تکنیک جدید تصویر برداری از سلول با امواج صوتی
(سونوگرافی نیز با همین امواج صوتی از محتویات کیسه شکمی تصویر برداری می کند)
سلولهای منفردی که از طریق کبد موش حرکت می کنند با تکنیک تصویربرداری جدیدی که در آزمایشگاه میخائیل شاپیرو توسعه یافته است آشکار می شوند.
اعتبار: Caltech/Daniel Sawyer
درین تکنیک از ژن های خبر رسان و وزیکول ها استفاده می شود.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
(سونوگرافی نیز با همین امواج صوتی از محتویات کیسه شکمی تصویر برداری می کند)
سلولهای منفردی که از طریق کبد موش حرکت می کنند با تکنیک تصویربرداری جدیدی که در آزمایشگاه میخائیل شاپیرو توسعه یافته است آشکار می شوند.
اعتبار: Caltech/Daniel Sawyer
درین تکنیک از ژن های خبر رسان و وزیکول ها استفاده می شود.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
به بهانه گرامی داشت مرد بزرگ فیزیک ، زنده یاد استیون واینبرگ
• واینبرگ، مردی برای وحدت نیروها
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/903
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/911
پارت سوم
https://t.me/higgs_journals/924
• واینبرگ، مردی برای وحدت نیروها
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/903
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/911
پارت سوم
https://t.me/higgs_journals/924
□ اثربخشی ۵۰.۴ درصدی واکسن #کرونا سینوفارم؛ آیا دریافت دوز سوم ضروری است؟
• نتیجه مطالعه انجام شده روی کادر بهداشت و درمان در پرو از اثربخشی نسبتا پایین ۵۰.۴ درصدی واکسن کرونا سینوفارم بعد از دریافت دوز دوم درابتلا به بیماری خبر می دهد. هرچند این واکسن میتواند تا ۹۴ درصد از مرگ به دلیل کرونا جلوگیری کند.
• برخی کشورها به دنبال سفارش دوز سوم واکسن کرونا فایزر و آسترازنکا هستند تا مصونیت بیشتری را برای افرادی که دو دوز واکسن سینوفارم را دریافت کرده اند، فراهم کنند.
• اما آیا تزریق دوز سوم ضروری است؟ افرادی که واکسن سینوفارم دریافت کردهاند برای مصونیت بیشتر لازم است چه واکسنی را به عنوان دوز سوم دریافت کنند؟ دوز سوم چه زمانی باید به آنها تزریق شود؟ محققان به دنبال پاسخ این سوال هستند.
مقاله را اینجا بخوانید...
• نتیجه مطالعه انجام شده روی کادر بهداشت و درمان در پرو از اثربخشی نسبتا پایین ۵۰.۴ درصدی واکسن کرونا سینوفارم بعد از دریافت دوز دوم درابتلا به بیماری خبر می دهد. هرچند این واکسن میتواند تا ۹۴ درصد از مرگ به دلیل کرونا جلوگیری کند.
• برخی کشورها به دنبال سفارش دوز سوم واکسن کرونا فایزر و آسترازنکا هستند تا مصونیت بیشتری را برای افرادی که دو دوز واکسن سینوفارم را دریافت کرده اند، فراهم کنند.
• اما آیا تزریق دوز سوم ضروری است؟ افرادی که واکسن سینوفارم دریافت کردهاند برای مصونیت بیشتر لازم است چه واکسنی را به عنوان دوز سوم دریافت کنند؟ دوز سوم چه زمانی باید به آنها تزریق شود؟ محققان به دنبال پاسخ این سوال هستند.
مقاله را اینجا بخوانید...
• کوانتوم
پارت³
در نهایت ورنر هایزنبرگ اصل عدم قطعیت مشهورش را بیان کرد: شما یا مکان یک ذره یا سرعت یک ذره را میتوانید با دقت بالا محاسبه کنید. هرچه دقت شما برای مکان بیشتر باشد برای سرعت دقت کمتر میشود و بالعکس. فرمول زیر در واقع نشان دهنده اصل عدم قطعیت هایزنبرگ است
در جهان کوانتومی، شما هیچ چیز را دقیق نمیتوانید محاسبه کنید. این به علت خطای دستگاههای شما نیست بلکه جهان کوانتومی چنین است. اصل عدم قطعیت هایزنبرگ در واقع پایانی بود بر ادعای قابلیت پیشبینی جهان به صورت کاملا دقیق.
بر اساس اصل عدم قطعیت، علم توانایی محاسبه کاملا دقیق هیچ چیز را ندارد و همواره مقداری عدم قطعیت وجود دارد، مهم نیست که شما چقدر دستگاه های محاسباتی پیشرفته داشته باشید. آنچه ما پیشبینی میکنیم احتمال یک اتفاق است و لا غیر.
مهم نیست شما چقدر شرایط یک آزمایش را مشابه در نظر بگیرید با تکرار آزمایش در شرایط کاملا مشابه، نتایج متفاوت خواهد بود!!!!! این مساله چیزی است که آلبرت اینشتین را ناراحت میکرد او همواره میگفت "خدا تاس نمی اندازد" چرا که معتقد به دقت مطلق علم بود
یکی از نتایج شگفت آور اصل عدم قطعیت ایجاد ماده از هیچ است. بر اساس اصل عدم قطعیت شما در آن واحد نمیتوانید انرژی یک نقطه از فضا را دقیقا صفر محاسبه کنید پس عملا در فضای کاملا خالی از هیچ (دقیقا هیچ یعنی حتی انرژی هم وجود ندارد) ذرات ماده و ضد ماده ایجاد میشوند و سپس به انرژی تبدیل میشوند. ایجاد ماده و انرژی از هیچ، هم برای خداشناسان و هم افراد لامذهب بسیار جالب بوده است و هر دو گروه آنرا دلیل صحت نظرات خود میدانند.
اثر مشاهده گر بر دنیای کوانتومی و فروریختن خاصیت موجی ذرات هنگام مشاهده
در جهان کوانتومی هر گونه تداخل عمل جهان بزرگ ماکروسکوپیک ما با جان کوانتوم موجب فروریختن خاصیت موجی ذرات و تبدیل آنها به ذره میشود. این تداخل میتواند آشکارسازی نور باشد و یا میتواند برخورد با یک دیوار. شکل زیر را دقت کنید همان آزمایش دو شکاف است ولی این بار یک مشاهده گر الکترون را در دهانه شکافها آشکار میکند در این صورت الکترون تبدیل به ذره شده و از یک سوراخ میگذرد نه از هر دو شکاف. اینکه از کدام بگذرد کاملا "تصادفی" است.
آشکارسازی ذرات کوانتومی باعث فروپاشی خاصیت موجی میگردد. این یعنی شما با هر تعامل با جهان اطراف آنرا تا حدی تغییر میدهید یا به عبارت دیگر مشاهده گر بر روی مشاهده شونده اثر میگذارد.
به این ترتیب سفر به گذشته و بعد بازگشت به زمان حال بدون هیچ تغییری عملا غیر ممکن است. هر گونه مشاهده شما در زمان گذشته، عملا جهان را تا حدی تغییر میدهد و این تغییر معلوم نیست تا زمان حال چه وضعتی را به وجود آورد.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
پارت³
در نهایت ورنر هایزنبرگ اصل عدم قطعیت مشهورش را بیان کرد: شما یا مکان یک ذره یا سرعت یک ذره را میتوانید با دقت بالا محاسبه کنید. هرچه دقت شما برای مکان بیشتر باشد برای سرعت دقت کمتر میشود و بالعکس. فرمول زیر در واقع نشان دهنده اصل عدم قطعیت هایزنبرگ است
در جهان کوانتومی، شما هیچ چیز را دقیق نمیتوانید محاسبه کنید. این به علت خطای دستگاههای شما نیست بلکه جهان کوانتومی چنین است. اصل عدم قطعیت هایزنبرگ در واقع پایانی بود بر ادعای قابلیت پیشبینی جهان به صورت کاملا دقیق.
بر اساس اصل عدم قطعیت، علم توانایی محاسبه کاملا دقیق هیچ چیز را ندارد و همواره مقداری عدم قطعیت وجود دارد، مهم نیست که شما چقدر دستگاه های محاسباتی پیشرفته داشته باشید. آنچه ما پیشبینی میکنیم احتمال یک اتفاق است و لا غیر.
مهم نیست شما چقدر شرایط یک آزمایش را مشابه در نظر بگیرید با تکرار آزمایش در شرایط کاملا مشابه، نتایج متفاوت خواهد بود!!!!! این مساله چیزی است که آلبرت اینشتین را ناراحت میکرد او همواره میگفت "خدا تاس نمی اندازد" چرا که معتقد به دقت مطلق علم بود
یکی از نتایج شگفت آور اصل عدم قطعیت ایجاد ماده از هیچ است. بر اساس اصل عدم قطعیت شما در آن واحد نمیتوانید انرژی یک نقطه از فضا را دقیقا صفر محاسبه کنید پس عملا در فضای کاملا خالی از هیچ (دقیقا هیچ یعنی حتی انرژی هم وجود ندارد) ذرات ماده و ضد ماده ایجاد میشوند و سپس به انرژی تبدیل میشوند. ایجاد ماده و انرژی از هیچ، هم برای خداشناسان و هم افراد لامذهب بسیار جالب بوده است و هر دو گروه آنرا دلیل صحت نظرات خود میدانند.
اثر مشاهده گر بر دنیای کوانتومی و فروریختن خاصیت موجی ذرات هنگام مشاهده
در جهان کوانتومی هر گونه تداخل عمل جهان بزرگ ماکروسکوپیک ما با جان کوانتوم موجب فروریختن خاصیت موجی ذرات و تبدیل آنها به ذره میشود. این تداخل میتواند آشکارسازی نور باشد و یا میتواند برخورد با یک دیوار. شکل زیر را دقت کنید همان آزمایش دو شکاف است ولی این بار یک مشاهده گر الکترون را در دهانه شکافها آشکار میکند در این صورت الکترون تبدیل به ذره شده و از یک سوراخ میگذرد نه از هر دو شکاف. اینکه از کدام بگذرد کاملا "تصادفی" است.
آشکارسازی ذرات کوانتومی باعث فروپاشی خاصیت موجی میگردد. این یعنی شما با هر تعامل با جهان اطراف آنرا تا حدی تغییر میدهید یا به عبارت دیگر مشاهده گر بر روی مشاهده شونده اثر میگذارد.
به این ترتیب سفر به گذشته و بعد بازگشت به زمان حال بدون هیچ تغییری عملا غیر ممکن است. هر گونه مشاهده شما در زمان گذشته، عملا جهان را تا حدی تغییر میدهد و این تغییر معلوم نیست تا زمان حال چه وضعتی را به وجود آورد.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
attach 📎
• آیا در آستانه دستیابی به موفقیت بزرگ در فیزیک ذرات بنیادین هستیم؟
پارت ²
سپس ، تنها دو هفته بعد در 7 آوریل ، آزمایش کاملاً متفاوتی در #فرمی لب در ایالات متحده نتیجه دوم را اعلام کرد که به نظر می رسید ذرات بنیادی موسوم به میون muon نیز با کشش نیروی ناشناخته ای روبرو هستند. بار دیگر ، فیزیک کوانتوم در سراسر جهان خبرساز شد. به نظر می رسید اکتشافات اصلی مانند اتوبوس در حال رسیدن است.
•خب چه خبر است؟
•آیا ما واقعاً در آستانه دستیابی به موفقیت هستیم یا با عجیب و غریب داده ها به بیراهه می رویم؟
برای پاسخ به این پرسش ، باید کمی عمیق تر به این نتیجه برسیم که این آزمایشات دقیقاً چه چیزی را نشان داده است.
b
در LHCb مخفف "زیبایی" است ، نامی که به یکی از شش ذره اساسی معروف به "کوارک" داده شده است. دو کوارک سبک ، که به طور غیرقابل تصور به عنوان "بالا" up و "پایین" down شناخته می شوند ، پروتون ها و نوترون ها را تشکیل می دهند ، که به نوبه خود هسته هر اتم را تشکیل می دهند. به دلایلی که ما هنوز آنها را درک نکرده ایم ، طبیعت همچنین دو نسخه اضافی از کوارک های بالا و پایین را در اختیار ما قرار می دهد - کوارک های جذاب charm و عجیب strange ، و کوارک های top سر و ته bottom - که سنگین تر ، اما ناپایدار هستند ، به این معنی که زمانی تولید می شد آنها به سرعت فروپاشیده می شوند و از این رو در جهان برای ایجاد اتم نمی گردند. به طور گیج کننده ای ، کوارک ته bottom (سنگین ترین کپی از کوارک پایین) نیز کوارک "زیبایی" beauty نامیده می شود.
Bottom = beauty
در ابتدا تلاشی برای نامگذاری دو سنگین ترین کوارک به عنوان "حقیقت" truth و "زیبایی" beauty انجام شد ، اما فیزیکدانان در نهایت این دو کوارک را top سر و bottom ته نامگذاری کردند . با این حال ، در LHCb ترجیح می دهیم به عنوان فیزیکدان زیبایی beauty شناخته شویم تا فیزیکدان پایین bottom.(هری کلیف اینجا خوشمزگی کرده😄)
کوارک های زیبایی beauty به تعداد زیادی در اثر برخورد در LHC تولید می شوند و مطالعه آنها بسیار جذاب است زیرا خواص آنها ، به ویژه نحوه فروپاشی آنها ، می تواند تحت تأثیر ذراتی باشد که قبلاً ندیده ایم ، و به طور بالقوه شواهدی غیر مستقیم از موارد جدید به ما می دهد. پدیده هایی که ممکن است به حل برخی از اسرار بزرگ فوق الذکر کمک کند. برای درک علت این امر ، ابتدا باید منظور ما از "ذره" را در نظر بگیریم.
علیرغم مطالعه ساختارهای بنیادی جهان ما در "فیزیک ذرات" ، در واقع تصور نمی شود که ذرات اجسام بنیادین fundamental objects باشند.
در عوض ، دیدگاه مدرن فیزیک ذرات ، ذرات را به عنوان اختلال یا ارتعاش در اجسام نامرئی و همیشه حاضر به نام "میدان کوانتومی" توصیف می کند.
از آنجا که نیروهای مدل استاندارد با الکترون ها و میون ها یکسان رفتار می کنند ، این نتیجه نشان می دهد که نیروی جدیدی از طبیعت ، که با الکترون ها و میون ها به طور متفاوتی در تعامل است ، در فروپاشی مداخله کرده و هر چند وقت یکبار آنها را تغییر می دهد.
به طور رسمی ، یک میدان یک مفهوم انتزاعی است - یک شی ریاضی که در هر نقطه از فضا زمان دارای ارزش است. با این حال ، میادین بدون شک چیزهایی فیزیکی هستند. اگر تا به حال قطب شمال دو آهنربا را نزدیک یکدیگر نگه داشته اید ، احساس می کنید که نیروی دافعه ای (رانشی)آنها را از هم دور می کند. شما میدان میدان مغناطیسی را احساس می کنید. شما حتی می توانید با تکان دادن قطب های آهن ربا در اطراف ، تأثیر نامرئی آن را پی ببرید ، گویی تاثیرات یک چیز نامرئی و در عین حال غیرقابل انکار فیزیکی را لمس کرده اید.
بنابراین ، میدان ها بسیار فراتر از انتزاع هستند. در واقع ، فیزیک ذرات مدرن همه ذرات شناخته شده را به عنوان ارتعاش در میدان کوانتومی مربوط و منحصر به ذره مورد نظر ، توصیف می کند. بیت "کوانتومی" به این واقعیت اشاره دارد که حداقل اندازه ارتعاش وجود دارد که میدان می تواند حفظ کند - به عبارت دیگر ، کوانتای میدان یا ذره آن میدان.
فوتون - ذره نور - یک ارتعاش کمّی(گسسته) شده در میدان الکترومغناطیسی است. به همین ترتیب ، یک الکترون یک ارتعاش کمّی در چیزی به نام "میدان الکترون" است ، کوارک ها ارتعاشاتی در "میدان های کوارکی" مربوطه هستند. در طبیعت 25 میدان کوانتومی شناخته شده وجود دارد (اگرچه تعداد دقیق آنها بستگی به نحوه شمارش آنها دارد) که دوازده مورد از آنها مربوط به ذرات ماده است ، دوازده میدان دیگر مربوط به نیروهای کوانتومی شناخته شده و یک میدان هیگز است.
بنر مقاله
پارت قبلی (اول)
پارت ²
سپس ، تنها دو هفته بعد در 7 آوریل ، آزمایش کاملاً متفاوتی در #فرمی لب در ایالات متحده نتیجه دوم را اعلام کرد که به نظر می رسید ذرات بنیادی موسوم به میون muon نیز با کشش نیروی ناشناخته ای روبرو هستند. بار دیگر ، فیزیک کوانتوم در سراسر جهان خبرساز شد. به نظر می رسید اکتشافات اصلی مانند اتوبوس در حال رسیدن است.
•خب چه خبر است؟
•آیا ما واقعاً در آستانه دستیابی به موفقیت هستیم یا با عجیب و غریب داده ها به بیراهه می رویم؟
برای پاسخ به این پرسش ، باید کمی عمیق تر به این نتیجه برسیم که این آزمایشات دقیقاً چه چیزی را نشان داده است.
b
در LHCb مخفف "زیبایی" است ، نامی که به یکی از شش ذره اساسی معروف به "کوارک" داده شده است. دو کوارک سبک ، که به طور غیرقابل تصور به عنوان "بالا" up و "پایین" down شناخته می شوند ، پروتون ها و نوترون ها را تشکیل می دهند ، که به نوبه خود هسته هر اتم را تشکیل می دهند. به دلایلی که ما هنوز آنها را درک نکرده ایم ، طبیعت همچنین دو نسخه اضافی از کوارک های بالا و پایین را در اختیار ما قرار می دهد - کوارک های جذاب charm و عجیب strange ، و کوارک های top سر و ته bottom - که سنگین تر ، اما ناپایدار هستند ، به این معنی که زمانی تولید می شد آنها به سرعت فروپاشیده می شوند و از این رو در جهان برای ایجاد اتم نمی گردند. به طور گیج کننده ای ، کوارک ته bottom (سنگین ترین کپی از کوارک پایین) نیز کوارک "زیبایی" beauty نامیده می شود.
Bottom = beauty
در ابتدا تلاشی برای نامگذاری دو سنگین ترین کوارک به عنوان "حقیقت" truth و "زیبایی" beauty انجام شد ، اما فیزیکدانان در نهایت این دو کوارک را top سر و bottom ته نامگذاری کردند . با این حال ، در LHCb ترجیح می دهیم به عنوان فیزیکدان زیبایی beauty شناخته شویم تا فیزیکدان پایین bottom.(هری کلیف اینجا خوشمزگی کرده😄)
کوارک های زیبایی beauty به تعداد زیادی در اثر برخورد در LHC تولید می شوند و مطالعه آنها بسیار جذاب است زیرا خواص آنها ، به ویژه نحوه فروپاشی آنها ، می تواند تحت تأثیر ذراتی باشد که قبلاً ندیده ایم ، و به طور بالقوه شواهدی غیر مستقیم از موارد جدید به ما می دهد. پدیده هایی که ممکن است به حل برخی از اسرار بزرگ فوق الذکر کمک کند. برای درک علت این امر ، ابتدا باید منظور ما از "ذره" را در نظر بگیریم.
علیرغم مطالعه ساختارهای بنیادی جهان ما در "فیزیک ذرات" ، در واقع تصور نمی شود که ذرات اجسام بنیادین fundamental objects باشند.
در عوض ، دیدگاه مدرن فیزیک ذرات ، ذرات را به عنوان اختلال یا ارتعاش در اجسام نامرئی و همیشه حاضر به نام "میدان کوانتومی" توصیف می کند.
از آنجا که نیروهای مدل استاندارد با الکترون ها و میون ها یکسان رفتار می کنند ، این نتیجه نشان می دهد که نیروی جدیدی از طبیعت ، که با الکترون ها و میون ها به طور متفاوتی در تعامل است ، در فروپاشی مداخله کرده و هر چند وقت یکبار آنها را تغییر می دهد.
به طور رسمی ، یک میدان یک مفهوم انتزاعی است - یک شی ریاضی که در هر نقطه از فضا زمان دارای ارزش است. با این حال ، میادین بدون شک چیزهایی فیزیکی هستند. اگر تا به حال قطب شمال دو آهنربا را نزدیک یکدیگر نگه داشته اید ، احساس می کنید که نیروی دافعه ای (رانشی)آنها را از هم دور می کند. شما میدان میدان مغناطیسی را احساس می کنید. شما حتی می توانید با تکان دادن قطب های آهن ربا در اطراف ، تأثیر نامرئی آن را پی ببرید ، گویی تاثیرات یک چیز نامرئی و در عین حال غیرقابل انکار فیزیکی را لمس کرده اید.
بنابراین ، میدان ها بسیار فراتر از انتزاع هستند. در واقع ، فیزیک ذرات مدرن همه ذرات شناخته شده را به عنوان ارتعاش در میدان کوانتومی مربوط و منحصر به ذره مورد نظر ، توصیف می کند. بیت "کوانتومی" به این واقعیت اشاره دارد که حداقل اندازه ارتعاش وجود دارد که میدان می تواند حفظ کند - به عبارت دیگر ، کوانتای میدان یا ذره آن میدان.
فوتون - ذره نور - یک ارتعاش کمّی(گسسته) شده در میدان الکترومغناطیسی است. به همین ترتیب ، یک الکترون یک ارتعاش کمّی در چیزی به نام "میدان الکترون" است ، کوارک ها ارتعاشاتی در "میدان های کوارکی" مربوطه هستند. در طبیعت 25 میدان کوانتومی شناخته شده وجود دارد (اگرچه تعداد دقیق آنها بستگی به نحوه شمارش آنها دارد) که دوازده مورد از آنها مربوط به ذرات ماده است ، دوازده میدان دیگر مربوط به نیروهای کوانتومی شناخته شده و یک میدان هیگز است.
بنر مقاله
پارت قبلی (اول)
Telegram
کوانتوم مکانیک
آیا در آستانه دستیابی به موفقیت بزرگ در فیزیک ذرات بنیادین هستیم؟ و آیا نیروی بنیادین پنجم کشف خواهد شد؟
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/907
مقاله مرتبط:
https://t.me/higgs_journals/909
به کانال ساینس ژورنال بپیوندید چرا که مقالات به روز و جذاب فیزیک…
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/907
مقاله مرتبط:
https://t.me/higgs_journals/909
به کانال ساینس ژورنال بپیوندید چرا که مقالات به روز و جذاب فیزیک…
❤1
در فیزیک ، فعل و انفعالات interaction بنیادین fundamental ، که به عنوان نیروهای بنیادین fundamental forces نیز شناخته می شوند ، فعل و انفعالاتی هستند که به نظر نمی رسد به فعل و انفعالات اساسی تر قابل تقلیل و فروکاهی باشند. چهار ⁴ درون- کنش بنیادین وجود دارد:
۱- فعل و انفعالات گرانشی
۲- الکترومغناطیسی ، که نیروهای دوربرد قابل توجهی را ایجاد می کند که تأثیرات آنها را می توان مستقیماً در زندگی روزمره مشاهده کرد ،
۳- فعل و انفعالات قوی
۴- واکنش های ضعیف ، که نیروهایی در فواصل کوچک و زیر اتمی ایجاد می کنند. و بر تعاملات هسته ای حاکم است. برخی دانشمندان فرض می کنند که نیروی پنجمی ممکن است وجود داشته باشد ، اما این فرضیه ها همچنان حدسیات اند.
http://scienceworld.wolfram.com/physics/FifthForce.html
(کانالما را با دوستان خود به اشتراک بگذارید)
اگر در خواندن نمایش فوق از مدل استاندارد مشکل دارید ، این سلسله مقاله را مطالعه کنید...
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
۱- فعل و انفعالات گرانشی
۲- الکترومغناطیسی ، که نیروهای دوربرد قابل توجهی را ایجاد می کند که تأثیرات آنها را می توان مستقیماً در زندگی روزمره مشاهده کرد ،
۳- فعل و انفعالات قوی
۴- واکنش های ضعیف ، که نیروهایی در فواصل کوچک و زیر اتمی ایجاد می کنند. و بر تعاملات هسته ای حاکم است. برخی دانشمندان فرض می کنند که نیروی پنجمی ممکن است وجود داشته باشد ، اما این فرضیه ها همچنان حدسیات اند.
http://scienceworld.wolfram.com/physics/FifthForce.html
(کانالما را با دوستان خود به اشتراک بگذارید)
اگر در خواندن نمایش فوق از مدل استاندارد مشکل دارید ، این سلسله مقاله را مطالعه کنید...
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊 (✓Sasan-R✓)
مدل بالا علاوه بر نوع پارتیکل های بنیادین ، رنگ و اندرکنش ضعیف و قوی و اندرکنش هیگز را همراه با تفکیک راست دست یا چپ دست helicity ذرات ، که رفتار و اندرکنش ذرات را تعیین می کند ، معرفی می کند .
ژورنال:
https://t.me/higgs_field/4037
توضیح در ادامه :
https://t.me/higgs_field/4043
ژورنال:
https://t.me/higgs_field/4037
توضیح در ادامه :
https://t.me/higgs_field/4043
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊 (✓Sasan-R✓)
در مدل جدید بسته به راست دست یا چپ دست بودن ذرات اندرکنش های ذرات متفاوت میشود .
شش کوارک با بار رنگ سبز ، چپ دست در سمت چپ تصویر عبارت از up , down , charm, strange ,top ,bottom طی اندر کنش به یکدیگر تبدیل می شوند این در حالیست که کوارک های راست دست فاقد این مطلب هستند.
مثلث (سفید) نشان دهنده اندر کنش قوی با استفاده از گلوئون ها در ساختار پروتون است یعنی کوارک ها با سه بار رنگ سبز ، آبی و قرمز نوکلئون های خنثی را سبب می شوند.
همانطور که می بینید لپتون ها فاقد رنگ هستند.
خطوط موج دار:
خطوط موج دار در مدل اندرکنش پارتیکل ها با یکدیگر و خود پارتیکل ها را نشان می دهند. خط موج دار سفید نماینده اندرکنش های الکترومغناطیس و خط موج دار نارنجی نشان دهنده اندر کنش ضعیف است .
برای مثال لیپتون های چپ دست شامل electron , moun ,tau , electrom neutrino , moun neutrino , tau neutrino با خودشان در اندرکنش الکترومغناطیسی و ضعیف هستند این در حالیست که در مدل راست دست هیچ نوترینوی راست دستی (و کلا هیچ بوزون راست دستی) وجود ندارد اما باز سه لیپتون الکترون و میون و تاو با خودشان در اندرکنش الکترومغناطیسی و ضعیف هستند.
و نکته پایانی اینکه پارتیکل های راست دست و چپ دست هیچ اندرکنشی با یکدیگر ندارند مگر بواسطه مکانیسم هیگز.
برای مثال کوارک های آبی چپ دست با همتایان راست گرد (کوارک های آبی) بواسطه مکانیسم هیگز در ارتباط هستند.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
شش کوارک با بار رنگ سبز ، چپ دست در سمت چپ تصویر عبارت از up , down , charm, strange ,top ,bottom طی اندر کنش به یکدیگر تبدیل می شوند این در حالیست که کوارک های راست دست فاقد این مطلب هستند.
مثلث (سفید) نشان دهنده اندر کنش قوی با استفاده از گلوئون ها در ساختار پروتون است یعنی کوارک ها با سه بار رنگ سبز ، آبی و قرمز نوکلئون های خنثی را سبب می شوند.
همانطور که می بینید لپتون ها فاقد رنگ هستند.
خطوط موج دار:
خطوط موج دار در مدل اندرکنش پارتیکل ها با یکدیگر و خود پارتیکل ها را نشان می دهند. خط موج دار سفید نماینده اندرکنش های الکترومغناطیس و خط موج دار نارنجی نشان دهنده اندر کنش ضعیف است .
برای مثال لیپتون های چپ دست شامل electron , moun ,tau , electrom neutrino , moun neutrino , tau neutrino با خودشان در اندرکنش الکترومغناطیسی و ضعیف هستند این در حالیست که در مدل راست دست هیچ نوترینوی راست دستی (و کلا هیچ بوزون راست دستی) وجود ندارد اما باز سه لیپتون الکترون و میون و تاو با خودشان در اندرکنش الکترومغناطیسی و ضعیف هستند.
و نکته پایانی اینکه پارتیکل های راست دست و چپ دست هیچ اندرکنشی با یکدیگر ندارند مگر بواسطه مکانیسم هیگز.
برای مثال کوارک های آبی چپ دست با همتایان راست گرد (کوارک های آبی) بواسطه مکانیسم هیگز در ارتباط هستند.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
• بیرون اومدن صدف ها از میان شن ها.
این فوبیا چیه؟ من دارمش.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
این فوبیا چیه؟ من دارمش.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊 (✓Sasan-R✓)
به بهانه گرامی داشت مرد بزرگ فیزیک ، زنده یاد استیون واینبرگ
• واینبرگ، مردی برای وحدت نیروها
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/903
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/911
پارت سوم
https://t.me/higgs_journals/924
• واینبرگ، مردی برای وحدت نیروها
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/903
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/911
پارت سوم
https://t.me/higgs_journals/924
• آتش در فضا
آتش در فضا چه شکلی است؟ در گرانش بر روی زمین، هوای حرارت دیده بلند میشود (ارتفاع پیدا میکند) و انبساط مییابد و در نتیجه شعلههای آتش به شکل اشک، پدید میآید. هرچند، در میکروگرانش ایستگاه فضایی بینالمللی که با هوا پر شده، شعلهها کروی هستند. آتش در صورت رسیدن سریع اکسیژن ایجاد میشود و شعلههای فضایی وقتی از تمام جهات به طور تصادفی شناور میشوند، با مولکولهای اکسیژن جدیدی برخورد میکنند و یک کره پوششی ایجاد میکنند.
این عکس برجسته که در آزمایشگاه CIR در ایستگاه فضایی گرفته شده، یک “شعله کروی” را میبینیم که خوشههایی از دودۀ درخشان و داغ، آن را احاطه کرده است. بدون اکسیژن، مثلاً در خلأ فضای تهی، آتش بلافاصله خاموش میشود. واکنشهای شیمیاییِ درگیر در آتش پیچیده هستند و آزمایش آنها در میکروگرانش نه تنها به درک بهتر آتش کمک میکند، بلکه حتی نحوۀ خاموش کردن آتش را نیز توضیح میدهد.
Image Credit: NASA
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
آتش در فضا چه شکلی است؟ در گرانش بر روی زمین، هوای حرارت دیده بلند میشود (ارتفاع پیدا میکند) و انبساط مییابد و در نتیجه شعلههای آتش به شکل اشک، پدید میآید. هرچند، در میکروگرانش ایستگاه فضایی بینالمللی که با هوا پر شده، شعلهها کروی هستند. آتش در صورت رسیدن سریع اکسیژن ایجاد میشود و شعلههای فضایی وقتی از تمام جهات به طور تصادفی شناور میشوند، با مولکولهای اکسیژن جدیدی برخورد میکنند و یک کره پوششی ایجاد میکنند.
این عکس برجسته که در آزمایشگاه CIR در ایستگاه فضایی گرفته شده، یک “شعله کروی” را میبینیم که خوشههایی از دودۀ درخشان و داغ، آن را احاطه کرده است. بدون اکسیژن، مثلاً در خلأ فضای تهی، آتش بلافاصله خاموش میشود. واکنشهای شیمیاییِ درگیر در آتش پیچیده هستند و آزمایش آنها در میکروگرانش نه تنها به درک بهتر آتش کمک میکند، بلکه حتی نحوۀ خاموش کردن آتش را نیز توضیح میدهد.
Image Credit: NASA
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
• فیلمی از سوختن شعله در محیط میکروگرانش ایستگاه فضایی بین المللی ( ذرات داغ و دوده ها قابل مشاهده است)
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
• پذیرفتن نظریههای توطئه فرد را مستعد رد یافتههای علمی میکند
فرید کریمی
پارت ¹
یافتههای محققان نشان میدهد، کسانی که حقایق علمی را انکار میکنند، بیش از دیگران مستعد باور به توهم توطئه هستند. اعتقاد به نظریههای توطئه باعث میشود فرد خط بطلانی بر یافته های علمی بکشد.
از کودک سه سالهای بپرسید چرا باران میبارد، او به شما میگوید: “چون گلها تشنهاند!” برادرش نیز میتواند به شما بگوید که درختان برای این برگ دارند که سایهای برای انسانها و حیوانات درست کنند. اینها نمونههایی از تفکرات مابعدالطبیعه هستند، طرز فکری که برای همه چیز، یک هدف غایی را در نظر میگیرد.
توهم توطئه یا پذیرفتن شواهد علمی ؛ انتخاب با شماست
دانشمندان، توضیحات مابعدالطبیعه برای پدیدههای طبیعی را رد میکنند؛ چرا که این توضیحات بیاساس هستند. درختان برای هدف خاصی برگ نمیدهند و ابرها هم قطرات باران را برای نتیجه خاصی به زمین پرت نمیکنند، بلکه همه این پدیدهها از قوانین فیزیک تبعیت میکنند و این قوانین فیزیک، اگر هیچ گل یا موجود زنده دیگری روی این سیاره وجود نداشته باشد، بازهم به همین منوال عمل خواهد کرد.
وقتی تفکر مابعدالطبیعه را یک گام جلوتر ببریم، به دونالد ترامپ برمیخوریم که فکر میکند، مقصر اصلی گرم شدن کره زمین، اختراع چینیهاست که میخواهند در رقابت اقتصادی بر ایالات متحده چیره شوند. شواهد فزایندهای وجود دارد که نشان میدهد پذیرفتن نظریههای توطئه فرد را مستعد رد یافتههای علمی، از تغییرات آب و هوایی تا واکسیناسیون و ایدز، میکند. محققان اکنون متوجه شدهاند که نظریههای توطئه و تفکر مابعدالطبیعه بههم مرتبط هستند.
تفکرات مابعدالطبیعه و توهم توطئه ویژگیهای مشترکی دارند
تفکرات مابعدالطبیعه و توهم توطئه، ویژگیهای مشترکی دارند. ایده اصلی هر دو تفکر این است که هر چیزی را هدفی است. گلها ظاهرا رایحههای خوش را برای گردهافشانی تولید میکنند و دانشمندان اقلیمی، احتمالا به دستور دولت جهانی یا جرج سوروس، تغییرات آب و هوایی را اختراع کردهاند.
این تاکید بر هدف است که تفکرات مابعدالطبیعه و توهم توطئه را جذابتر میکند. در زندگی روزمره، وجود هدفی برای هر عمل، منطقی است. اگر کسی از شما بپرسد که چرا دختر شما تلویزیون را روشن کرد، ممکن است پاسخ کاملا دقیق و مناسبی بدهید که “چون سریال مورد علاقهاش شروع شد.” اما دادن تعمیم چنین هدف فرضی به درختان، ابرها و دیگر پدیدههای طبیعی میتواند موجب فهم نادرست شود.
وجود دارد که نشان میدهد، افرادی که درگیر افکار تفکرات مابعدالطبیعه هستند، به دشواری میتوانند آن را کنار بگذارند. در مطالعات جدیدی مشخص شد که حتی دانشمندان نیز زمانی که تحت فشار قرار گیرند، به تفکرات واهی روی میآورند که اگر زمان بیشتری داشتند، احتمالا این تفکرات را رد میکردند.
در چنین شرایط دشواری دانشمندان ممکن است که اظهاراتی مانند “میکروبها برای مقاومت در مقابل داروها جهش پیدا کردهاند” را بیشتر تایید کنند.
شواهد فزایندهای وجود دارد که نشان میدهد، پذیرفتن نظریههای توطئه فرد را مستعد رد یافتههای علمی، از تغییرات آب و هوایی تا واکسیناسیون و ایدز میکند
مطالعه دیگری نشان داد، زمانی که دانشجویان در وضعیتی قرار میگیرند که کنترل کمی روی آن وجود دارد، میتوانند به راحتی به توهم توطئه و افکار واهی روی بیاورند. مطالعه جدیدی از سوی محققان دانشگاه فرایبورگ که در ژورنال علمی “Current Biology” منتشر شد، شواهدی را نشان میدهد که تفکرات مابعدالطبیعه، نظریههای توطئه و رد حقایق علمی درباره تکامل به هم مرتبط هستند.
شاید تکامل بیش از هر یافته علمی دیگری، بیشتر در کشکمش دائمی با سوءتفاهمات ناشی از تفکرات مابعدالطبیعه است. در واقع، استدلال تفکرات مابعدالطبیعه چنان فراگیر است و شواهد فراوانی نیز وجود دارد که روی توانایی فرد در یادگیری مفهوم انتخاب طبیعی تاثیر منفی میگذارد.
وسوسهانگیز است که فکر کنیم، زرافهها به گردنهای بلند نیاز دارند تا برگهای بالای درختان بلند را بخورند و بنابراین تکامل برای آنها گردنهای بلند به ارمغان آورده است. این مفهوم مابعدالطبیعه در مقابل این واقعیت است که انتخاب طبیعی چنین اهدافی نداشته است. تغییرات طبیعی در جمعیت وجود داشته و حیواناتی با گردنهای بلند از باروری موفقیتآمیز بیشتری در محیطی با درختان بلند برخوردار بودند. بنابراین زرافه تکامل یافته و گردنهای بلند تبدیل به استاندارد زرافهها شده است.
t.me/higgs_journals
فرید کریمی
پارت ¹
یافتههای محققان نشان میدهد، کسانی که حقایق علمی را انکار میکنند، بیش از دیگران مستعد باور به توهم توطئه هستند. اعتقاد به نظریههای توطئه باعث میشود فرد خط بطلانی بر یافته های علمی بکشد.
از کودک سه سالهای بپرسید چرا باران میبارد، او به شما میگوید: “چون گلها تشنهاند!” برادرش نیز میتواند به شما بگوید که درختان برای این برگ دارند که سایهای برای انسانها و حیوانات درست کنند. اینها نمونههایی از تفکرات مابعدالطبیعه هستند، طرز فکری که برای همه چیز، یک هدف غایی را در نظر میگیرد.
توهم توطئه یا پذیرفتن شواهد علمی ؛ انتخاب با شماست
دانشمندان، توضیحات مابعدالطبیعه برای پدیدههای طبیعی را رد میکنند؛ چرا که این توضیحات بیاساس هستند. درختان برای هدف خاصی برگ نمیدهند و ابرها هم قطرات باران را برای نتیجه خاصی به زمین پرت نمیکنند، بلکه همه این پدیدهها از قوانین فیزیک تبعیت میکنند و این قوانین فیزیک، اگر هیچ گل یا موجود زنده دیگری روی این سیاره وجود نداشته باشد، بازهم به همین منوال عمل خواهد کرد.
وقتی تفکر مابعدالطبیعه را یک گام جلوتر ببریم، به دونالد ترامپ برمیخوریم که فکر میکند، مقصر اصلی گرم شدن کره زمین، اختراع چینیهاست که میخواهند در رقابت اقتصادی بر ایالات متحده چیره شوند. شواهد فزایندهای وجود دارد که نشان میدهد پذیرفتن نظریههای توطئه فرد را مستعد رد یافتههای علمی، از تغییرات آب و هوایی تا واکسیناسیون و ایدز، میکند. محققان اکنون متوجه شدهاند که نظریههای توطئه و تفکر مابعدالطبیعه بههم مرتبط هستند.
تفکرات مابعدالطبیعه و توهم توطئه ویژگیهای مشترکی دارند
تفکرات مابعدالطبیعه و توهم توطئه، ویژگیهای مشترکی دارند. ایده اصلی هر دو تفکر این است که هر چیزی را هدفی است. گلها ظاهرا رایحههای خوش را برای گردهافشانی تولید میکنند و دانشمندان اقلیمی، احتمالا به دستور دولت جهانی یا جرج سوروس، تغییرات آب و هوایی را اختراع کردهاند.
این تاکید بر هدف است که تفکرات مابعدالطبیعه و توهم توطئه را جذابتر میکند. در زندگی روزمره، وجود هدفی برای هر عمل، منطقی است. اگر کسی از شما بپرسد که چرا دختر شما تلویزیون را روشن کرد، ممکن است پاسخ کاملا دقیق و مناسبی بدهید که “چون سریال مورد علاقهاش شروع شد.” اما دادن تعمیم چنین هدف فرضی به درختان، ابرها و دیگر پدیدههای طبیعی میتواند موجب فهم نادرست شود.
وجود دارد که نشان میدهد، افرادی که درگیر افکار تفکرات مابعدالطبیعه هستند، به دشواری میتوانند آن را کنار بگذارند. در مطالعات جدیدی مشخص شد که حتی دانشمندان نیز زمانی که تحت فشار قرار گیرند، به تفکرات واهی روی میآورند که اگر زمان بیشتری داشتند، احتمالا این تفکرات را رد میکردند.
در چنین شرایط دشواری دانشمندان ممکن است که اظهاراتی مانند “میکروبها برای مقاومت در مقابل داروها جهش پیدا کردهاند” را بیشتر تایید کنند.
شواهد فزایندهای وجود دارد که نشان میدهد، پذیرفتن نظریههای توطئه فرد را مستعد رد یافتههای علمی، از تغییرات آب و هوایی تا واکسیناسیون و ایدز میکند
مطالعه دیگری نشان داد، زمانی که دانشجویان در وضعیتی قرار میگیرند که کنترل کمی روی آن وجود دارد، میتوانند به راحتی به توهم توطئه و افکار واهی روی بیاورند. مطالعه جدیدی از سوی محققان دانشگاه فرایبورگ که در ژورنال علمی “Current Biology” منتشر شد، شواهدی را نشان میدهد که تفکرات مابعدالطبیعه، نظریههای توطئه و رد حقایق علمی درباره تکامل به هم مرتبط هستند.
شاید تکامل بیش از هر یافته علمی دیگری، بیشتر در کشکمش دائمی با سوءتفاهمات ناشی از تفکرات مابعدالطبیعه است. در واقع، استدلال تفکرات مابعدالطبیعه چنان فراگیر است و شواهد فراوانی نیز وجود دارد که روی توانایی فرد در یادگیری مفهوم انتخاب طبیعی تاثیر منفی میگذارد.
وسوسهانگیز است که فکر کنیم، زرافهها به گردنهای بلند نیاز دارند تا برگهای بالای درختان بلند را بخورند و بنابراین تکامل برای آنها گردنهای بلند به ارمغان آورده است. این مفهوم مابعدالطبیعه در مقابل این واقعیت است که انتخاب طبیعی چنین اهدافی نداشته است. تغییرات طبیعی در جمعیت وجود داشته و حیواناتی با گردنهای بلند از باروری موفقیتآمیز بیشتری در محیطی با درختان بلند برخوردار بودند. بنابراین زرافه تکامل یافته و گردنهای بلند تبدیل به استاندارد زرافهها شده است.
t.me/higgs_journals
• پذیرفتن نظریههای توطئه فرد را مستعد رد یافتههای علمی میکند
پارت ²
محققان فرایبورگ سه مطالعه را انجام دادند که بیش از 2 هزار نفر در آن شرکت داشتند. این مطالعه یافتههای تحقیقات قبلی را تکرار کرد، این یافتههای نشان داد که تفکر مابعدالطبیعه با رد تکامل و پذیرش نظریه جایگزین شبهعلمی، مرتبط است. محققان همچنین ارتباط قوی میان تفکر مابعدالطبیعه و توهم توطئه مشاهده کردند.
استفاده از نظریههای توطئه برای رد حقایق علمی، راهی برای اجتناب از پذیرش یک حقیقت ناخوشایند است. برای یک فرد به شدت سیگاری، آسانتر است که سازمانهای پزشکی را متهم به دستبهیکی کردن کند، تا سیگار را ترک کند
افرادی که به تفکرات مابعدالطبیعه باور دارند، تمایل دارند به نظریههای توطئه هم باور داشته باشند، این امر هیچ ارتباطی به عقاید مذهبی یا سیاسی فرد ندارد و بنابراین، فرد میتواند عضو هر حزبی باشد و به نظریههای توطئه نیز اعتقاد داشته باشد.
توهم توطئه همچنین با تفکر مابعدالطبیعه در ارتباط است. این موضوع نشان میدهد که دنبال کردن یک هدف خاص در حوادث تصادفی مانند “مرگ پرنسس دایانا” در حادثه رانندگی یا پدیدههای طبیعی مانند بارش باران یا گردن زرافه، نشانگر یک شیوهی تفکر مشترک است.
چرا حقایق علمی را انکار میکنیم؟
نتایج مطالعه جدید با تحقیقات دیگری همخوانی دارد که نشان میدهد، مخالفت با علم -در بسیاری از حوزهها- با توطئه باوری مرتبط است. به طور معمول، استفاده از نظریههای توطئه برای رد حقایق علمی، راهی برای اجتناب از پذیرش یک حقیقت ناخوشایند است. یک فرد به شدت سیگاری، وقتی با اطلاعات ترسناکی در خصوص عادت مخرب خود مواجه میشود، ممکن است برای او آسانتر باشد که سازمانهای پزشکی را متهم به دست به یکی کردن با تولیدکنندگان دخانیات کند، به جای آنکه سیگار را ترک کند.
به همین ترتیب، افرادی که احساس میکنند که تغییرات آب و هوایی برای آنها تهدیدی به حساب میآید، به عنوان مثال، اعمال محدودیتهای انتشار گازهای گلخانهای میتواند باعث افزایش قیمت بنزین شود، ممکن است بیشتر مایل باشند فکر کنند که ال گور یک فرضیه ساختگی ابداع کرده تا اینکه ۱۵۰ سال تحقیقات فیزیک پایه را بپذیرند. مطالعه جدید، نقش تفکر توهم توطئه محور در باورهای مابعدالطبیعه را یک قدم جلوتر برد.
پی نوشت
۱.جرج سوروس، سرمایهگذار و بازرگان مجار-آمریکایی که به دلیل قدرت و نفوذ بالای خود همواره، نظریههای توطئه بسیاری در خصوصش وجود دارد، حتی بسیاری مدعیاند که او از ثروت خود برای تغییر نظامیهای سیاسی در اروپای مرکزی و اروپای شرقی بهره برده است.
۲. ال گور، سیاستمدار و فعال محیط زیست که فعالیتهای گستردهای در این حوزه انجام داده و حتی بههمراه مجمع بینالمللی تغییرات آبوهوایی، برنده جایزه صلح نوبل نیز شده است.
t.me/higgs_journals
پارت ²
محققان فرایبورگ سه مطالعه را انجام دادند که بیش از 2 هزار نفر در آن شرکت داشتند. این مطالعه یافتههای تحقیقات قبلی را تکرار کرد، این یافتههای نشان داد که تفکر مابعدالطبیعه با رد تکامل و پذیرش نظریه جایگزین شبهعلمی، مرتبط است. محققان همچنین ارتباط قوی میان تفکر مابعدالطبیعه و توهم توطئه مشاهده کردند.
استفاده از نظریههای توطئه برای رد حقایق علمی، راهی برای اجتناب از پذیرش یک حقیقت ناخوشایند است. برای یک فرد به شدت سیگاری، آسانتر است که سازمانهای پزشکی را متهم به دستبهیکی کردن کند، تا سیگار را ترک کند
افرادی که به تفکرات مابعدالطبیعه باور دارند، تمایل دارند به نظریههای توطئه هم باور داشته باشند، این امر هیچ ارتباطی به عقاید مذهبی یا سیاسی فرد ندارد و بنابراین، فرد میتواند عضو هر حزبی باشد و به نظریههای توطئه نیز اعتقاد داشته باشد.
توهم توطئه همچنین با تفکر مابعدالطبیعه در ارتباط است. این موضوع نشان میدهد که دنبال کردن یک هدف خاص در حوادث تصادفی مانند “مرگ پرنسس دایانا” در حادثه رانندگی یا پدیدههای طبیعی مانند بارش باران یا گردن زرافه، نشانگر یک شیوهی تفکر مشترک است.
چرا حقایق علمی را انکار میکنیم؟
نتایج مطالعه جدید با تحقیقات دیگری همخوانی دارد که نشان میدهد، مخالفت با علم -در بسیاری از حوزهها- با توطئه باوری مرتبط است. به طور معمول، استفاده از نظریههای توطئه برای رد حقایق علمی، راهی برای اجتناب از پذیرش یک حقیقت ناخوشایند است. یک فرد به شدت سیگاری، وقتی با اطلاعات ترسناکی در خصوص عادت مخرب خود مواجه میشود، ممکن است برای او آسانتر باشد که سازمانهای پزشکی را متهم به دست به یکی کردن با تولیدکنندگان دخانیات کند، به جای آنکه سیگار را ترک کند.
به همین ترتیب، افرادی که احساس میکنند که تغییرات آب و هوایی برای آنها تهدیدی به حساب میآید، به عنوان مثال، اعمال محدودیتهای انتشار گازهای گلخانهای میتواند باعث افزایش قیمت بنزین شود، ممکن است بیشتر مایل باشند فکر کنند که ال گور یک فرضیه ساختگی ابداع کرده تا اینکه ۱۵۰ سال تحقیقات فیزیک پایه را بپذیرند. مطالعه جدید، نقش تفکر توهم توطئه محور در باورهای مابعدالطبیعه را یک قدم جلوتر برد.
پی نوشت
۱.جرج سوروس، سرمایهگذار و بازرگان مجار-آمریکایی که به دلیل قدرت و نفوذ بالای خود همواره، نظریههای توطئه بسیاری در خصوصش وجود دارد، حتی بسیاری مدعیاند که او از ثروت خود برای تغییر نظامیهای سیاسی در اروپای مرکزی و اروپای شرقی بهره برده است.
۲. ال گور، سیاستمدار و فعال محیط زیست که فعالیتهای گستردهای در این حوزه انجام داده و حتی بههمراه مجمع بینالمللی تغییرات آبوهوایی، برنده جایزه صلح نوبل نیز شده است.
t.me/higgs_journals
• پذیرفتن نظریههای توطئه فرد را مستعد رد یافتههای علمی میکند
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/930
پارتدوم
https://t.me/higgs_journals/931
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/930
پارتدوم
https://t.me/higgs_journals/931
• تفاسیر کوانتومی
پارت ⁴
مشکلات تعابیر :
• مشکلات تعبیر شامل نکاتی در مورد توصیف درست مکانیک کوانتومی هستند. از جمله: ۱. وجود چیزهایی که به نظر میآید فرایندهایی غیر قطعیتی و برگشت ناپذیر باشند. ۲. پدیدهٔ "گرفتاری"، و به ویژه همبستگی بین رویدادهای دوردست که در نظریهٔ کلاسیک مورد انتظار نیستند. ۳. مکمل بودن توصیفهای پیشنهادشده برای واقعیت ۴. طبیعت انتزاعی و ریاضی توصیف. ۵. نقش ایفا شده به وسیلهٔ مشاهدهگرها و فرایند اندازهگیری ۶. نرخ شتابان افزایش پیچیدگی توصیفهای کوانتومی با افزایش اندازهٔ سیستم
اولاً، ساختار ریاضی پذیرفته شده برای مکانیک کوانتومی بر اساس ریاضیات نسبتاً انتزاعی بنا نهاده شدهاست، مانند "فضاهای هیلبرت" و عملگرها بر روی آن فضاها. از طرف دیگر، در مکانیک و الکترومغناطیس کلاسیک، ویژگیهای جرم نقطهای یا ویژگیهای میدان با اعداد یا توابعی حقیقی توصیف میشوند که بر روی مجموعههای دو یا سه بعدی تعریف شدهاند. اینها دارای معانی مستقیم فضایی هستند و به نظر میرسید در این نظریهها نیاز کمتری به ارائهٔ تعبیر فضایی برای آن اعداد یا توابع وجود داشته باشد.
به علاوه، فرایند اندازهگیری میتواند نقشی اساسی را در مکانیک کوانتومی ایفا کند و این نکتهای است که بحثهای داغی در مورد آن صورت گرفتهاست. به نظر میآید که دنیای اطراف ما در حالت خاصی باشد. اما مکانیک کوانتومی این موضوع را با با توابع موجی بیان میکند که احتمال همهٔ مقادیر را تعیین میکنند. به صورت کلی، تابع موجی به تمام مقادیر ممکن هر کمیت فیزیکی، مانند موقعیت، احتمالهایی غیر صفر را تخصیص میدهد. پس ما چگونه میتوانیم یک ذره را در موقعیت خاصی ببینیم در صورتی که تابع موجی آن در سراسر فضا پراکندهاست؟ توصیف مستقیم برای توصیف چگونگی وقوع پیامدهای خاص از احتمالات، مفهوم اندازهگیری را معرفی کرد. بر اساس این نظریه، توابع موجی با هم برهمکنش دارند و بر طبق قوانین مکانیک کوانتومی در طول زمان تکامل مییابند، تا زمانی که یک اندازهگیری انجام شود که در آن زمان، سیستم یکی از مقادیر ممکن خود را با احتمالی که به وسیلهٔ تابع موجی مشخص میشود اختیار میکند. همانگونه که با "آزمایش شکاف دوگانه" نشان داده شدهاست، اندازهگیری میتواند به صورتهایی عجیب و غریب با حالت سیستم برهمکنش داشته باشد. پس فرمولاسیون ریاضی مورد استفاده برای توصیف تکامل زمانی یک سیستم غیر نسبیتی، دارای دو نوع تبدیل متضاد است:
تبدیلهای برگشتپذیر که به وسیلهٔ "عملگرهای واحدی" در فضای حالت توصیف میشوند. این تبدیلها با پاسخهای معادلهٔ "شرودینگر" مشخص میشوند. تبدیلهای برگشتناپذیر و غیر قابل پیشبینی که به وسیلهٔ تبدیلهای تبدیلهای ریاضی پیچیدهتر توصیف میشوند. از جملهٔ آنها میتوان تبدیلهایی را نام برد که یک سیستم بر اثر اندازهگیری دستخوش آنها میشود.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
پارت ⁴
مشکلات تعابیر :
• مشکلات تعبیر شامل نکاتی در مورد توصیف درست مکانیک کوانتومی هستند. از جمله: ۱. وجود چیزهایی که به نظر میآید فرایندهایی غیر قطعیتی و برگشت ناپذیر باشند. ۲. پدیدهٔ "گرفتاری"، و به ویژه همبستگی بین رویدادهای دوردست که در نظریهٔ کلاسیک مورد انتظار نیستند. ۳. مکمل بودن توصیفهای پیشنهادشده برای واقعیت ۴. طبیعت انتزاعی و ریاضی توصیف. ۵. نقش ایفا شده به وسیلهٔ مشاهدهگرها و فرایند اندازهگیری ۶. نرخ شتابان افزایش پیچیدگی توصیفهای کوانتومی با افزایش اندازهٔ سیستم
اولاً، ساختار ریاضی پذیرفته شده برای مکانیک کوانتومی بر اساس ریاضیات نسبتاً انتزاعی بنا نهاده شدهاست، مانند "فضاهای هیلبرت" و عملگرها بر روی آن فضاها. از طرف دیگر، در مکانیک و الکترومغناطیس کلاسیک، ویژگیهای جرم نقطهای یا ویژگیهای میدان با اعداد یا توابعی حقیقی توصیف میشوند که بر روی مجموعههای دو یا سه بعدی تعریف شدهاند. اینها دارای معانی مستقیم فضایی هستند و به نظر میرسید در این نظریهها نیاز کمتری به ارائهٔ تعبیر فضایی برای آن اعداد یا توابع وجود داشته باشد.
به علاوه، فرایند اندازهگیری میتواند نقشی اساسی را در مکانیک کوانتومی ایفا کند و این نکتهای است که بحثهای داغی در مورد آن صورت گرفتهاست. به نظر میآید که دنیای اطراف ما در حالت خاصی باشد. اما مکانیک کوانتومی این موضوع را با با توابع موجی بیان میکند که احتمال همهٔ مقادیر را تعیین میکنند. به صورت کلی، تابع موجی به تمام مقادیر ممکن هر کمیت فیزیکی، مانند موقعیت، احتمالهایی غیر صفر را تخصیص میدهد. پس ما چگونه میتوانیم یک ذره را در موقعیت خاصی ببینیم در صورتی که تابع موجی آن در سراسر فضا پراکندهاست؟ توصیف مستقیم برای توصیف چگونگی وقوع پیامدهای خاص از احتمالات، مفهوم اندازهگیری را معرفی کرد. بر اساس این نظریه، توابع موجی با هم برهمکنش دارند و بر طبق قوانین مکانیک کوانتومی در طول زمان تکامل مییابند، تا زمانی که یک اندازهگیری انجام شود که در آن زمان، سیستم یکی از مقادیر ممکن خود را با احتمالی که به وسیلهٔ تابع موجی مشخص میشود اختیار میکند. همانگونه که با "آزمایش شکاف دوگانه" نشان داده شدهاست، اندازهگیری میتواند به صورتهایی عجیب و غریب با حالت سیستم برهمکنش داشته باشد. پس فرمولاسیون ریاضی مورد استفاده برای توصیف تکامل زمانی یک سیستم غیر نسبیتی، دارای دو نوع تبدیل متضاد است:
تبدیلهای برگشتپذیر که به وسیلهٔ "عملگرهای واحدی" در فضای حالت توصیف میشوند. این تبدیلها با پاسخهای معادلهٔ "شرودینگر" مشخص میشوند. تبدیلهای برگشتناپذیر و غیر قابل پیشبینی که به وسیلهٔ تبدیلهای تبدیلهای ریاضی پیچیدهتر توصیف میشوند. از جملهٔ آنها میتوان تبدیلهایی را نام برد که یک سیستم بر اثر اندازهگیری دستخوش آنها میشود.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
attach 📎
یک قانون طلایی در زندگی وجود دارد ، هرگز به آنچه میدانید بسنده گر نباشید .
چون رودخانه جریان داشته باش و درختان سر راهت را سیرآب کن . خدا را چه دیدی -شاید واقعا به دریا ریختی!
Join us| خیام و فلسفه
@khyyampoetry
چون رودخانه جریان داشته باش و درختان سر راهت را سیرآب کن . خدا را چه دیدی -شاید واقعا به دریا ریختی!
Join us| خیام و فلسفه
@khyyampoetry
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کفتار راه راه تنها گونه کفتار در ایرانست. حیوانی زیبا که بسیار مورد ظلم انسان واقع شده و جمعیت آن در معرض خطر انقراضست.
خراسان - فیلم از سید بابک موسوی
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
خراسان - فیلم از سید بابک موسوی
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
❤1
• کوانتوم
پارت⁴
تئوری میدان کوانتومی پل دیراک و الکترودینامیک کوانتومی فینمن
در نهایت به همت دو بزرگ ذکر شده یعنی دیراک و فینمن میدانهای الکترومغناطیسی به صورت تئوری کامل کوانتومی در آمد یعنی نیروی الکترومغناطیس که یکی از نیروهای بنیادی طبیعت است و تئوری میدان آن کاملا با تئوری کوانتوم تبیین شد
ادغام الکترودینامیک کوانتومی / تئوری کوانتومی نیروهای ضعیف هسته ای و کرومودینامیک کوانتومی
در دهه هفتاد پروفوسور عبدالسلام و دو دانشمند دیگر توانستند الکترودینامیک کوانتومی و تئوری کوانتومی نیروهای ضعیف هسته ای را با هم ادغام کنند. به این ترتیب دو نیروی بنیادین طبیعت با هم با یک تئوری میدان کوانتومی تبیین شد.
سپس چندین دانشمند دیگر توانستند نیروهای قوی هسته ای را نیز به صورت تئوری میدان کوانتومی کرومودینامیک تبیین کنند.
در حال حاضر سه نیروی بنیادین طبیعت: الکترومغناطیس، نیروهای ضعیف هسته ای و نیروهای قوی هسته ای با تئوری کوانتوم تبیین شده اند. اگر نیروی آخر یعنی جاذبه را در نظر نگیریم میتوانیم بگوییم که جهان یعنی تعداد بیشماری میدان که با قوانین کوانتوم با هم در حال تعامل هستند و در فضا-زمانی که با نسبیت خاص تبیین میشود پراکنده اند
تئوری ریسمانها و سایر تئوریهای جدیدتر در حال حاضر برای رسیدن به یک تئوری میدان کوانتومی است که بتواند جاذبه و نسبیت عام را هم درخود جای دهد. باید در آینده منتظر موفقیت فیزیکدانان در این زمینه باشیم
روشهای تفسیر مکانیک کوانتوم و تئوری جهانهای موازی
آخرین مبحث مربوط به جهانهای موازی است. موارد ذکر شده فوق همه ناشی از نوعی تفسیر از مکانیک کوانتوم است به نام تفسیر کپنهاگی از مکانیک کوانتوم که توسط نیلز بوهر و هایزنبرگ تبیین شد.
روشهای دیگری هم برای تفسیر اثرات کوانتومی هست که یکی از معروفترین آنها جهانهای موازی است. جهانهای موازی یعنی به تعداد احتمالات کوانتومی جهان موازی وجود دارد و ما هنگام مشاهده و آشکارسازی یک ذره کوانتومی در واقع یکی از جهانها را آشکار میکنیم.
باید دانست در نظریه جهانهای موازی امکان تعامل و سفر بین جهانها وجود ندارد پس اصولا تمام داستانها و فیلمهای موجود در زمینه جهانهای موازی نادرست است. شما امکان ندارد در جهانی باشید و بتوانید از جهان موازی دیگر اطلاعات کسب کنید. این تئوری فقط یک نوع تفسیر از اثرات کوانتومی است.
حیف دیدم بزرگان مکانیک کوانتوم را در یک تصویر با هم نبینیم. تصویر زیر از کنفرانس پنجم سلوی است. هر کدام از دانشمندان زیر برای افتخار یک ملت کافی هستند.
A. PiccardE. HenriotP. EhrenfestE. HerzenTh. de DonderE. SchrödingerJ.E. VerschaffeltW. PauliW. HeisenbergR.H. FowlerL. Brillouin
P. DebyeM. KnudsenW.L. BraggH.A. KramersP.A.M. DiracA.H. ComptonL. de BroglieM. BornN. Bohr
I. LangmuirM. PlanckM. Skłodowska-CurieH.A. LorentzA. EinsteinP. LangevinCh.-E. GuyeC.T.R. WilsonO.W. Richardson
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
پارت⁴
تئوری میدان کوانتومی پل دیراک و الکترودینامیک کوانتومی فینمن
در نهایت به همت دو بزرگ ذکر شده یعنی دیراک و فینمن میدانهای الکترومغناطیسی به صورت تئوری کامل کوانتومی در آمد یعنی نیروی الکترومغناطیس که یکی از نیروهای بنیادی طبیعت است و تئوری میدان آن کاملا با تئوری کوانتوم تبیین شد
ادغام الکترودینامیک کوانتومی / تئوری کوانتومی نیروهای ضعیف هسته ای و کرومودینامیک کوانتومی
در دهه هفتاد پروفوسور عبدالسلام و دو دانشمند دیگر توانستند الکترودینامیک کوانتومی و تئوری کوانتومی نیروهای ضعیف هسته ای را با هم ادغام کنند. به این ترتیب دو نیروی بنیادین طبیعت با هم با یک تئوری میدان کوانتومی تبیین شد.
سپس چندین دانشمند دیگر توانستند نیروهای قوی هسته ای را نیز به صورت تئوری میدان کوانتومی کرومودینامیک تبیین کنند.
در حال حاضر سه نیروی بنیادین طبیعت: الکترومغناطیس، نیروهای ضعیف هسته ای و نیروهای قوی هسته ای با تئوری کوانتوم تبیین شده اند. اگر نیروی آخر یعنی جاذبه را در نظر نگیریم میتوانیم بگوییم که جهان یعنی تعداد بیشماری میدان که با قوانین کوانتوم با هم در حال تعامل هستند و در فضا-زمانی که با نسبیت خاص تبیین میشود پراکنده اند
تئوری ریسمانها و سایر تئوریهای جدیدتر در حال حاضر برای رسیدن به یک تئوری میدان کوانتومی است که بتواند جاذبه و نسبیت عام را هم درخود جای دهد. باید در آینده منتظر موفقیت فیزیکدانان در این زمینه باشیم
روشهای تفسیر مکانیک کوانتوم و تئوری جهانهای موازی
آخرین مبحث مربوط به جهانهای موازی است. موارد ذکر شده فوق همه ناشی از نوعی تفسیر از مکانیک کوانتوم است به نام تفسیر کپنهاگی از مکانیک کوانتوم که توسط نیلز بوهر و هایزنبرگ تبیین شد.
روشهای دیگری هم برای تفسیر اثرات کوانتومی هست که یکی از معروفترین آنها جهانهای موازی است. جهانهای موازی یعنی به تعداد احتمالات کوانتومی جهان موازی وجود دارد و ما هنگام مشاهده و آشکارسازی یک ذره کوانتومی در واقع یکی از جهانها را آشکار میکنیم.
باید دانست در نظریه جهانهای موازی امکان تعامل و سفر بین جهانها وجود ندارد پس اصولا تمام داستانها و فیلمهای موجود در زمینه جهانهای موازی نادرست است. شما امکان ندارد در جهانی باشید و بتوانید از جهان موازی دیگر اطلاعات کسب کنید. این تئوری فقط یک نوع تفسیر از اثرات کوانتومی است.
حیف دیدم بزرگان مکانیک کوانتوم را در یک تصویر با هم نبینیم. تصویر زیر از کنفرانس پنجم سلوی است. هر کدام از دانشمندان زیر برای افتخار یک ملت کافی هستند.
A. PiccardE. HenriotP. EhrenfestE. HerzenTh. de DonderE. SchrödingerJ.E. VerschaffeltW. PauliW. HeisenbergR.H. FowlerL. Brillouin
P. DebyeM. KnudsenW.L. BraggH.A. KramersP.A.M. DiracA.H. ComptonL. de BroglieM. BornN. Bohr
I. LangmuirM. PlanckM. Skłodowska-CurieH.A. LorentzA. EinsteinP. LangevinCh.-E. GuyeC.T.R. WilsonO.W. Richardson
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
attach 📎
▪نقش میدان هیگز در جرم دار کردن ذرات را میتوان با این مثال توصیف کرد :
" گلوله تفنگ (مثلا بادی) را در فضا (خلاء نسبی) شلیک کنید با سرعتی بیشتر و تا ابد با مومنتوم ثابت در فضا سیر میکند .
همین گلوله را روی زمین اگر شلیک کنید بعلت تعاملات بین ذرات و اتم های اتمسفر با گلوله به نظر گلوله تنبل تر و سنگین تر و با سرعت کمتری حرکت می کند ضمن اینکه اصطحکاک و گرانش تکانه گلوله را خواهد کاست تا گلوله متوقف گردد.
همین گلوله را در آب اگر شلیک کنید سرعت و فاصله ای که گلوله طی می کند شدیدا افت خواهد کرد "
▪درجه ی آزادی ذرات در فضا قوانین حرکتی ذرات را تعیین می کند . همانطور که گلوله در آب دارای بیشترین تعامل با ذرات آب دارد ، ذرات بنیادین در فضا (خلاء نسبی) نیز تابع چنین الگویی خواهند بود . شاید از همین رهگذر بتوان اندرکنش الکترومغناطیس و گرانش توصیف شود اما جمله بسیار مهم این نگارش " درجه آزادی و سرعت ذرات وابسته به تعاملات و اصطلاحا نوعی سایش ذرات با میدان هیگز است. "
▪هر میدانی ، ذره ای دارد ، همانطور که برای میدان الکترومغناطیس ذره ی فوتون را در نظر می گیریم یا برای میدان گرانشی #گراویتون (ذره فرضی است و هنوز وجود آن کاملا مورد پذیرش نیست) برای میدان هیگز #higgs_field هم ذره بوزون هیگز را در نظر می گیریم .
▪اما سرگذشت #ذره_لعنتی و ارتباط آن با پیتر-هیگز :
در سال 1964 فیزیکدان بریتانیایی پیتر هیگز، فرضیه ای مطرح کرد که چرا ذرات بنیادی مانند الکترون و کوارک جرم دارند و یا از طرفی چرا ذره ای مثل فوتون جرم ندارد یا به طور کلی تر چرا ذرات بنیادی چنین جرم های متفاوتی دارند.
او برای پاسخ این سوال وجود یک میدان سه بعدی را پیش بینی کرد که در کل فضا نفوذ پیدا کرده و هر چیزی که از داخل آن رد می شود را دچار لختی و کندی حرکت می کند.
بعضی ذرات با سختی و لختی بیشتری از این میدان عبور می کنند بنابراین جرم بیشتری دارند مانند الکترون ، بعضی ذرات به راحتی و بدون هیچ لختی از این میدان رد می شوند و این یعنی جرم کمتری دارند یا اصلا جرم ندارند مانند فوتون.
اسم این میدان، میدان هیگز است.
از طرفی همانطور که فوتون ذره حامل نیروی الکترومغناطیس در میدان الکترومغناطیس است، اگر میدان هیگز هم وجود داشته باشد باید یک ذره نیز با خود داشته باشد که اسم این ذره بوزون هیگز است "که وجود آن در سال 2012 اثبات شد."
کشف ذره بوزون هیگز نیز به منزله اثبات وجود میدان هیگز است.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
" گلوله تفنگ (مثلا بادی) را در فضا (خلاء نسبی) شلیک کنید با سرعتی بیشتر و تا ابد با مومنتوم ثابت در فضا سیر میکند .
همین گلوله را روی زمین اگر شلیک کنید بعلت تعاملات بین ذرات و اتم های اتمسفر با گلوله به نظر گلوله تنبل تر و سنگین تر و با سرعت کمتری حرکت می کند ضمن اینکه اصطحکاک و گرانش تکانه گلوله را خواهد کاست تا گلوله متوقف گردد.
همین گلوله را در آب اگر شلیک کنید سرعت و فاصله ای که گلوله طی می کند شدیدا افت خواهد کرد "
▪درجه ی آزادی ذرات در فضا قوانین حرکتی ذرات را تعیین می کند . همانطور که گلوله در آب دارای بیشترین تعامل با ذرات آب دارد ، ذرات بنیادین در فضا (خلاء نسبی) نیز تابع چنین الگویی خواهند بود . شاید از همین رهگذر بتوان اندرکنش الکترومغناطیس و گرانش توصیف شود اما جمله بسیار مهم این نگارش " درجه آزادی و سرعت ذرات وابسته به تعاملات و اصطلاحا نوعی سایش ذرات با میدان هیگز است. "
▪هر میدانی ، ذره ای دارد ، همانطور که برای میدان الکترومغناطیس ذره ی فوتون را در نظر می گیریم یا برای میدان گرانشی #گراویتون (ذره فرضی است و هنوز وجود آن کاملا مورد پذیرش نیست) برای میدان هیگز #higgs_field هم ذره بوزون هیگز را در نظر می گیریم .
▪اما سرگذشت #ذره_لعنتی و ارتباط آن با پیتر-هیگز :
در سال 1964 فیزیکدان بریتانیایی پیتر هیگز، فرضیه ای مطرح کرد که چرا ذرات بنیادی مانند الکترون و کوارک جرم دارند و یا از طرفی چرا ذره ای مثل فوتون جرم ندارد یا به طور کلی تر چرا ذرات بنیادی چنین جرم های متفاوتی دارند.
او برای پاسخ این سوال وجود یک میدان سه بعدی را پیش بینی کرد که در کل فضا نفوذ پیدا کرده و هر چیزی که از داخل آن رد می شود را دچار لختی و کندی حرکت می کند.
بعضی ذرات با سختی و لختی بیشتری از این میدان عبور می کنند بنابراین جرم بیشتری دارند مانند الکترون ، بعضی ذرات به راحتی و بدون هیچ لختی از این میدان رد می شوند و این یعنی جرم کمتری دارند یا اصلا جرم ندارند مانند فوتون.
اسم این میدان، میدان هیگز است.
از طرفی همانطور که فوتون ذره حامل نیروی الکترومغناطیس در میدان الکترومغناطیس است، اگر میدان هیگز هم وجود داشته باشد باید یک ذره نیز با خود داشته باشد که اسم این ذره بوزون هیگز است "که وجود آن در سال 2012 اثبات شد."
کشف ذره بوزون هیگز نیز به منزله اثبات وجود میدان هیگز است.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
attach 📎