.
🔺یک ذره بنیادی، با توجه به حرکت قریب الوقوع خود، در هر یا هر جهت ممکن در اطراف خود، دریایی از ذرات مجازی را تولید می کند که آماده است تا موقعیت های خود را مطابق با حرکت تصادفی ذره عوض کند و در عین حال جهت کلی حرکت را مستقیم نگه دارد.
همانطور که ممکن است مجاز باشد. در نتیجه یک میدان مجازی در اطراف ذره ایجاد میشود که هر ذره مجازی در هر نقطه از فضای اطراف ذره مکان و ویژگی میدان را فراهم میکند .
📌@HIGGS_FIELD
.
🔺یک ذره بنیادی، با توجه به حرکت قریب الوقوع خود، در هر یا هر جهت ممکن در اطراف خود، دریایی از ذرات مجازی را تولید می کند که آماده است تا موقعیت های خود را مطابق با حرکت تصادفی ذره عوض کند و در عین حال جهت کلی حرکت را مستقیم نگه دارد.
همانطور که ممکن است مجاز باشد. در نتیجه یک میدان مجازی در اطراف ذره ایجاد میشود که هر ذره مجازی در هر نقطه از فضای اطراف ذره مکان و ویژگی میدان را فراهم میکند .
📌@HIGGS_FIELD
.
📌اصل هولوگرافیک
پارت ششم
🔺تابش هاوکینگ از نابود شدن اطلاعات به همراه تبخیر سیاهچاله جلوگیری میکند
از طرفی، ساسکیند و خرارد هوفت (فیزیکدان هلندی) که به شکلگیری «اصل هولوگرافیک» کمک کردند، در اواسط دههی ۹۰ سعی کردند برای رفع این پارادوکس توضیحی ارائه دهند. به گفتهی آنها، وقتی جسمی درون سیاهچاله کشیده میشود، روی افق رویداد نقشی دوبعدی از خود به جای میگذارد. هنگام تابش هاوکینگ، پرتوی ساطعشده از سطح سیاهچاله، این نقش دوبعدی را به خود میگیرد و به این ترتیب از محو شدن اطلاعات به همراه سیاهچاله جلوگیری میشود.
محاسبات این دو فیزیکدان نیز نشان داد که تنها روی سطح دوبعدی سیاهچاله میتوان آنقدر اطلاعات ذخیره کرد تا بتوان هر جسم ظاهرا سهبعدی درون آن را توصیف کرد. این طرز فکر در مورد اطلاعات سیاهچاله را نظریهی ریسمان پشتیبانی میکند که به اعتقاد برخی فیزیکدانها، راه حلی برای برقراری پیوند نسبیت عام و مکانیک کوانتوم و اعمال تئوری کوانتوم به گرانش است.
🔺مسئلهی آنتروپی (آشفتگی)
آنتروپی که عموما بهعنوان معیار آشفتگی و بینظمی در نظر گرفته میشود، به تعداد دفعاتی اشاره دارد که بخشهای درونی یک شیء میتواند بدون ایجاد تغییر در حالت کلی آن، جابهجا شوند. مثلا در یک اتاق شلوغ و بههمریخته (آنتروپی بالا) میتوانید بهطور تصادفی اشیاء داخل اتاق را به هر شکلی که خواستید جابهجا کنید و اتاق همچنان شلوغ و بههمریخته باقی خواهد ماند. در مقابل، اگر اتاق مرتب و منظم باشد (آنتروپی پایین) جابهجا کردن اشیا باعث میشود نظم اتاق به هم بریزد و حالت اولیهاش را از دست بدهد. از محاسبهی میزان آنتروپی در طراحی تمام دستگاههای ارتباطی مدرن، از گوشی موبایل گرفته تا پخشکنندهی لوح فشرده، استفاده میشود.
طبق قانون دوم ترمودینامیک، هر اتفاقی که درون سیستم میافتد، آنتروپی آن را افزایش میدهد و آنتروپی نمیتواند ثابت باشد یا کاهش یابد. ازآنجاکه تمام ماده در سیاهچاله در تکینگی (نقطهای با اندازهی تقریبا صفر با چگالی بینهایت) متمرکز میشود، هیچ جایی برای افزایش آنتروپی در آن وجود ندارد و به همین خاطر فیزیکدانها معتقد بودند سیاهچاله در تناقض با قانون دوم ترمودینامیک، آنتروپی ندارد.
از طرفی، شرط دیگر برای آنتروپی، داشتن دمای بالای صفر مطلق (۲۷۳٫۱۵- درجهی سلسیوس) است؛ و ازآنجاکه هر شیء با دمای بالای صفر مطلق باید نور ساطع کند و چون تصور میشد سیاهچاله در هیچ طول موجی نور ساطع نمیکند، فیزیکدانها را بیشازپیش مطمئن کرد آنتروپی برای سیاهچاله تعریف نشده است .
📌 @HIGGS_FIELD
.
پارت ششم
🔺تابش هاوکینگ از نابود شدن اطلاعات به همراه تبخیر سیاهچاله جلوگیری میکند
از طرفی، ساسکیند و خرارد هوفت (فیزیکدان هلندی) که به شکلگیری «اصل هولوگرافیک» کمک کردند، در اواسط دههی ۹۰ سعی کردند برای رفع این پارادوکس توضیحی ارائه دهند. به گفتهی آنها، وقتی جسمی درون سیاهچاله کشیده میشود، روی افق رویداد نقشی دوبعدی از خود به جای میگذارد. هنگام تابش هاوکینگ، پرتوی ساطعشده از سطح سیاهچاله، این نقش دوبعدی را به خود میگیرد و به این ترتیب از محو شدن اطلاعات به همراه سیاهچاله جلوگیری میشود.
محاسبات این دو فیزیکدان نیز نشان داد که تنها روی سطح دوبعدی سیاهچاله میتوان آنقدر اطلاعات ذخیره کرد تا بتوان هر جسم ظاهرا سهبعدی درون آن را توصیف کرد. این طرز فکر در مورد اطلاعات سیاهچاله را نظریهی ریسمان پشتیبانی میکند که به اعتقاد برخی فیزیکدانها، راه حلی برای برقراری پیوند نسبیت عام و مکانیک کوانتوم و اعمال تئوری کوانتوم به گرانش است.
🔺مسئلهی آنتروپی (آشفتگی)
آنتروپی که عموما بهعنوان معیار آشفتگی و بینظمی در نظر گرفته میشود، به تعداد دفعاتی اشاره دارد که بخشهای درونی یک شیء میتواند بدون ایجاد تغییر در حالت کلی آن، جابهجا شوند. مثلا در یک اتاق شلوغ و بههمریخته (آنتروپی بالا) میتوانید بهطور تصادفی اشیاء داخل اتاق را به هر شکلی که خواستید جابهجا کنید و اتاق همچنان شلوغ و بههمریخته باقی خواهد ماند. در مقابل، اگر اتاق مرتب و منظم باشد (آنتروپی پایین) جابهجا کردن اشیا باعث میشود نظم اتاق به هم بریزد و حالت اولیهاش را از دست بدهد. از محاسبهی میزان آنتروپی در طراحی تمام دستگاههای ارتباطی مدرن، از گوشی موبایل گرفته تا پخشکنندهی لوح فشرده، استفاده میشود.
طبق قانون دوم ترمودینامیک، هر اتفاقی که درون سیستم میافتد، آنتروپی آن را افزایش میدهد و آنتروپی نمیتواند ثابت باشد یا کاهش یابد. ازآنجاکه تمام ماده در سیاهچاله در تکینگی (نقطهای با اندازهی تقریبا صفر با چگالی بینهایت) متمرکز میشود، هیچ جایی برای افزایش آنتروپی در آن وجود ندارد و به همین خاطر فیزیکدانها معتقد بودند سیاهچاله در تناقض با قانون دوم ترمودینامیک، آنتروپی ندارد.
از طرفی، شرط دیگر برای آنتروپی، داشتن دمای بالای صفر مطلق (۲۷۳٫۱۵- درجهی سلسیوس) است؛ و ازآنجاکه هر شیء با دمای بالای صفر مطلق باید نور ساطع کند و چون تصور میشد سیاهچاله در هیچ طول موجی نور ساطع نمیکند، فیزیکدانها را بیشازپیش مطمئن کرد آنتروپی برای سیاهچاله تعریف نشده است .
📌 @HIGGS_FIELD
.
Telegram
attach 📎
🟣 اصل هولوگرافیک holographic principle
پارت اول
https://t.me/phys_Q/4968
پارت دوم
https://t.me/phys_Q/4974
پارت سوم
https://t.me/phys_Q/4985
پارت چهارم
https://t.me/phys_Q/4994
پارت پنجم
https://t.me/phys_Q/5003
پارت ششم
https://t.me/phys_Q/5011
پارت هفتم
https://t.me/phys_Q/5026
هشتم
https://t.me/phys_Q/5036
نهم
https://t.me/phys_Q/5046
دهم
https://t.me/phys_Q/5052
یازدهم و پایانی
https://t.me/phys_Q/5061
🔺هولوگرافیک و گرانش کوانتومی
https://t.me/phys_Q/5006
🔺پارادوکس اطلاعات
https://t.me/phys_Q/5034
🔺ایده ی جهان هولوگرافیک
https://t.me/phys_Q/5035
پارت اول
https://t.me/phys_Q/4968
پارت دوم
https://t.me/phys_Q/4974
پارت سوم
https://t.me/phys_Q/4985
پارت چهارم
https://t.me/phys_Q/4994
پارت پنجم
https://t.me/phys_Q/5003
پارت ششم
https://t.me/phys_Q/5011
پارت هفتم
https://t.me/phys_Q/5026
هشتم
https://t.me/phys_Q/5036
نهم
https://t.me/phys_Q/5046
دهم
https://t.me/phys_Q/5052
یازدهم و پایانی
https://t.me/phys_Q/5061
🔺هولوگرافیک و گرانش کوانتومی
https://t.me/phys_Q/5006
🔺پارادوکس اطلاعات
https://t.me/phys_Q/5034
🔺ایده ی جهان هولوگرافیک
https://t.me/phys_Q/5035
.
📌اسرار کوانتوم
قسمت سوم
🔺مثالی از الگوی تداخل
پس نور بدون شک یک موج بود. اما شواهدی نیز وجود داشت که نشان میداد خواص ذره ای نیز دارد (که بعدها به آن فوتون گفته شد). در نهایت چنین نتیجه گیری شد که فوتونها ماهیتی دوگانه دارند و به صورت موج و ذره عمل میکنند. با این حال، دانشمندان هنوز هم از خود میپرسیدند اگر بتوانند فوتونها را یکی یکی از دو شکاف بگذرانند، چه چیزی رخ خواهد داد.
سرانجام، منبع نوری اختراع شد که قادر بود هر بار تنها یک فوتون آزاد کند. آزمایش دو شکاف یانگ دوباره انجام گرفت. اما این بار به جای صفحهی عادی، از کاغذ عکاسی استفاده شد، زیرا یک فوتون، کمنورتر از آن است روی صفحه دیده شود. حال آن که بعد از عبور میلیونها فوتون از شکافها (به صورت تک تک)، الگوی مورد نظر بر روی کاغذ عکاسی قابل مشاهده میشد.
با ظاهر کردن عکس، همان الگوی تداخل پیشین مشاهده شد. دانشمندان اینگونه نتیجه گرفتند که هر یک از فوتونها به صورت موجی حرکت کرده، به طور همزمان از میان دو شکاف رد شده و با خودشان تداخل داشتهاند و تنها هنگامی که سرانجام با کاغذ عکاسی برخورد کردهاند، به صورت ذرهای در موقعیت خاص ظاهر شدهاند، و این بسیار عجیب بود.
دانشمندان تصمیم گرفتند کنار شکافها، ردیابِ فوتون کنار قرار دهند تا مسیر واقعی فوتون را مشاهده کنند. آنها موفق شدند، ولی وقتی این آزمایش را انجام دادند، الگوی تداخل ناپدید شد و تنها دو خط باریک (پشت هر سوراخ یکی)، روی صفحه ظاهر شد. ظاهراً فوتونها «میدانستند» که در معرض مشاهده شدن قرار دارند و به همین دلیل، به جای این که به صورت موجی عمل کنند، رفتار ذرهای پیش گرفتهاند!
دانشمندان سپس تصمیم گرفتند که ردیاب فوتون را در جهتی از صفحه قرار دهند که با منبع نور فاصلهی بیشتری داشته باشد، تا به این ترتیب فوتون، فقط بعد از عبور از میان شکاف دیده شود. اما تغییری در نتیجه حاصل نشد. باز هم ظاهراً فوتون پیش از رسیدن به صفحه، «میدانست» در سمت دیگر آن یک ردیاب وجود دارد و به همین دلیل پیش از عبور از شکافها، به ذره تبدیل میشد.
📌@HIGGS_FIELD
.
📌اسرار کوانتوم
قسمت سوم
🔺مثالی از الگوی تداخل
پس نور بدون شک یک موج بود. اما شواهدی نیز وجود داشت که نشان میداد خواص ذره ای نیز دارد (که بعدها به آن فوتون گفته شد). در نهایت چنین نتیجه گیری شد که فوتونها ماهیتی دوگانه دارند و به صورت موج و ذره عمل میکنند. با این حال، دانشمندان هنوز هم از خود میپرسیدند اگر بتوانند فوتونها را یکی یکی از دو شکاف بگذرانند، چه چیزی رخ خواهد داد.
سرانجام، منبع نوری اختراع شد که قادر بود هر بار تنها یک فوتون آزاد کند. آزمایش دو شکاف یانگ دوباره انجام گرفت. اما این بار به جای صفحهی عادی، از کاغذ عکاسی استفاده شد، زیرا یک فوتون، کمنورتر از آن است روی صفحه دیده شود. حال آن که بعد از عبور میلیونها فوتون از شکافها (به صورت تک تک)، الگوی مورد نظر بر روی کاغذ عکاسی قابل مشاهده میشد.
با ظاهر کردن عکس، همان الگوی تداخل پیشین مشاهده شد. دانشمندان اینگونه نتیجه گرفتند که هر یک از فوتونها به صورت موجی حرکت کرده، به طور همزمان از میان دو شکاف رد شده و با خودشان تداخل داشتهاند و تنها هنگامی که سرانجام با کاغذ عکاسی برخورد کردهاند، به صورت ذرهای در موقعیت خاص ظاهر شدهاند، و این بسیار عجیب بود.
دانشمندان تصمیم گرفتند کنار شکافها، ردیابِ فوتون کنار قرار دهند تا مسیر واقعی فوتون را مشاهده کنند. آنها موفق شدند، ولی وقتی این آزمایش را انجام دادند، الگوی تداخل ناپدید شد و تنها دو خط باریک (پشت هر سوراخ یکی)، روی صفحه ظاهر شد. ظاهراً فوتونها «میدانستند» که در معرض مشاهده شدن قرار دارند و به همین دلیل، به جای این که به صورت موجی عمل کنند، رفتار ذرهای پیش گرفتهاند!
دانشمندان سپس تصمیم گرفتند که ردیاب فوتون را در جهتی از صفحه قرار دهند که با منبع نور فاصلهی بیشتری داشته باشد، تا به این ترتیب فوتون، فقط بعد از عبور از میان شکاف دیده شود. اما تغییری در نتیجه حاصل نشد. باز هم ظاهراً فوتون پیش از رسیدن به صفحه، «میدانست» در سمت دیگر آن یک ردیاب وجود دارد و به همین دلیل پیش از عبور از شکافها، به ذره تبدیل میشد.
📌@HIGGS_FIELD
.
Telegram
attach 📎
👍1
.
📌 Quantum Secrets
Part ¹
https://t.me/phys_Q/4965
Part ²
https://t.me/phys_Q/4979
Part ³
https://t.me/phys_Q/5013
Part ⁴
https://t.me/phys_Q/5042
Part ⁵
https://t.me/phys_Q/5056
Part ⁶
https://t.me/phys_Q/5064
Part ⁷
https://t.me/phys_Q/5087
Part ⁸
https://t.me/phys_Q/5104
Part ⁹
https://t.me/phys_Q/5110
پایان
📌 Quantum Secrets
Part ¹
https://t.me/phys_Q/4965
Part ²
https://t.me/phys_Q/4979
Part ³
https://t.me/phys_Q/5013
Part ⁴
https://t.me/phys_Q/5042
Part ⁵
https://t.me/phys_Q/5056
Part ⁶
https://t.me/phys_Q/5064
Part ⁷
https://t.me/phys_Q/5087
Part ⁸
https://t.me/phys_Q/5104
Part ⁹
https://t.me/phys_Q/5110
پایان
.
📌 S-M , Standard Model Of Elementary Parties PHYSICS
🔺 SM ¹
https://t.me/phys_Q/4941
🔺SM ²
https://t.me/phys_Q/4984
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
📌SM
🔺https://t.me/phys_Q/3917
🔺https://t.me/phys_Q/4007
📌 S-M , Standard Model Of Elementary Parties PHYSICS
🔺 SM ¹
https://t.me/phys_Q/4941
🔺SM ²
https://t.me/phys_Q/4984
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
📌SM
🔺https://t.me/phys_Q/3917
🔺https://t.me/phys_Q/4007
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊 (✓Sasan-R✓)
مدل استاندارد
#مفاهیم_بنیادین
پارت اول
https://t.me/higgs_field/3992
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/3993
پارت سوم
https://t.me/higgs_field/3997
پارت چهارم
https://t.me/higgs_field/4000
پارت پنجم
https://t.me/higgs_field/4006
پارت ششم
https://t.me/higgs_field/4015
پارت هفتم
https://t.me/higgs_field/4025
پارت هشتم
https://t.me/higgs_field/4026
پارت نهم
https://t.me/higgs_field/4033
پارت دهم
https://t.me/higgs_field/4036
بقلم : اشلی مکنزی کوانتا مگزین
←همچنین مطالعه کنید:
پرسش ← https://t.me/higgs_field/4008
پاسخ← https://t.me/higgs_field/4010
→ helicity
#مفاهیم_بنیادین
پارت اول
https://t.me/higgs_field/3992
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/3993
پارت سوم
https://t.me/higgs_field/3997
پارت چهارم
https://t.me/higgs_field/4000
پارت پنجم
https://t.me/higgs_field/4006
پارت ششم
https://t.me/higgs_field/4015
پارت هفتم
https://t.me/higgs_field/4025
پارت هشتم
https://t.me/higgs_field/4026
پارت نهم
https://t.me/higgs_field/4033
پارت دهم
https://t.me/higgs_field/4036
بقلم : اشلی مکنزی کوانتا مگزین
←همچنین مطالعه کنید:
پرسش ← https://t.me/higgs_field/4008
پاسخ← https://t.me/higgs_field/4010
→ helicity
.
📌On Fundamentals of a Moving Particle in Space
Part ¹
🔻حرکت اکسیر حیات است، هم برای جاندار و هم برای بیجان. هر چیزی که ممکن است تصور، مشاهده و اندازه گیری کنیم، که باعث تغییر در سیستمی که در آن هستیم و با محیط اطراف ما تغییر کند، به دلیل حرکتی است که در طول زمان در فضا اتفاق می افتد. علاوه بر این، ماده نیز به دلیل حرکت اجزای سازنده آن ایجاد و دوام مییابد، و همه تغییرات ماده از نظر ساختار، ویژگی و موقعیت نسبی آن در فضا، ناشی از حرکت اجزای سازنده آن در بین آنها و در صورت لزوم با محیط اطراف با آن در تعامل است. ماده از ذراتی تشکیل شده است که با توجه به حرکتی که توسط آنها انجام می شود حداقل وجود محدود و گسسته دارند و بنابراین کوانتیزاسیون جهان ما به عنوان یک ویژگی اساسی دنبال می شود. حرکت منجر به کار میشود که باعث انتقال تکانه و انرژی میشود، بنابراین همه آنها باید کوانتیزه شوند، زیرا باید حداقل مقدار عمل نیز وجود داشته باشد.
🔻 ماده فقط از فضا و انرژی تشکیل شده است و جرم یک ذره بنیادی از تکانه خفیفی و فرکانس زاویهای آن ناشی میشود. ذرات و میدانها ماهیتا به هم وابسته اند و در حالی که فقط یک میدان مشترک در فضا وجود دارد، ماهیت خاص یک میدان توسط ذراتی تعیین میشود که در میدان بازیگر اصلی هستند. بنابراین، مطالعه حرکت یک ذره متحرک در فضا، دانش کاملی را در مورد جهان ما به دست میدهد.
🔻این مقاله بر اساس مفهوم فیزیکی حرکت و القای آن بر تعامل بین ماده و فضا است. از طریق استدلال شهودی و ملاحظات مفهومی به جای هر رویکرد تحلیلی یا ریاضی، تلاش شده است تا حرکت یک ذره بنیادی در فضا در طول زمان مشخص شود، و اینکه چگونه این تصور ساده و در عین حال عمیق ممکن است با هر پدیده دیگری در این جهان مرتبط باشد. . اساساً با استفاده از منطق حدس زده شده است که چگونه مفهوم فیزیکی کوانتومی حرکت یک ذره بنیادی ممکن است کمیت ها و ویژگی های فیزیکی را روشن کند، به عنوان مثال. جرم، تکانه، انرژی، میدان کوانتومی، گرانش، دوگانگی موج-ذره و غیره در حالی که همین مفهوم ممکن است به قلمرو نسبیت عام و به کل جهان تعمیم داده شود.
☘کمی به این مقاله توجه شود !
📌 @HIGGS_FIELD
.
📌On Fundamentals of a Moving Particle in Space
Part ¹
🔻حرکت اکسیر حیات است، هم برای جاندار و هم برای بیجان. هر چیزی که ممکن است تصور، مشاهده و اندازه گیری کنیم، که باعث تغییر در سیستمی که در آن هستیم و با محیط اطراف ما تغییر کند، به دلیل حرکتی است که در طول زمان در فضا اتفاق می افتد. علاوه بر این، ماده نیز به دلیل حرکت اجزای سازنده آن ایجاد و دوام مییابد، و همه تغییرات ماده از نظر ساختار، ویژگی و موقعیت نسبی آن در فضا، ناشی از حرکت اجزای سازنده آن در بین آنها و در صورت لزوم با محیط اطراف با آن در تعامل است. ماده از ذراتی تشکیل شده است که با توجه به حرکتی که توسط آنها انجام می شود حداقل وجود محدود و گسسته دارند و بنابراین کوانتیزاسیون جهان ما به عنوان یک ویژگی اساسی دنبال می شود. حرکت منجر به کار میشود که باعث انتقال تکانه و انرژی میشود، بنابراین همه آنها باید کوانتیزه شوند، زیرا باید حداقل مقدار عمل نیز وجود داشته باشد.
🔻 ماده فقط از فضا و انرژی تشکیل شده است و جرم یک ذره بنیادی از تکانه خفیفی و فرکانس زاویهای آن ناشی میشود. ذرات و میدانها ماهیتا به هم وابسته اند و در حالی که فقط یک میدان مشترک در فضا وجود دارد، ماهیت خاص یک میدان توسط ذراتی تعیین میشود که در میدان بازیگر اصلی هستند. بنابراین، مطالعه حرکت یک ذره متحرک در فضا، دانش کاملی را در مورد جهان ما به دست میدهد.
🔻این مقاله بر اساس مفهوم فیزیکی حرکت و القای آن بر تعامل بین ماده و فضا است. از طریق استدلال شهودی و ملاحظات مفهومی به جای هر رویکرد تحلیلی یا ریاضی، تلاش شده است تا حرکت یک ذره بنیادی در فضا در طول زمان مشخص شود، و اینکه چگونه این تصور ساده و در عین حال عمیق ممکن است با هر پدیده دیگری در این جهان مرتبط باشد. . اساساً با استفاده از منطق حدس زده شده است که چگونه مفهوم فیزیکی کوانتومی حرکت یک ذره بنیادی ممکن است کمیت ها و ویژگی های فیزیکی را روشن کند، به عنوان مثال. جرم، تکانه، انرژی، میدان کوانتومی، گرانش، دوگانگی موج-ذره و غیره در حالی که همین مفهوم ممکن است به قلمرو نسبیت عام و به کل جهان تعمیم داده شود.
☘کمی به این مقاله توجه شود !
📌 @HIGGS_FIELD
.
Telegram
attach 📎
.
📌 وارونگی ژئومغناطیسی
و ارتباط آن با مسئله ی ظهور
🔺مجازی از آشوب تبعیت می کند هر گروه در حال تبلیغ باور های خود دست به درونمایه های علمی می گذارد . اما در جای خود چنین کسانی رویکرد های ضد علمی بسیار دارند و علم ابزار است اگر در خدمت منافع ما باشد کارآ و اگر خلاف منفعت ما ، غیر قابل اعتماد..!!
#پاسخ
توصیفی :
https://t.me/higgs_field/5020
توصیفی
https://t.me/higgs_field/5021
وارونگی ژئومغناطیس
https://t.me/higgs_field/5022
#تکمیل شد
📌 @HIGGS_FIELD
.
📌 وارونگی ژئومغناطیسی
و ارتباط آن با مسئله ی ظهور
🔺مجازی از آشوب تبعیت می کند هر گروه در حال تبلیغ باور های خود دست به درونمایه های علمی می گذارد . اما در جای خود چنین کسانی رویکرد های ضد علمی بسیار دارند و علم ابزار است اگر در خدمت منافع ما باشد کارآ و اگر خلاف منفعت ما ، غیر قابل اعتماد..!!
#پاسخ
توصیفی :
https://t.me/higgs_field/5020
توصیفی
https://t.me/higgs_field/5021
وارونگی ژئومغناطیس
https://t.me/higgs_field/5022
#تکمیل شد
📌 @HIGGS_FIELD
.
.
📌 Geomagnetic reversal یا وارونگی ژئومغناطیسی
🔻 وارونگی ژئومغناطیس مربوط به تغییرات قطب pole های مغناطیسی زمین در بازه های مختلف زمانی از زمان پیدایش سیاره ی زمین است .
اما تغییری که علت طلوع خورشید از غرب باشد به تغییر جهت چرخش زمین بستگی دارد . چنین امری غیر ممکن است . زمین با سرعت ۱۶۰۰ کیلومتر بر ساعت در جهت پادساعتگرد به دور خودش می چرخد ، محور این چرخش را ترسیم کنید و دو سوی محور را شمال و جنوب نامگذاری کنید . آیا محور چرخش زمین ( قطب های جغرافیایی) تغییر می کند ؟
« بله اما این حرکت بسیار بسیار کوچک است ، تنها یک لرزش سینوسی در مدار زمین ایجاد میکند؛ که دلیل این امر جاذبه و چرخش ماه و جاذبه خورشید و اوج و حضیض زمین در مدار خورشیدی است.»
در کلیپ تغییرات قطب های مغناطیسی را به طلوع خورشید از غرب نسبت داده بودند . امیدواریم تفاوت قطب های مغناطیسی و جغرافیایی را متوجه باشند و این پرسش که ارتباط بین قطب های مغناطیسی و تغییر جهت چرخش زمین چیست؟
📌 @HIGGS_FIELD
.
📌 Geomagnetic reversal یا وارونگی ژئومغناطیسی
🔻 وارونگی ژئومغناطیس مربوط به تغییرات قطب pole های مغناطیسی زمین در بازه های مختلف زمانی از زمان پیدایش سیاره ی زمین است .
اما تغییری که علت طلوع خورشید از غرب باشد به تغییر جهت چرخش زمین بستگی دارد . چنین امری غیر ممکن است . زمین با سرعت ۱۶۰۰ کیلومتر بر ساعت در جهت پادساعتگرد به دور خودش می چرخد ، محور این چرخش را ترسیم کنید و دو سوی محور را شمال و جنوب نامگذاری کنید . آیا محور چرخش زمین ( قطب های جغرافیایی) تغییر می کند ؟
« بله اما این حرکت بسیار بسیار کوچک است ، تنها یک لرزش سینوسی در مدار زمین ایجاد میکند؛ که دلیل این امر جاذبه و چرخش ماه و جاذبه خورشید و اوج و حضیض زمین در مدار خورشیدی است.»
در کلیپ تغییرات قطب های مغناطیسی را به طلوع خورشید از غرب نسبت داده بودند . امیدواریم تفاوت قطب های مغناطیسی و جغرافیایی را متوجه باشند و این پرسش که ارتباط بین قطب های مغناطیسی و تغییر جهت چرخش زمین چیست؟
📌 @HIGGS_FIELD
.
.
📌 ملزم به تفکیک بین قطب های مغناطیسی و جغرافیایی هستیم
🔺هسته برونی مایع کره زمین باعث ایجاد میدان مغناطیسی میشود.
پژوهشگران اروپایی گفتهاند که احتمالا میتوانند با اطمینان توضیح دهند که چه عاملی باعث حرکت قطب شمال مغناطیسی شده است.
قطب مغناطیسی کره زمین در سالهای اخیر از کانادا به سوی سیبری حرکت کرده است.
این حرکت سریع، باعث لزوم به روزرسانی مرتب سیستمهای راهبری شده است. این سیستمها از جمله شامل سیستمهای مربوط به نقشهبرداری مورد استفاده در تلفنهای هوشمند است.
گروه پژوهشی به سرپرستی دانشگاه لیدز در بریتانیا پس از تحقیقاتی در این زمینه گفته است که دو "برجستگی مایع" در کناره هسته برونی کره زمین این پدیده را ایجاد میکند.
تغییر در سیلان مواد مایع در هسته کره زمین باعث تغییر در مناطق فوق میشود که شامل جریان مغناطیسی منفی است.
دکتر فیل لیومور، از اعضای گروه پژوهشی در مصاحبه با بیبیسی گفت که "تغییر در انگاره سیلان مواد باعث شده است که منطقه زیر کانادا به میزان بسیار ناچیزی کاهش و در مقابل منطقه زیر سیبری افزایش یابد."
Reference
📌 @higgs_field
.
📌 ملزم به تفکیک بین قطب های مغناطیسی و جغرافیایی هستیم
🔺هسته برونی مایع کره زمین باعث ایجاد میدان مغناطیسی میشود.
پژوهشگران اروپایی گفتهاند که احتمالا میتوانند با اطمینان توضیح دهند که چه عاملی باعث حرکت قطب شمال مغناطیسی شده است.
قطب مغناطیسی کره زمین در سالهای اخیر از کانادا به سوی سیبری حرکت کرده است.
این حرکت سریع، باعث لزوم به روزرسانی مرتب سیستمهای راهبری شده است. این سیستمها از جمله شامل سیستمهای مربوط به نقشهبرداری مورد استفاده در تلفنهای هوشمند است.
گروه پژوهشی به سرپرستی دانشگاه لیدز در بریتانیا پس از تحقیقاتی در این زمینه گفته است که دو "برجستگی مایع" در کناره هسته برونی کره زمین این پدیده را ایجاد میکند.
تغییر در سیلان مواد مایع در هسته کره زمین باعث تغییر در مناطق فوق میشود که شامل جریان مغناطیسی منفی است.
دکتر فیل لیومور، از اعضای گروه پژوهشی در مصاحبه با بیبیسی گفت که "تغییر در انگاره سیلان مواد باعث شده است که منطقه زیر کانادا به میزان بسیار ناچیزی کاهش و در مقابل منطقه زیر سیبری افزایش یابد."
Reference
📌 @higgs_field
.
📌 Geomagnetic Reversal
🔺در قطب های مغناطیسی نه تنها تغییر قطب ها بمقدار اندکی در سال ، بلکه شاهد وارونگی هزار باره قطب های مغناطیسی از آغاز پیدایش میدان مغناطیسی زمین هستیم .
تغییر قطب ها را نمیتوان به گرمایش و سرمایش زمین نسبت داد
🔺 میدان مغناطیسی زمین در طول هزاره ها بارها قطبیت خود را تغییر داده است. به عبارت دیگر، اگر حدود 800000 سال پیش زنده بودید و با قطبنمای مغناطیسی در دست، با چیزی که ما آن را شمال مینامیم روبرو میشدید، سوزن به سمت «جنوب» اشاره میکرد. این به این دلیل است که یک قطب نما مغناطیسی بر اساس قطب های زمین کالیبره شده است. اگر قطبیت میدان مغناطیسی امروزی معکوس شود، علامتهای N-S قطبنما 180 درجه اشتباه خواهد بود
📌وارونگی ژئومغناطیسی یک قاعده ست ، نه استثنا ..!
🔺زمین در 20 میلیون سال گذشته تقریباً در هر 200000 تا 300000 سال یک بار در یک الگوی معکوس قطب مستقر شده است، اگرچه از آخرین واژگونی بیش از دو برابر آن زمان گذشته است. یک وارونگی در طی صدها یا هزاران سال اتفاق می افتد . دانشمندان تخمین می زنند که وارونگی ها حداقل صدها بار در طول سه میلیارد سال گذشته اتفاق افتاده است. و در حالی که وارونگی ها در دوره های زمانی «اخیر» بیشتر اتفاق افتاده است، زمانی که دایناسورها روی زمین راه میرفتند، احتمال بیشتری وجود داشت که هر یک میلیون سال یکبار واژگونی اتفاق بیفتد.
🔺هسته های رسوبی گرفته شده از کف اقیانوس ها می توانند به دانشمندان در مورد تغییر قطبیت مغناطیسی بگویند و ارتباط مستقیمی بین فعالیت میدان مغناطیسی و سابقه فسیلی ایجاد کنند. میدان مغناطیسی زمین، مغناطیسی شدن گدازه را تعیین می کند، زیرا در کف اقیانوس در دو طرف شکاف اقیانوس اطلس میانه، جایی که صفحات قاره آمریکای شمالی و اروپا از هم جدا می شوند، قرار می گیرد.
🔺آخرین باری که قطب های زمین در یک واژگونی بزرگ واژگون شدند، حدود 780000 سال پیش بود، چیزی که دانشمندان آن را وارونگی Brunhes-Matuyama می نامند. سوابق فسیلی هیچ تغییر شدیدی در زندگی گیاهی یا جانوری نشان نمی دهد. هستههای رسوبی عمیق اقیانوسها از این دوره نیز بر اساس میزان ایزوتوپهای اکسیژن در هستهها، هیچ تغییری در فعالیت یخبندان نشان نمیدهند. این همچنین دلیلی بر این است که معکوس شدن قطبیت بر محور چرخش زمین تأثیر نمی گذارد، زیرا کج شدن محور چرخش سیاره تأثیر قابل توجهی بر آب و هوا و یخبندان دارد و هرگونه تغییر در رکورد یخبندان مشهود است.
🔺قطبیت زمین ثابت نیست. بر خلاف آهنرباهای نواری کلاسیک یا آهنرباهای تزئینی در یخچال شما، ماده حاکم بر میدان مغناطیسی زمین به اطراف حرکت می کند. ژئوفیزیکدانان کاملا مطمئن هستند که دلیل داشتن میدان مغناطیسی زمین این است که هسته آهنی جامد آن توسط اقیانوسی مایع از فلز داغ و مایع احاطه شده است. این فرآیند را می توان با ابررایانه ها نیز مدلسازی کرد. سیاره ما، بدون اغراق، یک سیاره پویا است. جریان آهن مایع در هسته زمین جریان های الکتریکی ایجاد می کند که به نوبه خود میدان مغناطیسی را ایجاد می کند. بنابراین، در حالی که بخشهایی از هسته بیرونی زمین بسیار عمیق است که دانشمندان نمیتوانند مستقیماً آن را اندازهگیری کنند، ما میتوانیم با مشاهده تغییرات میدان مغناطیسی، حرکت در هسته را استنباط کنیم. قطب شمال مغناطیسی از اوایل قرن نوزدهم، زمانی که کاشفان برای اولین بار آن را به طور دقیق پیدا کردند، به سمت شمال - با بیش از 600 مایل (1100 کیلومتر) - در حال خزش بوده است. در واقع، اکنون سریعتر حرکت می کند، زیرا دانشمندان تخمین می زنند که این قطب حدود 40 مایل در سال به سمت شمال جابجا می شود ، در مقابل حدود 10 مایل در سال در اوایل قرن بیستم .
🔻تصویر نمودار وارونگی قطبیت مغناطیسی زمین را نشان می دهد . بخش سیاه نماینگر قطب مخالف کنونی و بخش سپید بیانگر قطبیت موافق قطبیت کنونی است .
🔺 Reference :
https://www.nasa.gov/topics/earth/features/2012-poleReversal.html
📌 @HIGGS_FIELD
.
🔺در قطب های مغناطیسی نه تنها تغییر قطب ها بمقدار اندکی در سال ، بلکه شاهد وارونگی هزار باره قطب های مغناطیسی از آغاز پیدایش میدان مغناطیسی زمین هستیم .
تغییر قطب ها را نمیتوان به گرمایش و سرمایش زمین نسبت داد
🔺 میدان مغناطیسی زمین در طول هزاره ها بارها قطبیت خود را تغییر داده است. به عبارت دیگر، اگر حدود 800000 سال پیش زنده بودید و با قطبنمای مغناطیسی در دست، با چیزی که ما آن را شمال مینامیم روبرو میشدید، سوزن به سمت «جنوب» اشاره میکرد. این به این دلیل است که یک قطب نما مغناطیسی بر اساس قطب های زمین کالیبره شده است. اگر قطبیت میدان مغناطیسی امروزی معکوس شود، علامتهای N-S قطبنما 180 درجه اشتباه خواهد بود
📌وارونگی ژئومغناطیسی یک قاعده ست ، نه استثنا ..!
🔺زمین در 20 میلیون سال گذشته تقریباً در هر 200000 تا 300000 سال یک بار در یک الگوی معکوس قطب مستقر شده است، اگرچه از آخرین واژگونی بیش از دو برابر آن زمان گذشته است. یک وارونگی در طی صدها یا هزاران سال اتفاق می افتد . دانشمندان تخمین می زنند که وارونگی ها حداقل صدها بار در طول سه میلیارد سال گذشته اتفاق افتاده است. و در حالی که وارونگی ها در دوره های زمانی «اخیر» بیشتر اتفاق افتاده است، زمانی که دایناسورها روی زمین راه میرفتند، احتمال بیشتری وجود داشت که هر یک میلیون سال یکبار واژگونی اتفاق بیفتد.
🔺هسته های رسوبی گرفته شده از کف اقیانوس ها می توانند به دانشمندان در مورد تغییر قطبیت مغناطیسی بگویند و ارتباط مستقیمی بین فعالیت میدان مغناطیسی و سابقه فسیلی ایجاد کنند. میدان مغناطیسی زمین، مغناطیسی شدن گدازه را تعیین می کند، زیرا در کف اقیانوس در دو طرف شکاف اقیانوس اطلس میانه، جایی که صفحات قاره آمریکای شمالی و اروپا از هم جدا می شوند، قرار می گیرد.
🔺آخرین باری که قطب های زمین در یک واژگونی بزرگ واژگون شدند، حدود 780000 سال پیش بود، چیزی که دانشمندان آن را وارونگی Brunhes-Matuyama می نامند. سوابق فسیلی هیچ تغییر شدیدی در زندگی گیاهی یا جانوری نشان نمی دهد. هستههای رسوبی عمیق اقیانوسها از این دوره نیز بر اساس میزان ایزوتوپهای اکسیژن در هستهها، هیچ تغییری در فعالیت یخبندان نشان نمیدهند. این همچنین دلیلی بر این است که معکوس شدن قطبیت بر محور چرخش زمین تأثیر نمی گذارد، زیرا کج شدن محور چرخش سیاره تأثیر قابل توجهی بر آب و هوا و یخبندان دارد و هرگونه تغییر در رکورد یخبندان مشهود است.
🔺قطبیت زمین ثابت نیست. بر خلاف آهنرباهای نواری کلاسیک یا آهنرباهای تزئینی در یخچال شما، ماده حاکم بر میدان مغناطیسی زمین به اطراف حرکت می کند. ژئوفیزیکدانان کاملا مطمئن هستند که دلیل داشتن میدان مغناطیسی زمین این است که هسته آهنی جامد آن توسط اقیانوسی مایع از فلز داغ و مایع احاطه شده است. این فرآیند را می توان با ابررایانه ها نیز مدلسازی کرد. سیاره ما، بدون اغراق، یک سیاره پویا است. جریان آهن مایع در هسته زمین جریان های الکتریکی ایجاد می کند که به نوبه خود میدان مغناطیسی را ایجاد می کند. بنابراین، در حالی که بخشهایی از هسته بیرونی زمین بسیار عمیق است که دانشمندان نمیتوانند مستقیماً آن را اندازهگیری کنند، ما میتوانیم با مشاهده تغییرات میدان مغناطیسی، حرکت در هسته را استنباط کنیم. قطب شمال مغناطیسی از اوایل قرن نوزدهم، زمانی که کاشفان برای اولین بار آن را به طور دقیق پیدا کردند، به سمت شمال - با بیش از 600 مایل (1100 کیلومتر) - در حال خزش بوده است. در واقع، اکنون سریعتر حرکت می کند، زیرا دانشمندان تخمین می زنند که این قطب حدود 40 مایل در سال به سمت شمال جابجا می شود ، در مقابل حدود 10 مایل در سال در اوایل قرن بیستم .
🔻تصویر نمودار وارونگی قطبیت مغناطیسی زمین را نشان می دهد . بخش سیاه نماینگر قطب مخالف کنونی و بخش سپید بیانگر قطبیت موافق قطبیت کنونی است .
🔺 Reference :
https://www.nasa.gov/topics/earth/features/2012-poleReversal.html
📌 @HIGGS_FIELD
.
Telegram
attach 📎
.
#چالش #فیزیک
🔺 سمت و سوی چرخش زمین و دیگر سیاره های سامانه خورشیدی پادساعتگرد است به استثنا سیاره ناهید . با وجود اینکه قطب های مغناطیسی هزاران بار وارونه شده اند اما قطب های جغرافیایی تقریبا #ثابت بوده اند ، با کدام اصل فیزیک جهت چرخش ثابت سیارات را می توان توضیح داد ؟
دلیل تفاوت سوی چرخش ناهید چیست؟
📌 @higgs_field
.
#چالش #فیزیک
🔺 سمت و سوی چرخش زمین و دیگر سیاره های سامانه خورشیدی پادساعتگرد است به استثنا سیاره ناهید . با وجود اینکه قطب های مغناطیسی هزاران بار وارونه شده اند اما قطب های جغرافیایی تقریبا #ثابت بوده اند ، با کدام اصل فیزیک جهت چرخش ثابت سیارات را می توان توضیح داد ؟
دلیل تفاوت سوی چرخش ناهید چیست؟
📌 @higgs_field
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
#فرافیزیک
🔺هر قدرم که منطقی باشی باز باید خطر چشم زخم رو جدی بگیری.!!؟!
قریب به چهل درصد جمعیت کره ی زمین به چشم زخم باور دارند .
اعتقاد به چشمزخم از خرافات هم فراتر رفته است و چند نفر از متفکران معروف هم بر آن صحه گذاشتهاند. یکی از افراد مهم در میان آنها پلوتارک، فیلسوف یونانی، است که در یکی از کتابهایش سعی میکند برای این مساله توضیحی علمی ارائه کند: چشم انسان میتواند اشعههایی نامرئی ساطع کند که در بعضی موارد چنان قدرتی دارند که میتوانند باعث مرگ کودکان و حیوانات کوچک شوند.
🔺@higgs_field
.
#فرافیزیک
🔺هر قدرم که منطقی باشی باز باید خطر چشم زخم رو جدی بگیری.!!؟!
قریب به چهل درصد جمعیت کره ی زمین به چشم زخم باور دارند .
اعتقاد به چشمزخم از خرافات هم فراتر رفته است و چند نفر از متفکران معروف هم بر آن صحه گذاشتهاند. یکی از افراد مهم در میان آنها پلوتارک، فیلسوف یونانی، است که در یکی از کتابهایش سعی میکند برای این مساله توضیحی علمی ارائه کند: چشم انسان میتواند اشعههایی نامرئی ساطع کند که در بعضی موارد چنان قدرتی دارند که میتوانند باعث مرگ کودکان و حیوانات کوچک شوند.
🔺@higgs_field
.
📌خورشید در جهت ساعتگرد به دور مرکز کهکشان میچرخد، ولی سیارههای سامانهی خورشیدی در جهت پادساعتگرد به دور خورشید میچرخند. چرا چنین است؟
🔺این که سیارهها (اگر از فراز قطب شمال خورشید نگاه کنیم) در جهت پادساعتگرد به دور خورشید میچرخند به دلیل شیوۀ پیدایش سامانهی خورشیدی است. خورشید از یک ابر گاز و غبار به نام “سحابی خورشیدی” متولد شد و پسماندهای آن هم سیارهها را ساخت. این ابر همزمان که در خود میرُمبش کرد، چرخش به دور خود را هم آغاز کرد.(به فرو ریختن یک جسم به درون بر اثر گرانش خود “رمبش” گفته میشود)
در واقع از روی شانس بود که چرخش این ابر جهتی پادساعتگرد پیدا کرد (اگر از بالا دیده میشد). ابرهای مولکولی، زادگاه ستارگان هستند. اگرچه محور چرخش یک ابر مولکولی بزرگ تقریبا به طور کلی میتواند همتراز با چرخش کهکشان باشد، اما آشفتگیهای منطقهای درون بخشهای کوچکی از این ابر میتوانند بر جهت چرخش ستارگان نوزاد تاثیر بگذارند.
سامانهی خورشیدی میتوانست از همان آغاز از دل ابری پدید بیاید که چرخش ساعتگرد داشته باشد [از روی شانس بود که این گونه نشد]. بر پایهی رصدهای اخترشناسان، هیچ جهت ترجیحیای (برتری) برای چرخش موادی که دارند در خود میرُمبند، وجود ندارد.
علاوه بر این، هیچ جهتگیری برتری هم برای محور چرخش ستارگان وجود ندارد؛ صفحهی چرخش محوری یک ستاره پس از تولدش، میتواند همان صفحهی چرخش کهکشان باشد، یا عمود بر آن باشد، یا هر راستایی میان این دو باشد. این گونه هم میشود این را گفت: به نظر میرسد راستای محورهای چرخش (قطبهای) ستارگان در سرتاسر کهکشان رو به جهتهای گوناگون است.
اما بیایید نگاهی به عقب بیندازیم. هنگامی که میگوییم خورشید از یک ابر گاز و غبار ساخته شد، در حقیقت از “ابری” میگوییم که خود تکهای یا زیر-منطقهای از یک ساختار بسیار بزرگتر به نام “ابر مولکولی غولپیکر” بوده است. ابرهای مولکولی غولپیکر تنها یک ستاره نمیسازند، بلکه ستارگان بسیار، صدها یا هزاران ستاره میسازند. و به طور کلی، تکانهی زاویهای و محور چرخش این ابرهای مولکولی غولپیکر یا همجهت با چرخش کهکشانند (چرخش فرارو) یا در خلاف جهت چرخش کهکشان (چرخش پَسرو).
ولی درون این ابرهای بزرگ خبرهای دیگری هم است. عاملهایی مانند آشفتگیِ ناشی از موجهای شوک ابرنواختری و اثرهای مغناطیسی که زمانی رخ میدهند که بخشهایی از ابر میرُمبند تا ستاره بسازند هم در این ابرها هست که بر تکانهی زاویهای و جهتگیری پایانی چرخش ستارگان نوزاد تاثیر میگذارد. این برهمکنشها میتوانند بسیار پیچیده باشند و به احتمال بسیار به همین دلیل است که هیچ جهت یا راستای برتری برای چرخش ستارگان وجود ندارد.
اگرچه سیارههای یک ستاره به احتمال بسیار همگی میتوانند چرخشی ساعتگرد یا پادساعتگرد به گرد آن داشته باشند، اما به هنگام تولد یک ستاره، شرایط محلی تاثیر بیشتری بر آن میگذارد تا چرخش راه شیری؛ یا حتی ابر بزرگتری که ستاره از آن متولد شده است.
https://astronomy.com/magazine/ask-astro/2020/10/ask-astro-why-do-the-planets-orbit-the-sun-counterclockwise
📌 @higgs_field
.
🔺این که سیارهها (اگر از فراز قطب شمال خورشید نگاه کنیم) در جهت پادساعتگرد به دور خورشید میچرخند به دلیل شیوۀ پیدایش سامانهی خورشیدی است. خورشید از یک ابر گاز و غبار به نام “سحابی خورشیدی” متولد شد و پسماندهای آن هم سیارهها را ساخت. این ابر همزمان که در خود میرُمبش کرد، چرخش به دور خود را هم آغاز کرد.(به فرو ریختن یک جسم به درون بر اثر گرانش خود “رمبش” گفته میشود)
در واقع از روی شانس بود که چرخش این ابر جهتی پادساعتگرد پیدا کرد (اگر از بالا دیده میشد). ابرهای مولکولی، زادگاه ستارگان هستند. اگرچه محور چرخش یک ابر مولکولی بزرگ تقریبا به طور کلی میتواند همتراز با چرخش کهکشان باشد، اما آشفتگیهای منطقهای درون بخشهای کوچکی از این ابر میتوانند بر جهت چرخش ستارگان نوزاد تاثیر بگذارند.
سامانهی خورشیدی میتوانست از همان آغاز از دل ابری پدید بیاید که چرخش ساعتگرد داشته باشد [از روی شانس بود که این گونه نشد]. بر پایهی رصدهای اخترشناسان، هیچ جهت ترجیحیای (برتری) برای چرخش موادی که دارند در خود میرُمبند، وجود ندارد.
علاوه بر این، هیچ جهتگیری برتری هم برای محور چرخش ستارگان وجود ندارد؛ صفحهی چرخش محوری یک ستاره پس از تولدش، میتواند همان صفحهی چرخش کهکشان باشد، یا عمود بر آن باشد، یا هر راستایی میان این دو باشد. این گونه هم میشود این را گفت: به نظر میرسد راستای محورهای چرخش (قطبهای) ستارگان در سرتاسر کهکشان رو به جهتهای گوناگون است.
اما بیایید نگاهی به عقب بیندازیم. هنگامی که میگوییم خورشید از یک ابر گاز و غبار ساخته شد، در حقیقت از “ابری” میگوییم که خود تکهای یا زیر-منطقهای از یک ساختار بسیار بزرگتر به نام “ابر مولکولی غولپیکر” بوده است. ابرهای مولکولی غولپیکر تنها یک ستاره نمیسازند، بلکه ستارگان بسیار، صدها یا هزاران ستاره میسازند. و به طور کلی، تکانهی زاویهای و محور چرخش این ابرهای مولکولی غولپیکر یا همجهت با چرخش کهکشانند (چرخش فرارو) یا در خلاف جهت چرخش کهکشان (چرخش پَسرو).
ولی درون این ابرهای بزرگ خبرهای دیگری هم است. عاملهایی مانند آشفتگیِ ناشی از موجهای شوک ابرنواختری و اثرهای مغناطیسی که زمانی رخ میدهند که بخشهایی از ابر میرُمبند تا ستاره بسازند هم در این ابرها هست که بر تکانهی زاویهای و جهتگیری پایانی چرخش ستارگان نوزاد تاثیر میگذارد. این برهمکنشها میتوانند بسیار پیچیده باشند و به احتمال بسیار به همین دلیل است که هیچ جهت یا راستای برتری برای چرخش ستارگان وجود ندارد.
اگرچه سیارههای یک ستاره به احتمال بسیار همگی میتوانند چرخشی ساعتگرد یا پادساعتگرد به گرد آن داشته باشند، اما به هنگام تولد یک ستاره، شرایط محلی تاثیر بیشتری بر آن میگذارد تا چرخش راه شیری؛ یا حتی ابر بزرگتری که ستاره از آن متولد شده است.
https://astronomy.com/magazine/ask-astro/2020/10/ask-astro-why-do-the-planets-orbit-the-sun-counterclockwise
📌 @higgs_field
.
Astronomy Magazine
Ask Astro: Why do the planets orbit the Sun counterclockwise?
Astronomy.com is for anyone who wants to learn more about astronomy events, cosmology, planets, galaxies, asteroids, astrophotography, the Big Bang, black holes, comets, constellations, eclipses, exoplanets, nebulae, meteors, quasars, observing, telescopes…
.
📌اصل هولوگرافیک
پارت هفتم
🔺برخی فیزیکدانها معتقد بودند سیاهچاله آنتروپی ندارد
اما یکی از فیزیکدانها حاضر نشد این مسئله را بپذیرد؛ یاکوب بکنشتاین در دههی ۱۹۷۰، به کمک نظریهی تابش هاوکینگ که ساطع شدن نور را از سطح افق رویداد اثبات میکند، تأکید کرد سیاهچاله آنتروپی دارد و مقدار آن معین و متناسب با سطح دوبعدیِ افق رویدادِ سیاهچاله است. به عبارت دیگر، بکنشتاین معتقد بود برای محاسبهی آنتروپی سیاهچاله نیازی نیست بدانیم دقیقا درون آن چه خبر است و بررسی اطلاعات سطح آن، این محاسبه را ممکن میکند.
این یافته از این جهت شگفتانگیز است که آنتروپی سیستمی سهبعدی، بهجای حجم تنها با سطح دوبعدی آن محاسبه شده بود؛ و این دقیقا همان نقطهای بود که برخی فیزیکدانها را به ماهیت هولوگرافیک بودن سیاهچاله سوق داد.
🔺چگونگی بسط ایدهی هولوگرافیک بودن سیاهچاله به کل جهان
تمام این فرضیات و نظریات به معنی اثبات هولوگرافیک بودن سیاهچاله نیست. اما بهگفتهی ساسکیند، تصور دوبعدی بودن جهانی که تنها سهبعدی به نظر میرسد، به حل مسائل عمیق در فیزیک نظری کمک زیادی خواهد کرد و فرمولهای ریاضی که برای حل این مسائل به کار میرود در مورد هرچیزی، چه سیاهچاله چه سیاره و چه کل جهان، یکی است.
در سال ۱۹۸۹ خوان مالداسنا (فیزیکدان نظری آرژانتینی) نشان دادچگونه یک جهان فرضی میتواند هولوگرام باشد. جهان فرضی او به شکل فضای پاددوسیتر (AdS) در نظر گرفته شده است. این فضا به بیان ساده، هیچ ماده یا انرژی در خود ندارد (در نتیجه خبری از نیروی گرانش نیست)، خطوط موازی در نهایت از هم دور میشوند و در فاصلهای بسیار بسیار دور، طوری به سمت داخل خمیده میشود که به شکل زین به نظر میرسد؛ این در حالی است که منتهیالیه جهان واقعی ما - که به آن فضای دوسیتر (de Sitter space) گفته میشود - مسطح است و خمیدگی ندارد.
🔺فضای خمیدهی پاددوسیتر (سمت چپ) در مقابل فضای مسطح دوسیتر (سمت راست)
در این فضای فرضی، مالداسنا نشان داد که دو معادلهی فیزیکی (نظریهی گرانش و نظریهی میدان کوانتومی) کاملا همارز هستند. کشف این تناظر که به دوگانی مالداسنا (AdS/CFT) مشهور است، کاملا غیر منتظره بود؛ زیرا اگرچه گرانش در سه بعد فضایی توصیف میشود، توصیف تئوری میدان کوانتومی تنها با دو بعد امکانپذیر است. اینکه قوانین فیزیک نتایج مشابهی در دو و سه بعد نشان داد، ماهیت هولوگرافیک بودن فضای پاددوسیتر را ثابت میکند.
این اولین بار بود که فردی موفق شد بهطور واضح طرز کار هولوگرافی را در فضا نمایش دهد. اما ازآنجاکه جهان واقعی، فضای پاددوسیتر نیست، این سؤال پیش میآید که آیا اصل هولوگرافیک در فضای مسطح دوسیتر صدق میکند یا خیر؛ سؤالی که هنوز جواب صددرصد قانعکنندهای برایش پیدا نشده است.
یافتهی مالداسنا اثباتی بر هولوگرافیک بودن جهان نیست؛ اما او با بررسی این جهان فرضی در دو بعد، راهی پیدا کرد تا نظریهی ریسمان با قوانین ثابتشدهی فیزیک ذرات سازگاری پیدا کند. مهمتر از همهی اینها، او توانست دو مفهوم ناسازگار در فیزیک را زیر یک چارچوب نظری بیاورد. بهگفتهی او، «نظریهی هولوگرافیک بین نظریهی گرانش و نظریهی فیزیک ذرات اتصال برقرار میکند.»
📌@HIGGS_FIELD
.
📌اصل هولوگرافیک
پارت هفتم
🔺برخی فیزیکدانها معتقد بودند سیاهچاله آنتروپی ندارد
اما یکی از فیزیکدانها حاضر نشد این مسئله را بپذیرد؛ یاکوب بکنشتاین در دههی ۱۹۷۰، به کمک نظریهی تابش هاوکینگ که ساطع شدن نور را از سطح افق رویداد اثبات میکند، تأکید کرد سیاهچاله آنتروپی دارد و مقدار آن معین و متناسب با سطح دوبعدیِ افق رویدادِ سیاهچاله است. به عبارت دیگر، بکنشتاین معتقد بود برای محاسبهی آنتروپی سیاهچاله نیازی نیست بدانیم دقیقا درون آن چه خبر است و بررسی اطلاعات سطح آن، این محاسبه را ممکن میکند.
این یافته از این جهت شگفتانگیز است که آنتروپی سیستمی سهبعدی، بهجای حجم تنها با سطح دوبعدی آن محاسبه شده بود؛ و این دقیقا همان نقطهای بود که برخی فیزیکدانها را به ماهیت هولوگرافیک بودن سیاهچاله سوق داد.
🔺چگونگی بسط ایدهی هولوگرافیک بودن سیاهچاله به کل جهان
تمام این فرضیات و نظریات به معنی اثبات هولوگرافیک بودن سیاهچاله نیست. اما بهگفتهی ساسکیند، تصور دوبعدی بودن جهانی که تنها سهبعدی به نظر میرسد، به حل مسائل عمیق در فیزیک نظری کمک زیادی خواهد کرد و فرمولهای ریاضی که برای حل این مسائل به کار میرود در مورد هرچیزی، چه سیاهچاله چه سیاره و چه کل جهان، یکی است.
در سال ۱۹۸۹ خوان مالداسنا (فیزیکدان نظری آرژانتینی) نشان دادچگونه یک جهان فرضی میتواند هولوگرام باشد. جهان فرضی او به شکل فضای پاددوسیتر (AdS) در نظر گرفته شده است. این فضا به بیان ساده، هیچ ماده یا انرژی در خود ندارد (در نتیجه خبری از نیروی گرانش نیست)، خطوط موازی در نهایت از هم دور میشوند و در فاصلهای بسیار بسیار دور، طوری به سمت داخل خمیده میشود که به شکل زین به نظر میرسد؛ این در حالی است که منتهیالیه جهان واقعی ما - که به آن فضای دوسیتر (de Sitter space) گفته میشود - مسطح است و خمیدگی ندارد.
🔺فضای خمیدهی پاددوسیتر (سمت چپ) در مقابل فضای مسطح دوسیتر (سمت راست)
در این فضای فرضی، مالداسنا نشان داد که دو معادلهی فیزیکی (نظریهی گرانش و نظریهی میدان کوانتومی) کاملا همارز هستند. کشف این تناظر که به دوگانی مالداسنا (AdS/CFT) مشهور است، کاملا غیر منتظره بود؛ زیرا اگرچه گرانش در سه بعد فضایی توصیف میشود، توصیف تئوری میدان کوانتومی تنها با دو بعد امکانپذیر است. اینکه قوانین فیزیک نتایج مشابهی در دو و سه بعد نشان داد، ماهیت هولوگرافیک بودن فضای پاددوسیتر را ثابت میکند.
این اولین بار بود که فردی موفق شد بهطور واضح طرز کار هولوگرافی را در فضا نمایش دهد. اما ازآنجاکه جهان واقعی، فضای پاددوسیتر نیست، این سؤال پیش میآید که آیا اصل هولوگرافیک در فضای مسطح دوسیتر صدق میکند یا خیر؛ سؤالی که هنوز جواب صددرصد قانعکنندهای برایش پیدا نشده است.
یافتهی مالداسنا اثباتی بر هولوگرافیک بودن جهان نیست؛ اما او با بررسی این جهان فرضی در دو بعد، راهی پیدا کرد تا نظریهی ریسمان با قوانین ثابتشدهی فیزیک ذرات سازگاری پیدا کند. مهمتر از همهی اینها، او توانست دو مفهوم ناسازگار در فیزیک را زیر یک چارچوب نظری بیاورد. بهگفتهی او، «نظریهی هولوگرافیک بین نظریهی گرانش و نظریهی فیزیک ذرات اتصال برقرار میکند.»
📌@HIGGS_FIELD
.
Telegram
attach 📎