Forwarded from اتچ بات
#مستند
جهانهای بیرون و درون
قسمت پنجم
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field ←کانال
https://t.me/higgs_group ←گروه
https://t.me/higgs_journals ← آرشیو
https://t.me/higgs_book ←کتابخانه
جهانهای بیرون و درون
قسمت پنجم
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field ←کانال
https://t.me/higgs_group ←گروه
https://t.me/higgs_journals ← آرشیو
https://t.me/higgs_book ←کتابخانه
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
#مستند
جهانهای بیرون و درون
قسمت ششم و آخر
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field ←کانال
https://t.me/higgs_group ←گروه
https://t.me/higgs_journals ← آرشیو
https://t.me/higgs_book ←کتابخانه
جهانهای بیرون و درون
قسمت ششم و آخر
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field ←کانال
https://t.me/higgs_group ←گروه
https://t.me/higgs_journals ← آرشیو
https://t.me/higgs_book ←کتابخانه
Telegram
attach 📎
زندگی؛ مجذورِ " آینه " است
زندگی؛ گل به " توان ِ" ابدیّت
زندگی؛ " ضربِ " زمین در ضربان دلِ ما
زندگی؛ " هندسهٔ " ساده و یکسان نفسهاست..
پیشاپیش سال نو مبارک😊
https://t.me/higgs_field
زندگی؛ گل به " توان ِ" ابدیّت
زندگی؛ " ضربِ " زمین در ضربان دلِ ما
زندگی؛ " هندسهٔ " ساده و یکسان نفسهاست..
پیشاپیش سال نو مبارک😊
https://t.me/higgs_field
Forwarded from physics (H Hossein Panahi)
اَبَر شیادان در کمین اند...
مدت چندی است عرفان بازها
کاسبان ماوراء و رازها
چرت گویی را دوچندان کرده اند
دام، پهن ساده لوحان کرده اند
چون نمی دیدند در خود اعتبار
برنمی آمد ز عرفان هیچ کار
رنگ علمی بر سخن هاشان زدند
حرف ملکول و ژن و کیهان زدند
با تلی از ادعا و مغز پوک
باطنی مفلوک، ظاهر مثل دوک
با عصای قورت داده در شکم
خنده های آبکی هی پشت هم
با هزاران فیلم و اطوار و ادا
کپه ای از ادعاء و مدعا
با دو نقل قول راندن بر زبان
گاه، شعر مولوی هم تنگ آن
با دوتا عکس از زمین و از هوا
بهره از اوهام پاریدولیا
با دو شو آف شبیه سین و جیم
یا یک افسانه که مانده از قدیم
با نمود حقه ی سودوساینس
که در این اوهام باشد اصل جنس
با به هم پیچیدن ده مغلطه
با دروغ و هوده های سفسطه
ذهن مردم را مسخر می کنند
خاطر من را مکدر می کنند
کائنات من خودش اصل خداست!
یا تن من مثل یک آهنرباست!
فکر، دنیا را تحول می دهد
پول و شادی را به ما هل می دهد
عصر پاییسی است یا آکواریوس
سعد اکبر آمد و رفت آن نحوس
ارتعاشات زمین و آسمان
نقش فکر ما به روی این جهان
حرف های کهنه ی رو به زوال
کارکرد مضحک سابلیمینال
از شعور آب صحبت می کنند
حاضران را غرق حیرت می کنند
گاه هم حرف از تناسخ می زنند
مردمان ساده را مخ می زنند
ادعای یاوه و بی اعتبار
حرف های بیخودی بیشمار
آبتین پوریا آماده است
در پی روشنگری افتاده است
تا بگیرد مچ ازین شیادها
وا نماید مشت هر رمال را
جان بابا این قدر مهمل نباف
این همه از بیسوادی ات نلاف
آخر ای دیوانه ی عاقل نما
این همه پرت و پلاگویی چرا؟
این مزخرف ها که می گویید چیست ؟
عالم اینگونه که میگویید نیست!
حرف تو از راه عرفان است اگر
مخلصت هستم خودم جان پسر
حرف عرفانی بزن، دینی بگو
از همین هایی که می بینی بگو
اعتبار علم را سرقت نکن
واژه ها را وارد حرفت نکن
فکت علمی را خرافاتی نکن
علم و دین و عرف را قاتی نکن
جاذبه، نیرو، انرژي، کائنات
نور، مغز، امواج، شد نقل و نبات؟
کاخ های علم را ویران نکن
هی خرافه وارد اذهان نکن
اصلن اینها هیچ! اماجان من
حرف فیزیک کوآنتوم را نزن
از کوارک و لپتون و بوزون نگو
از میون و گلئون و فوتون نگو
هی نگو از قول این و آن سخن
هی به دانشمندها بهتان نزن
پشت هم پرت و پلا گویی نکن
در مسیر جهل، ره پویی نکن
دست در هر حفره می بینی نکن
علم را دیگر تو آیینی نکن
هی سخنرانی نکن شیک و تمیز
هی مزخرف پشت هم بیرون نریز
پس خدای ادعاهای گزاف
بیش از این ها یاوه و مهمل نباف
چونکه با این گفته های سرسری
آبروی خویش را هم می بری
شعر:آبتین پوریا
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_journals
مدت چندی است عرفان بازها
کاسبان ماوراء و رازها
چرت گویی را دوچندان کرده اند
دام، پهن ساده لوحان کرده اند
چون نمی دیدند در خود اعتبار
برنمی آمد ز عرفان هیچ کار
رنگ علمی بر سخن هاشان زدند
حرف ملکول و ژن و کیهان زدند
با تلی از ادعا و مغز پوک
باطنی مفلوک، ظاهر مثل دوک
با عصای قورت داده در شکم
خنده های آبکی هی پشت هم
با هزاران فیلم و اطوار و ادا
کپه ای از ادعاء و مدعا
با دو نقل قول راندن بر زبان
گاه، شعر مولوی هم تنگ آن
با دوتا عکس از زمین و از هوا
بهره از اوهام پاریدولیا
با دو شو آف شبیه سین و جیم
یا یک افسانه که مانده از قدیم
با نمود حقه ی سودوساینس
که در این اوهام باشد اصل جنس
با به هم پیچیدن ده مغلطه
با دروغ و هوده های سفسطه
ذهن مردم را مسخر می کنند
خاطر من را مکدر می کنند
کائنات من خودش اصل خداست!
یا تن من مثل یک آهنرباست!
فکر، دنیا را تحول می دهد
پول و شادی را به ما هل می دهد
عصر پاییسی است یا آکواریوس
سعد اکبر آمد و رفت آن نحوس
ارتعاشات زمین و آسمان
نقش فکر ما به روی این جهان
حرف های کهنه ی رو به زوال
کارکرد مضحک سابلیمینال
از شعور آب صحبت می کنند
حاضران را غرق حیرت می کنند
گاه هم حرف از تناسخ می زنند
مردمان ساده را مخ می زنند
ادعای یاوه و بی اعتبار
حرف های بیخودی بیشمار
آبتین پوریا آماده است
در پی روشنگری افتاده است
تا بگیرد مچ ازین شیادها
وا نماید مشت هر رمال را
جان بابا این قدر مهمل نباف
این همه از بیسوادی ات نلاف
آخر ای دیوانه ی عاقل نما
این همه پرت و پلاگویی چرا؟
این مزخرف ها که می گویید چیست ؟
عالم اینگونه که میگویید نیست!
حرف تو از راه عرفان است اگر
مخلصت هستم خودم جان پسر
حرف عرفانی بزن، دینی بگو
از همین هایی که می بینی بگو
اعتبار علم را سرقت نکن
واژه ها را وارد حرفت نکن
فکت علمی را خرافاتی نکن
علم و دین و عرف را قاتی نکن
جاذبه، نیرو، انرژي، کائنات
نور، مغز، امواج، شد نقل و نبات؟
کاخ های علم را ویران نکن
هی خرافه وارد اذهان نکن
اصلن اینها هیچ! اماجان من
حرف فیزیک کوآنتوم را نزن
از کوارک و لپتون و بوزون نگو
از میون و گلئون و فوتون نگو
هی نگو از قول این و آن سخن
هی به دانشمندها بهتان نزن
پشت هم پرت و پلا گویی نکن
در مسیر جهل، ره پویی نکن
دست در هر حفره می بینی نکن
علم را دیگر تو آیینی نکن
هی سخنرانی نکن شیک و تمیز
هی مزخرف پشت هم بیرون نریز
پس خدای ادعاهای گزاف
بیش از این ها یاوه و مهمل نباف
چونکه با این گفته های سرسری
آبروی خویش را هم می بری
شعر:آبتین پوریا
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_journals
نسبیت عام نظریهای علمی برای گرانش است که آلبرت اینشتین در سالهای بین ۱۹۰۵ و ۱۹۱۵ گسترش داد. این نظریه ما را بر آن داشت که دیدگاه قبلی خود از فضا به عنوان موجودی ایستا (استاتیک) و تنها به عنوان مکانی که در آن رویدادهای فیزیکی اتفاق میافتند، را کنار بگذاریم. بهجای آن، فضازمان را به عنوان موجودی پویا (دینامیک) و تغییر شکل دهنده در نظر گرفته میشود که حضور ماده در آن، ساختار و هندسهٔ آن را خمیده میکند و در مقابل، حرکت اجسام تحت گرانش از خمیدگی فضازمان پیروی مینماید. به بیان دیگر، اجسام همواره – چه در فضای تهی بدون گرانش و چه در حضور ماده و انرژی و در نتیجه، گرانش – در طول مستقیمترین مسیر ممکن حرکت میکنند و حضور جرم و انرژی تنها شکل این مسیرها را در فضازمان – از خطوط مستقیم در فضای تهی به مسیرهایی خمیده در حضور جرم و انرژی – تغییر میدهد که به معنای خمیده شدن فضازمان است. یعنی گرانش به عنوان یک عامل هندسی و نه یک نیرو بررسی میگردد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام آن
Gee-Haw Whammy Diddle
یا
Hooey Stick.
depending on how the stick is held, the propeller will spin clockwise or counterclockwise.
physicsfunshop.com/category/physics-on-etsy!?page=2
با وجود سادگی وسیله مکانیسم عمل تبدیل آنچنان پیچیده است که یک مقاله تحقیقی درباره آن در نیچر ارائه شده است.
nature.com/articles/s41598-018-22079-1
instructables.com/I-Have-a-Whammy-Diddle-in-My-Pocket-how-to-make-/
Gee-Haw Whammy Diddle
یا
Hooey Stick.
depending on how the stick is held, the propeller will spin clockwise or counterclockwise.
physicsfunshop.com/category/physics-on-etsy!?page=2
با وجود سادگی وسیله مکانیسم عمل تبدیل آنچنان پیچیده است که یک مقاله تحقیقی درباره آن در نیچر ارائه شده است.
nature.com/articles/s41598-018-22079-1
instructables.com/I-Have-a-Whammy-Diddle-in-My-Pocket-how-to-make-/
در فیزیک کلاسیک (قابل کاربرد در پدیدههای ماکروسکوپی)، فضا-زمان خالی، خلا نامیده میشود. خلا کلاسیک همان چیزی است که با شهودمان میشناسیم، یعنی فضای کاملا خالی از ماده (که گاهی آن را با واژه «عدم» توصیف میکنیم)، اما در مکانیک کوانتومی (قابل کاربرد در پدیدههای میکروسکوپی)، خلا یک موجود بسیار پیچیدهتر است. خلا کوانتومی، کاملا بدون خصوصیت نبوده و در واقع عدم نیست، بلکه فقط یک حالت کوانتومی خاص از میدان کوانتومی است.
در نظریه میدان کوانتومی QFT، یک حالت میدان پایهی کوانتومی وجود دارد که دارای کمترین انرژی است و به آن خلا میگویند. حالتهای برانگیختهی این میدان، ذرات را میسازند. پس خلا کوانتومی جایی است که هیچ میدان کوانتومی، برانگیخته نیست، یعنی هیچ ذرهای وجود ندارد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در نظریه میدان کوانتومی QFT، یک حالت میدان پایهی کوانتومی وجود دارد که دارای کمترین انرژی است و به آن خلا میگویند. حالتهای برانگیختهی این میدان، ذرات را میسازند. پس خلا کوانتومی جایی است که هیچ میدان کوانتومی، برانگیخته نیست، یعنی هیچ ذرهای وجود ندارد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
افت وخیز کوانتومی به ظهور موقت ذرات پرانرژی از دل خلا یا هیچ گفته میشود که طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ uncertainty principle امکانپذیر است. به افت و خیز کوانتومی ، افت و خیزهای خلا هم گفته میشود. اصل عدم قطعیت میگوید نمیتوان مقدار دقیق متغیرهای مزدوج مانند اندازه حرکت-مکان (یا زمان-انرژی) را به طور همزمان تعیین کرد. وقتی جرم، بسیار بزرگ باشد (مانند یک شی ماکروسکوپی)، عدم قطعیت و بنابراین اثر کوانتومی، بسیار کوچک میشود و در نتیجه میتوان از فیزیک کلاسیکی استفاده کرد.
فرض کنید دستگاهی برای اندازه گیری یک فوتون داشته باشیم و بخواهیم انرژی و مدت زمانی که فوتون از دستگاه اندازهگیری میگذرد را اندازه بگیریم. از آنجایی که هر ذرهای از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ تبعیت میکند، هر چه انرژی ذره را با دقت بیشتری اندازه بگیریم، در تعیین مدت زمان، عدم قطعیت یا بیدقتی بیشتری مشاهده خواهد شد. حال اگر این عدم قطعیت را به خلا اعمال کنیم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
از نظر کلاسیک، خلا به یک فضای خالی، یعنی جایی که ذره ای وجود ندارد، اطلاق می شود و بنابراین دارای انرژی صفر است، اما اصل عدم قطعیت زمان-انرژی می گوید همیشه مقداری عدم قطعیت در مقدار انرژی وجود دارد و ما هیچگاه نمی توانیم مقدار انرژی را به صورت کاملا دقیق بدست آوریم. با تفاسیر بالا نمی توانیم ادعا کنیم انرژی خلا، دقیقا صفر است و این بدان معناست که در یک بازه ی زمانی بسیار کوتاه، خلا دارای یک انرژی غیرصفر است. این انحراف از انرژی واقعی خلا (یعنی صفر) را افت و خیز خلا یا افت و خیز کوانتومی خلا مینامیم.
قسمت بعدی
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
فرض کنید دستگاهی برای اندازه گیری یک فوتون داشته باشیم و بخواهیم انرژی و مدت زمانی که فوتون از دستگاه اندازهگیری میگذرد را اندازه بگیریم. از آنجایی که هر ذرهای از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ تبعیت میکند، هر چه انرژی ذره را با دقت بیشتری اندازه بگیریم، در تعیین مدت زمان، عدم قطعیت یا بیدقتی بیشتری مشاهده خواهد شد. حال اگر این عدم قطعیت را به خلا اعمال کنیم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
از نظر کلاسیک، خلا به یک فضای خالی، یعنی جایی که ذره ای وجود ندارد، اطلاق می شود و بنابراین دارای انرژی صفر است، اما اصل عدم قطعیت زمان-انرژی می گوید همیشه مقداری عدم قطعیت در مقدار انرژی وجود دارد و ما هیچگاه نمی توانیم مقدار انرژی را به صورت کاملا دقیق بدست آوریم. با تفاسیر بالا نمی توانیم ادعا کنیم انرژی خلا، دقیقا صفر است و این بدان معناست که در یک بازه ی زمانی بسیار کوتاه، خلا دارای یک انرژی غیرصفر است. این انحراف از انرژی واقعی خلا (یعنی صفر) را افت و خیز خلا یا افت و خیز کوانتومی خلا مینامیم.
قسمت بعدی
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
1
پس از بیگ بنگ چه اتفاقی افتاد؟!
حدود
10-³⁶
(۱۰ به توان ۳۶- )ثانیه بعد از بیگ بنگ(انفجار بزرگ) دمای عالم به
10²⁷
درجه کلوین رسید. در این مرحله جهان هستی شروع به انبساط کرد که به آن تورم کیهانی می گویند. بین لحظه
10-³⁵
و لحظه
10-³³
ثانیه پس از بیگ بنگ، عالم با سرعت فرا نوری به میزان
10⁵⁰
انبساط پیدا کرد. در ثانیه
10-³³
دما به
10²⁵
درجه کلوین می رسد، در این موقع کوارک ها و پاد کوارک ها به وجود می آیند. ولی در این هنگام گرما چندان زیاد است که پروتون ها و نوترون ها نمی توانند تشکیل شوند. بعد از
10-¹²
ثانیه دمای عالم به
10¹⁶
درجه کلوین می رسد. در این زمان چهار نیروی شناخته شده شکل می گیرد:
۱- نیروی هسته ای ضعیف
۲- نیروی هسته ای قوی
۳- نیروی الکترومغناطیس
۴- نیروی گرانش
به گفته ی محققان این چهار نیرو در آغاز بیگ بنگ یکی بوده اند.
پس از بیگ بنگ چه اتفاقی افتاد؟!
حدود
10-³⁶
(۱۰ به توان ۳۶- )ثانیه بعد از بیگ بنگ(انفجار بزرگ) دمای عالم به
10²⁷
درجه کلوین رسید. در این مرحله جهان هستی شروع به انبساط کرد که به آن تورم کیهانی می گویند. بین لحظه
10-³⁵
و لحظه
10-³³
ثانیه پس از بیگ بنگ، عالم با سرعت فرا نوری به میزان
10⁵⁰
انبساط پیدا کرد. در ثانیه
10-³³
دما به
10²⁵
درجه کلوین می رسد، در این موقع کوارک ها و پاد کوارک ها به وجود می آیند. ولی در این هنگام گرما چندان زیاد است که پروتون ها و نوترون ها نمی توانند تشکیل شوند. بعد از
10-¹²
ثانیه دمای عالم به
10¹⁶
درجه کلوین می رسد. در این زمان چهار نیروی شناخته شده شکل می گیرد:
۱- نیروی هسته ای ضعیف
۲- نیروی هسته ای قوی
۳- نیروی الکترومغناطیس
۴- نیروی گرانش
به گفته ی محققان این چهار نیرو در آغاز بیگ بنگ یکی بوده اند.
2
پس از بیگ بنگ چه اتفاقی افتاد؟!
در ثانیه
10-¹⁶
دما به
10¹³
کلوین رسید، کوارک ها دیگر نمی توانستند بصورت آزاد وجود داشته باشند و به هادرون تبدیل شدند که از آنها پروتون ها و نترون ها و پادنترون ها(با بار مثبت) و نوترون ها(با بار منفی) و سرانجام مقدار زیادی ذرات خنثی به نام نوترینو به وجود آمدند. بعد از
10-⁴
ثانیه دما به
10¹²
درجه کلوین می رسد، اکثر پروتون ها و نوترون ها با برخورد به پاد پروتون ها و پاد نوترون ها از بین می روند و تنها مقدار بسیار ناچیزی از پروتون ها و نوترون ها به نسبت ۱/۶ باقی می مانند که بعدها از آنها هلیم ساخته می شود در این لحظه گرما چندان بود که الکترون ها و پاد الکترون ها به وجود آمدند.
پس از بیگ بنگ چه اتفاقی افتاد؟!
در ثانیه
10-¹⁶
دما به
10¹³
کلوین رسید، کوارک ها دیگر نمی توانستند بصورت آزاد وجود داشته باشند و به هادرون تبدیل شدند که از آنها پروتون ها و نترون ها و پادنترون ها(با بار مثبت) و نوترون ها(با بار منفی) و سرانجام مقدار زیادی ذرات خنثی به نام نوترینو به وجود آمدند. بعد از
10-⁴
ثانیه دما به
10¹²
درجه کلوین می رسد، اکثر پروتون ها و نوترون ها با برخورد به پاد پروتون ها و پاد نوترون ها از بین می روند و تنها مقدار بسیار ناچیزی از پروتون ها و نوترون ها به نسبت ۱/۶ باقی می مانند که بعدها از آنها هلیم ساخته می شود در این لحظه گرما چندان بود که الکترون ها و پاد الکترون ها به وجود آمدند.
3
یک ثانیه بعد از بیگ بنگ ، دما به
10¹⁰
درجه کلوین افت می کند، حال الکترون ها و پادالکترون ها نیز همدیگر را نابود می کنند و جز مقدار ناچیزی(۹-^۱۰قسمت آن) باقی نمی ماند؛ از این مقدار ناچیز الکترون مواد آینده هستی به وجود می آید. پس از ۱۰ ثانیه که از بیگ بنگ می گذرد، دما به
10⁹
کلوین می رسد. پروتون ها و نوترون ها از طریق همجوشی هسته ای اولین هسته اتمی را به وجود آوردند.به این مرحله هسته زایی می گویند. در این مرحله %۲۵ ایزوتوپ هیلیم ۴ و ۰٫۰۰۱ % ایزوتوپ های هیدروزن سنگین یا دوتریم،D و همچنین مقدار بسیار ناچیزی ایزوتوپ هیلیم ۳ تولید می شود، %۷۵ بقیه پروتون ها بعد ها هسته اتم هیدروژن را ساختند.
بعد از ۵ دقیقه از هسته سازی بیگ بنگ، نوترون های آزاد باقی مانده دیگر ثابت نبودند و به تدریج به پروتون و الکترون تبدیل شدند. بقیه عناصر سنگین بعدها درون ستارگان به وجود آمدند. بعد از خود سیصد هزار سال دما به ۳۰۰۰ درجه کلوین افت کرد، در این شرابط پروتون ها و نوترون ها و الکترون ها توانستند اتم های پایدار به وجود آوردند و نور توانست بدون مانع به حرکت خود ادامه دهد.
یک ثانیه بعد از بیگ بنگ ، دما به
10¹⁰
درجه کلوین افت می کند، حال الکترون ها و پادالکترون ها نیز همدیگر را نابود می کنند و جز مقدار ناچیزی(۹-^۱۰قسمت آن) باقی نمی ماند؛ از این مقدار ناچیز الکترون مواد آینده هستی به وجود می آید. پس از ۱۰ ثانیه که از بیگ بنگ می گذرد، دما به
10⁹
کلوین می رسد. پروتون ها و نوترون ها از طریق همجوشی هسته ای اولین هسته اتمی را به وجود آوردند.به این مرحله هسته زایی می گویند. در این مرحله %۲۵ ایزوتوپ هیلیم ۴ و ۰٫۰۰۱ % ایزوتوپ های هیدروزن سنگین یا دوتریم،D و همچنین مقدار بسیار ناچیزی ایزوتوپ هیلیم ۳ تولید می شود، %۷۵ بقیه پروتون ها بعد ها هسته اتم هیدروژن را ساختند.
بعد از ۵ دقیقه از هسته سازی بیگ بنگ، نوترون های آزاد باقی مانده دیگر ثابت نبودند و به تدریج به پروتون و الکترون تبدیل شدند. بقیه عناصر سنگین بعدها درون ستارگان به وجود آمدند. بعد از خود سیصد هزار سال دما به ۳۰۰۰ درجه کلوین افت کرد، در این شرابط پروتون ها و نوترون ها و الکترون ها توانستند اتم های پایدار به وجود آوردند و نور توانست بدون مانع به حرکت خود ادامه دهد.
افت و خیز کوانتومی و ذرات مجازی
اکنون یک سوال مهم پیش میآید: انرژی افت و خیزهای خلا کجا استفاده میشود؟ پاسخ این است که با استفاده از این انرژی، ذرات مجازی ساخته میشوند. ذرات مجازی حاصل افت و خیزهای خلا، ذراتی هستند که به طور همزمان در هر جایی از کائنات ساخته میشوند و معمولا در یک بازهی زمانی بسیار کوتاه وجود دارند. در واقع، این ذرات مجازی به صورت جفت های ذره-پادذره خلق شده و پس از مدت بسیار کوتاهی، نابود می شوند. هر چه عدم قطعیت زمان بیشتر باشد، عدم قطعیت انرژی کمتر خواهد. بود. این بدان معناست که انرژی بیشترِ یک ذرهی مجازی باعث میشود جفت ذره-پادذره، سریع تر نابود شود. وقتی این جفت نابود شوند، هیچ مقدار انرژی آزاد نمیشود، زیرا طبق قانون پایستگی انرژی، انرژی نمی تواند از هیچ به وجود آید؛ پس قانون پایستگی نقض نمیشود.
به طور کلی، ذره و پادذرهی مجازی، مقداری انرژی قرض گرفته و در کوتاهترین زمان ممکن، آن را پس میدهند. ویژگی ذرات مجازی، مانند ویژگیهای همتایان واقعی و کلاسیکشان نیست، مثلا یک الکترون مجازی، جرمی برابر جرم الکترون واقعی ندارد. از طرفی این ذرات مجازی را نمیتوان به طور مستقیم مشاهده کرد، بلکه فقط میتوان اثر آنها را روی محیط اطرافشان دید. نکتهی شگفت انگیز آن است که این ذرات مجازی تحت شرایط خاصی میتوانند به ذرات واقعی یا کلاسیکی تبدیل شوند.
قسمت قبلی
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
اکنون یک سوال مهم پیش میآید: انرژی افت و خیزهای خلا کجا استفاده میشود؟ پاسخ این است که با استفاده از این انرژی، ذرات مجازی ساخته میشوند. ذرات مجازی حاصل افت و خیزهای خلا، ذراتی هستند که به طور همزمان در هر جایی از کائنات ساخته میشوند و معمولا در یک بازهی زمانی بسیار کوتاه وجود دارند. در واقع، این ذرات مجازی به صورت جفت های ذره-پادذره خلق شده و پس از مدت بسیار کوتاهی، نابود می شوند. هر چه عدم قطعیت زمان بیشتر باشد، عدم قطعیت انرژی کمتر خواهد. بود. این بدان معناست که انرژی بیشترِ یک ذرهی مجازی باعث میشود جفت ذره-پادذره، سریع تر نابود شود. وقتی این جفت نابود شوند، هیچ مقدار انرژی آزاد نمیشود، زیرا طبق قانون پایستگی انرژی، انرژی نمی تواند از هیچ به وجود آید؛ پس قانون پایستگی نقض نمیشود.
به طور کلی، ذره و پادذرهی مجازی، مقداری انرژی قرض گرفته و در کوتاهترین زمان ممکن، آن را پس میدهند. ویژگی ذرات مجازی، مانند ویژگیهای همتایان واقعی و کلاسیکشان نیست، مثلا یک الکترون مجازی، جرمی برابر جرم الکترون واقعی ندارد. از طرفی این ذرات مجازی را نمیتوان به طور مستقیم مشاهده کرد، بلکه فقط میتوان اثر آنها را روی محیط اطرافشان دید. نکتهی شگفت انگیز آن است که این ذرات مجازی تحت شرایط خاصی میتوانند به ذرات واقعی یا کلاسیکی تبدیل شوند.
قسمت قبلی
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیزیک همیشه راهگشاست .
نکته اینکه از ساچمه های فلزی کروی استفاده کرده تا شلیک دچار کوچکترین انحراف نگردد.
نکته دوم هدف گیری در یک بعد صورت میگیرد .
البته بازم مهارت ویژه نیاز دارد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
نکته اینکه از ساچمه های فلزی کروی استفاده کرده تا شلیک دچار کوچکترین انحراف نگردد.
نکته دوم هدف گیری در یک بعد صورت میگیرد .
البته بازم مهارت ویژه نیاز دارد .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
انقباض لورنتس – فیتزجرالد
انقباض لورنتس – فیتزجرالد ؛ انقباض طول که به انقباض لورنتس-فیتزجرالد نیز معروف است، یکی از نتایج نظریه نسبیت خاص است که آلبرت اینیشتین در سال ۱۹۰۵ ارائه داده بود.
مطابق این نتیجه، در تمام اجسامی که با سرعتی غیر از صفر نسبت به یک ناظر در حال حرکت هستند طول کاهش مییابد و شی ء در حال حرکت منقبض می شود. نکته مهم این است که این تغییر طول یا انقباض در سرعتهای پایین بسیار ناچیز و قابل چشم پوشی است و تنها در مواردی محسوس است که سرعت جسمی حداقل یک دهم سرعت نور باشد.
تبدیلات لورنتس
تبدیلات لورنتس معادله هایی هستند که مختصههای فضایی و زمانی یک رویداد را از دید دو ناظر مختلف به هم تبدیل میکنند. یعنی اگر یک ناظر برای رویداد خاصی در فضا-زمان مختصههای مکانی و زمان را اندازه بگیرد، و ناظر دیگری (که در مکان دیگری واقع است و با سرعت خاصی نسبت به ناظر اول حرکت میکند) مختصههای را برای همان رویداد اندازه بگیرد، تبدیلات لورنتس رابطهٔ بین این دو مختصات را بیان میکند.
(در حالت کلی شکل تبدیلات لورنتس پیچیدهتر میشود. برای نمایش تبدیلات لورنتس در حالت کلی، از گروه لورنتس استفاده میشود.)
نتایج تحقیقات
در سال ۱۸۹۴ فیتز جرالد اظهار داشت که هر شیء که در فضا حرکت می کند مقدار مختصری در جهت حرکت خود منقبض می شود که بستگی به سرعتش دارد. در سال ۱۹۰۴ لورنتس به طور مستقل از دیدگاه اتمی به مطالعه این موضوع پرداخت و مجموعه ای معادله برای توضیح آن ارایه داد. از روی این معادلات مثلا می توان محاسبه کرد که یک خط کش ۹۹٫۰۶ سانتی اگر با سرعت ۲۳۹۹۰۱ کیلومتر در ثانیه (که ۸۰ درصد سرعت نور است) از کنار ما رد شود، فقط ۵۹٫۹۴ سانتیمتر به نظر ما می آید، به شرطی که ما نیز با آن حرکت نکنیم.
مثالی که برای انقباض لورنتس – فیتزجرالد وجود دارد، قضیه فضا پیماها است؛ میگویند فضاپیمایی که در حالت عادی ۷۰ متر طول دارد زمانی که با سرعتی در نزدیکی به سرعت نور حرکت کند از دید ناظر در حدود ۱۰ متر به نظر میرسد.
یک سال بعد اینشتین معادله های لورنتس را به طور مستقل از نظریه نسبیت خاص خود استخراج کرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
انقباض لورنتس – فیتزجرالد ؛ انقباض طول که به انقباض لورنتس-فیتزجرالد نیز معروف است، یکی از نتایج نظریه نسبیت خاص است که آلبرت اینیشتین در سال ۱۹۰۵ ارائه داده بود.
مطابق این نتیجه، در تمام اجسامی که با سرعتی غیر از صفر نسبت به یک ناظر در حال حرکت هستند طول کاهش مییابد و شی ء در حال حرکت منقبض می شود. نکته مهم این است که این تغییر طول یا انقباض در سرعتهای پایین بسیار ناچیز و قابل چشم پوشی است و تنها در مواردی محسوس است که سرعت جسمی حداقل یک دهم سرعت نور باشد.
تبدیلات لورنتس
تبدیلات لورنتس معادله هایی هستند که مختصههای فضایی و زمانی یک رویداد را از دید دو ناظر مختلف به هم تبدیل میکنند. یعنی اگر یک ناظر برای رویداد خاصی در فضا-زمان مختصههای مکانی و زمان را اندازه بگیرد، و ناظر دیگری (که در مکان دیگری واقع است و با سرعت خاصی نسبت به ناظر اول حرکت میکند) مختصههای را برای همان رویداد اندازه بگیرد، تبدیلات لورنتس رابطهٔ بین این دو مختصات را بیان میکند.
(در حالت کلی شکل تبدیلات لورنتس پیچیدهتر میشود. برای نمایش تبدیلات لورنتس در حالت کلی، از گروه لورنتس استفاده میشود.)
نتایج تحقیقات
در سال ۱۸۹۴ فیتز جرالد اظهار داشت که هر شیء که در فضا حرکت می کند مقدار مختصری در جهت حرکت خود منقبض می شود که بستگی به سرعتش دارد. در سال ۱۹۰۴ لورنتس به طور مستقل از دیدگاه اتمی به مطالعه این موضوع پرداخت و مجموعه ای معادله برای توضیح آن ارایه داد. از روی این معادلات مثلا می توان محاسبه کرد که یک خط کش ۹۹٫۰۶ سانتی اگر با سرعت ۲۳۹۹۰۱ کیلومتر در ثانیه (که ۸۰ درصد سرعت نور است) از کنار ما رد شود، فقط ۵۹٫۹۴ سانتیمتر به نظر ما می آید، به شرطی که ما نیز با آن حرکت نکنیم.
مثالی که برای انقباض لورنتس – فیتزجرالد وجود دارد، قضیه فضا پیماها است؛ میگویند فضاپیمایی که در حالت عادی ۷۰ متر طول دارد زمانی که با سرعتی در نزدیکی به سرعت نور حرکت کند از دید ناظر در حدود ۱۰ متر به نظر میرسد.
یک سال بعد اینشتین معادله های لورنتس را به طور مستقل از نظریه نسبیت خاص خود استخراج کرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
افت و خیز کوانتومی و تابش هاوکینگ
هر کسی تا حدودی با گرانش،آشنایی دارد. گرانش، یک نیروی جاذبهای و همه جا حاضر است که ما را در زمین نگه می دارد. گرانش نیرویی است که زمین را در مدار خورشید؛ و منظومهی شمسی را در سکونتگاه همیشگی ما یعنی کهکشان راه شیری نگه میدارد. مردم سالها به اشتباه تصور میکردند گرانش فقط روی ذرات ملموس و مشهود، عمل میکند، اما بعدها معلوم شد، حتی ذرات با جرم سکون صفر، یعنی فوتونها هم تحت تاثیر این نیروی جادویی قرار میگیرند. نور یا همان موجودی که بالاترین سرعت گیتی را در اختیار دارد، در اکثر موارد، گرانش را خیلی حس نمیکند، اما این همهی ماجرا نیست! اشیای بسیار شگفت انگیزی با جرم فوق العاده و نیروی گرانشی حیرتانگیز وجود دارند که حتی نور نمیتواند از آنها بگریزد! این موجودات شگفت انگیز را بسیاری از ما میشناسیم: سیاهچاله ها!
همانطور که میدانید هر چه یک شی به میدان گرانشی نزدیک تر باشد، جاذبه ی بیشتری روی آن اعمال میشود، بنابراین یک فضای کرهمانند اطراف سیاه چاله وجود دارد که جاذبهی درون آن، به قدری قدرتمند است که حتی نور نمی تواند از آن بگریزد. این ناحیه، افق رویداد نام دارد. داستان تابش هاوکینگ به سال ۱۹۷۲ بازمیگردد که فیزیکدان اسراییلی ژاکوب بکشتایندر پیشنهاد کرد سیاه چاله ها باید یک انتروپی خوش تعریف داشته باشند و این سرآغاز توسعه ترمودینامیک سیاه چالهها بود. استیون هاوکینگ (فیزیکدان انگلیسی که به نابغهی قرن مشهور شده)، با کار کردن روی ترمودینامیک سیاهچالهها، در سال ۱۹۷۴ نشان داد هر سیاهچالهای میتواند طی یک فرایند کوانتومی، تابش الکترومغناطیسی از خود ساطع کند! این تابش به افتخار وی، تابش هاوکینگ نامیده شده است.
بیایید یک جفت فوتون مجازی را تصور کنیم که نزدیک افق رویداد ساخته میشوند، به طوری که یکی از آنها درون افق رویداد و دیگری بیرون آن ساخته شدهاند. با این اوصاف، فوتون اول به درون سیاه چاله جذب شده و فوتون دوم از آن میگریزد. هاوکینگ پیشبینی کرد افت و خیز کوانتومی خلا باعث تولید جفتهای ذره-پادذره یا همان ذرات مجازی در نزدیک افق رویداد سیاه چاله میشود. درست قبل از نابود شدن، یکی از ذرات به درون سیاه چاله میافتد در حالیکه ذرهی دیگر فرار میکند. در نتیجه از نظر کسی که سیاه چاله را میببیند، یک ذره از آن، تابش شده است.
چون ذرهی تابششده دارای انرژی مثبت است، ذرهای که توسط سیاه چاله جذب میشود، نسبت به جهان خارجی، انرژی منفی دارد. این تابش باعث از دست رفتن انرژی سیاه چاله و در نتیجه از بین رفتن جرم آن میشود (طبق رابطه مشهور E=mc۲). سیاه چالههای کوچک قدیمیتر، نسبت تابش به جذب بیشتری داشته و به طور کلی، جرم نهایی آنها کاهش مییابد؛ در مقابل، سیاه چالههای بزرگتر (مانند آنهایی که دارای یک جرم خورشیدی هستند)، نسبت تابش به جذب کمتری دارند.
تابش هاوکینگ یکی از نخستین پیشبینیهای نظری دربارهی چگونگی ارتباط گرانش به شکلهای دیگر انرژی بود، مشخصهای که برای هر نظریه گرانش کوانتومی ضروری است. با وجود آنکه تابش هاوکینگ مورد پذیریش فیزیکدانان واقع شده، اما هنوز جنجالهایی در موردش وجود دارد؛ مثلا مسئله از دست رفتن اطلاعات، فیزیکدانان را آشفته میکند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
هر کسی تا حدودی با گرانش،آشنایی دارد. گرانش، یک نیروی جاذبهای و همه جا حاضر است که ما را در زمین نگه می دارد. گرانش نیرویی است که زمین را در مدار خورشید؛ و منظومهی شمسی را در سکونتگاه همیشگی ما یعنی کهکشان راه شیری نگه میدارد. مردم سالها به اشتباه تصور میکردند گرانش فقط روی ذرات ملموس و مشهود، عمل میکند، اما بعدها معلوم شد، حتی ذرات با جرم سکون صفر، یعنی فوتونها هم تحت تاثیر این نیروی جادویی قرار میگیرند. نور یا همان موجودی که بالاترین سرعت گیتی را در اختیار دارد، در اکثر موارد، گرانش را خیلی حس نمیکند، اما این همهی ماجرا نیست! اشیای بسیار شگفت انگیزی با جرم فوق العاده و نیروی گرانشی حیرتانگیز وجود دارند که حتی نور نمیتواند از آنها بگریزد! این موجودات شگفت انگیز را بسیاری از ما میشناسیم: سیاهچاله ها!
همانطور که میدانید هر چه یک شی به میدان گرانشی نزدیک تر باشد، جاذبه ی بیشتری روی آن اعمال میشود، بنابراین یک فضای کرهمانند اطراف سیاه چاله وجود دارد که جاذبهی درون آن، به قدری قدرتمند است که حتی نور نمی تواند از آن بگریزد. این ناحیه، افق رویداد نام دارد. داستان تابش هاوکینگ به سال ۱۹۷۲ بازمیگردد که فیزیکدان اسراییلی ژاکوب بکشتایندر پیشنهاد کرد سیاه چاله ها باید یک انتروپی خوش تعریف داشته باشند و این سرآغاز توسعه ترمودینامیک سیاه چالهها بود. استیون هاوکینگ (فیزیکدان انگلیسی که به نابغهی قرن مشهور شده)، با کار کردن روی ترمودینامیک سیاهچالهها، در سال ۱۹۷۴ نشان داد هر سیاهچالهای میتواند طی یک فرایند کوانتومی، تابش الکترومغناطیسی از خود ساطع کند! این تابش به افتخار وی، تابش هاوکینگ نامیده شده است.
بیایید یک جفت فوتون مجازی را تصور کنیم که نزدیک افق رویداد ساخته میشوند، به طوری که یکی از آنها درون افق رویداد و دیگری بیرون آن ساخته شدهاند. با این اوصاف، فوتون اول به درون سیاه چاله جذب شده و فوتون دوم از آن میگریزد. هاوکینگ پیشبینی کرد افت و خیز کوانتومی خلا باعث تولید جفتهای ذره-پادذره یا همان ذرات مجازی در نزدیک افق رویداد سیاه چاله میشود. درست قبل از نابود شدن، یکی از ذرات به درون سیاه چاله میافتد در حالیکه ذرهی دیگر فرار میکند. در نتیجه از نظر کسی که سیاه چاله را میببیند، یک ذره از آن، تابش شده است.
چون ذرهی تابششده دارای انرژی مثبت است، ذرهای که توسط سیاه چاله جذب میشود، نسبت به جهان خارجی، انرژی منفی دارد. این تابش باعث از دست رفتن انرژی سیاه چاله و در نتیجه از بین رفتن جرم آن میشود (طبق رابطه مشهور E=mc۲). سیاه چالههای کوچک قدیمیتر، نسبت تابش به جذب بیشتری داشته و به طور کلی، جرم نهایی آنها کاهش مییابد؛ در مقابل، سیاه چالههای بزرگتر (مانند آنهایی که دارای یک جرم خورشیدی هستند)، نسبت تابش به جذب کمتری دارند.
تابش هاوکینگ یکی از نخستین پیشبینیهای نظری دربارهی چگونگی ارتباط گرانش به شکلهای دیگر انرژی بود، مشخصهای که برای هر نظریه گرانش کوانتومی ضروری است. با وجود آنکه تابش هاوکینگ مورد پذیریش فیزیکدانان واقع شده، اما هنوز جنجالهایی در موردش وجود دارد؛ مثلا مسئله از دست رفتن اطلاعات، فیزیکدانان را آشفته میکند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎