💢 ماجرای سوکال:
✔️ که به شوخی فریب دهندهی سوکال نیز معروف است، مربوط به چاپ یک مقاله در باب مفاهیم پسانوگراتوسط آلن سوکال، استاد فیزیک دانشگاه نیویورک می شود . در سال ۱۹۹۶، وی مقالهای در نشریه پسانوگرای متون اجتماعی به چاپ رساند. هدف وی آزمودن سختگیری علمی دبیران این نشریه و نشان دادن امکان سوءاستفاده از مفاهیم علمی در متون پسانوگرا بود.
➿اصل این ماجرا از آن جایی شروع میشود که سوکال، برای آزمودن جامعه متفکر پستمدرن، مقالهای آکنده از لفاظیهای فلسفی، برخی آسمانریسمانهای پسانوگرا و استفادههای کاملاً نارسا، نابهجا یا نادرست بعضی متفکران از مفاهیم علوم طبیعی و نظری از جمله آشوب ، نسبیت عام، فیزیک کوانتوم، در هم تنیدگی، برخال، هندسه نااقلیدسی، مکانیک سیالات و مانند آن - و پیوند دادن آن به هرمنوتیک ، جامعهشناسی، روانشناسی، فمینیسم و نظایر آن را به رشته تحریر درمیآورد و در نشریه Social Text به چاپ میرساند.
➿طنز ماجرا این جا است که این مقاله بیاندازه مغلق و به همان اندازه بیمعنا و بیربط است، ولی چنان روشنفکرمآبانه و ژرف مینماید که هیچیک از اعضای تحریریه این نشریه جرئت ایراد گرفتن به هیچ بخشی از آن را پیدا نمیکنند و چشم بسته دست به انتشارش میزنند.
✔️بعد از چاپ مقاله توسط این نشریه پسانوگرا (پست مدرن) ، سوکال قضیه را لو میدهد و شروع به اثبات این میکند که چطور بهسادگی توانسته دبیران نشریه را با متنی چنین بیربط ولی درستنما مرعوب و آنان را بیهیچ زحمتی راغب به چاپ چنین چرندیاتی بکند. وی سپس همراه با ژان بریکمون، مجموعه تاملات خود را در زمینه سوءاستفادههایی که برخی از متفکران و نظریهپردازان پسانوگرا از مفاهیم و نظریههای علمی کردهاند، در قالب کتاب چرندیات پستمدرن؛ سوءاستفاده روشنفکران پستمدرن از علم گرد میآورد و به چاپ میرساند. ماجرای سوکال در سالهای بعد مبنای کشمکشی شد که به آن «جنگ بین علوم» می گویند.
💢@higgs_field
✔️ که به شوخی فریب دهندهی سوکال نیز معروف است، مربوط به چاپ یک مقاله در باب مفاهیم پسانوگراتوسط آلن سوکال، استاد فیزیک دانشگاه نیویورک می شود . در سال ۱۹۹۶، وی مقالهای در نشریه پسانوگرای متون اجتماعی به چاپ رساند. هدف وی آزمودن سختگیری علمی دبیران این نشریه و نشان دادن امکان سوءاستفاده از مفاهیم علمی در متون پسانوگرا بود.
➿اصل این ماجرا از آن جایی شروع میشود که سوکال، برای آزمودن جامعه متفکر پستمدرن، مقالهای آکنده از لفاظیهای فلسفی، برخی آسمانریسمانهای پسانوگرا و استفادههای کاملاً نارسا، نابهجا یا نادرست بعضی متفکران از مفاهیم علوم طبیعی و نظری از جمله آشوب ، نسبیت عام، فیزیک کوانتوم، در هم تنیدگی، برخال، هندسه نااقلیدسی، مکانیک سیالات و مانند آن - و پیوند دادن آن به هرمنوتیک ، جامعهشناسی، روانشناسی، فمینیسم و نظایر آن را به رشته تحریر درمیآورد و در نشریه Social Text به چاپ میرساند.
➿طنز ماجرا این جا است که این مقاله بیاندازه مغلق و به همان اندازه بیمعنا و بیربط است، ولی چنان روشنفکرمآبانه و ژرف مینماید که هیچیک از اعضای تحریریه این نشریه جرئت ایراد گرفتن به هیچ بخشی از آن را پیدا نمیکنند و چشم بسته دست به انتشارش میزنند.
✔️بعد از چاپ مقاله توسط این نشریه پسانوگرا (پست مدرن) ، سوکال قضیه را لو میدهد و شروع به اثبات این میکند که چطور بهسادگی توانسته دبیران نشریه را با متنی چنین بیربط ولی درستنما مرعوب و آنان را بیهیچ زحمتی راغب به چاپ چنین چرندیاتی بکند. وی سپس همراه با ژان بریکمون، مجموعه تاملات خود را در زمینه سوءاستفادههایی که برخی از متفکران و نظریهپردازان پسانوگرا از مفاهیم و نظریههای علمی کردهاند، در قالب کتاب چرندیات پستمدرن؛ سوءاستفاده روشنفکران پستمدرن از علم گرد میآورد و به چاپ میرساند. ماجرای سوکال در سالهای بعد مبنای کشمکشی شد که به آن «جنگ بین علوم» می گویند.
💢@higgs_field
🔺آنهایی که معتقدند ذهن و بدن چیزهایی جداگانه اند و هر کدام از ما ذهنی داریم و بدنی، دوگانه انگار خوانده میشوند.
Mind-body dualism
✔️کسانی که عقیده دارند امور ذهنی به اعتباری همان امور مادی است و ما چیزی جز گوشت و خون نیستیم و جوهرِ ذهنیِ جدایی نداریم، فیزیکالیست نام دارند.
✔️دوگانه انگاری متضمنِ اعتقاد به وجودِ جوهری غیرمادی-جوهر ذهنی-است. دوگانه انگارها نوعا بر این عقیده اند که بدن و ذهن مجزا هستند که باهم تعامل دارند ولی جدا از هم باقی می مانند. روندهای ذهنی، مثل تفکر، همان روندهای مادی، مانند برانگیختگی سلول های مغزی ، نیستند؛ روندهای ذهنی در ذهن روی می دهند نه در بدن. ذهن مجزا از مغزِ فعال نیست.
✔️دوگانه انگاریِ ذهن و بدن نگرشی است که بسیاری افراد به آن قائلند، علی الخصوص کسانی که به امکانِ حیات آدمی بعد از مرگ جسمانی، خواه به صورتِ زندگی کردن در نوعی عالم ارواح خواه به صورت تناسخ یافتن در بدنی جدید. این نگرش پیشاپیش فرض را بر این می گذارد که آدمیان موجوداتِ مادیِ صرف نیستند، بلکه مهمترین جزء وجود ما ذهنِ غیرمادی یا به تعبیری که غالبا در سیاق های دینی می آید نفس(soul)، است.
✔️#رنه_دکارت احتمالا مشهورترین کسی است که به دوگانه ذهن/بدن معتقد است: این قسم دوگانه انگاری را غالبا دوگانه انگاریِ دکارتی می نامند. (واژه ی Cartesian/دکارتی صفتی است که از نامِ دکارت ماخوذ است).
انگیزه ای قوی برای اعتقاد آوردن به حقانیت دوگانه انگاری،دشواریِ فراروی اغلب ما در فهم این معناست که چگونه چیزی کاملا مادی مثل مغز می تواند الگوهای پیچیده ی فکر و احساس را که به آن آگاهی یا شعور می گوییم پدید آورد.
📚 #الفبای_فلسفه
👤 #نایجل_واربرتون
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✔️ماهیت درد چیست ؟ آگاهی چگونه ایجاد میشود؟ این قبیل پرسش ها در دوران دکارتی باعث گرایش به سمت دوگانه انگاری شد اما بعد ها انتقادهای محکمی نسبت به این تفکر بیان شد ، فیزیکالیسم ایده اکثریت مطلق جوامع علمی گردید و دوگانه انگاری مانند تناسخ و ... لابلای غبار تاریخ برای ابد تبدیل به فسیل شد .
T.me/khyyampoetry
Mind-body dualism
✔️کسانی که عقیده دارند امور ذهنی به اعتباری همان امور مادی است و ما چیزی جز گوشت و خون نیستیم و جوهرِ ذهنیِ جدایی نداریم، فیزیکالیست نام دارند.
✔️دوگانه انگاری متضمنِ اعتقاد به وجودِ جوهری غیرمادی-جوهر ذهنی-است. دوگانه انگارها نوعا بر این عقیده اند که بدن و ذهن مجزا هستند که باهم تعامل دارند ولی جدا از هم باقی می مانند. روندهای ذهنی، مثل تفکر، همان روندهای مادی، مانند برانگیختگی سلول های مغزی ، نیستند؛ روندهای ذهنی در ذهن روی می دهند نه در بدن. ذهن مجزا از مغزِ فعال نیست.
✔️دوگانه انگاریِ ذهن و بدن نگرشی است که بسیاری افراد به آن قائلند، علی الخصوص کسانی که به امکانِ حیات آدمی بعد از مرگ جسمانی، خواه به صورتِ زندگی کردن در نوعی عالم ارواح خواه به صورت تناسخ یافتن در بدنی جدید. این نگرش پیشاپیش فرض را بر این می گذارد که آدمیان موجوداتِ مادیِ صرف نیستند، بلکه مهمترین جزء وجود ما ذهنِ غیرمادی یا به تعبیری که غالبا در سیاق های دینی می آید نفس(soul)، است.
✔️#رنه_دکارت احتمالا مشهورترین کسی است که به دوگانه ذهن/بدن معتقد است: این قسم دوگانه انگاری را غالبا دوگانه انگاریِ دکارتی می نامند. (واژه ی Cartesian/دکارتی صفتی است که از نامِ دکارت ماخوذ است).
انگیزه ای قوی برای اعتقاد آوردن به حقانیت دوگانه انگاری،دشواریِ فراروی اغلب ما در فهم این معناست که چگونه چیزی کاملا مادی مثل مغز می تواند الگوهای پیچیده ی فکر و احساس را که به آن آگاهی یا شعور می گوییم پدید آورد.
📚 #الفبای_فلسفه
👤 #نایجل_واربرتون
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✔️ماهیت درد چیست ؟ آگاهی چگونه ایجاد میشود؟ این قبیل پرسش ها در دوران دکارتی باعث گرایش به سمت دوگانه انگاری شد اما بعد ها انتقادهای محکمی نسبت به این تفکر بیان شد ، فیزیکالیسم ایده اکثریت مطلق جوامع علمی گردید و دوگانه انگاری مانند تناسخ و ... لابلای غبار تاریخ برای ابد تبدیل به فسیل شد .
T.me/khyyampoetry
Telegram
رباعیات خیام
اینجا حـــکم دلـــه ❤🔥
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊 (ساسان)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸How Heisenberg Became Uncertain
Sabin hossenfelder
ترجمه ¹
https://t.me/higgs_group/24234
ترجمه ²
https://t.me/higgs_field/4416
میکروسکوپ ذهنی هایزنبرگ
https://t.me/higgs_field/4411
رابطه ریاضیاتی عدم قطعیت
https://t.me/higgs_field/4412
Sabin hossenfelder
ترجمه ¹
https://t.me/higgs_group/24234
ترجمه ²
https://t.me/higgs_field/4416
میکروسکوپ ذهنی هایزنبرگ
https://t.me/higgs_field/4411
رابطه ریاضیاتی عدم قطعیت
https://t.me/higgs_field/4412
🔺ظهور یافتگی یا برآمدگی #Emergence
✔️ هر طراحی سه بُعدی متشکل از نقاط فاقد بُعد یا خطوط یک بُعدی است . اما از بهم پیوستن نقاط و خطوط که در بُعد محدود هستند میتوان تصاویری سه بُعدی تولید نمود .
مثال بالا چندان دقیق نیست چرا که ظهور یافتگی تنها به اجتماع اعضا و زیر مجموعه ها نمی پردازد بلکه بروز خصوصیتی در مجموعه را مورد بررسی قرار داده که در زیرمجموعه ها وجود ندارد و حاصل تعامل آنهاست.
✔️
✔️ظهور یافتگی در فلسفه، تئوری سیستم ها ، علم و هنر، هنگامی رخ میدهد که "کل چیزی بزرگتر از جمع اعضا باشد"، به این معنی که کل سیستم رفتاری از خود بروز میدهد که اعضایش آن را ندارند. این رفتارها به علت فعل و انفعالات بین اعضا، بروز پیدا میکنند.
✔️ظهور یافتگی نقش کلیدی در نظریه سامانههای پیچیده بازی میکند. همان سان که گفتیم ، پدیدهٔ حیات که در زیستشناسی مورد مطالعه قرار میگیرد.
t.me/higgs_field
✔️ هر طراحی سه بُعدی متشکل از نقاط فاقد بُعد یا خطوط یک بُعدی است . اما از بهم پیوستن نقاط و خطوط که در بُعد محدود هستند میتوان تصاویری سه بُعدی تولید نمود .
مثال بالا چندان دقیق نیست چرا که ظهور یافتگی تنها به اجتماع اعضا و زیر مجموعه ها نمی پردازد بلکه بروز خصوصیتی در مجموعه را مورد بررسی قرار داده که در زیرمجموعه ها وجود ندارد و حاصل تعامل آنهاست.
✔️
پارتیکل های بنیادینی که فاقد مفاهیمی چون احساس ، شعور و آگاهی و حیات هستند هنگامی که در یک مجموعه بنام انسان قرار می گیرند ، خصوصیت تازه ای بنام حیات و آگاهی ایجاد می کنند . ✔️ظهور یافتگی در فلسفه، تئوری سیستم ها ، علم و هنر، هنگامی رخ میدهد که "کل چیزی بزرگتر از جمع اعضا باشد"، به این معنی که کل سیستم رفتاری از خود بروز میدهد که اعضایش آن را ندارند. این رفتارها به علت فعل و انفعالات بین اعضا، بروز پیدا میکنند.
✔️ظهور یافتگی نقش کلیدی در نظریه سامانههای پیچیده بازی میکند. همان سان که گفتیم ، پدیدهٔ حیات که در زیستشناسی مورد مطالعه قرار میگیرد.
t.me/higgs_field
🔺فراکتال، ساختاری هندسی است که با بزرگ کردن هر بخش از این ساختار به نسبت معین، همان ساختار نخستین به دست آید. به گفتاری دیگر فراکتال ساختاری است که هر بخش از آن با کلاش همانند است. فراکتال از دور و نزدیک یکسان دیده میشود. به این ویژگی خودهمانندی گویند.
مثلث سرپینسکی (در زبان لهستانی شرپینسکی ) فراکتالی به شکل کلی یک مثلث متساوی الاضلاع است که بهطور بازگشتی به مثلثهای متساوی الاضلاع کوچکتری تقسیم شدهاست. این فراکتال یکی از نمونههای پایهای مجموعهٔ خود متشابه است.
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/1020
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/1021
ترجمه سحر الله وردی
رفرنس
https://theconversation.com/can-consciousness-be-explained-by-quantum-physics-my-research-takes-us-a-step-closer-to-finding-out-164582
مثلث سرپینسکی (در زبان لهستانی شرپینسکی ) فراکتالی به شکل کلی یک مثلث متساوی الاضلاع است که بهطور بازگشتی به مثلثهای متساوی الاضلاع کوچکتری تقسیم شدهاست. این فراکتال یکی از نمونههای پایهای مجموعهٔ خود متشابه است.
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/1020
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/1021
ترجمه سحر الله وردی
رفرنس
https://theconversation.com/can-consciousness-be-explained-by-quantum-physics-my-research-takes-us-a-step-closer-to-finding-out-164582
🌀مدار سیارکهای خطرناک
آیا سیارکها خطرناک هستند؟ بعضی از آنها بله، اما احتمال برخورد یک سیارک خطرناک به زمین در یک سال پایین است. از آنجایی که برخی رویدادهای انقراض جمعی در گذشته به برخورد سیارکی مرتبط هستند، بشر سعی دارد سیارکهای خطرناک را کشف و طبقهبندی کند، زیرا ممکن است روزی بر حیات در زمین نیز تاثیر بگذارند.
در این تصویر، مدارهای بیش از هزار سیارک خطرناک را میبینیم. اگر این اجرام فضایی بیشتر از ۷.۵ میلیون کیلومتر به زمین نزدیک شوند(حدود ۲۰ برابر فاصله تا ماه) و قطر آنها بزرگتر از ۱۴۰ متر باشد، ناسا آنها را به عنوان جرم بالقوه خطرناک یا به اختصار PHO طبقهبندی میکند. اگرچه هیچ یک از آنها در ۱۰۰ سال آینده با زمین برخورد نخواهند کرد. نکتۀ مهم این است که تمام سیارکهای خطرناک کشف نشدهاند و طی ۱۰۰ سال گذشته، کشف مدار بسیاری از آنها دشوار بوده است.
بیگ بنگ
t.me/higgs_field
آیا سیارکها خطرناک هستند؟ بعضی از آنها بله، اما احتمال برخورد یک سیارک خطرناک به زمین در یک سال پایین است. از آنجایی که برخی رویدادهای انقراض جمعی در گذشته به برخورد سیارکی مرتبط هستند، بشر سعی دارد سیارکهای خطرناک را کشف و طبقهبندی کند، زیرا ممکن است روزی بر حیات در زمین نیز تاثیر بگذارند.
در این تصویر، مدارهای بیش از هزار سیارک خطرناک را میبینیم. اگر این اجرام فضایی بیشتر از ۷.۵ میلیون کیلومتر به زمین نزدیک شوند(حدود ۲۰ برابر فاصله تا ماه) و قطر آنها بزرگتر از ۱۴۰ متر باشد، ناسا آنها را به عنوان جرم بالقوه خطرناک یا به اختصار PHO طبقهبندی میکند. اگرچه هیچ یک از آنها در ۱۰۰ سال آینده با زمین برخورد نخواهند کرد. نکتۀ مهم این است که تمام سیارکهای خطرناک کشف نشدهاند و طی ۱۰۰ سال گذشته، کشف مدار بسیاری از آنها دشوار بوده است.
بیگ بنگ
t.me/higgs_field
🔺درک مکانیک کوانتومی " بر هم نهی و درهم تنیدگی Superposition and Entanglement"
سابین هوسنفلدر
پارت اول
اگر یک چیز در مورد مکانیک کوانتوم را خوب بدانیم این است که گربه شرودینگر هم مرده است و هم زنده. این چیزی است که فیزیکدانان آن را "برهم نهی super position " می نامند. اما این واقعا به چه معناست؟ و چه ربطی به درهم تنیدگی دارد؟ این همان چیزی است که ما امروز در مورد آن صحبت خواهیم کرد.
نکته کلیدی برای درک super position این است که نگاهی به نحوه عملکرد مکانیک کوانتومی داشته باشیم. در مکانیک کوانتومی ، هیچ ذره ای وجود ندارد و هیچ موج و هتا هیچ گربه ای نیز وجود ندارد.
همه چیز با یک تابع موج توصیف می شود که معمولاً با حرف یونانی Ψ (Psi) نشان داده می شود. Ψ (Psi) یک تابع با ارزشگزاری شده پیچیده است و از مربع قدر مطلق آن تابع احتمالات اندازه گیری probability of measurement استخراج می گردد ، به عنوان مثال ، آیا گربه مرده است یا ذره وارد آشکارساز چپ شده است و غیره.
اما چگونه می دانیم که تابع موج چه کار می کند؟ ما برای این معادله داریم که معادله به اصطلاح شرودینگر است. اینکه این معادله دقیقاً چگونه به نظر می رسد چندان مهم نیست. نکته مهم این است که راه حل های این معادله موارد احتمالاتی هستند که سیستم می تواند به خود بگیرد. معادله شرودینگر دارای ویژگی بسیار مهمی است. اگر دو راه حل برای معادله دارید ، مجموع آن دو راه حل با پیش فاکتورهای دلخواه نیز یک راه حل است.
و این همان چیزی است که "super position" نامیده می شود. مجموعی از دو حالت با پیش فاکتورهای دلخواه است. واقعاً اسرارآمیزتر از آنچه هست به نظر می رسد.
این بدان معناست که اگر دو راه حل معادله شرودینگر دارید که مجموع هر دو حالت سیستم ، منطبق با موقعیت های واقع گرایانه realistic هست ، بنابراین هرگونه برهم نهی آنها نیز منطقی ، و با یک موقعیت واقع گرایانه مطابقت دارد. این ایده از این جا سرچشمه می گیرد که اگر گربه می تواند مرده باشد و گربه می تواند زنده باشد ، گربه نیز می تواند در ترکیب فوق زنده و مرده قرار گیرد. که برخی از اشخاص به این معنی آنرا تفسیر می کنند که گربه نه مرده است و نه زنده ، اما به نوعی ، هر دو ، تا زمانی که آن را اندازه گیری نکنید. به لحاظ شخصی من یک ابزار گرا هستم و معنی خاصی به چنین برهم نهی نمی دهم. این فقط یک ابزار ریاضی برای پیش بینی نتیجه اندازه گیری شده است.
با این وجود ، صحبت در مورد سوپرپوزشن ها چندان مفید نیست ، زیرا "برهم نهی" یک اصطلاح مطلق نیست. فقط منطقی است که در مورد برهم نهی چیزی صحبت کنیم. تابع موج می تواند برهم نهی مثلا دو مکان متفاوت باشد. اما منطقی نیست که بگوییم این چرخه ی برهم نهی است.
برای درک علت ، اجازه دهید از مثال ساده فقط دو راه حل Ψ1 و Ψ2 استفاده کنیم. حال بیایید دو رابطه روبرو ایجاد کنیم که مجموع و تفاوت دو راه حل اصلی Ψ1 و Ψ2 است. سپس دو راه حل جدید دارید ، بگذارید آنها را Ψ3 و Ψ4 بنامیم. اما اکنون می توانید اصل Ψ1 و Ψ2 را به عنوان برهم نهی Ψ3 و Ψ4 بنویسید. بنابراین کدام یک بر هم نهی است؟ خوب ، جوابی برای این وجود ندارد. برهم نهی یک اصطلاح مطلق نیست. بستگی به انتخاب مجموعه خاصی از راه حل ها دارد. به عنوان مثال ، می توانید بگویید که گربه شرودینگر در بر هم نهی مرده و زنده نیست ، بلکه در حالت غیر برهم نهاده ای از مرگ و زندگی قرار گرفته است. از نظر ریاضی این پاسخ به همان اندازه حالت سوپر پوزیشن خوب است.
بنابراین ، سوپرپوزیشن جمع هایی با فاکتور های اولیه هستند و فقط هنگامی که در مورد برهم نهی چیزی صحبت کنیم ، منطقی خواهد بود . به یک معنا ، باید بگویم ، سوپرپوزیشن ها واقعاً چندان جالب نیستند.
t.me/higgs_field
سابین هوسنفلدر
پارت اول
اگر یک چیز در مورد مکانیک کوانتوم را خوب بدانیم این است که گربه شرودینگر هم مرده است و هم زنده. این چیزی است که فیزیکدانان آن را "برهم نهی super position " می نامند. اما این واقعا به چه معناست؟ و چه ربطی به درهم تنیدگی دارد؟ این همان چیزی است که ما امروز در مورد آن صحبت خواهیم کرد.
نکته کلیدی برای درک super position این است که نگاهی به نحوه عملکرد مکانیک کوانتومی داشته باشیم. در مکانیک کوانتومی ، هیچ ذره ای وجود ندارد و هیچ موج و هتا هیچ گربه ای نیز وجود ندارد.
همه چیز با یک تابع موج توصیف می شود که معمولاً با حرف یونانی Ψ (Psi) نشان داده می شود. Ψ (Psi) یک تابع با ارزشگزاری شده پیچیده است و از مربع قدر مطلق آن تابع احتمالات اندازه گیری probability of measurement استخراج می گردد ، به عنوان مثال ، آیا گربه مرده است یا ذره وارد آشکارساز چپ شده است و غیره.
اما چگونه می دانیم که تابع موج چه کار می کند؟ ما برای این معادله داریم که معادله به اصطلاح شرودینگر است. اینکه این معادله دقیقاً چگونه به نظر می رسد چندان مهم نیست. نکته مهم این است که راه حل های این معادله موارد احتمالاتی هستند که سیستم می تواند به خود بگیرد. معادله شرودینگر دارای ویژگی بسیار مهمی است. اگر دو راه حل برای معادله دارید ، مجموع آن دو راه حل با پیش فاکتورهای دلخواه نیز یک راه حل است.
و این همان چیزی است که "super position" نامیده می شود. مجموعی از دو حالت با پیش فاکتورهای دلخواه است. واقعاً اسرارآمیزتر از آنچه هست به نظر می رسد.
این بدان معناست که اگر دو راه حل معادله شرودینگر دارید که مجموع هر دو حالت سیستم ، منطبق با موقعیت های واقع گرایانه realistic هست ، بنابراین هرگونه برهم نهی آنها نیز منطقی ، و با یک موقعیت واقع گرایانه مطابقت دارد. این ایده از این جا سرچشمه می گیرد که اگر گربه می تواند مرده باشد و گربه می تواند زنده باشد ، گربه نیز می تواند در ترکیب فوق زنده و مرده قرار گیرد. که برخی از اشخاص به این معنی آنرا تفسیر می کنند که گربه نه مرده است و نه زنده ، اما به نوعی ، هر دو ، تا زمانی که آن را اندازه گیری نکنید. به لحاظ شخصی من یک ابزار گرا هستم و معنی خاصی به چنین برهم نهی نمی دهم. این فقط یک ابزار ریاضی برای پیش بینی نتیجه اندازه گیری شده است.
با این وجود ، صحبت در مورد سوپرپوزشن ها چندان مفید نیست ، زیرا "برهم نهی" یک اصطلاح مطلق نیست. فقط منطقی است که در مورد برهم نهی چیزی صحبت کنیم. تابع موج می تواند برهم نهی مثلا دو مکان متفاوت باشد. اما منطقی نیست که بگوییم این چرخه ی برهم نهی است.
برای درک علت ، اجازه دهید از مثال ساده فقط دو راه حل Ψ1 و Ψ2 استفاده کنیم. حال بیایید دو رابطه روبرو ایجاد کنیم که مجموع و تفاوت دو راه حل اصلی Ψ1 و Ψ2 است. سپس دو راه حل جدید دارید ، بگذارید آنها را Ψ3 و Ψ4 بنامیم. اما اکنون می توانید اصل Ψ1 و Ψ2 را به عنوان برهم نهی Ψ3 و Ψ4 بنویسید. بنابراین کدام یک بر هم نهی است؟ خوب ، جوابی برای این وجود ندارد. برهم نهی یک اصطلاح مطلق نیست. بستگی به انتخاب مجموعه خاصی از راه حل ها دارد. به عنوان مثال ، می توانید بگویید که گربه شرودینگر در بر هم نهی مرده و زنده نیست ، بلکه در حالت غیر برهم نهاده ای از مرگ و زندگی قرار گرفته است. از نظر ریاضی این پاسخ به همان اندازه حالت سوپر پوزیشن خوب است.
بنابراین ، سوپرپوزیشن جمع هایی با فاکتور های اولیه هستند و فقط هنگامی که در مورد برهم نهی چیزی صحبت کنیم ، منطقی خواهد بود . به یک معنا ، باید بگویم ، سوپرپوزیشن ها واقعاً چندان جالب نیستند.
t.me/higgs_field
Telegram
کوانتوم مکانیک
🔺درک مکانیک کوانتومی " بر هم نهی و درهم تنیدگی Superposition and Entanglement"
سابین هوسنفلدر
پارت اول(ترجمه)
https://t.me/higgs_field/4427
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4434
سابین هوسنفلدر
پارت اول(ترجمه)
https://t.me/higgs_field/4427
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4434
🔺
🔺زنده یاد اخترفیزیکدان آمریکائی
👤 #کارل #سیگن
t.me/higgs_field
حقیقت ممکن است گیج کننده باشد. احتمال دارد فهمش نیاز به تلاش بیشتری داشته باشد. ممکن است برخلاف شهود ما باشد. ممکن است باورهای عمیقاً مقدس ما را نقض کند. ممکن است با آنچه ما ناامیدانه می خواهیم حقیقت داشته باشد، انطباق نداشته باشد. اما حقیقت به هیچیک از ترجیحات ما توجه نمی کند.
🔺زنده یاد اخترفیزیکدان آمریکائی
👤 #کارل #سیگن
t.me/higgs_field
🔺عدم قطعیت پدیده ای مخصوص جهان میکرو است و در ماکرو چندان اثری از آن نمی بینیم.
طبق این اصل مشخص کردن همزمان موقعیت و تکانه در قلمرو کوانتومی امری غیر ممکن است بطوری که دقت در محاسبه مکان باعث افت دقت در محاسبه تکانه میگردد.
روشی که هایزنبرگ برای محاسبه مکان یک الکترون استفاده کرد تابانیدن یک فوتون به الکترون مربوط بود.
تکانه الکترون با جذب انرژی فوتون از رابطه ی تکانه که برابر جرم mass ضربدر بردار سرعت velocity است افزایش یافته و الکترون در حالت برانگیخته excited state قرار می گیرد و سپس با تابش این فوتون در جهت خاص مکان خود را اشکار می سازد.
و به حالت پایه می رود.
اگر تکانه حمل شده توسط فوتون بالا باشد چه بسا باعث تغییر جهت الکترون شود
🔺اما در بحث تکانه باتوجه به محدودیت سرعت c برای ذرات و با در نظر گرفتن تکانه کل که حاصل جمع تکانه خطی و زاویه ای ذرات است نتیجه می گیریم که تکانه ذرات وابسته به طول موج این ذرات است.موج در بخشی از فضا قرار می گیرد لاجرم هر میزان دقت در اندازه گیری تکانه را بالا ببریم مجبوریم بخش بزرگتری از فضا را برای اشکار سازی تکانه در نظر بگیریم.
t.me/higgs_field
طبق این اصل مشخص کردن همزمان موقعیت و تکانه در قلمرو کوانتومی امری غیر ممکن است بطوری که دقت در محاسبه مکان باعث افت دقت در محاسبه تکانه میگردد.
روشی که هایزنبرگ برای محاسبه مکان یک الکترون استفاده کرد تابانیدن یک فوتون به الکترون مربوط بود.
تکانه الکترون با جذب انرژی فوتون از رابطه ی تکانه که برابر جرم mass ضربدر بردار سرعت velocity است افزایش یافته و الکترون در حالت برانگیخته excited state قرار می گیرد و سپس با تابش این فوتون در جهت خاص مکان خود را اشکار می سازد.
و به حالت پایه می رود.
اگر تکانه حمل شده توسط فوتون بالا باشد چه بسا باعث تغییر جهت الکترون شود
🔺اما در بحث تکانه باتوجه به محدودیت سرعت c برای ذرات و با در نظر گرفتن تکانه کل که حاصل جمع تکانه خطی و زاویه ای ذرات است نتیجه می گیریم که تکانه ذرات وابسته به طول موج این ذرات است.موج در بخشی از فضا قرار می گیرد لاجرم هر میزان دقت در اندازه گیری تکانه را بالا ببریم مجبوریم بخش بزرگتری از فضا را برای اشکار سازی تکانه در نظر بگیریم.
t.me/higgs_field
🔺برای یک فیزیک دوست ، لذت بردن از مناظر زیبای طبیعی مشروط به درک و فهم تعاملات و ساختار سیستمیک طبیعت است .
#Physics_Lover
t.me/higgs_field
#Physics_Lover
t.me/higgs_field
🔺درک مکانیک کوانتومی " بر هم نهی و درهم تنیدگی Superposition and Entanglement"
سابین هوسنفلدر
پارت دوم
🔺درهم تنیدگی entanglement بسیار جذاب تر است ، جایی که پیشوند quantum-ness کوانتومی در مکانیک کوانتومی واقعاً می درخشد. برای درک در هم تنیدگی ، اجازه دهید به یک مثال ساده نگاه کنیم. فرض کنید ذره ای دارید که فروپاشیده می شود اما برخی قوانین حفظ شده است. واقعاً مهم نیست که کدام ، اما بگذارید بگوییم که spin اسپین است .
ذره دارای اسپین صفر است . این ذره به دو ذره دیگر طی فروپاشی decay , تبدیل می شود ، یکی به سمت چپ و دیگری به راست حرکت می کنند. اما اکنون فرض کنیم که هر یک از ذرات جدید فقط می توانند اسپین بعلاوه یا منفی 1 داشته باشند. این بدان معناست که یا ذره ای که به سمت چپ می رود دارای اسپین + 1 و ذره ای که به سمت چپ می چرخد - 1 است. یا برعکس ، ذره ای که به چپ می رود دارای چرخش - 1 و ذره ای که به سمت راست می رود دارای چرخش + 1 است.
در این مورد ، مکانیک کوانتومی به شما می گوید که حالت در برهم نهی دو نتیجه احتمالی فروپاشی قرار دارد. اما اینجا نکته مربوطه است ، که اکنون راه حل های سیستم دوگانه ، که هر ذره در برهم نهی قرار دارند که حاوی دو ذره است. از نظر ریاضی این بدان معناست که شما مجموعه ای از توابع موج دارید. و در چنین موردی ما می گوییم که این دو ذره "درهم تنیده" هستند. اگر اسپین یک ذره را اندازه گیری کنید ، این امر چیزی در مورد اسپین ذره دیگر به شما می گوید. این دو با هم مرتبط هستند.
🔺 و به نظر می رسد که کاملاً محلی نیست ، اما ما در مورد محلی بودن مکانیک کوانتومی یا خیر در زمان های دیگر صحبت خواهیم کرد.
برای امروز ، نکته مهم این است که گرفتاری به نحوه انتخاب راه حل های معادله شرودینگر بستگی ندارد. یک حالت یا در هم تنیده شده یا نشده . و در حالی که درهم تنیدگی نوعی برهم نهی است ،اما هر برهم نهی ، درهم تنیده نیست.
یکی از ویژگیهای عجیب مکانیک کوانتومی این است که روی سوپر پوزیشن حالتهای غیر کوانتومی ماکروسکوپی ، مانند گربه مرده و زنده ، به سرعت با محیط خود در هم تنیده می شود ، که باعث می شود خواص کوانتومی در فرآیندی به نام "decoherence" از بین برود. زمان دیگری در این مورد صحبت خواهیم کرد ، پس با ما همراه باشید.
پایان
t.me/higgs_field
سابین هوسنفلدر
پارت دوم
🔺درهم تنیدگی entanglement بسیار جذاب تر است ، جایی که پیشوند quantum-ness کوانتومی در مکانیک کوانتومی واقعاً می درخشد. برای درک در هم تنیدگی ، اجازه دهید به یک مثال ساده نگاه کنیم. فرض کنید ذره ای دارید که فروپاشیده می شود اما برخی قوانین حفظ شده است. واقعاً مهم نیست که کدام ، اما بگذارید بگوییم که spin اسپین است .
ذره دارای اسپین صفر است . این ذره به دو ذره دیگر طی فروپاشی decay , تبدیل می شود ، یکی به سمت چپ و دیگری به راست حرکت می کنند. اما اکنون فرض کنیم که هر یک از ذرات جدید فقط می توانند اسپین بعلاوه یا منفی 1 داشته باشند. این بدان معناست که یا ذره ای که به سمت چپ می رود دارای اسپین + 1 و ذره ای که به سمت چپ می چرخد - 1 است. یا برعکس ، ذره ای که به چپ می رود دارای چرخش - 1 و ذره ای که به سمت راست می رود دارای چرخش + 1 است.
در این مورد ، مکانیک کوانتومی به شما می گوید که حالت در برهم نهی دو نتیجه احتمالی فروپاشی قرار دارد. اما اینجا نکته مربوطه است ، که اکنون راه حل های سیستم دوگانه ، که هر ذره در برهم نهی قرار دارند که حاوی دو ذره است. از نظر ریاضی این بدان معناست که شما مجموعه ای از توابع موج دارید. و در چنین موردی ما می گوییم که این دو ذره "درهم تنیده" هستند. اگر اسپین یک ذره را اندازه گیری کنید ، این امر چیزی در مورد اسپین ذره دیگر به شما می گوید. این دو با هم مرتبط هستند.
🔺 و به نظر می رسد که کاملاً محلی نیست ، اما ما در مورد محلی بودن مکانیک کوانتومی یا خیر در زمان های دیگر صحبت خواهیم کرد.
برای امروز ، نکته مهم این است که گرفتاری به نحوه انتخاب راه حل های معادله شرودینگر بستگی ندارد. یک حالت یا در هم تنیده شده یا نشده . و در حالی که درهم تنیدگی نوعی برهم نهی است ،اما هر برهم نهی ، درهم تنیده نیست.
یکی از ویژگیهای عجیب مکانیک کوانتومی این است که روی سوپر پوزیشن حالتهای غیر کوانتومی ماکروسکوپی ، مانند گربه مرده و زنده ، به سرعت با محیط خود در هم تنیده می شود ، که باعث می شود خواص کوانتومی در فرآیندی به نام "decoherence" از بین برود. زمان دیگری در این مورد صحبت خواهیم کرد ، پس با ما همراه باشید.
پایان
t.me/higgs_field
Telegram
کوانتوم مکانیک
🔺درک مکانیک کوانتومی " بر هم نهی و درهم تنیدگی Superposition and Entanglement"
سابین هوسنفلدر
پارت اول(ترجمه)
https://t.me/higgs_field/4427
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4434
سابین هوسنفلدر
پارت اول(ترجمه)
https://t.me/higgs_field/4427
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4434
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺Physicist Despairs over Vacuum Energy
Sabine hossenfelder
Vaccum Energy
( translate )
Part¹
https://t.me/higgs_field/4436
Part²
https://t.me/higgs_field/4443
پیوست
https://t.me/higgs_field/4437
کامل شد.
Sabine hossenfelder
Vaccum Energy
( translate )
Part¹
https://t.me/higgs_field/4436
Part²
https://t.me/higgs_field/4443
پیوست
https://t.me/higgs_field/4437
کامل شد.
🔺Physicist Despairs over Vacuum Energy
Sabine hossenfelder
( translate )
Part¹
✔️ فیزیکدان محو در انرژی خلاء
🔺انرژی خلا در اطراف ما وجود دارد ، باعث می شود جهان با نوسانات کوانتومی پیش از اینکه در مورد چاکراهای انرژی و درمان کوانتومی بشنوید ، توسعه یابد.
حتی بسیاری از فیزیکدانان و نویسندگان علوم در مورد اینکه انرژی خلاء چیست بسیار گیج شده اند. اما ناامید نشوید ، در پایان این فرتور خواهید فهمید همان چیزی نبوده که به شما گفته اند.
این محتوا به دلیل نامه ای که در شماره ژوئن 2021 نشریه Scientific American منتشر شد ، از استیصال من بیرون آمد. این سوال در مورد مقاله ای در مورد گسترش سریع جهان است و به شرح زیر است:
در مقالهی " معمای کیهان " کلارا مسکوویتز Clara Moskowitz ، توضیح می دهد که چگونه محتمل ترین علت انبساط شتاب-دار عالم یا یونیورس " انرژی خلاء Vaccum Energy " است ، اثر ذرات مجازی در حال ظاهر شدن و از بین رفتن است ، اما توضیح نمی دهد که چرا انرژی خلا باعث انبساط جهان می شود. شخصا فکر می کنم اگر فضا از ذرات مجازی در حال نوسان پر شود ، آنها به طور جمعی نیروی گرانشی عظیمی را اعمال می کنند که با انبساط مقابله می کند. "
که ویرایشگر مقاله به آن پاسخ می دهد:
🔺"انرژی خلا مثبت است و دارای چگالی ثابتی در فضا است. بنابراین ، افزایش حجم فضا باعث افزایش کل مقدار انرژی خلاء می شود که جای مطالعه دارد. این اثر عکس حالت گاز است که با انبساط انرژی و چگالی آن کاهش می یابد. هنگامی که این اتفاق می افتد ، گاز فشار مثبت را اعمال می کند. در مقابل ، از آنجا که انرژی خلا مثبت است ، فشار منفی وارد می کند ، بنابراین کهکشان ها در بزرگترین مقیاس از هم دور می شوند ، نه به هم.
من این پاسخ را نفهمیدم کمی شرم آور است زیرا من یکی از افرادی هستم که نامم در مقاله اصلی نقل شده است. بنابراین می خواهم این موضوع را با جزئیات بیشتری بررسی کنم.
اول از همه ، نوبت اصطلاحات است. انرژی خلا چیست و چرا مهم است؟
اگر جاذبه را کنار بگذاریم ، نمی توانیم انرژی های مطلق را اندازه گیری کنیم. ما فقط تفاوت های مقادیر انرژی را اندازه گیری می کنیم (نسبیت گرایی نقطه مقابل مطلق گرایی ) . احتمالاً این را از کلاس الکترونیک خود به یاد می آورید ، هرگز انرژی پتانسیل الکتریکی را اندازه گیری نمی کنید ، اختلاف موجود در آن را اندازه گیری می کنید ، این همان چیزی است که جریان را ایجاد می کند یعنی اختلاف پتانسیل . مثل اینکه لیست بلندی از مقایسه قد دارید ، پیتر 2 اینچ از مری و مری یک اینچ از باب و باب 5 اینچ از آلیس کوچکتر است. اما شما قد مطلق هیچکس را نمی دانید. انرژی ها اینطور هستند.
در حال حاضر ، موضوع این است که شما فقط می توانید اختلاف انرژی را اندازه گیری کنید - به شرطی که گرانش را نادیده بگیرید. زیرا همه انواع انرژی دارای کشش گرانشی هستند (با گرانش در اندرکنش هستند)و برای همین کشش گرانشی است که مطلق است و همین اهمیت دارد نه نسبی.
بنابراین صحبت از انرژی های مطلق در نسبیت عام ، نظریه گرانش اینشتین ، اهمیت پیدا می کند. بله ، دوباره #انیشتین .
حال ، اگر می خواهیم ارزش مطلق انرژیها را دریابیم ، باید این کار را فقط در یک مورد انجام دهیم ، زیرا اختلاف انرژی را می دانیم. به مقایسه های قد فکر کنید. اگر طول قد همه اشخاص را نسبی را می دانید ، کافی است قد مطلق یک نفر را اندازه گیری کنید ، مثلاً پائول ، برای دانستن قد مطلق همه کافی است. در نسبیت عام ، ما قد پائول را اندازه گیری نمی کنیم ، خلا را اندازه می گیریم.
🔺چطور این کار را انجام می دهیم؟ برای این منظور باید به معادلات اینشتین برای نسبیت عام نگاهی بیندازیم.
✔️ اینجا
معادلات بالا "معادلات میدان اینشتین" نامیده می شوند. آنها دارای دو ثابت هستند ، بنابراین مقدار یکسانی در هر نقطه از فضا و در هر لحظه از زمان دارند. ثابت شتاب جهانی گرانش G ، ثابت نیوتن است و قدرت گرانش را تعیین می کند. دیگری ، لامبدا ، ثابت کیهان شناسی نامیده می شود. R ها در اینجا خمیدگی فضا-زمان را تعیین می کنند.
و این عبارت با T شامل انواع دیگر انرژی ها ، ذرات و تابش و غیره است. این بدان معناست که اگر عبارت T را روی صفر قرار دهیم ، فضای خالی داریم. بنابراین می توانید لامبدا را به عنوان چگالی انرژی خلاء تفسیر کنید. بنابراین ، نه کل انرژی ، بلکه انرژی در یکای حجم. اگر جهان منبسط شود این چگالی انرژی خلاء کاهش نمی یابد زیرا این خاصیت فضا-زمان است.
t.me/higgs_field
Sabine hossenfelder
( translate )
Part¹
✔️ فیزیکدان محو در انرژی خلاء
🔺انرژی خلا در اطراف ما وجود دارد ، باعث می شود جهان با نوسانات کوانتومی پیش از اینکه در مورد چاکراهای انرژی و درمان کوانتومی بشنوید ، توسعه یابد.
حتی بسیاری از فیزیکدانان و نویسندگان علوم در مورد اینکه انرژی خلاء چیست بسیار گیج شده اند. اما ناامید نشوید ، در پایان این فرتور خواهید فهمید همان چیزی نبوده که به شما گفته اند.
این محتوا به دلیل نامه ای که در شماره ژوئن 2021 نشریه Scientific American منتشر شد ، از استیصال من بیرون آمد. این سوال در مورد مقاله ای در مورد گسترش سریع جهان است و به شرح زیر است:
در مقالهی " معمای کیهان " کلارا مسکوویتز Clara Moskowitz ، توضیح می دهد که چگونه محتمل ترین علت انبساط شتاب-دار عالم یا یونیورس " انرژی خلاء Vaccum Energy " است ، اثر ذرات مجازی در حال ظاهر شدن و از بین رفتن است ، اما توضیح نمی دهد که چرا انرژی خلا باعث انبساط جهان می شود. شخصا فکر می کنم اگر فضا از ذرات مجازی در حال نوسان پر شود ، آنها به طور جمعی نیروی گرانشی عظیمی را اعمال می کنند که با انبساط مقابله می کند. "
که ویرایشگر مقاله به آن پاسخ می دهد:
🔺"انرژی خلا مثبت است و دارای چگالی ثابتی در فضا است. بنابراین ، افزایش حجم فضا باعث افزایش کل مقدار انرژی خلاء می شود که جای مطالعه دارد. این اثر عکس حالت گاز است که با انبساط انرژی و چگالی آن کاهش می یابد. هنگامی که این اتفاق می افتد ، گاز فشار مثبت را اعمال می کند. در مقابل ، از آنجا که انرژی خلا مثبت است ، فشار منفی وارد می کند ، بنابراین کهکشان ها در بزرگترین مقیاس از هم دور می شوند ، نه به هم.
من این پاسخ را نفهمیدم کمی شرم آور است زیرا من یکی از افرادی هستم که نامم در مقاله اصلی نقل شده است. بنابراین می خواهم این موضوع را با جزئیات بیشتری بررسی کنم.
اول از همه ، نوبت اصطلاحات است. انرژی خلا چیست و چرا مهم است؟
اگر جاذبه را کنار بگذاریم ، نمی توانیم انرژی های مطلق را اندازه گیری کنیم. ما فقط تفاوت های مقادیر انرژی را اندازه گیری می کنیم (نسبیت گرایی نقطه مقابل مطلق گرایی ) . احتمالاً این را از کلاس الکترونیک خود به یاد می آورید ، هرگز انرژی پتانسیل الکتریکی را اندازه گیری نمی کنید ، اختلاف موجود در آن را اندازه گیری می کنید ، این همان چیزی است که جریان را ایجاد می کند یعنی اختلاف پتانسیل . مثل اینکه لیست بلندی از مقایسه قد دارید ، پیتر 2 اینچ از مری و مری یک اینچ از باب و باب 5 اینچ از آلیس کوچکتر است. اما شما قد مطلق هیچکس را نمی دانید. انرژی ها اینطور هستند.
در حال حاضر ، موضوع این است که شما فقط می توانید اختلاف انرژی را اندازه گیری کنید - به شرطی که گرانش را نادیده بگیرید. زیرا همه انواع انرژی دارای کشش گرانشی هستند (با گرانش در اندرکنش هستند)و برای همین کشش گرانشی است که مطلق است و همین اهمیت دارد نه نسبی.
بنابراین صحبت از انرژی های مطلق در نسبیت عام ، نظریه گرانش اینشتین ، اهمیت پیدا می کند. بله ، دوباره #انیشتین .
حال ، اگر می خواهیم ارزش مطلق انرژیها را دریابیم ، باید این کار را فقط در یک مورد انجام دهیم ، زیرا اختلاف انرژی را می دانیم. به مقایسه های قد فکر کنید. اگر طول قد همه اشخاص را نسبی را می دانید ، کافی است قد مطلق یک نفر را اندازه گیری کنید ، مثلاً پائول ، برای دانستن قد مطلق همه کافی است. در نسبیت عام ، ما قد پائول را اندازه گیری نمی کنیم ، خلا را اندازه می گیریم.
🔺چطور این کار را انجام می دهیم؟ برای این منظور باید به معادلات اینشتین برای نسبیت عام نگاهی بیندازیم.
✔️ اینجا
معادلات بالا "معادلات میدان اینشتین" نامیده می شوند. آنها دارای دو ثابت هستند ، بنابراین مقدار یکسانی در هر نقطه از فضا و در هر لحظه از زمان دارند. ثابت شتاب جهانی گرانش G ، ثابت نیوتن است و قدرت گرانش را تعیین می کند. دیگری ، لامبدا ، ثابت کیهان شناسی نامیده می شود. R ها در اینجا خمیدگی فضا-زمان را تعیین می کنند.
و این عبارت با T شامل انواع دیگر انرژی ها ، ذرات و تابش و غیره است. این بدان معناست که اگر عبارت T را روی صفر قرار دهیم ، فضای خالی داریم. بنابراین می توانید لامبدا را به عنوان چگالی انرژی خلاء تفسیر کنید. بنابراین ، نه کل انرژی ، بلکه انرژی در یکای حجم. اگر جهان منبسط شود این چگالی انرژی خلاء کاهش نمی یابد زیرا این خاصیت فضا-زمان است.
t.me/higgs_field
Telegram
کوانتوم مکانیک
🔺Physicist Despairs over Vacuum Energy
Sabine hossenfelder
Vaccum Energy
( translate )
Part¹
https://t.me/higgs_field/4436
Part²
https://t.me/higgs_field/4443
پیوست
https://t.me/higgs_field/4437
کامل شد.
Sabine hossenfelder
Vaccum Energy
( translate )
Part¹
https://t.me/higgs_field/4436
Part²
https://t.me/higgs_field/4443
پیوست
https://t.me/higgs_field/4437
کامل شد.
کوانتوم مکانیک🕊
🔺Physicist Despairs over Vacuum Energy Sabine hossenfelder ( translate ) Part¹ ✔️ فیزیکدان محو در انرژی خلاء 🔺انرژی خلا در اطراف ما وجود دارد ، باعث می شود جهان با نوسانات کوانتومی پیش از اینکه در مورد چاکراهای انرژی و درمان کوانتومی بشنوید ، توسعه یابد.…
پیوست
🔺معادلات میدان گرانشی #انیشتین
✔️معادلات بالا "معادلات میدان اینشتین" نامیده می شوند. آنها دارای دو ثابت هستند ، بنابراین مقدار یکسانی در هر نقطه از فضا و در هر لحظه از زمان دارند. ثابت شتاب جهانی گرانش G ، ثابت نیوتن است و قدرت گرانش را تعیین می کند. دیگری ، لامبدا ، ثابت کیهان شناسی نامیده می شود. R ها در اینجا خمیدگی فضا-زمان را تعیین می کنند.
و این عبارت با T شامل انواع دیگر انرژی ها ، ذرات و تابش و غیره است. این بدان معناست که اگر عبارت T را روی صفر قرار دهیم ، فضای خالی داریم. بنابراین می توانید لامبدا را به عنوان چگالی انرژی خلاء تفسیر کنید. بنابراین ، نه کل انرژی ، بلکه انرژی در یکای حجم. اگر جهان منبسط شود این چگالی انرژی خلاء کاهش نمی یابد زیرا این خاصیت فضا-زمان است.
t.me/higgs_journals
🔺معادلات میدان گرانشی #انیشتین
✔️معادلات بالا "معادلات میدان اینشتین" نامیده می شوند. آنها دارای دو ثابت هستند ، بنابراین مقدار یکسانی در هر نقطه از فضا و در هر لحظه از زمان دارند. ثابت شتاب جهانی گرانش G ، ثابت نیوتن است و قدرت گرانش را تعیین می کند. دیگری ، لامبدا ، ثابت کیهان شناسی نامیده می شود. R ها در اینجا خمیدگی فضا-زمان را تعیین می کنند.
و این عبارت با T شامل انواع دیگر انرژی ها ، ذرات و تابش و غیره است. این بدان معناست که اگر عبارت T را روی صفر قرار دهیم ، فضای خالی داریم. بنابراین می توانید لامبدا را به عنوان چگالی انرژی خلاء تفسیر کنید. بنابراین ، نه کل انرژی ، بلکه انرژی در یکای حجم. اگر جهان منبسط شود این چگالی انرژی خلاء کاهش نمی یابد زیرا این خاصیت فضا-زمان است.
t.me/higgs_journals
🔻collapse of the wave function
🔺فروپاشی تابع موج
✔️ یعنی یک موج را با معادله شرودینگر (مجموعه ای از احتمالات) تنها تا زمانی میتوانید توصیف کنید که سیستم کوانتومی را اندازه نگرفتید با اندازه گیری measurement یا مشاهده observation تابع موج که توصیفی مبنی مجموعه ای از احتمالات است به یک حالت فرو می ریزد. تفاسیر interpretation از همین رهگذر مطرح می شوند ،
🔺چگونه هنگام اندازه گیری ، تعداد حالات محتمل یک سیستم کوانتومی به یک حالت collapse فرو می کاهد؟
تفسیر کپنهاگ Copenhagen ، تعیین گرا deterministic نیست و موج را مفهومی مجرد معرفی می کند که (دیدگاه ذهنی subjective) تابع موج بیانگر دانش ما از موج wave است و نه آبژه ی موج.
و تفسیر بوهمی , از ایده local hidden variable متغییر محلی پنهان ،تابع موج را توصیف می کند .
تفاسیر دیگری نیز وجود دارند مانند تفسیر متروک نویمان-ویگنر که در دهه هفتاد با انصراف یوجین ویگنر از این تفسیر کاملا کنار گذاشته شد .
یا تفسیر جهان های متعدد ، که تازگی طرفداران بسیاری یافته است.
تفسیر اساسا به فلسفه ربط بیشتری دارد تا علم و متد متقن اش.
@higgs_field
🔺فروپاشی تابع موج
✔️ یعنی یک موج را با معادله شرودینگر (مجموعه ای از احتمالات) تنها تا زمانی میتوانید توصیف کنید که سیستم کوانتومی را اندازه نگرفتید با اندازه گیری measurement یا مشاهده observation تابع موج که توصیفی مبنی مجموعه ای از احتمالات است به یک حالت فرو می ریزد. تفاسیر interpretation از همین رهگذر مطرح می شوند ،
🔺چگونه هنگام اندازه گیری ، تعداد حالات محتمل یک سیستم کوانتومی به یک حالت collapse فرو می کاهد؟
تفسیر کپنهاگ Copenhagen ، تعیین گرا deterministic نیست و موج را مفهومی مجرد معرفی می کند که (دیدگاه ذهنی subjective) تابع موج بیانگر دانش ما از موج wave است و نه آبژه ی موج.
و تفسیر بوهمی , از ایده local hidden variable متغییر محلی پنهان ،تابع موج را توصیف می کند .
تفاسیر دیگری نیز وجود دارند مانند تفسیر متروک نویمان-ویگنر که در دهه هفتاد با انصراف یوجین ویگنر از این تفسیر کاملا کنار گذاشته شد .
یا تفسیر جهان های متعدد ، که تازگی طرفداران بسیاری یافته است.
تفسیر اساسا به فلسفه ربط بیشتری دارد تا علم و متد متقن اش.
@higgs_field
🔺Vaccum Energy
✔️ انرژی خلأ، انرژی پس زمینه فضاست که در سراسر جهان وجود دارد. چنین رفتاری در اصل عدم قطعیت زمان-انرژی پیشبینی شدهاست؛ اصل عدم قطعیت زمان-انرژی میگوید همیشه مقداری عدم قطعیت در مقدار انرژی وجود دارد -نمیتوان مقدار دقیق متغیرهای مزدوج مانند اندازه حرکت-مکان (یا زمان-انرژی) را بهطور همزمان تعیین کرد- و ما هیچگاه نمیتوانیم مقدار انرژی را به صورت کاملًا دقیق بدست آوریم. بنابراین نمیتوانیم ادعا کنیم انرژی خلأ، دقیقاً صفر است و این بدان معناست که در یک بازهٔ زمانی بسیار کوتاه، خلأ دارای یک انرژی غیرصفر است. این انحراف از انرژی واقعی خلأ (یعنی صفر) را افت و خیز خلأ یا افت و خیز کوانتومی خلأ مینامیم؛ با این وجود، هنوز هم نمیتوان تأثیر دقیق چنین مقدار انرژی زودگذری را ارزیابی کرد. انرژی خلأ، مورد خاصی از انرژی نقطه صفر است که به خلأ کوانتومی مربوط میشود.
🔻از همین رو هیچ سیستم کوانتومی دارای انرژی صفر در عالم نمی تواند وجود داشته باشد و باتوجه به اینکه دما وابسته به جنبش ذرات است دمای صفر مطلق نیز در عالم نمیتواند بروز یابد.
http://www.scientificamerican.com/article/follow-up-what-is-the-zer
t.me/higgs_field
✔️ انرژی خلأ، انرژی پس زمینه فضاست که در سراسر جهان وجود دارد. چنین رفتاری در اصل عدم قطعیت زمان-انرژی پیشبینی شدهاست؛ اصل عدم قطعیت زمان-انرژی میگوید همیشه مقداری عدم قطعیت در مقدار انرژی وجود دارد -نمیتوان مقدار دقیق متغیرهای مزدوج مانند اندازه حرکت-مکان (یا زمان-انرژی) را بهطور همزمان تعیین کرد- و ما هیچگاه نمیتوانیم مقدار انرژی را به صورت کاملًا دقیق بدست آوریم. بنابراین نمیتوانیم ادعا کنیم انرژی خلأ، دقیقاً صفر است و این بدان معناست که در یک بازهٔ زمانی بسیار کوتاه، خلأ دارای یک انرژی غیرصفر است. این انحراف از انرژی واقعی خلأ (یعنی صفر) را افت و خیز خلأ یا افت و خیز کوانتومی خلأ مینامیم؛ با این وجود، هنوز هم نمیتوان تأثیر دقیق چنین مقدار انرژی زودگذری را ارزیابی کرد. انرژی خلأ، مورد خاصی از انرژی نقطه صفر است که به خلأ کوانتومی مربوط میشود.
🔻از همین رو هیچ سیستم کوانتومی دارای انرژی صفر در عالم نمی تواند وجود داشته باشد و باتوجه به اینکه دما وابسته به جنبش ذرات است دمای صفر مطلق نیز در عالم نمیتواند بروز یابد.
http://www.scientificamerican.com/article/follow-up-what-is-the-zer
t.me/higgs_field
Scientific American
FOLLOW-UP: What is the 'zero-point energy' (or 'vacuum energy') in quantum physics? Is it really possible that we could harness…
The earlier replies to this question established the implausibility of drawing on the zero point energy for practical use. Matt Visser of Washington University in St. Louis adds some technical details: