جهان کوانتوم جهان شگفت انگیزی است. از عجیب ترین های این جهان آزمایش انتخاب تاخیر دار جان ویلر در سال 1978 بود. آزمایش وی نشان داد مشاهده یک ذره در حال، میتواند سرنوشت ذره مشابه دیگری را درگذشته متحول سازد.
یعنی به نوعی میتوان گفت، آینده بر گذشته تأثیر میگذارد!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
یعنی به نوعی میتوان گفت، آینده بر گذشته تأثیر میگذارد!
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
♻️شما دو چشم دارید و هر چشم شما بیش از 130 میلیون سلول گیرنده نور دارد. در هر کدام از سلول های گیرنده نور، حدود 100 تریلیون اتم وجود دارد. یعنی به اندازه چندین برابر ستارگان کهکشان راه شیری
آیا باور می کنید هر اتم در هر سلول از چشم شما میلیاردها سال پیش در قلب ستارگان ساخته شده و امروز آن اتم ها به شکلی در چشمتان آرایش یافتهاند تا بتوانید همان ستارگانی را ببینید که روزی اجزای بدن شما را خلق کردهاند. ما ناگزیریم پس از سال ها زندگی اتم های بدن خود را به کیهان پس داده بتوانند در نقطه دیگری از جهان، توسط شخص یا موجود دیگری مجدداً مورد استفاده قرار گیرند . . . !!
آیا باور می کنید هر اتم در هر سلول از چشم شما میلیاردها سال پیش در قلب ستارگان ساخته شده و امروز آن اتم ها به شکلی در چشمتان آرایش یافتهاند تا بتوانید همان ستارگانی را ببینید که روزی اجزای بدن شما را خلق کردهاند. ما ناگزیریم پس از سال ها زندگی اتم های بدن خود را به کیهان پس داده بتوانند در نقطه دیگری از جهان، توسط شخص یا موجود دیگری مجدداً مورد استفاده قرار گیرند . . . !!
👍1
یکی از راههای تشخیص اینکه یک کهکشان در حال دور شدن یا نزدیک شدن به کهکشان ما میباشد، استفاده از تغییر طول موج ناشی از آن است.
انتقال به سرخ (Red Shift) زمانی رخ میدهد که یک کهکشان در حال دورشدن از ما باشد و میدانید که نور سرخ، در بین امواج مرئی کمترین بسامد را داراست.
و عکس این پدیده که به انتقال به آبی مشهور است، زمانی رخ میدهد که یک کهشان در حال نزدیک شدن به ما باشد.
برای مثال کهکشان آندرومدا که در حال نزدیک شدن به ما است، دارای نوری مایل به آبی میباشد.
و این پدیده دلیلی بر اثبات گسترش و انبساط جهان بوده و فرضیه جهان ایستا را رد میکند!
https://t.me/Scientific_synthesis/298
انتقال به سرخ (Red Shift) زمانی رخ میدهد که یک کهکشان در حال دورشدن از ما باشد و میدانید که نور سرخ، در بین امواج مرئی کمترین بسامد را داراست.
و عکس این پدیده که به انتقال به آبی مشهور است، زمانی رخ میدهد که یک کهشان در حال نزدیک شدن به ما باشد.
برای مثال کهکشان آندرومدا که در حال نزدیک شدن به ما است، دارای نوری مایل به آبی میباشد.
و این پدیده دلیلی بر اثبات گسترش و انبساط جهان بوده و فرضیه جهان ایستا را رد میکند!
https://t.me/Scientific_synthesis/298
#کژفهمی کشف جهانهای موازی
کشف شواهد از احتمال وجود «جهانهای موازی» توسط دانشمندان ناسا
گروهی دانشمندان ناسا مستقر در قطب جنوب به شواهدی دست یافته اند که ممکن است متعلق به جهانی موازی باشد، جایی که قوانین فیزیکی کاملا به طور معکوس عمل می کنند.
per.euronews.com/2020/05/21/nasa-scientists-say-upside-down-cosmic-ray-may-be-parallel-universe-evidence
ir.voanews.com/a/nasa-detects-signs-parallel-universe/5428328.html
dailystar.co.uk/news/weird-news/nasa-scientists-detect-parallel-universe-21996849
nypost.com/2020/05/19/nasa-finds-evidence-of-parallel-universe-where-time-runs-backward-report/
express.co.uk/news/science/1284659/NASA-news-parallel-universe-particles-neutrino-Antarctica-ANITA-study
#پاسخ
عنوان ژورنالیستی و بزرگنمایانه است گرچه اعلامکنندگان تارنماهای خبری معتبری هستند.
اصولا مصاحبه یک خبرنگار غیرمتخصص با یک دانشمند حتی از ناسا نمیتواند جدی گرفته شود مگر آنکه نتایج درج و مورد قضاوت و نقد جامعه علمی قرار گیرد.
همانطور که در متن درج شد خطای دستگاه محتمل است ( همانگونه که چند سال پیش، نتایج گذر از سرعت نور در سرن خطای دستگاه تشخیص داده شد) و همچنین میتوان فرضیات دیگر را نیز مطرح کرد که این فرضیه شاید نزدیکترین ایده اما صحیحترین محسوب نشود.
یکی از دهها فرضیه براساس شواهدی نه چندان قطعی.
اینگونه فرضیات در حد مصاحبه را نمیتوان چندان جدی گرفت.چون حتی مرحله درج در ژورنال هنوز محقق نشده است. احتمالی در بین احتمالات.
مصاحبه شونده Gorham گورهم در توضیحات خود پیرامون این انتساب نادرست گفت:
کل ایده کشف جهان موازی از جانب ما نیامده بلکه به نحوی برچسب ما روی آن خورده؛ روزنامه نگاری
{ از دیلی استار } آنرا اشتباه متوجه شده سپس به ما نسبت داده و متاسفانه این خبر پربیننده شده. واقعیت این است که ما هیچ دیتایی در رابطه با جهان موازی در اختیار نداریم.
" A journalist got it wrong, tied it to us and it has unfortunately snowballed. We actually had nothing to do with the development of the parallel universe idea.
While I am not opposed to free speculation regarding the anomalies we have observed, our own opinion is that they are more likely to be explained in terms of physics, that is likely to be much less exotic."
NASA DIDN'T DISCOVER A PARALLEL UNIVERSE — BUT HERE'S WHAT ONE WOULD LOOK LIKE
inverse.com/science/parallel-universe-claims
دو نشریه زیر نیز این بدفهمی را تحلیل کرده اند.
Here's The Real Truth Behind That Viral 'NASA Finds Parallel Universe' Story
http://sciencealert.com/of-course-nasa-did-not-detect-a-parallel-universe-in-antarctica
Has NASA Found A Parallel Universe ‘Where Time Flows Backwards?’ The Truth Behind The Headlines
forbes.com/sites/jamiecartereurope/2020/05/21/has-nasa-found-a-parallel-universe-where-time-flows-backwards-the-truth-behind-the-headlines/#5d8f90e2646d
کشف شواهد از احتمال وجود «جهانهای موازی» توسط دانشمندان ناسا
گروهی دانشمندان ناسا مستقر در قطب جنوب به شواهدی دست یافته اند که ممکن است متعلق به جهانی موازی باشد، جایی که قوانین فیزیکی کاملا به طور معکوس عمل می کنند.
per.euronews.com/2020/05/21/nasa-scientists-say-upside-down-cosmic-ray-may-be-parallel-universe-evidence
ir.voanews.com/a/nasa-detects-signs-parallel-universe/5428328.html
dailystar.co.uk/news/weird-news/nasa-scientists-detect-parallel-universe-21996849
nypost.com/2020/05/19/nasa-finds-evidence-of-parallel-universe-where-time-runs-backward-report/
express.co.uk/news/science/1284659/NASA-news-parallel-universe-particles-neutrino-Antarctica-ANITA-study
#پاسخ
عنوان ژورنالیستی و بزرگنمایانه است گرچه اعلامکنندگان تارنماهای خبری معتبری هستند.
اصولا مصاحبه یک خبرنگار غیرمتخصص با یک دانشمند حتی از ناسا نمیتواند جدی گرفته شود مگر آنکه نتایج درج و مورد قضاوت و نقد جامعه علمی قرار گیرد.
همانطور که در متن درج شد خطای دستگاه محتمل است ( همانگونه که چند سال پیش، نتایج گذر از سرعت نور در سرن خطای دستگاه تشخیص داده شد) و همچنین میتوان فرضیات دیگر را نیز مطرح کرد که این فرضیه شاید نزدیکترین ایده اما صحیحترین محسوب نشود.
یکی از دهها فرضیه براساس شواهدی نه چندان قطعی.
اینگونه فرضیات در حد مصاحبه را نمیتوان چندان جدی گرفت.چون حتی مرحله درج در ژورنال هنوز محقق نشده است. احتمالی در بین احتمالات.
مصاحبه شونده Gorham گورهم در توضیحات خود پیرامون این انتساب نادرست گفت:
کل ایده کشف جهان موازی از جانب ما نیامده بلکه به نحوی برچسب ما روی آن خورده؛ روزنامه نگاری
{ از دیلی استار } آنرا اشتباه متوجه شده سپس به ما نسبت داده و متاسفانه این خبر پربیننده شده. واقعیت این است که ما هیچ دیتایی در رابطه با جهان موازی در اختیار نداریم.
" A journalist got it wrong, tied it to us and it has unfortunately snowballed. We actually had nothing to do with the development of the parallel universe idea.
While I am not opposed to free speculation regarding the anomalies we have observed, our own opinion is that they are more likely to be explained in terms of physics, that is likely to be much less exotic."
NASA DIDN'T DISCOVER A PARALLEL UNIVERSE — BUT HERE'S WHAT ONE WOULD LOOK LIKE
inverse.com/science/parallel-universe-claims
دو نشریه زیر نیز این بدفهمی را تحلیل کرده اند.
Here's The Real Truth Behind That Viral 'NASA Finds Parallel Universe' Story
http://sciencealert.com/of-course-nasa-did-not-detect-a-parallel-universe-in-antarctica
Has NASA Found A Parallel Universe ‘Where Time Flows Backwards?’ The Truth Behind The Headlines
forbes.com/sites/jamiecartereurope/2020/05/21/has-nasa-found-a-parallel-universe-where-time-flows-backwards-the-truth-behind-the-headlines/#5d8f90e2646d
euronews
کشف شواهد از احتمال وجود «جهانهای موازی» توسط دانشمندان ناسا
گروهی دانشمندان ناسا مستقر در قطب جنوب به شواهدی دست یافته اند که ممکن است متعلق به جهانی موازی باشد، جایی که قوانین فیزیکی کاملا به طور معکوس عمل می کنند.
جهان های موازی اعتبارش را نه از مشاهدات هستی بلکه از مدل ریاضیاتی خویش میگیرد .
تا کنون هیچ شواهدی برای اثبات وجود جهان های موازی بدست نیامده است .
این یکی هم شیطنت رسانه ای بوده ضمن اینکه فرضیه وجود جهان های موازی به این سادگی حذف نمیشود مگر آنکه در توصیف چگونگی پیدایش کوارک ها نظریه جایگزین قوی تری ارائه گردد.
تا کنون هیچ شواهدی برای اثبات وجود جهان های موازی بدست نیامده است .
این یکی هم شیطنت رسانه ای بوده ضمن اینکه فرضیه وجود جهان های موازی به این سادگی حذف نمیشود مگر آنکه در توصیف چگونگی پیدایش کوارک ها نظریه جایگزین قوی تری ارائه گردد.
Forwarded from اتچ بات
#میدان_بوزون_هیگز
♻️ چندین دهه دانشمندان فیزیک ذرات برای کشف بوزون هیگز ، ذره ای که منشاء ذرات بنیادی است، تلاش می کنند ودر نهایت این ذره که وجود آن حدودا در 50 سال پیش توسط پیتر هیگز و فرانسوا انگرت پیش بینی شده بود در چهارم ژوئیه ی 2012 در شتاب دهنده ی هادرونی CERN سوییس به اثبات رسید.
♻️جرم اجسام از مجموع جرم ذرات سازنده آنها یعنی مولکول ها و اتم ها حاصل می شود، اما از آنجایی که تمامی اتم های جهان هم به نوبه خود از ذرات بنیادین نظری الکترون ها و کوارک ها تشکیل شده اند. پس یک سوال مهم مطرح برای فیزیکدان ها این بود که چه چیزی جرم یک ذره بنیادین را در جهان تعیین می کند، به عبارتی چه چیزی سبب می شود که الکترون ها، کوارک ها و فوتون ها با وجود آنکه همگی ذرات بنیادین محسوب شده و فاقد ساختار درونی هستند یعنی از ذرات کوچکتر و متعدد دیگری تشکیل نشده اند با این حال جرم های متفاوتی داشته باشند؟
یعنی مثلا چه عاملی سبب می شود که جرم الکترون فلان مقدار باشد و جرم کوارک بالا مقدار دیگری باشد؟
♻️ در سال ۱۹۶۴ فیزیکدانی به نام پیتر هیگز از دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند پس از مدتی دست و پنجه نرم کردن با معمای منشاء جرم جهان در نهایت توانست پاسخ عجیب این معما را بیابد. هیگز به این نتیجه رسیده بود که خلاء کیهانی در حقیقت خالی نیست؛ بلکه عملا با میدان نامرئی و اسرار آمیزی پر شده است .
اما از آنجایی که این میدان اسرار آمیز در تمامی گستره جهان و در کل کیهان بطور یکسان وجود دارد، بنابراین ما مستقیما متوجه حضور آن نمی شویم.
♻️هیگز با محاسبات ریاضی خود نشان داد که جرم ذرات بنیادی در واقع ماحصل بر هم کنش آنها با همین میدان اسرار آمیز کیهانی است؛ یعنی هر چه شدت برهم کنش ذره ای با این میدان کمتر باشد، راحت تر و سیال تر در درون این اقیانوس نامرئی حرکت می کند گویی که لختی یا جرم بسیار کمی دارد؛ اما چنانچه شدت برهم کنش ذره ای با این میدان زیاد باشد چنان به سختی در فضا حرکت می کند که گویی لخت و سنگین است. بعنوان مثال از آنجایی که ذره ای نظیر فوتون عملا هیچ برهم کنشی با این میدان کیهانی که امروزه اصطلاحا « میدان هیگز » نامیده می شود ندارد بنابراین جرم فوتون صفر است؛ اما مثلا کوارک t به علت برهم کنش شدید خود با میدان هیگز، جرم بسیار زیادی دارد و سنگین ترین ذره بنیادین شناخته شده جهان محسوب می شود.
1/2
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
♻️ چندین دهه دانشمندان فیزیک ذرات برای کشف بوزون هیگز ، ذره ای که منشاء ذرات بنیادی است، تلاش می کنند ودر نهایت این ذره که وجود آن حدودا در 50 سال پیش توسط پیتر هیگز و فرانسوا انگرت پیش بینی شده بود در چهارم ژوئیه ی 2012 در شتاب دهنده ی هادرونی CERN سوییس به اثبات رسید.
♻️جرم اجسام از مجموع جرم ذرات سازنده آنها یعنی مولکول ها و اتم ها حاصل می شود، اما از آنجایی که تمامی اتم های جهان هم به نوبه خود از ذرات بنیادین نظری الکترون ها و کوارک ها تشکیل شده اند. پس یک سوال مهم مطرح برای فیزیکدان ها این بود که چه چیزی جرم یک ذره بنیادین را در جهان تعیین می کند، به عبارتی چه چیزی سبب می شود که الکترون ها، کوارک ها و فوتون ها با وجود آنکه همگی ذرات بنیادین محسوب شده و فاقد ساختار درونی هستند یعنی از ذرات کوچکتر و متعدد دیگری تشکیل نشده اند با این حال جرم های متفاوتی داشته باشند؟
یعنی مثلا چه عاملی سبب می شود که جرم الکترون فلان مقدار باشد و جرم کوارک بالا مقدار دیگری باشد؟
♻️ در سال ۱۹۶۴ فیزیکدانی به نام پیتر هیگز از دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند پس از مدتی دست و پنجه نرم کردن با معمای منشاء جرم جهان در نهایت توانست پاسخ عجیب این معما را بیابد. هیگز به این نتیجه رسیده بود که خلاء کیهانی در حقیقت خالی نیست؛ بلکه عملا با میدان نامرئی و اسرار آمیزی پر شده است .
اما از آنجایی که این میدان اسرار آمیز در تمامی گستره جهان و در کل کیهان بطور یکسان وجود دارد، بنابراین ما مستقیما متوجه حضور آن نمی شویم.
♻️هیگز با محاسبات ریاضی خود نشان داد که جرم ذرات بنیادی در واقع ماحصل بر هم کنش آنها با همین میدان اسرار آمیز کیهانی است؛ یعنی هر چه شدت برهم کنش ذره ای با این میدان کمتر باشد، راحت تر و سیال تر در درون این اقیانوس نامرئی حرکت می کند گویی که لختی یا جرم بسیار کمی دارد؛ اما چنانچه شدت برهم کنش ذره ای با این میدان زیاد باشد چنان به سختی در فضا حرکت می کند که گویی لخت و سنگین است. بعنوان مثال از آنجایی که ذره ای نظیر فوتون عملا هیچ برهم کنشی با این میدان کیهانی که امروزه اصطلاحا « میدان هیگز » نامیده می شود ندارد بنابراین جرم فوتون صفر است؛ اما مثلا کوارک t به علت برهم کنش شدید خود با میدان هیگز، جرم بسیار زیادی دارد و سنگین ترین ذره بنیادین شناخته شده جهان محسوب می شود.
1/2
═══════════════════
🆔 @Scientific_synthesis
═══════════════════
Telegram
attach 📎
☄می دانیم که کیهان در حال انبساط است، اما سوال اینجاست این انبساط درون چه چیزی رخ می دهد؟ به عبارت دیگر، بیرون از کیهان ما چیست که جهان ما دائما درون آن رشد می کند. نکته ظریف دیگر این است که وقتی از عبارت «بیرون از کیهان» استفاده می کنیم، به طور غیر مستقیم داریم می گوییم که کیهان در جایی دارای لبه است. (یعنی مرزی بین درون و بیرون جهان) اما این موضوع همه چیز را پیچیده می کند، چون دانشمندان صراحتا مطمئن هستند که هیچ خروجی ای به بیرون از کیهان وجود ندارد.
☄فرض کنید از شما بپرسند: «جایی را سراغ دارید که از آنجا بتوانید جهان را از نمای بیرونی ببینید؟» مثل این که از پنجره ی اتاقتان، نمای خارجی یک ساختمان را به نظاره بنشینید. جواب این سوال «احتمالا خیر» است. رابرت مک نیس، استادیار فیزیک دانشگاه لویولا شیکاگو، می گوید یکی از دلایل پاسخ منفی سوال مورد نظر «اصل کیهان شناختی» است. این اصل به ما می گوید توزیع مواد در کیهان به گونه ای است، که ما از هر زاویه و جهتی به جهان نگاه کنیم، میزان توزیع مواد تقریبا یکنواخت است. در واقع از نظر علمی، کیهان ایزوتروپیک(Isotropic) یا همسانگرد است.
☄اصل کیهان شناختی از این ایده که می گوید قوانین فیزیکی در همه جای کیهان یکسانند نشات می گیرد. مک نیس گفت: « در کیهان ناهمسانی های بسیار زیادی وجود دارد. مثلا وجود توده های بزرگی از مواد، مانند ستارگان، کهکشان ها، خوشه های کهکشانی و غیره. اینها نمونه هایی برای عدم یکنواختی ماده در جهان هستند. اما وقتی در مقیاس های عظیم، کیهان را مورد بررسی قرار می دهیم موضوع کمی تغییر می کند، در واقع در مقیاس های کلان بخشی از جهان را نمیتوانیم پیدا کنیم که از نظر توزیع ماده با بخش های کلان دیگر تفاوت ِ قابل توجهی داشته باشد.» این یعنی اینکه کیهان ما هیچ لبه ای ندارد. و جایی نیست که بتوان به آنجا پایان جهان گفت، جایی که بتوانیم از آن عبور کرده و از بیرون جهانمان را به نظاره بنشینیم.
☄این موضوع را معمولا به کمک یک مثال توضیح می دهند. فرض کنید جهان هستی به شکل یک بادکنک کروی شکل است که مورچه ای روی آن قرار گرفته، مورچه مورد نظر در هر جهت و سمتی که بخواهد می تواند حرکت کند ولی هرگز به لبه ی انتهایی بادکنک نمی رسد، او پس از مدتی حرکت کردن بالاخره به جای اول خود می برمیگردد. نکته جالب اینجاست که سطح دو بعدی بادکنک هیچ مرکزی هم ندارد یعنی هیچ نقطه ای نیست که مورچه با دور شدن از آنجا به انتهای پوست بادکنک برسد، سطح بادکنک اصلا انتهایی ندارد و مورچه ی داستان ما هرگز به چنین جایی نخواهد رسید. جهان ما یک نسخه سه بعدی از پوست بادکنک است.
☄فرض کنید از شما بپرسند: «جایی را سراغ دارید که از آنجا بتوانید جهان را از نمای بیرونی ببینید؟» مثل این که از پنجره ی اتاقتان، نمای خارجی یک ساختمان را به نظاره بنشینید. جواب این سوال «احتمالا خیر» است. رابرت مک نیس، استادیار فیزیک دانشگاه لویولا شیکاگو، می گوید یکی از دلایل پاسخ منفی سوال مورد نظر «اصل کیهان شناختی» است. این اصل به ما می گوید توزیع مواد در کیهان به گونه ای است، که ما از هر زاویه و جهتی به جهان نگاه کنیم، میزان توزیع مواد تقریبا یکنواخت است. در واقع از نظر علمی، کیهان ایزوتروپیک(Isotropic) یا همسانگرد است.
☄اصل کیهان شناختی از این ایده که می گوید قوانین فیزیکی در همه جای کیهان یکسانند نشات می گیرد. مک نیس گفت: « در کیهان ناهمسانی های بسیار زیادی وجود دارد. مثلا وجود توده های بزرگی از مواد، مانند ستارگان، کهکشان ها، خوشه های کهکشانی و غیره. اینها نمونه هایی برای عدم یکنواختی ماده در جهان هستند. اما وقتی در مقیاس های عظیم، کیهان را مورد بررسی قرار می دهیم موضوع کمی تغییر می کند، در واقع در مقیاس های کلان بخشی از جهان را نمیتوانیم پیدا کنیم که از نظر توزیع ماده با بخش های کلان دیگر تفاوت ِ قابل توجهی داشته باشد.» این یعنی اینکه کیهان ما هیچ لبه ای ندارد. و جایی نیست که بتوان به آنجا پایان جهان گفت، جایی که بتوانیم از آن عبور کرده و از بیرون جهانمان را به نظاره بنشینیم.
☄این موضوع را معمولا به کمک یک مثال توضیح می دهند. فرض کنید جهان هستی به شکل یک بادکنک کروی شکل است که مورچه ای روی آن قرار گرفته، مورچه مورد نظر در هر جهت و سمتی که بخواهد می تواند حرکت کند ولی هرگز به لبه ی انتهایی بادکنک نمی رسد، او پس از مدتی حرکت کردن بالاخره به جای اول خود می برمیگردد. نکته جالب اینجاست که سطح دو بعدی بادکنک هیچ مرکزی هم ندارد یعنی هیچ نقطه ای نیست که مورچه با دور شدن از آنجا به انتهای پوست بادکنک برسد، سطح بادکنک اصلا انتهایی ندارد و مورچه ی داستان ما هرگز به چنین جایی نخواهد رسید. جهان ما یک نسخه سه بعدی از پوست بادکنک است.
☄از آنجا که فضا در حال گسترش است، به نظر می رسد بدون اینکه قوانین نسبیت نقض شود(که می گوید هیچ چیز نمی تواند با سرعتی بالاتر از سرعت نور در خلاء حرکت کند) بعضی از کهکشان ها ممکن است با سرعتی بالاتر از سرعت نور از ما در حال دور شدن هستند. مک نیس در این باره میگوید، با اینکه کیهان ما فقط ۱۳.۸ میلیارد سال پیش آغاز شده اما، اندازه ی جهان قابل مشاهده شعاعی حدود ۴۶ میلیارد سال نوری و قطری به میزان ۹۳ میلیارد سال نوری دارد. در واقع جهان قابل مشاهده با توجه به مجموعه محدودیت هایی تعریف می شود که برای اندازه ای که انسان ها از کیهان موجود می توانند ببینید وجود دارد. هر چیزی خارج از شعاع ۴۶ میلیارد سال نوری، برای زمینی ها هرگز قابل رؤیت نخواهد بود. به این دلیل که فاصله بین اشیاء موجود در جهان آنقدر زیاد می شود که سرعت دور شدن اشیاء از سرعت رسیدن پرتوهای نوری به زمین بیشتر می شود.
☄جهان بادکنکی
اما جهان چطور میتواند منبسط شود وقتی لبه یا پایانی ندارد؟ دوباره برمیگردیم به مثال بادکنک، اگر مقداری درون بادکنک بدمیم، بادکنک بزرگتر می شود و مورچه احساس می کند که چیزهایی که روی سطح بادکنک می بیند دارند از او دور می شوند. هرچه این فاصله بیشتر باشد، سرعت دور شدن آن شئ هم بیشتر می شود. اما نکته جالب اینجاست که هیچ فرقی نمی کند مورچه کجای پوست بادکنک باشد، آهنگ دور شدن اشیاء روی بادکنک ثابت است. اگر بتوانیم معادله ی آهنگ دور شدن اشیاء روی بادکنک را محاسبه کنیم، مورچه در هر نقطه ای از سطح بادکنک قرار بگیرد، این معادله برای دور شدن اشیاء اطرافش جواب می دهد.
☄با این حال، بادکنک ها در درون یک فضای سه بعدی بزرگ می شوند. مشکل اینجاست که این مثال به طور کامل تمام سوالات را جواب نمی دهد. در واقع این تعریف فقط به ما می گوید که محتویات درون جهان چگونه هستند، و از محتویات خارج از جهان چیزی به ما نمی گوید. فیزیکدان استیون هاوکینگ، در این باره می گوید، این سوال از اساس بی معناست، مثل این می ماند که بپرسیم شمالِ قطب شمال کجاست؟ دلیل اینکه کهکشان ها بدون اینکه حرکت کنند از یکدیگر دور می شوند این است که خود فضا در حال بزرگ شدن است. بنابراین موجودات فرازمینی هم اگر مانند انسان ها به کهکشان های دیگر بنگرند، احساس می کنند که همه کهکشان ها در همه جهات در حال دور شدن از آنها هستند و فقط کهکشان خودشان است که ثابت است.
☄آیا فضا بی نهایت است؟
مک گفت این موضوع که جهان در فضای بی نهایت به وجود آمده است یا نه، هنوز به عنوان یک سوال بی جواب باقی مانده است. از طرفی ممکن است کیهان ما در درون جهانی با یک بعد اضافه تر قرار گرفته باشد، همانطور که یک کره با سطح دو بعدی (چیزی شبیه به بادکنک) در جهان سه بعدی قرار می گیرد. توضیح دیگری که در این زمینه وجود دارد فرضیه پیدایش جهان از هیچ (به کمک نوسانات کوانتومی) است، در این باره همانطور که هاوکینگ و جیمز هارتل توضیح داده اند، گفته می شود که در آغاز جهان، زمان و فضا قابلیت تبدیل به یکدیگر را داشتند. با پذیرفتن این فرضیه هم، هنوز این سوال که جهان از کجا آمده و خارج از جهان چه چیزی وجود دارد، بی معنی است
☄موضوعی که این بحث را داغ تر می کند، این است که نرخ انبساط در جهان در ابتدا یکنواخت نبوده است. برای کسری از ثانیه پس از بیگ بنگ، دوره ای از انبساط بسیار سریع وجود داشته که به آن دوره ی تورم کیهانی می گویند، طی این مرحله کیهان ما بسیار سریع تر آنچه که الان وجود دارد منبسط شده است. دلیل اینکه مناطقی از فضا قابل مشاهده نیستند همین است. در واقع با پذیرفتن نظریه تورم، برآورد می شود که کل جهان ۱۰ به توان ۲۳ برابر بزرگتر از ۴۶ میلیارد سال نوری ای است که انسان می تواند مشاهده کند. بنابراین ما بخش بسیار بزرگی از کیهان را هرگز نخواهیم دید.
☄جهان بادکنکی
اما جهان چطور میتواند منبسط شود وقتی لبه یا پایانی ندارد؟ دوباره برمیگردیم به مثال بادکنک، اگر مقداری درون بادکنک بدمیم، بادکنک بزرگتر می شود و مورچه احساس می کند که چیزهایی که روی سطح بادکنک می بیند دارند از او دور می شوند. هرچه این فاصله بیشتر باشد، سرعت دور شدن آن شئ هم بیشتر می شود. اما نکته جالب اینجاست که هیچ فرقی نمی کند مورچه کجای پوست بادکنک باشد، آهنگ دور شدن اشیاء روی بادکنک ثابت است. اگر بتوانیم معادله ی آهنگ دور شدن اشیاء روی بادکنک را محاسبه کنیم، مورچه در هر نقطه ای از سطح بادکنک قرار بگیرد، این معادله برای دور شدن اشیاء اطرافش جواب می دهد.
☄با این حال، بادکنک ها در درون یک فضای سه بعدی بزرگ می شوند. مشکل اینجاست که این مثال به طور کامل تمام سوالات را جواب نمی دهد. در واقع این تعریف فقط به ما می گوید که محتویات درون جهان چگونه هستند، و از محتویات خارج از جهان چیزی به ما نمی گوید. فیزیکدان استیون هاوکینگ، در این باره می گوید، این سوال از اساس بی معناست، مثل این می ماند که بپرسیم شمالِ قطب شمال کجاست؟ دلیل اینکه کهکشان ها بدون اینکه حرکت کنند از یکدیگر دور می شوند این است که خود فضا در حال بزرگ شدن است. بنابراین موجودات فرازمینی هم اگر مانند انسان ها به کهکشان های دیگر بنگرند، احساس می کنند که همه کهکشان ها در همه جهات در حال دور شدن از آنها هستند و فقط کهکشان خودشان است که ثابت است.
☄آیا فضا بی نهایت است؟
مک گفت این موضوع که جهان در فضای بی نهایت به وجود آمده است یا نه، هنوز به عنوان یک سوال بی جواب باقی مانده است. از طرفی ممکن است کیهان ما در درون جهانی با یک بعد اضافه تر قرار گرفته باشد، همانطور که یک کره با سطح دو بعدی (چیزی شبیه به بادکنک) در جهان سه بعدی قرار می گیرد. توضیح دیگری که در این زمینه وجود دارد فرضیه پیدایش جهان از هیچ (به کمک نوسانات کوانتومی) است، در این باره همانطور که هاوکینگ و جیمز هارتل توضیح داده اند، گفته می شود که در آغاز جهان، زمان و فضا قابلیت تبدیل به یکدیگر را داشتند. با پذیرفتن این فرضیه هم، هنوز این سوال که جهان از کجا آمده و خارج از جهان چه چیزی وجود دارد، بی معنی است
☄موضوعی که این بحث را داغ تر می کند، این است که نرخ انبساط در جهان در ابتدا یکنواخت نبوده است. برای کسری از ثانیه پس از بیگ بنگ، دوره ای از انبساط بسیار سریع وجود داشته که به آن دوره ی تورم کیهانی می گویند، طی این مرحله کیهان ما بسیار سریع تر آنچه که الان وجود دارد منبسط شده است. دلیل اینکه مناطقی از فضا قابل مشاهده نیستند همین است. در واقع با پذیرفتن نظریه تورم، برآورد می شود که کل جهان ۱۰ به توان ۲۳ برابر بزرگتر از ۴۶ میلیارد سال نوری ای است که انسان می تواند مشاهده کند. بنابراین ما بخش بسیار بزرگی از کیهان را هرگز نخواهیم دید.
👍3
☄مک گفت دانشمندان در حال تلاشند که بفهمند آیا کیهان واقعا شبیه یک کره است و اگر ما در یک جهت از جهان به اندازه کافی حرکت کنیم در نهایت می توانیم به محل اول خود برگردیم؟! او ادامه داد: «ما دائما بخش های مختلف کیهان را تحت نظر قرار می دهیم تا بتوانیم مدارک و شواهدی پیدا کنیم که قرار گرفتن جهان سه بعدی مان درون فضایی چهار بعدی را تایید کند.»(جهان به طور کلی دارای چهار بعد است، که انسان ها با سه بعد فضا و یک بعد زمان در تعامل هستند، اما مفهومی که ما درباره اش حرف می زنیم در واقع دارد از بعد چهارم فضایی صحبت می کند.)
☄اگر ستاره شناسان موفق شوند، دو مکان در دو طرف مقابل آسمان پیدا کنند که کاملا شبیه به هم باشند، نشانه ای قوی بر این فرضیه خواهد بود که جهان منحنی و کروی شکل است. اگرچه با وجود چنین کشفی باز هم هیچ تضمینی بر درستی فرضیه وجود ندارد. هرچند برخی نظریه های کیهان شناختی همچون نظریه ریسمان ها، وجود ابعاد بیشتر را پیش بینی کرده اند، اما در همه آنها ابعاد اضافی بسیار کوچک هستند، در حالی که ما برای فرضیه کروی بودن جهان، نیاز به یک بعد بسیار بزرگ داریم. در انتها می توان گفت که اگر پایانی برای کیهان وجود داشته باشد، ممکن است انسان هرگز قادر نباشد که آن را ببینید و این امکان نیز وجود دارد تا شکل جهان به صورتی باشد (اشاره به کروی بودن جهان) که مرزی بین پایان و آغاز جهان نتوان یافت.
☄اگر ستاره شناسان موفق شوند، دو مکان در دو طرف مقابل آسمان پیدا کنند که کاملا شبیه به هم باشند، نشانه ای قوی بر این فرضیه خواهد بود که جهان منحنی و کروی شکل است. اگرچه با وجود چنین کشفی باز هم هیچ تضمینی بر درستی فرضیه وجود ندارد. هرچند برخی نظریه های کیهان شناختی همچون نظریه ریسمان ها، وجود ابعاد بیشتر را پیش بینی کرده اند، اما در همه آنها ابعاد اضافی بسیار کوچک هستند، در حالی که ما برای فرضیه کروی بودن جهان، نیاز به یک بعد بسیار بزرگ داریم. در انتها می توان گفت که اگر پایانی برای کیهان وجود داشته باشد، ممکن است انسان هرگز قادر نباشد که آن را ببینید و این امکان نیز وجود دارد تا شکل جهان به صورتی باشد (اشاره به کروی بودن جهان) که مرزی بین پایان و آغاز جهان نتوان یافت.
♻️اثر کازمیر و اثبات افت و خیز کوانتومی
♻️ در سال های اخیر #فیزیک کوانتومی نشان داده که خلا پر شده از افت وخیز هایی درمیدان الکترومغناطیسی که می تواند بافعالیت #فوتون ها (ذرات #نور ) تداخل پیداکرده و نیرویی قابل اندازه گیری ایجاد کند.
♻️این نیرو به اثر #کازیمیر معروف است و اولین با درسال 1948 پیش بینی شد. تحقیقات جدید نشان می دهد که این اثر قدرتمند تر از آن چیزی بود که قبلا تصور می شد.
♻️چند سال پیش فیزیکدان های دانشگاه کالیفرنیا در ریورساید برای نخستین بار موفق شدند یک گوی فلزی کوچک به شعاع یک دهم میلی متر را که تصویرآن را در زیر میکروسکوپ مشاهده می کنید تنها به کمک انرژی خلاء و به واسطه اثر #کازیمیر به غلتش در آورند.
♻️ در سال های اخیر #فیزیک کوانتومی نشان داده که خلا پر شده از افت وخیز هایی درمیدان الکترومغناطیسی که می تواند بافعالیت #فوتون ها (ذرات #نور ) تداخل پیداکرده و نیرویی قابل اندازه گیری ایجاد کند.
♻️این نیرو به اثر #کازیمیر معروف است و اولین با درسال 1948 پیش بینی شد. تحقیقات جدید نشان می دهد که این اثر قدرتمند تر از آن چیزی بود که قبلا تصور می شد.
♻️چند سال پیش فیزیکدان های دانشگاه کالیفرنیا در ریورساید برای نخستین بار موفق شدند یک گوی فلزی کوچک به شعاع یک دهم میلی متر را که تصویرآن را در زیر میکروسکوپ مشاهده می کنید تنها به کمک انرژی خلاء و به واسطه اثر #کازیمیر به غلتش در آورند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♻️موج ارتعاش یا نوسانی (در حالت کلیتر، آشفتگیای) است که انرژی را در محیط منتقل میکند.
موج، دو نوع اصلی دارد؛ الکترومغناطیسی و مکانیکی. در موج الکترومغناطیسی، بر خلاف موج مکانیکی، انرژی بدون نیاز به انتقال جرم، منتقل میشود.
موج الکترومغناطیسی، آشفتگی در میدانهای الکترومغناطیسی است، در امواج الکترومغناطیسی، میدانهای الکتریکی و مغناطیسی بهطور عمود بر یکدیگر نوسان میکنند و با سرعت نور منتشر میشوند. این امواج برای انتشار نیاز به محیط مادّی ندارند.
امواج مکانیکی فقط در محیط مادّی منتشر میشوند. انتشار این گونه موجها به دلیل انرژیهای داخلی یا بر اثر تغییر شکل محیط مادی صورت میگیرد. برخی از امواج مکانیکی عبارتند از امواج صوتی، امواج لرزهای و امواج آب.
موج، دو نوع اصلی دارد؛ الکترومغناطیسی و مکانیکی. در موج الکترومغناطیسی، بر خلاف موج مکانیکی، انرژی بدون نیاز به انتقال جرم، منتقل میشود.
موج الکترومغناطیسی، آشفتگی در میدانهای الکترومغناطیسی است، در امواج الکترومغناطیسی، میدانهای الکتریکی و مغناطیسی بهطور عمود بر یکدیگر نوسان میکنند و با سرعت نور منتشر میشوند. این امواج برای انتشار نیاز به محیط مادّی ندارند.
امواج مکانیکی فقط در محیط مادّی منتشر میشوند. انتشار این گونه موجها به دلیل انرژیهای داخلی یا بر اثر تغییر شکل محیط مادی صورت میگیرد. برخی از امواج مکانیکی عبارتند از امواج صوتی، امواج لرزهای و امواج آب.
کوانتوم مکانیک🕊
♻️موج ارتعاش یا نوسانی (در حالت کلیتر، آشفتگیای) است که انرژی را در محیط منتقل میکند. موج، دو نوع اصلی دارد؛ الکترومغناطیسی و مکانیکی. در موج الکترومغناطیسی، بر خلاف موج مکانیکی، انرژی بدون نیاز به انتقال جرم، منتقل میشود. موج الکترومغناطیسی، آشفتگی در میدانهای…
♻️امواج را میتوان به دو دستهٔ امواج طولی و امواج عرضی تقسیم کرد. در امواج طولی (مانند امواج صوتی)، راستای انتشار و نوسان موج، یکی هستند؛ درحالی که در امواج عرضی، برهم عمود هستند. امواج الکترومغناطیسی، عرضی هستند. وقتی موج از محیطی با چگالی کمتر وارد محیطی با چگالی بیشتر میشود، سرعت انتشارش کمتر و فرکانس نوسانات آن ثابت میماند .
طول موج (به انگلیسی: Wavelength) به فاصله بین دو قله متوالی موج (یا بین هر دو نقطه تکراری موج که شکل یکسان دارند) گفته میشود و آن را با لاندا نشان میدهند. برای دو موجی که دارای سرعت یکسان باشند، موجی که دارای بسامد (فرکانس) بالاتری است طول موج کوتاهتر دارد و موجی که بسامد پایینتری دارد، طول موج بلندتری دارد .
#طول_موج
#طول_موج
♻️در مکانیک کوانتوم، مفهوم موج مادی یا موج دوبروی (به انگلیسی:de Broglie wave)
بیانگر دوگانگی موج و ذره برای ماده است. نظریه آن توسط لویی دوبروی در سال ۱۹۲۴ و در تز دکترایش برای اولین بار مطرح شد. روابط دوبروی نشان میدهد که طول موج رابطه معکوس با تکانه مشخص دارد که به آن طولموج دوبروی نیز میگویند. همچنین بسامد امواج مادی، به طور مستقیم به انرژی E(مجموع انرژی سکون و انرژی جنبشی) یک ذره بستگی دارد .
بیانگر دوگانگی موج و ذره برای ماده است. نظریه آن توسط لویی دوبروی در سال ۱۹۲۴ و در تز دکترایش برای اولین بار مطرح شد. روابط دوبروی نشان میدهد که طول موج رابطه معکوس با تکانه مشخص دارد که به آن طولموج دوبروی نیز میگویند. همچنین بسامد امواج مادی، به طور مستقیم به انرژی E(مجموع انرژی سکون و انرژی جنبشی) یک ذره بستگی دارد .
نتیجه گیری :
تکانه رابطه معکوس با لاندا (طول موج) دارد .
در امواج مغناطیسی با افزایش فرکانس و کاهش طول موج تکانه افزایش می یابد .
پس انرژی فوتون با افزایش بسامد افزایش می یابد و هر چقدر انرژی ذرات افزایش یابد #برهمکنش ذره نیز افزایش خواهد یافت .
به همین دلیل است ذرات نوترینو بسادگی از عرض زمین عبور میکنند .
مثال آشکارتر آن نور و امواج الکترومغناطیسی است .
نور مرئی از پوست شما نمیتواند بسادگی عبور کند اما امواج RF رادیوفرکانسی بسادگی از بدن ما عبور می کنند .
یا امواج VHF & UHF که جز امواج مایکرویو دسته بندی شده اند در برخورد با موانع افت شدید می کنند .
تکانه رابطه معکوس با لاندا (طول موج) دارد .
در امواج مغناطیسی با افزایش فرکانس و کاهش طول موج تکانه افزایش می یابد .
پس انرژی فوتون با افزایش بسامد افزایش می یابد و هر چقدر انرژی ذرات افزایش یابد #برهمکنش ذره نیز افزایش خواهد یافت .
به همین دلیل است ذرات نوترینو بسادگی از عرض زمین عبور میکنند .
مثال آشکارتر آن نور و امواج الکترومغناطیسی است .
نور مرئی از پوست شما نمیتواند بسادگی عبور کند اما امواج RF رادیوفرکانسی بسادگی از بدن ما عبور می کنند .
یا امواج VHF & UHF که جز امواج مایکرویو دسته بندی شده اند در برخورد با موانع افت شدید می کنند .