کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
💉 آغاز آزمایش انسانی واکسن ایدز مدرنا با فناوری mRNA

🔸مدرنا، یکی از سازندگان مطرح واکسن کرونا بر پایه فناوری mRNA، حالا می‌خواهد به سراغ جلوگیری از ابتلا به بیماری کشنده ایدز برود. این کمپانی دو واکسن برای HIV توسعه داده که فاز اول آزمایش بالینی آن‌ها به تازگی شروع شده است.


https://www.cnet.com/health/moderna-to-start-testing-new-hiv-vaccines/
3- اثر هونگ-او-مندل
“اثر هونگ-او-مندل” روش‌های عجیبی را توصیف می‌کند که طی آن، دو فوتون می‌توانند در یک تقسیم‌کننده پرتو با یکدیگر به برهم‌کنش بپردازند. این تقسیم‌کننده نوعی وسیله نوری است که پرتوی نور را مثل منشور به دو بخش تقسیم می‌کند. وقتی فوتونی وارد تقسیم‌کننده پرتو شود وضعیت آن ۵۰:۵۰ شده، می‌تواند در آن نوسان کند یا از آن عبور کند؛ یعنی احتمال وقوع هر یک از این رخدادها %۵۰ است.

اگر دو فوتون یکسان از هر طرفی وارد این وسیله شوند (همان‌طور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید)، چهار احتمال مختلف پیش می‌آید: ۱- فوتون بالا بازتاب یافته و فوتون زیر انتقال می‌یابد. ۲- هر دو فوتون انتقال می‌یابند. ۳- هر دو فوتون بازتاب می‌یابند. ۴-فوتون بالا انتقال می‌یابد و فوتون زیر بازتاب می‌یابد.
اینجاست که قضیه کمی عجیب و غریب می‌شود؛ از آنجا که فوتون‌ها یکسان‌اند، امکان تفکیک احتمال ۲ از احتمال ۳ وجود ندارد و همچنین، فوتون‌های یکسان یکدیگر را خنثی می‌کنند. در نتیجه، ۱ و ۴ تنها نتایجی هستند که مشاهده می‌کنید: هر دو فوتون در سمت یکسانی از وسیله تقسیم‌کننده حضور می‌یابند.
به بیان ساده تر دو فوتون یکسان در یک سیستم آزمایشی تحت یک شرایط دو رفتار مجزا نشان می دهند.

• توضیح تصویر : چهار پیشامد احتمالی در زمان برخورد دو فوتون به وسیله تقسیم‌کننده پرتو از بخش‌های مخالف. گزینه ۲ و ۳ یکدیگر را خنثی می‌کنند و گزینه‌های ۱ و ۴ باقی می‌ماند.

t.me/higgs_field
بقول دکتر آجدانی

فحش فرهنگ و ادبیات لمپن ها است.
لمپن ها حرمت شکن هستند. لمپنیسم بنا بر ماهیت اخلاقی و رفتاری خود هیچ حریمی را نمی شناسد‌. خصلت بی ادبی ، او را به هر آبرو ریزی مجاز می سازد. لمپن ها دارای منطق سست و ضعیف هستند. با خرد و اندیشه و منطق و استدلال پیوند چتدان نزدیکی ندارند‌. نقد گریز و منتقد ستیزند و با شعر بافی و حاشیه پردازی به جنگ اندیشمندان می آیند‌. بهترین تعبیری که می توان در باره لمپن ها به کار برد آن است که آنها بی ریشه اند. دچار اختلال و بیماری شخصیتی هستند.  اصالت و عمق ندارند. چون بسیار کوچک هستند با تخریب و تحقیر و کوچک کردن دیگران می کوشند تا خود را بزرگ نشان دهند.
کوانتوم مکانیک‌🕊
Photo
چند شب پیش اعتراض کردیم که واژگان پلشت و کلمات عفن نظیر "طالبانِ شاشووو" و "طالبان مادر قحبه" ، رواج خشونت علیه زنان و پدیده نامطلوب عورت سازی زنان است .

پاسخ درخوری ندادند بجز ترول کردن منتقدینی که باور به تحریم فحاشی و فحاشان داشتند.

امشب که تحدی کردیم ابوذر شریعتی در گروه از فحاشی های خود دفاع کند از کانال ریمو و در گروه سایلنت شدیم.

چیزی اضافه نمیکنم زیرا دکتر آجدانی عزیز بهترین توصیف را از این دسته لمپن را بیان کرده است .
میتوانید این مقاله را به جهت انسجام فکری مطالعه کنید‌


و یادمان باشد امثال ابوذر شریعتی بسیارند ، برای تقابل با این دسته ترول ها و لمپن ها بهترین راه شناخت جریان ضد فکری ایشان است و در نتیجه به رسمیت نشناختن این دسته .
این تصویر هنری نشان می‌دهد که نور حاصل از سطح ستاره نوترونی چگونه به واسطه‌ی خلاء فضا، دچار “قطبش خطی” می‌شود.

انکسار مضاعف خلاء
گاهی باید در مقیاس عظیم‌تری به کیهان نگاه کنیم تا درک بهتری از اجرام در مقیاس کوچک‎تر به دست آوریم. اخترشناسانی که ستاره‌های نوترونی فوق‌العاده چگال و مغناطیسی را مورد مطالعه قرار می‌دهند، به نخستین شواهد از اثر کوانتومیِ موسوم به انکسار مضاعف خلاء دست یافتند. این فرضیه برای نخستین‌بار در دهه ۱۹۳۰ مطرح شد؛ یعنی زمانی که نظریه کوانتومی پیش‌بینی کرد، فضای خالی (خلاء) در واقع خالی نیست. بلکه سرشار از ذرات مجازی است که در کسری از ثانیه به وجود آمده و از بین می‌روند.

در حالت عادی، انتظار داریم نور بدون تغییر از خلاء فضا گذر کند، اما به نظر می‌رسد میدان‌های شدید مغناطیسی از قبیل میادینی که در اطراف ستاره‌های نوترونی مشاهده می‌کنیم، می‌توانند ویژگی‌های این ذرات مجازی را در خلاء تغییر دهند و وضعیت قطبی نورهایِ در حال عبور را تحت تاثیر قرار دهند. وقتی نور به تلسکوپ‌های واقع در زمین می‌رسد، می‌توانیم نتیجه این اثر کوانتومی را در سطح ماکروسکوپی مشاهده نماییم.
t.me/higgs_field
Forwarded from کوانتوم مکانیک‌🕊 (✓Sasan-R✓)
پنج اثر کوانتومی عجیب
منصور نقی لو
بیگ بنگ


احتمالاً گربه شرودینگر و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ یا حتی درهم‌تنیدگی کوانتومی به گوش‌تان خورده است. این پدیده‌های کوانتومی در تلاش‌اند تا رفتار جهان را در مقیاس بسیار کوچک توضیح دهند. اما این نظریات فقط گوشه‌ای از خواص و رفتارهای عجیب اتم‌ها و ذرات زیراتمی را نشان می‌دهند. بسیاری از اثرات کوانتومی عجیب، کماکان در هاله‌ای از ابهام قرار دارند. در این مقاله، پنج مورد از این اثرات بررسی خواهد شد.
1-اثر کوانتومی زنو
2-نوترینو ها فاقد هویت مستقل هستند
3- اثر هونگ او مندل
4-انکسار مضاعف خلاء
5- دما خاصیت کوانتومی به خود می‌گیرد
فرض کنید می‌خواهید دمای اجاق گاز را افزایش دهید تا کیک خوشمزه‌ درست کنید؛ اما مدتی بعد متوجه می‌شوید که تکه‌هایی از کیک اصلاً نپخته، زیرا قسمتی از اجاق گاز در دمای اتاق قرار دارد. ما این ایده را بارها شنیده‌ایم که گرما از نقاط گرم به نقاط سرد مجاور جریان می‌یابد؛ بنابراین، اتاق یا اشیای مورد نظر به طور یکنواخت گرم می‌شوند. اما در فیزیک کوانتومی همیشه چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد.

بر اساس یافته‌های محققان، دما در گرافن به شکل عجیبی رفتار می‌کند؛ گرافن نوعی ماده استثنایی است که از یک ورقه تک‌لایه از اتم‌های کربن، تشکیل شده است. الکترون‌هایِ حامل گرما در قالب موج انتشار می‌یابند و این حرکات موجی به این معناست که برخی نقاط گرافن سرد باقی می‌مانند، و در عین حال نقاط دیگر دچار افزایش دما می‌شوند. نکته جالب این است که اندازۀ این امواج می‌تواند کنترل شود و امکان مشاهده آنها با میکروسکوپ‌های گرمایی وجود دارد. لذا دانشمندان این فرصت را دارند تا دما را در سطح کوانتومی مشاهده نمایند. اگر دانشمندان به طور موفقیت‌آمیز از این اثر بهره‌برداری کنند، می‌توان شاهد بکارگیری آن در رایانش، پزشکی و نظارت زیست‌محیطی باشیم.

• ورقه‌های اتمی یک‌لایه از گرافن آن‌طور که انتظار دارید، دچار گرمایش نمی‌شوند.
Forwarded from کوانتوم مکانیک‌🕊 (✓Sasan-R✓)
پنج اثر کوانتومی عجیب
منصور نقی لو
بیگ بنگ


احتمالاً گربه شرودینگر و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ یا حتی درهم‌تنیدگی کوانتومی به گوش‌تان خورده است. این پدیده‌های کوانتومی در تلاش‌اند تا رفتار جهان را در مقیاس بسیار کوچک توضیح دهند. اما این نظریات فقط گوشه‌ای از خواص و رفتارهای عجیب اتم‌ها و ذرات زیراتمی را نشان می‌دهند. بسیاری از اثرات کوانتومی عجیب، کماکان در هاله‌ای از ابهام قرار دارند. در این مقاله، پنج مورد از این اثرات بررسی خواهد شد.
1-اثر کوانتومی زنو
2-نوترینو ها فاقد هویت مستقل هستند
3- اثر هونگ او مندل
4-انکسار مضاعف خلاء
5-دما (و صوت) خاصیت کوانتومی بخود می گیرند


Five quantum effects:
https://cosmosmagazine.com/physics/five-weird-quantum-effects/
تفاسیر کوانتومی
پارت⁶
تعبیر کپنهاگ

تعبیر کپنهاگ، تعبیر استاندارد مکانیک کوانتومی است که توسط "نیلز بوهر" و "ورنر هایزنبرگ"، هنگامی که آن‌ها در حدود سال ۱۹۲۷ در کپنهاگ همکاری داشتند، فرمول‌بندی شد. بوهر و هایزنبرگ تعبیر احتمالاتی تابع موج را که در ابتدا توسط "ماکس بورن" پیشنهاد شده بود گسترش دادند. تعبیر کوپنهاگ، سؤالاتی مانند "قبل از اینکه من موقعیت این ذره را اندازه‌گیری کنم این ذره کجا بود؟" را بی‌معنی می‌دانند. فرایند اندازه‌گیری به صورت تصادفی دقیقاً یکی از احتمالات ممکنی را که تابع موجی حالت آن‌ها را اجازه می‌دهد بر می‌گزیند. چگونگی این انتخاب هم با احتمالات متناظر با هر حالت ممکن تطابق دارد. بر اساس این تعبیر، برهمکنش یک مشاهده‌گر یا یک وسیله که خارج از سیستم کوانتومی است سبب فروریختن تابع موجی می‌شود. پس به قول هایزنبرگ: "واقعیت در مشاهدات است، نه در الکترون".
تفسیر کپنهاکی می‌گوید که چیزی به نام تابع موج وجود واقعی ندارد و تابع موج تنها یک مفهوم مجرد است (دیدگاه ذهنی). شاید هم بتوان گفت که دست‌کم تفسیر کپنهاکی خود را ملزم به اظهارنظر دربارهٔ واقعی یا ذهنی بودن تابع موج نمی‌داند (دیدگاه ندانم‌گویی). مثالی از دیدگاه ندانم‌گویی را در گفتهٔ فون وایتسکر می‌توان دید که در کنفرانسی در کمبریج گفت که دیدگاه کپنهاکی متفاوت با گزارهٔ «چیزی را که نمی‌توان دید وجود ندارد» است. به گفتهٔ او دیدگاه کپنهاکی می‌گوید: «چیزی را که می‌توان دید حتماً وجود دارد. ولی دربارهٔ چیزی که نمی‌توان دید آزادیم هر فرضی بکنیم و این آزادی را برای فرار از تناقض‌ها به کار ببریم.»
در دیدگاه ذهنی، تابع موج تنها یک ابزار ریاضی برای محاسبهٔ احتمال رویدادهاست. این دیدگاه شبیه رویکرد تفسیر هنگردی است.
در نظرسنجی‌ای که در کارگاه مکانیک کوانتومی در سال ۱۹۹۷ انجام شد، تفسیر کپنهاکی پذیرفته‌ترین تفسیر از مکانیک کوانتومی بود. و پس از آن تفسیر دنیاهای چندگانه قرار داشت.
تفسیر کپنهاگن ،تعیین گرایانه نیست و هیچ مشاهدات را ارجح به توصیفات میدهد .

t.me/higgs_field
"کوانتوم مکانیک در راس یک انقلاب علمی"
#تفسیر_کپنهاگن
پارت نخست:
https://t.me/higgs_field/2331

پارت دوم:
https://t.me/higgs_field/2339

پارت سوم:
https://t.me/higgs_field/2346

پارت چهارم:
https://t.me/higgs_field/2360

پارت پنجم و پایانی:
https://t.me/higgs_field/2370
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مکانیک بوهمی

با اجرای سابین هوزنفلدر

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصابت صاعقه بر روی ساختمان تجارت جهاني در نيويورک‌


→join us←
@higgs_field
@higgs_journals
@higgs_group
Abell 3827: Cannibal Cluster Gravitational Lens
اعتبار تصویر: ESA/Hubble & NASA، R. Massey

توضیح: در سمت راست تصویر برجسته هابل از خوشه کهکشان عظیم Abell 3827 چیزی است که به نظر می رسد غیر معمول ترین کهکشان است - منحنی و دارای سه مرکز. با این حال ، تجزیه و تحلیل دقیق نشان می دهد که این سه تصویر از یک کهکشان پس زمینه است - و حداقل چهار تصویر دیگر وجود دارد. نوری که از کهکشان آبی مشاهده می کنیم ، چندین مسیر را از طریق گرانش پیچیده خوشه طی می کند ، درست مانند یک نور دور که می تواند چندین مسیر را از طریق ساقه یک لیوان شراب طی کند. مطالعه چگونگی منحرف شدن خوشه هایی مانند Abell 3827 و کهکشانهای آنها از نور دور ، اطلاعاتی در مورد نحوه توزیع جرم و ماده تاریک به دست می دهد. Abell 3827 بسیار دور است ، دارای انتقال قرمز به 0.1 ، به طوری که نوری که ما از آن می بینیم حدود 1.3 میلیارد سال پیش - قبل از چرخش دایناسورها در زمین - باقی مانده است. بنابراین ، کهکشانهای مرکزی خوشه در حال حاضر مطمئناً همه- در جشن عده خواری کهکشانی- به یک کهکشان عظیم در نزدیکی مرکز خوشه پیوسته اند.‌‌

T.me/higgs_field
The standard model of elementary particles physics

https://www.sciencealert.com/the-standard-model/amp

t.me/higgs_field
Forwarded from physics (Shahan)
چگونه می‌توان با ایده‌ای منسوخ، فیزیک کوانتومی را ملموس‌ کرد؟


بزودی
" نوشتاری جذاب که چندی پیش در وب‌سایت معتبر ناتیلوس منتشر شد، سابین هوسنفلدر (Sabine Hossenfelder)، فیزیکدان موسسه مطالعات پیشرفته فرانکفورت آلمان، به بحث درباره چالش همیشگی ذهن فیزیکدان‌ها در مورد فهم عمیق‌تر نظریه فیزیک کوانتومی می‌پردازد. هم‌چنین در این راستا، امکان توفیق یا شکست نظریه جایگزین ملموس‌تری را بررسی می‌کند: ایده منسوخ ابرجبرگرایی، شاید ما را در مسیر غلبه بر بحران فعلی فیزیک یاری کند. "
در کانال ساینس ژورنال منتشر خواهیم کرد .


پارت اول:
https://t.me/higgs_journals/539
پارت دوم:
https://t.me/higgs_journals/542
پارت سوم:
https://t.me/higgs_journals/548
پارت چهارم:
https://t.me/higgs_journals/550
پارت پنجم:
https://t.me/higgs_journals/551
پارت ششم و پایانی:
https://t.me/higgs_journals/554

از دوستانی که این مقاله و دیگر مقالات در حوزه فیزیک و ساینس را پیگیر هستند سپاسگذاریم .
•تفاسیر کوانتومی
پارت ⁶

تفسیر دنیاهای چندگانه

تعبیر دنیاهای متعدد، تعبیری از مکانیک کوانتومی است که در آن، یک تابع موجی فراگیر همواره از قوانین قطعیتی و برگشت‌پذیر یکسانی پیروی می‌کند. به خصوص، هیچ فروریختگی تابع موجی مربوط به اندازه‌گیری وجود ندارد (غیرقطعیتی و برگشت‌ناپذیر). ادعا می‌شود که پدیده‌های مربوط به اندازه‌گیری با "همبستگی‌زدایی" توضیح داده می‌شوند. این پدیده هنگامی رخ می‌دهد که حالتها با محیط برهمکنش کرده و "گرفتاری" به وجود می‌آورند و به دفعات، جهان را به تاریخهای جایگزینی تقسیم می‌کنند که همراه با هم قابل مشاهده نیستند. به این ترتیب جهانهایی متمایز در درون یک "مجموعه از جهانها" ایجاد می‌شوند. --تفسیر دنیاهای چندگانه یکی از تفسیرهای مکانیک کوانتومی است. این تفسیر را به این نام‌ها نیز می‌خوانند: فرمول‌بندی حالت نسبی، نظریهٔ تابع موج جهانی و دنیاهای موازی. تفسیر دنیاهای چندگانه در سال ۱۹۲۶ میلادی و زمانی مطرح شد که اروین شرودینگر نشان داد که از منظر ریاضیات، دنیای زیر اتمی دارای تصویری است که تار و مبهم دیده می‌شود.
تفسیر دنیاهای چندگانه، فروکاهی تابع موج را نمی‌پذیرد و این فروکاهیِ ظاهری را با سازوکار واهمدوسی کوانتومی توضیح می‌دهد. برخی می‌گویند که با این تفسیر همهٔ پارادوکس‌های مکانیک کوانتومی، از جمله پارادوکس EPR حل می‌شوند، زیرا هرکدام از نتیجه‌های ممکن برای یک رویداد در «جهان جداگانه‌ای» رخ می‌دهد. به زبان دیگر، شمار بسیار زیادی (شاید بی‌نهایت) جهان وجود دارد و هرآنچه می‌توانست در دنیای ما رخ دهد (و رخ نداده‌است) در جهان (های) دیگری رخ داده‌است.
طرفداران این تفسیر می‌گویند که تفسیر دنیاهای چندگانه پاسخی به این پرسش است که «چگونه می‌توان با معادله‌های تعین‌گرایانهٔ مکانیک کوانتومی، پدیده‌های تصادفی (مانند واپاشی تصادفی اتم‌های پرتوزا) را توضیح داد؟» پیش از آن، رویدادها به شکل جهان‌خط‌های تکی دیده می‌شدند؛ ولی تفسیر دنیاهای چندگانه رویدادها را به شکل درخت‌هایی از جهان‌خط‌ها که شاخه‌شاخه شده‌اند می‌بیند.
فرمول‌بندی حالت‌های نسبی را هیوْ اِوِرِت در سال ۱۹۵۷ بار آورد. در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برایس دویت این فرمول‌بندی را به نام دنیاهای چندگانه خواند و آن را همه‌گیر کرد. رهیافت واهمدوسی به تفسیر مکانیک کوانتومی پس از آن توسعه داده شد و دسته‌ای از تفسیرها را به وجود آورد. این تفسیر هم‌اکنون همراه با تفسیر کپنهاکی و دیگر تفسیرهای واهمدوسانه یکی از مهم‌ترین تعبیرهای مکانیک کوانتومی است.
به زبان هیو اورت، دستگاه اندازه‌گیری «د» و سیستم کوانتومی «س» یک سیستم ترکیب‌شده را می‌سازند. پیش از اندازه‌گیری، هرکدام در حالت‌های خوش‌تعریف (و البته وابسته به زمان) قرار دارند. اندازه‌گیری به این معنی است که بگذاریم س و د با هم برهم‌کنش کنند. پس از این که س و د برهم‌کنش داشتند، دیگر نمی‌توان آن‌ها را با حالت‌های مستقلی توصیف کرد. به گفتهٔ اِوِرِت، تنها توصیف بامعنی از این وضعیت به کمک حالت‌های نسبی است: مثلاً حالت نسبی س اگر حالت د را بدانیم، یا حالت نسبی د وقتی حالت س را بدانیم.
به زبان دویت، حالت س پس از رشته‌ای از اندازه‌گیری‌ها با برهم‌نهی حالت‌های کوانتومی‌ای به دست می‌آید که هرکدام نمایندهٔ تاریخچهٔ متفاوتی از اندازه‌گیری‌ها روی س هستند.

t.me/higgs_field
Quantum Measurement Problem
Sabine hossenfelder
Part¹

آیا شنیده اید که فیزیکدانان کوانتومی به یک برخورد دهنده بزرگتر نیاز دارند زیرا ظاهراً چیزی در بوزون هیگز مبهم است؟ آنها آن را "مسأله سلسله مراتب" می نامند ، زیرا 15 مرتبه کوچکتر از جرم پلانک ، مقیاس نیروی گرانش را تعیین می کند

می پرسید این مسئله چه مشکلی دارد؟ هیچ چیزی. چرا فیزیکدانان فکر می کنند مشکل ساز است؟ چون به عنوان دانشجو به آنها گفته شده است که مشکل ساز است. بنابراین اکنون آنها 20 میلیارد دلار برای حل مشکلی که وجود ندارد می خواهند.

بگذارید یک مشکل واقعی را بررسی کنیم ، یعنی این که نمی دانیم اندازه گیری در مکانیک کوانتوم چگونه اتفاق می افتد. بحث درباره این مشکل امروزه عمدتاً در بین فیلسوفان اتفاق می افتد. فیزیکدانان تقریباً به آن توجه نمی کنند. می پرسید چرا نه؟ زیرا به عنوان دانشجو به آنها گفته شده است که مشکل وجود ندارد.

اما نوری در انتهای تونل وجود دارد و نور شما هستید. بله تو. زیرا می دانم که شما شخص مناسبی برای درک و حل مشکل اندازه گیری هستید. پس بیایید کارتان را شروع کنیم.

امروزه مکانیک کوانتومی بیشتر در محلی که به عنوان تفسیر کپنهاگ شناخته می شود آموزش داده می شود و به شرح زیر عمل می کند. ذرات توسط یک شی ریاضی به نام "تابع موج" توصیف می شوند که معمولاً Ψ ("Psi") نشان داده می شود. عملکرد موج اوقاتی که به شدت اوج می گیرد و بسیار شبیه یک ذره است ، گاهی اوقات گسترده شده و بیشتر شبیه یک موج است. اساساً تجسم دوگانگی موج ذره است.

تابع موج بر اساس معادله شرودینگر حرکت می کند. این معادله با نسبیت خاص انیشتین سازگار است و می تواند در زمان هم به جلو و هم به عقب اجرا شود. اگر در هر زمان اطلاعات کاملی در مورد یک سیستم به شما بدهم - به عنوان مثال ، اگر "وضعیت" سیستم را به شما بگویم - می توانید از معادله شرودینگر برای محاسبه حالت در همه زمانهای قبل و بعد استفاده کنید. این امر معادله شرودینگر را به معادله ای "قطعی" تبدیل می کند.

اما معادله شرودینگر به تنهایی چیزی را که مشاهده می کنیم پیش بینی نمی کند. اگر فقط از معادله شرودینگر برای محاسبه آنچه در اثر تعامل یک ذره با یک آشکارساز استفاده می کنید استفاده کنید ، متوجه می شوید که این دو تحت فرایندی به نام "انسجام" قرار می گیرند. Decoherence رفتارهای کوانتومی معمولی مانند گربه های مرده و زنده و موارد دیگر را از بین می برد. آنچه در آن صورت باقی مانده است توزیع احتمال برای نتیجه اندازه گیری است (آنچه به عنوان "حالت مختلط" شناخته می شود). به عنوان مثال ، 50 درصد شانس احتمال دارد که ذره به سمت چپ صفحه برخورد کند. و این مهمتر از همه ، پیش بینی مجموعه ای از ذرات یا اندازه گیری های مکرر نیست. ما در مورد اندازه گیری روی یک ذره صحبت می کنیم.

→join us←
@higgs_field
@higgs_journals
@higgs_group
ماه و ماهتاب

پاسخ به چگونگی مشاهده ی ماه در شب و روز


(امشب ماه را از دست ندهید)

→join us←
@higgs_field
@higgs_journals
@higgs_group
فیزیکدانان موسسه فناوری ماساچوست راه فراری از پارادوکس اطلاعات هاوکینگ یافتند.

این عمل مربوط به تصحیح محاسبات تابش هاوکینگ و کشف سطحی باریک نامرئی به نام "سطح کوانتومی انتهایی" در افق رویداد است.

توسط ناتالی ولکور - کوانتا مگزین

پارت ¹
https://t.me/higgs_field/4345