#مفاهیم_بنیادین
اثر موس باور و تایید انتقال سرخ گرانشی و نسبیت عام
✓میدان گرانشی ، انرژی الکترومغناطیس تولید می کند . به همین دلیل از زمان آزمایش های الکتریکی و مغناطیسی شاهد وابستگی شدید نیروهای الکترومغناطیسی و گرانشی بوده و هستیم . از طرفیم فرمالیسم دارای مشابهت در محاسبه نیروی مغناطیسی و گرانشی این تصور قوت می بخشد که شاید نیروی گرانشی و الکترومغناطیس را بتوان در قالب یک نیروی واحد معرفی کرد که کلیه تلاش ها یا ناکام مانده یا در فضازمانی دارای ابعاد بالاتر مطرح شده است .
انتقال سرخ گرانشی ، نمود کاهش انرژی فوتوم در حال فرار از چاه گرانشی است .
ساختمانی را تصور کنید دارای هزاران طبقه در طبقات میانی آشکار ساز پرتو گاما تعبیه شده و در طبقات فوقانی یک اتم پرتوزا و در طبقات همکف اتم پرتوزای دیگری قرار داده ایم.
در این آزمایش که آزمایش #موسبوئر نام دارد ، شرایطی فراهم آمده که یک فوتون گاما به سمت مخالف میدان گرانشی و فوتون دیگر در حال سقوط در میدان گرانشی باشد . هر دو پس از طی مسافت ، به آشکار ساز پرتوی گاما می رسند.
نتیجه بسیار جذابی در پی دارد. فوتون در حال فرار از میدان انرژی در نتیجه بسامد کمتری نسبت به فوتون سقوط کننده در میدان گرانشی دارد.
این پدیده را اثر موسبوئر می نامند.چنین آزمایشهایی که در سال 1960 و سالهای بعد با استفاده از اثر موسبوئر انجام شد، درستی پیشگویی نسبیت را تایید کرد. در نسبیت فرکانس و در نتیجه انرژی فوتون در یک میدان گرانشی تغییر می کند که برای آن روابط زیر ارائه شده است.
1- هنگامیکه فوتون در حال سقوط در یک میدان گرانشی است
f'=f(1+MG/Rc²)
یعنی جابجایی به سمت آبی گرانش. که در آن M, G, R, c , f, f' به ترتیب جرم جسمی که موجب ایجاد میدان گرانشی شده، ثابت جهانی گرانش، شعاع جسم و سرعت نور و فرکانس فوتون قبل از سقوط و فرکانس فوتون بعد از سقوط است.
2- هنگامیکه فوتون در حال فرار از یک میدان گرانشی است
f'=f(1-MG/Rc²)
یعنی جابجایی به سمت سرخ گرانش حال فوتونی را در نظر بگیرید که در حال فرار از میدان گرانشی یک سیاه چاله است. همچنانکه که می دانیم نور - فوتون نمی تواند از میدان گرانش یک سیاه چاله بگریزد. طبق رابطه ی بالا فرکانس فوتون بتدریج کاهش می یابد تا جاییکه به صفر برسد، یعنی f'=0 حال سئوال این است که با ناپدید شدن فوتون برای انرژی آن چه اتفاقی می افتد؟ انرژی فوتون چه می شود؟ یعنی انرژی به چه چیزی تبدیل می شود؟ تنها پاسخی که می توان برای این پدیده داد این است که پتانسیل گرانشی افزایش یافته است. به عبارتی ساده و صریح انرژی فوتون به نیروی گرانش تبدیل شده است.
انتقال سرخ گرانشی تایید مناسبی در کند گذشتن زمان در نزدیکی میدان گرانشی است .
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
اثر موس باور و تایید انتقال سرخ گرانشی و نسبیت عام
✓میدان گرانشی ، انرژی الکترومغناطیس تولید می کند . به همین دلیل از زمان آزمایش های الکتریکی و مغناطیسی شاهد وابستگی شدید نیروهای الکترومغناطیسی و گرانشی بوده و هستیم . از طرفیم فرمالیسم دارای مشابهت در محاسبه نیروی مغناطیسی و گرانشی این تصور قوت می بخشد که شاید نیروی گرانشی و الکترومغناطیس را بتوان در قالب یک نیروی واحد معرفی کرد که کلیه تلاش ها یا ناکام مانده یا در فضازمانی دارای ابعاد بالاتر مطرح شده است .
انتقال سرخ گرانشی ، نمود کاهش انرژی فوتوم در حال فرار از چاه گرانشی است .
ساختمانی را تصور کنید دارای هزاران طبقه در طبقات میانی آشکار ساز پرتو گاما تعبیه شده و در طبقات فوقانی یک اتم پرتوزا و در طبقات همکف اتم پرتوزای دیگری قرار داده ایم.
در این آزمایش که آزمایش #موسبوئر نام دارد ، شرایطی فراهم آمده که یک فوتون گاما به سمت مخالف میدان گرانشی و فوتون دیگر در حال سقوط در میدان گرانشی باشد . هر دو پس از طی مسافت ، به آشکار ساز پرتوی گاما می رسند.
نتیجه بسیار جذابی در پی دارد. فوتون در حال فرار از میدان انرژی در نتیجه بسامد کمتری نسبت به فوتون سقوط کننده در میدان گرانشی دارد.
این پدیده را اثر موسبوئر می نامند.چنین آزمایشهایی که در سال 1960 و سالهای بعد با استفاده از اثر موسبوئر انجام شد، درستی پیشگویی نسبیت را تایید کرد. در نسبیت فرکانس و در نتیجه انرژی فوتون در یک میدان گرانشی تغییر می کند که برای آن روابط زیر ارائه شده است.
1- هنگامیکه فوتون در حال سقوط در یک میدان گرانشی است
f'=f(1+MG/Rc²)
یعنی جابجایی به سمت آبی گرانش. که در آن M, G, R, c , f, f' به ترتیب جرم جسمی که موجب ایجاد میدان گرانشی شده، ثابت جهانی گرانش، شعاع جسم و سرعت نور و فرکانس فوتون قبل از سقوط و فرکانس فوتون بعد از سقوط است.
2- هنگامیکه فوتون در حال فرار از یک میدان گرانشی است
f'=f(1-MG/Rc²)
یعنی جابجایی به سمت سرخ گرانش حال فوتونی را در نظر بگیرید که در حال فرار از میدان گرانشی یک سیاه چاله است. همچنانکه که می دانیم نور - فوتون نمی تواند از میدان گرانش یک سیاه چاله بگریزد. طبق رابطه ی بالا فرکانس فوتون بتدریج کاهش می یابد تا جاییکه به صفر برسد، یعنی f'=0 حال سئوال این است که با ناپدید شدن فوتون برای انرژی آن چه اتفاقی می افتد؟ انرژی فوتون چه می شود؟ یعنی انرژی به چه چیزی تبدیل می شود؟ تنها پاسخی که می توان برای این پدیده داد این است که پتانسیل گرانشی افزایش یافته است. به عبارتی ساده و صریح انرژی فوتون به نیروی گرانش تبدیل شده است.
انتقال سرخ گرانشی تایید مناسبی در کند گذشتن زمان در نزدیکی میدان گرانشی است .
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
attach 📎
#مفاهیم_بنیادین
نسبیت عام این مهم را گوشزد می سازد که بافت فضا زمان در همه نقاط یکسان نیست.
چیزی که انیشتین با خطوط ژئودزیک و خمیدگی خطوط فضا زمان معرفی کرد . که این خمیدگی از عوارض ثانویه است . هر میزان به میدان گرانشی بیشتر نزدیک شویم میزان گرانش افزوده میگردد . فوتونی را تصور کنید که در فضا زمان به خط مستقیم سیر می کند هنگامی که در میدان گرانشی گرفتار آید خط سیر فوتون بعلت اینتراکشن گرانش و الکترومغناطیس به سمت داخل خمیده می شود . هر چقدر نزدیک تر به جرم این خمیدگی افزایش می یابد .
بنا برروایت انیشتین از فضازمان ، آنچه را که نیوتون نیروی جاذبه ناشی از جرم معرفی می ساخت ، اکنون در نسبیت عام پاسخ و خاصیت فضازمان به انباشتگی انرژی در فضازمان است.
نسبیت عام برای تایید دو پاسخ زیبا به دو معمایی که تا آنزمان لاینحل باقی مانده بود ارائه کرد.
- نخست مدار گل مانند عطارد را توصیف کرد.
- خط سیر خمیده فوتونی در گذر از کنار میادین گرانشی یا پاسخ به معمای کهکشان یا ستارگان دوقلو بود .
و در ادامه با آزمایش موسبوئر شواهد این روایت انیشتین که گذر زمان در نزدیکی اجرام یا انباشتگی انرژی کند تر از سایر نقاط دور از این اجرام را بدست داد .
تصور کنید همینطور که گوشی در دست تان است در یک سیاهچاله در حال سقوط هستید . و یک ناظر بیرونی نیز دارید . برای شما هیچ اتفاق غیر عادی رخ نمی دهد و گذر زمان برای شما عادی است چرا که ساعت ها ، واپاشی های پرتوزا و کلیه رخداد های مربوط یا متصل به الکترومغناطیس تحت تاثیر گرانشی که انیشتین خصوصیت فضازمان در پاسخ به انباشت جرم/انرژی مطرح کرد بشدت کند می شوند اما این کند شده گی را شما تشخیص نمی دهید .
از دید ناظر بیرونی سرعت شما بسیار کند است در حالی که از دید خودتان با سرعت سرسام آوری در حال سقوط در افق رویداد هستید.
گذر زمان در واقع آهنگ سرعت تغییرات رویداد های میکروسکوپیک تا ماکروسکوپیک در رویداد های وابسته به ذرات بنیادین است (از جمله رویداد های ماکرو).به این دلیل وابسته به گرانش است زیرا گرانش و الکترومغناطیس در اندرکنش اند و از طرف دیگر حرکت و گرانش هم ماهیت اند.و این مهم توصیف اتساع زمانی ست.
مفهومی که انتروپی به زیبایی آنرا توصیف می کند. پس نباید تعجب کنیم که طبق شواهد آزمایش #موسبوئر ساعت اتمی روی سطح زمین کند تر از ساعت اتمی روی پشت بام کار کند.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
نسبیت عام این مهم را گوشزد می سازد که بافت فضا زمان در همه نقاط یکسان نیست.
چیزی که انیشتین با خطوط ژئودزیک و خمیدگی خطوط فضا زمان معرفی کرد . که این خمیدگی از عوارض ثانویه است . هر میزان به میدان گرانشی بیشتر نزدیک شویم میزان گرانش افزوده میگردد . فوتونی را تصور کنید که در فضا زمان به خط مستقیم سیر می کند هنگامی که در میدان گرانشی گرفتار آید خط سیر فوتون بعلت اینتراکشن گرانش و الکترومغناطیس به سمت داخل خمیده می شود . هر چقدر نزدیک تر به جرم این خمیدگی افزایش می یابد .
بنا برروایت انیشتین از فضازمان ، آنچه را که نیوتون نیروی جاذبه ناشی از جرم معرفی می ساخت ، اکنون در نسبیت عام پاسخ و خاصیت فضازمان به انباشتگی انرژی در فضازمان است.
نسبیت عام برای تایید دو پاسخ زیبا به دو معمایی که تا آنزمان لاینحل باقی مانده بود ارائه کرد.
- نخست مدار گل مانند عطارد را توصیف کرد.
- خط سیر خمیده فوتونی در گذر از کنار میادین گرانشی یا پاسخ به معمای کهکشان یا ستارگان دوقلو بود .
و در ادامه با آزمایش موسبوئر شواهد این روایت انیشتین که گذر زمان در نزدیکی اجرام یا انباشتگی انرژی کند تر از سایر نقاط دور از این اجرام را بدست داد .
تصور کنید همینطور که گوشی در دست تان است در یک سیاهچاله در حال سقوط هستید . و یک ناظر بیرونی نیز دارید . برای شما هیچ اتفاق غیر عادی رخ نمی دهد و گذر زمان برای شما عادی است چرا که ساعت ها ، واپاشی های پرتوزا و کلیه رخداد های مربوط یا متصل به الکترومغناطیس تحت تاثیر گرانشی که انیشتین خصوصیت فضازمان در پاسخ به انباشت جرم/انرژی مطرح کرد بشدت کند می شوند اما این کند شده گی را شما تشخیص نمی دهید .
از دید ناظر بیرونی سرعت شما بسیار کند است در حالی که از دید خودتان با سرعت سرسام آوری در حال سقوط در افق رویداد هستید.
گذر زمان در واقع آهنگ سرعت تغییرات رویداد های میکروسکوپیک تا ماکروسکوپیک در رویداد های وابسته به ذرات بنیادین است (از جمله رویداد های ماکرو).به این دلیل وابسته به گرانش است زیرا گرانش و الکترومغناطیس در اندرکنش اند و از طرف دیگر حرکت و گرانش هم ماهیت اند.و این مهم توصیف اتساع زمانی ست.
مفهومی که انتروپی به زیبایی آنرا توصیف می کند. پس نباید تعجب کنیم که طبق شواهد آزمایش #موسبوئر ساعت اتمی روی سطح زمین کند تر از ساعت اتمی روی پشت بام کار کند.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from physics (✓Sasan-R✓)
#مفاهیم_بنیادین
#کلاسیک
شباهت نیروی گرانش و الکترواستاتیک را ببینید .
✓ نیرو force در هر دو حالت گرانش و الکترواستاتیک با مجذور فاصله رابطه عکس دارد.
✓برای هر دو جرم /بار دو جسم با نیرو رابطه مستقیم دارد.
✓ثابت بولتزمن/ثابت گرانشی در هر دو رابطه مستقیم با نیرو دارد
اما تفاوت هایی نیز وجود دارد اولین مسئله قطبیدگی است.
گرانش همیشه نیروی کششی رو به داخل دارد.
در حالی که الکترواستاتیک جذبی و و دفعی را شامل میشود.
قانون دست راست داشتن هر سه نیرو الکترواستاتیکی ، مغناطیس و گرانشی(حرکتی) در یک نگاه است.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
#کلاسیک
شباهت نیروی گرانش و الکترواستاتیک را ببینید .
✓ نیرو force در هر دو حالت گرانش و الکترواستاتیک با مجذور فاصله رابطه عکس دارد.
✓برای هر دو جرم /بار دو جسم با نیرو رابطه مستقیم دارد.
✓ثابت بولتزمن/ثابت گرانشی در هر دو رابطه مستقیم با نیرو دارد
اما تفاوت هایی نیز وجود دارد اولین مسئله قطبیدگی است.
گرانش همیشه نیروی کششی رو به داخل دارد.
در حالی که الکترواستاتیک جذبی و و دفعی را شامل میشود.
قانون دست راست داشتن هر سه نیرو الکترواستاتیکی ، مغناطیس و گرانشی(حرکتی) در یک نگاه است.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
#نوترینو:
اسرارآمیزترین و عجیبترین ذرهی بنیادی شناخته شده
#پارت⁵
#نوترینو، یکی از فراوانترین ذرات جهان است و بیش از ۹۹ درصد انرژی انفجارهای کیهانی را حمل میکند
پس چطور نوترینوهایی با جرم مبهم کوانتومی میتواند مسئله نوترینوی خورشیدی را حل کند؟ بررسیها نشان میدهد که هر حالت ویژهی جرم، سرعت متفاوتی دارد. در نظریهی کوانتوم، هر حالت جرمی طول موج متفاوتی دارد پس با تغییر این حالتها، تداخل در موجهای آنها ایجاد میشود. این پدیده را نوسان نوترینو، مینامند. بنابراین، با حرکت یک نوترینوی الکترون در کیهان، این نوترینو بین حالات مختلف نوسان میکند و شانس رصد این الکترون به شکل میون یا تاو بیشتر و کمتر میشود. هر ثانیه حرکات اتمی بسیار زیادی توسط ما انجام میشود اما این ذرات تحت تاثیر ما قرار نمیگیرند زیرا نوترینوها تنها با اجزای دیگر و از طریق نیروی هستهای بسیار ضعیف ارتباط برقرار میکنند. این به معنای آن است که نوترینوها باید به حدی به اجزای دیگر نزدیک باشند که بتوانند هستهی آنها را لمس کنند و تنها در این زمان است که نیروی هستهای ضعیف، میتواند بر روی آنها تاثیر بگذارد.
همین امر نیز موجب میشود تا تشخیص نوترینوها به صورت عجیبی سخت باشد و به همین دلیل نیز فیزیکدانان آزمایشهای مربوط به نوترینو را در درون زمین انجام میدهند زیرا بهتر است تا از تداخل عواملی مانند تابش پرتوهای کیهانی به زمین، دوری کنند. اخیرا انجام آزمایشاتی عجیب، باعث شد تا دانشمندان به وجود نوترینوی چهارمی به نام «نوترینوی استریل» پی ببرند که هیچ تعاملی با اجزای دیگر ندارد ولی میتواند با نوترینوهای دیگر تداخل ایجاد کند. چنین پدیدهای را میتوان بسیار بزرگ به حساب آورد؛ زیرا وجود آن میتواند از رازهایی مانند دلیل جرم داشتن نوترینوها، طبیعت مادهی تاریک، دلیل وجود مادههای بیشتر نسبت به پادماده در اوایل پدید آمدن جهان پرده بردارد.
پایان
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
اسرارآمیزترین و عجیبترین ذرهی بنیادی شناخته شده
#پارت⁵
#نوترینو، یکی از فراوانترین ذرات جهان است و بیش از ۹۹ درصد انرژی انفجارهای کیهانی را حمل میکند
پس چطور نوترینوهایی با جرم مبهم کوانتومی میتواند مسئله نوترینوی خورشیدی را حل کند؟ بررسیها نشان میدهد که هر حالت ویژهی جرم، سرعت متفاوتی دارد. در نظریهی کوانتوم، هر حالت جرمی طول موج متفاوتی دارد پس با تغییر این حالتها، تداخل در موجهای آنها ایجاد میشود. این پدیده را نوسان نوترینو، مینامند. بنابراین، با حرکت یک نوترینوی الکترون در کیهان، این نوترینو بین حالات مختلف نوسان میکند و شانس رصد این الکترون به شکل میون یا تاو بیشتر و کمتر میشود. هر ثانیه حرکات اتمی بسیار زیادی توسط ما انجام میشود اما این ذرات تحت تاثیر ما قرار نمیگیرند زیرا نوترینوها تنها با اجزای دیگر و از طریق نیروی هستهای بسیار ضعیف ارتباط برقرار میکنند. این به معنای آن است که نوترینوها باید به حدی به اجزای دیگر نزدیک باشند که بتوانند هستهی آنها را لمس کنند و تنها در این زمان است که نیروی هستهای ضعیف، میتواند بر روی آنها تاثیر بگذارد.
همین امر نیز موجب میشود تا تشخیص نوترینوها به صورت عجیبی سخت باشد و به همین دلیل نیز فیزیکدانان آزمایشهای مربوط به نوترینو را در درون زمین انجام میدهند زیرا بهتر است تا از تداخل عواملی مانند تابش پرتوهای کیهانی به زمین، دوری کنند. اخیرا انجام آزمایشاتی عجیب، باعث شد تا دانشمندان به وجود نوترینوی چهارمی به نام «نوترینوی استریل» پی ببرند که هیچ تعاملی با اجزای دیگر ندارد ولی میتواند با نوترینوهای دیگر تداخل ایجاد کند. چنین پدیدهای را میتوان بسیار بزرگ به حساب آورد؛ زیرا وجود آن میتواند از رازهایی مانند دلیل جرم داشتن نوترینوها، طبیعت مادهی تاریک، دلیل وجود مادههای بیشتر نسبت به پادماده در اوایل پدید آمدن جهان پرده بردارد.
پایان
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
attach 📎
مقاله بسیار جالب
هوش مصنوعی ساختار سه بعدی مولکولها را پیشبینی میکند
دیپمایند در لندن، سیستمی ساخته است که بهطور خودکار شکل آنزیمها و پروتئینهای دیگر را پیشبینی میکند...
دکتر مکگیان اواخر هفتهای کاری، فهرستی از هفت آنزیم را برای دیپمایند
https://deepmind.com/
فرستاد. دوشنبه بعد، آزمایشگاه اشکال تمام هفت پروتئین را برای او ارسال کرد. او میگوید: «این، کار ما را یکی دو سال جلوتر انداخت.»
اکنون هر بیوشیمیدانی میتواند به همین شیوه به کار خود سرعت ببخشد.
https://www.nytimes.com/2021/07/22/technology/deepmind-ai-proteins-folding.html
گردآوری : فراز تد
هوش مصنوعی ساختار سه بعدی مولکولها را پیشبینی میکند
دیپمایند در لندن، سیستمی ساخته است که بهطور خودکار شکل آنزیمها و پروتئینهای دیگر را پیشبینی میکند...
دکتر مکگیان اواخر هفتهای کاری، فهرستی از هفت آنزیم را برای دیپمایند
https://deepmind.com/
فرستاد. دوشنبه بعد، آزمایشگاه اشکال تمام هفت پروتئین را برای او ارسال کرد. او میگوید: «این، کار ما را یکی دو سال جلوتر انداخت.»
اکنون هر بیوشیمیدانی میتواند به همین شیوه به کار خود سرعت ببخشد.
https://www.nytimes.com/2021/07/22/technology/deepmind-ai-proteins-folding.html
گردآوری : فراز تد
زومیت
هوش مصنوعی ساختار سه بعدی مولکولها را پیشبینی میکند
هوش مصنوعی دیپمایند ساختار سهبعدی تمام پروتئینهایی که در بدن انسان ساخته میشود، پیشبینی کرده که امیدبخش دستاوردهای جدید در زمینهی پزشکی و طراحی دارو است.
#نیوتون #کلاسیک
#مفاهیم_بنیادین
سه قانون نیوتن را در مکانیک یادآوری می کنیم.
¹ ذرات آزاد با سرعت ثابت (شتاب صفر) حرکت می کنند
² نیروی force وارد بر یک ذره برابر با حاصلضرب جرم mass در شتاب بردارب است .(جرم کمیت اسکالر و شتاب برداری در نتیجه نیرو نیز برداری است) F=ma
³ نیروهای کنش و واکنش برابر اما مختلف العلامت اند.
←از قانون دوم نیوتون دریافتیم نیرو برداری است چرا که دارای جهت است . اکنون قانون سوم می گوید جرم در برابر نیروی کنشی وارده همان مقدار نیروی واکنشی در جهت مخالف نشان می دهد.
قوانین فیزیک معمولا نسبت به یک چارچوب مرجع که توصیف کمیاتی چون نیرو ، فاصله و شتاب را امکان پذیر می کند ، بیان می شوند.
اما در میان چارچوب های مرجع معمولا چارچوب های صلب بر چارچوب های دگر مرجح اند و در میان چارچوب های صلب چارچوب های لخت ممتازند.
←چارچوب مرجع صلب کلاسیک ، تعمیم تخیلی جسم صلب است مثلا زمین!
←در میان چارچوب های صلب ، چارچوبی را لخت می نامیم که ذرات آزاد نسبت به آن بی شتاب حرکت کنند اما همه ذرات تحت تاثیر گرانش اند و هیچ پارتیکلی در نزدیگی جسمی سنگین آزاد نیست ازینرو معیار حرکت یکنواخت در نقطه ای از این چارچوب تعریف میگردد که به اندازه کافی از هر جسم جاذبی دور باشد.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
#مفاهیم_بنیادین
سه قانون نیوتن را در مکانیک یادآوری می کنیم.
¹ ذرات آزاد با سرعت ثابت (شتاب صفر) حرکت می کنند
² نیروی force وارد بر یک ذره برابر با حاصلضرب جرم mass در شتاب بردارب است .(جرم کمیت اسکالر و شتاب برداری در نتیجه نیرو نیز برداری است) F=ma
³ نیروهای کنش و واکنش برابر اما مختلف العلامت اند.
←از قانون دوم نیوتون دریافتیم نیرو برداری است چرا که دارای جهت است . اکنون قانون سوم می گوید جرم در برابر نیروی کنشی وارده همان مقدار نیروی واکنشی در جهت مخالف نشان می دهد.
قوانین فیزیک معمولا نسبت به یک چارچوب مرجع که توصیف کمیاتی چون نیرو ، فاصله و شتاب را امکان پذیر می کند ، بیان می شوند.
اما در میان چارچوب های مرجع معمولا چارچوب های صلب بر چارچوب های دگر مرجح اند و در میان چارچوب های صلب چارچوب های لخت ممتازند.
←چارچوب مرجع صلب کلاسیک ، تعمیم تخیلی جسم صلب است مثلا زمین!
←در میان چارچوب های صلب ، چارچوبی را لخت می نامیم که ذرات آزاد نسبت به آن بی شتاب حرکت کنند اما همه ذرات تحت تاثیر گرانش اند و هیچ پارتیکلی در نزدیگی جسمی سنگین آزاد نیست ازینرو معیار حرکت یکنواخت در نقطه ای از این چارچوب تعریف میگردد که به اندازه کافی از هر جسم جاذبی دور باشد.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
attach 📎
#مفاهیم_بنیادین
نسبیت نیوتونی
سه قانون سینماتیک نیوتنی در کلیه چارچوب های لخت معتبرند. زیرا که نیرو f و جرم m طبق اصل موضوع نیوتن ، در کلیه چارچوب های لخت ناوردا هستند . همچنین شتاب a هم در تبدیلات گالیله ناوردا است ، در نتیجه مکانیک نیوتونی در کلیه چارچوب های لخت یکسان است . بهترین مثال ناوردایی نیرو و جرم و شتاب مثال قطار هاست . دو قطار یکی با سرعت ثابت 40 کیلومتر بر ساعت و قطار دیگر با سرعت ثابت 400 کیلومتر بر ساعت را تصور کنید در صورتی که شتاب در هر دو برابر با صفر است (شرط لخت بودن چارچوب) سه قانون نیوتون که در ← اینجا توضیح دادیم با همین شکل و همین روایت برای سینماتیک اجسام درون قطار ها (چارچوب های لخت) برقرار است.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
نسبیت نیوتونی
سه قانون سینماتیک نیوتنی در کلیه چارچوب های لخت معتبرند. زیرا که نیرو f و جرم m طبق اصل موضوع نیوتن ، در کلیه چارچوب های لخت ناوردا هستند . همچنین شتاب a هم در تبدیلات گالیله ناوردا است ، در نتیجه مکانیک نیوتونی در کلیه چارچوب های لخت یکسان است . بهترین مثال ناوردایی نیرو و جرم و شتاب مثال قطار هاست . دو قطار یکی با سرعت ثابت 40 کیلومتر بر ساعت و قطار دیگر با سرعت ثابت 400 کیلومتر بر ساعت را تصور کنید در صورتی که شتاب در هر دو برابر با صفر است (شرط لخت بودن چارچوب) سه قانون نیوتون که در ← اینجا توضیح دادیم با همین شکل و همین روایت برای سینماتیک اجسام درون قطار ها (چارچوب های لخت) برقرار است.
→join us←
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در واقع این پرش از فاصله ۳۹ کیلومتری از یک بالن سبک رخ داده است .نمیتوان از ایستگاه فضایی در میدان گرانشی زمین شیرجه زد.
توضیحاتی در ادامه دارد:
همانطور که می بینید این سقوط آزاد از فاصله تقریبا چهل کیلومتری از سطح زمین صورت گرفته است . با این حال عمل بسیار خطرناک و حساسی بوده و نیاز به گروه تحقیقاتی و مطالعاتی عالی بعلاوه تمرین و شرایط بدنی مطلوب دارد .
اما این پرسش پیش می آید چرا از طبقات بالاتر شیرجه نزنیم ، مثلا از ایستگاه فضایی ؟ بررسی را ←اینجا بخوانید
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
International space station
ایستگاه فضایی در اگزوسفر در فاصله ی پانصد کیلومتری از زمین قرار دارد .
که با سرعت ۲۷ هزار کیلومتر در مدار زمین میچرخد تا بتواند گرانش زمین را خنثی کند و در میدان گرانشی زمین سقوط نکند.
شعاع زمین حدود ۶ هزار و ۳۷۱ کیلومتر است . و روی سطح زمین شاهد ماکزیمم گرانش هستیم یعنی بفاصله d ( شعاع زمین) از مرکز زمین بیشترین گرانی را در اجسام شاهدیم.
در فاصله 2d گرانش به میزان ¼ سقوط می کند (میزان نیرو با مجذور فاصله رابطه عکس دارد) یعنی در فاصله 6 هزار کیلومتری از سطح زمین .اما ایستگاه فضایی در فاصله پانصد کیلومتری از سطح زمین قرار دارد .
این سئوال پیشآمد می کند چرا در داخل ایستگاه فضایی شاهد شرایط میکروگراویتی هستیم و اساسا چرا با وجود گرانشی که اساسا کسر و مقداری از گرانش در سطح زمین کوچکتر است شاهد سقوط ایستگاه فضایی نیستیم؟
پاسخ سرعت مداری ۲۷ هزار کیلومتری ایستگاه فضایی است . این سرعت با ایجاد نیرویی مخالف و تقریبا برابر با نیروی گرانی وارده از سمت زمین شرایط بی وزنی را درون ایستگاه فضایی ایجاد می کند و از سقوطش جلوگیری می کند.
اگر از ایستگاه فضایی بیرون بپرید با سرعتی برابر با سرعت ایستگاه فضایی در مدار زمین به گردش در خواهید آمد اما به مرور توسط گرانش زمین به مدار کوچکتر انتقال می یابید.
اکنون بیایید تصور کنیم با بالن یا هر وسیله دگر در فاصله 500 کیلومتری از زمین #ثابت ایستاده اید و قصد شیرجه دارید !
پیشنهاد ما این است که منصرف شوید و جان تان را نجات دهید چرا که در ترموسفر قطعا خواهید سوخت. تابش مداوم گاما اتم های منزوی و دور از یکدیگر گاز ها که فاقد خاصیت گازی اند(بعلت فاصله ی بسیار بین اتم ها که توان لمس یکدیگر و تبادل انرژی حرارتی ندارند در نتیجه مداوم توسط فوتون های پر انرژی گامای ساطع شده از خورشید ، انرژی جنبشی در سطح اتمی که همان افزایش درجه حرارت است ، دریافت می کنند)را داغ کرده است و هر چقدر شما با سرعت بیشتری در این طبقه از اتمسفر حرکت کنید بر افروخته تر خواهید شد.
گردآوری : کوانتوم مکانیک
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
ایستگاه فضایی در اگزوسفر در فاصله ی پانصد کیلومتری از زمین قرار دارد .
که با سرعت ۲۷ هزار کیلومتر در مدار زمین میچرخد تا بتواند گرانش زمین را خنثی کند و در میدان گرانشی زمین سقوط نکند.
شعاع زمین حدود ۶ هزار و ۳۷۱ کیلومتر است . و روی سطح زمین شاهد ماکزیمم گرانش هستیم یعنی بفاصله d ( شعاع زمین) از مرکز زمین بیشترین گرانی را در اجسام شاهدیم.
در فاصله 2d گرانش به میزان ¼ سقوط می کند (میزان نیرو با مجذور فاصله رابطه عکس دارد) یعنی در فاصله 6 هزار کیلومتری از سطح زمین .اما ایستگاه فضایی در فاصله پانصد کیلومتری از سطح زمین قرار دارد .
این سئوال پیشآمد می کند چرا در داخل ایستگاه فضایی شاهد شرایط میکروگراویتی هستیم و اساسا چرا با وجود گرانشی که اساسا کسر و مقداری از گرانش در سطح زمین کوچکتر است شاهد سقوط ایستگاه فضایی نیستیم؟
پاسخ سرعت مداری ۲۷ هزار کیلومتری ایستگاه فضایی است . این سرعت با ایجاد نیرویی مخالف و تقریبا برابر با نیروی گرانی وارده از سمت زمین شرایط بی وزنی را درون ایستگاه فضایی ایجاد می کند و از سقوطش جلوگیری می کند.
اگر از ایستگاه فضایی بیرون بپرید با سرعتی برابر با سرعت ایستگاه فضایی در مدار زمین به گردش در خواهید آمد اما به مرور توسط گرانش زمین به مدار کوچکتر انتقال می یابید.
اکنون بیایید تصور کنیم با بالن یا هر وسیله دگر در فاصله 500 کیلومتری از زمین #ثابت ایستاده اید و قصد شیرجه دارید !
پیشنهاد ما این است که منصرف شوید و جان تان را نجات دهید چرا که در ترموسفر قطعا خواهید سوخت. تابش مداوم گاما اتم های منزوی و دور از یکدیگر گاز ها که فاقد خاصیت گازی اند(بعلت فاصله ی بسیار بین اتم ها که توان لمس یکدیگر و تبادل انرژی حرارتی ندارند در نتیجه مداوم توسط فوتون های پر انرژی گامای ساطع شده از خورشید ، انرژی جنبشی در سطح اتمی که همان افزایش درجه حرارت است ، دریافت می کنند)را داغ کرده است و هر چقدر شما با سرعت بیشتری در این طبقه از اتمسفر حرکت کنید بر افروخته تر خواهید شد.
گردآوری : کوانتوم مکانیک
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
کوانتوم مکانیک
نمودار شتاب گرانش زمین از مرکز زمین تا فاصله بسیار دور از سطح زمین .
در مرکز زمین و در بی نهایت دور g=0 و در سطح زمین بیشترین مقدار g=9.8 می باشد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در مرکز زمین و در بی نهایت دور g=0 و در سطح زمین بیشترین مقدار g=9.8 می باشد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
متاسفانه با خبر شدم که یکی از بزرگترین مغزهای فیزیک نظری در ۸۸ سالگی چشم از جهان فروبست.استیون واینبرگ برندهی جایزهی نوبل فیزیک ۱۹۷۹،برای کار شگرفش در وحدت میان نیروهای الکترومغناطیسی و ضعیف هستهای،معلم و سخنرانی درجه یک بود که این تبحرش را میتوان در کتابهایش هم دید.
دو بار فرصت دیدار نزدیک با او را داشتم.صدای بم و محکمش تاثیر عمیقی در مخاطب میگذاشت.وقتی فهمید ایرانی هستم نظرم را در مورد دین و سیاست پرسید.گفتگوی بسیار جذابی بود.یهودیزادهای بیدین و ایمانی که ابایی از نقد صریح دین نداشت:«با یا بی دین،مردم نیک کارهای نیک میکنند مردم بد کارهای بد. اما برای آنکه مردم نیک کارهای بد بکنند به دین نیاز دارید.»
کتاب «گرانش و کیهانشناخت » او شاهکاریست در میان کتابهای درسی.آخرین کتابش «مبانی فیزیک مدرن» قرار است در شهریور ماه امسال به چاپ برسد. فیزیکدانان زیادی برای او دلتنگ خواهند شد.
علی نیّری
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
دو بار فرصت دیدار نزدیک با او را داشتم.صدای بم و محکمش تاثیر عمیقی در مخاطب میگذاشت.وقتی فهمید ایرانی هستم نظرم را در مورد دین و سیاست پرسید.گفتگوی بسیار جذابی بود.یهودیزادهای بیدین و ایمانی که ابایی از نقد صریح دین نداشت:«با یا بی دین،مردم نیک کارهای نیک میکنند مردم بد کارهای بد. اما برای آنکه مردم نیک کارهای بد بکنند به دین نیاز دارید.»
کتاب «گرانش و کیهانشناخت » او شاهکاریست در میان کتابهای درسی.آخرین کتابش «مبانی فیزیک مدرن» قرار است در شهریور ماه امسال به چاپ برسد. فیزیکدانان زیادی برای او دلتنگ خواهند شد.
علی نیّری
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
فضای مطلق نیوتونی :
نسبیت نیوتون یا گالیله ، تشخیص حرکت یکنواخت چارچوب لخت از ثابت را در آزمایشگاه دشوار می کند .از اینرو شتاب مطلق توصیف می گردد. در نتیجه چنین فرانمونی اگر سوار بر کشتی با سرعت یکنواخت باشید هیچ راهی برای تشخیص سکون یا لختی کشتی ندارید .مگر اینکه کشتی به مانعی برخورد کند یا شتاب غیر صفر (مثبت یا منفی ) گردد.
بار دیگر به رابطه f=ma که بیانگر قانون دوم نیوتون است توجه کنید. ثابت m معرف لختی جسم مورد نظر است و میزان مقاومت جسم در برابر شتاب را توصیف می کند.
اما شتاب یک شی نسبت به چه اندازه گیری میشود ؟
پاسخ ابتدایی بسیار ساده است - نسبت به هر یک از چارچوب های لخت ..
اما ایرادی که نیوتون کاملا از آن آگاه بود نبود معیاری که رده ی چارچوب های لخت را به جهت بی شتابی از دیگر چارچوب های دیگر را تمایز بخشد.
نیوتون پاسخی بر این پرسش نیافت و در عوض اصل فضای مطلق نیوتون را مطرح کرد. به بیان دیگر فضایی مطلق وجود دارد که در برابر شتاب کلیه ذرات مقاومت نشان می دهد.
نیوتون فضای مطلق را با چارچوب سامانه خورشیدی یکی دانست و از لحاظ منطق کلاسیک میتوان فضای مطلق را با هر چارچوب دیگری یکی دانست.
@higgs_field
نسبیت نیوتون یا گالیله ، تشخیص حرکت یکنواخت چارچوب لخت از ثابت را در آزمایشگاه دشوار می کند .از اینرو شتاب مطلق توصیف می گردد. در نتیجه چنین فرانمونی اگر سوار بر کشتی با سرعت یکنواخت باشید هیچ راهی برای تشخیص سکون یا لختی کشتی ندارید .مگر اینکه کشتی به مانعی برخورد کند یا شتاب غیر صفر (مثبت یا منفی ) گردد.
بار دیگر به رابطه f=ma که بیانگر قانون دوم نیوتون است توجه کنید. ثابت m معرف لختی جسم مورد نظر است و میزان مقاومت جسم در برابر شتاب را توصیف می کند.
اما شتاب یک شی نسبت به چه اندازه گیری میشود ؟
پاسخ ابتدایی بسیار ساده است - نسبت به هر یک از چارچوب های لخت ..
اما ایرادی که نیوتون کاملا از آن آگاه بود نبود معیاری که رده ی چارچوب های لخت را به جهت بی شتابی از دیگر چارچوب های دیگر را تمایز بخشد.
نیوتون پاسخی بر این پرسش نیافت و در عوض اصل فضای مطلق نیوتون را مطرح کرد. به بیان دیگر فضایی مطلق وجود دارد که در برابر شتاب کلیه ذرات مقاومت نشان می دهد.
نیوتون فضای مطلق را با چارچوب سامانه خورشیدی یکی دانست و از لحاظ منطق کلاسیک میتوان فضای مطلق را با هر چارچوب دیگری یکی دانست.
@higgs_field
گاهی باخودم میگویم حیف است که مکانیک کوانتوم رانمیفهمم؛اماکمی بعدآرام میگیرم چراکه میدانم بقیه نیزآنرانمیفهمند!
#استیون #واینبرگ ،برنده نوبل1979بخاطرادغام الکترومغناطیس وهسته ای ضعیف
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
#استیون #واینبرگ ،برنده نوبل1979بخاطرادغام الکترومغناطیس وهسته ای ضعیف
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنکسی که دانشش را دارد و دانسته به عام و خاص دروغ میگوید نامش فریبکار است و شیاد؛ در هر مرتبهی علمی و دانشمندی هم که میخواهد باشد. فقط میتوانم بگویم باعث تاسف است. من برای شیخ حسنی بیشتر احترام قایلم تا پرفسور سمیعی!
- دکتر علی نیّری
پ.ن : امثال این پروف سمیعی و گلشنی و ... بسیار است . اساسا علم الزامی به اظهار نظر در باره ادیان ندارد و گناه کسانی که با عناوین پروفسور و دکتر ، مهندس یا غیره اظهار نظر عقیدتی_علمی دارند صد چندان است .
ایشان خیانت کارند نخست به خویش و خانواده سپس به مردم !
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
- دکتر علی نیّری
پ.ن : امثال این پروف سمیعی و گلشنی و ... بسیار است . اساسا علم الزامی به اظهار نظر در باره ادیان ندارد و گناه کسانی که با عناوین پروفسور و دکتر ، مهندس یا غیره اظهار نظر عقیدتی_علمی دارند صد چندان است .
ایشان خیانت کارند نخست به خویش و خانواده سپس به مردم !
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
- پرسش شده که چرا در این ←محتوا پروفسور سمیعی را دروغگو معرفی کرده اید ؟
علاقه ای به معرفی اشخاص به نام هایی از قبیل دروغگو ، خائن و غیره نداریم و خاص کسانی که مذهب شان که یک مسئله شخصی است را در برابر دوربین به نمایش بگذارد.
شخص سمیعی را نه به جهت مذهب یا باور هرگز قضاوت نمی کنیم بلکه ایشان را به جهت تخصص پزشکی ایشان قضاوت می کنیم . در متن محتوا دکتر نیری ایشان را دروغگو می داند و البته موافقیم .
مورد کرونا سنگ محک خوبی برای بررسی واکنش مردم و مسئولین نسبت به #جان انسان ها بود .
گروهی نادان تجویز فرو سازی پنبه آغشته به روغن بنفشه کردند و شاش شتر به حلق پیروان ریختند.
گروهی خائن نیز این بیماری با این شدت اپیدمی را سیاسی کردند . سوگند بقراط هر پزشکی را در برابر جان انسان ها مسئول می سازد یک مورد بسیار اخلاقی !
اما متاسفانه شاهد بودیم بسیارانی به جهت منافع سیستمی و سیاسی شروع به نشر مقالات غلط و نادرست با انگیزه های سیاسی کردند . یکی ازین افراد پروفسور سمیعی است .
مقاله مربوط را در اینجا مطالعه کنید .
https://www.iribnews.ir/fa/news/2657716/سرما-خوردگی-کرونا-در-ایران-عملا-کنترل-شده-کارآمدی-پزشکی-ایران-بیش-از-چین-و-ایتالیا
از وبسایت رسمی صدا و سیما از قول پروفسور سمیعی ، کنترل اپیدمی کواید-۱۹ را بهتر از چین و هتا ایتالیا معرفی کرده اند که شبیه کمدی-تراژیک است .
مشکل ، مسئله تفکیک است . یک پزشک در برابر جان انسان ها مسئول است نه سعادت و شقاوت اخروی ! همانطور که یک سیاست مدار حق دخالت در وظایف و اختیارات پزشکان را ندارد یک پزشک هم نباید از جان و سلامتی افراد جامعه برای طرح خود و ترقی خود در سیستم سیاسی مایه بگذارد.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
علاقه ای به معرفی اشخاص به نام هایی از قبیل دروغگو ، خائن و غیره نداریم و خاص کسانی که مذهب شان که یک مسئله شخصی است را در برابر دوربین به نمایش بگذارد.
شخص سمیعی را نه به جهت مذهب یا باور هرگز قضاوت نمی کنیم بلکه ایشان را به جهت تخصص پزشکی ایشان قضاوت می کنیم . در متن محتوا دکتر نیری ایشان را دروغگو می داند و البته موافقیم .
مورد کرونا سنگ محک خوبی برای بررسی واکنش مردم و مسئولین نسبت به #جان انسان ها بود .
گروهی نادان تجویز فرو سازی پنبه آغشته به روغن بنفشه کردند و شاش شتر به حلق پیروان ریختند.
گروهی خائن نیز این بیماری با این شدت اپیدمی را سیاسی کردند . سوگند بقراط هر پزشکی را در برابر جان انسان ها مسئول می سازد یک مورد بسیار اخلاقی !
اما متاسفانه شاهد بودیم بسیارانی به جهت منافع سیستمی و سیاسی شروع به نشر مقالات غلط و نادرست با انگیزه های سیاسی کردند . یکی ازین افراد پروفسور سمیعی است .
مقاله مربوط را در اینجا مطالعه کنید .
https://www.iribnews.ir/fa/news/2657716/سرما-خوردگی-کرونا-در-ایران-عملا-کنترل-شده-کارآمدی-پزشکی-ایران-بیش-از-چین-و-ایتالیا
از وبسایت رسمی صدا و سیما از قول پروفسور سمیعی ، کنترل اپیدمی کواید-۱۹ را بهتر از چین و هتا ایتالیا معرفی کرده اند که شبیه کمدی-تراژیک است .
مشکل ، مسئله تفکیک است . یک پزشک در برابر جان انسان ها مسئول است نه سعادت و شقاوت اخروی ! همانطور که یک سیاست مدار حق دخالت در وظایف و اختیارات پزشکان را ندارد یک پزشک هم نباید از جان و سلامتی افراد جامعه برای طرح خود و ترقی خود در سیستم سیاسی مایه بگذارد.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
کوانتوم مکانیک
آنکسی که دانشش را دارد و دانسته به عام و خاص دروغ میگوید نامش فریبکار است و شیاد؛ در هر مرتبهی علمی و دانشمندی هم که میخواهد باشد. فقط میتوانم بگویم باعث تاسف است. من برای شیخ حسنی بیشتر احترام قایلم تا پرفسور سمیعی!
- دکتر علی نیّری
پ.ن : امثال…
- دکتر علی نیّری
پ.ن : امثال…
👍1
کوانتوم مکانیک🕊
فضای مطلق نیوتونی : نسبیت نیوتون یا گالیله ، تشخیص حرکت یکنواخت چارچوب لخت از ثابت را در آزمایشگاه دشوار می کند .از اینرو شتاب مطلق توصیف می گردد. در نتیجه چنین فرانمونی اگر سوار بر کشتی با سرعت یکنواخت باشید هیچ راهی برای تشخیص سکون یا لختی کشتی ندارید .مگر…
برخی ایرادات وارد بر فضای مطلق نیوتون
مفهومی که توسط فضای مطلق توسط نیوتون مطرح شد همواره منتقدانی نیز داشت ، هوینگس و لایب نیتس و اسقف برکلی از معاصر نیوتون تا ماخ در سده نوزدهم و انیشتین در قرن بیستم.
- فضای مطلق صرفا وضعی من در آوردی است و هیچ چیزی را توضیح نمی دهد .
-هیچ راهی برای برای مشخص کردن فضای مطلق از میان ردهی نامتناهی چارچوب های لخت وجود ندارد.
-تصور چیزی که کنش دارد اما مورد کنش واقع نمی شود (فضای مطلق) با فهم علمی انسان در تعارض است.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
مفهومی که توسط فضای مطلق توسط نیوتون مطرح شد همواره منتقدانی نیز داشت ، هوینگس و لایب نیتس و اسقف برکلی از معاصر نیوتون تا ماخ در سده نوزدهم و انیشتین در قرن بیستم.
- فضای مطلق صرفا وضعی من در آوردی است و هیچ چیزی را توضیح نمی دهد .
-هیچ راهی برای برای مشخص کردن فضای مطلق از میان ردهی نامتناهی چارچوب های لخت وجود ندارد.
-تصور چیزی که کنش دارد اما مورد کنش واقع نمی شود (فضای مطلق) با فهم علمی انسان در تعارض است.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
#اتر :
در سدهٔ ۱۹ میلادی میپنداشتند واسطهٔ گسیل نور محیط با واسطهای به نام اتر گوهر پنجم یا اتر است که فضا را پر میکند. امروزه این نظریه که برای انتشار پرتو الکترومغناطیس، وجود محیط اتری لازم است دیگر پذیرفتنی نیست. بر اساس این نظریه، نور آشوب اتر محسوب میشد که به موجب آن،[اتم|اتمهایش] به طرز خاصی مرتعش شده و موجب گسیل نور میشوند.
#نیوتن و #ماکسول معتقد به نظریه اتر بودند. تا سال ۱۸۶۵ نظریه شایسته و مناسبی به جز نظریهٔ اتر، برای انتشار نور تدوین نگردید ولی در آن سال ماکسول معادلات خود را ارائه کرد. بر اساس این نظریه، امواج الکترومغناطیس یا نور، با سرعت ثابتی در فضا گسیل میشوند و این سرعت ثابت را نسبت به یک ماده نامرئی به نام اتر که در سراسر گیتی و حتی در فضای تهی نیز وجود دارد سنجیدند. تحقیقات ماکسول نشان داد که نور انتشار یک موج الکترومغناطیسی است. ماکسول نظریه ریاضی بسیار جالبی پیشبینی کرد که تمام پدیدهها را، شامل نور، الکتریسیته و مغناطیس به یکدیگر مرتبط میساخت. اما به رغم تمام موفقیتها فیزیکدانان آن را برای توصیف خواص این محیط مرموز جهانی، آن چنانکه محیطهای مادی معمولی از قبیل گازها و مایعات و جامدات توصیف میشوند، غیرممکن و ناتوان یافتند و آنچه در این راه تلاش کردند به تضادهای شدیدی منجر شد.
تا سالهای پایانی سده نوزدهم، دانشمندان میپنداشتند که فضا از این مادهٔ پیوسته و غیرقابل دیدن آکندهاست. پرتوهای نور و سیگنالهای رادیویی امواجی بودند درون اتر ، همچنان که صدا امواج گسیل شونده درون محیط مادی مانند هوا است. برای دستیابی به یک نظریه کامل، تنها کافی بود اندازهگیریهای دقیقی از خواص فیزیکی اتر ، مانند خواص کشسانی یا الاستیکی آن انجام شود.
در اواخر سدهٔ نوزدهم به نظر رسید اگر اتر وجود داشته باشد، باید بتوان به گونهای سرعت باد اتری را در اثر گردش زمین به دور خود و خورشید ،مشخص کرد.برای نمونه سرعت نور باید با آن ترکیب شود.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
در سدهٔ ۱۹ میلادی میپنداشتند واسطهٔ گسیل نور محیط با واسطهای به نام اتر گوهر پنجم یا اتر است که فضا را پر میکند. امروزه این نظریه که برای انتشار پرتو الکترومغناطیس، وجود محیط اتری لازم است دیگر پذیرفتنی نیست. بر اساس این نظریه، نور آشوب اتر محسوب میشد که به موجب آن،[اتم|اتمهایش] به طرز خاصی مرتعش شده و موجب گسیل نور میشوند.
#نیوتن و #ماکسول معتقد به نظریه اتر بودند. تا سال ۱۸۶۵ نظریه شایسته و مناسبی به جز نظریهٔ اتر، برای انتشار نور تدوین نگردید ولی در آن سال ماکسول معادلات خود را ارائه کرد. بر اساس این نظریه، امواج الکترومغناطیس یا نور، با سرعت ثابتی در فضا گسیل میشوند و این سرعت ثابت را نسبت به یک ماده نامرئی به نام اتر که در سراسر گیتی و حتی در فضای تهی نیز وجود دارد سنجیدند. تحقیقات ماکسول نشان داد که نور انتشار یک موج الکترومغناطیسی است. ماکسول نظریه ریاضی بسیار جالبی پیشبینی کرد که تمام پدیدهها را، شامل نور، الکتریسیته و مغناطیس به یکدیگر مرتبط میساخت. اما به رغم تمام موفقیتها فیزیکدانان آن را برای توصیف خواص این محیط مرموز جهانی، آن چنانکه محیطهای مادی معمولی از قبیل گازها و مایعات و جامدات توصیف میشوند، غیرممکن و ناتوان یافتند و آنچه در این راه تلاش کردند به تضادهای شدیدی منجر شد.
تا سالهای پایانی سده نوزدهم، دانشمندان میپنداشتند که فضا از این مادهٔ پیوسته و غیرقابل دیدن آکندهاست. پرتوهای نور و سیگنالهای رادیویی امواجی بودند درون اتر ، همچنان که صدا امواج گسیل شونده درون محیط مادی مانند هوا است. برای دستیابی به یک نظریه کامل، تنها کافی بود اندازهگیریهای دقیقی از خواص فیزیکی اتر ، مانند خواص کشسانی یا الاستیکی آن انجام شود.
در اواخر سدهٔ نوزدهم به نظر رسید اگر اتر وجود داشته باشد، باید بتوان به گونهای سرعت باد اتری را در اثر گردش زمین به دور خود و خورشید ،مشخص کرد.برای نمونه سرعت نور باید با آن ترکیب شود.
→ @higgs_field
→ @higgs_journals
→ @higgs_group
Telegram
attach 📎
آیا “تک الکترون ویلر”در زمان سفر می کند؟
پارت¹
در اوایل دهه 1940، زمانی که ریچارد فاینمن هنوز دانشجوی دوره کارشناسی در دانشگاه پرینستون بود، تفسیر جدیدی درباره ماهیت پادماده ارائه داد. فاینمن هنگام تحقیق درباره الکترودینامیک کوانتومی (QED) متوجه شد که پادماده ای که با زمان به جلو حرکت می کند، از ماده معمولی که با زمان به عقب حرکت می کند، قابل تشخیص نیست.
اگر ما یک الکترون را در میدان الکتریکی به حرکت درآوریم، در جهتی، مثلا به طرف چپ حرکت می کند. اگر یک الکترون، با زمان به عقب می رفت، می بایستی به طرف راست حرکت کند. اما یک الکترون که به سمت راست حرکت کند، به نظر ما خواهد آمد که بار آن مثبت است، نه منفی. بنابراین، الکترونی که با زمان به عقب حرکت می کند، با پاد الکترونی که با زمان به جلو میرود، غیر قابل تشخیص است. ذراتی که با زمان به عقب میروند، تفسیر جدیدی از نمودارهای فاینمن* ارائه میکنند. فرض کنیم که یک الکترون و یک پادالکترون در حال برخورد داریم که انرژی انفجار گونه ای آزاد میکنند. اگر ما پیکان پاد الکترون را ، مثل آنکه با زمان به عقب میرود عوض کنیم، میتوانیم تفسیر جدیدی از این نمودار ارائه دهیم. در تفسیر جدید، یک الکترون با زمان به جلو میرود، یک فوتون انرژی آزاد میکند و همان الکترون با زمان به عقب میرود.
در واقع فاینمن نشان داد که تمام معادلات الکترودینامیک کوانتومی، چه تشریح کننده پادماده باشند که با زمان جلو میرود و چه ماده معمولی که با زمان به عقب میرود، یکسان هستند. این وضع عجیب موجب شد که نظریه ای به نمادی نا آشنا، از سوی جان ویلر از دانشگاه پرینستون پیشنهاد شود. به موجب این نظریه، تمام جهان درست از تنها یک الکترون ساخته شده است. زمانی که فاینمن در پرینستون دانشجو بود، روزی استاد راهنمای او، ویلر، با لحن مهیجی ادعا کرد که او اکنون میداند چرا همه الکترونها در جهان مانند هم هستند. ویلر پیشنهاد کرد که این موضوع را می توان به این طریق توضیح داد که همه الکترونها به این علت شبیه هم هستند که در واقع همه، همان الکترون هستند.
برای مثال، به تولد جهان در لحظه ی بیگ بنگ بیندیشیم. فرض کنیم که از آشفتگی و آتش بیگ بنگ، تنها یک الکترون بیرون آمده است. این الکترون، با زمان به جلو حرکت میکند. میلیاردها میلیارد سال میگذرد تا رویداد آسمانی دیگری، مانند نابودی جهان و پایان زمان فرا می رسد. این تجربه تکان دهنده، به نوبه خود، جهت الکترون را عوض میکند و آن را با زمان، به عقب میفرستد. زمانی که همین الکترون به بیگ بنگ بر میگردد، جهت آن یک بار دیگر تغییر میکند. الکترون به الکترونهای دیگر تقسیم نمیشود. الکترون بدون تغییر میماند و مثل توپ پینگ پنگ، بین لحظه بیگ بنگ و پایان جهان گذر میکند. حالا هر کسی که در قرن بیستم، بین بیگ بنگ و روز پایان جهان نشسته است، به وجود تعداد زیادی الکترون و پادالکترون پی خواهد برد.
پارت¹
در اوایل دهه 1940، زمانی که ریچارد فاینمن هنوز دانشجوی دوره کارشناسی در دانشگاه پرینستون بود، تفسیر جدیدی درباره ماهیت پادماده ارائه داد. فاینمن هنگام تحقیق درباره الکترودینامیک کوانتومی (QED) متوجه شد که پادماده ای که با زمان به جلو حرکت می کند، از ماده معمولی که با زمان به عقب حرکت می کند، قابل تشخیص نیست.
اگر ما یک الکترون را در میدان الکتریکی به حرکت درآوریم، در جهتی، مثلا به طرف چپ حرکت می کند. اگر یک الکترون، با زمان به عقب می رفت، می بایستی به طرف راست حرکت کند. اما یک الکترون که به سمت راست حرکت کند، به نظر ما خواهد آمد که بار آن مثبت است، نه منفی. بنابراین، الکترونی که با زمان به عقب حرکت می کند، با پاد الکترونی که با زمان به جلو میرود، غیر قابل تشخیص است. ذراتی که با زمان به عقب میروند، تفسیر جدیدی از نمودارهای فاینمن* ارائه میکنند. فرض کنیم که یک الکترون و یک پادالکترون در حال برخورد داریم که انرژی انفجار گونه ای آزاد میکنند. اگر ما پیکان پاد الکترون را ، مثل آنکه با زمان به عقب میرود عوض کنیم، میتوانیم تفسیر جدیدی از این نمودار ارائه دهیم. در تفسیر جدید، یک الکترون با زمان به جلو میرود، یک فوتون انرژی آزاد میکند و همان الکترون با زمان به عقب میرود.
در واقع فاینمن نشان داد که تمام معادلات الکترودینامیک کوانتومی، چه تشریح کننده پادماده باشند که با زمان جلو میرود و چه ماده معمولی که با زمان به عقب میرود، یکسان هستند. این وضع عجیب موجب شد که نظریه ای به نمادی نا آشنا، از سوی جان ویلر از دانشگاه پرینستون پیشنهاد شود. به موجب این نظریه، تمام جهان درست از تنها یک الکترون ساخته شده است. زمانی که فاینمن در پرینستون دانشجو بود، روزی استاد راهنمای او، ویلر، با لحن مهیجی ادعا کرد که او اکنون میداند چرا همه الکترونها در جهان مانند هم هستند. ویلر پیشنهاد کرد که این موضوع را می توان به این طریق توضیح داد که همه الکترونها به این علت شبیه هم هستند که در واقع همه، همان الکترون هستند.
برای مثال، به تولد جهان در لحظه ی بیگ بنگ بیندیشیم. فرض کنیم که از آشفتگی و آتش بیگ بنگ، تنها یک الکترون بیرون آمده است. این الکترون، با زمان به جلو حرکت میکند. میلیاردها میلیارد سال میگذرد تا رویداد آسمانی دیگری، مانند نابودی جهان و پایان زمان فرا می رسد. این تجربه تکان دهنده، به نوبه خود، جهت الکترون را عوض میکند و آن را با زمان، به عقب میفرستد. زمانی که همین الکترون به بیگ بنگ بر میگردد، جهت آن یک بار دیگر تغییر میکند. الکترون به الکترونهای دیگر تقسیم نمیشود. الکترون بدون تغییر میماند و مثل توپ پینگ پنگ، بین لحظه بیگ بنگ و پایان جهان گذر میکند. حالا هر کسی که در قرن بیستم، بین بیگ بنگ و روز پایان جهان نشسته است، به وجود تعداد زیادی الکترون و پادالکترون پی خواهد برد.
Telegram
attach 📎
آیا “تک الکترون ویلر”در زمان سفر می کند؟
پارت²
در واقع، ما میتوانیم فرض کنیم که الکترون آنقدر به عقب و جلو ( آینده و گذشته) حرکت کرده است که زمان کافی برای اینکه جمع کل الکترونهای جهان را ایجاد کند داشته است. (البته، یک جسم که به عقب و جلو در فضا حرکت میکند، نمیتواند بیش از یک کپی از خود بیافریند. اما جسمی که در زمان به جلو و عقب میرود، میتواند کپی هایی از خود داشته باشد. به عنوان مثال فرض کنید که شما به گذشته باز میگردید، در این صورت دو تصویر از شما وجود دارد. شمای در گذشته و شمای حال که به گذشته رفته اید! در اصل، این اثر رفت و آمد در زمان، میتواند به دفعات اختیاری تکرار شود. به این ترتیب تعداد بینهایتی از کپی های واقعی در زمان حال آفریده میشود.)
اگر این نظریه درست باشد، به آن معناست که الکترونهایی که در بدنهای ما وجود دارند، همان الکترونها هستند با تنها این تفاوت که الکترونهای من میلیاردها سال قدیمیتر از الکترونهای شما هستند. همچنین به توضیح این اصل بنیادی شیمی کمک میکند: همه الکترونها مشابه یکدیگرند. آیا نظریه تک-الکترون ویلر، وجود همه مواد را در جهان توضیح میدهد؟ آیا ماده میتواند با زمان به عقب رود و پاد ماده شود؟ پاسخ به این سوالها به صورت ظاهری مثبت است. اما طبق نظریه الکترودینامیک کوانتومی، هیچ آزمایشی نمیتوان انجام داد که بتواند ماده را که با زمان به عقب میرود، از پادماده ای که با زمان به جلو میرود، تشخیص دهد. بنابراین، هیچ اطلاع قابل استفاده ای را نمی توان در زمان به عقب فرستاد و این امر، امکان مسافرت در زمان را از بین میبرد. اگر ما پاد ماده می بینیم که در فضا معلق است، ممکن است از آینده رسیده باشد ولی نمیتوانیم از آن، برای فرستادن سیگنال به زمان گذشته استفاده کنیم.
*نمودار فاینمن نوعی نمودار است که از طریق چهار بعد مسیر حرکت ذرات بنیادی را نشان میدهد و نخستین بار توسط ریچارد فاینمن فیزیکدان آمریکایی استفاده شد.
منبع: Beyond EINSTIN & Thompson, Oxsford University Press
پارت²
در واقع، ما میتوانیم فرض کنیم که الکترون آنقدر به عقب و جلو ( آینده و گذشته) حرکت کرده است که زمان کافی برای اینکه جمع کل الکترونهای جهان را ایجاد کند داشته است. (البته، یک جسم که به عقب و جلو در فضا حرکت میکند، نمیتواند بیش از یک کپی از خود بیافریند. اما جسمی که در زمان به جلو و عقب میرود، میتواند کپی هایی از خود داشته باشد. به عنوان مثال فرض کنید که شما به گذشته باز میگردید، در این صورت دو تصویر از شما وجود دارد. شمای در گذشته و شمای حال که به گذشته رفته اید! در اصل، این اثر رفت و آمد در زمان، میتواند به دفعات اختیاری تکرار شود. به این ترتیب تعداد بینهایتی از کپی های واقعی در زمان حال آفریده میشود.)
اگر این نظریه درست باشد، به آن معناست که الکترونهایی که در بدنهای ما وجود دارند، همان الکترونها هستند با تنها این تفاوت که الکترونهای من میلیاردها سال قدیمیتر از الکترونهای شما هستند. همچنین به توضیح این اصل بنیادی شیمی کمک میکند: همه الکترونها مشابه یکدیگرند. آیا نظریه تک-الکترون ویلر، وجود همه مواد را در جهان توضیح میدهد؟ آیا ماده میتواند با زمان به عقب رود و پاد ماده شود؟ پاسخ به این سوالها به صورت ظاهری مثبت است. اما طبق نظریه الکترودینامیک کوانتومی، هیچ آزمایشی نمیتوان انجام داد که بتواند ماده را که با زمان به عقب میرود، از پادماده ای که با زمان به جلو میرود، تشخیص دهد. بنابراین، هیچ اطلاع قابل استفاده ای را نمی توان در زمان به عقب فرستاد و این امر، امکان مسافرت در زمان را از بین میبرد. اگر ما پاد ماده می بینیم که در فضا معلق است، ممکن است از آینده رسیده باشد ولی نمیتوانیم از آن، برای فرستادن سیگنال به زمان گذشته استفاده کنیم.
*نمودار فاینمن نوعی نمودار است که از طریق چهار بعد مسیر حرکت ذرات بنیادی را نشان میدهد و نخستین بار توسط ریچارد فاینمن فیزیکدان آمریکایی استفاده شد.
منبع: Beyond EINSTIN & Thompson, Oxsford University Press
Telegram
attach 📎
آیا “تک الکترون ویلر”در زمان سفر می کند؟
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4084
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4085
پارت اول
https://t.me/higgs_field/4084
پارت دوم
https://t.me/higgs_field/4085