کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
.
📌 ملزم به تفکیک بین قطب های مغناطیسی و جغرافیایی هستیم

🔺هسته برونی مایع کره زمین باعث ایجاد میدان مغناطیسی می‌شود.
پژوهشگران اروپایی گفته‌اند که احتمالا می‌توانند با اطمینان توضیح دهند که چه عاملی باعث حرکت قطب شمال مغناطیسی شده است.
قطب مغناطیسی کره زمین در سال‌های اخیر از کانادا به سوی سیبری حرکت کرده است.
این حرکت سریع، باعث لزوم به روزرسانی مرتب سیستم‌های راهبری شده است. این سیستم‌ها از جمله شامل سیستم‌های مربوط به نقشه‌برداری مورد استفاده در تلفن‌های هوشمند است.
گروه پژوهشی به سرپرستی دانشگاه لیدز در بریتانیا پس از تحقیقاتی در این زمینه گفته است که دو "برجستگی مایع" در کناره هسته برونی کره زمین این پدیده را ایجاد می‌کند.
تغییر در سیلان مواد مایع در هسته کره زمین باعث تغییر در مناطق فوق می‌شود که شامل جریان مغناطیسی منفی است.

دکتر فیل لیومور، از اعضای گروه پژوهشی در مصاحبه با بی‌بی‌سی گفت که "تغییر در انگاره سیلان مواد باعث شده است که منطقه زیر کانادا به میزان بسیار ناچیزی کاهش و در مقابل منطقه زیر سیبری افزایش یابد."


Reference

📌 @higgs_field

.
📌 Geomagnetic Reversal

🔺در قطب های مغناطیسی نه تنها تغییر قطب ها بمقدار اندکی در سال ، بلکه شاهد وارونگی هزار باره قطب های مغناطیسی از آغاز پیدایش میدان مغناطیسی زمین هستیم .

تغییر قطب ها را نمیتوان به گرمایش و سرمایش زمین نسبت داد

🔺 میدان مغناطیسی زمین در طول هزاره ها بارها قطبیت خود را تغییر داده است. به عبارت دیگر، اگر حدود 800000 سال پیش زنده بودید و با قطب‌نمای مغناطیسی در دست، با چیزی که ما آن را شمال می‌نامیم روبرو می‌شدید، سوزن به سمت «جنوب» اشاره می‌کرد. این به این دلیل است که یک قطب نما مغناطیسی بر اساس قطب های زمین کالیبره شده است. اگر قطبیت میدان مغناطیسی امروزی معکوس شود، علامت‌های N-S قطب‌نما 180 درجه اشتباه خواهد بود

📌وارونگی ژئومغناطیسی یک قاعده ست ، نه استثنا ..!


🔺زمین در 20 میلیون سال گذشته تقریباً در هر 200000 تا 300000 سال یک بار در یک الگوی معکوس قطب مستقر شده است، اگرچه از آخرین واژگونی بیش از دو برابر آن زمان گذشته است. یک وارونگی در طی صدها یا هزاران سال اتفاق می افتد . دانشمندان تخمین می زنند که وارونگی ها حداقل صدها بار در طول سه میلیارد سال گذشته اتفاق افتاده است. و در حالی که وارونگی ها در دوره های زمانی «اخیر» بیشتر اتفاق افتاده است، زمانی که دایناسورها روی زمین راه می‌رفتند، احتمال بیشتری وجود داشت که هر یک میلیون سال یک‌بار واژگونی اتفاق بیفتد.


🔺هسته های رسوبی گرفته شده از کف اقیانوس ها می توانند به دانشمندان در مورد تغییر قطبیت مغناطیسی بگویند و ارتباط مستقیمی بین فعالیت میدان مغناطیسی و سابقه فسیلی ایجاد کنند. میدان مغناطیسی زمین، مغناطیسی شدن گدازه را تعیین می کند، زیرا در کف اقیانوس در دو طرف شکاف اقیانوس اطلس میانه، جایی که صفحات قاره آمریکای شمالی و اروپا از هم جدا می شوند، قرار می گیرد.

🔺آخرین باری که قطب های زمین در یک واژگونی بزرگ واژگون شدند، حدود 780000 سال پیش بود، چیزی که دانشمندان آن را وارونگی Brunhes-Matuyama می نامند. سوابق فسیلی هیچ تغییر شدیدی در زندگی گیاهی یا جانوری نشان نمی دهد. هسته‌های رسوبی عمیق اقیانوس‌ها از این دوره نیز بر اساس میزان ایزوتوپ‌های اکسیژن در هسته‌ها، هیچ تغییری در فعالیت یخبندان نشان نمی‌دهند. این همچنین دلیلی بر این است که معکوس شدن قطبیت بر محور چرخش زمین تأثیر نمی گذارد، زیرا کج شدن محور چرخش سیاره تأثیر قابل توجهی بر آب و هوا و یخبندان دارد و هرگونه تغییر در رکورد یخبندان مشهود است.

🔺قطبیت زمین ثابت نیست. بر خلاف آهنرباهای نواری کلاسیک یا آهنرباهای تزئینی در یخچال شما، ماده حاکم بر میدان مغناطیسی زمین به اطراف حرکت می کند. ژئوفیزیکدانان کاملا مطمئن هستند که دلیل داشتن میدان مغناطیسی زمین این است که هسته آهنی جامد آن توسط اقیانوسی مایع از فلز داغ و مایع احاطه شده است. این فرآیند را می توان با ابررایانه ها نیز مدلسازی کرد. سیاره ما، بدون اغراق، یک سیاره پویا است. جریان آهن مایع در هسته زمین جریان های الکتریکی ایجاد می کند که به نوبه خود میدان مغناطیسی را ایجاد می کند. بنابراین، در حالی که بخش‌هایی از هسته بیرونی زمین بسیار عمیق است که دانشمندان نمی‌توانند مستقیماً آن را اندازه‌گیری کنند، ما می‌توانیم با مشاهده تغییرات میدان مغناطیسی، حرکت در هسته را استنباط کنیم. قطب شمال مغناطیسی از اوایل قرن نوزدهم، زمانی که کاشفان برای اولین بار آن را به طور دقیق پیدا کردند، به سمت شمال - با بیش از 600 مایل (1100 کیلومتر) - در حال خزش بوده است. در واقع، اکنون سریعتر حرکت می کند، زیرا دانشمندان تخمین می زنند که این قطب حدود 40 مایل در سال به سمت شمال جابجا می شود ، در مقابل حدود 10 مایل در سال در اوایل قرن بیستم .

🔻تصویر نمودار وارونگی قطبیت مغناطیسی زمین را نشان می دهد . بخش سیاه نماینگر قطب مخالف کنونی و بخش سپید بیانگر قطبیت موافق قطبیت کنونی است .

🔺 Reference :

https://www.nasa.gov/topics/earth/features/2012-poleReversal.html

📌
@HIGGS_FIELD

.
.

#چالش #فیزیک

🔺 سمت و سوی چرخش زمین و دیگر سیاره های سامانه خورشیدی پادساعتگرد است به استثنا سیاره ناهید . با وجود اینکه قطب های مغناطیسی هزاران بار وارونه شده اند اما قطب های جغرافیایی تقریبا #ثابت بوده اند ، با کدام اصل فیزیک جهت چرخش ثابت سیارات را می توان توضیح داد ؟
دلیل تفاوت سوی چرخش ناهید چیست؟

📌 @higgs_field

.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.

#فرافیزیک

🔺هر قدرم که منطقی باشی باز باید خطر چشم زخم رو جدی بگیری.!!؟!

قریب به چهل درصد جمعیت کره ی زمین به چشم زخم باور دارند .


اعتقاد به چشم‌زخم از خرافات هم فراتر رفته است و چند نفر از متفکران معروف هم بر آن صحه گذاشته‌اند. یکی از افراد مهم در میان آن‌ها پلوتارک، فیلسوف یونانی، است که در یکی از کتاب‌هایش سعی می‌کند برای این مساله توضیحی علمی ارائه کند: چشم انسان می‌تواند اشعه‌هایی نامرئی ساطع کند که در بعضی موارد چنان قدرتی دارند که می‌توانند باعث مرگ کودکان و حیوانات کوچک شوند.

🔺
@higgs_field

.
📌خورشید در جهت ساعت‌گرد به دور مرکز کهکشان می‌چرخد، ولی سیاره‌های سامانه‌ی خورشیدی در جهت پادساعت‌گرد به دور خورشید می‌چرخند. چرا چنین است؟

🔺این که سیاره‌ها (اگر از فراز قطب شمال خورشید نگاه کنیم) در جهت پادساعت‌گرد به دور خورشید می‌چرخند به دلیل شیوۀ پیدایش سامانه‌ی خورشیدی است. خورشید از یک ابر گاز و غبار به نام “سحابی خورشیدی” متولد شد و پسماندهای آن هم سیاره‌ها را ساخت. این ابر همزمان که در خود می‌رُمبش کرد، چرخش به دور خود را هم آغاز کرد.(به فرو ریختن یک جسم به درون بر اثر گرانش خود “رمبش” گفته می‌شود)
در واقع از روی شانس بود که چرخش این ابر جهتی پادساعت‌گرد پیدا کرد (اگر از بالا دیده می‌شد). ابرهای مولکولی، زادگاه ستارگان هستند. اگرچه محور چرخش یک ابر مولکولی بزرگ تقریبا به طور کلی می‌تواند هم‌تراز با چرخش کهکشان باشد، اما آشفتگی‌های منطقه‌ای درون بخش‌های کوچکی از این ابر می‌توانند بر جهت چرخش ستارگان نوزاد تاثیر بگذارند.


سامانه‌ی خورشیدی می‌توانست از همان آغاز از دل ابری پدید بیاید که چرخش ساعت‌گرد داشته باشد [از روی شانس بود که این گونه نشد]. بر پایه‌ی رصدهای اخترشناسان، هیچ جهت ترجیحی‌ای (برتری) برای چرخش موادی که دارند در خود می‌رُمبند، وجود ندارد.


علاوه بر این، هیچ جهت‌گیری برتری هم برای محور چرخش ستارگان وجود ندارد؛ صفحه‌ی چرخش محوری یک ستاره پس از تولدش، می‌تواند همان صفحه‌ی چرخش کهکشان باشد، یا عمود بر آن باشد، یا هر راستایی میان این دو باشد. این گونه هم می‌شود این را گفت: به نظر می‌رسد راستای محورهای چرخش (قطب‌های) ستارگان در سرتاسر کهکشان رو به جهت‌های گوناگون است.



اما بیایید نگاهی به عقب بیندازیم. هنگامی که می‌گوییم خورشید از یک ابر گاز و غبار ساخته شد، در حقیقت از “ابری” می‌گوییم که خود تکه‌ای یا زیر-منطقه‌ای از یک ساختار بسیار بزرگتر به نام “ابر مولکولی غول‌پیکر” بوده است. ابرهای مولکولی غول‌پیکر تنها یک ستاره نمی‌سازند، بلکه ستارگان بسیار، صدها یا هزاران ستاره می‌سازند. و به طور کلی، تکانه‌ی زاویه‌ای و محور چرخش این ابرهای مولکولی غول‌پیکر یا هم‌جهت با چرخش کهکشانند (چرخش فرارو) یا در خلاف جهت چرخش کهکشان (چرخش پَسرو).
ولی درون این ابرهای بزرگ خبرهای دیگری‌ هم است. عامل‌هایی مانند آشفتگیِ ناشی از موج‌های شوک ابرنواختری و اثرهای مغناطیسی که زمانی رخ می‌دهند که بخش‌هایی از ابر می‌رُمبند تا ستاره بسازند هم در این ابرها هست که بر تکانه‌ی زاویه‌ای و جهت‌گیری پایانی چرخش ستارگان نوزاد تاثیر می‌گذارد. این برهمکنش‌ها می‌توانند بسیار پیچیده باشند و به احتمال بسیار به همین دلیل است که هیچ جهت یا راستای برتری برای چرخش ستارگان وجود ندارد.
اگرچه سیاره‌های یک ستاره به احتمال بسیار همگی می‌توانند چرخشی ساعت‌گرد یا پادساعتگرد به گرد آن داشته باشند، اما به هنگام تولد یک ستاره، شرایط محلی تاثیر بیشتری بر آن می‌گذارد تا چرخش راه شیری؛ یا حتی ابر بزرگ‌تری که ستاره از آن متولد شده است.
https://astronomy.com/magazine/ask-astro/2020/10/ask-astro-why-do-the-planets-orbit-the-sun-counterclockwise


📌 @higgs_field

.
.
📌اصل هولوگرافیک
پارت هفتم

🔺برخی فیزیکدان‌ها معتقد بودند سیاه‌چاله آنتروپی ندارد

اما یکی از فیزیکدان‌ها حاضر نشد این مسئله را بپذیرد؛ یاکوب بکنشتاین در دهه‌ی ۱۹۷۰، به کمک نظریه‌ی تابش هاوکینگ که ساطع شدن نور را از سطح افق رویداد اثبات می‌کند، تأکید کرد سیاه‌چاله آنتروپی دارد و مقدار آن معین و متناسب با سطح دوبعدیِ افق رویدادِ سیاه‌چاله است. به عبارت دیگر، بکنشتاین معتقد بود برای محاسبه‌ی آنتروپی سیاه‌چاله نیازی نیست بدانیم دقیقا درون آن چه خبر است و بررسی اطلاعات سطح آن، این محاسبه را ممکن می‌کند. 
این یافته از این جهت شگفت‌انگیز است که آنتروپی سیستمی سه‌بعدی، به‌جای حجم تنها با سطح دوبعدی آن محاسبه شده بود؛ و این دقیقا همان نقطه‌ای بود که برخی فیزیکدان‌ها را به ماهیت هولوگرافیک بودن سیاه‌چاله سوق داد. 

🔺چگونگی بسط ایده‌ی هولوگرافیک بودن سیاه‌چاله به کل جهان

تمام این فرضیات و نظریات به‌ معنی اثبات هولوگرافیک بودن سیاه‌چاله نیست. اما به‌گفته‌ی ساسکیند، تصور دوبعدی بودن جهانی که تنها سه‌بعدی به نظر می‌رسد، به حل مسائل عمیق در فیزیک نظری کمک زیادی خواهد کرد و فرمول‌های ریاضی که برای حل این مسائل به کار می‌رود در مورد هرچیزی، چه سیاه‌چاله چه سیاره و چه کل جهان، یکی است. 
  
در سال ۱۹۸۹ خوان مالداسنا (فیزیک‌دان نظری آرژانتینی) نشان دادچگونه یک جهان فرضی می‌تواند هولوگرام باشد. جهان فرضی او به شکل فضای پاددوسیتر (AdS) در نظر گرفته شده است. این فضا به بیان ساده، هیچ ماده یا انرژی در خود ندارد (در نتیجه خبری از نیروی گرانش نیست)، خطوط موازی در نهایت از هم دور می‌شوند و در فاصله‌ای بسیار بسیار دور، طوری به سمت داخل خمیده می‌شود که به شکل زین به نظر می‌رسد؛ این در حالی است که منتهی‌الیه جهان واقعی ما - که به آن فضای دوسیتر (de Sitter space) گفته می‌شود - مسطح است و خمیدگی ندارد.

🔺فضای خمیده‌ی پاددوسیتر‌ (سمت چپ) در مقابل فضای مسطح دوسیتر (سمت راست)
در این فضای فرضی، مالداسنا نشان داد که دو معادله‌ی فیزیکی (نظریه‌ی گرانش و نظریه‌ی میدان کوانتومی) کاملا هم‌ارز هستند. کشف این تناظر که به دوگانی مالداسنا (AdS/CFT) مشهور است، کاملا غیر منتظره بود؛ زیرا اگرچه گرانش در سه بعد فضایی توصیف می‌شود، توصیف تئوری میدان کوانتومی تنها با دو بعد امکان‌پذیر است. اینکه قوانین فیزیک نتایج مشابهی در دو و سه بعد نشان داد، ماهیت هولوگرافیک بودن فضای پاددوسیتر را ثابت می‌کند.


این اولین ‌بار بود که فردی موفق شد به‌طور واضح طرز کار هولوگرافی را در فضا نمایش دهد. اما ازآنجاکه جهان واقعی، فضای پاددوسیتر نیست، این سؤال پیش می‌آید که آیا اصل هولوگرافیک در فضای مسطح دوسیتر صدق می‌کند یا خیر؛ سؤالی که هنوز جواب صددرصد قانع‌کننده‌ای برایش پیدا نشده است.
یافته‌ی مالداسنا اثباتی بر هولوگرافیک بودن جهان نیست؛ اما او با بررسی این جهان فرضی در دو بعد، راهی پیدا کرد تا نظریه‌ی ریسمان با قوانین ثابت‌شده‌ی فیزیک ذرات سازگاری پیدا کند. مهم‌تر از همه‌ی این‌ها، او توانست دو مفهوم ناسازگار در فیزیک را زیر یک چارچوب نظری بیاورد. به‌گفته‌ی او، «نظریه‌ی هولوگرافیک بین نظریه‌ی گرانش و نظریه‌ی فیزیک ذرات اتصال برقرار می‌کند.»



📌@HIGGS_FIELD

.
.

🔺 اشعه ایکس؟! یه سگ باردار ... و توله هاش!


📌
@higgs_field

.
.


🔺 راکون ، شکار - گرگ ، شکارچی : چه روایتی از این تصویر می خوانید؟

« راکون از ترس گرگ بالای درخت مونده تا مرده؛
گرگ چرا بی‌خیالش نشده؟
چون دستش لای دوتا تنه‌ی درخت گیرکرده بوده و خودشم نهایتا مرده. »

📌
@higgs_field

.
Forwarded from physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنر زیبای "لیختنبرگ یا شکاف با الکترسیته" چه اثر زیبایی درست میکنه👌

📌 @higgs_journals
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.

🔺وقتی با گارد بسته در مقابلش قرار می گیری ..! و تناقضاتش رو آشکار می کنی .

📌@higgs_field

.
.

🔺 رباعیات خیام ¹³ / راز آفرینش


🔻 آنانكه ز پيش رفته‌اند اي ساقي،
در خاك غرور خفته‌اند اي ساقي،

رو باده خور و حقيقت از من بشنو
باد است هرآنچه گفته‌اند اي ساقي.


Join us| خیام و فلسفه
@khyyampoetry
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.

🔺 پارادوکس اطلاعات و اصل هولوگرافیک


برایان گرین و‌ کامران وفا

🔻 همچنین لازمه بگم کتابی با نام جهان هولوگرافیک نوشته مایکل تالبوت و ترجمه داریوش مهر جویی هیچ‌ ارزش علمی ندارد و نگارنده و مترجم هیچ از فیزیک نمی دانند . این کتاب را به گمان توضیح و مطالعه اصل هولوگرافیک تهیه نکنید.

📌 @higgs_field

.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.

📌ایده جهان هولوگرافی چیست؟

🔺شاید شما هم کتاب‌های شبه علمی چون جهان هولوگرافیک نوشته مایکل تالبوت را دیده یا خوانده باشید. اگرچه این کتاب پر از شبه علم و حرفهای نادقیق و غیر علمی است .

ایده هولوگرافی توسط جرارد تهوفت فیزیکدان هلندی مطرح شد و بعدها توسط لئونارد ساسکیند تعبیر نظریه ریسمانی به خود گرفت. و از همه مهم‌تر خوان مالداسنا با مطرح کردن تناظر AdS/CFT کاربردی از اصل هولوگرافی را در نظریه ریسمان پیشنهاد کرد.
در این ویدئو می‌خواهیم با ایده هولوگرافی در فیزیک آشنا شویم و ببینیم که آیا واقعا جهان ما می‌تواند یک هولوگرام عظیم باشد یا نه.


📌 @HIGGS_FIELD

.
📌اصل هولوگرافیک
پارت هشتم


🔺برای دانشمندان بدترین اتفاق ممکن در طبیعت، مواجهه با حالت «بی‌نهایت» است

ادغام این دو نظریه‌ی بنیادین در یک نظریه‌ی منسجم (که اغلب گرانش کوانتومی نامیده می‌شود) همچنان یکی از پرطرفدارترین مباحث علم فیزیک است. وقتی نظریه‌ی مکانیک کوانتومی به نیروی گرانش می‌رسد، فیزیکدان‌ها را با بدترین اتفاق ممکن در طبیعت، یعنی حالت «بی نهایت» روبه‌رو می‌کند؛ بی‌نهایت حالتِ ممکنِ ترکیب و جایگشت هنگام رویارویی فوتون و الکترون و بی‌نهایت ترکیب ممکن برای قرارگیری این بی‌نهایت حالت بین فوتون و الکترون در فضا-زمان. 
تا زمانی‌که پای بی‌نهایت وسط باشد، پیشرفت اتفاق نمی‌افتد، پیش‌بینی امکان‌پذیر نیست و در نتیجه علم به بن‌بست می‌خورد. دانشمندان تنها با تعیین حد و مقیاسی مشخص قادر به توصیف و پیش‌بینی اتفاقات دنیای فیزیک هستند و مدل پاددوسیتر مالداسنا (دست ‌کم در حد نظریه) توانست برای این بی‌نهایت، حد مشخصی تعریف کند.  
فضای پاددوسیتر به‌طور مستقیم ارتباطی با جهان واقعی ما ندارد؛ اما به دانشمندان این امکان را می‌دهد تا محاسباتی انجام دهند که خارج از این فضا بسیار دشوار یا حتی غیر ممکن است. 


🔺چطور می‌شود ثابت کرد جهان یک هولوگرام است

برای اثبات هولوگرافیک بودن جهان، نیاز است مقادیر فیزیکی با استفاده از نظریه‌ی میدان کوانتومی و نظریه‌ی گرانش در فضای «مسطح» محاسبه شوند و نتایج باید با نتایجی که از بررسی فضای پاددوسیتر بدست آمده است، یکسان باشد.

به‌عنوان مثال، نظریه‌ی انفجار بزرگ پیش‌بینی کرد که این احتمال وجود دارد تا بشر بتواند نوعی انرژی باقی‌مانده از انبساط شدید را که ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش باعث پیدایش کیهان شده بود، پیدا کند؛ و در دهه‌ی ۱۹۶۰، ستاره‌شناسان دقیقا این انرژی را به شکل تابش زمینه کیهانی یافتند. 
از زمانی‌که ایده‌ی هولوگرافیک بودن جهان مطرح شده است، محققان زیادی به ‌دنبال اثبات آن بوده‌اند. 

در سال ۲۰۱۵، یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه تکنولوژی وین تصمیم گرفت با آزمایشی نشان دهد آیا درهم‌تنیدگی کوانتومی که یکی از ویژگی‌های اصلی مکانیک کوانتومی است، می‌تواند با نظریه‌ی گرانش بازسازی شود.

وقتی دو ذره‌ی کوانتومی در هم ‌تنیده می‌شوند، دیگر نمی‌توان آن‌ها را جدا از هم توصیف کرد؛ بلکه این دو یک «شیء» کوانتومی واحد را تشکیل می‌دهند، حتی اگر فاصله‌ی زیادی بین‌شان باشد. مقیاس اندازه‌گیری درهم‌تنیدگی یک سیستم کوانتومی را «آنتروپی درهم‌تنیدگی» می‌نامند. این تیم تحقیقاتی بعد از سال‌ها تلاش توانست نشان دهد این آنتروپی وقتی در نظریه‌ی گرانشی و نظریه‌ی میدان کوانتومی برای فضاهایی چون جهان ما محاسبه می‌شود، مقادیر یکسانی به خود می‌گیرد.

نکته‌ی حیرت‌انگیزی که درباره‌ی اصل درهم‌تنیدگی وجود دارد این است که هر ذره همیشه از حال ذره‌ی دیگر باخبر است؛ حتی اگر ۱۰ میلیارد کیلومتر از آن فاصله داشته باشد. این نظریه در تناقض با اصل معروف انیشتین است که می‌گوید هیچ ارتباطی نمی‌تواند سریع‌تر از نور حرکت کند. از آن‌جایی که شکستن سرعت نور برابر با شکستن مرز زمان است، فیزیکدان‌ها بر آن شدند تا به‌نوعی این یافته را بدون نقض اصل انیشتین توضیح دهند. یکی از این روش‌ها کمک گرفتن از اصل هولوگرافیک بود. 


📌 @higgs_field

.
💢event horizone افق رویداد

🔺 افق رویداد سطحی دو بعدی ست . ظاهرا فضا زمان ما سه بعد مکانی و یک بعد زمانی را شامل میشود . اما سیاهچاله ها هندسه ی پیچیده ای دارند .از هر سو به سیاهچاله بنگرید افق رویداد سطحی دو بعدی را می بینید .
اصل هولوگرافیک تلاش به توضیح هندسه ی سیاهچاله ها ، این موجودات شگفت و پیچیده کیهان دارد . و ایده بشدت بلند پروازانه و با استفاده از ریاضیات پیچیده علاوه بر توضیح هندسه‌ی سیاهچاله ای مسئله ناسازگاری گرانش کوانتومی و نسبیت عام و هتا توضیح فضای سطح دو بعدی افق رویداد ، که سطح ذخیره کننده اطلاعات و فاقد فضا زمان آشنای ما و در نتیجه فاقد ماده است ، می باشد . یک یونیورس بطری گونه که در داخل آن از یک فضای AdS (anti desitter space) که حاوی گرانش و با تئوری ریسمان کنترل می شود و دارای انحنای منفی است ، ترسیم می شود که - نوع خاصی از تئوری میدان کوانتومی بدون مقیاس بنام Conformal field theory را روی سطح خارجی بطری رمز گذاری می کند که از طریق تئوری پارتیکلی کنترل می شود.


💢@higgs_field

.
جهان-هولوگرافیک.pdf
7.2 MB
📚 جهان هولوگرافیک

نویسنده مایکل تالبوت
این کتاب به قلم مایکل تالبوت و ترجمه داریوش مهرجویی است . شخصا نگرم چنین است نویسنده و مترجم با سرمایه گذاری بر روی قشری از جامعه که وجود درک و رویارویی با واقعیت را ندارند ، سرمایه گذاردند ، فلان 🐸 چاق در فلان بیمارستان منهتن بر بیماری هموروئیدش فائق امده اکنون کتاب نوشته و آنرا به قیمت ، در کل جهان خصوصا چاه خاور میانه بفروش میرساند تا 🐸 چاقتری گردد .

مشکل منم که استقلال فکری ندارم ، یا بنده ی غربم و یا بندی شرق ..!!
انباشتگی پول نفت ماست که باعث 🐸 های چاق شده است ، منابعی که برای ما حرام شرعی است اما برای غرب و آن ژست سکسی-انسان دوستانه اش ..!!

فراموش نکنید کبوتر سپید نماد صلح است نه کلاغ سپید! کلاغ سپید در آشیانه خوراک مادر است .


#چرندنامه #طنز

🔺بخش هایی از این کتاب را بخوانید اگر به وجد و هیجان آمدید ...



نیاز به تراپی دارید ..!!

📌
@higgs_field
🔺
@khyyampoetry

.
👎1
.

📌On Fundamentals of a Moving Particle in Space

Part ²


🔺فضا و حرکت Space & Motion

فضا منبع همه چیز در جهان ماست. این یک حقیقت اساسی است و بنابراین تمام سؤالات ما و همچنین پاسخ آنها باید به آن معطوف شود. از سوی دیگر، حرکت motion برای هر چیزی که در جهان ما اتفاق می افتد یا باعث وقوع می شود، بنیادین Fundamental است.

من حرکت را تغییر موقعیت یا پیکربندی می‌دانم که در طول زمان در فضا اتفاق می‌افتد و هر حرکتی ممکن است فقط با توجه به مرجعی در فضا نسبی باشد.
در حین حرکت، موقعیت‌های حرکت با هم تداخل پیدا می‌کنند و آن را پیوسته می‌سازند، اما جسمی که در حال حرکت است به طور کامل از یک موقعیت اولیه به یک موقعیت نهایی خارج می‌شود.

بنابراین یک جسم باید همیشه گسسته discrete و متناهی finite باشد، در حالی که فضا باید پیوسته و غیر گسسته باشد که اجازه دهد حرکت در داخل فضا انجام شود که به نوبه خود نمی تواند ساختار درونی داشته باشد و نمی تواند حرکت را انجام دهد.
علاوه بر این، در حالی که منظور از شیء ممکن است یک شیء مادی معمولی باشد، حرکت ممکن است توسط یک ذره منفرد ، ترکیبی از ذرات یا سیستمی از ذرات با یک مرز انتخابی دلخواه که آن را از محیط اطرافش جدا می کند، قابل اجرا باشد. از این پس، به جای شی، از اصطلاحات ذره و سیستم، آزادانه، در صورت لزوم، استفاده خواهم کرد.


🔺 زمان


زمان رابطه ای معادل فضا با حرکت دارد. هم فضا و هم زمان کارهای مشابهی انجام می دهند، به عنوان مثال. شروع و پایان حرکت را ثبت کنید و تغییر و مدت زمان و مکان و زمان را از طریق یک اندازه گیری تکرار شونده با استفاده از یک واحد مقیاس به وسیله حرکت متوالی اندازه گیری کنید.

این تغییر یا مدت زمان است که مکان و زمان را با حرکت مرتبط می کند. بنابراین نمی‌توان هیچ مدت زمان بدون تغییر مکان و تغییر مکان بدون مدت زمان که هر دو ناشی از حرکت باشد وجود ندارد. بنابراین، اندازه‌گیری زمان تنها با اندازه‌گیری فرکانس تغییر مکرر فضا در اثر یک حرکت تناوبی ممکن می‌شود. به همین ترتیب اندازه‌گیری فضا با اندازه‌گیری مکرر تغییر موقعیت ناشی از حرکت در طول زمان ممکن می‌شود.

جهانی بودن فوق به دلیل هماهنگی و ارتباط متقابل بین فضا، زمان و حرکت، اساسی ترین و اساسی ترین مفهوم در جهان ماست.


📌
@HIGGS_FIELD

.
.

📌 ذره و میدان


🔺تفاوت اساسی بین ذره و میدان این است که تعداد درجات آزادی یک ذره متناهی، در حالی که میدان تعداد نامتناهی درجه آزادی دارد. برای رویارویی با این تفاوت، روش های ریاضیاتی شناخته شده ای وجود دارد. نظریه های میدان های کوانتومی، روش روشن تفکر درباره ی دوگانگی موج/ذره را در اختیار ما قرار می دهند. میدان موجودی گسترده در فضا و زمان است؛ بنابراین، موجودی است برخوردار از سرشت ذاتا موج گونه. حاصل کاربرد نظریه کوانتوم در مورد میدان ها نمایان شدن کمیت های فیزیکی(مانند انرژی و تکانه)به صورت بسته های گسسته و شمارش پذیر بوده است. اما این شمارش پذیری دقیقا همان چیزی است که ما به رفتار ذره گونه نسبت می دهیم.

🆔 @phys_Q
.

📌اسرار کوانتوم
قسمت چارم


🔺سرانجام، دانشمندی به نام جان ویلر (John Wheeler) آزمایشی پیشنهاد کرد که طی آن، صفحه می‌توانست درست در آخرین لحظه‌ی پیش از برخورد فوتون، با یک دستگاه ردیاب نوری جایگزین شود، به این ترتیب می‌شد فهمید فوتون از کدام شکاف عبور کرده است. تصمیم درباره‌ی کنار کشیدن یا نکشیدن صفحه، باید بعد از عبور فوتون از میان شکاف گرفته می‌شد. در زمانی که ویلر این آزمایش را مطرح کرد، انجام آن از لحاظ فنی غیرممکن بود. اما چند سال بعد، امکان انجام آزمایش به وجود آمد. نتیجه‌ی آزمایش چنین بود: هنگامی که صفحه در جای خود قرار داشت، فوتون طبق الگوی تداخل رفتار می‌کرد، حال آن که اگر صفحه در لحظه‌ی آخر، برداشته می‌شد تا اطلاعات مربوط به این که از کدام شکاف عبور کرده، به دست آید، فوتون طبق الگوی تداخل رفتار نمی‌کرد. گویا فوتون می‌دانست هنگام رسیدن به شکاف چگونه عمل کند، هر چند که تصمیم درباره‌ی برداشتن یا برنداشتن صفحه در لحظه‌ی آخر گرفته می‌شد. ظاهراً یا فوتون می‌توانست آینده را پیش‌بینی کند یا این‌که تصمیم درباره‌ی قرارگیری صفحه، می‌توانست گذشته را تغییر دهد.

 

🔺دانشمندان این طور نتیجه گرفتند که در نظریه‌ی کوانتوم، جایی برای علیت وجود ندارد. گویا اتفاقاتی که در زمان حال می‌افتند، می‌توانند گذشته را تغییر دهند، و این اوج غرابت کوانتوم بود. اگر خواندن این مطالب، شما را آشفته کرده، نگران نباشید. افراد زیادی از این مسئله آشفته شده‌اند، از جمله آلبرت انشتین.

 

🔻نور ستارگان، درخشش ستارگان

🔺امشب بیرون بروید و ستارگان را تماشا کنید. اگر زمستان باشد (در نیکره‌ی شمالی)، حتماً خواهید توانست صورت فلکی شکارچی (یا جبار) را ببینید. تشخیص این صورت فلکی آسان است، زیرا سه ستاره در یک خط، کمربند شکارچی را تشکیل می‌دهند. به ستاره‌ی وسطی نگاه کنید. او یک ستاره‌ی ابرغولِ سفید-آبی به نام اپسیلون جبار (Alnilam) است که 1300 سال نوری از ما فاصله دارد. وقتی به این ستاره نگاه می‌کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ بر اساس بسیاری از کتاب‌ها، هزار و سیصد سال پیش- اوایل قرون وسطی در اروپا- الکترونی برانگیخته در یکی از اتم‌های هیدروژن موجود در لایه‌های بیرونی این ستاره، یک ذره‌ی انرژی ( یک فوتون) آزاد کرده است:.

 

🔺فوتون آزاد شده از اپسیلون جبار، با سرعت نور، حدوداً 300000 کیلومتر در ثانیه، در جهت زمین حرکت کرده است. اگرچه فوتون‌ها چندان تحت تأثیر جاذبه قرار نمی‌گیرند، اما سیارات، ستارگان و سایر اجرام آسمانی که در مسیر فوتون یاد شده قرار دارند، به طور خفیفی بر آن تأثیر گذاشته و مسیری خاص به آن می‌دهند. با نزدیک شدن به زمین، فوتون، بدون برخورد با مولکول‌های اتمسفر، از آن‌ها می‌گذرد. درست وقتی به آسمان نگاه کردید، این فوتون توسط شما دریافت می‌شود. این فوتون (همراه بسیاری فوتون‌های دیگر)، شبکیه را که درست پشت چشمتان قرار دارد، تحریک می‌کند، پیغامی به مغز شما فرستاده می‌شود و شما در مغزتان نور ستاره را می‌بینید. این سیر حوادث، بسیار جالب است، منتها، با توجه به تئوری کوانتوم این به هیچ وجه چیزی نیست که اتفاق می‌افتد.

 

🔺هیچ کس دقیقاً نمی‌داند در سطح کوانتوم چه اتفاقی می‌افتد، با این حال، چند تفسیر از نظریه‌ی کوانتوم وجود دارد که می‌توانند به ما در فهم مسئله کمک کنند. معروف‌ترین آن‌ها تفسیر کُپنهاگی(Copenhagen Interpretation) نامیده می‌شود، زیرا قسمت عمده‌ی آن توسط نیلز بور (Niels Bohr)، فیزیکدان اهل کپنهاگ، ارائه شده است.  دانشمندان و مهندسان، سال‌هاست از کپنهاگ به عنوان روشی استاندارد جهت درک دنیای کوانتوم استفاده می‌کنند.



📌 @higgs_field

.
🤯1