کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت

چون باید مرد و آرزوها همه هَشت
چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت

#خیام
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
2-قانون دوم نیوتن

این معادله یکی از قدیمی‌ترین معادلات فیزیک است که در سال 1687 توسط آیزاک نیوتن نوشته شد و سنگ ِ بنای ریاضیات کلاسیک به شمار می رود. با این معادله، امکانِ محاسبه حرکتِ اجسامی که در معرض نیرو قرار می گیرند، فراهم می شود. نیرو(F) مساوی است با جرم(m)، ضربدر شتاب جرم(a). لذا برای آن بُرداری ترسیم می شود که از بزرگی و جهت برخوردار است.
F = m a

قانون دوم نیوتن اولین معادله‌ای است که دانش‌آموزان فیزیک در مدرسه با آن آشنا شده و یاد می گیرند، چرا که به دانش ریاضی پایه نیاز دارد. این معادله در طیف ِ بزرگی از مسائل به کار گرفته می شود؛ از حرکت ِ اتومبیل‌ها گرفته تا گردش سیاره‌ها به دور خورشید. نظریه مکانیک کوانتومی در اوایل دهه 1900 میلادی بر این معادله سایه افکند و قدری آن را به چالش کشید.
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field

قانون اول و دوم نیوتن به ظاهر هر دو یک قانون واحد اند اما تفاوت هایی دارند که نیازمند بازنگری ست
معادله دیراک:

پیش بینی پاد ذرات و کشف آنها
تولید و نابودی الکترون-پوزیترون


دیراک در سال ۱۹۲۸ موفق به کشف یک معادله ی موج نسبیتی برای ذره ای با اسپین ½ شد که امروزه به معادله دیراک معروف است. او نشان داد که این معادله توصیف خوبی از الکترون به دست می دهد. به عنوان مثال ساختار زیر طیف اتم هیدروژن اگر با استفاده از معادله دیراک حساب شود با نتایج آزمایش به خوبی در توافق است.

اما مشکلاتی هم وجود دارد. معادله دیراک دارای جواب هایی با انرژی منفی است. برای یک ذره آزاد جواب هایی با انرژی های زیر وجود دارند:
E= ±c√(p²+M²c²)

معادله ی بالا از نقطه نظر کلاسیک هم صادق است اما از نظر کلاسیک مشکلی را ایجاد نمی کند، زیرا انرژی ها به طور پیوسته تغییر می کنند و بدین ترتیب E نمی تواند از مقداری مثبت به مقداری منفی به علت گسستگی که بین Mc²+ و Mc²- وجود دارد تغییر یابد ولی در مکانیک کوانتومی انتقال بین حالاتی با انرژی مثبت به حالاتی با انرژی منفی می تواند صورت گیرد و بنابراین گذار از حالتی با انرژی مثبت به حالتی با انرژی منفی کاملا امکان پذیر است.
دیراک به منظور اینکه از انتقال الکترون با انرژی مثبت به حالت هایی با انرژی منفی جلوگیری کند، فرض کرد که تمام حالت ها با انرژی منفی، بنابر اصل طرد پاولی با داشتن یک الکترون در هر حالت، پر شده اند. او همچنین فرض کرد که حالت های پر با انرژی منفی را نمی توان مشاهده کرد. بنابراین از آنجا که تمام حالت های انرژی منفی پر شده است، الکترون با انرژی مثبت نمی تواند به حالتی با انرژی منفی انتقال یابد و بنابر اصل طرد پاولی در هر حالت حداکثر یک الکترون می تواند وجود داشته باشد. اما یک الکترون که حالتی با انرژی منفی را اشغال کرده است می تواند به حالتی با انرژی مثبت انتقال یابد مشروط بر اینکه انرژی کافی برای این تحول مثلا توسط فوتونی پر انرژی تامین شود. حالا اگر الکترونی با انرژی منفی به حالتی با انرژی مثبت انتقال یابد، حالت انرژی منفی اشغال نشده‌ی این الکترون می تواند به صورت حفره ای در دریای الکترون های انرژی منفی عمل کند. این حفره شبیه ذره باردار مثبتی با همان جرم الکترون و با انرژی مثبت عمل می کند. این ذره پوزیترون نامیده می شود. چون در این توصیف، پوزیترون متناظر با عدم وجود یک الکترون است، پاد الکترون نامیده می شود.


در سال ۱۹۳۱ اندرسون موفق به کشف پوزیترون شد.

پس از جذب فوتون توسط الکترون در حالتی با انرژی منفی و انتقال به حالتی با انرژی مثبت، یک الکترون با انرژی مثبت و یک پوزیترون با انرژی مثبت تولید می شود، که پوزیترون تولید شده متناظر با حالت اشغال نشده‌ی الکترون با انرژی منفی است. بدین ترتیب یک فوتون به یک جفت الکترون پوزیترون تبدیل شده است. برای تحقق پذیرفتن این عمل، فوتون باید حداقل انرژی کافی برای تهیه انرژی در حال سکون الکترون و پوزیترون را داشته باشد یعنی:

2Mc²= 1.022 MeV (مگا الکترون ولت)

البته تولید زوج نمی تواند در فضای خالی انجام گیرد چون نمی تواند هم زمان پایستگی انرژی و تکانه را با هم حفظ کند. بنابراین ذرات دیگری هم باید حضور داشته باشند تا بتوانند آن مقدار تکانه و انرژی را که برای حفظ پایستگی انرژی و تکانه لازم است با خود حمل کنند.

اگر یکی از حالت های انرژی منفی الکترون پر نشده باشد، این امر متناظر با وجود یک پوزیترون می شود که، در این صورت یک الکترون با انرژی مثبت با گسیل تابش الکترومغناطیس به شکل فوتون می تواند به حالت با انرژی منفی انتقال یابد. بدین ترتیب یک الکترون و یک پوزیترون دارای انرژی مثبت ناپدید و به جای آنها فوتون هایی تولید می شود. انتقال یک الکترون با انرژی مثبت به حالتی با انرژی منفی نمایشگر نابودی یک زوج الکترون پوزیترون است. نابودی این زوج با تولید فوتون همراه است.

معادله دیراک یک الکترون تنها را توصیف می کند، اما برای تفسیر انرژی منفی معادله دیراک، یک دریای غیرقابل مشاهده از تعداد بیشماری الکترون های انرژی منفی معرفی شده است.

چون پروتون ها و نوترون ها هم اسپین ½ دارند و توسط معادله دیراک توصیف می شوند پس می توان انتظار داشت که پاد پروتون و پاد نوترون هم وجود داشته باشد. که این پاد نوترون و پاد پروتون در سال ۱۹۵۵ کشف شد.


کتاب فیزیک ذرات بنیادی نوشته‌ی ال.جی.تاسی ترجمه مهدی بارزی و حسین بقایی
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
What is the shape of the universe?
.
هیچ کس در واقع نمی داند. اندازه گیری های قبلی نشان داده است که جهان مسطح است ، اما اخیراً زمینه مایکروویو کیهانی نقشه برداری شده است و نشان می دهد جهان ممکن است بسته یا کروی شکل باشد.
.
یک جهان کروی مشکلات زیادی را برای کیهان شناسی ایجاد می کند ، زیرا اعتبار مدل تورم کیهانی را زیر سوال می برد. تورم یک دوره انبساط سریع است که تصور می شود جهان اندکی پس از انفجار بزرگ رخ داده است. این مشکل زمانی بوجود می آید که این مدل به یک جهان مسطح منجر می شود ، نه یک جهان بسته. هیچ چیز مانند یک نتیجه جدید نیست که بتواند درک جهان ما را متزلزل کند!
.
در حال حاضر داده های بیشتری در حال جمع آوری است ، که بینش بیشتری نسبت به این مشکل خواهد داد. در حالی که منتظر می مانیم بیشتر بدانیم ، فکر می کنیم داده ها چه چیزی را نشان می دهد؟

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#کراکاتوآ

کراکاتوآ آتشفشانی است که در کشور اندونزی، در تنگه سوندا، بین جزایر سوماترا و جاوه قرار دارد. جزیرهٔ کراکاتوآ از سه مخروط تشکیل شده است که یک حفرهٔ تفتالی دارند و یک آتشفشان (کراکاتوآ) به حساب می‌آیند. این آتشفشان به خاطر انفجار ۲۶ اوت سال ۱۸۸۳ معروف است که از میان شدیدترین انفجارهای آتشفشانی بوده است و بخش اعظم این جزیره را از بین برده‌است. نمایه شدت فوران آتشفشان ۶ درجه بوده، که تقریباً برابر است با انفجار ۲۰۰ مگاتن تی‌ان‌تی (تری‌نیتروتولوئن)٬ ۱۳۰۰۰ برابر بازده بمب پسر کوچک (بمب اتمی) در هیروشیما. دهانهٔ مخروط آن از نوع کاسه آتشفشانی (کالدرا) است و فوران آن از نوع فوران پلینیایی است.

این انفجار باعث زیان‌های مادی و جانی بسیاری شد. سواحل جزایر اطراف کراکاتوآ در برابر سونامی‌های به وجود آمده به شدت تخریب شدند. همچنین، مواد مذابی که آتشفشان پرتاب کرده بود در جزایر اطراف کراکاتوآ نیز به مقدار فراوان فرود آمد. خاکسترهای آزاد شده تا فاصله‌ای به طول ۱۸۵۰ کیلومتر از آتشفشان به صورت باران فروریختند. بهمن توده‌های ابر داغ نیز باعث خسارات جانی بسیاری در جزایر اطراف شد. برآورد رسمی کشته‌شدگان این سانحه ۳۶٬۴۱۷ نفر بود.
تودهٔ ۲۷ کیلومتری خاکستر پرتاب‌شده آن قدر زیاد بود که باعث شد دمای متوسط جهانی در سال ۱۸۸۴ ۱٫۲۵ درجهٔ سلسیوس کاهش یابد. شرایط دمایی تا ۴ سال همین وضع را داشت. در این فوران، ۲۰ میلیون تن گوگرد آزاد شد، که باعث غروب‌های بسیار تابان و سرخ‌رنگ خورشید به مدت چندین ماه شد.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
3-معادله شرودینگر
از زمانی که نیوتن اساس ِ ریاضیات کلاسیک را ارائه داد، مکانیک کوانتومی بزرگترین دستاورد در فیزیک به شمار می رود. معادله شرودینگر که اروین شرودینگر در سال 1926 آن را نوشت، یک معادله کوانتومی برای قانون دوم نیوتن به شمار می رود. در این معادله، دو مفهوم اصلی مکانیک کوانتومی جلوه‌گر هستند: تابع موج(ψ) و عواملی که به منظور استخراج اطلاعات در تابع موج عمل می کنند. عاملِ استفاده شده در اینجا، هامیلتونین(H) است که انرژی را استخراج می کند.

دو نسخه برای این معادله وجود دارد؛ بسته به اینکه آیا تابع موج به لحاظ زمان و مکان، متغیر است یا فقط در بُعد مکان عمل می کند. اگرچه مکانیک کوانتومی یک موضوع پیچیده است، اما این معادلات به قدری ارزشمند هستند که حتی بدون دانش هم میتوان بر آنها ارج نهاد.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
در مدل اتمی چرا الکترون با بار منفی جذب پروتون با بار مثبت نمی شود؟

#پارت_اول

تصویر الکترون هایی که مانند سیارات به دور خورشید در حال چرخش در اطراف هسته هستند ، نه تنها در تصاویر مشهور از اتم بلکه در ذهن بسیاری از ما که بهتر می دانیم ، یک تصویر ماندگار باقی مانده است.پاسخ پیشنهادی برای این پرسش که چرا الکترون جذب هسته نمی شود اولین بار در سال 1913 ارائه شد مبنی بر اینکه نیروی گریز از مرکز الکترون در حال چرخش دقیقاً نیروی جاذبه #الکترواستاتیک هسته را خنثی می کند.

(این پاسخ مشابه با نیروی گریز از مرکز ماه در مدار چرخش به دور زمین که خنثی کننده نیروی جاذبه زمین است ، بود) تصویری عالی بود ، اما به سادگی غیرقابل دفاع است.


شکل : مشهورترین تصاویر علمی از اتم ، الکترونهایی را نشان می دهد که به دور یک هسته مانند سیارات دور خورشید حرکت می کنند. این تصاویر کاملاً اشتباه است. آنها از یک ایده قدیمی در مورد ساختار اتم ناشی می شوند و تا حدودی از روی عادت ادامه یافته اند و بخشی نیز به این دلیل است که ترسیم تصاویر ساده از نظر مدرن در مورد چیدمان الکترونها بسیار دشوار است.

از جمله دلایلی که برای درستی این پاسخ ارائه می شد شباهت نیروی جاذبه با نیروی کولنی بود.

Fgravital = m1 m2 / r^2

F q = q1 q2 / r^2

m = mass
q =charge
r = distance

با این حال ، یک الکترون ، بر خلاف یک سیاره یا ماهواره ، دارای بار الکتریکی است و از اواسط قرن نوزدهم شناخته شده است که یک بار الکتریکی که تحت شتاب قرار بگیرد، تابش الکترومغناطیسی ساطع می کند (میدان متغیر الکتریکی ، میدان مغناطیسی تولید می کند)، و انرژی را در این روند از دست می دهد . یک الکترون در چرخش ، اتم را به یک ایستگاه رادیویی مینیاتوری تبدیل می کند ،که انرژی تولیدی آن به قیمت انرژی به توان الکترون خواهد بود. طبق مکانیک کلاسیک (مطلبی را که توضیح دادیم)، با این حال الکترون به سادگی به شکل مارپیچ منتهی به هسته دور هسته می چرخد ​​و در هسته سقوط می کند!

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
در مدل اتمی چرا الکترون منفی جذب هسته ی مثبت نمیشود؟
ضمیمه #پارت_اول

میدان الکتریکی متغیر میدان مغناطیسی ایجاد کرده و باعث
تابش و کاهش انرژی الکترون بشکل فوتون میشود و در نتیجه
الکترون در تراز های پایین تر انرژی به هسته نزدیک و نزدیک
میشود تا در هسته ی مثبت سقوط کند.

روایت بالا پاسخ غلطی به سوالی ست که مکانیک کلاسیک
توان توصیف و پاسخ به آنرا نداشت .
"چرا الکترون منفی جذب هسته مثبت نمی شود؟"

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
چرا الکترون منفی جذب هسته ی مثبت نمیشود؟

#پارت_دوم

تئوری کوانتوم به عنوان ناجی!

در دهه 1920 مشخص شد که با یک جسم کوچک مانند الکترون نمی توان به عنوان یک ذره کلاسیک که دارای یک موقعیت و سرعت مشخص است ، برخورد کرد. بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که احتمال آشکار شدن الکترون را در هر نقطه از فضا مشخص کنیم. اگر یک دوربین جادویی داشتید که می توانست دنباله ای از عکسهای الکترون در اوربیتال 1s اتم هیدروژن را بگیرد و بتواند نقاط حاصل را در یک تصویر واحد ترکیب کند ، چیزی شبیه به این را می دیدید. واضح است که هرچه به سمت هسته نزدیک شویم ، الکترون با احتمال زیادتری یافت می شود.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
در مدل اتمی چرا الکترون منفی جذب هسته ی مثبت نمیشود؟
#پارت_دوم

بنابراین وقتی الکترون به حجم کمی از فضای اشغال شده هسته نزدیک می شود ، انرژی پتانسیل آن به سمت منهای بی نهایت فرو می کاهد و انرژی جنبشی (حرکت و سرعت) آن به سمت بی نهایت مثبت صعود می کند.

این "نبرد بینهایت" توسط هیچ یک از دو طرف قابل پیروزی نیست ، بنابراین مصالحه ای حاصل می شود که در این نظریه ، سقوط انرژی پتانسیل فقط دو برابر انرژی جنبشی است و الکترون در یک فاصله متوسط ​​که مربوط به بور است بدور هسته می چرخد.

اما این تصویر هنوز یک چیز اشتباه دارد. طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ :

ذره ای به اندازه الکترون کوچک را نمی توان دارای مکان یا حرکت مشخص دانست. اصل هایزنبرگ می گوید که یا مکان یا حرکت یک ذره کوانتومی مانند الکترون را می توان دقیقاً به دلخواه بدست آورد ، اما همانطور که یکی از این کمیت ها با دقت بیشتری مشخص می شود ، دقت دیگری به طور فزاینده ای کاسته می شود. مهم است که درک کنیم این مسئله فقط مسئله مشاهده و اندازه گیری ما نیست بلکه یک ویژگی اساسی طبیعت و کوانتوم مکانیک است.

معنی این امر این است که در محدوده های کوچک اتم ، الکترون واقعاً نمی تواند به عنوان "ذره ای" دارای انرژی و مکان مشخص در نظر گرفته شود ، بنابراین صحبت در مورد "سقوط الکترون" به هسته تا حدی گمراه کننده است.

آرتور ادینگتون ، یک فیزیکدان مشهور ، یک بار ، کاملاً با طنز و مضحکه ، پیشنهاد کرد که توصیف بهتر الکترون "wavicle" باشد!😄
#پایان

References

Why Doesn't the Electron Fall Into the Nucleus? Franklin Mason and Robert Richardson, J Chem. Ed. 1983 (40-42). See also the comment on this article by Werner Luck, J Chem Ed 1985 (914).

For more detailed descriptions of these two kinds of plots, see this McMaster U. page by Richard Bader.

The author is grateful to Robert Harrison of U. of Tennessee-Knoxville whose suggestions led to improving this article.

Contributors and Attributions

Stephen Lower, Professor Emeritus (Simon 

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
 آنتروپی  Entropy (با نماد S) مفهومی علمی و همچنین یک خاصیت فیزیکی قابل اندازه‌گیری است که در عادی‌ترین حالت با حالت اختلال، تصادفیدگی و عدم قطعیت مرتبط است. به عبارتی، آنتروپی یک سامانه‌ی فیزیکی، کمترین تعداد ذراتی که برای تعریف صحیح حالت دقیق سامانه لازم است، می‌باشد. آنتروپی نمایندهٔ تصادفی بودن مولکول‌ها است و در واقع ویژگی‌های یک سامانه را تعریف می‌کند.
برای درک دقیق‌تر آنتروپی، فیزیک‌دان‌ها تعاریف متفاوتی از این مفهوم ارائه داده‌اند.

آنتروپی یک شیء مقدار اختلالی است که حاوی آن است.

آنتروپی یا بی نظمی (آشفتگی) یا عدم قطعیت یک سیستم را بیان می‌کند.

از دیدگاه انرژی آزاد انتروپی با گرمایی که برای انجام کار در دسترس نیست، ارتباط دارد.

انتروپی اندازهٔ بی‌نظمی سامانه (سیستم) یا ماده‌ای است که در حال بررسی است.

انتروپی معیاری از اشتباهات تصادفی است که در هنگام انتقال یک سیگنال به وجود می‌آید؛ بنابراین می‌تواند معیاری از بازده‌ی سیستم ارسال پیام باشد.

آنتروپی بردار زمان (درگاشت) است یعنی یک شاخص اساسی برای تشخیص گذشت زمان است. هر جا مقدار آنتروپی افزایش داشته باشد، نشان می‌دهد که پیکان زمان به سمت آینده است.

انتروپی معیاری از تعداد حالت‌های داخلی است که یک سیستم می‌تواند داشته باشد، بدون آنکه برای یک ناظر خارجی که فقط کمیت‌های ماکروسکوپیک (مثلاً جرم، سرعت، بار و…) آن را مشاهده می‌کند، متفاوت به نظر برسد.

به تعریف دانشنامه‌ی بریتانیکا، آنتروپی اندازه یک انرژی گرمایی سامانه بر حسب دمای واحد است که برای انجام کار مفید در دسترس نیست از آنجایی که کار از حرکت مولکولی اجباری به دست می‌آید، مقدار آنتروپی نیز یک اندازه‌ی اختلال مولکوری یا تصادفیدگی یک سامانه است.

انتروپی S کمیتی ترمودینامیکی است که اندازه‌ای برای درجهٔ بی‌نظمی در هر سیستم است. هر چه درجهٔ بی‌نظمی بالاتر باشد، آنتروپی بیشتر است؛ بنابراین برای یک مادهٔ معین در حالت تعادل درونی کامل در هر حالت:
انتروپی گاز ᐸانتروپی مایع ᐸانتروپی جامد

واحد انتروپی در سیستم SI، ژول بر کلوین است. J/K و توجه به این نکته ضروری است که انتروپی یک تابع حالت و مستقل از مسیر است.

*آنتروپی همچنین با تعاریف نادقیق نظم و بی نظمی ( order , disorder ) توصیف می شود که توصیفی حداقلی و محلی برای سیستم مورد نظر است و ارتباط دادن آن به مبحث کلی نظم عالم کج سلیقگی و سطحی نگری است .

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
اخبار_استارشیپ

🚨🚨🚨 با صدور اطلاعیه رسمی FAA (اداره هوانوردی فدرال ایالات متحده امریکا) مبنی بر تایید پرتاب امروز، دهمین نمونه آزمایشی و اولیه فضاپیمای استارشیپ (Starship SN-10) آماده پرتاب امشب است.

وضعیت فعلی این تست بدین شرح است:
- تاییدیه FAA اخذ شده است.
- ممنوعیت موقتی پرواز در محدوده محل پرتاب اعمال شده است.
- دستور تخلیه ساکنان محلی بوکا چیکا صادر شده است.
- هشدار "محدوده خطرناک" برای نیروی های دریایی در نزدیکی محل پرتاب صادر شده است.
- برنامه انسداد مسیر های منتهی به پایگاه پرتاب در حال انجام است.

- احتمال پرتاب Starship SN-10 با اعلان رسمی شرکت SpaceX قوت گرفته و به احتمال بالا امشب شاهد تاریخ سازی شرکت SpaceX خواهیم بود.
- لازم به ذکر است احتمال لغو پرتاب نیز وجود دارد.
- ساعت دقیق پرتاب مشخص نیست، اما پنجره پرتاب از ساعت 18:30 امروز تا 3:30 بامداد فردا (به مدت 9 ساعت) ادامه دارد، لیکن بنابر پیش بینی ها این پرتاب حوالی ساعت 23 امشب انجام خواهد شد.

- اطلاعات بعدی تا ساعاتی دیگر..
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خلاء خالی از انرژی نیست . سدّ مرتفعی را تصور کنید که آب پشت آن تولید پتانسیل بالایی از انرژی می کند و افت خیز کوانتومی انرژی در واقع امواج ریز روی سطح آب ذخیره شده در پشت سد هستند .
بر اساس Quantum field theory ماده بنیادی نیست و در واقع از ارتعاشات و انرژی محصور در سد پتانسیل موجود در خلاء تشکیل شده است .

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
4-قوانین ماکسول
قوانین ماکسول، مجموعه‌ای از چهار معادله هستند که به منظور ارائه توضیحی واحد برای الکتریسیته و مغناطیس، در کنار هم قرار گرفته‌اند. فیزیکدان ِ اسکاتلندی «جیمز کلرک ماکسول» در سال 1862 این قوانین را اعلام کرد. البته از آن زمان به بعد، قوانینش دستخوش تغییراتی شده و به صورت بهتری بیان شده‌ است. معادله اول به جریان میدان الکتریکی(E) به چگالی بار مربوط می شود.(ρ) قانون دوم بیان می کند که میدان‌های مغناطیسی(B)، تک قطبی ندارند. در حالیکه میدان‌های الکتریکی می توانند منبعی از بار منفی یا مثبت داشته باشند؛ مثل الکترون. میدان‌های مغناطیسی همواره قطب شمال و قطب جنوب دارند و هیچ منبع شاخصی وجود ندارد. دو معادله آخر نشان می دهند که میدان مغناطیسیِ در حال تغییر، یک میدان الکتریکی به وجود می آورد و بالعکس.

ماکسول این معادلات را در قالب معادلات موج برای میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی ترکیب کرد؛ وی به این نتیجه رسید که نور، یک موج الکترومغناطیسی است. این نتیجه‌گیری می تواند الهام‌بخش نظریه نسبیت خاص اینشتین هم باشد که می گوید سرعت نور ثابت است. صرف‌نظر از این واقعیت که این معادلات باعث درک الکتریسیته شد، پیامدشان هم به قدر کافی قابل توجه و بزرگ بوده است. چرا که پایه‌های انقلاب دیجیتال و کامپیوتری که امروزه برای انجام خیلی کارها از آن استفاده می کنید، بر این معادلات استوار است.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شبیه ساز کامپیوتری برخورد و ادغام دو کهکشان راه شیری و آندرومدا

🌐منابع:

١-آپارات
٢-بیگ بنگ
٣-فرادرس
۴-ElMIHA

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آموزش شماره 6 مکانیک کوانتوم

🎥 مکانیک کوانتومی چیست ؟


مروری بر تابع احتمال
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
🚀 بیشتر از یک تا دو ساعت دیگر به پرواز 10 کیلومتری آزمایشی starship (SN10) متعلق به شرکت spaceX با مدیریت و عملکرد ضعیف کارآفرین ایلان ماسک مانده است.
در ساعات پیش رو دوستان علاقمند در لینک زیر حضور بهم رسانند (امکان به تعویق افتادن وجود دارد)

https://www.youtube.com/watch?v=sTA0GTgFn5E

این در حالیست که SN9 AND SN8 در هنگام لندینگ با زمین برخورد و منفجر شدند.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#اصل #عدم #قطعیت  #Uncertainty #principle در مکانیک کوانتومی را ورنر هایزنبرگ، فیزیکدان آلمانی، در سال ۱۹۲۶ فرمول‌بندی کرد.

در فیزیک کوانتومی، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، اظهار می‌دارد که جفت‌های مشخصی از خواص فیزیکی، مانند مکان و تکانه، نمی‌تواند با دقتی دلخواه معلوم گردد. به عبارت دیگر، افزایش دقت در کمیت یکی از آن خواص مترادف با کاهش دقت در کمیت خاصیت دیگر است.

این عبارت به دو روش گوناگون تفسیر شده‌است. بنا بر دیدگاه هایزنبرگ، غیرممکن است که همزمان سرعت و مکان الکترون یا هر ذرهٔ دیگری با دقت یا قطعیت دلخواه معین شود.

این عبارت راجع به محدودیت دانشمندان در اندازه‌گیری کمیت‌های خاصی از سیستم نیست، بلکه امری است راجع به طبیعت و ذات خود سیستم چنان‌که معادلات مکانیک کوانتومی شرح می‌دهد.

در مکانیک کوانتوم، یک ذره به وسیلهٔ بستهٔ #موج شرح داده می‌شود. اگر اندازه‌گیری مکان ذره مد نظر باشد، طبق معادلات، ذره می‌تواند در هر مکانی که دامنهٔ موج صفر نیست، وجود داشته باشد و این به معنی عدم قطعیت مکان ذره است. برای به دست آوردن مکان دقیق ذره، این بستهٔ موج باید تا حد ممکن #فشرده شود، که یعنی، ذره باید از تعداد زیادی موج سینوسی که به یکدیگر اضافه شده‌اند (بر روی هم جمع شده‌اند) ساخته شود-از طرف دیگر، تکانهٔ ذره متناسب با طول موج یکی از این امواج سینوسی است، اما می‌تواند هر کدام از آن‌ها باشد. بنابراین هر چقدر که مکان ذره –به واسطهٔ جمع شدن تعداد بیشتری موج- با دقت بیشتری اندازه‌گیری شود، تکانه با دقت کمتری معین می‌شود (و بر عکس). تنها ذره‌ای که مکان دقیق دارد، ذرهٔ متمرکز در یک نقطه است، که چنین موجی طول موج نامعین دارد (و بنابراین تکانهٔ نامعین دارد). از طرف دیگر تنها موجی که طول موج معین دارد، نوسان منظم تناوبی بی‌پایان در فضا است که هیچ مکان معینی ندارد. در نتیجه در مکانیک کوانتومی، حالتی نمی‌تواند وجود داشته باشد که ذره را با مکان و تکانهٔ معین شرح دهد. اصل عدم قطعیت را می‌توان بر حسب عمل اندازه‌گیری، که شامل فروپاشی تابع موج نیز می‌شود، بازگویی کرد.

هنگامی که مکان اندازه‌گیری می‌شود، تابع موج به یک برآمدگی با پهنای بسیار کم فروپاشیده می‌شود، و تکانهٔ تابع موج کاملاً پخش می‌شود. تکانهٔ ذره به مقداری متناسب با دقتِ اندازه‌گیری مکان، در عدم قطعیت باقی می‌ماند. مقداری باقی‌ماندهٔ عدم قطعیت نمی‌تواند از حدی که اصل عدم قطعیت مشخص کرده‌است، کمتر شود، و مهم نیست که فرایند و تکنیک اندازه‌گیری چیست. این بدین معنی است که اصل عدم قطعیت مربوط به اثر مشاهده‌گر observer  است. اصل عدم قطعیت کمترین مقدار ممکن در آشفتگی تکانه در حین اندازه‌گیری مکان و بر عکس را معین می‌کند. بیان ریاضی اصل عدم قطعیت این است که هر حالت کوانتومی این خاصیت را دارد که ریشه میانگین مربعی (RMS) انحرافات از مقدار متوسط مکان (موقعیت) (انحراف استاندارد توزیع X) ضرب در RMS انحرافات تکانه از مقدار متوسطش (انحراف استاندارد P) هیچگاه نمی‌تواند از کسر ثابتی از ثابت پلانک کوچکتر باشد.
Δp Δx ≥ ħ/2

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
animation.gif
9.2 KB
اصل عدم قطعیت به این صورت نیز بیان می‌شود:

اندازه‌گیری مکان ضرورتاً تکانه ذره را آشفته می‌کند، و بر عکس.

این عبارت، اصل عدم قطعیت را به نوعی اثر مشاهده‌گر تبدیل می‌کند.
این تبیین نادرست نیست، و توسط هایزنبرگ و نیلز بوهر استفاده شده‌است. 

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field