کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
‌‌.📌مرگ، فیزیک و اندیشه‌ی آرزومند
• توسط جان هورگان - قسمت دوم

🔺قرار بود اینجا باشیم

یک کلاس کامل از حدس ها conjucture وجود دارد که مانند دین، موقعیت ممتازی را در طرح کیهانی اشیا به ما می دهد. آنها را تئوری های «ما قرار بود در اینجا باشیم» بنامیم. آنها بر این دلالت می کنند که ما جزئی تصادفی و اتفاقی از طبیعت نیستیم. وجود ما به نوعی ضروری است. بدون ما، ممکن است جهان وجود نداشته باشد. یکی از نمونه ها اصل آنتروپیک است که به دهه 1960 باز می گردد. اصل انتروپیک پیشنهاد می دهد که قوانین طبیعت باید به شکلی باشد که ما مشاهده می کنیم زیرا در غیر این صورت ما برای مشاهده آنها اینجا نخواهیم بود.

اصل آنتروپیک یک توتولوژی tautology پنهان بعنوان حقیقت است ، اما به طور قابل توجهی انعطاف پذیر است. استیون هاوکینگ و واینبرگ آن را جدی گرفتند . یکی از دلایل اصلی پایداری اصل آنتروپیک، تکثیر نظریه‌های چندجهانی است که معتقدند جهان ما تنها یکی از چندین جهان در این نظریه است.
اگر چندجهانی را بپذیرید (که در زیر به آن بازخواهم گشت)، اصل آنتروپیک می تواند به توضیح اینکه چرا خودمان را در این جهان خاص با این قوانین خاص می یابیم کمک کند.
مکانیک کوانتومی الهام‌بخش بسیاری از طرح های ما بوده است، زیرا نشان می‌دهد آنچه را که مشاهده می‌کنیم به نحوه مشاهده ی آن بستگی دارد. به یک الکترون نگاه کنید، مانند یک ذره رفتار می کند. اگر نگاه نکنید، شبیه یک موج است. فیزیکدانان، به‌ویژه یوجین ویگنر و جان ویلر، حدس زده‌اند که آگاهی، به دور از اینکه پدیده ی همایند محض mere epiphenomenon باشد، جزء ضروری واقعیت است. آگاهی فردی شما ممکن است گذرا باشد ، اما نوعی آگاهی تا پایان جهان هستی ، دوام دارد . قصد نقد همین گزاره ها را دارم .

🔺هیچ چیز هرگز به پایان نمی رسد

منبع ظریف تر تسلای انسانها چیزی است که ریچارد فاینمن، در « کاراکتر قانون فیزیکی»، «اصل های بزرگ بقا great conservation principle » می نامد. طبق این قوانین، هر چقدر هم که طبیعت تغییر کند، ویژگی های خاصی از طبیعت ثابت می ماند. شناخته شده ترین قانون بقای ، شامل انرژی هست ، انرژی می تواند اشکال مختلفی داشته باشد - جنبشی kinetic ، پتانسیل potential ، الکتریکی electrical ، حرارتی thermal ، گرانشی Gravitational ، هسته ای nuclear - و می تواند از شکلی به شکل دیگر تغییر کند. همانطور که انیشتین با معادله معروف خود E = mc² نشان داد، ماده می تواند تبدیل به انرژی شود و بالعکس. اما اگر همه انواع انرژی را در هر لحظه با هم جمع کنید، این مجموع همیشه ثابت است .


سایر قوانین بقا ، در تکانه زاویه ای angular momentum و بار charge ، اعمال می شود. این قوانین از چه جهت تسلی دهنده هستند؟ زیرا انسان بودن به معنای از دست دادن است. وقتی به دنیا - و به چهره خود در آینه نگاه می کنیم - گذرا بودن وحشتناک چیزها را می بینیم. آنچه دوست داریم دیر یا زود ناپدید می شود. این اطمینان‌بخش است که بدانید، در برخی سطوح، همه چیز ثابت می‌ماند. طبق قوانین حفاظتی، هیچ پایان یا آغازی وجود ندارد، فقط دگرگونی وجود دارد.‌‌


📌
@higgs_field

Forwarded from physics
📌مرگ، فیزیک و اندیشه‌ی آرزومند
• جان هورگان

Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5545

Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5547
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


📌هر ذره در مدل استاندارد یا فرمیون یا بوزون است. قوانین کوانتومی بر نحوه اشغال فضا توسط این ذرات حاکم است. فرمیون ها که نمی توانند فضای یکسانی را اشغال کنند، ( تابع اصل طرد پائولی هستند) ذرات ماده هستند، در حالی که بوزون ها که می توانند همپوشانی داشته باشند، ذرات نیرو هستند.


📌
@higgs_field

💢پدیده رنگین کمان آتش(fire rainbow) ‌ در اثر برخورد نور خورشید با کریستال‌های بزرگ یخی درون ابرها ایجاد می‌شود.

🔺زمانی که ابرهای سیروس در ارتفاع بسیار بالا قرار می‌گیرند، کریستال‌های یخی درون آنها تشکیل می‌شود؛ برخورد نور با بالای صفحات کریستالی یخ باعث ساطع شدن رنگ‌های زیبایی در میان ابرها می‌شود که از روی زمین براحتی قابل مشاهده است.
شکست نور Refraction ، پدیده منحصر به امواج است و ناشی از تعامل موج با محیط انتشار است و هنگامی ایجاد میشود که نور از محیطی وارد محیط تازه ای شود .
اما در توضیح تجزیه نور در منشور یا کریستالهای یخ - شاخص شکست مواد باطول موج نور تغییر می‌کند و نور سفید مجموعه ای از طول موج های (رنگ ها) مختلف است .



📌
@higgs_field
🔥1
‌‌📌what is the particle?
Chapter ⁵
By NATALIE WOLCHOVER

🔺ممکن است ذرات ریسمان‌های مرتعش باشند.


• در دهه 1970، Glashow، Nanopoulos و سایرین تلاش کردند که تا گروه‌های SU(3)، SU(2) و U(1) را درون یک گروه تبدیلات متقارن بزرگتر جای دهند که بتوانند عالم را از ابتدا به کمک نمایش‌هایی از یک گروه تکی تقارنی توصیف کنند. (هنگامی که تقارن شکسته می‌شود، پیچیدگی‌ها ظاهر می‌شوند). بهترین کاندید برای این نظریه بزرگ واحد، گروه تقارنی است که SU(5) نامیده می‌شود. اما آزمایشات به سرعت این گروه را رد کردند.



• بدین ترتیب محققان به نظریه ریسمان امیدوار شدند: در این ایده دانشمندان عقیده دارند که اگر ذرات را به اندازه کافی بزرگنمایی کنید، نه به نقاط بلکه به رشته‌های مرتعشِ یک‌بعدی می‌رسیم. در این نظریه می‌توان شش بعد فضایی اضافی را مشاهده کرد. همانطور که می‌دانیم در هر نقطه می‌توان چهار بعد داشت. اما وجود ریسمان‌های مرتعش، خصوصیات جهان میکروسکوپی را دچار تغییر می‌کند. در این صورت تقارن‌های ذاتی همانند رنگ، معنای فیزیکی بدست می‌آورند:

• در تصویری که نظریه ریسمان ارائه می‌دهد، این خصوصیات تبدیل به ابعاد کوچک چرخشی می‌شوند – همانطور که اسپین چرخش در ابعاد بزرگ را به نمایش می‌گذارد. Nanopoulos می‌گوید: هندسه به ما تقارن‌ها و تقارن به ما ذره را می‌دهد و بدین ترتیب همه چیز به دنبال هم می‌آیند.


• با اینحال، اگر هر ریسمان یا ابعاد اضافی وجود داشته باشد، آنها بسیار کوچک هستند و نمی‌توانند به صورت آزمایشگاهی شناسایی شوند. در غیاب ریسمان‌ها، ایده‌های دیگری شکوفا می‌شوند. طی دهه گذشته، دو ایده درخشان در ذهن فیزیکدانان معاصر ظهور کرده است. این دو ایده هر دو تصویر ذرات را در ذهن تازه می‌کنند.


📌
@higgs_field


‌‌‌‌📌 what is space time , really ?
Stephen wolfram

Chapter ⁵

🔺زمان چیست ؟

در دهه 1800، فضا و زمان وجود داشت. هر دو با مختصات توصیف شدند و در برخی فرمالیسم های ریاضی، ارتباطاتی در هر دو ظاهر شد . اما هیچ تصوری مبنی بر اینکه مکان و زمان یک چیز واحد باشند وجود نداشت .

اما پس از آن ، نظریه نسبیت خاص انیشتین آمد - و دانشمندان شروع به صحبت در مورد "فضا-زمان" کردند، که در آن فضا و زمان به نوعی جنبه های یک چیز واحد هستند.
از فرمالیسم نسبیت خاص ، معانی متفاوتی میتوان استنباط کرد . برای مثال، سفر با سرعت متفاوت مانند مانند چرخش در فضازمان 4 بعدی است .
و برای حدود یک قرن اخیر، فیزیک فقط فرض کرده است که فضا-زمان یک چیز است، و مکان و زمان به هیچ وجه تفاوتی بنیادین با هم ندارند.

جابجایی در فضا زمان ، چگونه در چارچوب مدل شبکه‌ای از فضا کار می‌کند؟ مطمئناً می توان شبکه های 4 بعدی ساخت که در آن زمان دقیقاً مانند فضا کار می کند. و بعد فقط باید گفت که تاریخ جهان با یک شبکه فضا-زمان خاص (یا خانواده شبکه ها) متناظر است .
اینکه کدام شبکه است باید با نوعی محدودیت تعیین شود: جهان ما موجودی ست که فلان خاصیت را دارد یا در واقع معادله فلان را برآورده می کند.

اما بسیار نا امید کننده به نظر می‌رسد: که به ما نمی‌گوید جهان چگونه رفتار می‌کند، فقط می‌گوید که اگر رفتار به این شکل باشد، پس می‌تواند جهان باشد.

و برای مثال در اندیشیدن به برنامه ها، فضا و زمان بسیار متفاوت رفتار می کنند. مثلا، در یک اتومات سلولی، سلول‌ها در فضا قرار می‌گیرند، اما رفتار سیستم طی مراحلی در زمان رخ می‌دهد.
اما نکته اینجاست: فقط به این دلیل که دانشمندان قوانین زیربنایی فضا و زمان را بسیار متفاوت ارزیابی می‌کنند، به این معنا نیست که در مقیاس بزرگ نمی‌توانند به طور مؤثر رفتار مشابهی داشته باشند، درست مانند فیزیک فعلی.‌‌

📌
@higgs_field

👍1


🔺I’ve learned how to live without knowing. I don’t have to be sure I’m succeeding, as I said before about science, I think my life is fuller because I realize that I don’t know what I’m doing. I’m delighted with the width of the world!


✓ یاد گرفته ام که چگونه بدون دانستن زندگی کنم. لازم نیست مطمئن باشم که موفق می شوم، همانطور که قبلاً در مورد علم گفتم، فکر می کنم زندگی من کامل تر است زیرا متوجه می شوم که نمی دانم چه می کنم. من از گستردگی جهان مشعوف و شادمانم !

     –feynman, Omni interview, February 1979‌‌

📌
@higgs_field

📌‌‌ضرب داخلی ، فضای هیلبرت ، اعداد مختلط ⁵

• در ادامه مبحث اعداد مختلط ضرب داخلی برای اعداد مختلط که احتمالا سابقا در فضای اقلیدسی آنرا بیاد دارید را بصورت :

⟨z , y⟩= z y*

Z → z بردار
y* → بردار مکمل y

اکنون به توصیف فضای هیلبرت میپردازیم .

🔺 فضای هیلبرت: با توجه به توضیحات داده شده از اعداد مختلط تا ضرب داخلی ، «فضای هیلبرت» (Hilbert Space)  که با نماد H نشان داده می‌شود، یک فضای ضرب داخلی روی مجموعه اعداد حقیقی یا مختلط است که نسبت به تابع فاصله ایجاد شده از ضرب داخلی، یک فضای متریک کامل (Complete Metric Space) نیز هست.
در تعریف فضای هیلبرت دو نکته مشخص است .

• اول آن که این فضا حاصل از یک فضای ضرب داخلی است

• دوم فضای هیلبرت یک فضای متریک کامل خواهد بود.

اگر ضرب داخلی بردار ها را بخاطر بیاورید :

X . Y = |x| |y| cosθ

که در آن θ زاویه بین دو بردار و |x| اندازه بردار است .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


📌 انسان کنونی در جریان فرگشت، چه زمانی از سایر جانوران جدا شد؟

ریچارد داوکینز پاسخ میدهد .


📌
@higgs_field

‌‌📌مرگ، فیزیک و اندیشه آرزومند
• توسط جان هورگان - قسمت سوم


تسلی بخش ترین بخش فیزیک قانون پایستگی اطلاعات است. لئونارد ساسکیند، فیزیکدان، می‌گوید که پایستگی اطلاعات، زیربنای همه چیز است، از جمله فیزیک کلاسیک، ترمودینامیک، مکانیک کوانتومی، بقای انرژی، که فیزیکدانان برای صدها سال معتقد بودند. طبق قانون، هر اتفاقی که بیفتد، اثر خود را برای همیشه در کیهان باقی می گذارد. سالها پس از مرگ شما، پس از ناپدید شدن زمین و خورشید، هر لحظه از جزئیات زندگی شما به شکلی باقی خواهد ماند - البته شاید!

برگردیم به نظریه‌های چندجهانی، که تصریح می‌کنند جهان ما فقط یکی از انبوه‌ جهان هاست. فیزیکدانان نظریه‌های چندجهانی مختلفی را با الهام از مکانیک کوانتومی، نظریه ریسمان و تورم ارائه کرده‌اند که یک نظریه فرضی درباره پیدایش کیهانی است. وجه اشتراک همه نظریه ها فقدان شواهد و یا حتی امید به شواهد است. پس چه چیزی باعث محبوبیت آنهاست ؟

حدس من این است: فیزیکدانان از مرگ جهان کوچک ما وحشت زده شده اند. آنچه متولد شده است باید بمیرد و طبق تئوری مهبانگ ، کیهان ما 14 میلیارد سال پیش متولد شده است و در زمان نامشخصی در آینده ای دور خواهد مرد. جهان های متعدد ، مانند خدا، ابدی اند. آغازی ندارند پایانی نخواهند داشت اگر جهان های متعدد را اطمینان‌بخش می‌دانید، شاید نباید نقد نظریه‌های چندجهانی multiverse را بخوانید
.

🔺جنبه مثبت جبر determinism

جبرگرایی، به سبک فیزیک، فرض می‌کند که واقعیت کاملاً فیزیکی است. هر چیزی که اتفاق می افتد، از جمله انتخاب های ما، ناشی از نیروهای فیزیکی است، مانند فشار و کشیدن اجسام فیزیکی توسط گرانش ، علاوه بر این، هر لحظه حال با یک گذشته منحصر به فرد و یک آینده منحصر به فرد همراه است. من جبرگرایی را دوست ندارم، زیرا اراده آزاد را زیر و رو می‌کند و باعث می‌شود ما بپذیریم که همه چیز همان‌طور که باید باشد ، است .

اما من می توانم جنبه مثبت جبرگرایی را ببینم. جهان اغلب به طرز نگران کننده ای خارج از کنترل به نظر می رسد. ما این حس را داریم که هر لحظه ممکن است اتفاقات بدی در مقیاس کوچک و بزرگ رخ دهد. وقتی از خیابان عبور می‌کنید، ممکن است هنگامی که به مکانیک کوانتومی فکر کنید به شما بزند . ممکن است یک ابرنواختر در نزدیکی زمین را با تشعشعات کشنده منفجر شود. یک ویروس جهش یافته ممکن است به طور ناگهانی ظاهر شود و میلیون‌ها نفر را بکشد.

ما شدیداً می خواهیم باور کنیم که در زیر ظاهر تصادفی ، شرایط توسط کسی یا چیزی تحت کنترل است. خدا، برای بسیاری از مردم، مدیر اجرایی سرسخت اما منصف است که این کمپانی کیهانی به ظاهر آشفته را اداره می کند. دیدن اوی مذکر /اوی مونث / یا آنها برای ما سخت است، اما اوی مذکر / مونث / آنان مطمئناً می دانند که اوی مذکر/اوی مونث /آنها چه می کنند.

اگر فرضیه خدا را غیرقابل قبول می‌دانید، شاید یک شکل افراطی از جبرگرایی، به نام ابرجبر super determinism ، به عنوان یک جایگزین عمل کند. ابرجبر تلاش می کند چندین ویژگی گیج کننده مکانیک کوانتومی، از جمله تصادفی بودن ظاهری رویدادهای کوانتومی و نقش کلیدی اندازه گیری را حذف کند. دو فیزیکدانی که من آنها را تحسین می کنم، سابین هوسنفلدر و جرارد تی هوفت، این نظریه را ترویج کرده اند.

بر اساس ابر جبرگرایی، جهان به طرز فاحشی از آینده ی ناشناخته دوری می کند و به آرامی، بدون انحراف، در امتداد مسیر سفت و سختی که در ابتدای زمان تعیین شده ، سر می‌خورد.

به‌عنوان یک اراده گرای متعصب ، این دیدگاه را آرامش‌بخش نمی‌دانم، اما می‌دانم چرا دیگران ابر جبر را نمی پذیرند . اگر جبرگرایی درست باشد، هیچ کاری نمی توانید انجام دهید تا اوضاع را تغییر دهید، پس بنشینید و از سواری لذت ببرید. همه چیز همانطور که باید باشد ، هست .

یک اصل فیزیک که به سختی می توان مثبت در نظر گرفت ، قانون دوم ترمودینامیک است. حکم می کند که تمام انرژی مفید ستاره ها در جهان در نهایت از بین می رود و تبدیل به گرمای بی فایده می شود.( حتما بارها گزاره آنتروپی جهان رو به افزایش است را شنیده اید) ساختارهای شگفت انگیز و پیچیده ای که در اطراف خود می بینیم - ستارگان، سیارات، کلیساهای جامع، مساجد ، کنیسه ها ، بلوط ها، سنجاقک ها، انسان ها - ناپدید خواهند شد. جهان به سمت مرگ حرارتی فرو خواهد رفت، حالتی که در آن هیچ اتفاقی نمی افتد.‌‌


📌
@higgs_field

1
Forwarded from physics


📌What is space-time really?
Stefan wolfram

Chapter one
https://t.me/higgs_field/5422

Chapter 2
https://t.me/higgs_field/5491

Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5523

Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5532

Chapter ⁵
https://t.me/higgs_field/5553
Forwarded from physics
📌مرگ، فیزیک و اندیشه‌ی آرزومند
• جان هورگان

Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5545

Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5547

Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5557
‌‌

📌The 11 Most Beautiful Mathematical Equations‌‌ ⁸

🔺معادلات اویلر-لاگرانژ و قضیه نوتر

کرانمر از دانشگاه نیویورک گفت: "این معادلات بسیار انتزاعی اما به طرز شگفت انگیزی قدرتمند هستند." نکته جالب این است که این طرز تفکر در مورد فیزیک از چند انقلاب بزرگ در فیزیک مانند مکانیک کوانتومی، نسبیت و غیره جان سالم به در برده است.
در اینجا، L مخفف لاگرانژ است، که اندازه‌گیری انرژی در یک سیستم فیزیکی، مانند فنرها، اهرم‌ها یا ذرات بنیادی است. کرانمر گفت: «حل این معادله به شما می گوید که سیستم با گذشت زمان چگونه تکامل می یابد.
نوتر تئوروم برگرفته از معادله لاگرانژ، قضیه نوتر نامیده می‌شود که به افتخار امی نوتر، ریاضیدان آلمانی قرن بیستم است. کرانمر گفت: «این قضیه واقعاً برای فیزیک و نقش تقارن اساسی است. "به طور غیررسمی، قضیه این است که اگر سیستم شما تقارن داشته باشد، این تقارن متناظر با قانون بقا و پایستگی است . به عنوان مثال، این ایده که قوانین بنیادی فیزیک امروز با فردا یکسان است (تقارن زمانی) دلالت بر پایستگی انرژی دارد. این ایده که قوانین فیزیک درون سیستمی با فضای بیرونی یکسان باشد، نشان می‌دهد که تکانه پایسته است . تقارن به دلیل تلاش های نوتر امروز در فیزیک مفهومی پرکاربرد و اکتیو است ».‌‌


📌@higgs_field

This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔺 آب جوش در دمای زیر صفر


📌@higgs_field


1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔺Scientists are making rapid progress in mapping neural connections within the brains of worms, flies, mice and even humans.

دانشمندان در نقشه برداری از ارتباطات عصبی در مغز کرم ها، مگس ها، موش ها و حتی انسان ها پیشرفت سریعی دارند.

با نقشه برداری فانکشنال اکتیویتی از روی داده های نورونی مگس، محققان دریافتند که این مدارهای نورونی جنبه های مهمی از توانایی حشره برای حرکت را کنترل می کنند.‌‌
https://www.quantamagazine.org/new-brain-maps-can-predict-behaviors-20211206/

* گام های کوچکی برای حل معمای آگاهی Consciousness

📌
@higgs_field

‌‌📌 اصل عدم تعیین (قطعیت) uncertainty principle

🔺کودکی را تصور کنید که خواب است و شما میخواهید از خواب وی اطمینان حاصل کنید . سر زدن به کودک مستلزم باز کردن درب اتاق و روشن کردن چراغ و در نتیجه تغییر حالت کودک است ، در واقع در کلاسیک و کوانتوم اندازه گیری اختلالی به آزمایش اضافه می کند . در کلاسیک می توان این اختلال را کاهش داد اما درکوانتوم اختلالات هنگام اندازه گیری مهار ناپذیرند.
دو جنبه مهم در تحلیل هایزنبرگ مشهود است :

• مقدار اختلال را نمی‌توان به کمتر از یک حد بنیادی کاهش داد .

• تصحیح اختلال محال است .

میکروسکوپ عدم قطعیت هایزنبرگ چنین تحلیل را تصویر می کند . این میکروسکوپ مربوط به تاباندن فوتون به الکترون مورد بررسی است تا مکان آن را تعیین کند. میکروسکوپ عدم قطعیت هایزنبرگ در اثر تاباندن نور به ذره (فوتون به الکترون ) فوتون به اطراف پراکنده scattering می کند. عدسی با قطر زاویه ای تتاθ فوتون های پراکنده را جمع آوری می کند .


به صورت کلاسیک رابط را می‌توان به صورت زیر نشان داد :
Δx = λ/θ

در این میکروسکوپ فوتون فرودی در راستای ایکس x و فوتون پراکنده در راستای وایY منتشر می شود مولفه تکانه px تقریباً برابر است py اما دقیقاً برابر نیست .

چون نور پراکنده شده دقیقاً در راستای y منتشر نمی شود.

چنانچه در تصویر مشاهده می کنید نور پراکنده شده برابر با 2/θ± نسبت به محور y انتشار می‌یابد و سپس توسط عدسی جمع آوری می شود .
عدم قطعیت در مولفه x تکانه فوتون پراکنده برای زوایای کوچک θ عبارت است :
Δpx = pγ θ/2
این مقدار برابر با عدم قطعیت در تکانه متناظر ذره- الکترون بعد از پراکندگی است:
Δx Δpx = λ pγ/2

تاکنون تحلیل کاملا کلاسیکی است . با به کارگیری قوانین اپتیک موجی کلاسیک توانستیم رابطه ای را برای حاصلضرب عدم قطعیت های Δx Δp به دست آوریم .

بدیهی است هر آزمایش با تفکیک عالی به دنبال کمینه سازی این حاصل ضرب است .

روشن است از نظر کلاسیکی این حاصل ضرب را به دو طریق میتوان کمینه کرد با انتخاب فوتون با طول موج کوتاه یا فوتون با تکان های کوچک.

• بدیل اول انتخاب پرتوی گاما است .
• بدیل دوم کم شدن شدت پرتوها .

و چون تکانه الکترومغناطیسی کلاسیک متناسب با شدت نور است از این رو با به کار بردن طول موج کوتاه برای فوتون و شدت تابش کم دلخواه حاضر و عدم قطعیت مکان تکانه تا آنجا که دوست داریم کوچک میشود .

در فیزیک کلاسیک حد پایینی بنیادین برای حاصلضرب این عدم قطعیت وجود ندارد، مکانیک کوانتومی وضعیت را به طورکلی دگرگون می‌سازد و طبق مکانیک کوانتومی تکانه فوتون برابر :

Pγ= h/λ

با جایگذاری این رابطه در رابطه کلاسیکی :
Δx Δpx =h/ 2

که معروف به رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ است ، بدست می آید. که با فرمول بندی دقیق تر رابطه زیر به دست می آید:

Δx Δpx ≥ ℏ/ 2

📌@higgs_field

👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌اصل عدم قطعیت هایزنبرگ
#اصل_عدم_قطعیت تنها محدود به مکان و تکانه نیست بلکه همه مکمل های مزدوج را شامل می شود .

📌@phys_Q
جمع بندی - اصل عدم قطعیت ( تعیین )

✓ uncertainty principle
https://t.me/phys_Q/4412

https://t.me/phys_Q/5212

https://t.me/phys_Q/5425

https://t.me/phys_Q/5566

✓ Heisenberg
https://t.me/phys_Q/5215

✓ UP
https://t.me/phys_Q/5243

https://t.me/phys_Q/5351

✓ Quantum indeterministic & UP
https://t.me/phys_Q/5210

✓ how Heisenberg become uncertain
https://t.me/phys_Q/4409

✓ UP (Clip)
https://t.me/phys_Q/5567
.

برای یک فیزیک‌یست ، لذت بردن از مناظر زیبای طبیعی مشروط به درک و فهم تعاملات و ساختار سیستمیک طبیعت است .
#Physics_Lover


📌@higgs_field

.
1