کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
Forwarded from physics (ρꫝꪗડⅈᥴડ)
فضا زمان چیست؟
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/229
#پارسک

یک مگاپارسک عبارت است از یک میلیون پارسک (“مگا” پیشوندی به معنای میلیون است؛ درست مانند مگابایت یا مگاپیکسل) و از آنجا که فاصلۀ رسیدن به “یک پارسک” چیزی در حدود 3.3 سال نوری است، پس مسیری طولانی تا یک مگاپارسک وجود دارد. مخفف استاندارد مگاپارسک برابر است با Mpc.

• اما چرا اخترشناسان نیاز به چنین واحد بزرگی دارند؟


• هنگام بحث در مورد فواصل عظیمی مانند اندازۀ یک خوشه کهکشانی، یا یک ابرخوشه، واحدی مانند “مگاپارسک” کاربرد دارد، درست همانطور که از واحدهای نجومی(AU) برای فواصل منظومه‌شمسی (برای یک کهکشان، 1000 پارسک یا یک کیلوپارسک) استفاده می‌شود. یک کیلوپارسک یا kpc – مقیاس رایج‌تری برای فواصل کیهانی است. هرچند، گاهی اوقات از گیگاپارسک(Gpc) نیز استفاده می‌شود.
یک واحد دیگر کوچکتر از مگاپارسک، “پارسک”(Parsec) نام دارد، هر پارسک برابر ۳٫۲۶ سال نوری یا ۳۱ تریلیون کیلومتر است. اگر شما از منظومه‌‌شمسی چنان دور شوید که وقتی به مدار ِ زمین نگاه می‌کنید، اندازۀ شعاع مدار آن به اندازۀ یک ثانیه قوسی دیده شود، شما در فاصلۀ یک پارسکی از زمین قرار گرفته‌اید! در واقع یک پارسک فاصله یک جسم است که زاویه “اختلاف منظر” آن یک ثانیه قوسی است. واقعیت جالب این است که حتی با اینکه اولین اختلاف منظر ستاره‌ای در سال 1838 مشخص شد، تا سال 1913 کلمه “پارسک” مورد استفاده قرار نگرفت! از آنجا که یک پارسک تقریباً  16^10 × 3.09 متر است، یک مگاپارسک چیزی در حدود 22^10 × 3.09 متر است.

ثابت هابل یکی از اساسی‌ترین کمیت‌های طبیعت محسوب می‌شود زیرا بیانگر سرعت انبساط عمومی کیهان در مقیاس بزرگ است. این ثابت  تقریباً همیشه بر حسب واحد کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک بیان می‌شود. بعنوان مثال سرعت انبساط کیهان بطور میانگین برابر 8 ± 72 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک برآورد شده است.)

این یعنی دو نقطه به فاصله
3.09 × 10¹⁹
کیلومتر در هر ثانیه
72±8
کیلومتر دچار انبساط می شوند .
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
نورهای آبی فیتوپلانکتون

برخی از داینوفلاژله‌های پلانکتونی مانند «نوکتیلوکا» (Noctiluca) و زئوپلانکتون‌های بزرگ در مقابل شکارچیان خود مانند ماهی‌ها مواد چسبناکی تولید می‌کنند که خاصیت «لومینسانس» (Luminescence) دارند و در تاریکی به صورت نقاطی درخشان دیده می‌شوند. در سواحل اقیانوس‌ها و دریاهایی که غنی از این پلانکتون‌ها هستند، درخشش آبی‌رنگی قابل مشاهده است.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
خبر هیجان انگیز ....


کشف موجودات هوشمند فرازمینی بر روی سیارکی در منظومه شمسی خبر ما نیست و صحت ندارد :)

کشف آب و مولکول های آلی بر روی سیارکی در منظومه شمسی .....


اصل خبر:

https://t.me/higgs_journals/235
تونل زنی کوانتومی تقریبا آنی رخ می دهد

https://t.me/higgs_journals/237

همچنین مطالعه کنید
https://t.me/higgs_field/3017

تونل زنی کوانتومی، نتیجه ای از اصل برهم نهی کوانتومی و اصل عدم قطعیت است. برای روشن تر شدن، اجازه دهید به همجوشی هسته ای بازگردیم. طبق فیزیک کلاسیکی، دمای خورشید برای همجوشی هسته ای کافی نیست. اما اصل برهم نهی کوانتومی می گوید هسته می تواند در بیش از یک مکان وجود داشته باشد (به خاطر ماهیت موج گونه اش)، بنابراین برای رسیدن به دمای کافی و رخ دادن همجوشی، احتمال معینی وجود دارد. بنابر اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، اندازه حرکت یک شی همیشه دارای عدم قطعیت است، بنابراین با گذشت زمان، دو هسته proton می توانند به سرعت لازم برای همجوشی برسند.

فوتونی که فاصله ۱۵۰ میلیون کیلومتری خورشید تا زمین را ظرف ۵۰۰ ثانیه طی می کند ، تقریبا صد هزار سال طول می کشد تا از مرکز به سطح خورشید برسد .
#زندگینامه
#مهندسی_برق
ادیت کلارک:
ادیت کلارک (Edith Clarke) اولین زن استاد مهندسی برق دانشگاه تگزاس آستین (Austin) بود. او در زمینه تجزیه و تحلیل سیستم های قدرت الکتریکی فعالیت داشت و کتاب تحلیل مدارهای A-C سیستم‌های قدرت را نوشته است و تبدیل کلارک (یا آلفا-بتا) نیز که سیستم سه فاز متقارن را به 2 فاز تبدیل میکند به نام این شخصیت است.
ادیت کلارک ۱۰فوریه، ۱۸۸۳، در هوارد کانتی، مریلند به دنیا آمد. او یکی از نه فرزند جان ریگلی کلارک و سوزان دورسی اوینگز، بود. او پس از ۱۲ سالگی که یتیم شد توسط خواهر بزرگترش بزرگ شد. او با استفاده از ارث خود توانست به مطالعه ریاضیات و نجوم در کالج واسار مشغول شود و توانست در سال ۱۹۰۸ از این کالج فارغ التحصیل شود.
پس از کالج، کلارک، به تدریس ریاضیات و فیزیک در یک مدرسه خصوصی در سان فرانسیسکو و در کالج مارشال پرداخت. سپس او مدتی را صرف تحصیل در رشته مهندسی عمران در دانشگاه ویسکانسین، مدیسون کرد اما پس از مدتی آن را رها کرد و به شرکت AT&T رفت. در زمانیکه او در این شرکت بود در رشته مهندسی برق به صورت شبانه در دانشگاه کلمبیا نیز تحصیل کرد. در سال 1918 او به عضویت انستیتو ماساچوست در آمد و در سال بعد مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه MIT اخذ نمود و تبدیل به اولین زنی شد که مدرک کارشناسی ارشد برق از MIT را می‏گیرد.
او در ابتدا قادر به پیدا کردن شغل نبود و سپس در شرکت جنرال الکتریک بعنوان سرپرست بخش محاسبات در حوزه توربینهای بادی مشغول بکار شد. او در اوقات فراغت خود یک محاسبه‏ گر را ابداع نمود که با نام محاسبه گر کلارک ثبت اختراع شد که میتوانست معادلات مربوط به جریان الکتریکی، ولتاژ و امپدانس در خطوط انتقال قدرت را حل کند. روش او میتوانست معادلات خط انتقال را ده برابر سریعتر از روشهای قبلی حل کند. کلارک در سال 1945 از شرکت جنرال الکتریک بازنشسته شد. او در سال 1932 موفق به کسب جایزه بهترین مقاله در حوزه مهندسی برق شد. در سال 1943 کتاب تاثیرگذار و مهمی به نام "Circuit Analysis of A-C Power Systems" را در حوزه مهندسی برق تالیف کرد که متاثر از تجربیات او از شرکت جنرال الکتریک بود.
در سال 1947، او به هیئت علمی گروه مهندسی برق در دانشگاه تگزاس در دانشگاه آستین پیوست و تبدیل به اولین استاد زن مهندسی برق در کشور شد. او به مدت ده سال آموزش داد و در سال 1957 بازنشسته شد. آن چیزی که نام کلارک را در مهندسی برق برای دانشجویان این حوزه بیشتر یادآوری می‏کند، تبدیل کلارک است، این تبدیل کلارک یک تبدیل ریاضی است که برای ساده‌سازی تحلیل مدار سه فاز استفاده می‌شود. از لحاظ مفهوم شبیه به تبدیل dqo است. یکی از کاربردهای مهم تبدیل کلارک تولید سیگنال مرجع است که در کنترل مدولاسیون بردار فضایی اینورتر سه فاز استفاده می‌شود:)
مقاله ای برای درک پروتون و دریای کوارکی درون آن و مطالعات اخیر که سعی در توصیف پروتون با ماده تاریک دارد

#dark_matter
#proton
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/239
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/243
پارت سوم
https://t.me/higgs_journals/251
#ابطال #آگاهی_محوری

گروهی از تفسیر متروک آگاهی محوری استفاده می کنند تا هستی را برآمده از خودآگاهی معرفی کنند (تاثیر ناظر بر آزمایش ) ، در ادامه نظر #هایزنبرگ یکی از دو تن پایه گذاران تفسیر کپنهاگن می گوید:

"به میان آوردن مشاهده‌گر نباید باعث این بدفهمی شود که ویژگی‌های ذهن او وارد توصیف ما از طبیعت می‌شود. تنها کار مشاهده‌گر ثبت تصمیم‌هاست، یعنی ثبت رویدادهایی در فضا و زمان. مهم نیست که مشاهده‌گر یک ابزار است یا یک انسان. ولی ثبت رویداد، یعنی گذار از «ممکن» به «واقعی» در این‌جا کاملاً لازم است و نمی‌تواند در تفسیر ما از مکانیک کوانتومی نادیده گرفته شود."

تفسیر کپنهاکی تعین‌گرایانه نیست و نیز مفهوم اندازه‌گیری در آن به درستی تعریف نشده‌است.
 Heisenberg, Physics and Philosophy, p. 137
6-معادله موج
معادله موج، یک معادله مَرتبه دوم است که انتشار امواج را توصیف می کند. این معادله، تغییر انتشار موج در زمان را به تغییر انتشار در مکان ارتباط داده و ضریبی از سرعت موج(v) میباشد. در مقایسه با معادلات دیگر، چندان شگفت‌انگیز نیست، اما به نوبه خود دارای اهمیت بوده و در مواردی نظیر امواج صوتی، امواج در سیالات، مکانیک کوانتوم و نسبیت عام؛ به کار رفته است.

با کشف معادله شرودینگر، این معادله عملا به معادله اصلی و پایه ای مکانیک کوانتومی تبدیل شد و مشابه همان نقشی را که معادله قانون دوم نیوتن بعنوان معادله پایه ای در مکانیک کلاسیک ایفا می کند در مکانیک کوانتومی بر عهده گرفت. بنابراین می توان گفت که با کشف معادله شرودینگر، مکانیک کوانتومی ساختار ریاضی نهایی خود را در قالب مکانیک موجی پیدا کرد و فرمول بندی آن تا حد زیادی کامل شد. کشف این معادله بسیار مهم، جایزه نوبل سال ۱۹۳۳ فیزیک را برای شرودینگر به ارمغان آورد. معادله شرودینگر دیدگاه فیزیکدان ها نسبت به اتم را نیز متحول کرد و مدل اتمی بسیار کامل تری را نسبت به مدل اتمی بوهر ارائه داد؛ مدلی بنام مدل اوربیتالی که امروزه نیز همچنان صادق است.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
7-معادلات میدان اینشتین
معادلات میدان اینشتین برای اولین‌بار در سال 1915 در نظریه نسبیت عام برای تشریح مبانی اساسی برهمکنش‌های گرانشی ارائه شد. بر این اساس، عامل جذب اجسام سبک‌تر توسط اجرام سنگین، انحنایی است که توسط این اجرام در فضا – زمان اطرافشان به وجود می آید. این نظریه دیدگاه ِ ما دربارۀ جهان را  تغییر داد و از آن زمان به بعد با آزمایشات زیادی مورد تایید قرار گرفت. برای مثال، خمش نور در اطراف ستاره‌ها یا سیاره‌ها با این معادلات قابل توجیه است.

این فرمول در واقع 10 معادلۀ دیفرانسیل جزئی را در بردارد و از نماد تانسور استفاده می کند (هر چیزی که شاخص داشته باشد یک تانسور است). سمت چپ معادله شامل تانسور اینشتین(G) است که اطلاعاتی در مورد منحنی فضا-زمان ارائه می دهد و به تانسور تنش-انرژی(T) مربوط می شود؛ این تانسور حاوی اطلاعاتی در مورد توزیع انرژی در جهان، در سمت راست معادله می باشد. عبارت ثابت کیهان‌شناسی(Λ) در معادله درج می شود و به انبساط جهان مربوط می شود، گرچه دانشمندان مطمئن نیستند که چه چیزی این انبساط را ایجاد کرده است. این نظریه درک ما از جهان را کاملأ تغییر داده و تاکنون به طور تجربی تأیید شده است. یک مثال زیبا از آن خمیدگی نور در اطراف ِ ستارگان است.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
مقاله ای برای درک پروتون و دریای کوارکی درون آن و مطالعات اخیر که سعی در توصیف پروتون با ماده تاریک دارد

#dark_matter
#proton
پارت اول
https://t.me/higgs_journals/239
پارت دوم
https://t.me/higgs_journals/243
مقاله :

" ابطال بیوسنتریسم (لانزا) "

پارت اول:
https://t.me/higgs_journals/240
پارت دوم:
https://t.me/higgs_journals/244