کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
39784.pdf
433.8 KB
🔺در اعتبار nature لازم نیست چیزی بگویم.
امروز میخام یک شخص که به گفته I.J.GOOD , یک کلاهبردار است را معرفی کنم . Dean radin کارشناس برق و دارای مدرک روانشناسی که تنها مدعی ورود خصوصیات ذهن به آزمایش فیزیکی است . پی دی اف فوق از عضو دپارتمان آمار از موسسه پلی تکنیک ویرجینیا و استاد دانشگاه ایالتی ویرجینیا ایالات متحده آمریکا در شرح کلاهبرداری این شخص است که در نشریه نیچر منتشر شده است.
I. J. Good

the Department of Statistics, Virginia Polytechnic Institute and State University, Blacksburg, 24061-0439, Virginia, USA
🔺دین رادین را از ویکی پدیای فارسی بشناسید .طبق گفته ویکی پدیا ،وی هم اکنون محقق ارشد علوم معرفت بخشانه یکی از دانشکده های آمریکاست.
🔺در این مقاله نیز یان ولچک و شش تن دیگر از دانشمندان ،ایرادات مربوط به روش علمی (طرح و نحوه اندازه گیری و محاسبات را اشتباه دانستند) مورد استفاده از دین رادین را با خاک یکسان کردند.

https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fpsyg.2019.01891/full

t.me/higgs_field
🔸آیا مکانیک کوانتومی از بودیسم پشتیبانی می کند؟

از مجموعه سخنرانی با عنوان درک نادرست از علوم

🔺توسط Don Lincoln ، Ph.D. ، آزمایشگاه ملی شتاب دهنده فرمی (Fermilab)
پارت
²
🔺رفتار موج-ذره نور

یانگ دو شکاف روی جداره ای تعبیه کرد و صفحه ای را در پشت آن قرار داد. اگر نور موج wave بود ، باید روی صفحه نمایش دورتر پخش می شد و دو منبع باید به طور مثبت یا منفی تداخل می کردند. اگر تداخل سازنده باشد ، یکدیگر را تقویت کرده و موجی بزرگتر ایجاد می کنند ، و در صورت تداخل مخرب ، دو موج یکدیگر را خنثی می کنند.

می توان محاسبه کرد که امواج در کجا به طور سازنده و ویرانگر تداخل می کنند ، اما این خارج از حوصله این مقاله است و بر مکانیک کوانتومی و اجزای اساسی آن تمرکز دارد. با این حال ، موج هایی که تداخل ایجاد می کنند ، از شکاف ها با زوایای مختلف بیرون می آیند.
وقتی یانگ این آزمایش را انجام داد ، رفتار موجی واضح را در نور مشاهده کرد. می توان رفتار موج را پیش بینی کرد: نقاط روشن در جایی که امواج با هم ترکیب می شوند و نقاط تاریک در جایی که یکدیگر را تضعیف می کنند وجود دارد. همان کاری
است که نور انجام داد.

سپس جامعه علمی با هویگنس در مورد ماهیت نور به عنوان موج موافقت کردند. به نظر می رسید حل شده باشد تا اینکه در اواخر دهه 1800 ، یک سوال جدید مطرح شد:

🔺 آیا نور الکترون دارد؟

این بدیهی است که نور دارای انرژی است و به این ترتیب می توان با قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور خورشید دچار آفتاب سوختگی شد. اکنون دانشمندان چالش جدیدی را پیش روی خود داشتند و باید ارتباط الکترون ها و نور را آشکار می کردند. ماهیت موجی نور نیز دوباره زیر سوال رفت.
این که آیا موج یا ذره بوده است یا هیچ کدام ، این تنها یک مثال از آنچه مکانیک کوانتوم باید با آن سر و کار داشته باشد است. اکنون جای هیچ تعجب نیست که برخی افراد آن را با بودیسم ارتباط می دهند ،آنها هیچ درکی از اینکه مکانیک کوانتومی چیست و چه مسائلی را باید مورد بحث قرار دهد ندارند . این گروه گمان می کنند که مکانیک کوانتومی حیاط خلوت مکتب یا جریان خاص فکری است که قطعاً اینطور نیست!

🔺سوالات متداول در مورد مکانیک کوانتومی

س: مکانیک کوانتوم به زبان ساده چیست؟

مکانیک کوانتومی بر نحوه عملکرد و تعاملات ذرات تشکیل دهنده اتم ها تمرکز دارد و به آن فیزیک کوانتومی نیز گفته می شود


س: مکانیک کوانتوم چگونه با بودیسم ارتباط دارد؟

مکانیک کوانتومی اصلاً مربوط به بودیسم نیست. تنها چیزی که باعث می شود برخی این دو را به هم متصل کنند این است که هر دو عجیب و مرموز هستند.

س: چرا مکانیک کوانتومی مهم است؟

مکانیک کوانتومی برای درک جهان در مقیاس اتمی حیاتی است. به عنوان مثال ، درک نحوه رفتار نور یک دستاورد فیزیک کوانتومی بود‌‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺از یه جایی به بعد تربیت ذهنمون وابسته به خودمونه!
اگه مرتب روش کار کنیم و بهش بگیم که نظم چقدر لازمه، خیلی از مسائل برامون راحت تر پیش میرن…

t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک‌🕊
🔸 What Is Higgs Boson and Higgs Field? 🔺  Marcia Wendorf 🔺 اخیراً نتایج یک مطالعه جدید را گزارش کرده که ممکن است مدل استاندارد فیزیک ذرات کاملا متحول شود. از سوی دیگر ، مطالعات دیگری نشان داده که ممکن است به هیچ وجه متحول نشود. این که چرا چنین مدعای بزرگی…
🔸 What Is Higgs Boson and Higgs Field?
🔺  Marcia Wendorf
Part¹

🔺نمودار(مدل استاندارد)
همانطور که نمودار نشان می دهد ، جهان ما از شش کوارک و شش لپتون تشکیل شده است. اینها ذراتی هستند که اتم ها را تشکیل می دهند ماده شامل کوارک هایی در پروتون ها و نوترون ها و الکترون هایی که هسته ها را احاطه کرده اند، است.


چهار نیروی اساسی در جهان ما کار می کنند: الکترومغناطیس ، نیروی قوی ، نیروی ضعیف و گرانش.

متأسفانه ، مدل استاندارد نمی تواند گرانش را در توضیح دهد ، بنابراین در حال حاضر ، ما قصد داریم آن را نادیده بگیریم. سه نیروی باقیمانده از تبادل ذرات "حامل نیرو" یا بوزون های شاخص gauge bosons حاصل می شود. ذرات با تبادل بوزون ها با یکدیگر مقادیر گسسته انرژی را منتقل می کنند. هر نیروی بنیادی بوزون مربوط به خود را دارد.

نیروی الکترومغناطیسی بین ذرات باردار الکتریکی توسط فوتون منتقل می شود که فاقد جرم است. نیروی ضعیف بین کوارکها و لپتونها توسط بوزونهای W+، W− و Z ، که ذرات عظیم هستند ، منتقل می شود ، بوزون Z جرم بیشتری نسبت به W دارد.(همه این اطلاعات در مدل استاندارد است)

نیروی قوی توسط هشت گلوئون که بدون جرم هستند بین کوارک ها منتقل می شود. کوارک ها و گلوئون ها "دارای بار رنگ" هستند. ذرات با بار رنگ در برهم کنش های قوی گلوئون ها را مبادله می کنند. دو کوارک می توانند گلوئون ها را مبادله کرده و زمینه رنگی بسیار قوی ایجاد کنند که کوارک ها را به هم متصل می کند. کوارک ها به طور مداوم بارهای رنگ خود را هنگام تبادل گلوئن با کوارک های دیگر تغییر می دهند. از آنجا که گلوئونها دارای بار رنگی هستند ، می توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند.


بوزون هیگز مانند پادشاه یا ملکه در سمت راست نمودار استاندارد مدل ایستاده است. شاید دور از ذهن نباشد که آن را فرمانروا بنامیم زیرا فیزیکدان مشهور لئون لدرمن آن را "ذره خدا" نامگذاری کرده است. لدرمن این عبارت را برای عنوان کتاب خود در سال 1993 با عنوان ذره خدا مطرح کرد:(قبلا در کانال علت نامگذاری این ذره به نام ذره خدا توضیح داده شد)
اگر پاسخ عالم باشد ،سوال چیست؟

🔺بوزون هیگز

در سال 1964 ، پیتر هیگز ، فیزیکدان انگلیسی مقاله ای را به مجله ای علمی ارائه کرد که مدعی بود تمام فضا پر از میدانی است که میدان هیگز نامیده می شود که عامل جرم دار شدن ذرات بنیادی است. از نظر علمی ، جرم به عنوان مقاومت ارائه شده توسط یک جسم مادی در برابر تغییر سرعت(افزایش یا کاهش شتاب) یا در هنگام اعمال نیرو تعریف می شود.

می توانید میدان هیگز را اینگونه در نظر بگیرید:

" یک توپ پینگ پنگ را در هوا پرتاب کنید و تقریبا بدون مقاومت حرکت می کند ، اما همان توپ پینگ پنگ را در آب پرتاب کنید ، و پرتاب آن بسیار سخت تر خواهد بود. میدان هیگز مانند آب است."

هنگامی که مجله علمی در ابتدا مقاله هیگز را رد کرد ، وی با افزودن این نکته که نظریه او وجود یک بوزون سنگین را پیش بینی کرده بود ، آن را تجدید کرد.
در دهه 1970 ، فیزیکدانان دریافتند که روابط بسیار نزدیکی بین نیروی ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی وجود دارد. آنها معادلات اساسی یک نظریه یکپارچه را ارائه کردند که نشان می داد که الکتریسیته ، مغناطیس ، نور و برخی از انواع رادیواکتیویته همه مظاهر یک نیروی واحد هستند که به عنوان نیروی الکترو ضعیف Electroweak شناخته می شود. این نیرو توسط فوتون و بوزونهای W و Z حمل می شود.

اما مشکلی پیش آمد. معادلات پیش بینی می کنند که این ذرات جرم ندارند و فیزیکدانان قبلاً می دانستند که بوزون های W و Z جرم دارند. خوشبختانه نظریه پردازان روبرت بروت ، فرانسوا انگلرت و پیتر هیگز پیشنهادی برای حل این مشکل ارائه کردند. آنها پیشنهاد کردند که بوزونهای W و Z با عاملی به نام "میدان هیگز" در تعامل هستند. هرچه ذره ای بیشتر با این میدان در تعامل باشد ، جرم بیشتری دارد.
به تدریج ، فیزیکدانان دیگر متوجه شدند که ایده هیگز کاملاً با معادلات مدل استاندارد مطابقت دارد. تنها مشکل این بود که هیچ شواهد تجربی برای اثبات این نظریه وجود نداشت. اگر میدان هیگز وجود داشت ، باید دارای یک بوزون به نام بوزون هیگز بود و محاسبات فیزیکدانان نشان داد که بوزون هیگز باید جرم بسیاری داشته باشد و تقریباً بلافاصله فروپاشیده شود.
🔻The task is not so much to see what no one has yet seen,
But think what nobody has yet thought about that which everybody sees.



🔺اين مهم نيست كه شما بتوانيد چيزي را ببينيد كه بقيه
نمي بينند؛
چيزي كه مهم است فكر كردن در مورد چيزي است كه همه آن را ديده اند ولي هيچ كس در آن تفكر نكرده است.


ERWIN Schrödinger


t.me/higgs_field
#درک_گرانش

🔺 آزمایش سقوط چکش و پَر در ماموریت آپولو 15


در جریان سفرهای فضایی، فضانوردان فقط دست به آزمایش‌های علمی پیچیده و یا فنی سخت نمی‌زنند. یکی از مواردی که تقریبا در بسیاری از ماموریت‌ها صورت می‌گیرد، انجام و نمایش آزمایش‌های علمی ساده برای مردم عادی است که یا از طریق دوربین‌های تلویزیونی به شکل زنده صورت می‌گیرد و یا ضبط شده و بعدا پخش می‌شود.

  حتی در مواردی طراحی‌های دقیقی برای انجام این آزمایش‌های آموزشی انجام می‌شود و فضانوردان وقت زیادی را صرف کارهای آموزشی برای مردم از جمله دانش‌آموزان می‌کنند. یکی از این برنامه‌ها ضمن سفر فضانوردان به ماه به نمایش درآمد آزمایش سقوط اجسام بود.

#گالیله برای اثبات اشتباه بودن نظریه #ارسطو در مورد سقوط اجسام بارها اشیایی با وزن و جنس‌های متفاوت مانند گلوله توپ و تفنگ و مواد مختلفی همچون طلا، نقره و چوب را از روی برج پیزا به پایین انداخت تا نشان دهد سرعت سقوط اجسام ارتباطی با وزن آنان ندارد و اگر دو جسم سبک و سنگین را از ارتفاع یکسانی رها کنیم و #مقاومت_هوا به دلیل شکل اشیا مزاحم نباشد، همه اجرام، چه سبک و چه سنگین، از هر جنسی که باشند، باهم به زمین می‌رسند.

بدین ترتیب گالیله توانست یک قانون مهم را اثبات کند:
شتاب گرانش بر هر جسمی با هر جرم، چگالی و از هر ماده‌ای که باشد، یکسان خواهد بود. جالب است بدانید که این نظریه گالیله در جریان سفر سفینه آپولو 15 به ماه در 26 ژوئیه 1971 توسط #دیوید_اسکات یکی از فضانوردان این سفینه عملا در شرایط نبود هوا آزمایش شد. او یک پر و یک چکش 1.32 کیلوگرمی را با هم از یک ارتفاع رها کرد و میلیون‌ها نفر مشاهده کردند که هر دو جسم با هم به سطح ماه رسیدند. این اولین بار بود که نظریه گالیله درباره سقوط آزاد اجسام در خلاء آزمایش شد.

◀️ آزمایش گالیله که با پرتاب اجسام با وزن های مختلف از برج پیزا انجام شد نیز مصداق دیگری برای هم ارزی گرانشی است .
t.me/higgs_field
🔺استوری یکی از پزشکان فلوشیپ گوارش
نتیجه اعتماد به طب سنتی و علفی!

🔻 چگونه می توان ساده لوح نبود و چگونه میتوان به فرق و تفاوت شیاد و دانشمند پی ببریم؟

#نشری

t.me/higgs_field
🔸what do scientists means when they say that something exists?

🔺
وقتی ساینتیست ها می گویند چیزی وجود دارد ، منظور شان چیست؟

هر بار که یک سخنرانی عمومی می کنم ، شخصی می آید و به من اطلاع می دهد که سیاهچاله ها وجود ندارند ، یا کوارک ها وجود ندارند ، یا زمان وجود ندارد. آخرین باری که شخصی از من پرسید: "آیا واقعاً معتقدید که امواج گرانشی وجود دارند؟"
(🔺🔻همانطور که می بینید طرفداران تئوری توطئه در کشور آلمان یا اروپا و آمریکا نیز کم نیستند .... چرا؟ چون یک سری شیاد زبل به خوبی توانایی مدیریت جهل محور این اشخاص ساده لوح را دارند)


• بنابراین ، آیا من معتقدم که امواج گرانشی وجود دارند؟

بگذارید من در عوض از شما بپرسم:

• چرا به آنچه من باور دارم اهمیت می دهید؟ برای هر چیزی چه اهمیتی دارد؟

"توجه کنید: من یک دانشمند هستم. دانشمندان با اعتقادات beliefs سر و کار ندارند. آنها با داده ها و فرضیه ها سروکار دارند. علم در مورد دانش و حقایق knowledge & facts است ، نه در مورد اعتقادات."


و آنچه من می دانم این است که نظریه نسبیت عام اینشتین یک چارچوب ریاضی است که از آن می توان پیش بینی هایی را که با مشاهده مطابقت عالی دارند ، استخراج کرد. ما در این نظریه به ساختارهای ریاضی نام هایی داده ایم. یکی از آنها امواج گرانشی و دیگری سیاه چاله ها نامیده می شود. اینها ساختارهای ریاضی هستند که می توانیم از آنها پیامدهای مشاهده ای را که اکنون توسط تداخل سنج های موج گرانشی LIGO و VIRGO اندازه گیری شده اند ، محاسبه کنیم.

وقتی می گوییم این آزمایش ها "امواج گرانشی ساطع شده در ادغام سیاهچاله" را اندازه گیری کردند ، واقعاً منظور ما این است که معادلات خاص منجر به پیش بینی های صحیح شد.

این یک داستان مشابه برای هیگز-بوزون و کوارک ها است. بوزون هیگز و کوارک نامهایی هستند که ما به ساختارهای ریاضی داده ایم. در این حالت ساختارها بخشی از چیزی است که به آن مدل استاندارد فیزیک ذرات گفته می شود. ما از این ریاضیات برای پیش بینی استفاده می کنیم. پیش بینی ها با اندازه گیری ها مطابقت دارد. وقتی می گوییم "کوارک ها وجود دارند" منظور ما این است که پیش بینی های به دست آمده با فرضیه و با مشاهدات مطابقت دارد.

همان داستان برای زمان صادق است. در نسبیت عام ، زمان یک مختصات است ، درست مانند فضا. این بخشی از چارچوب ریاضی است. ما از آن برای پیش بینی استفاده می کنیم. پیش بینی ها با مشاهدات موافق است. همینه که هست.

حال ، ممکن است شکایت کنید که منظور شما از "وجود Existe " این نیست. ممکن است اصرار داشته باشید که می خواهید بدانید "واقعیت" است یا "حقیقت". من نمی دانم معنای "واقعی" یا "حقیقی" بودن چیزی چیست. در این زمینه باید با یک فیلسوف مشورت کنید. آنها گزینه های گوناگونی را به شما ارائه می دهند که ممکن است برای شما منطقی به نظر برسد.

به عنوان مثال ، بسیاری از دانشمندان ، آگاهانه یا ناآگاهانه از فلسفه ای به نام "واقع گرایی" استفاده می کنند که به این معنی است که آنها معتقدند یک نظریه موفق نه تنها ابزاری برای به دست آوردن پیش بینی ها نیست ، بلکه عناصر آن دارای ویژگی دیگری هستند که می توانید آنها را "واقعیت" نامید. "یا" حقیقت " من آزادانه اینجا صحبت می کنم ، زیرا انواع مختلفی از رئالیسم وجود دارد. اما آنها مشترکا بر این عقیده هستند که المان های نظری چیزی فراتر از یک ابزار هستند.

و این همه خوب است ، اما واقع گرایی یک ایده فلسفی است. این یک سیستم اعتقادی است و علم به شما نمی گوید که آیا درست است.


🔺بنابراین موضوع اینجاست. اگر می خواهید ادعا کنید که بوزون هیگز وجود ندارد ، باید نشان دهید که نظریه ای که حاوی ساختار ریاضی به نام "هیگز-بوزون" است با داده ها مطابقت ندارد. این که آیا بوزون های هیگز هرگز وارد آشکارساز می شوند یا نه ، کاملاً بی ربط است.

در اینجا بعنوان تکلیف شب به این بیاندیشید: آیا فکر می کنید من وجود دارم؟ و اصلا منظورتان از وجود من چیست؟

@higgs_journals
🔸 What Is Higgs Boson and Higgs Field?
🔺  Marcia Wendorf
Part²
. سی سال طول کشید تا بوزون هیگز در برخورد دهنده هادرونی آشکار شود این ذره پر جرم ، عمر بسیار کوتاهی دارد و سریعا واپاشی میشود.

🔺برخورد دهنده هادرونی LHC

برخورد دهنده بزرگ هادرونی ، که در سپتامبر 2008 افتتاح شد ، در CERN یا شورای تحقیقات هسته ای اروپا واقع شده است. این حلقه به طول 17 مایل (27.35 کیلومتر) است که عمدتا در تونل های زیر زمینی در ژنو ، سوئیس حرکت می کند و از حدود 9000 آهنربای ابررسانا استفاده می کند تا میلیون ها پروتون را که در دور حلقه حرکت می کنند ، در دو جهت مخالف ، به سرعت نور نزدیک کند. در نقاط خاصی از حلقه ، دو پرتو پروتون با هم برخورد می کنند و تلاشی ذرات را تولید می کنند که توسط آشکارسازهای عظیم مشاهده می شود. در 4 ژوئیه 2012 فیزیکدانانی از سراسر جهان در اتاقهای جلسات گرد هم آمدند تا کنفرانس مطبوعاتی در CERN را ببینند. هدف از این کنفرانس مطبوعاتی اعلام کشف بوزون هیگز بود و در میان حضار پیتر هیگز 83 ساله حضور داشت.


در سال 2013 ، یک سال پس از کشف بوزون هیگز ، پیتر هیگز به همراه فرانسوا انگلرت ، سرانجام جایزه نوبل فیزیک را دریافت کردند. در روز اعلام نوبل ، هیگز ، که تلفن همراه ندارد ، به فروشگاه رفت و تنها وقتی با یکی از همسایگان خود برخورد کرد ، متوجه شد که این جایزه را برنده شده است.

🔺 میدان هیگز

میدان هیگز با میدانهای دیگر مانند میدانهای الکترومغناطیسی یا گرانشی تفاوت دارد زیرا تغییرناپذیر است. یک میدان الکترومغناطیسی بسته به میزان نزدیکی شما به آن کوچک می شود و مقدارش کاهش می یابد. قدرت میدان گرانشی نیز بر اساس مکان شما تعیین می شود - در کنار یک سیاهچاله بایستید و میدان گرانشی بسیار قوی تری را نسبت به آنچه در زمین ایستاده اید تجربه خواهید کرد.

در مقابل ، به نظر می رسد میدان هیگز بدون توجه به جایی که در جهان هستید ، یکسان باشد و به نظر می رسد که جزء اساسی بافت فضا-زمان باشد. خاصیت "جرم mass" تجلی انرژی بالقوه منتقل شده به ذرات اولیه در اثر تعامل با میدان هیگز است که حاوی نوعی انرژی به شکل جرم است.
اسپین spin حرکت لحظه ای ذاتی یک ذره ابتدایی است. در نظریه میدان کوانتومی ، اسپین یک ذره به رفتار آن مربوط می شود. به عنوان مثال ، بوزون ها دارای یک چرخش صحیح (0 ، 1 ، 2 ، و غیره) هستند ، و بنابراین می توانند همان حالت کوانتومی را همزمان اشغال کنند. در مقابل ، ذرات با چرخش نیمه صحیح (½ ، ⅔ و غیره) نمی توانند. در مدل استاندارد ، اجزای ماده (الکترون ، کوارک و غیره) ذرات دارای اسپین ½ هستند ، در حالی که ذرات منتقل کننده نیرو (فوتون ، W/Z ، گلوئون) ذرات اسپین 1 هستند.

میدان هیگز تنها میدان اسکالر یا میدان با اسپین 0 است.
میدان هیگز جرم بزرگی را به بوزون های شاخص W و Z منتقل می کند. (Gauge bosons) میزان جرم بوزن های Z و W بر حرکت بوزونها تأثیر می گذارد ، در نتیجه در نیروی برد بسیار کوتاه ضعیف را تعیین می کند.
بوزون هیگز یک بوزون اسکالر پر جرم است که دارای چرخش صفر ، بار الکتریکی و بار رنگی نیست. همانطور که پیش بینی شده بود ، جرم سنگین آن 125 GeV گیگا الکترون ولت و میانگین عمر آن
1.56 × 10- ²²
ثانیه است. بوزون هیگز در حال واپاشی به یک جفت کوارک Bottom-antiBottom ، دو بوزون W ، یک جفت لپتون tau-antitau ، دو بوزون Z و دو فوتون تجزیه میشود .
همچنین پیش بینی می شود که به دو گلئون ، یک جفت میون-آنتی میون و احتمالاً ذرات دیگر تجزیه شود.
در حالی که میدان هیگز جرم برای لپتون - الکترون ، میون و تاو - و کوارک ها را تولید می کند ، جرمی برای فوتون و گلوئون ایجاد نمی کند. و از آنجا که خود بوزون هیگز خود پرجرم است ، به این معنی است که باید با میدان هیگز تعامل داشته باشد.

🔺آینده میدان هیگز

در حال حاضر ، دانشمندان در حال تلاش برای توضیح چگونگی این مطلب هستند که میدان هیگز چگونه به سه طعم نوترینو جرم می دهد - نوترینوهای الکترونی ، نوترینوهای میون و نوترینوهای تاو.
سابق اعتقاد بر این بود که نوترینوها بدون جرم هستند ، و با این حال ، اکنون مشخص شده است که هر نوترینو جرم متمایز خود را دارد.‌‌
اکنون فیزیکدانان معتقدند 95 درصد جهان ما از ماده معمولی ساخته نشده است ، بلکه از انرژی تاریک و ماده تاریک تشکیل شده است. دانشمندان در CERN در تلاش هستند تا تعیین کنند که آیا انرژی تاریک و ماده تاریک با میدان هیگز تداخل دارند یا خیر. به گزارش سرن ، ماده تاریک دارای جرم است و فیزیکدانان پیشنهاد کرده اند که ذرات ماده تاریک می توانند با بوزون هیگز برهمکنش داشته باشند و بوزون هیگز به ذرات ماده تاریک تجزیه شود.
در ادامه ، بوزون هیگز یک ابزار ارزشمند برای جستجوی نشانه های فیزیک فراتر از مدل استاندارد فیزیک ذرات خواهد بود.‌‌
🔻Look, I am a scientist. Scientists don’t deal with beliefs. They deal with data and hypotheses. Science is about knowledge and facts, not about beliefs.

🔺" دانشمندان با اعتقادات سر و کار ندارند. آنها با داده ها و فرضیه ها سروکار دارند. علم در مورد دانش و حقایق است ، نه در مورد اعتقادات."

لزوم تفکیک علم از دیگر مسائل از دیدگاه ...

🔺Sabine hossenfelder

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تک یاخته ای(تک سلولی) که زندگی را به زمین اورد
تک یاخته ای که فاجعه اکسیژنی و بزرگ ترین انقراض جمعی زمین را شکل داد.
منبع vidoal.com
t.me/higgs_field
🔺In physics, all our theories are math. If you don’t understand math, you don’t really understand physics because you can’t follow the logical conclusions.

🔺در فیزیک همه ی تئوری های ما ریاضیاتی اند. اگر ریاضیات را درک نمی کنید -واقعا فیزیک را در نمی یابید زیرا نمی توانید از منطق محاسبات پیروی کنید.

t.me/higgs_field
🔸 زنده یاد کارل #سیگن، یکی از محبوب‌ترین اختر فیزیکدانان جهان در سال ۱۹۹۵ کتابی به نام جهان شیطان زده:

🔺"دانش،‌ شمعی در تاریکی، منتشر کرد که در آن نسبت به خطر علم دروغین و بی‌سوادی علمی هشدار می‌داد و خوانندگانش را تشویق می‌کرد تا تفکر انتقادی و شکاکانه را بیاموزند."

🔺سيگن در اين بخش از كتابش رويداد‌هايي را پيش‌بيني كرده‌ است كه امروز به واقعيت تبديل شده‌اند. وي در كتابش پيش‌بيني كرده انسان‌ها علم دروغين و خرافه را به واقعيت ترجيح مي‌دهند و از نظر فكري در تمايز آنچه در آنها احساس خوب ايجاد مي‌كند و آنچه واقعيت است، ناتوانند.
در اين بخش از كتاب آمده‌است:

"من نگران آمريكاي دوران فرزندان و نوادگانم هستم، زماني كه ايالات متحده آمريكا اقتصادي مبتني بر خدمات و اطلاعات است،‌زماني كه تمامي صنايع توليدي به خارج از مرزها رفته‌اند،‌زماني كه عالي‌ترين قدرت‌هاي فناورانه در دست تعدادي محدود است،‌و منافع عمومي مد نظر هيچ فردي نيست،‌زماني كه انسان ها توانايي خود را در زير سوال بردن آنهايي كه در راس قدرت قرار دارند را از دست داده‌اند، زماني كه بشر به گوي بلورين پيشگو چسبيده است و از طالع‌بيني و خرافه مشورت مي‌گيرد،‌ قدرت انتقاد رو به افول گذاشته و افراد قدرت تشخيص دادن آنچه باعث ايجاد احساس خوب در آنها مي‌شود از واقعيت را نخواهد داشت، ما تقريبا بدون اينكه متوجه باشيم در حال سقوط به جهل و تاريكي هستيم."


t.me/higgs_field
🔸how heisenberg become Uncertain
🔺چگونه هایزنبرگ دچار عدم قطعیت شد.

Part¹
هایزنبرگ در سال 1901 در شهر وورزبورگ آلمان متولد شد. او در مونیخ به تحصیل فیزیک پرداخت. در سال 1923 ، هایزنبرگ امتحان شفاهی فاینال برای دکترا اقدام کرد. وی در ریاضیات ، فیزیک نظری و نجوم را به خوبی موفق شد ، اما با فیزیک آزمایشی دچار مشکل شد.

امتحان وی در فیزیک تجربی توسط ویلهلم وین بود. مردی است که قانون وین wien's low به نام او نامگذاری شده است. وین ، به عنوان یک فرد تجربی ، ملزم بود که از هایزنبرگ آزمون "Praktikum" انجام دهد که مجموعه ای از تمرینات در یک آزمایش فیزیکی بود . و اساساً این کار آزمایشگاهی برای مبتدیان است. اما دانشگاه فاقد برخی تجهیزات بود و هایزنبرگ به اندازه کافی علاقه مند نبود که از آن را تهیه کند. بنابراین او بدون توجه به آزمایش هایی که قرار بود انجام دهد ، به کارهای دیگر می پردازد. و این سهل انگاری هایزنبرگ ، همانطور که بعد ها معلوم شد ، فکر خوبی نبود.

• وقتی روز آزمایش هایزنبرگ فرا رسید ، خوب پیش نرفت. مهرا و ریچنبرگ در کتاب خود "توسعه تاریخی نظریه کوانتومی" از قول هایزنبرگ می گویند:

"وقتی وین در بررسی فهمید که هایزنبرگ در تمرین آزمایشی که به او داده شده بود ، بسیار کم کاری کرده ، آزرده خاطر شد. سپس شروع به پرسیدن سوالاتی [ از هایزنبرگ] کرد تا آشنایی وی را با مواد و مراحل آزمایش بسنجد. برای مثال ، او می خواست بداند توانایی تداخل سنج Fabry-Perot چقدر است ... وین همه اینها را در یکی از سخنرانی های خود در زمینه اپتیک optic توضیح داده بود. علاوه بر این ، هایزنبرگ قرار بود آن را مطالعه کند ... اما او این کار را نکرده بود و اکنون سعی کرد در مدت کوتاهی که در طول بررسی در دسترس بود ، آن را بفهمد. وین ... در مورد قدرت تفکیک میکروسکوپ پرسید. هایزنبرگ این را هم نمی دانست. وین از او درباره قدرت resolving تلسکوپ ها پرسید ، که هایزنبرگ این را نیز نمی دانست .

🔺بعد چه اتفاقی افتاد؟ خوب ، وین می خواست هایزنبرگ را مردود اعلام کند ، اما فیزیکدان نظری آرنولد سامرفلد به کمک هایزنبرگ آمد. هایزنبرگ در امتحان فیزیک نظری برتری داشت و بنابراین سامرفلد کلمه محکمی را به نفع اعطای دکترا به هایزنبرگ بیان کرد. با این حساب ، هایزنبرگ امتحان دکتری را گذراند ، اگرچه کمترین نمره ممکن را کسب کرد.
اما این پایان ماجرا نبود. هایزنبرگ آنقدر از عملکرد ضعیف خود خجالت می کشید که نشست و همه چیز را در مورد تلسکوپ ها و میکروسکوپ هایی که می توانست بیابد آموخت. این در روزهای اولیه مکانیک کوانتومی بود و او را به این فکر انداخت که آیا محدودیت اساسی در نحوه حل و فصل ساختارها با میکروسکوپ وجود دارد؟ او در حال تدوین یک آزمایش فکری بود که اکنون به "میکروسکوپ هایزنبرگ" معروف است.

🔺این آزمایش فکری مربوط به اندازه گیری یک الکترون واحد است ، چیزی که در آن زمان در عمل امکان پذیر نبود. کوچکترین فاصله ای که می توانید با یک میکروسکوپ بررسی کنید ، بشکل قراردادی Δ x می نامیم ، و بستگی به طول موج نوری که شما استفاده می کنید ، من آن را λ و زاویه باز شدن میکروسکوپ ، ε. کوچکترین فاصله قابل بررسی متناسب با طول موج است ، بنابراین طول موج کوچکتر به شما امکان می دهد ساختارهای کوچکتر را مدل کنید. و نسبت معکوس با سینوس زاویه باز شدن دارد. زاویه بازتر کوچکتر وضوح را بدتر می کند.
Δ x=λ/sinε

Δ p=h sinε / λ


Δ x Δ p = h
هایزنبرگ گفت ، اگر نور از ذرات فوتون ها ساخته شده باشند ، سعی می کنم موقعیت یک الکترون را با نور اندازه گیری کنم ، فوتون ها به الکترون ضربه می زنند. اما برای کار به میکروسکوپی با زاویه باز شدن نیاز دارید ، به این معنی که دقیقاً نمی دانید فوتون از کجا می آید. بنابراین ، عمل اندازه گیری موقعیت الکترون با فوتون در واقع باعث می شود که در مورد اینکه الکترون کجاست اطمینان کمتری داشته باشم زیرا نمی دانیم فوتون از کجا آمده است.‌‌


🔻کلمه آلمانی praktikum مشابه انگلیسی آن practice است و به معنی تمرین عملی است .
@higgs_field
👍1
🔺یکی از روش‌هایی که هایزنبرگ برای اصل عدم قطعیت استدلال کرد طرح یک میکروسکوپ ذهنی بود که به عنوان یک وسیلهٔ اندازه‌گیری از آن استفاده می‌شد. او یک آزمایش را تصور کرد که در آن سعی داشت مکان و تکانه یک الکترون را به وسیلهٔ شلیک یک فوتون به آن اندازه‌گیری نماید. اگر فوتون طول موج کوتاهی داشته باشد، و به همین دلیل تکانهٔ آن بالا باشد، مکان الکترون را می‌توان دقیقاً اندازه‌گیری کرد. اما فوتون پس از برخورد در راستایی تصادفی منحرف خواهد شد و مقدار نامعین و بزرگی تکانه به الکترون منتقل خواهد کرد. اگر فوتون طول موج بزرگی داشته باشد و تکانه آن کم باشد، برخورد نمی‌تواند تکانه الکترون را چندان آشفته نماید، اما با انحراف چنین فوتونی مکان الکترون نیز به دقت معین نخواهد شد.
این رابطهٔ الاکلنگی نشان می‌دهد که مهم نیست طول موج فوتون چقدر باشد، هر چه که باشد حاصل ضرب عدم قطعیت در اندازه‌گیری مکان و تکانه بزرگتر یا برابر با یک حد معین خواهد بود، که برابر کسری از ثابت پلانگ است.
اندازه‌گیری مکان ضرورتاً تکانه ذره را آشفته می‌کند، و بر عکس.
این تبیینی ست توسط هایزنبرگ و نیلز بوهر استفاده شده‌است.
t.me/higgs_field
🔸 uncertainty principle

🔺اصل #عدم_قطعیت می گوید که ما نمی توانیم موقعیت (x) و تکانه(p) ذره را با دقت مطلق اندازه گیری کنیم. هرچه دقیقاً یکی از این مقادیر را بشناسیم ، مقدار دیگر را با دقت کمتری می شناسیم. ضرب کردن خطاها در اندازه گیری این مقادیر (خطاها با نماد مثلث در مقابل هر خاصیت نشان داده می شوند ، حرف یونانی "دلتا") باید عددی بزرگتر یا مساوی نصف ثابت ħ (ثابت کاهیده پلانک_اچ بار). این برابر است با ثابت پلانک (که معمولاً به صورت h نوشته می شود) تقسیم بر 2π.
Δp Δx ≥ ħ/2
ثابت پلانک یک عدد مهم در نظریه کوانتوم است ، روشی برای اندازه گیری دانه دانه بودن جهان در کوچکترین مقیاس خود و مقدار آن

h = 6.626 × 10-³⁴ j s
ژول ثانیه است.
عدم قطعیت بواسطه ناتوانی ما یا نقص ابزار اندازه گیری measurement نیست و از خصوصیت های ذاتی مکانیک کوانتومی است .

t.me/higgs_field
🔺آدرس ما در یونیورس


🔻 عالم قابل مشاهده Observable Universe عالم گسترده تر از آن است که کلّ آن قابل مشاهده باشد.

t.me/higgs_field
🔸how heisenberg become Uncertain
🔺چگونه هایزنبرگ دچار عدم قطعیت شد.

Part²

🔺هایزنبرگ تخمین زد که تکانه ای momentum که از فوتون به الکترون منتقل می شود متناسب با انرژی فوتون است که متناسب با معکوس طول موج و متناسب با سینوس زاویه باز شدن است. بنابراین اگر آن تکانه را Δp بنامیم Δp متناسب با سینوسی ε بر λ است. و ثابت در مقابل این ثابت پلانک است ، زیرا به شما رابطه بین انرژی و طول موج فوتون را می دهد.

اکنون می بینید که اگر دو عدم قطعیت را ضرب کنید ، یکی در موقعیت و دیگری در حرکت الکترون ، متوجه می شوید که برابر با ثابت پلانک h است. این اصل عدم قطعیت معروف هایزنبرگ است. هرچه بیشتر در مورد موقعیت ذره بدانید ، در مورد تکانه ذره کمتر می دانید. و بالعکس...

امروزه می دانیم که استدلال هایزنبرگ در مورد میکروسکوپ ها کاملاً صحیح نیست ، اما به طور قابل ملاحظه ای ، نتیجه گیری صحیح است. در واقع ، این عدم قطعیت ارتباط خاصی با میکروسکوپ ها ندارد.

🔺عدم قطعیت هایزنبرگ بسیار فراتر از جفت مکان و زمان است این یک ویژگی کلی طبیعت است. و نه تنها برای مکان و زمان ، بلکه برای بسیاری از زوج های دیگر نیز مورد استفاده قرار می گیرد.


🔺این داستان را دوست دارم زیرا به ما می گوید اگر چیزی هست که نمی فهمید ، خجالت نکشید و از آن فرار کنید ، بلکه در آن تحقیق کنید. شاید متوجه شوید که هیچ کس واقعاً آن را درک نمی کند و اثر خود را در علم به جا می گذارد‌‌.

پایان
🔺اگر یک فیلسوف شروع به گفتن از (شعور) ذرات بنیادین کرد ، فرار کنید ...

"به طور ناگهانی و به یکباره panpsychuism را کشف کردم ، ایده ای که همه ی موارد ، زنده و بی جان را دارای شعور و آگاهی میداند و ما و از جمله خود فیلسوف را کمی باشعور تر از هویج معرفی میکند.
پانسیسیسم نوعی elan vital مدرن است .

🔺آلان حیاتی elan vital اصطلاحی است که توسط هنری برگسون ، فیلسوف فرانسوی ، در کتاب تحول خلاق در سال 1907 ابداع شده است ، و در آن او به مسئله سازماندهی خود و شکل گیری خود به خود چیزها به روشی فزاینده پیچیده می پردازد.

وقتی می گویم پانسیسیسم را "کشف" کردم ، منظورم این است که متوجه شدم دسته ای از فیلسوفان هستند که مقالات و محتواهایی در این باره تهیه می کنند. اما این پرسش این فیلسوفان چگونه و با استدلالی با شواهد به تعارض می پردازند؟

پاسخ بسیار ساده: هیچ استدلالی ندارند.

اکنون ، می دانیم که فیزیکدانان مشهور به خرداندیشی و تعصب علمی هستند. اما دلیل این شهرت ما این است که ما مدتها پیش این فیلسوفان دیوانه و بیمار را امتحان کردیم و متوجه شدیم که کار نمی کند. شما آن را "سخت گیری" می نامید ، ما آن را "علم" می نامیم. ما مجبوریم با قواعد و متد علمی پیش بریم .
🔺 آیا ذرات بنیادین می توانند هوشیار باشند؟ خیر ، آنها نمی توانند. با شواهد در تضاد است و این تضاد برای ابطال این ایده کافی است .
ما 25 ذره بنیادین را می شناسیم. ( 8 گلوئون ، 6 کوارک ، 6 لپتون ، بوزون هیگز ، 2 بوزون W و 1 بوزون Z و 1 فوتون )

اینها در مدل استاندارد فیزیک ذرات جمع آوری شده اند. پیش بینی های مدل استاندارد با آزمایش با بهترین دقت مطابقت دارد.

ذرات موجود در مدل استاندارد بر اساس ویژگی های آنها طبقه بندی می شوند که در مجموع "اعداد کوانتومی" نامیده می شوند. به عنوان مثال ، الکترون دارای بار الکتریکی -1 است و می تواند اسپین +½ یا -½ داشته باشد. چند عدد کوانتومی دیگر برای خصوصیات پیچیده تر مانند weak hyper-charge وجود دارد ، اما آنقدرها هم مهم نیست. نکته این است که تعداد انگشت شماری از این اعداد کوانتومی وجود دارد و آنها به طور منحصر به فرد یک ذره بنیادین را مشخص می کنند.
اگر محاسبه کنید که چند ذره از یک نوع خاص در برخورد و تصادم ذرات تولید می شوند ، نتیجه بستگی به تعداد انواع ذرات تولید شده دارد. به طور خاص ، بستگی به مقادیر مختلفی دارد که با اعداد کوانتومی توصیف می شوند. از آنجا که ذرات دارای خواص کوانتومی هستند ، در برخورد دهنده ذرات هنگام برخورد برای مثال دو پروتون - صرف نظر از این که آیا می توانید آنها را تشخیص دهید یا نه- شما تعداد و خواص ذرات تولید شده در برخورد را از مدل استاندارد پیش بینی می کنید.

🔺 اکنون ، اگر می خواهید ذره ای آگاه و دارای شعور باشد ، حداقل انتظار شما این است که ذره بتواند تغییر کند.تصور داشتن یک زندگی درونی و یک فکر برای ذره دشوار است. اما اگر الکترون ها می توانستند فکر کنند ، مدت ها بود که این را در برخورد ذرات می دیدیم زیرا تعداد ذرات تولید شده در برخورد را تغییر می داد.
🔺به عبارت دیگر ، الکترونها شعورمند نیستند ، و هیچ ذره دیگری نیز آگاه نیست. با داده ها ناسازگار است.

همانطور که در کتابم توضیح دادم ، روش هایی برای اصلاح مدل استاندارد وجود دارد که با آزمایش ها در تضاد نیست. یکی از آنها ساختن ذرات جدید به حدی است که تاکنون نتوانسته ایم آنها را در برخورد ذرات تولید کنیم ، اما در این مورد هیچ کمکی به شما نمی کند. راه دیگر تضعیف درون کنش ذرات است درینصورت توانایی آشکار سازی ذرات را نخواهیم داشت. راه سوم این است که فرض کنیم ذرات موجود از اجزای اساسی تری تشکیل شده اند ، اما به قدری محکم به هم چسبیده اند که هنوز نتوانسته ایم آنها را از هم جدا کنیم.
با گزینه سوم در واقع امکان افزودن حالات داخلی به ذرات بنیادین وجود دارد. اما اگر هدف برخی آگاهی دادن به آن ذرات است تا بتوانند مصادره به مطلوب از فیزیک کوانتوم داشته باشند ، کامپوزیت های محکم(ذرات بنیادین) کمکی به آنها نمی کنند.
حتی در صورت پذیرفتن وجود آگاهی در ذرات ، این آگاهی در ذره پنهان شده به طوری که برای دسترسی به انرژی زیادی نیاز دارید. البته این بدان معناست که شما نمی توانید از آن در انرژیهای پایین تر ، مانند دستگاه های تفکر ، نرم و مرطوبی مانند مغز انسان استفاده کنید.

🔺خلاصه: اگر فیلسوف شروع به صحبت در مورد ذرات بنیادین کرد ، فرار کنید.
سابین هوسنفلدر یک پژوهشگر در موسسه مطالعات پیشرفته فرانکفورت است که در آن فیزیک فراتر از مدل استاندارد ، گرانش کوانتومی پدیدارشناختی و تغییرات نسبیت عام کار می کند.

t.me/higgs_field
👍1
🔺سوالی تحت عنوان "واقعیت چیست؟" در صورتی که مکانیک کوانتوم را مطالعه کنید ، اجتناب ناپذیر است ، زیرا دارای خاصیت شگفت انگیزی ست: آبجکت کوانتومی با چیزی به نام "تابع موج" سروکار دارد که برای پیش بینی و محاسبات رفتار سیستم کوانتومی ضروری هست .
اما هیچ معادل ماکروسکوپیکی ندارد .اکنون شما بگویید :

◀️ آیا توابع موج واقعی هستند یا نه؟‌‌

بیشتر فیزیکدانان از جمله هایزنبرگ و نیلز بور و کرامر ، تابع موج را مفهومی مجرد میدانند (طرفداران تفسیر کپنهاگ Copenhagen Interpretation).
t.me/higgs_field