کوانتوم مکانیک🕊
〰 🔺الکترونها اجزای فوقالعاده مهم جهان ما هستند، زیرا تقریباً 10⁸⁰ اتم دارای الکترون در جهان قابل مشاهده ما وجود دارد. الکترون ها برای مونتاژ اتمها، مولکولها، انسانها، سیارات و غیره ، مورد نیاز هستند و در دنیای ما برای همه چیز از آهنربا گرفته تا کامپیوتر…
〰
• هاوکینگ یکبار گفته اینکه علت وجود انرژی در مهبانگ ، علت خود رخداد مهبانگ ، رخداد های پیش از مهبانگ و دیگر پرسش های ژرف اما بلاموضوع را بپرسیم مانند این است که به دنبال جنوبِ قطب جنوب باشیم .
• یکبار گفتم با توجه به گستردگی عالم و ضعف های ادراکی ما ، شاید بتوان انسان خود پسند را با جلبک کف جوی مقایسه کرد که البته چنین مقایسه ای ایرادات و اشکالات فراوان دارد اما پیامش را می رساند که انسان فعلا درگیر لیمیت های گوناگون است .
• شاید کمی وسواسی بنظر برسد اما شدیدا کوچکترین لغزش در پروتکل های مطالعاتی و استدلالی و تحلیل داده ها کل زحمت چند ساله آزمایشگاهی را از بین می برد . سوگیری در ساینس جز هدر رفت وقت ، انرژی و منابع حاصل دیگری ندارد .
• به همین ترتیب به مرور اخلاق علمی در وجود اشخاص ایجاد می گردد . اولین آن اصل تناسب شواهد و ادعا یا فرض است .
برای مثال تنها به صرف استدلال نمی توان مدعی تئوری علمی طرح کرد بلکه شواهد تجربی نیاز است .
📌@higgs_field
〰
• هاوکینگ یکبار گفته اینکه علت وجود انرژی در مهبانگ ، علت خود رخداد مهبانگ ، رخداد های پیش از مهبانگ و دیگر پرسش های ژرف اما بلاموضوع را بپرسیم مانند این است که به دنبال جنوبِ قطب جنوب باشیم .
• یکبار گفتم با توجه به گستردگی عالم و ضعف های ادراکی ما ، شاید بتوان انسان خود پسند را با جلبک کف جوی مقایسه کرد که البته چنین مقایسه ای ایرادات و اشکالات فراوان دارد اما پیامش را می رساند که انسان فعلا درگیر لیمیت های گوناگون است .
• شاید کمی وسواسی بنظر برسد اما شدیدا کوچکترین لغزش در پروتکل های مطالعاتی و استدلالی و تحلیل داده ها کل زحمت چند ساله آزمایشگاهی را از بین می برد . سوگیری در ساینس جز هدر رفت وقت ، انرژی و منابع حاصل دیگری ندارد .
• به همین ترتیب به مرور اخلاق علمی در وجود اشخاص ایجاد می گردد . اولین آن اصل تناسب شواهد و ادعا یا فرض است .
برای مثال تنها به صرف استدلال نمی توان مدعی تئوری علمی طرح کرد بلکه شواهد تجربی نیاز است .
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
📌What Goes On in a Proton? Quark Math Still Conflicts With Experiments.
CHARLIE WOOD
Two ways of approximating the ultra-complicated math that governs quark particles have recently come into conflict, leaving physicists unsure what their decades-old theory predicts.
proton consists of three quarks bound together by a field of gluons. These components were simulated using an approach called lattice QCD.
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5366
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5382
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5405
〰
📌What Goes On in a Proton? Quark Math Still Conflicts With Experiments.
CHARLIE WOOD
Two ways of approximating the ultra-complicated math that governs quark particles have recently come into conflict, leaving physicists unsure what their decades-old theory predicts.
proton consists of three quarks bound together by a field of gluons. These components were simulated using an approach called lattice QCD.
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5366
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5382
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5405
〰
📌در پروتون چه می گذرد؟ ریاضی کوارک هنوز با آزمایش ها در تضاد است.
قسمت نخست
دو روش برای تقریب ریاضی بسیار پیچیده که بر ذرات کوارک حاکم است اخیراً با هم تضاد پیدا کرده اند و فیزیکدانان را مطمئن نیستند که تئوری چند ده ساله آنها چه پیش بینی می کند.
توسط چارلی وود
یک پروتون از سه کوارک تشکیل شده است که توسط میدانی از گلوئون ها به هم متصل شده اند. این مؤلفهها با استفاده از رویکردی به نام شبکه QCD شبیهسازی شدند.
درک Leinweber، CSSM، دانشگاه آدلاید
اجسام از اتم ها ساخته شده اند و اتم ها نیز مجموع اجزای کوچکتر هستند که عبارتند از الکترون ها، پروتون ها و نوترون ها. اجسام از اتم ها ساخته شده اند و اتم ها نیز مجموع اجزای خودشان هستند - الکترون ها، پروتون ها و نوترون ها.
با این حال، اگر در یکی از آن پروتون یا نوترون های مذکور شیرجه بزنید و همه چیز عجیب و غریب می شود. سه ذره به نام کوارک با سرعتی تقریباً نزدیک به سرعت نور ، توسط رشته های به هم پیوسته ای از ذرات به نام گلوئون به عقب و جلو حرکت می کنند .به طور عجیبی، جرم پروتون باید به نحوی از انرژی رشته های گلوئونی کششی ناشی شود، زیرا کوارک ها وزن بسیار کمی دارند و گلوئون ها اصلاً هیچ جرمی ندارند. (مدل استاندارد را چک کنید)
فیزیکدانان این تصویر کوارک-گلوئون عجیب و غریب را در دهه 1960 کشف کردند و آن را با معادله ای در دهه 70 تطبیق دادند و نظریه کرومودینامیک کوانتومی (QCD) را ایجاد کردند. مشکل این است که اگرچه این نظریه دقیق به نظر می رسد، اما از نظر ریاضی فوق العاده پیچیده است. در مواجهه با مسائلی مانند محاسبه چگونگی تولید پروتون حجیم توسط سه کوارک، QCD به سادگی نمی تواند پاسخی معناداری برای میزان جرم پروتون ، ارائه کند.
مارک لنکستر، فیزیکدان ذرات مستقر در دانشگاه منچستر در بریتانیا، می گوید: «این وسوسه انگیز و خسته کننده است. ما کاملاً می دانیم که کوارک ها و گلوئون ها با یکدیگر تعامل دارند، اما نمی توانیم نتیجه را محاسبه کنیم.»
یک جایزه ریاضی میلیون دلاری در انتظار هر کسی است که بتواند نوع معادله مورد استفاده در QCD را حل کند تا نشان دهد که چگونه موجودات عظیمی مانند پروتون ها تشکیل می شوند. بدون چنین راه حلی، فیزیکدانان ذرات راه حل های دشواری را ایجاد کرده اند که پاسخ های تقریبی را ارائه می دهند. برخی کنش کوارکی را به صورت تجربی در برخورد دهنده های ذرات استنباط می کنند، در حالی که برخی دیگر از قوی ترین ابررایانه های جهان استفاده می کنند. اما این تکنیکهای تقریب اخیراً با هم تضاد پیدا کردهاند و باعث میشود فیزیکدانان مطمئن نباشند که نظریه آنها دقیقاً چه چیزی را پیشبینی میکند و بنابراین کمتر قادر به تفسیر نشانههای ذرات یا وجود اثرات پیشبینی نشده جدید هستند.
برای درک اینکه چه چیزی باعث میشود کوارکها و گلوئونها به چنین معماهای ریاضیاتی تبدیل شوند، الکترون با رفتار قابل فهم را در نظر بگیرید. به عنوان مثال، یک الکترون کم انرژی می تواند برای مدت کوتاهی فوتون را ساطع کرده و سپس جذب کند.
در طول عمر کوتاه فوتون تابش شده توسط الکترون مذکور ، این فوتون میتواند به یک جفت ذره ماده - پاد ماده تقسیم شود، که هر یک میتوانند تا بی نهایت درگیر چنین دومینویی شوند .هنگامی که هر رویداد منحصر بفردی به سرعت به پایان می رسد، مکانیک کوانتومی اجازه می دهد تا آشفتگی بهم پیوسته ای از کنش های "مجازی virtual " تا بی نهایت ادامه یابد.
در دهه 1940، پس از چالشی قابل توجه، فیزیکدانان قوانین ریاضی را ایجاد کردند که می توانست این ویژگی عجیب و غریب طبیعت را در خود جای دهد. ( مدیون فاینمن و دیگرانیم ) مطالعه یک الکترون شامل تجزیه به ذرات مجازی آن به مجموعه ای از رویدادهای احتمالی بود که هر کدام مربوط به یک دیاگرام معروف به نمودار فاینمن و یک معادله منطبق است .
📌@higgs_field
〰
قسمت نخست
دو روش برای تقریب ریاضی بسیار پیچیده که بر ذرات کوارک حاکم است اخیراً با هم تضاد پیدا کرده اند و فیزیکدانان را مطمئن نیستند که تئوری چند ده ساله آنها چه پیش بینی می کند.
توسط چارلی وود
یک پروتون از سه کوارک تشکیل شده است که توسط میدانی از گلوئون ها به هم متصل شده اند. این مؤلفهها با استفاده از رویکردی به نام شبکه QCD شبیهسازی شدند.
درک Leinweber، CSSM، دانشگاه آدلاید
اجسام از اتم ها ساخته شده اند و اتم ها نیز مجموع اجزای کوچکتر هستند که عبارتند از الکترون ها، پروتون ها و نوترون ها. اجسام از اتم ها ساخته شده اند و اتم ها نیز مجموع اجزای خودشان هستند - الکترون ها، پروتون ها و نوترون ها.
با این حال، اگر در یکی از آن پروتون یا نوترون های مذکور شیرجه بزنید و همه چیز عجیب و غریب می شود. سه ذره به نام کوارک با سرعتی تقریباً نزدیک به سرعت نور ، توسط رشته های به هم پیوسته ای از ذرات به نام گلوئون به عقب و جلو حرکت می کنند .به طور عجیبی، جرم پروتون باید به نحوی از انرژی رشته های گلوئونی کششی ناشی شود، زیرا کوارک ها وزن بسیار کمی دارند و گلوئون ها اصلاً هیچ جرمی ندارند. (مدل استاندارد را چک کنید)
فیزیکدانان این تصویر کوارک-گلوئون عجیب و غریب را در دهه 1960 کشف کردند و آن را با معادله ای در دهه 70 تطبیق دادند و نظریه کرومودینامیک کوانتومی (QCD) را ایجاد کردند. مشکل این است که اگرچه این نظریه دقیق به نظر می رسد، اما از نظر ریاضی فوق العاده پیچیده است. در مواجهه با مسائلی مانند محاسبه چگونگی تولید پروتون حجیم توسط سه کوارک، QCD به سادگی نمی تواند پاسخی معناداری برای میزان جرم پروتون ، ارائه کند.
مارک لنکستر، فیزیکدان ذرات مستقر در دانشگاه منچستر در بریتانیا، می گوید: «این وسوسه انگیز و خسته کننده است. ما کاملاً می دانیم که کوارک ها و گلوئون ها با یکدیگر تعامل دارند، اما نمی توانیم نتیجه را محاسبه کنیم.»
یک جایزه ریاضی میلیون دلاری در انتظار هر کسی است که بتواند نوع معادله مورد استفاده در QCD را حل کند تا نشان دهد که چگونه موجودات عظیمی مانند پروتون ها تشکیل می شوند. بدون چنین راه حلی، فیزیکدانان ذرات راه حل های دشواری را ایجاد کرده اند که پاسخ های تقریبی را ارائه می دهند. برخی کنش کوارکی را به صورت تجربی در برخورد دهنده های ذرات استنباط می کنند، در حالی که برخی دیگر از قوی ترین ابررایانه های جهان استفاده می کنند. اما این تکنیکهای تقریب اخیراً با هم تضاد پیدا کردهاند و باعث میشود فیزیکدانان مطمئن نباشند که نظریه آنها دقیقاً چه چیزی را پیشبینی میکند و بنابراین کمتر قادر به تفسیر نشانههای ذرات یا وجود اثرات پیشبینی نشده جدید هستند.
برای درک اینکه چه چیزی باعث میشود کوارکها و گلوئونها به چنین معماهای ریاضیاتی تبدیل شوند، الکترون با رفتار قابل فهم را در نظر بگیرید. به عنوان مثال، یک الکترون کم انرژی می تواند برای مدت کوتاهی فوتون را ساطع کرده و سپس جذب کند.
در طول عمر کوتاه فوتون تابش شده توسط الکترون مذکور ، این فوتون میتواند به یک جفت ذره ماده - پاد ماده تقسیم شود، که هر یک میتوانند تا بی نهایت درگیر چنین دومینویی شوند .هنگامی که هر رویداد منحصر بفردی به سرعت به پایان می رسد، مکانیک کوانتومی اجازه می دهد تا آشفتگی بهم پیوسته ای از کنش های "مجازی virtual " تا بی نهایت ادامه یابد.
در دهه 1940، پس از چالشی قابل توجه، فیزیکدانان قوانین ریاضی را ایجاد کردند که می توانست این ویژگی عجیب و غریب طبیعت را در خود جای دهد. ( مدیون فاینمن و دیگرانیم ) مطالعه یک الکترون شامل تجزیه به ذرات مجازی آن به مجموعه ای از رویدادهای احتمالی بود که هر کدام مربوط به یک دیاگرام معروف به نمودار فاینمن و یک معادله منطبق است .
📌@higgs_field
〰
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺 یلدا نزدیکه ، بساط شادی را فراهم کنید .
اگر ویدئویی در گرامی-داشت شادی داشتید ، می تونید با هموندان کانال اشتراک بگذارید .
☘پیشاپیش یلدا پر مهر🌹
〰
🔺 یلدا نزدیکه ، بساط شادی را فراهم کنید .
اگر ویدئویی در گرامی-داشت شادی داشتید ، می تونید با هموندان کانال اشتراک بگذارید .
☘پیشاپیش یلدا پر مهر🌹
〰
〰
🔺ریاضیات و فیزیک هستند که به تنهایی بار توضیح گیتی و پدیده هایش را بر دوش می کشند . هندسه ی کهکشانی در فضا زمان با مارپیچ فیبوناچی توصیف میشود .
✓ Fibonacci Spiral
📌@higgs_field
〰
🔺ریاضیات و فیزیک هستند که به تنهایی بار توضیح گیتی و پدیده هایش را بر دوش می کشند . هندسه ی کهکشانی در فضا زمان با مارپیچ فیبوناچی توصیف میشود .
✓ Fibonacci Spiral
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺An incredible coronal mass ejection from the Sun with Earth for scale.
✓ پرتاب جرم باور نکردنی تاج خورشیدی در کنار مقیاس زمین .
تصویر: NASA / SDO
« اثر چین خوردگی فضا زمان بوضوح قابل مشاهده است»
📌@higgs_field
〰
🔺An incredible coronal mass ejection from the Sun with Earth for scale.
✓ پرتاب جرم باور نکردنی تاج خورشیدی در کنار مقیاس زمین .
تصویر: NASA / SDO
« اثر چین خوردگی فضا زمان بوضوح قابل مشاهده است»
📌@higgs_field
〰
🔥1
〰
📌سخنرانی هاوکینگ HAWKING Lecture :
قسمت چهارم
بنابراین من یک استدلال متفاوت ارائه خواهم کرد تا نشان دهم که جهان به اندازه کافی حاوی ماده است تا مخروط نور گذشتهی ما را متمرکز focus کند. استدلال من بر اساس طیف تابش زمینه مایکروویو CMB مبنی بر کاراکتریزه کردن تابشی که در تعادل حرارتی با ماده در دمای یکسانی بوده است . برای رسیدن به چنین تعادلی لازم است که تابش بارها توسط ماده پراکنده شود. به عنوان مثال، نوری که از خورشید دریافت می کنیم دارای یک طیف حرارتی کاراکتریزه شده است. دلیلش این نیست که واکنشهای هستهای که در مرکز خورشید انجام میشوند، تشعشعاتی با طیف حرارتی تولید میکنند. بلکه به دلیلش این است که تابش توسط ماده در مسیر خود در مرکز خورشید #پراکنده می شود .
در مورد جهان، این واقعیت که تابش پس زمینه مایکروویو دقیقاً چنین طیف حرارتی دارد نشان می دهد که باید بارها پراکنده شده باشد. بنابراین جهان باید حاوی ماده کافی باشد تا از هر جهتی که نگاه می کنیم به تیرگی opacity بگراید، زیرا پس زمینه مایکروویو از هر جهتی که نگاه می کنیم یکسان است. علاوه بر این، این تیره شدن opacity باید خیلی دور از ما رخ دهد، زیرا ما میتوانیم کهکشانها و اختروشها را در فواصل دور ببینیم. بنابراین باید مقدار زیادی ماده در فاصله زیادی از ما وجود داشته باشد. بیشترین تاریک شدن روی یک باند موج گسترده، برای یک چگالی معین، از هیدروژن یونیزه شده حاصل می شود. سپس نتیجه می شود که اگر ماده کافی برای تاریک کردن جهان وجود داشته باشد، ماده به اندازه کافی برای تمرکز مخروط نور گذشته ما نیز وجود دارد. سپس می توان قضیه پنروز و من (هاوکینگ) را به کار برد تا نشان دهد که زمان باید آغازی داشته باشد.
تمرکز مخروط نوری گذشته ما حاکی از آن است که اگر نظریه نسبیت عام درست باشد، زمان باید آغازی داشته باشد. اما ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا نسبیت عام واقعاً درست است؟
مطمئناً با تمام آزمایش های مشاهده ای که انجام شده است موافق است. با این حال، این نسبیت عام را فقط در فواصل نسبتاً بزرگ آزمایش می کنند. می دانیم که نسبیت عام نمی تواند در فواصل بسیار کوچک کاملاً صحیح باشد، زیرا یک نظریه کلاسیک است. (نسبیت تئوری کوانتومی نیست و هنوز بین نظریه کوانتوم و نسبیت آشتی وجود ندارد)
این به این معنی است که اصل عدم قطعیت مکانیک کوانتومی را در نظر نمیگیرد، که میگوید یک جسم نمیتواند هم موقعیت مشخص و هم سرعت مشخصی داشته باشد: هر چه کسی موقعیت را دقیقتر اندازهگیری کند، دقت کمتری دارد. می تواند سرعت را اندازه گیری کند و بالعکس.
بنابراین، برای درک مرحله با چگالی بسیار بالا، زمانی که جهان بسیار کوچک بود، نیاز به یک نظریه کوانتومی گرانش است که نسبیت عام را با اصل عدم قطعیت ترکیب کند.
بسیاری از دانشمندان امیدوار بودند که اثرات کوانتومی به نحوی تکینگی با چگالی بی نهایت را توضیح دهد و به جهان اجازه جهش دهد و به مرحله انقباض قبلی بازگردد.
این بیشتر شبیه ایده قبلی است که کهکشان ها از یکدیگر دور می شوند ، اما جهش در چگالی بسیار بالاتر رخ می دهد. با این حال، من (هاوکینگ) فکر می کنم که این چیزی نیست که اتفاق می افتد:
اثرات کوانتومی تکینگی را حذف نمیکنند و اجازه میدهند زمان به طور نامتناهی به عقب ادامه یابد. اما به نظر میرسد که اثرات کوانتومی میتوانند قابل اعتراضترین ویژگی، یعنی تکینگیها در نسبیت عام کلاسیک را حذف کنند.
این به این دلیل است که نظریه کلاسیک نسبیت عام GR ، امکان محاسبه تکینگی را بما نمی دهد ، زیرا همه قوانین فیزیک در آنجا شکسته میشوند. (همانطور که میدانید تکینگی بد رفتار است و محاسبات ریاضی در تکینگی به بن بست می خورد مانند تقسیم یک بر بی نهایت
1÷ ♾
یک مثال از تکینگی است)
این بدان معناست که علم نمی تواند پیش بینی کند که جهان چگونه آغاز شده است.
در عوض، باید به فاکتور خارج از کیهان مراجعه کرد. شاید به همین دلیل بود که بسیاری از رهبران مذهبی آماده پذیرش بیگ بنگ و قضایای تکینگی بودند.
به نظر می رسد که نظریه کوانتومی، از سوی دیگر، می تواند چگونگی آغاز جهان را پیش بینی کند. نظریه کوانتومی ایده جدیدی را معرفی می کند با نام ایده زمان موهومی ، زمان موهومی imaginary ممکن است مانند داستان علمی تخیلی به نظر برسد، و توسط دکتر هو آورده شده است. اما با این وجود، این یک مفهوم علمی اصیل است. می توان آن را به شکل زیر تصویر کرد. می توان زمان معمولی، واقعی را به عنوان یک خط افقی در نظر گرفت. در سمت چپ، یکی گذشته است و در سمت راست، آینده. اما نوع دیگری از زمان در جهت عمودی وجود دارد. ( لطفا به بخش Complex numbers در کانال مراجعه کنید)
📌@higgs_field
〰
📌سخنرانی هاوکینگ HAWKING Lecture :
قسمت چهارم
بنابراین من یک استدلال متفاوت ارائه خواهم کرد تا نشان دهم که جهان به اندازه کافی حاوی ماده است تا مخروط نور گذشتهی ما را متمرکز focus کند. استدلال من بر اساس طیف تابش زمینه مایکروویو CMB مبنی بر کاراکتریزه کردن تابشی که در تعادل حرارتی با ماده در دمای یکسانی بوده است . برای رسیدن به چنین تعادلی لازم است که تابش بارها توسط ماده پراکنده شود. به عنوان مثال، نوری که از خورشید دریافت می کنیم دارای یک طیف حرارتی کاراکتریزه شده است. دلیلش این نیست که واکنشهای هستهای که در مرکز خورشید انجام میشوند، تشعشعاتی با طیف حرارتی تولید میکنند. بلکه به دلیلش این است که تابش توسط ماده در مسیر خود در مرکز خورشید #پراکنده می شود .
در مورد جهان، این واقعیت که تابش پس زمینه مایکروویو دقیقاً چنین طیف حرارتی دارد نشان می دهد که باید بارها پراکنده شده باشد. بنابراین جهان باید حاوی ماده کافی باشد تا از هر جهتی که نگاه می کنیم به تیرگی opacity بگراید، زیرا پس زمینه مایکروویو از هر جهتی که نگاه می کنیم یکسان است. علاوه بر این، این تیره شدن opacity باید خیلی دور از ما رخ دهد، زیرا ما میتوانیم کهکشانها و اختروشها را در فواصل دور ببینیم. بنابراین باید مقدار زیادی ماده در فاصله زیادی از ما وجود داشته باشد. بیشترین تاریک شدن روی یک باند موج گسترده، برای یک چگالی معین، از هیدروژن یونیزه شده حاصل می شود. سپس نتیجه می شود که اگر ماده کافی برای تاریک کردن جهان وجود داشته باشد، ماده به اندازه کافی برای تمرکز مخروط نور گذشته ما نیز وجود دارد. سپس می توان قضیه پنروز و من (هاوکینگ) را به کار برد تا نشان دهد که زمان باید آغازی داشته باشد.
تمرکز مخروط نوری گذشته ما حاکی از آن است که اگر نظریه نسبیت عام درست باشد، زمان باید آغازی داشته باشد. اما ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا نسبیت عام واقعاً درست است؟
مطمئناً با تمام آزمایش های مشاهده ای که انجام شده است موافق است. با این حال، این نسبیت عام را فقط در فواصل نسبتاً بزرگ آزمایش می کنند. می دانیم که نسبیت عام نمی تواند در فواصل بسیار کوچک کاملاً صحیح باشد، زیرا یک نظریه کلاسیک است. (نسبیت تئوری کوانتومی نیست و هنوز بین نظریه کوانتوم و نسبیت آشتی وجود ندارد)
این به این معنی است که اصل عدم قطعیت مکانیک کوانتومی را در نظر نمیگیرد، که میگوید یک جسم نمیتواند هم موقعیت مشخص و هم سرعت مشخصی داشته باشد: هر چه کسی موقعیت را دقیقتر اندازهگیری کند، دقت کمتری دارد. می تواند سرعت را اندازه گیری کند و بالعکس.
بنابراین، برای درک مرحله با چگالی بسیار بالا، زمانی که جهان بسیار کوچک بود، نیاز به یک نظریه کوانتومی گرانش است که نسبیت عام را با اصل عدم قطعیت ترکیب کند.
بسیاری از دانشمندان امیدوار بودند که اثرات کوانتومی به نحوی تکینگی با چگالی بی نهایت را توضیح دهد و به جهان اجازه جهش دهد و به مرحله انقباض قبلی بازگردد.
این بیشتر شبیه ایده قبلی است که کهکشان ها از یکدیگر دور می شوند ، اما جهش در چگالی بسیار بالاتر رخ می دهد. با این حال، من (هاوکینگ) فکر می کنم که این چیزی نیست که اتفاق می افتد:
اثرات کوانتومی تکینگی را حذف نمیکنند و اجازه میدهند زمان به طور نامتناهی به عقب ادامه یابد. اما به نظر میرسد که اثرات کوانتومی میتوانند قابل اعتراضترین ویژگی، یعنی تکینگیها در نسبیت عام کلاسیک را حذف کنند.
این به این دلیل است که نظریه کلاسیک نسبیت عام GR ، امکان محاسبه تکینگی را بما نمی دهد ، زیرا همه قوانین فیزیک در آنجا شکسته میشوند. (همانطور که میدانید تکینگی بد رفتار است و محاسبات ریاضی در تکینگی به بن بست می خورد مانند تقسیم یک بر بی نهایت
1÷ ♾
یک مثال از تکینگی است)
این بدان معناست که علم نمی تواند پیش بینی کند که جهان چگونه آغاز شده است.
در عوض، باید به فاکتور خارج از کیهان مراجعه کرد. شاید به همین دلیل بود که بسیاری از رهبران مذهبی آماده پذیرش بیگ بنگ و قضایای تکینگی بودند.
به نظر می رسد که نظریه کوانتومی، از سوی دیگر، می تواند چگونگی آغاز جهان را پیش بینی کند. نظریه کوانتومی ایده جدیدی را معرفی می کند با نام ایده زمان موهومی ، زمان موهومی imaginary ممکن است مانند داستان علمی تخیلی به نظر برسد، و توسط دکتر هو آورده شده است. اما با این وجود، این یک مفهوم علمی اصیل است. می توان آن را به شکل زیر تصویر کرد. می توان زمان معمولی، واقعی را به عنوان یک خط افقی در نظر گرفت. در سمت چپ، یکی گذشته است و در سمت راست، آینده. اما نوع دیگری از زمان در جهت عمودی وجود دارد. ( لطفا به بخش Complex numbers در کانال مراجعه کنید)
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
〰
📌 Hawking Lecture :
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5306
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5319
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5342
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5372
Chapter ⁵
https://t.me/higgs_field/5393
Chapter ⁶ & final
https://t.me/higgs_field/5417
📌 Hawking Lecture :
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5306
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5319
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5342
Chapter ⁴
https://t.me/higgs_field/5372
Chapter ⁵
https://t.me/higgs_field/5393
Chapter ⁶ & final
https://t.me/higgs_field/5417
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
📌 black hole hum
🔺 وقتی سیاهچاله ها با هم ادغام می شوند، امواج گرانشی در فضا-زمان حرکت می کنند - و در بهترین حالت وارد شبکه آشکارسازهای زمینی می شوند. شبیه سازی ادغام سیاهچاله ای و گسیل امواج گرانشی در فضا زمان
📌@higgs_field
〰
📌 black hole hum
🔺 وقتی سیاهچاله ها با هم ادغام می شوند، امواج گرانشی در فضا-زمان حرکت می کنند - و در بهترین حالت وارد شبکه آشکارسازهای زمینی می شوند. شبیه سازی ادغام سیاهچاله ای و گسیل امواج گرانشی در فضا زمان
📌@higgs_field
〰
Nasini El Donya
Ragheb Alama
بِفرِست بَرای عِشق ابَدیت❤️🔥
من تو را در چشمانم قرار دادم
و این دنیا شاهد عشق من است
من در کنار توام و دوستت دارم
نمی توانم روزی تو را فراموش کنم عزیزم
آرزو دارم که عمرم طولانی باشد
تاتتوانم انم تا ابد دوستت داشته باشم
دزیرا من سالهاست که خواب در کنار تو بودن را می بینم .
📌@higgs_field
〰
من تو را در چشمانم قرار دادم
و این دنیا شاهد عشق من است
من در کنار توام و دوستت دارم
نمی توانم روزی تو را فراموش کنم عزیزم
آرزو دارم که عمرم طولانی باشد
تاتتوانم انم تا ابد دوستت داشته باشم
دزیرا من سالهاست که خواب در کنار تو بودن را می بینم .
📌@higgs_field
〰
〰
مجله تایم خانم Katalin Kariko، اقای Drew Weissman، اقای Barney Graham و خانم Kizzmekia Corbett رو به خاطر ابداع پلتفرم انقلابی برای ساخت واکسنهای mRNA، قهرمانان سال اعلام کرد.
🔎 Time.com
📌@higgs_field
〰
مجله تایم خانم Katalin Kariko، اقای Drew Weissman، اقای Barney Graham و خانم Kizzmekia Corbett رو به خاطر ابداع پلتفرم انقلابی برای ساخت واکسنهای mRNA، قهرمانان سال اعلام کرد.
🔎 Time.com
📌@higgs_field
〰
کوانتوم مکانیک🕊
〰 📌#چالش اختصاصی کوانتوم مکانیک 🔺حتما همگی دود کش های کشتی های بزرگ و نیروگاه ها و یا هتا کابل های فولادی نگه دارنده پل های معلق را دیده اید . کوچکترین نسیمی میتواند این سازه ها را وارد فاز رزونانس یا تشدید کرده و از هم بپاشد . راه حل چیست ؟ « هم مکانیسم…
〰
🔺 معادله ناویر استوکس است که سیالات و گازها را توصیف می کند. v سرعت سیال، rho چگالی، p فشار، و f مقداری نیروی خارجی (معمولاً گرانش) است.
📌@higgs_field
〰
🔺 معادله ناویر استوکس است که سیالات و گازها را توصیف می کند. v سرعت سیال، rho چگالی، p فشار، و f مقداری نیروی خارجی (معمولاً گرانش) است.
📌@higgs_field
〰
〰
📌فیزیک - توصیفی ناقص از پدیده ای به گستردگی گیتی .
🔺 « شبی که بحث مبدا و منشا انرژی مهبانگ مطرح بود ، دوستی گفت چه بسا منشا این انرژی هرگز قابل کشف نباشد . و اگر نیز بیان شود چنان عجیب و دور از ذهن باشد که انسان را یارای درک آن نباشد.
دیگری گفت : در جهانی دیگر موجودی که هر اتم درون بدنش در مقیاس هزاران گیتی ماست با چکش بر سنگی کوبیده و جرقه ای گذرا ایجاد شده ما انسان ها این درخشش گذرا را آغاز مهبانگ می دانیم و کل هستی ما در همین جرقه ی گذرای در سرزمین خدایان است . »
جالب که بود اما برای کتب غیر علمی و تخیلی ، قاعده بر این است که از شواهد تجربی بگوییم و گمانه زنی جالب اما بلاموضوع است .
چکشی بدست دارید و با تمام توان بر سندان بکوبید :
از سینماتیک آغاز می کنیم ، چکشی به جرم m با سرعت v و مومنتومی p = m v بر سندان کوبیده می شود .
این رویداد در فضا زمان ، حاوی انرژی :
E = √(m c²)² + (p c)²
است . جدای جرم چکش ، انرژی در محل برخورد از چکش به سندان منتقل می شود . نیروی این برخورد سبب تنش شدید در اتم های محل برخورد شده و بخشی از اتم ها به سبب این برخورد برانگیخته شده و پس از برانگیختگی excited state آنی به حالت پایه ground state باز می گردد و در نتیجه فوتون photon گسیل می دارند . اگر چکش را لمس کنید به میزان بسیار اندکی داغ تر شده است و در نتیجه تفاوت طول موج بسیار اندکی در طیف تابشی مادون قرمزinfrared از آن رخ داده است . میدان های مختلف انرژی با یکدیگر تعامل دارند - الکترون ها بواسطه فوتون بر دیگر فرمیون ها تاثیر می گذارند و در این مثال تنش وارده بین الکترون و نوکلئون ها ( هسته های شامل نوترون و پروتون- فرمیون های ترکیبی) تبادل شده است .
• توصیف درست چنین است و جهش از گیتی انسان ها به سرزمین خدایگان الزامی نیست .
✓ گیتی مکانی شگفت است تنها الزام برای درک این شگفتی ، یافتن نگرش درست است . شاید بسیاری از دوستان درک نکنند که چطور می توان عاشق مکانیسم و پدیده های عادی روزمره بود اما برای ما همان یک تن که این شگفتی را درک می کند کافی ست . بقول نیچه : تماشای رقص برای آنان که موسیقی را نمی شنوند دیوانه گی جلوه می کند .
📌@higgs_field
〰
📌فیزیک - توصیفی ناقص از پدیده ای به گستردگی گیتی .
🔺 « شبی که بحث مبدا و منشا انرژی مهبانگ مطرح بود ، دوستی گفت چه بسا منشا این انرژی هرگز قابل کشف نباشد . و اگر نیز بیان شود چنان عجیب و دور از ذهن باشد که انسان را یارای درک آن نباشد.
دیگری گفت : در جهانی دیگر موجودی که هر اتم درون بدنش در مقیاس هزاران گیتی ماست با چکش بر سنگی کوبیده و جرقه ای گذرا ایجاد شده ما انسان ها این درخشش گذرا را آغاز مهبانگ می دانیم و کل هستی ما در همین جرقه ی گذرای در سرزمین خدایان است . »
جالب که بود اما برای کتب غیر علمی و تخیلی ، قاعده بر این است که از شواهد تجربی بگوییم و گمانه زنی جالب اما بلاموضوع است .
چکشی بدست دارید و با تمام توان بر سندان بکوبید :
از سینماتیک آغاز می کنیم ، چکشی به جرم m با سرعت v و مومنتومی p = m v بر سندان کوبیده می شود .
این رویداد در فضا زمان ، حاوی انرژی :
E = √(m c²)² + (p c)²
است . جدای جرم چکش ، انرژی در محل برخورد از چکش به سندان منتقل می شود . نیروی این برخورد سبب تنش شدید در اتم های محل برخورد شده و بخشی از اتم ها به سبب این برخورد برانگیخته شده و پس از برانگیختگی excited state آنی به حالت پایه ground state باز می گردد و در نتیجه فوتون photon گسیل می دارند . اگر چکش را لمس کنید به میزان بسیار اندکی داغ تر شده است و در نتیجه تفاوت طول موج بسیار اندکی در طیف تابشی مادون قرمزinfrared از آن رخ داده است . میدان های مختلف انرژی با یکدیگر تعامل دارند - الکترون ها بواسطه فوتون بر دیگر فرمیون ها تاثیر می گذارند و در این مثال تنش وارده بین الکترون و نوکلئون ها ( هسته های شامل نوترون و پروتون- فرمیون های ترکیبی) تبادل شده است .
• توصیف درست چنین است و جهش از گیتی انسان ها به سرزمین خدایگان الزامی نیست .
✓ گیتی مکانی شگفت است تنها الزام برای درک این شگفتی ، یافتن نگرش درست است . شاید بسیاری از دوستان درک نکنند که چطور می توان عاشق مکانیسم و پدیده های عادی روزمره بود اما برای ما همان یک تن که این شگفتی را درک می کند کافی ست . بقول نیچه : تماشای رقص برای آنان که موسیقی را نمی شنوند دیوانه گی جلوه می کند .
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
📌فیزیکدانان درباره ایده هاوکینگ که جهان آغازی نداشته است بحث می کنند
نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
قسمت پنجم
🔺 گیتی های موهومی Imaginary Universe
جاناتان هالیول، فیزیکدان در امپریال کالج لندن، از زمان شاگردی هاوکینگ در دهه 1980، این پیشنهاد بدون مرز را مطالعه کرده است. او و هارتل در سال 1990 مسئله خطوط ادغام را تجزیه و تحلیل کردند. از نظر آنها، و همچنین نظر هرتوگ، و ظاهراً هاوکینگ، این کانتور بنیادین نیست، بلکه یک ابزار ریاضی است که می تواند بیشترین مزیت را داشته باشد. و شبیه به این است که چگونه می توان مسیر یک سیاره به دور خورشید را با ریاضیات به صورت سری هایی از زاوایا ، به صورت سریالی زمانی، یا بر حسب هر یک از چندین پارامتر مناسب دیگر بیان کرد. هالیول گفت: "شما می توانید این پارامترسازی را به روش های مختلف انجام دهید، اما هیچ یک از آنها فیزیکی تر از دیگری نیستند."
او و همکارانش استدلال میکنند که، در مورد فضای کوچک، تنها خطوطی که تاریخچه انبساط expansion خوب را نشان میدهند، منطقی هستند. مکانیک کوانتومی به احتمالات نیاز دارد تا به 1 اضافه شود، یا " normalizable " باشد، اما جهانی برآمده از نوسان شدید که تیم توروک آنرا بیان کردند ، اینطور نیست. در نتیجه این راهحل بیمعنی است، و جهان آنها گرفتار بی نهایت هاست و قوانین کوانتومی آن را مجاز نمیدانند - به گفته مدافعان بدون مرز، نشانههای واضحی برای بیان پیشنهادی دیگر مشهود است .
این که کرانه های یک راهحل خوب ، با در نظر گرفتن جمع بندی جهانهای محتمل با مقادیر موهومی Imaginary برای متغیرهای لپس شان lapse variable ، صدق می کند . اما به غیر از Turok و همکاران ، افراد کمی به وجود چنین مشکلی باور دارند. اعداد موهومی در مکانیک کوانتومی حکمفرمایی می کنند. برای تیم هارتل-هاوکینگ، منتقدان مصر به درخواست نادرستی از علیت اند و خواهان واقعی در نظر داشتن متغیر لپس اند.
هرتوگ گفت: «این اصل در ستاره ها نوشته نشده است و ما عمیقاً با آن مخالفیم »
به گفته هرتوگ، هاوکینگ در سالهای آخر عمر خود به ندرت به فرمول انتگرال مسیر تابع موج بدون مرز اشاره کرد، که تا حدی به دلیل ابهام در مورد انتخاب کانتور بود .
او تاریخچه انبساط قابل نرمالیزه شدن را، که انتگرال مسیر صرفا به کشف آن کمک کرده بود، به عنوان راه حل معادله اساسی تر در مورد جهان در نظر گرفت که در دهه 1960 توسط فیزیکدانان جان ویلر و برایس دیویت مطرح شد.
ویلر و دویت - پس از بررسی این موضوع در خلال توقف در رالی-دورهام اینترنشنال - استدلال کردند که عملکرد موجی جهان، هر چه که باشد، نمی تواند به زمان بستگی داشته باشد، زیرا هیچ ساعت خارجی وجود ندارد که بتوان آن را اندازه گیری کرد. و بنابراین، مقدار انرژی در جهان، وقتی سهم مثبت و منفی ماده و گرانش را جمع کنید، باید برای همیشه روی صفر بماند.
تابع موج بدون مرز معادله Wheeler-DeWitt را برای فضاهای کوچک تعریف می کند.
هاوکینگ و همکارانش در سالهای پایانی زندگیاش، برای درک بهتر عملکرد موج بهطور کلیتر، شروع به استفاده از هولوگرافی کردند - یک رویکرد جدید پر طرفدار که فضا-زمان را به عنوان یک هولوگرام در نظر میگیرد.
هاوکینگ به دنبال توصیفی هولوگرافیک از یک جهان shuttlecock ( توپ بدمینتون ) شکل بود که در آن هندسه سراسر گذشته entire past باید از اکنون ایجاد شده باشد.
📌@higgs_field
〰
نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
قسمت پنجم
🔺 گیتی های موهومی Imaginary Universe
جاناتان هالیول، فیزیکدان در امپریال کالج لندن، از زمان شاگردی هاوکینگ در دهه 1980، این پیشنهاد بدون مرز را مطالعه کرده است. او و هارتل در سال 1990 مسئله خطوط ادغام را تجزیه و تحلیل کردند. از نظر آنها، و همچنین نظر هرتوگ، و ظاهراً هاوکینگ، این کانتور بنیادین نیست، بلکه یک ابزار ریاضی است که می تواند بیشترین مزیت را داشته باشد. و شبیه به این است که چگونه می توان مسیر یک سیاره به دور خورشید را با ریاضیات به صورت سری هایی از زاوایا ، به صورت سریالی زمانی، یا بر حسب هر یک از چندین پارامتر مناسب دیگر بیان کرد. هالیول گفت: "شما می توانید این پارامترسازی را به روش های مختلف انجام دهید، اما هیچ یک از آنها فیزیکی تر از دیگری نیستند."
او و همکارانش استدلال میکنند که، در مورد فضای کوچک، تنها خطوطی که تاریخچه انبساط expansion خوب را نشان میدهند، منطقی هستند. مکانیک کوانتومی به احتمالات نیاز دارد تا به 1 اضافه شود، یا " normalizable " باشد، اما جهانی برآمده از نوسان شدید که تیم توروک آنرا بیان کردند ، اینطور نیست. در نتیجه این راهحل بیمعنی است، و جهان آنها گرفتار بی نهایت هاست و قوانین کوانتومی آن را مجاز نمیدانند - به گفته مدافعان بدون مرز، نشانههای واضحی برای بیان پیشنهادی دیگر مشهود است .
این که کرانه های یک راهحل خوب ، با در نظر گرفتن جمع بندی جهانهای محتمل با مقادیر موهومی Imaginary برای متغیرهای لپس شان lapse variable ، صدق می کند . اما به غیر از Turok و همکاران ، افراد کمی به وجود چنین مشکلی باور دارند. اعداد موهومی در مکانیک کوانتومی حکمفرمایی می کنند. برای تیم هارتل-هاوکینگ، منتقدان مصر به درخواست نادرستی از علیت اند و خواهان واقعی در نظر داشتن متغیر لپس اند.
هرتوگ گفت: «این اصل در ستاره ها نوشته نشده است و ما عمیقاً با آن مخالفیم »
به گفته هرتوگ، هاوکینگ در سالهای آخر عمر خود به ندرت به فرمول انتگرال مسیر تابع موج بدون مرز اشاره کرد، که تا حدی به دلیل ابهام در مورد انتخاب کانتور بود .
او تاریخچه انبساط قابل نرمالیزه شدن را، که انتگرال مسیر صرفا به کشف آن کمک کرده بود، به عنوان راه حل معادله اساسی تر در مورد جهان در نظر گرفت که در دهه 1960 توسط فیزیکدانان جان ویلر و برایس دیویت مطرح شد.
ویلر و دویت - پس از بررسی این موضوع در خلال توقف در رالی-دورهام اینترنشنال - استدلال کردند که عملکرد موجی جهان، هر چه که باشد، نمی تواند به زمان بستگی داشته باشد، زیرا هیچ ساعت خارجی وجود ندارد که بتوان آن را اندازه گیری کرد. و بنابراین، مقدار انرژی در جهان، وقتی سهم مثبت و منفی ماده و گرانش را جمع کنید، باید برای همیشه روی صفر بماند.
تابع موج بدون مرز معادله Wheeler-DeWitt را برای فضاهای کوچک تعریف می کند.
هاوکینگ و همکارانش در سالهای پایانی زندگیاش، برای درک بهتر عملکرد موج بهطور کلیتر، شروع به استفاده از هولوگرافی کردند - یک رویکرد جدید پر طرفدار که فضا-زمان را به عنوان یک هولوگرام در نظر میگیرد.
هاوکینگ به دنبال توصیفی هولوگرافیک از یک جهان shuttlecock ( توپ بدمینتون ) شکل بود که در آن هندسه سراسر گذشته entire past باید از اکنون ایجاد شده باشد.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
👍1
〰
📌 دیاگرام فاینمن- الکترودینامیک کوانتومی QED
🔺فوتون می تواند پس از برخورد و تبادل انرژی با ذرات مجازی باردار virtual charged particles منحرف شود . این امر معادلات ماکسول را هتا در خلا vaccum غیر خطی می کند . اما فقط هنگامی این پدیده قابل رهگیری ست که میدان الکتریکی بیشتر از 10¹⁸ ولت/متر باشد . دانشمندان در حال اقدام به بازسازی این آزمون در Extreme Light Infrastructure هستند .
📌@higgs_field
〰
📌 دیاگرام فاینمن- الکترودینامیک کوانتومی QED
🔺فوتون می تواند پس از برخورد و تبادل انرژی با ذرات مجازی باردار virtual charged particles منحرف شود . این امر معادلات ماکسول را هتا در خلا vaccum غیر خطی می کند . اما فقط هنگامی این پدیده قابل رهگیری ست که میدان الکتریکی بیشتر از 10¹⁸ ولت/متر باشد . دانشمندان در حال اقدام به بازسازی این آزمون در Extreme Light Infrastructure هستند .
📌@higgs_field
〰
〰
📌در پروتون چه می گذرد؟ ریاضی کوارک هنوز با آزمایش ها در تضاد است.
چارلی وود - قسمت دوم
آنالیز کامل الکترون مستلزم نمایش یک رشته نامتناهی از نمودارها - و محاسبهی این رشتهی بی نهایت از نمودار ها - است، اما خوشبختانه برای فیزیکدانان، طرحهای خلاصه تر از رویدادها با حذف نمودار های کم اهمیت تقریب دقیقی از رویداد را بدست می دهد . کوتاه کردن سری رویداد ها به اندازه کافی پاسخ دقیقی می دهد.
تا اینکه کشف کوارک ها در دهه 1960 همه چیز را بهم ریخت.
با ضربه زدن الکترون به پروتون ، محققان بخشهای داخلی پروتون را که توسط یک نیروی جدید محدود شده بود، کشف کردند.
فیزیکدانان برای یافتن توصیفی که بتواند این بلوکهای ساختمانی جدید را توصیف کند، به رقابت پرداختند و موفق شدند تمام جزئیات کوارکها و "نیروی قوی" را که آنها را در یک معادله فشرده در سال 1973 توصیف کنند .
اما نظریه آنها در مورد نیروی قوی، کرومودینامیک کوانتومی، پاسخ چندان مناسبی نداشت و رفتار ذرات نیز حاکی از وجود مشکل درین معادله داشت .
نمودارهای فاینمن با ذرات به گونهای برخورد میکنند که گویی با نزدیک شدن به یکدیگر از فاصله دور مانند توپهای بیلیارد با یکدیگر ، برهم کنش میکنند.
اما کوارک ها اینطور عمل نمی کنند. به گفته فلیپ تاندو، فیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید، نمودار فاینمن که سه کوارک را نشان می دهد که از فاصله دور به هم می پیوندند و به یکدیگر متصل می شوند و پروتون را تشکیل می دهند، یک "کارتون نمایشی" صرف است، زیرا کوارک ها به قدری قوی هستند که آنها وجود جداگانه ای ندارند.
قدرت پیوند های کوارکی همچنین به این معنی است که مجموعه نامتناهی از روابط مربوط به نمودارهای فاینمن ، که به شکلی سرکش رشد می کنند، به جای اینکه به سرعت محو شوند تا امکان تقریب آسان با نمودار فاینمن فراهم شود ، است .
نمودارهای فاینمن به همین سادگی ابزار اشتباهی هستند.
و نیروی قوی به دو دلیل اصلی مرموز است.
اول، در حالی که نیروی الکترومغناطیسی فقط یک نوع بار (بار الکتریکی) را شامل می شود، نیروی قوی شامل سه بار است: بارهای "رنگی" و با نام مستعار قرمز، سبز و آبی مشخص شده اند.
هنوز مرموز تر، ذرات حامل نیروی قوی، که گلوئون نامیده می شود، خود بار رنگی را حمل می کنند. بنابراین، در حالی که فوتونها (از نظر الکتریکی خنثی) که میدانهای الکترومغناطیسی را تشکیل میدهند با یکدیگر برهمکنش نمیکنند، مجموعهای از گلوئونهای رنگارنگ بهصورت رشتههایی strings کنار هم قرار می گیرند.
لنکستر گفت: «این واقعاً باعث ایجاد تفاوتهایی میشود که ما میبینیم.»
توانایی گلوئون ها برای ضربه زدن به یکدیگر ، همراه با سه بار، نیروی قوی را قوی تر می کند - چنان قوی که کوارک ها نمی توانند از گروه یکدیگر فرار کنند.
شواهدی مبنی بر وجود گلوئون ها که در طول دههها انباشته شدهاند و عملکرد شان ، که در شرایط خاص پیشبینی شده است.
اما برای اکثر محاسبات، معادله QCD غیرقابل حل است. با این حال، فیزیکدانان باید بدانند که QCD چه چیزی را پیشبینی میکند - نه فقط برای درک کوارکها و گلوئونها، بلکه برای تعیین ویژگیهای ذرات دیگر نیز، الزامی است زیرا همه آنها تحت تأثیر رقص کنش کوانتومی که شامل کوارکهای مجازی است، هستند.
📌@higgs_field
〰
📌در پروتون چه می گذرد؟ ریاضی کوارک هنوز با آزمایش ها در تضاد است.
چارلی وود - قسمت دوم
آنالیز کامل الکترون مستلزم نمایش یک رشته نامتناهی از نمودارها - و محاسبهی این رشتهی بی نهایت از نمودار ها - است، اما خوشبختانه برای فیزیکدانان، طرحهای خلاصه تر از رویدادها با حذف نمودار های کم اهمیت تقریب دقیقی از رویداد را بدست می دهد . کوتاه کردن سری رویداد ها به اندازه کافی پاسخ دقیقی می دهد.
تا اینکه کشف کوارک ها در دهه 1960 همه چیز را بهم ریخت.
با ضربه زدن الکترون به پروتون ، محققان بخشهای داخلی پروتون را که توسط یک نیروی جدید محدود شده بود، کشف کردند.
فیزیکدانان برای یافتن توصیفی که بتواند این بلوکهای ساختمانی جدید را توصیف کند، به رقابت پرداختند و موفق شدند تمام جزئیات کوارکها و "نیروی قوی" را که آنها را در یک معادله فشرده در سال 1973 توصیف کنند .
اما نظریه آنها در مورد نیروی قوی، کرومودینامیک کوانتومی، پاسخ چندان مناسبی نداشت و رفتار ذرات نیز حاکی از وجود مشکل درین معادله داشت .
نمودارهای فاینمن با ذرات به گونهای برخورد میکنند که گویی با نزدیک شدن به یکدیگر از فاصله دور مانند توپهای بیلیارد با یکدیگر ، برهم کنش میکنند.
اما کوارک ها اینطور عمل نمی کنند. به گفته فلیپ تاندو، فیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید، نمودار فاینمن که سه کوارک را نشان می دهد که از فاصله دور به هم می پیوندند و به یکدیگر متصل می شوند و پروتون را تشکیل می دهند، یک "کارتون نمایشی" صرف است، زیرا کوارک ها به قدری قوی هستند که آنها وجود جداگانه ای ندارند.
قدرت پیوند های کوارکی همچنین به این معنی است که مجموعه نامتناهی از روابط مربوط به نمودارهای فاینمن ، که به شکلی سرکش رشد می کنند، به جای اینکه به سرعت محو شوند تا امکان تقریب آسان با نمودار فاینمن فراهم شود ، است .
نمودارهای فاینمن به همین سادگی ابزار اشتباهی هستند.
و نیروی قوی به دو دلیل اصلی مرموز است.
اول، در حالی که نیروی الکترومغناطیسی فقط یک نوع بار (بار الکتریکی) را شامل می شود، نیروی قوی شامل سه بار است: بارهای "رنگی" و با نام مستعار قرمز، سبز و آبی مشخص شده اند.
هنوز مرموز تر، ذرات حامل نیروی قوی، که گلوئون نامیده می شود، خود بار رنگی را حمل می کنند. بنابراین، در حالی که فوتونها (از نظر الکتریکی خنثی) که میدانهای الکترومغناطیسی را تشکیل میدهند با یکدیگر برهمکنش نمیکنند، مجموعهای از گلوئونهای رنگارنگ بهصورت رشتههایی strings کنار هم قرار می گیرند.
لنکستر گفت: «این واقعاً باعث ایجاد تفاوتهایی میشود که ما میبینیم.»
توانایی گلوئون ها برای ضربه زدن به یکدیگر ، همراه با سه بار، نیروی قوی را قوی تر می کند - چنان قوی که کوارک ها نمی توانند از گروه یکدیگر فرار کنند.
شواهدی مبنی بر وجود گلوئون ها که در طول دههها انباشته شدهاند و عملکرد شان ، که در شرایط خاص پیشبینی شده است.
اما برای اکثر محاسبات، معادله QCD غیرقابل حل است. با این حال، فیزیکدانان باید بدانند که QCD چه چیزی را پیشبینی میکند - نه فقط برای درک کوارکها و گلوئونها، بلکه برای تعیین ویژگیهای ذرات دیگر نیز، الزامی است زیرا همه آنها تحت تأثیر رقص کنش کوانتومی که شامل کوارکهای مجازی است، هستند.
📌@higgs_field
〰
Telegram
attach 📎
〰
🔺Stephen Hawking popularized the concept ofimaginary time in his book The Universe in a Nutshell. One might think this means that imaginary numbers are just a mathematical game having nothing to do with the real world. From the viewpoint of positivist philosophy, however, one cannot determine what is real
🔺استیون هاوکینگ مفهوم زمان موهومی را در کتابش با نام universe in a Nutshell به جامعه علمی معرفی کرد. ممکن است کسی فکر کند که این بدان معنی است که اعداد موهومی فقط بازی با ریاضی باشند و هیچ ربطی به دنیای واقعی ندارند - اما از دیدگاه فلسفه پوزیتیویستی نمی توان تعیین کرد که چه چیزی واقعی است .
• universe in a Nutshell → جهان در پوست گردو
📌@higgs_field
〰
🔺Stephen Hawking popularized the concept ofimaginary time in his book The Universe in a Nutshell. One might think this means that imaginary numbers are just a mathematical game having nothing to do with the real world. From the viewpoint of positivist philosophy, however, one cannot determine what is real
🔺استیون هاوکینگ مفهوم زمان موهومی را در کتابش با نام universe in a Nutshell به جامعه علمی معرفی کرد. ممکن است کسی فکر کند که این بدان معنی است که اعداد موهومی فقط بازی با ریاضی باشند و هیچ ربطی به دنیای واقعی ندارند - اما از دیدگاه فلسفه پوزیتیویستی نمی توان تعیین کرد که چه چیزی واقعی است .
• universe in a Nutshell → جهان در پوست گردو
📌@higgs_field
〰
〰
📌Happy #Quantum Day!
🔺Max Planck presented work on blackbody radiation to the German Physical Society #OTD in 1900. His novel “quantum hypothesis” suggested that matter emits and absorbs light with frequency f only in discrete chunks of energy E=hf.
📌@higgs_field
〰
📌Happy #Quantum Day!
🔺Max Planck presented work on blackbody radiation to the German Physical Society #OTD in 1900. His novel “quantum hypothesis” suggested that matter emits and absorbs light with frequency f only in discrete chunks of energy E=hf.
📌@higgs_field
〰
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
〰
🔺General relativity implies that gravitational waves should permanently change the structure of space-time. These cosmic scars would reveal secrets of cosmic symmetries and offer a possible solution to the black hole information paradox.
✓ نسبیت عام نشان می دهد که امواج گرانشی باید ساختار فضا-زمان را برای همیشه تغییر دهند. این زخم های کیهانی اسرار تقارن کیهانی را آشکار می کنند و راه حلی بالقوه برای پارادوکس اطلاعات سیاهچاله ارائه می دهند.
https://www.quantamagazine.org/gravitational-waves-should-permanently-distort-space-time-20211208/
1 → https://t.me/higgs_field/5321
2 → https://t.me/higgs_field/5324
3 → https://t.me/higgs_field/5326
🔺General relativity implies that gravitational waves should permanently change the structure of space-time. These cosmic scars would reveal secrets of cosmic symmetries and offer a possible solution to the black hole information paradox.
✓ نسبیت عام نشان می دهد که امواج گرانشی باید ساختار فضا-زمان را برای همیشه تغییر دهند. این زخم های کیهانی اسرار تقارن کیهانی را آشکار می کنند و راه حلی بالقوه برای پارادوکس اطلاعات سیاهچاله ارائه می دهند.
https://www.quantamagazine.org/gravitational-waves-should-permanently-distort-space-time-20211208/
1 → https://t.me/higgs_field/5321
2 → https://t.me/higgs_field/5324
3 → https://t.me/higgs_field/5326
〰
📌Bob & Alice
« باب : سالهای زیادی گذشته و هر چقدر بیشتر می شناسمت بیشتر عاشقت می شم .
آلیس : .....
باب : به نظرت این شناخت کافی نیست تا ازت تقاضای ازدواج کنم ؟
آلیس : ...
باب : این روال طبیعی رابطه ست . شناخت - علاقه - ازدواج ، نظرت چیه آلیس ؟
آلیس : عزیزم ، رابطه ی ما در سه تفسیر منتهی به جدایی هست .
- بدلیل وجود متغیر های پنهان تو منو خوب نمی شناسی .
- آنچه از آلیس می بینی ، آلیس نیست در واقع دانش تو از منه ، و شناخت الزاما به علاقه و علاقه الزاما به ازدواج ختم نمی شه و بین این سه رابطه ی تعیین گرا و علّی وجود نداره .
- جهان های متعدد بسیاری وجود داره و این بچگانه س فکر کنیم قراره در همهی این جهان ها بهم برسیم .»
📌@higgs_field
〰
📌Bob & Alice
« باب : سالهای زیادی گذشته و هر چقدر بیشتر می شناسمت بیشتر عاشقت می شم .
آلیس : .....
باب : به نظرت این شناخت کافی نیست تا ازت تقاضای ازدواج کنم ؟
آلیس : ...
باب : این روال طبیعی رابطه ست . شناخت - علاقه - ازدواج ، نظرت چیه آلیس ؟
آلیس : عزیزم ، رابطه ی ما در سه تفسیر منتهی به جدایی هست .
- بدلیل وجود متغیر های پنهان تو منو خوب نمی شناسی .
- آنچه از آلیس می بینی ، آلیس نیست در واقع دانش تو از منه ، و شناخت الزاما به علاقه و علاقه الزاما به ازدواج ختم نمی شه و بین این سه رابطه ی تعیین گرا و علّی وجود نداره .
- جهان های متعدد بسیاری وجود داره و این بچگانه س فکر کنیم قراره در همهی این جهان ها بهم برسیم .»
📌@higgs_field
〰
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
📌The Black hole information loss problem is unsolved because it is unsolvable.
Sabine hossenfelder (2020)
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5304
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5314
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5331
〰
Sabine hossenfelder (2020)
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5304
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5314
Chapter ³
https://t.me/higgs_field/5331
〰