Forwarded from physics
.
📌 Super-determinism - Sabine hossenfelder
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5447
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5458
📌 Super-determinism - Sabine hossenfelder
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5447
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5458
Forwarded from physics
.
📌The 11 Most Beautiful Mathematical Equations
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5426
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5440
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5460
📌The 11 Most Beautiful Mathematical Equations
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5426
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5440
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5460
〰
🔺Starry night Milky Way over Stonehenge ✨Celtic Wonders Photo.
✓شب پر ستاره راه شیری بر فراز استون هنج ✨ عکس شگفتی های سلتیک
credit: Mads Peter Iversen
🎄 Merry Christmas everyone!
📌@higgs_field
〰
🔺Starry night Milky Way over Stonehenge ✨Celtic Wonders Photo.
✓شب پر ستاره راه شیری بر فراز استون هنج ✨ عکس شگفتی های سلتیک
credit: Mads Peter Iversen
🎄 Merry Christmas everyone!
📌@higgs_field
〰
📌The Forgotten Solution: Superdeterminism
- راه حل فراموش شده: ابرجبرگرایی
Sabine hossenfelder - chapter ³
برای اینکه ببینیم بدنامی ابرجبرگرایی از کجا می آید - و چرا قابل قبول نیست - باید ایده استقلال آماری statistical independence را باز کنیم. استقلال آماری به دو صورت وارد قضیه بل می شود. یکی اینکه تنظیمات آشکارسازها مستقل از یکدیگر هستند، دیگری اینکه تنظیمات مستقل از حالتی است که می خواهید اندازه گیری کنید.
اگر استقلال آماری نداشته باشید، آزادی آزمایشگر را در انتخاب آنچه اندازهگیری میکند قربانی میکنید. و اگر این کار را انجام دهید، می توانید به توضیحات متغیر پنهان قطعی برسید که نتایج اندازه گیری مشابه مکانیک کوانتومی را به همراه دارد.
من ابرجبر Super determinism را جالب می دانم زیرا آشکارترین کلاس متغیرهای پنهان برابر با درجه آزادی آشکارساز هستند. و آشکارساز از نظر آماری مستقل از خودش نیست، بنابراین هر چنین نظریه ای لزوماً استقلال آماری را نقض می کند.
همچنین، در یک مفهوم پیش پا افتاده، غیر خطی است، فقط به این دلیل که اگر آشکارساز به برهم نهی از حالت های مهیا شده بستگی داشته باشد، با بر هم-نهادن دو اندازه گیری یکسان نیست. از آنجایی که هر راه حل مسئله اندازه گیری measuring problem نیاز به یک تکامل زمانی غیر خطی دارد، به نظر می رسد فرصت خوبی برای پیش بردن نتایج آزمایش باشد.
اکنون، بسیاری از دانشمندان ، ابرجبرگرایی را صرفاً به این دلیل که ترجیح میدهند به اراده آزاد اعتقاد داشته باشند، کنار میگذارند، دلیلی که به نظر من (سابین ) بزرگترین مقاومت در برابر ابرجبرگرایی از آنجا ناشی میشود. و این رویداد به اندازه کافی بد است زیرا باور به اراده آزاد- که اعتقاد است را در مسئله علمی دخالت می دهند . اما بدتر از آن اینکه درک نادرستی از آنچه در حال وقوع است ایجاد می کند .
اینطور نیست که ابرجبر به نحوی مانع از چرخاندن دستگیره توسط فرد آزمایشگر شود. بلکه به این معناست که حالتهای آشکارساز مستقل از سیستمی نیست که میخواهیم اندازهگیری کنیم. هیچ حالتی وجود ندارد که آزمایشگر بتواند دستگیره خود را بچرخاند که از همبستگی جلوگیری کند.
📌@higgs_field
〰
- راه حل فراموش شده: ابرجبرگرایی
Sabine hossenfelder - chapter ³
برای اینکه ببینیم بدنامی ابرجبرگرایی از کجا می آید - و چرا قابل قبول نیست - باید ایده استقلال آماری statistical independence را باز کنیم. استقلال آماری به دو صورت وارد قضیه بل می شود. یکی اینکه تنظیمات آشکارسازها مستقل از یکدیگر هستند، دیگری اینکه تنظیمات مستقل از حالتی است که می خواهید اندازه گیری کنید.
اگر استقلال آماری نداشته باشید، آزادی آزمایشگر را در انتخاب آنچه اندازهگیری میکند قربانی میکنید. و اگر این کار را انجام دهید، می توانید به توضیحات متغیر پنهان قطعی برسید که نتایج اندازه گیری مشابه مکانیک کوانتومی را به همراه دارد.
من ابرجبر Super determinism را جالب می دانم زیرا آشکارترین کلاس متغیرهای پنهان برابر با درجه آزادی آشکارساز هستند. و آشکارساز از نظر آماری مستقل از خودش نیست، بنابراین هر چنین نظریه ای لزوماً استقلال آماری را نقض می کند.
همچنین، در یک مفهوم پیش پا افتاده، غیر خطی است، فقط به این دلیل که اگر آشکارساز به برهم نهی از حالت های مهیا شده بستگی داشته باشد، با بر هم-نهادن دو اندازه گیری یکسان نیست. از آنجایی که هر راه حل مسئله اندازه گیری measuring problem نیاز به یک تکامل زمانی غیر خطی دارد، به نظر می رسد فرصت خوبی برای پیش بردن نتایج آزمایش باشد.
اکنون، بسیاری از دانشمندان ، ابرجبرگرایی را صرفاً به این دلیل که ترجیح میدهند به اراده آزاد اعتقاد داشته باشند، کنار میگذارند، دلیلی که به نظر من (سابین ) بزرگترین مقاومت در برابر ابرجبرگرایی از آنجا ناشی میشود. و این رویداد به اندازه کافی بد است زیرا باور به اراده آزاد- که اعتقاد است را در مسئله علمی دخالت می دهند . اما بدتر از آن اینکه درک نادرستی از آنچه در حال وقوع است ایجاد می کند .
اینطور نیست که ابرجبر به نحوی مانع از چرخاندن دستگیره توسط فرد آزمایشگر شود. بلکه به این معناست که حالتهای آشکارساز مستقل از سیستمی نیست که میخواهیم اندازهگیری کنیم. هیچ حالتی وجود ندارد که آزمایشگر بتواند دستگیره خود را بچرخاند که از همبستگی جلوگیری کند.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
📌مغز 🧠 brain ، برای صرفه جویی انرژی و افزایش بهرهوری انرژی energy-efficient ، دریافت ها و مشاهدات خود را پیش بینی می کند .
قسمت سوم
🔺این فرآیند به طور همزمان برای هر جفت لایه متوالی، تا پایین ترین لایه، که حسی واقعی را دریافت می کند، اتفاق می افتد.
هر گونه اختلاف بین آنچه از جهان دریافت می شود و آنچه پیش بینی می شود منجر به سیگنال خطایی می شود که با سلسله مراتب اعمال می شود .
بالاترین لایه در نهایت فرضیه خود را به روز می کند ( که در نهایت شی یک مار نبود، فقط یک طناب پیچ خورده روی زمین بود).
لانگ گفت: «به طور کلی، ایده کدگذاری پیشبینیکننده، بهویژه زمانی که روی قشر مغز اعمال میشود، این است که مغز اساساً دارای دو جمعیت نورون است. یکی که بهترین پیشبینی حاضر را در مورد آنچه درک میشود رمزگذاری میکند و دیگری که سیگنال های خطا در فرآیند پیشبینی است.
در سال 1999، دانشمندان رایانه راجش رائو و دانا بالارد (در آن زمان به ترتیب در مؤسسه مطالعات بیولوژیکی سالک و دانشگاه روچستر) یک مدل محاسباتی قدرتمند از کدگذاری پیشبینیکننده ساختند که دارای نورونهایی برای پیشبینی و تصحیح خطا بود.
آنها بخشهایی از مسیری را در سیستم پردازش بصری مغز نخستیسانان مدلسازی کردند که شامل مناطق سازمانیافته سلسله مراتبی است که مسئول تشخیص چهرهها و اشیا هستند. آنها نشان دادند که این مدل می تواند برخی از رفتارهای غیرعادی سیستم بینایی نخستی ها را بازسازی کند.
با این حال، این کار قبل از ظهور شبکههای عصبی عمیق مدرن انجام شد که دارای یک لایه ورودی، یک لایه خروجی و چندین لایه پنهان هستند که بین این دو قرار گرفتهاند.
تا سال 2012، عصب شناسان از شبکه های عصبی عمیق برای مدل سازی جریان بصری شکمی نخستی ها استفاده کردند. اما تقریباً همه این مدلها شبکههای پیشخور بودند که در آنها اطلاعات فقط از ورودی به خروجی جریان مییابد.
دی لانگ گفت: «مغز به وضوح یک ماشین صرفاً فیدفروارد feed forward ( مخالف فیدبک ، فیدبک یا بازخورد با جمع آوری نمونه از خروجی آنرا به ورودی اعمال میکند ، فید فروارد عکس این عمل را انجام میدهد) نیست. " فیدبک های زیادی در مغز وجود دارد، تقریباً به همان اندازه که فیدفوروارد [سیگنالینگ] وجود دارد."
بنابراین دانشمندان علوم اعصاب به نوع دیگری از مدل به نام شبکه نورونی بازگشتی (RNN) یا recurrent neural network روی آوردند.
به گفته کاناکا راجان، computational neuroscientist و استادیار دانشکده پزشکی Icahn در مونت سانای در نیویورک، که آزمایشگاهش از RNN برای درک عملکرد مغز استفاده می کند، می گوید این مدل ویژگی هایی دارند که آنها را به یک بستر ایده آل برای مدل سازی مغز تبدیل می کند.
شبکه RNN ها هم ارتباط فید فوروارد و هم ارتباط فیدبکی بین نورون های خود را دارند و فعالیت پیوسته و مداومی دارند که مستقل از ورودی هاست.
راجان گفت: «توانایی تولید این پویاییها در یک دوره زمانی بسیار طولانی، اساساً برای همیشه، چیزی است که به این شبکهها امکان آموزش میدهد.»
📌@higgs_field
〰
قسمت سوم
🔺این فرآیند به طور همزمان برای هر جفت لایه متوالی، تا پایین ترین لایه، که حسی واقعی را دریافت می کند، اتفاق می افتد.
هر گونه اختلاف بین آنچه از جهان دریافت می شود و آنچه پیش بینی می شود منجر به سیگنال خطایی می شود که با سلسله مراتب اعمال می شود .
بالاترین لایه در نهایت فرضیه خود را به روز می کند ( که در نهایت شی یک مار نبود، فقط یک طناب پیچ خورده روی زمین بود).
لانگ گفت: «به طور کلی، ایده کدگذاری پیشبینیکننده، بهویژه زمانی که روی قشر مغز اعمال میشود، این است که مغز اساساً دارای دو جمعیت نورون است. یکی که بهترین پیشبینی حاضر را در مورد آنچه درک میشود رمزگذاری میکند و دیگری که سیگنال های خطا در فرآیند پیشبینی است.
در سال 1999، دانشمندان رایانه راجش رائو و دانا بالارد (در آن زمان به ترتیب در مؤسسه مطالعات بیولوژیکی سالک و دانشگاه روچستر) یک مدل محاسباتی قدرتمند از کدگذاری پیشبینیکننده ساختند که دارای نورونهایی برای پیشبینی و تصحیح خطا بود.
آنها بخشهایی از مسیری را در سیستم پردازش بصری مغز نخستیسانان مدلسازی کردند که شامل مناطق سازمانیافته سلسله مراتبی است که مسئول تشخیص چهرهها و اشیا هستند. آنها نشان دادند که این مدل می تواند برخی از رفتارهای غیرعادی سیستم بینایی نخستی ها را بازسازی کند.
با این حال، این کار قبل از ظهور شبکههای عصبی عمیق مدرن انجام شد که دارای یک لایه ورودی، یک لایه خروجی و چندین لایه پنهان هستند که بین این دو قرار گرفتهاند.
تا سال 2012، عصب شناسان از شبکه های عصبی عمیق برای مدل سازی جریان بصری شکمی نخستی ها استفاده کردند. اما تقریباً همه این مدلها شبکههای پیشخور بودند که در آنها اطلاعات فقط از ورودی به خروجی جریان مییابد.
دی لانگ گفت: «مغز به وضوح یک ماشین صرفاً فیدفروارد feed forward ( مخالف فیدبک ، فیدبک یا بازخورد با جمع آوری نمونه از خروجی آنرا به ورودی اعمال میکند ، فید فروارد عکس این عمل را انجام میدهد) نیست. " فیدبک های زیادی در مغز وجود دارد، تقریباً به همان اندازه که فیدفوروارد [سیگنالینگ] وجود دارد."
بنابراین دانشمندان علوم اعصاب به نوع دیگری از مدل به نام شبکه نورونی بازگشتی (RNN) یا recurrent neural network روی آوردند.
به گفته کاناکا راجان، computational neuroscientist و استادیار دانشکده پزشکی Icahn در مونت سانای در نیویورک، که آزمایشگاهش از RNN برای درک عملکرد مغز استفاده می کند، می گوید این مدل ویژگی هایی دارند که آنها را به یک بستر ایده آل برای مدل سازی مغز تبدیل می کند.
شبکه RNN ها هم ارتباط فید فوروارد و هم ارتباط فیدبکی بین نورون های خود را دارند و فعالیت پیوسته و مداومی دارند که مستقل از ورودی هاست.
راجان گفت: «توانایی تولید این پویاییها در یک دوره زمانی بسیار طولانی، اساساً برای همیشه، چیزی است که به این شبکهها امکان آموزش میدهد.»
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
❤1
〰
📌تلسکوپ فضایی جیمز وب و موشک آریان 5 را می بینید ، تلسکوپ روی موشک لانچ است، هر دو در موقعیت نهایی پرتاب خود قرار دارند. مرحله بعدی: پرتاب در 25 دسامبر در ساعت 7:20 صبح به وقت محلی (گویان-فرانسه) (12:20 UTC)
✓ https://go.nasa.gov/3FqLt9c
✓ james webb telescope
🚀 @higgs_field
〰
📌تلسکوپ فضایی جیمز وب و موشک آریان 5 را می بینید ، تلسکوپ روی موشک لانچ است، هر دو در موقعیت نهایی پرتاب خود قرار دارند. مرحله بعدی: پرتاب در 25 دسامبر در ساعت 7:20 صبح به وقت محلی (گویان-فرانسه) (12:20 UTC)
✓ https://go.nasa.gov/3FqLt9c
✓ james webb telescope
🚀 @higgs_field
〰
📌The 11 Most Beautiful Mathematical Equations⁴
🔺قضیه فیثاغورسPythagorean theorem
معادله "قدیمی اما کارآ " قضیه معروف به فیثاغورث است که هر دانش آموز هندسه ابتدایی آن را می آموزد.
این فرمول توضیح می دهد که چگونه برای هر مثلث قائم الزاویه، مجذور طول وتر ، c، (طولانی ترین ضلع یک مثلث قائم الزاویه) برابر است با مجموع مربع طول دو ضلع دیگر (a و b). ). بدین ترتیب:
a² + b² = c²
داینا تایمینا Daina Taimina ، ریاضیدان از دانشگاه کرنل، می گوید: «اولین فکت ریاضیاتی که مرا شگفت زده کرد، قضیه فیثاغورث بود. "آن موقع من بچه بودم و به نظرم خیلی شگفت انگیز بود یک قاعده ی هندسی با اعداد نیز بیان می شود و شگفت تر اینکه کار می کند !"
📌@higgs_field
〰
🔺قضیه فیثاغورسPythagorean theorem
معادله "قدیمی اما کارآ " قضیه معروف به فیثاغورث است که هر دانش آموز هندسه ابتدایی آن را می آموزد.
این فرمول توضیح می دهد که چگونه برای هر مثلث قائم الزاویه، مجذور طول وتر ، c، (طولانی ترین ضلع یک مثلث قائم الزاویه) برابر است با مجموع مربع طول دو ضلع دیگر (a و b). ). بدین ترتیب:
a² + b² = c²
داینا تایمینا Daina Taimina ، ریاضیدان از دانشگاه کرنل، می گوید: «اولین فکت ریاضیاتی که مرا شگفت زده کرد، قضیه فیثاغورث بود. "آن موقع من بچه بودم و به نظرم خیلی شگفت انگیز بود یک قاعده ی هندسی با اعداد نیز بیان می شود و شگفت تر اینکه کار می کند !"
📌@higgs_field
〰
📌فضا زمان چیست؟
قسمت نخست
• فضا-زمان مدلی از جهان است که سه بعد فضایی فضا را گرفته و آن را با بعد زمان برای یک پیوستار چهار بعدی ادغام می کند. قبل از سال 1905 و نسبیت خاص آلبرت انیشتین تصور می شد که فضا و زمان مستقل از یکدیگر هستند. اینشتین این دو را با نظریه نسبیت پیوند داد.
موقعیت هر جسم در جهان را می توان با سه عدد در یک سیستم مختصات مانند x، y و z در مختصات دکارتی توصیف کرد .
که موقعیت آن بر اساس زمان (t) تغییر می کند، بنابراین برای توصیف موقعیت یک جسم در هر زمان نیاز به چهار بعد فضازمان است. با این حال، ادغام فضا-زمان با یکدیگر تأثیراتی بر جسمی که در حال حرکت است، به ویژه در سرعت های فوق العاده بالا که به سرعت نور نزدیک می شود ، دارد . در میان دیگر اثرات عجیب، انیشتین حرکت یک جسم در فضا-زمان را با پدیده هایی مانند اتساع زمان و انقباض طول توصیف کرد. در حالت دوم، اندازه یک جسم با افزایش سرعت آن کاهش می یابد. انیشتین همچنین گرانش را به عنوان تابش فضازمان توصیف کرد.
شکل A
🔺سوالات
• فضازمان چگونه برای ایجاد گرانش چین خورده و تحریف می شود؟
• چگونه می توان انرژی و نیرو را در خلاء فضازمان منتقل کرد؟
• چرا ذرات و فوتون ها دارای خواص موج مانند هستند اگر در فضازمان محتوایی برای توضیح "موج" وجود نداشته باشد؟
🔺توضیح
• در نظریه امواج انرژی energy wave theory ، فضا-زمان یک درونمایهی فیزیکی است که جهان را اشغال می کند، به عنوان کانالی که امکان انتقال انرژی توسط اجزای خودش را فراهم می کند. معمولاً از آن به عنوان اتر یا اثیر یاد میشود، که تا اواخر دهه 1800، زمانی که آزمایش مایکلسون-مورلی نتوانست اتر (یا اثیر) را شناسایی کند، به طور گسترده در جامعه فیزیک پذیرفته شده بود. انیشتین و دیگرانی که در دهه 1900 به دنبال آن بودند، از اصطلاح فضازمان استفاده کردند.
اگر فضازمان به عنوان ساختاری در نظر گرفته شود که شکل منحنی دارد، ساختاری که در حال خمیدگی است باید تعریف شود. به طور مشابه، اگر ذرات و فوتونها موج مانند در نظر گرفته شوند، ساختاری که مواج است باید تعریف شود. در اینجا، ساختار فضازمان در کوچکترین سطوح - جوهره quintessence (اثیر یا عنصر پنجم) جهان - به عنوان متریالی در ساختار شبکهای از سلولهای یکسان تکراری پیشنهاد میشود، جایی که هر یک از سلولها برابر با گرانولهایی هستند که در حرکت هارمونیک میلرزند.
شکل B : شبکه گرانول فضا-زمان (سمت چپ)؛ دانه های در حرکت (سمت راست)
📌@higgs_field
〰
قسمت نخست
• فضا-زمان مدلی از جهان است که سه بعد فضایی فضا را گرفته و آن را با بعد زمان برای یک پیوستار چهار بعدی ادغام می کند. قبل از سال 1905 و نسبیت خاص آلبرت انیشتین تصور می شد که فضا و زمان مستقل از یکدیگر هستند. اینشتین این دو را با نظریه نسبیت پیوند داد.
موقعیت هر جسم در جهان را می توان با سه عدد در یک سیستم مختصات مانند x، y و z در مختصات دکارتی توصیف کرد .
که موقعیت آن بر اساس زمان (t) تغییر می کند، بنابراین برای توصیف موقعیت یک جسم در هر زمان نیاز به چهار بعد فضازمان است. با این حال، ادغام فضا-زمان با یکدیگر تأثیراتی بر جسمی که در حال حرکت است، به ویژه در سرعت های فوق العاده بالا که به سرعت نور نزدیک می شود ، دارد . در میان دیگر اثرات عجیب، انیشتین حرکت یک جسم در فضا-زمان را با پدیده هایی مانند اتساع زمان و انقباض طول توصیف کرد. در حالت دوم، اندازه یک جسم با افزایش سرعت آن کاهش می یابد. انیشتین همچنین گرانش را به عنوان تابش فضازمان توصیف کرد.
شکل A
🔺سوالات
• فضازمان چگونه برای ایجاد گرانش چین خورده و تحریف می شود؟
• چگونه می توان انرژی و نیرو را در خلاء فضازمان منتقل کرد؟
• چرا ذرات و فوتون ها دارای خواص موج مانند هستند اگر در فضازمان محتوایی برای توضیح "موج" وجود نداشته باشد؟
🔺توضیح
• در نظریه امواج انرژی energy wave theory ، فضا-زمان یک درونمایهی فیزیکی است که جهان را اشغال می کند، به عنوان کانالی که امکان انتقال انرژی توسط اجزای خودش را فراهم می کند. معمولاً از آن به عنوان اتر یا اثیر یاد میشود، که تا اواخر دهه 1800، زمانی که آزمایش مایکلسون-مورلی نتوانست اتر (یا اثیر) را شناسایی کند، به طور گسترده در جامعه فیزیک پذیرفته شده بود. انیشتین و دیگرانی که در دهه 1900 به دنبال آن بودند، از اصطلاح فضازمان استفاده کردند.
اگر فضازمان به عنوان ساختاری در نظر گرفته شود که شکل منحنی دارد، ساختاری که در حال خمیدگی است باید تعریف شود. به طور مشابه، اگر ذرات و فوتونها موج مانند در نظر گرفته شوند، ساختاری که مواج است باید تعریف شود. در اینجا، ساختار فضازمان در کوچکترین سطوح - جوهره quintessence (اثیر یا عنصر پنجم) جهان - به عنوان متریالی در ساختار شبکهای از سلولهای یکسان تکراری پیشنهاد میشود، جایی که هر یک از سلولها برابر با گرانولهایی هستند که در حرکت هارمونیک میلرزند.
شکل B : شبکه گرانول فضا-زمان (سمت چپ)؛ دانه های در حرکت (سمت راست)
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
〰
📌نابودی - annihilation ¹
🔺نابودی به عنوان «از بین بردن کلی» یا «حذف کامل» یک شیء تعریف میشود . که واژه معادل آن Annihilation ریشه در واژه لاتین nihil (هیچ) دارد. ترجمه لغوی آن «تبدیل به هیچ» است.
✓ در فیزیک این واژه برای اشاره به فرایندی به کار میرود که طی آن یک ذره زیراتمی با پادذره متناظرش برخورد میکند، مثلاً وقتی که یک الکترون با یک پوزیترون برخورد میکند. انرژی و تکانه هر دو پایسته میمانند و ذرات نابود شده توسط فوتونها جایگزین میشوند که کوانتای انرژی الکترومغناطیسی هستند و جرم سکون آنها صفر است. پادذرههااعداد کوانتومی با علامت مخالف ذرات متناظرشان دارند و در نتیجه مجموع اعداد کوانتومی جفت اولیه صفر است. از این رو، تا زمانیکه ← پایستگی انرژی و ← پایستگی تکانه رعایت میشود، هر مجموعهای از ذرات میتوانند در نتیجه نابودی به وجود آیند اما باید مجموع اعداد کوانتومی آنها صفر باشد. وقتی یک ذره و پادذرهاش برخورد میکنند، انرژی آنها به یک ذره حامل نیرو مانند گلوئون،ذرات حامل نیروی دبلیو و زد یا فوتون، تبدیل میشود. این ذرات متعاقباً به ذرات دیگری تبدیل میشوند
در حین یک نابودسازی کمانرژی، تولید فوتون ارجحیت دارد، زیرا این ذرات دارای جرم نیستند. اما در برخورددهندههای پرانرژی نابودیهایی تولید میکنند که طی آنها طیف گستردهای از ذرات سنگین غیرعادی به وجود میآیند.
📌@higgs_field
〰
📌نابودی - annihilation ¹
🔺نابودی به عنوان «از بین بردن کلی» یا «حذف کامل» یک شیء تعریف میشود . که واژه معادل آن Annihilation ریشه در واژه لاتین nihil (هیچ) دارد. ترجمه لغوی آن «تبدیل به هیچ» است.
✓ در فیزیک این واژه برای اشاره به فرایندی به کار میرود که طی آن یک ذره زیراتمی با پادذره متناظرش برخورد میکند، مثلاً وقتی که یک الکترون با یک پوزیترون برخورد میکند. انرژی و تکانه هر دو پایسته میمانند و ذرات نابود شده توسط فوتونها جایگزین میشوند که کوانتای انرژی الکترومغناطیسی هستند و جرم سکون آنها صفر است. پادذرههااعداد کوانتومی با علامت مخالف ذرات متناظرشان دارند و در نتیجه مجموع اعداد کوانتومی جفت اولیه صفر است. از این رو، تا زمانیکه ← پایستگی انرژی و ← پایستگی تکانه رعایت میشود، هر مجموعهای از ذرات میتوانند در نتیجه نابودی به وجود آیند اما باید مجموع اعداد کوانتومی آنها صفر باشد. وقتی یک ذره و پادذرهاش برخورد میکنند، انرژی آنها به یک ذره حامل نیرو مانند گلوئون،ذرات حامل نیروی دبلیو و زد یا فوتون، تبدیل میشود. این ذرات متعاقباً به ذرات دیگری تبدیل میشوند
در حین یک نابودسازی کمانرژی، تولید فوتون ارجحیت دارد، زیرا این ذرات دارای جرم نیستند. اما در برخورددهندههای پرانرژی نابودیهایی تولید میکنند که طی آنها طیف گستردهای از ذرات سنگین غیرعادی به وجود میآیند.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
📌 نابودی - annihilation ²
🔺فرایند نابودی الکترون-پوزیترون وقتی رخ میدهد که یک الکترون(-e) و یک پوزیترون (+e، پادذره الکترون) برخورد میکنند. نتیجه برخورد نابودی الکترون و پوزیترون و به وجود آمدن فوتونهای پرتو گاما است اما در انرژیهای بالاتر، ذرات دیگری بوجود می آیند.
e− + e+ → γ + γ
این فرایند میبایست برخی از قانونهای پایستگی را رعایت کند:
✓ پایستگی بار الکتریکی. بار خالص قبل و بعد باید صفر باشد.
✓ پایستگی تکانه خطی و انرژی کل.
این قانون اجازه تولید تنها یک پرتو گاما را نمیدهد، هرچند که در نظریه میدان کوانتومی این فرایند مجاز است.
✓ پایستگی تکانه زاویهای
• در برخورد های کم انرژی احتمالات محدودی برای حالت نهایی وجود دارند. محتملترین آنها ایجاد دو یا چند فوتون پرتو گاما است. پایستگی انرژی و تکانه خطی اجازه نمیدهد که فقط یک فوتون تنها به وجود آید .
• اما در برخورد های انرژی بالا ، انرژی جنبشی کافی برای تأمین انرژیهای لختی تولید ذرات سنگینتر وجود دارد. این احتمال نیز وجود دارد که ذرات پدیدآمده، فوتون و ذرات سبک دیگر باشند، اما انرژیهای بیشتری داشته باشند.
.
تا کنون سنگینترین جفت ذراتی که توسط نابودی الکترون-پوزیترون در شتاب دهندههای ذرات تولید شدهاند، جفتهای بوزون-پادبوزون +W--W هستند. سنگینترین تک ذرات تولید شده نیز بوزونهای Zهستند.
📌@higgs_field
〰
📌 نابودی - annihilation ²
🔺فرایند نابودی الکترون-پوزیترون وقتی رخ میدهد که یک الکترون(-e) و یک پوزیترون (+e، پادذره الکترون) برخورد میکنند. نتیجه برخورد نابودی الکترون و پوزیترون و به وجود آمدن فوتونهای پرتو گاما است اما در انرژیهای بالاتر، ذرات دیگری بوجود می آیند.
e− + e+ → γ + γ
این فرایند میبایست برخی از قانونهای پایستگی را رعایت کند:
✓ پایستگی بار الکتریکی. بار خالص قبل و بعد باید صفر باشد.
✓ پایستگی تکانه خطی و انرژی کل.
این قانون اجازه تولید تنها یک پرتو گاما را نمیدهد، هرچند که در نظریه میدان کوانتومی این فرایند مجاز است.
✓ پایستگی تکانه زاویهای
• در برخورد های کم انرژی احتمالات محدودی برای حالت نهایی وجود دارند. محتملترین آنها ایجاد دو یا چند فوتون پرتو گاما است. پایستگی انرژی و تکانه خطی اجازه نمیدهد که فقط یک فوتون تنها به وجود آید .
• اما در برخورد های انرژی بالا ، انرژی جنبشی کافی برای تأمین انرژیهای لختی تولید ذرات سنگینتر وجود دارد. این احتمال نیز وجود دارد که ذرات پدیدآمده، فوتون و ذرات سبک دیگر باشند، اما انرژیهای بیشتری داشته باشند.
.
تا کنون سنگینترین جفت ذراتی که توسط نابودی الکترون-پوزیترون در شتاب دهندههای ذرات تولید شدهاند، جفتهای بوزون-پادبوزون +W--W هستند. سنگینترین تک ذرات تولید شده نیز بوزونهای Zهستند.
📌@higgs_field
〰
Telegram
attach 📎
📌 what is space time , really ?
Stephen wolfram
Chapter ²
🔺یک نظریه نهایی ساده a simple ultimate theory؟
به طور انتزاعی، کاملا واضح نیست که آیا یک نظریه ساده و نهایی درباره جهان ما وجود دارد یا خیر ؟ در واقع، ممکن است تاریخچه فیزیک ما را دچار تردید کند – زیرا به نظر میرسد که هر چه بیشتر یاد میگیریم، اوضاع پیچیدهتر میشود، حداقل از نظر ساختارهای ریاضی که درگیر توصیف گیتی میشوند.
اما بنا به نگر فلاسفه ی اولیه ، یکی از ویژگی های بسیار آشکار جهان ما این است که نظم در آن وجود دارد. ذرات موجود در جهان فقط کار خودشان را انجام نمی دهند. آنها از مجموعه مشخصی از قوانین رایج پیروی می کنند.
( نظم order و بی نظمی disorder یک توصیف کاملا انتزاعی است و درین جا برای توصیف وجود قوانین خاص بکار رفته است - شاید در آینده درین باره گفتیم )
اما تئوری فرجامین ultimate برای جهان چقدر می تواند ساده باشد؟
فرض کنید میتوانیم این تئوری را بهعنوان یک برنامه، نشان دهیم. مدت زمان برنامه چقدر خواهد بود؟ آیا به اندازه ژنوم انسان طولانی خواهد بود یا به اندازه کد یک سیستم عامل؟ یا خیلی خیلی کوچکتر خواهد بود؟
قبل از کار من (ولفرم) بر روی جهان محاسباتی computational universe برنامه های ساده، فرض می کردم که اگر برنامه ای ( program) برای جهان وجود داشته باشد، باید حداقل تا حدودی پیچیده باشد. اما چیزی که من کشف کردم این بود که در جهان محاسباتی، حتی برنامههای بسیار ساده نیز میتوانند رفتاری به پیچیدگی هر چیز دیگری نشان دهند (واقعیتی که در اصل کلی هم ارزی محاسباتی من گنجانده شده است). در نتیجه این سؤال مطرح می شود:
آیا یکی از این برنامه های ساده در جهان محاسباتی می تواند واقعاً برنامه ای برای جهان فیزیکی ما باشد؟
🔺ساختار داده-ای گیتی The Data Structure of the Universe
اما چنین برنامه ای چگونه خواهد بود؟
یک چیز واضح است: اگر برنامه واقعاً بسیار ساده باشد، برای رمزگذاری صریح ویژگی های آشکار جهان واقعی ما، مانند جرم ذرات، یا تقارن سنج، یا حتی تعداد ابعاد فضا، بسیار کوچک است. به نوعی همه این چیزها باید از چیزی بسیار پایین تر و بنیادی تر ظهور کند .
بنابراین اگر رفتار کیهان توسط یک برنامه ساده تعیین شود، «ساختار داده» بنیادین Fundamental که این برنامه بر روی آن کار می کند چیست؟
در ابتدا، تصور میکردم که توصیف آن باید برای ما ساده باشد، مانند شبکه سلولهایی که در یک اتومات سلولی وجود دارد. اما اگرچه چنین ساختاری برای مدلهای زیادی از محتوای جهان ما، به خوبی کار میکند، در بهترین حالت بهعنوان یک مدل بنیادی فیزیک غیرقابل قبول به نظر میرسد. بله، میتوان قوانینی را پیدا کرد که رفتاری را نشان میدهند که در مقیاس بزرگ نشانههای آشکاری از شبکه را نشان نمیدهند. اما اگر واقعاً قرار است یک مدل ساده از فیزیک وجود داشته باشد، به نظر می رسد اشتباه است که امکان چنین ساختار سفت و سختی برای فضا را حذف کنیم ، در حالی که همه ی ویژگی های فیزیکی دیگر حاصل برآمدگی و ظهور emerge است .
پس جایگزین چیست؟ ما به چیزی مفهومی در فضای «زیر underneath » نیاز داریم: چیزی که فضایی که میدانیم میتواند از آن ظهور یابد. و نیاز به ساختار داده ای بنیادین دارد که تا حد امکان انعطاف پذیر باشد. من سالها به این موضوع فکر کردم و به انواع فرمالیسمهای محاسباتی و ریاضی نگاه کردم. اما چیزی که در نهایت متوجه شدم این بود که اساساً هر چیزی را که نگاه کرده بودم میتوانست به یک شکل مشابه و یکسان نمایش داده شود:
• به عنوان یک شبکه
یک شبکه یا گراف فقط از دستهای از گرهها تشکیل شده است که با اتصالات به هم میپیوندند. و تمام چیزی که ذاتاً در نمودار تعریف شده است، الگوی این اتصالات است.
📌@higgs_field
〰
Stephen wolfram
Chapter ²
🔺یک نظریه نهایی ساده a simple ultimate theory؟
به طور انتزاعی، کاملا واضح نیست که آیا یک نظریه ساده و نهایی درباره جهان ما وجود دارد یا خیر ؟ در واقع، ممکن است تاریخچه فیزیک ما را دچار تردید کند – زیرا به نظر میرسد که هر چه بیشتر یاد میگیریم، اوضاع پیچیدهتر میشود، حداقل از نظر ساختارهای ریاضی که درگیر توصیف گیتی میشوند.
اما بنا به نگر فلاسفه ی اولیه ، یکی از ویژگی های بسیار آشکار جهان ما این است که نظم در آن وجود دارد. ذرات موجود در جهان فقط کار خودشان را انجام نمی دهند. آنها از مجموعه مشخصی از قوانین رایج پیروی می کنند.
( نظم order و بی نظمی disorder یک توصیف کاملا انتزاعی است و درین جا برای توصیف وجود قوانین خاص بکار رفته است - شاید در آینده درین باره گفتیم )
اما تئوری فرجامین ultimate برای جهان چقدر می تواند ساده باشد؟
فرض کنید میتوانیم این تئوری را بهعنوان یک برنامه، نشان دهیم. مدت زمان برنامه چقدر خواهد بود؟ آیا به اندازه ژنوم انسان طولانی خواهد بود یا به اندازه کد یک سیستم عامل؟ یا خیلی خیلی کوچکتر خواهد بود؟
قبل از کار من (ولفرم) بر روی جهان محاسباتی computational universe برنامه های ساده، فرض می کردم که اگر برنامه ای ( program) برای جهان وجود داشته باشد، باید حداقل تا حدودی پیچیده باشد. اما چیزی که من کشف کردم این بود که در جهان محاسباتی، حتی برنامههای بسیار ساده نیز میتوانند رفتاری به پیچیدگی هر چیز دیگری نشان دهند (واقعیتی که در اصل کلی هم ارزی محاسباتی من گنجانده شده است). در نتیجه این سؤال مطرح می شود:
آیا یکی از این برنامه های ساده در جهان محاسباتی می تواند واقعاً برنامه ای برای جهان فیزیکی ما باشد؟
🔺ساختار داده-ای گیتی The Data Structure of the Universe
اما چنین برنامه ای چگونه خواهد بود؟
یک چیز واضح است: اگر برنامه واقعاً بسیار ساده باشد، برای رمزگذاری صریح ویژگی های آشکار جهان واقعی ما، مانند جرم ذرات، یا تقارن سنج، یا حتی تعداد ابعاد فضا، بسیار کوچک است. به نوعی همه این چیزها باید از چیزی بسیار پایین تر و بنیادی تر ظهور کند .
بنابراین اگر رفتار کیهان توسط یک برنامه ساده تعیین شود، «ساختار داده» بنیادین Fundamental که این برنامه بر روی آن کار می کند چیست؟
در ابتدا، تصور میکردم که توصیف آن باید برای ما ساده باشد، مانند شبکه سلولهایی که در یک اتومات سلولی وجود دارد. اما اگرچه چنین ساختاری برای مدلهای زیادی از محتوای جهان ما، به خوبی کار میکند، در بهترین حالت بهعنوان یک مدل بنیادی فیزیک غیرقابل قبول به نظر میرسد. بله، میتوان قوانینی را پیدا کرد که رفتاری را نشان میدهند که در مقیاس بزرگ نشانههای آشکاری از شبکه را نشان نمیدهند. اما اگر واقعاً قرار است یک مدل ساده از فیزیک وجود داشته باشد، به نظر می رسد اشتباه است که امکان چنین ساختار سفت و سختی برای فضا را حذف کنیم ، در حالی که همه ی ویژگی های فیزیکی دیگر حاصل برآمدگی و ظهور emerge است .
پس جایگزین چیست؟ ما به چیزی مفهومی در فضای «زیر underneath » نیاز داریم: چیزی که فضایی که میدانیم میتواند از آن ظهور یابد. و نیاز به ساختار داده ای بنیادین دارد که تا حد امکان انعطاف پذیر باشد. من سالها به این موضوع فکر کردم و به انواع فرمالیسمهای محاسباتی و ریاضی نگاه کردم. اما چیزی که در نهایت متوجه شدم این بود که اساساً هر چیزی را که نگاه کرده بودم میتوانست به یک شکل مشابه و یکسان نمایش داده شود:
• به عنوان یک شبکه
یک شبکه یا گراف فقط از دستهای از گرهها تشکیل شده است که با اتصالات به هم میپیوندند. و تمام چیزی که ذاتاً در نمودار تعریف شده است، الگوی این اتصالات است.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
4_5924717280989547444.mp4
26.3 MB
〰
📌 James Webb Telescope
🎥 تلسکوپ فضایی جیمز وب؛ چگونه تراز ادراک ما از جهان هستی را، دگرگون خواهد کرد؟
☆ زیرنویس فارسی دارد
• لحظاتی پیش این تلسکوپ 10 بیلیون (میلیارد) دلاری ، برای پیشبرد ماموریت تاریخی خود زمین را ترک کرد
→The $10bn James Webb telescope has left Earth on its mission to image the first stars to light up the Universe.
https://www.bbc.com/news/science-environment-59782057
• لانچ تلسکوپ در گویان فرانسه
https://t.me/higgs_field/5483?single
• کارکرد ها و توانایی های این تلسکوپ
https://t.me/higgs_field/5453?single
✓ با آرزوی موفقیت برای این ماموریت ، این دستاورد بشری که نقطه عطفی در زمینه ابزار جستجوی کیهان است ، را به بشریت تبریک می گوییم .
📌@higgs_field
〰
📌 James Webb Telescope
🎥 تلسکوپ فضایی جیمز وب؛ چگونه تراز ادراک ما از جهان هستی را، دگرگون خواهد کرد؟
☆ زیرنویس فارسی دارد
• لحظاتی پیش این تلسکوپ 10 بیلیون (میلیارد) دلاری ، برای پیشبرد ماموریت تاریخی خود زمین را ترک کرد
→The $10bn James Webb telescope has left Earth on its mission to image the first stars to light up the Universe.
https://www.bbc.com/news/science-environment-59782057
• لانچ تلسکوپ در گویان فرانسه
https://t.me/higgs_field/5483?single
• کارکرد ها و توانایی های این تلسکوپ
https://t.me/higgs_field/5453?single
✓ با آرزوی موفقیت برای این ماموریت ، این دستاورد بشری که نقطه عطفی در زمینه ابزار جستجوی کیهان است ، را به بشریت تبریک می گوییم .
📌@higgs_field
〰
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺تلسکوپ فضایی جیمز وب با موفقیت پرتاب شد و در مسیر مقصد نهایی خودش یعنی نقطه L2 قرار گرفت.
📌@higgs_field
〰
🔺تلسکوپ فضایی جیمز وب با موفقیت پرتاب شد و در مسیر مقصد نهایی خودش یعنی نقطه L2 قرار گرفت.
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺Here it is: humanity’s final look at Webb as it heads into deep space to answer our biggest questions. Alone in the vastness of space, Webb will soon begin an approximately two-week process to deploy its antennas, mirrors, and sunshield.
اکنون ، نگاه نهایی بشریت به جیمز وب در حالی که به فضای عمیق فرو می رود تا به بزرگترین سؤالات ما پاسخ دهد. این تلسکوپ تنها در پهنه ی فضا، به زودی یک فرآیند تقریباً دو هفتهای را برای بازکردن و استقرار آنتنها، آینهها و محافظهای خورشیدی خود آغاز خواهد کرد.
📌@higgs_field
〰
🔺Here it is: humanity’s final look at Webb as it heads into deep space to answer our biggest questions. Alone in the vastness of space, Webb will soon begin an approximately two-week process to deploy its antennas, mirrors, and sunshield.
اکنون ، نگاه نهایی بشریت به جیمز وب در حالی که به فضای عمیق فرو می رود تا به بزرگترین سؤالات ما پاسخ دهد. این تلسکوپ تنها در پهنه ی فضا، به زودی یک فرآیند تقریباً دو هفتهای را برای بازکردن و استقرار آنتنها، آینهها و محافظهای خورشیدی خود آغاز خواهد کرد.
📌@higgs_field
〰
📌The Forgotten Solution: Superdeterminism
- راه حل فراموش شده: ابرجبرگرایی
Sabine hossenfelder - chapter ⁴ & final
🔺این همبستگی ها در نهایت از کجا می آیند؟ خوب، آنها از جایی می آیند که همه چیز در نهایت از آنجا می آید، یعنی از حالت اولیه جهان. و اینجا همان جایی است که بیشینه دانشمندان بر روی آن تمرکز کرده اند : آنها تصور میکنند که شما باید دقیقاً شرایط اولیه جهان را بدانید تا کوانتومها را در مغز آنتون زایلینگر منظم سازید تا در نهایت یک اهرم را به راست بچرخانید.
علاوه بر این که کاملاً مزخرف به نظر می رسد، ایده بی فایده ای نیز هست، زیرا چگونه می توانید چیزی را با آن محاسبه کنید؟ و اگر غیرقابل ابطال و بی فایده باشد، در واقع علم نیست. در نتیجه، روی گرفتن در برابر ابرجبرگرایی کاملاً غیرقابل فهم نیست. اما نتیجه گیری کمی عجولانه است . اینکه چقدر جزئیات باید در مورد وضعیت اولیه یونیورس برای پیش بینی آن بدانید بستگی به مدل شما دارد.
و بدون ترسیم این مدل، واقعاً هیچ راهی برای تشخیص اینکه آیا مطابق روش شناسی علمی است یا خیر، وجود ندارد.
اینجاست که مشکل شروع می شود. در حالی که فیلسوفان گهگاه درباره ابرجبرگرایی بر مبنای مدل های مفهومی بحث میکنند، کار چندانی روی مدلهای واقعی وجود ندارد.
علاوه بر من و مقاله فوق دکترای من ، جرارد تی هوفت و تیم پالمر را بر می شمرم . اما به نظر میرسد که فرد پیشین از مکانیک کوانتومی متنفر است و ترجیح میدهد یک نظریه کلاسیک متغیرهای پنهان داشته باشد، و دومی میخواهد فضای حالت را کوانتیزه کند. من در هیچکدام از اینها نکته ای نمی بینم. خوشحال می شوم اگر نتیجه مسئله اندازه گیری را حل کند و همچنان محلی باشد، همان طور که نظریه های میدان کوانتومی محلی هستند، با وجود اینکه که مکانیک کوانتومی همیشه غیرمحلی است.*
مخاطرات زیاد است، زیرا اگر مکانیک کوانتومی یک نظریه بنیادی نباشد، اما بتوان آن را از یک نظریه تعیین گرای بنیادین استخراج کرد، در را به روی کشف های جدید باز می کند.
به همین دلیل است که من متحیر میمانم که آنچه که فکر میکنم مسیر آشکار پیشرفت است، مسیری است که اکثر فیزیکدانان حتی هرگز آن را نشنیدهاند.
شاید این فقط یک واقعیت است که آنها نمی خواهند از خواب بیدار شوند.
📌@higgs_field
Recommended reading:
The significance of measurement independence for Bell inequalities and locality
Michael J. W. Hall
arXiv:1511.00729
Bell's Theorem: Two Neglected Solutions
Louis Vervoort
FoP, 3,769–791 (2013), arXiv:1203.6587
- راه حل فراموش شده: ابرجبرگرایی
Sabine hossenfelder - chapter ⁴ & final
🔺این همبستگی ها در نهایت از کجا می آیند؟ خوب، آنها از جایی می آیند که همه چیز در نهایت از آنجا می آید، یعنی از حالت اولیه جهان. و اینجا همان جایی است که بیشینه دانشمندان بر روی آن تمرکز کرده اند : آنها تصور میکنند که شما باید دقیقاً شرایط اولیه جهان را بدانید تا کوانتومها را در مغز آنتون زایلینگر منظم سازید تا در نهایت یک اهرم را به راست بچرخانید.
علاوه بر این که کاملاً مزخرف به نظر می رسد، ایده بی فایده ای نیز هست، زیرا چگونه می توانید چیزی را با آن محاسبه کنید؟ و اگر غیرقابل ابطال و بی فایده باشد، در واقع علم نیست. در نتیجه، روی گرفتن در برابر ابرجبرگرایی کاملاً غیرقابل فهم نیست. اما نتیجه گیری کمی عجولانه است . اینکه چقدر جزئیات باید در مورد وضعیت اولیه یونیورس برای پیش بینی آن بدانید بستگی به مدل شما دارد.
و بدون ترسیم این مدل، واقعاً هیچ راهی برای تشخیص اینکه آیا مطابق روش شناسی علمی است یا خیر، وجود ندارد.
اینجاست که مشکل شروع می شود. در حالی که فیلسوفان گهگاه درباره ابرجبرگرایی بر مبنای مدل های مفهومی بحث میکنند، کار چندانی روی مدلهای واقعی وجود ندارد.
علاوه بر من و مقاله فوق دکترای من ، جرارد تی هوفت و تیم پالمر را بر می شمرم . اما به نظر میرسد که فرد پیشین از مکانیک کوانتومی متنفر است و ترجیح میدهد یک نظریه کلاسیک متغیرهای پنهان داشته باشد، و دومی میخواهد فضای حالت را کوانتیزه کند. من در هیچکدام از اینها نکته ای نمی بینم. خوشحال می شوم اگر نتیجه مسئله اندازه گیری را حل کند و همچنان محلی باشد، همان طور که نظریه های میدان کوانتومی محلی هستند، با وجود اینکه که مکانیک کوانتومی همیشه غیرمحلی است.*
مخاطرات زیاد است، زیرا اگر مکانیک کوانتومی یک نظریه بنیادی نباشد، اما بتوان آن را از یک نظریه تعیین گرای بنیادین استخراج کرد، در را به روی کشف های جدید باز می کند.
به همین دلیل است که من متحیر میمانم که آنچه که فکر میکنم مسیر آشکار پیشرفت است، مسیری است که اکثر فیزیکدانان حتی هرگز آن را نشنیدهاند.
شاید این فقط یک واقعیت است که آنها نمی خواهند از خواب بیدار شوند.
📌@higgs_field
Recommended reading:
The significance of measurement independence for Bell inequalities and locality
Michael J. W. Hall
arXiv:1511.00729
Bell's Theorem: Two Neglected Solutions
Louis Vervoort
FoP, 3,769–791 (2013), arXiv:1203.6587
Telegram
📎
📌 لمپنیسم چیست و لمپن ها چه کسانی هستند؟!
" برای یک لمپن فرقی ندارد که چه چیز و چه کسی را تایید یا تکذیب می کند، آن چه و آن کسی که به او نفع می رساند خوب است و چون اهل معامله به هر قیمتی است می کوشد تا آن چه را که بتواند بفروشد معامله کند. یعنی برایش فرقی ندارد که کتاب می فروشد یا شرافت خود را. آنها نرخ دارند و در انتظارند که کسی این نرخ را پرداخت کند تا در همان جبهه و برای او شمشیر و عربده بکشند. لمپن ها حرمت شکن هستند. دارای منطق سست و ضعیف هستند. با خرد و اندیشه و منطق و استدلال پیوند چندان نزدیکی ندارند."
گفتگو با لطف الله آجدانی
https://t.me/higgs_field/1120
(دکتر آجدانی رو دوست دارم . نمونه یک شخص دانشگاهی و فرهیخته است . البته قضاوت دیگران کار ما نیست و ما سرمان به رفتار خودمان است . اخلاق که تعریف ثابتی ندارد و در جامعه ای چشم گشودیم با انواع پدرسوختگی ها و ابتذال ، البته وضع جامعه غرب هم چندان مناسب نیست . این مهم است که بدانیم انیشتین هنگامی مرد که بستر فیزیک کوانتوم را ایجاد و فضا زمان و نسبیت را تئوریزه کرده بود اما هنگام مرگ گفت هیچ نمی دانم . مابقی ما جای خود .. )
📌@higgs_field
" برای یک لمپن فرقی ندارد که چه چیز و چه کسی را تایید یا تکذیب می کند، آن چه و آن کسی که به او نفع می رساند خوب است و چون اهل معامله به هر قیمتی است می کوشد تا آن چه را که بتواند بفروشد معامله کند. یعنی برایش فرقی ندارد که کتاب می فروشد یا شرافت خود را. آنها نرخ دارند و در انتظارند که کسی این نرخ را پرداخت کند تا در همان جبهه و برای او شمشیر و عربده بکشند. لمپن ها حرمت شکن هستند. دارای منطق سست و ضعیف هستند. با خرد و اندیشه و منطق و استدلال پیوند چندان نزدیکی ندارند."
گفتگو با لطف الله آجدانی
https://t.me/higgs_field/1120
(دکتر آجدانی رو دوست دارم . نمونه یک شخص دانشگاهی و فرهیخته است . البته قضاوت دیگران کار ما نیست و ما سرمان به رفتار خودمان است . اخلاق که تعریف ثابتی ندارد و در جامعه ای چشم گشودیم با انواع پدرسوختگی ها و ابتذال ، البته وضع جامعه غرب هم چندان مناسب نیست . این مهم است که بدانیم انیشتین هنگامی مرد که بستر فیزیک کوانتوم را ایجاد و فضا زمان و نسبیت را تئوریزه کرده بود اما هنگام مرگ گفت هیچ نمی دانم . مابقی ما جای خود .. )
📌@higgs_field
پرسش علمی
میدانیم گونه های جانوری متفاوت است ، آیا در طبیعت مکانیسم تکاملی برای پرهیز از همخونی وجود دارد ؟ دست کم در گونه ای از پستانداران ؟ ارجاع و رفرنسی مرتبطی دارید برای مطالعه بیشتر اشتراک بگذارید .
- البته میدانید انسانها بسته به فرهنگ به این پیشامد نگاه می کنند برای مثال در فرهنگ ما ازدواج با عموزاده و خاله زاده ها فاقد منع اما در کشور های غربی (مسیحیت) عمو زاده و خاله زاده ها ، هم خون و محارم طبقه بندی می شوند - پس لطفا انسان را مثال نزنید .
میدانیم گونه های جانوری متفاوت است ، آیا در طبیعت مکانیسم تکاملی برای پرهیز از همخونی وجود دارد ؟ دست کم در گونه ای از پستانداران ؟ ارجاع و رفرنسی مرتبطی دارید برای مطالعه بیشتر اشتراک بگذارید .
- البته میدانید انسانها بسته به فرهنگ به این پیشامد نگاه می کنند برای مثال در فرهنگ ما ازدواج با عموزاده و خاله زاده ها فاقد منع اما در کشور های غربی (مسیحیت) عمو زاده و خاله زاده ها ، هم خون و محارم طبقه بندی می شوند - پس لطفا انسان را مثال نزنید .