به ذره دیگری با جرم کمتر و یک ذره میانی مثل بوزون دبلیو در واپاشی میون، تبدیل میشود؛ سپس ذره میانی نیز به ذرات دیگری تبدیل میشود. اگر ذرات ایجاد شده پایدار نباشند، ممکن است فرایند واپاشی ادامه یابد.
اصطلاح واپاشی ذره برای اشاره به واپاشی هادرونها نیز به کار میرود. هرچند که عموماً این واژه برای توصیف واپاشی رادیواکتیو بهکار نمیرود. در واپاشی رادیواکتیو یک هسته اتمی ناپایدار با انتشار ذره یا تابش به هستهای سبکتر تبدیل میشود.
🆔 @phys_Q
🔺واپاشی ذره فرایند خودبخودی تبدیل یک ذره بنیادی به ذره دیگر است. در جریان این فرایند، یک ذره بنیادی به ذره دیگری با جرم کمتر و یک ذره میانی مثل بوزون دبلیو در واپاشی میون، تبدیل میشود؛ سپس ذره میانی نیز به ذرات دیگری تبدیل میشود. اگر ذرات ایجاد شده پایدار نباشند، ممکن است فرایند واپاشی ادامه یابد.
اصطلاح واپاشی ذره برای اشاره به واپاشی هادرونها نیز به کار میرود. هرچند که عموماً این واژه برای توصیف واپاشی رادیواکتیو بهکار نمیرود. در واپاشی رادیواکتیو یک هسته اتمی ناپایدار با انتشار ذره یا تابش به هستهای سبکتر تبدیل میشود.
🆔 @phys_Q
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺 نکته ی جالب درباره شراره های خورشیدی ، این است که این شعله های غول آسای خورشیدی چند ده برابر زمین بلندی و ارتفاع دارند، این درحالیست که خورشید ما کوتولهی زرد سری G است . درین کیهان مقیاس کلانِ اشیاء موجود در فضا ذهن را متحیر می کند.
🆔 @phys_Q
🔺 نکته ی جالب درباره شراره های خورشیدی ، این است که این شعله های غول آسای خورشیدی چند ده برابر زمین بلندی و ارتفاع دارند، این درحالیست که خورشید ما کوتولهی زرد سری G است . درین کیهان مقیاس کلانِ اشیاء موجود در فضا ذهن را متحیر می کند.
🆔 @phys_Q
.
🔺زیرکوتوله گروه بی [𝘀𝘂𝗯𝘄𝗮𝗿𝗳 𝗕 ] یک ستاره آبی داغ کوچکتر از خورشید ( کوتوله زرد گروه G) است .
برخی از این ستارگان دیوانه کننده ، ریتم درخشندگی با سرعت در هر 90 ثانیه دارند امواج ناشی از نوسان یونهای آهن از اتمسفر سطح نازک آن منتشر می شود .
اما این ستاره های شگفت چه هستند؟
(1:5)
🆔 @phys_Q
🔺زیرکوتوله گروه بی [𝘀𝘂𝗯𝘄𝗮𝗿𝗳 𝗕 ] یک ستاره آبی داغ کوچکتر از خورشید ( کوتوله زرد گروه G) است .
برخی از این ستارگان دیوانه کننده ، ریتم درخشندگی با سرعت در هر 90 ثانیه دارند امواج ناشی از نوسان یونهای آهن از اتمسفر سطح نازک آن منتشر می شود .
اما این ستاره های شگفت چه هستند؟
(1:5)
🆔 @phys_Q
🔥2
📌Recent research suggests that perhaps half of all the stars in the Milky Way’s inner 60,000 light years came from a collision with a dwarf galaxy named Gaia-Enceladus.
✓ تحقیقات اخیر نشان می دهد که شاید نیمی از ستارگان درون کهکشان راه شیری در بازه 60000 سال نوری از برخورد با یک کهکشان کوتوله به نام گایا-انسلادوس به وجود آمده اند.
https://www.quantamagazine.org/the-new-history-of-the-milky-way-20201215/
🆔 @phys_Q
✓ تحقیقات اخیر نشان می دهد که شاید نیمی از ستارگان درون کهکشان راه شیری در بازه 60000 سال نوری از برخورد با یک کهکشان کوتوله به نام گایا-انسلادوس به وجود آمده اند.
https://www.quantamagazine.org/the-new-history-of-the-milky-way-20201215/
🆔 @phys_Q
❤1