🔺نسخههای مختلفی از واقعیت در دنیای کوانتوم وجود دارد
سحر الله وردی
بیگ بنگ:
یک مطالعۀ جدید نشان میدهد که ممکن است چند نسخه از واقعیت در یک زمان واحد وجود داشته باشد، حداقل در سطح کوانتوم (دنیای ذرات زیراتمی). محققان توانستند نشان دهند که دو نفری که یک ذرۀ یکسان را مشاهده میکنند میتوانند به نتایج متفاوتی نسبت به حالت ِ آن دست پیدا کنند و هر دو نیز درست بگویند.
در سال ۱۹۶۱، “یوجین ویگنر” برندۀ جایزه نوبل فیزیک ۱۹۶۳ یک آزمایش فکری را معرفی کرد که بعدها به «دوست ویگنر» معروف شد. این آزمایش شامل دو نفر است که یک فوتون(ذرۀ نور) را نگاه میکنند. وقتی یک مشاهدهگر در یک آزمایشگاه ِ جداگانه فوتون را اندازهگیری میکند، قطبش ذره یا محوری که بر روی آن چرخش میکند، عمودی یا افقی است. هرچند، قبل از اندازهگیری نیز، “فوتون” هر دو قطبش را در یک زمان نشان میدهد که در محل تقاطع دو حالت ِ ممکن، وجود دارد.
ذره قطبش ِ ثابت را برای کسی که در آزمایشگاه در حال اندازهگیری است در نظر میگیرد، اما برای کسی که در خارج از آزمایشگاه قرار دارد و از نتایج اندازهگیری اطلاعی ندارد، فوتونِ اندازهگیری نشده در حالت برهمنهی قرار میگیرد. سپس مشاهدۀ فرد ِ بیرون آزمایشگاه از واقعیتِ فردی که درون آزمایشگاه قرار دارد، فرق می کند؛ اما هیچ یک از مشاهداتِ متفاوت بر اساس قوانین “مکانیک کوانتومی” اشتباه نیست!
🔺آزمایش ِ “دوست ویگنر”
در آزمایشات جدیدی که در ۱۳ فوریه در مجله پیش از چاپ arXiv منتشر شد، “مارتین رینگبائر” از دانشگاه اینسبروک اتریش شرایط ِ توصیف شده در آزمایش فکری را تکرار کرد. محققان دو «آزمایشگاه» را برای آزمایشات خود طراحی کردند و دو جفت فوتونِ گرفتار شده را معرفی کردند. فوتونهای درهم تنیده بصورتی به هم چسبیده بودند که اعمالِ اجرا شده در یکی از آنها بر دیگری نیز تأثیر می گذاشت، حتی وقتی دو ذره با فاصله از هم قرار داشتند.
دانشمندان همچنین چهار مشاهدهگر را در سناریو معرفی کردند که «آلیس»، «باب» و «دوستان» هر یک از آنها نامیده شدند. «دوستان» درون آزمایشگاه قرار داشتند، در حالیکه «آلیس و باب» بیرون بودند. آزمایش ِ تداخل، سناریوی “دوست ویگنر” را دو برابر کرد و توانست نتایج را تکرار کند.
محققان نوشتند: «در یک آزمایش ۶ فوتونی متوجه شدیم که سناریوی “دوست ویگنر” بسط پیدا کرده و نابرابری ِ زنگ مانند را تا ۵ انحراف از معیار نقض کرده است. این نتیجهگیری و پژوهش جدید، قدرت زیادی به تفاسیر نظریۀ کوانتومی که قبلأ در یک چارچوب وابسته به مشاهدهگر تنظیم شده و نیازمند بازبینی است، اعطا کرد.»
پیوست آزمایش
https://www.techtimes.com/articles/239995/20190321/different-versions-of-reality-can-exist-in-the-quantum-world-study-finds.htm
💎 @HIGGS_FIELD
سحر الله وردی
بیگ بنگ:
یک مطالعۀ جدید نشان میدهد که ممکن است چند نسخه از واقعیت در یک زمان واحد وجود داشته باشد، حداقل در سطح کوانتوم (دنیای ذرات زیراتمی). محققان توانستند نشان دهند که دو نفری که یک ذرۀ یکسان را مشاهده میکنند میتوانند به نتایج متفاوتی نسبت به حالت ِ آن دست پیدا کنند و هر دو نیز درست بگویند.
در سال ۱۹۶۱، “یوجین ویگنر” برندۀ جایزه نوبل فیزیک ۱۹۶۳ یک آزمایش فکری را معرفی کرد که بعدها به «دوست ویگنر» معروف شد. این آزمایش شامل دو نفر است که یک فوتون(ذرۀ نور) را نگاه میکنند. وقتی یک مشاهدهگر در یک آزمایشگاه ِ جداگانه فوتون را اندازهگیری میکند، قطبش ذره یا محوری که بر روی آن چرخش میکند، عمودی یا افقی است. هرچند، قبل از اندازهگیری نیز، “فوتون” هر دو قطبش را در یک زمان نشان میدهد که در محل تقاطع دو حالت ِ ممکن، وجود دارد.
ذره قطبش ِ ثابت را برای کسی که در آزمایشگاه در حال اندازهگیری است در نظر میگیرد، اما برای کسی که در خارج از آزمایشگاه قرار دارد و از نتایج اندازهگیری اطلاعی ندارد، فوتونِ اندازهگیری نشده در حالت برهمنهی قرار میگیرد. سپس مشاهدۀ فرد ِ بیرون آزمایشگاه از واقعیتِ فردی که درون آزمایشگاه قرار دارد، فرق می کند؛ اما هیچ یک از مشاهداتِ متفاوت بر اساس قوانین “مکانیک کوانتومی” اشتباه نیست!
🔺آزمایش ِ “دوست ویگنر”
در آزمایشات جدیدی که در ۱۳ فوریه در مجله پیش از چاپ arXiv منتشر شد، “مارتین رینگبائر” از دانشگاه اینسبروک اتریش شرایط ِ توصیف شده در آزمایش فکری را تکرار کرد. محققان دو «آزمایشگاه» را برای آزمایشات خود طراحی کردند و دو جفت فوتونِ گرفتار شده را معرفی کردند. فوتونهای درهم تنیده بصورتی به هم چسبیده بودند که اعمالِ اجرا شده در یکی از آنها بر دیگری نیز تأثیر می گذاشت، حتی وقتی دو ذره با فاصله از هم قرار داشتند.
دانشمندان همچنین چهار مشاهدهگر را در سناریو معرفی کردند که «آلیس»، «باب» و «دوستان» هر یک از آنها نامیده شدند. «دوستان» درون آزمایشگاه قرار داشتند، در حالیکه «آلیس و باب» بیرون بودند. آزمایش ِ تداخل، سناریوی “دوست ویگنر” را دو برابر کرد و توانست نتایج را تکرار کند.
محققان نوشتند: «در یک آزمایش ۶ فوتونی متوجه شدیم که سناریوی “دوست ویگنر” بسط پیدا کرده و نابرابری ِ زنگ مانند را تا ۵ انحراف از معیار نقض کرده است. این نتیجهگیری و پژوهش جدید، قدرت زیادی به تفاسیر نظریۀ کوانتومی که قبلأ در یک چارچوب وابسته به مشاهدهگر تنظیم شده و نیازمند بازبینی است، اعطا کرد.»
پیوست آزمایش
https://www.techtimes.com/articles/239995/20190321/different-versions-of-reality-can-exist-in-the-quantum-world-study-finds.htm
💎 @HIGGS_FIELD
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺فوران مغناطیسی عظیم بر سطح خورشید، با اندازه چندین برابر سیاره ما
این فیلم توسط ابزار AIA رصدخانه Solar Dynamics جمع آوری شده است. این فیلم با سرعت 30 فریم در ثانیه پخش می شود، بنابراین هر ثانیه در این ویدیو مربوط به 6 دقیقه زمان واقعی است.
💎 @HIGGS_FIELD
این فیلم توسط ابزار AIA رصدخانه Solar Dynamics جمع آوری شده است. این فیلم با سرعت 30 فریم در ثانیه پخش می شود، بنابراین هر ثانیه در این ویدیو مربوط به 6 دقیقه زمان واقعی است.
💎 @HIGGS_FIELD
• تا به حال بارها با روایات ژورنالیستی و خبرنگاری که شما را به وجد می آورند روبرو شده اید ، برای مثال " واقعیت عینی وجود ندارد"
فیزیکیست ها با طرح چندگانه آزمایش ویگنر ، به این نتیجه رسیده اند .....
🔺 تفسیر در علم نداریم علم مبتنی بر مشاهدات عینی است . در نتیجه تفسیر آزمایش اعتبار فلسفی دارد نه علمی! یک
🔺بینش کوانتوم ، مربوط به کوانتوم است . اوائل نگرش کلاسیک در آزمایشات کوانتومی دردسر ایجاد کرد .گروهی بدنبال منطق علّی به همان شکل کلاسیک در کوانتوم بودند .اکنون عکس رخ داده ،گروهی بینش کوانتومی را به کلاسیک بسط و ربط داده اند ! دو
🔺درهم تنیدگی ، اسپین ، برهم نهی و عدم موضعیت ،مسیر کوانتومی و ... در جهان کلاسیک معادل ندارند و این لزوم تفکیک را بما گوشزد می کند ! سه
🔺تیتر های ژورنالیستی که برای جذب مخاطب به نگارش می رسند ، مراقب شیطنت ها باشیم ! چهار
🔺 دانش کلاسیک شما به فرنود زندگی در جهان کلاسیک در ذهن تان شکل گرفته است ، نظریه کوانتوم این دانش را تکمیل می کند و نه نقض! پنج
🔺بین علوم حوزه کوانتوم و ماکرو فعلا پل ارتباطی وجود ندارد ، تا بعد ! شش
💎 @HIGGS_FIELD
فیزیکیست ها با طرح چندگانه آزمایش ویگنر ، به این نتیجه رسیده اند .....
🔺 تفسیر در علم نداریم علم مبتنی بر مشاهدات عینی است . در نتیجه تفسیر آزمایش اعتبار فلسفی دارد نه علمی! یک
🔺بینش کوانتوم ، مربوط به کوانتوم است . اوائل نگرش کلاسیک در آزمایشات کوانتومی دردسر ایجاد کرد .گروهی بدنبال منطق علّی به همان شکل کلاسیک در کوانتوم بودند .اکنون عکس رخ داده ،گروهی بینش کوانتومی را به کلاسیک بسط و ربط داده اند ! دو
🔺درهم تنیدگی ، اسپین ، برهم نهی و عدم موضعیت ،مسیر کوانتومی و ... در جهان کلاسیک معادل ندارند و این لزوم تفکیک را بما گوشزد می کند ! سه
🔺تیتر های ژورنالیستی که برای جذب مخاطب به نگارش می رسند ، مراقب شیطنت ها باشیم ! چهار
🔺 دانش کلاسیک شما به فرنود زندگی در جهان کلاسیک در ذهن تان شکل گرفته است ، نظریه کوانتوم این دانش را تکمیل می کند و نه نقض! پنج
🔺بین علوم حوزه کوانتوم و ماکرو فعلا پل ارتباطی وجود ندارد ، تا بعد ! شش
💎 @HIGGS_FIELD
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺تغییر سالانه زاویه تابش نور خورشید به زمین
همین تغییر زاویه در حرکت انتقالی باعث ایجاد فصل ها در سیاره زمین میشود.
💎 @HIGGS_FIELD
همین تغییر زاویه در حرکت انتقالی باعث ایجاد فصل ها در سیاره زمین میشود.
💎 @HIGGS_FIELD
کوانتوم مکانیک🕊
🔺نسخههای مختلفی از واقعیت در دنیای کوانتوم وجود دارد سحر الله وردی بیگ بنگ: یک مطالعۀ جدید نشان میدهد که ممکن است چند نسخه از واقعیت در یک زمان واحد وجود داشته باشد، حداقل در سطح کوانتوم (دنیای ذرات زیراتمی). محققان توانستند نشان دهند که دو نفری که…
#موقت
مجامع علمی محل بحث بر فرضیاتی است که طی مطالعات به ذهن دانشمندان خطور کرده ، با همین نگرش ، مطالب علمی از بخشی از وبسایت های علمی مربوط به این دست مطالعات می باشد .
محتوای بعدی مطالعاتی قدیمی است که اگر نگویم اساسا ، بل با بخشی از محتوای اخیر مخالفت می کند .
مجامع علمی محل بحث بر فرضیاتی است که طی مطالعات به ذهن دانشمندان خطور کرده ، با همین نگرش ، مطالب علمی از بخشی از وبسایت های علمی مربوط به این دست مطالعات می باشد .
محتوای بعدی مطالعاتی قدیمی است که اگر نگویم اساسا ، بل با بخشی از محتوای اخیر مخالفت می کند .
🔺آزمایش نشان داد سورئالیسم کوانتومی واقعیت دارد !
شاید بتوان چالش برانگیزترین بخش مکانیک کوانتومی را تفسیرهای گوناگون آن دانست؛ جایی که برداشت های مختلف از دنیای ریاضیات مجرد، تصویرهای مختلفی از واقعیت را به دست می دهند. حالا دانشمندان در پژوهشی جدید دریافته اند ذرات کوانتومی، برخلاف تفسیر استاندارد مکانیک کوانتومی، به صورت لکه های احتمالاتی نبوده و می توانند رفتاری شبیه به غلتیدن توپ های بیلیارد روی میز داشته باشند. در واقع نگرشی به نام سورئالیسم بیان می کند که ذرات کوانتومی همیشه در مسیر های واقع گرایانه (رئال) حرکت نمی کنند، بلکه مسیر چنین ذراتی، فراواقع گرایانه (سورئال) است.
در نسخه ی جدیدی از یک آزمایش قدیمی، دانشمندان مسیر فوتونهایی که از میان دو شکاف عبور کرده و در نهایت با یک صفحه نمایش برخورد می کردند را دنبال کردند. اما آنها پا را فراتر گذاشته و تاثیر ناموضعی فوتونی که با فوتون اول درهم تنیده شده بود را بررسی کردند. نتایج این آزمایش به نظریه ی دوبروی-بوهم پاسخ داد. این نظریه که در واقع، یکی از مخالفان تفسیر استاندارد نظریه ی کوانتومی است، ماهیت مکانیک کوانتومی را دارای قطعیت و ناموضعی فرض می کند و مخالفان آن معتقدند این تفسیر، قادر به توضیح فوتونهای در هم تنیده نیست.
🔺در سطح کوانتومی، واقعا چه روی می دهد؟
اصل عدم قطعیت می گوید: مکان و اندازه حرکت یک ذره را نمی توان با قطعیت تعیین کرد. وقتی یک سیستم کوانتومی را اندازه گیری می کنیم، در واقع حالت آن را تخریب می کنیم (از بین بردن برهم نهی کوانتومی). بنابراین اگرکه یک فوتون را به سمت یک صفحه پرتاب کنیم، نمی توانیم تشخیص دهیم که دقیقا به کجا برخورد می کند یا چه مسیری برای رسیدن به آن جا طی می کند.
تفسیر استاندارد مکانیک کوانتومی می گوید: به دلیل این عدم قطعیت، یک مسیر واقعی بین منبع نور و صفحه ی برخورد وجود ندارد و در نتیجه بهترین کار، محاسبه ی تابع موج برهم نهی حالت های مکانی مختلف فوتونها است و تا زمانی که یک اندازه گیری انجام ندهیم، از مکان دقیق فوتون مطلع نخواهیم شد.
اما تفسیر دوبروی-بوهم می گوید: فوتونها دارای مسیری واقعی هستند و با یک “موج هادی” که ذرات را همراهی می کند هدایت می شوند. اگر چه موج، هویتی احتمالاتی دارد، اما ذرات، یک مسیر واقعی را از منبع تا هدف طی کرده و به مکانی خاص که یک باز اندازه گیری شده “فروریزش” نمی کند.
در سال ۲۰۱۱ دانشمندان نشان دادند که با کنترل تعدادی ذره ی یکسان، می توان مسیر فوتونها را دنبال کرد. در این آزمایش، اندازه گیری به قدری خفیف بود که ذرات به سختی آشفته می شدند و در نهایت از اطلاعات، میانگین گیری شد. این روش نشان می دهد که مسیرها مانند توپ هایی معلق در هوا، کلاسیکی هستند. از طرفی در مورد درهم تنیدگی کوانتومی، اندازه گیری یک ذره بر دیگری تاثیر می گذارد. منتقدان می گویند، اندازه گیری یک ذره، باعث پیش بینی نادرست مسیر ذره ی درهم تنیده شده می شود. دانشمندان این مسیرها را “مسیر های فراواقعی” (سورئال) می نامند.
(این در حالی که تفسیر کپنهاگ ما را از هر گونه اظهار نظری درین باره نهی می کند)
در آزمایش اخیر، محققان نشان دادند که فراواقعیت (سورئالیسم) ناشی از “ناموضعیت” است. در واقع ذرات با وجود فاصله داشتن بر یکدیگر تاثیر می گذارند و پیش بینی نادرست مسیر های فوتون های درهم تنیده شده، ناشی از اندازه گیری مسیر ذرات درهم تنیده است. با بررسی هر دو ذره به صورت همزمان، اندازه گیری ها با بر مسیر های واقعی مطابقت پیدا می کنند. دانشمندان معتقدند هر دو تفسیر استاندارد مکانیک کوانتومی و تفسیر دوبروی – بوهم با شواهد تجربی این آزمایش، سازگار بوده و از نظر ریاضی نیز یکسان هستند.
پیوست
💎 @HIGGS_FIELD
شاید بتوان چالش برانگیزترین بخش مکانیک کوانتومی را تفسیرهای گوناگون آن دانست؛ جایی که برداشت های مختلف از دنیای ریاضیات مجرد، تصویرهای مختلفی از واقعیت را به دست می دهند. حالا دانشمندان در پژوهشی جدید دریافته اند ذرات کوانتومی، برخلاف تفسیر استاندارد مکانیک کوانتومی، به صورت لکه های احتمالاتی نبوده و می توانند رفتاری شبیه به غلتیدن توپ های بیلیارد روی میز داشته باشند. در واقع نگرشی به نام سورئالیسم بیان می کند که ذرات کوانتومی همیشه در مسیر های واقع گرایانه (رئال) حرکت نمی کنند، بلکه مسیر چنین ذراتی، فراواقع گرایانه (سورئال) است.
در نسخه ی جدیدی از یک آزمایش قدیمی، دانشمندان مسیر فوتونهایی که از میان دو شکاف عبور کرده و در نهایت با یک صفحه نمایش برخورد می کردند را دنبال کردند. اما آنها پا را فراتر گذاشته و تاثیر ناموضعی فوتونی که با فوتون اول درهم تنیده شده بود را بررسی کردند. نتایج این آزمایش به نظریه ی دوبروی-بوهم پاسخ داد. این نظریه که در واقع، یکی از مخالفان تفسیر استاندارد نظریه ی کوانتومی است، ماهیت مکانیک کوانتومی را دارای قطعیت و ناموضعی فرض می کند و مخالفان آن معتقدند این تفسیر، قادر به توضیح فوتونهای در هم تنیده نیست.
🔺در سطح کوانتومی، واقعا چه روی می دهد؟
اصل عدم قطعیت می گوید: مکان و اندازه حرکت یک ذره را نمی توان با قطعیت تعیین کرد. وقتی یک سیستم کوانتومی را اندازه گیری می کنیم، در واقع حالت آن را تخریب می کنیم (از بین بردن برهم نهی کوانتومی). بنابراین اگرکه یک فوتون را به سمت یک صفحه پرتاب کنیم، نمی توانیم تشخیص دهیم که دقیقا به کجا برخورد می کند یا چه مسیری برای رسیدن به آن جا طی می کند.
تفسیر استاندارد مکانیک کوانتومی می گوید: به دلیل این عدم قطعیت، یک مسیر واقعی بین منبع نور و صفحه ی برخورد وجود ندارد و در نتیجه بهترین کار، محاسبه ی تابع موج برهم نهی حالت های مکانی مختلف فوتونها است و تا زمانی که یک اندازه گیری انجام ندهیم، از مکان دقیق فوتون مطلع نخواهیم شد.
اما تفسیر دوبروی-بوهم می گوید: فوتونها دارای مسیری واقعی هستند و با یک “موج هادی” که ذرات را همراهی می کند هدایت می شوند. اگر چه موج، هویتی احتمالاتی دارد، اما ذرات، یک مسیر واقعی را از منبع تا هدف طی کرده و به مکانی خاص که یک باز اندازه گیری شده “فروریزش” نمی کند.
در سال ۲۰۱۱ دانشمندان نشان دادند که با کنترل تعدادی ذره ی یکسان، می توان مسیر فوتونها را دنبال کرد. در این آزمایش، اندازه گیری به قدری خفیف بود که ذرات به سختی آشفته می شدند و در نهایت از اطلاعات، میانگین گیری شد. این روش نشان می دهد که مسیرها مانند توپ هایی معلق در هوا، کلاسیکی هستند. از طرفی در مورد درهم تنیدگی کوانتومی، اندازه گیری یک ذره بر دیگری تاثیر می گذارد. منتقدان می گویند، اندازه گیری یک ذره، باعث پیش بینی نادرست مسیر ذره ی درهم تنیده شده می شود. دانشمندان این مسیرها را “مسیر های فراواقعی” (سورئال) می نامند.
(این در حالی که تفسیر کپنهاگ ما را از هر گونه اظهار نظری درین باره نهی می کند)
در آزمایش اخیر، محققان نشان دادند که فراواقعیت (سورئالیسم) ناشی از “ناموضعیت” است. در واقع ذرات با وجود فاصله داشتن بر یکدیگر تاثیر می گذارند و پیش بینی نادرست مسیر های فوتون های درهم تنیده شده، ناشی از اندازه گیری مسیر ذرات درهم تنیده است. با بررسی هر دو ذره به صورت همزمان، اندازه گیری ها با بر مسیر های واقعی مطابقت پیدا می کنند. دانشمندان معتقدند هر دو تفسیر استاندارد مکانیک کوانتومی و تفسیر دوبروی – بوهم با شواهد تجربی این آزمایش، سازگار بوده و از نظر ریاضی نیز یکسان هستند.
پیوست
💎 @HIGGS_FIELD
Telegram
attach 📎
👍1
e1501466.full_.pdf
521.2 KB
پیوست
💎 @HIGGS_FIELD
تذکر لازم اینکه این محتوا قدیمی است و حاصل مطالعه دانشمندان مذکور بوده که به این گمان رسیده اند که مکانیک بوهمی قابل قبول تر است . اما پس طرفداران تفسیر کپنهاگ چه؟
مجامع علمی بعنوان میزی گرد محسوب میشوند که هر کدام از دانشمندان پیرامون آن از تجربیات علمی خویش می گوید و اساسا نقطه قوت علم همین مطلب است .
💎 @HIGGS_FIELD
تذکر لازم اینکه این محتوا قدیمی است و حاصل مطالعه دانشمندان مذکور بوده که به این گمان رسیده اند که مکانیک بوهمی قابل قبول تر است . اما پس طرفداران تفسیر کپنهاگ چه؟
مجامع علمی بعنوان میزی گرد محسوب میشوند که هر کدام از دانشمندان پیرامون آن از تجربیات علمی خویش می گوید و اساسا نقطه قوت علم همین مطلب است .
📌 داغ ترين نقطه در كيهان به نقطه خلق جهان برميگردد. نقطه ی چگال و دمای بالا كه جهان ما از آنجا آغاز شده است.
اين دما حدوداً معادل با 10³² کلوین بوده است.
💎 @HIGGS_FIELD
اين دما حدوداً معادل با 10³² کلوین بوده است.
💎 @HIGGS_FIELD
📌 سیری در دنیای ذرات زیراتمی: آشکارسازهای ذرات چگونه واقعیت پنهان ماده را ثبت میکنند؟
مرضیه فرجی
پارت اول
🔻آشکارسازهای قدیمی و جدید، مسیرهای گردابی ذرات زیراتمی را ردیابی میکنند. در هر لحظه، تعداد غیرقابل تصوری از ذرات زیراتمی در بدن ما رفت و آمد میکنند. در هر ثانیه، حدود ۱۰۰ میلیارد نوترینو که از خورشید آمدهاند، از درون بدن ما عبور میکنند و ما در دنیای غرق در میونها متولد میشویم. حتی میوهها مانند موز نیز پوزیترون، همتای پادماده الکترون، ساطع میکنند. یک جهان کامل از ذرات وجود دارد و ما عمدتا به این دلیل که ذرات نامرئی هستند، از آنها غافل میشویم.
برای درک واقعی ماده در بنیادیترین سطح آن، مردم باید بتوانند این جهان پنهان را تجسم کنند. اینجا همان مرحلهای است که آشکارسازهای ذرات وارد میشوند. آنها آثار کوچکترین اجزای جهان را تشخیص میدهند و مفاهیم غیرقابل درک دنیای ذرات را برای ما ملموس میکنند. علاوه بر این، آشکارسازهای ذرات در حقیقت زیبایی را آشکار میکنند:
✔️ذرات مارپیچهای زیبایی از حبابها، بارقههای نور و خطوط جرقه را پشت سر میگذارند.
✔️وقتی ذرهای درون یک ماده حرکت میکند، ردپایی از خودش به جای میگذارد که میتوان بدین ترتیب مسیر آن را ردیابی کرد.
این ردپا انواع مختلفی دارد: نور، گرما و یا بار الکتریکی. «جنیفر راف»، فیزیکدان ذرات از آزمایشگاه فرمیلب در Batavia میگوید:
«اساسا هر آشکارسازی در دنیا به دنبال یکی از این سه نوع ردپا است.»
چنین سیگنالهایی به آشکارسازی مدل استاندارد کمک کردند و موفقیتی برجسته در علم ذرات و توصیف نیروهای بنیادی میان آنها را رقم زدند. همچنین احتمال میرود آشکارسازها بتوانند در کشف فیزیک فراتر از مدل استاندارد به دانشمندان کمک کنند.
با گذشت زمان، فناوریهای تشخیص ذرات بسیار پیشرفت کردهاند. اکنون تعداد زیادی آشکارساز وجود دارد که نادیدنیها را برای ما به ذراتی دیدنی تبدیل کرده است.
💎 @HIGGS_FIELD
مرضیه فرجی
پارت اول
🔻آشکارسازهای قدیمی و جدید، مسیرهای گردابی ذرات زیراتمی را ردیابی میکنند. در هر لحظه، تعداد غیرقابل تصوری از ذرات زیراتمی در بدن ما رفت و آمد میکنند. در هر ثانیه، حدود ۱۰۰ میلیارد نوترینو که از خورشید آمدهاند، از درون بدن ما عبور میکنند و ما در دنیای غرق در میونها متولد میشویم. حتی میوهها مانند موز نیز پوزیترون، همتای پادماده الکترون، ساطع میکنند. یک جهان کامل از ذرات وجود دارد و ما عمدتا به این دلیل که ذرات نامرئی هستند، از آنها غافل میشویم.
برای درک واقعی ماده در بنیادیترین سطح آن، مردم باید بتوانند این جهان پنهان را تجسم کنند. اینجا همان مرحلهای است که آشکارسازهای ذرات وارد میشوند. آنها آثار کوچکترین اجزای جهان را تشخیص میدهند و مفاهیم غیرقابل درک دنیای ذرات را برای ما ملموس میکنند. علاوه بر این، آشکارسازهای ذرات در حقیقت زیبایی را آشکار میکنند:
✔️ذرات مارپیچهای زیبایی از حبابها، بارقههای نور و خطوط جرقه را پشت سر میگذارند.
✔️وقتی ذرهای درون یک ماده حرکت میکند، ردپایی از خودش به جای میگذارد که میتوان بدین ترتیب مسیر آن را ردیابی کرد.
این ردپا انواع مختلفی دارد: نور، گرما و یا بار الکتریکی. «جنیفر راف»، فیزیکدان ذرات از آزمایشگاه فرمیلب در Batavia میگوید:
«اساسا هر آشکارسازی در دنیا به دنبال یکی از این سه نوع ردپا است.»
چنین سیگنالهایی به آشکارسازی مدل استاندارد کمک کردند و موفقیتی برجسته در علم ذرات و توصیف نیروهای بنیادی میان آنها را رقم زدند. همچنین احتمال میرود آشکارسازها بتوانند در کشف فیزیک فراتر از مدل استاندارد به دانشمندان کمک کنند.
با گذشت زمان، فناوریهای تشخیص ذرات بسیار پیشرفت کردهاند. اکنون تعداد زیادی آشکارساز وجود دارد که نادیدنیها را برای ما به ذراتی دیدنی تبدیل کرده است.
💎 @HIGGS_FIELD
Telegram
attach 📎
🔺اگر یک فیلسوف شروع به گفتن از (شعور) ذرات بنیادین کرد ، فرار کنید ...
"به طور ناگهانی و به یکباره panpsychuism را کشف کردم ، ایده ای که همه ی موارد ، زنده و بی جان را دارای شعور و آگاهی میداند و ما و از جمله خود فیلسوف را کمی باشعور تر از هویج معرفی میکند.
پانسیسیسم نوعی elan vital مدرن است .
🔺آلان حیاتی elan vital اصطلاحی است که توسط هنری برگسون ، فیلسوف فرانسوی ، در کتاب تحول خلاق در سال 1907 ابداع شده است ، و در آن او به مسئله سازماندهی خود و شکل گیری خود به خود چیزها به روشی فزاینده پیچیده می پردازد.
وقتی می گویم پانسیسیسم را "کشف" کردم ، منظورم این است که متوجه شدم دسته ای از فیلسوفان هستند که مقالات و محتواهایی در این باره تهیه می کنند. اما این پرسش این فیلسوفان چگونه و با استدلالی با شواهد به تعارض می پردازند؟
پاسخ بسیار ساده: هیچ استدلالی ندارند.
اکنون ، می دانیم که فیزیکدانان مشهور به خرداندیشی و تعصب علمی هستند. اما دلیل این شهرت ما این است که ما مدتها پیش این فیلسوفان دیوانه و بیمار را امتحان کردیم و متوجه شدیم که کار نمی کند. شما آن را "سخت گیری" می نامید ، ما آن را "علم" می نامیم. ما مجبوریم با قواعد و متد علمی پیش بریم .
🔺 آیا ذرات بنیادین می توانند هوشیار باشند؟ خیر ، آنها نمی توانند. با شواهد در تضاد است و این تضاد برای ابطال این ایده کافی است .
ما 25 ذره بنیادین را می شناسیم. ( 8 گلوئون ، 6 کوارک ، 6 لپتون ، بوزون هیگز ، 2 بوزون W و 1 بوزون Z و 1 فوتون )
اینها در مدل استاندارد فیزیک ذرات جمع آوری شده اند. پیش بینی های مدل استاندارد با آزمایش با بهترین دقت مطابقت دارد.
ذرات موجود در مدل استاندارد بر اساس ویژگی های آنها طبقه بندی می شوند که در مجموع "اعداد کوانتومی" نامیده می شوند. به عنوان مثال ، الکترون دارای بار الکتریکی -1 است و می تواند اسپین +½ یا -½ داشته باشد. چند عدد کوانتومی دیگر برای خصوصیات پیچیده تر مانند weak hyper-charge وجود دارد ، اما آنقدرها هم مهم نیست. نکته این است که تعداد انگشت شماری از این اعداد کوانتومی وجود دارد و آنها به طور منحصر به فرد یک ذره بنیادین را مشخص می کنند.
اگر محاسبه کنید که چند ذره از یک نوع خاص در برخورد و تصادم ذرات تولید می شوند ، نتیجه بستگی به تعداد انواع ذرات تولید شده دارد. به طور خاص ، بستگی به مقادیر مختلفی دارد که با اعداد کوانتومی توصیف می شوند. از آنجا که ذرات دارای خواص کوانتومی هستند ، در برخورد دهنده ذرات هنگام برخورد برای مثال دو پروتون - صرف نظر از این که آیا می توانید آنها را تشخیص دهید یا نه- شما تعداد و خواص ذرات تولید شده در برخورد را از مدل استاندارد پیش بینی می کنید.
🔺 اکنون ، اگر می خواهید ذره ای آگاه و دارای شعور باشد ، حداقل انتظار شما این است که ذره بتواند تغییر کند.تصور داشتن یک زندگی درونی و یک فکر برای ذره دشوار است. اما اگر الکترون ها می توانستند فکر کنند ، مدت ها بود که این را در برخورد ذرات می دیدیم زیرا تعداد ذرات تولید شده در برخورد را تغییر می داد.
🔺به عبارت دیگر ، الکترونها شعورمند نیستند ، و هیچ ذره دیگری نیز آگاه نیست. با داده ها ناسازگار است.
همانطور که در کتابم توضیح دادم ، روش هایی برای اصلاح مدل استاندارد وجود دارد که با آزمایش ها در تضاد نیست. یکی از آنها ساختن ذرات جدید به حدی است که تاکنون نتوانسته ایم آنها را در برخورد ذرات تولید کنیم ، اما در این مورد هیچ کمکی به شما نمی کند. راه دیگر تضعیف درون کنش ذرات است درینصورت توانایی آشکار سازی ذرات را نخواهیم داشت. راه سوم این است که فرض کنیم ذرات موجود از اجزای اساسی تری تشکیل شده اند ، اما به قدری محکم به هم چسبیده اند که هنوز نتوانسته ایم آنها را از هم جدا کنیم.
با گزینه سوم در واقع امکان افزودن حالات داخلی به ذرات بنیادین وجود دارد. اما اگر هدف برخی آگاهی دادن به آن ذرات است تا بتوانند مصادره به مطلوب از فیزیک کوانتوم داشته باشند ، کامپوزیت های محکم(ذرات بنیادین) کمکی به آنها نمی کنند.
حتی در صورت پذیرفتن وجود آگاهی در ذرات ، این آگاهی در ذره پنهان شده به طوری که برای دسترسی به انرژی زیادی نیاز دارید. البته این بدان معناست که شما نمی توانید از آن در انرژیهای پایین تر ، مانند دستگاه های تفکر ، نرم و مرطوبی مانند مغز انسان استفاده کنید.
🔺خلاصه: اگر فیلسوف شروع به صحبت در مورد ذرات بنیادین کرد ، فرار کنید.
سابین هوسنفلدر یک پژوهشگر در موسسه مطالعات پیشرفته فرانکفورت است که در آن فیزیک فراتر از مدل استاندارد ، گرانش کوانتومی پدیدارشناختی و تغییرات نسبیت عام کار می کند.
t.me/higgs_field
"به طور ناگهانی و به یکباره panpsychuism را کشف کردم ، ایده ای که همه ی موارد ، زنده و بی جان را دارای شعور و آگاهی میداند و ما و از جمله خود فیلسوف را کمی باشعور تر از هویج معرفی میکند.
پانسیسیسم نوعی elan vital مدرن است .
🔺آلان حیاتی elan vital اصطلاحی است که توسط هنری برگسون ، فیلسوف فرانسوی ، در کتاب تحول خلاق در سال 1907 ابداع شده است ، و در آن او به مسئله سازماندهی خود و شکل گیری خود به خود چیزها به روشی فزاینده پیچیده می پردازد.
وقتی می گویم پانسیسیسم را "کشف" کردم ، منظورم این است که متوجه شدم دسته ای از فیلسوفان هستند که مقالات و محتواهایی در این باره تهیه می کنند. اما این پرسش این فیلسوفان چگونه و با استدلالی با شواهد به تعارض می پردازند؟
پاسخ بسیار ساده: هیچ استدلالی ندارند.
اکنون ، می دانیم که فیزیکدانان مشهور به خرداندیشی و تعصب علمی هستند. اما دلیل این شهرت ما این است که ما مدتها پیش این فیلسوفان دیوانه و بیمار را امتحان کردیم و متوجه شدیم که کار نمی کند. شما آن را "سخت گیری" می نامید ، ما آن را "علم" می نامیم. ما مجبوریم با قواعد و متد علمی پیش بریم .
🔺 آیا ذرات بنیادین می توانند هوشیار باشند؟ خیر ، آنها نمی توانند. با شواهد در تضاد است و این تضاد برای ابطال این ایده کافی است .
ما 25 ذره بنیادین را می شناسیم. ( 8 گلوئون ، 6 کوارک ، 6 لپتون ، بوزون هیگز ، 2 بوزون W و 1 بوزون Z و 1 فوتون )
اینها در مدل استاندارد فیزیک ذرات جمع آوری شده اند. پیش بینی های مدل استاندارد با آزمایش با بهترین دقت مطابقت دارد.
ذرات موجود در مدل استاندارد بر اساس ویژگی های آنها طبقه بندی می شوند که در مجموع "اعداد کوانتومی" نامیده می شوند. به عنوان مثال ، الکترون دارای بار الکتریکی -1 است و می تواند اسپین +½ یا -½ داشته باشد. چند عدد کوانتومی دیگر برای خصوصیات پیچیده تر مانند weak hyper-charge وجود دارد ، اما آنقدرها هم مهم نیست. نکته این است که تعداد انگشت شماری از این اعداد کوانتومی وجود دارد و آنها به طور منحصر به فرد یک ذره بنیادین را مشخص می کنند.
اگر محاسبه کنید که چند ذره از یک نوع خاص در برخورد و تصادم ذرات تولید می شوند ، نتیجه بستگی به تعداد انواع ذرات تولید شده دارد. به طور خاص ، بستگی به مقادیر مختلفی دارد که با اعداد کوانتومی توصیف می شوند. از آنجا که ذرات دارای خواص کوانتومی هستند ، در برخورد دهنده ذرات هنگام برخورد برای مثال دو پروتون - صرف نظر از این که آیا می توانید آنها را تشخیص دهید یا نه- شما تعداد و خواص ذرات تولید شده در برخورد را از مدل استاندارد پیش بینی می کنید.
🔺 اکنون ، اگر می خواهید ذره ای آگاه و دارای شعور باشد ، حداقل انتظار شما این است که ذره بتواند تغییر کند.تصور داشتن یک زندگی درونی و یک فکر برای ذره دشوار است. اما اگر الکترون ها می توانستند فکر کنند ، مدت ها بود که این را در برخورد ذرات می دیدیم زیرا تعداد ذرات تولید شده در برخورد را تغییر می داد.
🔺به عبارت دیگر ، الکترونها شعورمند نیستند ، و هیچ ذره دیگری نیز آگاه نیست. با داده ها ناسازگار است.
همانطور که در کتابم توضیح دادم ، روش هایی برای اصلاح مدل استاندارد وجود دارد که با آزمایش ها در تضاد نیست. یکی از آنها ساختن ذرات جدید به حدی است که تاکنون نتوانسته ایم آنها را در برخورد ذرات تولید کنیم ، اما در این مورد هیچ کمکی به شما نمی کند. راه دیگر تضعیف درون کنش ذرات است درینصورت توانایی آشکار سازی ذرات را نخواهیم داشت. راه سوم این است که فرض کنیم ذرات موجود از اجزای اساسی تری تشکیل شده اند ، اما به قدری محکم به هم چسبیده اند که هنوز نتوانسته ایم آنها را از هم جدا کنیم.
با گزینه سوم در واقع امکان افزودن حالات داخلی به ذرات بنیادین وجود دارد. اما اگر هدف برخی آگاهی دادن به آن ذرات است تا بتوانند مصادره به مطلوب از فیزیک کوانتوم داشته باشند ، کامپوزیت های محکم(ذرات بنیادین) کمکی به آنها نمی کنند.
حتی در صورت پذیرفتن وجود آگاهی در ذرات ، این آگاهی در ذره پنهان شده به طوری که برای دسترسی به انرژی زیادی نیاز دارید. البته این بدان معناست که شما نمی توانید از آن در انرژیهای پایین تر ، مانند دستگاه های تفکر ، نرم و مرطوبی مانند مغز انسان استفاده کنید.
🔺خلاصه: اگر فیلسوف شروع به صحبت در مورد ذرات بنیادین کرد ، فرار کنید.
سابین هوسنفلدر یک پژوهشگر در موسسه مطالعات پیشرفته فرانکفورت است که در آن فیزیک فراتر از مدل استاندارد ، گرانش کوانتومی پدیدارشناختی و تغییرات نسبیت عام کار می کند.
t.me/higgs_field
Wikipedia
Élan vital
hypothetical explanation for evolution and development of organisms
🔻Look, I am a scientist. Scientists don’t deal with beliefs. They deal with data and hypotheses. Science is about knowledge and facts, not about beliefs.
🔺" دانشمندان با اعتقادات سر و کار ندارند. آنها با داده ها و فرضیه ها سروکار دارند. علم در مورد دانش و حقایق است ، نه در مورد اعتقادات."
لزوم تفکیک علم از دیگر مسائل از دیدگاه ...
🔺Sabine hossenfelder
t.me/higgs_field
🔺" دانشمندان با اعتقادات سر و کار ندارند. آنها با داده ها و فرضیه ها سروکار دارند. علم در مورد دانش و حقایق است ، نه در مورد اعتقادات."
لزوم تفکیک علم از دیگر مسائل از دیدگاه ...
🔺Sabine hossenfelder
t.me/higgs_field
🔺آزمایش دوست ویگنر
طناز محمدی
یوجین ویگنر (Eugene Wigner)، فیزیکدان نظری و برنده جایزه نوبل در سال ۱۹۶۱، یک آزمایش فکری به نام «دوست ویگنر» پیشنهاد داد که در واقع به عنوان نسخهی توسعهیافتهای از آزمایش مشهور گربه شرودینگر شناخته میشود. در آزمایش گربه شرودینگر، یک گربه در جعبهای همراه با سم گیر افتاده است که اگر اتم رادیواکتیو واپاشی کند، آن سم آزاد خواهد شد. با توجه به قوانین مکانیک کوانتومی، اتم رادیواکتیو در یک برهم نهی از واپاشی و عدم واپاشی قرار دارد، به این معنا که این گربه نیز در یک برهم نهی از مرگ و زندگی قرار دارد.
✔️ وقتی این گربه در یک برهم نهی قرار دارد چه چیزی را تجربه میکند؟
ویگنر این پرسش را با هل دادن نظریه کوانتومی به سوی حدهای مفهومیاش واضحتر کرد. او بررسی کرد که اگر یک ناظر خودش هم خواص کوانتومی داشته باشد چه اتفاقی می افتد.
در آزمایش فکری ویگنر، یک ناظر که معمولاً دوست ویگنر نامیده میشود، اندازه گیری کوانتومی انجام میدهد و یک نتیجه را بدست میآورد. از دید یک ناظر دیگر به اسم ویگنر، فرایند اندازه گیری کوانتومی دوست ویگنر میتواند به عنوان یک برهمنهی کوانتومی توصیف شود.
این حقیقت که نظریه کوانتومی هیچ حد اعتبارسنجی برای استفاده ندارد، منجر به ایجاد تنش واضحی بین دیدگاه دوستی میشود که نتیجهی خاصی را مشاهده میکند و همچنین توصیف ویگنری که دوستش را در یک برهمنهی از دیدگاههای متفاوت مشاهده میکند.
✔️بنابراین آزمایش فکری ویگنر این سوال را به وجود می آورد:
• برای یک ناظر در برهم نهی کوانتومی، مشاهدهی نتیجهی یک اندازه گیری، چه معنایی میدهد؟
• آیا یک ناظر میتواند همیشه به آنچه میبیند اعتماد کند و از این دادهها برای پیش بینی اندازه گیریهایش در آینده استفاده کند؟
گروهی از محققان به سرپرستی کاسلاو بروکنر (Caslav Brukner) از دانشگاه وین، موسسه اپتیک کوانتومی و اطلاعات کوانتومی آکادمی علوم اتریش و موسسه پریمتر، محدودیتهایی را که آزمایش فکری دوست ویگنر بر توانایی یک ناظر برای پیش بینی مشاهدات آیندهاش تحمیل میکند، بررسی کردند. بدین منظور، نویسندگان فرضیاتی را شناسایی کردند که همه آنها عموما در هسته فرمولبندی کوانتومی قرار دارند. این موارد به یک ناظر در موقعیتهای آزمایشی استاندارد اجازه میدهند تا بر اساس تجربیات گذشته خود، احتمال نتایج آینده را پیشبینی کند.
این فرضیهها، احتمال رعایت قوانین مکانیک کوانتومی را محدود میکنند. با این حال، محققان اثبات میکنند که همهی این فرضیات برای دوست ویگنر نمیتوانند در آزمایش فکری ارضا شوند. این پژوهش، سوالات مهمی را در مورد «واقعیت ماندگار» برداشتهای دوست ویگنر ایجاد میکند. در واقع، نویسندگان در سناریوی دوست ویگنر نشان میدهند که غیر ممکن است برداشتهای دوست ویگنر در مقاطع مختلف زمانی همزیستی داشته باشند. پس این پرسش به وجود میآید که آیا یک ناظر کوانتومی به طور کلی میتواند تجربیات گذشته یا آینده خودش را به اندازه تجربیات فعلی خود، واقعی در نظر بگیرد؟ فیلیپ آلارد گورین (Philippe Allard Guérin)، نویسنده اصلی این مطالعه میگوید:
کار ما نشان میدهد که حداقل یکی از سه فرضیه بنیادین مکانیک کوانتومی باید نقض شود؛ کدام یک؟ بستگی به تفسیر ارجح شما از مکانیک کوانتومی دارد!
https://phys.org/news/2021-05-future.html
💎 @HIGGS_FIELD
طناز محمدی
یوجین ویگنر (Eugene Wigner)، فیزیکدان نظری و برنده جایزه نوبل در سال ۱۹۶۱، یک آزمایش فکری به نام «دوست ویگنر» پیشنهاد داد که در واقع به عنوان نسخهی توسعهیافتهای از آزمایش مشهور گربه شرودینگر شناخته میشود. در آزمایش گربه شرودینگر، یک گربه در جعبهای همراه با سم گیر افتاده است که اگر اتم رادیواکتیو واپاشی کند، آن سم آزاد خواهد شد. با توجه به قوانین مکانیک کوانتومی، اتم رادیواکتیو در یک برهم نهی از واپاشی و عدم واپاشی قرار دارد، به این معنا که این گربه نیز در یک برهم نهی از مرگ و زندگی قرار دارد.
✔️ وقتی این گربه در یک برهم نهی قرار دارد چه چیزی را تجربه میکند؟
ویگنر این پرسش را با هل دادن نظریه کوانتومی به سوی حدهای مفهومیاش واضحتر کرد. او بررسی کرد که اگر یک ناظر خودش هم خواص کوانتومی داشته باشد چه اتفاقی می افتد.
در آزمایش فکری ویگنر، یک ناظر که معمولاً دوست ویگنر نامیده میشود، اندازه گیری کوانتومی انجام میدهد و یک نتیجه را بدست میآورد. از دید یک ناظر دیگر به اسم ویگنر، فرایند اندازه گیری کوانتومی دوست ویگنر میتواند به عنوان یک برهمنهی کوانتومی توصیف شود.
این حقیقت که نظریه کوانتومی هیچ حد اعتبارسنجی برای استفاده ندارد، منجر به ایجاد تنش واضحی بین دیدگاه دوستی میشود که نتیجهی خاصی را مشاهده میکند و همچنین توصیف ویگنری که دوستش را در یک برهمنهی از دیدگاههای متفاوت مشاهده میکند.
✔️بنابراین آزمایش فکری ویگنر این سوال را به وجود می آورد:
• برای یک ناظر در برهم نهی کوانتومی، مشاهدهی نتیجهی یک اندازه گیری، چه معنایی میدهد؟
• آیا یک ناظر میتواند همیشه به آنچه میبیند اعتماد کند و از این دادهها برای پیش بینی اندازه گیریهایش در آینده استفاده کند؟
گروهی از محققان به سرپرستی کاسلاو بروکنر (Caslav Brukner) از دانشگاه وین، موسسه اپتیک کوانتومی و اطلاعات کوانتومی آکادمی علوم اتریش و موسسه پریمتر، محدودیتهایی را که آزمایش فکری دوست ویگنر بر توانایی یک ناظر برای پیش بینی مشاهدات آیندهاش تحمیل میکند، بررسی کردند. بدین منظور، نویسندگان فرضیاتی را شناسایی کردند که همه آنها عموما در هسته فرمولبندی کوانتومی قرار دارند. این موارد به یک ناظر در موقعیتهای آزمایشی استاندارد اجازه میدهند تا بر اساس تجربیات گذشته خود، احتمال نتایج آینده را پیشبینی کند.
این فرضیهها، احتمال رعایت قوانین مکانیک کوانتومی را محدود میکنند. با این حال، محققان اثبات میکنند که همهی این فرضیات برای دوست ویگنر نمیتوانند در آزمایش فکری ارضا شوند. این پژوهش، سوالات مهمی را در مورد «واقعیت ماندگار» برداشتهای دوست ویگنر ایجاد میکند. در واقع، نویسندگان در سناریوی دوست ویگنر نشان میدهند که غیر ممکن است برداشتهای دوست ویگنر در مقاطع مختلف زمانی همزیستی داشته باشند. پس این پرسش به وجود میآید که آیا یک ناظر کوانتومی به طور کلی میتواند تجربیات گذشته یا آینده خودش را به اندازه تجربیات فعلی خود، واقعی در نظر بگیرد؟ فیلیپ آلارد گورین (Philippe Allard Guérin)، نویسنده اصلی این مطالعه میگوید:
کار ما نشان میدهد که حداقل یکی از سه فرضیه بنیادین مکانیک کوانتومی باید نقض شود؛ کدام یک؟ بستگی به تفسیر ارجح شما از مکانیک کوانتومی دارد!
https://phys.org/news/2021-05-future.html
💎 @HIGGS_FIELD
phys.org
Is the past (and future) there when nobody looks?
In 1961, the Nobel prize winning theoretical physicist Eugene Wigner proposed what is now known as the 'Wigner's friend' thought experiment as an extension of the notorious Schroedinger's cat experiment. ...
شبه علم در پزشکی
<unknown>
🅱 شبه علم در پزشکی
دکتر محمد رضا توکلی صابری
دکترای داروسازی و شیمی دارویی آمریکا
منبع انتشار آرشیو گروه علمی:
@modern_cogitation_archive
@FarazTed
دکتر محمد رضا توکلی صابری
دکترای داروسازی و شیمی دارویی آمریکا
منبع انتشار آرشیو گروه علمی:
@modern_cogitation_archive
@FarazTed
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 #شایعات چگونه منتشر میشود؟
شیوههایی برای تشخیص مطالب بیاساس اینترنتی
@SovarMedia منبع
💎 @HIGGS_FIELD
شیوههایی برای تشخیص مطالب بیاساس اینترنتی
@SovarMedia منبع
💎 @HIGGS_FIELD