〰
📌 دیاگرام فاینمن- الکترودینامیک کوانتومی QED
🔺فوتون می تواند پس از برخورد و تبادل انرژی با ذرات مجازی باردار virtual charged particles منحرف شود . این امر معادلات ماکسول را هتا در خلا vaccum غیر خطی می کند . اما فقط هنگامی این پدیده قابل رهگیری ست که میدان الکتریکی بیشتر از 10¹⁸ ولت/متر باشد . دانشمندان در حال اقدام به بازسازی این آزمون در Extreme Light Infrastructure هستند .
📌@higgs_field
〰
📌 دیاگرام فاینمن- الکترودینامیک کوانتومی QED
🔺فوتون می تواند پس از برخورد و تبادل انرژی با ذرات مجازی باردار virtual charged particles منحرف شود . این امر معادلات ماکسول را هتا در خلا vaccum غیر خطی می کند . اما فقط هنگامی این پدیده قابل رهگیری ست که میدان الکتریکی بیشتر از 10¹⁸ ولت/متر باشد . دانشمندان در حال اقدام به بازسازی این آزمون در Extreme Light Infrastructure هستند .
📌@higgs_field
〰
〰
📌در پروتون چه می گذرد؟ ریاضی کوارک هنوز با آزمایش ها در تضاد است.
چارلی وود - قسمت دوم
آنالیز کامل الکترون مستلزم نمایش یک رشته نامتناهی از نمودارها - و محاسبهی این رشتهی بی نهایت از نمودار ها - است، اما خوشبختانه برای فیزیکدانان، طرحهای خلاصه تر از رویدادها با حذف نمودار های کم اهمیت تقریب دقیقی از رویداد را بدست می دهد . کوتاه کردن سری رویداد ها به اندازه کافی پاسخ دقیقی می دهد.
تا اینکه کشف کوارک ها در دهه 1960 همه چیز را بهم ریخت.
با ضربه زدن الکترون به پروتون ، محققان بخشهای داخلی پروتون را که توسط یک نیروی جدید محدود شده بود، کشف کردند.
فیزیکدانان برای یافتن توصیفی که بتواند این بلوکهای ساختمانی جدید را توصیف کند، به رقابت پرداختند و موفق شدند تمام جزئیات کوارکها و "نیروی قوی" را که آنها را در یک معادله فشرده در سال 1973 توصیف کنند .
اما نظریه آنها در مورد نیروی قوی، کرومودینامیک کوانتومی، پاسخ چندان مناسبی نداشت و رفتار ذرات نیز حاکی از وجود مشکل درین معادله داشت .
نمودارهای فاینمن با ذرات به گونهای برخورد میکنند که گویی با نزدیک شدن به یکدیگر از فاصله دور مانند توپهای بیلیارد با یکدیگر ، برهم کنش میکنند.
اما کوارک ها اینطور عمل نمی کنند. به گفته فلیپ تاندو، فیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید، نمودار فاینمن که سه کوارک را نشان می دهد که از فاصله دور به هم می پیوندند و به یکدیگر متصل می شوند و پروتون را تشکیل می دهند، یک "کارتون نمایشی" صرف است، زیرا کوارک ها به قدری قوی هستند که آنها وجود جداگانه ای ندارند.
قدرت پیوند های کوارکی همچنین به این معنی است که مجموعه نامتناهی از روابط مربوط به نمودارهای فاینمن ، که به شکلی سرکش رشد می کنند، به جای اینکه به سرعت محو شوند تا امکان تقریب آسان با نمودار فاینمن فراهم شود ، است .
نمودارهای فاینمن به همین سادگی ابزار اشتباهی هستند.
و نیروی قوی به دو دلیل اصلی مرموز است.
اول، در حالی که نیروی الکترومغناطیسی فقط یک نوع بار (بار الکتریکی) را شامل می شود، نیروی قوی شامل سه بار است: بارهای "رنگی" و با نام مستعار قرمز، سبز و آبی مشخص شده اند.
هنوز مرموز تر، ذرات حامل نیروی قوی، که گلوئون نامیده می شود، خود بار رنگی را حمل می کنند. بنابراین، در حالی که فوتونها (از نظر الکتریکی خنثی) که میدانهای الکترومغناطیسی را تشکیل میدهند با یکدیگر برهمکنش نمیکنند، مجموعهای از گلوئونهای رنگارنگ بهصورت رشتههایی strings کنار هم قرار می گیرند.
لنکستر گفت: «این واقعاً باعث ایجاد تفاوتهایی میشود که ما میبینیم.»
توانایی گلوئون ها برای ضربه زدن به یکدیگر ، همراه با سه بار، نیروی قوی را قوی تر می کند - چنان قوی که کوارک ها نمی توانند از گروه یکدیگر فرار کنند.
شواهدی مبنی بر وجود گلوئون ها که در طول دههها انباشته شدهاند و عملکرد شان ، که در شرایط خاص پیشبینی شده است.
اما برای اکثر محاسبات، معادله QCD غیرقابل حل است. با این حال، فیزیکدانان باید بدانند که QCD چه چیزی را پیشبینی میکند - نه فقط برای درک کوارکها و گلوئونها، بلکه برای تعیین ویژگیهای ذرات دیگر نیز، الزامی است زیرا همه آنها تحت تأثیر رقص کنش کوانتومی که شامل کوارکهای مجازی است، هستند.
📌@higgs_field
〰
📌در پروتون چه می گذرد؟ ریاضی کوارک هنوز با آزمایش ها در تضاد است.
چارلی وود - قسمت دوم
آنالیز کامل الکترون مستلزم نمایش یک رشته نامتناهی از نمودارها - و محاسبهی این رشتهی بی نهایت از نمودار ها - است، اما خوشبختانه برای فیزیکدانان، طرحهای خلاصه تر از رویدادها با حذف نمودار های کم اهمیت تقریب دقیقی از رویداد را بدست می دهد . کوتاه کردن سری رویداد ها به اندازه کافی پاسخ دقیقی می دهد.
تا اینکه کشف کوارک ها در دهه 1960 همه چیز را بهم ریخت.
با ضربه زدن الکترون به پروتون ، محققان بخشهای داخلی پروتون را که توسط یک نیروی جدید محدود شده بود، کشف کردند.
فیزیکدانان برای یافتن توصیفی که بتواند این بلوکهای ساختمانی جدید را توصیف کند، به رقابت پرداختند و موفق شدند تمام جزئیات کوارکها و "نیروی قوی" را که آنها را در یک معادله فشرده در سال 1973 توصیف کنند .
اما نظریه آنها در مورد نیروی قوی، کرومودینامیک کوانتومی، پاسخ چندان مناسبی نداشت و رفتار ذرات نیز حاکی از وجود مشکل درین معادله داشت .
نمودارهای فاینمن با ذرات به گونهای برخورد میکنند که گویی با نزدیک شدن به یکدیگر از فاصله دور مانند توپهای بیلیارد با یکدیگر ، برهم کنش میکنند.
اما کوارک ها اینطور عمل نمی کنند. به گفته فلیپ تاندو، فیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید، نمودار فاینمن که سه کوارک را نشان می دهد که از فاصله دور به هم می پیوندند و به یکدیگر متصل می شوند و پروتون را تشکیل می دهند، یک "کارتون نمایشی" صرف است، زیرا کوارک ها به قدری قوی هستند که آنها وجود جداگانه ای ندارند.
قدرت پیوند های کوارکی همچنین به این معنی است که مجموعه نامتناهی از روابط مربوط به نمودارهای فاینمن ، که به شکلی سرکش رشد می کنند، به جای اینکه به سرعت محو شوند تا امکان تقریب آسان با نمودار فاینمن فراهم شود ، است .
نمودارهای فاینمن به همین سادگی ابزار اشتباهی هستند.
و نیروی قوی به دو دلیل اصلی مرموز است.
اول، در حالی که نیروی الکترومغناطیسی فقط یک نوع بار (بار الکتریکی) را شامل می شود، نیروی قوی شامل سه بار است: بارهای "رنگی" و با نام مستعار قرمز، سبز و آبی مشخص شده اند.
هنوز مرموز تر، ذرات حامل نیروی قوی، که گلوئون نامیده می شود، خود بار رنگی را حمل می کنند. بنابراین، در حالی که فوتونها (از نظر الکتریکی خنثی) که میدانهای الکترومغناطیسی را تشکیل میدهند با یکدیگر برهمکنش نمیکنند، مجموعهای از گلوئونهای رنگارنگ بهصورت رشتههایی strings کنار هم قرار می گیرند.
لنکستر گفت: «این واقعاً باعث ایجاد تفاوتهایی میشود که ما میبینیم.»
توانایی گلوئون ها برای ضربه زدن به یکدیگر ، همراه با سه بار، نیروی قوی را قوی تر می کند - چنان قوی که کوارک ها نمی توانند از گروه یکدیگر فرار کنند.
شواهدی مبنی بر وجود گلوئون ها که در طول دههها انباشته شدهاند و عملکرد شان ، که در شرایط خاص پیشبینی شده است.
اما برای اکثر محاسبات، معادله QCD غیرقابل حل است. با این حال، فیزیکدانان باید بدانند که QCD چه چیزی را پیشبینی میکند - نه فقط برای درک کوارکها و گلوئونها، بلکه برای تعیین ویژگیهای ذرات دیگر نیز، الزامی است زیرا همه آنها تحت تأثیر رقص کنش کوانتومی که شامل کوارکهای مجازی است، هستند.
📌@higgs_field
〰
Telegram
attach 📎
〰
🔺Stephen Hawking popularized the concept ofimaginary time in his book The Universe in a Nutshell. One might think this means that imaginary numbers are just a mathematical game having nothing to do with the real world. From the viewpoint of positivist philosophy, however, one cannot determine what is real
🔺استیون هاوکینگ مفهوم زمان موهومی را در کتابش با نام universe in a Nutshell به جامعه علمی معرفی کرد. ممکن است کسی فکر کند که این بدان معنی است که اعداد موهومی فقط بازی با ریاضی باشند و هیچ ربطی به دنیای واقعی ندارند - اما از دیدگاه فلسفه پوزیتیویستی نمی توان تعیین کرد که چه چیزی واقعی است .
• universe in a Nutshell → جهان در پوست گردو
📌@higgs_field
〰
🔺Stephen Hawking popularized the concept ofimaginary time in his book The Universe in a Nutshell. One might think this means that imaginary numbers are just a mathematical game having nothing to do with the real world. From the viewpoint of positivist philosophy, however, one cannot determine what is real
🔺استیون هاوکینگ مفهوم زمان موهومی را در کتابش با نام universe in a Nutshell به جامعه علمی معرفی کرد. ممکن است کسی فکر کند که این بدان معنی است که اعداد موهومی فقط بازی با ریاضی باشند و هیچ ربطی به دنیای واقعی ندارند - اما از دیدگاه فلسفه پوزیتیویستی نمی توان تعیین کرد که چه چیزی واقعی است .
• universe in a Nutshell → جهان در پوست گردو
📌@higgs_field
〰
〰
📌Happy #Quantum Day!
🔺Max Planck presented work on blackbody radiation to the German Physical Society #OTD in 1900. His novel “quantum hypothesis” suggested that matter emits and absorbs light with frequency f only in discrete chunks of energy E=hf.
📌@higgs_field
〰
📌Happy #Quantum Day!
🔺Max Planck presented work on blackbody radiation to the German Physical Society #OTD in 1900. His novel “quantum hypothesis” suggested that matter emits and absorbs light with frequency f only in discrete chunks of energy E=hf.
📌@higgs_field
〰
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
〰
🔺General relativity implies that gravitational waves should permanently change the structure of space-time. These cosmic scars would reveal secrets of cosmic symmetries and offer a possible solution to the black hole information paradox.
✓ نسبیت عام نشان می دهد که امواج گرانشی باید ساختار فضا-زمان را برای همیشه تغییر دهند. این زخم های کیهانی اسرار تقارن کیهانی را آشکار می کنند و راه حلی بالقوه برای پارادوکس اطلاعات سیاهچاله ارائه می دهند.
https://www.quantamagazine.org/gravitational-waves-should-permanently-distort-space-time-20211208/
1 → https://t.me/higgs_field/5321
2 → https://t.me/higgs_field/5324
3 → https://t.me/higgs_field/5326
🔺General relativity implies that gravitational waves should permanently change the structure of space-time. These cosmic scars would reveal secrets of cosmic symmetries and offer a possible solution to the black hole information paradox.
✓ نسبیت عام نشان می دهد که امواج گرانشی باید ساختار فضا-زمان را برای همیشه تغییر دهند. این زخم های کیهانی اسرار تقارن کیهانی را آشکار می کنند و راه حلی بالقوه برای پارادوکس اطلاعات سیاهچاله ارائه می دهند.
https://www.quantamagazine.org/gravitational-waves-should-permanently-distort-space-time-20211208/
1 → https://t.me/higgs_field/5321
2 → https://t.me/higgs_field/5324
3 → https://t.me/higgs_field/5326
〰
📌Bob & Alice
« باب : سالهای زیادی گذشته و هر چقدر بیشتر می شناسمت بیشتر عاشقت می شم .
آلیس : .....
باب : به نظرت این شناخت کافی نیست تا ازت تقاضای ازدواج کنم ؟
آلیس : ...
باب : این روال طبیعی رابطه ست . شناخت - علاقه - ازدواج ، نظرت چیه آلیس ؟
آلیس : عزیزم ، رابطه ی ما در سه تفسیر منتهی به جدایی هست .
- بدلیل وجود متغیر های پنهان تو منو خوب نمی شناسی .
- آنچه از آلیس می بینی ، آلیس نیست در واقع دانش تو از منه ، و شناخت الزاما به علاقه و علاقه الزاما به ازدواج ختم نمی شه و بین این سه رابطه ی تعیین گرا و علّی وجود نداره .
- جهان های متعدد بسیاری وجود داره و این بچگانه س فکر کنیم قراره در همهی این جهان ها بهم برسیم .»
📌@higgs_field
〰
📌Bob & Alice
« باب : سالهای زیادی گذشته و هر چقدر بیشتر می شناسمت بیشتر عاشقت می شم .
آلیس : .....
باب : به نظرت این شناخت کافی نیست تا ازت تقاضای ازدواج کنم ؟
آلیس : ...
باب : این روال طبیعی رابطه ست . شناخت - علاقه - ازدواج ، نظرت چیه آلیس ؟
آلیس : عزیزم ، رابطه ی ما در سه تفسیر منتهی به جدایی هست .
- بدلیل وجود متغیر های پنهان تو منو خوب نمی شناسی .
- آنچه از آلیس می بینی ، آلیس نیست در واقع دانش تو از منه ، و شناخت الزاما به علاقه و علاقه الزاما به ازدواج ختم نمی شه و بین این سه رابطه ی تعیین گرا و علّی وجود نداره .
- جهان های متعدد بسیاری وجود داره و این بچگانه س فکر کنیم قراره در همهی این جهان ها بهم برسیم .»
📌@higgs_field
〰
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
📌The Black hole information loss problem is unsolved because it is unsolvable.
Sabine hossenfelder (2020)
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5304
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5314
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5331
〰
Sabine hossenfelder (2020)
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5304
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5314
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5331
〰
〰
📌مغز 🧠 brain ، برای صرفه جویی انرژی و افزایش بهرهوری انرژی energy-efficient ، دریافت ها و مشاهدات خود را پیش بینی می کند .
قسمت نخست
🔺نتایج مطالعاتی شبکههای عصبی ، از این ایده حمایت میکند که مغزها «ماشینهای پیشبینی prediction machines » هستند – و مهم این که ، این ماشین ها برای حفظ انرژی به این روش کار میکنند.
اینکه چگونه مغز ما، تودهای سه پوندی از بافت محصور در یک جمجمه استخوانی، ادراکاتی را از روی احساسات و سهیدن ایجاد میکند، یک راز دیرینه است.
شواهد فراوان و دههها تحقیق مستمر نشان میدهد که مغز نمیتواند به سادگی اطلاعات حسی را جمعآوری کند، انگار که یک پازل را برای درک محیط اطراف خود جمع میکند.
این واقعیت که مغز می تواند صحنه ای را که به شکل نور به چشم ما وارد شده را به عنوان واقعیت در خود بازسازی کند ، تایید کننده همین امر است ، حتی زمانی که اطلاعات دریافتی پر از نویز و مبهم باشد. بر همین اساس، بسیاری از نوروساینتیست ها به مغز بهعنوان یک «ماشین پیشبینی» نگاه میکنند.
از طریق پروسهی پیش بینی، مغز از دانش قبلی خود از جهان برای استنتاج یا ایجاد فرضیه در مورد علل اطلاعات حسی دریافتی استفاده می کند.
این فرضیه ها - و نه دریافت های حسی - باعث ایجاد ادراک ذهنی به واسطه ی چشم ما می شوند. هر چه دریافت مبهم تر باشد، اتکا به دانش قبلی بیشتر است.
فلوریس دی لانگ نوروساینتیست در آزمایشگاه Predictive Brain در دانشگاه رادبود هلند می گوید: «زیبایی چارچوب پروسهی پیش بینی [این است] که ظرفیت واقعاً بزرگی دارد - گاهی منتقدان ممکن است بگویند این ظرفیت برای توضیح پدیده های مختلفی به گستردگی گیتی ، بیش از بزرگ است .
با این حال، شواهد فزاینده نوروساینتیفیک برای این ایده عمدتاً غیرمستقیم و ضمنی بوده و راه برای توضیحات جایگزین باز است.
تیم کیتزمن از دانشگاه رادبود، که تحقیقاتش در حوزه بین رشتهای یادگیری ماشین و نوروساینس است، گفت: «اگر به علوم اعصاب شناختی Cognitive neuroscience و neuro-imaging در انسان نگاه کنید، شواهد زیادی وجود دارد - اما شواهد فوق ضمنی و غیرمستقیم است .
بنابراین محققان برای درک و آزمایش ایده مغز پیشبینیکننده predictive brain 🧠 به مدلهای محاسباتی روی میآورند.
عصبشناسان محاسباتی Computational Neuroscientist شبکههای عصبی مصنوعی با طرحهایی الهام گرفته از رفتار نورونهای بیولوژیکی ساختهاند که یاد میگیرند درباره اطلاعات دریافتی پیشبینی کنند.
این مدلها تواناییهای شگفتی را نشان میدهند که به نظر میرسد شبیه به مغزهای واقعی است.
برخی از آزمایشها با این مدلها حتی نشانه هایی از این نظریه که مغزها به عنوان ماشینهای پیشبینی تکامل مییابند تا محدودیتهای انرژی را برآورده کنند ، را آشکار می سازند .
و با رشد کمّی مدلهای محاسباتی، دانشمندان علوم نوروساینس که روی حیوانات زنده مطالعه میکنند نیز متقاعد میشوند که مغزها یاد میگیرند که علائم دریافتی حسی را از ورودی ها ، استنباط کنند.
در حالی که جزئیات دقیق از چگونگی انجام این فرآیند توسط مغز مبهم باقی می ماند .
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
✓ تصویر - وقتی تصویری مبهم (چند پهلو) به ما ارائه می شود، آنچه درک می کنیم می تواند به زمینه ذهنی ما بستگی داشته باشد. برخی از دانشمندان علوم اعصاب این را به عنوان مدرکی می دانند که مغز ادراکات خود را از بالا به پایین با استفاده از پیش بینی هایی در مورد آنچه که انتظار دارد ، جمع آوری می کند.
اولیویا فیلدز برای مجله Quanta-magazine
📌@higgs_field
〰
📌مغز 🧠 brain ، برای صرفه جویی انرژی و افزایش بهرهوری انرژی energy-efficient ، دریافت ها و مشاهدات خود را پیش بینی می کند .
قسمت نخست
🔺نتایج مطالعاتی شبکههای عصبی ، از این ایده حمایت میکند که مغزها «ماشینهای پیشبینی prediction machines » هستند – و مهم این که ، این ماشین ها برای حفظ انرژی به این روش کار میکنند.
اینکه چگونه مغز ما، تودهای سه پوندی از بافت محصور در یک جمجمه استخوانی، ادراکاتی را از روی احساسات و سهیدن ایجاد میکند، یک راز دیرینه است.
شواهد فراوان و دههها تحقیق مستمر نشان میدهد که مغز نمیتواند به سادگی اطلاعات حسی را جمعآوری کند، انگار که یک پازل را برای درک محیط اطراف خود جمع میکند.
این واقعیت که مغز می تواند صحنه ای را که به شکل نور به چشم ما وارد شده را به عنوان واقعیت در خود بازسازی کند ، تایید کننده همین امر است ، حتی زمانی که اطلاعات دریافتی پر از نویز و مبهم باشد. بر همین اساس، بسیاری از نوروساینتیست ها به مغز بهعنوان یک «ماشین پیشبینی» نگاه میکنند.
از طریق پروسهی پیش بینی، مغز از دانش قبلی خود از جهان برای استنتاج یا ایجاد فرضیه در مورد علل اطلاعات حسی دریافتی استفاده می کند.
این فرضیه ها - و نه دریافت های حسی - باعث ایجاد ادراک ذهنی به واسطه ی چشم ما می شوند. هر چه دریافت مبهم تر باشد، اتکا به دانش قبلی بیشتر است.
فلوریس دی لانگ نوروساینتیست در آزمایشگاه Predictive Brain در دانشگاه رادبود هلند می گوید: «زیبایی چارچوب پروسهی پیش بینی [این است] که ظرفیت واقعاً بزرگی دارد - گاهی منتقدان ممکن است بگویند این ظرفیت برای توضیح پدیده های مختلفی به گستردگی گیتی ، بیش از بزرگ است .
با این حال، شواهد فزاینده نوروساینتیفیک برای این ایده عمدتاً غیرمستقیم و ضمنی بوده و راه برای توضیحات جایگزین باز است.
تیم کیتزمن از دانشگاه رادبود، که تحقیقاتش در حوزه بین رشتهای یادگیری ماشین و نوروساینس است، گفت: «اگر به علوم اعصاب شناختی Cognitive neuroscience و neuro-imaging در انسان نگاه کنید، شواهد زیادی وجود دارد - اما شواهد فوق ضمنی و غیرمستقیم است .
بنابراین محققان برای درک و آزمایش ایده مغز پیشبینیکننده predictive brain 🧠 به مدلهای محاسباتی روی میآورند.
عصبشناسان محاسباتی Computational Neuroscientist شبکههای عصبی مصنوعی با طرحهایی الهام گرفته از رفتار نورونهای بیولوژیکی ساختهاند که یاد میگیرند درباره اطلاعات دریافتی پیشبینی کنند.
این مدلها تواناییهای شگفتی را نشان میدهند که به نظر میرسد شبیه به مغزهای واقعی است.
برخی از آزمایشها با این مدلها حتی نشانه هایی از این نظریه که مغزها به عنوان ماشینهای پیشبینی تکامل مییابند تا محدودیتهای انرژی را برآورده کنند ، را آشکار می سازند .
و با رشد کمّی مدلهای محاسباتی، دانشمندان علوم نوروساینس که روی حیوانات زنده مطالعه میکنند نیز متقاعد میشوند که مغزها یاد میگیرند که علائم دریافتی حسی را از ورودی ها ، استنباط کنند.
در حالی که جزئیات دقیق از چگونگی انجام این فرآیند توسط مغز مبهم باقی می ماند .
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
✓ تصویر - وقتی تصویری مبهم (چند پهلو) به ما ارائه می شود، آنچه درک می کنیم می تواند به زمینه ذهنی ما بستگی داشته باشد. برخی از دانشمندان علوم اعصاب این را به عنوان مدرکی می دانند که مغز ادراکات خود را از بالا به پایین با استفاده از پیش بینی هایی در مورد آنچه که انتظار دارد ، جمع آوری می کند.
اولیویا فیلدز برای مجله Quanta-magazine
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
〰
📌Light by Light Scattering
🔺همکاری ATLAS مشاهده پراکندگی نور توسط نور را با دقتی فراتر از هشت انحراف از استاندارد گزارش کرده است.
یک رویداد در موسسه ATLAS با محصور کردن انرژی دو فوتون در کالریمتر الکترومغناطیسی (سبز) در طرفین مخالف و بدون هیچ کنش دیگری در آشکارساز، نشانه ای واضح از پراکندگی نور توسط نور نشان داد .
نمودار فاینمن این فرآیند نیز نشان داده شده است (تصویر: CERN)
پراکندگی نور توسط نور پدیده ای بسیار نادر است که در آن دو فوتون - ذرات نور - برهم کنش می کنند و یک جفت فوتون دیگر تولید می کنند. این فرآیند یکی از اولین پیشبینیهای الکترودینامیک کوانتومی (QED)، نظریه کوانتومی الکترومغناطیس بود و توسط نظریههای فیزیک کلاسیک (مانند نظریه الکترودینامیک ماکسول) پشتیبانی نمیشود .
شواهد مستقیم برای پراکندگی نور توسط نور در انرژی بالا برای دههها مبهم باقی مانده بود، تا اینکه برخورد دهنده بزرگ هادرون (LHC) دومین دوره دادهگیری خود را آغاز کرد (دوره دوم). برخورد یون های سرب در LHC یک محیط تمیز منحصر به فرد را برای مطالعه پراکندگی نور به نور Light by Light Scattering فراهم می کند. دستههایی از یونهای سرب که با انرژی بسیار بالایی شتاب میگیرند توسط شاره ی عظیمی از فوتونها احاطه و محصور شدهاند. هنگامی که دو یون سرب از نزدیک یکدیگر در مرکز آشکارساز ATLAS عبور می کنند، اما در فاصله ای بیشتر از دو برابر شعاع یون سرب، آن فوتون ها می توانند بدون هیچ گونه برهمکنشی با یون های سرب ، با یکدیگر (فوتونها) برهم کنش داشته باشند و از یکدیگر پراکنده شوند. دسترسی به نیروی قوی (بسیار قوی تر) به شعاع یک پروتون محدود می شود. این فعل و انفعالات به عنوان برخوردهای فوق محیطی شناخته می شوند.
نخستین بار در سال 2018 در کنفرانس Rencontres de Moriond (La Thuile، ایتالیا)، collaboration of ATLAS مشاهده پراکندگی نور به نور را با اهمیت 8.2 انحراف استاندارد گزارش کرد. نتیجه از دادههای جدیدترین اجرای یون سنگین LHC استفاده میکند که در نوامبر 2018 انجام شد. این اندازهگیری جدید دری را برای مطالعه بیشتر فرآیند پراکندگی نور به نور باز میکند، که نه تنها به خودی خود جالب است. تجلی یک پدیده QED بسیار نادر، و همچنین احتمال آشکار سازی شرکت ذرات فراتر از مدل استاندارد در این فرآیند وجود دارد که راه را برای نسل جدیدی از جستجوهای فرضیه های جدیدی برای نور و ذرات خنثی هموار می کند .
✓ همچنین بخوانید
https://t.me/higgs_field/5381
📌@higgs_field
〰
📌Light by Light Scattering
🔺همکاری ATLAS مشاهده پراکندگی نور توسط نور را با دقتی فراتر از هشت انحراف از استاندارد گزارش کرده است.
یک رویداد در موسسه ATLAS با محصور کردن انرژی دو فوتون در کالریمتر الکترومغناطیسی (سبز) در طرفین مخالف و بدون هیچ کنش دیگری در آشکارساز، نشانه ای واضح از پراکندگی نور توسط نور نشان داد .
نمودار فاینمن این فرآیند نیز نشان داده شده است (تصویر: CERN)
پراکندگی نور توسط نور پدیده ای بسیار نادر است که در آن دو فوتون - ذرات نور - برهم کنش می کنند و یک جفت فوتون دیگر تولید می کنند. این فرآیند یکی از اولین پیشبینیهای الکترودینامیک کوانتومی (QED)، نظریه کوانتومی الکترومغناطیس بود و توسط نظریههای فیزیک کلاسیک (مانند نظریه الکترودینامیک ماکسول) پشتیبانی نمیشود .
شواهد مستقیم برای پراکندگی نور توسط نور در انرژی بالا برای دههها مبهم باقی مانده بود، تا اینکه برخورد دهنده بزرگ هادرون (LHC) دومین دوره دادهگیری خود را آغاز کرد (دوره دوم). برخورد یون های سرب در LHC یک محیط تمیز منحصر به فرد را برای مطالعه پراکندگی نور به نور Light by Light Scattering فراهم می کند. دستههایی از یونهای سرب که با انرژی بسیار بالایی شتاب میگیرند توسط شاره ی عظیمی از فوتونها احاطه و محصور شدهاند. هنگامی که دو یون سرب از نزدیک یکدیگر در مرکز آشکارساز ATLAS عبور می کنند، اما در فاصله ای بیشتر از دو برابر شعاع یون سرب، آن فوتون ها می توانند بدون هیچ گونه برهمکنشی با یون های سرب ، با یکدیگر (فوتونها) برهم کنش داشته باشند و از یکدیگر پراکنده شوند. دسترسی به نیروی قوی (بسیار قوی تر) به شعاع یک پروتون محدود می شود. این فعل و انفعالات به عنوان برخوردهای فوق محیطی شناخته می شوند.
نخستین بار در سال 2018 در کنفرانس Rencontres de Moriond (La Thuile، ایتالیا)، collaboration of ATLAS مشاهده پراکندگی نور به نور را با اهمیت 8.2 انحراف استاندارد گزارش کرد. نتیجه از دادههای جدیدترین اجرای یون سنگین LHC استفاده میکند که در نوامبر 2018 انجام شد. این اندازهگیری جدید دری را برای مطالعه بیشتر فرآیند پراکندگی نور به نور باز میکند، که نه تنها به خودی خود جالب است. تجلی یک پدیده QED بسیار نادر، و همچنین احتمال آشکار سازی شرکت ذرات فراتر از مدل استاندارد در این فرآیند وجود دارد که راه را برای نسل جدیدی از جستجوهای فرضیه های جدیدی برای نور و ذرات خنثی هموار می کند .
✓ همچنین بخوانید
https://t.me/higgs_field/5381
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺The surface of Mars as seen by Curiosity Rover with the sound of the Martian winds captured by InSight lander.
✓ سطح مریخ توسط مریخ نورد کنجکاوی Curiosity با صدای بادهای مریخی که توسط کاوشگر InSight گرفته شده است.
Credit: NASA/JPL-Caltech/MSSS
📌@higgs_field
〰
🔺The surface of Mars as seen by Curiosity Rover with the sound of the Martian winds captured by InSight lander.
✓ سطح مریخ توسط مریخ نورد کنجکاوی Curiosity با صدای بادهای مریخی که توسط کاوشگر InSight گرفته شده است.
Credit: NASA/JPL-Caltech/MSSS
📌@higgs_field
〰
〰
〰
📌سخنرانی هاوکینگ HAWKING Lecture :
قسمت پنجم
این زمان موهومی نامیده می شود، زیرا زمانی نیست که ما معمولاً تجربه می کنیم. اما به یک معنا، به اندازه زمان واقعی ، واقعی ست .
سه جهت در فضا، و یک جهت زمان موهومی، چیزی را تشکیل می دهند که فضا-زمان اقلیدسی نامیده می شود. من (هاوکینگ) فکر نمی کنم کسی بتواند یک فضای منحنی چهار بعدی را به تصویر بکشد. اما تجسم یک سطح دو بعدی خمیده ، مانند زین یا سطح یک زمین فوتبال، چندان دشوار نیست.
در واقع، جیمز هارتل از دانشگاه کالیفرنیا سانتا باربارا، و من پیشنهاد کردهایم که فضا و زمان موهومی با هم، از نظر وسعت محدود، اما بدون مرز هستند . مانند سطح زمین ، اما با دو بعد بیشتر ، سطح زمین از نظر وسعت محدود است، اما هیچ مرز یا لبه ای ندارد. من دور دنیا گشته ام و زمین نخوردم.
اگر فضا و زمان موهومی واقعاً مانند سطح زمین باشد، هیچ تکینگی در جهت زمان موهومی وجود نخواهد داشت که در آن قوانین فیزیک وجود نداشته باشد . و هیچ مرزی برای فضا-زمان و زمان موهومی وجود نخواهد داشت، همانطور که هیچ مرزی برای سطح زمین وجود ندارد. این فقدان مرزها به این معنی است که قوانین فیزیک وضعیت جهان را به طور منحصر به فرد و در زمان موهومی تعیین می کند. اما اگر کسی وضعیت جهان را در زمان موهومی بداند، می تواند وضعیت جهان را در زمان واقعی محاسبه کند. هنوز هم می توان انتظار نوعی تکینگی بیگ بنگ را در زمان واقعی داشت. بنابراین زمان واقعی هنوز هم شروعی خواهد داشت. اما برای تعیین اینکه جهان چگونه آغاز شد، لازم نیست به چیزی خارج از جهان متوسل شویم. در عوض، نحوه شروع جهان در بیگ بنگ توسط وضعیت جهان در زمان موهومی تعیین می شود. بنابراین، جهان یک سیستم کاملاً مستقل خواهد بود. توسط هیچ چیز خارج از جهان فیزیکی که ما مشاهده می کنیم تعیین نمی شود.
شرط بدون مرز، عبارتی است که قوانین فیزیک در همه جا وجود دارد. واضح است که این چیزی است که شخص دوست دارد باور کند، اما یک فرضیه است. شخص باید آن را با مقایسه وضعیت جهان که پیش بینی می کند با مشاهداتی از اینکه جهان در واقع چگونه است آزمایش کند. اگر مشاهدات با پیشبینیهای فرضیه بدون مرز مخالف بود، باید به این نتیجه برسیم که این فرضیه نادرست است. باید چیزی در خارج از کیهان وجود داشته باشد تا ساعت را به تیک تاک بیاندازد و جهان را به حرکت درآورد. البته، حتی اگر مشاهدات با پیشبینیها مطابقت داشته باشند، این ثابت نمیکند که پیشنهاد بدون مرز درست است. اما اعتماد فرد به آن افزایش می یابد، به ویژه به این دلیل که به نظر می رسد هیچ پیشنهاد طبیعی دیگری برای وضعیت کوانتومی جهان وجود ندارد.
پیشنهاد بدون مرز، پیشبینی میکند که جهان از یک نقطه شروع میشود، مانند قطب شمال زمین ، اما این نقطه مانند بیگ بنگ یک تکینگی نیست. در عوض، این یک نقطه معمولی از فضا و زمان خواهد بود، مانند قطب شمال یک نقطه معمولی روی زمین است .
طبق پیشنهاد بدون مرز، جهان از یک نقطه به روشی صاف منبسط می شد. همانطور که گسترش می یابد، انرژی را از میدان گرانشی قرض می گیرد تا ماده ایجاد کند. همانطور که هر اقتصاددانی میتوانست پیشبینی کند، نتیجه این همه استقراض، تورم بود. جهان با سرعت فزاینده ای منبسط شد و انرژی قرض گرفت. خوشبختانه، بدهی انرژی گرانشی تا پایان جهان بازپرداخت نخواهد شد.
در نهایت، دوره تورم به پایان می رسید و جهان در مرحله رشد یا انبساط معتدل تر قرار می گرفت. با این حال، تورم اثر خود را در جهان باقی می گذاشت. جهان تقریباً کاملاً صاف بود، اما با بی نظمی های بسیار جزئی بود . این بی نظمی ها به میزان یک در صد هزار هستند ، و سال ها دانشمندان بیهوده دنبال آن می گشتند. در صورتی که قابل اعتنا نبودند .
📌@higgs_field
〰
〰
📌سخنرانی هاوکینگ HAWKING Lecture :
قسمت پنجم
این زمان موهومی نامیده می شود، زیرا زمانی نیست که ما معمولاً تجربه می کنیم. اما به یک معنا، به اندازه زمان واقعی ، واقعی ست .
سه جهت در فضا، و یک جهت زمان موهومی، چیزی را تشکیل می دهند که فضا-زمان اقلیدسی نامیده می شود. من (هاوکینگ) فکر نمی کنم کسی بتواند یک فضای منحنی چهار بعدی را به تصویر بکشد. اما تجسم یک سطح دو بعدی خمیده ، مانند زین یا سطح یک زمین فوتبال، چندان دشوار نیست.
در واقع، جیمز هارتل از دانشگاه کالیفرنیا سانتا باربارا، و من پیشنهاد کردهایم که فضا و زمان موهومی با هم، از نظر وسعت محدود، اما بدون مرز هستند . مانند سطح زمین ، اما با دو بعد بیشتر ، سطح زمین از نظر وسعت محدود است، اما هیچ مرز یا لبه ای ندارد. من دور دنیا گشته ام و زمین نخوردم.
اگر فضا و زمان موهومی واقعاً مانند سطح زمین باشد، هیچ تکینگی در جهت زمان موهومی وجود نخواهد داشت که در آن قوانین فیزیک وجود نداشته باشد . و هیچ مرزی برای فضا-زمان و زمان موهومی وجود نخواهد داشت، همانطور که هیچ مرزی برای سطح زمین وجود ندارد. این فقدان مرزها به این معنی است که قوانین فیزیک وضعیت جهان را به طور منحصر به فرد و در زمان موهومی تعیین می کند. اما اگر کسی وضعیت جهان را در زمان موهومی بداند، می تواند وضعیت جهان را در زمان واقعی محاسبه کند. هنوز هم می توان انتظار نوعی تکینگی بیگ بنگ را در زمان واقعی داشت. بنابراین زمان واقعی هنوز هم شروعی خواهد داشت. اما برای تعیین اینکه جهان چگونه آغاز شد، لازم نیست به چیزی خارج از جهان متوسل شویم. در عوض، نحوه شروع جهان در بیگ بنگ توسط وضعیت جهان در زمان موهومی تعیین می شود. بنابراین، جهان یک سیستم کاملاً مستقل خواهد بود. توسط هیچ چیز خارج از جهان فیزیکی که ما مشاهده می کنیم تعیین نمی شود.
شرط بدون مرز، عبارتی است که قوانین فیزیک در همه جا وجود دارد. واضح است که این چیزی است که شخص دوست دارد باور کند، اما یک فرضیه است. شخص باید آن را با مقایسه وضعیت جهان که پیش بینی می کند با مشاهداتی از اینکه جهان در واقع چگونه است آزمایش کند. اگر مشاهدات با پیشبینیهای فرضیه بدون مرز مخالف بود، باید به این نتیجه برسیم که این فرضیه نادرست است. باید چیزی در خارج از کیهان وجود داشته باشد تا ساعت را به تیک تاک بیاندازد و جهان را به حرکت درآورد. البته، حتی اگر مشاهدات با پیشبینیها مطابقت داشته باشند، این ثابت نمیکند که پیشنهاد بدون مرز درست است. اما اعتماد فرد به آن افزایش می یابد، به ویژه به این دلیل که به نظر می رسد هیچ پیشنهاد طبیعی دیگری برای وضعیت کوانتومی جهان وجود ندارد.
پیشنهاد بدون مرز، پیشبینی میکند که جهان از یک نقطه شروع میشود، مانند قطب شمال زمین ، اما این نقطه مانند بیگ بنگ یک تکینگی نیست. در عوض، این یک نقطه معمولی از فضا و زمان خواهد بود، مانند قطب شمال یک نقطه معمولی روی زمین است .
طبق پیشنهاد بدون مرز، جهان از یک نقطه به روشی صاف منبسط می شد. همانطور که گسترش می یابد، انرژی را از میدان گرانشی قرض می گیرد تا ماده ایجاد کند. همانطور که هر اقتصاددانی میتوانست پیشبینی کند، نتیجه این همه استقراض، تورم بود. جهان با سرعت فزاینده ای منبسط شد و انرژی قرض گرفت. خوشبختانه، بدهی انرژی گرانشی تا پایان جهان بازپرداخت نخواهد شد.
در نهایت، دوره تورم به پایان می رسید و جهان در مرحله رشد یا انبساط معتدل تر قرار می گرفت. با این حال، تورم اثر خود را در جهان باقی می گذاشت. جهان تقریباً کاملاً صاف بود، اما با بی نظمی های بسیار جزئی بود . این بی نظمی ها به میزان یک در صد هزار هستند ، و سال ها دانشمندان بیهوده دنبال آن می گشتند. در صورتی که قابل اعتنا نبودند .
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
〰
📌 Hawking Lecture :
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5306
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5319
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5342
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5372
Chapter ⁵
https://t.me/higgs_field/5393
📌 Hawking Lecture :
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5306
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5319
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5342
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5372
Chapter ⁵
https://t.me/higgs_field/5393
〰
📌فیزیکدانان درباره ایده هاوکینگ که جهان آغازی نداشته است بحث می کنند
نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
قسمت ششم و پایانی
این تلاش اکنون در غیاب هاوکینگ ادامه دارد. اما توروک این تغییر را در تاکید بر قوانین می داند. وی در رابطه با عقب نشینی از فرمول انتگرال مسیر می گوید که طرفداران ایده بدون مرز آن را بد تعریف کرده اند. و چیزی که آنها مطالعه می کنند، به عقیده او، دیگر مدل هارتل- هاوکینگ نیست - هر چند خود هارتل نیز مخالف است.
طی یک سال گذشته، توروک و همکارانش در موسسه Perimeter، Latham Boyle و Kieran Finn در حال توسعه یک مدل کیهانشناسی جدید بودهاند که اشتراکات زیادی با پیشنهاد بدون مرز دارد. اما به جای یک شاتلکاک ، دو چوب-پنبه(درب بطری شامپاین) وارونه به هم رسیده و شکلی بسان ساعت شنی را ترسیم کرده که زمان در هر دو جهت جریان دارد.
در حالی که این مدل هنوز به اندازه کافی برای پیشبینی توسعه نیافته است، جذابیت آن در نحوه درک تقارن CPT است، آینهای به ظاهر بنیادین در طبیعت که به طور همزمان ماده و پادماده، چپ و راست، و جلو و عقب را در زمان منعکس میکند. یکی از معایب این است که لوبهای آینهای جهان در یک تکینگی به هم میرسند، نقطهای در فضا-زمان که برای درک آن به نظریه کوانتومی ناشناخته گرانش نیاز دارد. بویل، فین و توروک به این تکینگی ضربه می زنند، اما چنین تلاشی ذاتاً حدس و گمان است.
همچنین علاقه به «طرح تونل زنی» احیا شده است، راهی جایگزین که جهان ممکن است از هیچ پدید آمده باشد، که در دهه 80 بهطور مستقل توسط کیهانشناسان روسی-آمریکایی الکساندر ویلنکین و آندری لینده تصور شد.
این پیشنهاد، که عمدتاً از طریق علامت منفی با تابع موج بدون مرز متفاوت است، تولد جهان را به عنوان یک رویداد مکانیکی کوانتومی "تونل زنی" نشان می دهد، شبیه به زمانی که یک ذره از یک مانع در یک آزمایش مکانیک کوانتومی بیرون می آید. . سؤالات فراوانی در مورد چگونگی تلاقی پیشنهادهای مختلف با استدلال انسانی و ایده ←بدنام چندجهانی multiverse وجود دارد. به عنوان مثال، تابع موج بدون مرز به نفع جهان های خالی است، در حالی که ماده و انرژی قابل توجهی برای تقویت عظمت و پیچیدگی مورد نیاز است.
هاوکینگ استدلال کرد که انبساط سریع جهانهای احتمالی که تابع موج اجازه میدهد تصور کنیم ، همگی باید در چندجهانی بزرگتر تحقق یابد، که در آن فقط جهانهای پیچیدهای مانند جهان ما ساکنانی خواهند داشت که قادر به انجام مشاهدات هستند. (بحث اخیر به این موضوع مربوط می شود که آیا این جهان های پیچیده و قابل سکونت صاف خواهند بود یا به شدت در نوسان خواهند بود.) یکی از مزیت های پیشنهاد تونل- زنی این است که جهان های پر از ماده و انرژی مانند جهان ما را بدون توسل به استدلال انسان شناسی مورد حمایت قرار می دهد - اگرچه جهان هایی که به وجود می آیند. ممکن است مشکلات دیگری داشته باشد .
مهم نیست که اوضاع چگونه پیش می رود، شاید ما با جوهره ای از تصویری که هاوکینگ برای اولین بار 38 سال پیش در آکادمی علوم پاپی ترسیم کرد، باقی بمانیم. یا شاید، به مکان - قطب جنوب - سان و بدون آغاز South pole-like non-begining برویم ، با این حال و با این همه ، جهان از یک تکینگی بیرون آمده است، که به طور کلی نوع متفاوتی از تابع موج را می طلبد.
در هر صورت، پیگیری ادامه خواهد داشت. "اگر ما در مورد یک نظریه مکانیک کوانتومی صحبت می کنیم، چه چیز دیگری غیر از تابع موج وجود دارد؟ این پرسش توسط " خوان مالداسینا، فیزیکدان نظری برجسته در مؤسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی، که عمدتاً از منازعه اخیر دور مانده است، پرسیده شد.
مالداسینا، که اتفاقاً یکی از اعضای آکادمی پاپی است، گفت: سؤال عملکرد موجی جهان «نوع سؤال درستی است که باید پرسیده شود».
"این که آیا ما در حال یافتن تابع موج مناسب هستیم، یا اینکه چگونه باید در مورد تابع موج فکر کنیم - کمتر روشن است."
پایان
📌@higgs_field
〰
📌فیزیکدانان درباره ایده هاوکینگ که جهان آغازی نداشته است بحث می کنند
نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
قسمت ششم و پایانی
این تلاش اکنون در غیاب هاوکینگ ادامه دارد. اما توروک این تغییر را در تاکید بر قوانین می داند. وی در رابطه با عقب نشینی از فرمول انتگرال مسیر می گوید که طرفداران ایده بدون مرز آن را بد تعریف کرده اند. و چیزی که آنها مطالعه می کنند، به عقیده او، دیگر مدل هارتل- هاوکینگ نیست - هر چند خود هارتل نیز مخالف است.
طی یک سال گذشته، توروک و همکارانش در موسسه Perimeter، Latham Boyle و Kieran Finn در حال توسعه یک مدل کیهانشناسی جدید بودهاند که اشتراکات زیادی با پیشنهاد بدون مرز دارد. اما به جای یک شاتلکاک ، دو چوب-پنبه(درب بطری شامپاین) وارونه به هم رسیده و شکلی بسان ساعت شنی را ترسیم کرده که زمان در هر دو جهت جریان دارد.
در حالی که این مدل هنوز به اندازه کافی برای پیشبینی توسعه نیافته است، جذابیت آن در نحوه درک تقارن CPT است، آینهای به ظاهر بنیادین در طبیعت که به طور همزمان ماده و پادماده، چپ و راست، و جلو و عقب را در زمان منعکس میکند. یکی از معایب این است که لوبهای آینهای جهان در یک تکینگی به هم میرسند، نقطهای در فضا-زمان که برای درک آن به نظریه کوانتومی ناشناخته گرانش نیاز دارد. بویل، فین و توروک به این تکینگی ضربه می زنند، اما چنین تلاشی ذاتاً حدس و گمان است.
همچنین علاقه به «طرح تونل زنی» احیا شده است، راهی جایگزین که جهان ممکن است از هیچ پدید آمده باشد، که در دهه 80 بهطور مستقل توسط کیهانشناسان روسی-آمریکایی الکساندر ویلنکین و آندری لینده تصور شد.
این پیشنهاد، که عمدتاً از طریق علامت منفی با تابع موج بدون مرز متفاوت است، تولد جهان را به عنوان یک رویداد مکانیکی کوانتومی "تونل زنی" نشان می دهد، شبیه به زمانی که یک ذره از یک مانع در یک آزمایش مکانیک کوانتومی بیرون می آید. . سؤالات فراوانی در مورد چگونگی تلاقی پیشنهادهای مختلف با استدلال انسانی و ایده ←بدنام چندجهانی multiverse وجود دارد. به عنوان مثال، تابع موج بدون مرز به نفع جهان های خالی است، در حالی که ماده و انرژی قابل توجهی برای تقویت عظمت و پیچیدگی مورد نیاز است.
هاوکینگ استدلال کرد که انبساط سریع جهانهای احتمالی که تابع موج اجازه میدهد تصور کنیم ، همگی باید در چندجهانی بزرگتر تحقق یابد، که در آن فقط جهانهای پیچیدهای مانند جهان ما ساکنانی خواهند داشت که قادر به انجام مشاهدات هستند. (بحث اخیر به این موضوع مربوط می شود که آیا این جهان های پیچیده و قابل سکونت صاف خواهند بود یا به شدت در نوسان خواهند بود.) یکی از مزیت های پیشنهاد تونل- زنی این است که جهان های پر از ماده و انرژی مانند جهان ما را بدون توسل به استدلال انسان شناسی مورد حمایت قرار می دهد - اگرچه جهان هایی که به وجود می آیند. ممکن است مشکلات دیگری داشته باشد .
مهم نیست که اوضاع چگونه پیش می رود، شاید ما با جوهره ای از تصویری که هاوکینگ برای اولین بار 38 سال پیش در آکادمی علوم پاپی ترسیم کرد، باقی بمانیم. یا شاید، به مکان - قطب جنوب - سان و بدون آغاز South pole-like non-begining برویم ، با این حال و با این همه ، جهان از یک تکینگی بیرون آمده است، که به طور کلی نوع متفاوتی از تابع موج را می طلبد.
در هر صورت، پیگیری ادامه خواهد داشت. "اگر ما در مورد یک نظریه مکانیک کوانتومی صحبت می کنیم، چه چیز دیگری غیر از تابع موج وجود دارد؟ این پرسش توسط " خوان مالداسینا، فیزیکدان نظری برجسته در مؤسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی، که عمدتاً از منازعه اخیر دور مانده است، پرسیده شد.
مالداسینا، که اتفاقاً یکی از اعضای آکادمی پاپی است، گفت: سؤال عملکرد موجی جهان «نوع سؤال درستی است که باید پرسیده شود».
"این که آیا ما در حال یافتن تابع موج مناسب هستیم، یا اینکه چگونه باید در مورد تابع موج فکر کنیم - کمتر روشن است."
پایان
📌@higgs_field
〰
〰
#فرافیزیک - هنر
✓ نیچه در اولین کتابش، زایش تراژدی، سه بار این جمله را تکرار می کند که:
« وجود انسان و جهان تنها در مقام یک پدیدار هنری تا ابد توجیه پذیر است »
Australian Photographer - Leah Robinson Takes Incredible Images Of Young Dancers In Nature .
📌@higgs_field
〰
#فرافیزیک - هنر
✓ نیچه در اولین کتابش، زایش تراژدی، سه بار این جمله را تکرار می کند که:
« وجود انسان و جهان تنها در مقام یک پدیدار هنری تا ابد توجیه پذیر است »
Australian Photographer - Leah Robinson Takes Incredible Images Of Young Dancers In Nature .
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺NASA's Parker Solar Probe plunged deep into the Sun's corona & passed directly through streamers of solar plasma. The view out the window was...staggering.
✔️کاوشگر خورشیدی پارکر ناسا شیرجه ای در اعماق تاج خورشید زد و مستقیماً از جریانهای پلاسمای خورشیدی عبور کرد... منظره بیرون از پنجره... حیرت انگیزه ..!
http://parkersolarprobe.jhuapl.edu/News-Center/Show-Article.php?articleID=173
http://sciencealert.com/the-footage-from-the-first-spacecraft-to-fly-through-the-sun-s-corona-is-insane
📌@higgs_field
〰
🔺NASA's Parker Solar Probe plunged deep into the Sun's corona & passed directly through streamers of solar plasma. The view out the window was...staggering.
✔️کاوشگر خورشیدی پارکر ناسا شیرجه ای در اعماق تاج خورشید زد و مستقیماً از جریانهای پلاسمای خورشیدی عبور کرد... منظره بیرون از پنجره... حیرت انگیزه ..!
http://parkersolarprobe.jhuapl.edu/News-Center/Show-Article.php?articleID=173
http://sciencealert.com/the-footage-from-the-first-spacecraft-to-fly-through-the-sun-s-corona-is-insane
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺A spectacular sight in the sky over Orava, Slovakia created by sunlight passing through ice crystals in the air. Some of the phenomena visible are a 22° halo, sun dogs, upper tangent arc, Sun pillar, and parhelic circle.
✔️منظره ای دیدنی در آسمان اوراوا، اسلواکی که توسط نور خورشید که از کریستال های یخ در هوا عبور می کند ایجاد شده است. برخی از پدیده های قابل مشاهده عبارتند از: هاله 22 درجه، sun dogs ، قوس مماس بالایی، ستون خورشید و perhelic circle .
Credit: Iveta Rusňáková
همچنین ببینید:
https://t.me/higgs_field/4041
https://t.me/higgs_field/4843
📌@higgs_field
🔺A spectacular sight in the sky over Orava, Slovakia created by sunlight passing through ice crystals in the air. Some of the phenomena visible are a 22° halo, sun dogs, upper tangent arc, Sun pillar, and parhelic circle.
✔️منظره ای دیدنی در آسمان اوراوا، اسلواکی که توسط نور خورشید که از کریستال های یخ در هوا عبور می کند ایجاد شده است. برخی از پدیده های قابل مشاهده عبارتند از: هاله 22 درجه، sun dogs ، قوس مماس بالایی، ستون خورشید و perhelic circle .
Credit: Iveta Rusňáková
همچنین ببینید:
https://t.me/higgs_field/4041
https://t.me/higgs_field/4843
📌@higgs_field