کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
🔺Wave - particle Duality

✔️معادله‌ی E=hv اینشتین برای انرژی E ذره‌ی نور یا فوتون برحسب اتفاق، مضمون دوگانگی را مطرح می‌کند. این معادله E ویژگی نور به‌عنوان یک ذره را با فرکانس v که ویژگی نور به‌عنوان یک موج است، ترکیب می‌کند .

از دیدگاه منطقی، این تناقضی بود که به‌جز اینشتین، هیچ نظریه‌پردازی شجاعت روبه‌روشدن با آن را نداشت. چگونه نور می‌تواند دو چیز اساسا متفاوت، یعنی موج و ذره در یک زمان باشد؟
🔺در ابتدا به‌نظر می‌رسید دوگانگی تهدید و تناقضی بنیادی باشد که اگر درباره‌ی آن پافشاری شود، باعث سقوط کل بنای فیزیک نظری شود.


💎 @HIGGS_FIELD
🔺درهم تنیدگی کوانتومی ، Quantum Entanglement

در هم تنیدگی کوانتومی یک پدیده قدیمی و رازآلود با این معنا است که برخی ذرات، مثل ذرات فوتون ها و الکترون ها، یا اتم و حتی مولکول ها می توانند “یک بار” بر یکدیگر اثر متقابل بگذارند ولی همچنان حتی پس از جدایی، کیفیت هایی نظیر چرخش یا قطبی شدگی شان مشترک باشد و با تغییر حالت یکی، دیگری نیز تغییر کند.”در مكانيك كوانتومي، درهم‌تنيدگي يكي از رفتارهاي عجيب ذرات است كه در آن قوانين فيزيك كلاسيك شكسته مي‌شوند و رويدادهاي ناممكن به وقوع مي‌پيوندند."

درهم‌تنیدگی که اینشتین از آن با عنوان “عمل شبح‌وار در یک فاصله” یاد می‌کند، پدیده‌یی است که در آن دو ذره به عنوان یک سیستم عمل می‌کنند حتی هنگامی که توسط فواصل عظیم از هم جدا شده باشند.
اما داستان درهم تنیدگی در سال 1935 میلادی شروع شد، زمانی که نکته فوق العاده عجیبی در مورد نظریه کوانتومی توجه آلبرت اینشتین را جلب کرد، نکته ای که چند سالی از فرمول بندی نوین نظریه کوانتومی می گذشت همچنان از نگاه تیزبین فیزیکدان ها پوشیده مانده بود. اینشتین دریافت که براساس نظریه کوانتومی باید مابین ذراتی که حداقل یکبار با یکدیگر برهم کنش داشته اند، نوعی ارتباط اسرارآمیز درونی برقرار شود، به گونه ای که اگر ویژگی های کوانتومی یکی از این ذرات را تغییر دهیم، مابقی آنها صرف نظر از اینکه در چه فاصله ای از ذره اول قرار گرفته اند- و مثلا یک متر با ذره مزبور فاصله دارند یا یک میلیارد سال نوری- بلافاصله و بطور آنی از این تغییر ، تاثیر می پذیرد!

این پیش بینی نظریه کوانتومی به حدی عجیب و غریب بود که حتی خود اینشتین هم که بنیان گذاران فیزیک کوانتومی بود به هیچ وجه نتوانست بپذیرد و آن را ناشی از ناکامل بودن نظریه کوانتومی می دانست چرا که او معتقد بود اساسا هیچ کنش و ارتباطی مابین ذرات جهان نمی توانست با سرعتی بیش از سرعت نور برقرار شود.
به همین دلیل هم اینشتین در همان سال مقاله مشترکی با دو فیزیکدان دیگر به نام های بوریس پودولسکی و ناتان روزن منتشر کرد و در آن مقاله ضمن اعلام نظر خود مبنی بر وجود مشکل در نظریه کوانتومی، نظریه دیگری بنام « نظریه متغیرهای نهانی موضعی» بعنوان جایگزین نظریه کوانتومی ارائه داد. این نظریه به گونه ای تدوین شده بود که تمامی پیش بینی های نظریه کوانتومی را عینا البته بدون در نظر گرفتن رابطه آنی و لحظه ای بین ذرات ، نتیجه می داد.





#درهم_تنیدگی_کوانتومی



t.me/higgs_field
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺شعاع بزرگترین ستاره‌ی یافت شده که استیفنسن نام دارد حدود ۲۱۵۰ برابر خورشید است و حجم آن ۱۰ میلیارد برابر خورشید است. اگر این ستاره جایگزین خورشید در منظومه شمسی شود، تا مدار زحل پیشروی می‌کند.

برای درک بهتر بزرگی‌ این ستاره، این طور می‌توان گفت که حتی نور با وجود سرعت بالایی‌ که دارد برای چرخش یک‌ دور حول ستاره به ۹ ساعت زمان احتیاج دارد. این ستاره ۲۰ هزار سال نوری با زمین فاصله دارد.

اما بزرگترین ستاره‌ی شناخته شده، در مقابل بزرگترین سیاهچاله‌ی یافت شده چندان بزرگ به نظر نمی‌رسد. یک سیاهچاله‌ی ستاره‌ای در اندازه‌ی زمین به اندازه‌ی ۱۰۰ خورشید جرم دارد. سیاهچاله مرکزی کهکشان راه شیری ۴.۳ میلیون برابر خورشید جرم دارد. هرچند، سیاهچاله ton 618 دوست داشتنی جرمی ۶۶ میلیارد برابر خورشید دارد.

بیگ بنگ

💎 @HIGGS_FIELD
🔺در دهه ۱۸۹۰ ماکس پلانک قادر بود تابش جسم سیاه را که بعداً برای جلوگیری از فاجعه فرابنفش به کار برده‌شد توضیح دهد و برای اینکار از فرض نامعمولی برای برهم‌کنش تابش الکترومغناطیسی و ماده بهره برد و آن این بود که انرژی در بسته‌های گسسته کوانتومی می‌تواند منتقل شود. پلانک فرض کرد که رابطه خطی بین فرکانس یک طول موج و واحد انرژی که در آن طول موج می‌تواند حمل شود وجود دارد. ضریب تناسب آن اکنون h و به افتخار پلانک، ثابت پلانک نامیده می‌شود.
🔺در ۱۹۰۵, آلبرت اینشتین بخشی از خصوصیات اثر فوتوالکتریک را با استفاده از این فرض توضیح که این بخش‌های انرژی نور در واقع ذره هستند که بعدتر فوتون نام گرفتند.

همه این توسعه‌ها پدیدارشناختی بودند و فیزیک کلاسیک را مورد چالش قرار دادند. بور مکانیک کلاسیک را به نحوی تغییر داد که بتواند مدل بور را از آن بسازد. وی پیشنهاد داد که یک مدار بسته در فضای فاز فقط مدارهایی که محیطش مضربی از عدد پلانک باشند مجاز است که کوانتش سامرفلد-ویلسن-ایشی‌وارا  نامیده شد. این مدل قادر به توضیح اتم هیدروژن بود اما طیف اتم هلیوم (یک مسئله سه جسم لاینحل کلاسیک) قابل استفاده نبود.
در ۱۹۲۳ لویی دو بروی دوگانگی موج و ذره را پیشنهاد داد که نه تنها برای فوتون‌ها بلکه برای همه سیستم‌های فیزیکی صحیح بود.
در سال‌های بعد و ۱۹۲۵–۱۹۳۰ وضعیت سریعاً تغییر کرد و بنیادهای مکانیک کوانتمی در کارهای اروین شرودینگر، ورنر هایزنبرگ، ماکس برن، پاسکوال جردن، و کارهای زیربنایی جان فون نویمان، هرمان ویل و پل دیراک ساخته شد و وحدت چندین رویه با استفاده از ایده‌های جدید ممکن شد. تفسیر فیزیکی نظریه کوانتوم در سال‌های بعد از طریق کشف روابط عدم قطعیت توسط ورنر هایزنبرگ و معرفی ایده اصل مکملیت نیلز بور انجام شد.

💎 @HIGGS_FIELD
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺حذف سنگ از فسیل 12 میلیون ساله.


محتوا واقعیه؟
💎 @HIGGS_FIELD
سیاه چاله ها با وجود فشار کوانتومی بسیار پیچیده تر شده اند

سیاهچاله ها ممکن است دارای نوع عجیبی از فشار باشند که با نوع دیگری که در جهان وجود دارد متفاوت است. محاسبه چگونگی تأثیر مکانیک کوانتومی بر گرانش در لبه سیاهچاله ها نشان می دهد که این مناطق ممکن است فشار داشته باشند، کشفی که برای فیزیکدانان کاملاً غیرمنتظره بود.
این سؤال که چگونه مکانیک کوانتومی و گرانش با هم هماهنگ می شوند یکی از بزرگترین رازهای فیزیک مدرن است و لبه سیاهچاله یکی از معدود مناطق با شرایط بسیار شدید است تا اثرات هر دو به طور همزمان مرتبط باشد.

خاویر کالمِت و فولکر کویپرز در دانشگاه ساسکس انگلستان از چارچوبی به نام نظریه میدان کوانتومی برای کشف آنچه که هنگام برخورد مکانیک کوانتومی و گرانش در لبه سیاهچاله اتفاق می افتد، استفاده کردند.
آنها محاسبه کردند که چگونه نوسانات کوانتومی کوچک می تواند اثراتی ایجاد کند که معادلات استاندارد گرانش ما آنها را در نظر نگرفته است. این محاسبات یک متغیر شگفت انگیز را نشان داد، که به نظر می رسد نوسانات ذرات کوانتومی در لبه یک سیاهچاله باید فشار سیاه چاله را ایجاد کند.

کالمِت می گوید: «این کاملاً غیرمنتظره بود.» وقتی فرضیه اولیه سیاهچاله ها مطرح شد ، فیزیکدانان تصور کردند که آنها باید بسیار ساده باشند. کارهای بعدی استفان هاوکینگ فیزیکدان و دیگران نشان داد که آنها ذراتی را در فرآیندی که اکنون به تابش هاوکینگ معروف است منتشر می کنند، به این معنی که آنها باید دما داشته باشند. این خودش تعجب آور بود. کالمِت می گوید؛ در حال حاضر ، افزودن فشار به این معنی است که سیاهچاله ها حتی پیچیده تر هستند.

با این حال، محققان هنوز نمی دانند که این فشار از نظر فیزیکی چه معنایی می تواند داشته باشد. مفهوم روزمره فشار شامل مولکول هایی است که به یک جسم فشار می آورند و از آن بیرون می زنند - اما لبه یا افق رویداد یک سیاهچاله تقریباً خالی است، بنابراین چیز زیادی برای مقابله با آن وجود ندارد.
استفان هسو در دانشگاه ایالت میشیگان می گوید: منبع فشار در اینجا باید ۱۰۰٪ نوسانات کاملاً کوانتومی باشد. نوسانات کوانتومی ذرات مجازی ایجاد می کند که از نظر تئوری می تواند فشار را تحریک کند. این فشاری نیست که ما می شناسیم و تصوّرش را داریم.
اگر افق رویداد سیاهچاله را مانند بادکنک تصور می کنید، فشاری از طرف داخلی یا خارجی برای کوچک شدن یا گسترش بادکنک نمی آید، بلکه از درون خود مواد بادکنک وارد می شود.
روبرتو کاسادیو از دانشگاه بولونیا در ایتالیا می گوید: می توان افق را به عنوان یک سطح کاملاً عجیب تصور کرد و بنابراین فشار آن را به سمت داخل (در صورت منفی) یا به بیرون (در صورت مثبت) که به ترتیب با کاهش یا رشد جرم سیاهچاله مطابقت دارد، هدایت می کند.

محققان دریافتند که فشار منفی است، بنابراین باید با سیاهچاله ای که مانند یک بادکنک نَشتی در طول زمان کوچک می شود، مطابقت داشته باشد. این با سایر تحقیقاتی که نشان می دهد سیاهچاله ها با تابش هاوکینگ کوچکتر می شوند، مطابقت دارد. این دو پدیده ممکن است به هم مرتبط باشند، اما در حال حاضر این نامشخص است.
هسو می گوید: ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا بفهمیم این فشار دقیقاً از کجا ناشی می شود و پیامدهای آن برای درک ما از سیاهچاله ها چیست. اما از آنجا که ناشی از نوسانات کوانتومی است، یادگیری بیشتر در مورد آن می تواند گامی در جهت درک گرانش کوانتومی باشد.
کالمت می گوید: هر ویژگی جدیدی که در مورد سیاهچاله ها در سطح کوانتومی کشف می کنیم، می تواند به ما در مورد چگونگی ادغام گرانش و مکانیک کوانتومی و ویژگی هایی که این نظریه اساسی باید داشته باشد، کمک کند.

ترجمه:یاس

https://www.newscientist.com/article/2289710-black-holes-just-got-much-more-complicated-thanks-to-quantum-pressure/

«Channel Science is for all»
🔺کل جهان شناخته شده ، در یک تصویر واحد

زیبا نیست؟ این تصور مقیاس لگاریتمی مصور جهان قابل مشاهده با مرکزیت منظومه شمسی است.

سیاره های داخلی و خارجی ، کمربند کوئیپر ، ابر اورت ، ستاره آلفا قنطورس ، بازوی پرسئوس ، کهکشان راه شیری ، کهکشان آندرومدا ، دیگر کهکشان های مجاور ، شبکه کیهانی ، تابش مایکروویو کیهانی و پلاسمای نامرئی تولید شده توسط منظومه شمسی ، سیاره های داخلی و خارجی را احاطه کرده اند.
این تصویر هنری که توسط نوازنده و هنرمند پابلو کارلوس بوداسی خلق شده است ، بر اساس نقشه های لگاریتمی جهان که توسط محققان دانشگاه پرینستون گردآوری شده است ، و همچنین تصاویر تهیه شده توسط ناسا بر اساس مشاهدات انجام شده توسط تلسکوپ ها و فضاپیماهای در حال حرکت ، تهیه شده است.
تیم پرینستون ، به سرپرستی منجمان J Richard Gott و Mario Juric ، نقشه لگاریتمی خود از جهان را بر اساس داده های Sloan Digital Sky Survey تهیه کردند.

طی 15 سال گذشته از تلسکوپ نوری 2.5 متری با زاویه دید گسترده در رصدخانه آپاچی پوینت در نیومکزیکو برای ایجاد دقیق ترین نقشه های سه بعدی جهان که تا به حال ساخته شده است ، شامل طیف های بیش از 3 میلیون شیء نجومی استفاده کرده است. ب
نقشه های لگاریتمی واقعاً راهی مفید برای تجسم چیزی در اندازه های تصور ناپذیر عظیم جهان قابل مشاهده است ، زیرا هر افزایش در محورها به افزایش 10 برابری می انجامد. تیم پرینستون نمودار را در مجله Astrophysical Journal در سال 2005 منتشر کرد .

در حالی که نقشه های لگاریتمی فوق العاده مفید هستند ، چندان قابل مشاهده نیستند ، بنابراین پابلو کارلوس بوداسی تصمیم گرفت آنرا را کمی خوشایندتر کند.

در تصویر کهکشان راه شیری ، همراه با 100،000 کهکشان همسایه به ترسیم شده است.

https://www.google.com/amp/s/www.sciencealert.com/known-universe-in-one-single-image-logarithmic-artwork-pablo-carlos-budassi/amp

پیوست تصویر


💎 @HIGGS_FIELD
🔺Observable_universe_logarithmic_illustration

پیوست

💎 @HIGGS_FIELD
🔺نسخه‌های مختلفی از واقعیت در دنیای کوانتوم وجود دارد

 سحر الله وردی
بیگ بنگ:

یک مطالعۀ جدید نشان می‌دهد که ممکن است چند نسخه از واقعیت در یک زمان واحد وجود داشته باشد، حداقل در سطح کوانتوم (دنیای ذرات زیراتمی). محققان توانستند نشان دهند که دو نفری که یک ذرۀ یکسان را مشاهده می‌کنند می‌توانند به نتایج متفاوتی نسبت به حالت ِ آن دست پیدا کنند و هر دو نیز درست بگویند.


در سال ۱۹۶۱، “یوجین ویگنر” برندۀ جایزه نوبل فیزیک ۱۹۶۳ یک آزمایش فکری را معرفی کرد که بعدها به «دوست ویگنر» معروف شد. این آزمایش شامل دو نفر است که یک فوتون(ذرۀ نور) را نگاه می‌کنند. وقتی یک مشاهده‌گر در یک آزمایشگاه ِ جداگانه فوتون را اندازه‌گیری می‌کند، قطبش ذره یا محوری که بر روی آن چرخش می‌کند، عمودی یا افقی است. هرچند، قبل از اندازه‌گیری نیز، “فوتون” هر دو قطبش را در یک زمان نشان می‌دهد که در محل تقاطع دو حالت ِ ممکن، وجود دارد.
ذره قطبش ِ ثابت را برای کسی که در آزمایشگاه در حال اندازه‌گیری است در نظر می‌گیرد، اما برای کسی که در خارج از آزمایشگاه قرار دارد و از نتایج اندازه‌گیری‌ اطلاعی ندارد، فوتونِ اندازه‌گیری نشده در حالت بر‌هم‌نهی قرار می‌گیرد. سپس مشاهدۀ فرد ِ بیرون آزمایشگاه از واقعیتِ فردی که درون آزمایشگاه قرار دارد، فرق می کند؛ اما هیچ یک از مشاهداتِ متفاوت بر اساس قوانین “مکانیک کوانتومی” اشتباه نیست!

🔺آزمایش ِ “دوست ویگنر”

در آزمایشات جدیدی که در ۱۳ فوریه در مجله پیش‌ از چاپ arXiv منتشر شد، “مارتین رینگبائر” از دانشگاه اینسبروک اتریش شرایط ِ توصیف شده در آزمایش فکری را تکرار کرد. محققان دو «آزمایشگاه» را برای آزمایشات خود طراحی کردند و دو جفت فوتونِ گرفتار شده را معرفی کردند. فوتون‌های درهم تنیده بصورتی به هم چسبیده بودند که اعمالِ اجرا شده در یکی از آنها بر دیگری نیز تأثیر می گذاشت، حتی وقتی دو ذره با فاصله از هم قرار داشتند.
دانشمندان همچنین چهار مشاهده‌گر را در سناریو معرفی کردند که «آلیس»، «باب» و «دوستان» هر یک از آنها نامیده شدند. «دوستان» درون آزمایشگاه قرار داشتند، در حالیکه «آلیس و باب» بیرون بودند. آزمایش ِ تداخل، سناریوی “دوست ویگنر” را دو برابر کرد و توانست نتایج را تکرار کند.
محققان نوشتند: «در یک آزمایش ۶ فوتونی متوجه شدیم که سناریوی “دوست ویگنر” بسط پیدا کرده و نابرابری ِ زنگ مانند را تا ۵ انحراف از معیار نقض کرده است. این نتیجه‌گیری و پژوهش جدید، قدرت زیادی به تفاسیر نظریۀ کوانتومی که قبلأ در یک چارچوب وابسته به مشاهده‌گر تنظیم شده و نیازمند بازبینی است، اعطا کرد.»

پیوست آزمایش

https://www.techtimes.com/articles/239995/20190321/different-versions-of-reality-can-exist-in-the-quantum-world-study-finds.htm

💎 @HIGGS_FIELD
1902.05080.pdf
2.4 MB
پیوست

🔺آزمایش مذکور که شکل پیچیده تری از آزمایش دوست ویگنر است .

💎 @HIGGS_FIELD
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺فوران مغناطیسی عظیم بر سطح خورشید، با اندازه‌ چندین برابر سیاره ما

این فیلم توسط ابزار AIA رصدخانه Solar Dynamics جمع آوری شده است. این فیلم با سرعت 30 فریم در ثانیه پخش می شود، بنابراین هر ثانیه در این ویدیو مربوط به 6 دقیقه زمان واقعی است.

💎 @HIGGS_FIELD
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺موج همه چیز است .


" عمیقا بر این دیدگاہ پافشارم همہ چیز ' موج ' است "

شرودینگر


💎 @HIGGS_FIELD
• تا به حال بارها با روایات ژورنالیستی و خبرنگاری که شما را به وجد می آورند روبرو شده اید ، برای مثال " واقعیت عینی وجود ندارد"
فیزیکیست ها با طرح چندگانه آزمایش ویگنر ، به این نتیجه رسیده اند .....

🔺 تفسیر در علم نداریم علم مبتنی بر مشاهدات عینی است . در نتیجه تفسیر آزمایش اعتبار فلسفی دارد نه علمی! یک

🔺بینش کوانتوم ، مربوط به کوانتوم است . اوائل نگرش کلاسیک در آزمایشات کوانتومی دردسر ایجاد کرد .گروهی بدنبال منطق علّی به همان شکل کلاسیک در کوانتوم بودند .اکنون عکس رخ داده ،گروهی بینش کوانتومی را به کلاسیک بسط و ربط داده اند ! دو

🔺درهم تنیدگی ، اسپین ، برهم نهی و عدم موضعیت ،مسیر کوانتومی و ... در جهان کلاسیک معادل ندارند و این لزوم تفکیک را بما گوشزد می کند ! سه

🔺تیتر های ژورنالیستی که برای جذب مخاطب به نگارش می رسند ، مراقب شیطنت ها باشیم ! چهار

🔺 دانش کلاسیک شما به فرنود زندگی در جهان کلاسیک در ذهن تان شکل گرفته است ، نظریه کوانتوم این دانش را تکمیل می کند و نه نقض! پنج

🔺بین علوم حوزه کوانتوم و ماکرو فعلا پل ارتباطی وجود ندارد ، تا بعد ! شش

💎 @HIGGS_FIELD
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺تغییر سالانه زاویه تابش نور خورشید به زمین

همین تغییر زاویه در حرکت انتقالی باعث ایجاد فصل ها در سیاره زمین میشود.

💎 @HIGGS_FIELD
کوانتوم مکانیک‌🕊
🔺نسخه‌های مختلفی از واقعیت در دنیای کوانتوم وجود دارد  سحر الله وردی بیگ بنگ: یک مطالعۀ جدید نشان می‌دهد که ممکن است چند نسخه از واقعیت در یک زمان واحد وجود داشته باشد، حداقل در سطح کوانتوم (دنیای ذرات زیراتمی). محققان توانستند نشان دهند که دو نفری که…
#موقت

مجامع علمی محل بحث بر فرضیاتی است که طی مطالعات به ذهن دانشمندان خطور کرده ، با همین نگرش ، مطالب علمی از بخشی از وبسایت های علمی مربوط به این دست مطالعات می باشد .

محتوای بعدی مطالعاتی قدیمی است که اگر نگویم اساسا ، بل با بخشی از محتوای اخیر مخالفت می کند .
🔺آزمایش نشان داد سورئالیسم کوانتومی واقعیت دارد !

شاید بتوان چالش برانگیزترین بخش مکانیک کوانتومی را تفسیرهای گوناگون آن دانست؛ جایی که برداشت های مختلف از دنیای ریاضیات مجرد، تصویرهای مختلفی از واقعیت را به دست می دهند. حالا دانشمندان در پژوهشی جدید دریافته اند ذرات کوانتومی، برخلاف تفسیر استاندارد مکانیک کوانتومی، به صورت لکه های احتمالاتی نبوده و می توانند رفتاری شبیه به غلتیدن توپ های بیلیارد روی میز داشته باشند. در واقع نگرشی به نام سورئالیسم بیان می کند که ذرات کوانتومی همیشه در مسیر های واقع گرایانه (رئال) حرکت نمی کنند، بلکه مسیر چنین ذراتی، فراواقع گرایانه (سورئال) است.

در نسخه ی جدیدی از یک آزمایش قدیمی، دانشمندان مسیر فوتونهایی که از میان دو شکاف عبور کرده و در نهایت با یک صفحه نمایش برخورد می کردند را دنبال کردند. اما آنها پا را فراتر گذاشته و تاثیر ناموضعی فوتونی که با فوتون اول درهم تنیده شده بود را بررسی کردند. نتایج این آزمایش به نظریه ی دوبروی-بوهم پاسخ داد. این نظریه که در واقع، یکی از مخالفان تفسیر استاندارد نظریه ی کوانتومی است، ماهیت مکانیک کوانتومی را دارای قطعیت و ناموضعی فرض می کند و مخالفان آن معتقدند این تفسیر، قادر به توضیح فوتونهای در هم تنیده نیست.

🔺در سطح کوانتومی، واقعا چه روی می دهد؟

اصل عدم قطعیت می گوید: مکان و اندازه حرکت یک ذره را نمی توان با قطعیت تعیین کرد. وقتی یک سیستم کوانتومی را اندازه گیری می کنیم، در واقع حالت آن را  تخریب می کنیم (از بین بردن برهم نهی کوانتومی). بنابراین اگرکه یک فوتون را به سمت یک صفحه پرتاب کنیم، نمی توانیم تشخیص دهیم که دقیقا به کجا برخورد می کند یا چه مسیری برای رسیدن به آن جا طی می کند.

 تفسیر استاندارد مکانیک کوانتومی می گوید: به دلیل این عدم قطعیت، یک مسیر واقعی بین منبع نور و صفحه ی برخورد وجود ندارد و در نتیجه بهترین کار، محاسبه ی تابع موج برهم نهی حالت های مکانی مختلف فوتونها است و تا زمانی که یک اندازه گیری انجام ندهیم، از مکان دقیق فوتون مطلع نخواهیم شد. 

اما تفسیر دوبروی-بوهم می گوید: فوتونها دارای مسیری واقعی هستند و با یک “موج هادی” که ذرات را همراهی می کند هدایت می شوند. اگر چه موج، هویتی احتمالاتی دارد، اما ذرات، یک مسیر واقعی را از منبع تا هدف طی کرده و به مکانی خاص که یک باز اندازه گیری شده “فروریزش” نمی کند.
در سال ۲۰۱۱ دانشمندان نشان دادند که با کنترل تعدادی ذره ی یکسان، می توان مسیر فوتونها را دنبال کرد. در این آزمایش، اندازه گیری به قدری خفیف بود که  ذرات به سختی آشفته می شدند و در نهایت از اطلاعات، میانگین گیری شد. این روش نشان می دهد که مسیرها مانند توپ هایی معلق در هوا، کلاسیکی هستند. از طرفی در مورد درهم تنیدگی کوانتومی، اندازه گیری یک ذره بر دیگری تاثیر می گذارد. منتقدان می گویند، اندازه گیری یک ذره، باعث پیش بینی نادرست مسیر ذره ی درهم تنیده شده می شود. دانشمندان این مسیرها را “مسیر های فراواقعی” (سورئال)  می نامند.
(این در حالی که تفسیر کپنهاگ ما را از هر گونه اظهار نظری درین باره نهی می کند)

در آزمایش اخیر، محققان نشان دادند که فراواقعیت (سورئالیسم) ناشی از “ناموضعیت” است. در واقع ذرات با وجود فاصله داشتن بر یکدیگر تاثیر می گذارند و پیش بینی نادرست مسیر های فوتون های درهم تنیده شده، ناشی از اندازه گیری مسیر ذرات درهم تنیده است. با بررسی هر دو ذره به صورت همزمان، اندازه گیری ها با بر مسیر های واقعی مطابقت پیدا می کنند. دانشمندان معتقدند هر دو  تفسیر استاندارد مکانیک کوانتومی و تفسیر دوبروی – بوهم با شواهد تجربی این آزمایش، سازگار بوده و از نظر ریاضی نیز یکسان هستند.

پیوست


💎 @HIGGS_FIELD
👍1
e1501466.full_.pdf
521.2 KB
پیوست

💎 @HIGGS_FIELD

تذکر لازم اینکه این محتوا قدیمی است و حاصل مطالعه دانشمندان مذکور بوده که به این گمان رسیده اند که مکانیک بوهمی قابل قبول تر است . اما پس طرفداران تفسیر کپنهاگ چه؟

مجامع علمی بعنوان میزی گرد محسوب میشوند که هر کدام از دانشمندان پیرامون آن از تجربیات علمی خویش می گوید و اساسا نقطه قوت علم همین مطلب است .
📌 داغ ترين نقطه در كيهان به نقطه خلق جهان برميگردد. نقطه ی چگال و دمای بالا كه جهان ما از آنجا آغاز شده است.

اين دما حدوداً معادل با 10³² کلوین بوده است.

💎 @HIGGS_FIELD