کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔺An incredible coronal mass ejection from the Sun with Earth for scale.

✓ پرتاب جرم باور نکردنی تاج خورشیدی در کنار مقیاس زمین .

تصویر: NASA / SDO‌‌

« اثر چین خوردگی فضا زمان بوضوح قابل مشاهده است»

📌
@higgs_field


🔥1
‌‌

‌‌📌سخنرانی هاوکینگ HAWKING Lecture :
قسمت چهارم


بنابراین من یک استدلال متفاوت ارائه خواهم کرد تا نشان دهم که جهان به اندازه کافی حاوی ماده است تا مخروط نور گذشته‌ی ما را متمرکز focus کند. استدلال من بر اساس طیف تابش زمینه مایکروویو CMB مبنی بر کاراکتریزه کردن تابشی که در تعادل حرارتی با ماده در دمای یکسانی بوده است . برای رسیدن به چنین تعادلی لازم است که تابش بارها توسط ماده پراکنده شود. به عنوان مثال، نوری که از خورشید دریافت می کنیم دارای یک طیف حرارتی کاراکتریزه شده است. دلیلش این نیست که واکنش‌های هسته‌ای که در مرکز خورشید انجام می‌شوند، تشعشعاتی با طیف حرارتی تولید می‌کنند. بلکه به دلیلش این است که تابش توسط ماده در مسیر خود در مرکز خورشید
#پراکنده می شود .

در مورد جهان، این واقعیت که تابش پس زمینه مایکروویو دقیقاً چنین طیف حرارتی دارد نشان می دهد که باید بارها پراکنده شده باشد. بنابراین جهان باید حاوی ماده کافی باشد تا از هر جهتی که نگاه می کنیم به تیرگی opacity بگراید، زیرا پس زمینه مایکروویو از هر جهتی که نگاه می کنیم یکسان است. علاوه بر این، این تیره شدن opacity باید خیلی دور از ما رخ دهد، زیرا ما می‌توانیم کهکشان‌ها و اختروش‌ها را در فواصل دور ببینیم. بنابراین باید مقدار زیادی ماده در فاصله زیادی از ما وجود داشته باشد. بیشترین تاریک شدن روی یک باند موج گسترده، برای یک چگالی معین، از هیدروژن یونیزه شده حاصل می شود. سپس نتیجه می شود که اگر ماده کافی برای تاریک کردن جهان وجود داشته باشد، ماده به اندازه کافی برای تمرکز مخروط نور گذشته ما نیز وجود دارد. سپس می توان قضیه پنروز و من (هاوکینگ) را به کار برد تا نشان دهد که زمان باید آغازی داشته باشد.‌‌

تمرکز مخروط نوری گذشته ما حاکی از آن است که اگر نظریه نسبیت عام درست باشد، زمان باید آغازی داشته باشد. اما ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا نسبیت عام واقعاً درست است؟
مطمئناً با تمام آزمایش های مشاهده ای که انجام شده است موافق است. با این حال، این نسبیت عام را فقط در فواصل نسبتاً بزرگ آزمایش می کنند. می دانیم که نسبیت عام نمی تواند در فواصل بسیار کوچک کاملاً صحیح باشد، زیرا یک نظریه کلاسیک است. (نسبیت تئوری کوانتومی نیست و هنوز بین نظریه کوانتوم و نسبیت آشتی وجود ندارد)
این به این معنی است که اصل عدم قطعیت مکانیک کوانتومی را در نظر نمی‌گیرد، که می‌گوید یک جسم نمی‌تواند هم موقعیت مشخص و هم سرعت مشخصی داشته باشد: هر چه کسی موقعیت را دقیق‌تر اندازه‌گیری کند، دقت کمتری دارد. می تواند سرعت را اندازه گیری کند و بالعکس.


بنابراین، برای درک مرحله با چگالی بسیار بالا، زمانی که جهان بسیار کوچک بود، نیاز به یک نظریه کوانتومی گرانش است که نسبیت عام را با اصل عدم قطعیت ترکیب کند.‌‌


بسیاری از دانشمندان امیدوار بودند که اثرات کوانتومی به نحوی تکینگی با چگالی بی نهایت را توضیح دهد و به جهان اجازه جهش دهد و به مرحله انقباض قبلی بازگردد.


این بیشتر شبیه ایده قبلی است که کهکشان ها از یکدیگر دور می شوند ، اما جهش در چگالی بسیار بالاتر رخ می دهد. با این حال، من (هاوکینگ) فکر می کنم که این چیزی نیست که اتفاق می افتد:
اثرات کوانتومی تکینگی را حذف نمی‌کنند و اجازه می‌دهند زمان به طور نامتناهی به عقب ادامه یابد. اما به نظر می‌رسد که اثرات کوانتومی می‌توانند قابل اعتراض‌ترین ویژگی، یعنی تکینگی‌ها در نسبیت عام کلاسیک را حذف کنند.
این به این دلیل است که نظریه کلاسیک نسبیت عام GR ، امکان محاسبه تکینگی را بما نمی دهد ، زیرا همه قوانین فیزیک در آنجا شکسته می‌شوند. (همانطور که میدانید تکینگی بد رفتار است و محاسبات ریاضی در تکینگی به بن بست می خورد مانند تقسیم یک بر بی نهایت

یک مثال از تکینگی است)
این بدان معناست که علم نمی تواند پیش بینی کند که جهان چگونه آغاز شده است.
در عوض، باید به فاکتور خارج از کیهان مراجعه کرد. شاید به همین دلیل بود که بسیاری از رهبران مذهبی آماده پذیرش بیگ بنگ و قضایای تکینگی بودند.‌‌

به نظر می رسد که نظریه کوانتومی، از سوی دیگر، می تواند چگونگی آغاز جهان را پیش بینی کند. نظریه کوانتومی ایده جدیدی را معرفی می کند با نام ایده زمان موهومی ، زمان موهومی imaginary ممکن است مانند داستان علمی تخیلی به نظر برسد، و توسط دکتر هو آورده شده است. اما با این وجود، این یک مفهوم علمی اصیل است. می توان آن را به شکل زیر تصویر کرد. می توان زمان معمولی، واقعی را به عنوان یک خط افقی در نظر گرفت. در سمت چپ، یکی گذشته است و در سمت راست، آینده. اما نوع دیگری از زمان در جهت عمودی وجود دارد.‌‌ ( لطفا به بخش Complex numbers در کانال مراجعه کنید)


📌
@higgs_field


This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


📌 black hole hum


🔺 وقتی سیاهچاله ها با هم ادغام می شوند، امواج گرانشی در فضا-زمان حرکت می کنند - و در بهترین حالت وارد شبکه آشکارسازهای زمینی می شوند. شبیه سازی ادغام سیاهچاله ای و گسیل امواج گرانشی در فضا زمان


📌
@higgs_field


Nasini El Donya
Ragheb Alama
بِفرِست بَرای عِشق ابَدیت❤️‍🔥


من تو را در چشمانم قرار دادم

و این دنیا شاهد عشق من است

من در کنار توام و دوستت دارم
نمی توانم روزی تو را فراموش کنم عزیزم

آرزو دارم که عمرم طولانی باشد
تاتتوانم انم تا ابد دوستت داشته باشم
دزیرا من سالهاست که خواب در کنار تو بودن را می بینم .


📌@higgs_field



مجله تایم خانم Katalin Kariko، اقای Drew Weissman، اقای Barney Graham و خانم Kizzmekia Corbett رو به خاطر ابداع پلتفرم انقلابی برای ساخت واکسن‌های mRNA، قهرمانان سال اعلام کرد.

🔎 Time.com



📌@higgs_field


‌‌

📌فیزیک - توصیفی ناقص از پدیده ای به گستردگی گیتی .


🔺 « شبی که بحث مبدا و منشا انرژی مهبانگ مطرح بود ، دوستی گفت چه بسا منشا این انرژی هرگز قابل کشف نباشد . و اگر نیز بیان شود چنان عجیب و دور از ذهن باشد که انسان را یارای درک آن نباشد.
دیگری گفت : در جهانی دیگر موجودی که هر اتم درون بدنش در مقیاس هزاران گیتی ماست با چکش بر سنگی کوبیده و جرقه ای گذرا ایجاد شده ما انسان ها این درخشش گذرا را آغاز مهبانگ می دانیم و کل هستی ما در همین جرقه ی گذرای در سرزمین خدایان است . »

جالب که بود اما برای کتب غیر علمی و تخیلی ، قاعده بر این است که از شواهد تجربی بگوییم و گمانه زنی جالب اما بلاموضوع است .

چکشی بدست دارید و با تمام توان بر سندان بکوبید :

از سینماتیک آغاز می کنیم ، چکشی به جرم m با سرعت v و مومنتومی p = m v بر سندان کوبیده می شود .
این رویداد در فضا زمان ، حاوی انرژی :

E = √(m c²)² + (p c)²

است . جدای جرم چکش ، انرژی در محل برخورد از چکش به سندان منتقل می شود . نیروی این برخورد سبب تنش شدید در اتم های محل برخورد شده و بخشی از اتم ها به سبب این برخورد برانگیخته شده و پس از برانگیختگی excited state آنی به حالت پایه ground state باز می گردد و در نتیجه فوتون photon گسیل می دارند . اگر چکش را لمس کنید به میزان بسیار اندکی داغ تر شده است و در نتیجه تفاوت طول موج بسیار اندکی در طیف تابشی مادون قرمزinfrared از آن رخ داده است . میدان های مختلف انرژی با یکدیگر تعامل دارند - الکترون ها بواسطه فوتون بر دیگر فرمیون ها تاثیر می گذارند و در این مثال تنش وارده بین الکترون و نوکلئون ها ( هسته های شامل نوترون و پروتون- فرمیون های ترکیبی) تبادل شده است .

توصیف درست چنین است و جهش از گیتی انسان ها به سرزمین خدایگان الزامی نیست .


✓ گیتی مکانی شگفت است تنها الزام برای درک این شگفتی ، یافتن نگرش درست است . شاید بسیاری از دوستان درک نکنند که چطور می توان عاشق مکانیسم و پدیده های عادی روزمره بود اما برای ما همان یک تن که این شگفتی را درک می کند کافی ست . بقول نیچه : تماشای رقص برای آنان که موسیقی را نمی شنوند دیوانه گی جلوه می کند .

📌
@higgs_field


‌‌📌فیزیکدانان درباره ایده هاوکینگ که جهان آغازی نداشته است بحث می کنند

نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
قسمت پنجم


‌‌🔺 گیتی های موهومی Imaginary Universe

جاناتان هالیول، فیزیکدان در امپریال کالج لندن، از زمان شاگردی هاوکینگ در دهه 1980، این پیشنهاد بدون مرز را مطالعه کرده است. او و هارتل در سال 1990 مسئله خطوط ادغام را تجزیه و تحلیل کردند. از نظر آنها، و همچنین نظر هرتوگ، و ظاهراً هاوکینگ، این کانتور بنیادین نیست، بلکه یک ابزار ریاضی است که می تواند بیشترین مزیت را داشته باشد. و شبیه به این است که چگونه می توان مسیر یک سیاره به دور خورشید را با ریاضیات به صورت سری هایی از زاوایا ، به صورت سریالی زمانی، یا بر حسب هر یک از چندین پارامتر مناسب دیگر بیان کرد. هالیول گفت: "شما می توانید این پارامترسازی را به روش های مختلف انجام دهید، اما هیچ یک از آنها فیزیکی تر از دیگری نیستند."
او و همکارانش استدلال می‌کنند که، در مورد فضای کوچک، تنها خطوطی که تاریخچه انبساط expansion خوب را نشان می‌دهند، منطقی هستند. مکانیک کوانتومی به احتمالات نیاز دارد تا به 1 اضافه شود، یا " normalizable " باشد، اما جهانی برآمده از نوسان شدید که تیم توروک آنرا بیان کردند ، اینطور نیست. در نتیجه این راه‌حل بی‌معنی است، و جهان آنها گرفتار بی نهایت هاست و قوانین کوانتومی آن را مجاز نمی‌دانند - به گفته مدافعان بدون مرز، نشانه‌های واضحی برای بیان پیشنهادی دیگر مشهود است .
این که کرانه های یک راه‌حل خوب ، با در نظر گرفتن جمع بندی جهان‌های محتمل با مقادیر موهومی Imaginary برای متغیرهای لپس شان lapse variable ، صدق می کند . اما به غیر از Turok و همکاران ، افراد کمی به وجود چنین مشکلی باور دارند. اعداد موهومی در مکانیک کوانتومی حکمفرمایی می کنند. برای تیم هارتل-هاوکینگ، منتقدان مصر به درخواست نادرستی از علیت اند و خواهان واقعی در نظر داشتن متغیر لپس اند.
هرتوگ گفت: «این اصل در ستاره ها نوشته نشده است و ما عمیقاً با آن مخالفیم »

به گفته هرتوگ، هاوکینگ در سال‌های آخر عمر خود به ندرت به فرمول انتگرال مسیر تابع موج بدون مرز اشاره کرد، که تا حدی به دلیل ابهام در مورد انتخاب کانتور بود .
او تاریخچه انبساط قابل نرمالیزه شدن را، که انتگرال مسیر صرفا به کشف آن کمک کرده بود، به عنوان راه حل معادله اساسی تر در مورد جهان در نظر گرفت که در دهه 1960 توسط فیزیکدانان جان ویلر و برایس دیویت مطرح شد.

ویلر و دویت - پس از بررسی این موضوع در خلال توقف در رالی-دورهام اینترنشنال - استدلال کردند که عملکرد موجی جهان، هر چه که باشد، نمی تواند به زمان بستگی داشته باشد، زیرا هیچ ساعت خارجی وجود ندارد که بتوان آن را اندازه گیری کرد. و بنابراین، مقدار انرژی در جهان، وقتی سهم مثبت و منفی ماده و گرانش را جمع کنید، باید برای همیشه روی صفر بماند.


تابع موج بدون مرز معادله Wheeler-DeWitt را برای فضاهای کوچک تعریف می کند.
هاوکینگ و همکارانش در سال‌های پایانی زندگی‌اش، برای درک بهتر عملکرد موج به‌طور کلی‌تر، شروع به استفاده از هولوگرافی کردند - یک رویکرد جدید پر طرفدار که فضا-زمان را به عنوان یک هولوگرام در نظر می‌گیرد.
هاوکینگ به دنبال توصیفی هولوگرافیک از یک جهان shuttlecock ( توپ بدمینتون ) شکل بود که در آن هندسه سراسر گذشته entire past باید از اکنون ایجاد شده باشد.


📌
@higgs_field


👍1



📌 دیاگرام فاینمن- الکترودینامیک کوانتومی QED


🔺فوتون می تواند پس از برخورد و تبادل انرژی با ذرات مجازی باردار virtual charged particles منحرف شود . این امر معادلات ماکسول را هتا در خلا vaccum غیر خطی می کند . اما فقط هنگامی این پدیده قابل رهگیری ست که میدان الکتریکی بیشتر از 10¹⁸ ولت/متر باشد .
دانشمندان در حال اقدام به بازسازی این آزمون در Extreme Light Infrastructure هستند .


📌@higgs_field




📌در پروتون چه می گذرد؟ ریاضی کوارک هنوز با آزمایش ها در تضاد است.
چارلی وود - قسمت دوم

آنالیز کامل الکترون مستلزم نمایش یک رشته نامتناهی از نمودارها - و محاسبه‌ی این رشته‌ی بی نهایت از نمودار ها - است، اما خوشبختانه برای فیزیکدانان، طرح‌های خلاصه تر از رویدادها با حذف نمودار های کم اهمیت تقریب دقیقی از رویداد را بدست می دهد . کوتاه کردن سری رویداد ها به اندازه کافی پاسخ دقیقی می دهد.

تا اینکه کشف کوارک ها در دهه 1960 همه چیز را بهم ریخت.
با ضربه زدن الکترون به پروتون‌ ، محققان بخش‌های داخلی پروتون را که توسط یک نیروی جدید محدود شده بود، کشف کردند.
فیزیکدانان برای یافتن توصیفی که بتواند این بلوک‌های ساختمانی جدید را توصیف کند، به رقابت پرداختند و موفق شدند تمام جزئیات کوارک‌ها و "نیروی قوی" را که آنها را در یک معادله فشرده در سال 1973 توصیف کنند .
اما نظریه آنها در مورد نیروی قوی، کرومودینامیک کوانتومی، پاسخ چندان مناسبی نداشت و رفتار ذرات نیز حاکی از وجود مشکل درین معادله داشت .

نمودارهای فاینمن با ذرات به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی با نزدیک شدن به یکدیگر از فاصله دور مانند توپ‌های بیلیارد با یکدیگر ، برهم کنش می‌کنند.
اما کوارک ها اینطور عمل نمی کنند. به گفته فلیپ تاندو، فیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید، نمودار فاینمن که سه کوارک را نشان می دهد که از فاصله دور به هم می پیوندند و به یکدیگر متصل می شوند و پروتون را تشکیل می دهند، یک "کارتون نمایشی" صرف است، زیرا کوارک ها به قدری قوی هستند که آنها وجود جداگانه ای ندارند.
قدرت پیوند های کوارکی همچنین به این معنی است که مجموعه نامتناهی از روابط مربوط به نمودارهای فاینمن ، که به شکلی سرکش رشد می کنند، به جای اینکه به سرعت محو شوند تا امکان تقریب آسان با نمودار فاینمن فراهم شود ، است .
نمودارهای فاینمن به همین سادگی ابزار اشتباهی هستند.
و نیروی قوی به دو دلیل اصلی مرموز است.

اول، در حالی که نیروی الکترومغناطیسی فقط یک نوع بار (بار الکتریکی) را شامل می شود، نیروی قوی شامل سه بار است: بارهای "رنگی" و با نام مستعار قرمز، سبز و آبی مشخص شده اند.

هنوز مرموز تر، ذرات حامل نیروی قوی، که گلوئون نامیده می شود، خود بار رنگی را حمل می کنند. بنابراین، در حالی که فوتون‌ها (از نظر الکتریکی خنثی) که میدان‌های الکترومغناطیسی را تشکیل می‌دهند با یکدیگر برهمکنش نمی‌کنند، مجموعه‌ای از گلوئون‌های رنگارنگ به‌صورت رشته‌هایی strings کنار هم قرار می گیرند.
لنکستر گفت: «این واقعاً باعث ایجاد تفاوت‌هایی می‌شود که ما می‌بینیم.»

توانایی گلوئون ها برای ضربه زدن به یکدیگر ، همراه با سه بار، نیروی قوی را قوی تر می کند - چنان قوی که کوارک ها نمی توانند از گروه یکدیگر فرار کنند.
شواهدی مبنی بر وجود گلوئون ها که در طول دهه‌ها انباشته شده‌اند و عملکرد شان ، که در شرایط خاص پیش‌بینی شده است.
اما برای اکثر محاسبات، معادله QCD غیرقابل حل است. با این حال، فیزیکدانان باید بدانند که QCD چه چیزی را پیش‌بینی می‌کند - نه فقط برای درک کوارک‌ها و گلوئون‌ها، بلکه برای تعیین ویژگی‌های ذرات دیگر نیز، الزامی است زیرا همه آنها تحت تأثیر رقص کنش کوانتومی که شامل کوارک‌های مجازی است، هستند.‌‌


📌
@higgs_field





🔺Stephen Hawking popularized the concept ofimaginary time in his book The Universe in a Nutshell. One might think this means that imaginary numbers are just a mathematical game having nothing to do with the real world. From the viewpoint of positivist philosophy, however, one cannot determine what is real‌‌


🔺استیون هاوکینگ مفهوم زمان موهومی را در کتابش با نام universe in a Nutshell به جامعه علمی معرفی کرد. ممکن است کسی فکر کند که این بدان معنی است که اعداد موهومی فقط بازی با ریاضی باشند و هیچ ربطی به دنیای واقعی ندارند - اما از دیدگاه فلسفه پوزیتیویستی نمی توان تعیین کرد که چه چیزی واقعی است‌‌ .

• universe in a Nutshell → جهان در پوست گردو

📌
@higgs_field





📌Happy #Quantum Day!


🔺Max Planck presented work on blackbody radiation to the German Physical Society
#OTD in 1900. His novel “quantum hypothesis” suggested that matter emits and absorbs light with frequency f only in discrete chunks of energy E=hf.



📌
@higgs_field




🔺General relativity implies that gravitational waves should permanently change the structure of space-time. These cosmic scars would reveal secrets of cosmic symmetries and offer a possible solution to the black hole information paradox.‌‌

✓ نسبیت عام نشان می دهد که امواج گرانشی باید ساختار فضا-زمان را برای همیشه تغییر دهند. این زخم های کیهانی اسرار تقارن کیهانی را آشکار می کنند و راه حلی بالقوه برای پارادوکس اطلاعات سیاهچاله ارائه می دهند.‌‌

https://www.quantamagazine.org/gravitational-waves-should-permanently-distort-space-time-20211208/

1 → https://t.me/higgs_field/5321

2 → https://t.me/higgs_field/5324

3 → https://t.me/higgs_field/5326


📌Bob & Alice

« باب : سالهای زیادی گذشته و هر چقدر بیشتر می شناسمت بیشتر عاشقت می شم .

آلیس : .....

باب : به نظرت این شناخت کافی نیست تا ازت تقاضای ازدواج کنم ؟

آلیس : ...

باب : این روال طبیعی رابطه ست . شناخت - علاقه - ازدواج ، نظرت چیه آلیس ؟

آلیس : عزیزم ، رابطه ی ما در سه تفسیر منتهی به جدایی هست .


- بدلیل وجود متغیر های پنهان تو منو خوب نمی شناسی .

- آنچه از آلیس می بینی ، آلیس نیست در واقع دانش تو از منه ، و شناخت الزاما به علاقه و علاقه الزاما به ازدواج ختم نمی شه و بین این سه رابطه ی تعیین گرا و علّی وجود نداره .

- جهان های متعدد بسیاری وجود داره و این بچگانه س فکر کنیم قراره در همه‌ی این جهان ها بهم برسیم .»



📌@higgs_field

📌The Black hole information loss problem is unsolved because it is unsolvable.

Sabine hossenfelder (2020)


Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5304

Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5314

Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5331

‌‌

📌مغز 🧠 brain ، برای صرفه جویی انرژی و افزایش بهره‌وری انرژی energy-efficient ، دریافت ها و مشاهدات خود را پیش بینی می کند .
قسمت نخست

🔺نتایج مطالعاتی شبکه‌های عصبی ، از این ایده حمایت می‌کند که مغزها «ماشین‌های پیش‌بینی prediction machines » هستند – و مهم این که ، این ماشین ها برای حفظ انرژی به این روش کار می‌کنند.‌‌

اینکه چگونه مغز ما، توده‌ای سه پوندی از بافت محصور در یک جمجمه استخوانی، ادراکاتی را از روی احساسات و سهیدن ایجاد می‌کند، یک راز دیرینه است.


شواهد فراوان و دهه‌ها تحقیق مستمر نشان می‌دهد که مغز نمی‌تواند به سادگی اطلاعات حسی را جمع‌آوری کند، انگار که یک پازل را برای درک محیط اطراف خود جمع می‌کند.

این واقعیت که مغز می تواند صحنه ای را که به شکل نور به چشم ما وارد شده را به عنوان واقعیت در خود بازسازی کند ، تایید کننده همین امر است ، حتی زمانی که اطلاعات دریافتی پر از نویز و مبهم باشد. بر همین اساس، بسیاری از نوروساینتیست ها به مغز به‌عنوان یک «ماشین پیش‌بینی» نگاه می‌کنند.

از طریق پروسه‌ی پیش بینی، مغز از دانش قبلی خود از جهان برای استنتاج یا ایجاد فرضیه در مورد علل اطلاعات حسی دریافتی استفاده می کند.
این فرضیه ها - و نه دریافت های حسی - باعث ایجاد ادراک ذهنی به واسطه ی چشم ما می شوند. هر چه دریافت مبهم تر باشد، اتکا به دانش قبلی بیشتر است.
فلوریس دی لانگ نوروساینتیست در آزمایشگاه Predictive Brain در دانشگاه رادبود هلند می گوید: «زیبایی چارچوب پروسه‌ی پیش بینی [این است] که ظرفیت واقعاً بزرگی دارد - گاهی منتقدان ممکن است بگویند این ظرفیت برای توضیح پدیده های مختلفی به گستردگی گیتی ، بیش از بزرگ است .


با این حال، شواهد فزاینده نوروساینتیفیک برای این ایده عمدتاً غیرمستقیم و ضمنی بوده و راه برای توضیحات جایگزین باز است.

تیم کیتزمن از دانشگاه رادبود، که تحقیقاتش در حوزه بین رشته‌ای یادگیری ماشین و نوروساینس است، گفت: «اگر به علوم اعصاب شناختی Cognitive neuroscience و neuro-imaging در انسان نگاه کنید، شواهد زیادی وجود دارد - اما شواهد فوق ضمنی و غیرمستقیم است .
بنابراین محققان برای درک و آزمایش ایده مغز پیش‌بینی‌کننده predictive brain 🧠 به مدل‌های محاسباتی روی می‌آورند.

عصب‌شناسان محاسباتی Computational Neuroscientist شبکه‌های عصبی مصنوعی با طرح‌هایی الهام گرفته از رفتار نورون‌های بیولوژیکی ساخته‌اند که یاد می‌گیرند درباره اطلاعات دریافتی پیش‌بینی کنند.
این مدل‌ها توانایی‌های شگفتی را نشان می‌دهند که به نظر می‌رسد شبیه به مغزهای واقعی است.

برخی از آزمایش‌ها با این مدل‌ها حتی نشانه هایی از این نظریه که مغزها به عنوان ماشین‌های پیش‌بینی تکامل می‌یابند تا محدودیت‌های انرژی را برآورده کنند ، را آشکار می سازند .
و با رشد کمّی مدل‌های محاسباتی، دانشمندان علوم نوروساینس که روی حیوانات زنده مطالعه می‌کنند نیز متقاعد می‌شوند که مغزها یاد می‌گیرند که علائم دریافتی حسی را از ورودی ها ، استنباط کنند.
در حالی که جزئیات دقیق از چگونگی انجام این فرآیند توسط مغز مبهم باقی می ماند .



✓ تصویر - وقتی تصویری مبهم (چند پهلو) به ما ارائه می شود، آنچه درک می کنیم می تواند به زمینه ذهنی ما بستگی داشته باشد. برخی از دانشمندان علوم اعصاب این را به عنوان مدرکی می دانند که مغز ادراکات خود را از بالا به پایین با استفاده از پیش بینی هایی در مورد آنچه که انتظار دارد ، جمع آوری می کند.
اولیویا فیلدز برای مجله Quanta‌‌-magazine


📌
@higgs_field


‌‌

📌Light by Light Scattering

🔺همکاری ATLAS مشاهده پراکندگی نور توسط نور را با دقتی فراتر از هشت انحراف از استاندارد گزارش کرده است.


یک رویداد در موسسه ATLAS با محصور کردن انرژی دو فوتون در کالریمتر الکترومغناطیسی (سبز) در طرفین مخالف و بدون هیچ کنش دیگری در آشکارساز، نشانه ای واضح از پراکندگی نور توسط نور نشان داد .
نمودار فاینمن این فرآیند نیز نشان داده شده است (تصویر: CERN)

پراکندگی نور توسط نور پدیده ای بسیار نادر است که در آن دو فوتون - ذرات نور - برهم کنش می کنند و یک جفت فوتون دیگر تولید می کنند. این فرآیند یکی از اولین پیش‌بینی‌های الکترودینامیک کوانتومی (QED)، نظریه کوانتومی الکترومغناطیس بود و توسط نظریه‌های فیزیک کلاسیک (مانند نظریه الکترودینامیک ماکسول) پشتیبانی نمیشود .
شواهد مستقیم برای پراکندگی نور توسط نور در انرژی بالا برای دهه‌ها مبهم باقی مانده بود، تا اینکه برخورد دهنده بزرگ هادرون (LHC) دومین دوره داده‌گیری خود را آغاز کرد (دوره دوم). برخورد یون های سرب در LHC یک محیط تمیز منحصر به فرد را برای مطالعه پراکندگی نور به نور Light by Light Scattering فراهم می کند. دسته‌هایی از یون‌های سرب که با انرژی بسیار بالایی شتاب می‌گیرند توسط شاره ی عظیمی از فوتون‌ها احاطه و محصور شده‌اند. هنگامی که دو یون سرب از نزدیک یکدیگر در مرکز آشکارساز ATLAS عبور می کنند، اما در فاصله ای بیشتر از دو برابر شعاع یون سرب، آن فوتون ها می توانند بدون هیچ گونه برهمکنشی با یون های سرب ، با یکدیگر (فوتونها) برهم کنش داشته باشند و از یکدیگر پراکنده شوند. دسترسی به نیروی قوی (بسیار قوی تر) به شعاع یک پروتون محدود می شود. این فعل و انفعالات به عنوان برخوردهای فوق محیطی شناخته می شوند.
نخستین بار در سال 2018 در کنفرانس Rencontres de Moriond (La Thuile، ایتالیا)، collaboration of ATLAS مشاهده پراکندگی نور به نور را با اهمیت 8.2 انحراف استاندارد گزارش کرد. نتیجه از داده‌های جدیدترین اجرای یون سنگین LHC استفاده می‌کند که در نوامبر 2018 انجام شد. این اندازه‌گیری جدید دری را برای مطالعه بیشتر فرآیند پراکندگی نور به نور باز می‌کند، که نه تنها به خودی خود جالب است. تجلی یک پدیده QED بسیار نادر، و همچنین احتمال آشکار سازی شرکت ذرات فراتر از مدل استاندارد در این فرآیند وجود دارد که راه را برای نسل جدیدی از جستجوهای فرضیه های جدیدی برای نور و ذرات خنثی هموار می کند‌‌ .


✓ همچنین بخوانید
https://t.me/higgs_field/5381

📌
@higgs_field




🔺Einstein relaxing in his backyard (1932).


📌
@higgs_field


This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔺The surface of Mars as seen by Curiosity Rover with the sound of the Martian winds captured by InSight lander.

✓ سطح مریخ توسط مریخ نورد کنجکاوی Curiosity با صدای بادهای مریخی که توسط کاوشگر InSight گرفته شده است.

Credit: NASA​/​JPL-Caltech​/​MSSS‌‌

📌
@higgs_field