کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
کوانتوم مکانیک‌🕊
📌سیاهچاله های آشنا یا ستاره های سیاه با فیزیک عجیب  سحر الله وردی بیگ بنگ سیاهچاله‌ها که غول‌های گرانشی هستند، از این جهت اینگونه نامگذاری شده‌اند که هیچ نوری نمی‌تواند از چنگال آنها فرار کند و اسرارآمیزترین چیز در جهان هستی می‌باشند. یک نظریه‌ی جدید بیان…
🔺........شاید آنها نوعی ذره باشند که بتواند ماده تاریک را توضیح دهد. به گفتۀ “نیکیتین”، اگر سیاهچاله‌ها واقعاً ستاره‌های پلانک باشند، دائماً جریانی از ماده تاریک را ساطع می‌کنند و می‌توانند حرکات ستاره‌ها درون کهکشان‌ها را توضیح دهند. ایدۀ او احتمالاً تحت بررسی بیشتر قرار نخواهد گرفت (شواهد مربوط به وجود ماده تاریک بسیار بیشتر از شواهد مربوط به تأثیر آن بر حرکت ستارگان است). اما این یک مثال عالی است که توضیح می‌دهد چگونه باید به ایده‌های زیادی برای توضیح سیاهچاله‌ها برسیم چون هرگز نمی‌دانیم چه پیوندهایی ممکن است با دیگر اسرارِ برملا نشده در کیهان وجود داشته باشد


پایان

💎 @HIGGS_FIELD
Forwarded from physics (Quantum management)
📌جهش ژنتیکی از دست دادن دُم

🔺چارلز داروین در نظریه انقلابی خود طرح کرده بود که انسان‌ها و شامپانزه‌ها هر چند دم ندارند، با این حال دارای مجموعه کوچکی از مهره‌ها هستند که فراتر از ساختمان لگن گسترش یافته‌ و دنبالچه را شکل می‌دهند. داروین گفته بود:‌ «نمی‌توانم در اینکه این یک دم ابتدایی بوده است شک داشته باشم».

از آن زمان و اواخر قرن نوزدهم بدین سو، دیرینه‌شناسان فسیل‌هایی پیدا کرده‌اند که تا حدی این تغییر را روشن می‌کند. قدیمی‌ترین نخستی‌سانان شناخته شده که ۶۶ میلیون سال پیش زندگی می‌کردند دارای دم‌هایی تمام عیار بودند و امروزه اکثر نخستی‌سانان زنده مانند لمورها و تقریباً همه میمون‌ها نیز هنوز دم دارند. با این حال فسیل‌ها نشان می‌دهد اجداد ما و شامپانزه‌ها از حدود ۲۰ میلیون سال پیش راه خود را جدا کردند و دم در آن‌ها محو شده است.

حذف دم و فرگشت ساختار ماهیچه‌ای که اکنون در آناتومی انسان قابل مشاهده است، پس از بلند شدن روی دو پا، لگن ما را قادر کرد بتواند وزن اندام قائم را تحمل کند.

اکنون تیمی از دانشمندان در آمریکا می‌گویند جهش ژنتیکی که عامل این اتفاق بوده است را به طور دقیق ردیابی کرده‌اند.

پیشتر محققان دریافته بودند که دم (مجموعه‌ای متشکل از ماهیچه و عصب) در مراحل اولیه رشد جنین جانوران و توسط مجموعه‌ای از ۳۰ ژن اصلی که ساختار گردن و ناحیه کمر را مشخص می‌کنند تشکیل می‌شود.

دانشمندان پس از مقایسه میمون‌های دم‌دار با شامپانزه‌های بی‌دم ژن‌های متفاوت را شناسایی کردند و پی بردند جهش در ژنی به نام «تی‌بی‌ایکس‌تی» (TBXT) باعث شده است اجداد ما دم خود را از دست بدهند.
‌‌
محققان این ژن را که بین انسان و شامپانزه مشترک است در موش‌های نر کار گذاشتند و مشاهده کردند که این جانوران در نسل‌های بعدی دم خود را از دست دادند.

دانشمندان تخمین می‌زنند این ژن ۲۰ میلیون سال پیش جهش پیدا کرده است.

📃 پژوهش مربوطه:
https://doi.org/10.1101/2021.09.14.460388

💎 @higgs_journals
📌فراسوی قضیه بل :
ترسیم جدیدی از محدودیت‌های کوانتومی (قسمت چهارم)
توسط حنانه سادات ضرابی

🔺این گروه در نظر دارد در آینده‌ای نه چندان دور این آزمایش را به نحوی انجام دهد که ناظر بتواند یک هوش مصنوعی (AGI) درون یک کامپیوتر کوانتومی باشد. چنین سیستمی می‌تواند منجر به یک برهم نهی، حاصل از مشاهده دو نتیجه متفاوت شود. از آنجا که AGI در یک کامپیوتر کوانتومی کار می‌کند، می‌توان روند را معکوس کرد، حافظه مشاهده را پاک کرد و سیستم را به حالت اولیه خود بازگرداند. وایزمن گفت:

در طول مسیر، مکان‌های زیادی بین یک کیوبیت واحد و یک کامپیوتر کوانتومی بسیار عظیم که دارای یک هوش مصنوعی است، وجود دارد. در این مورد افراد مختلف، نظرات متفاوتی در مورد جایی که یک مشاهده رخ داده است دارند. این یک قضیه حیاتی و بسیار دشوار است. اما این سوال را ایجاد می‌کند که «یک واقعه مشاهده شده چیست» که به خودی خود یک مسئله مهم است.

حدود پنج دهه طول کشید تا فیزیکدان‌ها آزمون‌های آزمایشی کاملا شکست‌ناپذیری از نابرابری بل را اجرا کنند
. شاید کاری که در کامپیوترهای کوانتومی انجام می‌شود، فراتر نرود. اجازه دهید فرض کنیم این فناوری روزی از راه خواهد رسید. سپس وقتی فیزیکدان‌ها این آزمایش را انجام ‌دهند، یکی از دو حالت را خواهند دید:
شاید این نامساوی‌ها، نقض نشوند، در این صورت دلالت بر آن دارد که مکانیک کوانتومی به طور جهانی معتبر نیست. یعنی حداکثر اندازه‌ای وجود دارد که بیش از آن قوانین نظریه کوانتومی به کار نمی روند. چنین نتیجه‌ای به محققان این امکان را می‌دهد تا دقیقا مرز بین دنیای کوانتومی و کلاسیکی را ترسیم کنند. یا همانطور که مکانیک کوانتومی پیش‌بینی می‌کند نامساوی‌ها نقض خواهد شد. در این حالت یکی از سه فرضیه عمومی باید رها شود که منجر به این سوال می‌شود؛ کدام یک؟

🔺نسبیت حدی

این قضیه ادعا نمی‌کند که کدام فرض اشتباه است. با این حال، اکثر فیزیکدان‌ها دو فرض را ارجح می‌دانند. اولین مورد که آزمایشگران می‌توانند انتخاب کنند کدام اندازه‌گیری‌های انجام شوند، بنظر نمی‌رسد قابل نقض باشد. فرض محلی بودن، که اطلاعات را از سفر سریع‌تر از نور منع می‌کند، مانع از هرگونه پوچ‌گرایی درباره‌ی علت و معلول می‌شود. با این وجود طرفداران مکانیک بوهمی، نظریه‌ای که یک واقعیت قطعی، پنهان و عمیق غیر محلی را مطرح می‌کند، این فرض دوم را کنار گذاشته‌اند.
🔻تنها فرض سوم به جا می‌ماند: نتایج اندازه‌گیری‌ها، قطعی و عینی برای همه ناظران است. کاسلاو بروکنر(Časlav Brukner) یک نظریه‌پرداز کوانتومی در موسسه اپتیک کوانتومی و اطلاعات کوانتومی در وین است که بر احتمال بالای فرض اشتباه مطلق بودن وقایع مشاهده شده تاکید دارد. رد فرضیه مطلق بودن وقایع مشاهده شده، تفسیر استاندارد کپنهاگی را که در آن نتایج اندازه‌گیری به عنوان واقعیت‌های عینی برای همه ناظران در نظر گرفته می‌شود را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد.
چه چیزهایی باقی ماند؟ دیگر تفسیرهای کپنهاگی‌مانند؛ تفسیرهایی که بیان می‌کنند نتایج اندازه‌گیری‌ها، حقایق  مطلق و عینی نیستند. این‌ها عبارت‌اند از کیوبیسم (QBism) که تفسیر برگرفته از مکانیک کوانتومی بیزی‌گرا (Bayesianism) و مکانیک کوانتومی رابطه‌ای (RQM) است و توسط فیزیکدان کارلو روولی (Carlo Rovelli) مورد حمایت قرار گرفته ‌است.

• کیوبیسم اصرار دارد که حالت کوانتومی برای هر ناظر، عینی است.
• و RQM استدلال می‌کند متغیرهایی که جهان کوانتومی را توصیف می‌کنند، مانند موقعیت یک ذره، تنها زمانی که یک سیستم با  دیگری تعامل دارد، مقادیر واقعی را بدست می‌آورند. بعلاوه، مقدار یک سیستم همیشه نسبت به سیستم دیگری  که با آن تعامل دارد، مشخص می‌شود و یک واقعیت عینی نیست.
اما تمایز میان تفسیر استاندارد کپنهاگی و انواع آن سخت است. اکنون، قضیه دوستی محلی، راهی برای جداسازی آن‌ها حداقل به دو دسته فراهم کرده است؛ کپنهاگی استاندارد در یک طرف و کیوبیسم و RQM در طرف دیگر. لیفر می‌گوید:

در اینجا شما چیزی دارید که واقعا نکته قابل ‌توجهی را می‌گوید و از یک نظر، به نحوی از کیوبیست‌های روولی حمایت می‌کند. البته، طرفداران تفسیرهای دیگر ممکن است ادعا کنند که نقض نامساوی‌ها، یکی از دو فرض دیگر (آزادی انتخاب یا موضعیت) را باطل می‌کند.



📌 @HIGGS_FIELD
کوانتوم مکانیک‌🕊
📌فراسوی قضیه بل : ترسیم جدیدی از محدودیت‌های کوانتومی (قسمت چهارم) توسط حنانه سادات ضرابی 🔺این گروه در نظر دارد در آینده‌ای نه چندان دور این آزمایش را به نحوی انجام دهد که ناظر بتواند یک هوش مصنوعی (AGI) درون یک کامپیوتر کوانتومی باشد. چنین سیستمی می‌تواند…
جفری باب (Jeffrey Bub)، فیلسوف فیزیک در دانشگاه مریلند (University of Maryland) که بر روی مبانی کوانتومی کار می‌کند، می‌گوید:

این تلاش برای تبدیل مکانیک کوانتومی به یک قالب کلاسیکی درست نیست. منظورمان از تلاش، درک جهان کوانتومی از طریق یک لنز کلاسیکی است. ما باید سعی کنیم نحوه تفکر خود را درمورد آنچه که از یک نظریه می‌خواهیم با توجه به آنچه مکانیک کوانتوم در واقع می‌دهد، هماهنگ کنیم. بدون اینکه بخواهیم بگوییم بسیارخوب، این به نوعی ناکافی و معیوب است. شاید به این خاطر باشد که ما با نظریه‌های مکانیک کوانتومی سروکار داریم.

در این صورت، شاید اینکه یک مشاهده فقط برای یک ناظر خاص، ذهنی و معتبر است (وچیزی شبیه به «دید از هیچ کجا»ی فیزیک کلاسیکی وجود ندارد) اولین قدم ضروری افراطی باشد.

پایان
💎 @HIGGS_FIELD
کشیش : آمده ام تا اعتراف کنی تا گناهانت آمرزیده شود !

موسیو وردو: اگه ما گناه نکنیم ، شما از کجا نان بخورید؟!؟

"موسیو وردو "
با بازی چارلی چاپلین
#برداشت_آزاد
+ دبیر کل سازمان ملل از بروز بحران گرسنگی در افغانستان ابراز نگرانی کرد .


📌 @HIGGS_FIELD
📌wave equation

🔺مکانیک کوانتوم را میتوان به دو بخش قدیم و مدرن تقسیم کرد. دوره ی کوانتوم قدیم، اندکی پس از معرفی دوگانگی موج-ذره توسط دوبروی، به پایان رسید. به این ترتیب سال های ۱۹۰۰تا ۱۹۲۵ را دوره ی کوانتوم قدیم می نامند. پدیده های اصلی کوانتوم قدیم، کوانتش انرژی و دوگانگی موج-ذره هستند. از سال ۱۹۲۵ به بعد، با مکانیک کوانتومی مدرن سروکار داریم. فیزیکدان اتریشی، اروین شرودینگر در سال ۱۹۲۵، نظریه ی نادقیق دوبروی را اصلاح کرد و به هر شی کوانتومی یک تابع موج را نسبت داد. بررسی فضایی یک تابع موج با یک معادله ی پیچیده بنام معادله ی شرودینگر توصیف می شود. تابع موج را با حرف یونانی Ψ (بخوانید:سای) بزرگ یا ψ کوچک نشان می دهیم (به طور دقیق تر: اگر تابع موج به زمان و مکان وابسته باشد، با حرف سای بزرگ و اگر تابع موج مستقل از زمان و تنها وابسته به مکان باشد، با سای کوچک نمایش داده می شود).

🔻تابع موج یک تابع ریاضی پیچیده است که تمام ویژگی های شی کوانتومی (اندازه حرکت، موقعیت و …) در آن ذخیره می شود. این مجموعه از ویژگی های شی کوانتومی، حالت کوانتومی نامیده می شود. به همین دلیل  است که به تابع موج، تابع حالت هم گفته می شود. یک حالت کوانتومی به صورت 〈 Ψ | نشان داده می شود. تابع موج، مهمترین ایده و در واقع قلب مکانیک کوانتومی است، زیرا اکثر پدیده های مکانیک کوانتومی مدرن با استفاده از آن بدست آمده اند. بعضی از این پدیده ها به ویژه اصل برهم نهی کوانتومی با چیزهایی که ما در جهان عادی خود می بینیم، کاملاً متفاوت بوده و باور آنها بسیار دشوار است .

📌 @HIGGS_FIELD
📌 Not everyone is naturally attracted to physics


🔺 If you are naturally attracted to physics , you should feel proud that you are one of those few , selected by the universe to understand the Universe from close .


💎 @HIGGS_FIELD
#مفاهیم #بنیادین
📌آزمایش دو شکاف یانگ
بخش اول

🔺 یکی از مشهورترین آزمایش‌های مربوط به طبیعت موجی نور، آزمایش «دو شکاف یانگ» (Young’s Double Slit Experiment) است. توماس یانگ، این آزمایش ساده را در سال ۱۸۰۱ انجام داد. در این آزمایش، یانگ نشان داد که نور مانند امواج آب و تمامی امواج دیگر تداخل می‌کند.

او یک لامپ تک فام (حامل تنها یک طول موج) را به یک صفحه با دو شکاف بسیار نازک تاباند. یانگ، پشت این صفحه، یک صفحه دیگر با ابعاد بسیار بزرگتر از پهنای شکاف قرار داد. او با این کار می‌خواست ببیند که نور پس از عبور از دو شکاف چگونه رفتار می‌کند. صفحه پشتی به نوعی نور عبوری از دو شکاف را جمع می‌کرد.

اگر نور ماهیت ذره‌ای داشت، باید روی صفحه پشتی، تنها دو خط نوری روشن با اندازه‌ای به تناسب شکاف و فاصله دو صفحه از یکدیگر می‌دیدیم. این حالت مثل آن است که یک قوطی اسپری رنگ داشته باشیم و روی دو شکاف نازک، رنگ بپاشیم. بیشتر رنگ باید روی سطح خارجی شکاف می‌چسبید. همچنین مقدار کمی از این پرتو نور باید به صفحه دوم می‌رسید.

یانگ به جای مشاهده چنین پدیده‌ای،‌ دید که روی صفحه دوم، نوارهای متناوبی از نور به صورت خاموش – روشن، خاموش – روشن دیده می‌شود. اما تعامل در ذرات به این شکل نیست. رفتار ذرات، مثل اسپری رنگ است. پس طبق نظریه ذره‌ای نور، باید دو خط تولید می‌شد اما چنین رفتاری مشاهده نشد.

بخش دوم

💎 @HIGGS_FIELD
📌سفر برای تعریف ابعاد
توسط دیوید ریچسون
کوانتامگزین
پارت چهارم


🔺 در سال 1884 ، ادوین ابوت رمان طنز محبوب Flatland را نوشت ، که از موجودات دو بعدی که با شخصیتی از بعد سوم برخورد می کردند به عنوان قیاس استفاده کرد تا به خوانندگان در درک بعد چهارم کمک کند. این کتاب جایزه 500 دلاری مسابقه مقاله علمی آمریکا 1909 را از بین 245 مقاله دیگر ، با عنوان "بعد چهارم چیست؟" دریافت کرد . از آن به بعد ، بسیاری از هنرمندان ، مانند پابلو پیکاسو و مارسل دوشان ، ایده های بعد چهارم را در آثار خود گنجانیدند.
اما در این مدت ، ریاضیدانان متوجه شدند که فقدان تعریف رسمی برای ابعاد در واقع یک مشکل است.
گئورگ کانتور بیشتر به دلیل کشف این که بی نهایت در اندازه ها یا ویژگی های مختلف وجود دارد مشهور است. در ابتدا کانتور معتقد بود که مجموعه نقاط در یک خط ، یک مربع و یک مکعب باید دارای ویژگی های اصلی باشند ، درست مانند یک خط 10 نقطه ای ، یک شبکه 10 × 10 خانه ای و یک مکعب 10 × 10 × 10 خانه ای ، با این حال در سال 1877 او مکاتبات یک به یک بین نقاط در یک بخش خط و نقاط در یک مربع (و همینطور مکعب ها در همه ابعاد) را کشف کرد و نشان داد که آنها دارای اصل اساسی یکسانی هستند. به طور شهودی ، او ثابت کرد که خطوط ، مربع ها و مکعب ها با وجود ابعاد متفاوت ، دارای تعداد یکسانی از نقاط بی نهایت کوچک هستند. کانتور به ریچارد ددکیند نوشت: "من آن را می بینم ، اما باور نمی کنم."
کانتور متوجه شد این کشف ایده شهودی را که فضای n بعدی به n مختصات نیاز دارد ، تهدید می کند ، زیرا هر نقطه در یک مکعب n بعدی را می توان به طور منحصر به فرد با یک عدد از یک فاصله مشخص کرد ، به طوری که ، به یک معنا ، این مکعب های با ابعاد بالا هستند. معادل یک خط خطی یک بعدی با این حال ، همانطور که ددکیند اشاره کرد ، عملکرد کانتور بسیار ناپیوسته بود - اساساً یک قطعه خط را به بی نهایت قسمت تقسیم کرد و آنها را مجدداً مونتاژ کرد تا یک مکعب تشکیل دهد. این رفتاری نیست که ما برای یک سیستم مختصات می خواهیم. و بسیار بی نظم تر از آن است که مفید باشد ، مانند دادن آدرسهای منحصر به فرد به ساختمانها در منهتن اما اختصاص آنها به طور تصادفی.

سپس ، در سال 1890 ، جوزپه پیانو کشف کرد که می توان منحنی یک بعدی را آنقدر محکم-و پیوسته-پیچید که تمام نقاط را در یک مربع دو بعدی پر می کند. این اولین منحنی پر کردن فضا بود. اما مثال پانو نیز مبنای خوبی برای سیستم مختصات نبود زیرا منحنی بارها بی نهایت خود را قطع می کرد. با بازگشت به قیاس منهتن ، مانند دادن چند آدرس به برخی ساختمان ها بود.


📌 @HIGGS_FIELD
👍2
#مفاهیم #بنیادین
📌آزمایش دو شکاف یانگ

بخش دوم

🔺 الگوی تکرار شونده خاموش – روشن، خاموش – روشن با طبیعت ذره‌ای نور قابل تشریح نیست. توضیح این پدیده، با طبیعت موجی نور سازگار است و به دلیل تداخل سازنده و ویرانگر در امواج نوری روی می‌دهد. همچنین، پراش یا انکسار نیز با توجه به خاصیت موجی نور قابل توضیح است.
🔻 اگر مسافت طی شده یکی از پرتوها، از صفحه اول تا صفحه پشتی به اندازه نصف طول موج باشد، تداخل مخرب است .

🔻 اگر هر دو پرتو برای رسیدن به صفحه پشتی مسافت یکسانی را طی کرده باشند، تداخل سازنده است.

در تداخل سازنده شدت نور روی صفحه پشتی دو برابر شدت نور روی شکاف است. نور در هنگام عبور از دو شکاف منکسر می‌شود. دو شکاف، دو جبهه موج دایروی ایجاد می‌کنند. این دو جبهه موج می‌توانند با یکدیگر تداخل داشته باشند. به همین دلیل، نوارهای خاموش و روشن در صفحه پشتی ایجاد می‌شود. هرجا که امواج با یکدیگر تداخل سازنده دارند، نوارهای روشن و هرجا امواج با یکدیگر تداخل ویرانگر داشته باشند، نوارهای خاموش روی صفحه پشتی نقش می‌بندد.

هنگامی که دو موج با طول موج مشابه به یکدیگر برخورد می‌کنند، تنها اثرات آنها با هم جمع می‌شود. اگر دو موج در نقطه ماکزیمم با یکدیگر برخورد کنند، نقطه ماکزیمم آن، مقداری دو برابر مقدار اولیه خواهد داشت. اگر یک موج در ماکزیمم خود و دیگری در مینیمم خود باشد، هنگام برخورد، مجموع آثار این دو موج مقداری برابر صفر خواهد داشت.
همچنین اگر دو موج، طول موج یکسانی نداشته باشند، با یکدیگر تعامل نخواهند داشت. به همین دلیل یانگ تصمیم گرفت از نور تک فام (نوری با تنها یک طول موج) استفاده کند. اگر او از نور سفید استفاده می‌کرد (که همه رنگ‌های رنگین کمان را شامل می‌شود)، نور همچنان مانند موج عمل می‌کرد، اما به دلیل طول موج‌های متفاوت، تداخل‌های سازنده و ویرانگر محلی متفاوت داشتند و این آزمایش گیج‌کننده بود.
با آزمایش‌های مختلف، مشخص شد که نور نه همیشه به شکل موج است و نه به شکل ذره، بلکه در بعضی شرایط از خود خاصیت موجی نشان می‌دهد و در شرایط دیگر، خاصیت ذره‌ای دارد. به این ترتیب، نور هم ذره و هم موج است. این خاصیت موج، اساس دوگانگی موج و ذره است. امروزه، دوگانگی موج و ذره یکی از حقایقی است که باید آن را پذیرفت.


بخش اول
📌 @HIGGS_FIELD
🏛تندیس بانوی اشکانی در شهر باستانی هترا

📌 شوربختانه این تندیس همراه با کاخ های هترا به دست داعش نابود شد. از دیرباز دوگم کمر به نابودی تاریخ و پیشینه ی مردم و تاریخ و تمدن منطقه بسته است ، چرا؟


💎 @HIGGS_FIELD
📌 Germer Experiment آزمایش گرمر

🔺 ماهیت موجی الکترون را می توان به طرق مختلف آشکار و اثبات کرد ، اما محبوب ترین آزمایش گرمر در سال 1927 است. در این آزمایش آنها از پرتویی از الکترون های شتابدار استفاده کردند که به طور معمول به سطح یک بلوک نیکل برخورد می کند. آنها الگوی الکترونهای پراکنده را پس از برخورد به بلوک نیکل مشاهده کردند. برای این منظور از مانیتور چگالی الکترون استفاده کردند. اگرچه انتظار می رفت که الکترون باید پس از برخورد در زاویه متفاوتی نسبت به محور تابش پرتو الکترونی پراکنده شود اما در آزمایش واقعی مشخص شد که چگالی الکترونهای پراکنده منحصر در زاویه از سایر بیشتر بود . این توزیع زاویه ای الکترونهای پراکنده بسیار شبیه به تداخل پراش نور است. بنابراین این آزمایش به وضوح وجود دوگانگی ذرات موجی الکترون ها را نشان می دهد. همین اصل را می توان برای پروتون و نوترون ها نیز اعمال کرد.‌‌

مبحث بررسی wave-particle duality برای الکترون

✔️ نتیجه : در آزمایش شاهد رفتار موجی برای الکترون هستیم آزمایش گرمر برای نوترون و پروتون نیز همین نتیجه را دست می دهد .

📌 @HIGGS_FIELD
⚫️ Wave - particle duality

📌 فرضیه کوانتوم نور #انیشتین (۱۹۰۵) بیانگر این است که انرژی E یک فوتون متناسب است با بسامد ν (یا بسامد زاویه‌ای ω = 2πν) که به بسته‌های موج کوانتومی نور، مربوط می‌شود
✔️ E = h ν = ħ ω 

📌 همانند فرضیه دوبروی (۱۹۲۴) بیانگر این است که هر ذره می‌تواند با یک موج و تکانه P ذره از طریق رابطه زیر ارتباط داشته باشد با طول (λ) یک موج کذایی در یک بعد:

✔️ p = h / λ = ħ k

که k بردار موج است و طول موج با اندازهٔ k ارتباط دارد .



📌 @HIGGS_FIELD
#ویژه

📌 برای آنکه عمریست در روزمرّگی فرو رفته است دو خصوصیت مصرف کنندگی و ذهن تابع بر دیگر خصوصیات وی می چربد.
چنین شخصی هتا زیبایی را به سبک غربی آن به تبعیت از مد پوشش یا آرایش در رسانه هایی که تنها هدف
جذب مخاطب و منافع خارجی یا مهندسی افکار عمومی داخلی را دارند ، بدست می آورد .
با وی از شکوه پنهان در پس زیبایی غروب
آفتاب و شکوهمندی ماهتاب نگویید زیرا اگر مطالعه فیزیک عالم و مکانیسم هستی را احمقانه نداند آنرا چنان سخت می داند که حاضر به امتحان آن نیست .
چه کابوس عذاب آوری و چه روز مرگی رقّت انگیزی ...

📌 با فروارد کردن این محتوا به دوستان و عزیزان فرصت انتخاب بدهید.

📌 @HIGGS_FIELD
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌تابحال مراحل رشد از‌نطفه به جوجه ی غاز را دیده بودید؟

💎 @HIGGS_FIELD
🔺 Question

• There are 25 known quantum fields in nature (although the precise number depends on how you choose to count them), twelve of which correspond to the particles of matter, twelve more for the known quantum forces and one for the Higgs field.

How we have twelve quantum force?


• کوارک ها ارتعاشاتی در "میدان های کوارکی" مربوطه هستند. در طبیعت 25 میدان کوانتومی شناخته شده وجود دارد (اگرچه تعداد دقیق آنها بستگی به نحوه شمارش آنها دارد) که دوازده مورد از آنها مربوط به ذرات ماده است ، دوازده میدان دیگر مربوط به نیروهای کوانتومی شناخته شده و یک میدان هیگز است.‌‌


پیوست
📌 @HIGGS_FIELD
📌نظریه میدان کوانتومی Quantum Field Theory
ماده و ذرات matter n particles

🔺 وقتی کسی میخواهد در مورد ماده و رفتار آن در جهان ذرات بی نهایت کوچک صحبت کند ، به نظریه میدان کوانتومی می پردازد.
نظریه میدان کوانتومی اجازه درک فیزیک ذرات را در برخی موقعیت ها از قبیل تعداد ذرات ورودی در بخشی از فضا ، نوسان و تغییرات تعدادی که در خروجی قرار دارند ، را به ما می دهد .
ذرات کوانتاهای میدان های کوانتومی هستند .
نظریه کوانتومی به ما می گوید که در دنیای واقعی ، همه چیز "میدان" است.
ما به طور کامل ، تا اعماق وجود خودمان ، درمیدان های متعدد ، متنوع و با ویژگی های شگفت انگیز غرق شده ایم.
میدان یک مفهوم بنیادین در فیزیک است ، و از هیچ چیز دیگری تشکیل نشده است ، این خود جهان واقعی است ، میدانهای انرژی همه آنچه در جهان وجود دارد ، اتمها و ساختارهای بزرگ کهکشانی را ایجاد کرده اند.
مغناطیس ، گرانش ، نیروی هسته ای و دیگر پدیده های فیزیکی توسط میدان ها ایجاد می شوند.
شگفت انگیزترین چیز این است که خود ماده ، مفهومی که ما سازنده آن هستیم، شامل مجموعه ای از میدان ها - الکترون ها و پروتون ها است ، خود از میدان هایی به همین نام ساخته شده یعنی اینکه ما از میدان هایی تشکیل شده ایم که از شهود فراتر می روند. به عبارت دیگر ، ما از مجموعه ای از ذرات کوانتومی غرق شده در میدانهای نامرئی ساخته شده ایم که انرژی ذرات را در سراسر فضای اطراف خود حمل می کنند.
با مفهوم میدان ، چشم انداز ماهیت اشیا شگفت آور است و با این توصیف واقعیت عجیب می شود و از 5 حواس ما فراتر می رود.
واقعیت فقط با حضور ماده توضیح داده نمی شود ، بلکه همچنین با تبادل و تعامل بین اجسام واقعی و اجسام مجازی با میدانهای کوانتومی با انرژی کم توضیح داده می شود.

در جهان کوانتومی همه ذرات مدل استاندارد ، فرمیون ها و بوزون ها ارتعاشاتی را در یک میدان ایجاد می کنند. همچنین مفهوم اساسی عملکرد شتاب دهنده های ذرات مانند برخورد دهنده بزرگ هادرونی ، LHC است.
وقتی دانشمندان می خواهند ذره ای را ببینند ، باعث ایجاد برخورد هایی می شوند در نهایت انرژی اندازه گیری شده را با ذره مورد نظر مطابقت می دهند.
کوارک ها و الکترون ها ماده معمولی را تشکیل می دهند ، یا ماده ای که در دمای بالای صفر مطلق (-273.15 درجه سانتی گراد) تابش گسیل می دارد ، یعنی نوری را که در یک میدان حرکت می کند ، ساطع می کند.
هر نوع فرمیون و هر نوع بوزون میدان خاص خود را دارد ، ذرات به عنوان حالتهای برانگیخته این میدانها در نظر گرفته می شوند. دوگانگی نور موج-ذره نور ، در سال 1929 توسط ریاضیدان و فیزیکدان فرانسوی لوئیس دو بروی (1892-1987) به الکترون ها گسترش یافت ، و سپس همه ذرات این گسترش ادامه یافت.
با این حال ، ذهن ما برای تصور شهود و تجسم مفاهیم به تصویر جهان ما نیاز دارد ، اما قابل فهم سازی کوانتوم و تمام میدان های کوانتومی که در آن وجود دارد آسان نیست. همه چیز "میدان" است اما میدانهای کوانتومی در جوش و خروش اند و با یکدیگر تعامل دارند برای مثال تعامل و اندرکنش میدان گرانشی و الکترومغناطیس ، بهر حال جهان ما چیزی جز داینامیکی از میادین مختلف نیست .


یادداشت: پیش از سقراط به فیلسوفی با نام لوسیپوس (قرن پنجم قبل از میلاد) و شاگرد او دموکریتوس (460 -. 370 قبل از میلاد) ، تصور می کردند که واقعیت از اتم ها و خلاء ساخته شده است. "او (لوسیپ) معتقد بود که همه اشیاء نامحدود اند و متقابلاً به یکدیگر تبدیل می شوند ، و جهان هم خالی است و هم پر از اشیاء ." (دیوژن لائرتیوس شاعر و زندگینامه نویس قرن سوم میلادی).



📌 @HIGGS_FIELD
📌هیلی آرسنو هنگام سفر فضایی، عکس دوران ابتلا به سرطان خود را در دست گرفته است. او با اشتراک‌گذاری این تصویر اشاره کرد که همچنان لبخند بر لب دارد.
Credit: Haley Arceneaux


💎 @HIGGS_FIELD