کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#چرخ ۲۹ آبان ۶۹
فناوری کریسپر
کسری اصفهانی صادق شجاعی
📌@higgs_field


🔺Nature seems to favor “right-handed” genetic helical structures. Recent research from astrophysicists suggests that the phenomenon is no accident.

✓ به نظر می رسد طبیعت علاقمند به ساختارهای مارپیچ ژنتیکی "راست دست" است . تحقیقات اخیر اخترفیزیکدانان نشان می دهد که این پدیده تصادفی نیست.

https://www.quantamagazine.org/cosmic-rays-may-explain-lifes-bias-for-right-handed-dna-20200629/

📌@higgs_field

👍1


📌‌‌ساز ترمین


🔺 ترمین شبیه هیچ سازی نیست و شیوه نواختن ان هم منحصر به فرد است . این ساز بدون لمس شدن نواخته میشود صدا توسط دو نوسان ساز (اسیلاتور) مجزا بوجود میاید و هر دو سیگنال صوتی تولید می کنند . یکی از نوسان سازها در فرکانسی با طیفی بالاتر از حد شنوایی انسان عمل میکند و فرکانسهای نوسان ساز دیگر با ورود دست به میدان مغناطیسی تغییر میکند ٬ ضرباهنگ فرکانس که تفاوت میان فرکانسهای دو نوسان ساز است صدایی است که می شنویم ٬ زمانی که ترمین روشن میشود یک میدان مغناطبسی اطراف ساز را فرا میگیرد و زمانیکه دست نوازنده به این میدان وارد میشود تغیراتی در فرکانس و حجم صدا ایجاد میشود . دو آنتن از بدنه ترمین خارج شده اند که یکی کنترل کننده حجم و مقدار ان است و زمانیکه دست نوازنده به سمت آنتن عمودی حرکت میکند صدا بلندتر میشود و نزدیک کردن دست به آنتن افقی صدایی با حجم ملایم تر از ان شنیده می شود .از انجایی که هیچ تماس فیزیکی بین ساز و نوازنده وجود ندارد نواختن ترمین به مهارت بالا و گوش موسیقی عالی نیاز دارد.


📌@higgs_field

🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢ساز تِرمین - ساز تماما الکترونیک

🔺ترمین نه تنها شبیه هیچ‌سازی نیست، بلکه شیوه نواختن آن هم منحصر به فرد است. به این ترتیب که این ساز بدون لمس شدن نواخته می‌شود. صدا توسط دو نوسان ساز به وجود می‌آید که با هم به ارتعاش در می‌آیند.
🔻 یکی از نوسان سازها در فرکانسی با طیفی بالاتر از حد شنوایی انسان عمل می‌کند و فرکانسهای نوسان ساز دیگر با ورود دست به میدان مغناطیسی تغییر می‌کند. ضرباهنگ فرکانس که تفاوت میان فرکانسهای دو نوسان ساز است،صدایی است که می‌شنویم.

🔻زمانی که ترمین روشن می‌شود، یک میدان مغناطیسی اطراف ساز را فرا می‌گیرد و زمانی که دست نوازنده به این میدان وارد می‌شود، تغییراتی درفرکانس و حجم صدا ایجاد می‌شود. دو آنتن از بدنه ترمین خارج شده‌اندکه یکی کنترل‌کننده  بلندی و فرکانس صدا و دیگری کنترل‌کننده حجم و مقدار آن است.
🔻زمانی که دست نوازنده به سمت آنتن عمودی حرکت می‌کند، صدا بلندتر می‌شود و نزدیک کردن دست به آنتن افقی، صدایی با حجم ملایمتر از آن شنیده می‌شود. از آنجایی که هیچ تماس فیزیکی بین ساز و نوازنده وجود ندارد، نواختن ترمین به مهارت بالا و گوش و هوش موسیقی عالی نیاز دارد.

📌@higgs_field
📌 what is space time , really ?
Stephen wolfram
Chapter ¹¹

🔺جهان را به من نشان بده

اما اینها همه حدس و گمان است. و تا زمانی که واقعاً یک کاندیدای جدی برای جهان خود پیدا نکنیم، احتمالاً ارزش بحث در مورد این موارد را ندارد.
پس اکنون و در مجموع ، کجا هستیم؟

بیشتر چیزهایی که تاکنون بیان شد ، تقریباً در سال 1999 فهمیده بودم - چندین سال قبل از اینکه کتاب نوع جدید علم را تمام کنم. و اگرچه به جای فیزیک به زبان ساده توصیف شده بود، اما موفق شدم نکات برجسته آن را در فصل 9 کتاب پوشش دهم—با ارائه برخی از جزئیات فنی در یادداشت‌های پاورقی .

اما پس از اتمام کتاب در سال 2002، من دوباره شروع به کار روی مسئله فیزیک کردم. در زیرزمین خانه ام کامپیوتری داشتم که در جستجوی نظریه بنیادی فیزیک بود، و مرا سرگرم میکرد . اما در واقع برای محاسبات و پیش بینی قوانین و مدل های محتمل و خاص ، همچنین تلاش برای دیدن اینکه آیا رفتار آنها معیارهای خاصی را ارضا می کند یا خیر ، که این پاسخ می تواند آنها را به عنوان مدل های فیزیک قابل قبول کند ، بسیار کارآمد بود.

من در کاری که انجام می‌دادم کاملاً منظم بودم، از موارد ساده‌شده ثبت مشاهدات می نمودم ، سپس به‌طور سیستماتیک موارد واقع‌بینانه‌تر را مرور می‌کردم. مسائل فنی زیادی وجود داشت. مانند توانایی تجسم توالی بزرگ در حال تکامل از نمودارها ، یا اینکه بتوانیم به سرعت قوانین ظریفی را که نشان دهد مدلی نمیتواند جهان واقعی ما باشد ، تشخیص دهیم .
من معادل هزاران صفحه نتیجه جمع آوری کردم و به تدریج شروع کردم به درک دانش پایه در مورد آنچه که سیستم های مبتنی بر شبکه ها می توانند انجام دهند.

با این حال، به یک معنا، این همیشه فقط یک سرگرمی بود که در کنار «کار روزانه» من برای رهبری شرکت ما و توسعه فناوری آن انجام می‌شد. و یک "مشکل " دیگر وجود داشت. سال‌ها به مسئله دانش محاسباتی و ساخت موتور محاسباتی که بتواند آن را به طور جامع تجسم بخشد علاقه مند بودم. و در نتیجه در هنگام کار روی «نوع جدیدی از علم»، متقاعد شدم که ممکن است واقعاً امکان‌پذیر باشد.

تا سال 2005 مشخص بود که واقعاً ممکن است، و بنابراین تصمیم گرفتم خودم را وقف انجام آن کنم. نتیجه، Wolfram|Alpha بود. و هنگامی که Wolfram|Alpha راه‌اندازی شد، مشخص شد که می‌توان کارهای بیشتری انجام داد - و فکر می‌کنم که احتمالاً سازنده‌ترین دهه من در ساختن برج عظیمی از ایده‌ها و فناوری بوده است، که اکنون زبان ولفرم wolfram language آنرا را ممکن کرده ، یا خیلی بیشتر ..!

https://writings.stephenwolfram.com/2007/09/my-hobby-hunting-for-our-universe/

http://www.wolframscience.com/nksonline/chapter-9


📌@higgs_field
👍1
📌کار میدانی روی ماه

🔺این تصویر پانورامایی از محل فرود آپولو 17، دره توروس-لیترو، با هریسون "جک" اشمیت در سمت راست و ماه-گرد در مرکز تصویر است .

اعتبار: ناسا/دیوید هارلند‌‌


📌@higgs_field
'What oppresses me most... is the [financial] misfortune of my poor parents... I am nothing but a burden to my family. Really, it would have been better if I had never been born..'

«آنچه بیشتر مرا رنج می دهد... سیاه بختی [مالی] پدر و مادر بیچاره ام است... من جز سربار خانواده ام نیستم. واقعاً اگر هرگز به دنیا نمی آمدم بهتر بود..'

-Albert Einstein, letter to his sister Maja during his student days, 1898

-آلبرت انیشتین، نامه ای به خواهرش ماجا در دوران دانشجویی، 1898


Google books


📌@higgs_field
👍3
📌 کایرالیته chirality - دست سانی


چپ و راست دست به کایرالیته یک الکترون اشاره دارد. کایرالیتی راست دست به این معنی است که اسپین و تکانه الکترون در یک جهت قرار می گیرند. چپ دست به معنای مخالف جهت چرخش و تکانه است.
کایرالیته در فیزیک و شیمی حضور دارد و مربوط به تقارن آیینه ای است و در طبیعت در همه جا وجود دارد. مدل استاندارد فیزیک ذرات، کایرال است . به طوری که رفتار ذرات بنیادی چپ‌گرد و راست‌گرد (کوارک‌ها و لپتون‌ها) اساساً متفاوت است. یکی از پیامد‌های آن اختلال کایرال است. این اختلال عدم بقای غیرعادی جریان کایرال می‌باشد که نخستین بار توسط آدلر، بل و جک توضیح داده شده است .

اختلال کایرال توضیحی برای باریو‌ن‌زایی در جهان اولیه و کثرت ماده بر پاد‌ماده در جهان کنونی به وجود می‌آورد. یک مثال نوعی از مواد کایرال، کریستال مایع کلستریک است که از مولکول‌های کایرال، ذراتی که با تصویر آینه‌ای خود همانند نیستند، تشکیل شده است.
🆔 @phys_Q
🟣گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی



Chapter ¹ - https://t.me/phys_Q/5659

Chapter ² - https://t.me/phys_Q/5660

Chapter ³ - https://t.me/phys_Q/5661

Chapter ⁴ - https://t.me/phys_Q/5671

Chapter ⁵ - https://t.me/phys_Q/5672

Chapter ⁶ - https://t.me/phys_Q/5682

Chapter ⁷ - https://t.me/phys_Q/5686

Chapter ⁸ - https://t.me/phys_Q/5701

Chapter ⁹ - https://t.me/phys_Q/5702

Chapter ¹⁰ - https://t.me/phys_Q/5703

Final ¹¹ - https://t.me/phys_Q/5709

.

Chirality - https://t.me/phys_Q/5657

https://www.quantamagazine.org/a-new-map-of-the-standard-model-of-particle-physics-20201022/
📌‌‌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
قسمت نخست


🔺تمام طبیعت از تعداد انگشت شماری از اجزا - ذرات بنیادی - نشأت می گیرد که تنها به روش های مختلف با یکدیگر تعامل دارند. در دهه 1970، فیزیکدانان مجموعه ای از معادلات را برای توصیف این ذرات و برهمکنش هایشان ایجاد کردند. این معادلات با هم در یک تئوری مختصر شده اند که اکنون به عنوان مدل استاندارد فیزیک ذرات شناخته می شود.

✓ در مدل استاندارد چند قطعه پازل وجود ندارد.

• ذراتی که ماده تاریک را تشکیل می‌دهند.
• ذراتی که نیروی گرانش را منتقل می‌کنند .
• توضیحی برای جرم نوترینوها به وضوح وجود ندارند.

اما با این وجود مدل استاندارد نسبت به سایر تئوری های موجود ، توضیح دقیق تری را ارائه می دهد .
با این حال، برای چارچوبی که بهترین درک ما از نظم بنیادین طبیعت را در بر می گیرد، مدل استاندارد همچنان فاقد تجسم منسجم است. بیشتر تلاش‌ها یا خیلی ساده هستند ( تاکید بر سادگی محتوا دارند) ، یا ارتباطات مهم را نادیده می‌گیرند یا درهم و برهم و شلخته هستند.

رایج ترین تجسم را در نظر بگیرید که جدول تناوبی از ذرات را نشان می دهد:



این رویکرد( فوق) بینشی در مورد روابط بین ذرات ارائه نمی دهد. ذرات حامل نیرو (یعنی فوتون که نیروی الکترومغناطیسی را منتقل می کند، بوزون های W و Z که نیروی ضعیف را منتقل می کنند و گلوئون ها g که نیروی قوی را منتقل می کنند) در همان جایگاهی قرار می گیرند که ذرات ماده ( ساز) قرار دارند . علاوه بر این، ویژگی های کلیدی مانند "رنگ" حذف شده است .


🆔 @phys_Q
👍3
📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
قسمت دوم



🔺‌‌نمایش دیگری برای فیلم «تب ذرات» در سال ۲۰۱۳ ایجاد شد:

در حالی که این ترسیم به درستی بر مرکزیت بوزون هیگز تأکید می کند - به دلایلی که در زیر توضیح داده شده است: پایه و بیس مدل استاندارد - هیگز در کنار فوتون و گلوئون قرار می گیرد، حتی اگر در واقعیت هیگز روی آن ذرات تأثیری نداشته باشد. قرار گرفتن در ربع‌های دایره گمراه‌کننده هست - و به این معناست که فوتون فقط با ذراتی که کناری می‌کند برهمکنش می‌کند، که این‌طور نیست.

یک رویکرد جدید

کریس کویگ، فیزیکدان در آزمایشگاه ملی شتابدهنده فرمی در ایلینویز، دهه‌ها به این فکر می‌کرد که چگونه مدل استاندارد را در مدلی کارآ تر ترسیم کند، امیدوار است که یک نمایش گرافیکی قوی‌تر به آشنایی مردم با ذرات شناخته‌شده طبیعت کمک کند و آنها را به فکر کردن وادار کند. در مورد اینکه چگونه این ذرات ممکن است در یک چارچوب نظری بزرگتر و کامل تر قرار بگیرند.

در نمایش گرافیکی Quigg بیشتر نظم و ساختار زیربنایی مدل استاندارد را نشان می دهد. او طرح خود را نمایش «دوگانه سیمپلکس» می‌نامد، زیرا ذرات چپ و راست طبیعت هر کدام یک سیمپلکس را تشکیل می‌دهند ( به تعمیم مثلثی دقت کنید) . ما طرح Quigg را پذیرفته ایم و تغییرات بیشتری انجام داده ایم. اکنون دو سیمپلکس simplex را از ابتدا خواهیم ساخت .


🆔 @phys_Q
👍1
📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
قسمت سوم

‌‌کوارک ها در پایین

ذرات ماده در دو نوع اصلی لپتون ها Lepton و کوارک ها Quark وجود دارند. (توجه داشته باشید که برای هر نوع ذره ماده در طبیعت، یک ذره پادماده anti-matter نیز وجود دارد که جرم یکسانی دارد اما از هر جهت متضاد است. همانطور که دیگر تجسم‌های مدل استاندارد انجام داده‌اند، ما پادماده را حذف می‌کنیم، زیرا یک ماده متفاوت را تشکیل می‌دهد. اما در نهایت با سیمپلکس معکوس می توان آنرا تجسم بخشید .)

اکنون با کوارک‌ها شروع کنیم، به‌ویژه دو نوع کوارک که پروتون‌ها و نوترون‌های درون هسته‌های اتمی را تشکیل می‌دهند. اینها کوارک بالا، که دارای دو سوم ⅔ واحد بار الکتریکی است، و کوارک پایین، با بار الکتریکی ⅓- هستند.



کوارک های بالا و پایین بسته به جهت حرکتشان در جهت حرکت عقربه های ساعت یا خلاف جهت عقربه های ساعت می توانند "چپ دست left-handed" یا "راست دست right-handed " باشند.

🆔 @phys_Q
👍2
.


🔺'Philosophers of all ages have tried to find the secret of existence, the meaning of it all. Because, if they could find the real meaning of life.. we would march forward with great success.. Unfortunately all the answers are different..'

✓ فیلسوفان در تمام اعصار کوشیده اند راز هستی و همه‌ی معانی آن را دریابند ، زیرا یافتن معنایی واقعی برای زندگی ، موفقیتی بزرگ رو به جلو بود. متاسفانه همه [فیلسوفان] پاسخ های متفاوتی یافتند .

-Richard Feynman, Galileo Symposium 1964‌‌


🆔 @phys_Q
.


📌چرخشی جدید در داستان شکل گیری حیات
توسط امیلی سینگر

Chapter ¹ - https://t.me/phys_Q/5664

Chapter ² - https://t.me/phys_Q/5681

Chapter ³ - https://t.me/phys_Q/5723

Chapter ⁴ - https://t.me/phys_Q/5734

Reference - https://www.quantamagazine.org/chiral-key-found-to-origin-of-life-20141126/
👍1
‌‌📌چرخشی جدید در داستان شروع زندگی
توسط امیلی سینگر
قسمت نخست


تمام حیات روی زمین از مولکول هایی تشکیل شده است که در یک جهت می پیچند. تحقیقات جدید نشان می دهد که ممکن است همیشه اینطور نبوده باشد.‌‌
عدم تقارن تصویر آینه زندگی یکی از بزرگترین رازها در زیست شناسی است.

30 سال است که جرالد جویس در تلاش برای خلق زندگی بوده است. به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد در دهه 1980، وی مطالعه کرد که چگونه اولین مولکول های RNA - خویشاوندان شیمیایی DNA ، که هم می توانند اطلاعات ژنتیکی را ذخیره و هم انتقال دهند - که خود را از واحدهای ساده تر گرد آوری کرده اند ، فرآیندی که بسیاری از دانشمندان معتقدند به اولین موجودات زنده منجر شده است.

متاسفانه مشکلی وجود داشت. مولکول‌هایی که DNA و سایر اسیدهای نوکلئیک مانند RNA را می‌سازند، یک «دست سانی» ذاتی دارند. این مولکول‌ها می‌توانند به دو شکل تصویر آینه‌ای وجود داشته باشند، اما فقط نسخه راست دست در موجودات زنده یافت می‌شود. دست سان بودن یک عملکرد بنیادین در موجودات زنده ایفا می کند. بسیاری از واکنش‌های شیمیایی که سلول‌های ما را به حرکت در می‌آورند، فقط با مولکول‌هایی با دست سانی handness درست کار می‌کنند. اما بلوک‌های ابتدایی سازنده حیات پربیولوژیکی چنین ساختاری را از خود نشان ندادند. برخی چپ دست و برخی راست بودند. بنابراین چگونه RNA سمت راست از ترکیبی از مولکول ها پدید آمد؟

جویس توانست RNA را از بلوک های سازنده راست دست بسازد، همانطور که دیگران قبل از او انجام داده بودند. اما زمانی که مولکول های چپ دست را با تقلید از شرایط زمین اولیه اضافه کرد، همه چیز متوقف شد. جویس گفت: «مقاله ما می‌گوید اگر [هر دو] فرم را در یک مکان در یک زمان داشته باشید، حتی نمی‌توانید شروع کنید.
یافته‌های او که در سال 1984 در نیچر منتشر شد، نشان داد که برای ظهور حیات، ابتدا چیزی باید تقارن بین مولکول‌های چپ‌دست و راست‌دست را از بین ببرد، رویدادی که بیوشیمی‌دانان آن را «شکستن آینه breaking the mirror» می‌نامند. از آن زمان، دانشمندان تا حد زیادی جست و جوی خود را برای منشأ دستیابی به زندگی در دنیای پربیوتیک فیزیک و شیمی متمرکز کرده اند، نه زیست شناسی.‌‌

بسیاری از مولکول ها به شکل آینه ای هستند که به عنوان چپ دست و راست دست شناخته می شوند. یک فرآیند شیمیایی هر دو شکل یک مولکول معین را ایجاد می کند، اما در طی فرآیند بیولوژیکی فقط یکی تولید می شود .


🆔 @phys_Q


👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌Helicity, Chirality ¹

• هر ذره ماده (الکترون، کوارک و غیره) در حال چرخش spining است، یعنی هر ذره ماده matter particle دارای مقداری تکانه زاویه ای ذاتی است.
تذکر: spin یک ویژگی ذاتی مکانیکی کوانتومی در ذرات بنیادی است! و هیچ مفهوم کلاسیکی ندارد . با این وجود، به نظر می رسد که این یک تصویر کارتونی برای نمایش آنچه در حال وقوع است مفید باشد:

این ذره در حال اسپین ماست. فلش قرمز جهت اسپین (چرخش) ذره را نشان می دهد. فلش خاکستری جهت حرکت ذره را نشان می دهد. ( صورت روی ذره ترسیم شده تا نشان دهد که در حال چرخش spining است.)

فلش قرمز (نشان دهنده چرخش spin) و فلش خاکستری (نشان دهنده جهت حرکت) یک جهت یا یک دست بودن را مشخص می کند. ذره خاص بالا "راست دست right hand" است زیرا هم جهت با دست راست شما است: اگر انگشت شست شما در جهت فلش خاکستری باشد، انگشتان شما در جهت فلش قرمز قرار می گیرند. فیزیکدانان این «دست بودن» را مارپیچ بودن helicity یک ذره می نامند.

🆔 @phys_Q
👍2
.

🔺تلسکوپ هابل خیره به صورت فلکی Leo minor ، این تصویر را از کهکشان NGC 3344 را ثبت کرده است . کهکشان مارپیچی که تقریباً در فاصله 20 میلیون سال نوری از ما قرار دارد، تقریباً نصف کهکشان راه شیری ما است. ( قطر کهکشان راه شیری ¹⁰⁵٫⁷⁰⁰ سال نوری است )

By: hubble space telescope

🆔 @phys_Q
1👍1
.

🔺'A hundred times every day I remind myself that my inner and outer life depend on the labors of others.. I regard class differences as contrary to justice.. I also consider that plain living is good for everybody, physically and mentally'

✓ هر روز صد بار به خودم یادآوری می‌کنم که زندگی درونی و بیرونی من در گرو زحمات دیگران است. اختلاف طبقاتی را خلاف عدالت می‌دانم. همچنین فکر می‌کنم ساده زیستن برای همه خوب است، از نظر جسمی و روحی.

🔺Albert Einstein (The World As I See It)‌‌

- آلبرت انیشتین (جهانی که من می بینم)‌‌

🆔 @phys_Q
📌 what is space time , really ?
Stephen wolfram
Chapter ¹²

🔺فعالیت فیزیک محور یا غیر فیزیک؟

اما در طول دهه پیشین ، من کار فیزیکی نکرده ام. و وقتی اکنون به فایل های موجود در سیستم خود نگاه می کنم، تعداد زیادی یادداشت در مورد فیزیک را می بینم که همه آنها به خوبی با چیزهایی که من کشف کرده ام نظم یافته اند - و همه آنها از ابتدای سال 2005 رها شده و دست نخورده باقی مانده اند.

آیا باید به پروژه فیزیک برگردم؟ قطعا می خواهم. اگرچه کارهای بسیاری وجود دارد که می خواهم انجام بدهم . بیشتر عمرم را صرف کار روی پروژه های بسیار بزرگ کرده ام. و برای برنامه‌ریزی کاری که قرار است انجام دهم، سخت کار می‌کنم.

معمولاً دهه‌ها قبل از انجام واقعی پروژه‌ها شروع به فکر کردن به پروژه‌ها می‌کنم. گاهی اوقات از پروژه ای اجتناب می کنم زیرا فناوری محیطی یا زیرساخت انجام آن هنوز آماده نیست. اما زمانی که پروژه ای را آغاز می کنم، خود را متعهد می کنم که راهی برای موفقیت آن پیدا کنم، حتی اگر سال ها تلاش سخت برای انجام آن لازم باشد.

با این حال، یافتن نظریه بنیادی فیزیک، پروژه‌ای است که ماهیت متفاوتی نسبت به آنچه قبلا انجام داده‌ام ، دارد. به یک معنا تعریف آن از موفقیت بسیار سخت‌تر است: یا مشکل را حل می‌کند و نظریه را پیدا می‌کند، یا نمی‌کند. بله، می‌توان بسیاری از ویژگی‌های انتزاعی جالب نوع نظریه‌ای را که می‌سازد بررسی کرد (همانطور که نظریه ریسمان انجام داده است). و به احتمال زیاد چنین تحقیقاتی نتایج جالبی خواهد داشت.

اما بر خلاف ساخت یک چیپ فناوری، یا کاوش در یک حوزه علمی، تعریف چنین پروژه ای تحت کنترل یک نفر نیست. توسط جهان ما تعریف شده است. و ممکن است من در مورد نحوه عملکرد جهان اشتباه کنم. یا همچنین ممکن است حق با من باشد، اما مانعی عمیق از تقلیل ناپذیری محاسباتی وجود دارد .

همچنین ممکن است این موضوع نگران کننده باشد که چیزی را که فکر می‌کنیم جهان هستی باشد با واقعیت سازگار نباشد . در واقع من زیاد نگران این موضوع نیستم. من فکر می‌کنم سرنخ‌های کافی از فیزیک موجود - و همچنین از ناهنجاری‌های نسبت داده‌شده به چیزهایی مانند ماده تاریک - وجود دارد که اگر نظریه درستی را پیدا کنیم ، می‌توان به طور کاملاً قطعی اطمینان پیدا کرد. اگر کسی بتواند یک پیش‌بینی فوری انجام دهد که بتوان آن را تأیید کرد، قابل اتکا خواهد بود. اما زمانی که فرد تمام جرم های به ظاهر دلخواه ذرات و دیگر ویژگی های شناخته شده فیزیک را بازتولید کند، کاملاً مطمئن خواهد شد که نظریه درستی در دست دارد.
در طول این سال ها جالب بود که از دوستانم می پرسیدم که آیا باید روی فیزیک بنیادی کار کنم یا خیر. سه نوع پاسخ متفاوت دریافت می کردم :

اولین پاسخ :"تو باید این کار را انجام دهی!" آنها می‌گویند که این پروژه هیجان‌انگیزترین و مهم‌ترین چیزی است که می‌توان تصور کرد، و دلیل تاخیر مرا نمی دانند .

دسته دوم پاسخ ها : "چرا این کار را می کنی؟" سپس چیزی شبیه این می گویند: «چرا مشکل هوش مصنوعی یا ساختار مولکولی یا جاودانگی زیستی را حل نمی کنی یا حداقل یک شرکت غول پیکر چند میلیارد دلاری نمی سازی؟ چرا وقتی می توانی کاری عملی برای تغییر جهان انجام دهید، کاری انتزاعی و نظری انجام دهی؟

دسته سومی از پاسخ‌ها نیز وجود دارد که فکر می‌کنم بنا بر دانش من از تاریخ علم باید انتظار آن‌ها را داشته باشم. این نظر معمولاً از دوستان فیزیکدان است، و معمولاً ترکیبی از این جمله است: "وقت خود را برای کار روی آن تلف نکن!" و "لطفا روی آن کار نکن."

واقعیت این است که رویکرد فعلی به فیزیک بنیادی - از طریق نظریه میدان کوانتومی - نزدیک به 90 سال قدمت دارد. موفقیت های خود را داشته است، اما نظریه بنیادین فیزیک را برای ما به ارمغان نیاورده است. اما برای اکثر فیزیکدانان امروزی، رویکرد فعلی تقریباً تعریف فیزیک است. بنابراین وقتی آنها به چیزی که من روی آن کار کرده ام فکر می کنند، کاملاً عجیب به نظر می رسد - مثل اینکه واقعاً فیزیک نیست.

و برخی از دوستان نیز می گویند: "امیدوارم موفق نشوی، زیرا در این صورت تمام کارهایی که ما انجام داده ایم هدر می رود." خب، بله، مقداری کار هدر خواهد رفت. اما این ریسکی است که باید پذیرفت .

🆔 @phys_Q
‌‌📌Helicity, Chirality ²


🔺برای روشن شدن موضوع، می‌توانیم ذره یا کایرالیته راست دست را که در جهت مخالف ( چپ دست) حرکت می‌کند، ترسیم کنیم:‌‌ - تصویر الف


• توجه داشته باشید که جهت چرخش (فلش قرمز) نیز باید تغییر می کرد. می توانید در نظر که اگر انگشت شست خود را در جهت مخالف بگیرید، انگشتان شما نیز در جهت مخالف قرار می گیرند.

• بسیار خوب، اکنون می‌توانیم ذره‌ای را نیز تصور کنیم که چپ‌دست left-handed است (یا «مارپیچ چپ left helicity »). برای رفرنس در اینجا تصویری از یک ذره چپ دست است که در هر جهت حرکت می کند. برای کمک به تمایز بین چرخش های چپ و راست، به ذرات چپ دست یک فلش آبی داده ایم:‌‌ - تصویر ب
[تأیید کنید که این دو ذره با ذرات فلش قرمز متفاوت هستند!]‌‌

🔺فکت :توجه داشته باشید که اگر فقط جهت پیکان خاکستری را در نظر بگیرید ، در نهایت با یک ذره با چرخش مخالف عقربه های ساعت مواجه خواهید شد. مشابه تصویر معکوس فردی که در آینه به شما خیره شده، چپ دست است (اگر شما راست دست باشید)!

تا اینجا ما خودمان را به ذرات ماده (فرمیون ها) محدود کردیم . داستان مشابهی برای ذرات نیرو (بوزون‌های پیمانه ای gauge ) وجود دارد، اما یک پیچیدگی اضافی وجود دارد که سزاوار توجه ویژه است. بوزون هیگز یک مورد خاص دیگر است زیرا اسپین ندارد، اما این در واقع به داستان بوزون پیمانه ای مرتبط است.
وقتی مشخص می کنیم که نوع خاصی از فرمیون داریم، مثلا یک الکترون، به طور خودکار یک Left - helicity و یک right - helicity داریم .

🆔 @phys_Q


📌گراف متفاوتی از تمام ذرات و نیروها
ساختار پنهان گیتی
قسمت چهارم

🔺‌‌تبادلات ضعیف


• کوارک های بالا و پایین چپ دست Left handed می توانند از طریق برهمکنشی به نام نیروی ضعیف weak force به یکدیگر تبدیل شوند. این زمانی اتفاق می‌افتد که کوارک‌ها ذره‌ای به نام بوزون W ، یکی از حامل‌های نیروی ضعیف، با بار الکتریکی ۱+ یا ۱- را تبادل کنند. این برهمکنش های ضعیف با خط نارنجی نشان داده می شوند:



• عجیب است که هیچ بوزون W راست دستی در طبیعت وجود ندارد. این بدان معناست که کوارک های راست دست بالا right handed up quarks و پایین down نمی توانند بوزون های W را ساطع یا جذب کنند، بنابراین به یکدیگر تبدیل نمی شوند.‌‌


🆔 @phys_Q