🔺حالت کوانتومی Quantum State
حالت کوانتومی که به اختصارحالت نیز نامیده میشود، یک سیستم بسته کوانتومی است. به بیان دیگر، حالت کوانتومی یک شیئ ریاضی است که تمامی ویژگیهای یک سیستم کوانتومی را در بردارد. عموماً حالت یک سیستم کوانتومی را با
| Ψ ⟩ (کت سای)
نمایش داده و بر طبق رابطه تکامل:
∑ | i ⟩ ⟨ i | = 1
که در آن
| i ⟩
بردارهای پایه فضای هیلبرت هستند، میتوان حالت سیستم را بر حسب بردارهای پایه به صورت زیر بسط داد:
Ψ = ∑ Ci | i ⟩
که در آن Ci ها برابرند با:
Ci = ⟨ i | Ψ ⟩
در فیزیک کوانتومی، حالت کوانتومی موجودی ریاضی است که توزیع احتمالی را برای نتایج هر اندازهگیری ممکن در یک سیستم ارائه میکند.
آگاهی از وضعیت کوانتومی همراه با قوانین تکامل سیستم طی زمان، تمام آنچه را که می توان در مورد رفتار سیستم پیش بینی کرد، بدست می دهد .
مخلوطی از حالات کوانتومی یک حالت کوانتومی جدید است. حالتهای کوانتومی را که نمیتوان به صورت ترکیبی از حالتهای دیگر نوشت، حالتهای کوانتومی خالص pure نامیده میشوند، در حالی که همه حالتهای دیگر حالتهای کوانتومی آمیخته mixed نامیده میشوند.
یک حالت کوانتومی خالص را میتوان در فضای هیلبرت با اعداد مختلط نشان داد، در حالی که حالتهای آمیخته با ماتریسهای چگالی نشان داده میشوند، با عملگرهای نیمهمعین مثبتی که روی فضاهای هیلبرت عمل میکنند.
حالت های خالص به عنوان بردارهای حالت یا توابع موج نیز شناخته می شوند، که اصطلاح دوم به ویژه زمانی که به عنوان توابع موقعیت یا تکانه نشان داده شوند کاربرد دارد.
به عنوان مثال، وقتی با طیف انرژی الکترون در اتم هیدروژن سروکار داریم، بردارهای حالت مربوطه با عدد کوانتومی اصلی n، عدد کوانتومی تکانه زاویه ای l، عدد کوانتومی مغناطیسی m و مولفهz اسپین شناسایی می شوند. برای مثال دیگر، اگر اسپین یک الکترون در هر جهتی اندازه گیری شود، به عنوان مثال. با آزمایش استرن-گرلاخ، دو نتیجه ممکن وجود دارد: بالا up یا پایین down .
بنابراین فضای هیلبرت برای اسپین الکترون دو بعدی است و یک کیوبیت را تشکیل می دهد. یک حالت خالص در اینجا با یک بردار مختلط دو بعدی (α , β) با طول یک نمایش داده میشود. یعنی با
| α |² + | β |² = 1
جایی که | α | و | β | قدر مطلق α و β هستند. یک حالت آمیخته، در این مورد، ساختار یک ماتریس 2 × 2 را دارد که هرمیتی و نیمه معین مثبت است .
حالت پیچیده تری (در نماد bra-ket) با حالت منفرد داده شده است، که نمونه درهم تنیدگی کوانتومی است:
| Ψ ⟩ = 1/√2 (|↑↓⟩ - |↓↑⟩)
📌@higgs_field
〰
حالت کوانتومی که به اختصارحالت نیز نامیده میشود، یک سیستم بسته کوانتومی است. به بیان دیگر، حالت کوانتومی یک شیئ ریاضی است که تمامی ویژگیهای یک سیستم کوانتومی را در بردارد. عموماً حالت یک سیستم کوانتومی را با
| Ψ ⟩ (کت سای)
نمایش داده و بر طبق رابطه تکامل:
∑ | i ⟩ ⟨ i | = 1
که در آن
| i ⟩
بردارهای پایه فضای هیلبرت هستند، میتوان حالت سیستم را بر حسب بردارهای پایه به صورت زیر بسط داد:
Ψ = ∑ Ci | i ⟩
که در آن Ci ها برابرند با:
Ci = ⟨ i | Ψ ⟩
در فیزیک کوانتومی، حالت کوانتومی موجودی ریاضی است که توزیع احتمالی را برای نتایج هر اندازهگیری ممکن در یک سیستم ارائه میکند.
آگاهی از وضعیت کوانتومی همراه با قوانین تکامل سیستم طی زمان، تمام آنچه را که می توان در مورد رفتار سیستم پیش بینی کرد، بدست می دهد .
مخلوطی از حالات کوانتومی یک حالت کوانتومی جدید است. حالتهای کوانتومی را که نمیتوان به صورت ترکیبی از حالتهای دیگر نوشت، حالتهای کوانتومی خالص pure نامیده میشوند، در حالی که همه حالتهای دیگر حالتهای کوانتومی آمیخته mixed نامیده میشوند.
یک حالت کوانتومی خالص را میتوان در فضای هیلبرت با اعداد مختلط نشان داد، در حالی که حالتهای آمیخته با ماتریسهای چگالی نشان داده میشوند، با عملگرهای نیمهمعین مثبتی که روی فضاهای هیلبرت عمل میکنند.
حالت های خالص به عنوان بردارهای حالت یا توابع موج نیز شناخته می شوند، که اصطلاح دوم به ویژه زمانی که به عنوان توابع موقعیت یا تکانه نشان داده شوند کاربرد دارد.
به عنوان مثال، وقتی با طیف انرژی الکترون در اتم هیدروژن سروکار داریم، بردارهای حالت مربوطه با عدد کوانتومی اصلی n، عدد کوانتومی تکانه زاویه ای l، عدد کوانتومی مغناطیسی m و مولفهz اسپین شناسایی می شوند. برای مثال دیگر، اگر اسپین یک الکترون در هر جهتی اندازه گیری شود، به عنوان مثال. با آزمایش استرن-گرلاخ، دو نتیجه ممکن وجود دارد: بالا up یا پایین down .
بنابراین فضای هیلبرت برای اسپین الکترون دو بعدی است و یک کیوبیت را تشکیل می دهد. یک حالت خالص در اینجا با یک بردار مختلط دو بعدی (α , β) با طول یک نمایش داده میشود. یعنی با
| α |² + | β |² = 1
جایی که | α | و | β | قدر مطلق α و β هستند. یک حالت آمیخته، در این مورد، ساختار یک ماتریس 2 × 2 را دارد که هرمیتی و نیمه معین مثبت است .
حالت پیچیده تری (در نماد bra-ket) با حالت منفرد داده شده است، که نمونه درهم تنیدگی کوانتومی است:
| Ψ ⟩ = 1/√2 (|↑↓⟩ - |↓↑⟩)
📌@higgs_field
〰
👍2
🔺درهمتنیدگی کوانتومی Quantum entanglement
قسمت اول
• از میان همه چیزهای عجیب و غریبی که در دنیای کوانتومی رخ می دهد، هیچ کدام به اندازه درهم تنیدگی باعث رگ به رگ شدن مغز نمی شوند.
درهم تنیدگی دو یا چند ذره کوانتومی را به هم میتند و هویت فردی آنها را با یک کل در هم تنیده جایگزین می کند.
در فیزیک کوانتومی، اجسام می توانند چنان به طور جدانشدنی در هم تنیده شوند که دیگر منصفانه نیست که به آنها جداگانه فکر کنیم.
آنها هویت جمعی جدیدی را نشان می دهند که حتی اگر با فاصلههای زیادی از هم جدا شوند، این هویت میتواند پابرجا بماند. گفته میشود که دو یا چند آبجکت که به این روش کوانتومی خاص در هم آمیخته شدهاند ، در هم تنیده شدهاند - وضعیتی که در تجربه روزمره ما مشابهی ندارد.
اشیاء درهمتنیده پیوند عجیبی دارند: وقتی یکی از اعضای یک مجموعه درهمتنیده مورد پرسش قرار میگیرد (یعنی اندازهگیری میشود)، پاسخ آن همیشه با پاسخهای دیگر آبجکت های دیگر گروه ، آمیخته یا مرتبط است. دانشمندان ارتباط مشترک ذرات درهم تنیده را "درهم تنیدگی entanglement " می نامند.
همبستگی به تنهایی آنقدرها هم خاص نیست. نمونه های فراوانی از همبستگی در دنیای اطراف ما وجود دارد. به عنوان مثال، دانشجویانی در دانشگاه یکسان در طول سال تحصیلی مکانهای بسیار مرتبطی خواهند داشت—بعد از همه، بیشتر آنها زمان خود را در محوطه دانشگاه میگذرانند. بعید است که یک گروه تصادفی از افراد، بدون وابستگی به دانشگاه، در اطراف همان دانشگاه جمع شوند.
چیزی که اجسام درهم تنیده را متفاوت میکند این است که آنها همبستگیهای قویتری نسبت به دانشجویان با همبستگی زیاد و آمیختگی را نشان میدهند که خارج از قلمرو کوانتومی نمیتوانست وجود داشته باشد.
یک لحظه دو ذره نور را تصور کنید که دانشمندان به آنها فوتون می گویند. فوتون ها می توانند مقادیر مختلفی از انرژی را حمل کنند، که مطابق با رنگ های مختلف نوری است که چشم ما درک می کند. شما می توانید فوتون ها را به عنوان نقاط نوری در نظر بگیرید.
در مرحله بعد، ما تصور می کنیم که رنگ های دو فوتون در هم تنیده شده اند. در این مورد خاص، این درهم تنیدگی به یک قانون ساده خلاصه میشود: هر فوتون این شانس را دارد که آبی یا قرمز باشد، اما وقتی اندازهگیری شد، همیشه رنگهای متفاوتی دارند. اگر متوجه شویم که فوتون اول آبی است، بلافاصله متوجه می شویم که فوتون دوم قرمز است. و بالعکس.
درهم تنیدگی قاعده ای است که نحوه ارتباط اندازه گیری های یک عضو درگیر با اندازه گیری های عضو دیگر را کنترل می کند.
ما می توانیم این قانون را با یک آزمایش آزمایش کنیم. میتوانیم یک جفت درهمتنیده از دو فوتون آماده کنیم و یکی از آنها را اندازهگیری کنیم و یک نتیجه تصادفی آبی یا قرمز را ثبت کنیم. اگر رنگ فوتون دوم را بررسی کنیم، متوجه میشویم که همیشه رنگ دیگری است. این همبستگی کامل هر بار که آزمایش را اجرا می کنیم وجود دارد.
به دلیل نحوه عملکرد اندازهگیری کوانتومی، تا زمانی که اندازهگیری نکنیم، فوتونهای منفرد واقعاً رنگی ندارند. علاوه بر این، از آنجایی که فوتونها در هم تنیده هستند، موجودیتهای مجزایی نیستند، بلکه بخشهایی از یک کل کوانتومی واحد هستند. راهی برای توصیف کامل رنگ فوتون اول بدون در نظر گرفتن رنگ فوتون دوم وجود ندارد. پس از اندازه گیری، درهم تنیدگی از بین می رود و ما با دو فوتون باقی می مانیم که هر کدام رنگ مشخصی دارند.
درهم تنیدگی حداقل به دو دلیل به اسرار آمیز بودن شهرت دارد. اولین مورد عدم تعیین کوانتومی indeterminism است - این واقعیت که فوتون ها ، تا زمانی که آنها را اندازه گیری نکنیم رنگ های واضحی ندارند.
دوم این است که درهم تنیدگی می تواند در فواصل طولانی ادامه یابد. ما میتوانیم جفت فوتونهای درهم تنیده خود را به طرفهای مخالف کهکشان شلیک کنیم و فضانوردانی را برای اندازهگیری آنها بفرستیم. هنگامی که آنها نتایج را گزارش کردند، ما همان همبستگی را مشاهده خواهیم کرد که گویی فوتون ها دقیقاً در اینجا روی زمین بوده اند. این همبستگی ها با وجود اینکه هیچ راهی برای انتقال اطلاعات بین فوتون ها وجود ندارد، باقی می مانند.
این مفاهیم انیشتین را آزار میداد، او استدلال میکرد که فیزیک کوانتومی به عنوان یک نظریه باید ناقص باشد. او درهم تنیدگی را «عمل شبحآمیز از راه دور» نامید و به همراه تعدادی دیگر از فیزیکدانان، فکر کرد که ذرات باید اطلاعات اضافی - «متغیرهای پنهان» را حمل کنند که میتواند همبستگیها را توضیح دهد.
📌@higgs_field
〰
قسمت اول
• از میان همه چیزهای عجیب و غریبی که در دنیای کوانتومی رخ می دهد، هیچ کدام به اندازه درهم تنیدگی باعث رگ به رگ شدن مغز نمی شوند.
درهم تنیدگی دو یا چند ذره کوانتومی را به هم میتند و هویت فردی آنها را با یک کل در هم تنیده جایگزین می کند.
در فیزیک کوانتومی، اجسام می توانند چنان به طور جدانشدنی در هم تنیده شوند که دیگر منصفانه نیست که به آنها جداگانه فکر کنیم.
آنها هویت جمعی جدیدی را نشان می دهند که حتی اگر با فاصلههای زیادی از هم جدا شوند، این هویت میتواند پابرجا بماند. گفته میشود که دو یا چند آبجکت که به این روش کوانتومی خاص در هم آمیخته شدهاند ، در هم تنیده شدهاند - وضعیتی که در تجربه روزمره ما مشابهی ندارد.
اشیاء درهمتنیده پیوند عجیبی دارند: وقتی یکی از اعضای یک مجموعه درهمتنیده مورد پرسش قرار میگیرد (یعنی اندازهگیری میشود)، پاسخ آن همیشه با پاسخهای دیگر آبجکت های دیگر گروه ، آمیخته یا مرتبط است. دانشمندان ارتباط مشترک ذرات درهم تنیده را "درهم تنیدگی entanglement " می نامند.
همبستگی به تنهایی آنقدرها هم خاص نیست. نمونه های فراوانی از همبستگی در دنیای اطراف ما وجود دارد. به عنوان مثال، دانشجویانی در دانشگاه یکسان در طول سال تحصیلی مکانهای بسیار مرتبطی خواهند داشت—بعد از همه، بیشتر آنها زمان خود را در محوطه دانشگاه میگذرانند. بعید است که یک گروه تصادفی از افراد، بدون وابستگی به دانشگاه، در اطراف همان دانشگاه جمع شوند.
چیزی که اجسام درهم تنیده را متفاوت میکند این است که آنها همبستگیهای قویتری نسبت به دانشجویان با همبستگی زیاد و آمیختگی را نشان میدهند که خارج از قلمرو کوانتومی نمیتوانست وجود داشته باشد.
یک لحظه دو ذره نور را تصور کنید که دانشمندان به آنها فوتون می گویند. فوتون ها می توانند مقادیر مختلفی از انرژی را حمل کنند، که مطابق با رنگ های مختلف نوری است که چشم ما درک می کند. شما می توانید فوتون ها را به عنوان نقاط نوری در نظر بگیرید.
در مرحله بعد، ما تصور می کنیم که رنگ های دو فوتون در هم تنیده شده اند. در این مورد خاص، این درهم تنیدگی به یک قانون ساده خلاصه میشود: هر فوتون این شانس را دارد که آبی یا قرمز باشد، اما وقتی اندازهگیری شد، همیشه رنگهای متفاوتی دارند. اگر متوجه شویم که فوتون اول آبی است، بلافاصله متوجه می شویم که فوتون دوم قرمز است. و بالعکس.
درهم تنیدگی قاعده ای است که نحوه ارتباط اندازه گیری های یک عضو درگیر با اندازه گیری های عضو دیگر را کنترل می کند.
ما می توانیم این قانون را با یک آزمایش آزمایش کنیم. میتوانیم یک جفت درهمتنیده از دو فوتون آماده کنیم و یکی از آنها را اندازهگیری کنیم و یک نتیجه تصادفی آبی یا قرمز را ثبت کنیم. اگر رنگ فوتون دوم را بررسی کنیم، متوجه میشویم که همیشه رنگ دیگری است. این همبستگی کامل هر بار که آزمایش را اجرا می کنیم وجود دارد.
به دلیل نحوه عملکرد اندازهگیری کوانتومی، تا زمانی که اندازهگیری نکنیم، فوتونهای منفرد واقعاً رنگی ندارند. علاوه بر این، از آنجایی که فوتونها در هم تنیده هستند، موجودیتهای مجزایی نیستند، بلکه بخشهایی از یک کل کوانتومی واحد هستند. راهی برای توصیف کامل رنگ فوتون اول بدون در نظر گرفتن رنگ فوتون دوم وجود ندارد. پس از اندازه گیری، درهم تنیدگی از بین می رود و ما با دو فوتون باقی می مانیم که هر کدام رنگ مشخصی دارند.
درهم تنیدگی حداقل به دو دلیل به اسرار آمیز بودن شهرت دارد. اولین مورد عدم تعیین کوانتومی indeterminism است - این واقعیت که فوتون ها ، تا زمانی که آنها را اندازه گیری نکنیم رنگ های واضحی ندارند.
دوم این است که درهم تنیدگی می تواند در فواصل طولانی ادامه یابد. ما میتوانیم جفت فوتونهای درهم تنیده خود را به طرفهای مخالف کهکشان شلیک کنیم و فضانوردانی را برای اندازهگیری آنها بفرستیم. هنگامی که آنها نتایج را گزارش کردند، ما همان همبستگی را مشاهده خواهیم کرد که گویی فوتون ها دقیقاً در اینجا روی زمین بوده اند. این همبستگی ها با وجود اینکه هیچ راهی برای انتقال اطلاعات بین فوتون ها وجود ندارد، باقی می مانند.
این مفاهیم انیشتین را آزار میداد، او استدلال میکرد که فیزیک کوانتومی به عنوان یک نظریه باید ناقص باشد. او درهم تنیدگی را «عمل شبحآمیز از راه دور» نامید و به همراه تعدادی دیگر از فیزیکدانان، فکر کرد که ذرات باید اطلاعات اضافی - «متغیرهای پنهان» را حمل کنند که میتواند همبستگیها را توضیح دهد.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
قطار مغناطیسی یا مَگلِو Maglev که از Magnetic levitation به معنای شناوری مغناطیسی گرفته شدهاست) گونهای سامانه ترابری توسط قطار است که از دو مجموعه آهنربا استفاده میکند: یک مجموعه برای بلند کردن و شناور کردن قطار بر روی ریل، و یک مجموعه برای رانش قطار به سمت جلو. مزیت این کار عدم وجود اصطکاک بین قطار و ریل است. قطار مغناطیسی در طول مسیرهای خاص «میانبرد» (معمولاً ۳۲۰ تا ۶۴۰ کیلومتر) میتواند با قطار تندرو و هواپیماها رقابت کند.
* لرزش این قطار را ببینید.
📌@higgs_field
〰
قطار مغناطیسی یا مَگلِو Maglev که از Magnetic levitation به معنای شناوری مغناطیسی گرفته شدهاست) گونهای سامانه ترابری توسط قطار است که از دو مجموعه آهنربا استفاده میکند: یک مجموعه برای بلند کردن و شناور کردن قطار بر روی ریل، و یک مجموعه برای رانش قطار به سمت جلو. مزیت این کار عدم وجود اصطکاک بین قطار و ریل است. قطار مغناطیسی در طول مسیرهای خاص «میانبرد» (معمولاً ۳۲۰ تا ۶۴۰ کیلومتر) میتواند با قطار تندرو و هواپیماها رقابت کند.
* لرزش این قطار را ببینید.
📌@higgs_field
〰
👍2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
〰
📌تاریخچه میدان کوانتومی
🔺با توجه به سناریوی «کیهانشناسی کوانتومی» Quantum Cosmology ، تاریخچه میدان کوانتومی باید طوری اصلاح شود که مهبانگ در میان عدم قطعیت کوانتومی بدون زمان و اندازه مشخص رخ دهد. فقط در مقیاس پلانک است که یک رویداد ملموس رخ داده است.
• یونیورس با گرانش و یک تابع موج کوانتومی شروع میشود که به عنوان میدان هیگز شناخته میشود. این میدان هیگز دستخوش تغییرات فاز زیادی شد و در نهایت با 3 میدان کوانتومی متمایز به اضافه خود میدان هیگز که در شکل نشان داده شده است، استقرار یافت . چنین پدیدههایی شبیه به انتقال فاز آب ، در حالت های ماکروسکوپی در فرم گاز، مایع و جامد ( شبیه میدانهای کوانتومی قوی، ضعیف و الکترومغناطیسی ) هستند .
نکته: میدان گرانشی یک میدان کلاسیک است که از قوانین میدانهای کوانتومی پیروی نمیکند. این تنها در زمان کیهانی اولیه به شکل گرانش کوانتومی با میدان هیگز جفت شد. هنگامی که اندازه کیهان فراتر از حوزه کوانتومی است، پس از دورهی تورمی inflation از هیگز جدا می شود.
📌@higgs_field
〰
📌تاریخچه میدان کوانتومی
🔺با توجه به سناریوی «کیهانشناسی کوانتومی» Quantum Cosmology ، تاریخچه میدان کوانتومی باید طوری اصلاح شود که مهبانگ در میان عدم قطعیت کوانتومی بدون زمان و اندازه مشخص رخ دهد. فقط در مقیاس پلانک است که یک رویداد ملموس رخ داده است.
• یونیورس با گرانش و یک تابع موج کوانتومی شروع میشود که به عنوان میدان هیگز شناخته میشود. این میدان هیگز دستخوش تغییرات فاز زیادی شد و در نهایت با 3 میدان کوانتومی متمایز به اضافه خود میدان هیگز که در شکل نشان داده شده است، استقرار یافت . چنین پدیدههایی شبیه به انتقال فاز آب ، در حالت های ماکروسکوپی در فرم گاز، مایع و جامد ( شبیه میدانهای کوانتومی قوی، ضعیف و الکترومغناطیسی ) هستند .
نکته: میدان گرانشی یک میدان کلاسیک است که از قوانین میدانهای کوانتومی پیروی نمیکند. این تنها در زمان کیهانی اولیه به شکل گرانش کوانتومی با میدان هیگز جفت شد. هنگامی که اندازه کیهان فراتر از حوزه کوانتومی است، پس از دورهی تورمی inflation از هیگز جدا می شود.
📌@higgs_field
〰
👍1
📌 what is space time , really ?
Stephen wolfram
Chapter ⁷
🔺استخراج نسبیت خاص Deriving Special Relativity
پس فضازمان و نسبیت خاص چطور؟ در اینجا، همانطور که در اواسط دهه 1990 متوجه شدم، یک اتفاق هیجان انگیز رخ می دهد: به محض در نظر گرفتن تغییر ناپذیری علی causal invariance ، اساساً نتیجه می شود که نسبیت خاص در مقیاس بزرگ وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر، حتی اگر در پایین ترین سطح، فضا و زمان چیزهای کاملاً متفاوتی هستند، در مقیاس بزرگتر دقیقاً به روشی که نسبیت خاص تجویز می کند با هم آمیخته می شوند. ( اشاره به اینکه جهان کلان مقیاس ما ، بنیادین نیست و حاصل برآمدگی و ظهور از مقیاس بنیادین است ، ویژگی های این کلان مقیاس در توضیح زیرلایه ها ست)
آنچه بصورت تقریبی اتفاق میافتد این است که «چارچوب های مرجع» مختلف در نسبیت خاص - که برای مثال مربوط به سفر با سرعتهای مختلف است - با توالیهای متفاوتی از بهروزرسانیهای سطح پایین در شبکه مطابقت دارند. اما به دلیل تغییر ناپذیری علّی، رفتار کلی مرتبط با این توالیهای تفصیلی متفاوت یکسان است – به طوری که سیستم از اصول نسبیت خاص پیروی میکند.
در ابتدا ممکن بود ناامید کننده به نظر برسد: چگونه شبکه ای که مکان و زمان را به گونه ای متفاوت توصیف می کند به نسبیت خاص ختم می شود؟
اما نتیجه می دهد. و در واقع، من (ولفرم) هیچ مدل دیگری را نمی شناسم که در آن بتوان نسبیت خاص را با موفقیت از سطح پایین تر استخراج کرد. در فیزیک مدرن همیشه فقط به عنوان یک داده درج می شود.
🔺استخراج نسبیت عام
خب، بنابراین می توان نسبیت خاص را از مدل های ساده مبتنی بر شبکه استخراج کرد. در مورد نسبیت عام - که بالاخره امروز جشن می گیریم چیست؟ در اینجا نیز خبر بسیار خوب است: با توجه به فرضیات مختلف، در اواخر دهه 1990 موفق شدم معادلات اینشتین را از داینامیک شبکه استخراج کنم.
کل ماجرا حدودا پیچیده است. اما در اینجا - نخست، ما باید به این فکر کنیم که چگونه یک شبکه واقعاً فضا را نمایش می دهد.
به یاد داشته باشید، شبکه فقط مجموعه ای از گره ها و اتصالات است. گره ها نمی گویند که چگونه در فضای یک بعدی، دو بعدی یا هر بعدی نظم گرفته اند.
به راحتی می توان فهمید که شبکه هایی وجود دارند که در مقیاس بزرگ، مثلاً دو بعدی یا سه بعدی به نظر می رسند. و در واقع، یک آزمایش ساده برای بعد موثرeffective dimension یک شبکه وجود دارد. از یک گره شروع کنید، سپس به تمام گره هایی که تا شعاع R متصل هستند نگاه کنید. اگر شبکه مانند d بعدی رفتار میکند، تعداد گرهها در آن «توپ ball » تقریباً rd خواهد بود.
اینجا جایی است که همه چیز شروع به جالب شدن می کند. اگر شبکه مانند فضای تخت d بعدی رفتار کند، تعداد گرهها همیشه نزدیک به rd خواهد بود. اما اگر مانند فضای منحنی رفتار کند، مانند نسبیت عام، یک عبارت تصحیح وجود دارد، که متناسب با یک شی ریاضی به نام اسکالر ریچی است. و این جالب است، زیرا اسکالر ریچی دقیقاً چیزی است که در معادلات اینشتین رخ می دهد.
📌@higgs_field
〰
Stephen wolfram
Chapter ⁷
🔺استخراج نسبیت خاص Deriving Special Relativity
پس فضازمان و نسبیت خاص چطور؟ در اینجا، همانطور که در اواسط دهه 1990 متوجه شدم، یک اتفاق هیجان انگیز رخ می دهد: به محض در نظر گرفتن تغییر ناپذیری علی causal invariance ، اساساً نتیجه می شود که نسبیت خاص در مقیاس بزرگ وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر، حتی اگر در پایین ترین سطح، فضا و زمان چیزهای کاملاً متفاوتی هستند، در مقیاس بزرگتر دقیقاً به روشی که نسبیت خاص تجویز می کند با هم آمیخته می شوند. ( اشاره به اینکه جهان کلان مقیاس ما ، بنیادین نیست و حاصل برآمدگی و ظهور از مقیاس بنیادین است ، ویژگی های این کلان مقیاس در توضیح زیرلایه ها ست)
آنچه بصورت تقریبی اتفاق میافتد این است که «چارچوب های مرجع» مختلف در نسبیت خاص - که برای مثال مربوط به سفر با سرعتهای مختلف است - با توالیهای متفاوتی از بهروزرسانیهای سطح پایین در شبکه مطابقت دارند. اما به دلیل تغییر ناپذیری علّی، رفتار کلی مرتبط با این توالیهای تفصیلی متفاوت یکسان است – به طوری که سیستم از اصول نسبیت خاص پیروی میکند.
در ابتدا ممکن بود ناامید کننده به نظر برسد: چگونه شبکه ای که مکان و زمان را به گونه ای متفاوت توصیف می کند به نسبیت خاص ختم می شود؟
اما نتیجه می دهد. و در واقع، من (ولفرم) هیچ مدل دیگری را نمی شناسم که در آن بتوان نسبیت خاص را با موفقیت از سطح پایین تر استخراج کرد. در فیزیک مدرن همیشه فقط به عنوان یک داده درج می شود.
🔺استخراج نسبیت عام
خب، بنابراین می توان نسبیت خاص را از مدل های ساده مبتنی بر شبکه استخراج کرد. در مورد نسبیت عام - که بالاخره امروز جشن می گیریم چیست؟ در اینجا نیز خبر بسیار خوب است: با توجه به فرضیات مختلف، در اواخر دهه 1990 موفق شدم معادلات اینشتین را از داینامیک شبکه استخراج کنم.
کل ماجرا حدودا پیچیده است. اما در اینجا - نخست، ما باید به این فکر کنیم که چگونه یک شبکه واقعاً فضا را نمایش می دهد.
به یاد داشته باشید، شبکه فقط مجموعه ای از گره ها و اتصالات است. گره ها نمی گویند که چگونه در فضای یک بعدی، دو بعدی یا هر بعدی نظم گرفته اند.
به راحتی می توان فهمید که شبکه هایی وجود دارند که در مقیاس بزرگ، مثلاً دو بعدی یا سه بعدی به نظر می رسند. و در واقع، یک آزمایش ساده برای بعد موثرeffective dimension یک شبکه وجود دارد. از یک گره شروع کنید، سپس به تمام گره هایی که تا شعاع R متصل هستند نگاه کنید. اگر شبکه مانند d بعدی رفتار میکند، تعداد گرهها در آن «توپ ball » تقریباً rd خواهد بود.
اینجا جایی است که همه چیز شروع به جالب شدن می کند. اگر شبکه مانند فضای تخت d بعدی رفتار کند، تعداد گرهها همیشه نزدیک به rd خواهد بود. اما اگر مانند فضای منحنی رفتار کند، مانند نسبیت عام، یک عبارت تصحیح وجود دارد، که متناسب با یک شی ریاضی به نام اسکالر ریچی است. و این جالب است، زیرا اسکالر ریچی دقیقاً چیزی است که در معادلات اینشتین رخ می دهد.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
👍2
Forwarded from book of physics
@Avayebuf_جهانی_ازهیج .pdf
6.8 MB
📚نام کتاب: جهانی از عدم
✍️ نویسنده: لاورنس کراوس
نوشته پایانی از ریچارد داوکینز
منبع آوای بوف
فرمت : pdf
سیزده بخش از نسخه ی صوتی این کتاب :
https://t.me/higgs_book/162
✍️ نویسنده: لاورنس کراوس
نوشته پایانی از ریچارد داوکینز
منبع آوای بوف
فرمت : pdf
سیزده بخش از نسخه ی صوتی این کتاب :
https://t.me/higgs_book/162
👍2
〰
🔺تفکر درباره منشا حیات اشتباه محض است. باید درباره منشا ماده فکر کرد .
" چارلز داروین "
* داروین از بحث در منشا حیات در محیط های عمومی پرهیز می کرد و با نگرش واقع گرایانه و فیزیکالیستی ، ظهور حیات را به خواص ماده matter در بازه زمانی طولانی ، نسبت می داد. البته وجود مولفه های بسیار ، هر توصیفی پیرامون " منشا حیات " را تضعیف و با اما و اگر روبرو می سازد .
📌@higgs_field
〰
🔺تفکر درباره منشا حیات اشتباه محض است. باید درباره منشا ماده فکر کرد .
" چارلز داروین "
* داروین از بحث در منشا حیات در محیط های عمومی پرهیز می کرد و با نگرش واقع گرایانه و فیزیکالیستی ، ظهور حیات را به خواص ماده matter در بازه زمانی طولانی ، نسبت می داد. البته وجود مولفه های بسیار ، هر توصیفی پیرامون " منشا حیات " را تضعیف و با اما و اگر روبرو می سازد .
📌@higgs_field
〰
👍4🔥1🤩1
🟣Dream or nightmare, we have to live our experience as it is, and we have to live it awake. We live in a world which is penetrated through and through by science and which is both whole and real. We cannot turn it into a game simple by taking sides.
◄ رویا یا کابوس، ما باید به همین نحو که پیش می رود زندگی کنیم و مجبوریم در طول زندگی بیدار باشیم. ما در جهانی زندگی می کنیم که علم در جای جای آن نفوذ کرده و کامال واقعی است. ما نمی توانیم زندگی را تبدیل به بازی ای کنیم که در آن طرف دیگری (غیر از علم) را بگیریم.
✓ جاکوب برونوفسکیJacob Bronowski - ریاضیدان
🆔 @phys_Q
◄ رویا یا کابوس، ما باید به همین نحو که پیش می رود زندگی کنیم و مجبوریم در طول زندگی بیدار باشیم. ما در جهانی زندگی می کنیم که علم در جای جای آن نفوذ کرده و کامال واقعی است. ما نمی توانیم زندگی را تبدیل به بازی ای کنیم که در آن طرف دیگری (غیر از علم) را بگیریم.
✓ جاکوب برونوفسکیJacob Bronowski - ریاضیدان
🆔 @phys_Q
👍2👎1
کوانتوم مکانیک🕊
💢موقعیت تلسکوپ جیمز وب را بصورت زنده تماشا کنید https://jwst.nasa.gov/content/webbLaunch/whereIsWebb.html 📌@higgs_field 〰
〰
💢موقعیت تلسکوپ جیمز وب را بصورت زنده تماشا کنید
https://jwst.nasa.gov/content/webbLaunch/whereIsWebb.html
📌@higgs_field
〰
💢موقعیت تلسکوپ جیمز وب را بصورت زنده تماشا کنید
https://jwst.nasa.gov/content/webbLaunch/whereIsWebb.html
📌@higgs_field
〰
🔥1
📌 what is space time , really ?
Stephen wolfram
Chapter ⁸
پیچیدگی های ریاضی زیادی وجود دارد. باید به کوتاه ترین مسیرها یا ژئودزیک ها در شبکه نگاه کرد. باید دید که چگونه می توان همه کارها را نه فقط در فضا، بلکه در شبکه هایی که در زمان تکامل می یابند، انجام داد. و باید درک کرد که محدودیت های بزرگ مقیاس شبکه ها چگونه کار می کنند.
در استخراج نتایج ریاضی، مهم است که بتوانیم انواع خاصی از میانگین ها average را بگیریم. در واقع همان چیزی است که برای استخراج معادلات سیالات از دینامیک مولکول ها لازم است: برای توجیه گرفتن میانگین ها باید بتوان درجه خاصی از تصادفیدگی موثر effective randomness را در برهمکنش های سطح پایین low_level فرض کرد.
اما خبر خوب این است که طیف باورنکردنی از سیستمها، حتی با قوانین بسیار ساده، کمی شبیه به ارقام pi کار میکنند و آنچه را که برای همه اهداف عملی بهنظر میرسد، تصادفی تولید میکنند. و نتیجه این است که حتی اگر جزئیات یک شبکه علّی بهمحض اطلاع از شروع شبکه کاملاً مشخص میشود، بسیاری از این جزئیات به طور مؤثر تصادفی ظاهر میشوند.
بنابراین نتیجه نهایی اینجاست. اگر یک فرض میکروسکوپ موثر رندوم و فرض دیگر که رفتار سیستم کلی منجر به تغییر در محدودیت ابعاد کلی نمیشود، پس نتیجه میشود که رفتار مقیاس بزرگ سیستم معادلات میدان گرانشی اینشتین را ارضا میکند!
فکر می کنم این بسیار هیجان انگیز است. تقریباً از هیچ، می توان معادلات اینشتین را استخراج کرد. به این معنی که این شبکه های ساده ویژگی های گرانش را که ما در فیزیک فعلی می شناسیم، بازتولید می کنند.
اصطلاحات و چیزهای فنی برای گفتن وجود دارد که در حوصله مقاله عمومی نیست. چند مورد از آنها را قبلاً مدتها پیش در «نوع جدیدی از علم» گفتم .
شاید چند نکته در اینجا قابل ذکر باشد. اول، شایان ذکر است که در شبکههای زیرساختی من نه تنها در فضای معمولی بصورت ذاتی تعریف شده است، تعبیه نمیشوند، بلکه مفاهیم توپولوژیکی مانند داخل و خارج را نیز به طور ذاتی تعریف نمیشود . همه این مفاهیم حاصل برآمدگی و ظهور یافته اند .
وقتی نوبت به استخراج معادلات اینشتین میرسد، با نگاه کردن به ژئودزیکها در شبکه، و مشاهده نرخ رشد خمش هایی که از هر نقطه روی ژئودزیک شروع میشوند، تانسورهای ریچی ایجاد میشود.
منظور از معادلات اینشتین ، معادلات خلاء اینشتین هستند. اما درست مانند امواج گرانشی، میتوان به طور موثر ویژگیهای فضایی را که مرتبط با «ماده» در نظر گرفته میشود، جدا کرد و سپس معادلات کامل انیشتین را با عبارتهای انرژی – تکانه ماده کامل کرد .
هنگام نگارش این محتوا ، متوجه می شوم که چقدر در "گفتمان فنی فیزیک" ناتوانم (فکر می کنم باید فیزیک را زمانی که خیلی جوان بودم یاد می گرفتم...) اما کافی است بگوییم که در سطح بالا ، نکته جالب این است که از ایده ساده شبکه ها و قوانین جایگزینی علی ، می توان معادلات را استخراکرد. و محتمل است بتوان معادلات نسبیت عام را ازین شبکه استخراج کرد و درینصورت نسبیت عام مانند فانوس دریایی ، مانند قرن بیستم ، راهنمای ما خواهد بود .
📌@higgs_field
〰
Stephen wolfram
Chapter ⁸
پیچیدگی های ریاضی زیادی وجود دارد. باید به کوتاه ترین مسیرها یا ژئودزیک ها در شبکه نگاه کرد. باید دید که چگونه می توان همه کارها را نه فقط در فضا، بلکه در شبکه هایی که در زمان تکامل می یابند، انجام داد. و باید درک کرد که محدودیت های بزرگ مقیاس شبکه ها چگونه کار می کنند.
در استخراج نتایج ریاضی، مهم است که بتوانیم انواع خاصی از میانگین ها average را بگیریم. در واقع همان چیزی است که برای استخراج معادلات سیالات از دینامیک مولکول ها لازم است: برای توجیه گرفتن میانگین ها باید بتوان درجه خاصی از تصادفیدگی موثر effective randomness را در برهمکنش های سطح پایین low_level فرض کرد.
اما خبر خوب این است که طیف باورنکردنی از سیستمها، حتی با قوانین بسیار ساده، کمی شبیه به ارقام pi کار میکنند و آنچه را که برای همه اهداف عملی بهنظر میرسد، تصادفی تولید میکنند. و نتیجه این است که حتی اگر جزئیات یک شبکه علّی بهمحض اطلاع از شروع شبکه کاملاً مشخص میشود، بسیاری از این جزئیات به طور مؤثر تصادفی ظاهر میشوند.
بنابراین نتیجه نهایی اینجاست. اگر یک فرض میکروسکوپ موثر رندوم و فرض دیگر که رفتار سیستم کلی منجر به تغییر در محدودیت ابعاد کلی نمیشود، پس نتیجه میشود که رفتار مقیاس بزرگ سیستم معادلات میدان گرانشی اینشتین را ارضا میکند!
فکر می کنم این بسیار هیجان انگیز است. تقریباً از هیچ، می توان معادلات اینشتین را استخراج کرد. به این معنی که این شبکه های ساده ویژگی های گرانش را که ما در فیزیک فعلی می شناسیم، بازتولید می کنند.
اصطلاحات و چیزهای فنی برای گفتن وجود دارد که در حوصله مقاله عمومی نیست. چند مورد از آنها را قبلاً مدتها پیش در «نوع جدیدی از علم» گفتم .
شاید چند نکته در اینجا قابل ذکر باشد. اول، شایان ذکر است که در شبکههای زیرساختی من نه تنها در فضای معمولی بصورت ذاتی تعریف شده است، تعبیه نمیشوند، بلکه مفاهیم توپولوژیکی مانند داخل و خارج را نیز به طور ذاتی تعریف نمیشود . همه این مفاهیم حاصل برآمدگی و ظهور یافته اند .
وقتی نوبت به استخراج معادلات اینشتین میرسد، با نگاه کردن به ژئودزیکها در شبکه، و مشاهده نرخ رشد خمش هایی که از هر نقطه روی ژئودزیک شروع میشوند، تانسورهای ریچی ایجاد میشود.
منظور از معادلات اینشتین ، معادلات خلاء اینشتین هستند. اما درست مانند امواج گرانشی، میتوان به طور موثر ویژگیهای فضایی را که مرتبط با «ماده» در نظر گرفته میشود، جدا کرد و سپس معادلات کامل انیشتین را با عبارتهای انرژی – تکانه ماده کامل کرد .
هنگام نگارش این محتوا ، متوجه می شوم که چقدر در "گفتمان فنی فیزیک" ناتوانم (فکر می کنم باید فیزیک را زمانی که خیلی جوان بودم یاد می گرفتم...) اما کافی است بگوییم که در سطح بالا ، نکته جالب این است که از ایده ساده شبکه ها و قوانین جایگزینی علی ، می توان معادلات را استخراکرد. و محتمل است بتوان معادلات نسبیت عام را ازین شبکه استخراج کرد و درینصورت نسبیت عام مانند فانوس دریایی ، مانند قرن بیستم ، راهنمای ما خواهد بود .
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
❤1
〰
🔺These powerful formulas enable the calculation of any power of the transcendental number 𝒆 for any real number, integer or fraction from negative infinity to infinity, to any desired precision.
• این فرمول قدرتمند، محاسبه هر توان برای این عدد متعالی 𝒆 (یعنی نمیتوان آن را به صورت ریشه ای از یک چندجملهای ناصفر با ضرایب گویا نوشت) را برای هر عدد حقیقی ، عدد صحیح یا کسری از بینهایت منفی تا بینهایت، با دقت دلخواه ممکن میسازد.
• عدد e که به عدد اویلر هم معروف است، ثابت ریاضیاتی است که تقریباً برابر 2.71828 بوده و میتوان آن را به طرق متعددی بهدست آورد (مشخص نمود). برخلاف عدد π که محاسبه هندسی دارد این عدد از رابطه کاملا جبری حاصل می شود .
e = ∑ 1/n!
• واضح است این عدد ، دنباله ای بی انتها از اعداد اعشار را بدنبال دارد .
https://www.quantamagazine.org/why-eulers-number-is-just-the-best-20211124/
📌@higgs_field
〰
🔺These powerful formulas enable the calculation of any power of the transcendental number 𝒆 for any real number, integer or fraction from negative infinity to infinity, to any desired precision.
• این فرمول قدرتمند، محاسبه هر توان برای این عدد متعالی 𝒆 (یعنی نمیتوان آن را به صورت ریشه ای از یک چندجملهای ناصفر با ضرایب گویا نوشت) را برای هر عدد حقیقی ، عدد صحیح یا کسری از بینهایت منفی تا بینهایت، با دقت دلخواه ممکن میسازد.
• عدد e که به عدد اویلر هم معروف است، ثابت ریاضیاتی است که تقریباً برابر 2.71828 بوده و میتوان آن را به طرق متعددی بهدست آورد (مشخص نمود). برخلاف عدد π که محاسبه هندسی دارد این عدد از رابطه کاملا جبری حاصل می شود .
e = ∑ 1/n!
• واضح است این عدد ، دنباله ای بی انتها از اعداد اعشار را بدنبال دارد .
https://www.quantamagazine.org/why-eulers-number-is-just-the-best-20211124/
📌@higgs_field
〰
🤩2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺در دیگر سیارات یک توپ را تا چه مسافتی می توان پرتاب کرد؟
(Credit: Dr James O'Donoghue's)
📌@higgs_field
〰
🔺در دیگر سیارات یک توپ را تا چه مسافتی می توان پرتاب کرد؟
(Credit: Dr James O'Donoghue's)
📌@higgs_field
〰
🔥2👍1
〰
🔺آلبرت در سن چهارده سالگی در سال ۱۸۹۳ .
• در سن پنج سالگی انیشتین از پدر قطب نما هدیه گرفت و از همین سن با اندیشیدن آلبرت کوچک به خواص فضای ظاهرا خالی که بر عقربه قطب نما تاثیر می گذارد ، فیزیک یکی از بزرگترین نوابع خود را ملاقات می کند .
📌@higgs_field
〰
🔺آلبرت در سن چهارده سالگی در سال ۱۸۹۳ .
• در سن پنج سالگی انیشتین از پدر قطب نما هدیه گرفت و از همین سن با اندیشیدن آلبرت کوچک به خواص فضای ظاهرا خالی که بر عقربه قطب نما تاثیر می گذارد ، فیزیک یکی از بزرگترین نوابع خود را ملاقات می کند .
📌@higgs_field
〰
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣The almighty Higgs boson imbues many of nature’s fundamental particles with mass. Explore how these fundamental particle interactions work in our interactive visualization of the Standard Model of physics:
✓ بوزون" قادر مطلق و دارای جبروت " هیگز تعیین کننده جرم بسیاری از ذرات بنیادی طبیعت است. نحوه عملکرد این فعل و انفعالات ذرات بنیادی را در نمودار برهمکنشی ما از مدل استاندارد فیزیک کاوش کنید:
مطالعه فیزیک غوطه خوردن در شکوه گیتی و سهیدن (حس کردن) ژرفنای هستی ست. از همین رو دانش فیزیک مخصوص خواص نیست هر انسان کنجکاوی که بدنبال پاسخ به دو پرسش « کیستم ؟ و کجاستم ؟ » است ، باید به مطالعه فیزیک بپردازد و به همین دلیل از هموندان گرامی مجموعه تقاضا می کنم این محتوا و دیگر محتواهای جذاب کانال را با نزدیکان خود اشتراک بگذارید .
Source:
https://www.quantamagazine.org/a-new-map-of-the-standard-model-of-particle-physics-20201022/
ترجمه ی مقاله :
🆔 https://t.me/phys_Q/5658
✓ بوزون" قادر مطلق و دارای جبروت " هیگز تعیین کننده جرم بسیاری از ذرات بنیادی طبیعت است. نحوه عملکرد این فعل و انفعالات ذرات بنیادی را در نمودار برهمکنشی ما از مدل استاندارد فیزیک کاوش کنید:
مطالعه فیزیک غوطه خوردن در شکوه گیتی و سهیدن (حس کردن) ژرفنای هستی ست. از همین رو دانش فیزیک مخصوص خواص نیست هر انسان کنجکاوی که بدنبال پاسخ به دو پرسش « کیستم ؟ و کجاستم ؟ » است ، باید به مطالعه فیزیک بپردازد و به همین دلیل از هموندان گرامی مجموعه تقاضا می کنم این محتوا و دیگر محتواهای جذاب کانال را با نزدیکان خود اشتراک بگذارید .
Source:
https://www.quantamagazine.org/a-new-map-of-the-standard-model-of-particle-physics-20201022/
ترجمه ی مقاله :
🆔 https://t.me/phys_Q/5658
🔥1😢1
〰
🔺 Why does a relativistic quantum theory need antiparticles?
✓ چرا یک تئوری نسبیتی کوانتومی به پادذرات نیاز دارد ؟
بخش اول
https://t.me/phys_Q/5623
بخش دوم
https://t.me/phys_Q/5624
بخش سوم
https://t.me/phys_Q/5625
بخش چهارم
https://t.me/phys_Q/5629
بخش پنجم
https://t.me/phys_Q/5631
〰
🔺 Why does a relativistic quantum theory need antiparticles?
✓ چرا یک تئوری نسبیتی کوانتومی به پادذرات نیاز دارد ؟
بخش اول
https://t.me/phys_Q/5623
بخش دوم
https://t.me/phys_Q/5624
بخش سوم
https://t.me/phys_Q/5625
بخش چهارم
https://t.me/phys_Q/5629
بخش پنجم
https://t.me/phys_Q/5631
〰
👎1
〰
🔺این مرد مایک هیوز دیوانه ، تنها مرد موشکی flat-earther تخت گرا هست که با موشک ساخت خودش تا ارتفاع ۵۷۰ متری بالا رفت و البته با وجود ارتفاع ۵۷۰ (برخی گزارش ها این عدد را ۴۱۹ روایت می کند ) متری ، با وجود این سفر کمتر از یک دقیقه ای ، هنوز متقاعد نشده بود که زمین کروی است . از لحظه سوار شدن هیوز بر موشک، هیچ ویدئویی وجود ندارد و این گمانه را تقویت می کند که هیوز آنقدر ها دیوانه نبوده که جان خود را بر سر ادعایی مهمل بگذارد ، و این موشک بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته تا تحقیقاتی !
* بسیار غم انگیزه که وی در 22 فوریه 2020 هنگام فیلمبرداری یک بدلکاری برای یک سریال تلویزیونی بسفارش کانال علمی آینده ، درگذشت.
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Mike_Hughes_(daredevil)
📌@higgs_field
〰
🔺این مرد مایک هیوز دیوانه ، تنها مرد موشکی flat-earther تخت گرا هست که با موشک ساخت خودش تا ارتفاع ۵۷۰ متری بالا رفت و البته با وجود ارتفاع ۵۷۰ (برخی گزارش ها این عدد را ۴۱۹ روایت می کند ) متری ، با وجود این سفر کمتر از یک دقیقه ای ، هنوز متقاعد نشده بود که زمین کروی است . از لحظه سوار شدن هیوز بر موشک، هیچ ویدئویی وجود ندارد و این گمانه را تقویت می کند که هیوز آنقدر ها دیوانه نبوده که جان خود را بر سر ادعایی مهمل بگذارد ، و این موشک بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته تا تحقیقاتی !
* بسیار غم انگیزه که وی در 22 فوریه 2020 هنگام فیلمبرداری یک بدلکاری برای یک سریال تلویزیونی بسفارش کانال علمی آینده ، درگذشت.
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Mike_Hughes_(daredevil)
📌@higgs_field
〰