Multiple worlds interpretation Problem
Sabine hossenfelder
Part²
🔸امروزه بسیاری از تفسیرهای جهانی ظاهراً مشکل اندازه گیری کوانتومی را برطرف می کند و این کار را تنها با گفتن چیزی به نام فروپاشی عملکرد موج انجام می دهد. در عوض ، بسیاری از مردم جهان می گویند ، هر بار که اندازه گیری می کنید ، جهان به چندین جهان موازی تقسیم می شود ، یکی برای هر نتیجه اندازه گیری احتمالی. این تجزیه جهان گاهی نیز انشعاب branching نامیده می شود.
برخی از افراد با انشعاب مشکل دارند زیرا دقیقاً مشخص نیست چه زمان یا کجا باید انجام شود ، اما من فکر نمی کنم این یک مشکل جدی باشد ، فقط یک پارامتر تعریفی است. نه ، مشکل اصلی این است که پس از کنار گذاشتن فرض اندازه گیری ، تفسیر جهان های چندگانه به فرض دیگری نیاز دارد که مشکل اندازه گیری را به حل کند.
🔻دلیلش این است که در تفسیر جهان های متعدد اگر یک آشکارساز برای اندازه گیری تنظیم کنید ، آنگاه آشکارساز نیز به چندین جهان تقسیم می شود. بنابراین ، اگر فقط بپرسید "آشکارساز چه چیزی را اندازه گیری می کند" ، پاسخ این است "آشکارساز هر چیزی را که با احتمال 1 امکان پذیر است اندازه گیری می کند."
البته این چیزی نیست که ما مشاهده می کنیم. ما فقط یک نتیجه اندازه گیری شده را مشاهده می کنیم. بسیاری از مردم جهان این را به شرح زیر توضیح می دهند:
🔺 البته شما قرار نیست احتمال هر شاخه آشکارساز را محاسبه کنید. زیرا وقتی می گوییم آشکارساز ، منظور همه شاخه های آشکارساز در کنار هم نیست. شما فقط باید احتمال را نسبت به آشکارساز در یک شاخه خاص در یک زمان ارزیابی کنید.
این منطقی به نظر می رسد. در واقع ، معقول است. این به اندازه فرض اندازه گیری منطقی است. در واقع ، از نظر منطقی کاملاً معادل فرض اندازه گیری است. اصل اندازه گیری می گوید: نتایج احتمال را در اندازه گیری با اطمینان 100 % به روز کنید. تعریف آشکارساز درتفسیر جهان های متعدد می گوید:
🔺 "آشکارساز" طبق تعریف تنها چیزی است که در یک شاخه قرار دارد. اکنون احتمالات را نسبت به این مورد ارزیابی کنید ، که در هر شاخه احتمال صد درصدی به شما می دهد.
و از آنجا که همان چیزی است که قبلاً می دانید ، نمی توانید این تعریف آشکارساز را از معادله شرودینگر استخراج کنید. این امکان وجود ندارد. آنچه بسیاری از مردم جهان در حال حاضر به جای آن تلاش می کنند این است که این فرض را از نظریه انتخاب منطقی استخراج کنند. اما مطمئناً این امر در اصطلاح کلان ، مانند بازیگرانی که تصمیم می گیرند و غیره ، باز می گردد. به عبارت دیگر ، این ارجاع به دانش فلسفی به همان اندازه با تفسیر کپنهاگ در تضاد است.
🔸 به همین دلیل است که تفسیر جهان های متعدد مشکل اندازه گیری را حل نمی کند و بنابراین به همان اندازه مشکل دارد که سایر تفسیرهای مکانیک کوانتومی.
اشکال دیگر تفاسیر چیست؟ دفعه دیگر در این مورد صحبت خواهیم کرد. پس با ما همراه باشید.
درباره خودکشی یا جاودانگی کوانتومی این مستند را ببینید
Sabine hossenfelder
Part²
🔸امروزه بسیاری از تفسیرهای جهانی ظاهراً مشکل اندازه گیری کوانتومی را برطرف می کند و این کار را تنها با گفتن چیزی به نام فروپاشی عملکرد موج انجام می دهد. در عوض ، بسیاری از مردم جهان می گویند ، هر بار که اندازه گیری می کنید ، جهان به چندین جهان موازی تقسیم می شود ، یکی برای هر نتیجه اندازه گیری احتمالی. این تجزیه جهان گاهی نیز انشعاب branching نامیده می شود.
برخی از افراد با انشعاب مشکل دارند زیرا دقیقاً مشخص نیست چه زمان یا کجا باید انجام شود ، اما من فکر نمی کنم این یک مشکل جدی باشد ، فقط یک پارامتر تعریفی است. نه ، مشکل اصلی این است که پس از کنار گذاشتن فرض اندازه گیری ، تفسیر جهان های چندگانه به فرض دیگری نیاز دارد که مشکل اندازه گیری را به حل کند.
🔻دلیلش این است که در تفسیر جهان های متعدد اگر یک آشکارساز برای اندازه گیری تنظیم کنید ، آنگاه آشکارساز نیز به چندین جهان تقسیم می شود. بنابراین ، اگر فقط بپرسید "آشکارساز چه چیزی را اندازه گیری می کند" ، پاسخ این است "آشکارساز هر چیزی را که با احتمال 1 امکان پذیر است اندازه گیری می کند."
البته این چیزی نیست که ما مشاهده می کنیم. ما فقط یک نتیجه اندازه گیری شده را مشاهده می کنیم. بسیاری از مردم جهان این را به شرح زیر توضیح می دهند:
🔺 البته شما قرار نیست احتمال هر شاخه آشکارساز را محاسبه کنید. زیرا وقتی می گوییم آشکارساز ، منظور همه شاخه های آشکارساز در کنار هم نیست. شما فقط باید احتمال را نسبت به آشکارساز در یک شاخه خاص در یک زمان ارزیابی کنید.
این منطقی به نظر می رسد. در واقع ، معقول است. این به اندازه فرض اندازه گیری منطقی است. در واقع ، از نظر منطقی کاملاً معادل فرض اندازه گیری است. اصل اندازه گیری می گوید: نتایج احتمال را در اندازه گیری با اطمینان 100 % به روز کنید. تعریف آشکارساز درتفسیر جهان های متعدد می گوید:
🔺 "آشکارساز" طبق تعریف تنها چیزی است که در یک شاخه قرار دارد. اکنون احتمالات را نسبت به این مورد ارزیابی کنید ، که در هر شاخه احتمال صد درصدی به شما می دهد.
و از آنجا که همان چیزی است که قبلاً می دانید ، نمی توانید این تعریف آشکارساز را از معادله شرودینگر استخراج کنید. این امکان وجود ندارد. آنچه بسیاری از مردم جهان در حال حاضر به جای آن تلاش می کنند این است که این فرض را از نظریه انتخاب منطقی استخراج کنند. اما مطمئناً این امر در اصطلاح کلان ، مانند بازیگرانی که تصمیم می گیرند و غیره ، باز می گردد. به عبارت دیگر ، این ارجاع به دانش فلسفی به همان اندازه با تفسیر کپنهاگ در تضاد است.
🔸 به همین دلیل است که تفسیر جهان های متعدد مشکل اندازه گیری را حل نمی کند و بنابراین به همان اندازه مشکل دارد که سایر تفسیرهای مکانیک کوانتومی.
اشکال دیگر تفاسیر چیست؟ دفعه دیگر در این مورد صحبت خواهیم کرد. پس با ما همراه باشید.
درباره خودکشی یا جاودانگی کوانتومی این مستند را ببینید
Telegram
physics
Sabine Hossenfelder
I'm your hell, I'm your dream, I'm nothing in between.
هوسنفلدر متخصص در زمینهی گرانش کوآنتومی است. او دو دههی قبل به علم فیزیک روی آورد و تبدیل به یک فیزیکدان شد؛ چرا که باور داشت، فیزیک بهترین راه برای درک حقیقت است. ترکیب منطق ریاضیات…
I'm your hell, I'm your dream, I'm nothing in between.
هوسنفلدر متخصص در زمینهی گرانش کوآنتومی است. او دو دههی قبل به علم فیزیک روی آورد و تبدیل به یک فیزیکدان شد؛ چرا که باور داشت، فیزیک بهترین راه برای درک حقیقت است. ترکیب منطق ریاضیات…
#خودکشی_کوانتومی
🔸تصور کنید نوعی اسلحه خاص در دست دارید و روی سرتان گذاشته اید که هنگامی ماشه آنرا می چکانید با توجه به جهت #ساعتگرد یا #پادساعتگرد اسپین #spin ذره ای کوانتومی دستور شلیک را می دهد .
🔺نتیجه این آزمایش ذهنی بستگی به نوع تفسیری دارد که از آن استفاده می کنید . تفسیر اول مربوط به #جهانهای_چندگانه است که می گوید : هر بار که ماشه را می چکانید دو جهان مختلف ایجاد می کنید که در یکی ازین جهان ها شما مُرده اید و در جهان دیگر شما زنده اید و هر بار با هر چکاندن ماشه شما دو جهان موازی ایجاد کرده اید که در یکی زنده و در دیگری خودکشی کرده اید. اگر آزمایش #گربه_شرودینگر را بخاطر بیاورید گربه بیچاره نیز در شرایط مشابهی گرفتار شده بود اما به دلیل اینکه آزمایش گربه شرودینگر جهان را یگانه در نظر گرفته بودیم ، گربه در حالت #برهمنهی بود یعنی نه زنده و نه مرده ! تفسیر جهان های چند گانه اما هر بار با محاسبه خصوصیات ذره کوانتومی و طرح #عدد_موهومی جهان را به دو قسمت تقسیم میکند ، یکی جهانی که اسپین ذره مورد نظر پادساعتگرد و جهانی دیگر که اسپین ذره ساعتگرد است . اگر بشکل مداوم ماشه را بچکانید مداوما فرآیند تقسیم جهان ها را ادامه داده اید و در یکی از جهانها شما زنده و در دیگری #خودکشی کرده اید ، در یک شاخه از جهان های چند گانه شما همواره زنده خواهید ماند این توصیف #جاودانگی_کوانتومی نام گرفته است. اما بسیاری فیزیکدان ها مخالف چنین تفسیری هستند .
🔸 #تفسیر_کپنهاگن
🔺نظریهی جهانهای چندگانه با یکی از مهمترین اصول پذیرفته شدهی مکانیک کوانتوم در تضاد است.
برای سالیان متمادی، مقبولترین نظریه در مورد رفتار چندگانهی ذرات کوانتومی، تفسیر کپنهاگن بوده است. هر چند در سالهای اخیر نظریهی جهانهای چندگانه جای این تفسیر را پر کرده است اما باز هم دانشمندانی وجود دارند که تفسیر کپنهاگن را قبول دارند. این تفسیر اولین بار توسط #نیلز_بور در سال ۱۹۲۰ میلادی مطرح شد و بیان میکند که ذرات در حالت یک یا حالت دو به صورت مجزا نیستند بلکه هر دو حالت را در آن واحد دارا هستند. زمانی که ما به این ذره نگاه میکنیم آن را مجبور به انتخاب یکی از حالتهای ممکن میکنیم و حالت انتخاب شده توسط ذره را مشاهده میکنیم. چون ممکن است در هر باری که به این ذره نگاه میکنیم، حالت متفاوتی را برگزیند پس میتوانیم با این دلیل رفتار چندگانهی ذرات کوانتومی را توجیه کنیم.
تمامی حالاتی که یک ذره میتواند آنها را به خود ببیند، به عنوان تابع موج آن ذره شناخته میشود. تفسیر کپنهاگن بور برای مکانیک کوانتوم به صورت نظری توسط یک آزمایش مرتبط با تخیل که بسیار مشهور است به اثبات رسیده است. این آزمایش که گربهی شرودینگر نامیده میشود، برای اولین بار در سال ۱۹۳۵ میلادی توسط #اروین_شرودینگر مطرح شده است.
اگر آزمایش گربه شرودینگر را بخاطر بیاورید تا زمانی که درب جعبه را باز نکرده بودیم گربه در حالتی بنام برهمنهی قرار داشت اما به محض باز کردن جعبه و مشاهده ذره و ایجاد نقش ناظر بر آزمایش ذره ، اسپین ذره ساعتگرد میشد و مکانیسم آزاد سازی سم فعال میشد گربه می مرد . با در نظر گرفتن نقش ناظر بر آزمایش #خودکشی_کوانتومی ، شما مُرده خواهید شد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
🔸تصور کنید نوعی اسلحه خاص در دست دارید و روی سرتان گذاشته اید که هنگامی ماشه آنرا می چکانید با توجه به جهت #ساعتگرد یا #پادساعتگرد اسپین #spin ذره ای کوانتومی دستور شلیک را می دهد .
🔺نتیجه این آزمایش ذهنی بستگی به نوع تفسیری دارد که از آن استفاده می کنید . تفسیر اول مربوط به #جهانهای_چندگانه است که می گوید : هر بار که ماشه را می چکانید دو جهان مختلف ایجاد می کنید که در یکی ازین جهان ها شما مُرده اید و در جهان دیگر شما زنده اید و هر بار با هر چکاندن ماشه شما دو جهان موازی ایجاد کرده اید که در یکی زنده و در دیگری خودکشی کرده اید. اگر آزمایش #گربه_شرودینگر را بخاطر بیاورید گربه بیچاره نیز در شرایط مشابهی گرفتار شده بود اما به دلیل اینکه آزمایش گربه شرودینگر جهان را یگانه در نظر گرفته بودیم ، گربه در حالت #برهمنهی بود یعنی نه زنده و نه مرده ! تفسیر جهان های چند گانه اما هر بار با محاسبه خصوصیات ذره کوانتومی و طرح #عدد_موهومی جهان را به دو قسمت تقسیم میکند ، یکی جهانی که اسپین ذره مورد نظر پادساعتگرد و جهانی دیگر که اسپین ذره ساعتگرد است . اگر بشکل مداوم ماشه را بچکانید مداوما فرآیند تقسیم جهان ها را ادامه داده اید و در یکی از جهانها شما زنده و در دیگری #خودکشی کرده اید ، در یک شاخه از جهان های چند گانه شما همواره زنده خواهید ماند این توصیف #جاودانگی_کوانتومی نام گرفته است. اما بسیاری فیزیکدان ها مخالف چنین تفسیری هستند .
🔸 #تفسیر_کپنهاگن
🔺نظریهی جهانهای چندگانه با یکی از مهمترین اصول پذیرفته شدهی مکانیک کوانتوم در تضاد است.
برای سالیان متمادی، مقبولترین نظریه در مورد رفتار چندگانهی ذرات کوانتومی، تفسیر کپنهاگن بوده است. هر چند در سالهای اخیر نظریهی جهانهای چندگانه جای این تفسیر را پر کرده است اما باز هم دانشمندانی وجود دارند که تفسیر کپنهاگن را قبول دارند. این تفسیر اولین بار توسط #نیلز_بور در سال ۱۹۲۰ میلادی مطرح شد و بیان میکند که ذرات در حالت یک یا حالت دو به صورت مجزا نیستند بلکه هر دو حالت را در آن واحد دارا هستند. زمانی که ما به این ذره نگاه میکنیم آن را مجبور به انتخاب یکی از حالتهای ممکن میکنیم و حالت انتخاب شده توسط ذره را مشاهده میکنیم. چون ممکن است در هر باری که به این ذره نگاه میکنیم، حالت متفاوتی را برگزیند پس میتوانیم با این دلیل رفتار چندگانهی ذرات کوانتومی را توجیه کنیم.
تمامی حالاتی که یک ذره میتواند آنها را به خود ببیند، به عنوان تابع موج آن ذره شناخته میشود. تفسیر کپنهاگن بور برای مکانیک کوانتوم به صورت نظری توسط یک آزمایش مرتبط با تخیل که بسیار مشهور است به اثبات رسیده است. این آزمایش که گربهی شرودینگر نامیده میشود، برای اولین بار در سال ۱۹۳۵ میلادی توسط #اروین_شرودینگر مطرح شده است.
اگر آزمایش گربه شرودینگر را بخاطر بیاورید تا زمانی که درب جعبه را باز نکرده بودیم گربه در حالتی بنام برهمنهی قرار داشت اما به محض باز کردن جعبه و مشاهده ذره و ایجاد نقش ناظر بر آزمایش ذره ، اسپین ذره ساعتگرد میشد و مکانیسم آزاد سازی سم فعال میشد گربه می مرد . با در نظر گرفتن نقش ناظر بر آزمایش #خودکشی_کوانتومی ، شما مُرده خواهید شد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
🔸Multiple worlds interpretation Problem
🔺Sabine hossenfelder
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4359
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4379
🔺Sabine hossenfelder
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4359
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4379
🔸ارتعاش و نوسان
🔸Vibration vs oscillation
مثال معمولی ارتعاش #گونگ (یا دیاپازون) است. تصور کنید ، نوعی فلز که می تواند کمی جابجا شود سپس بعلت نیروی مقاومت کننده در شرایط اولیه خود قرار گیرد. اگر به آن ضربه بزنید ، ارتعاش می کند تا زمانی که مقاومت هوا حرکت را مختل کند.
🔺 مثال دیگر ، امواج صوتی ایجاد شده توسط گونگ باعث لرزش پرده گوش شما می شود. خود زمین نیز به ارتعاش در می آید ، زیرا کاملا سفت و سخت نیست و زلزله های کوچک مدام آن را به لرزش در می آورند. در واقع ، زمین چیزی دارد که "حالت تنفس" نامیده می شود ، یعنی انبساط و انقباض همسانگرد. یعنی شعاع زمین به طور منظم با مدت زمان حدود بیست و پنج دقیقه منبسط و منقبض می شود.
ولی. ما همچنین از کلمه ارتعاش برای تعدادی از حرکات دوره ای عمومی تر استفاده می کنیم ، به عنوان مثال ارتعاش تلفن شما که توسط یک موتور الکتریکی دارای محور لنگ کوچک ایجاد می شود ، یا ارتعاشات در وسایل نقلیه که ناشی از تشدید است.
🔺وجه مشترک همه این ارتعاشات این است که آنها نیز نوسان هستند ، جایی که نوسان فقط هر نوع رفتار دوره ای است. اگر از گوگل بپرسید ، "ارتعاشات" نوع خاصی از نوسانات "مکانیکی" هستند. اما این در نظریه کوانتوم معنی چندانی ندارد زیرا خواص مواد ، مانند خواص گونگ ، پیامدهای سطوح انرژی اتمی الکترون ها هستند ، بنابراین ، ارتعاش وابسته به الکترومغناطیس و مکانیک کوانتومی است ، نه مکانیک.
ما همچنین از حالتهای ارتعاشی مولکولها صحبت می کنیم. اینکه مرز ارتعاش و نوسان کجا مشخص شود تا حدودی نامشخص است. ما نمی گوییم امواج الکترومغناطیسی ارتعاش می کنند ، بلکه می گوییم که نوسان می کنند .
🔺فکر می کنم صحبت از نوسان بهتر از ارتعاش است ، زیرا معنای آن واضح تر است. نوسان یک تغییر منظم و مکرر است. به عنوان مثال در موج آب ، ارتفاع آب در اطراف مقدار متوسط نوسان می کند. همه چیز نوسان می کند.
با این تغییر امیدوار کننده شفاف از اصطلاح مبهم ارتعاش به نوسان ، اکنون سعی می کنم شما را متقاعد کنم که همه چیز در نوسان است. دلیل آن این است که همه چیز از ذرات ساخته شده است و طبق مکانیک کوانتومی ، ذرات نیز موج هستند و امواج.... ،خب.... نوسان می کنند.
🔺 هر ذره جرم-دار دارای طول موجی به نام کامپتون است که نسبت عکس با جرم ذره دارد. بنابراین در اینجا ، لامبدا طول موج کامپتون ، h ثابت پلانک و c سرعت نور است. فرکانس این نوسان سرعت نور تقسیم بر طول موج است. اما چه چیزی نوسان می کند؟ خوب ، این چیزی است که ما آن را تابع موج ذره می نامیم ، که معمولاً Psi نامیده می شود.
λ=c/f
🔺 به طور خلاصه این که فیزیکدانان در مورد آن توافق ندارند ، اما آنها توافق دارند که Psi به ما این امکان را می دهد که ذره را در یک مکان یا مکان دیگر ، یا با یک سرعت دیگر ، یا با چرخش یا دیگری ، و غیره مشاهده کنیم.
🔺برای الکترون ، تابع موج حدود ده تا بیست بار در ثانیه نوسان می کند. این بدان معناست که ذره ساعت داخلی خود را با خود حمل می کند. و همه ذرات این کار را انجام می دهند. سنگین ترها ، مانند پروتون ها یا اتم ها ، حتی سریعتر از الکترون ها نوسان می کنند ، زیرا فرکانس متناسب با جرم است.
🔺نوترینوها ، که از الکترون ها سبک تر هستند ، فقط به تنهایی نوسان نمی کنند ، بلکه در واقع در یکدیگر نوسان می کنند. به این neutrino-mixing می گویند. سه نوع مختلف از نوترینوها وجود دارد و هنگام حرکت ، بین هر سه طعم نوترینویی به صورت دوره ای تغییر می کند. اگر نوترینوها را از یک نوع خاص شروع می کنید ، پس از مدتی هر سه نوع آن را دارید. این تنها در صورتی امکان پذیر است که نوترینوها جرم داشته باشند ، بنابراین نوسانات نوترینوها به ما می گویند نوترینوها بدون جرم نیستند و جایزه نوبل برای این کشف در سال 2015 اهدا شد.
🔺فوتونها ، ذرات تشکیل دهنده نور ، برای همه ما بدون جرم هستند. این بدان معناست که آنها یک ساعت داخلی ندارند ، اما آنها همچنین نوسان می کنند ، فقط فرکانس نوسان آنها بستگی به انرژی آنها دارد.
🔺 بنابراین ما مشاهده کرده ایم که همه ذرات به لطف مکانیک کوانتومی دائما در حال نوسان هستند. اما ، ممکن است بگویید ، ذرات به تنهایی جهان را تشکیل نمی دهند .
در مورد فضا و زمان چه؟ احتمالاً می دانید که فضا-زمان می تواند تکان بخورد (اشاره به حرکت امواج گرانشی در بافت فضازمان) ، این موج های به اصطلاح گرانشی هستند که اولین بار در بیست و پانزده دقیقه توسط تداخل سنج موج گرانشی LIGO شناسایی شدند.
Sabine hossenfelder
t.me/higgs_field
🔸Vibration vs oscillation
مثال معمولی ارتعاش #گونگ (یا دیاپازون) است. تصور کنید ، نوعی فلز که می تواند کمی جابجا شود سپس بعلت نیروی مقاومت کننده در شرایط اولیه خود قرار گیرد. اگر به آن ضربه بزنید ، ارتعاش می کند تا زمانی که مقاومت هوا حرکت را مختل کند.
🔺 مثال دیگر ، امواج صوتی ایجاد شده توسط گونگ باعث لرزش پرده گوش شما می شود. خود زمین نیز به ارتعاش در می آید ، زیرا کاملا سفت و سخت نیست و زلزله های کوچک مدام آن را به لرزش در می آورند. در واقع ، زمین چیزی دارد که "حالت تنفس" نامیده می شود ، یعنی انبساط و انقباض همسانگرد. یعنی شعاع زمین به طور منظم با مدت زمان حدود بیست و پنج دقیقه منبسط و منقبض می شود.
ولی. ما همچنین از کلمه ارتعاش برای تعدادی از حرکات دوره ای عمومی تر استفاده می کنیم ، به عنوان مثال ارتعاش تلفن شما که توسط یک موتور الکتریکی دارای محور لنگ کوچک ایجاد می شود ، یا ارتعاشات در وسایل نقلیه که ناشی از تشدید است.
🔺وجه مشترک همه این ارتعاشات این است که آنها نیز نوسان هستند ، جایی که نوسان فقط هر نوع رفتار دوره ای است. اگر از گوگل بپرسید ، "ارتعاشات" نوع خاصی از نوسانات "مکانیکی" هستند. اما این در نظریه کوانتوم معنی چندانی ندارد زیرا خواص مواد ، مانند خواص گونگ ، پیامدهای سطوح انرژی اتمی الکترون ها هستند ، بنابراین ، ارتعاش وابسته به الکترومغناطیس و مکانیک کوانتومی است ، نه مکانیک.
ما همچنین از حالتهای ارتعاشی مولکولها صحبت می کنیم. اینکه مرز ارتعاش و نوسان کجا مشخص شود تا حدودی نامشخص است. ما نمی گوییم امواج الکترومغناطیسی ارتعاش می کنند ، بلکه می گوییم که نوسان می کنند .
🔺فکر می کنم صحبت از نوسان بهتر از ارتعاش است ، زیرا معنای آن واضح تر است. نوسان یک تغییر منظم و مکرر است. به عنوان مثال در موج آب ، ارتفاع آب در اطراف مقدار متوسط نوسان می کند. همه چیز نوسان می کند.
با این تغییر امیدوار کننده شفاف از اصطلاح مبهم ارتعاش به نوسان ، اکنون سعی می کنم شما را متقاعد کنم که همه چیز در نوسان است. دلیل آن این است که همه چیز از ذرات ساخته شده است و طبق مکانیک کوانتومی ، ذرات نیز موج هستند و امواج.... ،خب.... نوسان می کنند.
🔺 هر ذره جرم-دار دارای طول موجی به نام کامپتون است که نسبت عکس با جرم ذره دارد. بنابراین در اینجا ، لامبدا طول موج کامپتون ، h ثابت پلانک و c سرعت نور است. فرکانس این نوسان سرعت نور تقسیم بر طول موج است. اما چه چیزی نوسان می کند؟ خوب ، این چیزی است که ما آن را تابع موج ذره می نامیم ، که معمولاً Psi نامیده می شود.
λ=c/f
🔺 به طور خلاصه این که فیزیکدانان در مورد آن توافق ندارند ، اما آنها توافق دارند که Psi به ما این امکان را می دهد که ذره را در یک مکان یا مکان دیگر ، یا با یک سرعت دیگر ، یا با چرخش یا دیگری ، و غیره مشاهده کنیم.
🔺برای الکترون ، تابع موج حدود ده تا بیست بار در ثانیه نوسان می کند. این بدان معناست که ذره ساعت داخلی خود را با خود حمل می کند. و همه ذرات این کار را انجام می دهند. سنگین ترها ، مانند پروتون ها یا اتم ها ، حتی سریعتر از الکترون ها نوسان می کنند ، زیرا فرکانس متناسب با جرم است.
🔺نوترینوها ، که از الکترون ها سبک تر هستند ، فقط به تنهایی نوسان نمی کنند ، بلکه در واقع در یکدیگر نوسان می کنند. به این neutrino-mixing می گویند. سه نوع مختلف از نوترینوها وجود دارد و هنگام حرکت ، بین هر سه طعم نوترینویی به صورت دوره ای تغییر می کند. اگر نوترینوها را از یک نوع خاص شروع می کنید ، پس از مدتی هر سه نوع آن را دارید. این تنها در صورتی امکان پذیر است که نوترینوها جرم داشته باشند ، بنابراین نوسانات نوترینوها به ما می گویند نوترینوها بدون جرم نیستند و جایزه نوبل برای این کشف در سال 2015 اهدا شد.
🔺فوتونها ، ذرات تشکیل دهنده نور ، برای همه ما بدون جرم هستند. این بدان معناست که آنها یک ساعت داخلی ندارند ، اما آنها همچنین نوسان می کنند ، فقط فرکانس نوسان آنها بستگی به انرژی آنها دارد.
🔺 بنابراین ما مشاهده کرده ایم که همه ذرات به لطف مکانیک کوانتومی دائما در حال نوسان هستند. اما ، ممکن است بگویید ، ذرات به تنهایی جهان را تشکیل نمی دهند .
در مورد فضا و زمان چه؟ احتمالاً می دانید که فضا-زمان می تواند تکان بخورد (اشاره به حرکت امواج گرانشی در بافت فضازمان) ، این موج های به اصطلاح گرانشی هستند که اولین بار در بیست و پانزده دقیقه توسط تداخل سنج موج گرانشی LIGO شناسایی شدند.
Sabine hossenfelder
t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک🕊
🔸ارتعاش و نوسان 🔸Vibration vs oscillation مثال معمولی ارتعاش #گونگ (یا دیاپازون) است. تصور کنید ، نوعی فلز که می تواند کمی جابجا شود سپس بعلت نیروی مقاومت کننده در شرایط اولیه خود قرار گیرد. اگر به آن ضربه بزنید ، ارتعاش می کند تا زمانی که مقاومت هوا حرکت…
پیوست
🔸 در کشور آلمان اوائل همه گیری کرونا ، روایتی شبه علمی بین مردم رواج یافت مبنی بر اینکه کرونا کسانی را می کشد که ارتعاش یکسانی با ویروس کرونا داشته باشند . بنابرهمین #کژفهمی عده ای ارتعاش بدن خود را بیشتر از ویروس کرونا معرفی می کردند و از این خاصیت ضد کرونایی خویش تجلیل می کردند . یا حتی در روایت دیگر شبه علمی گروهی برای مغز خویش فرکانس قائل اند و معتقدند بعلت هم فرکانس بودن مغز خودشان با دیگری توانایی درک مشترک بیشتری نسبت به سایرین دارند .
بر همین اساس هوسنفلدر توضیح میدهد که ارتعاش و نوسان چه هستند و چگونه عمل می کنند.
t.me/higgs_field
🔸 در کشور آلمان اوائل همه گیری کرونا ، روایتی شبه علمی بین مردم رواج یافت مبنی بر اینکه کرونا کسانی را می کشد که ارتعاش یکسانی با ویروس کرونا داشته باشند . بنابرهمین #کژفهمی عده ای ارتعاش بدن خود را بیشتر از ویروس کرونا معرفی می کردند و از این خاصیت ضد کرونایی خویش تجلیل می کردند . یا حتی در روایت دیگر شبه علمی گروهی برای مغز خویش فرکانس قائل اند و معتقدند بعلت هم فرکانس بودن مغز خودشان با دیگری توانایی درک مشترک بیشتری نسبت به سایرین دارند .
بر همین اساس هوسنفلدر توضیح میدهد که ارتعاش و نوسان چه هستند و چگونه عمل می کنند.
t.me/higgs_field
Telegram
کوانتوم مکانیک
🔸ارتعاش و نوسان
🔸Vibration vs oscillation
مثال معمولی ارتعاش #گونگ (دیاپازون) است. تصور کنید ، نوعی فلز که می تواند کمی جابجا شود سپس بعلت نیروی مقاومت کننده در شرایط اولیه خود قرار گیرد. اگر به آن ضربه بزنید ، ارتعاش می کند تا زمانی که مقاومت هوا حرکت…
🔸Vibration vs oscillation
مثال معمولی ارتعاش #گونگ (دیاپازون) است. تصور کنید ، نوعی فلز که می تواند کمی جابجا شود سپس بعلت نیروی مقاومت کننده در شرایط اولیه خود قرار گیرد. اگر به آن ضربه بزنید ، ارتعاش می کند تا زمانی که مقاومت هوا حرکت…
animation.gif
7.8 KB
🔸 #درک_گرانش
🔺آزمایشی که #گالیله بارها و بارها بر روی برج کج پیزا انجام داد و اثبات عینی سرعت برابر سقوط اجرام در میدان گرانشی در صورت حذف #مقاومت_هوا ، بی توجه به میزان گرانی و جرم جسم را در پی داشت.
با اندیشیدن به چیستی و چگونگی این پدیده وارد حیطه فلسفه فیزیک میشوید . فلسفه مهارت و هنر درست اندیشیدن است . بی شک روزی توصیفی از تئوری گرانش کوانتومی (اگر) بخواهد مطرح شود از چالش های پیش روی آن توضیح چنین پدیده هایی ست .
🔻راستی آیا می دانید چرا شتاب سقوط همه اجسام با هر جرم و وزنی ،یک عدد ثابت است؟ (۹.۸ در صورت حذف مقاومت هوا)
t.me/higgs_field
🔺آزمایشی که #گالیله بارها و بارها بر روی برج کج پیزا انجام داد و اثبات عینی سرعت برابر سقوط اجرام در میدان گرانشی در صورت حذف #مقاومت_هوا ، بی توجه به میزان گرانی و جرم جسم را در پی داشت.
با اندیشیدن به چیستی و چگونگی این پدیده وارد حیطه فلسفه فیزیک میشوید . فلسفه مهارت و هنر درست اندیشیدن است . بی شک روزی توصیفی از تئوری گرانش کوانتومی (اگر) بخواهد مطرح شود از چالش های پیش روی آن توضیح چنین پدیده هایی ست .
🔻راستی آیا می دانید چرا شتاب سقوط همه اجسام با هر جرم و وزنی ،یک عدد ثابت است؟ (۹.۸ در صورت حذف مقاومت هوا)
t.me/higgs_field
🔸نخستین مشاهده "کشش کوانتومی" آب
🔻آب رفتارهای عجیبی دارد و تحقیقات جدید از جمله نخستین مشاهدات از کشش کوانتومی آن ممکن است به ارائه توضیحات پیرامون این راز کمک کند.
به نقل از نیواتلانتیس، آب بیش از نیمی از بدن انسان را تشکیل میدهد و حدود ۷۰ درصد از سطح زمین را پوشانده است، اما هنوز چیزهای زیادی در مورد آب وجود دارد که ما از چرایی آنها بیخبریم.
دانشمندان با استفاده از ابزارهای پیشرفته برای مطالعه جتها یا فوارههای میکروسکوپی مایع، مولکولهای آب را در حال هل دادن و کشیدن یکدیگر در چیزی که به عنوان "کشش کوانتومی"(quantum tug) توصیف شده است.
t.me/higgs_field
🔻آب رفتارهای عجیبی دارد و تحقیقات جدید از جمله نخستین مشاهدات از کشش کوانتومی آن ممکن است به ارائه توضیحات پیرامون این راز کمک کند.
به نقل از نیواتلانتیس، آب بیش از نیمی از بدن انسان را تشکیل میدهد و حدود ۷۰ درصد از سطح زمین را پوشانده است، اما هنوز چیزهای زیادی در مورد آب وجود دارد که ما از چرایی آنها بیخبریم.
دانشمندان با استفاده از ابزارهای پیشرفته برای مطالعه جتها یا فوارههای میکروسکوپی مایع، مولکولهای آب را در حال هل دادن و کشیدن یکدیگر در چیزی که به عنوان "کشش کوانتومی"(quantum tug) توصیف شده است.
t.me/higgs_field
🔸آزمایش جدید فیزیک کوانتوم مثل ده ها آزمایش قبلی نشان میدهد:"واقعیت عینی" وجود ندارد!
🔺در یک آزمایش جدید فیزیک به نظر میرسد واقعیت با خودش در تضاد است و دانشمندان میگویند در واقع چیزی به عنوان واقعیت عینی وجود ندارد.
بر اساس یک مطالعه جدید که در یک سرور پیشچاپ به اشتراک گذاشته شده است، محققان یک آزمایش طولانی مدت را انجام دادهاند و واقعیتهای متفاوتی را آفریدهاند که غیرقابل تطبیق هستند و ثابت کردند که میتوان حقایق عینی را طوری ایجاد کرد که ویژگیهایی داشته باشند که به هم یکسان نیستند.
t.me/higgs_journals
🔺در یک آزمایش جدید فیزیک به نظر میرسد واقعیت با خودش در تضاد است و دانشمندان میگویند در واقع چیزی به عنوان واقعیت عینی وجود ندارد.
بر اساس یک مطالعه جدید که در یک سرور پیشچاپ به اشتراک گذاشته شده است، محققان یک آزمایش طولانی مدت را انجام دادهاند و واقعیتهای متفاوتی را آفریدهاند که غیرقابل تطبیق هستند و ثابت کردند که میتوان حقایق عینی را طوری ایجاد کرد که ویژگیهایی داشته باشند که به هم یکسان نیستند.
t.me/higgs_journals
🔺همه ی مردم میخواهند بدانند بعد از مرگ به کجا می روند ، اما هیچ کس نمیخواهد بداند که قبل از مرگ در چه عالمی هستی یافته و چه مکانیسمی بر آن حکمفرمایی می کند ..!!
درواقع در کیفیت " هست بودن " پس از مرگ میتوان به " نیست بودن " پیش از زاده شدن ارجاع داد .
#فیزیک_دوست
t.me/higgs_field
درواقع در کیفیت " هست بودن " پس از مرگ میتوان به " نیست بودن " پیش از زاده شدن ارجاع داد .
#فیزیک_دوست
t.me/higgs_field
🔸 What Is Higgs Boson and Higgs Field?
🔺 Marcia Wendorf
🔺 اخیراً نتایج یک مطالعه جدید را گزارش کرده که ممکن است مدل استاندارد فیزیک ذرات کاملا متحول شود. از سوی دیگر ، مطالعات دیگری نشان داده که ممکن است به هیچ وجه متحول نشود.
این که چرا چنین مدعای بزرگی طرح شد این است که مدل استاندارد تمام 17 ذره بنیادین و چهار نیروی اساسی تشکیل دهنده جهان ما را شامل می شود. ذرات بنیادین ذراتی هستند که از ذرات دیگر تشکیل نشده اند.
🔺مدل استاندارد اولین بار در سال 1897 شکل گرفت ، زمانی که فیزیکدان انگلیسی J.J. تامسون ، الکترون را کشف کرد و تا کشف بوزون هیگز در سال 2012 کامل تلقی نمی شد.
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4398
پارت دوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/4404
🔺 Marcia Wendorf
🔺 اخیراً نتایج یک مطالعه جدید را گزارش کرده که ممکن است مدل استاندارد فیزیک ذرات کاملا متحول شود. از سوی دیگر ، مطالعات دیگری نشان داده که ممکن است به هیچ وجه متحول نشود.
این که چرا چنین مدعای بزرگی طرح شد این است که مدل استاندارد تمام 17 ذره بنیادین و چهار نیروی اساسی تشکیل دهنده جهان ما را شامل می شود. ذرات بنیادین ذراتی هستند که از ذرات دیگر تشکیل نشده اند.
🔺مدل استاندارد اولین بار در سال 1897 شکل گرفت ، زمانی که فیزیکدان انگلیسی J.J. تامسون ، الکترون را کشف کرد و تا کشف بوزون هیگز در سال 2012 کامل تلقی نمی شد.
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4398
پارت دوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/4404
🔸آیا مکانیک کوانتومی از بودیسم پشتیبانی می کند؟
از مجموعه سخنرانی با عنوان درک نادرست از علوم
🔺توسط Don Lincoln ، Ph.D. ، آزمایشگاه ملی شتاب دهنده فرمی (Fermilab)
پارت ¹
🔻درک مکانیک کوانتومی همیشه آسان نیست. سعی می کند سیستم های جهان را در مقیاس اتم و ذرات اتمی توضیح دهد. برخی از اسرار قدیمی فیزیک با استفاده از فیزیک کوانتومی حل شد. شایعات زیادی در مورد مفاهیم عجیب وجود دارد ، اما این تصور غلط که مکانیک کوانتومی از #بودیسم پشتیبانی می کند یکی از عجیب ترین آنهاست.
فیزیک علم حرکت ، کنش و واکنش ها است. با این حال ، همه چیز در آن به آسانی و مستقیم به اندازه زمین خوردن یا هل دادن نیست. نسبیت یکی از اولین موضوعاتی از این دست در فیزیک بود.
🔺مکانیک کوانتومی
نسبیت راه را برای مکانیک کوانتومی هموار کرد ، موضوعی که حتی پیچیده تر بود. نسبیت در مورد موضوعاتی صحبت می کرد که چگونه به نظر می رسد اجسام وقتی سریع حرکت می کنند یا وقتی ساعت ها کند می شوند یا اجسام کوچک می شوند ، جرم می گیرند. هیچ یک از این موارد را نمی توان با فیزیک کلاسیک توضیح داد.
🔺مکانیک کوانتومی و بودیسم
مکانیک کوانتومی فراتر از حوزه های فیزیکی شناخته شده بنظر می رسد و حتی ادعا می کند که آگاهی جزء اساسی ماهیت فیزیک است. این عجیب بودن تا جایی پیش می رود که بسیاری از نوشته ها آن را با فلسفه شرق پیوند می دهند. آنها سپس به اشتباه نتیجه می گیرند که این شاخه از فیزیک از بودیسم حمایت می کند.
هیچ پایه علمی متصل کننده فیزیک کوانتوم و فلسفه شرقی ، از جمله بودیسم وجود ندارد. با این حال ، بسیاری از مردم آنها را صرفاً به دلیل عجیب و غریب بودن هر دو متصل کرده اند. تصور اینکه این دو موضوع در هر سطحی به هم متصل هستند یا از یکدیگر پشتیبانی می کنند به سادگی اشتباه است.
متأسفانه ، آنقدر بارها تکرار شده است که ظاهر منطقی به نظر می رسد ، در حالی که حقیقت از آن دور است. با این حال ، چرا مردم در وهله اول این ایده را دریافت کردند؟
🔺ویژگیهای مکانیک کوانتومی
مکانیک کوانتومی موضوعات عجیبی را پوشش می دهد که قابل پیش بینی نیستند. به عنوان مثال ، اگر فردی سعی کند چیزی را در شرایط فرضی پیش بینی کند ، احتمال پیش بینی های اشتباه بسیار زیاد است. دنیای زیر اتمی نیز به راحتی قابل پیش بینی نیست.
ساختار اتم ها ، امکان ارتباطات سریعتر از نور و ماهیت گیج کننده نور همه موضوعات این شاخه از فیزیک است. بیایید به عنوان یک مثال روی نور تمرکز کنیم. حتی دانشمندان قبل از اسحاق نیوتن سعی در درک نور داشتند ، اما او و فیزیکدان هلندی ، کریستیان هویگنس بودند که در مورد این موضوع بحث کردند.
🔺طبیعت نور
نیوتن معتقد بود که نور یک ذره است و هویگنس ادعا کرد که موج است. چالش در علم طول کشید تا سال 1801 هنگامی که توماس یانگ ، فیزیکدان و چند فیزیک دان بریتانیایی برای آزمایش این سلسله آزمایشات را روی نور انجام دادند.
ذرات و امواج هنگام عبور از شکاف ها متفاوت عمل می کنند. یانگ از دو شکاف برای طراحی آزمایش خود استفاده کرد و نور را از دو شکاف نازک عبور داد. اگر نور ذره باشد از درون شکافها عبور کند ، یا به جداره اطراف برخورد کرده و می افتد. اگر از جداره عبور کند و بر صفحه نمایش دیگری در پشت شکاف قرار می گیرد و به این ترتیب دو شکاف نوری و سایه ها اطراف شکل می گیرند.
برعکس ، امواج پس از عبور از شکاف گسترش می یابند. مانند امواج آب در اقیانوس ، امواج دیگر نیز می توانند به هم بپیوندند و موج بزرگتری را تشکیل دهند یا در مقابل یکدیگر قرار بگیرند و به نوعی یکدیگر را تضعیف کنند .
•اما نور چه کرد؟
از مجموعه سخنرانی با عنوان درک نادرست از علوم
🔺توسط Don Lincoln ، Ph.D. ، آزمایشگاه ملی شتاب دهنده فرمی (Fermilab)
پارت ¹
🔻درک مکانیک کوانتومی همیشه آسان نیست. سعی می کند سیستم های جهان را در مقیاس اتم و ذرات اتمی توضیح دهد. برخی از اسرار قدیمی فیزیک با استفاده از فیزیک کوانتومی حل شد. شایعات زیادی در مورد مفاهیم عجیب وجود دارد ، اما این تصور غلط که مکانیک کوانتومی از #بودیسم پشتیبانی می کند یکی از عجیب ترین آنهاست.
فیزیک علم حرکت ، کنش و واکنش ها است. با این حال ، همه چیز در آن به آسانی و مستقیم به اندازه زمین خوردن یا هل دادن نیست. نسبیت یکی از اولین موضوعاتی از این دست در فیزیک بود.
🔺مکانیک کوانتومی
نسبیت راه را برای مکانیک کوانتومی هموار کرد ، موضوعی که حتی پیچیده تر بود. نسبیت در مورد موضوعاتی صحبت می کرد که چگونه به نظر می رسد اجسام وقتی سریع حرکت می کنند یا وقتی ساعت ها کند می شوند یا اجسام کوچک می شوند ، جرم می گیرند. هیچ یک از این موارد را نمی توان با فیزیک کلاسیک توضیح داد.
علاوه بر این ، دانشمندان شروع به تمرکز بر مقیاس های کوچکتر کردند: قلمرو اتم ها و الکترون ها و اگر ذرات کوچک زیر اتمی ذرات یا امواج باشند. مکانیک کوانتومی متولد شد تا به این سوالات پیچیده پاسخ دهد.🔺مکانیک کوانتومی و بودیسم
مکانیک کوانتومی فراتر از حوزه های فیزیکی شناخته شده بنظر می رسد و حتی ادعا می کند که آگاهی جزء اساسی ماهیت فیزیک است. این عجیب بودن تا جایی پیش می رود که بسیاری از نوشته ها آن را با فلسفه شرق پیوند می دهند. آنها سپس به اشتباه نتیجه می گیرند که این شاخه از فیزیک از بودیسم حمایت می کند.
هیچ پایه علمی متصل کننده فیزیک کوانتوم و فلسفه شرقی ، از جمله بودیسم وجود ندارد. با این حال ، بسیاری از مردم آنها را صرفاً به دلیل عجیب و غریب بودن هر دو متصل کرده اند. تصور اینکه این دو موضوع در هر سطحی به هم متصل هستند یا از یکدیگر پشتیبانی می کنند به سادگی اشتباه است.
متأسفانه ، آنقدر بارها تکرار شده است که ظاهر منطقی به نظر می رسد ، در حالی که حقیقت از آن دور است. با این حال ، چرا مردم در وهله اول این ایده را دریافت کردند؟
🔺ویژگیهای مکانیک کوانتومی
مکانیک کوانتومی موضوعات عجیبی را پوشش می دهد که قابل پیش بینی نیستند. به عنوان مثال ، اگر فردی سعی کند چیزی را در شرایط فرضی پیش بینی کند ، احتمال پیش بینی های اشتباه بسیار زیاد است. دنیای زیر اتمی نیز به راحتی قابل پیش بینی نیست.
ساختار اتم ها ، امکان ارتباطات سریعتر از نور و ماهیت گیج کننده نور همه موضوعات این شاخه از فیزیک است. بیایید به عنوان یک مثال روی نور تمرکز کنیم. حتی دانشمندان قبل از اسحاق نیوتن سعی در درک نور داشتند ، اما او و فیزیکدان هلندی ، کریستیان هویگنس بودند که در مورد این موضوع بحث کردند.
🔺طبیعت نور
نیوتن معتقد بود که نور یک ذره است و هویگنس ادعا کرد که موج است. چالش در علم طول کشید تا سال 1801 هنگامی که توماس یانگ ، فیزیکدان و چند فیزیک دان بریتانیایی برای آزمایش این سلسله آزمایشات را روی نور انجام دادند.
ذرات و امواج هنگام عبور از شکاف ها متفاوت عمل می کنند. یانگ از دو شکاف برای طراحی آزمایش خود استفاده کرد و نور را از دو شکاف نازک عبور داد. اگر نور ذره باشد از درون شکافها عبور کند ، یا به جداره اطراف برخورد کرده و می افتد. اگر از جداره عبور کند و بر صفحه نمایش دیگری در پشت شکاف قرار می گیرد و به این ترتیب دو شکاف نوری و سایه ها اطراف شکل می گیرند.
برعکس ، امواج پس از عبور از شکاف گسترش می یابند. مانند امواج آب در اقیانوس ، امواج دیگر نیز می توانند به هم بپیوندند و موج بزرگتری را تشکیل دهند یا در مقابل یکدیگر قرار بگیرند و به نوعی یکدیگر را تضعیف کنند .
•اما نور چه کرد؟
Telegram
کوانتوم مکانیک
🔺بسیاری از مردم به اشتباه معتقدند که مکانیک کوانتومی از بودیسم حمایت می کند ، اما هیچ پیشینه علمی برای این اعتقاد وجود ندارد.
(تصویر: Jurik Peter/Shutterstock)
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4393
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4396
(تصویر: Jurik Peter/Shutterstock)
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4393
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4396
🔺بسیاری از مردم به اشتباه معتقدند که مکانیک کوانتومی از بودیسم حمایت می کند ، اما هیچ پیشینه علمی برای این اعتقاد وجود ندارد.
(تصویر: Jurik Peter/Shutterstock)
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4393
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4396
(تصویر: Jurik Peter/Shutterstock)
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4393
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4396
39784.pdf
433.8 KB
🔺در اعتبار nature لازم نیست چیزی بگویم.
امروز میخام یک شخص که به گفته I.J.GOOD , یک کلاهبردار است را معرفی کنم . Dean radin کارشناس برق و دارای مدرک روانشناسی که تنها مدعی ورود خصوصیات ذهن به آزمایش فیزیکی است . پی دی اف فوق از عضو دپارتمان آمار از موسسه پلی تکنیک ویرجینیا و استاد دانشگاه ایالتی ویرجینیا ایالات متحده آمریکا در شرح کلاهبرداری این شخص است که در نشریه نیچر منتشر شده است.
I. J. Good
the Department of Statistics, Virginia Polytechnic Institute and State University, Blacksburg, 24061-0439, Virginia, USA
🔺دین رادین را از ویکی پدیای فارسی بشناسید .طبق گفته ویکی پدیا ،وی هم اکنون محقق ارشد علوم معرفت بخشانه یکی از دانشکده های آمریکاست.
🔺در این مقاله نیز یان ولچک و شش تن دیگر از دانشمندان ،ایرادات مربوط به روش علمی (طرح و نحوه اندازه گیری و محاسبات را اشتباه دانستند) مورد استفاده از دین رادین را با خاک یکسان کردند.
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fpsyg.2019.01891/full
t.me/higgs_field
امروز میخام یک شخص که به گفته I.J.GOOD , یک کلاهبردار است را معرفی کنم . Dean radin کارشناس برق و دارای مدرک روانشناسی که تنها مدعی ورود خصوصیات ذهن به آزمایش فیزیکی است . پی دی اف فوق از عضو دپارتمان آمار از موسسه پلی تکنیک ویرجینیا و استاد دانشگاه ایالتی ویرجینیا ایالات متحده آمریکا در شرح کلاهبرداری این شخص است که در نشریه نیچر منتشر شده است.
I. J. Good
the Department of Statistics, Virginia Polytechnic Institute and State University, Blacksburg, 24061-0439, Virginia, USA
🔺دین رادین را از ویکی پدیای فارسی بشناسید .طبق گفته ویکی پدیا ،وی هم اکنون محقق ارشد علوم معرفت بخشانه یکی از دانشکده های آمریکاست.
🔺در این مقاله نیز یان ولچک و شش تن دیگر از دانشمندان ،ایرادات مربوط به روش علمی (طرح و نحوه اندازه گیری و محاسبات را اشتباه دانستند) مورد استفاده از دین رادین را با خاک یکسان کردند.
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fpsyg.2019.01891/full
t.me/higgs_field
🔸آیا مکانیک کوانتومی از بودیسم پشتیبانی می کند؟
از مجموعه سخنرانی با عنوان درک نادرست از علوم
🔺توسط Don Lincoln ، Ph.D. ، آزمایشگاه ملی شتاب دهنده فرمی (Fermilab)
پارت ²
🔺رفتار موج-ذره نور
یانگ دو شکاف روی جداره ای تعبیه کرد و صفحه ای را در پشت آن قرار داد. اگر نور موج wave بود ، باید روی صفحه نمایش دورتر پخش می شد و دو منبع باید به طور مثبت یا منفی تداخل می کردند. اگر تداخل سازنده باشد ، یکدیگر را تقویت کرده و موجی بزرگتر ایجاد می کنند ، و در صورت تداخل مخرب ، دو موج یکدیگر را خنثی می کنند.
می توان محاسبه کرد که امواج در کجا به طور سازنده و ویرانگر تداخل می کنند ، اما این خارج از حوصله این مقاله است و بر مکانیک کوانتومی و اجزای اساسی آن تمرکز دارد. با این حال ، موج هایی که تداخل ایجاد می کنند ، از شکاف ها با زوایای مختلف بیرون می آیند.
وقتی یانگ این آزمایش را انجام داد ، رفتار موجی واضح را در نور مشاهده کرد. می توان رفتار موج را پیش بینی کرد: نقاط روشن در جایی که امواج با هم ترکیب می شوند و نقاط تاریک در جایی که یکدیگر را تضعیف می کنند وجود دارد. همان کاری
است که نور انجام داد.
سپس جامعه علمی با هویگنس در مورد ماهیت نور به عنوان موج موافقت کردند. به نظر می رسید حل شده باشد تا اینکه در اواخر دهه 1800 ، یک سوال جدید مطرح شد:
🔺 آیا نور الکترون دارد؟
این بدیهی است که نور دارای انرژی است و به این ترتیب می توان با قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور خورشید دچار آفتاب سوختگی شد. اکنون دانشمندان چالش جدیدی را پیش روی خود داشتند و باید ارتباط الکترون ها و نور را آشکار می کردند. ماهیت موجی نور نیز دوباره زیر سوال رفت.
این که آیا موج یا ذره بوده است یا هیچ کدام ، این تنها یک مثال از آنچه مکانیک کوانتوم باید با آن سر و کار داشته باشد است. اکنون جای هیچ تعجب نیست که برخی افراد آن را با بودیسم ارتباط می دهند ،آنها هیچ درکی از اینکه مکانیک کوانتومی چیست و چه مسائلی را باید مورد بحث قرار دهد ندارند . این گروه گمان می کنند که مکانیک کوانتومی حیاط خلوت مکتب یا جریان خاص فکری است که قطعاً اینطور نیست!
🔺سوالات متداول در مورد مکانیک کوانتومی
س: مکانیک کوانتوم به زبان ساده چیست؟
مکانیک کوانتومی بر نحوه عملکرد و تعاملات ذرات تشکیل دهنده اتم ها تمرکز دارد و به آن فیزیک کوانتومی نیز گفته می شود
س: مکانیک کوانتوم چگونه با بودیسم ارتباط دارد؟
مکانیک کوانتومی اصلاً مربوط به بودیسم نیست. تنها چیزی که باعث می شود برخی این دو را به هم متصل کنند این است که هر دو عجیب و مرموز هستند.
س: چرا مکانیک کوانتومی مهم است؟
مکانیک کوانتومی برای درک جهان در مقیاس اتمی حیاتی است. به عنوان مثال ، درک نحوه رفتار نور یک دستاورد فیزیک کوانتومی بود
از مجموعه سخنرانی با عنوان درک نادرست از علوم
🔺توسط Don Lincoln ، Ph.D. ، آزمایشگاه ملی شتاب دهنده فرمی (Fermilab)
پارت ²
🔺رفتار موج-ذره نور
یانگ دو شکاف روی جداره ای تعبیه کرد و صفحه ای را در پشت آن قرار داد. اگر نور موج wave بود ، باید روی صفحه نمایش دورتر پخش می شد و دو منبع باید به طور مثبت یا منفی تداخل می کردند. اگر تداخل سازنده باشد ، یکدیگر را تقویت کرده و موجی بزرگتر ایجاد می کنند ، و در صورت تداخل مخرب ، دو موج یکدیگر را خنثی می کنند.
می توان محاسبه کرد که امواج در کجا به طور سازنده و ویرانگر تداخل می کنند ، اما این خارج از حوصله این مقاله است و بر مکانیک کوانتومی و اجزای اساسی آن تمرکز دارد. با این حال ، موج هایی که تداخل ایجاد می کنند ، از شکاف ها با زوایای مختلف بیرون می آیند.
وقتی یانگ این آزمایش را انجام داد ، رفتار موجی واضح را در نور مشاهده کرد. می توان رفتار موج را پیش بینی کرد: نقاط روشن در جایی که امواج با هم ترکیب می شوند و نقاط تاریک در جایی که یکدیگر را تضعیف می کنند وجود دارد. همان کاری
است که نور انجام داد.
سپس جامعه علمی با هویگنس در مورد ماهیت نور به عنوان موج موافقت کردند. به نظر می رسید حل شده باشد تا اینکه در اواخر دهه 1800 ، یک سوال جدید مطرح شد:
🔺 آیا نور الکترون دارد؟
این بدیهی است که نور دارای انرژی است و به این ترتیب می توان با قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور خورشید دچار آفتاب سوختگی شد. اکنون دانشمندان چالش جدیدی را پیش روی خود داشتند و باید ارتباط الکترون ها و نور را آشکار می کردند. ماهیت موجی نور نیز دوباره زیر سوال رفت.
این که آیا موج یا ذره بوده است یا هیچ کدام ، این تنها یک مثال از آنچه مکانیک کوانتوم باید با آن سر و کار داشته باشد است. اکنون جای هیچ تعجب نیست که برخی افراد آن را با بودیسم ارتباط می دهند ،آنها هیچ درکی از اینکه مکانیک کوانتومی چیست و چه مسائلی را باید مورد بحث قرار دهد ندارند . این گروه گمان می کنند که مکانیک کوانتومی حیاط خلوت مکتب یا جریان خاص فکری است که قطعاً اینطور نیست!
🔺سوالات متداول در مورد مکانیک کوانتومی
س: مکانیک کوانتوم به زبان ساده چیست؟
مکانیک کوانتومی بر نحوه عملکرد و تعاملات ذرات تشکیل دهنده اتم ها تمرکز دارد و به آن فیزیک کوانتومی نیز گفته می شود
س: مکانیک کوانتوم چگونه با بودیسم ارتباط دارد؟
مکانیک کوانتومی اصلاً مربوط به بودیسم نیست. تنها چیزی که باعث می شود برخی این دو را به هم متصل کنند این است که هر دو عجیب و مرموز هستند.
س: چرا مکانیک کوانتومی مهم است؟
مکانیک کوانتومی برای درک جهان در مقیاس اتمی حیاتی است. به عنوان مثال ، درک نحوه رفتار نور یک دستاورد فیزیک کوانتومی بود
Telegram
کوانتوم مکانیک
🔺بسیاری از مردم به اشتباه معتقدند که مکانیک کوانتومی از بودیسم حمایت می کند ، اما هیچ پیشینه علمی برای این اعتقاد وجود ندارد.
(تصویر: Jurik Peter/Shutterstock)
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4393
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4396
(تصویر: Jurik Peter/Shutterstock)
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4393
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4396
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺از یه جایی به بعد تربیت ذهنمون وابسته به خودمونه!
اگه مرتب روش کار کنیم و بهش بگیم که نظم چقدر لازمه، خیلی از مسائل برامون راحت تر پیش میرن…
t.me/higgs_field
اگه مرتب روش کار کنیم و بهش بگیم که نظم چقدر لازمه، خیلی از مسائل برامون راحت تر پیش میرن…
t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک🕊
🔸 What Is Higgs Boson and Higgs Field? 🔺 Marcia Wendorf 🔺 اخیراً نتایج یک مطالعه جدید را گزارش کرده که ممکن است مدل استاندارد فیزیک ذرات کاملا متحول شود. از سوی دیگر ، مطالعات دیگری نشان داده که ممکن است به هیچ وجه متحول نشود. این که چرا چنین مدعای بزرگی…
🔸 What Is Higgs Boson and Higgs Field?
🔺 Marcia Wendorf
Part¹
🔺نمودار(مدل استاندارد)
➖همانطور که نمودار نشان می دهد ، جهان ما از شش کوارک و شش لپتون تشکیل شده است. اینها ذراتی هستند که اتم ها را تشکیل می دهند ماده شامل کوارک هایی در پروتون ها و نوترون ها و الکترون هایی که هسته ها را احاطه کرده اند، است.
➖چهار نیروی اساسی در جهان ما کار می کنند: الکترومغناطیس ، نیروی قوی ، نیروی ضعیف و گرانش.
متأسفانه ، مدل استاندارد نمی تواند گرانش را در توضیح دهد ، بنابراین در حال حاضر ، ما قصد داریم آن را نادیده بگیریم. سه نیروی باقیمانده از تبادل ذرات "حامل نیرو" یا بوزون های شاخص gauge bosons حاصل می شود. ذرات با تبادل بوزون ها با یکدیگر مقادیر گسسته انرژی را منتقل می کنند. هر نیروی بنیادی بوزون مربوط به خود را دارد.
نیروی الکترومغناطیسی بین ذرات باردار الکتریکی توسط فوتون منتقل می شود که فاقد جرم است. نیروی ضعیف بین کوارکها و لپتونها توسط بوزونهای W+، W− و Z ، که ذرات عظیم هستند ، منتقل می شود ، بوزون Z جرم بیشتری نسبت به W دارد.(همه این اطلاعات در مدل استاندارد است)
➖نیروی قوی توسط هشت گلوئون که بدون جرم هستند بین کوارک ها منتقل می شود. کوارک ها و گلوئون ها "دارای بار رنگ" هستند. ذرات با بار رنگ در برهم کنش های قوی گلوئون ها را مبادله می کنند. دو کوارک می توانند گلوئون ها را مبادله کرده و زمینه رنگی بسیار قوی ایجاد کنند که کوارک ها را به هم متصل می کند. کوارک ها به طور مداوم بارهای رنگ خود را هنگام تبادل گلوئن با کوارک های دیگر تغییر می دهند. از آنجا که گلوئونها دارای بار رنگی هستند ، می توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند.
➖بوزون هیگز مانند پادشاه یا ملکه در سمت راست نمودار استاندارد مدل ایستاده است. شاید دور از ذهن نباشد که آن را فرمانروا بنامیم زیرا فیزیکدان مشهور لئون لدرمن آن را "ذره خدا" نامگذاری کرده است. لدرمن این عبارت را برای عنوان کتاب خود در سال 1993 با عنوان ذره خدا مطرح کرد:(قبلا در کانال علت نامگذاری این ذره به نام ذره خدا توضیح داده شد)
اگر پاسخ عالم باشد ،سوال چیست؟
🔺بوزون هیگز
➖در سال 1964 ، پیتر هیگز ، فیزیکدان انگلیسی مقاله ای را به مجله ای علمی ارائه کرد که مدعی بود تمام فضا پر از میدانی است که میدان هیگز نامیده می شود که عامل جرم دار شدن ذرات بنیادی است. از نظر علمی ، جرم به عنوان مقاومت ارائه شده توسط یک جسم مادی در برابر تغییر سرعت(افزایش یا کاهش شتاب) یا در هنگام اعمال نیرو تعریف می شود.
➖می توانید میدان هیگز را اینگونه در نظر بگیرید:
"
هنگامی که مجله علمی در ابتدا مقاله هیگز را رد کرد ، وی با افزودن این نکته که نظریه او وجود یک بوزون سنگین را پیش بینی کرده بود ، آن را تجدید کرد.
در دهه 1970 ، فیزیکدانان دریافتند که روابط بسیار نزدیکی بین نیروی ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی وجود دارد. آنها معادلات اساسی یک نظریه یکپارچه را ارائه کردند که نشان می داد که الکتریسیته ، مغناطیس ، نور و برخی از انواع رادیواکتیویته همه مظاهر یک نیروی واحد هستند که به عنوان نیروی الکترو ضعیف Electroweak شناخته می شود. این نیرو توسط فوتون و بوزونهای W و Z حمل می شود.
اما مشکلی پیش آمد. معادلات پیش بینی می کنند که این ذرات جرم ندارند و فیزیکدانان قبلاً می دانستند که بوزون های W و Z جرم دارند. خوشبختانه نظریه پردازان روبرت بروت ، فرانسوا انگلرت و پیتر هیگز پیشنهادی برای حل این مشکل ارائه کردند. آنها پیشنهاد کردند که بوزونهای W و Z با عاملی به نام "میدان هیگز" در تعامل هستند. هرچه ذره ای بیشتر با این میدان در تعامل باشد ، جرم بیشتری دارد.
به تدریج ، فیزیکدانان دیگر متوجه شدند که ایده هیگز کاملاً با معادلات مدل استاندارد مطابقت دارد. تنها مشکل این بود که هیچ شواهد تجربی برای اثبات این نظریه وجود نداشت. اگر میدان هیگز وجود داشت ، باید دارای یک بوزون به نام بوزون هیگز بود و محاسبات فیزیکدانان نشان داد که بوزون هیگز باید جرم بسیاری داشته باشد و تقریباً بلافاصله فروپاشیده شود.
🔺 Marcia Wendorf
Part¹
🔺نمودار(مدل استاندارد)
➖همانطور که نمودار نشان می دهد ، جهان ما از شش کوارک و شش لپتون تشکیل شده است. اینها ذراتی هستند که اتم ها را تشکیل می دهند ماده شامل کوارک هایی در پروتون ها و نوترون ها و الکترون هایی که هسته ها را احاطه کرده اند، است.
➖چهار نیروی اساسی در جهان ما کار می کنند: الکترومغناطیس ، نیروی قوی ، نیروی ضعیف و گرانش.
متأسفانه ، مدل استاندارد نمی تواند گرانش را در توضیح دهد ، بنابراین در حال حاضر ، ما قصد داریم آن را نادیده بگیریم. سه نیروی باقیمانده از تبادل ذرات "حامل نیرو" یا بوزون های شاخص gauge bosons حاصل می شود. ذرات با تبادل بوزون ها با یکدیگر مقادیر گسسته انرژی را منتقل می کنند. هر نیروی بنیادی بوزون مربوط به خود را دارد.
نیروی الکترومغناطیسی بین ذرات باردار الکتریکی توسط فوتون منتقل می شود که فاقد جرم است. نیروی ضعیف بین کوارکها و لپتونها توسط بوزونهای W+، W− و Z ، که ذرات عظیم هستند ، منتقل می شود ، بوزون Z جرم بیشتری نسبت به W دارد.(همه این اطلاعات در مدل استاندارد است)
➖نیروی قوی توسط هشت گلوئون که بدون جرم هستند بین کوارک ها منتقل می شود. کوارک ها و گلوئون ها "دارای بار رنگ" هستند. ذرات با بار رنگ در برهم کنش های قوی گلوئون ها را مبادله می کنند. دو کوارک می توانند گلوئون ها را مبادله کرده و زمینه رنگی بسیار قوی ایجاد کنند که کوارک ها را به هم متصل می کند. کوارک ها به طور مداوم بارهای رنگ خود را هنگام تبادل گلوئن با کوارک های دیگر تغییر می دهند. از آنجا که گلوئونها دارای بار رنگی هستند ، می توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند.
➖بوزون هیگز مانند پادشاه یا ملکه در سمت راست نمودار استاندارد مدل ایستاده است. شاید دور از ذهن نباشد که آن را فرمانروا بنامیم زیرا فیزیکدان مشهور لئون لدرمن آن را "ذره خدا" نامگذاری کرده است. لدرمن این عبارت را برای عنوان کتاب خود در سال 1993 با عنوان ذره خدا مطرح کرد:(قبلا در کانال علت نامگذاری این ذره به نام ذره خدا توضیح داده شد)
اگر پاسخ عالم باشد ،سوال چیست؟
🔺بوزون هیگز
➖در سال 1964 ، پیتر هیگز ، فیزیکدان انگلیسی مقاله ای را به مجله ای علمی ارائه کرد که مدعی بود تمام فضا پر از میدانی است که میدان هیگز نامیده می شود که عامل جرم دار شدن ذرات بنیادی است. از نظر علمی ، جرم به عنوان مقاومت ارائه شده توسط یک جسم مادی در برابر تغییر سرعت(افزایش یا کاهش شتاب) یا در هنگام اعمال نیرو تعریف می شود.
➖می توانید میدان هیگز را اینگونه در نظر بگیرید:
"
یک توپ پینگ پنگ را در هوا پرتاب کنید و تقریبا بدون مقاومت حرکت می کند ، اما همان توپ پینگ پنگ را در آب پرتاب کنید ، و پرتاب آن بسیار سخت تر خواهد بود. میدان هیگز مانند آب است."هنگامی که مجله علمی در ابتدا مقاله هیگز را رد کرد ، وی با افزودن این نکته که نظریه او وجود یک بوزون سنگین را پیش بینی کرده بود ، آن را تجدید کرد.
در دهه 1970 ، فیزیکدانان دریافتند که روابط بسیار نزدیکی بین نیروی ضعیف و نیروی الکترومغناطیسی وجود دارد. آنها معادلات اساسی یک نظریه یکپارچه را ارائه کردند که نشان می داد که الکتریسیته ، مغناطیس ، نور و برخی از انواع رادیواکتیویته همه مظاهر یک نیروی واحد هستند که به عنوان نیروی الکترو ضعیف Electroweak شناخته می شود. این نیرو توسط فوتون و بوزونهای W و Z حمل می شود.
اما مشکلی پیش آمد. معادلات پیش بینی می کنند که این ذرات جرم ندارند و فیزیکدانان قبلاً می دانستند که بوزون های W و Z جرم دارند. خوشبختانه نظریه پردازان روبرت بروت ، فرانسوا انگلرت و پیتر هیگز پیشنهادی برای حل این مشکل ارائه کردند. آنها پیشنهاد کردند که بوزونهای W و Z با عاملی به نام "میدان هیگز" در تعامل هستند. هرچه ذره ای بیشتر با این میدان در تعامل باشد ، جرم بیشتری دارد.
به تدریج ، فیزیکدانان دیگر متوجه شدند که ایده هیگز کاملاً با معادلات مدل استاندارد مطابقت دارد. تنها مشکل این بود که هیچ شواهد تجربی برای اثبات این نظریه وجود نداشت. اگر میدان هیگز وجود داشت ، باید دارای یک بوزون به نام بوزون هیگز بود و محاسبات فیزیکدانان نشان داد که بوزون هیگز باید جرم بسیاری داشته باشد و تقریباً بلافاصله فروپاشیده شود.
Telegram
کوانتوم مکانیک
#مدل_استاندارد
#پارت¹
همه طبیعت از مجموعه مولفه - ذرات بنیادی - سرچشمه می گیرد که تنها با چند روش مختلف با یکدیگر تعامل دارند. در دهه 1970 ، فیزیکدانان مجموعه ای از معادلات را برای توصیف این ذرات و فعل و انفعالات ایجاد کردند. این معادلات با هم یک نظریه مختصر…
#پارت¹
همه طبیعت از مجموعه مولفه - ذرات بنیادی - سرچشمه می گیرد که تنها با چند روش مختلف با یکدیگر تعامل دارند. در دهه 1970 ، فیزیکدانان مجموعه ای از معادلات را برای توصیف این ذرات و فعل و انفعالات ایجاد کردند. این معادلات با هم یک نظریه مختصر…
🔻
🔺
t.me/higgs_field
The task is not so much to see what no one has yet seen,
But think what nobody has yet thought about that which everybody sees.🔺
اين مهم نيست كه شما بتوانيد چيزي را ببينيد كه بقيه
نمي بينند؛
چيزي كه مهم است فكر كردن در مورد چيزي است كه همه آن را ديده اند ولي هيچ كس در آن تفكر نكرده است.
ERWIN Schrödinger
t.me/higgs_field
#درک_گرانش
🔺 آزمایش سقوط چکش و پَر در ماموریت آپولو 15
➖ در جریان سفرهای فضایی، فضانوردان فقط دست به آزمایشهای علمی پیچیده و یا فنی سخت نمیزنند. یکی از مواردی که تقریبا در بسیاری از ماموریتها صورت میگیرد، انجام و نمایش آزمایشهای علمی ساده برای مردم عادی است که یا از طریق دوربینهای تلویزیونی به شکل زنده صورت میگیرد و یا ضبط شده و بعدا پخش میشود.
➖ حتی در مواردی طراحیهای دقیقی برای انجام این آزمایشهای آموزشی انجام میشود و فضانوردان وقت زیادی را صرف کارهای آموزشی برای مردم از جمله دانشآموزان میکنند. یکی از این برنامهها ضمن سفر فضانوردان به ماه به نمایش درآمد آزمایش سقوط اجسام بود.
➖ #گالیله برای اثبات اشتباه بودن نظریه #ارسطو در مورد سقوط اجسام بارها اشیایی با وزن و جنسهای متفاوت مانند گلوله توپ و تفنگ و مواد مختلفی همچون طلا، نقره و چوب را از روی برج پیزا به پایین انداخت تا نشان دهد سرعت سقوط اجسام ارتباطی با وزن آنان ندارد و اگر دو جسم سبک و سنگین را از ارتفاع یکسانی رها کنیم و #مقاومت_هوا به دلیل شکل اشیا مزاحم نباشد، همه اجرام، چه سبک و چه سنگین، از هر جنسی که باشند، باهم به زمین میرسند.
➖ بدین ترتیب گالیله توانست یک قانون مهم را اثبات کند:
شتاب گرانش بر هر جسمی با هر جرم، چگالی و از هر مادهای که باشد، یکسان خواهد بود. جالب است بدانید که این نظریه گالیله در جریان سفر سفینه آپولو 15 به ماه در 26 ژوئیه 1971 توسط #دیوید_اسکات یکی از فضانوردان این سفینه عملا در شرایط نبود هوا آزمایش شد. او یک پر و یک چکش 1.32 کیلوگرمی را با هم از یک ارتفاع رها کرد و میلیونها نفر مشاهده کردند که هر دو جسم با هم به سطح ماه رسیدند. این اولین بار بود که نظریه گالیله درباره سقوط آزاد اجسام در خلاء آزمایش شد.
◀️ آزمایش گالیله که با پرتاب اجسام با وزن های مختلف از برج پیزا انجام شد نیز مصداق دیگری برای هم ارزی گرانشی است .
t.me/higgs_field
🔺 آزمایش سقوط چکش و پَر در ماموریت آپولو 15
➖ در جریان سفرهای فضایی، فضانوردان فقط دست به آزمایشهای علمی پیچیده و یا فنی سخت نمیزنند. یکی از مواردی که تقریبا در بسیاری از ماموریتها صورت میگیرد، انجام و نمایش آزمایشهای علمی ساده برای مردم عادی است که یا از طریق دوربینهای تلویزیونی به شکل زنده صورت میگیرد و یا ضبط شده و بعدا پخش میشود.
➖ حتی در مواردی طراحیهای دقیقی برای انجام این آزمایشهای آموزشی انجام میشود و فضانوردان وقت زیادی را صرف کارهای آموزشی برای مردم از جمله دانشآموزان میکنند. یکی از این برنامهها ضمن سفر فضانوردان به ماه به نمایش درآمد آزمایش سقوط اجسام بود.
➖ #گالیله برای اثبات اشتباه بودن نظریه #ارسطو در مورد سقوط اجسام بارها اشیایی با وزن و جنسهای متفاوت مانند گلوله توپ و تفنگ و مواد مختلفی همچون طلا، نقره و چوب را از روی برج پیزا به پایین انداخت تا نشان دهد سرعت سقوط اجسام ارتباطی با وزن آنان ندارد و اگر دو جسم سبک و سنگین را از ارتفاع یکسانی رها کنیم و #مقاومت_هوا به دلیل شکل اشیا مزاحم نباشد، همه اجرام، چه سبک و چه سنگین، از هر جنسی که باشند، باهم به زمین میرسند.
➖ بدین ترتیب گالیله توانست یک قانون مهم را اثبات کند:
شتاب گرانش بر هر جسمی با هر جرم، چگالی و از هر مادهای که باشد، یکسان خواهد بود. جالب است بدانید که این نظریه گالیله در جریان سفر سفینه آپولو 15 به ماه در 26 ژوئیه 1971 توسط #دیوید_اسکات یکی از فضانوردان این سفینه عملا در شرایط نبود هوا آزمایش شد. او یک پر و یک چکش 1.32 کیلوگرمی را با هم از یک ارتفاع رها کرد و میلیونها نفر مشاهده کردند که هر دو جسم با هم به سطح ماه رسیدند. این اولین بار بود که نظریه گالیله درباره سقوط آزاد اجسام در خلاء آزمایش شد.
◀️ آزمایش گالیله که با پرتاب اجسام با وزن های مختلف از برج پیزا انجام شد نیز مصداق دیگری برای هم ارزی گرانشی است .
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎