شیادان در کمین اند!
#پارت_دوم
#کپنهاگ
Wave function collapse
فرایندی که یک سیستم کوانتومی حالت قطعی به خود می گیرد
در مکانیک کوانتوم ، فروپاشی تابع موج هنگامی اتفاق می افتد که تابع موج - در ابتدا در برهم نهی از چندین حالت - به دلیل تعامل با خارج ، به یک حالت خاص کاهش یابد . این تعامل را "مشاهده" observation می نامند. ماهیت اصلی اندازه گیری در مکانیک کوانتوم است که عملکرد موج را با مفاهیم قابل مشاهده کلاسیک مانند موقعیت و حرکت متصل می کند. جمع شدن یکی از دو فرایندی است که به وسیله آن سیستم های کوانتومی در زمان تکامل می یابند. دیگری تکامل مداوم از طریق معادله شرودینگر است. جمع کردن یک جعبه سیاه برای تعامل ترمودینامیکی غیرقابل برگشت با یک محیط کلاسیک است. محاسبات تجزیه کوانتومی نشان می دهد که وقتی یک سیستم کوانتومی با محیط برهم کنش دارد ، ظاهراً superpositions به مخلوط گزینه های کلاسیک کاهش می یابد. به طور قابل توجهی ، عملکرد موج ترکیبی سیستم و محیط همچنان از معادله شرودینگر پیروی می کند. مهمتر از همه ، این برای توضیح سقوط عملکرد موج کافی نیست ، زیرا عدم انسجام آن را به یک حالت خاص کاهش نمی دهد.
در سال 1927 ، ورنر هایزنبرگ از ایده کاهش عملکرد موج برای توضیح استفاده کرد اندازه گیری کوانتوم با این حال ، اگر سقوط یک پدیده فیزیکی اساسی باشد ، نه فقط epiphenomenon برخی فرآیند های دیگر ، این بدان معنی است که طبیعت اساساً تصادفی بود ، یعنی غیرمشخص ، ویژگی نامطلوب برای یک نظریه.
این گفته بعدا اساس تفسیری را تشکیل داد که
Copenhagen interpretation
نام گرفت . در واقع کپنهاگی ها به فروکاهی باور دارند.
ماهیت #فروکاهی
همهٔ روایتها از تفسیر کپنهاکی بهطور رسمی یا روششناسانه به فروکاهی تابع موج باور دارند که یعنی ویژهمقدارهای مشاهدهنشده در مشاهدههای بعدی دیده نخواهند شد.
به زبان دیگر، طرفداران تفسیر کپنهاکی از همان روزهای آغازین مکانیک کوانتومی هیچگاه فروکاهی را انکار نکردند، برخلاف طرفداران تفسیر دنیاهای چندگانه.
به زبان سادهتر، پذیرندگان تفسیر کپنهاکی میگویند که تابع موج، احتمال همهٔ پیشامدهای ممکن برای یک رویداد را در خود دارد. ولی وقتی که یکی از این پیشامدهای کموبیش هماحتمال رخ داد، پیشامدهای دیگر به کلی از بین میروند. مثلاً اگر الکترونی از یک آزمایش دوشکاف بگذرد، احتمالهای مختلفی هست که هرجایی روی پردهٔ آشکارساز فرود بیاید. ولی وقتی الکترون یک جا فرود آمد، دیگر هیچ احتمالی برای فرودآمدنش در جاهای دیگر باقی نمیماند. در تفسیر دنیاهای چندگانه، الکترون روی همهٔ جاهایی که احتمالی برای فرودآمدنش هست فرود میآید، ولی این فرودها در دنیاهای متفاوتی رخ میدهند.
به بیان ساده تر یک سیستم کوانتومی را تصور کنید که مجموعه ای از مقادیر احتمالی است و اقدام به اندازه گیری آن می کنیم و به یک مقدار ثابت فرو می ریزید ، تفسیر کپنهاگ این فروکاهش را نتیجه تعامل سیستم کوانتومی و محیط معرفی می کند .
(اخیرا گروهی میخواهند بگویند که تفسیر کپنهاگ از consciousness در collapse of the wave function حمایت می کند . #اشتباه عمدی یا سهوی است .)
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
#پارت_دوم
#کپنهاگ
Wave function collapse
فرایندی که یک سیستم کوانتومی حالت قطعی به خود می گیرد
در مکانیک کوانتوم ، فروپاشی تابع موج هنگامی اتفاق می افتد که تابع موج - در ابتدا در برهم نهی از چندین حالت - به دلیل تعامل با خارج ، به یک حالت خاص کاهش یابد . این تعامل را "مشاهده" observation می نامند. ماهیت اصلی اندازه گیری در مکانیک کوانتوم است که عملکرد موج را با مفاهیم قابل مشاهده کلاسیک مانند موقعیت و حرکت متصل می کند. جمع شدن یکی از دو فرایندی است که به وسیله آن سیستم های کوانتومی در زمان تکامل می یابند. دیگری تکامل مداوم از طریق معادله شرودینگر است. جمع کردن یک جعبه سیاه برای تعامل ترمودینامیکی غیرقابل برگشت با یک محیط کلاسیک است. محاسبات تجزیه کوانتومی نشان می دهد که وقتی یک سیستم کوانتومی با محیط برهم کنش دارد ، ظاهراً superpositions به مخلوط گزینه های کلاسیک کاهش می یابد. به طور قابل توجهی ، عملکرد موج ترکیبی سیستم و محیط همچنان از معادله شرودینگر پیروی می کند. مهمتر از همه ، این برای توضیح سقوط عملکرد موج کافی نیست ، زیرا عدم انسجام آن را به یک حالت خاص کاهش نمی دهد.
در سال 1927 ، ورنر هایزنبرگ از ایده کاهش عملکرد موج برای توضیح استفاده کرد اندازه گیری کوانتوم با این حال ، اگر سقوط یک پدیده فیزیکی اساسی باشد ، نه فقط epiphenomenon برخی فرآیند های دیگر ، این بدان معنی است که طبیعت اساساً تصادفی بود ، یعنی غیرمشخص ، ویژگی نامطلوب برای یک نظریه.
این گفته بعدا اساس تفسیری را تشکیل داد که
Copenhagen interpretation
نام گرفت . در واقع کپنهاگی ها به فروکاهی باور دارند.
ماهیت #فروکاهی
همهٔ روایتها از تفسیر کپنهاکی بهطور رسمی یا روششناسانه به فروکاهی تابع موج باور دارند که یعنی ویژهمقدارهای مشاهدهنشده در مشاهدههای بعدی دیده نخواهند شد.
به زبان دیگر، طرفداران تفسیر کپنهاکی از همان روزهای آغازین مکانیک کوانتومی هیچگاه فروکاهی را انکار نکردند، برخلاف طرفداران تفسیر دنیاهای چندگانه.
به زبان سادهتر، پذیرندگان تفسیر کپنهاکی میگویند که تابع موج، احتمال همهٔ پیشامدهای ممکن برای یک رویداد را در خود دارد. ولی وقتی که یکی از این پیشامدهای کموبیش هماحتمال رخ داد، پیشامدهای دیگر به کلی از بین میروند. مثلاً اگر الکترونی از یک آزمایش دوشکاف بگذرد، احتمالهای مختلفی هست که هرجایی روی پردهٔ آشکارساز فرود بیاید. ولی وقتی الکترون یک جا فرود آمد، دیگر هیچ احتمالی برای فرودآمدنش در جاهای دیگر باقی نمیماند. در تفسیر دنیاهای چندگانه، الکترون روی همهٔ جاهایی که احتمالی برای فرودآمدنش هست فرود میآید، ولی این فرودها در دنیاهای متفاوتی رخ میدهند.
به بیان ساده تر یک سیستم کوانتومی را تصور کنید که مجموعه ای از مقادیر احتمالی است و اقدام به اندازه گیری آن می کنیم و به یک مقدار ثابت فرو می ریزید ، تفسیر کپنهاگ این فروکاهش را نتیجه تعامل سیستم کوانتومی و محیط معرفی می کند .
(اخیرا گروهی میخواهند بگویند که تفسیر کپنهاگ از consciousness در collapse of the wave function حمایت می کند . #اشتباه عمدی یا سهوی است .)
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
Telegram
attach 📎
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
#ابطال #آگاهی_محوری
گروهی از تفسیر متروک آگاهی محوری استفاده می کنند تا هستی را برآمده از خودآگاهی معرفی کنند (تاثیر ناظر بر آزمایش ) ، در ادامه نظر #هایزنبرگ یکی از دو تن پایه گذاران تفسیر کپنهاگن می گوید:
"به میان آوردن مشاهدهگر نباید باعث این بدفهمی شود که ویژگیهای ذهن او وارد توصیف ما از طبیعت میشود. تنها کار مشاهدهگر ثبت تصمیمهاست، یعنی ثبت رویدادهایی در فضا و زمان. مهم نیست که مشاهدهگر یک ابزار است یا یک انسان. ولی ثبت رویداد، یعنی گذار از «ممکن» به «واقعی» در اینجا کاملاً لازم است و نمیتواند در تفسیر ما از مکانیک کوانتومی نادیده گرفته شود."
تفسیر کپنهاکی تعینگرایانه نیست و نیز مفهوم اندازهگیری در آن به درستی تعریف نشدهاست.
Heisenberg, Physics and Philosophy, p. 137
گروهی از تفسیر متروک آگاهی محوری استفاده می کنند تا هستی را برآمده از خودآگاهی معرفی کنند (تاثیر ناظر بر آزمایش ) ، در ادامه نظر #هایزنبرگ یکی از دو تن پایه گذاران تفسیر کپنهاگن می گوید:
"به میان آوردن مشاهدهگر نباید باعث این بدفهمی شود که ویژگیهای ذهن او وارد توصیف ما از طبیعت میشود. تنها کار مشاهدهگر ثبت تصمیمهاست، یعنی ثبت رویدادهایی در فضا و زمان. مهم نیست که مشاهدهگر یک ابزار است یا یک انسان. ولی ثبت رویداد، یعنی گذار از «ممکن» به «واقعی» در اینجا کاملاً لازم است و نمیتواند در تفسیر ما از مکانیک کوانتومی نادیده گرفته شود."
تفسیر کپنهاکی تعینگرایانه نیست و نیز مفهوم اندازهگیری در آن به درستی تعریف نشدهاست.
Heisenberg, Physics and Philosophy, p. 137
Telegram
attach 📎
Forwarded from physics (ρꫝꪗડⅈᥴડ)
!... اخلاق معیار آگاهی و آگاهی معیار اخلاق ...!
با تقدیم درود و احترام ویژه خدمت همراهان و هموندان مجموعه #کوانتوم_مکانیک ..!
یاران از تنش پیش آمده درین مدت در گروه از حضور شما عزیزان عذر و پوزش خواهیم .
بنا بر ذات زایش ، نو-زاد ابتدای راه کسب مهارت های الزامی زندگی ست .
از همین رو است که نادانسته ها و به تعبیری جهالت همواره در جامعه بشری پاینده است.
اساسا هر اندیشمندی اقرار به جهل خویش دارد چرا که اگر نخست به جهل خویش پی نبریم هرگز نیاز به تحقیق و جستجو و مطالعه و کنکاش در علوم و متون علمی ، نخواهیم داشت .
انیشتین در سالهای پایانی زندگی پر بار خود اقرار می کند با اینکه کل عمرش را به حل معماهای فیزیک پرداخت ، اکنون و در خزان زندگی اعتراف می کند هیچ نمیداند .
این روایت نرمال از زندگی است . بی آنکه خویش را تکینگی شعور و علم بدانیم باید اقرار بر جهالت مان و ماهیت خطا پذیر بودن ذاتی یک انسان ، داشته باشیم .
از تیم گردانندگان تا اعضا و هر وابسته ای در مجموعه کوانتوم مکانیک ، اقرار بر این جهل و نادانی دارند . جز این باشد چه ؟
چه کسانی خویش را فاقد خطا و اشتباه می دانند ؟
پاسخ : جاهلان واقعی !
درین چند روز ، شاهد گفتگویی بودیم که گروهی مدعی تاثیر اگاهی بر آزمایش بودند چرا که در گام بعدی ، آگاهی را برابر با #روح قرار میدادند و اهداف ضد علمی خویش را در جهت #منافع شخصی ، پی می گرفتند .
و در واقع دلیل تنش اخیر و پاسخ سهمگین نیز همین امر بود . چرا که علم را بهانه منفعت شخصی و کثیف خویش قرار می دهند و جامعه و خصوصا نوجوانان عزیز که سرمایه بی مثال جامعه ما هستند را اغفال و پریشان می سازند.
این متن را برای این نگارش کردیم زیرا یاران همراه آرامش خاطر داشته باشند که بین یک جوینده علم و کذابین تفاوت است .
جویندگان علم در جستجوی علم ممکن است دچار خطا گردند و اشتباه کنند که به محض درک خطا آن را اصلاح می کنند و تلاشی در اقناع دیگران ندارند بلکه بدنبال اقناع کنجکاوی خویش هستند .
اما کلّاشان و حقّه بازان بسیاری نیز وجود دارند که هدفشان نشر مطالب مسموم و جهت دار است که تا هر چه بیشتر منافع خویش را تضمین کنند . این جماعت با نتیجه گیری در ابتدا شروع می کنند ، و سپس با انتخاب گیلاس های شیرین سعی در فریب دارند .
این جماعت زمانی تفسیر ویگنر-نویمان را فرنود مدعای خویش پیش می کشند و در زمانی دیگر تفسیر کپنهاگ !
واضح است اهداف اینان غیر علمی است که در هنگامه بهتری کاملا به آن خواهیم پرداخت .
اکنون سخن به درازا نرود ...
چکیده سخنانم اینکه " امنیت روانی کاربران ، در گروه و کانال با پرداختن به جعل و جهل و بدع و کذب گویی و حقّه بازی جماعت ضد علم ، خدشه دار شده است از همین رو از عزیزان عذرخواهی کرده و اعلام میشه که خطا پذیری ماهیت ذاتی انسان است و برای یاد گرفتن باید اشتباه کرد .نظرات و تفکرات خویش را با آزادی تمام در گروه بیان کنید و کما فی سابق در گفتمان های علمی شرکت کنید . اشتباه در ذات انسان است و برای ذات انسانی کسی سرزنش نخواهد شد"
گردانندگان مجموعه کوانتوم مکانیک
با تقدیم درود و احترام ویژه خدمت همراهان و هموندان مجموعه #کوانتوم_مکانیک ..!
یاران از تنش پیش آمده درین مدت در گروه از حضور شما عزیزان عذر و پوزش خواهیم .
بنا بر ذات زایش ، نو-زاد ابتدای راه کسب مهارت های الزامی زندگی ست .
از همین رو است که نادانسته ها و به تعبیری جهالت همواره در جامعه بشری پاینده است.
اساسا هر اندیشمندی اقرار به جهل خویش دارد چرا که اگر نخست به جهل خویش پی نبریم هرگز نیاز به تحقیق و جستجو و مطالعه و کنکاش در علوم و متون علمی ، نخواهیم داشت .
انیشتین در سالهای پایانی زندگی پر بار خود اقرار می کند با اینکه کل عمرش را به حل معماهای فیزیک پرداخت ، اکنون و در خزان زندگی اعتراف می کند هیچ نمیداند .
این روایت نرمال از زندگی است . بی آنکه خویش را تکینگی شعور و علم بدانیم باید اقرار بر جهالت مان و ماهیت خطا پذیر بودن ذاتی یک انسان ، داشته باشیم .
از تیم گردانندگان تا اعضا و هر وابسته ای در مجموعه کوانتوم مکانیک ، اقرار بر این جهل و نادانی دارند . جز این باشد چه ؟
چه کسانی خویش را فاقد خطا و اشتباه می دانند ؟
پاسخ : جاهلان واقعی !
درین چند روز ، شاهد گفتگویی بودیم که گروهی مدعی تاثیر اگاهی بر آزمایش بودند چرا که در گام بعدی ، آگاهی را برابر با #روح قرار میدادند و اهداف ضد علمی خویش را در جهت #منافع شخصی ، پی می گرفتند .
و در واقع دلیل تنش اخیر و پاسخ سهمگین نیز همین امر بود . چرا که علم را بهانه منفعت شخصی و کثیف خویش قرار می دهند و جامعه و خصوصا نوجوانان عزیز که سرمایه بی مثال جامعه ما هستند را اغفال و پریشان می سازند.
این متن را برای این نگارش کردیم زیرا یاران همراه آرامش خاطر داشته باشند که بین یک جوینده علم و کذابین تفاوت است .
جویندگان علم در جستجوی علم ممکن است دچار خطا گردند و اشتباه کنند که به محض درک خطا آن را اصلاح می کنند و تلاشی در اقناع دیگران ندارند بلکه بدنبال اقناع کنجکاوی خویش هستند .
اما کلّاشان و حقّه بازان بسیاری نیز وجود دارند که هدفشان نشر مطالب مسموم و جهت دار است که تا هر چه بیشتر منافع خویش را تضمین کنند . این جماعت با نتیجه گیری در ابتدا شروع می کنند ، و سپس با انتخاب گیلاس های شیرین سعی در فریب دارند .
این جماعت زمانی تفسیر ویگنر-نویمان را فرنود مدعای خویش پیش می کشند و در زمانی دیگر تفسیر کپنهاگ !
واضح است اهداف اینان غیر علمی است که در هنگامه بهتری کاملا به آن خواهیم پرداخت .
اکنون سخن به درازا نرود ...
چکیده سخنانم اینکه " امنیت روانی کاربران ، در گروه و کانال با پرداختن به جعل و جهل و بدع و کذب گویی و حقّه بازی جماعت ضد علم ، خدشه دار شده است از همین رو از عزیزان عذرخواهی کرده و اعلام میشه که خطا پذیری ماهیت ذاتی انسان است و برای یاد گرفتن باید اشتباه کرد .نظرات و تفکرات خویش را با آزادی تمام در گروه بیان کنید و کما فی سابق در گفتمان های علمی شرکت کنید . اشتباه در ذات انسان است و برای ذات انسانی کسی سرزنش نخواهد شد"
گردانندگان مجموعه کوانتوم مکانیک
Telegram
attach 📎
10-آنتروپی بولتزمن
این معادله کلیدی در مکانیک آماری توسط لودویگ بولتزمن معرفی شد. که آنتروپی (بینظمی) حالت ماکرو(S) را به تعداد حالتهای میکرو(W) نسبت می دهد. حالت میکرو(microstate) با تصریح ویژگیهای هر ذره، سیستم را توصیف می کند. لذا حالاتی نظیر مومنتوم(تکانه) ذره و موقعیت ذره در اینجا اهمیت پیدا می کنند.
حالت ماکرو به ویژگیهای جمعی گروهی از ذرات اشاره می کند، مثل دما، حجم و فشار. نکته کلیدی این است که حالت میکروی متعددی می توانند با آن حالت ماکرو تناسب داشته باشند. پس بی نظمی با آرایش ذرات در درون سیستم (سامانه) ارتباط دارد. این معادله می تواند برای به دست آوردن معادلات ترمودینامیکی نظیر “قوانین گاز ایده آل” مورد استفاده قرار گیرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
این معادله کلیدی در مکانیک آماری توسط لودویگ بولتزمن معرفی شد. که آنتروپی (بینظمی) حالت ماکرو(S) را به تعداد حالتهای میکرو(W) نسبت می دهد. حالت میکرو(microstate) با تصریح ویژگیهای هر ذره، سیستم را توصیف می کند. لذا حالاتی نظیر مومنتوم(تکانه) ذره و موقعیت ذره در اینجا اهمیت پیدا می کنند.
حالت ماکرو به ویژگیهای جمعی گروهی از ذرات اشاره می کند، مثل دما، حجم و فشار. نکته کلیدی این است که حالت میکروی متعددی می توانند با آن حالت ماکرو تناسب داشته باشند. پس بی نظمی با آرایش ذرات در درون سیستم (سامانه) ارتباط دارد. این معادله می تواند برای به دست آوردن معادلات ترمودینامیکی نظیر “قوانین گاز ایده آل” مورد استفاده قرار گیرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
فضا_زمان چیست!؟
پارت نخست
https://t.me/higgs_journals/229
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/238
پارت سوم
https://t.me/higgs_journals/245
پارت چهارم
https://t.me/higgs_journals/252
پارت پنجم
https://t.me/higgs_journals/260
پارت نخست
https://t.me/higgs_journals/229
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/238
پارت سوم
https://t.me/higgs_journals/245
پارت چهارم
https://t.me/higgs_journals/252
پارت پنجم
https://t.me/higgs_journals/260
▪تفاوت اساسی بین ذره و میدان: تعداد درجات آزادی یک ذره متناهی، در حالی که میدان تعداد نامتناهی درجه آزادی دارد. نظریه میدان های کوانتومی، روش روشن تفکر درباره ی دوگانگی موج/ذره را در اختیار ما قرار می دهد. میدان وجودی گسترده در فضا و زمان است؛ بنابراین، موجودی است برخوردار از سرشت ذاتا موج گونه. حاصل کاربرد نظریه کوانتوم در مورد میدان ها نمایان شدن کمیت های فیزیکی(مانند انرژی و تکانه)به صورت بسته های گسسته و شمارش پذیر بوده است. اما این شمارش پذیری دقیقا همان چیزی است که ما به رفتار ذره گونه نسبت می دهیم.
در مطالعه ی میدان کوانتومی، موجودی را بررسی می کنیم و می فهمیم که به صراحت هر دو خاصیت ذره گونه و موج گونه را به شکلی حتی الامکان واضح بروز می دهد. در نظریه میدان کوانتومی، حالت هایی که خواص موج گونه بروز می دهند، آنهایی اند که تعداد نامعینی از ذرات را در خود دارند. این خاصیت، از اصل برهم نهی نظریه کوانتوم حاصل می آید که ترکیب حالت هایی را ممکن می کند که تعداد متفاوتی از ذرات را در خود دارند. خلاء در نظریه میدان های کوانتومی خواص نامعمولی دارد که اهمیت ویژه ای دارند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در مطالعه ی میدان کوانتومی، موجودی را بررسی می کنیم و می فهمیم که به صراحت هر دو خاصیت ذره گونه و موج گونه را به شکلی حتی الامکان واضح بروز می دهد. در نظریه میدان کوانتومی، حالت هایی که خواص موج گونه بروز می دهند، آنهایی اند که تعداد نامعینی از ذرات را در خود دارند. این خاصیت، از اصل برهم نهی نظریه کوانتوم حاصل می آید که ترکیب حالت هایی را ممکن می کند که تعداد متفاوتی از ذرات را در خود دارند. خلاء در نظریه میدان های کوانتومی خواص نامعمولی دارد که اهمیت ویژه ای دارند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
بــــار کـــَـــــــج
ز بار کج ره مقـــصد شنیدن آسان نیست
ز راه کج به حقـیـقـت رسیدن آسان نیست
بکوش از ره زحمت معاش خود بر گیر
اَفسار اُشــتـُر رنـدان کشیدن آســان نیست
« نصیحتی کـُنمت بـشـنو و بهانه مگیر »
چون ازبِلاد برین خوشه چیدن آسان نیست
عِـنـان حُرمت خود را به ابلـه هان مسپار
پـناه دامن نادان گــُــزیدن آسان نیست
بـُرو به مكـتب دارالــُـفـنـون خِــرد آمـــوز
كه زيـرسـايه حسرت خـزیدن آسان نيست
اَدب مُکــمّـل عـشق است وحُرمتش واجب
حریم حُجب و حــَـیا را دریدن اسان نیست
ز بار کج ره مقـــصد شنیدن آسان نیست
ز راه کج به حقـیـقـت رسیدن آسان نیست
بکوش از ره زحمت معاش خود بر گیر
اَفسار اُشــتـُر رنـدان کشیدن آســان نیست
« نصیحتی کـُنمت بـشـنو و بهانه مگیر »
چون ازبِلاد برین خوشه چیدن آسان نیست
عِـنـان حُرمت خود را به ابلـه هان مسپار
پـناه دامن نادان گــُــزیدن آسان نیست
بـُرو به مكـتب دارالــُـفـنـون خِــرد آمـــوز
كه زيـرسـايه حسرت خـزیدن آسان نيست
اَدب مُکــمّـل عـشق است وحُرمتش واجب
حریم حُجب و حــَـیا را دریدن اسان نیست
Forwarded from اتچ بات
پرسش: آیا زمان واقعی است؟
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field ←کانال
https://t.me/higgs_group ←گروه
https://t.me/higgs_journals ← آرشیو
https://t.me/higgs_book ←کتابخانه
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field ←کانال
https://t.me/higgs_group ←گروه
https://t.me/higgs_journals ← آرشیو
https://t.me/higgs_book ←کتابخانه
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎
سطوح ریمانی بهطور عام، مجموعه اشیایی در ریاضی است که در آنها امکان تعریف و توسعه توابع مختلط (تحلیلی یا دارای تَکینی) و هارمونیک شدنی است. به سخن سادهتر، همانند فضاهای برداری که محلی برای تعریف و توسعه توابع و نگاشتهای خطی اند، رویههای ریمانی نیز محلی برای تعریف و توسعه آنالیز و توابع مختلط میباشند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
https://arxiv.org/abs/1512.07551
Lessons from Einstein's 1915 discovery of general relativity
Lee Smolin
There is a myth that Einstein's discovery of general relativity was due to his following beautiful mathematics to discover new insights about nature. I argue that this is an incorrect reading of the history and that what Einstein did was to follow physical insights which arose from asking that the story we tell of how nature works be coherent.
این مقاله جالبی در مورد تاریخچه کشف نسبیت عام هست که درس فیزیکی مهمی هم به ما می دهد. آنچه بیشتر از ریاضیات در شکل گیری نسبیت عام موثر بود بینش فیزیکی انیشتن بود. نسبیت عام صرفا یک تعمیم ریاضیاتی نیست.
با استفاده از تعمیم ریاضیاتی بی نهایت مدل می توان ساخت. کاری که در فیزیک امروزه خیلی رایج هست، انبوهی از مدل ها ساخته می شود با استفاده از تعمیم ریاضیاتی نظریات یا مدل های قبلی.
در حقیقت در این مقاله به این نکته جالب اشاره می شود که علت عدم موفقیت چشم گیر انیشتن پس از ارائه نسبیت عام، توجه صرف به تعمیم ریاضیات نسبیت عام بود. به عنوان مثال ایده ابعاد اضافه برای وحدت گرانش و الکترومغناطیس صرفا بر پایه ایده های ریاضی هست بدون اینکه معیار فیزیکی مستحکمی پشت آن باشد.
این را می شود مقایسه کرد با انیشتن قبل و تا ارائه نسبیت عام. در این دوره انیشتن پر است از تحلیل های فیزیکی و «آزمایشات ذهنی» .
امکانات ریاضیاتی بی نهایت هستند و حتی ممکن است اغلب زیبا باشند اما جهان فیزیکی «واحد» هست.
بنابراین اگر نظریه ای بر پایه دانش فیزیکی و سازگاری فهم ما از طبیعت ساخته شود این نظریه خیلی زود پیش بینی قابل بررسی راجع به طبیعت خواهد داشت. در مقابل اگر مدلی ریاضیاتی بر پایه تعمیم های ریاضیاتی در ذهن ما ساخته شود دور از ذهن نخواهد بود وقتی می بینیم چنین مدل هایی توانایی ارتباط با طبیعت را ندارند چون مدل ها معلوم نیست راجع به چه چیزی حرف می زنند و یا اینکه قابلیت پیش بینی ندارند و یا اینکه به چندجهانی منجر می شوند.
من فکر می کنم یک نظریه «گرانش کوانتومی» حتما پیش بینی های بسیار جالبی راجع به جهان واقع خواهد داشت حتی در انرژی های معمول.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Lessons from Einstein's 1915 discovery of general relativity
Lee Smolin
There is a myth that Einstein's discovery of general relativity was due to his following beautiful mathematics to discover new insights about nature. I argue that this is an incorrect reading of the history and that what Einstein did was to follow physical insights which arose from asking that the story we tell of how nature works be coherent.
این مقاله جالبی در مورد تاریخچه کشف نسبیت عام هست که درس فیزیکی مهمی هم به ما می دهد. آنچه بیشتر از ریاضیات در شکل گیری نسبیت عام موثر بود بینش فیزیکی انیشتن بود. نسبیت عام صرفا یک تعمیم ریاضیاتی نیست.
با استفاده از تعمیم ریاضیاتی بی نهایت مدل می توان ساخت. کاری که در فیزیک امروزه خیلی رایج هست، انبوهی از مدل ها ساخته می شود با استفاده از تعمیم ریاضیاتی نظریات یا مدل های قبلی.
در حقیقت در این مقاله به این نکته جالب اشاره می شود که علت عدم موفقیت چشم گیر انیشتن پس از ارائه نسبیت عام، توجه صرف به تعمیم ریاضیات نسبیت عام بود. به عنوان مثال ایده ابعاد اضافه برای وحدت گرانش و الکترومغناطیس صرفا بر پایه ایده های ریاضی هست بدون اینکه معیار فیزیکی مستحکمی پشت آن باشد.
این را می شود مقایسه کرد با انیشتن قبل و تا ارائه نسبیت عام. در این دوره انیشتن پر است از تحلیل های فیزیکی و «آزمایشات ذهنی» .
امکانات ریاضیاتی بی نهایت هستند و حتی ممکن است اغلب زیبا باشند اما جهان فیزیکی «واحد» هست.
بنابراین اگر نظریه ای بر پایه دانش فیزیکی و سازگاری فهم ما از طبیعت ساخته شود این نظریه خیلی زود پیش بینی قابل بررسی راجع به طبیعت خواهد داشت. در مقابل اگر مدلی ریاضیاتی بر پایه تعمیم های ریاضیاتی در ذهن ما ساخته شود دور از ذهن نخواهد بود وقتی می بینیم چنین مدل هایی توانایی ارتباط با طبیعت را ندارند چون مدل ها معلوم نیست راجع به چه چیزی حرف می زنند و یا اینکه قابلیت پیش بینی ندارند و یا اینکه به چندجهانی منجر می شوند.
من فکر می کنم یک نظریه «گرانش کوانتومی» حتما پیش بینی های بسیار جالبی راجع به جهان واقع خواهد داشت حتی در انرژی های معمول.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
🟣 Richard_Feynman: Teach your students to doubt, to think, to communicate, to question, to make mistakes, to learn from their mistakes, and most importantly have fun in their learning.
✓ ریچارد فاینمن: به گونه ای برای دانش آموزانت تدریس کن که : شک کنند، تفکر کنند، ارتباط داشته باشند، سوال بپرسند، دچار اشتباه شوند و از اشتباهات خود بیاموزند، و از همه مهم تر در یادگیری هایشان "خوشی" و "لذت" را نیز تجربه کرده باشند.
🆔 @phys_Q
✓ ریچارد فاینمن: به گونه ای برای دانش آموزانت تدریس کن که : شک کنند، تفکر کنند، ارتباط داشته باشند، سوال بپرسند، دچار اشتباه شوند و از اشتباهات خود بیاموزند، و از همه مهم تر در یادگیری هایشان "خوشی" و "لذت" را نیز تجربه کرده باشند.
🆔 @phys_Q
Forwarded from اتچ بات
از حیات زمینی تا فرازمینی ...
برنامه مهبانگ
مدت زمان کلیپ: ″۳۷:′۵۳: ۱
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field ←کانال
https://t.me/higgs_group ←گروه
https://t.me/higgs_journals ← آرشیو
https://t.me/higgs_book ←کتابخانه
برنامه مهبانگ
مدت زمان کلیپ: ″۳۷:′۵۳: ۱
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://t.me/higgs_field ←کانال
https://t.me/higgs_group ←گروه
https://t.me/higgs_journals ← آرشیو
https://t.me/higgs_book ←کتابخانه
Telegram
attach 📎
شیّادان در کمین اند!
#پارت_سوم
interpretations تفاسیر
در قسمت پیشین در از collapse of the wave function گفتیم و مختصری از تفسیر #کپنهاگن گفتیم .
تفاسیری برای این فروریزش موجود است . از جمله همان تفسیر نویمان-ویگنر مبنی بر نقش داشتن #آگاهی consciousness در فروریزش تابع موج ، که همانطور که گفتیم در دهه هفتاد با انصراف ویگنر از این تفسیر و #خجالت_آور دانستن استفاده ازین تفسیر برای نشر solipsism در مباحثه های مکانیک کوانتومی رسما این تفسیر کنار گذاشته شد.
بدینسان در گفتگو راه کلّاشی را بر شیّادان بستیم اما ایشان راه دیگر جستند . در توصیفی جایگزین این بار از تفسیر کپنهاگن برای فریب مخاطب مبنی بر دست داشتن آگاهی در آزمایش استفاده کردند . برای اینان تفاسیر مختلف کپنهاگن و بوهمی و ... هیچ ارزشی ندارد ،چون بدنبال علم نیستند و صرفا بدنبال ابزار شیادی خویش هستند . بور و هایزنبرگ دو تن از پایه گذاران تفسیر کپنهاگ هستند و نه تنها این تفسیر به ارائه تاثیر آگاهی در آزمایش روایتی بیان نمی کند بلکه با آن مخالفت می کند .
#ابطال
گروهی از تفسیر متروک آگاهی محوری استفاده می کنند تا هستی را برآمده از خودآگاهی معرفی کنند (تاثیر ناظر بر آزمایش ) ، در ادامه نظر #هایزنبرگ یکی از دو تن پایه گذاران تفسیر کپنهاگن می گوید:
"به میان آوردن مشاهدهگر نباید باعث این بدفهمی شود که ویژگیهای ذهن او وارد توصیف ما از طبیعت میشود. تنها کار مشاهدهگر ثبت تصمیمهاست، یعنی ثبت رویدادهایی در فضا و زمان. مهم نیست که مشاهدهگر یک ابزار است یا یک انسان. ولی ثبت رویداد، یعنی گذار از «ممکن» به «واقعی» در اینجا کاملاً لازم است و نمیتواند در تفسیر ما از مکانیک کوانتومی نادیده گرفته شود."
تفسیر کپنهاکی تعینگرایانه نیست و نیز مفهوم اندازهگیری در آن به درستی تعریف نشدهاست.
Heisenberg, Physics and Philosophy, p. 137
از این مسیر به انسداد راه شیادان پرداختیم . #تعیین_گرا نبودن تفسیر کپنهاگ + تعریف نشدن مفهوم #اندازه_گیری measurement به نوبهی خود تو دهنی سنگین تفسیر کپنهاگ و پایه گذار آن هایزنبرگ ، به سواستفاده کنندگان است .
تفسیر کپنهاگ
تفسیر کپنهاگ، تعبیر استاندارد مکانیک کوانتومی است که توسط "نیلز بوهر" و "ورنر هایزنبرگ"، هنگامی که آنها در حدود سال ۱۹۲۷ در کپنهاگ همکاری داشتند، فرم پذیرفت. بوهر و هایزنبرگ تعبیر احتمالاتی تابع موج را که در ابتدا توسط "ماکس بورن" پیشنهاد شده بود گسترش دادند. تعبیر کپنهاگ، سؤالاتی مانند "قبل از اینکه من موقعیت این ذره را اندازهگیری کنم این ذره کجا بود؟" را بیمعنی میدانند. فرایند اندازهگیری به صورت تصادفی دقیقاً یکی از احتمالات ممکنی را که تابع موجی حالت آنها را اجازه میدهد بر میگزیند.
تفسیر کپنهاکی میگوید که چیزی به نام تابع موج وجود واقعی ندارد و تابع موج تنها یک مفهوم مجرد است (دیدگاه ذهنی). شاید هم بتوان گفت که دستکم تفسیر کپنهاکی خود را ملزم به اظهارنظر دربارهٔ عینی objective یا ذهنی subjective بودن تابع موج نمیداند (دیدگاه #ندانم_گویی). مثالی از دیدگاه ندانمگویی را در گفتهٔ فون وایتسکر میتوان دید که در کنفرانسی در کمبریج گفت که دیدگاه کپنهاکی متفاوت با گزارهٔ «چیزی را که نمیتوان دید وجود ندارد» است. به گفتهٔ او دیدگاه کپنهاکی میگوید: «چیزی را که میتوان دید حتماً وجود دارد. ولی دربارهٔ چیزی که نمیتوان دید آزادیم هر فرضی بکنیم و این آزادی را برای فرار از تناقضها به کار ببریم.»
تفسیر کپنهاگ به نوعی به فروکاهی معتقد است .
ماهیت فروکاهی تابع موج
همهٔ روایتها از تفسیر کپنهاکی بهطور رسمی یا روششناسانه به فروکاهی تابع موج باور دارند که یعنی ویژهمقدارهای مشاهدهنشده در مشاهدههای بعدی دیده نخواهند شد. به زبان دیگر، طرفداران تفسیر کپنهاکی از همان روزهای آغازین مکانیک کوانتومی هیچگاه فروکاهی را انکار نکردند، برخلاف طرفداران تفسیر دنیاهای چندگانه.
به زبان سادهتر، پذیرندگان تفسیر کپنهاکی میگویند که تابع موج، احتمال همهٔ پیشامدهای ممکن برای یک رویداد را در خود دارد. ولی وقتی که یکی از این پیشامدهای کموبیش هماحتمال رخ داد، پیشامدهای دیگر به کلی از بین میروند. مثلاً اگر الکترونی از یک آزمایش دوشکاف بگذرد، احتمالهای مختلفی هست که هرجایی روی پردهٔ آشکارساز فرود بیاید. ولی وقتی الکترون یک جا فرود آمد، دیگر هیچ احتمالی برای فرودآمدنش در جاهای دیگر باقی نمیماند. در تفسیر دنیاهای چندگانه، الکترون روی همهٔ جاهایی که احتمالی برای فرودآمدنش هست فرود میآید، ولی این فرودها در دنیاهای متفاوتی رخ میدهند.
همانطور که می بینید روایات مختلفی از تفسیر کپنهاگ وجود دارد که در هیچ کدام از نقش آگاهی consciousness در آزمایش دفاع نشده است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#پارت_سوم
interpretations تفاسیر
در قسمت پیشین در از collapse of the wave function گفتیم و مختصری از تفسیر #کپنهاگن گفتیم .
تفاسیری برای این فروریزش موجود است . از جمله همان تفسیر نویمان-ویگنر مبنی بر نقش داشتن #آگاهی consciousness در فروریزش تابع موج ، که همانطور که گفتیم در دهه هفتاد با انصراف ویگنر از این تفسیر و #خجالت_آور دانستن استفاده ازین تفسیر برای نشر solipsism در مباحثه های مکانیک کوانتومی رسما این تفسیر کنار گذاشته شد.
بدینسان در گفتگو راه کلّاشی را بر شیّادان بستیم اما ایشان راه دیگر جستند . در توصیفی جایگزین این بار از تفسیر کپنهاگن برای فریب مخاطب مبنی بر دست داشتن آگاهی در آزمایش استفاده کردند . برای اینان تفاسیر مختلف کپنهاگن و بوهمی و ... هیچ ارزشی ندارد ،چون بدنبال علم نیستند و صرفا بدنبال ابزار شیادی خویش هستند . بور و هایزنبرگ دو تن از پایه گذاران تفسیر کپنهاگ هستند و نه تنها این تفسیر به ارائه تاثیر آگاهی در آزمایش روایتی بیان نمی کند بلکه با آن مخالفت می کند .
#ابطال
گروهی از تفسیر متروک آگاهی محوری استفاده می کنند تا هستی را برآمده از خودآگاهی معرفی کنند (تاثیر ناظر بر آزمایش ) ، در ادامه نظر #هایزنبرگ یکی از دو تن پایه گذاران تفسیر کپنهاگن می گوید:
"به میان آوردن مشاهدهگر نباید باعث این بدفهمی شود که ویژگیهای ذهن او وارد توصیف ما از طبیعت میشود. تنها کار مشاهدهگر ثبت تصمیمهاست، یعنی ثبت رویدادهایی در فضا و زمان. مهم نیست که مشاهدهگر یک ابزار است یا یک انسان. ولی ثبت رویداد، یعنی گذار از «ممکن» به «واقعی» در اینجا کاملاً لازم است و نمیتواند در تفسیر ما از مکانیک کوانتومی نادیده گرفته شود."
تفسیر کپنهاکی تعینگرایانه نیست و نیز مفهوم اندازهگیری در آن به درستی تعریف نشدهاست.
Heisenberg, Physics and Philosophy, p. 137
از این مسیر به انسداد راه شیادان پرداختیم . #تعیین_گرا نبودن تفسیر کپنهاگ + تعریف نشدن مفهوم #اندازه_گیری measurement به نوبهی خود تو دهنی سنگین تفسیر کپنهاگ و پایه گذار آن هایزنبرگ ، به سواستفاده کنندگان است .
تفسیر کپنهاگ
تفسیر کپنهاگ، تعبیر استاندارد مکانیک کوانتومی است که توسط "نیلز بوهر" و "ورنر هایزنبرگ"، هنگامی که آنها در حدود سال ۱۹۲۷ در کپنهاگ همکاری داشتند، فرم پذیرفت. بوهر و هایزنبرگ تعبیر احتمالاتی تابع موج را که در ابتدا توسط "ماکس بورن" پیشنهاد شده بود گسترش دادند. تعبیر کپنهاگ، سؤالاتی مانند "قبل از اینکه من موقعیت این ذره را اندازهگیری کنم این ذره کجا بود؟" را بیمعنی میدانند. فرایند اندازهگیری به صورت تصادفی دقیقاً یکی از احتمالات ممکنی را که تابع موجی حالت آنها را اجازه میدهد بر میگزیند.
تفسیر کپنهاکی میگوید که چیزی به نام تابع موج وجود واقعی ندارد و تابع موج تنها یک مفهوم مجرد است (دیدگاه ذهنی). شاید هم بتوان گفت که دستکم تفسیر کپنهاکی خود را ملزم به اظهارنظر دربارهٔ عینی objective یا ذهنی subjective بودن تابع موج نمیداند (دیدگاه #ندانم_گویی). مثالی از دیدگاه ندانمگویی را در گفتهٔ فون وایتسکر میتوان دید که در کنفرانسی در کمبریج گفت که دیدگاه کپنهاکی متفاوت با گزارهٔ «چیزی را که نمیتوان دید وجود ندارد» است. به گفتهٔ او دیدگاه کپنهاکی میگوید: «چیزی را که میتوان دید حتماً وجود دارد. ولی دربارهٔ چیزی که نمیتوان دید آزادیم هر فرضی بکنیم و این آزادی را برای فرار از تناقضها به کار ببریم.»
تفسیر کپنهاگ به نوعی به فروکاهی معتقد است .
ماهیت فروکاهی تابع موج
همهٔ روایتها از تفسیر کپنهاکی بهطور رسمی یا روششناسانه به فروکاهی تابع موج باور دارند که یعنی ویژهمقدارهای مشاهدهنشده در مشاهدههای بعدی دیده نخواهند شد. به زبان دیگر، طرفداران تفسیر کپنهاکی از همان روزهای آغازین مکانیک کوانتومی هیچگاه فروکاهی را انکار نکردند، برخلاف طرفداران تفسیر دنیاهای چندگانه.
به زبان سادهتر، پذیرندگان تفسیر کپنهاکی میگویند که تابع موج، احتمال همهٔ پیشامدهای ممکن برای یک رویداد را در خود دارد. ولی وقتی که یکی از این پیشامدهای کموبیش هماحتمال رخ داد، پیشامدهای دیگر به کلی از بین میروند. مثلاً اگر الکترونی از یک آزمایش دوشکاف بگذرد، احتمالهای مختلفی هست که هرجایی روی پردهٔ آشکارساز فرود بیاید. ولی وقتی الکترون یک جا فرود آمد، دیگر هیچ احتمالی برای فرودآمدنش در جاهای دیگر باقی نمیماند. در تفسیر دنیاهای چندگانه، الکترون روی همهٔ جاهایی که احتمالی برای فرودآمدنش هست فرود میآید، ولی این فرودها در دنیاهای متفاوتی رخ میدهند.
همانطور که می بینید روایات مختلفی از تفسیر کپنهاگ وجود دارد که در هیچ کدام از نقش آگاهی consciousness در آزمایش دفاع نشده است .
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
"ریاضیات توضیح می دهد " اما توضیح ریاضیات جالب نیست !
▪ شما می توانید مسیر سنتی یادگیری فیزیک را دنبال کنید - از طریق ریاضیات ، اما اجازه دهید واقعیت ها را بپذیریم: وقتی از فیلم ها ، گرافیک ها ، نمودارها و مثال های واقعی استفاده می کنیم ، فیزیک بسیار سرگرم کننده و هیجان انگیز است ،
اما هیچ چیز خیلی شهودی در مورد دنیای میکروسکوپی وجود ندارد.
با نگاهی به این تصویر گربه شرودینگر ، گفتن جمله هایی مانند "گربه هم مرده و هم زنده است!" سرگرم کننده است. شما می توانید از کلمات پر زرق و برق مانند Superposition و Heisenberg’s Uncertainty principle استفاده کنید ، اما در مکالمات - هیچ روش سرگرم کننده یا تعاملی برای انتقال شفاهی ریاضیات وجود ندارد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪ شما می توانید مسیر سنتی یادگیری فیزیک را دنبال کنید - از طریق ریاضیات ، اما اجازه دهید واقعیت ها را بپذیریم: وقتی از فیلم ها ، گرافیک ها ، نمودارها و مثال های واقعی استفاده می کنیم ، فیزیک بسیار سرگرم کننده و هیجان انگیز است ،
اما هیچ چیز خیلی شهودی در مورد دنیای میکروسکوپی وجود ندارد.
با نگاهی به این تصویر گربه شرودینگر ، گفتن جمله هایی مانند "گربه هم مرده و هم زنده است!" سرگرم کننده است. شما می توانید از کلمات پر زرق و برق مانند Superposition و Heisenberg’s Uncertainty principle استفاده کنید ، اما در مکالمات - هیچ روش سرگرم کننده یا تعاملی برای انتقال شفاهی ریاضیات وجود ندارد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
ترفند #ریاضی
برای بدست آوردن عدد اعشاری یک کسر کافی ست مخرج را در عددی ضرب کنید که حاصلضرب را برابر با 10 یا 100 یا .... کند سپس صورت را در همان عدد ضرب و به تعداد صفر های در مخرج از اعداد صورت بکاهید.
(تقسیم کنید)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
برای بدست آوردن عدد اعشاری یک کسر کافی ست مخرج را در عددی ضرب کنید که حاصلضرب را برابر با 10 یا 100 یا .... کند سپس صورت را در همان عدد ضرب و به تعداد صفر های در مخرج از اعداد صورت بکاهید.
(تقسیم کنید)
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
👏1
معادله شرودینگر و روشهای آن شامل یک موفقیت در تفکر فیزیک شد. این معادله در نوع خود اولین بود و راه حلهای آن منجر به خاصیتهای غیرمعمول و غیرمنتظرهای برای زمان شد.
انرژی کل، جنبشی و پتانسیل
شکل کلی معادله، غیرمعمول و غیرمنتظره نیست، معادله شرودینگر میتواند به عنوان (انرژی پتانسیل + انرژی جنبشی = انرژی کل) تفسیر شود. این رابطه دقیقاً مانند فیزیک کلاسیک است. به عنوان مثال یک ترن هوایی بدون اصطکاک انرژی کل ثابتی دارد، بنابراین هنگامی که در ارتفاع بالا قرار دارد (انرژی پتانسیل بالا)، آهستهتر حرکت میکند (انرژی جنبشی کم) و بر عکس.
وضعیت یک شی (state حالت یک شئ) بستگی به مجموع انرژی #پتانسیل و انرژی #جنبشی شی object دارد.
با معادله موج شرودینگر با استفاده از اصل پایستگی انرژی :
انرژی کل یک سامانه(مجموع انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل یک سیستم) در قالب تابع موج آن سیستم بیان میشود
Ψ psi تابع موج
H اپراتور هامیلتونی
∇ اپراتور دل
ثابت کاهیده پلانک h بار
w سرعت زاویه ای
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
انرژی کل، جنبشی و پتانسیل
شکل کلی معادله، غیرمعمول و غیرمنتظره نیست، معادله شرودینگر میتواند به عنوان (انرژی پتانسیل + انرژی جنبشی = انرژی کل) تفسیر شود. این رابطه دقیقاً مانند فیزیک کلاسیک است. به عنوان مثال یک ترن هوایی بدون اصطکاک انرژی کل ثابتی دارد، بنابراین هنگامی که در ارتفاع بالا قرار دارد (انرژی پتانسیل بالا)، آهستهتر حرکت میکند (انرژی جنبشی کم) و بر عکس.
وضعیت یک شی (state حالت یک شئ) بستگی به مجموع انرژی #پتانسیل و انرژی #جنبشی شی object دارد.
با معادله موج شرودینگر با استفاده از اصل پایستگی انرژی :
انرژی کل یک سامانه(مجموع انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل یک سیستم) در قالب تابع موج آن سیستم بیان میشود
Ψ psi تابع موج
H اپراتور هامیلتونی
∇ اپراتور دل
ثابت کاهیده پلانک h بار
w سرعت زاویه ای
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
The Largest Asteroid to Pass Earth This Year Is Rapidly Approaching
Read more👇
https://t.me/higgs_journals/263
Read more👇
https://t.me/higgs_journals/263
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾 آهنگی ۸۰۰ ساله. .
او فورتونا (O Fortuna) شعری به زبان لاتین قرون وسطایی سروده شده در قرن ۱۳ و بخشی از مجموعه اشعار کارمینا بورانا
این قطعه، شکایتنامهای است از شانس و تقدیر به فورتونا که الهه رومی شانس است.
زیرنویس: فارسی
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
او فورتونا (O Fortuna) شعری به زبان لاتین قرون وسطایی سروده شده در قرن ۱۳ و بخشی از مجموعه اشعار کارمینا بورانا
این قطعه، شکایتنامهای است از شانس و تقدیر به فورتونا که الهه رومی شانس است.
زیرنویس: فارسی
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field