صدا های منتشر شده ناسا به نام
"خارج از جو زمین"
Symphonies of the Planets
چند سال پیش روانه بازارکرد که تا کنون پنج ولوم آن پخش شده و در سایت های معتبر بفروش میرسد .گفته میشود در ضبط و تنظیم این آهنگ ها از هیچ ساز یا افکت خاصی بهره گرفته نشده و تمام این صداها زمزمه سیارات کهکشان راه شیری میباشد:)
#ویژه
http://t.me/higgs_field
"خارج از جو زمین"
Symphonies of the Planets
چند سال پیش روانه بازارکرد که تا کنون پنج ولوم آن پخش شده و در سایت های معتبر بفروش میرسد .گفته میشود در ضبط و تنظیم این آهنگ ها از هیچ ساز یا افکت خاصی بهره گرفته نشده و تمام این صداها زمزمه سیارات کهکشان راه شیری میباشد:)
#ویژه
http://t.me/higgs_field
👍1
سیاهچاله ها از تئوری تا اثبات
#پارت_اول
اساس و پایهی آنچه که در مورد سیاهچالهها میدانیم به جنگ جهانی برمیگردد. در دسامبر سال ۱۹۱۵، اروپا و سایر مردم جهان، دوران تاریک جنگ جهانی اول را میگذراندند. جایی در جبههی شرقی یک ستوان آلمانی در توپخانه در کُت خود فرو رفته بود و سعی میکرد درون سنگر، گرم و خشک بماند. او آخرین بستهای که از خانه برایش رسیده بود را باز کرد و یک بسته توجهش را به خود جلب کرد. در آن شب او خطر روشن کردن نور را به جان خرید و شروع به خواندن گزارشی طولانی و با جزئیات کرد. گزارشی که نمیدانست تبدیل به مهمترین اثر قرن بیستم خواهد شد.
نویسندهی آن گزارش یک فیزیکدان نظری به نام آلبرت اینشتین بود و کسی که این گزارش را دریافت کرد همکارش، کارل شوارتزشیلد(Karl Schwarzschild)، مدیر رصدخانهای در پوستدام(Potsdam)، نظریهپرداز و ریاضیدان برجستهای بود که برخلاف شغل مربوط به نجومش در دههی پنجم زندگیش به جنگ رفته بود.
تنها چند هفته قبلتر، اینشتین ۱۰ سال کار خود را با موفقیت به پایان رسانده بود و نظریهی نسبیتش را گسترش داده بود تا شامل نیروی جاذبه، الکتریسته و مغناطیس شود.
اینشتین با انتشار چهار مقالهی برجسته در فرهنگستان علوم "پروس" اساس ریاضیات و نظریهی کلی نسبیت را بنیان نهاد که هنوز یکی از زیباترین و ظریفترین نظریات علمی کل تاریخ است.
استدلال دایرهوار معادلات اینشتین، حل کردن آنها را در عین زیبایی، دشوار میکند. ریشه این دشواری در معادلهی مشهور E=mc۲ اوست که بیان میکند انرژی و ماده قابل جابهجایی با یکدیگر هستند. از آن جایی که جاذبه نوعی انرژی است میتواند مانند ماده نیز رفتار کند و باعث گرانش بیشتر شود. از نظر ریاضیاتی، نسبیت عام یک دستگاه(تابع) غیرخطی است و حل کردن اینگونه دستگاهها دشوار است.
هنگامی که شوارتزشیلد تنها چند روز بعد پاسخی به اینشتین نوشت و اولین راه حل را برای معادلهی اینشتین ارائه داد، او را بسیار شوکه کرد. او برای اینشتین نوشت: همانطور که میبینی جنگ با من به اندازهی کافی مهربان بوده که به رغم شلیک گلولهها، مدتی از همهچیز دور شوم و در دنیای ایدههای خودم قدم بزنم.
اینشتین نیز پاسخ داد: من مقالهی تو را با نهایت علاقه خواندم و توقع نداشتم یک نفر بتواند راه حل دقیق این مسئله را با روشی به این سادگی به دست آورد. من از ریاضیاتی که استفاده کردی بسیار خوشم آمد.
به طرز غمانگیزی در کمتر از یک سال شوارتزشیلد تسلیم یک بیماری پوستی شد و جانش را از دست داد و به میلیونها جان باختهی جنگجهانی اول در اثر این بیماری پیوست. او از خود راهحلی به جا گذاشت که به طور کامل توضیح میدهد چگونه "فضازمان" اجسام کروی مثل سیارات و ستارهها را در بر گرفته است. "فضازمان" یک مدل ریاضی است که در آن سه بُعد فضا و یک بعُد زمان جهان در یکدیگر ادغام شده و یک محیط چهار بعدی ایجاد میکند. با ترکیب فضا و زمان فیزیکدانان توانستند نظریههای فیزیکی را سادهسازی کنند. یکی از ویژگیهای بیان شده در این راهحل ریاضیاتی این است که در ستارههای فشرده با چگالی زیاد، فرار از گرانش دشوارتر میشود تا جایی که هر ذرهای، حتی نور در دام گرانش آنها میافتد. به این نقطه که هیچ فراری از گرانش امکان پذیر نیست افق رویداد گفته میشود و هر جسمی که به افق رویداد نزدیک شود زمان برایش کند شده و سپس متوقف میشود.
مجموعه هیگز:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
#پارت_اول
اساس و پایهی آنچه که در مورد سیاهچالهها میدانیم به جنگ جهانی برمیگردد. در دسامبر سال ۱۹۱۵، اروپا و سایر مردم جهان، دوران تاریک جنگ جهانی اول را میگذراندند. جایی در جبههی شرقی یک ستوان آلمانی در توپخانه در کُت خود فرو رفته بود و سعی میکرد درون سنگر، گرم و خشک بماند. او آخرین بستهای که از خانه برایش رسیده بود را باز کرد و یک بسته توجهش را به خود جلب کرد. در آن شب او خطر روشن کردن نور را به جان خرید و شروع به خواندن گزارشی طولانی و با جزئیات کرد. گزارشی که نمیدانست تبدیل به مهمترین اثر قرن بیستم خواهد شد.
نویسندهی آن گزارش یک فیزیکدان نظری به نام آلبرت اینشتین بود و کسی که این گزارش را دریافت کرد همکارش، کارل شوارتزشیلد(Karl Schwarzschild)، مدیر رصدخانهای در پوستدام(Potsdam)، نظریهپرداز و ریاضیدان برجستهای بود که برخلاف شغل مربوط به نجومش در دههی پنجم زندگیش به جنگ رفته بود.
تنها چند هفته قبلتر، اینشتین ۱۰ سال کار خود را با موفقیت به پایان رسانده بود و نظریهی نسبیتش را گسترش داده بود تا شامل نیروی جاذبه، الکتریسته و مغناطیس شود.
اینشتین با انتشار چهار مقالهی برجسته در فرهنگستان علوم "پروس" اساس ریاضیات و نظریهی کلی نسبیت را بنیان نهاد که هنوز یکی از زیباترین و ظریفترین نظریات علمی کل تاریخ است.
استدلال دایرهوار معادلات اینشتین، حل کردن آنها را در عین زیبایی، دشوار میکند. ریشه این دشواری در معادلهی مشهور E=mc۲ اوست که بیان میکند انرژی و ماده قابل جابهجایی با یکدیگر هستند. از آن جایی که جاذبه نوعی انرژی است میتواند مانند ماده نیز رفتار کند و باعث گرانش بیشتر شود. از نظر ریاضیاتی، نسبیت عام یک دستگاه(تابع) غیرخطی است و حل کردن اینگونه دستگاهها دشوار است.
هنگامی که شوارتزشیلد تنها چند روز بعد پاسخی به اینشتین نوشت و اولین راه حل را برای معادلهی اینشتین ارائه داد، او را بسیار شوکه کرد. او برای اینشتین نوشت: همانطور که میبینی جنگ با من به اندازهی کافی مهربان بوده که به رغم شلیک گلولهها، مدتی از همهچیز دور شوم و در دنیای ایدههای خودم قدم بزنم.
اینشتین نیز پاسخ داد: من مقالهی تو را با نهایت علاقه خواندم و توقع نداشتم یک نفر بتواند راه حل دقیق این مسئله را با روشی به این سادگی به دست آورد. من از ریاضیاتی که استفاده کردی بسیار خوشم آمد.
به طرز غمانگیزی در کمتر از یک سال شوارتزشیلد تسلیم یک بیماری پوستی شد و جانش را از دست داد و به میلیونها جان باختهی جنگجهانی اول در اثر این بیماری پیوست. او از خود راهحلی به جا گذاشت که به طور کامل توضیح میدهد چگونه "فضازمان" اجسام کروی مثل سیارات و ستارهها را در بر گرفته است. "فضازمان" یک مدل ریاضی است که در آن سه بُعد فضا و یک بعُد زمان جهان در یکدیگر ادغام شده و یک محیط چهار بعدی ایجاد میکند. با ترکیب فضا و زمان فیزیکدانان توانستند نظریههای فیزیکی را سادهسازی کنند. یکی از ویژگیهای بیان شده در این راهحل ریاضیاتی این است که در ستارههای فشرده با چگالی زیاد، فرار از گرانش دشوارتر میشود تا جایی که هر ذرهای، حتی نور در دام گرانش آنها میافتد. به این نقطه که هیچ فراری از گرانش امکان پذیر نیست افق رویداد گفته میشود و هر جسمی که به افق رویداد نزدیک شود زمان برایش کند شده و سپس متوقف میشود.
مجموعه هیگز:
https://t.me/higgs_field 👈کانال
https://t.me/higgs_group 👈گروه
https://t.me/higgs_journals 👈آرشیو
Telegram
attach 📎
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نئودیمیوم مگنت ( یا Neodymium) یکی از مواد مغناطیس کمیاب در کره زمین است که بشدت خاصیت آهنربایی داشته و آهنربایی دائمی است.
#میدان_مغناطیسی
https://t.me/higgs_field
#میدان_مغناطیسی
https://t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک🕊
نئودیمیوم مگنت ( یا Neodymium) یکی از مواد مغناطیس کمیاب در کره زمین است که بشدت خاصیت آهنربایی داشته و آهنربایی دائمی است. #میدان_مغناطیسی https://t.me/higgs_field
خوب است کمی به بررسی خود مواد از نظر خواص مغناطیسی آنها هم بپردازیم:)
@higgs_field
در واقع مواد از نظر خاصیت مغناطیسی به 5 گروه تقسیم میشوند:
1- دیامغناطیس
خاصیت دیامغناطیس در همه مواد وجود دارد و ویژگی همه ی مواد است؛ اما اغلب توسط مغناطش های قوی-تر پوشیده می شود. اتم های دیامغناطیس دارای هیچ گشتاور مغناطیسی نمی باشند و با قرارگرفتن در میدان مغناطیسی خارجی دارای گشتاور مغناطیسی القایی در خلاف جهت میدان خارجی می شوند و آن را تضعیف می کنند. پذیرفتاری مغناطیس، ، این مواد بسیارکوچک، منفی و مستقل از دما می باشد. مواد آلی، عناصر سبک عناصر قلیایی خاک، مس، کوارتز و SiO2 نمونه هایی از مواد دیامغناطیس می باشند.
2- پارامغناطیس
دلیل اصلی خاصیت پارامغناطیس وجود الکترون های جفت نشده در پوسته های پرنشده می باشد. جامد پارامغناطیس از اتم هایی تشکیل شده است که گشتاور مغناطیسی دائم اتمی دارند اما بصورت مجزا و بدون هیچ برهمکنش متقابلی بر روی یکدیگر عمل می کنند که در نهایت به سبب ارتعاشات حرارتی، جهت گیری تصادفی دارند. اعمال میدان مغناطیسی خارجی، سبب جهت گیری گشتاورهای مغناطیسی القایی در جهت میدان و تقویت آن می شود. با این حال اغتشاشات حرارتی، سبب هم خط شدگی جزئی آنها در جهت میدان خارجی می شود که حاصل آن مغناطش و پذیرفتاری مغناطیسی کوچک می باشد. فلزات قلیایی خاکی، فلزات واسطه و لانتانیدها از این دسته هستند
3- فرومغناطیس
فرومغناطیس به موادی گفته می شود که در غیاب میدان مغناطیسی خارجی دارای مغناطش خود به خودی بوده و برخلاف پارامغناطیس، گشتاور های مغناطیسی آن با هم برهمکنش می کنند. این برهمکنش از نوع تبادلی می باشد که در T=0 سبب همخط شدگی گشتاور های مغناطیسی در غیاب میدان می شود.
در حالت فرومغناطیس، یون های پارامغناطیس به گونه ای به یکدیگر قفل می شوند که گشتاورهای مغناطیسی همه نقاط هم جهت می شوند اما در دماهای به قدر کافی بالا این قفل شدگی شکسته می شود بگونه ای که فرومغناطیس در دمای کوری TC به پارامغناطیس گذار می کند. پذیرفتاری مغناطیسی این مواد بزرگ و تابع میدان اعمالی می باشد . آهن، نیکل، کبالت و گادولینیوم نمونه هایی از این دسته هستند.
4- فری مغناطیس
فری مغناطیس فقط در ترکیباتی که ساختار بلوری پیچیده تری نسبت به عناصر خالص دارند؛ مشاهده می شود و در عناصر خالص مشاهده نمی شود. این حالت در ترکیبات اکسید های مخلوط نیز مشاهده می شود. هر چند در این مواد، برهمکنش تبادلی سبب صف بندی موازی گشتاورهای مغناطیسی در برخی نواحی و صف بندی پادموازی در نواحی دیگر می شود؛ اما اندازه ی گشتاورهای مغناطیسی آنها در یک جهت بزرگتر از دیگری می باشد و در نتیجه مغناطش خالص ماده صفر نیست و مغناطیس اشباع این مواد کمتر از فرومغناطیس می باشد. پذیرفتاری مغناطیسی این دسته از مواد بزرگ و مثبت می باشد. فریت ها نمونه هایی بارز از مواد فری مغناطیس هستند.
5- پاد فرومغناطیس
اگر برهمکنش تبادلی J<0 باشد؛ میدان مولکولی به گونه ای عمل می کند که نزدیکترین گشتاورهای مغناطیسی بصورت پادموازی با یکدیگر قرار بگیرند و حالت پاد فرومغناطیس تشکیل شود. در مواد پاد فرومغناطیس، مغناطش حاصل شده در غیاب میدان خارجی حذف می شود و درحالت کمینه انرژی اسپین خالص آنها صفر می باشد. اغلب شبکه بلوری پاد فرومغناطیس را می توان به صورت دو زیرشبکه ی درهم فرورفته ی A و B ، که جهت گشتاورهای مغناطیسی آنها در خلاف جهت یکدیگر بوده و میدان مولکولی روی هر زیرشبکه، متناسب با مغناطش زیرشبکه های دیگر است؛ تصور نمود.
تقسیم اینگونة یک شبکه پادفرومغناطیس به دو زیر شبکه فرومغناطیس، به ما کمک می کند تا با متفاوت فرض نمودن اتم های هر زیرشبکه، گروه تقارنی مناسب را برای شبکه اصلی تعیین نموده و محاسبات پادفرومغناطیسی را برای شبکه مذکور انجام دهیم. پذیرفتاری مغناطیسی این مواد کوچک اما مثبت می باشد و در دماهای بالاتر از دمای نیلTN ، به فاز پارامغناطیس گذار انجام می دهند. در جدول تناوبی، کروم Cr تنها عنصری است که در دمای اتاق در فاز پاد فرومغناطیس می باشد. پاد فرومغناطیس درترکیباتی شامل عناصر واسطه، نیز یافت می شود. اکسید منگنز، اکسید آهن و اکسید نیکل نمونه هایی از مواد پاد فرومغناطیس هستند.
#کوانتوم_مکانیک
#میدان_مغناطیسی
https://t.me/higgs_field
@higgs_field
در واقع مواد از نظر خاصیت مغناطیسی به 5 گروه تقسیم میشوند:
1- دیامغناطیس
خاصیت دیامغناطیس در همه مواد وجود دارد و ویژگی همه ی مواد است؛ اما اغلب توسط مغناطش های قوی-تر پوشیده می شود. اتم های دیامغناطیس دارای هیچ گشتاور مغناطیسی نمی باشند و با قرارگرفتن در میدان مغناطیسی خارجی دارای گشتاور مغناطیسی القایی در خلاف جهت میدان خارجی می شوند و آن را تضعیف می کنند. پذیرفتاری مغناطیس، ، این مواد بسیارکوچک، منفی و مستقل از دما می باشد. مواد آلی، عناصر سبک عناصر قلیایی خاک، مس، کوارتز و SiO2 نمونه هایی از مواد دیامغناطیس می باشند.
2- پارامغناطیس
دلیل اصلی خاصیت پارامغناطیس وجود الکترون های جفت نشده در پوسته های پرنشده می باشد. جامد پارامغناطیس از اتم هایی تشکیل شده است که گشتاور مغناطیسی دائم اتمی دارند اما بصورت مجزا و بدون هیچ برهمکنش متقابلی بر روی یکدیگر عمل می کنند که در نهایت به سبب ارتعاشات حرارتی، جهت گیری تصادفی دارند. اعمال میدان مغناطیسی خارجی، سبب جهت گیری گشتاورهای مغناطیسی القایی در جهت میدان و تقویت آن می شود. با این حال اغتشاشات حرارتی، سبب هم خط شدگی جزئی آنها در جهت میدان خارجی می شود که حاصل آن مغناطش و پذیرفتاری مغناطیسی کوچک می باشد. فلزات قلیایی خاکی، فلزات واسطه و لانتانیدها از این دسته هستند
3- فرومغناطیس
فرومغناطیس به موادی گفته می شود که در غیاب میدان مغناطیسی خارجی دارای مغناطش خود به خودی بوده و برخلاف پارامغناطیس، گشتاور های مغناطیسی آن با هم برهمکنش می کنند. این برهمکنش از نوع تبادلی می باشد که در T=0 سبب همخط شدگی گشتاور های مغناطیسی در غیاب میدان می شود.
در حالت فرومغناطیس، یون های پارامغناطیس به گونه ای به یکدیگر قفل می شوند که گشتاورهای مغناطیسی همه نقاط هم جهت می شوند اما در دماهای به قدر کافی بالا این قفل شدگی شکسته می شود بگونه ای که فرومغناطیس در دمای کوری TC به پارامغناطیس گذار می کند. پذیرفتاری مغناطیسی این مواد بزرگ و تابع میدان اعمالی می باشد . آهن، نیکل، کبالت و گادولینیوم نمونه هایی از این دسته هستند.
4- فری مغناطیس
فری مغناطیس فقط در ترکیباتی که ساختار بلوری پیچیده تری نسبت به عناصر خالص دارند؛ مشاهده می شود و در عناصر خالص مشاهده نمی شود. این حالت در ترکیبات اکسید های مخلوط نیز مشاهده می شود. هر چند در این مواد، برهمکنش تبادلی سبب صف بندی موازی گشتاورهای مغناطیسی در برخی نواحی و صف بندی پادموازی در نواحی دیگر می شود؛ اما اندازه ی گشتاورهای مغناطیسی آنها در یک جهت بزرگتر از دیگری می باشد و در نتیجه مغناطش خالص ماده صفر نیست و مغناطیس اشباع این مواد کمتر از فرومغناطیس می باشد. پذیرفتاری مغناطیسی این دسته از مواد بزرگ و مثبت می باشد. فریت ها نمونه هایی بارز از مواد فری مغناطیس هستند.
5- پاد فرومغناطیس
اگر برهمکنش تبادلی J<0 باشد؛ میدان مولکولی به گونه ای عمل می کند که نزدیکترین گشتاورهای مغناطیسی بصورت پادموازی با یکدیگر قرار بگیرند و حالت پاد فرومغناطیس تشکیل شود. در مواد پاد فرومغناطیس، مغناطش حاصل شده در غیاب میدان خارجی حذف می شود و درحالت کمینه انرژی اسپین خالص آنها صفر می باشد. اغلب شبکه بلوری پاد فرومغناطیس را می توان به صورت دو زیرشبکه ی درهم فرورفته ی A و B ، که جهت گشتاورهای مغناطیسی آنها در خلاف جهت یکدیگر بوده و میدان مولکولی روی هر زیرشبکه، متناسب با مغناطش زیرشبکه های دیگر است؛ تصور نمود.
تقسیم اینگونة یک شبکه پادفرومغناطیس به دو زیر شبکه فرومغناطیس، به ما کمک می کند تا با متفاوت فرض نمودن اتم های هر زیرشبکه، گروه تقارنی مناسب را برای شبکه اصلی تعیین نموده و محاسبات پادفرومغناطیسی را برای شبکه مذکور انجام دهیم. پذیرفتاری مغناطیسی این مواد کوچک اما مثبت می باشد و در دماهای بالاتر از دمای نیلTN ، به فاز پارامغناطیس گذار انجام می دهند. در جدول تناوبی، کروم Cr تنها عنصری است که در دمای اتاق در فاز پاد فرومغناطیس می باشد. پاد فرومغناطیس درترکیباتی شامل عناصر واسطه، نیز یافت می شود. اکسید منگنز، اکسید آهن و اکسید نیکل نمونه هایی از مواد پاد فرومغناطیس هستند.
#کوانتوم_مکانیک
#میدان_مغناطیسی
https://t.me/higgs_field
کارل شوارتز شیلد فیزیکدان و اختر فیزیکدان آلمانی
سیاهچاله ، از تئوری تا اثبات
پارت اول
https://t.me/higgs_field/3521
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/339
پارت سوم
https://t.me/higgs_journals/341
پارت چهارم و پایانی
https://t.me/higgs_journals/344
سیاهچاله ، از تئوری تا اثبات
پارت اول
https://t.me/higgs_field/3521
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/339
پارت سوم
https://t.me/higgs_journals/341
پارت چهارم و پایانی
https://t.me/higgs_journals/344
Forwarded from حکیم عمر خیام نیشابوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حیرت، ناآگاهی از کار جهان است.نمیدانیم از کجا آمدهایم و به کجا خواهیم رفت. رباعیهای چندی در این زمینه به خیام نسبت داده شده که معروفترین و اصلیترین آنها این دو است:
«در دایرهای کامدن و رفتن ماست/آن را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس مینزند دمی در این معنیراست/کاین آمدن ازکجا و رفتنبهکجاست»
«این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت /کس نیستکه اینگوهرتحقیقبسفت
هرکس سخنی از سر سودا گفتند /زانرویکه هستکسنمیداندگفت»
از همین دو رباعی چنین استنباط میشود که گوینده در حیرانیِ مطلق بهسرمیبرد، به ابتدا و اصلی معتقد نیست. در شاهنامه نظیر این فکر را میتوان دید:
«چنین است و رازش نیامد پدید /نیابی، به خیره چه جويی کلید؟»
و نیز:
«تو راز جهان تا توانی مجوی»
یا:
«هنر جوی و راز جهان را مجوی»
یا:
«پژوهش مکن، گرد رازش مگرد»
فردوسی، جستن راز جهان را بیثمر میداند، نظر او گرچه به قاطعیت و سردی نظر خیّام نیست، اما گرانبار است از شک. او نیز مانند خیام نمیداند عاقبت آدمی چه خواهد شد:
«ز باد آمدی، رفت خواهی به گرد/چه دانی که با تو چه خواهندکرد؟»
✍🏻 #اسلامی_ندوشن
🆔 @khayyam_nishabouri
«در دایرهای کامدن و رفتن ماست/آن را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس مینزند دمی در این معنیراست/کاین آمدن ازکجا و رفتنبهکجاست»
«این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت /کس نیستکه اینگوهرتحقیقبسفت
هرکس سخنی از سر سودا گفتند /زانرویکه هستکسنمیداندگفت»
از همین دو رباعی چنین استنباط میشود که گوینده در حیرانیِ مطلق بهسرمیبرد، به ابتدا و اصلی معتقد نیست. در شاهنامه نظیر این فکر را میتوان دید:
«چنین است و رازش نیامد پدید /نیابی، به خیره چه جويی کلید؟»
و نیز:
«تو راز جهان تا توانی مجوی»
یا:
«هنر جوی و راز جهان را مجوی»
یا:
«پژوهش مکن، گرد رازش مگرد»
فردوسی، جستن راز جهان را بیثمر میداند، نظر او گرچه به قاطعیت و سردی نظر خیّام نیست، اما گرانبار است از شک. او نیز مانند خیام نمیداند عاقبت آدمی چه خواهد شد:
«ز باد آمدی، رفت خواهی به گرد/چه دانی که با تو چه خواهندکرد؟»
✍🏻 #اسلامی_ندوشن
🆔 @khayyam_nishabouri