کوانتوم مکانیک🕊
Photo
📌مکعب رازآلود سطح ماه در واقع یه سنگ بامزه شبیه خرگوش است
امیر نیکرو
🔺کاوشگر چین که در ماه گذشته یک مکعب عجیب را روی سطح ماه تشخیص داده بود اکنون با نزدیک شدن، چهرهی واقعی آن را تشخیص داده است.
ماه گذشته، سطحنورد «یوتو ۲» (Yutu 2) چین یکساختار مکعب-شکل مرموز را هنگام حرکت در دهانهی «فون کارمن» (Von Karman) ماه مشاهده کرد. خیلی زودّ مشاهدهی این جرم سروصدای زیادی به راه انداخت اما حالا این ماهنورد نگاه نزدیکتری به آن داشته است.
این جرم عجیب نخستین بار بار در ماه دسامبر (آذر) و طی مأموریت مریخنورد یوتو ۲ دیده شد. جرم مشاهده شده تقریبا ۸۰ متر دورتر و در افق شمالی قرار داشت. این کشف در وبلاگ روزانهی Our Space که به زبان چینی و توسط ادارهی ملی فضایی چین (CNSA) بهروز میشود، گزارش شده است.
پس از کشف این مکعب عجیب و درحالی که در حالت عادی رسیدن به آن دو تا سه ماه (دو تا سه روز قمری) زمان نیاز بود، آژانس فضایی چین اعلام کرد که برای تشخیص بهتر، با سرعت زیاد ۲۰۰ متر در ساعت، به سمت این جرم حرکت خواهد کرد. ماهنورد پس از یک پیمایش یک ماهه از نخستین نگاه به این کلبهی کوچک روی ماه موفق شد عکسهای نزدیکتری از آن ثبت کند و به زمین بفرستد.
سرانجام عکسهای نزدیکتر نشان داد که این جرم، خیلی هم هیجانانگیز نیست و یک سنگ ساده است. این سنگ بسیار کوچکتر از چیزی است که از دور بهنظر میرسد و همچنین بسیار گردتر و زیباتر است و در واقع بسیار شبیه به یک خرگوش خمیده است که کنار چند هویج (البته سنگهای کوچکتر) نشسته است.
«پل برن» (Paul Byrne) استاد علوم زمین و سیارهشناس دانشگاه واشنگتن گفت: «این ساختار، طبق تعریف، یک تخته سنگ است. چیزی به نام مقیاس اودن-ونتورت (Udden–Wentworth) بهعنوان تعریفی از تخته سنگ وجود دارد که بیان میکند تخته سنگ، قطعهای از سنگ با قطر بیش از ۲۵۶ میلیمتر است. بنابراین فکر میکنم که این جرم روی ماه هم در همین محدوده قرار میگیرد.»
تیم یوتو ۲ اکنون با توجه به شباهت موجود، نام این سنگ «خرگوش یشمی» (Jade Rabbit) یا همان «خرگوش ماه» گذاشتهاند. این نام مستعار از جهت دیگری هم مناسب است، زیرا یوتو هم به خرگوش یشمی ترجمه میشود.
خرگوش ماه به یک فولکلور آسیایی اشاره دارد که لکههای روی ماه را بهصورت خرگوشی تصور کردهاند که روی ماه زندگی میکند و مشغول آماده کردن اکسیر حیات است. این فولکلور در برخی فرهنگهای بومی قارهی آمریکا هم دیده شده است.
ماهنورد یوتو ۲ نخستین کاوشگر ماه است که سمت دور ماه را کاوش میکند. این سمت از ماه ناهموارتر و سختگذرتر از سمت نزدیک ماه است و دهانههای بیشتری نسبت به سمت رو به زمین ماه دارد. با فهرستبندی این خرگوش سنگی، یوتو ۲ اکنون به کاوش در دهانهی فون کارمن به عرض ۱۸۶ کیلومتر ادامه خواهد داد.
این کاوشگر از زمانی که فضاپیمای «چانگای ۴» (Chang’e 4) در ژانویهی ۲۰۱۹ آن را در سطح ماه قرار داد، مشغول کاوش منطقه است. ماهنورد یوتو خاک متخلخلی را که حداقل تا عمق ۴۰ متری از سطح ماه را تشکیل میدهد، کاوش کرده و مادهی ژل مانند به رنگ عجیبی را که در یکی از دهانهها یافت شده بود، بررسی کرده است. یک مطالعه در سال ۲۰۲۰ نشان داد که این سنگ ذوب شده مدتها پیش بر اثر برخورد شهابسنگ ایجاد شده است.
Credit: CNSA
✓ اصل خبر مبنی بر مشاهده مکعب رازآلود بر سطح ماه
https://interestingengineering.com/chinas-yutu-2-uncovers-the-reality-behind-mystery-hut-on-the-moon
https://www.livescience.com/moon-hut-rabbit-rock
📌@higgs_field
〰
امیر نیکرو
🔺کاوشگر چین که در ماه گذشته یک مکعب عجیب را روی سطح ماه تشخیص داده بود اکنون با نزدیک شدن، چهرهی واقعی آن را تشخیص داده است.
ماه گذشته، سطحنورد «یوتو ۲» (Yutu 2) چین یکساختار مکعب-شکل مرموز را هنگام حرکت در دهانهی «فون کارمن» (Von Karman) ماه مشاهده کرد. خیلی زودّ مشاهدهی این جرم سروصدای زیادی به راه انداخت اما حالا این ماهنورد نگاه نزدیکتری به آن داشته است.
این جرم عجیب نخستین بار بار در ماه دسامبر (آذر) و طی مأموریت مریخنورد یوتو ۲ دیده شد. جرم مشاهده شده تقریبا ۸۰ متر دورتر و در افق شمالی قرار داشت. این کشف در وبلاگ روزانهی Our Space که به زبان چینی و توسط ادارهی ملی فضایی چین (CNSA) بهروز میشود، گزارش شده است.
پس از کشف این مکعب عجیب و درحالی که در حالت عادی رسیدن به آن دو تا سه ماه (دو تا سه روز قمری) زمان نیاز بود، آژانس فضایی چین اعلام کرد که برای تشخیص بهتر، با سرعت زیاد ۲۰۰ متر در ساعت، به سمت این جرم حرکت خواهد کرد. ماهنورد پس از یک پیمایش یک ماهه از نخستین نگاه به این کلبهی کوچک روی ماه موفق شد عکسهای نزدیکتری از آن ثبت کند و به زمین بفرستد.
سرانجام عکسهای نزدیکتر نشان داد که این جرم، خیلی هم هیجانانگیز نیست و یک سنگ ساده است. این سنگ بسیار کوچکتر از چیزی است که از دور بهنظر میرسد و همچنین بسیار گردتر و زیباتر است و در واقع بسیار شبیه به یک خرگوش خمیده است که کنار چند هویج (البته سنگهای کوچکتر) نشسته است.
«پل برن» (Paul Byrne) استاد علوم زمین و سیارهشناس دانشگاه واشنگتن گفت: «این ساختار، طبق تعریف، یک تخته سنگ است. چیزی به نام مقیاس اودن-ونتورت (Udden–Wentworth) بهعنوان تعریفی از تخته سنگ وجود دارد که بیان میکند تخته سنگ، قطعهای از سنگ با قطر بیش از ۲۵۶ میلیمتر است. بنابراین فکر میکنم که این جرم روی ماه هم در همین محدوده قرار میگیرد.»
تیم یوتو ۲ اکنون با توجه به شباهت موجود، نام این سنگ «خرگوش یشمی» (Jade Rabbit) یا همان «خرگوش ماه» گذاشتهاند. این نام مستعار از جهت دیگری هم مناسب است، زیرا یوتو هم به خرگوش یشمی ترجمه میشود.
خرگوش ماه به یک فولکلور آسیایی اشاره دارد که لکههای روی ماه را بهصورت خرگوشی تصور کردهاند که روی ماه زندگی میکند و مشغول آماده کردن اکسیر حیات است. این فولکلور در برخی فرهنگهای بومی قارهی آمریکا هم دیده شده است.
ماهنورد یوتو ۲ نخستین کاوشگر ماه است که سمت دور ماه را کاوش میکند. این سمت از ماه ناهموارتر و سختگذرتر از سمت نزدیک ماه است و دهانههای بیشتری نسبت به سمت رو به زمین ماه دارد. با فهرستبندی این خرگوش سنگی، یوتو ۲ اکنون به کاوش در دهانهی فون کارمن به عرض ۱۸۶ کیلومتر ادامه خواهد داد.
این کاوشگر از زمانی که فضاپیمای «چانگای ۴» (Chang’e 4) در ژانویهی ۲۰۱۹ آن را در سطح ماه قرار داد، مشغول کاوش منطقه است. ماهنورد یوتو خاک متخلخلی را که حداقل تا عمق ۴۰ متری از سطح ماه را تشکیل میدهد، کاوش کرده و مادهی ژل مانند به رنگ عجیبی را که در یکی از دهانهها یافت شده بود، بررسی کرده است. یک مطالعه در سال ۲۰۲۰ نشان داد که این سنگ ذوب شده مدتها پیش بر اثر برخورد شهابسنگ ایجاد شده است.
Credit: CNSA
✓ اصل خبر مبنی بر مشاهده مکعب رازآلود بر سطح ماه
https://interestingengineering.com/chinas-yutu-2-uncovers-the-reality-behind-mystery-hut-on-the-moon
https://www.livescience.com/moon-hut-rabbit-rock
📌@higgs_field
〰
Telegram
کوانتوم مکانیک
❤1👍1
Forwarded from فلسفه علم امیرکبیر
🔴 مقاله دکتر حسن امیریآرا، استاد فلسفه فیزیک دانشگاه امیرکبیر و عضو هیأت علمی انجمن حکمت و فلسفه، با عنوان " On the possibility of non eternalism without absolute simultaneity" در نشریه معتبر سنتز (Synthese) به چاپ رسید.
💥 با تبریک صمیمانه این موفقیت، برای ایشان آرزوی توفیق روزافزون داریم.
🔗 لینک مقاله:
https://link.springer.com/article/10.1007%2Fs11229-021-03050-6
#مقاله
---
@PhilSciAUT
💥 با تبریک صمیمانه این موفقیت، برای ایشان آرزوی توفیق روزافزون داریم.
🔗 لینک مقاله:
https://link.springer.com/article/10.1007%2Fs11229-021-03050-6
#مقاله
---
@PhilSciAUT
SpringerLink
On the possibility of non-eternalism without absolute simultaneity
Synthese - It has been argued that the standard formulation of the Special Theory of Relativity (hereafter STR) is not only incompatible with presentism, but also strongly indicates the truth of...
📌 what is space time , really ?
Stephen wolfram
Chapter ¹⁰
🔺در جستجوی گیتی (یونیورس)
بسیار خوب، بنابراین می توان تصور کرد که برخی از مدل های مبتنی بر شبکه می توانند چیزهایی را از فیزیک فعلی بازتولید کنند. چگونه می توانیم چنین مدلی را پیدا کنیم که در واقع جهان دقیق ما را بازتولید کند؟
غریزه سنتی ، آغاز از فیزیک فعلی و تلاش برای معکوس کردن قوانینی است که می تواند آن را بازتولید کند. اما آیا این تنها راه است؟ در مورد این که تازه شروع به برشمردن قوانین ممکن کنیم، و ببینیم که آیا هر یک از آنها با جهان ما مطابق هستند، یا خیر ؟
قبل از مطالعه جهان محاسباتیِ برنامه های ساده computational universe of simple programs، تصور میکردم که این کار احمقانه است: هیچ راهی وجود ندارد که قوانین جهان ما به اندازه کافی ساده باشند که بتوان با این نوع از محاسبه ، پیدا کرد. اما پس از دیدن آنچه در جهان محاسباتی وجود دارد - و دیدن نمونههای دیگری که در آن چیزهای شگفتانگیزی فقط با جستجو پیدا شد - نظرم تغییر کرد.
در نتیجه چه اتفاقی میافتد اگر کسی واقعاً چنین جستجویی را آغاز کند؟ در اینجا انواع متعددی از شبکههایی است که افراد پس از مراحل اندکی با استفاده از همه قوانین بنیادین ممکن از نوع بسیار ساده به دست میآورند:
✓ تصویر
برخی از این شبکه ها به وضوح جهان ما نیستند. آنها فقط پس از چند مرحله منجمد می شوند و زمان به طور موثر متوقف می شود. یا ساختاری بسیار ساده برای فضا دارند. یا دارای تعداد نامحدودی ابعاد موثر هستند. یا آسیب شناسی های دیگر.
اما نکته مهیج این است که انسان به سرعت قوانینی را پیدا می کند که به وضوح متعلق به جهان ما نیستند. گفتن اینکه آیا آنها واقعاً جهان ما هستند یا نه، موضوع دشواری است. زیرا حتی اگر مراحل زیادی را شبیهسازی کند، تشخیص اینکه آیا رفتاری که نشان میدهند همان چیزی است که در لحظات اولیه جهانی که از قوانین فیزیک آنگونه که ما میشناسیم پیروی میکند، انتظار میرود یا خیر، میتواند بسیار دشوار باشد.
اگرچه ویژگی های دلگرم کننده زیادی وجود دارد. به عنوان مثال، این جهانها میتوانند از تعداد بینهایت ابعاد شروع شوند، سپس به تدریج در ابعاد محدود ثابت میشوند - که به طور بالقوه نیاز به تورم آشکار در جهان اولیه را از بین میبرد.
و در سطح بالاتر، شایان ذکر است که اگر مدلهای مورد استفاده به اندازه کافی ساده باشد، فاصله زیادی بین «مدلهای کناری » وجود دارد، در نتیجه مدل ما احتمالاً فیزیک شناخته شده را دقیقاً بازتولید میکند، یا فراتر از آن .
با این حال، در پایان، نه تنها قوانین ، بلکه بایست شرایط اولیه جهان را نیز بازتولید کرد. اما اگر شخصی مدل خاصی در نظر داشته باشد ، تکامل دقیق جهان را بخوبی خواهد دانست . آیا این بدان معناست که فرد میتواند فوراً همه چیز را در مورد جهان کشف کند؟
قطعا نه. به دلیل پدیدهای که من آن را «تقلیلناپذیری محاسباتی» مینامم - و به این معناست که حتی اگر فرد قانون و شرایط اولیه یک سیستم را بداند، همچنان به محاسبات گسترده و تقلیل ناپذیری برای ردیابی در هر مرحله از رفتار سیستم نیاز دارد .
با این حال، این احتمال وجود دارد که بتوان یک قانون ساده - و شرط اولیه - پیدا کرد که میتوان آن را نگه داشت و گفت: "این جهان ماست!" و جهان خود را در مدل جهان های محاسباتی در بین همه جهان های ممکن پیدا کنیم .
البته این روز هیجان انگیزی برای علم خواهد بود.
اما سؤالات فراوان دیگری را ایجاد خواهد کرد. مانند: چرا این قانون ؟، و قانون دیگر نه؟ و چرا جهان خاص ما باید قانونی داشته باشد که به اندازه کافی در فهرست همه جهانهای محتمل ما ظاهر شود که واقعاً بتوانیم آن را فقط با محاسبه پیدا کنیم؟
ممکن است کسی فکر کند که این فقط چیزی است که ما در این جهان هستیم، و باعث میشود که محاسباتی را انتخاب کنیم که باعث میشود اولویت داشته باشد . اما حدس کنونی من این است که چیز بسیار عجیبتری در راه است ، مانند اینکه در مورد ناظران یک جهان، گروه بزرگی از قوانین پیچیده در جهان های محتمل در واقع معادل یکدیگر هستند، و میتوان هر یک از آنها را انتخاب کرد و نتایج دقیقاً یکسان، فقط به روشی متفاوت بدست آورد .
📌@higgs_field
〰
Stephen wolfram
Chapter ¹⁰
🔺در جستجوی گیتی (یونیورس)
بسیار خوب، بنابراین می توان تصور کرد که برخی از مدل های مبتنی بر شبکه می توانند چیزهایی را از فیزیک فعلی بازتولید کنند. چگونه می توانیم چنین مدلی را پیدا کنیم که در واقع جهان دقیق ما را بازتولید کند؟
غریزه سنتی ، آغاز از فیزیک فعلی و تلاش برای معکوس کردن قوانینی است که می تواند آن را بازتولید کند. اما آیا این تنها راه است؟ در مورد این که تازه شروع به برشمردن قوانین ممکن کنیم، و ببینیم که آیا هر یک از آنها با جهان ما مطابق هستند، یا خیر ؟
قبل از مطالعه جهان محاسباتیِ برنامه های ساده computational universe of simple programs، تصور میکردم که این کار احمقانه است: هیچ راهی وجود ندارد که قوانین جهان ما به اندازه کافی ساده باشند که بتوان با این نوع از محاسبه ، پیدا کرد. اما پس از دیدن آنچه در جهان محاسباتی وجود دارد - و دیدن نمونههای دیگری که در آن چیزهای شگفتانگیزی فقط با جستجو پیدا شد - نظرم تغییر کرد.
در نتیجه چه اتفاقی میافتد اگر کسی واقعاً چنین جستجویی را آغاز کند؟ در اینجا انواع متعددی از شبکههایی است که افراد پس از مراحل اندکی با استفاده از همه قوانین بنیادین ممکن از نوع بسیار ساده به دست میآورند:
✓ تصویر
برخی از این شبکه ها به وضوح جهان ما نیستند. آنها فقط پس از چند مرحله منجمد می شوند و زمان به طور موثر متوقف می شود. یا ساختاری بسیار ساده برای فضا دارند. یا دارای تعداد نامحدودی ابعاد موثر هستند. یا آسیب شناسی های دیگر.
اما نکته مهیج این است که انسان به سرعت قوانینی را پیدا می کند که به وضوح متعلق به جهان ما نیستند. گفتن اینکه آیا آنها واقعاً جهان ما هستند یا نه، موضوع دشواری است. زیرا حتی اگر مراحل زیادی را شبیهسازی کند، تشخیص اینکه آیا رفتاری که نشان میدهند همان چیزی است که در لحظات اولیه جهانی که از قوانین فیزیک آنگونه که ما میشناسیم پیروی میکند، انتظار میرود یا خیر، میتواند بسیار دشوار باشد.
اگرچه ویژگی های دلگرم کننده زیادی وجود دارد. به عنوان مثال، این جهانها میتوانند از تعداد بینهایت ابعاد شروع شوند، سپس به تدریج در ابعاد محدود ثابت میشوند - که به طور بالقوه نیاز به تورم آشکار در جهان اولیه را از بین میبرد.
و در سطح بالاتر، شایان ذکر است که اگر مدلهای مورد استفاده به اندازه کافی ساده باشد، فاصله زیادی بین «مدلهای کناری » وجود دارد، در نتیجه مدل ما احتمالاً فیزیک شناخته شده را دقیقاً بازتولید میکند، یا فراتر از آن .
با این حال، در پایان، نه تنها قوانین ، بلکه بایست شرایط اولیه جهان را نیز بازتولید کرد. اما اگر شخصی مدل خاصی در نظر داشته باشد ، تکامل دقیق جهان را بخوبی خواهد دانست . آیا این بدان معناست که فرد میتواند فوراً همه چیز را در مورد جهان کشف کند؟
قطعا نه. به دلیل پدیدهای که من آن را «تقلیلناپذیری محاسباتی» مینامم - و به این معناست که حتی اگر فرد قانون و شرایط اولیه یک سیستم را بداند، همچنان به محاسبات گسترده و تقلیل ناپذیری برای ردیابی در هر مرحله از رفتار سیستم نیاز دارد .
با این حال، این احتمال وجود دارد که بتوان یک قانون ساده - و شرط اولیه - پیدا کرد که میتوان آن را نگه داشت و گفت: "این جهان ماست!" و جهان خود را در مدل جهان های محاسباتی در بین همه جهان های ممکن پیدا کنیم .
البته این روز هیجان انگیزی برای علم خواهد بود.
اما سؤالات فراوان دیگری را ایجاد خواهد کرد. مانند: چرا این قانون ؟، و قانون دیگر نه؟ و چرا جهان خاص ما باید قانونی داشته باشد که به اندازه کافی در فهرست همه جهانهای محتمل ما ظاهر شود که واقعاً بتوانیم آن را فقط با محاسبه پیدا کنیم؟
ممکن است کسی فکر کند که این فقط چیزی است که ما در این جهان هستیم، و باعث میشود که محاسباتی را انتخاب کنیم که باعث میشود اولویت داشته باشد . اما حدس کنونی من این است که چیز بسیار عجیبتری در راه است ، مانند اینکه در مورد ناظران یک جهان، گروه بزرگی از قوانین پیچیده در جهان های محتمل در واقع معادل یکدیگر هستند، و میتوان هر یک از آنها را انتخاب کرد و نتایج دقیقاً یکسان، فقط به روشی متفاوت بدست آورد .
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
👍2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
.
📌On Fundamentals of a Moving Particle in Space
¹ → https://t.me/higgs_field/5017
² → https://t.me/higgs_field/5040
³ → https://t.me/higgs_field/5047
⁴ → https://t.me/higgs_field/5066
⁵ → https://t.me/higgs_field/5073
⁶ → https://t.me/higgs_field/5079
⁷ → https://t.me/higgs_field/5111
⁸ → https://t.me/higgs_field/5119
⁹ → https://t.me/higgs_field/5129
¹⁰ → https://t.me/higgs_field/5140
¹¹ → https://t.me/higgs_field/5143
¹² → https://t.me/higgs_field/5160
¹³ → https://t.me/higgs_field/5166
¹⁴ → https://t.me/higgs_field/5176
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
پیوست ۱
https://t.me/higgs_field/5120
پیوست ۲
https://t.me/higgs_field/5121
*پیشنهاد مطالعه دقیق
📌On Fundamentals of a Moving Particle in Space
¹ → https://t.me/higgs_field/5017
² → https://t.me/higgs_field/5040
³ → https://t.me/higgs_field/5047
⁴ → https://t.me/higgs_field/5066
⁵ → https://t.me/higgs_field/5073
⁶ → https://t.me/higgs_field/5079
⁷ → https://t.me/higgs_field/5111
⁸ → https://t.me/higgs_field/5119
⁹ → https://t.me/higgs_field/5129
¹⁰ → https://t.me/higgs_field/5140
¹¹ → https://t.me/higgs_field/5143
¹² → https://t.me/higgs_field/5160
¹³ → https://t.me/higgs_field/5166
¹⁴ → https://t.me/higgs_field/5176
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
پیوست ۱
https://t.me/higgs_field/5120
پیوست ۲
https://t.me/higgs_field/5121
*پیشنهاد مطالعه دقیق
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺تپه های شنی مریخ
واقعا دیدن سطح سیارات دیگر ، محشرترین اتفاقی هست که میتوان مشاهده کرد . جریان باد در اتمسفر رقیق مریخ و حمل ذرات شن و ماسه و تشکیل تپه های شنی در جهانی دیگر ، قوانین فیزیک است که یک پدیده را در دو سیاره رقم زده ، برای دیدن شکوه گیتی لازم نیست بدنبال خارق العاده ها باشید ، رخداد ها و اتفاقات ساده روزمره حاوی شگفتانگیز ترین ها هستند .
Credit: NASA/JPL-Caltech/MSSS
📌@higgs_field
🔺تپه های شنی مریخ
واقعا دیدن سطح سیارات دیگر ، محشرترین اتفاقی هست که میتوان مشاهده کرد . جریان باد در اتمسفر رقیق مریخ و حمل ذرات شن و ماسه و تشکیل تپه های شنی در جهانی دیگر ، قوانین فیزیک است که یک پدیده را در دو سیاره رقم زده ، برای دیدن شکوه گیتی لازم نیست بدنبال خارق العاده ها باشید ، رخداد ها و اتفاقات ساده روزمره حاوی شگفتانگیز ترین ها هستند .
Credit: NASA/JPL-Caltech/MSSS
📌@higgs_field
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
#فرافیزیک
🔺ویدئویی که صحنه ای از شکار گوزن را به تصویر کشیده اخیرا در رسانه های جهان وایرال شده ، من توضیح نمیدم ، خودتون ببینید .
📌@higgs_field
#فرافیزیک
🔺ویدئویی که صحنه ای از شکار گوزن را به تصویر کشیده اخیرا در رسانه های جهان وایرال شده ، من توضیح نمیدم ، خودتون ببینید .
📌@higgs_field
👍3🔥1
#خبر_علمی
امانوئل شارپنتیر، دانشمند ۵۱ ساله فرانسوی و جنیفر دودنا، دانشمند ۵۶ ساله آمریکایی
جایزه نوبل ۲۰۲۰ در رشته شیمی به دو دانشمند زن به دلیل تحقیقاتشان در مورد ویرایش ژنوم و ابداع روشی که به نام "قیچیهای ژنتیکی" شهرت دارد، تعلق گرفت. کمیته داوران نوبل گفتهاند این روش "تأثیری انقلابی" در علوم زیستی داشته است.
قیچی ژنتیکی یا فناوری کریسپر (CRISPR-Cas9 DNA) روشی است که از آن برای بریدن و جدا کردن یک ژن معیوب استفاده میشود. این تکنولوژی کمک میکند تا با حذف، اضافه یا جایگزین کردن بخشی از ژنوم، آن را ویرایش و اصلاح کرد.
مقاله آنها در ۲۰۱۴
The new frontier of genome engineering with CRISPR-Cas9
Jennifer A. Doudna.
Emmanuelle Charpentier
📌@higgs_field & @farazted
امانوئل شارپنتیر، دانشمند ۵۱ ساله فرانسوی و جنیفر دودنا، دانشمند ۵۶ ساله آمریکایی
جایزه نوبل ۲۰۲۰ در رشته شیمی به دو دانشمند زن به دلیل تحقیقاتشان در مورد ویرایش ژنوم و ابداع روشی که به نام "قیچیهای ژنتیکی" شهرت دارد، تعلق گرفت. کمیته داوران نوبل گفتهاند این روش "تأثیری انقلابی" در علوم زیستی داشته است.
قیچی ژنتیکی یا فناوری کریسپر (CRISPR-Cas9 DNA) روشی است که از آن برای بریدن و جدا کردن یک ژن معیوب استفاده میشود. این تکنولوژی کمک میکند تا با حذف، اضافه یا جایگزین کردن بخشی از ژنوم، آن را ویرایش و اصلاح کرد.
مقاله آنها در ۲۰۱۴
The new frontier of genome engineering with CRISPR-Cas9
Jennifer A. Doudna.
Emmanuelle Charpentier
📌@higgs_field & @farazted
👍5
doudna2014.pdf
1.4 MB
#پیوست مقاله دو برنده نوبل شیمی
معرفی کریسپر در ۲۰۱۴
The new frontier of genome engineering with CRISPR-Cas9 2014
Jennifer A. Doudna.
Emmanuelle Charpentier
http://science.sciencemag.org/content/346/6213/1258096.abstract
📌@higgs_field
معرفی کریسپر در ۲۰۱۴
The new frontier of genome engineering with CRISPR-Cas9 2014
Jennifer A. Doudna.
Emmanuelle Charpentier
http://science.sciencemag.org/content/346/6213/1258096.abstract
📌@higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#اخبار_علمی
اولین پیوند قلب خوک به انسان
قلب با روش کریسپر ویرایش ژنتیکی شده بود.
گفتوگو با دکتر کیارش آرامش
دیو بنت، ۵۷ ساله از مریلند، پذیرفت که اولین کسی باشد که این جراحی آزمایشی را انجام دهد و هم اکنون با قلب خوکی در سینهاش زندگی کرده و در سلامت کامل است.
isna.ir/amp/1400102115307/
📌@higgs_field
اولین پیوند قلب خوک به انسان
قلب با روش کریسپر ویرایش ژنتیکی شده بود.
گفتوگو با دکتر کیارش آرامش
دیو بنت، ۵۷ ساله از مریلند، پذیرفت که اولین کسی باشد که این جراحی آزمایشی را انجام دهد و هم اکنون با قلب خوکی در سینهاش زندگی کرده و در سلامت کامل است.
isna.ir/amp/1400102115307/
📌@higgs_field
👍1
💢کشف فسیل هزارپایی غول پیکر «به بزرگی یک خودرو» در بریتانیا
دانشمندان بهتازگی توانستهاند برای اولین بار، فسیل هزارپاهای بسیار بزرگی را در شمال بریتانیا کشف کنند که جثهای به اندازه یک خودرو داشته و حدود ۳۲۶ میلیون سال پیش در دورۀ کربنیفر زندگی میکرده است.
بر اساس گزارش منتشر شده در مجله انجمن زمین شناسی، فسیل این هزارپای غول پیکر که «آرتروپلورا» نامیده میشود، در ساحل نورث امبرلند در حدود ۶۴ کیلومتری نیوکاسل کشف شده و این جانور، بزرگترین جانور از گروه بیمهرگان است که تا کنون کشف شده است.
به گفته دانشمندان دانشگاه کمبریج، قطعه فسیل یافت شده حدود ۷۵ سانتیمتر طول دارد و با مطالعه آن دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که احتمالا موجود اصلی حدود ۲.۷ متر طول و حدود ۵۰ کیلوگرم وزن داشته است.
به گفته دکتر نیل دیویس از دپارتمان علوم زمین کمبریج و نویسنده اصلی مقاله، این فسیل «کاملا تصادفی» کشف شده است.
او میافزاید: «پس از آنکه یک تخته سنگ بر اثر سقوط شکاف خورد، فسیلی که درون آن پنهان شده بود کاملا نمایان شد. در آن زمان یکی از دانشجویان پیشین ما در مقطع دکترا که به طور اتفاقی در آن منطقه قدم میزد، این فسیل را پیدا کرد.»
در دورۀ کربنیفر، بریتانیای کبیر در نزدیکی خط استوا قرار داشت و دارای آب و هوای گرمسیری بود. به همین دلیل بیمهرگان و دوزیستان اولیۀ بسیاری در پوشش گیاهی اطراف نهرها و رودخانههای آن زندگی میکردند.
این فسیل پس از کشف، سرانجام در ماه می سال ۲۰۱۸ میلادی پس از کسب موافقت صاحب ملک و مقامات مربوطه، استخراج و برای انجام تحقیقات لازم به کمبریج منتقل شد.
دکتر دیویس میگوید: «این یک کشف فوقالعاده هیجانانگیز بود. پیدا کردن فسیل هزارپاهای غولپیکر اتفاق نادری است، زیرا بدنشان پس از مرگ از هم جدا میشود. احتمالاً این فسیل، بخشی از پوست این جانور است که حیوان هنگام رشد و در جریان پوستاندازی آن را رها کرده است. ما هنوز سر فسیلشدۀ این جانور را پیدا نکردهایم، بنابراین در حال حاضر اطلاعات زیادی دربارۀ آنها نداریم.»
هنوز دلیل عظیمالجثه بودن این جانوران روشن نیست اما دانشمندان گمان میبرند که نوع غذاهایی که آنها میخوردند، در رشد زیادشان نقش مهمی داشته است.
دکتر نیل دیویس میگوید: «نمیتوانیم به طور قطع بگوییم که آنها چه میخورند، در آن زمان دانهها و بذرهای مغذی بسیاری در پوشش گیاهی منطقه وجود داشته و احتمالا این هزارپاها شکارچیِ سایر بیمهرگان و حتی مهرهداران کوچک مانند دوزیستان نیز بودهاند.»
علت انقراض این جانوران نیز مشخص نیست اما کارشناسان احتمال میدهند که گرمایش زمین باعث شده که آب و هوا برای زنده ماندن آنها بسیار خشک شود و همزمان رقابت میان انواع خزندگان برای یافتن غذا بیشتر گردد؛ خزندگانی که خیلی زود بر همان زیستگاهها تسلط یافتهاند.
قرار است این فسیل در اوایل سال ۲۰۲۲ میلادی در موزه علوم زمین کمبریج به نمایش عمومی گذاشته شود.
📌@higgs_field
دانشمندان بهتازگی توانستهاند برای اولین بار، فسیل هزارپاهای بسیار بزرگی را در شمال بریتانیا کشف کنند که جثهای به اندازه یک خودرو داشته و حدود ۳۲۶ میلیون سال پیش در دورۀ کربنیفر زندگی میکرده است.
بر اساس گزارش منتشر شده در مجله انجمن زمین شناسی، فسیل این هزارپای غول پیکر که «آرتروپلورا» نامیده میشود، در ساحل نورث امبرلند در حدود ۶۴ کیلومتری نیوکاسل کشف شده و این جانور، بزرگترین جانور از گروه بیمهرگان است که تا کنون کشف شده است.
به گفته دانشمندان دانشگاه کمبریج، قطعه فسیل یافت شده حدود ۷۵ سانتیمتر طول دارد و با مطالعه آن دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که احتمالا موجود اصلی حدود ۲.۷ متر طول و حدود ۵۰ کیلوگرم وزن داشته است.
به گفته دکتر نیل دیویس از دپارتمان علوم زمین کمبریج و نویسنده اصلی مقاله، این فسیل «کاملا تصادفی» کشف شده است.
او میافزاید: «پس از آنکه یک تخته سنگ بر اثر سقوط شکاف خورد، فسیلی که درون آن پنهان شده بود کاملا نمایان شد. در آن زمان یکی از دانشجویان پیشین ما در مقطع دکترا که به طور اتفاقی در آن منطقه قدم میزد، این فسیل را پیدا کرد.»
در دورۀ کربنیفر، بریتانیای کبیر در نزدیکی خط استوا قرار داشت و دارای آب و هوای گرمسیری بود. به همین دلیل بیمهرگان و دوزیستان اولیۀ بسیاری در پوشش گیاهی اطراف نهرها و رودخانههای آن زندگی میکردند.
این فسیل پس از کشف، سرانجام در ماه می سال ۲۰۱۸ میلادی پس از کسب موافقت صاحب ملک و مقامات مربوطه، استخراج و برای انجام تحقیقات لازم به کمبریج منتقل شد.
دکتر دیویس میگوید: «این یک کشف فوقالعاده هیجانانگیز بود. پیدا کردن فسیل هزارپاهای غولپیکر اتفاق نادری است، زیرا بدنشان پس از مرگ از هم جدا میشود. احتمالاً این فسیل، بخشی از پوست این جانور است که حیوان هنگام رشد و در جریان پوستاندازی آن را رها کرده است. ما هنوز سر فسیلشدۀ این جانور را پیدا نکردهایم، بنابراین در حال حاضر اطلاعات زیادی دربارۀ آنها نداریم.»
هنوز دلیل عظیمالجثه بودن این جانوران روشن نیست اما دانشمندان گمان میبرند که نوع غذاهایی که آنها میخوردند، در رشد زیادشان نقش مهمی داشته است.
دکتر نیل دیویس میگوید: «نمیتوانیم به طور قطع بگوییم که آنها چه میخورند، در آن زمان دانهها و بذرهای مغذی بسیاری در پوشش گیاهی منطقه وجود داشته و احتمالا این هزارپاها شکارچیِ سایر بیمهرگان و حتی مهرهداران کوچک مانند دوزیستان نیز بودهاند.»
علت انقراض این جانوران نیز مشخص نیست اما کارشناسان احتمال میدهند که گرمایش زمین باعث شده که آب و هوا برای زنده ماندن آنها بسیار خشک شود و همزمان رقابت میان انواع خزندگان برای یافتن غذا بیشتر گردد؛ خزندگانی که خیلی زود بر همان زیستگاهها تسلط یافتهاند.
قرار است این فسیل در اوایل سال ۲۰۲۲ میلادی در موزه علوم زمین کمبریج به نمایش عمومی گذاشته شود.
📌@higgs_field
Telegram
📎
〰
🔺Nature seems to favor “right-handed” genetic helical structures. Recent research from astrophysicists suggests that the phenomenon is no accident.
✓ به نظر می رسد طبیعت علاقمند به ساختارهای مارپیچ ژنتیکی "راست دست" است . تحقیقات اخیر اخترفیزیکدانان نشان می دهد که این پدیده تصادفی نیست.
https://www.quantamagazine.org/cosmic-rays-may-explain-lifes-bias-for-right-handed-dna-20200629/
📌@higgs_field
〰
🔺Nature seems to favor “right-handed” genetic helical structures. Recent research from astrophysicists suggests that the phenomenon is no accident.
✓ به نظر می رسد طبیعت علاقمند به ساختارهای مارپیچ ژنتیکی "راست دست" است . تحقیقات اخیر اخترفیزیکدانان نشان می دهد که این پدیده تصادفی نیست.
https://www.quantamagazine.org/cosmic-rays-may-explain-lifes-bias-for-right-handed-dna-20200629/
📌@higgs_field
〰
👍1
〰
📌ساز ترمین
🔺 ترمین شبیه هیچ سازی نیست و شیوه نواختن ان هم منحصر به فرد است . این ساز بدون لمس شدن نواخته میشود صدا توسط دو نوسان ساز (اسیلاتور) مجزا بوجود میاید و هر دو سیگنال صوتی تولید می کنند . یکی از نوسان سازها در فرکانسی با طیفی بالاتر از حد شنوایی انسان عمل میکند و فرکانسهای نوسان ساز دیگر با ورود دست به میدان مغناطیسی تغییر میکند ٬ ضرباهنگ فرکانس که تفاوت میان فرکانسهای دو نوسان ساز است صدایی است که می شنویم ٬ زمانی که ترمین روشن میشود یک میدان مغناطبسی اطراف ساز را فرا میگیرد و زمانیکه دست نوازنده به این میدان وارد میشود تغیراتی در فرکانس و حجم صدا ایجاد میشود . دو آنتن از بدنه ترمین خارج شده اند که یکی کنترل کننده حجم و مقدار ان است و زمانیکه دست نوازنده به سمت آنتن عمودی حرکت میکند صدا بلندتر میشود و نزدیک کردن دست به آنتن افقی صدایی با حجم ملایم تر از ان شنیده می شود .از انجایی که هیچ تماس فیزیکی بین ساز و نوازنده وجود ندارد نواختن ترمین به مهارت بالا و گوش موسیقی عالی نیاز دارد.
📌@higgs_field
〰
📌ساز ترمین
🔺 ترمین شبیه هیچ سازی نیست و شیوه نواختن ان هم منحصر به فرد است . این ساز بدون لمس شدن نواخته میشود صدا توسط دو نوسان ساز (اسیلاتور) مجزا بوجود میاید و هر دو سیگنال صوتی تولید می کنند . یکی از نوسان سازها در فرکانسی با طیفی بالاتر از حد شنوایی انسان عمل میکند و فرکانسهای نوسان ساز دیگر با ورود دست به میدان مغناطیسی تغییر میکند ٬ ضرباهنگ فرکانس که تفاوت میان فرکانسهای دو نوسان ساز است صدایی است که می شنویم ٬ زمانی که ترمین روشن میشود یک میدان مغناطبسی اطراف ساز را فرا میگیرد و زمانیکه دست نوازنده به این میدان وارد میشود تغیراتی در فرکانس و حجم صدا ایجاد میشود . دو آنتن از بدنه ترمین خارج شده اند که یکی کنترل کننده حجم و مقدار ان است و زمانیکه دست نوازنده به سمت آنتن عمودی حرکت میکند صدا بلندتر میشود و نزدیک کردن دست به آنتن افقی صدایی با حجم ملایم تر از ان شنیده می شود .از انجایی که هیچ تماس فیزیکی بین ساز و نوازنده وجود ندارد نواختن ترمین به مهارت بالا و گوش موسیقی عالی نیاز دارد.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢ساز تِرمین - ساز تماما الکترونیک
🔺ترمین نه تنها شبیه هیچسازی نیست، بلکه شیوه نواختن آن هم منحصر به فرد است. به این ترتیب که این ساز بدون لمس شدن نواخته میشود. صدا توسط دو نوسان ساز به وجود میآید که با هم به ارتعاش در میآیند.
🔻 یکی از نوسان سازها در فرکانسی با طیفی بالاتر از حد شنوایی انسان عمل میکند و فرکانسهای نوسان ساز دیگر با ورود دست به میدان مغناطیسی تغییر میکند. ضرباهنگ فرکانس که تفاوت میان فرکانسهای دو نوسان ساز است،صدایی است که میشنویم.
🔻زمانی که ترمین روشن میشود، یک میدان مغناطیسی اطراف ساز را فرا میگیرد و زمانی که دست نوازنده به این میدان وارد میشود، تغییراتی درفرکانس و حجم صدا ایجاد میشود. دو آنتن از بدنه ترمین خارج شدهاندکه یکی کنترلکننده بلندی و فرکانس صدا و دیگری کنترلکننده حجم و مقدار آن است.
🔻زمانی که دست نوازنده به سمت آنتن عمودی حرکت میکند، صدا بلندتر میشود و نزدیک کردن دست به آنتن افقی، صدایی با حجم ملایمتر از آن شنیده میشود. از آنجایی که هیچ تماس فیزیکی بین ساز و نوازنده وجود ندارد، نواختن ترمین به مهارت بالا و گوش و هوش موسیقی عالی نیاز دارد.
📌@higgs_field
🔺ترمین نه تنها شبیه هیچسازی نیست، بلکه شیوه نواختن آن هم منحصر به فرد است. به این ترتیب که این ساز بدون لمس شدن نواخته میشود. صدا توسط دو نوسان ساز به وجود میآید که با هم به ارتعاش در میآیند.
🔻 یکی از نوسان سازها در فرکانسی با طیفی بالاتر از حد شنوایی انسان عمل میکند و فرکانسهای نوسان ساز دیگر با ورود دست به میدان مغناطیسی تغییر میکند. ضرباهنگ فرکانس که تفاوت میان فرکانسهای دو نوسان ساز است،صدایی است که میشنویم.
🔻زمانی که ترمین روشن میشود، یک میدان مغناطیسی اطراف ساز را فرا میگیرد و زمانی که دست نوازنده به این میدان وارد میشود، تغییراتی درفرکانس و حجم صدا ایجاد میشود. دو آنتن از بدنه ترمین خارج شدهاندکه یکی کنترلکننده بلندی و فرکانس صدا و دیگری کنترلکننده حجم و مقدار آن است.
🔻زمانی که دست نوازنده به سمت آنتن عمودی حرکت میکند، صدا بلندتر میشود و نزدیک کردن دست به آنتن افقی، صدایی با حجم ملایمتر از آن شنیده میشود. از آنجایی که هیچ تماس فیزیکی بین ساز و نوازنده وجود ندارد، نواختن ترمین به مهارت بالا و گوش و هوش موسیقی عالی نیاز دارد.
📌@higgs_field
📌 what is space time , really ?
Stephen wolfram
Chapter ¹¹
🔺جهان را به من نشان بده
اما اینها همه حدس و گمان است. و تا زمانی که واقعاً یک کاندیدای جدی برای جهان خود پیدا نکنیم، احتمالاً ارزش بحث در مورد این موارد را ندارد.
پس اکنون و در مجموع ، کجا هستیم؟
بیشتر چیزهایی که تاکنون بیان شد ، تقریباً در سال 1999 فهمیده بودم - چندین سال قبل از اینکه کتاب نوع جدید علم را تمام کنم. و اگرچه به جای فیزیک به زبان ساده توصیف شده بود، اما موفق شدم نکات برجسته آن را در فصل 9 کتاب پوشش دهم—با ارائه برخی از جزئیات فنی در یادداشتهای پاورقی .
اما پس از اتمام کتاب در سال 2002، من دوباره شروع به کار روی مسئله فیزیک کردم. در زیرزمین خانه ام کامپیوتری داشتم که در جستجوی نظریه بنیادی فیزیک بود، و مرا سرگرم میکرد . اما در واقع برای محاسبات و پیش بینی قوانین و مدل های محتمل و خاص ، همچنین تلاش برای دیدن اینکه آیا رفتار آنها معیارهای خاصی را ارضا می کند یا خیر ، که این پاسخ می تواند آنها را به عنوان مدل های فیزیک قابل قبول کند ، بسیار کارآمد بود.
من در کاری که انجام میدادم کاملاً منظم بودم، از موارد سادهشده ثبت مشاهدات می نمودم ، سپس بهطور سیستماتیک موارد واقعبینانهتر را مرور میکردم. مسائل فنی زیادی وجود داشت. مانند توانایی تجسم توالی بزرگ در حال تکامل از نمودارها ، یا اینکه بتوانیم به سرعت قوانین ظریفی را که نشان دهد مدلی نمیتواند جهان واقعی ما باشد ، تشخیص دهیم .
من معادل هزاران صفحه نتیجه جمع آوری کردم و به تدریج شروع کردم به درک دانش پایه در مورد آنچه که سیستم های مبتنی بر شبکه ها می توانند انجام دهند.
با این حال، به یک معنا، این همیشه فقط یک سرگرمی بود که در کنار «کار روزانه» من برای رهبری شرکت ما و توسعه فناوری آن انجام میشد. و یک "مشکل " دیگر وجود داشت. سالها به مسئله دانش محاسباتی و ساخت موتور محاسباتی که بتواند آن را به طور جامع تجسم بخشد علاقه مند بودم. و در نتیجه در هنگام کار روی «نوع جدیدی از علم»، متقاعد شدم که ممکن است واقعاً امکانپذیر باشد.
تا سال 2005 مشخص بود که واقعاً ممکن است، و بنابراین تصمیم گرفتم خودم را وقف انجام آن کنم. نتیجه، Wolfram|Alpha بود. و هنگامی که Wolfram|Alpha راهاندازی شد، مشخص شد که میتوان کارهای بیشتری انجام داد - و فکر میکنم که احتمالاً سازندهترین دهه من در ساختن برج عظیمی از ایدهها و فناوری بوده است، که اکنون زبان ولفرم wolfram language آنرا را ممکن کرده ، یا خیلی بیشتر ..!
https://writings.stephenwolfram.com/2007/09/my-hobby-hunting-for-our-universe/
http://www.wolframscience.com/nksonline/chapter-9
📌@higgs_field
Stephen wolfram
Chapter ¹¹
🔺جهان را به من نشان بده
اما اینها همه حدس و گمان است. و تا زمانی که واقعاً یک کاندیدای جدی برای جهان خود پیدا نکنیم، احتمالاً ارزش بحث در مورد این موارد را ندارد.
پس اکنون و در مجموع ، کجا هستیم؟
بیشتر چیزهایی که تاکنون بیان شد ، تقریباً در سال 1999 فهمیده بودم - چندین سال قبل از اینکه کتاب نوع جدید علم را تمام کنم. و اگرچه به جای فیزیک به زبان ساده توصیف شده بود، اما موفق شدم نکات برجسته آن را در فصل 9 کتاب پوشش دهم—با ارائه برخی از جزئیات فنی در یادداشتهای پاورقی .
اما پس از اتمام کتاب در سال 2002، من دوباره شروع به کار روی مسئله فیزیک کردم. در زیرزمین خانه ام کامپیوتری داشتم که در جستجوی نظریه بنیادی فیزیک بود، و مرا سرگرم میکرد . اما در واقع برای محاسبات و پیش بینی قوانین و مدل های محتمل و خاص ، همچنین تلاش برای دیدن اینکه آیا رفتار آنها معیارهای خاصی را ارضا می کند یا خیر ، که این پاسخ می تواند آنها را به عنوان مدل های فیزیک قابل قبول کند ، بسیار کارآمد بود.
من در کاری که انجام میدادم کاملاً منظم بودم، از موارد سادهشده ثبت مشاهدات می نمودم ، سپس بهطور سیستماتیک موارد واقعبینانهتر را مرور میکردم. مسائل فنی زیادی وجود داشت. مانند توانایی تجسم توالی بزرگ در حال تکامل از نمودارها ، یا اینکه بتوانیم به سرعت قوانین ظریفی را که نشان دهد مدلی نمیتواند جهان واقعی ما باشد ، تشخیص دهیم .
من معادل هزاران صفحه نتیجه جمع آوری کردم و به تدریج شروع کردم به درک دانش پایه در مورد آنچه که سیستم های مبتنی بر شبکه ها می توانند انجام دهند.
با این حال، به یک معنا، این همیشه فقط یک سرگرمی بود که در کنار «کار روزانه» من برای رهبری شرکت ما و توسعه فناوری آن انجام میشد. و یک "مشکل " دیگر وجود داشت. سالها به مسئله دانش محاسباتی و ساخت موتور محاسباتی که بتواند آن را به طور جامع تجسم بخشد علاقه مند بودم. و در نتیجه در هنگام کار روی «نوع جدیدی از علم»، متقاعد شدم که ممکن است واقعاً امکانپذیر باشد.
تا سال 2005 مشخص بود که واقعاً ممکن است، و بنابراین تصمیم گرفتم خودم را وقف انجام آن کنم. نتیجه، Wolfram|Alpha بود. و هنگامی که Wolfram|Alpha راهاندازی شد، مشخص شد که میتوان کارهای بیشتری انجام داد - و فکر میکنم که احتمالاً سازندهترین دهه من در ساختن برج عظیمی از ایدهها و فناوری بوده است، که اکنون زبان ولفرم wolfram language آنرا را ممکن کرده ، یا خیلی بیشتر ..!
https://writings.stephenwolfram.com/2007/09/my-hobby-hunting-for-our-universe/
http://www.wolframscience.com/nksonline/chapter-9
📌@higgs_field
Wolfram
Wolfram Language: Programming Language + Built-In Knowledge
Symbolic programming language to express complex ideas in computational form. Efficiently develop powerful programs through Wolfram Notebooks or command-line access.
👍1