📌اصل عدم قطعیت هایزنبرگ
🔺مشاهدهپذیرهایی که تاکنون مورد بحث قرار گرفتهاند دارای مجموعهای مجزا از مقادیر تجربی بودهاند. به عنوان مثال، مقادیر انرژی یک سیستم محدود همیشه گسسته هستند، و مولفههای تکانه زاویهای مقادیری دارند که به شکل mℏ هستند، جایی که m یا یک عدد صحیح یا یک عدد نیمه صحیح، مثبت یا منفی است. از سوی دیگر، موقعیت یک ذره یا تکانه خطی یک ذره آزاد میتواند هم در تئوری کوانتومی و هم در نظریه کلاسیک مقادیر پیوسته داشته باشد. ریاضیات قابل مشاهدهها با طیف پیوستهای از مقادیر اندازهگیری شده تا حدودی پیچیدهتر از موارد گسسته است، اما هیچ مشکلی اساسی ندارد. یک قابل مشاهده با طیف پیوسته ای از مقادیر اندازه گیری شده دارای تعداد بی نهایت تابع حالت است. تابع حالت Ψ سیستم هنوز به عنوان ترکیبی از توابع حالت مشاهده پذیر در نظر گرفته می شود، اما مجموع معادله باید با یک انتگرال جایگزین شود.
اندازهگیریها را میتوان از موقعیت x یک ذره و جزء x تکانه خطی آن که با px نشان داده میشود، انجام داد. این دو قابل مشاهده ناسازگار هستند زیرا عملکردهای حالت متفاوتی دارند. پدیده پراش که در بالا ذکر شد، عدم امکان اندازهگیری موقعیت و تکانه را به طور همزمان و دقیق نشان میدهد. اگر یک پرتو تک رنگ موازی از یک شکاف عبور کند (شکل )، شدت آن با جهت تغییر میکند، همانطور که در شکل نشان داده شده است. نور در جهات خاصی شدت صفر دارد. تئوری موج نشان می دهد که اولین صفر در زاویه θ0 رخ می دهد که با sin θ0 = λ/b داده می شود، جایی که λ طول موج نور و b پهنای شکاف است. اگر عرض شکاف کاهش یابد، θ0 افزایش مییابد، یعنی نور پراکنده بیشتر پخش میشود. بنابراین، θ0 گسترش پرتو را اندازهگیری میکند.
آزمایش را می توان با جریانی از الکترون ها به جای پرتو نور تکرار کرد. به گفته دو بروی، الکترون ها دارای خواص موج مانند هستند. بنابراین، پرتو الکترونهایی که از شکاف بیرون میآیند باید در فضا گسترده شده و مانند پرتوی از امواج نور پخش شوند. این در آزمایشات مشاهده شده است. اگر سرعت الکترونها در جهت جلو u (به عنوان مثال، جهت y در شکل ) باشد، تکانه (خطی) آنها p=meu است. px را در نظر بگیرید، مولفه ی تکانه در جهت x.
پس از عبور الکترونها از دیافراگم، گسترش در جهت آنها منجر به عدم قطعیت بر حسب px با مقداری میشود
Δpx≈ p sin θ0 = p λ/b
که در آن λ طول موج الکترونها است و طبق فرمول دو بروی برابر با h/p است. بنابراین، Δpx ≈ h/b.
مکان دقیق عبور الکترون از شکاف ناشناخته است. فقط مسلم است که یک الکترون از جایی عبور کرده است. بنابراین، بلافاصله پس از عبور یک الکترون، عدم قطعیت در موقعیت x آن Δx ≈ b/2 است. بنابراین، حاصل ضرب عدم قطعیت ها از مرتبه ℏ است. تجزیه و تحلیل دقیق تر نشان می دهد که محصول دارای محدودیت کمتری است که توسط
Δx Δpx ≥ ℏ/ 2
داده شده است .
📌@higgs_field
〰
🔺مشاهدهپذیرهایی که تاکنون مورد بحث قرار گرفتهاند دارای مجموعهای مجزا از مقادیر تجربی بودهاند. به عنوان مثال، مقادیر انرژی یک سیستم محدود همیشه گسسته هستند، و مولفههای تکانه زاویهای مقادیری دارند که به شکل mℏ هستند، جایی که m یا یک عدد صحیح یا یک عدد نیمه صحیح، مثبت یا منفی است. از سوی دیگر، موقعیت یک ذره یا تکانه خطی یک ذره آزاد میتواند هم در تئوری کوانتومی و هم در نظریه کلاسیک مقادیر پیوسته داشته باشد. ریاضیات قابل مشاهدهها با طیف پیوستهای از مقادیر اندازهگیری شده تا حدودی پیچیدهتر از موارد گسسته است، اما هیچ مشکلی اساسی ندارد. یک قابل مشاهده با طیف پیوسته ای از مقادیر اندازه گیری شده دارای تعداد بی نهایت تابع حالت است. تابع حالت Ψ سیستم هنوز به عنوان ترکیبی از توابع حالت مشاهده پذیر در نظر گرفته می شود، اما مجموع معادله باید با یک انتگرال جایگزین شود.
اندازهگیریها را میتوان از موقعیت x یک ذره و جزء x تکانه خطی آن که با px نشان داده میشود، انجام داد. این دو قابل مشاهده ناسازگار هستند زیرا عملکردهای حالت متفاوتی دارند. پدیده پراش که در بالا ذکر شد، عدم امکان اندازهگیری موقعیت و تکانه را به طور همزمان و دقیق نشان میدهد. اگر یک پرتو تک رنگ موازی از یک شکاف عبور کند (شکل )، شدت آن با جهت تغییر میکند، همانطور که در شکل نشان داده شده است. نور در جهات خاصی شدت صفر دارد. تئوری موج نشان می دهد که اولین صفر در زاویه θ0 رخ می دهد که با sin θ0 = λ/b داده می شود، جایی که λ طول موج نور و b پهنای شکاف است. اگر عرض شکاف کاهش یابد، θ0 افزایش مییابد، یعنی نور پراکنده بیشتر پخش میشود. بنابراین، θ0 گسترش پرتو را اندازهگیری میکند.
آزمایش را می توان با جریانی از الکترون ها به جای پرتو نور تکرار کرد. به گفته دو بروی، الکترون ها دارای خواص موج مانند هستند. بنابراین، پرتو الکترونهایی که از شکاف بیرون میآیند باید در فضا گسترده شده و مانند پرتوی از امواج نور پخش شوند. این در آزمایشات مشاهده شده است. اگر سرعت الکترونها در جهت جلو u (به عنوان مثال، جهت y در شکل ) باشد، تکانه (خطی) آنها p=meu است. px را در نظر بگیرید، مولفه ی تکانه در جهت x.
پس از عبور الکترونها از دیافراگم، گسترش در جهت آنها منجر به عدم قطعیت بر حسب px با مقداری میشود
Δpx≈ p sin θ0 = p λ/b
که در آن λ طول موج الکترونها است و طبق فرمول دو بروی برابر با h/p است. بنابراین، Δpx ≈ h/b.
مکان دقیق عبور الکترون از شکاف ناشناخته است. فقط مسلم است که یک الکترون از جایی عبور کرده است. بنابراین، بلافاصله پس از عبور یک الکترون، عدم قطعیت در موقعیت x آن Δx ≈ b/2 است. بنابراین، حاصل ضرب عدم قطعیت ها از مرتبه ℏ است. تجزیه و تحلیل دقیق تر نشان می دهد که محصول دارای محدودیت کمتری است که توسط
Δx Δpx ≥ ℏ/ 2
داده شده است .
📌@higgs_field
〰
Telegram
attach 📎
〰
📌The 11 Most Beautiful Mathematical Equations
Chapter ¹
🔺Mathematical equations aren't just useful — many are quite beautiful. And many scientists admit they are often fond of particular formulas not just for their function, but for their form, and the simple, poetic truths they contain.
While certain famous equations, such as Albert Einstein's E = mc^2, hog most of the public glory, many less familiar formulas have their champions among scientists. LiveScience asked physicists, astronomers and mathematicians for their favorite equations; here's what we found:
معادلات ریاضی فقط مفید نیستند - بسیاری از آنها بسیار زیبا هستند. و بسیاری از دانشمندان بیان میکنند که اغلب به فرمولهای خاص ، نه فقط به خاطر عملکردشان، بلکه به خاطر شکلشان و حقایق ساده و شاعرانهای که در بر دارند، علاقه دارند.
در حالی که برخی معادلات معروف، مانند E = mc² آلبرت انیشتین، بیشتر شهرت عمومی را به خود اختصاص می دهند، بسیاری از فرمول های کمتر آشنا طرفداران خود را در میان دانشمندان دارند. LiveScience از فیزیکدانان، ستاره شناسان و ریاضیدانان ، معادلات مورد علاقه خود را درخواست کرد. این چیزی است که ما پیدا کردیم:
معادله بالا توسط اینشتین به عنوان بخشی از نظریه پیشگامانه نسبیت عام General Relativity او در سال 1915 فرموله شد. این نظریه با توصیف نیرو به عنوان چین خوردگی بافت فضا و زمان، چگونگی درک دانشمندان از گرانش را متحول کرد.
ماریو لیویو، اخترفیزیکدان موسسه علمی تلسکوپ فضایی، که این معادله را به عنوان معادله مورد علاقه خود معرفی کرد، گفت: "هنوز برای من شگفت انگیز است که یکی از این معادله های ریاضی بتواند فضا-زمان را توصیف کند." تمام نبوغ واقعی انیشتین در این معادله تجسم یافته است.
لیویو توضیح داد: «سمت راست این معادله محتویات انرژی جهان ما (از جمله «انرژی تاریک» که شتاب کیهانی فعلی را به پیش می راند را توصیف میکند.» "سمت چپ هندسه فضا-زمان را توصیف می کند. برابری نشان دهنده این واقعیت است که در نسبیت عام انیشتین، جرم و انرژی هندسه و همزمان انحنا را تعیین می کنند، که مظهر چیزی است که ما گرانش می نامیم."
کایل کرانمر، فیزیکدان دانشگاه نیویورک، گفت: این معادله بسیار ظریف است و افزود که این معادله رابطه بین فضا-زمان و ماده و انرژی را آشکار می کند. "این معادله به شما می گوید که چگونه آنها به هم مرتبط هستند - چگونه حضور خورشید فضا-زمان را تاب می دهد به طوری که زمین در مدارش به دور آن حرکت می کند و غیره. همچنین به شما می گوید که جهان از زمان انفجار بزرگ چگونه تکامل یافته است و پیش بینی می کند که سیاهچاله باید وجود داشته باشد. "
📌@higgs_field
〰
📌The 11 Most Beautiful Mathematical Equations
Chapter ¹
🔺Mathematical equations aren't just useful — many are quite beautiful. And many scientists admit they are often fond of particular formulas not just for their function, but for their form, and the simple, poetic truths they contain.
While certain famous equations, such as Albert Einstein's E = mc^2, hog most of the public glory, many less familiar formulas have their champions among scientists. LiveScience asked physicists, astronomers and mathematicians for their favorite equations; here's what we found:
معادلات ریاضی فقط مفید نیستند - بسیاری از آنها بسیار زیبا هستند. و بسیاری از دانشمندان بیان میکنند که اغلب به فرمولهای خاص ، نه فقط به خاطر عملکردشان، بلکه به خاطر شکلشان و حقایق ساده و شاعرانهای که در بر دارند، علاقه دارند.
در حالی که برخی معادلات معروف، مانند E = mc² آلبرت انیشتین، بیشتر شهرت عمومی را به خود اختصاص می دهند، بسیاری از فرمول های کمتر آشنا طرفداران خود را در میان دانشمندان دارند. LiveScience از فیزیکدانان، ستاره شناسان و ریاضیدانان ، معادلات مورد علاقه خود را درخواست کرد. این چیزی است که ما پیدا کردیم:
معادله بالا توسط اینشتین به عنوان بخشی از نظریه پیشگامانه نسبیت عام General Relativity او در سال 1915 فرموله شد. این نظریه با توصیف نیرو به عنوان چین خوردگی بافت فضا و زمان، چگونگی درک دانشمندان از گرانش را متحول کرد.
ماریو لیویو، اخترفیزیکدان موسسه علمی تلسکوپ فضایی، که این معادله را به عنوان معادله مورد علاقه خود معرفی کرد، گفت: "هنوز برای من شگفت انگیز است که یکی از این معادله های ریاضی بتواند فضا-زمان را توصیف کند." تمام نبوغ واقعی انیشتین در این معادله تجسم یافته است.
لیویو توضیح داد: «سمت راست این معادله محتویات انرژی جهان ما (از جمله «انرژی تاریک» که شتاب کیهانی فعلی را به پیش می راند را توصیف میکند.» "سمت چپ هندسه فضا-زمان را توصیف می کند. برابری نشان دهنده این واقعیت است که در نسبیت عام انیشتین، جرم و انرژی هندسه و همزمان انحنا را تعیین می کنند، که مظهر چیزی است که ما گرانش می نامیم."
کایل کرانمر، فیزیکدان دانشگاه نیویورک، گفت: این معادله بسیار ظریف است و افزود که این معادله رابطه بین فضا-زمان و ماده و انرژی را آشکار می کند. "این معادله به شما می گوید که چگونه آنها به هم مرتبط هستند - چگونه حضور خورشید فضا-زمان را تاب می دهد به طوری که زمین در مدارش به دور آن حرکت می کند و غیره. همچنین به شما می گوید که جهان از زمان انفجار بزرگ چگونه تکامل یافته است و پیش بینی می کند که سیاهچاله باید وجود داشته باشد. "
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
👍1
〰
📌 چاه پتانسیل (Potential Well) یا ذره در جعبه
🔺در مکانیک کوانتومی، مسئله ذره در جعبه که به «چاه پتانسیل بینهایت» (Infinite Potential Well) نیز معروف است، بیانگر وضعیت ذره آزادی بوده که در یک فضای کوچک غیر قابل نفوذ به دام افتاده، در آن حرکت میکند و توانایی خارج شدن از آن را ندارد. این مسئله در واقع مثالی شهودی برای درک بهتر تفاوت دو دیدگاه فیزیک کلاسیک و مکانیک کوانتومی است.
• در فیزیک و مکانیک کلاسیک، ذره به دام افتاده در جعبهای بزرگ، میتواند هر سرعتی را اختیار کند و در حالت خیلی ساده تنها یک مسیر را طی میکند تا انرژیش تمام شود. با کوچک شدن ابعاد جعبه تا مقیاس چند نانومتر، رفتارهای کوانتومی نمود بیشتری پیدا میکنند. در این حالت، ذره فقط میتواند برخی از سطوح انرژی مثبت را اختیار و در آن سطحها حرکت کند. بدین ترتیب هیچگاه نمیتواند انرژی صفر را داشته باشد (تراز انرژی صفر وجود ندارد) و لذا هیچگاه نمیتواند به حالت سکون در آید.
• همچنین در حالت کوانتومی، احتمال یافتن ذره بستگی به تابع توزیع دارد که خود وابسته به ترازهای انرژی است. از طرفی ذره ممکن است در نقاط خاصی موسوم به گره فضایی، هیچگاه یافت نشود.
• مسئله ذره در جعبه، یکی از مسائل مکانیک کوانتومی است که بدون نیاز به روابط پیچیده ریاضی و به صورت تحلیلی حل میشود. این مسئله که اساس آن، بحث کوانتیده (گسسته) بودن ترازهای انرژی است، درک مناسبی در برخورد با مسائل پیچیدهتر و تشریح سیستمهای اتمی و مولکولی به ما میدهد. همانطور که احتمالا می دانید تراز های انرژی اتمی (اوربیتال ها) نیز چاه های پتانسیل محسوب می شوند .
- تصویر چاه پتانسیل یک بعدی
📌@higgs_field
📌 چاه پتانسیل (Potential Well) یا ذره در جعبه
🔺در مکانیک کوانتومی، مسئله ذره در جعبه که به «چاه پتانسیل بینهایت» (Infinite Potential Well) نیز معروف است، بیانگر وضعیت ذره آزادی بوده که در یک فضای کوچک غیر قابل نفوذ به دام افتاده، در آن حرکت میکند و توانایی خارج شدن از آن را ندارد. این مسئله در واقع مثالی شهودی برای درک بهتر تفاوت دو دیدگاه فیزیک کلاسیک و مکانیک کوانتومی است.
• در فیزیک و مکانیک کلاسیک، ذره به دام افتاده در جعبهای بزرگ، میتواند هر سرعتی را اختیار کند و در حالت خیلی ساده تنها یک مسیر را طی میکند تا انرژیش تمام شود. با کوچک شدن ابعاد جعبه تا مقیاس چند نانومتر، رفتارهای کوانتومی نمود بیشتری پیدا میکنند. در این حالت، ذره فقط میتواند برخی از سطوح انرژی مثبت را اختیار و در آن سطحها حرکت کند. بدین ترتیب هیچگاه نمیتواند انرژی صفر را داشته باشد (تراز انرژی صفر وجود ندارد) و لذا هیچگاه نمیتواند به حالت سکون در آید.
• همچنین در حالت کوانتومی، احتمال یافتن ذره بستگی به تابع توزیع دارد که خود وابسته به ترازهای انرژی است. از طرفی ذره ممکن است در نقاط خاصی موسوم به گره فضایی، هیچگاه یافت نشود.
• مسئله ذره در جعبه، یکی از مسائل مکانیک کوانتومی است که بدون نیاز به روابط پیچیده ریاضی و به صورت تحلیلی حل میشود. این مسئله که اساس آن، بحث کوانتیده (گسسته) بودن ترازهای انرژی است، درک مناسبی در برخورد با مسائل پیچیدهتر و تشریح سیستمهای اتمی و مولکولی به ما میدهد. همانطور که احتمالا می دانید تراز های انرژی اتمی (اوربیتال ها) نیز چاه های پتانسیل محسوب می شوند .
- تصویر چاه پتانسیل یک بعدی
📌@higgs_field
Telegram
attach 📎
〰
📌ذره در جعبه (چاه پتانسیل) یک بعدی
🔺 ذرهای به دام افتاده در چاه پتانسیل یک بعدی به طول L
شاید تصویر زیر درک بهتری از مفهوم چاه پتانسیل یک بعدی را در ذهن شما حک کند. اگر یک سیلندر نازک (مثل سیم) نظیر یک خط را موجودی یک بعدی تصور کنیم، با تقسیمبندی آن به فرم شکل و با فرض اینکه تنها یک الکترون درون آن است، میتوانیم الکترون مذکور را به دام اندازیم. علامت منفی در پتانسیل بینهایت به این دلیل است که الکترون با بار منفی، جذب آن نشود.
• یک سیم نازک که بخشی از آن در پتانسیل صفر و دو طرف آن در پتانسیل منفی خیلی زیادی است. اگر فرض کنیم یک تک الکترون در قسمت پتانسیل صفر حضور داشته باشد میتوانیم وضعیت آن را با چاه پتانسیل یک بعدی شبیهسازی کنیم.
📌@higgs_field
〰
📌ذره در جعبه (چاه پتانسیل) یک بعدی
🔺 ذرهای به دام افتاده در چاه پتانسیل یک بعدی به طول L
شاید تصویر زیر درک بهتری از مفهوم چاه پتانسیل یک بعدی را در ذهن شما حک کند. اگر یک سیلندر نازک (مثل سیم) نظیر یک خط را موجودی یک بعدی تصور کنیم، با تقسیمبندی آن به فرم شکل و با فرض اینکه تنها یک الکترون درون آن است، میتوانیم الکترون مذکور را به دام اندازیم. علامت منفی در پتانسیل بینهایت به این دلیل است که الکترون با بار منفی، جذب آن نشود.
• یک سیم نازک که بخشی از آن در پتانسیل صفر و دو طرف آن در پتانسیل منفی خیلی زیادی است. اگر فرض کنیم یک تک الکترون در قسمت پتانسیل صفر حضور داشته باشد میتوانیم وضعیت آن را با چاه پتانسیل یک بعدی شبیهسازی کنیم.
📌@higgs_field
〰
〰
📌مفهوم جرم با استفاده از چاه پتانسیل
✓ ابتدائا بسته موج سوار بر فضازمان را که با معادله موج شرودینگر توصیف می شود و دارای دامنه و جهت است ، در نظر بگیرید.
✓همین موج را در یک قفس یا چاه پتانسیل محصور می سازیم .
از قبل به یاد می آوریم انرژی حامل تکانه است اکنون این انرژی دارای دارای تکانه توسط دو پتانسیل بالاتر محصور شده است .
✓ اکنون جرم خلق شد. وقتی پارتیکل در چاه پتانسیل حبس می شود در صورت حرکت خود چاه یا جعبه آرمانی و ایده آل (خود چاه باید حرکت در مکان داشته باشد) منجر به تغییر و انتقال انرژی محصور در چاه پتانسیل بر اثر پدیده داپلر (انتقال سرخ و آبی) تا هنگام وجود تغییر در شتاب ، خواهد شد . این در واقع توصیفی از لختی است .
✓ میدان هیگز میدان نگه دارنده ذرات بنیادین در چاه پتانسیل است . به استثناء فوتون و گلوئون و میزان اندکی نوترینو ها .
✓ هر نوع چاه پتانسیل که انرژی را حبس می کند مکانیسم بالقوه تولید جرم است .
✓ در پروتون انرژی محبوس است در نتیجه جرم تولید می کند هر چند رابطه مستقیمی با مکانیسم هیگز ندارد اما از پارتیکل هایی تشکیل شده که جرم خود را مدیون مکانیسم هیگز هستند .
📌@higgs_field
〰
📌مفهوم جرم با استفاده از چاه پتانسیل
✓ ابتدائا بسته موج سوار بر فضازمان را که با معادله موج شرودینگر توصیف می شود و دارای دامنه و جهت است ، در نظر بگیرید.
✓همین موج را در یک قفس یا چاه پتانسیل محصور می سازیم .
از قبل به یاد می آوریم انرژی حامل تکانه است اکنون این انرژی دارای دارای تکانه توسط دو پتانسیل بالاتر محصور شده است .
✓ اکنون جرم خلق شد. وقتی پارتیکل در چاه پتانسیل حبس می شود در صورت حرکت خود چاه یا جعبه آرمانی و ایده آل (خود چاه باید حرکت در مکان داشته باشد) منجر به تغییر و انتقال انرژی محصور در چاه پتانسیل بر اثر پدیده داپلر (انتقال سرخ و آبی) تا هنگام وجود تغییر در شتاب ، خواهد شد . این در واقع توصیفی از لختی است .
✓ میدان هیگز میدان نگه دارنده ذرات بنیادین در چاه پتانسیل است . به استثناء فوتون و گلوئون و میزان اندکی نوترینو ها .
✓ هر نوع چاه پتانسیل که انرژی را حبس می کند مکانیسم بالقوه تولید جرم است .
✓ در پروتون انرژی محبوس است در نتیجه جرم تولید می کند هر چند رابطه مستقیمی با مکانیسم هیگز ندارد اما از پارتیکل هایی تشکیل شده که جرم خود را مدیون مکانیسم هیگز هستند .
📌@higgs_field
〰
میمونهای انتقامجو ۲۵۰ توله سگ را کشتند!
گروهی میمون خشمگین در روستای کوچک لاوول در کشور هند دست به کشتار سگها زدند و حدود ۲۵۰ توله سگ را بالای درختها و ساختمانها بردند و به پایین پرتاب کردند. خشم آنها هنگامی شعلهور شد که چند سگ یک بچه میمون را کشتند.
اهالی شهرستان بید در استان ماهاراشترا واقع در ۵۰۰ کیلومتری شرق بمبئی به خبرنگاران گفتند که میمونها فقط به دنبال انتقام بودند و در روستای لاوول حتی یک توله سگ را هم زنده نگذاشتند. کشتار از یک ماه پیش آغاز شد که چند سگ یک بچه میمون را کشتند. از آن موقع میمونها هر توله سگی را که بتوانند میدزدند و به جای بلندی میبرند و از آنجا به زمین پرتاب میکنند تا کشته شود.
در یک تصویر از ستیز بین این میمونها و سگها نزدیک لبه پشتبام سگ کوچکی مشاهده میشود که در چنگال یک میمون اسیر شده است. تصویر دیگری نیز نشان میدهد که یک توله سگ در چنگال میمونی اسیر شده و میمون این توله سگ را بالای درخت برده است تا به زمین پرتاب کند.
اهالی این روستای که دارای حدود ۵ هزار سکنه است با جنگلبانی تماس گرفتند تا به این نزاع پایان دهند، اما جنگلبانان نتوانستند حتی یک میمون را بگیرند. سپس مردم این روستا خود دست به کار شدند و تلاش کردند این میمونها را به دام بیاندازند؛ اما میمونها به مردان نیز حمله کردند. تعدادی از روستائیان کوشیدند که سگها را نجات بدهند اما میمونها آنها را نیز به پایین پرتاب کردند و زخمی شدند.
میمونها تقریباً تمام توله سگهای این منطقه را کشتند. خشم این میمونها که از گونه خطرناک «میمون رزوس» هستند همچنان فروکش نکرده است و اکنون کودکان دبستانی را مورد حمله قرار میدهند. برای دیدن ویدئو و تصاویری از این نزاع میتوانید به این گزارش رجوع کنید.
- برگرفته از گروه Quaestio
گروهی میمون خشمگین در روستای کوچک لاوول در کشور هند دست به کشتار سگها زدند و حدود ۲۵۰ توله سگ را بالای درختها و ساختمانها بردند و به پایین پرتاب کردند. خشم آنها هنگامی شعلهور شد که چند سگ یک بچه میمون را کشتند.
اهالی شهرستان بید در استان ماهاراشترا واقع در ۵۰۰ کیلومتری شرق بمبئی به خبرنگاران گفتند که میمونها فقط به دنبال انتقام بودند و در روستای لاوول حتی یک توله سگ را هم زنده نگذاشتند. کشتار از یک ماه پیش آغاز شد که چند سگ یک بچه میمون را کشتند. از آن موقع میمونها هر توله سگی را که بتوانند میدزدند و به جای بلندی میبرند و از آنجا به زمین پرتاب میکنند تا کشته شود.
در یک تصویر از ستیز بین این میمونها و سگها نزدیک لبه پشتبام سگ کوچکی مشاهده میشود که در چنگال یک میمون اسیر شده است. تصویر دیگری نیز نشان میدهد که یک توله سگ در چنگال میمونی اسیر شده و میمون این توله سگ را بالای درخت برده است تا به زمین پرتاب کند.
اهالی این روستای که دارای حدود ۵ هزار سکنه است با جنگلبانی تماس گرفتند تا به این نزاع پایان دهند، اما جنگلبانان نتوانستند حتی یک میمون را بگیرند. سپس مردم این روستا خود دست به کار شدند و تلاش کردند این میمونها را به دام بیاندازند؛ اما میمونها به مردان نیز حمله کردند. تعدادی از روستائیان کوشیدند که سگها را نجات بدهند اما میمونها آنها را نیز به پایین پرتاب کردند و زخمی شدند.
میمونها تقریباً تمام توله سگهای این منطقه را کشتند. خشم این میمونها که از گونه خطرناک «میمون رزوس» هستند همچنان فروکش نکرده است و اکنون کودکان دبستانی را مورد حمله قرار میدهند. برای دیدن ویدئو و تصاویری از این نزاع میتوانید به این گزارش رجوع کنید.
- برگرفته از گروه Quaestio
Mail Online
Enraged monkeys kill 250 DOGS by dragging them to the top of buildings and dropping them off 'out of revenge' after pups killed…
The horrific incidents have been reported in the villages of Majalgaon, where 250 dogs are said to have been killed by rampaging primates, and nearby Lavul.
📌 Cosmological constant
Adam Mann - Live Science
🔺ثابت کیهانی احتمالاً شکلی مرموز از ماده یا انرژی است که با گرانش در کنش است و بسیاری از فیزیکدانان آن را معادل انرژی تاریک میدانند. هیچ کس واقعاً نمی داند که ثابت کیهانی دقیقاً چیست، اما در معادلات کیهان شناختی برای تطبیق نظریه با مشاهدات ما از جهان لازم است.
✓ چه کسی ثابت کیهانی را مطرح کرد؟
آلبرت انیشتین، فیزیکدان مشهور آلمانی-آمریکایی، در سال 1915 ثابت کیهانی را که آن را "ثابت جهانی Universal Constant " نامید، ارائه کرد تا ابزاری برای متعادل کردن محاسبات در نظریه نسبیت عام خود باشد. در آن زمان، فیزیکدانان بر این باور بودند که جهان ساکن است – نه در حال گسترش و نه رمبش ( انبساط و نه انقباض ) – اما کار انیشتین نشان میداد که گرانش باعث میشود که قطعا یکی از حالت های گسترش یا رمبش رخ دهد . بنابراین، برای تطبیق با اجماع علمی، انیشتین یک فاکتور قراردادی fudge factor ، که با حرف یونانی لامبدا مشخص میشود را در نتایج خود وارد کرد که کیهان را ثابت نگه دارد .
با این حال، کمی بیش از یک دهه بعد، ادوین هابل، ستاره شناس آمریکایی، متوجه شد که کهکشان ها در واقع از یکدیگر دور می شوند، که نشان می دهد جهان در حال انبساط است.
✓انیشتین لامبدا را "بزرگترین اشتباه" خود نامید.
مشاهدات هابل نیاز به ثابت کیهانی را برای چندین دهه نفی می کرد، اما زمانی که ستاره شناسانی که ابرنواخترهای دوردست را در اواخر دهه 1990 بررسی کردند، دریافتند که کیهان نه تنها در حال انبساط است، بلکه در انبساط خود نیز شتاب می گیرد و این وضعیت تغییر کرد. آنها نیروی ضد جاذبه مرموز مورد نیاز برای توضیح این پدیده را "انرژی تاریک" نامیدند.
در دهه 1920، الکساندر فریدمن، فیزیکدان روسی، معادله ای را ایجاد کرد که امروزه معادله فریدمن نامیده می شود، که بر اساس یک آموزش آنلاین از دانشگاه ایالتی جورجیا، ویژگی های جهان را از انفجار بزرگ به بعد توصیف می کند.
با پاک کردن لامبدای اینشتین و وصل کردن آن به معادلات فریدمن، محققان میتوانند کیهان را به درستی مدلسازی کنند - یعنی با تعریف انبساط شتاب دار برای کیهان.
این نسخه از معادله فریدمن اکنون ستون فقرات نظریه کیهانشناسی معاصر را تشکیل میدهد که به عنوان ΛCDM (لامبدا CDM، که در آن CDM مخفف ماده تاریک سرد است) شناخته میشود و تمام اجزای شناختهشده واقعیت را توضیح میدهد.
✓پس این عدد جادویی چیست؟
با این حال، هیچ کس واقعاً نمی داند لامبدا چیست. بیشتر فیزیکدانان آن را با مفهوم انرژی تاریک قابل تعویض میدانند، اما این موضوع چیزها را واضحتر نمیکند، زیرا انرژی تاریک صرفاً یک مکان نگهدار است که مادهی ضد جاذبه ناشناختهای را توصیف میکند. بنابراین، ما اساساً به استفاده از فاکتور فاج انیشتین بازگشته ایم.
یک توضیح بالقوه برای ثابت کیهانی در قلمرو فیزیک ذرات مدرن نهفته است. آزمایشها تأیید کردهاند که فضای خالی توسط ذرات مجازی بیشماری که دائماً به وجود میآیند و نابود میشوند ، اشغال شده است. این عمل بی وقفه چیزی را ایجاد می کند که به عنوان "انرژی خلاء" شناخته می شود، یا نیرویی که از فضای خالی ناشی می شود، ذاتی در بافت فضا-زمان که می تواند گیتی را وادار به گسترش سازد.
اما ارتباط انرژی خلاء به ثابت کیهانی ساده نیست. بر اساس مشاهدات ما از ابرنواخترها، اخترشناسان تخمین میزنند که انرژی تاریک باید مقدار کمی داشته باشد، فقط به اندازهای که همه چیز در جهان را طی میلیاردها سال از هم دور کند.
با این حال، زمانی که دانشمندان سعی می کنند مقدار انرژی را که باید از حرکت ذرات مجازی ناشی شود محاسبه کنند، به نتیجه ای می رسند که 120 مرتبه بزرگتر از آن چیزی است که داده های ابرنواختر نشان می دهد.
📌@higgs_field
〰
Adam Mann - Live Science
🔺ثابت کیهانی احتمالاً شکلی مرموز از ماده یا انرژی است که با گرانش در کنش است و بسیاری از فیزیکدانان آن را معادل انرژی تاریک میدانند. هیچ کس واقعاً نمی داند که ثابت کیهانی دقیقاً چیست، اما در معادلات کیهان شناختی برای تطبیق نظریه با مشاهدات ما از جهان لازم است.
✓ چه کسی ثابت کیهانی را مطرح کرد؟
آلبرت انیشتین، فیزیکدان مشهور آلمانی-آمریکایی، در سال 1915 ثابت کیهانی را که آن را "ثابت جهانی Universal Constant " نامید، ارائه کرد تا ابزاری برای متعادل کردن محاسبات در نظریه نسبیت عام خود باشد. در آن زمان، فیزیکدانان بر این باور بودند که جهان ساکن است – نه در حال گسترش و نه رمبش ( انبساط و نه انقباض ) – اما کار انیشتین نشان میداد که گرانش باعث میشود که قطعا یکی از حالت های گسترش یا رمبش رخ دهد . بنابراین، برای تطبیق با اجماع علمی، انیشتین یک فاکتور قراردادی fudge factor ، که با حرف یونانی لامبدا مشخص میشود را در نتایج خود وارد کرد که کیهان را ثابت نگه دارد .
با این حال، کمی بیش از یک دهه بعد، ادوین هابل، ستاره شناس آمریکایی، متوجه شد که کهکشان ها در واقع از یکدیگر دور می شوند، که نشان می دهد جهان در حال انبساط است.
✓انیشتین لامبدا را "بزرگترین اشتباه" خود نامید.
مشاهدات هابل نیاز به ثابت کیهانی را برای چندین دهه نفی می کرد، اما زمانی که ستاره شناسانی که ابرنواخترهای دوردست را در اواخر دهه 1990 بررسی کردند، دریافتند که کیهان نه تنها در حال انبساط است، بلکه در انبساط خود نیز شتاب می گیرد و این وضعیت تغییر کرد. آنها نیروی ضد جاذبه مرموز مورد نیاز برای توضیح این پدیده را "انرژی تاریک" نامیدند.
در دهه 1920، الکساندر فریدمن، فیزیکدان روسی، معادله ای را ایجاد کرد که امروزه معادله فریدمن نامیده می شود، که بر اساس یک آموزش آنلاین از دانشگاه ایالتی جورجیا، ویژگی های جهان را از انفجار بزرگ به بعد توصیف می کند.
با پاک کردن لامبدای اینشتین و وصل کردن آن به معادلات فریدمن، محققان میتوانند کیهان را به درستی مدلسازی کنند - یعنی با تعریف انبساط شتاب دار برای کیهان.
این نسخه از معادله فریدمن اکنون ستون فقرات نظریه کیهانشناسی معاصر را تشکیل میدهد که به عنوان ΛCDM (لامبدا CDM، که در آن CDM مخفف ماده تاریک سرد است) شناخته میشود و تمام اجزای شناختهشده واقعیت را توضیح میدهد.
✓پس این عدد جادویی چیست؟
با این حال، هیچ کس واقعاً نمی داند لامبدا چیست. بیشتر فیزیکدانان آن را با مفهوم انرژی تاریک قابل تعویض میدانند، اما این موضوع چیزها را واضحتر نمیکند، زیرا انرژی تاریک صرفاً یک مکان نگهدار است که مادهی ضد جاذبه ناشناختهای را توصیف میکند. بنابراین، ما اساساً به استفاده از فاکتور فاج انیشتین بازگشته ایم.
یک توضیح بالقوه برای ثابت کیهانی در قلمرو فیزیک ذرات مدرن نهفته است. آزمایشها تأیید کردهاند که فضای خالی توسط ذرات مجازی بیشماری که دائماً به وجود میآیند و نابود میشوند ، اشغال شده است. این عمل بی وقفه چیزی را ایجاد می کند که به عنوان "انرژی خلاء" شناخته می شود، یا نیرویی که از فضای خالی ناشی می شود، ذاتی در بافت فضا-زمان که می تواند گیتی را وادار به گسترش سازد.
اما ارتباط انرژی خلاء به ثابت کیهانی ساده نیست. بر اساس مشاهدات ما از ابرنواخترها، اخترشناسان تخمین میزنند که انرژی تاریک باید مقدار کمی داشته باشد، فقط به اندازهای که همه چیز در جهان را طی میلیاردها سال از هم دور کند.
با این حال، زمانی که دانشمندان سعی می کنند مقدار انرژی را که باید از حرکت ذرات مجازی ناشی شود محاسبه کنند، به نتیجه ای می رسند که 120 مرتبه بزرگتر از آن چیزی است که داده های ابرنواختر نشان می دهد.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
.
Bob : alice - what you see in Q-world ?
Alice : Nothing but Collapse of wave Function .
📌@higgs_field
.
Bob : alice - what you see in Q-world ?
Alice : Nothing but Collapse of wave Function .
📌@higgs_field
.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺داستان جالب #نیل_دگراس_تایسون در کافیشاپ و اصل تکرارپذیری در روش علمی
پوینت رو از دست ندید 😅🙂
📌@higgs_field
〰
🔺داستان جالب #نیل_دگراس_تایسون در کافیشاپ و اصل تکرارپذیری در روش علمی
پوینت رو از دست ندید 😅🙂
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
رو شاد بزی اگر چه بر تو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو
گردی و نسیمی و غباری و دمی است
📌@higgs_field
〰
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
رو شاد بزی اگر چه بر تو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو
گردی و نسیمی و غباری و دمی است
📌@higgs_field
〰
〰
📌معادله فریدمن¹
🔺الکساندر فریدمن از روسیه به توسعه یک معادله دینامیکی برای جهان در حال انبساط در دهه 1920 اعتبار داد. این زمانی بود که انیشتین، ویلم دی سیتر از هلند، و جورج لمتر از بلژیک نیز بر روی معادلات برای مدلسازی جهان کار میکردند. فریدمن آن را به عنوان یک معادله نسبیتی در چارچوب نسبیت عام توسعه داد، اما شرح در معادلات اینجا به یک نسخه ساده شده و غیرنسبیتی مبتنی بر قوانین نیوتن محدود خواهد بود.
اشکال مناسب معادله فریدمن که با آن زمان و دمای انبساط را برای مدل انفجار بزرگ جهان بررسی می کند.
علاوه بر چگالی و ثابت گرانش G، معادله حاوی پارامتر هابل H، پارامتر مقیاسگذاری Scaling R و فاکتور k که به آن پارامتر انحنا Curvature میگویند. پارامتر انحنا , باز یا بسته بودن جهان را نشان می دهد. معادلات فوق ماهیت چگالی ρ (rho) را مشخص نمی کنند. هیچ یک از پارامتر های مذکور شامل هیچ گونه برهمکنش ذره ای غیر از کشش گرانشی نمی شوند. چنین برهمکنش بین ذرات، مانند برخورد، می تواند بر حسب فشار مشخص شود، بنابراین مدل بالا گاهی اوقات به عنوان جهان "بدون فشار pressure less " نامیده می شود. نسخه های دقیق تر معادله فریدمن شامل چنین اثراتی است.
انیشتین در نظر گرفت پارامتر دیگری را اضافه کند، ثابت کیهانی معروف (یا بدنام) که یک جهان ایستا تولید می کند.
که به دما و زمان انبساط مربوط می شود .
🔺 پارامتر انحنا Curvature parameter
معادله فریدمن که جهان در حال انبساط را مدل میکند، پارامتر k که پارامتر انحنا نام دارد ، نشاندهنده نرخ انبساط است و افزایش یا کاهش نرخ انبساط نشان دهنده سرنوشت آینده جهان است.
✓ اگر k = 0، چگالی برابر با مقدار بحرانی است که در آن جهان برای همیشه با سرعت کاهشی منبسط خواهد شد. و اغلب به عنوان جهان Einstein-de Sitter به جهت به رسمیت شناختن کار وی در مدل سازی آن شناخته می شود. شرط k = 0 می تواند برای بیان چگالی بحرانی بر حسب مقدار فعلی پارامتر هابل استفاده شود.
✓ برای k > 0 چگالی به اندازهای زیاد است که جاذبه گرانشی در نهایت انبساط را متوقف میکند و در جهت معکوس باعث کولاپس Collapse گیتی شده تا به « big crunch » میرسد. این نوع جهان به عنوان یک جهان بسته یا یک جهان مرزی گرانشی توصیف می شود.
✓ برای k <0، جهان دچار انبساط ابدی می شود، چگالی کافی برای رمبش گرانشی وجود ندارد تا بتواند انبساط را متوقف کند.
📌@higgs_field
〰
📌معادله فریدمن¹
🔺الکساندر فریدمن از روسیه به توسعه یک معادله دینامیکی برای جهان در حال انبساط در دهه 1920 اعتبار داد. این زمانی بود که انیشتین، ویلم دی سیتر از هلند، و جورج لمتر از بلژیک نیز بر روی معادلات برای مدلسازی جهان کار میکردند. فریدمن آن را به عنوان یک معادله نسبیتی در چارچوب نسبیت عام توسعه داد، اما شرح در معادلات اینجا به یک نسخه ساده شده و غیرنسبیتی مبتنی بر قوانین نیوتن محدود خواهد بود.
اشکال مناسب معادله فریدمن که با آن زمان و دمای انبساط را برای مدل انفجار بزرگ جهان بررسی می کند.
علاوه بر چگالی و ثابت گرانش G، معادله حاوی پارامتر هابل H، پارامتر مقیاسگذاری Scaling R و فاکتور k که به آن پارامتر انحنا Curvature میگویند. پارامتر انحنا , باز یا بسته بودن جهان را نشان می دهد. معادلات فوق ماهیت چگالی ρ (rho) را مشخص نمی کنند. هیچ یک از پارامتر های مذکور شامل هیچ گونه برهمکنش ذره ای غیر از کشش گرانشی نمی شوند. چنین برهمکنش بین ذرات، مانند برخورد، می تواند بر حسب فشار مشخص شود، بنابراین مدل بالا گاهی اوقات به عنوان جهان "بدون فشار pressure less " نامیده می شود. نسخه های دقیق تر معادله فریدمن شامل چنین اثراتی است.
انیشتین در نظر گرفت پارامتر دیگری را اضافه کند، ثابت کیهانی معروف (یا بدنام) که یک جهان ایستا تولید می کند.
که به دما و زمان انبساط مربوط می شود .
🔺 پارامتر انحنا Curvature parameter
معادله فریدمن که جهان در حال انبساط را مدل میکند، پارامتر k که پارامتر انحنا نام دارد ، نشاندهنده نرخ انبساط است و افزایش یا کاهش نرخ انبساط نشان دهنده سرنوشت آینده جهان است.
✓ اگر k = 0، چگالی برابر با مقدار بحرانی است که در آن جهان برای همیشه با سرعت کاهشی منبسط خواهد شد. و اغلب به عنوان جهان Einstein-de Sitter به جهت به رسمیت شناختن کار وی در مدل سازی آن شناخته می شود. شرط k = 0 می تواند برای بیان چگالی بحرانی بر حسب مقدار فعلی پارامتر هابل استفاده شود.
✓ برای k > 0 چگالی به اندازهای زیاد است که جاذبه گرانشی در نهایت انبساط را متوقف میکند و در جهت معکوس باعث کولاپس Collapse گیتی شده تا به « big crunch » میرسد. این نوع جهان به عنوان یک جهان بسته یا یک جهان مرزی گرانشی توصیف می شود.
✓ برای k <0، جهان دچار انبساط ابدی می شود، چگالی کافی برای رمبش گرانشی وجود ندارد تا بتواند انبساط را متوقف کند.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
📌 Millennium simulation
🔺 نخستین نتایج علمی که در 2 ژوئن 2005 منتشر شد، شبیه سازی میلینیوم با 2160³ یا کمی بیش از 10 میلیارد "ذره particle " را اجرا کرد. این ذرات ، ذرات فیزیک نیستند - هر "ذره" تقریباً یک میلیارد جرم خورشیدی از ماده تاریک را نشان می دهد. منطقه فضای شبیهسازیشده مکعبی با طول حدود ۲ میلیارد سال نوری بود. این حجم با حدود ۲۰ میلیون «کهکشان» پر شده است.
✓ یک ابر رایانه واقع در گارچینگ آلمان این شبیهسازی را که از نسخهای از کد GADGET استفاده میکرد، برای بیش از یک ماه اجرا کرد. خروجی شبیه سازی به 25 ترابایت فضای ذخیره سازی نیاز داشت.
✓ آنچه می بینید بخشی از ساختار کیهان در مقیاس بزرگ است .
🔺 https://en.m.wikipedia.org/wiki/Millennium_Run
📌@higgs_field
〰
📌 Millennium simulation
🔺 نخستین نتایج علمی که در 2 ژوئن 2005 منتشر شد، شبیه سازی میلینیوم با 2160³ یا کمی بیش از 10 میلیارد "ذره particle " را اجرا کرد. این ذرات ، ذرات فیزیک نیستند - هر "ذره" تقریباً یک میلیارد جرم خورشیدی از ماده تاریک را نشان می دهد. منطقه فضای شبیهسازیشده مکعبی با طول حدود ۲ میلیارد سال نوری بود. این حجم با حدود ۲۰ میلیون «کهکشان» پر شده است.
✓ یک ابر رایانه واقع در گارچینگ آلمان این شبیهسازی را که از نسخهای از کد GADGET استفاده میکرد، برای بیش از یک ماه اجرا کرد. خروجی شبیه سازی به 25 ترابایت فضای ذخیره سازی نیاز داشت.
✓ آنچه می بینید بخشی از ساختار کیهان در مقیاس بزرگ است .
🔺 https://en.m.wikipedia.org/wiki/Millennium_Run
📌@higgs_field
〰
〰
📌مغز 🧠 brain ، برای صرفه جویی انرژی و افزایش بهرهوری انرژی energy-efficient ، دریافت ها و مشاهدات خود را پیش بینی می کند .
قسمت دوم
• برداشت های ناخودآگاه در ادراک
🔺پردازش پیشبینیکننده ابتدائا ممکن است مانند مکانیزم پیچیدهی ادراکی خلاف شهود به نظر برسد، اما از گذشته ی دور دانشمندان توضیحی غیر از این توضیح را در نظر دارند .
حتی هزار سال پیش، منجم و ریاضیدان مسلمان عرب، حسن بن هیثم، شکلی از آن را در کتاب اپتیک خود برای توضیح جنبههای مختلف بینایی بیان کرد.
این ایده در دهه 1860 قوت گرفت، زمانی که فیزیکدان و پزشک آلمانی هرمان فون هلمهولتز استدلال کرد که مغز بجای تولید برداشت از پایین به بالا از اطلاعات دریافتی ، عوامل خارجی از اطلاعات حسی دریافت شده استنباط می کند .
روانشناسان شناختی Cognitive psychologists در اواسط قرن بیستم از این تصویر (پیوستی) استفاده کردند.
هلمهولتز این مفهوم "استنتاج ناخودآگاه" را برای توضیح ادراک دوپایه یا چندپایه توضیح داد، که در آن یک تصویر را می توان به بیش از یک روش درک کرد. برای مثال، با تصویر مبهم معروفی که میتوانیم بهعنوان یک اردک یا خرگوش درک کنیم، این اتفاق میافتد: ادراک ما مدام بین دو تصویر حیوان ورق میخورد. در چنین مواردی، هلمهولتز اظهار داشت که این ادراک باید نتیجه یک فرآیند ناخودآگاه استنتاج از بالا به پایین در مورد عوامل دادهای حسی باشد، زیرا تصویری که روی شبکیه شکل می گیرد تغییر نمی کند.
در طول قرن بیستم، روانشناسان شناختی به ساختن این مورد ادامه دادند که ادراک فرآیندی از عمل ساخت است که هم از ورودی های حسی از پایین به بالا و هم از ورودی های مفهومی از بالا به پایین استفاده می کند. این تلاش در مقاله تأثیرگذار 1980 به نام «ادراکات به عنوان فرضیه» توسط مرحوم ریچارد لنگتون گرگوری به اوج رسید، که استدلال میکرد توهمات ادراکی اساساً حدسهای اشتباه مغز در مورد علل تأثیرات حسی هستند. در همین حال، دانشمندان بینایی رایانه ای ( computational) در تلاشهای خود برای استفاده از بازسازی از پایین به بالا برای قادر ساختن رایانهها به دیدن بدون یک مدل مرجع داخلی «تولیدکننده» ، دچار مشکل شدند.
کارل فریستون، عصبشناس رایانه ای در دانشگاه کالج لندن، میگوید: «تلاش برای معنا بخشیدن به دادهها بدون مدل مولد محکوم به شکست است – تنها کاری که میتوان انجام داد این است که درباره الگوهای موجود در دادهها اظهار نظر کنیم.»
اما در حالی که شانس پذیرش پردازش پیشبینی افزایش یافت، سؤالاتی در مورد نحوه اجرای آن در مغز باقی ماند. یک مدل محبوب، به نام کدگذاری پیشبینیکننده، برای سلسله مراتبی از سطوح پردازش اطلاعات در مغز را پیشنهاد میکند. بالاترین سطح، انتزاعی ترین و سطح بالای دانش را نشان می دهد (به عنوان مثال، درک یک مار در سایه های پیش رو). این لایه با پیشبینی فعالیت عصبی لایه زیر، با ارسال سیگنالها به پایین، پیشبینی میکند. لایه پایینی فعالیت واقعی خود را با پیش بینی از بالا مقایسه می کند. اگر عدم تطابق وجود داشته باشد، لایه یک سیگنال خطا تولید می کند که به سمت بالا جریان می یابد، به طوری که لایه بالاتر می تواند نمایش های داخلی خود را به روز کند.
✓روانشناسان شناختی در اواسط قرن بیستم از این تصویر که می تواند شبیه اردک یا خرگوش باشد برای مطالعه ادراک انسان استفاده کردند.
📌@higgs_field
〰
📌مغز 🧠 brain ، برای صرفه جویی انرژی و افزایش بهرهوری انرژی energy-efficient ، دریافت ها و مشاهدات خود را پیش بینی می کند .
قسمت دوم
• برداشت های ناخودآگاه در ادراک
🔺پردازش پیشبینیکننده ابتدائا ممکن است مانند مکانیزم پیچیدهی ادراکی خلاف شهود به نظر برسد، اما از گذشته ی دور دانشمندان توضیحی غیر از این توضیح را در نظر دارند .
حتی هزار سال پیش، منجم و ریاضیدان مسلمان عرب، حسن بن هیثم، شکلی از آن را در کتاب اپتیک خود برای توضیح جنبههای مختلف بینایی بیان کرد.
این ایده در دهه 1860 قوت گرفت، زمانی که فیزیکدان و پزشک آلمانی هرمان فون هلمهولتز استدلال کرد که مغز بجای تولید برداشت از پایین به بالا از اطلاعات دریافتی ، عوامل خارجی از اطلاعات حسی دریافت شده استنباط می کند .
روانشناسان شناختی Cognitive psychologists در اواسط قرن بیستم از این تصویر (پیوستی) استفاده کردند.
هلمهولتز این مفهوم "استنتاج ناخودآگاه" را برای توضیح ادراک دوپایه یا چندپایه توضیح داد، که در آن یک تصویر را می توان به بیش از یک روش درک کرد. برای مثال، با تصویر مبهم معروفی که میتوانیم بهعنوان یک اردک یا خرگوش درک کنیم، این اتفاق میافتد: ادراک ما مدام بین دو تصویر حیوان ورق میخورد. در چنین مواردی، هلمهولتز اظهار داشت که این ادراک باید نتیجه یک فرآیند ناخودآگاه استنتاج از بالا به پایین در مورد عوامل دادهای حسی باشد، زیرا تصویری که روی شبکیه شکل می گیرد تغییر نمی کند.
در طول قرن بیستم، روانشناسان شناختی به ساختن این مورد ادامه دادند که ادراک فرآیندی از عمل ساخت است که هم از ورودی های حسی از پایین به بالا و هم از ورودی های مفهومی از بالا به پایین استفاده می کند. این تلاش در مقاله تأثیرگذار 1980 به نام «ادراکات به عنوان فرضیه» توسط مرحوم ریچارد لنگتون گرگوری به اوج رسید، که استدلال میکرد توهمات ادراکی اساساً حدسهای اشتباه مغز در مورد علل تأثیرات حسی هستند. در همین حال، دانشمندان بینایی رایانه ای ( computational) در تلاشهای خود برای استفاده از بازسازی از پایین به بالا برای قادر ساختن رایانهها به دیدن بدون یک مدل مرجع داخلی «تولیدکننده» ، دچار مشکل شدند.
کارل فریستون، عصبشناس رایانه ای در دانشگاه کالج لندن، میگوید: «تلاش برای معنا بخشیدن به دادهها بدون مدل مولد محکوم به شکست است – تنها کاری که میتوان انجام داد این است که درباره الگوهای موجود در دادهها اظهار نظر کنیم.»
اما در حالی که شانس پذیرش پردازش پیشبینی افزایش یافت، سؤالاتی در مورد نحوه اجرای آن در مغز باقی ماند. یک مدل محبوب، به نام کدگذاری پیشبینیکننده، برای سلسله مراتبی از سطوح پردازش اطلاعات در مغز را پیشنهاد میکند. بالاترین سطح، انتزاعی ترین و سطح بالای دانش را نشان می دهد (به عنوان مثال، درک یک مار در سایه های پیش رو). این لایه با پیشبینی فعالیت عصبی لایه زیر، با ارسال سیگنالها به پایین، پیشبینی میکند. لایه پایینی فعالیت واقعی خود را با پیش بینی از بالا مقایسه می کند. اگر عدم تطابق وجود داشته باشد، لایه یک سیگنال خطا تولید می کند که به سمت بالا جریان می یابد، به طوری که لایه بالاتر می تواند نمایش های داخلی خود را به روز کند.
✓روانشناسان شناختی در اواسط قرن بیستم از این تصویر که می تواند شبیه اردک یا خرگوش باشد برای مطالعه ادراک انسان استفاده کردند.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
👍1
〰
📌The 11 Most Beautiful Mathematical Equations
Chapter ²
✓مدل استاندارد
🔺یکی دیگر از تئوری های حاکم بر فیزیک، مدل استاندارد مجموعه ای از ذرات بنیادی را که در حال حاضر تصور می شود جهان ما را تشکیل می دهند، توصیف می کند.
این نظریه را می توان درقالب یک معادله اصلی به نام مدل استاندارد لاگرانژ (که به نام ریاضیدان و ستاره شناس فرانسوی قرن هجدهم جوزف لوئیس لاگرانژ نامگذاری شد)، که توسط فیزیکدان نظری لنس دیکسون از آزمایشگاه ملی شتابدهنده SLAC در کالیفرنیا به عنوان فرمول مورد علاقه خود انتخاب کرد، گنجاند .
دیکسون به لایو ساینس گفت: "این معادله با موفقیت تمام ذرات و نیروهای بنیادی را که تا به امروز در آزمایشگاه مشاهده کرده ایم - به جز گرانش توصیف کرده است." البته این شامل هیگز (مانند) بوزون فیphi است که اخیراً کشف شده است.
با این حال، نظریه مدل استاندارد هنوز با نسبیت عام متحد نشده است، به همین دلیل است که نمی تواند گرانش را توصیف کند.
[پیوست]
📌@higgs_field
〰
📌The 11 Most Beautiful Mathematical Equations
Chapter ²
✓مدل استاندارد
🔺یکی دیگر از تئوری های حاکم بر فیزیک، مدل استاندارد مجموعه ای از ذرات بنیادی را که در حال حاضر تصور می شود جهان ما را تشکیل می دهند، توصیف می کند.
این نظریه را می توان درقالب یک معادله اصلی به نام مدل استاندارد لاگرانژ (که به نام ریاضیدان و ستاره شناس فرانسوی قرن هجدهم جوزف لوئیس لاگرانژ نامگذاری شد)، که توسط فیزیکدان نظری لنس دیکسون از آزمایشگاه ملی شتابدهنده SLAC در کالیفرنیا به عنوان فرمول مورد علاقه خود انتخاب کرد، گنجاند .
دیکسون به لایو ساینس گفت: "این معادله با موفقیت تمام ذرات و نیروهای بنیادی را که تا به امروز در آزمایشگاه مشاهده کرده ایم - به جز گرانش توصیف کرده است." البته این شامل هیگز (مانند) بوزون فیphi است که اخیراً کشف شده است.
با این حال، نظریه مدل استاندارد هنوز با نسبیت عام متحد نشده است، به همین دلیل است که نمی تواند گرانش را توصیف کند.
[پیوست]
📌@higgs_field
〰
〰
📌 Standard Model
🔺مدل استاندارد مجموعه ای از تئوری هاست که کوچکترین ذرات مشاهده شده تجربی ماده و برهمکنش های بین انرژی و ماده را توصیف می کند.
سه دسته از ذرات مدل استاندارد را تشکیل می دهند. ماده از کوارک ها و لپتون ها تشکیل شده است. بوزون های بنیادی سه نیرو ایجاد می کنند: الکترومغناطیس، نیروی هسته ای قوی و نیروی هسته ای ضعیف و گرانش، چهارمین نیروی بنیادین، توسط مدل استاندارد توضیح داده نشده است. بوزون هیگز که در سال 2012 کشف شد، توضیحی برای چگونگی جرم گرفتن سایر ذرات ارائه می دهد.
گروه کوارک Quark شامل شش ذره شامل: up، down، charm، strange، Top و Bottom است.
گروه لپتون Lepton شامل الکترون نوترینو، میون نوترینو، تاو نوترینو، الکترون، میون و ذرات تاو است.
بوزون ها boson شامل فوتون، گلوئون، ذره Z، ذره W و هیگز هستند.
در حال حاضر، مدل استاندارد ناقص است و بسیاری از ویژگی های مهم جهان شناخته شده را توضیح نمی دهد، مانند:
• گرانش
• ماده تاریک (27 درصد از کیهان)
• انرژی تاریک (68 درصد از کیهان)
• نوسان نوترینویی
📌@higgs_field
〰
📌 Standard Model
🔺مدل استاندارد مجموعه ای از تئوری هاست که کوچکترین ذرات مشاهده شده تجربی ماده و برهمکنش های بین انرژی و ماده را توصیف می کند.
سه دسته از ذرات مدل استاندارد را تشکیل می دهند. ماده از کوارک ها و لپتون ها تشکیل شده است. بوزون های بنیادی سه نیرو ایجاد می کنند: الکترومغناطیس، نیروی هسته ای قوی و نیروی هسته ای ضعیف و گرانش، چهارمین نیروی بنیادین، توسط مدل استاندارد توضیح داده نشده است. بوزون هیگز که در سال 2012 کشف شد، توضیحی برای چگونگی جرم گرفتن سایر ذرات ارائه می دهد.
گروه کوارک Quark شامل شش ذره شامل: up، down، charm، strange، Top و Bottom است.
گروه لپتون Lepton شامل الکترون نوترینو، میون نوترینو، تاو نوترینو، الکترون، میون و ذرات تاو است.
بوزون ها boson شامل فوتون، گلوئون، ذره Z، ذره W و هیگز هستند.
در حال حاضر، مدل استاندارد ناقص است و بسیاری از ویژگی های مهم جهان شناخته شده را توضیح نمی دهد، مانند:
• گرانش
• ماده تاریک (27 درصد از کیهان)
• انرژی تاریک (68 درصد از کیهان)
• نوسان نوترینویی
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺 آبفشان استروکور ایسلند یکی از خطرناکترین فوارههای جهان و از جاذبههای دیدنی ایسلند است که همیشه گردشگران زیادی را از سراسر جهان به خود جذب کرده است. آبشفان استروکور به گونهای است که هر چند دقیقه یک بار، آب را به ارتفاع ۳۰ متر به بیرون پرتاب میکند .
📌@higgs_field
〰
🔺 آبفشان استروکور ایسلند یکی از خطرناکترین فوارههای جهان و از جاذبههای دیدنی ایسلند است که همیشه گردشگران زیادی را از سراسر جهان به خود جذب کرده است. آبشفان استروکور به گونهای است که هر چند دقیقه یک بار، آب را به ارتفاع ۳۰ متر به بیرون پرتاب میکند .
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺در یک شبیه سازی Simulation همه چیز از محاسبات Computing بر می آید و لاجرم در چنین جهان شبیه سازی شده ای، هیچ چیز جز اطلاعات بنیادین نیست و البته باگ های محاسباتی و دیگر مباحث مربوط به پردازش اطلاعات نظیر محدودیت های محاسباتی مطرح می شود .
📌@higgs_field
〰
🔺در یک شبیه سازی Simulation همه چیز از محاسبات Computing بر می آید و لاجرم در چنین جهان شبیه سازی شده ای، هیچ چیز جز اطلاعات بنیادین نیست و البته باگ های محاسباتی و دیگر مباحث مربوط به پردازش اطلاعات نظیر محدودیت های محاسباتی مطرح می شود .
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺 فیزیک فراتر از هر محتوا و مجله ی فیزیکی ست . فیزیک چیستی و چگونگی رخداد های پیرامونی شماست هتا بیشتر ، فیزیک چرایی برآمدن خود شماست ، از مقیاس میکروسکوپیک تا ماکروسکوپیک ، درین کلان مقیاس ، فیزیک پادشاهی بی چون و چرایی را گسترده است - و شما و هر آنچه که هر روز می سهید بخش کوچکی از شکوه این فرمانروایی هستید .
📌@higgs_field
〰
🔺 فیزیک فراتر از هر محتوا و مجله ی فیزیکی ست . فیزیک چیستی و چگونگی رخداد های پیرامونی شماست هتا بیشتر ، فیزیک چرایی برآمدن خود شماست ، از مقیاس میکروسکوپیک تا ماکروسکوپیک ، درین کلان مقیاس ، فیزیک پادشاهی بی چون و چرایی را گسترده است - و شما و هر آنچه که هر روز می سهید بخش کوچکی از شکوه این فرمانروایی هستید .
📌@higgs_field
〰
📌معادله فریدمن ² - The Cosmological Constant
• اینشتین اصلاحی در معادله فریدمن ارائه کرد که جهان در حال انبساط را مدل میکند. او اصطلاحی را اضافه کرد که آن را ثابت کیهانی نامید که معادله فریدمن را به شکل a ارائه میکرد.
• انگیزه اولیه برای ثابت کیهانی این بود که جهان ایستا را ممکن کند که همسانگرد و همگن باشد. هنگامی که انبساط جهان بدون شک ثابت شد، طبق گزارشات، انیشتین ثابت کیهانی را "بدترین اشتباهی که تا کنون مرتکب شدم" می دانست. اما ایده ثابت کیهانی هنوز مورد بحث و گفتگو است.
رالف Rholf پیشنهاد داد که تفسیر فیزیکی ثابت کیهانی بیانگر تاثیر نوسانات خلاء Vaccum Fluctuations بر فضا-زمان است .
• یک مقدار غیر صفر برای ثابت کیهانی میتواند از اندازهگیری چگالی حجم کهکشانهای دوردست متبادر شود، اما چنین اندازهگیریهایی یک نتیجه منفی به دست میدهند که یک مرز بالایی را نشان میدهد.
→ |Λ| < 3 × 10-⁵² m-²
• این بدان معناست که در مقیاس کل جهان، اثرات نوسانات خلاء از بین می رود. این ارزیابی در زمانی انجام میشود که محاسبات نظری سهم نوسانات خلاء کوارکها را در مرتبه :
→ 10-⁶ m-²
نشان میدهد.
📌@higgs_field
〰
• اینشتین اصلاحی در معادله فریدمن ارائه کرد که جهان در حال انبساط را مدل میکند. او اصطلاحی را اضافه کرد که آن را ثابت کیهانی نامید که معادله فریدمن را به شکل a ارائه میکرد.
• انگیزه اولیه برای ثابت کیهانی این بود که جهان ایستا را ممکن کند که همسانگرد و همگن باشد. هنگامی که انبساط جهان بدون شک ثابت شد، طبق گزارشات، انیشتین ثابت کیهانی را "بدترین اشتباهی که تا کنون مرتکب شدم" می دانست. اما ایده ثابت کیهانی هنوز مورد بحث و گفتگو است.
رالف Rholf پیشنهاد داد که تفسیر فیزیکی ثابت کیهانی بیانگر تاثیر نوسانات خلاء Vaccum Fluctuations بر فضا-زمان است .
• یک مقدار غیر صفر برای ثابت کیهانی میتواند از اندازهگیری چگالی حجم کهکشانهای دوردست متبادر شود، اما چنین اندازهگیریهایی یک نتیجه منفی به دست میدهند که یک مرز بالایی را نشان میدهد.
→ |Λ| < 3 × 10-⁵² m-²
• این بدان معناست که در مقیاس کل جهان، اثرات نوسانات خلاء از بین می رود. این ارزیابی در زمانی انجام میشود که محاسبات نظری سهم نوسانات خلاء کوارکها را در مرتبه :
→ 10-⁶ m-²
نشان میدهد.
📌@higgs_field
〰
Telegram
attach 📎