Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
.
📌 Quantum Secrets
Part ¹
https://t.me/higgs_field/4965
Part ²
https://t.me/higgs_field/4979
Part ³
https://t.me/higgs_field/5013
Part ⁴
https://t.me/higgs_field/5042
Part ⁵
https://t.me/higgs_field/5056
Part ⁶
https://t.me/higgs_field/5064
Part ⁷
https://t.me/higgs_field/5087
Part ⁸
https://t.me/higgs_field/5104
Part ⁹
https://t.me/higgs_field/5110
پایان
📌 Quantum Secrets
Part ¹
https://t.me/higgs_field/4965
Part ²
https://t.me/higgs_field/4979
Part ³
https://t.me/higgs_field/5013
Part ⁴
https://t.me/higgs_field/5042
Part ⁵
https://t.me/higgs_field/5056
Part ⁶
https://t.me/higgs_field/5064
Part ⁷
https://t.me/higgs_field/5087
Part ⁸
https://t.me/higgs_field/5104
Part ⁹
https://t.me/higgs_field/5110
پایان
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
♾
🔺virtual particles
¹ → https://t.me/higgs_field/5083
² → https://t.me/higgs_field/5093
³ → https://t.me/higgs_field/5105
⁴ → https://t.me/higgs_field/5131
⁵ → https://t.me/higgs_field/5159
⁶ → https://t.me/higgs_field/5167
⁷ →https://t.me/higgs_field/5175
پایان
🔺virtual particles
¹ → https://t.me/higgs_field/5083
² → https://t.me/higgs_field/5093
³ → https://t.me/higgs_field/5105
⁴ → https://t.me/higgs_field/5131
⁵ → https://t.me/higgs_field/5159
⁶ → https://t.me/higgs_field/5167
⁷ →https://t.me/higgs_field/5175
پایان
〰
🔺در سال 2015، یک محاسبات ترکیبی QCD/QED عددی را برای اختلاف جرم نوترون-پروتون به دست آورد. گنجاندن فعل و انفعالات الکترومغناطیسی پیچیدگی بیشتری را برای محاسبات ایجاد می کند. علاوه بر این، خود انرژی QED بی نهایت خواهد بود. راه حل این است که از ترکیب های مختلف کوارک ها میانگین گرفته شود و در نهایت اختلاف جرمی در حدود 20٪ از اندازه گیری (n - p) = 1.4 Mev به دست آید. گفته می شود که چنین اختلاف جمعی برای وجود ما بسیار مهم است. اگر جرم پروتون بزرگتر از جرم نوترون باشد، هیچ پروتونی برای ساختن هسته اتم باقی نمی ماند زیرا همه آنها به نوترون تجزیه می شوند. از سوی دیگر، اگر جرم نوترون بسیار بیشتر از جرم پروتون باشد، مانعی برای جلوگیری از افزودن نوترون ها برای تشکیل هسته های پیچیده وجود خواهد داشت. نتیجه نهایی در Science (جلد 347، ص 1452) با عنوان منتشر شده است:
"محاسبه اختلاف جرم بنیادین نوترون-پروتون".
QED → Quantum Electrodynamics
QCD → Quantum Chromodynamics
📌@HIGGS_FIELD
〰
🔺در سال 2015، یک محاسبات ترکیبی QCD/QED عددی را برای اختلاف جرم نوترون-پروتون به دست آورد. گنجاندن فعل و انفعالات الکترومغناطیسی پیچیدگی بیشتری را برای محاسبات ایجاد می کند. علاوه بر این، خود انرژی QED بی نهایت خواهد بود. راه حل این است که از ترکیب های مختلف کوارک ها میانگین گرفته شود و در نهایت اختلاف جرمی در حدود 20٪ از اندازه گیری (n - p) = 1.4 Mev به دست آید. گفته می شود که چنین اختلاف جمعی برای وجود ما بسیار مهم است. اگر جرم پروتون بزرگتر از جرم نوترون باشد، هیچ پروتونی برای ساختن هسته اتم باقی نمی ماند زیرا همه آنها به نوترون تجزیه می شوند. از سوی دیگر، اگر جرم نوترون بسیار بیشتر از جرم پروتون باشد، مانعی برای جلوگیری از افزودن نوترون ها برای تشکیل هسته های پیچیده وجود خواهد داشت. نتیجه نهایی در Science (جلد 347، ص 1452) با عنوان منتشر شده است:
"محاسبه اختلاف جرم بنیادین نوترون-پروتون".
QED → Quantum Electrodynamics
QCD → Quantum Chromodynamics
📌@HIGGS_FIELD
〰
〰
📌 complex number ⁴
🔺روش دیگر برای نمایش عدد مختلط استفاده از دستگاه مختصات قطبی است؛ در این روش به جای استفاده از x و y از فاصله نقطه P تا مبدأ و زاویه بردار OP با جهت مثبت محور حقیقی بهره میبریم. به این ترتیب قدر مطلق (یا اندازه عدد مختلط z = x + yi) مساوی ست با :
r = |z| =√ (x² + y²)
اگر z عدد حقیقی باشد (یعنی اگر y = ۰) آنگاه r = | x | و در این صورت عدد مختلط برابر شکل حقیقی خود میشود.
بنابر قضیهٔ فیثاغورس اندازه عدد مختلط برابر است فاصله نقطه P از مبدأ و برابر است با مربع قدر مطلق عدد مختلط :
|z|² =zz* = (x² + y²)
که z* مزدوج عدد مختلط است.
که آرگومان z زاویه op برابر است با :
φ = tan-¹ y/x
📌@higgs_field
〰
📌 complex number ⁴
🔺روش دیگر برای نمایش عدد مختلط استفاده از دستگاه مختصات قطبی است؛ در این روش به جای استفاده از x و y از فاصله نقطه P تا مبدأ و زاویه بردار OP با جهت مثبت محور حقیقی بهره میبریم. به این ترتیب قدر مطلق (یا اندازه عدد مختلط z = x + yi) مساوی ست با :
r = |z| =√ (x² + y²)
اگر z عدد حقیقی باشد (یعنی اگر y = ۰) آنگاه r = | x | و در این صورت عدد مختلط برابر شکل حقیقی خود میشود.
بنابر قضیهٔ فیثاغورس اندازه عدد مختلط برابر است فاصله نقطه P از مبدأ و برابر است با مربع قدر مطلق عدد مختلط :
|z|² =zz* = (x² + y²)
که z* مزدوج عدد مختلط است.
که آرگومان z زاویه op برابر است با :
φ = tan-¹ y/x
📌@higgs_field
〰
〰
🔺 ذرات واقعی actual particles در تعامل با ذرات مجازی virtual particles هستند . اما این کمینه ترین دانش ما از ذرات مجازی است . بنا به فرضیه ای منطقی ، هنگامی که یک پارتیکل بنیادی در فضا حرکت می کند . از آنجایی که ذره آزاد است که در هر جهت ممکن حرکت کند، تعدادی ذره مجازی در اطراف و در مجاورت آن وجود خواهد داشت که آماده مبادلهی موقعیت با آن هستند، همچنین در طول حرکت آن تبادل پیوسته با ذرات مجازی وجود خواهد داشت که به احتمال زیاد فقط به صورت تصادفی random ، با در نظر گرفتن جهت کلی حرکت و عدم انحراف زیاد از مسیر مستقیم کلی، در غیاب هرگونه برهمکنش خارجی دیگر با ذره خواهد بود .
اکنون بهتر احتمالات توزیع شده در بازه ی فضایی که بیانگر تابع موج و همچنین تداخل ویرانگر یا سازنده را درک می کنیم.
📌@higgs_field
〰
🔺 ذرات واقعی actual particles در تعامل با ذرات مجازی virtual particles هستند . اما این کمینه ترین دانش ما از ذرات مجازی است . بنا به فرضیه ای منطقی ، هنگامی که یک پارتیکل بنیادی در فضا حرکت می کند . از آنجایی که ذره آزاد است که در هر جهت ممکن حرکت کند، تعدادی ذره مجازی در اطراف و در مجاورت آن وجود خواهد داشت که آماده مبادلهی موقعیت با آن هستند، همچنین در طول حرکت آن تبادل پیوسته با ذرات مجازی وجود خواهد داشت که به احتمال زیاد فقط به صورت تصادفی random ، با در نظر گرفتن جهت کلی حرکت و عدم انحراف زیاد از مسیر مستقیم کلی، در غیاب هرگونه برهمکنش خارجی دیگر با ذره خواهد بود .
اکنون بهتر احتمالات توزیع شده در بازه ی فضایی که بیانگر تابع موج و همچنین تداخل ویرانگر یا سازنده را درک می کنیم.
📌@higgs_field
〰
#مفاهیم_بنیادین
📌اثر موسباور
🔺 اثر موس باور و تایید انتقال سرخ گرانشی و نسبیت عام
✓میدان گرانشی ، انرژی الکترومغناطیس تولید می کند . به همین دلیل از زمان آزمایش های الکتریکی و مغناطیسی شاهد وابستگی شدید نیروهای الکترومغناطیسی و گرانشی بوده و هستیم . از طرفیم فرمالیسم دارای مشابهت در محاسبه نیروی مغناطیسی و گرانشی این تصور قوت می بخشد که شاید نیروی گرانشی و الکترومغناطیس را بتوان در قالب یک نیروی واحد معرفی کرد که کلیه تلاش ها یا ناکام مانده یا در فضازمانی دارای ابعاد بالاتر مطرح شده است .
انتقال سرخ گرانشی ، نمود کاهش انرژی فوتوم در حال فرار از چاه گرانشی است .
ساختمانی را تصور کنید دارای هزاران طبقه در طبقات میانی آشکار ساز پرتو گاما تعبیه شده و در طبقات فوقانی یک اتم پرتوزا و در طبقات همکف اتم پرتوزای دیگری قرار داده ایم.
در این آزمایش که آزمایش #موسبوئر نام دارد ، شرایطی فراهم آمده که یک فوتون گاما به سمت مخالف میدان گرانشی و فوتون دیگر در حال سقوط در میدان گرانشی باشد . هر دو پس از طی مسافت ، به آشکار ساز پرتوی گاما می رسند.
نتیجه بسیار جذابی در پی دارد. فوتون در حال فرار از میدان انرژی در نتیجه بسامد کمتری نسبت به فوتون سقوط کننده در میدان گرانشی دارد.
این پدیده را اثر موسبوئر می نامند.چنین آزمایشهایی که در سال 1960 و سالهای بعد با استفاده از اثر موسبوئر انجام شد، درستی پیشگویی نسبیت را تایید کرد. در نسبیت فرکانس و در نتیجه انرژی فوتون در یک میدان گرانشی تغییر می کند که برای آن روابط زیر ارائه شده است.
1- هنگامیکه فوتون در حال سقوط در یک میدان گرانشی است
f'=f(1+MG/Rc²)
یعنی جابجایی به سمت آبی گرانش. که در آن M, G, R, c , f, f' به ترتیب جرم جسمی که موجب ایجاد میدان گرانشی شده، ثابت جهانی گرانش، شعاع جسم و سرعت نور و فرکانس فوتون قبل از سقوط و فرکانس فوتون بعد از سقوط است.
2- هنگامیکه فوتون در حال فرار از یک میدان گرانشی است
f'=f(1-MG/Rc²)
یعنی جابجایی به سمت سرخ گرانش حال فوتونی را در نظر بگیرید که در حال فرار از میدان گرانشی یک سیاه چاله است. همچنانکه که می دانیم نور - فوتون نمی تواند از میدان گرانش یک سیاه چاله بگریزد. طبق رابطه ی بالا فرکانس فوتون بتدریج کاهش می یابد تا جاییکه به صفر برسد، یعنی f'=0 حال سئوال این است که با ناپدید شدن فوتون برای انرژی آن چه اتفاقی می افتد؟ انرژی فوتون چه می شود؟ یعنی انرژی به چه چیزی تبدیل می شود؟ تنها پاسخی که می توان برای این پدیده داد این است که پتانسیل گرانشی افزایش یافته است. به عبارتی ساده و صریح انرژی فوتون به نیروی گرانش تبدیل شده است.
🔻انتقال سرخ گرانشی تایید مناسبی در کند گذشتن زمان در نزدیکی میدان گرانشی است .
📌 @phys_Q
〰
📌اثر موسباور
🔺 اثر موس باور و تایید انتقال سرخ گرانشی و نسبیت عام
✓میدان گرانشی ، انرژی الکترومغناطیس تولید می کند . به همین دلیل از زمان آزمایش های الکتریکی و مغناطیسی شاهد وابستگی شدید نیروهای الکترومغناطیسی و گرانشی بوده و هستیم . از طرفیم فرمالیسم دارای مشابهت در محاسبه نیروی مغناطیسی و گرانشی این تصور قوت می بخشد که شاید نیروی گرانشی و الکترومغناطیس را بتوان در قالب یک نیروی واحد معرفی کرد که کلیه تلاش ها یا ناکام مانده یا در فضازمانی دارای ابعاد بالاتر مطرح شده است .
انتقال سرخ گرانشی ، نمود کاهش انرژی فوتوم در حال فرار از چاه گرانشی است .
ساختمانی را تصور کنید دارای هزاران طبقه در طبقات میانی آشکار ساز پرتو گاما تعبیه شده و در طبقات فوقانی یک اتم پرتوزا و در طبقات همکف اتم پرتوزای دیگری قرار داده ایم.
در این آزمایش که آزمایش #موسبوئر نام دارد ، شرایطی فراهم آمده که یک فوتون گاما به سمت مخالف میدان گرانشی و فوتون دیگر در حال سقوط در میدان گرانشی باشد . هر دو پس از طی مسافت ، به آشکار ساز پرتوی گاما می رسند.
نتیجه بسیار جذابی در پی دارد. فوتون در حال فرار از میدان انرژی در نتیجه بسامد کمتری نسبت به فوتون سقوط کننده در میدان گرانشی دارد.
این پدیده را اثر موسبوئر می نامند.چنین آزمایشهایی که در سال 1960 و سالهای بعد با استفاده از اثر موسبوئر انجام شد، درستی پیشگویی نسبیت را تایید کرد. در نسبیت فرکانس و در نتیجه انرژی فوتون در یک میدان گرانشی تغییر می کند که برای آن روابط زیر ارائه شده است.
1- هنگامیکه فوتون در حال سقوط در یک میدان گرانشی است
f'=f(1+MG/Rc²)
یعنی جابجایی به سمت آبی گرانش. که در آن M, G, R, c , f, f' به ترتیب جرم جسمی که موجب ایجاد میدان گرانشی شده، ثابت جهانی گرانش، شعاع جسم و سرعت نور و فرکانس فوتون قبل از سقوط و فرکانس فوتون بعد از سقوط است.
2- هنگامیکه فوتون در حال فرار از یک میدان گرانشی است
f'=f(1-MG/Rc²)
یعنی جابجایی به سمت سرخ گرانش حال فوتونی را در نظر بگیرید که در حال فرار از میدان گرانشی یک سیاه چاله است. همچنانکه که می دانیم نور - فوتون نمی تواند از میدان گرانش یک سیاه چاله بگریزد. طبق رابطه ی بالا فرکانس فوتون بتدریج کاهش می یابد تا جاییکه به صفر برسد، یعنی f'=0 حال سئوال این است که با ناپدید شدن فوتون برای انرژی آن چه اتفاقی می افتد؟ انرژی فوتون چه می شود؟ یعنی انرژی به چه چیزی تبدیل می شود؟ تنها پاسخی که می توان برای این پدیده داد این است که پتانسیل گرانشی افزایش یافته است. به عبارتی ساده و صریح انرژی فوتون به نیروی گرانش تبدیل شده است.
🔻انتقال سرخ گرانشی تایید مناسبی در کند گذشتن زمان در نزدیکی میدان گرانشی است .
📌 @phys_Q
〰
Telegram
attach 📎
Get You the Moon (Ft Snow)
Kina
Kina - Get you the moon
You gave me shelter
when I needed it
You showed me love
when I wasn't feeling it
You helped me fight
when I was giving in
You made me laugh
when I was losing it
وقتى نياز داشتم بهم سرپناه دادى
وقتى نميتونستم عشق رو حس كنم
بهم عشق دادى
وقتى داشتم تسليم ميشدم
كمكم كردى بجنگم
وقتى خنده هام از بين رفته بودن
منو خندوندى
Cause you are, you are
The reason why
I'm still hanging on
Cause you are, you are
The reason why
my head is still above water
چون تو ، تو
دليل ادامه دادنم هستى
چون تو، تو
دليل اين هستى كه هنوز غرق نشدم
And if I could I'd get you
the moon and give it to you
And if death was coming for you
I'd give my life for you
و اگه ميتونستم ماه رو پيشكش تو ميكردم
و اگه مرگ سراغت بياد
من جونم رو پيشكش تو ميكنم
Repeat
📌@higgs_field
〰
You gave me shelter
when I needed it
You showed me love
when I wasn't feeling it
You helped me fight
when I was giving in
You made me laugh
when I was losing it
وقتى نياز داشتم بهم سرپناه دادى
وقتى نميتونستم عشق رو حس كنم
بهم عشق دادى
وقتى داشتم تسليم ميشدم
كمكم كردى بجنگم
وقتى خنده هام از بين رفته بودن
منو خندوندى
Cause you are, you are
The reason why
I'm still hanging on
Cause you are, you are
The reason why
my head is still above water
چون تو ، تو
دليل ادامه دادنم هستى
چون تو، تو
دليل اين هستى كه هنوز غرق نشدم
And if I could I'd get you
the moon and give it to you
And if death was coming for you
I'd give my life for you
و اگه ميتونستم ماه رو پيشكش تو ميكردم
و اگه مرگ سراغت بياد
من جونم رو پيشكش تو ميكنم
Repeat
📌@higgs_field
〰
🔺اگر یک فیلسوف شروع به گفتن از (شعور) ذرات بنیادین کرد ، فرار کنید ...
"به طور ناگهانی و به یکباره panpsychuism را کشف کردم ، ایده ای که همه ی موارد ، زنده و بی جان را دارای شعور و آگاهی میداند و ما و از جمله خود فیلسوف را کمی باشعور تر از هویج معرفی میکند.
پانسیسیسم نوعی elan vital مدرن است .
🔺آلان حیاتی elan vital اصطلاحی است که توسط هنری برگسون ، فیلسوف فرانسوی ، در کتاب تحول خلاق در سال 1907 ابداع شده است ، و در آن او به مسئله سازماندهی خود و شکل گیری خود به خود چیزها به روشی فزاینده پیچیده می پردازد.
وقتی می گویم پانسایکیسم را "کشف" کردم ، منظورم این است که متوجه شدم دسته ای از فیلسوفان هستند که مقالات و محتواهایی در این باره تهیه می کنند. اما این پرسش این فیلسوفان چگونه و با استدلالی با شواهد به تعارض می پردازند؟
پاسخ بسیار ساده: هیچ استدلالی ندارند.
اکنون ، می دانیم که فیزیکدانان مشهور به خرداندیشی و تعصب علمی هستند. اما دلیل این شهرت ما این است که ما مدتها پیش این فیلسوفان دیوانه و بیمار را امتحان کردیم و متوجه شدیم که کار نمی کند. شما آن را "سخت گیری" می نامید ، ما آن را "علم" می نامیم. ما مجبوریم با قواعد و متد علمی پیش بریم .
🔺 آیا ذرات بنیادین می توانند هوشیار باشند؟ خیر ، آنها نمی توانند. با شواهد در تضاد است و این تضاد برای ابطال این ایده کافی است .
ما 25 ذره بنیادین را می شناسیم. ( 8 گلوئون ، 6 کوارک ، 6 لپتون ، بوزون هیگز ، 2 بوزون W و 1 بوزون Z و 1 فوتون )
اینها در مدل استاندارد فیزیک ذرات جمع آوری شده اند. پیش بینی های مدل استاندارد با آزمایش با بهترین دقت مطابقت دارد.
ذرات موجود در مدل استاندارد بر اساس ویژگی های آنها طبقه بندی می شوند که در مجموع "اعداد کوانتومی" نامیده می شوند. به عنوان مثال ، الکترون دارای بار الکتریکی -1 است و می تواند اسپین +½ یا -½ داشته باشد. چند عدد کوانتومی دیگر برای خصوصیات پیچیده تر مانند weak hyper-charge وجود دارد ، اما آنقدرها هم مهم نیست. نکته این است که تعداد انگشت شماری از این اعداد کوانتومی وجود دارد و آنها به طور منحصر به فرد یک ذره بنیادین را مشخص می کنند.
اگر محاسبه کنید که چند ذره از یک نوع خاص در برخورد و تصادم ذرات تولید می شوند ، نتیجه بستگی به تعداد انواع ذرات تولید شده دارد. به طور خاص ، بستگی به مقادیر مختلفی دارد که با اعداد کوانتومی توصیف می شوند. از آنجا که ذرات دارای خواص کوانتومی هستند ، در برخورد دهنده ذرات هنگام برخورد برای مثال دو پروتون - صرف نظر از این که آیا می توانید آنها را تشخیص دهید یا نه- شما تعداد و خواص ذرات تولید شده در برخورد را از مدل استاندارد پیش بینی می کنید.
🔺 اکنون ، اگر می خواهید ذره ای آگاه و دارای شعور باشد ، حداقل انتظار شما این است که ذره بتواند تغییر کند.تصور داشتن یک زندگی درونی و یک فکر برای ذره دشوار است. اما اگر الکترون ها می توانستند فکر کنند ، مدت ها بود که این را در برخورد ذرات می دیدیم زیرا تعداد ذرات تولید شده در برخورد را تغییر می داد.
🔺به عبارت دیگر ، الکترونها شعورمند نیستند ، و هیچ ذره دیگری نیز آگاه نیست. با داده ها ناسازگار است.
همانطور که در کتابم توضیح دادم ، روش هایی برای اصلاح مدل استاندارد وجود دارد که با آزمایش ها در تضاد نیست. یکی از آنها ساختن ذرات جدید به حدی است که تاکنون نتوانسته ایم آنها را در برخورد ذرات تولید کنیم ، اما در این مورد هیچ کمکی به شما نمی کند. راه دیگر تضعیف درون کنش ذرات است درینصورت توانایی آشکار سازی ذرات را نخواهیم داشت. راه سوم این است که فرض کنیم ذرات موجود از اجزای اساسی تری تشکیل شده اند ، اما به قدری محکم به هم چسبیده اند که هنوز نتوانسته ایم آنها را از هم جدا کنیم.
با گزینه سوم در واقع امکان افزودن حالات داخلی به ذرات بنیادین وجود دارد. اما اگر هدف برخی آگاهی دادن به آن ذرات است تا بتوانند مصادره به مطلوب از فیزیک کوانتوم داشته باشند ، کامپوزیت های محکم(ذرات بنیادین) کمکی به آنها نمی کنند.
حتی در صورت پذیرفتن وجود آگاهی در ذرات ، این آگاهی در ذره پنهان شده به طوری که برای دسترسی به انرژی زیادی نیاز دارید. البته این بدان معناست که شما نمی توانید از آن در انرژیهای پایین تر ، مانند دستگاه های تفکر ، نرم و مرطوبی مانند مغز انسان استفاده کنید.
🔺خلاصه: اگر فیلسوف شروع به صحبت در مورد ذرات بنیادین کرد ، فرار کنید.
سابین هوسنفلدر یک پژوهشگر در موسسه مطالعات پیشرفته فرانکفورت است که در آن فیزیک فراتر از مدل استاندارد ، گرانش کوانتومی پدیدارشناختی و تغییرات نسبیت عام کار می کند.
📌@higgs_field
"به طور ناگهانی و به یکباره panpsychuism را کشف کردم ، ایده ای که همه ی موارد ، زنده و بی جان را دارای شعور و آگاهی میداند و ما و از جمله خود فیلسوف را کمی باشعور تر از هویج معرفی میکند.
پانسیسیسم نوعی elan vital مدرن است .
🔺آلان حیاتی elan vital اصطلاحی است که توسط هنری برگسون ، فیلسوف فرانسوی ، در کتاب تحول خلاق در سال 1907 ابداع شده است ، و در آن او به مسئله سازماندهی خود و شکل گیری خود به خود چیزها به روشی فزاینده پیچیده می پردازد.
وقتی می گویم پانسایکیسم را "کشف" کردم ، منظورم این است که متوجه شدم دسته ای از فیلسوفان هستند که مقالات و محتواهایی در این باره تهیه می کنند. اما این پرسش این فیلسوفان چگونه و با استدلالی با شواهد به تعارض می پردازند؟
پاسخ بسیار ساده: هیچ استدلالی ندارند.
اکنون ، می دانیم که فیزیکدانان مشهور به خرداندیشی و تعصب علمی هستند. اما دلیل این شهرت ما این است که ما مدتها پیش این فیلسوفان دیوانه و بیمار را امتحان کردیم و متوجه شدیم که کار نمی کند. شما آن را "سخت گیری" می نامید ، ما آن را "علم" می نامیم. ما مجبوریم با قواعد و متد علمی پیش بریم .
🔺 آیا ذرات بنیادین می توانند هوشیار باشند؟ خیر ، آنها نمی توانند. با شواهد در تضاد است و این تضاد برای ابطال این ایده کافی است .
ما 25 ذره بنیادین را می شناسیم. ( 8 گلوئون ، 6 کوارک ، 6 لپتون ، بوزون هیگز ، 2 بوزون W و 1 بوزون Z و 1 فوتون )
اینها در مدل استاندارد فیزیک ذرات جمع آوری شده اند. پیش بینی های مدل استاندارد با آزمایش با بهترین دقت مطابقت دارد.
ذرات موجود در مدل استاندارد بر اساس ویژگی های آنها طبقه بندی می شوند که در مجموع "اعداد کوانتومی" نامیده می شوند. به عنوان مثال ، الکترون دارای بار الکتریکی -1 است و می تواند اسپین +½ یا -½ داشته باشد. چند عدد کوانتومی دیگر برای خصوصیات پیچیده تر مانند weak hyper-charge وجود دارد ، اما آنقدرها هم مهم نیست. نکته این است که تعداد انگشت شماری از این اعداد کوانتومی وجود دارد و آنها به طور منحصر به فرد یک ذره بنیادین را مشخص می کنند.
اگر محاسبه کنید که چند ذره از یک نوع خاص در برخورد و تصادم ذرات تولید می شوند ، نتیجه بستگی به تعداد انواع ذرات تولید شده دارد. به طور خاص ، بستگی به مقادیر مختلفی دارد که با اعداد کوانتومی توصیف می شوند. از آنجا که ذرات دارای خواص کوانتومی هستند ، در برخورد دهنده ذرات هنگام برخورد برای مثال دو پروتون - صرف نظر از این که آیا می توانید آنها را تشخیص دهید یا نه- شما تعداد و خواص ذرات تولید شده در برخورد را از مدل استاندارد پیش بینی می کنید.
🔺 اکنون ، اگر می خواهید ذره ای آگاه و دارای شعور باشد ، حداقل انتظار شما این است که ذره بتواند تغییر کند.تصور داشتن یک زندگی درونی و یک فکر برای ذره دشوار است. اما اگر الکترون ها می توانستند فکر کنند ، مدت ها بود که این را در برخورد ذرات می دیدیم زیرا تعداد ذرات تولید شده در برخورد را تغییر می داد.
🔺به عبارت دیگر ، الکترونها شعورمند نیستند ، و هیچ ذره دیگری نیز آگاه نیست. با داده ها ناسازگار است.
همانطور که در کتابم توضیح دادم ، روش هایی برای اصلاح مدل استاندارد وجود دارد که با آزمایش ها در تضاد نیست. یکی از آنها ساختن ذرات جدید به حدی است که تاکنون نتوانسته ایم آنها را در برخورد ذرات تولید کنیم ، اما در این مورد هیچ کمکی به شما نمی کند. راه دیگر تضعیف درون کنش ذرات است درینصورت توانایی آشکار سازی ذرات را نخواهیم داشت. راه سوم این است که فرض کنیم ذرات موجود از اجزای اساسی تری تشکیل شده اند ، اما به قدری محکم به هم چسبیده اند که هنوز نتوانسته ایم آنها را از هم جدا کنیم.
با گزینه سوم در واقع امکان افزودن حالات داخلی به ذرات بنیادین وجود دارد. اما اگر هدف برخی آگاهی دادن به آن ذرات است تا بتوانند مصادره به مطلوب از فیزیک کوانتوم داشته باشند ، کامپوزیت های محکم(ذرات بنیادین) کمکی به آنها نمی کنند.
حتی در صورت پذیرفتن وجود آگاهی در ذرات ، این آگاهی در ذره پنهان شده به طوری که برای دسترسی به انرژی زیادی نیاز دارید. البته این بدان معناست که شما نمی توانید از آن در انرژیهای پایین تر ، مانند دستگاه های تفکر ، نرم و مرطوبی مانند مغز انسان استفاده کنید.
🔺خلاصه: اگر فیلسوف شروع به صحبت در مورد ذرات بنیادین کرد ، فرار کنید.
سابین هوسنفلدر یک پژوهشگر در موسسه مطالعات پیشرفته فرانکفورت است که در آن فیزیک فراتر از مدل استاندارد ، گرانش کوانتومی پدیدارشناختی و تغییرات نسبیت عام کار می کند.
📌@higgs_field
👍1
〰
🔺در جامعه ای زندگی می کنیم که به طور کاملا پیچیده ای به علم و فناوری وابسته است اما کسی چیز زیادی از علم و فناوری نمی داند.
• زنده یاد کارل سیگن
📌@higgs_field
〰
🔺در جامعه ای زندگی می کنیم که به طور کاملا پیچیده ای به علم و فناوری وابسته است اما کسی چیز زیادی از علم و فناوری نمی داند.
• زنده یاد کارل سیگن
📌@higgs_field
〰
👍1
animation.gif
1.8 KB
📌 uncertainty principle
🔺 طبق اصل عدم تعیین یا عدم قطعیت متغیر های مکمل را با دقت مطلوب نمیتوان اندازه گرفت. ∆ دلتا خطای اندازه گیری است . حاصلضرب خطای مکان ، تکانه بزرگتر برابر با ¼ ثابت پلانک است . این شرایط برای دیگر زوج های محاسباتی جاری ست . بر همین اساس موجبیت و تعیین گرایی در تئوری کوانتوم تضعیف می گردد و باصدای آهسته می گویم جبر علیّ (رابطهی بین علت و معلول) نیز پیرو همین ضابطه تضعیف می شود .
البته اصل علیّت الطبیعه را با پارادوکسیکال علیت مابعدالطبیعه ، نباید اشتباه گرفت . حوزهی ساینس بر آزمایش تجربی و مشاهدات استوار است و علیت بنا بر توصیف فلاسفه ذهنی و سابژه ست .
انیشتین در مخالفت با بور و هایزنبرگ گزاره : « خدا تاس نمی اندازد »را بیان ساخت و بور پاسخ داد که : « لازم نیست به خدا بگویی چکار کند » . ماجرا همین است . موجبیت یا تعیین گرایی deterministic در کوانتوم موضوعیت ندارد .
فیزیکیست های آماتور در ابتدا کوانتوم را شگفت می یابند ، مانند همین تفسیر کپنهاگ که تعیین گرا نیست و اوصاف خود را از پدیده های کوانتومی دارد اما پس از مدتی کل هستی نمایشگاهی از شگفتی ست.
📌@higgs_field
🔺 طبق اصل عدم تعیین یا عدم قطعیت متغیر های مکمل را با دقت مطلوب نمیتوان اندازه گرفت. ∆ دلتا خطای اندازه گیری است . حاصلضرب خطای مکان ، تکانه بزرگتر برابر با ¼ ثابت پلانک است . این شرایط برای دیگر زوج های محاسباتی جاری ست . بر همین اساس موجبیت و تعیین گرایی در تئوری کوانتوم تضعیف می گردد و باصدای آهسته می گویم جبر علیّ (رابطهی بین علت و معلول) نیز پیرو همین ضابطه تضعیف می شود .
البته اصل علیّت الطبیعه را با پارادوکسیکال علیت مابعدالطبیعه ، نباید اشتباه گرفت . حوزهی ساینس بر آزمایش تجربی و مشاهدات استوار است و علیت بنا بر توصیف فلاسفه ذهنی و سابژه ست .
انیشتین در مخالفت با بور و هایزنبرگ گزاره : « خدا تاس نمی اندازد »را بیان ساخت و بور پاسخ داد که : « لازم نیست به خدا بگویی چکار کند » . ماجرا همین است . موجبیت یا تعیین گرایی deterministic در کوانتوم موضوعیت ندارد .
فیزیکیست های آماتور در ابتدا کوانتوم را شگفت می یابند ، مانند همین تفسیر کپنهاگ که تعیین گرا نیست و اوصاف خود را از پدیده های کوانتومی دارد اما پس از مدتی کل هستی نمایشگاهی از شگفتی ست.
📌@higgs_field
👍1
💢چه مقدار اطلاعات در کیهان وجود دارد؟
🔺جهان هستی حاوی چه تعداد بیت اطلاعات است؟ خیلی زیاد. بر اساس یک محاسبهی جدید، کیهان مرئی احتمالا دارای 600 میلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون – بیت اطلاعات است.
اگر همه چیز در جهان «داده» باشد، آنگاه جهان یک کامپیوتر غولآسا است که یک برنامه شامل من و شما را اجرا میکند. از این نقطه نظر، میتوان کل مقدار اطلاعات در کیهان را برآورد کرد و برخی از دانشمندان سعی کردهاند به رقمی برای آن برسند. در یک مقالۀ جدید، “ملوین وپسون”، محقق دانشگاه پورتسموث، محاسبه کرد که دقیقاً چه مقدار اطلاعات در کیهان وجود دارد. او در این مقاله نوشت: «ما مشخص کردیم که هر ذره در جهان قابل مشاهده حاوی 1.509 بیت اطلاعات است و حدود
6 × 10 ⁸⁰
بیت اطلاعات در تمام “ذرات جهان قابل مشاهده” ذخیره شده است .
سابقا این مقاله را ترجمه کرده و در کانال ارائه دادیم
Chapter ¹
https://t.me/phys_Q/4877
Chapter ²
https://t.me/phys_Q/4892
🔺جهان هستی حاوی چه تعداد بیت اطلاعات است؟ خیلی زیاد. بر اساس یک محاسبهی جدید، کیهان مرئی احتمالا دارای 600 میلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون – بیت اطلاعات است.
اگر همه چیز در جهان «داده» باشد، آنگاه جهان یک کامپیوتر غولآسا است که یک برنامه شامل من و شما را اجرا میکند. از این نقطه نظر، میتوان کل مقدار اطلاعات در کیهان را برآورد کرد و برخی از دانشمندان سعی کردهاند به رقمی برای آن برسند. در یک مقالۀ جدید، “ملوین وپسون”، محقق دانشگاه پورتسموث، محاسبه کرد که دقیقاً چه مقدار اطلاعات در کیهان وجود دارد. او در این مقاله نوشت: «ما مشخص کردیم که هر ذره در جهان قابل مشاهده حاوی 1.509 بیت اطلاعات است و حدود
6 × 10 ⁸⁰
بیت اطلاعات در تمام “ذرات جهان قابل مشاهده” ذخیره شده است .
سابقا این مقاله را ترجمه کرده و در کانال ارائه دادیم
Chapter ¹
https://t.me/phys_Q/4877
Chapter ²
https://t.me/phys_Q/4892
👍1
〰
📌determinism جبرگرایی
🔺Quantum theory and determinism usually do not go together. A natural combination is quantum theory and randomness. Indeed, when in the end of ninenteenth century physics seemed to be close to provide a very good deterministic explanation of all observed phenomena, Lord Kelvin identified “two clouds” on “the beauty and clearness of the dynamical theory”. One of this “clouds” was the quantum theory which brought a consensus that there is randomness in physics. Recently, we even “certify” randomness using quantum experiments.
تئوری کوانتومی و جبرگرایی معمولاً با هم نیستند. یک ترکیب طبیعی نظریه کوانتومی و تصادفی است. در واقع، هنگامی که در پایان قرن نوزدهم به نظر می رسید فیزیک به ارائه توضیح قطعی بسیار خوبی از همه پدیده های مشاهده شده نزدیک است، لرد کلوین "دو ابر" را در "زیبایی و وضوح نظریه دینامیکی" شناسایی کرد. یکی از این "ابرها" نظریه کوانتومی بود که اتفاق نظر را در مورد تصادفی بودن در فیزیک به ارمغان آورد. اخیراً، ما حتی تصادفی بودن را با استفاده از آزمایشهای کوانتومی «تأیید میکنیم.
Vaidman, L.: Many-Worlds Interpretation of Quantum Mechanics, Stan. Enc. Phil., Zalta, E.N. (ed.) (2014), http://plato.stanford.edu/entries/qm-manyworlds/
🔻متن بالا در تفسیر جهان های متعدد مدعی جبرگرایی است .
(یعنی موجبیت در تفسیر جهان های متعدد قابل تصور است نه جهان ما)
یعنی اگر بازه ی مطالعاتی محصور و منحصر به جهان ما باشد هیچ جبرگرایی و موجبیتی قابل تصور نیستیم . از جمله جبر علّی که همان رابطه ی جبری علت و معلول است را نیز شامل می شود .
📌@higgs_field
〰
📌determinism جبرگرایی
🔺Quantum theory and determinism usually do not go together. A natural combination is quantum theory and randomness. Indeed, when in the end of ninenteenth century physics seemed to be close to provide a very good deterministic explanation of all observed phenomena, Lord Kelvin identified “two clouds” on “the beauty and clearness of the dynamical theory”. One of this “clouds” was the quantum theory which brought a consensus that there is randomness in physics. Recently, we even “certify” randomness using quantum experiments.
تئوری کوانتومی و جبرگرایی معمولاً با هم نیستند. یک ترکیب طبیعی نظریه کوانتومی و تصادفی است. در واقع، هنگامی که در پایان قرن نوزدهم به نظر می رسید فیزیک به ارائه توضیح قطعی بسیار خوبی از همه پدیده های مشاهده شده نزدیک است، لرد کلوین "دو ابر" را در "زیبایی و وضوح نظریه دینامیکی" شناسایی کرد. یکی از این "ابرها" نظریه کوانتومی بود که اتفاق نظر را در مورد تصادفی بودن در فیزیک به ارمغان آورد. اخیراً، ما حتی تصادفی بودن را با استفاده از آزمایشهای کوانتومی «تأیید میکنیم.
Vaidman, L.: Many-Worlds Interpretation of Quantum Mechanics, Stan. Enc. Phil., Zalta, E.N. (ed.) (2014), http://plato.stanford.edu/entries/qm-manyworlds/
🔻متن بالا در تفسیر جهان های متعدد مدعی جبرگرایی است .
(یعنی موجبیت در تفسیر جهان های متعدد قابل تصور است نه جهان ما)
یعنی اگر بازه ی مطالعاتی محصور و منحصر به جهان ما باشد هیچ جبرگرایی و موجبیتی قابل تصور نیستیم . از جمله جبر علّی که همان رابطه ی جبری علت و معلول است را نیز شامل می شود .
📌@higgs_field
〰
👍1
〰
📌 اختلافات بور و انیشتین
قسمت اول
🔺بحثهای بور-اینشتین مجموعهای از اختلافات عمومی درباره مکانیک کوانتومی بین آلبرت اینشتین و نیلز بور بود. بحثهای آنها به دلیل اهمیتشان برای فلسفه علم به خاطر سپرده میشود، زیرا اختلاف نظرها و نتیجه نسخه بور از مکانیک کوانتومی که به دیدگاه رایج تبدیل شد، ریشه درک مدرن از فیزیک را تشکیل میدهد.
بیشتر نسخه بور از رویدادهایی که در سال 1927 در سلوی و سایر مکانها برگزار شد، اولین بار توسط بور چندین دهه بعد در مقالهای با عنوان «بحثهایی با اینشتین درباره مسائل معرفتشناختی در فیزیک اتمی» نوشته شد.
بر اساس مقاله، موضوع فلسفی بحث این بود که آیا تفسیر کپنهاگ بور از مکانیک کوانتومی، که بر اعتقاد او به مکمل بودن متمرکز بود، در توضیح طبیعت معتبر است یا خیر.
علیرغم اختلاف نظرهایشان و اکتشافات بعدی که به استحکام مکانیک کوانتومی کمک کرد، بور و انیشتین شایستگی متقابلی را حفظ کردند که قرار بود تا پایان عمرشان ادامه یابد.
این بحث ها یکی از بالاترین نقاط تحقیقات علمی در نیمه اول قرن بیستم را نشان می دهد، زیرا توجه را به عنصری از نظریه کوانتومی، ناموصعیت کوانتومی، که برای درک مدرن ما از جهان فیزیکی است، جلب می کند. دیدگاه اجماع فیزیکدانان حرفه ای این بوده است که بور در دفاع از نظریه کوانتومی پیروز شد و به طور قطع ویژگی احتمالی اساسی اندازه گیری کوانتومی را مشخص کرد.
🔺 انیشتین در مورد دلیل اصلی مخالفت خود، کاملاً صریح بود. او حتی در نامهای در سال 1926 به بورن آن را در قالب یک کنایه پیچید: "خدا با دنیا تاس بازی نمیکند" (به طور حکایتی، وقتی انیشتین این کنایه را در طول مناظرههای بور و انیشتین تکرار کرد، پاسخ بور این بود: "ما نباید به خدا بگوییم" با تاس هایش چه کار کند").
🔺 "خدا" در اینجا استعاری است، به عبارت دیگر، او احساس می کرد که فیزیک باید توصیفی قطعی از واقعیت ارائه دهد. انیشتین پذیرفت که مکانیک کوانتومی یک نظریه تجربی تایید شده است، او به سادگی معتقد بود که برخی از ویژگیهای ساختاری آن را ذاتاً ناقص میسازد، برخلاف دیدگاهی که بور و دیگران ارائه کردهاند، مبنی بر اینکه مکانیک کوانتومی تئوری کاملی است .
قیاس ترمودینامیک در مقابل مکانیک آماری بود، انیشتین احساس کرد که مکانیک کوانتومی مبتنی بر مفاهیم میانی است، عدم قطعیت یک بیان از توصیفی است تا بنیادی، و توضیح بنیادین تر از نحوه عملکرد طبیعت درست است. مطمئناً در قسمت آخر حق با او بود . اما به عقیده فیزیکدانان این بور بود که پیروز شد و موجبیت و تعیین گرایی در تئوری کوانتوم موضوعیت ندارد .
📌@higgs_field
〰
📌 اختلافات بور و انیشتین
قسمت اول
🔺بحثهای بور-اینشتین مجموعهای از اختلافات عمومی درباره مکانیک کوانتومی بین آلبرت اینشتین و نیلز بور بود. بحثهای آنها به دلیل اهمیتشان برای فلسفه علم به خاطر سپرده میشود، زیرا اختلاف نظرها و نتیجه نسخه بور از مکانیک کوانتومی که به دیدگاه رایج تبدیل شد، ریشه درک مدرن از فیزیک را تشکیل میدهد.
بیشتر نسخه بور از رویدادهایی که در سال 1927 در سلوی و سایر مکانها برگزار شد، اولین بار توسط بور چندین دهه بعد در مقالهای با عنوان «بحثهایی با اینشتین درباره مسائل معرفتشناختی در فیزیک اتمی» نوشته شد.
بر اساس مقاله، موضوع فلسفی بحث این بود که آیا تفسیر کپنهاگ بور از مکانیک کوانتومی، که بر اعتقاد او به مکمل بودن متمرکز بود، در توضیح طبیعت معتبر است یا خیر.
علیرغم اختلاف نظرهایشان و اکتشافات بعدی که به استحکام مکانیک کوانتومی کمک کرد، بور و انیشتین شایستگی متقابلی را حفظ کردند که قرار بود تا پایان عمرشان ادامه یابد.
این بحث ها یکی از بالاترین نقاط تحقیقات علمی در نیمه اول قرن بیستم را نشان می دهد، زیرا توجه را به عنصری از نظریه کوانتومی، ناموصعیت کوانتومی، که برای درک مدرن ما از جهان فیزیکی است، جلب می کند. دیدگاه اجماع فیزیکدانان حرفه ای این بوده است که بور در دفاع از نظریه کوانتومی پیروز شد و به طور قطع ویژگی احتمالی اساسی اندازه گیری کوانتومی را مشخص کرد.
🔺 انیشتین در مورد دلیل اصلی مخالفت خود، کاملاً صریح بود. او حتی در نامهای در سال 1926 به بورن آن را در قالب یک کنایه پیچید: "خدا با دنیا تاس بازی نمیکند" (به طور حکایتی، وقتی انیشتین این کنایه را در طول مناظرههای بور و انیشتین تکرار کرد، پاسخ بور این بود: "ما نباید به خدا بگوییم" با تاس هایش چه کار کند").
🔺 "خدا" در اینجا استعاری است، به عبارت دیگر، او احساس می کرد که فیزیک باید توصیفی قطعی از واقعیت ارائه دهد. انیشتین پذیرفت که مکانیک کوانتومی یک نظریه تجربی تایید شده است، او به سادگی معتقد بود که برخی از ویژگیهای ساختاری آن را ذاتاً ناقص میسازد، برخلاف دیدگاهی که بور و دیگران ارائه کردهاند، مبنی بر اینکه مکانیک کوانتومی تئوری کاملی است .
قیاس ترمودینامیک در مقابل مکانیک آماری بود، انیشتین احساس کرد که مکانیک کوانتومی مبتنی بر مفاهیم میانی است، عدم قطعیت یک بیان از توصیفی است تا بنیادی، و توضیح بنیادین تر از نحوه عملکرد طبیعت درست است. مطمئناً در قسمت آخر حق با او بود . اما به عقیده فیزیکدانان این بور بود که پیروز شد و موجبیت و تعیین گرایی در تئوری کوانتوم موضوعیت ندارد .
📌@higgs_field
〰
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
📌تعیین کردن حجم اطلاعات موجود در جهان قابل مشاهده توسط فیزیکدانان
بخش اول
🔺در تلاش برای درک ماهیت واقعیت ما، فیزیکدانان مطمئناً تئوری های گیج کننده ای برای بیان دارند .
• اگر اطلاعات جنبه ملموس و بنیادین واقعیت فیزیکی در کنار ماده و انرژی، باشد چه؟
• اگر اطلاعات حالت پنجم ماده باشد چه؟
• به هر حال اطلاعات چیزی است که همه ماده و انرژی به طور قابل اندازه گیری دارای آن هستند. قوانینی که بر وجود آنها حاکم است، مانند جرم mass ، سرعت speed یا بار charge آنها، همگی بخش هایی از اطلاعاتی هستند که در آنها وجود دارد و آنها را توصیف می کند .
• بنابراین ، برای آزمایش تجربی چنین ایده هایی ، فیزیکدان ملوین وپسون Melvin vopson از دانشگاه پورتسموث بریتانیا برآورد کرد که یک ذره ابتدایی ، مانند یک الکترون ، چقدر اطلاعات در مورد خود ذخیره می کند. او سپس از این محاسبه برای تخمین مقدار خیره کننده اطلاعات موجود در کل جهان قابل مشاهده استفاده کرد.
🔺ووپسون میگوید:
" این اولین بار است که این رویکرد در اندازهگیری محتوای اطلاعاتی کیهان اتخاذ میشود و پیشبینی عددی واضحی را ارائه میدهد."
ووپسون با استفاده از نظریه اطلاعات کلود شانون تخمین زد که هر ذره در جهان قابل مشاهده دارای 1.509 بیت اطلاعات است.
این نظریه مرتبط با آنتروپی Entropy میزان عدم قطعیت uncertainty در یک سیستم , را با اطلاعات مرتبط می کند:
• محتوای اطلاعاتی یک پیام اندازه گیری میزان عدم قطعیت تقلیل یافته توسط پیام است اما انواع مختلف پیام ها ارزش های متفاوتی دارند.
به عنوان مثال، نتیجه (پیام) هر سمت سکه ، دارای 1 بیت اطلاعات است:
• این رویداد شیر بود، نه خط . اگر هر دو روی سکه شیر بود ، در نتیجه مورد انتظار شیر خواهد بود و 0 بیت اطلاعات دارد ، زیرا چیز جدیدی را به آنچه که قبلاً می دانستیم اضافه نمی کند.
اما اگر سکه انداز یا داور به سمت شیر گرایش داشته باشد و نتیجه با خط به پایان برسد ، این نتیجه شگفت انگیز اطلاعات بیشتری نسبت به یک رویداد معمولی 1 بیتی ارائه می دهد: این رویداد خط بود و انتظار نمی رفت.
• وپسون این محاسبات آنتروپی اطلاعات را برای جرم ، بار و چرخش پروتونها ، نوترونها (و کوارکهای ترکیب کننده آنها) و الکترونها بکار برد تا به برآورد خود برای میزان اطلاعات آنها برسد.
سپس، با استفاده از تخمینهایی که از تعداد این ذرات وجود دارد، آنها را در کل کیهان ضرب کرد.
📌 @HIGGS_FIELD
.
بخش اول
🔺در تلاش برای درک ماهیت واقعیت ما، فیزیکدانان مطمئناً تئوری های گیج کننده ای برای بیان دارند .
• اگر اطلاعات جنبه ملموس و بنیادین واقعیت فیزیکی در کنار ماده و انرژی، باشد چه؟
• اگر اطلاعات حالت پنجم ماده باشد چه؟
• به هر حال اطلاعات چیزی است که همه ماده و انرژی به طور قابل اندازه گیری دارای آن هستند. قوانینی که بر وجود آنها حاکم است، مانند جرم mass ، سرعت speed یا بار charge آنها، همگی بخش هایی از اطلاعاتی هستند که در آنها وجود دارد و آنها را توصیف می کند .
• بنابراین ، برای آزمایش تجربی چنین ایده هایی ، فیزیکدان ملوین وپسون Melvin vopson از دانشگاه پورتسموث بریتانیا برآورد کرد که یک ذره ابتدایی ، مانند یک الکترون ، چقدر اطلاعات در مورد خود ذخیره می کند. او سپس از این محاسبه برای تخمین مقدار خیره کننده اطلاعات موجود در کل جهان قابل مشاهده استفاده کرد.
🔺ووپسون میگوید:
" این اولین بار است که این رویکرد در اندازهگیری محتوای اطلاعاتی کیهان اتخاذ میشود و پیشبینی عددی واضحی را ارائه میدهد."
ووپسون با استفاده از نظریه اطلاعات کلود شانون تخمین زد که هر ذره در جهان قابل مشاهده دارای 1.509 بیت اطلاعات است.
این نظریه مرتبط با آنتروپی Entropy میزان عدم قطعیت uncertainty در یک سیستم , را با اطلاعات مرتبط می کند:
• محتوای اطلاعاتی یک پیام اندازه گیری میزان عدم قطعیت تقلیل یافته توسط پیام است اما انواع مختلف پیام ها ارزش های متفاوتی دارند.
به عنوان مثال، نتیجه (پیام) هر سمت سکه ، دارای 1 بیت اطلاعات است:
• این رویداد شیر بود، نه خط . اگر هر دو روی سکه شیر بود ، در نتیجه مورد انتظار شیر خواهد بود و 0 بیت اطلاعات دارد ، زیرا چیز جدیدی را به آنچه که قبلاً می دانستیم اضافه نمی کند.
اما اگر سکه انداز یا داور به سمت شیر گرایش داشته باشد و نتیجه با خط به پایان برسد ، این نتیجه شگفت انگیز اطلاعات بیشتری نسبت به یک رویداد معمولی 1 بیتی ارائه می دهد: این رویداد خط بود و انتظار نمی رفت.
• وپسون این محاسبات آنتروپی اطلاعات را برای جرم ، بار و چرخش پروتونها ، نوترونها (و کوارکهای ترکیب کننده آنها) و الکترونها بکار برد تا به برآورد خود برای میزان اطلاعات آنها برسد.
سپس، با استفاده از تخمینهایی که از تعداد این ذرات وجود دارد، آنها را در کل کیهان ضرب کرد.
📌 @HIGGS_FIELD
.
Telegram
attach 📎
👍1
〰
📌جهان ما ، عالم مقیاس ها scales است .
🔺شاید فلاسفه هنگامی که غباری معلق را در فضا دیدند بدین اندیشه ژرف افتادند که آدمی از چه ساخته شده است ؟
بهر حال ، اتم بعنوان واحد سازنده ماده از هزاره ها قبل مطرح شده است . بدن ما از ۳۷ تریلیون سلول که شامل ۲۰۰ نوع سلول متمایز است تشکیل شده است .
هر سلول مانند یک شهر بزرگ است که در هسته ی آن اطلاعات وراثتی بشکل کروموزوم - که از فشردگی دو رشته مارپیچ از DNA 🧬 هستند و در نهایت از چهار بلوک یا مولکول ساخته می شود .
عناصر یا اتم ها سازنده مولکول ها بخوبی در فیزیک مطالعه شده اند . فیزیک را بستر و شیمی ساختمانی بر بستر فیزیک در نظر بگیرید و نهایتا علوم زیستی و وراثتی ابر سازه باشکوه استوار بر شیمی هستند . در بنیادی ترین حالت این بوزون ها و فرمیون ها bosons & fermions هستند که همه چیز را شکل داده اند .
اتم ها متشکل از Fundamental particles ، و غرق در چهار میدان که سازنده چهار نیروی weak & strong force - gravity & electromagnetic جهان ما و ما و همه ی پدیده ها و برهمکنش های interaction عالم ما Universe را شکل داده اند .
البته در فیزیک با احتساب پاد ذرات antiparticles به تعداد 25 میدان (کوارکی و بوزونی و لپتونی) وجود دارد .
میدان های کوانتومی Quantum Field در فیزیک object های بنیادین عالم ما هستند و در واقع عالم ما چیزی جز داینامیکی از میادین مختلف نیست .
لطفا این محتوا را مطالعه کنید
¹→https://t.me/higgs_journals/1287
²→https://t.me/higgs_journals/1288
³→https://t.me/higgs_journals/1289
Quantum field
https://t.me/higgs_journals/1291
〰
📌جهان ما ، عالم مقیاس ها scales است .
🔺شاید فلاسفه هنگامی که غباری معلق را در فضا دیدند بدین اندیشه ژرف افتادند که آدمی از چه ساخته شده است ؟
بهر حال ، اتم بعنوان واحد سازنده ماده از هزاره ها قبل مطرح شده است . بدن ما از ۳۷ تریلیون سلول که شامل ۲۰۰ نوع سلول متمایز است تشکیل شده است .
هر سلول مانند یک شهر بزرگ است که در هسته ی آن اطلاعات وراثتی بشکل کروموزوم - که از فشردگی دو رشته مارپیچ از DNA 🧬 هستند و در نهایت از چهار بلوک یا مولکول ساخته می شود .
عناصر یا اتم ها سازنده مولکول ها بخوبی در فیزیک مطالعه شده اند . فیزیک را بستر و شیمی ساختمانی بر بستر فیزیک در نظر بگیرید و نهایتا علوم زیستی و وراثتی ابر سازه باشکوه استوار بر شیمی هستند . در بنیادی ترین حالت این بوزون ها و فرمیون ها bosons & fermions هستند که همه چیز را شکل داده اند .
اتم ها متشکل از Fundamental particles ، و غرق در چهار میدان که سازنده چهار نیروی weak & strong force - gravity & electromagnetic جهان ما و ما و همه ی پدیده ها و برهمکنش های interaction عالم ما Universe را شکل داده اند .
البته در فیزیک با احتساب پاد ذرات antiparticles به تعداد 25 میدان (کوارکی و بوزونی و لپتونی) وجود دارد .
میدان های کوانتومی Quantum Field در فیزیک object های بنیادین عالم ما هستند و در واقع عالم ما چیزی جز داینامیکی از میادین مختلف نیست .
لطفا این محتوا را مطالعه کنید
¹→https://t.me/higgs_journals/1287
²→https://t.me/higgs_journals/1288
³→https://t.me/higgs_journals/1289
Quantum field
https://t.me/higgs_journals/1291
〰
Telegram
attach 📎
👍1
〰
Causality in a quantum world
The clever use of quantum superposition can create situations in which cause-and-effect relationships between events are not well-defined.
✔️علیت در دنیای کوانتومی
• استفاده هوشمندانه از برهم نهی کوانتومی می تواند موقعیت هایی را ایجاد کند که در آن روابط علت و معلولی بین رویدادها به خوبی تعریف نشده باشد.
https://physicstoday.scitation.org/do/10.1063/pt.6.1.20180328a/full/
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/5200
پیوست شکل 1
https://t.me/higgs_field/5201
📌@higgs_field
〰
Causality in a quantum world
The clever use of quantum superposition can create situations in which cause-and-effect relationships between events are not well-defined.
✔️علیت در دنیای کوانتومی
• استفاده هوشمندانه از برهم نهی کوانتومی می تواند موقعیت هایی را ایجاد کند که در آن روابط علت و معلولی بین رویدادها به خوبی تعریف نشده باشد.
https://physicstoday.scitation.org/do/10.1063/pt.6.1.20180328a/full/
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/5200
پیوست شکل 1
https://t.me/higgs_field/5201
📌@higgs_field
〰
👍2
〰
📌 علیّت در کوانتوم
قسمت نخست
• یک ردیف منظم از دومینوها در مقابل شما قرار دارد. به طور رضایت بخش، به آرامی با انگشت خود به اولین کاشی ضربه می زنید تا آن را واژگون کنید. دومینو می افتد و با همسایه خود برخورد می کند که به همین ترتیب سقوط می کند و یک اثر موج دار ایجاد می کند که تا زمانی که همه دومینوها سقوط کنند ادامه می یابد.
سقوط دومینوها مفهومی عمیقاً ریشهدار از علم و زندگی روزمره را نشان میدهد: علیت. رویداد B (آخرین سقوط دومینو) به دلیل رویداد A (اولین دومینو سقوط می کند) رخ می دهد. B فقط در صورتی اتفاق می افتد که A رخ دهد و وقوع A مستقل از B باشد.
اما این ساختار علّی ساده زندگی روزمره می تواند در قلمرو کوانتومی شکسته شود. تحقیقات اخیر نشان میدهد که روابط علی را میتوان در حالتهای برهمنهی کوانتومی قرار داد که در آن A بر B تأثیر میگذارد و B بر A تأثیر میگذارد. به عبارت دیگر، نمیتوان گفت که سرنگونی آخرین دومینوی کوانتومی نتیجه سقوط اولین دومینوی است یا علت آن. . موضوع در حال ظهور علیت نامعین در یک جهان کوانتومی ممکن است بینش جدیدی در مورد مبانی نظری فیزیک کوانتومی و نسبیت عام ارائه دهد.
🔻سوئیچینگ کوانتومی
• وقتی عوامل ارتباطی را در نظر بگیریم، روابط علی معنایی عملیاتی پیدا میکنند. با انتخاب آزادانه او برای فشار دادن اولین کاشی دومینو، یک عامل، که معمولاً آلیس نامیده می شود، می تواند سیگنالی را به یک عامل دیگر، باب، در محل آخرین دومینو ارسال کند. این دو عامل میتوانند با ارسال و دریافت بیتهای کوانتومی از طریق سیمهایی که آزمایشگاههای عاملها را به هم متصل میکنند، ارتباط برقرار کنند. عملیات یک عامل روی کیوبیت یک رویداد را تعریف می کند. در یک ساختار علّی معین، که در آن دو رویداد یا زمانی، نوری یا فضاگونه از هم جدا میشوند، یا رویداد آلیس A علت یا معلول رویداد B در آزمایشگاه باب است، یا این دو رویداد مستقل از یکدیگر هستند.
در سال 2009، جولیو چیریبلا و همکارانش پیشنهادی را ارائه کردند تا سیمها را بهعنوان سیستمهای کوانتومی در نظر بگیریم که میتوانند به برهم نهی شوند. چنین تنظیمی تغییر منسجم ترتیب عملیات اعمال شده روی کیوبیت ها را ممکن می سازد. اگر سیم خروجی آزمایشگاه آلیس را با ورودی باب وصل کند، عملیات A مقدم بر عملیات B است. اگر خروجی آزمایشگاه باب را با ورودی آلیس وصل کند، B مقدم بر A می شود (شکل 1 را ببینید). در نهایت، با آمادهسازی پیکربندیهای دو سیم در حالت برهمنهی کوانتومی، برهمنهی «A باعث B» و «B باعث A» میشود که ما آن را سوئیچ کوانتومی مینامیم. چنین تنظیمی شبیه به برخی از روابط شکارچی-شکار است، که در آن اعداد شکارچی بر تعداد طعمه تأثیر میگذارند، با این حال اعداد طعمه بر تعداد شکارچیان نیز تأثیر میگذارند. به دنبال کارهایی که اوگنیان اورشکوف، فابیو کاستا و من در سال 2012 منتشر کردیم، اکنون میدانیم که سوئیچ کوانتومی تنها نمونهای از ساختار علیت طرد شده indefinite causal است که در آن مشخص نشده است که آیا رویداد A علت یا معلول رویداد B است. ، یا اینکه آیا این دو مستقل هستند.
شکل 1
https://t.me/higgs_field/5201
📌@higgs_field
〰
📌 علیّت در کوانتوم
قسمت نخست
• یک ردیف منظم از دومینوها در مقابل شما قرار دارد. به طور رضایت بخش، به آرامی با انگشت خود به اولین کاشی ضربه می زنید تا آن را واژگون کنید. دومینو می افتد و با همسایه خود برخورد می کند که به همین ترتیب سقوط می کند و یک اثر موج دار ایجاد می کند که تا زمانی که همه دومینوها سقوط کنند ادامه می یابد.
سقوط دومینوها مفهومی عمیقاً ریشهدار از علم و زندگی روزمره را نشان میدهد: علیت. رویداد B (آخرین سقوط دومینو) به دلیل رویداد A (اولین دومینو سقوط می کند) رخ می دهد. B فقط در صورتی اتفاق می افتد که A رخ دهد و وقوع A مستقل از B باشد.
اما این ساختار علّی ساده زندگی روزمره می تواند در قلمرو کوانتومی شکسته شود. تحقیقات اخیر نشان میدهد که روابط علی را میتوان در حالتهای برهمنهی کوانتومی قرار داد که در آن A بر B تأثیر میگذارد و B بر A تأثیر میگذارد. به عبارت دیگر، نمیتوان گفت که سرنگونی آخرین دومینوی کوانتومی نتیجه سقوط اولین دومینوی است یا علت آن. . موضوع در حال ظهور علیت نامعین در یک جهان کوانتومی ممکن است بینش جدیدی در مورد مبانی نظری فیزیک کوانتومی و نسبیت عام ارائه دهد.
🔻سوئیچینگ کوانتومی
• وقتی عوامل ارتباطی را در نظر بگیریم، روابط علی معنایی عملیاتی پیدا میکنند. با انتخاب آزادانه او برای فشار دادن اولین کاشی دومینو، یک عامل، که معمولاً آلیس نامیده می شود، می تواند سیگنالی را به یک عامل دیگر، باب، در محل آخرین دومینو ارسال کند. این دو عامل میتوانند با ارسال و دریافت بیتهای کوانتومی از طریق سیمهایی که آزمایشگاههای عاملها را به هم متصل میکنند، ارتباط برقرار کنند. عملیات یک عامل روی کیوبیت یک رویداد را تعریف می کند. در یک ساختار علّی معین، که در آن دو رویداد یا زمانی، نوری یا فضاگونه از هم جدا میشوند، یا رویداد آلیس A علت یا معلول رویداد B در آزمایشگاه باب است، یا این دو رویداد مستقل از یکدیگر هستند.
در سال 2009، جولیو چیریبلا و همکارانش پیشنهادی را ارائه کردند تا سیمها را بهعنوان سیستمهای کوانتومی در نظر بگیریم که میتوانند به برهم نهی شوند. چنین تنظیمی تغییر منسجم ترتیب عملیات اعمال شده روی کیوبیت ها را ممکن می سازد. اگر سیم خروجی آزمایشگاه آلیس را با ورودی باب وصل کند، عملیات A مقدم بر عملیات B است. اگر خروجی آزمایشگاه باب را با ورودی آلیس وصل کند، B مقدم بر A می شود (شکل 1 را ببینید). در نهایت، با آمادهسازی پیکربندیهای دو سیم در حالت برهمنهی کوانتومی، برهمنهی «A باعث B» و «B باعث A» میشود که ما آن را سوئیچ کوانتومی مینامیم. چنین تنظیمی شبیه به برخی از روابط شکارچی-شکار است، که در آن اعداد شکارچی بر تعداد طعمه تأثیر میگذارند، با این حال اعداد طعمه بر تعداد شکارچیان نیز تأثیر میگذارند. به دنبال کارهایی که اوگنیان اورشکوف، فابیو کاستا و من در سال 2012 منتشر کردیم، اکنون میدانیم که سوئیچ کوانتومی تنها نمونهای از ساختار علیت طرد شده indefinite causal است که در آن مشخص نشده است که آیا رویداد A علت یا معلول رویداد B است. ، یا اینکه آیا این دو مستقل هستند.
شکل 1
https://t.me/higgs_field/5201
📌@higgs_field
〰
Telegram
attach 📎
👍1