کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
‌‌‌‌📌The Black hole information loss problem is unsolved because it is unsolvable.

Sabine hossenfelder (2020)
Chapter ³

و بدون دیتا ، سوال این نیست که کدام راه حل برای مشکل صحیح است، بلکه این است که کدام یک را بیشتر دوست دارید؟

مطمئناً هر کسی راه حل خود را بیشتر دوست دارد، بنابراین فیزیکدانان در مورد راه حل توافق نخواهند کرد، نه اکنون و نه در 100 سال آینده ، هیچ توافقی در کار نیست .
✓ به همین دلیل است که این عنوان که مشکل از دست دادن اطلاعات سیاهچاله در حال پایان است، مضحک است.
با این حال، اجازه دهید اشاره کنم که من نویسنده مقاله مذکور ، جورج موسر، را می شناسم، و او مرد شایسته ای است و به هر حال، وی عنوان را انتخاب نکرده است.

محتویات متن در مورد چیست؟ - راه حل پیشنهادی دیگری برای مشکل اطلاعات سیاهچاله است. این یکی ادعا می کند که اگر محاسبات هاوکینگ را به اندازه کافی کامل انجام دهید، تبخیر در واقع برگشت پذیر است. آیا این درست است؟ خوب، بستگی به این دارد که آیا به فرضیاتی که آنها برای این محاسبه کرده اند باور دارید یا خیر. قبلا هم چندین بار ادعاهای مشابهی مطرح شده بود و البته مشکلی را حل نکرد.

مشکل واقعی اینجاست که بسیاری از فیزیکدانان نظری نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بفهمند که فیزیک ریاضیات نیست. فیزیک علم است. یک نظریه طبیعت باید سازگار باشد، بله، اما اثبات به تنهایی کافی نیست. شما بعد اثبات ریاضیاتی ، باید بروید و نظریه خود را در برابر مشاهدات آزمایش کنید.

مسئله از دست دادن اطلاعات سیاهچاله یک مسئله ریاضی نیست. این مانند تلاش برای اثبات فرضیه ریمان نیست. شما نمی توانید مشکل از دست دادن اطلاعات سیاهچاله را به تنهایی با ریاضی حل کنید. شما به داده نیاز دارید، هیچ داده ای وجود ندارد و هیچ داده ای وجود نخواهد داشت. به همین دلیل است که مشکل از دست دادن اطلاعات سیاهچاله برای همه اهداف عملی غیرقابل حل است.

دفعه بعد که در مورد یک راه حل فرضی برای مشکل از دست دادن اطلاعات سیاهچاله می خوانید، نپرسید که آیا ریاضی درست است یا خیر. زیرا احتمالاً درست است، موضوع این نیست. بپرسید چه دلیلی داریم که فکر کنیم این بیان ریاضیاتی خاص ، طبیعت را به درستی توصیف می کند. به نظر من، مشکل از دست دادن اطلاعات سیاهچاله بیشترین مشکل در کل علم است و من به عنوان کسی که چندین مقاله در مورد آن منتشر کرده ام، این را می گویم.

پایان

✓ مقاله ی سابین هوزنفلدر در وبلاگ متعلق به وی back reaction ( این وبلاگ اشتباها یا عمدا مسدود شده است) درباره حل ناشدنی بودن مشکل پارادوکس اطلاعات سیاهچاله

📌
@higgs_field


📌The Black hole information loss problem is unsolved because it is unsolvable.

Sabine hossenfelder (2020)


Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5304

Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5314

Chapter ³ & Final
https://t.me/higgs_field/5331



🔺عکس رنگی از سطح زهره Venus (تصویر ویرایش شده )

این عکس در 1 مارس 1982 توسط فضاپیمای Venera 13 روسیه گرفته شد. 

• اگر یک تکه زمین جامد در منظومه شمسی وجود داشته باشد که هرگز و هرگز نباید از آن دیدن کنید، آن سطح زهره است.
√ دان میچل

حتی کاوشگرهای رباتیک حفاظت شده هم با شرایط آنجا همخوانی ندارند و ظرف چند ساعت از کار خواهند افتاد یکی از آخرین فضا پیما هایی که به سطح این سیاره رسید - فرودگر ونرا 13 روسیه - به سختی 2 ساعت دوام آورد.
گوستاوو کاستا، شیمیدان و دانشمند مواد در مرکز تحقیقاتی گلن ناسا، درین باره می گوید : سطح سیاره زهره، بسیار و بسیار خورنده و اسیدی است.

Venera 13

📌@higgs_field



🔺“Not only is the Universe stranger than we think, it is stranger than we can think.”

- Werner Heisenberg

✓ "جهان نه تنها شگفت تر و ناشناخته تر از آن چیزی است که ما فکر می کنیم، بلکه از آن چیزی است که می توانیم فکر کنیم هم شگفت تر و ناشناخته تر است ."

- ورنر هایزنبرگ

📌@higgs_field



📌پل دیراک paul dirac


🔺یکی از محترم ترین - و عجیب ترین - چهره های فیزیک ، زاده از یک پدر سوئیسی و مادر انگلیسی بود . دیراک (1902-1984) در بریستول به دنیا آمد. او وجود پادماده را پیش‌بینی کرد، برخی از معادلات کلیدی مکانیک کوانتومی را ایجاد کرد و پایه‌ گذار صنعت میکرو الکترونیک امروزی را بود .

به گفته گراهام فارملو، زندگی‌نامه‌نویس، دیراک در سال 1933 برنده جایزه نوبل شد، اما " a geek edwardian " باقی ماند.

او نشان شوالیه را رد کرد زیرا می خواست مردم از نام کوچک او استفاده کنند، در حالی که دخترش، مونیکا، یک بار هم به یاد نداشت که او بخندد. انیشتین درباره او گفت: «این تعادل گیج کننده دیراک ، بین نبوغ و جنون وحشتناک است.»

🔺10 فیزیکدان برتر به نقل از گاردین ..!


📌
@higgs_field

1

📌Richard Feynman ¹


🔺ریچارد فاینمن یکی از جالب ترین شخصیت ها را در بین فیزیکدانان دارد وی باهوش و خوش مشرب بود اما زندگی دراماتیکی را از سر گذراند .
در سال ۱۹۴۵ همسرش آرلین بر اثر بیماری سل فوت می کند و پس از آن آشفتگی وارد روابط دانشمند می شود . تا اینکه در سن ۳۱ سالگی در ریودو ژانیرو زنی بلوند پلاتینی در بار هتل میرامار پالاس وی را به دام گرفتار ساخت و در سال ۱۹۵۲ فاینمن و مری لوئیز بل ، مهماندار هواپیما ، ازدواج کردند .
جالب اینکه پس از مدت کوتاهی بل برای طلاق اقدام کرد .

«دانشمند به محض بیدار شدن شروع به حل مسائل و مشکلات ریاضی ایجاد شده در ذهنش می کرد ، فاینمن هنگام رانندگی ، در اتاق نشیمن و در حالی که شب در رختخواب دراز کشیده بود نیز این محاسبات را انجام میداد »
فاینمن مرد زندگی نه ، بلکه مرد اعداد و فیزیک بود . و در واقع به لطف این محاسبات فاینمن تسلط بر کامپیوتر های اولیه ، تجزیه و تحلیل های استفاده از نیروی هسته ای و بمب اتمی و توسعه ی الکتروداینامیک کوانتومی انجام شد . که نوبل را در سال ۱۹۶۵ برای وی به ارمغان آورد
.
بعدی

📌@higgs_field

‌‌📌فیزیکدانان درباره ایده هاوکینگ که جهان آغازی نداشته است بحث می کنند

نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
قسمت سوم


🔺بنابرهمین ایده ، هاوکینگ و هارتل به این فکر افتادند که جهان به جای فضا-زمان دینامیکی، به عنوان فضای مطلق آغاز شده است. و این آنها را به هندسه shuttlecock سوق داد. آنها تابع موج بدون مرز را با استفاده از رویکردی که توسط قهرمانِ هاوکینگ، فیزیکدان ریچارد فاینمن ابداع شده بود، توصیف کردند.
در دهه 1940، فاینمن طرحی را برای محاسبه محتمل ترین نتایج رویدادهای مکانیکی کوانتومی ابداع کرد. برای پیش‌بینی، مثلاً، محتمل‌ترین پیامدهای برخورد ذرات، فاینمن دریافت که می‌توان تمام مسیرهای ممکنی را که ذرات در حال برخورد می‌توانند طی کنند، جمع‌بندی کرد و مسیرهای مستقیم را بیشتر از مسیرهای پیچیده در مجموع ارزش گذاری کرد . محاسبه این "انتگرال مسیر" تابع موج را به شما می دهد: یک توزیع احتمال که حالت های مختلف ممکن ذرات را پس از برخورد نشان می دهد.
به همین ترتیب، هارتل و هاوکینگ عملکرد موجی جهان را - که حالت های احتمالی آن را توصیف می کند - به عنوان مجموع همه راه های محتمل که ممکن است به آرامی از یک نقطه گسترش یافته باشد، بیان کردند.

امید این بود که مجموع تمام "expansion histories" محتمل، جهان هایی با سطح صاف با اشکال و اندازه های مختلف، تابع موجی را به وجود آورد که با احتمال زیاد ، به جهانی بزرگ، صاف و مسطح مانند جهان ما تبدیل میشود. اگر مجموع ارزش تمام تاریخچه های انبساط ممکن، نوعی جهان دیگر را به عنوان محتمل ترین نتیجه به دست آورد، پیشنهاد بدون مرز شکست می خورد.
مشکل این است که مسیر انتگرال تمام تاریخچه های گسترش ممکن برای محاسبه دقیق بسیار پیچیده است. شکل‌ها و اندازه‌های بی‌شماری از جهان‌ها امکان‌پذیر است، و هر کدام می‌توانند یک سرگذشت آشفته ای داشته باشند. هارتل با اشاره به فیزیکدان فقید برنده جایزه نوبل گفت: موری گلمان از من می‌پرسید:
«اگر عملکرد موجی جهان را می‌دانی، چرا ثروتمند نیستی؟»

البته، برای حل واقعی تابع موج با استفاده از روش فاینمن، هارتل و هاوکینگ مجبور شدند وضعیت را به شدت ساده کنند و حتی ذرات خاصی را که در جهان ما پراکنده هستند نادیده بگیرند (که به این معنی بود که فرمول آنها به هیچ وجه به توانایی پیش بینی بازار سهام نزدیک نبود). . آنها مسیر را در همه جهان‌های اسباب‌بازی ممکن در «minisuper space» یکپارچه در نظر گرفتند، که به عنوان مجموعه‌ای از همه جهان‌ها با یک میدان انرژی واحد که از میان آنها عبور می‌کند تعریف می‌شود: انرژی که تورم کیهانی را شارژ می‌کند. (در تصویر شاتل-کاک هارتل و هاوکینگ، آن دوره اولیه بادکنک با افزایش سریع قطر نزدیک به کف گرد شاتل-کاک مطابقت دارد.) - منحنی را با شاتل کاک توپ بدمینتون مقایسه کردند.

حتی حل دقیق محاسبه ابرفضا بسیار سخت است، اما فیزیکدانان می‌دانند که دو تاریخچه احتمالی انبساط وجود دارد که به طور بالقوه بر این محاسبات غالب هستند. این اشکال دو جهان رقیب را در دو سوی بحث بیان می سازند.


📌
@higgs_field

👍1
‌‌📌فیزیکدانان درباره ایده هاوکینگ که جهان آغازی نداشته است بحث می کنند

نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین


¹ →
https://t.me/higgs_field/5300

² →
https://t.me/higgs_field/5308

³ →
https://t.me/higgs_field/5336

⁴ →
https://t.me/higgs_field/5350

⁵ →https://t.me/higgs_field/5380

⁶ →https://t.me/higgs_field/5397

https://www.quantamagazine.org/physicists-debate-hawkings-idea-that-the-universe-had-no-beginning-20190606/

Fine



Milky Way over Lavaredo, Italy

📌@higgs_field



🔺این مقاله از این جهت خاص هست که کل چرندیات را گرد آورده و بیان داشته ، مقاله ای به قلم ادمین مجهول وبسایت و فاقد ارجاع مکتوب و مطالعاتی ست .
سابقا بیوسنتریسم و هم رزومه رابرت لانزا را در کانال بررسی کردیم و گفتیم وی زیست شناس است و هیچ فرضیه رسمی در حوزه کوانتوم ارائه نکرده ست و ضمن اینکه تفاسیر رسمی کوانتومی مانند جهان های متعدد و.... و هم چنین از مفروضات شخصی و بیمارگونه‌ی گروهی اندک مانند آگاهی محوری و هم زیست محوری ، چندان پیرو متد علمی نیستند و بخشی صرفا تفسیر هستند که ارزش طرح و گفتگو دارند و برخی دیگر ادعای شبهه ناک در جهت تغذیه بخشی از پروپاگاندای کلیسایی هستند . شما نیز میتوانید تفسیر شخصی خود را داشته باشید . اما اینکه تفاسیر را علم با خلوص بالا معرفی کنیم ، اشتباه مهلک ماست . این مقاله ارزش نقد ندارد و صرفا جهت اطلاع دوستان در کانال قرار گرفت . کوانتوم درباره روح و مابعد الطبیعه نظری ارائه نمی کند چرا که علم بررسی ماده و انرژی در حوزه طبیعه است .



https://www.sciphysics.com/2021/03/quantum-theory-proves-that.html?m=1


📌@higgs_field

‌‌📌سخنرانی هاوکینگ HAWKING Lecture :
قسمت سوم


تلاش دیگری برای جلوگیری از بعد زمانی آغاز شده در مهبانگ ، این پیشنهاد بود که شاید همه کهکشان ها در گذشته در یک نقطه به هم نرسیده باشند.
اگرچه به طور متوسط، کهکشان ها با نرخ ثابتی از یکدیگر دور می شوند، اما سرعت کوچکی نیز اضافه تر از نسبت به انبساط جهانی دارند. این به اصطلاح "سرعت ویژه" کهکشان ها ممکن است ما را به سمت انبساط اصلی هدایت کنند .
این مهم استدلال می‌کرد که وقتی موقعیت کهکشان‌ها را در گذشته زمانی ترسیم کنیم ، سرعت‌های ویژه جانبی به این معنی در نظر گرفته می شوند که کهکشان‌ها همه به هم نمی‌رسیدند. هر چند این میتواند منتهی به مرحله ای بنام انقباض قبلی جهان بیانجامد که در آن کهکشان‌ها به سمت یکدیگر حرکت می‌کنند.


سرعت‌های جانبی می‌توانست به این معنی باشد که کهکشان‌ها با هم برخورد نکرده‌اند، اما با سرعت از کنار یکدیگر رد شده‌اند و سپس شروع به دور شدن از هم می‌کنند.


مطابق با این فرض ، هیچ تکینگی از چگالی نامتناهی، یا هیچ شکستی در قوانین فیزیک وجود ندارد .بنابراین هیچ ضرورتی برای جهان و خود زمان وجود نخواهد داشت که آغازی داشته باشند. در واقع، می‌توان تصور کرد که جهان نوسان کرده است، هرچند که هنوز مشکل قانون دوم ترمودینامیک را حل نمی‌کند:

می توان انتظار داشت که جهان در هر نوسان بی نظم تر شود. بنابراین دشوار است که ببینیم جهان چگونه می‌توانست برای مدتی بی‌نهایت در حال نوسان باشد. این احتمال، که کهکشان ها یکدیگر را از دست داده اند، توسط مقاله ای توسط دو روسی حمایت شد .
آنها ادعا کردند که هیچ تکینگی در حل معادلات میدان نسبیت عام، که کاملاً عمومی است، وجود نخواهد داشت، به این معنا که هیچ تقارن دقیقی وجود ندارد. با این حال، ادعای آنها نادرست بود ، که با برخی از بررسی ها راجر پنروز و من (هاوکینگ) آنرا بیان کردیم . و نشان دادیم که نسبیت عام تکینگی ها را هر زمان که بیش از مقدار معینی جرم در یک منطقه وجود داشته باشد ، پیش بینی می کند .

اولین برداشت منطقی برای این پروپزال این بود که تصور کنیم زمان در داخل سیاهچاله ای که از فروپاشی یک ستاره تشکیل شده بود به پایان رسیده است. با این حال، انبساط جهان، مانند زمان معکوس کولاپس یا رمبش یک ستاره است.

اکنون می‌خواهم به شما نشان دهم که شواهد رصدی نشان می‌دهد که جهان حاوی ماده کافی برای حرکت خلاف پیکان زمانی تا رسیدن به یک سیاه‌چاله است، و در نتیجه شرایط اولیه مهبانگ حاوی یک تکینگی است. برای ادامه ی بحث در مورد مشاهدات در کیهان‌شناسی، ترسیم نموداری از رویدادها در فضا و زمان، با افزایش زمان و جهت‌های فضا به صورت افقی مفید است. برای نشان دادن این نمودار به درستی، من به یک صفحه نمایش چهار بعدی نیاز دارم.

با این حال، به دلیل کاهش بودجه ی دولتی ( هاوکینگ شوخی می کند ) ، تنها یک صفحه نمایش دو بعدی دارم که ارائه کنم. در نتیجه من می توانم تنها یکی از جهت های فضا را نشان دهم. همانطور که به جهان نگاه می کنیم، به گذشته نگاه می کنیم، زیرا نور باید مدت ها پیش اجسام دور را ترک می کرد تا در زمان حال به ما برسد. این بدان معنی است که رویدادهایی که مشاهده می کنیم روی چیزی قرار دارند که مخروط نوری گذشته ما نامیده می شود. نقطه راس مخروط در مکان ما، در زمان کنونی ما است.


با بازگشت به گذشته در نمودار، مخروط نور به فواصل بیشتری گسترش می یابد و مساحت آن افزایش می یابد. با این حال، اگر ماده کافی در مخروط نور گذشته ما وجود داشته باشد، پرتوهای نور را به سمت یکدیگر خم می کند. این بدان معنی است که با بازگشت به گذشته، مساحت مخروط نور گذشته ما به حداکثر می رسد و سپس شروع به کاهش می کند. این تمرکز مخروط نور گذشته در مکان و زمان ما، توسط اثر گرانشی ماده در جهان توضیح داده می شود . این نشانه ای از قرار گرفتن جهان در افق خودش است مانند زمان معکوس سیاهچاله .


اگر بتوان تشخیص داد که ماده کافی در جهان وجود دارد تا مخروط نور گذشته ی ما را متمرکز کند، می‌توان قضایای تکینگی را به کار برد تا نشان دهد که زمان باید آغازی داشته باشد.

چگونه می توانیم از مشاهدات متوجه شویم که آیا ماده کافی در مخروط نور گذشته ما وجود دارد تا آن را متمرکز کنیم؟

ما تعدادی کهکشان را رصد می‌کنیم، اما نمی‌توانیم مستقیماً میزان ماده موجود در آنها را اندازه‌گیری کنیم. همچنین نمی توانیم مطمئن باشیم که هر خط دید ما از یک کهکشان عبور می کند.‌‌


📌
@higgs_field



🔺The study of physics is also an adventure. You will find it challenging, sometimes frustrating, occasionally painful, and often richly rewarding.”

✓ مطالعه فیزیک یک ماجراجویی کامل است. آن را چالش‌برانگیز، گاهی ناامیدکننده، گاهی دردناک و اغلب سرشار از پاداش و سودمند خواهید یافت.
- Hugh D. Young


📌@higgs_field


This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM



📌"undulatus asperatus"


🔺ابر شوریده (asperatus) که موج‌دار شوریده (Undulatus asperatus) هم نامیده می‌شود گونه‌ای از ابر است که گنجاندن آن در دسته‌بندی رسمی ابرها در سال ۲۰۰۹ توسط بنیادگذار انجمن ارج‌گذاری به ابر پیشنهاد شده‌است. در صورت درج این گونه از ابر در اطلس بین‌المللی ابرها، این نخستین مورد پس از درج پَرسای درون پیچ cirrus intortus در این اطلس است که در سال ۱۹۵۱ صورت گرفت.

با این‌که ابرهای شوریده تیره‌رنگ و توفانی به نظر می‌آیند و ظاهری بدشگون دارند اما معمولاً بدون تشکیل توفان به مرور ناپدید می‌شوند. این ابرها بیشتر در دشت‌های بزرگ میانه ایالات متحده دیده می‌شوند و زمان ظهور آن‌ها معمولاً بامداد یا ظهر و پس از باد و باران همراه با رعد و برق است.


📌
@higgs_field




📌 Richard Feynman ²


🔺اما پس از جدایی با مری بل ، سرانجام پس از دوره آشفتگی طولانی پس از مرگ همسر نخستش ، توسط زنی جوان بریتانیایی با نام گوئنت هاوارد تبدیل به مرد خانواده شد . ثمره ی این آمیختگی ، فرزند پسری بنام کارل بود البته بعد ها دختر بچه ای بنام میشل را نیز به فرزندی گرفتند .

فاینمن یک سخنران خوش زبان و یک فیزیکیست درخشان بود که با لهجه لانگ آیلندی خود بعلاوه خوش مشربی که بنا بر نقل قول خود میراث مادری و هوشی که خود میراث پدری می دانست ، سخنرانی های بسیار شیرینی در حیطه نظریه کوانتوم ارائه می کرد .
بالاخره فاینمن در ۱۹۸۸ هنگامی که ۶۹ بهار و خزان را در زندگی از سر گذرانید ، به علت سرطان ، درگیر خزان ابدی شد .
...

قبلی
📌@higgs_field



📌10- ارنست رادرفورد Ernest Rutherford



🔺رادرفورد (1871-1937) متولد نیوزلند، یکی از بزرگترین فیزیکدانان تجربی محسوب می شود. او ایده نیمه عمر رادیواکتیو را کشف کرد و نشان داد که رادیواکتیویته شامل تبدیل یک عنصر شیمیایی به عنصر دیگر است. او در سال 1908 جایزه نوبل را برای تحقیقاتش در مورد تجزیه عناصر دریافت کرد. رادرفورد بعداً مدیر آزمایشگاه کاوندیش در دانشگاه کمبریج شد، جایی که تحت رهبری او، نوترون توسط جیمز چادویک در سال 1932 کشف شد و اولین آزمایش برای شکافتن هسته توسط جان کرافت و ارنست والتون انجام شد. عنصر روترفوردیوم در سال 1997 به نام او نامگذاری شد.


🔺10 فیزیکدان برتر به نقل از گاردین ..!



📌
@higgs_field


1




باب: بالاخره بعد از سالها بهم رسیدیم و این باشکوه ترین لحظه ی زندگیم هست ...

آلیس : زیاد مطمئن نباش باب ، جهان کوانتومی جدای از نواقص ادراکی انسان ها ، در بنیادی ترین حالتش نیز نوسانی گذرا بین مقادیر موهومی و حقیقی است ، مطمئن نباش باب ...هتا در باشکوه ترین رخداد زندگیت ....مطمئن نباش .



📌
@higgs_field


‌‌📌فیزیکدانان درباره ایده هاوکینگ که جهان آغازی نداشته است بحث می کنند

نوشته ناتالی وولکوور - کوانتا مگزین
قسمت چهارم


دو راه حل در تاریخچه انبساط "کلاسیک" جهان که با یکدیگر در رقابت هستند وجود دارد . به دنبال جهش اولیه تورم کیهانی از اندازه صفر، این دو جهان به طور پیوسته بر اساس نظریه گرانش و فضا-زمان اینشتین منبسط می شوند. تاریخچه‌های انبساط عجیب‌تر، مانند جهان‌های فوتبالی یا جهان‌های کرم مانند، عمدتاً در محاسبات کوانتومی باطل می‌شوند.


یکی از دو راه حل کلاسیک شبیه جهان ما است. در مقیاس های بزرگ، به دلیل نوسانات کوانتومی در طول تورم، شاهد جهانی صاف و توزیع تصادفی پر از انرژی هستیم. همانند جهان واقعی، اختلاف چگالی بین نواحی منحنی مقداری بزرگتر یا کوچکتر اما حول صفر هستیم.

اگر این راه‌حل ممکن واقعاً بر تابع موج برای فضای کوچک تسلط داشته باشد، تصور اینکه نسخه بسیار دقیق‌تر از تابع موج بدون مرز no-boundary wave Function ممکن است به عنوان یک مدل کیهانی قابل دوام از جهان واقعی عمل کند، قابل قبول است. در این شکل بالقوه غالب جهان دیگر هیچ شباهتی به واقعیت ندارد.

با گسترش نمودار شاتل-کاک ، انرژی تزریق شده به آن بیشتر و بیشتر می شود و تفاوت های چگالی بسیار زیادی از یک مکان به مکان دیگر ایجاد می کند که گرانش به طور پیوسته قوی تر می شود. تغییرات چگالی یک منحنی زنگ bell (زنگ ها شکلی شبیه همان شاتلکاک دارند) معکوس را تشکیل می دهد، جایی که تفاوت بین نواحی region نه به صفر، بلکه به بی نهایت نزدیک می شود.


اگر این عبارت مسلط در تابع موج بدون مرز برای فضای کوچک است، پروپزال هارتل-هاوکینگ اشتباه به نظر می رسد.
دو تاریخچه گسترش چیره ، انتخابی را در مورد چگونگی انجام انتگرال مسیر ارائه می دهند.
اگر تاریخچه های چیره بر دیگر کاندیدا ها ، دو مکان روی نقشه ، مانند کلان شهرها در قلمرو در سراسر نقشه جهانی از مکانیک کوانتومی باشند ، سوال محتمل این است که کدام مسیر را باید انتخاب کنیم؟

کدام تاریخچه انبساط ، بعنوان راه حل پیروز غایی، و تنها می تواند وجود داشته باشد، باید "محور یکپارچه سازی" ما را انتخاب کند؟ محققان مسیرهای مختلفی را طی کرده اند.


توروک، فلدبروژ و لنرز در مقاله خود در سال 2017 مسیری را در باغ تاریخچه های احتمالی انبساط انتخاب کردند که به دومین راه حل غالب منجر شد.

از نظر آنها، تنها خط مشی معقول آن است که مقادیر واقعی را (در مقابل مقادیر خیالی، که ریشه های مربع اعداد منفی را شامل می شود) برای متغیری به نام "لپس" lapse اسکن کنند .
لپس اساساً ارتفاع هر جهان شاتلکاک ممکن است - فاصله ای که برای رسیدن به یک قطر معین طول می کشد.
به دلیل نداشتن عنصر علّی، تصور لپس lapse مانند تصور معمول ما از زمان نیست.

با این حال، توروک و همکارانش تا حدی بر اساس علیت استدلال می‌کنند که فقط مقادیر واقعی لپس معنی فیزیکی دارند. و جمع کردن جهان‌ها با مقادیر واقعی لپس به راه‌حلی بی‌معنا و در نوسانات شدید منجر می‌شود.


توروک در تماس تلفنی گفت: «مردم به شهود استفان ایمان زیادی دارند. "به دلایل خوب - منظورم این است که او احتمالاً بهترین شهود را در این موضوعات در بین همه داشت. اما او همیشه حق نداشت.»‌‌


📌
@higgs_field

‌‌

📌 electron & UP



🔺برای درک الکترون، ابتدا باید معنی ذره بودن را دریابید. در جهان کوانتومی، همه چیز به طور همزمان هم یک ذره و هم موج است، جایی که بسیاری از خواص دقیق آن را نمی توان کاملاً شناخت. هرچه بیشتر تلاش کنید و موقعیت یک ذره را مشخص کنید، اطلاعات مربوط به تکانه آن را از بین می برید و بالعکس. اگر ذره ناپایدار باشد، طول عمر آن بر میزان توانایی شما در شناخت جرم یا انرژی ذاتی آن تأثیر می گذارد. و اگر ذره دارای یک اسپین ذاتی باشد، اندازه‌گیری اسپین آن در یک جهت تمام اطلاعاتی را که می‌توانید درباره نحوه چرخش آن در جهت‌های دیگر بدانید، از بین می‌برد.

• الکترون‌ها، مانند همه فرمیون‌های اسپین ½ دارند.
اگر آن را در یک لحظه خاص در زمان اندازه گیری کنید، اطلاعات مربوط به ویژگی های آینده آن را نمی توان با دقت دلخواه دانست، حتی اگر قوانین حاکم بر آن کاملاً درک شوند. در جهان کوانتومی، بسیاری از خصوصیات فیزیکی یک عدم قطعیت بنیادین و ذاتی برای آنها دارند.
اما این در مورد همه چیز صادق نیست. قوانین کوانتومی حاکم بر کیهان پیچیده‌تر از اجزای غیرمستقیم هستند، مانند عدم قطعیت هایزنبرگ.

• جهان از کوانتوم ها تشکیل شده است که اجزای واقعیت هستند که نمی توان آنها را به اجزای کوچکتر تقسیم کرد. موفق‌ترین مدل آن ، از کوچک‌ترین مؤلفه‌های بنیادی که واقعیت ما را تشکیل می‌دهند، به شکل مدل استاندارد با نام خلاقانه به سراغ ما آمده است.
در مدل استاندارد، دو دسته کوانتومی مجزا وجود دارد:

ذرات تشکیل دهنده ماده و پادماده در جهان مادی ما، که فرمیون و ذراتی که مسئول نیروهایی هستند که بر تعاملات آنها حاکم اند و به نام بوزون شناخته می شوند .


✓ تصویر عدم قطعیت ذاتی بین موقعیت و تکانه در سطح کوانتومی. محدودیتی برای اندازه گیری همزمان این دو کمیت وجود دارد، و عدم قطعیت در جاهایی که مردم اغلب انتظارش را ندارند ظاهر می شود .


📌
@higgs_field



📌تشخیص دمای شی از طیف تابشی مرئی آن


🔺اگر جسم سیاهی را گرم کنیم ، در دما های متفاوت نورهای با طول موج های متفاوتی را از خود پخش خواهد کرد و این نورها تمام طیف نور مرئی را شامل می شود .
رنگ فلز گداخته شده را در ذهن خود تصورکنید ، وقتی تکه ای فولاد ذوب و گداخته می ‌شود ، در ابتدا رنگ آن قرمز نزدیک به سیاه بوده ( قرمز تیره ) بوده و وقتی که بیش تر گرم‌ می شود ، رنگی بین آبی و سفید ( آبی روشن ) به خود می گیرد . این پدیده رابطه بین رنگ و دما را نشان می‌دهد .
با بیشتر شدن درجه دمای فلز ، رنگ فلز گداخته شده به آبی مایل به بنفش تغییر کرده و سرانجام اشعه فرا بنفش نامرئی از جسم بازتاب می شود ، که چشم ما قادر به دیدن این طیف نور نیست .
وقتی تکه ای فلز را از کوره دور کنیم ، رنگ آن ابتدا زرد ، سپس نارنجی و در اخرقرمز می‌شود ، بنابراین دمای رنگ براساس رنگ بازتاب شده از جسم سیاه در دمای معین تعریف شده است و با یکای درجه کلوین بیان‌ می شود .
دمای رنگ بالاتر از ۴۰۰۰ درجه کلوین به عنوان نور سرد و دمای رنگ کم تر از ۳۰۰۰ درجه کلوین به عنوان نور گرم تعریف می‌ شود .


📌
@higgs_field