〰
📌The 11 Most Beautiful Mathematical Equations ⁷
🔺معادله اویلر euler equation
این فرمول ساده چیزی خالص در مورد ماهیت کره ها را در بر می گیرد:
تمامی اجسام افلاطونی (و بسیاری از اجسام دیگر) مانند یک کره هستند. به عبارت دیگر میتوان به گونهای آنها را تغییر شکل داد که شبیه کره شوند. برای این کار ابتدا گوشه ها را جابجا کرده و سپس مقداری وجه ها را خم میکنیم. به همین دلیل فرمول F + V − E = 2 را برای یک کره میدانیم.
برای هر جسم چند وجهی که خودش را قطع نمیکند، اگر تعداد وجهها (Faces) را با تعداد رأسها (Vertices) جمع کنیم و از حاصل، تعداد اضلاع (Edges) را کم کنیم، همواره نتیجه مساوی 2 میباشد.
✓ کالین آدامز، ریاضیدان کالج ویلیامز در ماساچوست توضیح داد:
" برای مثال، یک چهار وجهی را در نظر بگیرید که از چهار مثلث، شش ضلع و چهار راس تشکیل شده است." "اگر به شدت در چهار وجهی با وجوه انعطاف پذیر بدمید، می توانید آن را به شکل یک کره گرد کنید، بنابراین از این نظر، یک کره را می توان به چهار وجه، شش ضلع و چهار راس تبدیل کنید و می بینیم که رابطه ی V – E + F = 2 ، برای هرمی با پنج وجه شامل چهار مثلث و یک مربع و هشت ضلع و پنج رأس، و هر ترکیب دیگری از وجه، لبه و رئوس صدق می کند.
آدامز گفت: "یک واقعیت بسیار جالب! ترکیب رئوس vertices، ضلع ها edges و وجه ها faces چیزی بسیار اساسی را در مورد شکل یک کره به تصویر می کشد."
📌@higgs_field
〰
📌The 11 Most Beautiful Mathematical Equations ⁷
🔺معادله اویلر euler equation
این فرمول ساده چیزی خالص در مورد ماهیت کره ها را در بر می گیرد:
تمامی اجسام افلاطونی (و بسیاری از اجسام دیگر) مانند یک کره هستند. به عبارت دیگر میتوان به گونهای آنها را تغییر شکل داد که شبیه کره شوند. برای این کار ابتدا گوشه ها را جابجا کرده و سپس مقداری وجه ها را خم میکنیم. به همین دلیل فرمول F + V − E = 2 را برای یک کره میدانیم.
برای هر جسم چند وجهی که خودش را قطع نمیکند، اگر تعداد وجهها (Faces) را با تعداد رأسها (Vertices) جمع کنیم و از حاصل، تعداد اضلاع (Edges) را کم کنیم، همواره نتیجه مساوی 2 میباشد.
✓ کالین آدامز، ریاضیدان کالج ویلیامز در ماساچوست توضیح داد:
" برای مثال، یک چهار وجهی را در نظر بگیرید که از چهار مثلث، شش ضلع و چهار راس تشکیل شده است." "اگر به شدت در چهار وجهی با وجوه انعطاف پذیر بدمید، می توانید آن را به شکل یک کره گرد کنید، بنابراین از این نظر، یک کره را می توان به چهار وجه، شش ضلع و چهار راس تبدیل کنید و می بینیم که رابطه ی V – E + F = 2 ، برای هرمی با پنج وجه شامل چهار مثلث و یک مربع و هشت ضلع و پنج رأس، و هر ترکیب دیگری از وجه، لبه و رئوس صدق می کند.
آدامز گفت: "یک واقعیت بسیار جالب! ترکیب رئوس vertices، ضلع ها edges و وجه ها faces چیزی بسیار اساسی را در مورد شکل یک کره به تصویر می کشد."
📌@higgs_field
〰
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
📌عملکرد پرسیورنس از زمان فرود در دهانه jezero چیست؟
نگاهی به عملکرد این مریخ نورد
#انگلیسی
📌@higgs_field
〰
📌عملکرد پرسیورنس از زمان فرود در دهانه jezero چیست؟
نگاهی به عملکرد این مریخ نورد
#انگلیسی
📌@higgs_field
〰
〰
🔺چگونه ذرات را بدون مصرف انرژی بین حالت ها جابجا کنیم ؟ درک حالت تازه ای از ماده - کریستال زمانی برای همیشه بین حالت ها بدون مصرف انرژی نوسان می کند . فیزیکدانان ادعا می کنند که این فاز جدید ماده را در داخل یک کامپیوتر کوانتومی ساخته اند.
https://www.quantamagazine.org/first-time-crystal-built-using-googles-quantum-computer-20210730/
📌@higgs_field
〰
🔺چگونه ذرات را بدون مصرف انرژی بین حالت ها جابجا کنیم ؟ درک حالت تازه ای از ماده - کریستال زمانی برای همیشه بین حالت ها بدون مصرف انرژی نوسان می کند . فیزیکدانان ادعا می کنند که این فاز جدید ماده را در داخل یک کامپیوتر کوانتومی ساخته اند.
https://www.quantamagazine.org/first-time-crystal-built-using-googles-quantum-computer-20210730/
📌@higgs_field
〰
〰
📌اشعه های کیهانی
🔺پرتوهای کیهانی ذرات پرانرژی هستند که از فضای بیرونی می آیند و نزدیک به سرعت نور حرکت می کنند. قبل از توسعه شتابدهندههای ذرات، پرتوهای کیهانی تنها منبع ذرات پرانرژی خود را برای مطالعه در اختیار فیزیکدانان قرار میداد. اگرچه پرتوهای کیهانی کم انرژی از خورشید ساطع می شوند، منشاء پرتوهای کیهانی پر انرژی یکی از معماهای برجسته در اخترفیزیک است. این ذرات (عمدتاً پروتونها، اما شامل هستههای اتمی سنگینتر و پرتوهای گاما) تا
108 TeV
انرژی دارند. منابع پرتوهای کیهانی پرانرژی می توانند ابرنواخترها، سیاهچاله ها یا نقص در فضا-زمان باشند. رویدادهای UHECR (پرتوهای کیهانی با انرژی فوقالعاده بالا) نادر هستند، اما اصلاً نباید وجود داشته باشند. زیرا حداکثر ظرف چند صد میلیون سال، آنها باید با برخوردهای پی در پی با فوتون های موجود در پس زمینه مایکروویو کیهانی کند شوند. آنها می توانند در همین نزدیکی تولید شوند، به عنوان مثال، می توانند در حدود 150 میلیون سال نوری کهکشان راه شیری، در کهکشانی مانند کهکشان فعال M87، که حدود 60 میلیون سال نوری از ما فاصله دارد، منشا گرفته شوند.
📌@higgs_field
〰
📌اشعه های کیهانی
🔺پرتوهای کیهانی ذرات پرانرژی هستند که از فضای بیرونی می آیند و نزدیک به سرعت نور حرکت می کنند. قبل از توسعه شتابدهندههای ذرات، پرتوهای کیهانی تنها منبع ذرات پرانرژی خود را برای مطالعه در اختیار فیزیکدانان قرار میداد. اگرچه پرتوهای کیهانی کم انرژی از خورشید ساطع می شوند، منشاء پرتوهای کیهانی پر انرژی یکی از معماهای برجسته در اخترفیزیک است. این ذرات (عمدتاً پروتونها، اما شامل هستههای اتمی سنگینتر و پرتوهای گاما) تا
108 TeV
انرژی دارند. منابع پرتوهای کیهانی پرانرژی می توانند ابرنواخترها، سیاهچاله ها یا نقص در فضا-زمان باشند. رویدادهای UHECR (پرتوهای کیهانی با انرژی فوقالعاده بالا) نادر هستند، اما اصلاً نباید وجود داشته باشند. زیرا حداکثر ظرف چند صد میلیون سال، آنها باید با برخوردهای پی در پی با فوتون های موجود در پس زمینه مایکروویو کیهانی کند شوند. آنها می توانند در همین نزدیکی تولید شوند، به عنوان مثال، می توانند در حدود 150 میلیون سال نوری کهکشان راه شیری، در کهکشانی مانند کهکشان فعال M87، که حدود 60 میلیون سال نوری از ما فاصله دارد، منشا گرفته شوند.
📌@higgs_field
〰
📌 what is space time , really ?
Stephen wolfram
Chapter ⁴
🔺شاید چیزی جز فضا نباشد maby there's nothing but space
• اما، خب، اگر فضا یک شبکه باشد، در مورد همه چیزهایی که در فضا هستند چه توضیحی وجود دارد؟ در مورد تمام الکترون ها و کوارک ها و فوتون ها و غیره چطور؟ در فرمولبندی معمول فیزیک، فضا بستری است که تمام ذرات یا رشتهها یا هر چیز دیگری در سطوح بالایی انرژی درین بستر وجود دارند. اما بسیار پیچیده می شود. و یک احتمال ساده تر وجود دارد: شاید به نوعی همه چیز در جهان فقط "از فضا ساخته شده است".
• همانطور که اخیرا ، در سالهای پایانی عمر انیشتین کاملاً شیفته این ایده بود. او فکر میکرد که شاید ذرات، مانند الکترونها، با چیزی شبیه سیاهچالهها مرتبط شوند که حاوی چیزی جز فضا نیستند . اما در فرمالیسم نسبیت عام، انیشتین هرگز نتوانست این کار را انجام دهد و این ایده تا حد زیادی کنار گذاشته شد.
• تقریبا 100 سال قبل از آن، ایده های مشابهی وجود داشته ، آن زمان قبل از نسبیت خاص بود، زمانی که مردم هنوز فکر می کردند که فضا با یک اتر سیال مانند پر شده است. (از قضا، در دوران مدرن ما دوباره به این فکر می کنیم که فضا پر از میدان هیگز پس زمینه، نوسانات خلاء در میدان های کوانتومی و غیره است.)
• در همین حال، درک شده بود که انواع مختلفی از اتم های گسسته، مربوط به عناصر شیمیایی مختلف وجود دارد. و بنابراین (به ویژه توسط کلوین) پیشنهاد شد که شاید این انواع مختلف اتم ها ممکن است همگی با انواع مختلفی از گره ها در اتر مرتبط باشند.
• ایده جالبی بود اما درست نبود ، در تصور فضا به عنوان یک شبکه، یک ایده مرتبط وجود دارد: شاید ذرات فقط با ساختارهای خاصی در شبکه مطابقت داشته باشند.
• شاید تنها چیزی که باید در جهان وجود داشته باشد شبکه باشد، و سپس ماده در جهان فقط با ویژگی های خاص این شبکه مطابقت دارد.
• دیدن چیزهای مشابه در اتوماتای سلولی روی یک شبکه آسان است. حتی اگر هر سلولی از قوانین ساده یکسانی پیروی می کند، ساختارهای معینی در سیستم وجود دارد - و کاملاً مانند ذرات رفتار می کنند، با فیزیک کامل ذرات و برهم کنش این ذرات . یک بحث کامل در مورد نحوه عملکرد این ذرات در شبکه ها وجود دارد. اما اول، چیز دیگری وجود دارد که صحبت کردن در مورد آن بسیار مهم است:
✓ زمان .
📌@higgs_field
〰
Stephen wolfram
Chapter ⁴
🔺شاید چیزی جز فضا نباشد maby there's nothing but space
• اما، خب، اگر فضا یک شبکه باشد، در مورد همه چیزهایی که در فضا هستند چه توضیحی وجود دارد؟ در مورد تمام الکترون ها و کوارک ها و فوتون ها و غیره چطور؟ در فرمولبندی معمول فیزیک، فضا بستری است که تمام ذرات یا رشتهها یا هر چیز دیگری در سطوح بالایی انرژی درین بستر وجود دارند. اما بسیار پیچیده می شود. و یک احتمال ساده تر وجود دارد: شاید به نوعی همه چیز در جهان فقط "از فضا ساخته شده است".
• همانطور که اخیرا ، در سالهای پایانی عمر انیشتین کاملاً شیفته این ایده بود. او فکر میکرد که شاید ذرات، مانند الکترونها، با چیزی شبیه سیاهچالهها مرتبط شوند که حاوی چیزی جز فضا نیستند . اما در فرمالیسم نسبیت عام، انیشتین هرگز نتوانست این کار را انجام دهد و این ایده تا حد زیادی کنار گذاشته شد.
• تقریبا 100 سال قبل از آن، ایده های مشابهی وجود داشته ، آن زمان قبل از نسبیت خاص بود، زمانی که مردم هنوز فکر می کردند که فضا با یک اتر سیال مانند پر شده است. (از قضا، در دوران مدرن ما دوباره به این فکر می کنیم که فضا پر از میدان هیگز پس زمینه، نوسانات خلاء در میدان های کوانتومی و غیره است.)
• در همین حال، درک شده بود که انواع مختلفی از اتم های گسسته، مربوط به عناصر شیمیایی مختلف وجود دارد. و بنابراین (به ویژه توسط کلوین) پیشنهاد شد که شاید این انواع مختلف اتم ها ممکن است همگی با انواع مختلفی از گره ها در اتر مرتبط باشند.
• ایده جالبی بود اما درست نبود ، در تصور فضا به عنوان یک شبکه، یک ایده مرتبط وجود دارد: شاید ذرات فقط با ساختارهای خاصی در شبکه مطابقت داشته باشند.
• شاید تنها چیزی که باید در جهان وجود داشته باشد شبکه باشد، و سپس ماده در جهان فقط با ویژگی های خاص این شبکه مطابقت دارد.
• دیدن چیزهای مشابه در اتوماتای سلولی روی یک شبکه آسان است. حتی اگر هر سلولی از قوانین ساده یکسانی پیروی می کند، ساختارهای معینی در سیستم وجود دارد - و کاملاً مانند ذرات رفتار می کنند، با فیزیک کامل ذرات و برهم کنش این ذرات . یک بحث کامل در مورد نحوه عملکرد این ذرات در شبکه ها وجود دارد. اما اول، چیز دیگری وجود دارد که صحبت کردن در مورد آن بسیار مهم است:
✓ زمان .
📌@higgs_field
〰
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺این کلیپ در سال 2011، برنده جایزه نیکون Small World in Motion، فرآیند تزریق جوهر به شریان کیسه زرده جنین جوجه 72 ساعته را نشان می دهد که برای تجسم قلب تپنده و عروق انجام شده است.
📌@higgs_field
〰
🔺این کلیپ در سال 2011، برنده جایزه نیکون Small World in Motion، فرآیند تزریق جوهر به شریان کیسه زرده جنین جوجه 72 ساعته را نشان می دهد که برای تجسم قلب تپنده و عروق انجام شده است.
📌@higgs_field
〰
Forwarded from physics
〰
📌What is space-time really?
Stefan wolfram
Chapter one
https://t.me/higgs_field/5422
Chapter 2
https://t.me/higgs_field/5491
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5523
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5532
📌What is space-time really?
Stefan wolfram
Chapter one
https://t.me/higgs_field/5422
Chapter 2
https://t.me/higgs_field/5491
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5523
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5532
👍1
📌what is the particle?
Chapter ³
By NATALIE WOLCHOVER
🔺یک ذره حالتی از گروه است که غیرقابل تقلیل است.
• مارک فون رامسدونگ Mark Van Raamsdonk روزی از شروع کلاسهای خود در دوره تحصیلات تکمیلی در دانشگاه پرینستون را به یاد میآورد که در اولین جلسه درس نظریه میدان کوانتومی، استاد پس از ورود به کلاس پرسید: ذره چیست؟
و یکی از دانشجویان در پاسخ به این سوال گفت: حالتی غیرقابل تقلیل از گروه پوانکاره.
• استاد با دریافت چنین پاسخ عمیقی، بدون هیچ توضیح اضافهای به سراغ درس رفت. Mark Van Raamsdonk در ادامه میگوید: در طول این درس حتی یک کلمه هم یاد نگرفتم. او اکنون یک فیزیکدان نظری در دانشگاه بریتیش کلمبیا است.
پاسخی که دانشجو به سوال استاد داده بود، یعنی نمایشی از گروههای تقارنی، پاسخی است که افراد دارای مطالعه در این زمینه، میتوانند ارائه دهند.
برای مثال یک مثلث متساوی الاضلاع را در نظر بگیرید. چرخش آن با زوایای 120 یا 240 درجه، منعکس کردن آن در امتداد یک خط از هر گوشه، یا از نقطه میانی درون مثلث، هیچ تغییری در آن ایجاد نمیکند. دستهای از تقارنها وجود دارند که تعریف میدان را بیان میکنند. گروهها را میتوان به کمک مجموعهای از ماتریسها در ریاضی بیان کرد –آرایهای از اعداد که وقتی در مختصات مثلث ضرب میشوند، نتایج مشابه را برمیگردانند. چنین مجموعهای از ماتریسها نمایشی از یک گروه متقارن است.
• به طور مشابه، الکترونها، فوتونها و سایر ذرات بنیادی نیز اجسامی هستند که در صورت اعمال عملیاتی خاص، ثابت و بدون تغییر باقی میمانند. به عبارت دیگر ذرات نمودهایی از گروه پوانکاره هستند: گروهی از 10 روش مختلف که در فضا-زمان پیوسته جابجا میشوند. اجسام میتوانند در راستای فضایی سه بعدی حرکت کنند و یا در زمان جابجایی داشته باشند. همچنین میتوانند در سه جهت بچرخند و یا در هر کدام از این جهتها، خیز (boost) داشته باشند. در سال 1939، ریاضی فیزیکدان مشهور Eugene Wigner، ذره را جسمی ساده توصیف کرد که میتواند تغییر مکان دهد، بچرخد و یا بخیزد.
• او دریافت جسمی که میتواند تحت این ده تبدیل پوانکاره تغییر شکل دهد، مجموعه حداقلی از ویژگیهای مشخصی وجود دارد که میتوان چنین ویژگیهایی را به ذره اطلاق کرد. یکی از این ویژگیها انرژی است. به بیان دقیق، انرژی خاصیتی از ذره است که در هنگام جابجایی ذره در راستای زمان بدون تغییر باقی میماند. تکانه ویژگی دیگری از ذره است که هنگام جابجایی آن در راستای مکانی بدون تغییر میماند.
• ویژگی سوم برای تعیین چگونگی تغییر ذره تحت خیز و چرخش فضایی به صورت همزمان است (چنین حالتی را چرخش در فضا-زمان مینامیم). این ویژگی مهم، اسپین نام دارد. در زمانی که Wigner بر روی این مباحث مطالعه میکرد، فیزیکدانان از وجود اسپین اطلاع داشتند و آن را به عنوان تکانه زاویهای ذاتی ذره میدانستند که به تعیین بسیاری از جنبههای رفتاری ذره کمک میکند. به عنوان مثال در تعیین اینکه آیا ذره همانند ماده (مثلا الکترون) رفتار میکند و یا همانند نیرو (مانند فوتون) مفید است. او نشان داد: اسپین همانند برچسبی است که هر ذره بر روی خود دارد و این ناشی از چرخش جهان است. نیما ارکانی حامد، فیزیکدان ذرات در مرکز مطالعات پیشرفته در پرینستون نیز با این دیدگاه موافق است.
• نمایشهای مختلف گروه پوانکاره، ذراتی با تعداد مختلف برچسب چرخشی یا درجه آزادی است که تحت تاثیر چرخش عالم هستند. برای مثال، ذراتی وجود دارند که سه درجه آزادی اسپینی دارند. این ذرات همانند اجسام سه بعدی، چرخش میکنند. با اینحال، تمام ذرات عالم، دو درجه آزادی اسپینی دارند که اسپین بالا و اسپین پایین نامیده میشوند و هرکدام به صورت مختلفی میچرخند. اگر شما یک الکترون را تحت زاویه 360 درجه بچرخانید، حالت آن همانند یک بردار که به دور نوار پیچیده Möbius شده است، برعکس میشود.
در طبیعت میتوان ذراتی با یک اسپین تا پنج اسپین نیز پیدا کرد. تنها حالتی از گروه پوانکاره با چهار اسپین تاکنون مشاهده نشده است.
• مطابقت بین ذرات بنیادی و نمایش آنها آنچنان زیبا است که برخی فیزیکدانان – همانند استاد Van Raamsdonk آنها را یکسان میدانند. برخی دیگر این دو را به عنوان همبستگی میبینند. Sheldon Glashow، فیزیکدان ذرات در دانشگاه هاروارد و بوستون که برنده جایزه نوبل نیز میباشد در اینباره گفت:
"نمایش ارائه شده در واقع همان ذره نیست. بلکه راهی برای توصیف ویژگیهای ذره است. اجازه دهید تفکیکی برای این دو مفهوم در نظر بگیریم."
📌@higgs_field
〰
Chapter ³
By NATALIE WOLCHOVER
🔺یک ذره حالتی از گروه است که غیرقابل تقلیل است.
• مارک فون رامسدونگ Mark Van Raamsdonk روزی از شروع کلاسهای خود در دوره تحصیلات تکمیلی در دانشگاه پرینستون را به یاد میآورد که در اولین جلسه درس نظریه میدان کوانتومی، استاد پس از ورود به کلاس پرسید: ذره چیست؟
و یکی از دانشجویان در پاسخ به این سوال گفت: حالتی غیرقابل تقلیل از گروه پوانکاره.
• استاد با دریافت چنین پاسخ عمیقی، بدون هیچ توضیح اضافهای به سراغ درس رفت. Mark Van Raamsdonk در ادامه میگوید: در طول این درس حتی یک کلمه هم یاد نگرفتم. او اکنون یک فیزیکدان نظری در دانشگاه بریتیش کلمبیا است.
پاسخی که دانشجو به سوال استاد داده بود، یعنی نمایشی از گروههای تقارنی، پاسخی است که افراد دارای مطالعه در این زمینه، میتوانند ارائه دهند.
برای مثال یک مثلث متساوی الاضلاع را در نظر بگیرید. چرخش آن با زوایای 120 یا 240 درجه، منعکس کردن آن در امتداد یک خط از هر گوشه، یا از نقطه میانی درون مثلث، هیچ تغییری در آن ایجاد نمیکند. دستهای از تقارنها وجود دارند که تعریف میدان را بیان میکنند. گروهها را میتوان به کمک مجموعهای از ماتریسها در ریاضی بیان کرد –آرایهای از اعداد که وقتی در مختصات مثلث ضرب میشوند، نتایج مشابه را برمیگردانند. چنین مجموعهای از ماتریسها نمایشی از یک گروه متقارن است.
• به طور مشابه، الکترونها، فوتونها و سایر ذرات بنیادی نیز اجسامی هستند که در صورت اعمال عملیاتی خاص، ثابت و بدون تغییر باقی میمانند. به عبارت دیگر ذرات نمودهایی از گروه پوانکاره هستند: گروهی از 10 روش مختلف که در فضا-زمان پیوسته جابجا میشوند. اجسام میتوانند در راستای فضایی سه بعدی حرکت کنند و یا در زمان جابجایی داشته باشند. همچنین میتوانند در سه جهت بچرخند و یا در هر کدام از این جهتها، خیز (boost) داشته باشند. در سال 1939، ریاضی فیزیکدان مشهور Eugene Wigner، ذره را جسمی ساده توصیف کرد که میتواند تغییر مکان دهد، بچرخد و یا بخیزد.
• او دریافت جسمی که میتواند تحت این ده تبدیل پوانکاره تغییر شکل دهد، مجموعه حداقلی از ویژگیهای مشخصی وجود دارد که میتوان چنین ویژگیهایی را به ذره اطلاق کرد. یکی از این ویژگیها انرژی است. به بیان دقیق، انرژی خاصیتی از ذره است که در هنگام جابجایی ذره در راستای زمان بدون تغییر باقی میماند. تکانه ویژگی دیگری از ذره است که هنگام جابجایی آن در راستای مکانی بدون تغییر میماند.
• ویژگی سوم برای تعیین چگونگی تغییر ذره تحت خیز و چرخش فضایی به صورت همزمان است (چنین حالتی را چرخش در فضا-زمان مینامیم). این ویژگی مهم، اسپین نام دارد. در زمانی که Wigner بر روی این مباحث مطالعه میکرد، فیزیکدانان از وجود اسپین اطلاع داشتند و آن را به عنوان تکانه زاویهای ذاتی ذره میدانستند که به تعیین بسیاری از جنبههای رفتاری ذره کمک میکند. به عنوان مثال در تعیین اینکه آیا ذره همانند ماده (مثلا الکترون) رفتار میکند و یا همانند نیرو (مانند فوتون) مفید است. او نشان داد: اسپین همانند برچسبی است که هر ذره بر روی خود دارد و این ناشی از چرخش جهان است. نیما ارکانی حامد، فیزیکدان ذرات در مرکز مطالعات پیشرفته در پرینستون نیز با این دیدگاه موافق است.
• نمایشهای مختلف گروه پوانکاره، ذراتی با تعداد مختلف برچسب چرخشی یا درجه آزادی است که تحت تاثیر چرخش عالم هستند. برای مثال، ذراتی وجود دارند که سه درجه آزادی اسپینی دارند. این ذرات همانند اجسام سه بعدی، چرخش میکنند. با اینحال، تمام ذرات عالم، دو درجه آزادی اسپینی دارند که اسپین بالا و اسپین پایین نامیده میشوند و هرکدام به صورت مختلفی میچرخند. اگر شما یک الکترون را تحت زاویه 360 درجه بچرخانید، حالت آن همانند یک بردار که به دور نوار پیچیده Möbius شده است، برعکس میشود.
در طبیعت میتوان ذراتی با یک اسپین تا پنج اسپین نیز پیدا کرد. تنها حالتی از گروه پوانکاره با چهار اسپین تاکنون مشاهده نشده است.
• مطابقت بین ذرات بنیادی و نمایش آنها آنچنان زیبا است که برخی فیزیکدانان – همانند استاد Van Raamsdonk آنها را یکسان میدانند. برخی دیگر این دو را به عنوان همبستگی میبینند. Sheldon Glashow، فیزیکدان ذرات در دانشگاه هاروارد و بوستون که برنده جایزه نوبل نیز میباشد در اینباره گفت:
"نمایش ارائه شده در واقع همان ذره نیست. بلکه راهی برای توصیف ویژگیهای ذره است. اجازه دهید تفکیکی برای این دو مفهوم در نظر بگیریم."
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
📌 شفق aurora
🔺 ذرات باردار در بادهای خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین برهم کنش دارند و تعدادی از این ذرات در امتداد خطوط میدان مغناطسی زمین به سمت قطب های شمال و جنوب شتاب میگیرند (طبق قانون دست راست در الکترومغناطیس) . وقتی این ذرات به لایه ی یونوسفر (Ionosphere) برخورد میکنند، ذرات تشکیل دهنده ی یونوسفر برانگیخته می شوند. این برانگیختگی باعث انتقال الکترون ها به تراز های بالاتر و برگشت به حالت پایه شده، و این فرایند نورهایی با طول موج معیّن گسیل میکند.
به طور مثال مولکول اکسیژن (O2) متمایل به تولید نور سرخ و یا زرد، تک اتم اکسیژن (O) متمایل به تولید نور سبز و اتم های نیتروژن (N) متمایل به تولید نور بنفش هستند که البته نمونه های آن قبلا در کانال ارائه شده است.
🆔 @phys_Q
📌 شفق aurora
🔺 ذرات باردار در بادهای خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین برهم کنش دارند و تعدادی از این ذرات در امتداد خطوط میدان مغناطسی زمین به سمت قطب های شمال و جنوب شتاب میگیرند (طبق قانون دست راست در الکترومغناطیس) . وقتی این ذرات به لایه ی یونوسفر (Ionosphere) برخورد میکنند، ذرات تشکیل دهنده ی یونوسفر برانگیخته می شوند. این برانگیختگی باعث انتقال الکترون ها به تراز های بالاتر و برگشت به حالت پایه شده، و این فرایند نورهایی با طول موج معیّن گسیل میکند.
به طور مثال مولکول اکسیژن (O2) متمایل به تولید نور سرخ و یا زرد، تک اتم اکسیژن (O) متمایل به تولید نور سبز و اتم های نیتروژن (N) متمایل به تولید نور بنفش هستند که البته نمونه های آن قبلا در کانال ارائه شده است.
🆔 @phys_Q
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺 وجود کریستال های یخ در لایه های بالایی جو زمین باعث شکست و تجزیه نور بدلیل عملکرد منشور مانند این کریستالها می شود - جذابیت را پس از برهمکنش طیف الکترومغناطیس (نور مرئی ) و ماده ( کریستال یخ ) ، باید از نو معنا کرد .
📌@higgs_field
〰
🔺 وجود کریستال های یخ در لایه های بالایی جو زمین باعث شکست و تجزیه نور بدلیل عملکرد منشور مانند این کریستالها می شود - جذابیت را پس از برهمکنش طیف الکترومغناطیس (نور مرئی ) و ماده ( کریستال یخ ) ، باید از نو معنا کرد .
📌@higgs_field
〰
❤1
📌QFT , QM
🔺در مکانیک کوانتومی (QM)، همیشه بر بخشهای « اسرار آمیز » مانند پارادوکس EPR، نابرابری بل و غیره تأکید میشود. نابرابری بل به ما می گوید که QM یا غیرمحلی Non-local است یا غیر واقعی non-realistic یا هر دو.
اما در نظریه میدان کوانتومی (QFT)، موضعیت و علیت جاری است و هرگز به "Non-locality " یا "non-realistic " اشاره نمی کند. در حالی که QFT نیز یک نظریه کوانتومی است، آیا تناقضی بین موضعیت QFT با ناموضعیت در QM وجود دارد؟ آیا موضعیت QFT فقط به این معناست که QM محل گرا و غیرواقعی است؟
✓ محل گرایی QFT به اپراتور ریاضیاتی اشاره دارد. (نا) موضعیت قضیه بل به حالت (پرتوهای) فضای هیلبرت اشاره دارد. و مفاهیم متفاوتی از موضعیت هستند که به صورت مسالمت آمیز همزیستی دارند.
جدای از این مشکلات، دلیل عمیق تری نیز وجود دارد که باعث می شود تا بتوان ساز و کارهای مشاهده پذیر را از حالت ها جدا کرد. این تضاد آشکار بین اصل محلی گرایی است که به ویژه بر نظریه میدان کلاسیک حاکم است و وجود همبستگی های غیرکلاسیک (درهم تنیدگی) در سیستم های کوانتومی که اغلب به عنوان ناموضعیت فیزیک کوانتومی از آن یاد می شود. در واقع معلوم می شود که جبر مشاهده پذیر ها کاملاً با اصل محلی بودن سازگار است در حالی که حالت ها معمولاً همبستگی های غیر محلی را نشان می دهند.
تئوری میدان کوانتومی QFT زیرمجموعهای از نظریههای مکانیک کوانتومی QM است - نظریههای میدان کوانتومی نظریههایی هستند که مشاهده به طور طبیعی از عملگرهای میدانی ساخته میشوند - بنابراین هر چیزی که برای همه نظریههای QM وجود دارد برای QFTها نیز صادق است. به طور خاص، همه QFT ها "non-realistic " هستند، زیرا همه نظریه های QM "غیر واقع گرایانه" هستند.
نظریههای QM ممکن است در اصل غیر محلی باشند، اما نظریههای QM مربوط به توصیف جهان ما محلی هستند. آنها یا QFT یا تعمیم آنها مانند نظریه ریسمان (تئوری تار string theory) هستند . محل گرایی به این معنی است که یک رویداد یا یک اندازه گیری هرگز نمی تواند بر احتمالات رویدادهایی که از نظر فضا ایزوله شده اند تأثیر بگذارد یا تغییر دهد.
نظریه میدان کوانتومی مکانیک کوانتومی است که در سیستمهای علی کوواریانس لورنتس اعمال میشود. یعنی نظریه میدان کوانتومی صرفاً مکانیک کوانتومی به اضافه نسبیت خاص است.
📌@higgs_field
〰
🔺در مکانیک کوانتومی (QM)، همیشه بر بخشهای « اسرار آمیز » مانند پارادوکس EPR، نابرابری بل و غیره تأکید میشود. نابرابری بل به ما می گوید که QM یا غیرمحلی Non-local است یا غیر واقعی non-realistic یا هر دو.
اما در نظریه میدان کوانتومی (QFT)، موضعیت و علیت جاری است و هرگز به "Non-locality " یا "non-realistic " اشاره نمی کند. در حالی که QFT نیز یک نظریه کوانتومی است، آیا تناقضی بین موضعیت QFT با ناموضعیت در QM وجود دارد؟ آیا موضعیت QFT فقط به این معناست که QM محل گرا و غیرواقعی است؟
✓ محل گرایی QFT به اپراتور ریاضیاتی اشاره دارد. (نا) موضعیت قضیه بل به حالت (پرتوهای) فضای هیلبرت اشاره دارد. و مفاهیم متفاوتی از موضعیت هستند که به صورت مسالمت آمیز همزیستی دارند.
جدای از این مشکلات، دلیل عمیق تری نیز وجود دارد که باعث می شود تا بتوان ساز و کارهای مشاهده پذیر را از حالت ها جدا کرد. این تضاد آشکار بین اصل محلی گرایی است که به ویژه بر نظریه میدان کلاسیک حاکم است و وجود همبستگی های غیرکلاسیک (درهم تنیدگی) در سیستم های کوانتومی که اغلب به عنوان ناموضعیت فیزیک کوانتومی از آن یاد می شود. در واقع معلوم می شود که جبر مشاهده پذیر ها کاملاً با اصل محلی بودن سازگار است در حالی که حالت ها معمولاً همبستگی های غیر محلی را نشان می دهند.
تئوری میدان کوانتومی QFT زیرمجموعهای از نظریههای مکانیک کوانتومی QM است - نظریههای میدان کوانتومی نظریههایی هستند که مشاهده به طور طبیعی از عملگرهای میدانی ساخته میشوند - بنابراین هر چیزی که برای همه نظریههای QM وجود دارد برای QFTها نیز صادق است. به طور خاص، همه QFT ها "non-realistic " هستند، زیرا همه نظریه های QM "غیر واقع گرایانه" هستند.
نظریههای QM ممکن است در اصل غیر محلی باشند، اما نظریههای QM مربوط به توصیف جهان ما محلی هستند. آنها یا QFT یا تعمیم آنها مانند نظریه ریسمان (تئوری تار string theory) هستند . محل گرایی به این معنی است که یک رویداد یا یک اندازه گیری هرگز نمی تواند بر احتمالات رویدادهایی که از نظر فضا ایزوله شده اند تأثیر بگذارد یا تغییر دهد.
نظریه میدان کوانتومی مکانیک کوانتومی است که در سیستمهای علی کوواریانس لورنتس اعمال میشود. یعنی نظریه میدان کوانتومی صرفاً مکانیک کوانتومی به اضافه نسبیت خاص است.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
📌مرگ، فیزیک و اندیشهی آرزومند
• ترس از مرگ ممکن است زمینه ساز علاقه فیزیکدانان به اصل انسان شناسی، چندجهانی، ابرجبر و سایر ایده های متزلزل باشد.
• توسط جان هورگان
🔺ذهن دمدمی مزاج ما تلاش های روانشناسان برای یافتن نظریه های پایا را خنثی می کند. اما تئوری مدیریت وحشت از زمانی که سه روانشناس بیش از 30 سال پیش آن را مطرح کردند، بسیار خوب عمل کرده است. بر این باور است که ترس از مرگ زیربنای بسیاری از اعمال و اعتقادات ما است. هنگامی که فانی بودن خود را یادآوری می کنیم، محکم تر به باورهای خود می چسبیم، به خصوص اگر این باورها ما را به چیزی فراتر از خود فانی و ضعیف تبدیل کند .
تئوری مدیریت وحشت می تواند روندهای سیاسی گیج کننده ای مانند جذب ما به توطئه های عجیب و غریب و رهبران اقتدارگرا را توجیه کند. سال گذشته، برای توضیح اینکه چرا محبوبیت دونالد ترامپ در آغاز همهگیری کووید-19 افزایش یافت، از این نظریه استفاده کردم. اخیراً نیز تعجب کرده ام که آیا نظریه مدیریت وحشت می تواند روندهای فیزیک را نیز توضیح دهد.
فیزیکدانان به عقلانیت خود می بالند، با این حال آنها به اندازه بقیه ما مستعد ترس نهان و درونی هستند، اگر بیشتر نباشند. تحقیقات آنها را وادار می کند تا در کارهای روزانه خود با بی نهایت و ابدیت روبرو شوند، نه فقط در تاریکی شب. علاوه بر این، معادلات فیزیکدانان، ذرات تحت فشار و کشیده شده توسط نیروهای طبیعت را توصیف میکنند. هیچ جایی برای عشق، دوستی، زیبایی، عدالت وجود ندارد - ارزش های زندگانی ، از منظر فیزیک سرد هستند و کل وجود انسان، چه رسد به زندگی فردی، می تواند به طرز وحشتناکی زودگذر و بیهوده به نظر برسد.......
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5545
https://apple.news/AazJhVCTSRxuokwohlOdUBg
〰
• ترس از مرگ ممکن است زمینه ساز علاقه فیزیکدانان به اصل انسان شناسی، چندجهانی، ابرجبر و سایر ایده های متزلزل باشد.
• توسط جان هورگان
🔺ذهن دمدمی مزاج ما تلاش های روانشناسان برای یافتن نظریه های پایا را خنثی می کند. اما تئوری مدیریت وحشت از زمانی که سه روانشناس بیش از 30 سال پیش آن را مطرح کردند، بسیار خوب عمل کرده است. بر این باور است که ترس از مرگ زیربنای بسیاری از اعمال و اعتقادات ما است. هنگامی که فانی بودن خود را یادآوری می کنیم، محکم تر به باورهای خود می چسبیم، به خصوص اگر این باورها ما را به چیزی فراتر از خود فانی و ضعیف تبدیل کند .
تئوری مدیریت وحشت می تواند روندهای سیاسی گیج کننده ای مانند جذب ما به توطئه های عجیب و غریب و رهبران اقتدارگرا را توجیه کند. سال گذشته، برای توضیح اینکه چرا محبوبیت دونالد ترامپ در آغاز همهگیری کووید-19 افزایش یافت، از این نظریه استفاده کردم. اخیراً نیز تعجب کرده ام که آیا نظریه مدیریت وحشت می تواند روندهای فیزیک را نیز توضیح دهد.
فیزیکدانان به عقلانیت خود می بالند، با این حال آنها به اندازه بقیه ما مستعد ترس نهان و درونی هستند، اگر بیشتر نباشند. تحقیقات آنها را وادار می کند تا در کارهای روزانه خود با بی نهایت و ابدیت روبرو شوند، نه فقط در تاریکی شب. علاوه بر این، معادلات فیزیکدانان، ذرات تحت فشار و کشیده شده توسط نیروهای طبیعت را توصیف میکنند. هیچ جایی برای عشق، دوستی، زیبایی، عدالت وجود ندارد - ارزش های زندگانی ، از منظر فیزیک سرد هستند و کل وجود انسان، چه رسد به زندگی فردی، می تواند به طرز وحشتناکی زودگذر و بیهوده به نظر برسد.......
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5545
https://apple.news/AazJhVCTSRxuokwohlOdUBg
〰
Telegram
کوانتوم مکانیک
📌مرگ، فیزیک و اندیشهی آرزومند
• جان هورگان - قسمت نخست
• ترس از مرگ ممکن است زمینه ساز علاقه فیزیکدانان به اصل انسان شناسی، چندجهانی، ابرجبر و سایر ایده های متزلزل باشد.
🔺ذهن دمدمی مزاج ما تلاش های روانشناسان برای یافتن نظریه های پایا را خنثی می کند.…
• جان هورگان - قسمت نخست
• ترس از مرگ ممکن است زمینه ساز علاقه فیزیکدانان به اصل انسان شناسی، چندجهانی، ابرجبر و سایر ایده های متزلزل باشد.
🔺ذهن دمدمی مزاج ما تلاش های روانشناسان برای یافتن نظریه های پایا را خنثی می کند.…
💢تقریر دقیق تر اصل هم ارزی جرم گرانشی و لختی با در نظر گرفتن اصل جزر و مدّی بیان می گردد.
"یک فرمول دقیق تر از اصل هم ارزی بیان می کند که در هر چارچوب مرجعی که آزادانه سقوط می کند ، قوانین فیزیک همانند نسبیت خاص است ، مادامی که بتوان از اثرات جزر و مدی چشم پوشی کرد."
قسمت اول
https://t.me/higgs_field/4578
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/4583
قسمت سوم
https://t.me/higgs_field/4586
💢 @HIGGS_FIELD
"یک فرمول دقیق تر از اصل هم ارزی بیان می کند که در هر چارچوب مرجعی که آزادانه سقوط می کند ، قوانین فیزیک همانند نسبیت خاص است ، مادامی که بتوان از اثرات جزر و مدی چشم پوشی کرد."
قسمت اول
https://t.me/higgs_field/4578
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/4583
قسمت سوم
https://t.me/higgs_field/4586
💢 @HIGGS_FIELD
👍1
📌مرگ، فیزیک و اندیشهی آرزومند
• جان هورگان - قسمت نخست
• ترس از مرگ ممکن است زمینه ساز علاقه فیزیکدانان به اصل انسان شناسی، چندجهانی، ابرجبر و سایر ایده های متزلزل باشد.
🔺ذهن دمدمی مزاج ما تلاش های روانشناسان برای یافتن نظریه های پایا را خنثی می کند. اما تئوری مدیریت وحشت از زمانی که سه روانشناس بیش از 30 سال پیش آن را مطرح کردند، بسیار خوب عمل کرده است. بر این باور است که ترس از مرگ زیربنای بسیاری از اعمال و اعتقادات ما است. هنگامی که فانی بودن خود را یادآوری می کنیم، محکم تر به باورهای خود می چسبیم، به خصوص اگر این باورها ما را به چیزی فراتر از خود فانی و ضعیف تبدیل کند .
تئوری مدیریت وحشت می تواند روندهای سیاسی گیج کننده ای مانند جذب ما به توطئه های عجیب و غریب و رهبران اقتدارگرا را توجیه کند. سال گذشته، برای توضیح اینکه چرا محبوبیت دونالد ترامپ در آغاز همهگیری کووید-19 افزایش یافت، از این نظریه استفاده کردم. اخیراً نیز تعجب کرده ام که آیا نظریه مدیریت وحشت می تواند روندهای فیزیک را نیز توضیح دهد.
فیزیکدانان به عقلانیت خود می بالند، با این حال آنها به اندازه بقیه ما مستعد ترس های ذاتی هستند. تحقیقات آنها را وادار می کند تا در کارهای روزانه خود با بی نهایت و ابدیت روبرو شوند. علاوه بر این، معادلات فیزیکدانان، ذرات تحت فشار و کشیده شده توسط نیروهای طبیعت را توصیف میکنند. هیچ جایی برای عشق، دوستی، زیبایی، عدالت وجود ندارد - ارزش های زندگی از این منظر سرد بنظر می آیند ، و کل وجود انسان، چه رسد به زندگی فردی، می تواند به طرز وحشتناکی زودگذر و بیهوده به نظر برسد.
استیون واینبرگ، مسلماً بزرگترین فیزیکدان نیم قرن اخیر، از ما خواسته است که مفاهیم اندوهناک فیزیک را بپذیریم، همچنین وی تلاشهایی برای جایگزینی این مفاهیم فسرده گر با دین را رد کرد. واینبرگ در «رویاهای یک تئوری نهایی» گفت علم نمیتواند جایگزین «تسلیهایی شود که دین در مواجهه با مرگ ارائه کرده است». واینبرگ، که در ماه ژوئیه درگذشت، به طور غیرعادی در برابر تفکرات رویا گونه مقاوم بود (به جز اندیشه او درباره نظریه نهایی). به گمان من، سایر فیزیکدانان دقیقاً به این دلیل که مرگ را قابل تحمل تر می کند، به برخی فرضیه ها می چسبند. در زیر نمونه هایی آورده شده است.
→ https://apple.news/AazJhVCTSRxuokwohlOdUBg
📌@higgs_field
〰
• جان هورگان - قسمت نخست
• ترس از مرگ ممکن است زمینه ساز علاقه فیزیکدانان به اصل انسان شناسی، چندجهانی، ابرجبر و سایر ایده های متزلزل باشد.
🔺ذهن دمدمی مزاج ما تلاش های روانشناسان برای یافتن نظریه های پایا را خنثی می کند. اما تئوری مدیریت وحشت از زمانی که سه روانشناس بیش از 30 سال پیش آن را مطرح کردند، بسیار خوب عمل کرده است. بر این باور است که ترس از مرگ زیربنای بسیاری از اعمال و اعتقادات ما است. هنگامی که فانی بودن خود را یادآوری می کنیم، محکم تر به باورهای خود می چسبیم، به خصوص اگر این باورها ما را به چیزی فراتر از خود فانی و ضعیف تبدیل کند .
تئوری مدیریت وحشت می تواند روندهای سیاسی گیج کننده ای مانند جذب ما به توطئه های عجیب و غریب و رهبران اقتدارگرا را توجیه کند. سال گذشته، برای توضیح اینکه چرا محبوبیت دونالد ترامپ در آغاز همهگیری کووید-19 افزایش یافت، از این نظریه استفاده کردم. اخیراً نیز تعجب کرده ام که آیا نظریه مدیریت وحشت می تواند روندهای فیزیک را نیز توضیح دهد.
فیزیکدانان به عقلانیت خود می بالند، با این حال آنها به اندازه بقیه ما مستعد ترس های ذاتی هستند. تحقیقات آنها را وادار می کند تا در کارهای روزانه خود با بی نهایت و ابدیت روبرو شوند. علاوه بر این، معادلات فیزیکدانان، ذرات تحت فشار و کشیده شده توسط نیروهای طبیعت را توصیف میکنند. هیچ جایی برای عشق، دوستی، زیبایی، عدالت وجود ندارد - ارزش های زندگی از این منظر سرد بنظر می آیند ، و کل وجود انسان، چه رسد به زندگی فردی، می تواند به طرز وحشتناکی زودگذر و بیهوده به نظر برسد.
استیون واینبرگ، مسلماً بزرگترین فیزیکدان نیم قرن اخیر، از ما خواسته است که مفاهیم اندوهناک فیزیک را بپذیریم، همچنین وی تلاشهایی برای جایگزینی این مفاهیم فسرده گر با دین را رد کرد. واینبرگ در «رویاهای یک تئوری نهایی» گفت علم نمیتواند جایگزین «تسلیهایی شود که دین در مواجهه با مرگ ارائه کرده است». واینبرگ، که در ماه ژوئیه درگذشت، به طور غیرعادی در برابر تفکرات رویا گونه مقاوم بود (به جز اندیشه او درباره نظریه نهایی). به گمان من، سایر فیزیکدانان دقیقاً به این دلیل که مرگ را قابل تحمل تر می کند، به برخی فرضیه ها می چسبند. در زیر نمونه هایی آورده شده است.
→ https://apple.news/AazJhVCTSRxuokwohlOdUBg
📌@higgs_field
〰
apple.news
Death, Physics and Wishful Thinking
Our quirky minds thwart psychologists’ efforts to find durable theories. But terror-management theory has held up quite well since three psychologists proposed it more than 30 years ago. It holds that fear of death underpins many of our actions and convictions.…
📌what is the particle?
Chapter ⁴
By NATALIE WOLCHOVER
🔺ذرات لایههای متعددی دارند.
خواه تمایزی وجود داشته باشد یا خیر، در طول قرن بیستم رابطه بین فیزیک ذرات و تئوریهای توصیف کننده پیشرفت چشمگیری داشته است. اکتشافات نشان داد ذرات بنیادی برای پیمایش فضا-زمان نه تنها برچسبی همانند اسپین را دارند، بلکه دارای برچسبهای اضافه دیگری نیز هستند.
ذراتی که دارای انرژی، تکانه و چرخش یکسان تحت ده تبدیل گروه پوانکاره هستند، باز هم تفاوتهایی با یکدیگر دارند. به عنوان مثال، آنها میتوانند مقادیر مختلفی از بار الکتریکی را حمل کنند. همانطور که Quinn میگوید، باغ وحشی از ذرات در قرن 20ام شکل گرفت که برچسبهای دیگری همانند رنگ و طعم نیز به ذرات تعلق گرفت.
همانطور که ذرات نمایشهایی از گروه پوانکاره هستند، نظریهپردازان دریافتند که خصوصیات اضافی میتوانند اطلاعاتی از روشهای تبدیلی را در اختیارشان قرار دهند. اما این تغییرات جدید، انتزاعیتر و پیچیدهتر از تغییراتی همچون جابجایی هستند. آنها حالات داخلی ذره را تغییر میدهند- به علت فقدان کلمهای بهتر، از حالات داخلی استفاده میکنیم.
خصوصیتی که به عنوان رنگ معرفی شده است را در نظر بگیرید: در دهه 1960، فیزیکدانان تائید کردند کوارکها، عناصر اصلی سازنده هسته اتم، میتوانند در یک ترکیب احتمالی از سه حالت ممکن وجود داشته باشند که آنها را قرمز، سبز و آبی نامیدند. این حالتها در اصل هیچ ارتباطی با رنگهای واقعی ندارند. تنها تفاوت آنهاست که به معنای برچسبهای مختلف بر روی هر ذره است. کوارکها با سه برچسب خود، نمایشی از گروهی از تحولات به نام SU(3) هستند که از بینهایت روشهای ترکیبی ریاضیاتی سه برچسب تشکیل شدهاند.
درحالیکه ذرات دارای نمایش رنگی از گروه تقارن SU(3) هستند، ذراتی که دارای خصوصیات طعم و بارالکتریکی هستند، به ترتیب نمایشگر گروههای تقارن SU(2) و U(1) هستند. بنابراین، معمولا گفته میشود که مدل استاندارد فیزیک ذرات- نظریه میدان کوانتومی تمام ذرات بنیادی شناخته شده و اندرکنشهای آنها- نشان دهنده گروه SU(3) × SU(2) × U(1) است که متشکل از همه ترکیبات عملیات تقارن در سه زیر گروه است.
مدل استاندارد نیم قرن پس از روی کار آمدن، هنوز نیز در مسند قدرت است. اما توصیف ما از عالم همچنان ناقص است. نیروی گرانش، نیرویی گم شده است که نظریه میدان کوانتومی نمیتواند جایی برای آن در عالم متصور شود. نظریه نسبیت عام آلبرت اینشتین به صورت جداگانه گرانش را خمیدگی فضا-زمان معرفی میکند. به همین ترتیب Dimitri Nanopoulos این سوال را با شوخطبعی مطرح میکند که چنین آشفته بازاری از کجا آمده است؟ او فیزیکدان ذرات در دانشگاه تگزاس است و اینطور ادامه میدهد:
فرض کنیم که این مدل به خوبی کار کند، اما جایگاه گرانش در این نظریه کجاست؟ من عقیده دارم خدا بهتر از این کار کرده است.
📌@higgs_field
〰
Chapter ⁴
By NATALIE WOLCHOVER
🔺ذرات لایههای متعددی دارند.
خواه تمایزی وجود داشته باشد یا خیر، در طول قرن بیستم رابطه بین فیزیک ذرات و تئوریهای توصیف کننده پیشرفت چشمگیری داشته است. اکتشافات نشان داد ذرات بنیادی برای پیمایش فضا-زمان نه تنها برچسبی همانند اسپین را دارند، بلکه دارای برچسبهای اضافه دیگری نیز هستند.
ذراتی که دارای انرژی، تکانه و چرخش یکسان تحت ده تبدیل گروه پوانکاره هستند، باز هم تفاوتهایی با یکدیگر دارند. به عنوان مثال، آنها میتوانند مقادیر مختلفی از بار الکتریکی را حمل کنند. همانطور که Quinn میگوید، باغ وحشی از ذرات در قرن 20ام شکل گرفت که برچسبهای دیگری همانند رنگ و طعم نیز به ذرات تعلق گرفت.
همانطور که ذرات نمایشهایی از گروه پوانکاره هستند، نظریهپردازان دریافتند که خصوصیات اضافی میتوانند اطلاعاتی از روشهای تبدیلی را در اختیارشان قرار دهند. اما این تغییرات جدید، انتزاعیتر و پیچیدهتر از تغییراتی همچون جابجایی هستند. آنها حالات داخلی ذره را تغییر میدهند- به علت فقدان کلمهای بهتر، از حالات داخلی استفاده میکنیم.
خصوصیتی که به عنوان رنگ معرفی شده است را در نظر بگیرید: در دهه 1960، فیزیکدانان تائید کردند کوارکها، عناصر اصلی سازنده هسته اتم، میتوانند در یک ترکیب احتمالی از سه حالت ممکن وجود داشته باشند که آنها را قرمز، سبز و آبی نامیدند. این حالتها در اصل هیچ ارتباطی با رنگهای واقعی ندارند. تنها تفاوت آنهاست که به معنای برچسبهای مختلف بر روی هر ذره است. کوارکها با سه برچسب خود، نمایشی از گروهی از تحولات به نام SU(3) هستند که از بینهایت روشهای ترکیبی ریاضیاتی سه برچسب تشکیل شدهاند.
درحالیکه ذرات دارای نمایش رنگی از گروه تقارن SU(3) هستند، ذراتی که دارای خصوصیات طعم و بارالکتریکی هستند، به ترتیب نمایشگر گروههای تقارن SU(2) و U(1) هستند. بنابراین، معمولا گفته میشود که مدل استاندارد فیزیک ذرات- نظریه میدان کوانتومی تمام ذرات بنیادی شناخته شده و اندرکنشهای آنها- نشان دهنده گروه SU(3) × SU(2) × U(1) است که متشکل از همه ترکیبات عملیات تقارن در سه زیر گروه است.
مدل استاندارد نیم قرن پس از روی کار آمدن، هنوز نیز در مسند قدرت است. اما توصیف ما از عالم همچنان ناقص است. نیروی گرانش، نیرویی گم شده است که نظریه میدان کوانتومی نمیتواند جایی برای آن در عالم متصور شود. نظریه نسبیت عام آلبرت اینشتین به صورت جداگانه گرانش را خمیدگی فضا-زمان معرفی میکند. به همین ترتیب Dimitri Nanopoulos این سوال را با شوخطبعی مطرح میکند که چنین آشفته بازاری از کجا آمده است؟ او فیزیکدان ذرات در دانشگاه تگزاس است و اینطور ادامه میدهد:
فرض کنیم که این مدل به خوبی کار کند، اما جایگاه گرانش در این نظریه کجاست؟ من عقیده دارم خدا بهتر از این کار کرده است.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
.📌مرگ، فیزیک و اندیشهی آرزومند
• توسط جان هورگان - قسمت دوم
🔺قرار بود اینجا باشیم
یک کلاس کامل از حدس ها conjucture وجود دارد که مانند دین، موقعیت ممتازی را در طرح کیهانی اشیا به ما می دهد. آنها را تئوری های «ما قرار بود در اینجا باشیم» بنامیم. آنها بر این دلالت می کنند که ما جزئی تصادفی و اتفاقی از طبیعت نیستیم. وجود ما به نوعی ضروری است. بدون ما، ممکن است جهان وجود نداشته باشد. یکی از نمونه ها اصل آنتروپیک است که به دهه 1960 باز می گردد. اصل انتروپیک پیشنهاد می دهد که قوانین طبیعت باید به شکلی باشد که ما مشاهده می کنیم زیرا در غیر این صورت ما برای مشاهده آنها اینجا نخواهیم بود.
اصل آنتروپیک یک توتولوژی tautology پنهان بعنوان حقیقت است ، اما به طور قابل توجهی انعطاف پذیر است. استیون هاوکینگ و واینبرگ آن را جدی گرفتند . یکی از دلایل اصلی پایداری اصل آنتروپیک، تکثیر نظریههای چندجهانی است که معتقدند جهان ما تنها یکی از چندین جهان در این نظریه است.
اگر چندجهانی را بپذیرید (که در زیر به آن بازخواهم گشت)، اصل آنتروپیک می تواند به توضیح اینکه چرا خودمان را در این جهان خاص با این قوانین خاص می یابیم کمک کند.
مکانیک کوانتومی الهامبخش بسیاری از طرح های ما بوده است، زیرا نشان میدهد آنچه را که مشاهده میکنیم به نحوه مشاهده ی آن بستگی دارد. به یک الکترون نگاه کنید، مانند یک ذره رفتار می کند. اگر نگاه نکنید، شبیه یک موج است. فیزیکدانان، بهویژه یوجین ویگنر و جان ویلر، حدس زدهاند که آگاهی، به دور از اینکه پدیده ی همایند محض mere epiphenomenon باشد، جزء ضروری واقعیت است. آگاهی فردی شما ممکن است گذرا باشد ، اما نوعی آگاهی تا پایان جهان هستی ، دوام دارد . قصد نقد همین گزاره ها را دارم .
🔺هیچ چیز هرگز به پایان نمی رسد
منبع ظریف تر تسلای انسانها چیزی است که ریچارد فاینمن، در « کاراکتر قانون فیزیکی»، «اصل های بزرگ بقا great conservation principle » می نامد. طبق این قوانین، هر چقدر هم که طبیعت تغییر کند، ویژگی های خاصی از طبیعت ثابت می ماند. شناخته شده ترین قانون بقای ، شامل انرژی هست ، انرژی می تواند اشکال مختلفی داشته باشد - جنبشی kinetic ، پتانسیل potential ، الکتریکی electrical ، حرارتی thermal ، گرانشی Gravitational ، هسته ای nuclear - و می تواند از شکلی به شکل دیگر تغییر کند. همانطور که انیشتین با معادله معروف خود E = mc² نشان داد، ماده می تواند تبدیل به انرژی شود و بالعکس. اما اگر همه انواع انرژی را در هر لحظه با هم جمع کنید، این مجموع همیشه ثابت است .
سایر قوانین بقا ، در تکانه زاویه ای angular momentum و بار charge ، اعمال می شود. این قوانین از چه جهت تسلی دهنده هستند؟ زیرا انسان بودن به معنای از دست دادن است. وقتی به دنیا - و به چهره خود در آینه نگاه می کنیم - گذرا بودن وحشتناک چیزها را می بینیم. آنچه دوست داریم دیر یا زود ناپدید می شود. این اطمینانبخش است که بدانید، در برخی سطوح، همه چیز ثابت میماند. طبق قوانین حفاظتی، هیچ پایان یا آغازی وجود ندارد، فقط دگرگونی وجود دارد.
📌@higgs_field
〰
• توسط جان هورگان - قسمت دوم
🔺قرار بود اینجا باشیم
یک کلاس کامل از حدس ها conjucture وجود دارد که مانند دین، موقعیت ممتازی را در طرح کیهانی اشیا به ما می دهد. آنها را تئوری های «ما قرار بود در اینجا باشیم» بنامیم. آنها بر این دلالت می کنند که ما جزئی تصادفی و اتفاقی از طبیعت نیستیم. وجود ما به نوعی ضروری است. بدون ما، ممکن است جهان وجود نداشته باشد. یکی از نمونه ها اصل آنتروپیک است که به دهه 1960 باز می گردد. اصل انتروپیک پیشنهاد می دهد که قوانین طبیعت باید به شکلی باشد که ما مشاهده می کنیم زیرا در غیر این صورت ما برای مشاهده آنها اینجا نخواهیم بود.
اصل آنتروپیک یک توتولوژی tautology پنهان بعنوان حقیقت است ، اما به طور قابل توجهی انعطاف پذیر است. استیون هاوکینگ و واینبرگ آن را جدی گرفتند . یکی از دلایل اصلی پایداری اصل آنتروپیک، تکثیر نظریههای چندجهانی است که معتقدند جهان ما تنها یکی از چندین جهان در این نظریه است.
اگر چندجهانی را بپذیرید (که در زیر به آن بازخواهم گشت)، اصل آنتروپیک می تواند به توضیح اینکه چرا خودمان را در این جهان خاص با این قوانین خاص می یابیم کمک کند.
مکانیک کوانتومی الهامبخش بسیاری از طرح های ما بوده است، زیرا نشان میدهد آنچه را که مشاهده میکنیم به نحوه مشاهده ی آن بستگی دارد. به یک الکترون نگاه کنید، مانند یک ذره رفتار می کند. اگر نگاه نکنید، شبیه یک موج است. فیزیکدانان، بهویژه یوجین ویگنر و جان ویلر، حدس زدهاند که آگاهی، به دور از اینکه پدیده ی همایند محض mere epiphenomenon باشد، جزء ضروری واقعیت است. آگاهی فردی شما ممکن است گذرا باشد ، اما نوعی آگاهی تا پایان جهان هستی ، دوام دارد . قصد نقد همین گزاره ها را دارم .
🔺هیچ چیز هرگز به پایان نمی رسد
منبع ظریف تر تسلای انسانها چیزی است که ریچارد فاینمن، در « کاراکتر قانون فیزیکی»، «اصل های بزرگ بقا great conservation principle » می نامد. طبق این قوانین، هر چقدر هم که طبیعت تغییر کند، ویژگی های خاصی از طبیعت ثابت می ماند. شناخته شده ترین قانون بقای ، شامل انرژی هست ، انرژی می تواند اشکال مختلفی داشته باشد - جنبشی kinetic ، پتانسیل potential ، الکتریکی electrical ، حرارتی thermal ، گرانشی Gravitational ، هسته ای nuclear - و می تواند از شکلی به شکل دیگر تغییر کند. همانطور که انیشتین با معادله معروف خود E = mc² نشان داد، ماده می تواند تبدیل به انرژی شود و بالعکس. اما اگر همه انواع انرژی را در هر لحظه با هم جمع کنید، این مجموع همیشه ثابت است .
سایر قوانین بقا ، در تکانه زاویه ای angular momentum و بار charge ، اعمال می شود. این قوانین از چه جهت تسلی دهنده هستند؟ زیرا انسان بودن به معنای از دست دادن است. وقتی به دنیا - و به چهره خود در آینه نگاه می کنیم - گذرا بودن وحشتناک چیزها را می بینیم. آنچه دوست داریم دیر یا زود ناپدید می شود. این اطمینانبخش است که بدانید، در برخی سطوح، همه چیز ثابت میماند. طبق قوانین حفاظتی، هیچ پایان یا آغازی وجود ندارد، فقط دگرگونی وجود دارد.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
Forwarded from physics
📌what is the particle?
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5501
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5508
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5537
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5546
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5501
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5508
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5537
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5546