This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺پلکان راچستر
• این کلیپ که از پلکان طراح فلیپینی آبوگاندا می گوید ، در واقع خود بخشی از مطالعه ای بزرگتر توسط مایکل لاکانیلائو با تکنیک های سینمایی ، ساخته شده است .
"ساخت این کلیپ از سوی مایکل لاکانیلائو در راستای اثبات تئوری وی مبتنی بر “کاهش ظرفیت تفکر انتقادی افراد با استفاده روزافزون از اینترنت” صورت گرفته است. او با این فیلم که قسمتی از یک پروژه ی بزرگتر برای ساخت یک مجموعه ی مستند برای راه پله ی اسرارآمیز جعلی می باشد، این تئوری خود را ثابت کرده است. کما اینکه بسیاری از افراد با دیدن قطعه فیلم "راه پله ی اسرارآمیز" او در اینترنت، راهی انستیتوی تکنولوژی راچستر در نیویورک می شوند تا این راه پله ها را ببینند، در حالی که چیزی برای دیدن وجود ندارد!"
پیوست
💎 @HIGGS_FIELD
• این کلیپ که از پلکان طراح فلیپینی آبوگاندا می گوید ، در واقع خود بخشی از مطالعه ای بزرگتر توسط مایکل لاکانیلائو با تکنیک های سینمایی ، ساخته شده است .
"ساخت این کلیپ از سوی مایکل لاکانیلائو در راستای اثبات تئوری وی مبتنی بر “کاهش ظرفیت تفکر انتقادی افراد با استفاده روزافزون از اینترنت” صورت گرفته است. او با این فیلم که قسمتی از یک پروژه ی بزرگتر برای ساخت یک مجموعه ی مستند برای راه پله ی اسرارآمیز جعلی می باشد، این تئوری خود را ثابت کرده است. کما اینکه بسیاری از افراد با دیدن قطعه فیلم "راه پله ی اسرارآمیز" او در اینترنت، راهی انستیتوی تکنولوژی راچستر در نیویورک می شوند تا این راه پله ها را ببینند، در حالی که چیزی برای دیدن وجود ندارد!"
پیوست
💎 @HIGGS_FIELD
🔺 توصیف جرم با استفاده از چاه پتانسیل
معادله ی موج شرودینگر را که مقدار و جهت داشت را محصور در یک قفس یا چاه پتانسیل تصور کنید ، میدانیم که انرژی در برخورد با سد و مانع لختی inertia ایجاد می کند اما اکنون همان انرژی در قفسی محصور شده است .
🔺سه نیروی دیگر هسته ای ضعیف و قوی و الکترومغناطیس با گرانش مرتبط هستند و اساسا هر حرکتی مرتبط با گرانش خواهد بود.
برای مثال فوتون ، بعنوان بسته های انرژی ، یک بار هنگام انتشار تکانه خود را به خورشید منتقل می کند و شتاب می گیرد -سپس بدون افزایش یا کاهش شتاب در فضا با سرعت ثابت c گسیل می یابد و بار دوم هنگام برخورد با شی object به آن تکانه منتقل می کند . در واقع اثر لختی در هنگام انتشار و برخورد نمایان می شود . اکنون همین فوتون را در قفسی با ابعاد کوچکتر تصور کنید ، تقابل ابدی انرژی با جداره های قفس سد پتانسیل باعث بروز خاصیتی بنام جرم mass می گردد .
اکنون این جعبه که در آن انرژی محصور شده را حرکت می دهیم ، انرژی محصور دچار تغییر و انتقال می گردد ، پدیده داپلر و انتقال سرخ و آبی این مهم را خاطر نشان می کند که برای افزایش شتاب سیستم باید انرژی صرف کرد و این توصیف لختی است.
قفس و چاه پتانسیل را برای ذرات بنیادین میدان هیگز میدانیم اما قفس ها و چاه های پتانسیل بسیاری در انواع مقیاس ها وجود دارد.
برای مثال پروتون را کوارک های محبوس در قفس هیگز تشکیل داده اند اما خود پروتون در هسته ی اتم بواسطه میدان الکترواستاتیکی و تبادل گلوئون استخوان بندی شده است .
t.me/higgs_field
معادله ی موج شرودینگر را که مقدار و جهت داشت را محصور در یک قفس یا چاه پتانسیل تصور کنید ، میدانیم که انرژی در برخورد با سد و مانع لختی inertia ایجاد می کند اما اکنون همان انرژی در قفسی محصور شده است .
🔺سه نیروی دیگر هسته ای ضعیف و قوی و الکترومغناطیس با گرانش مرتبط هستند و اساسا هر حرکتی مرتبط با گرانش خواهد بود.
برای مثال فوتون ، بعنوان بسته های انرژی ، یک بار هنگام انتشار تکانه خود را به خورشید منتقل می کند و شتاب می گیرد -سپس بدون افزایش یا کاهش شتاب در فضا با سرعت ثابت c گسیل می یابد و بار دوم هنگام برخورد با شی object به آن تکانه منتقل می کند . در واقع اثر لختی در هنگام انتشار و برخورد نمایان می شود . اکنون همین فوتون را در قفسی با ابعاد کوچکتر تصور کنید ، تقابل ابدی انرژی با جداره های قفس سد پتانسیل باعث بروز خاصیتی بنام جرم mass می گردد .
اکنون این جعبه که در آن انرژی محصور شده را حرکت می دهیم ، انرژی محصور دچار تغییر و انتقال می گردد ، پدیده داپلر و انتقال سرخ و آبی این مهم را خاطر نشان می کند که برای افزایش شتاب سیستم باید انرژی صرف کرد و این توصیف لختی است.
قفس و چاه پتانسیل را برای ذرات بنیادین میدان هیگز میدانیم اما قفس ها و چاه های پتانسیل بسیاری در انواع مقیاس ها وجود دارد.
برای مثال پروتون را کوارک های محبوس در قفس هیگز تشکیل داده اند اما خود پروتون در هسته ی اتم بواسطه میدان الکترواستاتیکی و تبادل گلوئون استخوان بندی شده است .
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 واتر جت
برش سیب آسانترین کارکرد جت آبی است ، هر نوع شی صلبی از قبیل فولاد توسط واتر جت های قدرتمند قابل برش هستند.
💎 @HIGGS_FIELD
برش سیب آسانترین کارکرد جت آبی است ، هر نوع شی صلبی از قبیل فولاد توسط واتر جت های قدرتمند قابل برش هستند.
💎 @HIGGS_FIELD
🔺Wave - particle Duality
✔️معادلهی E=hv اینشتین برای انرژی E ذرهی نور یا فوتون برحسب اتفاق، مضمون دوگانگی را مطرح میکند. این معادله E ویژگی نور بهعنوان یک ذره را با فرکانس v که ویژگی نور بهعنوان یک موج است، ترکیب میکند .
از دیدگاه منطقی، این تناقضی بود که بهجز اینشتین، هیچ نظریهپردازی شجاعت روبهروشدن با آن را نداشت. چگونه نور میتواند دو چیز اساسا متفاوت، یعنی موج و ذره در یک زمان باشد؟
🔺در ابتدا بهنظر میرسید دوگانگی تهدید و تناقضی بنیادی باشد که اگر دربارهی آن پافشاری شود، باعث سقوط کل بنای فیزیک نظری شود.
💎 @HIGGS_FIELD
✔️معادلهی E=hv اینشتین برای انرژی E ذرهی نور یا فوتون برحسب اتفاق، مضمون دوگانگی را مطرح میکند. این معادله E ویژگی نور بهعنوان یک ذره را با فرکانس v که ویژگی نور بهعنوان یک موج است، ترکیب میکند .
از دیدگاه منطقی، این تناقضی بود که بهجز اینشتین، هیچ نظریهپردازی شجاعت روبهروشدن با آن را نداشت. چگونه نور میتواند دو چیز اساسا متفاوت، یعنی موج و ذره در یک زمان باشد؟
🔺در ابتدا بهنظر میرسید دوگانگی تهدید و تناقضی بنیادی باشد که اگر دربارهی آن پافشاری شود، باعث سقوط کل بنای فیزیک نظری شود.
💎 @HIGGS_FIELD
🔺درهم تنیدگی کوانتومی ، Quantum Entanglement
▪در هم تنیدگی کوانتومی یک پدیده قدیمی و رازآلود با این معنا است که برخی ذرات، مثل ذرات فوتون ها و الکترون ها، یا اتم و حتی مولکول ها می توانند “یک بار” بر یکدیگر اثر متقابل بگذارند ولی همچنان حتی پس از جدایی، کیفیت هایی نظیر چرخش یا قطبی شدگی شان مشترک باشد و با تغییر حالت یکی، دیگری نیز تغییر کند.”در مكانيك كوانتومي، درهمتنيدگي يكي از رفتارهاي عجيب ذرات است كه در آن قوانين فيزيك كلاسيك شكسته ميشوند و رويدادهاي ناممكن به وقوع ميپيوندند."
درهمتنیدگی که اینشتین از آن با عنوان “عمل شبحوار در یک فاصله” یاد میکند، پدیدهیی است که در آن دو ذره به عنوان یک سیستم عمل میکنند حتی هنگامی که توسط فواصل عظیم از هم جدا شده باشند.
اما داستان درهم تنیدگی در سال 1935 میلادی شروع شد، زمانی که نکته فوق العاده عجیبی در مورد نظریه کوانتومی توجه آلبرت اینشتین را جلب کرد، نکته ای که چند سالی از فرمول بندی نوین نظریه کوانتومی می گذشت همچنان از نگاه تیزبین فیزیکدان ها پوشیده مانده بود. اینشتین دریافت که براساس نظریه کوانتومی باید مابین ذراتی که حداقل یکبار با یکدیگر برهم کنش داشته اند، نوعی ارتباط اسرارآمیز درونی برقرار شود، به گونه ای که اگر ویژگی های کوانتومی یکی از این ذرات را تغییر دهیم، مابقی آنها صرف نظر از اینکه در چه فاصله ای از ذره اول قرار گرفته اند- و مثلا یک متر با ذره مزبور فاصله دارند یا یک میلیارد سال نوری- بلافاصله و بطور آنی از این تغییر ، تاثیر می پذیرد!
▪این پیش بینی نظریه کوانتومی به حدی عجیب و غریب بود که حتی خود اینشتین هم که بنیان گذاران فیزیک کوانتومی بود به هیچ وجه نتوانست بپذیرد و آن را ناشی از ناکامل بودن نظریه کوانتومی می دانست چرا که او معتقد بود اساسا هیچ کنش و ارتباطی مابین ذرات جهان نمی توانست با سرعتی بیش از سرعت نور برقرار شود. به همین دلیل هم اینشتین در همان سال مقاله مشترکی با دو فیزیکدان دیگر به نام های بوریس پودولسکی و ناتان روزن منتشر کرد و در آن مقاله ضمن اعلام نظر خود مبنی بر وجود مشکل در نظریه کوانتومی، نظریه دیگری بنام « نظریه متغیرهای نهانی موضعی» بعنوان جایگزین نظریه کوانتومی ارائه داد. این نظریه به گونه ای تدوین شده بود که تمامی پیش بینی های نظریه کوانتومی را عینا البته بدون در نظر گرفتن رابطه آنی و لحظه ای بین ذرات ، نتیجه می داد.
#درهم_تنیدگی_کوانتومی
t.me/higgs_field
▪در هم تنیدگی کوانتومی یک پدیده قدیمی و رازآلود با این معنا است که برخی ذرات، مثل ذرات فوتون ها و الکترون ها، یا اتم و حتی مولکول ها می توانند “یک بار” بر یکدیگر اثر متقابل بگذارند ولی همچنان حتی پس از جدایی، کیفیت هایی نظیر چرخش یا قطبی شدگی شان مشترک باشد و با تغییر حالت یکی، دیگری نیز تغییر کند.”در مكانيك كوانتومي، درهمتنيدگي يكي از رفتارهاي عجيب ذرات است كه در آن قوانين فيزيك كلاسيك شكسته ميشوند و رويدادهاي ناممكن به وقوع ميپيوندند."
درهمتنیدگی که اینشتین از آن با عنوان “عمل شبحوار در یک فاصله” یاد میکند، پدیدهیی است که در آن دو ذره به عنوان یک سیستم عمل میکنند حتی هنگامی که توسط فواصل عظیم از هم جدا شده باشند.
اما داستان درهم تنیدگی در سال 1935 میلادی شروع شد، زمانی که نکته فوق العاده عجیبی در مورد نظریه کوانتومی توجه آلبرت اینشتین را جلب کرد، نکته ای که چند سالی از فرمول بندی نوین نظریه کوانتومی می گذشت همچنان از نگاه تیزبین فیزیکدان ها پوشیده مانده بود. اینشتین دریافت که براساس نظریه کوانتومی باید مابین ذراتی که حداقل یکبار با یکدیگر برهم کنش داشته اند، نوعی ارتباط اسرارآمیز درونی برقرار شود، به گونه ای که اگر ویژگی های کوانتومی یکی از این ذرات را تغییر دهیم، مابقی آنها صرف نظر از اینکه در چه فاصله ای از ذره اول قرار گرفته اند- و مثلا یک متر با ذره مزبور فاصله دارند یا یک میلیارد سال نوری- بلافاصله و بطور آنی از این تغییر ، تاثیر می پذیرد!
▪این پیش بینی نظریه کوانتومی به حدی عجیب و غریب بود که حتی خود اینشتین هم که بنیان گذاران فیزیک کوانتومی بود به هیچ وجه نتوانست بپذیرد و آن را ناشی از ناکامل بودن نظریه کوانتومی می دانست چرا که او معتقد بود اساسا هیچ کنش و ارتباطی مابین ذرات جهان نمی توانست با سرعتی بیش از سرعت نور برقرار شود. به همین دلیل هم اینشتین در همان سال مقاله مشترکی با دو فیزیکدان دیگر به نام های بوریس پودولسکی و ناتان روزن منتشر کرد و در آن مقاله ضمن اعلام نظر خود مبنی بر وجود مشکل در نظریه کوانتومی، نظریه دیگری بنام « نظریه متغیرهای نهانی موضعی» بعنوان جایگزین نظریه کوانتومی ارائه داد. این نظریه به گونه ای تدوین شده بود که تمامی پیش بینی های نظریه کوانتومی را عینا البته بدون در نظر گرفتن رابطه آنی و لحظه ای بین ذرات ، نتیجه می داد.
#درهم_تنیدگی_کوانتومی
t.me/higgs_field
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺شعاع بزرگترین ستارهی یافت شده که استیفنسن نام دارد حدود ۲۱۵۰ برابر خورشید است و حجم آن ۱۰ میلیارد برابر خورشید است. اگر این ستاره جایگزین خورشید در منظومه شمسی شود، تا مدار زحل پیشروی میکند.
برای درک بهتر بزرگی این ستاره، این طور میتوان گفت که حتی نور با وجود سرعت بالایی که دارد برای چرخش یک دور حول ستاره به ۹ ساعت زمان احتیاج دارد. این ستاره ۲۰ هزار سال نوری با زمین فاصله دارد.
اما بزرگترین ستارهی شناخته شده، در مقابل بزرگترین سیاهچالهی یافت شده چندان بزرگ به نظر نمیرسد. یک سیاهچالهی ستارهای در اندازهی زمین به اندازهی ۱۰۰ خورشید جرم دارد. سیاهچاله مرکزی کهکشان راه شیری ۴.۳ میلیون برابر خورشید جرم دارد. هرچند، سیاهچاله ton 618 دوست داشتنی جرمی ۶۶ میلیارد برابر خورشید دارد.
بیگ بنگ
💎 @HIGGS_FIELD
برای درک بهتر بزرگی این ستاره، این طور میتوان گفت که حتی نور با وجود سرعت بالایی که دارد برای چرخش یک دور حول ستاره به ۹ ساعت زمان احتیاج دارد. این ستاره ۲۰ هزار سال نوری با زمین فاصله دارد.
اما بزرگترین ستارهی شناخته شده، در مقابل بزرگترین سیاهچالهی یافت شده چندان بزرگ به نظر نمیرسد. یک سیاهچالهی ستارهای در اندازهی زمین به اندازهی ۱۰۰ خورشید جرم دارد. سیاهچاله مرکزی کهکشان راه شیری ۴.۳ میلیون برابر خورشید جرم دارد. هرچند، سیاهچاله ton 618 دوست داشتنی جرمی ۶۶ میلیارد برابر خورشید دارد.
بیگ بنگ
💎 @HIGGS_FIELD
🔺ناسا پس از جمعآوری دومین نمونه از مریخ اعلام کرد: مریخ زمانی قابل سکونت بوده است!
یافت شدن بلور های نمک در تصاویر نمونه های جمع آوری شده توسط مریخ نورد ناسا
https://www.nasa.gov/press-release/nasa-s-perseverance-rover-collects-puzzle-pieces-of-mars-history
💎 @HIGGS_FIELD
یافت شدن بلور های نمک در تصاویر نمونه های جمع آوری شده توسط مریخ نورد ناسا
https://www.nasa.gov/press-release/nasa-s-perseverance-rover-collects-puzzle-pieces-of-mars-history
💎 @HIGGS_FIELD
🔺در دهه ۱۸۹۰ ماکس پلانک قادر بود تابش جسم سیاه را که بعداً برای جلوگیری از فاجعه فرابنفش به کار بردهشد توضیح دهد و برای اینکار از فرض نامعمولی برای برهمکنش تابش الکترومغناطیسی و ماده بهره برد و آن این بود که انرژی در بستههای گسسته کوانتومی میتواند منتقل شود. پلانک فرض کرد که رابطه خطی بین فرکانس یک طول موج و واحد انرژی که در آن طول موج میتواند حمل شود وجود دارد. ضریب تناسب آن اکنون h و به افتخار پلانک، ثابت پلانک نامیده میشود.
🔺در ۱۹۰۵, آلبرت اینشتین بخشی از خصوصیات اثر فوتوالکتریک را با استفاده از این فرض توضیح که این بخشهای انرژی نور در واقع ذره هستند که بعدتر فوتون نام گرفتند.
همه این توسعهها پدیدارشناختی بودند و فیزیک کلاسیک را مورد چالش قرار دادند. بور مکانیک کلاسیک را به نحوی تغییر داد که بتواند مدل بور را از آن بسازد. وی پیشنهاد داد که یک مدار بسته در فضای فاز فقط مدارهایی که محیطش مضربی از عدد پلانک باشند مجاز است که کوانتش سامرفلد-ویلسن-ایشیوارا نامیده شد. این مدل قادر به توضیح اتم هیدروژن بود اما طیف اتم هلیوم (یک مسئله سه جسم لاینحل کلاسیک) قابل استفاده نبود.
در ۱۹۲۳ لویی دو بروی دوگانگی موج و ذره را پیشنهاد داد که نه تنها برای فوتونها بلکه برای همه سیستمهای فیزیکی صحیح بود.
در سالهای بعد و ۱۹۲۵–۱۹۳۰ وضعیت سریعاً تغییر کرد و بنیادهای مکانیک کوانتمی در کارهای اروین شرودینگر، ورنر هایزنبرگ، ماکس برن، پاسکوال جردن، و کارهای زیربنایی جان فون نویمان، هرمان ویل و پل دیراک ساخته شد و وحدت چندین رویه با استفاده از ایدههای جدید ممکن شد. تفسیر فیزیکی نظریه کوانتوم در سالهای بعد از طریق کشف روابط عدم قطعیت توسط ورنر هایزنبرگ و معرفی ایده اصل مکملیت نیلز بور انجام شد.
💎 @HIGGS_FIELD
🔺در ۱۹۰۵, آلبرت اینشتین بخشی از خصوصیات اثر فوتوالکتریک را با استفاده از این فرض توضیح که این بخشهای انرژی نور در واقع ذره هستند که بعدتر فوتون نام گرفتند.
همه این توسعهها پدیدارشناختی بودند و فیزیک کلاسیک را مورد چالش قرار دادند. بور مکانیک کلاسیک را به نحوی تغییر داد که بتواند مدل بور را از آن بسازد. وی پیشنهاد داد که یک مدار بسته در فضای فاز فقط مدارهایی که محیطش مضربی از عدد پلانک باشند مجاز است که کوانتش سامرفلد-ویلسن-ایشیوارا نامیده شد. این مدل قادر به توضیح اتم هیدروژن بود اما طیف اتم هلیوم (یک مسئله سه جسم لاینحل کلاسیک) قابل استفاده نبود.
در ۱۹۲۳ لویی دو بروی دوگانگی موج و ذره را پیشنهاد داد که نه تنها برای فوتونها بلکه برای همه سیستمهای فیزیکی صحیح بود.
در سالهای بعد و ۱۹۲۵–۱۹۳۰ وضعیت سریعاً تغییر کرد و بنیادهای مکانیک کوانتمی در کارهای اروین شرودینگر، ورنر هایزنبرگ، ماکس برن، پاسکوال جردن، و کارهای زیربنایی جان فون نویمان، هرمان ویل و پل دیراک ساخته شد و وحدت چندین رویه با استفاده از ایدههای جدید ممکن شد. تفسیر فیزیکی نظریه کوانتوم در سالهای بعد از طریق کشف روابط عدم قطعیت توسط ورنر هایزنبرگ و معرفی ایده اصل مکملیت نیلز بور انجام شد.
💎 @HIGGS_FIELD
Telegram
attach 📎
سیاه چاله ها با وجود فشار کوانتومی بسیار پیچیده تر شده اند
سیاهچاله ها ممکن است دارای نوع عجیبی از فشار باشند که با نوع دیگری که در جهان وجود دارد متفاوت است. محاسبه چگونگی تأثیر مکانیک کوانتومی بر گرانش در لبه سیاهچاله ها نشان می دهد که این مناطق ممکن است فشار داشته باشند، کشفی که برای فیزیکدانان کاملاً غیرمنتظره بود.
این سؤال که چگونه مکانیک کوانتومی و گرانش با هم هماهنگ می شوند یکی از بزرگترین رازهای فیزیک مدرن است و لبه سیاهچاله یکی از معدود مناطق با شرایط بسیار شدید است تا اثرات هر دو به طور همزمان مرتبط باشد.
خاویر کالمِت و فولکر کویپرز در دانشگاه ساسکس انگلستان از چارچوبی به نام نظریه میدان کوانتومی برای کشف آنچه که هنگام برخورد مکانیک کوانتومی و گرانش در لبه سیاهچاله اتفاق می افتد، استفاده کردند.
آنها محاسبه کردند که چگونه نوسانات کوانتومی کوچک می تواند اثراتی ایجاد کند که معادلات استاندارد گرانش ما آنها را در نظر نگرفته است. این محاسبات یک متغیر شگفت انگیز را نشان داد، که به نظر می رسد نوسانات ذرات کوانتومی در لبه یک سیاهچاله باید فشار سیاه چاله را ایجاد کند.
کالمِت می گوید: «این کاملاً غیرمنتظره بود.» وقتی فرضیه اولیه سیاهچاله ها مطرح شد ، فیزیکدانان تصور کردند که آنها باید بسیار ساده باشند. کارهای بعدی استفان هاوکینگ فیزیکدان و دیگران نشان داد که آنها ذراتی را در فرآیندی که اکنون به تابش هاوکینگ معروف است منتشر می کنند، به این معنی که آنها باید دما داشته باشند. این خودش تعجب آور بود. کالمِت می گوید؛ در حال حاضر ، افزودن فشار به این معنی است که سیاهچاله ها حتی پیچیده تر هستند.
با این حال، محققان هنوز نمی دانند که این فشار از نظر فیزیکی چه معنایی می تواند داشته باشد. مفهوم روزمره فشار شامل مولکول هایی است که به یک جسم فشار می آورند و از آن بیرون می زنند - اما لبه یا افق رویداد یک سیاهچاله تقریباً خالی است، بنابراین چیز زیادی برای مقابله با آن وجود ندارد.
استفان هسو در دانشگاه ایالت میشیگان می گوید: منبع فشار در اینجا باید ۱۰۰٪ نوسانات کاملاً کوانتومی باشد. نوسانات کوانتومی ذرات مجازی ایجاد می کند که از نظر تئوری می تواند فشار را تحریک کند. این فشاری نیست که ما می شناسیم و تصوّرش را داریم.
اگر افق رویداد سیاهچاله را مانند بادکنک تصور می کنید، فشاری از طرف داخلی یا خارجی برای کوچک شدن یا گسترش بادکنک نمی آید، بلکه از درون خود مواد بادکنک وارد می شود.
روبرتو کاسادیو از دانشگاه بولونیا در ایتالیا می گوید: می توان افق را به عنوان یک سطح کاملاً عجیب تصور کرد و بنابراین فشار آن را به سمت داخل (در صورت منفی) یا به بیرون (در صورت مثبت) که به ترتیب با کاهش یا رشد جرم سیاهچاله مطابقت دارد، هدایت می کند.
محققان دریافتند که فشار منفی است، بنابراین باید با سیاهچاله ای که مانند یک بادکنک نَشتی در طول زمان کوچک می شود، مطابقت داشته باشد. این با سایر تحقیقاتی که نشان می دهد سیاهچاله ها با تابش هاوکینگ کوچکتر می شوند، مطابقت دارد. این دو پدیده ممکن است به هم مرتبط باشند، اما در حال حاضر این نامشخص است.
هسو می گوید: ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا بفهمیم این فشار دقیقاً از کجا ناشی می شود و پیامدهای آن برای درک ما از سیاهچاله ها چیست. اما از آنجا که ناشی از نوسانات کوانتومی است، یادگیری بیشتر در مورد آن می تواند گامی در جهت درک گرانش کوانتومی باشد.
کالمت می گوید: هر ویژگی جدیدی که در مورد سیاهچاله ها در سطح کوانتومی کشف می کنیم، می تواند به ما در مورد چگونگی ادغام گرانش و مکانیک کوانتومی و ویژگی هایی که این نظریه اساسی باید داشته باشد، کمک کند.
ترجمه:یاس
https://www.newscientist.com/article/2289710-black-holes-just-got-much-more-complicated-thanks-to-quantum-pressure/
«Channel Science is for all»
سیاهچاله ها ممکن است دارای نوع عجیبی از فشار باشند که با نوع دیگری که در جهان وجود دارد متفاوت است. محاسبه چگونگی تأثیر مکانیک کوانتومی بر گرانش در لبه سیاهچاله ها نشان می دهد که این مناطق ممکن است فشار داشته باشند، کشفی که برای فیزیکدانان کاملاً غیرمنتظره بود.
این سؤال که چگونه مکانیک کوانتومی و گرانش با هم هماهنگ می شوند یکی از بزرگترین رازهای فیزیک مدرن است و لبه سیاهچاله یکی از معدود مناطق با شرایط بسیار شدید است تا اثرات هر دو به طور همزمان مرتبط باشد.
خاویر کالمِت و فولکر کویپرز در دانشگاه ساسکس انگلستان از چارچوبی به نام نظریه میدان کوانتومی برای کشف آنچه که هنگام برخورد مکانیک کوانتومی و گرانش در لبه سیاهچاله اتفاق می افتد، استفاده کردند.
آنها محاسبه کردند که چگونه نوسانات کوانتومی کوچک می تواند اثراتی ایجاد کند که معادلات استاندارد گرانش ما آنها را در نظر نگرفته است. این محاسبات یک متغیر شگفت انگیز را نشان داد، که به نظر می رسد نوسانات ذرات کوانتومی در لبه یک سیاهچاله باید فشار سیاه چاله را ایجاد کند.
کالمِت می گوید: «این کاملاً غیرمنتظره بود.» وقتی فرضیه اولیه سیاهچاله ها مطرح شد ، فیزیکدانان تصور کردند که آنها باید بسیار ساده باشند. کارهای بعدی استفان هاوکینگ فیزیکدان و دیگران نشان داد که آنها ذراتی را در فرآیندی که اکنون به تابش هاوکینگ معروف است منتشر می کنند، به این معنی که آنها باید دما داشته باشند. این خودش تعجب آور بود. کالمِت می گوید؛ در حال حاضر ، افزودن فشار به این معنی است که سیاهچاله ها حتی پیچیده تر هستند.
با این حال، محققان هنوز نمی دانند که این فشار از نظر فیزیکی چه معنایی می تواند داشته باشد. مفهوم روزمره فشار شامل مولکول هایی است که به یک جسم فشار می آورند و از آن بیرون می زنند - اما لبه یا افق رویداد یک سیاهچاله تقریباً خالی است، بنابراین چیز زیادی برای مقابله با آن وجود ندارد.
استفان هسو در دانشگاه ایالت میشیگان می گوید: منبع فشار در اینجا باید ۱۰۰٪ نوسانات کاملاً کوانتومی باشد. نوسانات کوانتومی ذرات مجازی ایجاد می کند که از نظر تئوری می تواند فشار را تحریک کند. این فشاری نیست که ما می شناسیم و تصوّرش را داریم.
اگر افق رویداد سیاهچاله را مانند بادکنک تصور می کنید، فشاری از طرف داخلی یا خارجی برای کوچک شدن یا گسترش بادکنک نمی آید، بلکه از درون خود مواد بادکنک وارد می شود.
روبرتو کاسادیو از دانشگاه بولونیا در ایتالیا می گوید: می توان افق را به عنوان یک سطح کاملاً عجیب تصور کرد و بنابراین فشار آن را به سمت داخل (در صورت منفی) یا به بیرون (در صورت مثبت) که به ترتیب با کاهش یا رشد جرم سیاهچاله مطابقت دارد، هدایت می کند.
محققان دریافتند که فشار منفی است، بنابراین باید با سیاهچاله ای که مانند یک بادکنک نَشتی در طول زمان کوچک می شود، مطابقت داشته باشد. این با سایر تحقیقاتی که نشان می دهد سیاهچاله ها با تابش هاوکینگ کوچکتر می شوند، مطابقت دارد. این دو پدیده ممکن است به هم مرتبط باشند، اما در حال حاضر این نامشخص است.
هسو می گوید: ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا بفهمیم این فشار دقیقاً از کجا ناشی می شود و پیامدهای آن برای درک ما از سیاهچاله ها چیست. اما از آنجا که ناشی از نوسانات کوانتومی است، یادگیری بیشتر در مورد آن می تواند گامی در جهت درک گرانش کوانتومی باشد.
کالمت می گوید: هر ویژگی جدیدی که در مورد سیاهچاله ها در سطح کوانتومی کشف می کنیم، می تواند به ما در مورد چگونگی ادغام گرانش و مکانیک کوانتومی و ویژگی هایی که این نظریه اساسی باید داشته باشد، کمک کند.
ترجمه:یاس
https://www.newscientist.com/article/2289710-black-holes-just-got-much-more-complicated-thanks-to-quantum-pressure/
«Channel Science is for all»
New Scientist
Black holes just got much more complicated thanks to quantum pressure
An artist's impression of a black hole Black holes may have their own exotic version of pressure that is different from the sort found everywhere else in the universe. Calculations of how quantum mechanics affects gravity at the edge of black holes indicate…
🔺کل جهان شناخته شده ، در یک تصویر واحد
زیبا نیست؟ این تصور مقیاس لگاریتمی مصور جهان قابل مشاهده با مرکزیت منظومه شمسی است.
سیاره های داخلی و خارجی ، کمربند کوئیپر ، ابر اورت ، ستاره آلفا قنطورس ، بازوی پرسئوس ، کهکشان راه شیری ، کهکشان آندرومدا ، دیگر کهکشان های مجاور ، شبکه کیهانی ، تابش مایکروویو کیهانی و پلاسمای نامرئی تولید شده توسط منظومه شمسی ، سیاره های داخلی و خارجی را احاطه کرده اند.
این تصویر هنری که توسط نوازنده و هنرمند پابلو کارلوس بوداسی خلق شده است ، بر اساس نقشه های لگاریتمی جهان که توسط محققان دانشگاه پرینستون گردآوری شده است ، و همچنین تصاویر تهیه شده توسط ناسا بر اساس مشاهدات انجام شده توسط تلسکوپ ها و فضاپیماهای در حال حرکت ، تهیه شده است.
تیم پرینستون ، به سرپرستی منجمان J Richard Gott و Mario Juric ، نقشه لگاریتمی خود از جهان را بر اساس داده های Sloan Digital Sky Survey تهیه کردند.
طی 15 سال گذشته از تلسکوپ نوری 2.5 متری با زاویه دید گسترده در رصدخانه آپاچی پوینت در نیومکزیکو برای ایجاد دقیق ترین نقشه های سه بعدی جهان که تا به حال ساخته شده است ، شامل طیف های بیش از 3 میلیون شیء نجومی استفاده کرده است. ب
نقشه های لگاریتمی واقعاً راهی مفید برای تجسم چیزی در اندازه های تصور ناپذیر عظیم جهان قابل مشاهده است ، زیرا هر افزایش در محورها به افزایش 10 برابری می انجامد. تیم پرینستون نمودار را در مجله Astrophysical Journal در سال 2005 منتشر کرد .
در حالی که نقشه های لگاریتمی فوق العاده مفید هستند ، چندان قابل مشاهده نیستند ، بنابراین پابلو کارلوس بوداسی تصمیم گرفت آنرا را کمی خوشایندتر کند.
در تصویر کهکشان راه شیری ، همراه با 100،000 کهکشان همسایه به ترسیم شده است.
https://www.google.com/amp/s/www.sciencealert.com/known-universe-in-one-single-image-logarithmic-artwork-pablo-carlos-budassi/amp
پیوست تصویر
💎 @HIGGS_FIELD
زیبا نیست؟ این تصور مقیاس لگاریتمی مصور جهان قابل مشاهده با مرکزیت منظومه شمسی است.
سیاره های داخلی و خارجی ، کمربند کوئیپر ، ابر اورت ، ستاره آلفا قنطورس ، بازوی پرسئوس ، کهکشان راه شیری ، کهکشان آندرومدا ، دیگر کهکشان های مجاور ، شبکه کیهانی ، تابش مایکروویو کیهانی و پلاسمای نامرئی تولید شده توسط منظومه شمسی ، سیاره های داخلی و خارجی را احاطه کرده اند.
این تصویر هنری که توسط نوازنده و هنرمند پابلو کارلوس بوداسی خلق شده است ، بر اساس نقشه های لگاریتمی جهان که توسط محققان دانشگاه پرینستون گردآوری شده است ، و همچنین تصاویر تهیه شده توسط ناسا بر اساس مشاهدات انجام شده توسط تلسکوپ ها و فضاپیماهای در حال حرکت ، تهیه شده است.
تیم پرینستون ، به سرپرستی منجمان J Richard Gott و Mario Juric ، نقشه لگاریتمی خود از جهان را بر اساس داده های Sloan Digital Sky Survey تهیه کردند.
طی 15 سال گذشته از تلسکوپ نوری 2.5 متری با زاویه دید گسترده در رصدخانه آپاچی پوینت در نیومکزیکو برای ایجاد دقیق ترین نقشه های سه بعدی جهان که تا به حال ساخته شده است ، شامل طیف های بیش از 3 میلیون شیء نجومی استفاده کرده است. ب
نقشه های لگاریتمی واقعاً راهی مفید برای تجسم چیزی در اندازه های تصور ناپذیر عظیم جهان قابل مشاهده است ، زیرا هر افزایش در محورها به افزایش 10 برابری می انجامد. تیم پرینستون نمودار را در مجله Astrophysical Journal در سال 2005 منتشر کرد .
در حالی که نقشه های لگاریتمی فوق العاده مفید هستند ، چندان قابل مشاهده نیستند ، بنابراین پابلو کارلوس بوداسی تصمیم گرفت آنرا را کمی خوشایندتر کند.
در تصویر کهکشان راه شیری ، همراه با 100،000 کهکشان همسایه به ترسیم شده است.
https://www.google.com/amp/s/www.sciencealert.com/known-universe-in-one-single-image-logarithmic-artwork-pablo-carlos-budassi/amp
پیوست تصویر
💎 @HIGGS_FIELD
ScienceAlert
The Entire Known Universe, in a Single Image. Here's What It Looks Like
Isn't it beautiful? This is an illustrated logarithmic scale conception of the observable Universe with the Solar System at the centre.
🔺نسخههای مختلفی از واقعیت در دنیای کوانتوم وجود دارد
سحر الله وردی
بیگ بنگ:
یک مطالعۀ جدید نشان میدهد که ممکن است چند نسخه از واقعیت در یک زمان واحد وجود داشته باشد، حداقل در سطح کوانتوم (دنیای ذرات زیراتمی). محققان توانستند نشان دهند که دو نفری که یک ذرۀ یکسان را مشاهده میکنند میتوانند به نتایج متفاوتی نسبت به حالت ِ آن دست پیدا کنند و هر دو نیز درست بگویند.
در سال ۱۹۶۱، “یوجین ویگنر” برندۀ جایزه نوبل فیزیک ۱۹۶۳ یک آزمایش فکری را معرفی کرد که بعدها به «دوست ویگنر» معروف شد. این آزمایش شامل دو نفر است که یک فوتون(ذرۀ نور) را نگاه میکنند. وقتی یک مشاهدهگر در یک آزمایشگاه ِ جداگانه فوتون را اندازهگیری میکند، قطبش ذره یا محوری که بر روی آن چرخش میکند، عمودی یا افقی است. هرچند، قبل از اندازهگیری نیز، “فوتون” هر دو قطبش را در یک زمان نشان میدهد که در محل تقاطع دو حالت ِ ممکن، وجود دارد.
ذره قطبش ِ ثابت را برای کسی که در آزمایشگاه در حال اندازهگیری است در نظر میگیرد، اما برای کسی که در خارج از آزمایشگاه قرار دارد و از نتایج اندازهگیری اطلاعی ندارد، فوتونِ اندازهگیری نشده در حالت برهمنهی قرار میگیرد. سپس مشاهدۀ فرد ِ بیرون آزمایشگاه از واقعیتِ فردی که درون آزمایشگاه قرار دارد، فرق می کند؛ اما هیچ یک از مشاهداتِ متفاوت بر اساس قوانین “مکانیک کوانتومی” اشتباه نیست!
🔺آزمایش ِ “دوست ویگنر”
در آزمایشات جدیدی که در ۱۳ فوریه در مجله پیش از چاپ arXiv منتشر شد، “مارتین رینگبائر” از دانشگاه اینسبروک اتریش شرایط ِ توصیف شده در آزمایش فکری را تکرار کرد. محققان دو «آزمایشگاه» را برای آزمایشات خود طراحی کردند و دو جفت فوتونِ گرفتار شده را معرفی کردند. فوتونهای درهم تنیده بصورتی به هم چسبیده بودند که اعمالِ اجرا شده در یکی از آنها بر دیگری نیز تأثیر می گذاشت، حتی وقتی دو ذره با فاصله از هم قرار داشتند.
دانشمندان همچنین چهار مشاهدهگر را در سناریو معرفی کردند که «آلیس»، «باب» و «دوستان» هر یک از آنها نامیده شدند. «دوستان» درون آزمایشگاه قرار داشتند، در حالیکه «آلیس و باب» بیرون بودند. آزمایش ِ تداخل، سناریوی “دوست ویگنر” را دو برابر کرد و توانست نتایج را تکرار کند.
محققان نوشتند: «در یک آزمایش ۶ فوتونی متوجه شدیم که سناریوی “دوست ویگنر” بسط پیدا کرده و نابرابری ِ زنگ مانند را تا ۵ انحراف از معیار نقض کرده است. این نتیجهگیری و پژوهش جدید، قدرت زیادی به تفاسیر نظریۀ کوانتومی که قبلأ در یک چارچوب وابسته به مشاهدهگر تنظیم شده و نیازمند بازبینی است، اعطا کرد.»
پیوست آزمایش
https://www.techtimes.com/articles/239995/20190321/different-versions-of-reality-can-exist-in-the-quantum-world-study-finds.htm
💎 @HIGGS_FIELD
سحر الله وردی
بیگ بنگ:
یک مطالعۀ جدید نشان میدهد که ممکن است چند نسخه از واقعیت در یک زمان واحد وجود داشته باشد، حداقل در سطح کوانتوم (دنیای ذرات زیراتمی). محققان توانستند نشان دهند که دو نفری که یک ذرۀ یکسان را مشاهده میکنند میتوانند به نتایج متفاوتی نسبت به حالت ِ آن دست پیدا کنند و هر دو نیز درست بگویند.
در سال ۱۹۶۱، “یوجین ویگنر” برندۀ جایزه نوبل فیزیک ۱۹۶۳ یک آزمایش فکری را معرفی کرد که بعدها به «دوست ویگنر» معروف شد. این آزمایش شامل دو نفر است که یک فوتون(ذرۀ نور) را نگاه میکنند. وقتی یک مشاهدهگر در یک آزمایشگاه ِ جداگانه فوتون را اندازهگیری میکند، قطبش ذره یا محوری که بر روی آن چرخش میکند، عمودی یا افقی است. هرچند، قبل از اندازهگیری نیز، “فوتون” هر دو قطبش را در یک زمان نشان میدهد که در محل تقاطع دو حالت ِ ممکن، وجود دارد.
ذره قطبش ِ ثابت را برای کسی که در آزمایشگاه در حال اندازهگیری است در نظر میگیرد، اما برای کسی که در خارج از آزمایشگاه قرار دارد و از نتایج اندازهگیری اطلاعی ندارد، فوتونِ اندازهگیری نشده در حالت برهمنهی قرار میگیرد. سپس مشاهدۀ فرد ِ بیرون آزمایشگاه از واقعیتِ فردی که درون آزمایشگاه قرار دارد، فرق می کند؛ اما هیچ یک از مشاهداتِ متفاوت بر اساس قوانین “مکانیک کوانتومی” اشتباه نیست!
🔺آزمایش ِ “دوست ویگنر”
در آزمایشات جدیدی که در ۱۳ فوریه در مجله پیش از چاپ arXiv منتشر شد، “مارتین رینگبائر” از دانشگاه اینسبروک اتریش شرایط ِ توصیف شده در آزمایش فکری را تکرار کرد. محققان دو «آزمایشگاه» را برای آزمایشات خود طراحی کردند و دو جفت فوتونِ گرفتار شده را معرفی کردند. فوتونهای درهم تنیده بصورتی به هم چسبیده بودند که اعمالِ اجرا شده در یکی از آنها بر دیگری نیز تأثیر می گذاشت، حتی وقتی دو ذره با فاصله از هم قرار داشتند.
دانشمندان همچنین چهار مشاهدهگر را در سناریو معرفی کردند که «آلیس»، «باب» و «دوستان» هر یک از آنها نامیده شدند. «دوستان» درون آزمایشگاه قرار داشتند، در حالیکه «آلیس و باب» بیرون بودند. آزمایش ِ تداخل، سناریوی “دوست ویگنر” را دو برابر کرد و توانست نتایج را تکرار کند.
محققان نوشتند: «در یک آزمایش ۶ فوتونی متوجه شدیم که سناریوی “دوست ویگنر” بسط پیدا کرده و نابرابری ِ زنگ مانند را تا ۵ انحراف از معیار نقض کرده است. این نتیجهگیری و پژوهش جدید، قدرت زیادی به تفاسیر نظریۀ کوانتومی که قبلأ در یک چارچوب وابسته به مشاهدهگر تنظیم شده و نیازمند بازبینی است، اعطا کرد.»
پیوست آزمایش
https://www.techtimes.com/articles/239995/20190321/different-versions-of-reality-can-exist-in-the-quantum-world-study-finds.htm
💎 @HIGGS_FIELD
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺فوران مغناطیسی عظیم بر سطح خورشید، با اندازه چندین برابر سیاره ما
این فیلم توسط ابزار AIA رصدخانه Solar Dynamics جمع آوری شده است. این فیلم با سرعت 30 فریم در ثانیه پخش می شود، بنابراین هر ثانیه در این ویدیو مربوط به 6 دقیقه زمان واقعی است.
💎 @HIGGS_FIELD
این فیلم توسط ابزار AIA رصدخانه Solar Dynamics جمع آوری شده است. این فیلم با سرعت 30 فریم در ثانیه پخش می شود، بنابراین هر ثانیه در این ویدیو مربوط به 6 دقیقه زمان واقعی است.
💎 @HIGGS_FIELD