ذرات مجازی حاصل افت و خیزهای خلا، ذراتی هستند که به طور همزمان در میدان کوانتومی ساخته میشوند و معمولا در یک بازهی زمانی بسیار کوتاه وجود دارند. در واقع، این ذرات مجازی به صورت جفت های ذره-پادذره خلق شده و پس از مدت بسیار کوتاهی، نابود می شوند. هر چه عدم قطعیت زمان بیشتر باشد، عدم قطعیت انرژی کمتر خواهد. بود. این بدان معناست که انرژی بیشترِ یک ذرهی مجازی باعث میشود جفت ذره-پادذره، سریع تر نابود شود. وقتی این جفت نابود شوند، هیچ مقدار انرژی آزاد نمیشود، زیرا طبق قانون پایستگی انرژی، انرژی نمی تواند از هیچ به وجود آید؛ پس قانون پایستگی نقض نمیشود.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
افت و خیز کوانتومی و تابش هاوکینگ
هر کسی تا حدودی با گرانش،آشنایی دارد. گرانش، یک نیروی جاذبهای و همه جا حاضر است که ما را در زمین نگه می دارد. گرانش نیرویی است که زمین را در مدار خورشید؛ و منظومهی شمسی را در سکونتگاه همیشگی ما یعنی کهکشان راه شیری نگه میدارد. مردم سالها به اشتباه تصور میکردند گرانش فقط روی ذرات ملموس و مشهود، عمل میکند، اما بعدها معلوم شد، حتی ذرات با جرم سکون صفر، یعنی فوتونها هم تحت تاثیر این نیروی جادویی قرار میگیرند. نور یا همان موجودی که بالاترین سرعت گیتی را در اختیار دارد، در اکثر موارد، گرانش را خیلی حس نمیکند، اما این همهی ماجرا نیست! اشیای بسیار شگفت انگیزی با جرم فوق العاده و نیروی گرانشی حیرتانگیز وجود دارند که حتی نور نمیتواند از آنها بگریزد! این موجودات شگفت انگیز را بسیاری از ما میشناسیم: سیاهچاله ها!
همانطور که میدانید هر چه یک شی به میدان گرانشی نزدیک تر باشد، جاذبه ی بیشتری روی آن اعمال میشود، بنابراین یک فضای کرهمانند اطراف سیاه چاله وجود دارد که جاذبهی درون آن، به قدری قدرتمند است که حتی نور نمی تواند از آن بگریزد. این ناحیه، افق رویداد نام دارد. داستان تابش هاوکینگ به سال ۱۹۷۲ بازمیگردد که فیزیکدان اسراییلی ژاکوب بکشتایندر پیشنهاد کرد سیاه چاله ها باید یک انتروپی خوش تعریف داشته باشند و این سرآغاز توسعه ترمودینامیک سیاه چالهها بود. استیون هاوکینگ (فیزیکدان انگلیسی که به نابغهی قرن مشهور شده)، با کار کردن روی ترمودینامیک سیاهچالهها، در سال ۱۹۷۴ نشان داد هر سیاهچالهای میتواند طی یک فرایند کوانتومی، تابش الکترومغناطیسی از خود ساطع کند! این تابش به افتخار وی، تابش هاوکینگ نامیده شده است.
بیایید یک جفت فوتون مجازی را تصور کنیم که نزدیک افق رویداد ساخته میشوند، به طوری که یکی از آنها درون افق رویداد و دیگری بیرون آن ساخته شدهاند. با این اوصاف، فوتون اول به درون سیاه چاله جذب شده و فوتون دوم از آن میگریزد. هاوکینگ پیشبینی کرد افت و خیز کوانتومی خلا باعث تولید جفتهای ذره-پادذره یا همان ذرات مجازی در نزدیک افق رویداد سیاه چاله میشود. درست قبل از نابود شدن، یکی از ذرات به درون سیاه چاله میافتد در حالیکه ذرهی دیگر فرار میکند. در نتیجه از نظر کسی که سیاه چاله را میببیند، یک ذره از آن، تابش شده است.
چون ذرهی تابششده دارای انرژی مثبت است، ذرهای که توسط سیاه چاله جذب میشود، نسبت به جهان خارجی، انرژی منفی دارد. این تابش باعث از دست رفتن انرژی سیاه چاله و در نتیجه از بین رفتن جرم آن میشود (طبق رابطه مشهور E=mc۲). سیاه چالههای کوچک قدیمیتر، نسبت تابش به جذب بیشتری داشته و به طور کلی، جرم نهایی آنها کاهش مییابد؛ در مقابل، سیاه چالههای بزرگتر (مانند آنهایی که دارای یک جرم خورشیدی هستند)، نسبت تابش به جذب کمتری دارند.
تابش هاوکینگ یکی از نخستین پیشبینیهای نظری دربارهی چگونگی ارتباط گرانش به شکلهای دیگر انرژی بود، مشخصهای که برای هر نظریه گرانش کوانتومی ضروری است. با وجود آنکه تابش هاوکینگ مورد پذیریش فیزیکدانان واقع شده، اما هنوز جنجالهایی در موردش وجود دارد؛ مثلا مسئله از دست رفتن اطلاعات، فیزیکدانان را آشفته میکند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
هر کسی تا حدودی با گرانش،آشنایی دارد. گرانش، یک نیروی جاذبهای و همه جا حاضر است که ما را در زمین نگه می دارد. گرانش نیرویی است که زمین را در مدار خورشید؛ و منظومهی شمسی را در سکونتگاه همیشگی ما یعنی کهکشان راه شیری نگه میدارد. مردم سالها به اشتباه تصور میکردند گرانش فقط روی ذرات ملموس و مشهود، عمل میکند، اما بعدها معلوم شد، حتی ذرات با جرم سکون صفر، یعنی فوتونها هم تحت تاثیر این نیروی جادویی قرار میگیرند. نور یا همان موجودی که بالاترین سرعت گیتی را در اختیار دارد، در اکثر موارد، گرانش را خیلی حس نمیکند، اما این همهی ماجرا نیست! اشیای بسیار شگفت انگیزی با جرم فوق العاده و نیروی گرانشی حیرتانگیز وجود دارند که حتی نور نمیتواند از آنها بگریزد! این موجودات شگفت انگیز را بسیاری از ما میشناسیم: سیاهچاله ها!
همانطور که میدانید هر چه یک شی به میدان گرانشی نزدیک تر باشد، جاذبه ی بیشتری روی آن اعمال میشود، بنابراین یک فضای کرهمانند اطراف سیاه چاله وجود دارد که جاذبهی درون آن، به قدری قدرتمند است که حتی نور نمی تواند از آن بگریزد. این ناحیه، افق رویداد نام دارد. داستان تابش هاوکینگ به سال ۱۹۷۲ بازمیگردد که فیزیکدان اسراییلی ژاکوب بکشتایندر پیشنهاد کرد سیاه چاله ها باید یک انتروپی خوش تعریف داشته باشند و این سرآغاز توسعه ترمودینامیک سیاه چالهها بود. استیون هاوکینگ (فیزیکدان انگلیسی که به نابغهی قرن مشهور شده)، با کار کردن روی ترمودینامیک سیاهچالهها، در سال ۱۹۷۴ نشان داد هر سیاهچالهای میتواند طی یک فرایند کوانتومی، تابش الکترومغناطیسی از خود ساطع کند! این تابش به افتخار وی، تابش هاوکینگ نامیده شده است.
بیایید یک جفت فوتون مجازی را تصور کنیم که نزدیک افق رویداد ساخته میشوند، به طوری که یکی از آنها درون افق رویداد و دیگری بیرون آن ساخته شدهاند. با این اوصاف، فوتون اول به درون سیاه چاله جذب شده و فوتون دوم از آن میگریزد. هاوکینگ پیشبینی کرد افت و خیز کوانتومی خلا باعث تولید جفتهای ذره-پادذره یا همان ذرات مجازی در نزدیک افق رویداد سیاه چاله میشود. درست قبل از نابود شدن، یکی از ذرات به درون سیاه چاله میافتد در حالیکه ذرهی دیگر فرار میکند. در نتیجه از نظر کسی که سیاه چاله را میببیند، یک ذره از آن، تابش شده است.
چون ذرهی تابششده دارای انرژی مثبت است، ذرهای که توسط سیاه چاله جذب میشود، نسبت به جهان خارجی، انرژی منفی دارد. این تابش باعث از دست رفتن انرژی سیاه چاله و در نتیجه از بین رفتن جرم آن میشود (طبق رابطه مشهور E=mc۲). سیاه چالههای کوچک قدیمیتر، نسبت تابش به جذب بیشتری داشته و به طور کلی، جرم نهایی آنها کاهش مییابد؛ در مقابل، سیاه چالههای بزرگتر (مانند آنهایی که دارای یک جرم خورشیدی هستند)، نسبت تابش به جذب کمتری دارند.
تابش هاوکینگ یکی از نخستین پیشبینیهای نظری دربارهی چگونگی ارتباط گرانش به شکلهای دیگر انرژی بود، مشخصهای که برای هر نظریه گرانش کوانتومی ضروری است. با وجود آنکه تابش هاوکینگ مورد پذیریش فیزیکدانان واقع شده، اما هنوز جنجالهایی در موردش وجود دارد؛ مثلا مسئله از دست رفتن اطلاعات، فیزیکدانان را آشفته میکند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
معمولا در فیزیک کلاسیک خلاء را فضایی کاملا خالی از ماده و انرژی تصور می کنند و از همین رو خلاء را عایقی ایده آل در برابر هر شکل از انرژی از قبیل ، عایق الکتریکی ، عایق صوتی ، عایق حرارتی و ... تصور می کنند . مثال آن برای عایق صوتی در شیشه های دو جداره از خلاء استفاده می شود یا برای عایق حرارتی در فلاسک چای نیز از خلاء استفاده میشود .
چه اتفاقی می افتد اگر بگویم چنین نیست و نه تنها خلاء میتواند پتانسیل الکتریکی را از خود عبور دهد بلکه بواسطه پارتیکل هایی بنام فونون حرارت را نیز منتقل کند .
توضیحات بیشتر در چنل ساینس ژورنال...
t.me/higgs_journals
چه اتفاقی می افتد اگر بگویم چنین نیست و نه تنها خلاء میتواند پتانسیل الکتریکی را از خود عبور دهد بلکه بواسطه پارتیکل هایی بنام فونون حرارت را نیز منتقل کند .
توضیحات بیشتر در چنل ساینس ژورنال...
t.me/higgs_journals
سایهها" از مهمترین آثار بیرونی است که در حدود سال 411 هجري نوشته شده است. محتواي این اثر شامل موارد زیر است: اصطلاحات عربی سایهها و تصویرها، پدیدههاي جدید و غیرعادي از جمله تصویرها، تاریخچه تانژانت و توابع متقاطع. این کتاب به شرح مقالاتی که بیرونی در زمینه ریاضیات نوشته است، میپردازد. این مقالات شامل موارد زیر میباشد; حساب نظري و عملی، برآیند دستهها، آنالیز ترکیبی، قانون اعداد گنگ، نظریه خارج قسمت، تعاریف مفاهیم جبري، شیوههاي حل معادلات جبري و مسایلی که تنها با خطکش و پرگار قابل حل نبودند، منحنیهاي مخروطی، فضاسنجی، تصویر کنج نگاري، مثلثات، قانون سینوس در صفحه، حل مثلثات کروي. بیرونی همچنین مقالاتی در مورد زمینپیمایی و جغرافی ارائه داد. او شیوهي اندازهگیري زمین و فاصلههاي روي آن را از طریق مثلثبندي معرفی نمود. وي شعاع زمین را برابر ۶۳۳۹/۶ کیلومتر ارزیابی کرد که این مقدار تا قرن دهم هجري(17 م) در کشورهاي غربی به دست نیامده بود.
✍بیشتر بخوانید ...👈
t.me/Gravity_channel2
✍بیشتر بخوانید ...👈
t.me/Gravity_channel2
میدان نردهای یا میدان اسکالار
در فیزیک، یک کمیت نردهای را به هر نقطه از فضا تخصیص میدهد. این کمیت نردهای، میتواند یک عدد ریاضیاتی یا یک کمیت فیزیکی اسکالر باشد. میدانهای اسکالر، مستقل از مختصات است یعنی مقدار یک میدان اسکالر در یک نقطه از فضا از دید هر دو ناظری که از یکاهای یکسان استفاده میکنند، یکسان است. توزیع دما در فضا و توزیع فشار در یک سیال و میدانهای کوانتومی با اسپین صفر مانند میدان هیگز مثالهایی از میدان نردهای در فیزیک هستند. این میدانها، موضوع نظریه میدان اسکالر هستند.
میدانهای نردهای در مقابل میدانهای برداری و میدانهای تنسوری قرار میگیرند که به ترتیب، یک بردار و یک تنسور به هر نقطه از فضا نسبت میدهند.
از دید ریاضیاتی، یک میدان نردهای بر روی ناحیه U، یک تابع با مقادیر حقیقی یا مختلط یا یک توزیع بر روی U است.
ناحیه U میتواند یک مجموعه از فضای اقلیدسی یا فضای مینکوفسکی یا بهصورت عمومیتر، یک زیرمجموعه از یک خمینه باشد. یک میدان نردهای، یک میدانهای تنسوری از مرتبهٔ صفر است.
میدان هیگز یک میدان اسکالر است .
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
در فیزیک، یک کمیت نردهای را به هر نقطه از فضا تخصیص میدهد. این کمیت نردهای، میتواند یک عدد ریاضیاتی یا یک کمیت فیزیکی اسکالر باشد. میدانهای اسکالر، مستقل از مختصات است یعنی مقدار یک میدان اسکالر در یک نقطه از فضا از دید هر دو ناظری که از یکاهای یکسان استفاده میکنند، یکسان است. توزیع دما در فضا و توزیع فشار در یک سیال و میدانهای کوانتومی با اسپین صفر مانند میدان هیگز مثالهایی از میدان نردهای در فیزیک هستند. این میدانها، موضوع نظریه میدان اسکالر هستند.
میدانهای نردهای در مقابل میدانهای برداری و میدانهای تنسوری قرار میگیرند که به ترتیب، یک بردار و یک تنسور به هر نقطه از فضا نسبت میدهند.
از دید ریاضیاتی، یک میدان نردهای بر روی ناحیه U، یک تابع با مقادیر حقیقی یا مختلط یا یک توزیع بر روی U است.
ناحیه U میتواند یک مجموعه از فضای اقلیدسی یا فضای مینکوفسکی یا بهصورت عمومیتر، یک زیرمجموعه از یک خمینه باشد. یک میدان نردهای، یک میدانهای تنسوری از مرتبهٔ صفر است.
میدان هیگز یک میدان اسکالر است .
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
آیا واقعاً ذرات مجازی دائماً در حال پیدایش و نابودی هستند؟ یا اینکه آنها صرفاً یک رابط محاسباتی ریاضی برای مکانیک کوانتوم هستند؟
#virtual #particles
گوردون کین ، مدیر مرکز فیزیک نظری میشیگان در دانشگاه میشیگان در آن آربر ، این پاسخ را ارائه می دهد.
ذرات مجازی در واقع ذرات واقعی هستند. تئوری کوانتوم پیش بینی می کند که هر ذره مدتی را به عنوان ترکیبی از همه ذرات دیگر سپری می کند. این پیش بینی ها به خوبی درک و آزمایش شده اند.
مکانیک کوانتوم تخلفات موقتی در پایستگی در انرژی را مجاز می داند و در واقع به آن نیاز دارد ، بنابراین یک ذره می تواند به یک جفت ذره سنگین تر (به اصطلاح ذرات مجازی) تبدیل شود ، که به سرعت دوباره به ذرات اصلی پیوند می یابند گویی که آنها هرگز در آنجا نبوده اند. اگر همه اتفاقات رخ داده باشد ، ما هنوز مطمئن خواهیم بود که این یک اثر واقعی است زیرا این یک قسمت ذاتی از مکانیک کوانتوم است ، که بسیار خوب آزمایش شده است و یک نظریه کامل و محکم بافته شده است - اگر بخشی از آن اشتباه بود کل ساختار سقوط خواهد کرد.
اما در حالی که ذرات مجازی به طور خلاصه بخشی از دنیای ما هستند ، آنها می توانند با ذرات دیگر ارتباط برقرار کنند و این منجر به تعدادی آزمایش پیش بینی مکانیکی کوانتوم در مورد ذرات مجازی می شود. اولین آزمایش در اواخر دهه 1940 انجام شد. در یک اتم هیدروژن ، الکترون و پروتون توسط فوتون ها به هم پیوند می خورند (کوانتای میدان الکترومغناطیسی). هر فوتون مدتی را به عنوان یک الکترون مجازی به اضافه ضد ذره خود ، پوزیترون مجازی سپری خواهد کرد ، زیرا این کار توسط مکانیک کوانتوم همانطور که در بالا توضیح داده شد ، مجاز است. اتم هیدروژن دارای دو سطح انرژی است که به طور تصادفی به نظر می رسد انرژی یکسانی دارند. اما وقتی اتم در یکی از آن سطح ها باشد با الکترون و پوزیترون مجازی تعامل متفاوتی نسبت به دیگری دارد ، بنابراین انرژی آنها بخاطر این فعل و انفعالات کمی جابجا می شود.
https://www.scientificamerican.com/article/are-virtual-particles-rea/
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
#virtual #particles
گوردون کین ، مدیر مرکز فیزیک نظری میشیگان در دانشگاه میشیگان در آن آربر ، این پاسخ را ارائه می دهد.
ذرات مجازی در واقع ذرات واقعی هستند. تئوری کوانتوم پیش بینی می کند که هر ذره مدتی را به عنوان ترکیبی از همه ذرات دیگر سپری می کند. این پیش بینی ها به خوبی درک و آزمایش شده اند.
مکانیک کوانتوم تخلفات موقتی در پایستگی در انرژی را مجاز می داند و در واقع به آن نیاز دارد ، بنابراین یک ذره می تواند به یک جفت ذره سنگین تر (به اصطلاح ذرات مجازی) تبدیل شود ، که به سرعت دوباره به ذرات اصلی پیوند می یابند گویی که آنها هرگز در آنجا نبوده اند. اگر همه اتفاقات رخ داده باشد ، ما هنوز مطمئن خواهیم بود که این یک اثر واقعی است زیرا این یک قسمت ذاتی از مکانیک کوانتوم است ، که بسیار خوب آزمایش شده است و یک نظریه کامل و محکم بافته شده است - اگر بخشی از آن اشتباه بود کل ساختار سقوط خواهد کرد.
اما در حالی که ذرات مجازی به طور خلاصه بخشی از دنیای ما هستند ، آنها می توانند با ذرات دیگر ارتباط برقرار کنند و این منجر به تعدادی آزمایش پیش بینی مکانیکی کوانتوم در مورد ذرات مجازی می شود. اولین آزمایش در اواخر دهه 1940 انجام شد. در یک اتم هیدروژن ، الکترون و پروتون توسط فوتون ها به هم پیوند می خورند (کوانتای میدان الکترومغناطیسی). هر فوتون مدتی را به عنوان یک الکترون مجازی به اضافه ضد ذره خود ، پوزیترون مجازی سپری خواهد کرد ، زیرا این کار توسط مکانیک کوانتوم همانطور که در بالا توضیح داده شد ، مجاز است. اتم هیدروژن دارای دو سطح انرژی است که به طور تصادفی به نظر می رسد انرژی یکسانی دارند. اما وقتی اتم در یکی از آن سطح ها باشد با الکترون و پوزیترون مجازی تعامل متفاوتی نسبت به دیگری دارد ، بنابراین انرژی آنها بخاطر این فعل و انفعالات کمی جابجا می شود.
https://www.scientificamerican.com/article/are-virtual-particles-rea/
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
Forwarded from physics (Shahan)
دانشمندان برای نخستینبار رویان ترکیبی انسان - میمون پرورش دادند
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/391
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/392
References:
cell magazine
https://www.cell.com/cell/fulltext/S0092-8674
live science
https://www.livescience.com/human-monkey-chimeric-embryos.html
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/391
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/392
References:
cell magazine
https://www.cell.com/cell/fulltext/S0092-8674
live science
https://www.livescience.com/human-monkey-chimeric-embryos.html
کلیه مطالب این پست و روش اثبات، عینا از مقاله ی #اینشتین است که در سال 1946 منتشر شده است.
روش زیرین برای استنتاج قانون هم ارزی، که پیش از این به چاپ نرسیده است، دو مزیت در بر دارد. با آنکه از اصل نسبیت خاص بهره می گیرد، متضمن کاربرد دستگاه صوری این نظریه نیست بلکه فقط سه قانون از پیش شناخته شده را به کار می گیرد:
1-قانون بقای اندازه ی حرکت(تکانه).
2-رابطه ی خاص فشار تابش؛ یعنی اندازه ی حرکت یک منبع تابش که در راستای ثابتی حرکت می کند.
3-رابطه ی معروف کجنمایی نور (تاثیر حرکت زمین بر مکان ظاهری ستارگان ثابت-برادلی).
اینک دستگاه زیر را در نظر می گیریم. جسم ساکن B را در فضا نسبت به دستگاه K0 آزاد فرض می کنیم. دو منبع تابش S و ‘S هرکدام با انرژی E/2 به ترتیب در جهت های مثبت و منفی راستای x0 حرکت می کنند و سرانجام جذب B می شوند. با این جذب انرژی B به مقدار E افزایش می یابد.
جسم B به دلیل تقارن، نسبت به K0 ساکن باقی می ماند.
اینک عین همین فرآیند را نسبت به دستگاه K در نظر می گیریم که نسبت به K0 با سرعت ثابت V در جهت منفی z0 در حرکت است. تشریح فرآیند نسبت به K از قرار زیر است:
جسم B با سرعت V در جهت مثبت z حرکت می کند. دو منبع تابش اینک نسبت به K دارای جهت هایی هستند که با محور x زاویه α را تشکیل می دهند. قانون کجنمایی می گوید که در نخستین تقریب α=c/v ، که در آن C عبارت است از سرعت نور. از ملاحظات مربوط به K0 می دانیم که سرعت V جسم B بر اثر جذب S و ‘S بی تغییر باقی می ماند.
اینک قانون بقای اندازه حرکت(تکانه) را با توجه به جهت z در مورد دستگاه مختصات K به کار می بریم.
1-پیش از جذب، فرض کنیم M جرم B باشد؛ بنابراین MV تبیین اندازه حرکت(تکانه) B خواهد بود (بر اساس مکانیک کلاسیک). هر یک از دو منبع تابش دارای انرژی E/2 است و بنابراین، به موجب یکی از نتایج مشهور نظریه ماکسول، دارای اندازه حرکت(تکانه) E/2C است. دقیقا گفته باشیم، این اندازه حرکت S نسبت به K0 است. با وجود این، هنگامی که V نسبت به C کوچک باشد، اندازه ی حرکت نسبت به K همان سان که بود باقی می ماند، مگر برای کمیتی از مرتبه دوم بزرگی (v^2/c^2 نسبت به 1). مولفه ی z این اندازه ی حرکت عبارت است از E/2c sin α، یا با دقت کافی (به استثنای کمیت هایی از مرتبه بالاتر بزرگی) برابر با E/2c .α یا Ev/2c^2 .
بنابراین، S و ‘S مجموعا دارای اندازه ی حرکت EV/c^2 در جهت z هستند. پس، کل اندازه ی حرکت دستگاه پیش از جذب عبارت است از:
MV+EV/c^2
2-پس از جذب، فرض کنیم ‘M جرم B باشد. در اینجا پیش بینی میکنیم که جرم بر اثر جذب انرژی E افزایش می یابد (این کار برای آنکه نتیجه ی نهایی بررسی ما منسجم باشد، ضرورت دارد). پس، اندازه ی حرکت دستگاه بعد از جذب عبارت می شود از M’V
حال قانون بقای اندازه ی حرکت را نسبت به جهت z به کار می بریم.
نتیجه می شود معادله ی
MV+EV/C^2 = M' V
M' - M =E/C^2
این معادله بیانگر قانون هم ارزی انرژی و جرم است. افزایش انرژی E مرتبط است با افزایش جرم E/C^2 . از آنجا که انرژی به موجب تعریف معمول، یک ثابت اضافی را آزاد می گذارد، می توانیم این آخری را طوری انتخاب کنیم که :
E=m C^2
*: Einstein, A. (1946), An Elementary Derivation of the Equivalence of Mass and Energy, Technion Yearbook 5, 16-17. Reprinted in Einstein, A. (1967), Out of My Later Years. Totowa, NJ: Littlefield, Adams, & Co.
_____________________________________________
مجموعه #کوانتوم_مکانیک (هیگز):
https://t.me/higgs_field کانال
https://t.me/higgs_group گروه
https://t.me/higgs_journals ژورنال
روش زیرین برای استنتاج قانون هم ارزی، که پیش از این به چاپ نرسیده است، دو مزیت در بر دارد. با آنکه از اصل نسبیت خاص بهره می گیرد، متضمن کاربرد دستگاه صوری این نظریه نیست بلکه فقط سه قانون از پیش شناخته شده را به کار می گیرد:
1-قانون بقای اندازه ی حرکت(تکانه).
2-رابطه ی خاص فشار تابش؛ یعنی اندازه ی حرکت یک منبع تابش که در راستای ثابتی حرکت می کند.
3-رابطه ی معروف کجنمایی نور (تاثیر حرکت زمین بر مکان ظاهری ستارگان ثابت-برادلی).
اینک دستگاه زیر را در نظر می گیریم. جسم ساکن B را در فضا نسبت به دستگاه K0 آزاد فرض می کنیم. دو منبع تابش S و ‘S هرکدام با انرژی E/2 به ترتیب در جهت های مثبت و منفی راستای x0 حرکت می کنند و سرانجام جذب B می شوند. با این جذب انرژی B به مقدار E افزایش می یابد.
جسم B به دلیل تقارن، نسبت به K0 ساکن باقی می ماند.
اینک عین همین فرآیند را نسبت به دستگاه K در نظر می گیریم که نسبت به K0 با سرعت ثابت V در جهت منفی z0 در حرکت است. تشریح فرآیند نسبت به K از قرار زیر است:
جسم B با سرعت V در جهت مثبت z حرکت می کند. دو منبع تابش اینک نسبت به K دارای جهت هایی هستند که با محور x زاویه α را تشکیل می دهند. قانون کجنمایی می گوید که در نخستین تقریب α=c/v ، که در آن C عبارت است از سرعت نور. از ملاحظات مربوط به K0 می دانیم که سرعت V جسم B بر اثر جذب S و ‘S بی تغییر باقی می ماند.
اینک قانون بقای اندازه حرکت(تکانه) را با توجه به جهت z در مورد دستگاه مختصات K به کار می بریم.
1-پیش از جذب، فرض کنیم M جرم B باشد؛ بنابراین MV تبیین اندازه حرکت(تکانه) B خواهد بود (بر اساس مکانیک کلاسیک). هر یک از دو منبع تابش دارای انرژی E/2 است و بنابراین، به موجب یکی از نتایج مشهور نظریه ماکسول، دارای اندازه حرکت(تکانه) E/2C است. دقیقا گفته باشیم، این اندازه حرکت S نسبت به K0 است. با وجود این، هنگامی که V نسبت به C کوچک باشد، اندازه ی حرکت نسبت به K همان سان که بود باقی می ماند، مگر برای کمیتی از مرتبه دوم بزرگی (v^2/c^2 نسبت به 1). مولفه ی z این اندازه ی حرکت عبارت است از E/2c sin α، یا با دقت کافی (به استثنای کمیت هایی از مرتبه بالاتر بزرگی) برابر با E/2c .α یا Ev/2c^2 .
بنابراین، S و ‘S مجموعا دارای اندازه ی حرکت EV/c^2 در جهت z هستند. پس، کل اندازه ی حرکت دستگاه پیش از جذب عبارت است از:
MV+EV/c^2
2-پس از جذب، فرض کنیم ‘M جرم B باشد. در اینجا پیش بینی میکنیم که جرم بر اثر جذب انرژی E افزایش می یابد (این کار برای آنکه نتیجه ی نهایی بررسی ما منسجم باشد، ضرورت دارد). پس، اندازه ی حرکت دستگاه بعد از جذب عبارت می شود از M’V
حال قانون بقای اندازه ی حرکت را نسبت به جهت z به کار می بریم.
نتیجه می شود معادله ی
MV+EV/C^2 = M' V
M' - M =E/C^2
این معادله بیانگر قانون هم ارزی انرژی و جرم است. افزایش انرژی E مرتبط است با افزایش جرم E/C^2 . از آنجا که انرژی به موجب تعریف معمول، یک ثابت اضافی را آزاد می گذارد، می توانیم این آخری را طوری انتخاب کنیم که :
E=m C^2
*: Einstein, A. (1946), An Elementary Derivation of the Equivalence of Mass and Energy, Technion Yearbook 5, 16-17. Reprinted in Einstein, A. (1967), Out of My Later Years. Totowa, NJ: Littlefield, Adams, & Co.
_____________________________________________
مجموعه #کوانتوم_مکانیک (هیگز):
https://t.me/higgs_field کانال
https://t.me/higgs_group گروه
https://t.me/higgs_journals ژورنال
Telegram
attach 📎
Forwarded from physics (sasan)
سد پتانسیل و تونل زنی کوانتومی
Wall Potential Vs Quantum Tunneling
امیر ستمداد راد
اتومبیلی را فرض کنید که با سرعت ثابت در جادهای در حال حرکت است، همانند برخی از اتومبیلهای فعلی که قابلیت تنظیم سرعت دارند و میتوان بدون فشار آوردن بر روی پدال گاز، مثلاً سرعت ماشین را بر روی ۱۲۰ کیلومتر تنظیم کرد.
حال، فرض کنید این ماشین در مسیر خود به تپهای برخورد کند. همانطور که در درس فیزیک دبیرستان میآموزیم، اگر انرژی جنبشی این اتومبیل، یعنی
1/2 m v²
از انرژی پتانسیل اتومبیل واقع در بالای تپه، به ارتفاع h؛ یعنی mgh (m جرم اتومبیل است)، بیشتر باشد، اتومبیل از تپه عبور خواهد کرد و اگر کمتر باشد، ماشین انرژی کافی برای عبور از تپه را نخواهد داشت. این طرز تفکر قطعی صدها سال بر علم فیزیک سیطره داشت، تا اینکه فیزیک کوانتوم پا به عرصه ظهور نهاد، و با ظهور آن بسیاری از جزمیتها فرو ریخت.
آزمایش اتومبیل را با الکترون انجام میدهیم، یعنی الکترون را همان اتومبیل در نظر میگیریم، که میخواهد از سد پتانسیل عبور کند، و سد پتانسیل همان تپه است.
دانشمندان با کمال تعجب مشاهده کردند که عبور الکترون از سد پتانسیل، قطعیت ندارد؛ گاهی الکترونی که انرژی کافی برای عبور از سد پتانسیل را نداشت، از آن عبور میکرد و نام این پدیده را تونلزنی گذاشتند، ولی گاهی نیز، الکترونی که انرژی کافی برای عبور از سد پتانسیل را داشت، از آن عبور نمیکرد! این نتایج نشان میداد، که عبور کردن یا نکردن الکترون از سد پتانسیل، امری قطعی نیست و حالات احتمالی برای آن باید در نظر گرفت.
در واقع، عبور یک اتومبیل از تپه نیز، امری احتمالی است، که به دلیل ابعاد بزرگ اتومبیل در مقایسه با الکترون، این حالت احتمالی به قدری کم است (شاید یک در چند میلیارد) که عملاً غیرقابل مشاهده است و آن را تبدیل به امری بدیهی و تابع اصول فیزیک نیوتنی میکند.
به عبارت دیگر، از دیدگاه کوانتومی، تمامی آنچه در عالم مشاهده میکنیم را میتوان با احتمالات توضیح داد. آنچه که از دید مکانیک نیوتنی همیشه رخ میدهد، به دلیل احتمال بسیار بالای آن، از دید مکانیک کوانتومی است، و آنچه از دید مکانیک نیوتنی رخ نمیدهد، از دید مکانیک کوانتومی، به دلیل احتمال بسیار اندک آن است.
هر چه ابعاد کوچکتر شود، مکانیک کوانتومی بیشتر خودنمایی میکند و در ابعاد بزرگتر مکانیک نیوتنی کاربردیتر میشود. پس، هرگاه با اتومبیلی از تپه ای عبور میکنید، به یاد داشته باشید، که ممکن بود نمیتوانستید از آن عبور کنید! هر چند توان و سرعت کافی برای عبور از آن را داشته باشید …
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
Wall Potential Vs Quantum Tunneling
امیر ستمداد راد
اتومبیلی را فرض کنید که با سرعت ثابت در جادهای در حال حرکت است، همانند برخی از اتومبیلهای فعلی که قابلیت تنظیم سرعت دارند و میتوان بدون فشار آوردن بر روی پدال گاز، مثلاً سرعت ماشین را بر روی ۱۲۰ کیلومتر تنظیم کرد.
حال، فرض کنید این ماشین در مسیر خود به تپهای برخورد کند. همانطور که در درس فیزیک دبیرستان میآموزیم، اگر انرژی جنبشی این اتومبیل، یعنی
1/2 m v²
از انرژی پتانسیل اتومبیل واقع در بالای تپه، به ارتفاع h؛ یعنی mgh (m جرم اتومبیل است)، بیشتر باشد، اتومبیل از تپه عبور خواهد کرد و اگر کمتر باشد، ماشین انرژی کافی برای عبور از تپه را نخواهد داشت. این طرز تفکر قطعی صدها سال بر علم فیزیک سیطره داشت، تا اینکه فیزیک کوانتوم پا به عرصه ظهور نهاد، و با ظهور آن بسیاری از جزمیتها فرو ریخت.
آزمایش اتومبیل را با الکترون انجام میدهیم، یعنی الکترون را همان اتومبیل در نظر میگیریم، که میخواهد از سد پتانسیل عبور کند، و سد پتانسیل همان تپه است.
دانشمندان با کمال تعجب مشاهده کردند که عبور الکترون از سد پتانسیل، قطعیت ندارد؛ گاهی الکترونی که انرژی کافی برای عبور از سد پتانسیل را نداشت، از آن عبور میکرد و نام این پدیده را تونلزنی گذاشتند، ولی گاهی نیز، الکترونی که انرژی کافی برای عبور از سد پتانسیل را داشت، از آن عبور نمیکرد! این نتایج نشان میداد، که عبور کردن یا نکردن الکترون از سد پتانسیل، امری قطعی نیست و حالات احتمالی برای آن باید در نظر گرفت.
در واقع، عبور یک اتومبیل از تپه نیز، امری احتمالی است، که به دلیل ابعاد بزرگ اتومبیل در مقایسه با الکترون، این حالت احتمالی به قدری کم است (شاید یک در چند میلیارد) که عملاً غیرقابل مشاهده است و آن را تبدیل به امری بدیهی و تابع اصول فیزیک نیوتنی میکند.
به عبارت دیگر، از دیدگاه کوانتومی، تمامی آنچه در عالم مشاهده میکنیم را میتوان با احتمالات توضیح داد. آنچه که از دید مکانیک نیوتنی همیشه رخ میدهد، به دلیل احتمال بسیار بالای آن، از دید مکانیک کوانتومی است، و آنچه از دید مکانیک نیوتنی رخ نمیدهد، از دید مکانیک کوانتومی، به دلیل احتمال بسیار اندک آن است.
هر چه ابعاد کوچکتر شود، مکانیک کوانتومی بیشتر خودنمایی میکند و در ابعاد بزرگتر مکانیک نیوتنی کاربردیتر میشود. پس، هرگاه با اتومبیلی از تپه ای عبور میکنید، به یاد داشته باشید، که ممکن بود نمیتوانستید از آن عبور کنید! هر چند توان و سرعت کافی برای عبور از آن را داشته باشید …
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
Telegram
attach 📎
مجموعه #کوانتوم_مکانیک تلاش دارد مکانی امن جهت آموزش علم و دانش و گسترش خرد گرایی برای فارسی زبانان گرامی ایجاد کند .
عزیزانی که پیگیر مطالعه ژورنال ها و مقالات علمی از شگفت ترین و به روز ترین یافته های حوزه ساینس هستند می توانند در کانال ژورنال ساینس عضو شوند .
_____________________________________________
مجموعه #کوانتوم_مکانیک (هیگز):
https://t.me/higgs_journals journals science
عزیزانی که پیگیر مطالعه ژورنال ها و مقالات علمی از شگفت ترین و به روز ترین یافته های حوزه ساینس هستند می توانند در کانال ژورنال ساینس عضو شوند .
_____________________________________________
مجموعه #کوانتوم_مکانیک (هیگز):
https://t.me/higgs_journals journals science
Forwarded from physics (Shahan)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توفان شش ضلعی #زحل
#پرسش
علت واقعی بروز توفان شش ضلعی زحل چیست؟!؟
(چی حدس میزنید؟)
#پیوست
این طوفان به وسعت حدود 20 هزار مایل به مدت 30 سال است که ادامه دارد و حدود مساحت آن دو برابر قطر کره زمین است و در اطراف قطب شمال سیاره زحل با سرعت 220 مایل در ساعت به چرخش ادامه می دهد.
#کیوان
_____________________________________________
مجموعه #کوانتوم_مکانیک (هیگز):
https://t.me/higgs_field کانال
https://t.me/higgs_group گروه
https://t.me/higgs_journals ژورنال
#پرسش
علت واقعی بروز توفان شش ضلعی زحل چیست؟!؟
(چی حدس میزنید؟)
#پیوست
این طوفان به وسعت حدود 20 هزار مایل به مدت 30 سال است که ادامه دارد و حدود مساحت آن دو برابر قطر کره زمین است و در اطراف قطب شمال سیاره زحل با سرعت 220 مایل در ساعت به چرخش ادامه می دهد.
#کیوان
_____________________________________________
مجموعه #کوانتوم_مکانیک (هیگز):
https://t.me/higgs_field کانال
https://t.me/higgs_group گروه
https://t.me/higgs_journals ژورنال
#کیوان
#شش_ضلعی
#توفان
تصاویر فروسرخ جدید فضاپیمای کاسینی از زحل یکی از عجیبترین عوارض سطح این سیاره را نمایان کرد. ساختار ابر مانند یک شش ضلعی که به دور نقطهٔ قطب شمال زحل در گردش است میباشد. این ساختار بیست سال پیش درگذر فضاپیمای وویجر از کنار زحل در درجه ۷۸ شمال کشف شدهاست. هر ضلع این شش ضلعی حدود ۱۳۰۰۰ کیلومتر است که از شعاع زمین بزرگتر است. از این رو این شش ضلعی به قدری بزرگ است که شش زمین در آن قابل جاسازی است. ساختار شش ضلعی هر ۱۰ ساعت و ۳۹ دقیقه و ۲۴ ثانیه یکبار میچرخد که تصور میشود این زمان زمان چرخش درون زحل باشد. علت تشکیل این ساختار برای محققین معلوم نیست ولیکن بیشتر آنان تصور میکنند این ساختار از برهمکنش موج و ماده ایجاد شدهاست. محققین موفق شدند در آزمایشگاه نیز ساختارهای هندسی به وسیله موج ایجاد کنند.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
#شش_ضلعی
#توفان
تصاویر فروسرخ جدید فضاپیمای کاسینی از زحل یکی از عجیبترین عوارض سطح این سیاره را نمایان کرد. ساختار ابر مانند یک شش ضلعی که به دور نقطهٔ قطب شمال زحل در گردش است میباشد. این ساختار بیست سال پیش درگذر فضاپیمای وویجر از کنار زحل در درجه ۷۸ شمال کشف شدهاست. هر ضلع این شش ضلعی حدود ۱۳۰۰۰ کیلومتر است که از شعاع زمین بزرگتر است. از این رو این شش ضلعی به قدری بزرگ است که شش زمین در آن قابل جاسازی است. ساختار شش ضلعی هر ۱۰ ساعت و ۳۹ دقیقه و ۲۴ ثانیه یکبار میچرخد که تصور میشود این زمان زمان چرخش درون زحل باشد. علت تشکیل این ساختار برای محققین معلوم نیست ولیکن بیشتر آنان تصور میکنند این ساختار از برهمکنش موج و ماده ایجاد شدهاست. محققین موفق شدند در آزمایشگاه نیز ساختارهای هندسی به وسیله موج ایجاد کنند.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کیوان
#شش_ضلعی
#توفان
"فاصله زحل تا خورشید بیش از ۱٫۴ میلیارد کیلومتر است. یک دور چرخش کامل زحل به دور خورشید ۱۰۷۵۹ روز یا ۲۹٫۵ سال طول میکشد."
_____________________________________________
مجموعه #کوانتوم_مکانیک (هیگز):
https://t.me/higgs_field کانال
https://t.me/higgs_group گروه
https://t.me/higgs_journals ژورنال
#شش_ضلعی
#توفان
"فاصله زحل تا خورشید بیش از ۱٫۴ میلیارد کیلومتر است. یک دور چرخش کامل زحل به دور خورشید ۱۰۷۵۹ روز یا ۲۹٫۵ سال طول میکشد."
_____________________________________________
مجموعه #کوانتوم_مکانیک (هیگز):
https://t.me/higgs_field کانال
https://t.me/higgs_group گروه
https://t.me/higgs_journals ژورنال
Forwarded from physics (Shahan)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ششضلعی قطب شمال زحل در سالهای ۲۰۱۳ (سمت چپ) و ۲۰۱۷ (سمت راست)
معرفی سیاره زیبای #کیوان (زحل)
https://t.me/higgs_journals/395
https://t.me/higgs_journals/397
تصاویر واقعی از توفان شش ضلعی واقع در قطب جنوب این سیاره
https://t.me/higgs_journals/396
باشگاه خبرنگاران جوان و نشر مطالب نادرست درباره عقیده برخی دانشمندان!؟! در وجود موجودات بیگانه در توفان شش ضلعی و هتا یافتن دلیل شکل هندسی متقارن این توفان
https://t.me/higgs_journals/399
معرفی سیاره زیبای #کیوان (زحل)
https://t.me/higgs_journals/395
https://t.me/higgs_journals/397
تصاویر واقعی از توفان شش ضلعی واقع در قطب جنوب این سیاره
https://t.me/higgs_journals/396
باشگاه خبرنگاران جوان و نشر مطالب نادرست درباره عقیده برخی دانشمندان!؟! در وجود موجودات بیگانه در توفان شش ضلعی و هتا یافتن دلیل شکل هندسی متقارن این توفان
https://t.me/higgs_journals/399
#مژده 😍😍😍
کتابخانه کنگره نسخ خطی فارسی را برای نمایش عموم فارسی زبانان قرار داده است . برای مثال شاهنامه فردوسی متعلق به قرن یازدهم شمسی و شانزدهم میلادی است.
نگارگریها و تذهیبها و صحافیها را ورق بزنیم همچنین میتوانیم PDF تعداد قابل توجهی از آنها را دانلود کنیم و در خطاطی و معانی و رنگها و شکلهای آن غرق شویم و لذت ببریم.
سه سال طول کشیده تا این مجموعه فراهم شود و در گام نخست ۱۷۰ اثر، دیجیتال شدهاند و «در مراحل بعدی حداقل ۶۰۰ جلد #کتاب چاپ سنگی و بعد کتاب های چاپ سربی در اروپا به فارسی چاپ شده اند که به طور مجازی در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.»
مثنوی معنوی مولوی، خمسه نظامی گنجوی و شاهنامه فردوسی در میان این کتابها جلوهگری میکنند. از دیگر کتابهای مهم این مجموعه میتوان به کتاب یوسف و زلیخا و کلیات سعدی اشاره کرد.
https://www.loc.gov/collections/persian-language-rare-materials/about-this-collection/
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
کتابخانه کنگره نسخ خطی فارسی را برای نمایش عموم فارسی زبانان قرار داده است . برای مثال شاهنامه فردوسی متعلق به قرن یازدهم شمسی و شانزدهم میلادی است.
نگارگریها و تذهیبها و صحافیها را ورق بزنیم همچنین میتوانیم PDF تعداد قابل توجهی از آنها را دانلود کنیم و در خطاطی و معانی و رنگها و شکلهای آن غرق شویم و لذت ببریم.
سه سال طول کشیده تا این مجموعه فراهم شود و در گام نخست ۱۷۰ اثر، دیجیتال شدهاند و «در مراحل بعدی حداقل ۶۰۰ جلد #کتاب چاپ سنگی و بعد کتاب های چاپ سربی در اروپا به فارسی چاپ شده اند که به طور مجازی در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.»
مثنوی معنوی مولوی، خمسه نظامی گنجوی و شاهنامه فردوسی در میان این کتابها جلوهگری میکنند. از دیگر کتابهای مهم این مجموعه میتوان به کتاب یوسف و زلیخا و کلیات سعدی اشاره کرد.
https://www.loc.gov/collections/persian-language-rare-materials/about-this-collection/
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک🕊
ناسا نتوانست هلیکوپتر Ingenuityرا بر سطح مریخ به پرواز درآورد. به گزارش اسپوتنیک با استناد به یادداشت منتشره ناسا در توییتر، روز 29 آوریل ( پنجشنبه)، ناسا نتوانست هلیکوپتر Ingenuityرا بر سطح مریخ به پرواز درآورد.
به دلیل ناموفق بودن پرواز «بالگرد مریخی نبوغ» بر فراز مریخ، تیم متخصصان به ارزیابی اطلاعات و دادهها پرداخته و قصد دارد در آینده نزدیک یک تلاش دیگر را به انجام برساند.
شایان ذکر است که مدتی قبل ناسا هلیکوپتر Ingenuity را برای بار سوم با موفقیت در مریخ به پرواز درآورد تا این هلیکوپتر را در شرایط پیچیده تری مورد آزمایش قرار دهد. همچنین در این پرواز کوچک هلیکوپتر Ingenuity عکس هایی را از سطح مریخ منتشر کرده است که در نوع خود بسیار جالب توجه میباشد.
در این پرواز ناسا هلیکوپتر Ingenuity را بسیار فراتر از ازمایشات قبلی مورد ازمایش قرار داد. این هلیکوپتر در این پرواز با ارتفاع یکسانی نسبت به ازمایش قبلی (5 متر) پرواز کرد ولی با سرعتی 4 برابر بیشتر از ازمایش قبلی (2 متر بر ثانیه در مقابل 0.5 متر بر ثانیه در ازمایش قبلی) و برای مسافتی بسیار دورتر به پرواز درآمد. ناسا در این پرواز، Ingenuity را 50 متر به سمت شمال حرکت داد (بیش از نصف طول زمین فوتبال) و این هلیکوپتر 50 متر دیگر مسیر بازگشتی خود را طی کرد تا در محلی که به پرواز در آمده بود بنشیند.
مریخنورد پرسیویرنس ناسا روز ۱۸ ماه فوریه سال جاری میلادی بالگرد اینجنوئیتی را به همراه خود به مریخ برد و ناسا انتظار دارد که با پروازهای چندگانه این بالگرد، اطلاعات جامعی از وضعیت و خاک مریخ به دست آورد و از آنها بتواند برای انجام ماموریتهای فضایی آینده بهره گیرد.
#کوانتوم_مکانیک
http://t.me/higgs_field
شایان ذکر است که مدتی قبل ناسا هلیکوپتر Ingenuity را برای بار سوم با موفقیت در مریخ به پرواز درآورد تا این هلیکوپتر را در شرایط پیچیده تری مورد آزمایش قرار دهد. همچنین در این پرواز کوچک هلیکوپتر Ingenuity عکس هایی را از سطح مریخ منتشر کرده است که در نوع خود بسیار جالب توجه میباشد.
در این پرواز ناسا هلیکوپتر Ingenuity را بسیار فراتر از ازمایشات قبلی مورد ازمایش قرار داد. این هلیکوپتر در این پرواز با ارتفاع یکسانی نسبت به ازمایش قبلی (5 متر) پرواز کرد ولی با سرعتی 4 برابر بیشتر از ازمایش قبلی (2 متر بر ثانیه در مقابل 0.5 متر بر ثانیه در ازمایش قبلی) و برای مسافتی بسیار دورتر به پرواز درآمد. ناسا در این پرواز، Ingenuity را 50 متر به سمت شمال حرکت داد (بیش از نصف طول زمین فوتبال) و این هلیکوپتر 50 متر دیگر مسیر بازگشتی خود را طی کرد تا در محلی که به پرواز در آمده بود بنشیند.
مریخنورد پرسیویرنس ناسا روز ۱۸ ماه فوریه سال جاری میلادی بالگرد اینجنوئیتی را به همراه خود به مریخ برد و ناسا انتظار دارد که با پروازهای چندگانه این بالگرد، اطلاعات جامعی از وضعیت و خاک مریخ به دست آورد و از آنها بتواند برای انجام ماموریتهای فضایی آینده بهره گیرد.
#کوانتوم_مکانیک
http://t.me/higgs_field