〰
🔺 Non-locality & Spooky action at a distance
(Quantum Entanglement )
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5219
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5225
Reference
https://www.physicsoftheuniverse.com/topics_quantum_nonlocality.html
〰
🔺 Non-locality & Spooky action at a distance
(Quantum Entanglement )
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/5219
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/5225
Reference
https://www.physicsoftheuniverse.com/topics_quantum_nonlocality.html
〰
〰
📌 What we never know
Part ²
🔺 اگر 100 میلیارد سال آینده را به سرعت جلو ببرید، تمام کهکشانهایی که در حال حاضر میتوانیم ببینیم آنقدر دور خواهند بود و به سرعت از ما دور خواهند شد که نوری که در گذشته ساطع کردهاند از نظر محو خواهد شد.» در آن نقطه، جهان قابل مشاهده ما فقط همان کهکشان های نزدیک است که از نظر گرانشی به کهکشان ما متصل شده اند.
مرز دیگری در انتهای مقیاس دیگر وجود دارد . بین مولکولها، به مرکز اتمها، در اعماق هستهها و کوارکهایی که پروتونها و نوترونهای آنها را میسازند، زوم کنید. در اینجا، مجموعه دیگری از قوانین، که عمدتاً در قرن بیستم ابداع شدهاند، بر نحوه کارکرد امور حاکم است. در قوانین مکانیک کوانتومی، همه چیز «کوانتیزه» است، به این معنی که ویژگیهای ذرات (مثلاً انرژی یا مکان آنها در اطراف هسته اتم) فقط میتواند مقادیر متمایزی مانند پلههای یک نردبان به خود بگیرد تا یک پیوستار مانند تصاویر یک اسلاید فیلم آپارات .
مکانیک کوانتومی همچنین نشان می دهد که ذرات فقط نقطه نیستند. آنها به طور همزمان مانند امواج عمل می کنند، به این معنی که می توانند چندین مقدار را به طور همزمان دریافت کنند و مجموعه ای از اثرات موج مانند دیگر مانند تداخل را تجربه کنند. اساساً، جهان کوانتومی مکانی پر سر و صدا است و درک ما از آن به طور ذاتی با احتمال و عدم قطعیت مرتبط است.
این کوانتومی بودن به این معنی است که اگر سعی کنید خیلی نزدیک به دنیای کوانتومی نگاه کنید ، با اثر مشاهده گر مواجه خواهید شد:
🔺 تلاش برای دیدن چیزهایی به این کوچکی مستلزم تابش نور از آنها است، و انرژی حاصل از این تعامل می تواند اساساً آنچه را که هست تغییر دهد.
اما محدودیت اساسیتری برای آنچه میتوانیم ببینیم وجود دارد. ورنر هایزنبرگ کشف کرد که عدم قطعیت مکانیک کوانتومی حداقل دقتی را ارائه می دهد که با آن می توانید جفت خاصی از خصوصیات ریاضی مرتبط مانند موقعیت و تکانه یک ذره را اندازه گیری کنید. هر چه بتوانید یکی را با دقت بیشتری اندازه گیری کنید، دیگری را با دقت کمتری می توانید اندازه گیری کنید. و در نهایت، حتی تلاش برای اندازهگیری تنها یکی از آن ویژگیها در مقیاس به اندازه کافی کوچک غیرممکن میشود، به نام مقیاس پلانک، که با کوتاهترین طول،
10-³⁵
متر، و کوتاهترین فاصله زمانی، در حدود
10-⁵
ارائه میشود.
جیمز بیچام، فیزیکدان در آزمایش بزرگ ATLAS گفت: "شما اعداد ثابت constant را که طبیعت را توصیف می کنند - یکی از ثابت های گرانشی، سرعت نور و ثابت پلانک انتخاب می کنید، و اگر این ثابت ها را کنار هم بگذارم، طول پلانک را بدست می آوریم."
از نظر ریاضی، چیز خاصی نیست—من می توانم عدد کوچکتری مانند
10-³⁶
متر بنویسم... اما مکانیک کوانتومی می گوید که اگر من پیش بینی نظریه خود را داشته باشم که بگوید ساختار در مقیاس کوچکتر وجود دارد، کوانتوم دارای عدم قطعیت داخلی است. این یک محدودیت داخلی برای درک ما از جهان است - اینها کوچکترین اعداد معنیداری هستند که مکانیک کوانتومی به ما اجازه تعریف آنها را میدهد.
البته با این فرض که مکانیک کوانتومی راه درستی برای تفکر در مورد جهان است. اما بارها و بارها، آزمایشها نشان دادهاند که دلیلی برای تفکر غیر از این وجود ندارد.
🔺بررسی ناشناخته ها
این محدودیت های بنیادین ، بزرگ و کوچک، موانع روشنی را برای دانش ما ایجاد می کند. نظریههای ما به ما میگویند که ما هرگز مستقیماً آنچه را که فراتر از این افقهای کیهانی قرار دارد یا چه ساختارهایی کوچکتر از مقیاس پلانک وجود دارد، مشاهده نخواهیم کرد. با این حال، پاسخ به برخی از بزرگترین سوالاتی که از خود میپرسیم ممکن است فراتر از آن دیوارها وجود داشته باشد. چرا و چگونه جهان آغاز شد؟ چه چیزی فراتر از جهان ما نهفته است؟ چرا چیزها به همان شکلی به نظر می رسند و عمل می کنند؟ چرا چیزها وجود دارند؟
غیر قابل مشاهده و آزمایش ناپذیر فراتر از محدوده تحقیق علمی وجود دارد.
📌@higgs_field
〰
📌 What we never know
Part ²
🔺 اگر 100 میلیارد سال آینده را به سرعت جلو ببرید، تمام کهکشانهایی که در حال حاضر میتوانیم ببینیم آنقدر دور خواهند بود و به سرعت از ما دور خواهند شد که نوری که در گذشته ساطع کردهاند از نظر محو خواهد شد.» در آن نقطه، جهان قابل مشاهده ما فقط همان کهکشان های نزدیک است که از نظر گرانشی به کهکشان ما متصل شده اند.
مرز دیگری در انتهای مقیاس دیگر وجود دارد . بین مولکولها، به مرکز اتمها، در اعماق هستهها و کوارکهایی که پروتونها و نوترونهای آنها را میسازند، زوم کنید. در اینجا، مجموعه دیگری از قوانین، که عمدتاً در قرن بیستم ابداع شدهاند، بر نحوه کارکرد امور حاکم است. در قوانین مکانیک کوانتومی، همه چیز «کوانتیزه» است، به این معنی که ویژگیهای ذرات (مثلاً انرژی یا مکان آنها در اطراف هسته اتم) فقط میتواند مقادیر متمایزی مانند پلههای یک نردبان به خود بگیرد تا یک پیوستار مانند تصاویر یک اسلاید فیلم آپارات .
مکانیک کوانتومی همچنین نشان می دهد که ذرات فقط نقطه نیستند. آنها به طور همزمان مانند امواج عمل می کنند، به این معنی که می توانند چندین مقدار را به طور همزمان دریافت کنند و مجموعه ای از اثرات موج مانند دیگر مانند تداخل را تجربه کنند. اساساً، جهان کوانتومی مکانی پر سر و صدا است و درک ما از آن به طور ذاتی با احتمال و عدم قطعیت مرتبط است.
این کوانتومی بودن به این معنی است که اگر سعی کنید خیلی نزدیک به دنیای کوانتومی نگاه کنید ، با اثر مشاهده گر مواجه خواهید شد:
🔺 تلاش برای دیدن چیزهایی به این کوچکی مستلزم تابش نور از آنها است، و انرژی حاصل از این تعامل می تواند اساساً آنچه را که هست تغییر دهد.
اما محدودیت اساسیتری برای آنچه میتوانیم ببینیم وجود دارد. ورنر هایزنبرگ کشف کرد که عدم قطعیت مکانیک کوانتومی حداقل دقتی را ارائه می دهد که با آن می توانید جفت خاصی از خصوصیات ریاضی مرتبط مانند موقعیت و تکانه یک ذره را اندازه گیری کنید. هر چه بتوانید یکی را با دقت بیشتری اندازه گیری کنید، دیگری را با دقت کمتری می توانید اندازه گیری کنید. و در نهایت، حتی تلاش برای اندازهگیری تنها یکی از آن ویژگیها در مقیاس به اندازه کافی کوچک غیرممکن میشود، به نام مقیاس پلانک، که با کوتاهترین طول،
10-³⁵
متر، و کوتاهترین فاصله زمانی، در حدود
10-⁵
ارائه میشود.
جیمز بیچام، فیزیکدان در آزمایش بزرگ ATLAS گفت: "شما اعداد ثابت constant را که طبیعت را توصیف می کنند - یکی از ثابت های گرانشی، سرعت نور و ثابت پلانک انتخاب می کنید، و اگر این ثابت ها را کنار هم بگذارم، طول پلانک را بدست می آوریم."
از نظر ریاضی، چیز خاصی نیست—من می توانم عدد کوچکتری مانند
10-³⁶
متر بنویسم... اما مکانیک کوانتومی می گوید که اگر من پیش بینی نظریه خود را داشته باشم که بگوید ساختار در مقیاس کوچکتر وجود دارد، کوانتوم دارای عدم قطعیت داخلی است. این یک محدودیت داخلی برای درک ما از جهان است - اینها کوچکترین اعداد معنیداری هستند که مکانیک کوانتومی به ما اجازه تعریف آنها را میدهد.
البته با این فرض که مکانیک کوانتومی راه درستی برای تفکر در مورد جهان است. اما بارها و بارها، آزمایشها نشان دادهاند که دلیلی برای تفکر غیر از این وجود ندارد.
🔺بررسی ناشناخته ها
این محدودیت های بنیادین ، بزرگ و کوچک، موانع روشنی را برای دانش ما ایجاد می کند. نظریههای ما به ما میگویند که ما هرگز مستقیماً آنچه را که فراتر از این افقهای کیهانی قرار دارد یا چه ساختارهایی کوچکتر از مقیاس پلانک وجود دارد، مشاهده نخواهیم کرد. با این حال، پاسخ به برخی از بزرگترین سوالاتی که از خود میپرسیم ممکن است فراتر از آن دیوارها وجود داشته باشد. چرا و چگونه جهان آغاز شد؟ چه چیزی فراتر از جهان ما نهفته است؟ چرا چیزها به همان شکلی به نظر می رسند و عمل می کنند؟ چرا چیزها وجود دارند؟
غیر قابل مشاهده و آزمایش ناپذیر فراتر از محدوده تحقیق علمی وجود دارد.
📌@higgs_field
〰
Telegram
📎
〰
🔺what we never know
¹ → https://t.me/higgs_field/5220
² → https://t.me/higgs_field/5227
³ → https://t.me/higgs_field/5240
⁴ → https://t.me/higgs_field/5249
⁵ → https://t.me/higgs_field/5256
🔺what we never know
¹ → https://t.me/higgs_field/5220
² → https://t.me/higgs_field/5227
³ → https://t.me/higgs_field/5240
⁴ → https://t.me/higgs_field/5249
⁵ → https://t.me/higgs_field/5256
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
〰
📌 ورنر هایزنبرگ
قسمت اول
https://t.me/higgs_field/5214
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/5216
📌@higgs_field
〰
📌 ورنر هایزنبرگ
قسمت اول
https://t.me/higgs_field/5214
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/5216
📌@higgs_field
〰
👍1
〰
📌 Born–Oppenheimer approximation
🔺بر اساس تقریب بورن-اوپنهایمر حرکت الکترون و هسته در یک مولکول جداشدنی و تفکیک پذیر هستند. این تقریب توسط دو فیزیکدان نظری، ماکس بورن و رابرت اوپنهایمر ارائه گردیده است. این تقریب بر مبنای ریاضیاتی مکانیک کوانتوم اجازه میدهد تا تابع موج یک مولکول به توابع موج هستهای و الکترونی تقسیم شوند:
Ψ total = Ψ electronic + Ψ nuclear
انرژی الکترونی شامل انرژی جنبشی، رانش (دافعه ) بین الکترونی، رانش هستهای و ربایش (جاذبه) هسته-الکترون است. در مقابل، انرژی هسته و انرژیهای انتقالی، چرخشی و ارتعاشی نیز دارای برهمکنش با انرژی الکترون هستند.
🔺 تقریب بورن-اپنهایمر به طور خلاصه بیان میدارد که به سبب تفاوت در انرژیها، میتوان از انرژیهای هسته و الکترون در برابر انرژیهای چرخشی و ارتعاشی و انتقالی چشمپوشی نمود. بیان دیگر تقریب بورن-اپنهایمر این است که هامیلتونی مولکولی غیر نسبیتی مستقل از زمان مطلق برابر است با مجموع عملگرهای انرژی جنبشی و هامیلتونی الکترونی:
H = He + Tn
به عبارت دیگر انرژی به عنوان ویژهمقدار تابع موج، مجموع انرژی جنبشی و انرژی الکترونی است:
{ Tn + Ee (R)} Φ R = E Φ (R)
📌 @higgs_field
〰
📌 Born–Oppenheimer approximation
🔺بر اساس تقریب بورن-اوپنهایمر حرکت الکترون و هسته در یک مولکول جداشدنی و تفکیک پذیر هستند. این تقریب توسط دو فیزیکدان نظری، ماکس بورن و رابرت اوپنهایمر ارائه گردیده است. این تقریب بر مبنای ریاضیاتی مکانیک کوانتوم اجازه میدهد تا تابع موج یک مولکول به توابع موج هستهای و الکترونی تقسیم شوند:
Ψ total = Ψ electronic + Ψ nuclear
انرژی الکترونی شامل انرژی جنبشی، رانش (دافعه ) بین الکترونی، رانش هستهای و ربایش (جاذبه) هسته-الکترون است. در مقابل، انرژی هسته و انرژیهای انتقالی، چرخشی و ارتعاشی نیز دارای برهمکنش با انرژی الکترون هستند.
🔺 تقریب بورن-اپنهایمر به طور خلاصه بیان میدارد که به سبب تفاوت در انرژیها، میتوان از انرژیهای هسته و الکترون در برابر انرژیهای چرخشی و ارتعاشی و انتقالی چشمپوشی نمود. بیان دیگر تقریب بورن-اپنهایمر این است که هامیلتونی مولکولی غیر نسبیتی مستقل از زمان مطلق برابر است با مجموع عملگرهای انرژی جنبشی و هامیلتونی الکترونی:
H = He + Tn
به عبارت دیگر انرژی به عنوان ویژهمقدار تابع موج، مجموع انرژی جنبشی و انرژی الکترونی است:
{ Tn + Ee (R)} Φ R = E Φ (R)
📌 @higgs_field
〰
Telegram
📎
〰
📌The diagram below summarizes the domains of activity in physics:
🔺مدل پدیدارشناختی Phenomenological برای توضیح برخی داده ها ساخته شده است، در حالی که چارچوب نظری دامنه بسیار گسترده تری شامل بسیاری از پدیده ها را در بر می گیرد. معمولاً توسعه تئوری ها در فیزیک مسیر مرحله 1 تا 4 را با بازخوردهای ثابت دنبال می کند. به ندرت مستقیماً از مرحله 4 تا 1 پیش می رود. اما این مورد از بینش درخشان P. A. M. دیراک است، که به تازگی معادله موج را برای الکترون نوشت، پیش بینی های مشتق شده همگی در صورت درست بودن ، تأیید خواهند شد .
🔺در مثالی دیگر، نابغه ای مانند انیشتین لازم بود تا از کمی ریاضیات در انحنای فضا شروع کند (بخش کوچکی در دیفرانسیل های هندسی ، که در واقع از فضای مسطح شبه 4 بعدی در نسبیت خاص الهام گرفته شده است) و راه خود را ادامه داد. و با بازگشت به مرحله 1 با پیش بینی های بسیار جلوتر از مشاهدات - بسیاری از آنها اخیرا تایید شده اند. بدینسان فیزیکدان از راه:
• جمع آوری داده از آزمایش تجربی
•مدل سازی های پدیدار شناختی
• بیان چارچوب نظری
• سپس ریاضیات
و بازگشت و استقرا ریاضیاتی تئوری طرح می کند.
📌@higgs_field
〰
📌The diagram below summarizes the domains of activity in physics:
🔺مدل پدیدارشناختی Phenomenological برای توضیح برخی داده ها ساخته شده است، در حالی که چارچوب نظری دامنه بسیار گسترده تری شامل بسیاری از پدیده ها را در بر می گیرد. معمولاً توسعه تئوری ها در فیزیک مسیر مرحله 1 تا 4 را با بازخوردهای ثابت دنبال می کند. به ندرت مستقیماً از مرحله 4 تا 1 پیش می رود. اما این مورد از بینش درخشان P. A. M. دیراک است، که به تازگی معادله موج را برای الکترون نوشت، پیش بینی های مشتق شده همگی در صورت درست بودن ، تأیید خواهند شد .
🔺در مثالی دیگر، نابغه ای مانند انیشتین لازم بود تا از کمی ریاضیات در انحنای فضا شروع کند (بخش کوچکی در دیفرانسیل های هندسی ، که در واقع از فضای مسطح شبه 4 بعدی در نسبیت خاص الهام گرفته شده است) و راه خود را ادامه داد. و با بازگشت به مرحله 1 با پیش بینی های بسیار جلوتر از مشاهدات - بسیاری از آنها اخیرا تایید شده اند. بدینسان فیزیکدان از راه:
• جمع آوری داده از آزمایش تجربی
•مدل سازی های پدیدار شناختی
• بیان چارچوب نظری
• سپس ریاضیات
و بازگشت و استقرا ریاضیاتی تئوری طرح می کند.
📌@higgs_field
〰
〰
🔺فرمولبندی قانون پلانک نمونهای از مدلسازی پدیدارشناختی phenomenological است، او فقط این ایده را از حالت امواج ایستاده وام گرفته و تغییراتی مانند توزیع انرژی بین تراز های انرژی (فوتونها در مدل ارتقا یافته) اضافه میکند. مثال دیگر اتم بور است ، که الگوی موج ایستاده را از خط مستقیم به یک دایره تبدیل میکند و به هر سطح آن ، تراز انرژی اختصاص میدهد. موج ایستاده قیاس خوبی برای کوانتوم است زیرا حالتها در مقادیر گسسته و در حالت بنیادین خود قرار دارند. و برای تجسم یک پیکربندی ثابت بسیار مفید است.
از نظر ریاضی، رابطه بین موج ایستاده و ذره با معادله دوبروی
P= h / λ
E= h v
که p , E تکانه momentum و انرژی ذره هستند. نظریه کوانتومی به طور کامل با کوانتیزه کردن p و E ایجاد می شود، یعنی با آنها به عنوان عملگر رفتار می شود.
📌@higgs_field
〰
🔺فرمولبندی قانون پلانک نمونهای از مدلسازی پدیدارشناختی phenomenological است، او فقط این ایده را از حالت امواج ایستاده وام گرفته و تغییراتی مانند توزیع انرژی بین تراز های انرژی (فوتونها در مدل ارتقا یافته) اضافه میکند. مثال دیگر اتم بور است ، که الگوی موج ایستاده را از خط مستقیم به یک دایره تبدیل میکند و به هر سطح آن ، تراز انرژی اختصاص میدهد. موج ایستاده قیاس خوبی برای کوانتوم است زیرا حالتها در مقادیر گسسته و در حالت بنیادین خود قرار دارند. و برای تجسم یک پیکربندی ثابت بسیار مفید است.
از نظر ریاضی، رابطه بین موج ایستاده و ذره با معادله دوبروی
P= h / λ
E= h v
که p , E تکانه momentum و انرژی ذره هستند. نظریه کوانتومی به طور کامل با کوانتیزه کردن p و E ایجاد می شود، یعنی با آنها به عنوان عملگر رفتار می شود.
📌@higgs_field
〰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰
🔺 Physics is my pleasure
« این درسته که در سیستم ایزوله یا بسته انرژی پایسته است ، یعنی وقتی چکش را بر سنگ می کوبید اگر هیچ تبدیلی برای انرژی رخ ندهد در نهایت تبدیل به اصطکاک و انرژی حرارتی می گردد . تلفات گرمایی ، مقاومت هوا یا محیط مادی و گرانش از جمله موانع بر سر راه مشاهده این پایستگی ست . طبق قاعده فیزیک یک آونگ تا بی نهایت باید نوسان کند اما روی زمین گرانش و مقاومت هوا نوسانات را میرا می سازد .
گیف بالا از این جهت خاص هست چرا که برای اولین بار باورم نشد اما بعد متوجه شدم که این نوسان میرای یک آونگ خاص با نرخ میرایی پایین است »
☘ آیا می توان این محتوا را با مگنت توضیح داد؟ اگر ربایش و رانش مغناطیسی در سیستم در نظر گرفته شود میتواند توضیح رئالیتی تری بدست دهد .
📌@higgs_field
〰
🔺 Physics is my pleasure
« این درسته که در سیستم ایزوله یا بسته انرژی پایسته است ، یعنی وقتی چکش را بر سنگ می کوبید اگر هیچ تبدیلی برای انرژی رخ ندهد در نهایت تبدیل به اصطکاک و انرژی حرارتی می گردد . تلفات گرمایی ، مقاومت هوا یا محیط مادی و گرانش از جمله موانع بر سر راه مشاهده این پایستگی ست . طبق قاعده فیزیک یک آونگ تا بی نهایت باید نوسان کند اما روی زمین گرانش و مقاومت هوا نوسانات را میرا می سازد .
گیف بالا از این جهت خاص هست چرا که برای اولین بار باورم نشد اما بعد متوجه شدم که این نوسان میرای یک آونگ خاص با نرخ میرایی پایین است »
☘ آیا می توان این محتوا را با مگنت توضیح داد؟ اگر ربایش و رانش مغناطیسی در سیستم در نظر گرفته شود میتواند توضیح رئالیتی تری بدست دهد .
📌@higgs_field
〰
〰
📌 What we never know
Part ³
🔺ناتان موسوکه، کیهانشناس محاسباتی computational cosmologist از دانشگاه نیوهمپشایر در این باره میگوید:
«تا زمانی که بتوان با ریاضیات عالم را توضیح داد ، همه چیز خوب است ، اما اگر راهی برای آزمایش چنین فرضیه هایی نداشته باشیم، آنگاه از قلمرو چیزی که ما علم میدانیم خارج میشویم».
از جمله جستجو های بی پاسخ و خارج از قلمروی علم ، حیطه فلسفه و مذاهب میتوان نام برد اما با این حال، ممکن است که پاسخهای علمی به این پرسشها بهعنوان اثرات قابل مشاهده در این بستر ها وجود داشته باشد که توانایی روش علمی را نشان می دهد .
🔺رالف آلفر و رابرت هرمان برای اولین بار در سال 1948 پیشبینی کردند که مقداری از نور باقی مانده از دوران اولیه تاریخ کیهان ممکن است هنوز در اینجا روی زمین قابل مشاهده باشد. سپس، در سال 1964، آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون به عنوان ستاره شناس رادیویی در آزمایشگاه بل در نیوجرسی مشغول به کار بودند که متوجه سیگنال عجیبی در تلسکوپ رادیویی خود شدند. آنها هر ایدهای را بررسی کردند تا منبع صدا را دریابند - شاید این تابش پسزمینه شهر نیویورک یا حتی مدفوع کبوترهایی بود که در آزمایشگاه لانه کرده بودند؟
اما آنها به زودی متوجه شدند که داده ها با پیش بینی آلفر و هرمان مطابقت دارد.
پنزیاس و ویلسون تابش مایکروویو را تنها 400،000 سال پس از انفجار بزرگ ایجاد شده بود که پسزمینه مایکروویو کیهانی CMB نامیده میشود، کشف کرده بودند، قدیمیترین و دورترین تابش قابل مشاهده برای تلسکوپهای امروزی. در طول این دوره از تاریخ کیهان، واکنشهای شیمیایی باعث شد که جهانی که سابقا تاریک بود کنون به نور اجازه دهد تا بدون ممانعت از آن عبور کند. این نور که توسط جهان در حال انبساط امتداد یافته، اکنون به صورت تشعشعات مایکروویو ضعیفی ظاهر می شود که از همه جهات در آسمان گسیل می یابند.
آزمایشهای اخترشناسان از آن زمان، مانند کاوشگر پسزمینه کیهانی (COBE)، کاوشگر ناهمسانگردی مایکروویو ویلکینسون (WMAP) و رصدخانه فضایی پلانک، تلاش کردهاند این پسزمینه مایکروویو کیهانی را نقشهبرداری کنند و چندین نکته کلیدی را آشکار کنند. اول، دمای این امواج مایکروویو به طرز وحشتناکی در سراسر آسمان یکنواخت است - حدود 2.725 درجه بالاتر از صفر مطلق ( کلوین) - صفر مطلق یعنی حداقل دمای جهان...!
دوم، علیرغم یکنواختی آن، نوسانات دمایی کوچک و وابسته به جهت وجود دارد. لکه هایی که تشعشع کمی گرمتر است و لکه هایی که در جایشان که کمی خنک تر است. این نوسانات، باقیمانده از ساختار عالم اولیه قبل از شفاف شدن ، تولید شده توسط امواج صوتی در میان آن و چاه های گرانشی است که نشان می دهد ابتدایی ترین ساختارهای کیهان ممکن است چگونه شکل گرفته اند.
🔺حداقل یک نظریه پیشنهاد رویکردی علمی را برای بررسی این ساختار، با فرضیه هایی که توسط مشاهدات بیشتر این نوسانات در آزمایشگاه ساپورت شده ، داده است.
این نظریه تورم inflation نامیده می شود. تورم فرض میکند که جهان قابل مشاهده آنگونه که امروز میبینیم، زمانی در ابعاد فضایی کوچکتر از هر ذره particle که امروز می شناسیم ، قرار داشته است.
سپس، طی یک انفجار غیرقابل تصور در انبساط قرار گرفت که تنها کسری از ثانیه ، که توسط میدانی با دینامیک تعیین شده توسط مکانیک کوانتومی کنترل می شد ، طول کشید.
در این دوره نوسانات کوچک مقیاس کوانتومی به چاههای گرانشی بزرگتر که در نهایت ساختار مقیاس بزرگ جهان قابل مشاهده را با آن چاههایی که در دادههای پسزمینه مایکروویو کیهانی بدست آمده ، ایجاد شدند . می توانید تورم را به عنوان بخشی از "انفجار Bang " در نظریه بیگ بنگ در نظر بگیرید.
• ( بانگ در پارسی آوای بلند و Bang در انگلیسی انفجار )
🔺این ایده مناسبی است که ما می توانیم داده ها را از پس زمینه مایکروویو کیهانی استخراج کنیم . اما این داده ها منجر به سوالات بیشتری می شود. کیتی مک، اخترفیزیکدان نظری در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی، میگوید: «فکر میکنم اجماع بسیار گستردهای وجود دارد که احتمالاً تورم رخ داده است. درباره اینکه چگونه یا چرا رخ داده، چه چیزی باعث آن شده است، یا در زمان وقوع از چه قوانین فیزیکی پیروی کرده است، اجماع بسیار کمی وجود دارد.»
→ inflation
📌@higgs_field
〰
📌 What we never know
Part ³
🔺ناتان موسوکه، کیهانشناس محاسباتی computational cosmologist از دانشگاه نیوهمپشایر در این باره میگوید:
«تا زمانی که بتوان با ریاضیات عالم را توضیح داد ، همه چیز خوب است ، اما اگر راهی برای آزمایش چنین فرضیه هایی نداشته باشیم، آنگاه از قلمرو چیزی که ما علم میدانیم خارج میشویم».
از جمله جستجو های بی پاسخ و خارج از قلمروی علم ، حیطه فلسفه و مذاهب میتوان نام برد اما با این حال، ممکن است که پاسخهای علمی به این پرسشها بهعنوان اثرات قابل مشاهده در این بستر ها وجود داشته باشد که توانایی روش علمی را نشان می دهد .
🔺رالف آلفر و رابرت هرمان برای اولین بار در سال 1948 پیشبینی کردند که مقداری از نور باقی مانده از دوران اولیه تاریخ کیهان ممکن است هنوز در اینجا روی زمین قابل مشاهده باشد. سپس، در سال 1964، آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون به عنوان ستاره شناس رادیویی در آزمایشگاه بل در نیوجرسی مشغول به کار بودند که متوجه سیگنال عجیبی در تلسکوپ رادیویی خود شدند. آنها هر ایدهای را بررسی کردند تا منبع صدا را دریابند - شاید این تابش پسزمینه شهر نیویورک یا حتی مدفوع کبوترهایی بود که در آزمایشگاه لانه کرده بودند؟
اما آنها به زودی متوجه شدند که داده ها با پیش بینی آلفر و هرمان مطابقت دارد.
پنزیاس و ویلسون تابش مایکروویو را تنها 400،000 سال پس از انفجار بزرگ ایجاد شده بود که پسزمینه مایکروویو کیهانی CMB نامیده میشود، کشف کرده بودند، قدیمیترین و دورترین تابش قابل مشاهده برای تلسکوپهای امروزی. در طول این دوره از تاریخ کیهان، واکنشهای شیمیایی باعث شد که جهانی که سابقا تاریک بود کنون به نور اجازه دهد تا بدون ممانعت از آن عبور کند. این نور که توسط جهان در حال انبساط امتداد یافته، اکنون به صورت تشعشعات مایکروویو ضعیفی ظاهر می شود که از همه جهات در آسمان گسیل می یابند.
آزمایشهای اخترشناسان از آن زمان، مانند کاوشگر پسزمینه کیهانی (COBE)، کاوشگر ناهمسانگردی مایکروویو ویلکینسون (WMAP) و رصدخانه فضایی پلانک، تلاش کردهاند این پسزمینه مایکروویو کیهانی را نقشهبرداری کنند و چندین نکته کلیدی را آشکار کنند. اول، دمای این امواج مایکروویو به طرز وحشتناکی در سراسر آسمان یکنواخت است - حدود 2.725 درجه بالاتر از صفر مطلق ( کلوین) - صفر مطلق یعنی حداقل دمای جهان...!
دوم، علیرغم یکنواختی آن، نوسانات دمایی کوچک و وابسته به جهت وجود دارد. لکه هایی که تشعشع کمی گرمتر است و لکه هایی که در جایشان که کمی خنک تر است. این نوسانات، باقیمانده از ساختار عالم اولیه قبل از شفاف شدن ، تولید شده توسط امواج صوتی در میان آن و چاه های گرانشی است که نشان می دهد ابتدایی ترین ساختارهای کیهان ممکن است چگونه شکل گرفته اند.
🔺حداقل یک نظریه پیشنهاد رویکردی علمی را برای بررسی این ساختار، با فرضیه هایی که توسط مشاهدات بیشتر این نوسانات در آزمایشگاه ساپورت شده ، داده است.
این نظریه تورم inflation نامیده می شود. تورم فرض میکند که جهان قابل مشاهده آنگونه که امروز میبینیم، زمانی در ابعاد فضایی کوچکتر از هر ذره particle که امروز می شناسیم ، قرار داشته است.
سپس، طی یک انفجار غیرقابل تصور در انبساط قرار گرفت که تنها کسری از ثانیه ، که توسط میدانی با دینامیک تعیین شده توسط مکانیک کوانتومی کنترل می شد ، طول کشید.
در این دوره نوسانات کوچک مقیاس کوانتومی به چاههای گرانشی بزرگتر که در نهایت ساختار مقیاس بزرگ جهان قابل مشاهده را با آن چاههایی که در دادههای پسزمینه مایکروویو کیهانی بدست آمده ، ایجاد شدند . می توانید تورم را به عنوان بخشی از "انفجار Bang " در نظریه بیگ بنگ در نظر بگیرید.
• ( بانگ در پارسی آوای بلند و Bang در انگلیسی انفجار )
🔺این ایده مناسبی است که ما می توانیم داده ها را از پس زمینه مایکروویو کیهانی استخراج کنیم . اما این داده ها منجر به سوالات بیشتری می شود. کیتی مک، اخترفیزیکدان نظری در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی، میگوید: «فکر میکنم اجماع بسیار گستردهای وجود دارد که احتمالاً تورم رخ داده است. درباره اینکه چگونه یا چرا رخ داده، چه چیزی باعث آن شده است، یا در زمان وقوع از چه قوانین فیزیکی پیروی کرده است، اجماع بسیار کمی وجود دارد.»
→ inflation
📌@higgs_field
〰
👏1
〰
📌 3- گالیلئو گالیلئی Galileo Galilei
🔺گالیله (1564-1642) در پیزا متولد شد، در ابتدا به عنوان یک پزشک آموزش دید. با شنیدن خبر اختراع تلسکوپ در سال 1609، او تلسکوپ خود را ساخت و آن را به سمت آسمان چرخاند و وجود لکههای خورشیدی و سطحی گودالدار و کوهستانی روی ماه را آشکار کرد .
مطالعات او همچنین از این ایده پشتیبانی کرد که زمین به دور خورشید می چرخد. این امر گالیله را با کلیسای کاتولیک به مشکل بزرگی مواجه کرد و او مجبور شد پیشتیبانی از تئوری علمی خود را در سال 1633 کنار بگذارد. کار او بر روی اجسام در حال سقوط، همچنین اساس نظریههای بعدی نیوتن را ایجاد کرد.
🔺هم ارزی گرانشی که آزمایش تجربی آن مبتنی بر سرعت برابر سقوط پر و چکش در خلا یا سرعت یکسان سقوط دو گوی سنگین و سبک از برج پیزا سابقا در کانال توضیح دادیم .
هم ارزی گرانشی از نقاط ضعف جاذبه نیوتنی بود و بعد ها انیشتین با نسبت دادن گرانش بعنوان خصوصیتی از فضا-زمان این پارادوکس فیزیک را حل کرد .
🔺 10 فیزیکدان برتر به نقل گاردین ..!
📌@higgs_field
〰
📌 3- گالیلئو گالیلئی Galileo Galilei
🔺گالیله (1564-1642) در پیزا متولد شد، در ابتدا به عنوان یک پزشک آموزش دید. با شنیدن خبر اختراع تلسکوپ در سال 1609، او تلسکوپ خود را ساخت و آن را به سمت آسمان چرخاند و وجود لکههای خورشیدی و سطحی گودالدار و کوهستانی روی ماه را آشکار کرد .
مطالعات او همچنین از این ایده پشتیبانی کرد که زمین به دور خورشید می چرخد. این امر گالیله را با کلیسای کاتولیک به مشکل بزرگی مواجه کرد و او مجبور شد پیشتیبانی از تئوری علمی خود را در سال 1633 کنار بگذارد. کار او بر روی اجسام در حال سقوط، همچنین اساس نظریههای بعدی نیوتن را ایجاد کرد.
🔺هم ارزی گرانشی که آزمایش تجربی آن مبتنی بر سرعت برابر سقوط پر و چکش در خلا یا سرعت یکسان سقوط دو گوی سنگین و سبک از برج پیزا سابقا در کانال توضیح دادیم .
هم ارزی گرانشی از نقاط ضعف جاذبه نیوتنی بود و بعد ها انیشتین با نسبت دادن گرانش بعنوان خصوصیتی از فضا-زمان این پارادوکس فیزیک را حل کرد .
🔺 10 فیزیکدان برتر به نقل گاردین ..!
📌@higgs_field
〰
💢 UP- Uncertainty Principle
📌اصل عدم قطعیت از سه عنصر مشتق شده است:
• دوگانگی موج-ذره
• تقسیم ناپذیری انتقال انرژی و تکانه
• ناتعیینگرایی determinism کامل
که بیان میکند برای یک جفت متغیر مزدوج مانند مکان/تکانه و زمان/انرژی (شامل انرژی جرم سکون mc²)، نمیتوان مقدار دقیق دترمینیستی هر عضو از جفت ها را همزمان داشت.
فرمول مربوطه این است:
Δx Δpx ≥ ℏ/ 2
که در آن عدم قطعیت، x پوزیشن جرم نقطه ای m در امتداد محور x است
px = m vx
اندیسp تکانه در امتداد محور x
و Vx سرعت در امتداد محور x
ℏ= h/2π
= 1.054x10-²⁷ erg-sec
است. همچنین یک رابطه مشابه برای عدم قطعیت زمان t و انرژی E وجود دارد، به عنوان مثال
Δt ΔE ≥ ℏ/ 2
در مورد جرم سنگین (مانند جسم ماکروسکوپی)به بیان ساده تر با افزایش جرم ذرات ، عدم قطعیت ها و در نتیجه اثر کوانتومی بسیار کوچک می شود.
توضیح آن با آزمایش میکروسکوپ اشعه گاما هایزنبرگ قابل وصف است . برای تعیین تکانه ی الکترون به آن فوتون پر قدرت گاما می تابانیم ، فوتون الکترون را برانگیخته و مرتعش می کند در نتیجه دقت محاسبه ی مکان کاهش می یابد.
💢@higgs_field
📌اصل عدم قطعیت از سه عنصر مشتق شده است:
• دوگانگی موج-ذره
• تقسیم ناپذیری انتقال انرژی و تکانه
• ناتعیینگرایی determinism کامل
که بیان میکند برای یک جفت متغیر مزدوج مانند مکان/تکانه و زمان/انرژی (شامل انرژی جرم سکون mc²)، نمیتوان مقدار دقیق دترمینیستی هر عضو از جفت ها را همزمان داشت.
فرمول مربوطه این است:
Δx Δpx ≥ ℏ/ 2
که در آن عدم قطعیت، x پوزیشن جرم نقطه ای m در امتداد محور x است
px = m vx
اندیسp تکانه در امتداد محور x
و Vx سرعت در امتداد محور x
ℏ= h/2π
= 1.054x10-²⁷ erg-sec
است. همچنین یک رابطه مشابه برای عدم قطعیت زمان t و انرژی E وجود دارد، به عنوان مثال
Δt ΔE ≥ ℏ/ 2
در مورد جرم سنگین (مانند جسم ماکروسکوپی)به بیان ساده تر با افزایش جرم ذرات ، عدم قطعیت ها و در نتیجه اثر کوانتومی بسیار کوچک می شود.
توضیح آن با آزمایش میکروسکوپ اشعه گاما هایزنبرگ قابل وصف است . برای تعیین تکانه ی الکترون به آن فوتون پر قدرت گاما می تابانیم ، فوتون الکترون را برانگیخته و مرتعش می کند در نتیجه دقت محاسبه ی مکان کاهش می یابد.
💢@higgs_field
👍1
📌نسخه خطی کمیاب انیشتین در حراجی با 13 میلیون دلار به فروش رفت
• سند 54 صفحه ای که با همکاری مهندس میشل بسو نوشته شده است، مبانی نظریه نسبیت معروف اینشتین را نشان می دهد.
🔺تصویری که در 22 نوامبر 2021 گرفته شده است، صفحاتی از یکی از نسخه های خطی مقدماتی نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین را در حین ارائه آنها یک روز قبل از حراج در خانه حراج کریستیز در پاریس نشان می دهد. (اعتبار تصویر: آلن جوکارد/ خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایماژ)
یک دستنوشته 54 صفحهای که با همکاری آلبرت اینشتین و مهندس سوئیسی میشل بسو نوشته شده بود، در حراجی روز سهشنبه (23 نوامبر) به قیمت 13 میلیون دلار فروخته شد.
به گفته خانه حراج کریستی، که میزبان فروش بود، این نسخه خطی رکورد جدیدی را برای گران ترین سند علمی امضا شده که تا کنون فروخته شده است، به ثبت رسانده است. هویت خریدار فاش نشده است، اگرچه کریستیز خاطرنشان کرد که این حراج مورد توجه خریداران در سراسر جهان قرار گرفته است.
نسخه خطی مورد بحث توسط انیشتین و بسو بین ژوئن 1913 و اوایل سال 1914 نوشته شد، زمانی که این دو تن معادلاتی را آزمایش کردند که در نهایت به پایه نظریه نسبیت انیشتین تبدیل شد.
به گفته کریستیز، 26 صفحه از نسخه خطی به دست انیشتین نوشته شده است. 24 صفحه نیز توسطBesso نوشته شده است. و سه صفحه به طور مشترک توسط این دو نوشته شده است. بسیاری از صفحات همچنین دارای یادداشت های حاشیه، از جمله "stimmt!" هیجان انگیز هستند. (این به زبان آلمانی «این کار میکند!» است) که انیشتین در کنار یکی از معادلات خود ثبت کرده است.
https://www.space.com/amp/albert-einstein-record-selling-manuscript-relativity
📌@higgs_field
〰
• سند 54 صفحه ای که با همکاری مهندس میشل بسو نوشته شده است، مبانی نظریه نسبیت معروف اینشتین را نشان می دهد.
🔺تصویری که در 22 نوامبر 2021 گرفته شده است، صفحاتی از یکی از نسخه های خطی مقدماتی نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین را در حین ارائه آنها یک روز قبل از حراج در خانه حراج کریستیز در پاریس نشان می دهد. (اعتبار تصویر: آلن جوکارد/ خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایماژ)
یک دستنوشته 54 صفحهای که با همکاری آلبرت اینشتین و مهندس سوئیسی میشل بسو نوشته شده بود، در حراجی روز سهشنبه (23 نوامبر) به قیمت 13 میلیون دلار فروخته شد.
به گفته خانه حراج کریستی، که میزبان فروش بود، این نسخه خطی رکورد جدیدی را برای گران ترین سند علمی امضا شده که تا کنون فروخته شده است، به ثبت رسانده است. هویت خریدار فاش نشده است، اگرچه کریستیز خاطرنشان کرد که این حراج مورد توجه خریداران در سراسر جهان قرار گرفته است.
نسخه خطی مورد بحث توسط انیشتین و بسو بین ژوئن 1913 و اوایل سال 1914 نوشته شد، زمانی که این دو تن معادلاتی را آزمایش کردند که در نهایت به پایه نظریه نسبیت انیشتین تبدیل شد.
به گفته کریستیز، 26 صفحه از نسخه خطی به دست انیشتین نوشته شده است. 24 صفحه نیز توسطBesso نوشته شده است. و سه صفحه به طور مشترک توسط این دو نوشته شده است. بسیاری از صفحات همچنین دارای یادداشت های حاشیه، از جمله "stimmt!" هیجان انگیز هستند. (این به زبان آلمانی «این کار میکند!» است) که انیشتین در کنار یکی از معادلات خود ثبت کرده است.
https://www.space.com/amp/albert-einstein-record-selling-manuscript-relativity
📌@higgs_field
〰
Space
Rare Einstein manuscript sells for record-smashing $13 million at auction
The 54-page document co-written with engineer Michele Besso shows the foundations of Einstein’s famous theory of relativity.
〰
📌 توصیف دوستانه و احترام آمیز نیلز بور توسط انیشتین
🔺وقتی که آیندگان بخواهند تاریخ پیشرفت فیزیک در زمان ما را بنویسند:
• باید یکی از مهمترین گام هایی که تاکنون در دانش ما نسبت به سرشت اتم برداشته شده است با نام نیلز بور قرین سازند همه میدانستند که مکانیک کلاسیک از پرداختن به اجزای نهایی ماده ناتوان است و نیز می دانستند که اتم ها از هسته هایی با بار مثبت تشکیل شدهاند که لایه هایی از بافت سست تر آنها را احاطه می کنند اما ساختمان طیف که تا اندازه زیادی به صورت تجربی شناخته شده بود چنان اختلاف عمیقی با آنچه بر اساس نظریه های قدیمی در انتظار میرفت داشت که کسی نمی توانست تعبیر تئوریک قانع کننده ای برای نظم های مشهود بیاورد .
• آنگاه بور در سال ۱۹۱۳ تعبیری در راستای نظریه کوانتومی برای سادهترین طیفها اندیشید و در مدتی کوتاه انبوهی از نتایج کمی را در تایید آن آورد دیری نگذشت که اساسی فرضی از نظریه پردازی های او که با جسارت تمام انتخاب شده بود تکیه گاه اصلی فیزیک اتم کردید اگر چه از زمان نخستین کشف بور فقط ۱۰ سال میگذرد سیطره مفاهیم اصلی این دستگاه و نتایجی که بیشتر به وسیله خود او به دست آمده چنان بر فیزیک و شیمی گسترده است که در نظر اهل فن همه دستگاههای پیشگویی از عهد دقیانوس اند.
نظریه های طیف اشعه ایکس ، طیف مرئی و دستگاه تناوبی عناصر اساساً بر اندیشههای بر مبتنی است
🔺 چیزی که بور را به عنوان یک متفکر علمی چنین جذاب میکند آمیزه کم نظیر جسارت و احتیاط در اوست ، کمتر کسی چنین تسلطی شهودی بر چیز های پنهان را با چنین شعور انتقادی نیرومندی آمیخته دارد.
دیدگانش با همه دانشی که از جزئیات دارد به گونهای استوار بر اصول بنیادی نظر دوخته است، بی تردید یکی از بزرگترین کاشفان عصر ما در حوزه علوم به شمار می رود.
منبع :
کتاب فیزیک و واقعیت نوشتهی انیشتین
• بلی دوستان ساینتیست ها چنین اند . بور و انیشتین بر سر
→ spooky action at a distance
→ quantum indeterministic
→ quantum nonlocality
یا
•← کنش اسرار آمیز از فاصله
•← عدم تعیین گرایی کوانتومی
•← ناموضعیت کوانتومی
اختلافات جدی داشتند که البته انیشتین به نوعی باور به متغیر محلی پنهان local hidden variable و لاجرم نقصان تئوری کوانتوم داشت اما بعد با بیان نامساوی بل و یک سری آزمایش ذهنی دیگر ، مشخص شد حق با بور است . مقایسه کنید با اختلافات ما با گروهی که حیطهی کوانتوم را حیاط خلوت و بستر منافع استوار بر باور و اعتقادات خود می دانند .
📌 توصیف دوستانه و احترام آمیز نیلز بور توسط انیشتین
🔺وقتی که آیندگان بخواهند تاریخ پیشرفت فیزیک در زمان ما را بنویسند:
• باید یکی از مهمترین گام هایی که تاکنون در دانش ما نسبت به سرشت اتم برداشته شده است با نام نیلز بور قرین سازند همه میدانستند که مکانیک کلاسیک از پرداختن به اجزای نهایی ماده ناتوان است و نیز می دانستند که اتم ها از هسته هایی با بار مثبت تشکیل شدهاند که لایه هایی از بافت سست تر آنها را احاطه می کنند اما ساختمان طیف که تا اندازه زیادی به صورت تجربی شناخته شده بود چنان اختلاف عمیقی با آنچه بر اساس نظریه های قدیمی در انتظار میرفت داشت که کسی نمی توانست تعبیر تئوریک قانع کننده ای برای نظم های مشهود بیاورد .
• آنگاه بور در سال ۱۹۱۳ تعبیری در راستای نظریه کوانتومی برای سادهترین طیفها اندیشید و در مدتی کوتاه انبوهی از نتایج کمی را در تایید آن آورد دیری نگذشت که اساسی فرضی از نظریه پردازی های او که با جسارت تمام انتخاب شده بود تکیه گاه اصلی فیزیک اتم کردید اگر چه از زمان نخستین کشف بور فقط ۱۰ سال میگذرد سیطره مفاهیم اصلی این دستگاه و نتایجی که بیشتر به وسیله خود او به دست آمده چنان بر فیزیک و شیمی گسترده است که در نظر اهل فن همه دستگاههای پیشگویی از عهد دقیانوس اند.
نظریه های طیف اشعه ایکس ، طیف مرئی و دستگاه تناوبی عناصر اساساً بر اندیشههای بر مبتنی است
🔺 چیزی که بور را به عنوان یک متفکر علمی چنین جذاب میکند آمیزه کم نظیر جسارت و احتیاط در اوست ، کمتر کسی چنین تسلطی شهودی بر چیز های پنهان را با چنین شعور انتقادی نیرومندی آمیخته دارد.
دیدگانش با همه دانشی که از جزئیات دارد به گونهای استوار بر اصول بنیادی نظر دوخته است، بی تردید یکی از بزرگترین کاشفان عصر ما در حوزه علوم به شمار می رود.
منبع :
کتاب فیزیک و واقعیت نوشتهی انیشتین
• بلی دوستان ساینتیست ها چنین اند . بور و انیشتین بر سر
→ spooky action at a distance
→ quantum indeterministic
→ quantum nonlocality
یا
•← کنش اسرار آمیز از فاصله
•← عدم تعیین گرایی کوانتومی
•← ناموضعیت کوانتومی
اختلافات جدی داشتند که البته انیشتین به نوعی باور به متغیر محلی پنهان local hidden variable و لاجرم نقصان تئوری کوانتوم داشت اما بعد با بیان نامساوی بل و یک سری آزمایش ذهنی دیگر ، مشخص شد حق با بور است . مقایسه کنید با اختلافات ما با گروهی که حیطهی کوانتوم را حیاط خلوت و بستر منافع استوار بر باور و اعتقادات خود می دانند .
Telegram
attach 📎
👍1
〰
📌Binary pulsar
🔺تپ اختر دوتایی یک تپ اختر با یک همراه که سیستمی دوتایی را شکل داده اند و اغلب همدم آن یک ستاره کوتوله سفید یا نوترونی است. (حداقل در یک مورد، تپ اختر دوگانه PSR J0737-3039، ستاره نوترونی همراه نیز تپ اختر دیگری است.) تپ اخترهای دوتایی یکی از معدود اجرامی هستند که به فیزیکدانان اجازه می دهند تا نسبیت عام را به دلیل میدان های گرانشی قوی در مجاورت خود آزمایش کنند. . اگرچه مشاهده مستقیم پالسار های باینری معمولاً دشوار یا غیرممکن است، اما وجود آن را می توان از زمان بندی پالس های خود تپ اختر استنباط کرد که می تواند با دقت فوق العاده ای توسط تلسکوپ های رادیویی اندازه گیری شود.
📌@higgs_field
〰
📌Binary pulsar
🔺تپ اختر دوتایی یک تپ اختر با یک همراه که سیستمی دوتایی را شکل داده اند و اغلب همدم آن یک ستاره کوتوله سفید یا نوترونی است. (حداقل در یک مورد، تپ اختر دوگانه PSR J0737-3039، ستاره نوترونی همراه نیز تپ اختر دیگری است.) تپ اخترهای دوتایی یکی از معدود اجرامی هستند که به فیزیکدانان اجازه می دهند تا نسبیت عام را به دلیل میدان های گرانشی قوی در مجاورت خود آزمایش کنند. . اگرچه مشاهده مستقیم پالسار های باینری معمولاً دشوار یا غیرممکن است، اما وجود آن را می توان از زمان بندی پالس های خود تپ اختر استنباط کرد که می تواند با دقت فوق العاده ای توسط تلسکوپ های رادیویی اندازه گیری شود.
📌@higgs_field
〰
〰
📌 4- آلبرت انیشتین
🔺سه نظریه بزرگ دانش فیزیکی ما را از جهان تعریف می کند: نسبیت، مکانیک کوانتومی و گرانش. اولی کار دست آلبرت انیشتین آلمانی الاصل (1879-1955) است که فیزیکدانی است که بیشتر شهرتش را مدیون اصالت اندیشه دارد. کار او نشان داد که مکان و زمان تغییر ناپذیر و مطلق نیستند بلکه سیال و چکش خوار هستند. انیشتین که در سال 1940 تابعیت ایالات متحده را گرفت، معروف ترین معادله آن، E=mc² را نیز در اختیار جهانیان قرار داد که هم ارزی جرم و انرژی را نشان می دهد. نام او مترادف با نبوغ گردید و او به عنوان یک نابغهی مشهور درگذشت. او در سال 1921 جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.
🔺10 فیزیکیست مشهور به نقل از گاردین...!
📌@higgs_field
〰
📌 4- آلبرت انیشتین
🔺سه نظریه بزرگ دانش فیزیکی ما را از جهان تعریف می کند: نسبیت، مکانیک کوانتومی و گرانش. اولی کار دست آلبرت انیشتین آلمانی الاصل (1879-1955) است که فیزیکدانی است که بیشتر شهرتش را مدیون اصالت اندیشه دارد. کار او نشان داد که مکان و زمان تغییر ناپذیر و مطلق نیستند بلکه سیال و چکش خوار هستند. انیشتین که در سال 1940 تابعیت ایالات متحده را گرفت، معروف ترین معادله آن، E=mc² را نیز در اختیار جهانیان قرار داد که هم ارزی جرم و انرژی را نشان می دهد. نام او مترادف با نبوغ گردید و او به عنوان یک نابغهی مشهور درگذشت. او در سال 1921 جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.
🔺10 فیزیکیست مشهور به نقل از گاردین...!
📌@higgs_field
〰
❤1