کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
Forwarded from physics (Shahan)
چگونه می‌توان با ایده‌ای منسوخ، فیزیک کوانتومی را ملموس‌ کرد؟


بزودی
" نوشتاری جذاب که چندی پیش در وب‌سایت معتبر ناتیلوس منتشر شد، سابین هوسنفلدر (Sabine Hossenfelder)، فیزیکدان موسسه مطالعات پیشرفته فرانکفورت آلمان، به بحث درباره چالش همیشگی ذهن فیزیکدان‌ها در مورد فهم عمیق‌تر نظریه فیزیک کوانتومی می‌پردازد. هم‌چنین در این راستا، امکان توفیق یا شکست نظریه جایگزین ملموس‌تری را بررسی می‌کند: ایده منسوخ ابرجبرگرایی، شاید ما را در مسیر غلبه بر بحران فعلی فیزیک یاری کند. "
در کانال ساینس ژورنال منتشر خواهیم کرد .


پارت اول:
https://t.me/higgs_journals/539
پارت دوم:
https://t.me/higgs_journals/542
پارت سوم:
https://t.me/higgs_journals/548
پارت چهارم:
https://t.me/higgs_journals/550
پارت پنجم:
https://t.me/higgs_journals/551
پارت ششم و پایانی:
https://t.me/higgs_journals/554

از دوستانی که این مقاله و دیگر مقالات در حوزه فیزیک و ساینس را پیگیر هستند سپاسگذاریم .
•تفاسیر کوانتومی
پارت ⁶

تفسیر دنیاهای چندگانه

تعبیر دنیاهای متعدد، تعبیری از مکانیک کوانتومی است که در آن، یک تابع موجی فراگیر همواره از قوانین قطعیتی و برگشت‌پذیر یکسانی پیروی می‌کند. به خصوص، هیچ فروریختگی تابع موجی مربوط به اندازه‌گیری وجود ندارد (غیرقطعیتی و برگشت‌ناپذیر). ادعا می‌شود که پدیده‌های مربوط به اندازه‌گیری با "همبستگی‌زدایی" توضیح داده می‌شوند. این پدیده هنگامی رخ می‌دهد که حالتها با محیط برهمکنش کرده و "گرفتاری" به وجود می‌آورند و به دفعات، جهان را به تاریخهای جایگزینی تقسیم می‌کنند که همراه با هم قابل مشاهده نیستند. به این ترتیب جهانهایی متمایز در درون یک "مجموعه از جهانها" ایجاد می‌شوند. --تفسیر دنیاهای چندگانه یکی از تفسیرهای مکانیک کوانتومی است. این تفسیر را به این نام‌ها نیز می‌خوانند: فرمول‌بندی حالت نسبی، نظریهٔ تابع موج جهانی و دنیاهای موازی. تفسیر دنیاهای چندگانه در سال ۱۹۲۶ میلادی و زمانی مطرح شد که اروین شرودینگر نشان داد که از منظر ریاضیات، دنیای زیر اتمی دارای تصویری است که تار و مبهم دیده می‌شود.
تفسیر دنیاهای چندگانه، فروکاهی تابع موج را نمی‌پذیرد و این فروکاهیِ ظاهری را با سازوکار واهمدوسی کوانتومی توضیح می‌دهد. برخی می‌گویند که با این تفسیر همهٔ پارادوکس‌های مکانیک کوانتومی، از جمله پارادوکس EPR حل می‌شوند، زیرا هرکدام از نتیجه‌های ممکن برای یک رویداد در «جهان جداگانه‌ای» رخ می‌دهد. به زبان دیگر، شمار بسیار زیادی (شاید بی‌نهایت) جهان وجود دارد و هرآنچه می‌توانست در دنیای ما رخ دهد (و رخ نداده‌است) در جهان (های) دیگری رخ داده‌است.
طرفداران این تفسیر می‌گویند که تفسیر دنیاهای چندگانه پاسخی به این پرسش است که «چگونه می‌توان با معادله‌های تعین‌گرایانهٔ مکانیک کوانتومی، پدیده‌های تصادفی (مانند واپاشی تصادفی اتم‌های پرتوزا) را توضیح داد؟» پیش از آن، رویدادها به شکل جهان‌خط‌های تکی دیده می‌شدند؛ ولی تفسیر دنیاهای چندگانه رویدادها را به شکل درخت‌هایی از جهان‌خط‌ها که شاخه‌شاخه شده‌اند می‌بیند.
فرمول‌بندی حالت‌های نسبی را هیوْ اِوِرِت در سال ۱۹۵۷ بار آورد. در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برایس دویت این فرمول‌بندی را به نام دنیاهای چندگانه خواند و آن را همه‌گیر کرد. رهیافت واهمدوسی به تفسیر مکانیک کوانتومی پس از آن توسعه داده شد و دسته‌ای از تفسیرها را به وجود آورد. این تفسیر هم‌اکنون همراه با تفسیر کپنهاکی و دیگر تفسیرهای واهمدوسانه یکی از مهم‌ترین تعبیرهای مکانیک کوانتومی است.
به زبان هیو اورت، دستگاه اندازه‌گیری «د» و سیستم کوانتومی «س» یک سیستم ترکیب‌شده را می‌سازند. پیش از اندازه‌گیری، هرکدام در حالت‌های خوش‌تعریف (و البته وابسته به زمان) قرار دارند. اندازه‌گیری به این معنی است که بگذاریم س و د با هم برهم‌کنش کنند. پس از این که س و د برهم‌کنش داشتند، دیگر نمی‌توان آن‌ها را با حالت‌های مستقلی توصیف کرد. به گفتهٔ اِوِرِت، تنها توصیف بامعنی از این وضعیت به کمک حالت‌های نسبی است: مثلاً حالت نسبی س اگر حالت د را بدانیم، یا حالت نسبی د وقتی حالت س را بدانیم.
به زبان دویت، حالت س پس از رشته‌ای از اندازه‌گیری‌ها با برهم‌نهی حالت‌های کوانتومی‌ای به دست می‌آید که هرکدام نمایندهٔ تاریخچهٔ متفاوتی از اندازه‌گیری‌ها روی س هستند.

t.me/higgs_field
Quantum Measurement Problem
Sabine hossenfelder
Part¹

آیا شنیده اید که فیزیکدانان کوانتومی به یک برخورد دهنده بزرگتر نیاز دارند زیرا ظاهراً چیزی در بوزون هیگز مبهم است؟ آنها آن را "مسأله سلسله مراتب" می نامند ، زیرا 15 مرتبه کوچکتر از جرم پلانک ، مقیاس نیروی گرانش را تعیین می کند

می پرسید این مسئله چه مشکلی دارد؟ هیچ چیزی. چرا فیزیکدانان فکر می کنند مشکل ساز است؟ چون به عنوان دانشجو به آنها گفته شده است که مشکل ساز است. بنابراین اکنون آنها 20 میلیارد دلار برای حل مشکلی که وجود ندارد می خواهند.

بگذارید یک مشکل واقعی را بررسی کنیم ، یعنی این که نمی دانیم اندازه گیری در مکانیک کوانتوم چگونه اتفاق می افتد. بحث درباره این مشکل امروزه عمدتاً در بین فیلسوفان اتفاق می افتد. فیزیکدانان تقریباً به آن توجه نمی کنند. می پرسید چرا نه؟ زیرا به عنوان دانشجو به آنها گفته شده است که مشکل وجود ندارد.

اما نوری در انتهای تونل وجود دارد و نور شما هستید. بله تو. زیرا می دانم که شما شخص مناسبی برای درک و حل مشکل اندازه گیری هستید. پس بیایید کارتان را شروع کنیم.

امروزه مکانیک کوانتومی بیشتر در محلی که به عنوان تفسیر کپنهاگ شناخته می شود آموزش داده می شود و به شرح زیر عمل می کند. ذرات توسط یک شی ریاضی به نام "تابع موج" توصیف می شوند که معمولاً Ψ ("Psi") نشان داده می شود. عملکرد موج اوقاتی که به شدت اوج می گیرد و بسیار شبیه یک ذره است ، گاهی اوقات گسترده شده و بیشتر شبیه یک موج است. اساساً تجسم دوگانگی موج ذره است.

تابع موج بر اساس معادله شرودینگر حرکت می کند. این معادله با نسبیت خاص انیشتین سازگار است و می تواند در زمان هم به جلو و هم به عقب اجرا شود. اگر در هر زمان اطلاعات کاملی در مورد یک سیستم به شما بدهم - به عنوان مثال ، اگر "وضعیت" سیستم را به شما بگویم - می توانید از معادله شرودینگر برای محاسبه حالت در همه زمانهای قبل و بعد استفاده کنید. این امر معادله شرودینگر را به معادله ای "قطعی" تبدیل می کند.

اما معادله شرودینگر به تنهایی چیزی را که مشاهده می کنیم پیش بینی نمی کند. اگر فقط از معادله شرودینگر برای محاسبه آنچه در اثر تعامل یک ذره با یک آشکارساز استفاده می کنید استفاده کنید ، متوجه می شوید که این دو تحت فرایندی به نام "انسجام" قرار می گیرند. Decoherence رفتارهای کوانتومی معمولی مانند گربه های مرده و زنده و موارد دیگر را از بین می برد. آنچه در آن صورت باقی مانده است توزیع احتمال برای نتیجه اندازه گیری است (آنچه به عنوان "حالت مختلط" شناخته می شود). به عنوان مثال ، 50 درصد شانس احتمال دارد که ذره به سمت چپ صفحه برخورد کند. و این مهمتر از همه ، پیش بینی مجموعه ای از ذرات یا اندازه گیری های مکرر نیست. ما در مورد اندازه گیری روی یک ذره صحبت می کنیم.

→join us←
@higgs_field
@higgs_journals
@higgs_group
ماه و ماهتاب

پاسخ به چگونگی مشاهده ی ماه در شب و روز


(امشب ماه را از دست ندهید)

→join us←
@higgs_field
@higgs_journals
@higgs_group
فیزیکدانان موسسه فناوری ماساچوست راه فراری از پارادوکس اطلاعات هاوکینگ یافتند.

این عمل مربوط به تصحیح محاسبات تابش هاوکینگ و کشف سطحی باریک نامرئی به نام "سطح کوانتومی انتهایی" در افق رویداد است.

توسط ناتالی ولکور - کوانتا مگزین

پارت ¹
https://t.me/higgs_field/4345
آخرین اخبار از آقای پنروز و اساتید خفیه ، حاکی از اینه که گویا کانال با ممبر فیک (در تصویر می بینید از ساعت ۳ نیمه شب تا اکنون که ۱۰ صبح است تنها ۱۷ ویو بازخورد مطالب شون بوده) تاسیس کردند و فون نویمان و ویگنر را به نیومن و هنری استپ تغییر داده و هنوز مدعی نقش آگاهی در فروپاشی تابع موج هستند . البته دیگر ادعای توضیح این فروپاشی از کرل و دکوهرنس ندارند .

اما سوالی که از این دست اشخاص باید پرسید ..‌ چه اصراریه برای ممبر های فیک مطلب میذارید؟ ممبر های فیک را آگاه می کنید یا چی؟
این گزارش به نوعی رزومه این افراد در بحثی با همین عنوان در گروه محسوب می شود . پیشنهاد مطالعه کامل می دهیم.

در گزارش به بررسی ادعاهای اولیه ایشان که مدعی بودند تفسیر کپنهاگن بر اساس نقش ذهن در آزمایش است ، سپس تفسیر متروک نویمان ویگنر که در دهه ۷۰ توسط ویگنر آخرین میخ بر تابوت این تفسیر با ترک تفسیر چکش خورد ، پرداختیم. فرد مذکور سپس مدعی شد ریاضیات تابع موج نظیر کرل و دکوهرنس بیانگر تاثیر ذهن بر آزمایش است که باز این ادعا نیز بجایی نرسیده است.
شیادان در کمین اند!

آغاز گفتگو با شخصی که با جعل نام نابغه‌ی فیزیک راجر پنروز قصد دارد آگاهی (که توصیف درستی از آن و ساز و کار آن نیست) را با منشا خارج از مغز ، موثر در آزمایش های کوانتوم مکانیک معرفی کند .

https://t.me/higgs_group/15090
گزارش گفتگو
پارت اول
https://t.me/higgs_field/3116
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/3120
پارت سوم
https://t.me/higgs_field/3135
پارت چهارم
https://t.me/higgs_field/3154
کوانتوم مکانیک‌🕊
بارش شهابی برساوشی: بزرگترین آتش‌بازی آسمانی در راه است →join us← → @higgs_field → @higgs_journals → @higgs_group
هفته گذشته بارش برساوشی بر روی کره زمین سرازیر شد. این عکس برجسته ترکیبی در حین اوج بارش شهابی برساوشی ثبت شده است.

t.me/higgs_field
فیزیکدانان راه فرار از پارادوکس سیاه چاله هاوکینگ را کشف کردند.
ناتالی ولکور
کوانتامگزین
پارت اول

این پارادوکس پنج دهه ای-که از مدت ها ست درباره #پارادوکس #اطلاعات سیاهچاله است که حل آن سبب سازگاری #گرانش #کوانتومی و #نسبیت #عام خواهد شد.


در سال 1974 ، استفان هاوکینگ طی محاسبات ، اعلام کرد که اطلاعات سیاهچاله ها با آنها می میرند. پرش تصادفی کوانتومی در مرز بیرونی کروی یا "افق رویداد" یک سیاهچاله باعث می شود که تبخیر جرم سیاهچاله ناشی از جذب پاد ذرات ، به آرامی کوچک شود. به نظر می رسد ، اطلاعات ستاره ای که انقباض شدید آنرا به سیاه چاله تبدیل کرده‌ - و هر چیز دیگری که پس از آن بلعیده شده است - برای همیشه از بین رفته است.
محاسبه هاوکینگ یک پارادوکس - بدنام با عنوان "پارادوکس اطلاعات سیاه چاله" - ایجاد کرد که از آن زمان انگیزه تحقیقات در فیزیک بنیادی را ایجاد کرده است. از یک سو ، مکانیک کوانتومی و قوانین ذرات ، می گوید که اطلاعات مربوط به حالات گذشته ذرات با تکامل آنها به حالت بعدی منتقل می شود - این اصل سنگ بنای "وحدت" و یگانگی ست. اما سیاهچاله ها خواص خود را از نسبیت عام می گیرند ، نظریه ای که فضا و زمان را ، یک بافت خمیده در اثر گرانش معرفی می کند که به شکل خطوط منحنی و خمودگی های یکپارچه است. هاوکینگ سعی کرده بود توصیفی مبتنی بر مکانیک کوانتومی را در مورد ذرات نزدیک و مماس بر افق رویداد یک سیاهچاله به کار گیرد و وحدت را در هم شکست.
آیا تبخیر سیاه چاله ها واقعاً اطلاعات را از بین می برد .

• به این معنی که وحدت یک اصل واقعی طبیعت نیست؟

•یا با تبخیر سیاهچاله اطلاعات فرار می کند؟

حل پارادوکس اطلاعات به سرعت راهی برای کشف نظریه کوانتومی واقعی گرانش در نظر گرفته شد که نسبیت عام به خوبی در همه جا به جز سیاهچاله ها به خوبی تقریب دارد.
در دو سال گذشته ، شبکه ای متشکل از هزاران نظریه پردازان گرانش کوانتومی ، پیشرفت عظیمی در پارادوکس هاوکینگ داشته اند. یکی از محققان برجسته Netta Engelhardt ، فیزیکدان نظری 32 ساله در موسسه فناوری ماساچوست است. او و همکارانش محاسبه جدیدی را انجام داده اند که محاسبات 1974 هاوکینگ را تصحیح می کند. آنها نشان می دهند که اطلاعات در واقع از طریق تابش خود از سیاهچاله ها فرار می کنند. انگلهارت و آرون وال یک سطح نامرئی را که در افق رویداد سیاهچاله قرار دارد ، شناسایی کردند ، به نام "سطح کوانتومی انتهایی". در سال 2019 ، انگلهارت و دیگران نشان دادند که به نظر می رسد این سطح مقدار اطلاعاتی را که از سیاهچاله تابیده شده است رمزگذاری می کند و با فرار اطلاعات از سیاهچاله ، تکامل سیاهچاله در طول عمر سیاهچاله ، متناسب با توصیف این فیزیکدانان است.
انگل هارت جایزه افق های نو در فیزیک 2021 را برای محاسبه محتوای اطلاعات کوانتومی یک سیاهچاله و تابش آن دریافت کرد. احمد المهیری از موسسه مطالعات پیشرفته ، همکار گروه مطالعاتی ، "شهود عمیقاً ریشه دار خود را برای فرآیند های پیچیده گرانش" ، به ویژه در کشف سطوح کوانتومی انتهایی ، ذکر کرد.
انگل هارت در 9 سالگی تمرکز خود را بر گرانش کوانتومی قرار داد. او در آن سال به همراه خانواده اش از اسرائیل به بوستون نقل مکان کرد و بدون دانستن انگلیسی ، هر کتابی را که به زبان عبری در خانه اش پیدا می کرد ، خواند. آخرین مورد کتاب تاریخ مختصر زمان هاوکینگ بود. او می گوید: "آنچه آن کتاب برای من انجام داد ، اشتیاق برای درک اجزای سازنده بنیادین جهان را ایجاد کرد." از آن به بعد ، من به نوعی راه خود را پیدا می کردم ، ویدئوهای مختلف علمی محبوب را تماشا می کردم و از هرکسی که ممکن است پاسخ آن را داشته باشد سوال می کردم و آنچه را که می خواستم روی آن کار کنم محدود می کردم. "
وی سرانجام راهی به پارادوکس هاوکینگ ، گشود.
هنگامی که مجله کوانتا در یک تماس ویدیویی با انگلهارت تماس گرفت ، او تأکید کرد که راه حل کامل پارادوکس - و نظریه کوانتومی گرانش - در حال پیشرفت است. ما در مورد پیشرفت ، که به طور مرکزی شامل مفهوم آنتروپی است ، و جستجوی "الگوریتم معکوس" که به ما اجازه می دهد گذشته سیاهچاله را بازسازی کنیم ، بحث کردیم.‌‌

t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک‌🕊
آخرین اخبار از آقای پنروز و اساتید خفیه ، حاکی از اینه که گویا کانال با ممبر فیک (در تصویر می بینید از ساعت ۳ نیمه شب تا اکنون که ۱۰ صبح است تنها ۱۷ ویو بازخورد مطالب شون بوده) تاسیس کردند و فون نویمان و ویگنر را به نیومن و هنری استپ تغییر داده و هنوز مدعی…
.

📌تفسیر کپنهاگ Copenhagen Interpretation


🔺"به میان آوردن مشاهده‌گر نباید باعث این بدفهمی شود که ویژگی‌های ذهن او وارد توصیف ما از طبیعت می‌شود. تنها کار مشاهده‌گر ثبت تصمیم‌هاست، یعنی ثبت رویدادهایی در فضا و زمان. مهم نیست که مشاهده‌گر یک ابزار است یا یک انسان. ولی ثبت رویداد، یعنی گذار از «ممکن» به «واقعی» در این‌جا کاملاً لازم است و نمی‌تواند در تفسیر ما از مکانیک کوانتومی نادیده گرفته شود."

تفسیر کپنهاکی تعین‌گرایانه نیست و نیز مفهوم اندازه‌گیری در آن به درستی تعریف نشده‌است.
 Heisenberg, Physics and Philosophy, p. 137

📌@higgs_field
Measurement Problem
Sabine hossenfelder
Part²

با این حال ، در لحظه اندازه گیری ذره ، با احتمال 100٪ می دانید چه چیزی به دست آورده اید. در مثال ما ، اکنون می دانید که ذره در کدام سمت صفحه است. این جهش ناگهانی احتمال اغلب "فروپاشی" تابع موج نامیده می شود و معادله شرودینگر آن را پیش بینی نمی کند. بنابراین ، تفسیر کپنهاگ مستلزم فرض اضافی به نام "فرضیه اندازه گیری" است.

در حال حاضر ، فروپاشی collapse همراه با معادله شرودینگر آنچه را که مشاهده می کنیم توصیف می کند. البته آشکارساز نیز از ذرات ساخته شده است و بنابراین خود از معادله شرودینگر تبعیت می کند. بنابراین اگر مکانیک کوانتومی ، بنیادین است ، ما باید بتوانیم آنچه را که در طول اندازه گیری اتفاق می افتد تنها با استفاده از معادله شرودینگر محاسبه کنیم. ما نباید به فرض دوم نیاز داشته باشیم.

بنابراین مشکل اندازه گیری این است که فروپاشی تابع موج با معادله شرودینگر ناسازگار است. مشکل ما ، فقط این نیست که ما نمی دانیم چگونه collapse را از معادله شرودینگر استخراج کنیم ، بلکه فروریزش در واقع با معادله شرودینگر در تضاد است. ساده ترین راه برای مشاهده این نکته این است که معادله شرودینگر خطی است در حالی که فرایند اندازه گیری غیر خطی است.‌‌

این امر بیانگر آن است که اندازه گیری توصیف موثری از برخی فرایندهای غیر خطی است ، چیزی که ما هنوز متوجه نشده ایم.

مشکل دیگری نیز وجود دارد. به عنوان یک فرایند آنی ، فروپاشی تابع موج با سرعت نور در نسبیت خاص مطابقت ندارد. این "اقدام شبح وار" است که انیشتین را بسیار در مورد مکانیک کوانتومی عصبانی کرد.

با این حال ، این ناسازگاری با نسبیت خاص (با فرض) هیچ نتیجه قابل مشاهده ای ندارد ، بنابراین می توانید سعی کنید و خود را متقاعد کنید که از نظر فلسفی مجاز است (و موفق باشید). اما وقتی از خود بپرسید که هنگام فروریزش تابع موج ، جرم (و انرژی) یک پارتیکل چه می شود ، چه اتفاقی می افتد. آن وقت متوجه می شوید که پرش آنی نسبیت عام را خراب می کند. (و برای این اثرات گرانشی کوانتومی نباید نقشی ایفا کنند"اشاره به تفسیری نقض شده که مدعی بود فروپاشی تابع موج ناشی از گرانش بود" ، بنابراین زمزمه "نظریه ریسمان" کمکی نمی کند.) این مسئله هنوز در عمل قابل مشاهده نیست ، بسیار خوب ، اما اکنون به طور بنیادین قابل مشاهده است.



یکی از راه های مقابله با مشکل اندازه گیری این است که استدلال کنیم که تابع موج یک شیء واقعی real object را توصیف نمی کند ، بلکه فقط اطلاعات رمزگذاری است. و احتمالات را نباید به عنوان نوسانهای وقوع ، بلکه به عنوان علائم اطمینان فیزیکدان ، تفسیر کرد. این همان چیزی است که به عنوان تفسیر "روانشناسی شناختی" از مکانیک کوانتوم شناخته می شود ، در مقابل "Psi-ontic" که در آن عملکرد موج یک چیز واقعی است.

مشکل تفاسیر روانشناسی این است که در لحظه ای که به چیزی مانند "اطلاعات " اشاره می کنید ، باید به من بگویید منظور شما از "اطلاعات" چیست ، این "دانستنی" چه کسی یا چه چیزی دارد و چگونه آنها "دانش" را به دست می آورند. شخصاً ، من واقعاً دوست دارم بدانم این دانستنی ظاهراً در مورد چیست ، اما اگر اصرار دارید دهانم را بسته نگه می دارم. :)

با این وجود ، برای همه آنچه ما در حال حاضر می دانیم ، "اطلاعات " بنیادین نیست ، بلکه ظهور یافته emergenced . بنابراین ، مراجعه به دانسته ها در فرضیه های نظریه شما با تقلیل گرایی ناسازگار است. این بدان معناست که اگر از تفاسیر معرفتی تابع موج Psi خوشتان می آید ، باید به من بگویید که چرا و چه موقع تجزیه می شود یا در عوض ، به من بگویید چگونه تابع موج Psi را از یک قانون بنیادی تر استخراج کنم.

هیچ یک از تفاسیر و اصلاحات موجود در مکانیک کوانتوم واقعاً این مشکل را حل نمی کند ، که می توانم در زمان دیگری به طور مفصل به آن بپردازم. فعلا اجازه دهید فقط بگویم که هر چقدر قطعات پازل را بچرخانید ، آنها به هم نمی خورند.

بنابراین ، برخورد دهنده ذرات را فراموش کنید. قلم بردار و شروع کن..!

پایان
The quark structure of the proton. There are two up quarks in it and one down quark. The strong force is mediated by gluons (wavey). The strong force has three types of charges, the so-called red, green and the blue. Note that the choice of green for the down quark is arbitrary; the "color charge" is thought of as circulating among the three quarks./Wikipedia

ساختار کوارکی پروتون. دو کوارک بالا در آن و یک کوارک پایین وجود دارد. نیروی قوی توسط گلوئونها (موج-دار) واسطه کوارک ها می شود. نیروی قوی دارای سه نوع بار است ، به اصطلاح قرمز ، سبز و آبی. توجه داشته باشید که انتخاب رنگ سبز برای کوارک پایین دلخواه است. تصور می شود که "بار رنگ" در بین سه کوارک در حال گردش است./ویکی پدیا‌‌

t.me/higgs_field
حلقه ی انیشتین
• تصویر حاوی دو کهکشان ، در فاصله 3.4 میلیارد سال نوری از زمین است که نور را از کهکشان دورتر در پشت خود تحریف می کنند.
الگوی حاصله ، که توسط آلبرت انیشتین در سال 1915 پیش بینی شده بود ، شش نقطه نور را نشان می دهد - دو نقطه در مرکز و چهار نقطه در اطراف حلقه ای از نور تحریف شده قرار گرفته است. با این حال ، این نقاط روشن نه از شش کهکشان بلکه از سه کهکشان - دو کهکشان در مرکز حلقه و سومی یک کوازار دور است .

تصویر : Hubble & NASA

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاذبه کم این امکان را به اسپینر می‌دهد که تمام اجزای آن با سرعت یکسانی گردش کنند و تا زمانی که نیرویی به آن وارد نشود، این وضعیت ادامه پیدا می‌کند..
t.me/higgs_field
یوجین پال ویگنر(Eugene Paul "E. P." Wigner)

فیزیک‌دان مجاری تبار آمریکایی بود. او کارهای مهمی در فیزیک کوانتمی انجام داده است.
یوجین ویگنر در سال 1932 به همراه ریاضی دانی بنام فون نویمان تعبیر آگاهی consciousness را برای فروریزش تابع موج ارائه کرد.
#collapse of the wave function

اما در دهه 70 میلادی ویگنر اینکه آن تعبیر کذایی سبب سولیپسیسم بشود را باعث شرمندگی دانست.
پیوست دارد...
t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک‌🕊
یوجین پال ویگنر(Eugene Paul "E. P." Wigner) فیزیک‌دان مجاری تبار آمریکایی بود. او کارهای مهمی در فیزیک کوانتمی انجام داده است. یوجین ویگنر در سال 1932 به همراه ریاضی دانی بنام فون نویمان تعبیر آگاهی consciousness را برای فروریزش تابع موج ارائه کرد. #collapse…
#پیوست
Wigner actually shifted to those interpretations (and away from "consciousness causes collapse") in his later years. This was partly because he was embarrassed that "consciousness causes collapse" can lead to a kind of solipsism, but also because he decided that he had been wrong to try to apply quantum physics at the scale of everyday life (specifically, he rejected his initial idea of treating macroscopic objects as isolated systems).

🔺🔻 ویگنر در سالهای آخر عمر خود به واقع به این تعابیر روی آورد (و به دور از معرفی "آگاهی بعنوان علت فروپاشی تابع موج "). این امر تا حدی به این دلیل بود که او از این تصور که "آگاهی علت فروپاشی باشد" می تواند منجر به solipsism شود - خجالت می کشید.
همچنین به همین دلیل او تصمیم گرفت بگوید که در تلاش برای استفاده از فیزیک کوانتوم در مقیاس زندگی روزمره اشتباه کرده است .


https://en.m.wikipedia.org/wiki/Von_Neumann%E2%80%93Wigner_interpretation

http://www.unil.ch/webdav/site/philo/shared/DocsPerso/EsfeldMichael/1999/SHPMP99.pdf

*نفس گرایی با تصورات دکارت تقویت شد که می گفت"می اندیشم پس هستم" که اکنون جدای از ساینتیست ها ،حتی فیلسوفان مخالف بسیاری دارد.
از درونمایه سولیپسیسم بگویم ، معتقد است ذهن تنها چیزی ست که وجود قطعی دارد اما وجود ماده و عالم دچار تشکک است.

🔸 در آینده از دوگانه گرایی یا dualism خواهیم گفت و اینکه چطور فیلسوفان زیر پای این نگره کشیدند . فعلا به همین ابطال دم دستی افرادی که علی الفعل مجبورند اعتقادشان را فراتر از ماتریالیسم برای ممبر های فیک و محدود کانال های تلگرامی ، معرفی کنند ،خواهیم پرداخت.


t.me/higgs_field
📢 @BestMusik Telegram Channel
🎵 قدغن - شهیار قنبری
در این غربت خانگی
بگو هر چی باید بگی
غزل بگو به سادگی
بگو زنده باد زندگی

برای روز تازه ، اجازه بی اجازه

شهیارخان قنبری

t.me/higgs_field
Measurement Problem (مسئله اندازه گیری)

Sabine hossenfelder


پارت اول
https://t.me/higgs_field/4339
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4349
Multiple worlds interpretation Problem
Sabine hossenfelder
Part¹

🔸امروز می خواهم در مورد تفسیر جهان های متعدد از مکانیک کوانتوم صحبت کنم و توضیح دهم که چرا فکر نمی کنم این یک نظریه‌ی کامل باشد.



🔻اما ابتدا ، خلاصه ای کوتاه از آنچه بسیاری از تعبیرات جهان می گویند. در مکانیک کوانتومی ، هر سیستم با یک تابع موج توصیف می شود که از آن احتمال دستیابی به یک نتیجه اندازه گیری خاص را محاسبه می کند. فیزیکدانان معمولاً از حرف یونانی Psi (بخوانید سای) برای اشاره به عملکرد موج استفاده می کنند.

به عنوان مثال ، از تابع موج می توانید محاسبه کنید که ذره ای که وارد شکاف می شود ، شانس 50 درصدی یا احتمال رفتن به چپ و 50 درصد نیز شانس رفتن به راست را دارد.

اما - این نکته نیز مهم است - هنگامی که ذره را اندازه گیری کردید ، با احتمال 100٪ می دانید که آن کجاست. این بدان معناست که شما باید احتمال خود و به همراه آن تابع موج را به روز کنید. این به روز رسانی همچنین فروپاشی تابع موج نیز نامیده می شود.

🔺سقوط تابع موج Collapse of the wave function ، موکدا می گویم ، اختیاری نیست. این یک نیاز مشاهداتی است. ما هرگز ذره ای را مشاهده نمی کنیم که 50 درصد در اینجا و 50 درصد در آنجا باشد. ذره فقط یک شیء است اگر ما اصلاً آن را مشاهده کنیم ، یا اینجا است یا نیست. صحبت از 50٪ احتمالات واقعاً منطقی است تا زمانی که شما در مورد پیش بینی صحبت می کنید.
در حال حاضر ، این فروپاشی تابع موج به دلایل زیر یک مشکل است. ما یک معادله داریم که به ما می گوید تابع موج تا زمانی که آن را اندازه گیری نکنید ، چگونه رفتار می کند که معادله شرودینگر نامیده می شود.
معادله شرودینگر یک معادله خطی است. یعنی چی؟ بدان معناست که اگر دو راه حل برای این معادله داشته باشید و آنها را با پیش سازهای دلخواه اضافه کنید ، این مقدار نیز یک راه حل برای معادله شرودینگر خواهد بود. به چنین توصیفی "برهم نهی" super position نیز گفته می شود. می دانم که ترکیب دو پاسخ بدست آمده یا تصور سیستم کوانتومی در حالت برهم نهی اسرارآمیز به نظر می رسد ، اما باید بگویم راه گریزی نیست و باید پذیرفت.

مشکل اکنون این است که فروپاشی تابع موج خطی نیست و بنابراین نمی توان آن را با معادله شرودینگر توصیف کرد. در اینجا راهی آسان برای درک این مطلب است. فرض کنید یک تابع موج برای یک ذره دارید که با احتمال 100٪ درست عمل می کند. سپس آن را با احتمال 100٪ درست اندازه گیری می کنید. هیچ مورد نامفهومی نیست به همین ترتیب ، اگر ذره ای دارید که به سمت چپ می رود ، آن را با احتمال 100 اندازه گیری می کنید. اما موضوع اینجاست اگر اثرات این دو حالت را بر هم نهید ، احتمالات را نمی توانید در بر هم نهی قرار دهید.
🔺*به آزمایش گربه شرودینگر باز میگردیم . هنگامی که گربه در جعبه بود . گربه در حالت برهم نهی قرار داشت .اما بیان این جمله که " گربه به احتمال 50 درصد زنده و احتمال 50 درصد مرده است " چندان درست نیست .

بنابراین فرایند اندازه گیری measurement problem نه تنها یک فرض اضافی است که مکانیک کوانتومی نیاز به بازتولید آنچه ما مشاهده می کنیم دارد. در واقع با معادله شرودینگر ناسازگار است.

در حال حاضر ، واضح ترین راه برای توضیح این است که بگوییم : بسیار خب ، فرایند اندازه گیری چیزی پیچیده است که ما هنوز آن را درک نکرده ایم ، و فروپاشی تابع موج یک مکان نگهدارنده است که ما از آن استفاده می کنیم تا چیزی بهتر را دریابیم.

🔹اما بیشتر فیزیکدانان این چنین به این مسئله برخورد نمی کنند. اکثر افراد به تفسیر کپنهاگ علاقه دارند که اساساً می گوید شما نباید از آنچه در طول اندازه گیری اتفاق می افتد سوال بپرسید . در این تفسیر ، مکانیک کوانتومی صرفاً یک ماشین ریاضی است که پیش بینی می کند و بس. مشکل کپنهاگ - و با تمام تفاسیر مشابه - این است که از شما می خواهند این ایده را کنار بگذارید :
آنچه یک سیستم ماکروسکوپی ، مانند یک آشکارساز انجام می دهد ، باید از نظریه اجزای میکروسکوپی آن مشتق شود.

اگر باور به تفسیر کپنهاگ دارید ، باید این گزاره که اشیاء ماکرو از ذرات تشکیل دهنده ی آنان در میکرو تبعیت نمی کنند را به جان بخرید ، به معادله دوم غیر از معادله شرودینگر احتیاج ندارید. این که شما به این معادله دوم نیاز دارید ، پس با تقلیل گرایی ناسازگار است. البته شاید درست باشد ، اما سپس باید توضیح دهید که تقلیل گرایی در کجا فرو میریزد و چرا ، که هیچ کس آنرا انجام نداده است.
تفسیر کپنهاگ و پسرعموهای آن مشکل اندازه گیری را حل نمی کنند ، این دست تفاسیر در همان ابتدا به سادگی از تصدیق وجود مشکل خودداری می کنند.‌‌
Forwarded from رباعیات خیام
"می اندیشم ، پس هستم "

🔺گزاره‌ی فوق را دکارت هنگامی گفت که پیشتر از آن مدعی بود همه ی افکار و تجاربش را دیوی بدنیت یا اهریمنی پلید به وی القا کرده است . و در مذمت اهریمن مذکور اینکه خواهان گمراهی و ضلال دکارت است .

اما گزاره مشهور که گویا نوعی یقین شکاکانه مختص دکارت در آن نهفته است بنوعی سولیپسیسم در آن نهفته است . سولیپسیسم یا خود تنها انگاری ، مکتبی فکری است که انسان را به سبب قدرت تفکر و تعقل یگانه موجود قطعی عالم معرفی می کند . چه بد!
بعد ها سولیپسیسم توسط فلاسفه ماتریالیسم دچار چالش جدی شد. و این نقد که ما از کم و کیف اندیشیدن دیگران مطلع نیستیم و به همین جهت قضاوت نابخردانه آن دیو بدسگال سبب این تفکر انحرافی است .

بیایید تصور کنیم عالم و موجوداتش توهم است. هتا شما هم توهمی هستید که در ژرفنای رویا بینی مغزی در خمره هستید.

" آیا چنین نیست ؟ اثبات کنید نیست؟"

🔻🔺مغالطه ای در مورد فوق بکار رفته که بنام طلب برهان نامیده می شود بنا را بر تیغ هیچنز بگذاریم : بار اثبات ادعا بعهده مدعی است .
علائم و نشانه ها حاکی از برخی لغزیدگی های بفرنود ایمان دکارتی در فلسفه دکارتی و پیروان است . به گوش جان می گیریم این سخن از هالدن که می گوید :

🔸اگر فرایندهای ذهنی من کاملاً توسط حرکت اتم ها در مغز من تعیین می شود ، دلیلی ندارم که تصور کنم باورهای من درست است ... و بنابراین دلیلی ندارم که فرض کنم مغز من از اتم تشکیل شده است.

- J. B. S. Haldane ، Possible Worlds ، p. 209

◀️اما در باب mind-body dualism دوگانه ذهن و بدن دکارت دو بن مایه آورد یکی برهان مودال و دیگری تقسیم ناپذیری!

برهان مودال ذهن و بدن را به سبب وجود مجزا جدا میداند که البته ارگان های فاقد شعور و تعقلی مانند کبد و کلیه نیز می توانند تحت شرایطی جدای از بدن زنده بمانند.

برهان تجزیه ناپذیری اما به هیبت زیر به بیان دکارتی ارائه می گردد:

⬅️ در اینجا تفاوت زیادی بین ذهن و بدن وجود دارد ، زیرا بدن از نظر ماهیت خود چیزی قابل تقسیم است ، در حالی که ذهن به طور واضح غیرقابل تجزیه است ... تا آنجا که من تنها چیزی هستم که فکر می کند ، نمی توان هیچ بخشی را تشخیص داد در من… اگرچه به نظر می رسد که کل ذهن با کل بدن یکپارچه است ، با این وجود ، یک پا یا بازو یا هر قسمت دیگر بدن قطع شده بود ، من می دانم که هیچ چیز از ذهن سلب نمی شود…

🔻🔺این استدلال بر اصل لایبنیتس در مورد هویت پنهان تکیه می کند ، که بیان می کند دو چیز اگر و تنها در صورتی که همه ویژگی های خود را داشته باشند یکسان است. یک استدلال متقابل این ایده است که ماده بی نهایت بخش پذیر نیست و بنابراین ذهن را می توان با چیزهای مادی که نمی توان آنها را تقسیم کرد یا مونادهای بالقوه لایبنیتزی شناسایی کرد. و بدین سان این برهان نیز عقیم میگردد.


دکارت گرد تاریخ خورده ، هر کس در ظرف زمان مخصوص خویش قضاوت می شود . در دوره سیطره کلیسا گالیله گفت زمین بدور خورشید می چرخد و مرکز عالم نیست . گالیله قرون وسطی در مقایسه با انسانهای امروز شاید دانش کمتری درباره سامانه خورشیدی داشته است اما همگی میدانیم گالیله دانشمندی شجاع بوده و ما جز انسانهای معمولی و مصرف کننده ی علم ،چیز دیگری نیستیم.

پس چگونه است اشخاصی امروز فلسفه متعلق به سده ها پیش را برتر از حتی علم و ساینس امروزی ،به ساده لوحان آموزش می دهند؟



t.me/khyyampoetry