This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣اندکی در جنون ونگوگ-نقاش شوریده
ونسان ونگوگ (Vincent van Gogh)، نقاشی هلندی به عنوان یکی از بزرگترین نقاشان تاریخ هنر و یکی از هنرمندان برجستهی سبک پست امپرسیونیسم شناخته میشود. نقاشیهای ونگوگ به خاطر زیبایی خشن، صداقتی سرشار از احساس و رنگهای جسورانه تاثیری گسترده و عمیق بر هنر قرن بیستم گذاشت .
شب پرستاره (THE STARRY NIGHT) شاید بتوان مشهورترین اثر ونگوگ دانست. اگرچه ونگوگ تابلوی شب پرستاره را در روز و با استفاده از قدرت تخیل نقاشی کرد اما این شاهکار منظرهای از پنجرهی اتاق آسایشگاه روانی او را در شهر سنت رمی دو پروانس فرانسه به تصویر میکشد.
🆔 @phys_Q
ونسان ونگوگ (Vincent van Gogh)، نقاشی هلندی به عنوان یکی از بزرگترین نقاشان تاریخ هنر و یکی از هنرمندان برجستهی سبک پست امپرسیونیسم شناخته میشود. نقاشیهای ونگوگ به خاطر زیبایی خشن، صداقتی سرشار از احساس و رنگهای جسورانه تاثیری گسترده و عمیق بر هنر قرن بیستم گذاشت .
شب پرستاره (THE STARRY NIGHT) شاید بتوان مشهورترین اثر ونگوگ دانست. اگرچه ونگوگ تابلوی شب پرستاره را در روز و با استفاده از قدرت تخیل نقاشی کرد اما این شاهکار منظرهای از پنجرهی اتاق آسایشگاه روانی او را در شهر سنت رمی دو پروانس فرانسه به تصویر میکشد.
🆔 @phys_Q
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهدیدات موجود برای جایگاه ما در کیهان و یک راه حل روی کاغذ
جایگاه ما در کیهان چندان هم امن و بی خطر نیست. کافیست که فقط یک خطر یعنی احتمال برخورد سیارک ها را در نظر بگیریم! چنین برخورد هایی هم همیشه قابل محاسبه و پیش بینی نیست اگر هم باشد فعلا کاری از دست دانشمندان بر نخواهند امد.
Stellar Engine
یعنی موتور سیارهای طرحی است که
✍متیو کاپلان (Matthew E.caplan)
در مقاله ای به عنوان :
Stellar Engine:Design consider ation for maximizing acceleration
در آخرین روز های سال 2019 در
Elsevier
منتشر کرده. موتور ستاره که او پیشنهاد داده قرار است با گداخت هسته ای خورشید را با سرعت 50 سال نوری در هر یک میلیون سال به جای امن تری در کهکشان راه شیری انتقال دهد! دنیای عجیبی است مگر نه!
"در حد تئوریک"
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
جایگاه ما در کیهان چندان هم امن و بی خطر نیست. کافیست که فقط یک خطر یعنی احتمال برخورد سیارک ها را در نظر بگیریم! چنین برخورد هایی هم همیشه قابل محاسبه و پیش بینی نیست اگر هم باشد فعلا کاری از دست دانشمندان بر نخواهند امد.
Stellar Engine
یعنی موتور سیارهای طرحی است که
✍متیو کاپلان (Matthew E.caplan)
در مقاله ای به عنوان :
Stellar Engine:Design consider ation for maximizing acceleration
در آخرین روز های سال 2019 در
Elsevier
منتشر کرده. موتور ستاره که او پیشنهاد داده قرار است با گداخت هسته ای خورشید را با سرعت 50 سال نوری در هر یک میلیون سال به جای امن تری در کهکشان راه شیری انتقال دهد! دنیای عجیبی است مگر نه!
"در حد تئوریک"
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
تایید فرود
مدار گرد اکتشافی ناسا mro بالای محل فرود استقامت در مریخ پرواز خواهد کرد.
اگر ارسال دیتا در سیستم ارتباطات از مریخ به زمین آنطور که انتظار میرود باشد.
mro
اطلاعات دور سنجی از فرود را دریافت و سپس اطلاعات را به آنتن های زمین در شبکه ی ناسا در ژرفنای فضا ارسال خواهد کرد DSN
این به کنترل کننده های ماموریت اجازه می دهد تا تأیید کنند که فضاپیما در حدود ساعت 20:55 دقیقه به وقت UTC مریخ را لمس کرده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
مدار گرد اکتشافی ناسا mro بالای محل فرود استقامت در مریخ پرواز خواهد کرد.
اگر ارسال دیتا در سیستم ارتباطات از مریخ به زمین آنطور که انتظار میرود باشد.
mro
اطلاعات دور سنجی از فرود را دریافت و سپس اطلاعات را به آنتن های زمین در شبکه ی ناسا در ژرفنای فضا ارسال خواهد کرد DSN
این به کنترل کننده های ماموریت اجازه می دهد تا تأیید کنند که فضاپیما در حدود ساعت 20:55 دقیقه به وقت UTC مریخ را لمس کرده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
اولین امواج گرانشی شناسایی شده از یک سیستم سیاهچاله دوتایی(باینری)
در 14 سپتامبر 2015 ، امواج گرانشی برای اولین بار در زمین شناسایی شدند. این موج در بافت فضا-زمان - که انیشتین در سال 1916 پیش بینی کرد - از ادغام دو سیاهچاله در کهکشان های دور حاصل شد.
به طور خلاصه ، توان پمپ شده از این دو سیاهچاله ، 50 برابر بیشتر از تمام ستاره های جهان است. اما این تنها جنبه شگفتی در این رویداد نبود.
هر یک از سیاهچاله ها بیش از 30 برابر جرم خورشید بودند. از آنجا که سیاهچاله همان چیزی است که پس از منفجر شدن بیشتر ستاره ها به عنوان ابرنواختر در فضا باقی مانده است ، ستاره های پیش ساز باید حداقل 300 برابر جرم خورشیدی ، جرم داشته باشند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
در 14 سپتامبر 2015 ، امواج گرانشی برای اولین بار در زمین شناسایی شدند. این موج در بافت فضا-زمان - که انیشتین در سال 1916 پیش بینی کرد - از ادغام دو سیاهچاله در کهکشان های دور حاصل شد.
به طور خلاصه ، توان پمپ شده از این دو سیاهچاله ، 50 برابر بیشتر از تمام ستاره های جهان است. اما این تنها جنبه شگفتی در این رویداد نبود.
هر یک از سیاهچاله ها بیش از 30 برابر جرم خورشید بودند. از آنجا که سیاهچاله همان چیزی است که پس از منفجر شدن بیشتر ستاره ها به عنوان ابرنواختر در فضا باقی مانده است ، ستاره های پیش ساز باید حداقل 300 برابر جرم خورشیدی ، جرم داشته باشند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#Quantum_Field_theory
#تئوری_میدان_کوانتومی
بعد از کشف نظریه مکانیک کوانتومی نسبیتی توسط دیراک، دیگر کشف ِ بنیادی دیراک هنگامی حاصل شد که او اصول مکانیک کوانتوم را نه در مورد ذرات، بلکه در مورد میدان (الکترومغناطیسی) به کار برد. این تحول به نخستین مثال شناخته شده از نظریه میدان های کوانتومی انجامید.
تفاوت اساسی بین ذره و میدان این است که تعداد درجات آزادی یک ذره متناهی، در حالی که میدان تعداد نامتناهی درجه آزادی دارد. برای رویارویی با این تفاوت، روش های ریاضیاتی شناخته شده ای وجود دارد. نظریه های میدان های کوانتومی، روش روشن تفکر درباره ی دوگانگی موج/ذره را در اختیار ما قرار می دهند. میدان موجودی گسترده در فضا و زمان است؛ بنابراین، موجودی است برخوردار از سرشت ذاتا موج گونه. حاصل کاربرد نظریه کوانتوم در مورد میدان ها نمایان شدن کمیت های فیزیکی(مانند انرژی و تکانه)به صورت بسته های گسسته و شمارش پذیر بوده است. اما این شمارش پذیری دقیقا همان چیزی است که ما به رفتار ذره گونه نسبت می دهیم.
بنابراین، در مطالعه ی میدان کوانتومی، موجودی را بررسی می کنیم و می فهمیم که به صراحت هر دو خاصیت ذره گونه و موج گونه را به شکلی حتی الامکان واضح بروز می دهد. در نظریه میدان کوانتومی، حالت هایی که خواص موج گونه بروز می دهند، آنهایی اند که تعداد نامعینی از ذرات را در خود دارند. این خاصیت، از اصل برهم نهی نظریه کوانتوم حاصل می آید که ترکیب حالت هایی را ممکن می کند که تعداد متفاوتی از ذرات را در خود دارند. خلاء در نظریه میدان های کوانتومی خواص نامعمولی دارد که اهمیت ویژه ای دارند. البته، خلاء پایین ترین حالت انرژی است که در آن برانگیختگی ای وجود ندارد که با ذرات متناظر باشد.
با همه، گرچه به این معنا چیزی وجود ندارد، اما در نظریه میدان های کوانتومی این به آن معنا نیست که هیچ چیزی در جریان نیست. روش ریاضی، موسوم به #آنالیز_فوریه به ما امکان می دهد که میدان را به صورت مجموعه ای نامتناهی از نوسانگرهای هماهنگ تلقی کنیم. (بنا به سری فوریه : یک موج مجموعه نامتناهی از مولفه های ضعیف تر و کوچک تر با بسامد های بیشتر و کمتر از موج اصلی است)
به هر نوسانگر بسامد خاصی وابسته است و هر نوسانگر از نظر دینامیکی طوری رفتار می کند که انگار اونگی با همان بسامد معین است. خلاء کوانتومی، حالتی است که در آن تمام این آونگ ها در پایین ترین حالت انرژی خود هستند. برای آونگ کلاسیکی، این حالتی است که وزنه در حال سکون و در پایین ترین نقطه است. این به راستی وضعیتی است که در آن هیچ اتفاقی روی نمی دهد، اما در مکانیک کوانتوم این آرامش کامل مجاز نیست.
طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، وزنه نمی تواند هم دارای مکان معین و هم دارای تکانه معین باشد. آونگ کوانتومی باید حتی در پایین ترین حالت انرژی خود اندکی در حرکت باشد. ارتعاش کوانتومی حاصل را حرکت نقطه صفر می خوانند. اعمال مکرر این ایده ها بر آرایه ای نامتناهی از نوسانگرها که میدانی کوانتومی است، نشان می دهد که خلاء جایی پر سر و صدا و فعالی است.
افت خیزها پیوسته روی می دهند و در طول آنها ذرات پدیدار و ناپدید می شوند. خلاء کوانتومی بیشتر از فضای تهی شبیه فضایی اشغال شده با ماده است. امروزه، تمام نظریه های ذرات بنیادی، نظریه های میدان های کوانتومی اند.
فیزیک ذرات بنیادین به بررسی عالم در بنیادی ترین مقیاس خود می پردازد و تئوری میدان کوانتومی بررسی ذرات کوانتومی در بنیادی ترین حالت است به بیان دیگر پارتیکل های بنیادین حاصل اغتشاش در میدان کوانتومی هستند .
Quantum Field theory
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
#تئوری_میدان_کوانتومی
بعد از کشف نظریه مکانیک کوانتومی نسبیتی توسط دیراک، دیگر کشف ِ بنیادی دیراک هنگامی حاصل شد که او اصول مکانیک کوانتوم را نه در مورد ذرات، بلکه در مورد میدان (الکترومغناطیسی) به کار برد. این تحول به نخستین مثال شناخته شده از نظریه میدان های کوانتومی انجامید.
تفاوت اساسی بین ذره و میدان این است که تعداد درجات آزادی یک ذره متناهی، در حالی که میدان تعداد نامتناهی درجه آزادی دارد. برای رویارویی با این تفاوت، روش های ریاضیاتی شناخته شده ای وجود دارد. نظریه های میدان های کوانتومی، روش روشن تفکر درباره ی دوگانگی موج/ذره را در اختیار ما قرار می دهند. میدان موجودی گسترده در فضا و زمان است؛ بنابراین، موجودی است برخوردار از سرشت ذاتا موج گونه. حاصل کاربرد نظریه کوانتوم در مورد میدان ها نمایان شدن کمیت های فیزیکی(مانند انرژی و تکانه)به صورت بسته های گسسته و شمارش پذیر بوده است. اما این شمارش پذیری دقیقا همان چیزی است که ما به رفتار ذره گونه نسبت می دهیم.
بنابراین، در مطالعه ی میدان کوانتومی، موجودی را بررسی می کنیم و می فهمیم که به صراحت هر دو خاصیت ذره گونه و موج گونه را به شکلی حتی الامکان واضح بروز می دهد. در نظریه میدان کوانتومی، حالت هایی که خواص موج گونه بروز می دهند، آنهایی اند که تعداد نامعینی از ذرات را در خود دارند. این خاصیت، از اصل برهم نهی نظریه کوانتوم حاصل می آید که ترکیب حالت هایی را ممکن می کند که تعداد متفاوتی از ذرات را در خود دارند. خلاء در نظریه میدان های کوانتومی خواص نامعمولی دارد که اهمیت ویژه ای دارند. البته، خلاء پایین ترین حالت انرژی است که در آن برانگیختگی ای وجود ندارد که با ذرات متناظر باشد.
با همه، گرچه به این معنا چیزی وجود ندارد، اما در نظریه میدان های کوانتومی این به آن معنا نیست که هیچ چیزی در جریان نیست. روش ریاضی، موسوم به #آنالیز_فوریه به ما امکان می دهد که میدان را به صورت مجموعه ای نامتناهی از نوسانگرهای هماهنگ تلقی کنیم. (بنا به سری فوریه : یک موج مجموعه نامتناهی از مولفه های ضعیف تر و کوچک تر با بسامد های بیشتر و کمتر از موج اصلی است)
به هر نوسانگر بسامد خاصی وابسته است و هر نوسانگر از نظر دینامیکی طوری رفتار می کند که انگار اونگی با همان بسامد معین است. خلاء کوانتومی، حالتی است که در آن تمام این آونگ ها در پایین ترین حالت انرژی خود هستند. برای آونگ کلاسیکی، این حالتی است که وزنه در حال سکون و در پایین ترین نقطه است. این به راستی وضعیتی است که در آن هیچ اتفاقی روی نمی دهد، اما در مکانیک کوانتوم این آرامش کامل مجاز نیست.
طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، وزنه نمی تواند هم دارای مکان معین و هم دارای تکانه معین باشد. آونگ کوانتومی باید حتی در پایین ترین حالت انرژی خود اندکی در حرکت باشد. ارتعاش کوانتومی حاصل را حرکت نقطه صفر می خوانند. اعمال مکرر این ایده ها بر آرایه ای نامتناهی از نوسانگرها که میدانی کوانتومی است، نشان می دهد که خلاء جایی پر سر و صدا و فعالی است.
افت خیزها پیوسته روی می دهند و در طول آنها ذرات پدیدار و ناپدید می شوند. خلاء کوانتومی بیشتر از فضای تهی شبیه فضایی اشغال شده با ماده است. امروزه، تمام نظریه های ذرات بنیادی، نظریه های میدان های کوانتومی اند.
فیزیک ذرات بنیادین به بررسی عالم در بنیادی ترین مقیاس خود می پردازد و تئوری میدان کوانتومی بررسی ذرات کوانتومی در بنیادی ترین حالت است به بیان دیگر پارتیکل های بنیادین حاصل اغتشاش در میدان کوانتومی هستند .
Quantum Field theory
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
Telegram
attach 📎
سری فوریه در ریاضیات، روشی برای بیان یک تابع به صورت مجموع چندین موج سینوسی است. در واقع با استفاده از این سری میتوان یک تابع متناوب را به صورت حاصل جمع چندین تابع نوسانی بیان کرد. این توابع نوسانی، میتوانند به فرم سینوسی، کسینوسی و یا به فرم مختلط آنها بیان شوند. سری فوریه، تبدیل فوریه و انتگرال فوریه به طور گسترده در علوم گوناگون، برای تحلیل فیزیکی پارامترهای ریاضی، سادهسازی مسائل مختلف و حل آنها مورد استفاده قرار میگیرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
ارتباط بین چند فضای مهم در آنالیز ریاضی:
هر فضای حاصلضرب داخلی یک فضای برداری نرم دار است و هر فضای برداری نرم دار یک فضای متریک می باشد. همچنین هر فضای متریک یک فضای توپولوژیک است که توپولوژی آن همان مجموعه ی بازهای فضای متریک (نسبت به متری که دارد) می باشد.
http://t.me/higgs_field
هر فضای حاصلضرب داخلی یک فضای برداری نرم دار است و هر فضای برداری نرم دار یک فضای متریک می باشد. همچنین هر فضای متریک یک فضای توپولوژیک است که توپولوژی آن همان مجموعه ی بازهای فضای متریک (نسبت به متری که دارد) می باشد.
http://t.me/higgs_field
#قضیه_گودل و #نظریه_همهچیز
#پارت_اول
داوید هیلبرت، ریاضیدان آلمانی، در دهه ۱۹۲۰ میلادی به دنبال آن بود که کل ریاضیات آن زمان را بر پایه یک مجموعه متناهی متشکل از یک سری اصول موضوعه سازگار بنا کند. اصول موضوعه سازگار یعنی اصولی که منجر به هیچ تناقضی نمیشوند. تلاشهای زیادی در این زمینه شد تا آنکه در سال ۱۹۳۱ ریاضیدانی به نام کورت گودل ثابت کرد که چنین کاری عملاً غیرممکن است. او دو قضیه را ثابت کرد که به قضایای نا تمامیت گودل معروفاند. این قضایا در منطق ریاضی و فلسفه ریاضی، از اهمیت بسزایی برخوردارند.
با ما همراه باشید تا بیشتر دراینباره صحبت کنیم:)
قضیه اول نا تمامیت گودل، بیان میکند که در هر نظام اصل موضوعی (نظریه) ریاضی تعدادی جملات (نتایج) «تصمیم ناپذیر» وجود دارند. بدین معنا که نه میتوان آنها را ثابت کرد و نه میتوان آنها را رد کرد.
قضیه دوم نا تمامیت گودل بیان میکند که اگر یک نظریه در ریاضیات داشته باشیم که قضایای اصلی حساب در آن اثبات شوند آنگاه این نظریه نمیتواند سازگاری خود را اثبات کند.
به زبان ساده، گودل ثابت کرد که ریاضیات بیپایان است و هیچگاه نمیتوانیم به انتهای ریاضیات برسیم و همیشه جملات «تصمیم ناپذیری» وجود دارند که هم میتوان آنها را قبول کرد و هم رد کرد؛ مانند اصل توازی اقلیدس که اگر آن را قبول کنیم به هندسه اقلیدسی میرسیم و اگر آن را قبول نکنیم به هندسههای نا اقلیدسی خواهیم رسید=)) اینگونه گزارهها امروزه در ریاضیات کم نیستند. یک مثال دیگر از قضیههای تصمیم ناپذیر، قضیه یا اصل موضوع انتخاب است.
با یک مثال ساده این مسئله را بیان میکنیم؛ فرض کنید وارد یک مغازه میوهفروشی میشوید. در مقابل شما تعدادی جعبه میوه وجود دارد. شما میتوانید از هر جعبه یک میوه را انتخاب کنید و آنها را در جعبه دیگر جمعآوری کنید. علیالاصول این کار امکانپذیر است؛ اما مسئله زمانی مشکل میشود که تعداد جعبهها بینهایت شود. در آن صورت سؤال اینجا است که آیا میتوان یک مجموعه نامتناهی ساخت که اعضای آن از تعداد نامتناهی مجموعه انتخابشدهاند؟
دلیل اینکه به راحتی نمیتوان به این سؤال پاسخ داد این است که در این مسئله ما با بینهایت عمل انتخاب مواجهیم، آیا میتوانیم بینهایت بار انتخاب کنیم؟!
در اوایل قرن بیستم افرادی چون ارنست تسرملو تلاش کردند این مسئله را بر اساس اصول پیشین در نظریه مجموعهها اثبات کنند، ولی این تلاشها به نتیجهای نرسید. تسرملو پسازآنکه احساس کرد این مسئله حل ناشدنی است به این نتیجه رسید که باید آن را به عنوان اصل موضوع بپذیرد. اینچنین بود که «اصل موضوعه انتخاب» در ریاضیات مطرح شد. این اصل موضوع با برخی از قضایای مهم در ریاضیات همارز است از جمله قضیهای که بیان میکند هر فضای برداری یک پایه دارد (این قضیه یکی از پیشفرضهای مکانیک کوانتومی است).
در سال ۱۹۳۸ گودل نشان داد که اصل موضوع انتخاب، با دیگر اصول موضوعه نظریه مجموعهها سازگار است و اضافه کردن آن به سایر اصول موضوعه نظریه مجموعهها منجر به تناقضی نمیشود. در سال ۱۹۶۳ ریاضیدانی به نام پل کوهن ثابت کرد که این اصل موضوع مستقل از سایر اصول موضوعه نظریه مجموعهها است و نمیتوان آن را به عنوان یک قضیه بهوسیله سایر اصول موضوع نظریه مجموعهها اثبات کرد. پس پذیرفتن آن، به عنوان یک اصل؛ منطقی به نظر میرسد؛ اما در ریاضیات، هیچ راهی برای اثبات یا رد این اصل وجود ندارد و نظریه مجموعهها از عهده این کار برنمیآید.
همانطور که گفتیم گودل به ما نشان داد که ریاضیات خط پایانی ندارد. ولی در دنیای فیزیک داستان جور دیگری بود.
http://t.me/higgs_field
#پارت_اول
داوید هیلبرت، ریاضیدان آلمانی، در دهه ۱۹۲۰ میلادی به دنبال آن بود که کل ریاضیات آن زمان را بر پایه یک مجموعه متناهی متشکل از یک سری اصول موضوعه سازگار بنا کند. اصول موضوعه سازگار یعنی اصولی که منجر به هیچ تناقضی نمیشوند. تلاشهای زیادی در این زمینه شد تا آنکه در سال ۱۹۳۱ ریاضیدانی به نام کورت گودل ثابت کرد که چنین کاری عملاً غیرممکن است. او دو قضیه را ثابت کرد که به قضایای نا تمامیت گودل معروفاند. این قضایا در منطق ریاضی و فلسفه ریاضی، از اهمیت بسزایی برخوردارند.
با ما همراه باشید تا بیشتر دراینباره صحبت کنیم:)
قضیه اول نا تمامیت گودل، بیان میکند که در هر نظام اصل موضوعی (نظریه) ریاضی تعدادی جملات (نتایج) «تصمیم ناپذیر» وجود دارند. بدین معنا که نه میتوان آنها را ثابت کرد و نه میتوان آنها را رد کرد.
قضیه دوم نا تمامیت گودل بیان میکند که اگر یک نظریه در ریاضیات داشته باشیم که قضایای اصلی حساب در آن اثبات شوند آنگاه این نظریه نمیتواند سازگاری خود را اثبات کند.
به زبان ساده، گودل ثابت کرد که ریاضیات بیپایان است و هیچگاه نمیتوانیم به انتهای ریاضیات برسیم و همیشه جملات «تصمیم ناپذیری» وجود دارند که هم میتوان آنها را قبول کرد و هم رد کرد؛ مانند اصل توازی اقلیدس که اگر آن را قبول کنیم به هندسه اقلیدسی میرسیم و اگر آن را قبول نکنیم به هندسههای نا اقلیدسی خواهیم رسید=)) اینگونه گزارهها امروزه در ریاضیات کم نیستند. یک مثال دیگر از قضیههای تصمیم ناپذیر، قضیه یا اصل موضوع انتخاب است.
با یک مثال ساده این مسئله را بیان میکنیم؛ فرض کنید وارد یک مغازه میوهفروشی میشوید. در مقابل شما تعدادی جعبه میوه وجود دارد. شما میتوانید از هر جعبه یک میوه را انتخاب کنید و آنها را در جعبه دیگر جمعآوری کنید. علیالاصول این کار امکانپذیر است؛ اما مسئله زمانی مشکل میشود که تعداد جعبهها بینهایت شود. در آن صورت سؤال اینجا است که آیا میتوان یک مجموعه نامتناهی ساخت که اعضای آن از تعداد نامتناهی مجموعه انتخابشدهاند؟
دلیل اینکه به راحتی نمیتوان به این سؤال پاسخ داد این است که در این مسئله ما با بینهایت عمل انتخاب مواجهیم، آیا میتوانیم بینهایت بار انتخاب کنیم؟!
در اوایل قرن بیستم افرادی چون ارنست تسرملو تلاش کردند این مسئله را بر اساس اصول پیشین در نظریه مجموعهها اثبات کنند، ولی این تلاشها به نتیجهای نرسید. تسرملو پسازآنکه احساس کرد این مسئله حل ناشدنی است به این نتیجه رسید که باید آن را به عنوان اصل موضوع بپذیرد. اینچنین بود که «اصل موضوعه انتخاب» در ریاضیات مطرح شد. این اصل موضوع با برخی از قضایای مهم در ریاضیات همارز است از جمله قضیهای که بیان میکند هر فضای برداری یک پایه دارد (این قضیه یکی از پیشفرضهای مکانیک کوانتومی است).
در سال ۱۹۳۸ گودل نشان داد که اصل موضوع انتخاب، با دیگر اصول موضوعه نظریه مجموعهها سازگار است و اضافه کردن آن به سایر اصول موضوعه نظریه مجموعهها منجر به تناقضی نمیشود. در سال ۱۹۶۳ ریاضیدانی به نام پل کوهن ثابت کرد که این اصل موضوع مستقل از سایر اصول موضوعه نظریه مجموعهها است و نمیتوان آن را به عنوان یک قضیه بهوسیله سایر اصول موضوع نظریه مجموعهها اثبات کرد. پس پذیرفتن آن، به عنوان یک اصل؛ منطقی به نظر میرسد؛ اما در ریاضیات، هیچ راهی برای اثبات یا رد این اصل وجود ندارد و نظریه مجموعهها از عهده این کار برنمیآید.
همانطور که گفتیم گودل به ما نشان داد که ریاضیات خط پایانی ندارد. ولی در دنیای فیزیک داستان جور دیگری بود.
http://t.me/higgs_field
#قضیه_گودل و #نظریه_همهچیز
#پارت_دوم
زمانی که نظریه مکانیک کوانتومی در فیزیک مطرح شد، طرفداران مکتب کپنهاگی ادعا میکردند که مکانیک کوانتومی آخر خط فیزیک است و نظریهای کاملتر از آن وجود ندارد. بورن و هایزنبرگ در سال ۱۹۲۷ در یک مقاله ادعا کردند که مکانیک کوانتومی یک نظریه کامل است و مفروضات اساسی فیزیک و ریاضی آن دیگر تغییر نخواهد کرد؛ و یا اینکه هایزنبرگ در همان دوران در نامه به بوهر مینویسد:
«من اکنون اعتقاددارم که مسائل بنیادی کاملاً حلشده است.»
این بود که اکثر فیزیکدانان به این باور رسیده بودند که مکانیک کوانتومی حرف آخر است و هیچ خللی در خود ندارد و امکان ندارد روزی بتوان نظریهای کاملتر از آن ارائه داد:)
به همین خاطر فیزیکدانان به این نتیجه رسیدند که دانستههای کنونی ما از فیزیک میتواند تمام جهان را توصیف کند. حال اگر بتوان به روشی، همه نظریههای مطرح در فیزیک را یکپارچه کرد، به یک نظریه واحد میرسیم که با آن میتوان همه عالم را توصیف کرد. «نظریهای برای همهچیز» همانند کاری که هیلبرت، تصمیم داشت در ریاضیات انجام دهد.
http://t.me/higgs_field
#پارت_دوم
زمانی که نظریه مکانیک کوانتومی در فیزیک مطرح شد، طرفداران مکتب کپنهاگی ادعا میکردند که مکانیک کوانتومی آخر خط فیزیک است و نظریهای کاملتر از آن وجود ندارد. بورن و هایزنبرگ در سال ۱۹۲۷ در یک مقاله ادعا کردند که مکانیک کوانتومی یک نظریه کامل است و مفروضات اساسی فیزیک و ریاضی آن دیگر تغییر نخواهد کرد؛ و یا اینکه هایزنبرگ در همان دوران در نامه به بوهر مینویسد:
«من اکنون اعتقاددارم که مسائل بنیادی کاملاً حلشده است.»
این بود که اکثر فیزیکدانان به این باور رسیده بودند که مکانیک کوانتومی حرف آخر است و هیچ خللی در خود ندارد و امکان ندارد روزی بتوان نظریهای کاملتر از آن ارائه داد:)
به همین خاطر فیزیکدانان به این نتیجه رسیدند که دانستههای کنونی ما از فیزیک میتواند تمام جهان را توصیف کند. حال اگر بتوان به روشی، همه نظریههای مطرح در فیزیک را یکپارچه کرد، به یک نظریه واحد میرسیم که با آن میتوان همه عالم را توصیف کرد. «نظریهای برای همهچیز» همانند کاری که هیلبرت، تصمیم داشت در ریاضیات انجام دهد.
http://t.me/higgs_field
#قضیه_گودل و #نظریه_همهچیز
#پارت_سوم
#پارت_آخر
از جمله شخصیتهای بزرگ در فیزیک که طرفدار «نظریه همهچیز» بودند میتوان به «استیون هاوکینگ» اشاره کرد.
او در ابتدا معتقد بود که میتوان به نظریه همهچیز رسید و در این زمینه تلاشهای زیادی نمود اما بعدها تغییر عقیده داد. او در سال ۲۰۰۳ در نطقی بیان کرد:
«تا به حال مردم به طور ضمنی فرض کردهاند که یک نظریه نهایی هست که ما نهایتاً کشف خواهیم کرد. در واقع خود من پیشنهاد کردهام که ما ممکن است به زودی آن را بیابیم؛ اما نظریه M (در فیزیک ذرات بنیادی) مرا نسبت به درست بودن این وضعیت به تردید انداخته است. ممکن است امکان نداشته باشد که نظریه (توصیفکننده) جهان را در تعداد محدودی گزاره تدوین کنیم. *این یادآور قضیه گودل است…*
اگر یک نظریه نهایی در کار نباشد بعضی مردم نومید میشوند، نظریهای که بتواند به صورت تعداد محدودی اصول تدوین شود. من به این گروه متعلق بودم اما عقیدهام را تغییر دادهام. من اکنون خشنودم که جستجو برای شناخت (جهان) هرگز به پایان نخواهد رسید و ما همواره با چالش کشف جدید سروکار خواهیم داشت. بدونِ آن شکوفاییمان را از دست خواهیم داد. قضیه گودل تضمین میکند که همواره برای ریاضیدانان کار موجود خواهد بود. فکر میکنم نظریه M همین کار را برای فیزیکدانان بکند.»
هنوز در این زمینه در میان فیزیکدانان تردید وجود دارد و تا به حال اثبات دقیقی همانند قضیه گودل در فیزیک ارائه نشده است اما بسیاری بر این باوراند که ریاضیات و فیزیک با هم ارتباط تنگاتنگی دارند و وجود قضیه گودل در ریاضیات میتواند نشانه و دلیلی بر پایانناپذیر بودن علم فیزیک باشد:)
http://t.me/higgs_field
#پارت_سوم
#پارت_آخر
از جمله شخصیتهای بزرگ در فیزیک که طرفدار «نظریه همهچیز» بودند میتوان به «استیون هاوکینگ» اشاره کرد.
او در ابتدا معتقد بود که میتوان به نظریه همهچیز رسید و در این زمینه تلاشهای زیادی نمود اما بعدها تغییر عقیده داد. او در سال ۲۰۰۳ در نطقی بیان کرد:
«تا به حال مردم به طور ضمنی فرض کردهاند که یک نظریه نهایی هست که ما نهایتاً کشف خواهیم کرد. در واقع خود من پیشنهاد کردهام که ما ممکن است به زودی آن را بیابیم؛ اما نظریه M (در فیزیک ذرات بنیادی) مرا نسبت به درست بودن این وضعیت به تردید انداخته است. ممکن است امکان نداشته باشد که نظریه (توصیفکننده) جهان را در تعداد محدودی گزاره تدوین کنیم. *این یادآور قضیه گودل است…*
اگر یک نظریه نهایی در کار نباشد بعضی مردم نومید میشوند، نظریهای که بتواند به صورت تعداد محدودی اصول تدوین شود. من به این گروه متعلق بودم اما عقیدهام را تغییر دادهام. من اکنون خشنودم که جستجو برای شناخت (جهان) هرگز به پایان نخواهد رسید و ما همواره با چالش کشف جدید سروکار خواهیم داشت. بدونِ آن شکوفاییمان را از دست خواهیم داد. قضیه گودل تضمین میکند که همواره برای ریاضیدانان کار موجود خواهد بود. فکر میکنم نظریه M همین کار را برای فیزیکدانان بکند.»
هنوز در این زمینه در میان فیزیکدانان تردید وجود دارد و تا به حال اثبات دقیقی همانند قضیه گودل در فیزیک ارائه نشده است اما بسیاری بر این باوراند که ریاضیات و فیزیک با هم ارتباط تنگاتنگی دارند و وجود قضیه گودل در ریاضیات میتواند نشانه و دلیلی بر پایانناپذیر بودن علم فیزیک باشد:)
http://t.me/higgs_field
There is God
همکار من مرحوم استفان هاوکینگ به خدا اعتقاد نداشت زیرا هیچ زمانی برای ایجاد جهان بعد از مِهبانگ وجود نداشت.
اما تئوری ریسمان شما را در واقع قبل از انفجار بزرگ ، به جهان های چندگانه می برد. بنابراین مِهبانگ آغاز زمان نیست.
______
فیزیکیست های گرامی دیدگاه خود شون را در باره این نقل قول از آقای کاکو اشتراک بگذارند!
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
همکار من مرحوم استفان هاوکینگ به خدا اعتقاد نداشت زیرا هیچ زمانی برای ایجاد جهان بعد از مِهبانگ وجود نداشت.
اما تئوری ریسمان شما را در واقع قبل از انفجار بزرگ ، به جهان های چندگانه می برد. بنابراین مِهبانگ آغاز زمان نیست.
______
فیزیکیست های گرامی دیدگاه خود شون را در باره این نقل قول از آقای کاکو اشتراک بگذارند!
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
#درهم_تنیدگی #کوانتومی
#quantum_entanglement
در هم تنیدگی اتم ها :
می دانیم که پارتیکل ها و ذرات از هر نوعی دارای ارتعاش هستند برای مثال یک اتم متناسب با تعداد اوربیتال ها و تعداد پروتون و نوترون و الکترون های موجود در مدار های اتمی ارتعاش می کند . برای در هم تنیدگی بین اتم ها ، نور لیزر به عنوان یک پیوند ارتباطی میان اتمها عمل می کند. اولین اتمی که به آن نور را میتابانیم، نور را کمی تغییر میدهد و آن نور، اتم دوم و اتم سوم را نیز اصلاح میکند و از طریق چرخههای بسیار زیاد، اتمها به طور جمعی یکدیگر را میشناسند و رفتار مشابهی را شروع میکنند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#quantum_entanglement
در هم تنیدگی اتم ها :
می دانیم که پارتیکل ها و ذرات از هر نوعی دارای ارتعاش هستند برای مثال یک اتم متناسب با تعداد اوربیتال ها و تعداد پروتون و نوترون و الکترون های موجود در مدار های اتمی ارتعاش می کند . برای در هم تنیدگی بین اتم ها ، نور لیزر به عنوان یک پیوند ارتباطی میان اتمها عمل می کند. اولین اتمی که به آن نور را میتابانیم، نور را کمی تغییر میدهد و آن نور، اتم دوم و اتم سوم را نیز اصلاح میکند و از طریق چرخههای بسیار زیاد، اتمها به طور جمعی یکدیگر را میشناسند و رفتار مشابهی را شروع میکنند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#quantum_entanglement
در هم تنیدگی ۳۰۰۰ اتم با یک فوتون
فیزیکدانان دانشگاه MIT و دانشگاه بلگراد (University of Belgrade) تکنیکی جدید را جهت در هم تنیدن ۳۰۰۰ اتم به وسیله تنها یک فوتون ابداع کرده اند.
نتایج انتشار یافته، نشان دهنده ی بیشترین تعداد ذراتی است که طی یک آزمایش در هم تنیده شدند. این تکنیک با ایجاد همبستگی بی سابقه ای، روشی جدید را جهت ساخت ساعتهای اتمی دقیقتر ارائه می کند. در هم تنیدگی کوانتومی (Quantum entanglement) که تأثیر همزمان تغییرات بر دو ذره – در مقیاس نانو – بدون توجه به فاصله آنهاست، ورای قوانین مکانیک کلاسیک عمل می کند.
دانشمندان در تلاش برای یافتن روشهایی جهت در هم تنیدن تعداد بالای اتمها به منظور ساخت کامپیوترهای قدرتمند کوانتومی و ساعتهای اتمی بسیار دقیق هستند، در حالیکه بهترین ساعتهای اتمی موجود بر اساس نوسانات طبیعی در ابر یک اتم گیر افتاده عمل می کنند؛ ساعتهایی که اگر از بیگ بنگ تا بحال کار کنند، زیر یک دقیقه خطا دارند. دقت ساعتهای اتمی موجود، متناسب با مجذور تعداد اتمهاست. اما در صورت در هم تنیدن اتمها می توان تناسبی یک به یک میان تعداد اتمها و دقت ساعت برقرار نمود، که این دستاوردی عالی است.
تا پیش از این تمامی تلاشها جهت در هم تنیدن اتمها بدانجا رسیده بود که تنها یک تیم موفق به در هم تنیدن ۱۰۰ اتم شده بود. حال با بکارگیری لیزر بسیار ضعیف این میزان تا ۳۰۰۰ عدد افزایش یافته است. با کاهش قدرت لیزر، در هم تنیدگی بهتری حاصل می شود، زیرا ابر اتمی، آشفتگی کمتری داشته و بی نقصی کوانتومی سیستم بالا می رود. این تیم با سرد کردن ابر اتمها، آنها را در یک تله لیزری گیر انداخته و باریکه ضعیف لیزر را به درون ابر هدایت نمودند. آنگاه بوسیله یک آشکارساز دنبال فوتونی خاص در باریکه می گردند. اگر فوتونی بدون برهمکنش از میان ابر اتمی عبور کند، قطبش، یا جهت نوسان آن ثابت می ماند.
فوتون های برهمکنش داشته با اتمها اما، تغییر قطبش کوچکی خواهند داشت، که حاصل تأثیر ‘نوفه کوانتومی’ (Quantum noise) – اختلاف تعداد اتمهای ساعتگرد و پادساعتگرد – است. گهگاه فوتونی خروجی با میدان الکتریکی عمود بر میدان الکتریکی فوتونهای ورودی مشاهده می شود. این همان جایی است که می توان حالت در هم تنیده بسیار قدرتمندی را ایجاد نمود. نتایج این پژوهش در Nature منتشر شده است.
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
در هم تنیدگی ۳۰۰۰ اتم با یک فوتون
فیزیکدانان دانشگاه MIT و دانشگاه بلگراد (University of Belgrade) تکنیکی جدید را جهت در هم تنیدن ۳۰۰۰ اتم به وسیله تنها یک فوتون ابداع کرده اند.
نتایج انتشار یافته، نشان دهنده ی بیشترین تعداد ذراتی است که طی یک آزمایش در هم تنیده شدند. این تکنیک با ایجاد همبستگی بی سابقه ای، روشی جدید را جهت ساخت ساعتهای اتمی دقیقتر ارائه می کند. در هم تنیدگی کوانتومی (Quantum entanglement) که تأثیر همزمان تغییرات بر دو ذره – در مقیاس نانو – بدون توجه به فاصله آنهاست، ورای قوانین مکانیک کلاسیک عمل می کند.
دانشمندان در تلاش برای یافتن روشهایی جهت در هم تنیدن تعداد بالای اتمها به منظور ساخت کامپیوترهای قدرتمند کوانتومی و ساعتهای اتمی بسیار دقیق هستند، در حالیکه بهترین ساعتهای اتمی موجود بر اساس نوسانات طبیعی در ابر یک اتم گیر افتاده عمل می کنند؛ ساعتهایی که اگر از بیگ بنگ تا بحال کار کنند، زیر یک دقیقه خطا دارند. دقت ساعتهای اتمی موجود، متناسب با مجذور تعداد اتمهاست. اما در صورت در هم تنیدن اتمها می توان تناسبی یک به یک میان تعداد اتمها و دقت ساعت برقرار نمود، که این دستاوردی عالی است.
تا پیش از این تمامی تلاشها جهت در هم تنیدن اتمها بدانجا رسیده بود که تنها یک تیم موفق به در هم تنیدن ۱۰۰ اتم شده بود. حال با بکارگیری لیزر بسیار ضعیف این میزان تا ۳۰۰۰ عدد افزایش یافته است. با کاهش قدرت لیزر، در هم تنیدگی بهتری حاصل می شود، زیرا ابر اتمی، آشفتگی کمتری داشته و بی نقصی کوانتومی سیستم بالا می رود. این تیم با سرد کردن ابر اتمها، آنها را در یک تله لیزری گیر انداخته و باریکه ضعیف لیزر را به درون ابر هدایت نمودند. آنگاه بوسیله یک آشکارساز دنبال فوتونی خاص در باریکه می گردند. اگر فوتونی بدون برهمکنش از میان ابر اتمی عبور کند، قطبش، یا جهت نوسان آن ثابت می ماند.
فوتون های برهمکنش داشته با اتمها اما، تغییر قطبش کوچکی خواهند داشت، که حاصل تأثیر ‘نوفه کوانتومی’ (Quantum noise) – اختلاف تعداد اتمهای ساعتگرد و پادساعتگرد – است. گهگاه فوتونی خروجی با میدان الکتریکی عمود بر میدان الکتریکی فوتونهای ورودی مشاهده می شود. این همان جایی است که می توان حالت در هم تنیده بسیار قدرتمندی را ایجاد نمود. نتایج این پژوهش در Nature منتشر شده است.
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
Telegram
attach 📎
vmknmxb9tyb51.jpg
1.8 MB
Infographic Presentation of NASA's Mars 2020 Mission
ارائه اینفوگرافیک مأموریت مریخ 2020 ناسا
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
ارائه اینفوگرافیک مأموریت مریخ 2020 ناسا
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
زیبایی نامحصور و نامحدود
A closeup of Jupiter’s clouds from the Juno Spacecraft.
نمای نزدیک از ابرهای مشتری از فضاپیمای جونو.
#مشتری
#juno
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
A closeup of Jupiter’s clouds from the Juno Spacecraft.
نمای نزدیک از ابرهای مشتری از فضاپیمای جونو.
#مشتری
#juno
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪ موضوع فرازمینیها
پاسخ یک دانشمند
نیل دگراس تایسون (جانشین انتخاب شده از طرف خانواده کارل ساگان ، برای ادامه مجموعه Cosmos )
زیرنویس: هدیه
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
پاسخ یک دانشمند
نیل دگراس تایسون (جانشین انتخاب شده از طرف خانواده کارل ساگان ، برای ادامه مجموعه Cosmos )
زیرنویس: هدیه
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
اولین نگاه تمام رنگی #استقامت به مریخ
این اولین تصویر با وضوح بالا و رنگی است که پس از فرود در فوریه توسط دوربین های (Hazcams) در زیر مریخ نورد ناسا ، استقامت ، به زمین ارسال می شود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
این اولین تصویر با وضوح بالا و رنگی است که پس از فرود در فوریه توسط دوربین های (Hazcams) در زیر مریخ نورد ناسا ، استقامت ، به زمین ارسال می شود.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
این تصویر بقایای یک دلتای باستانی در دهانه Jezero مریخ را نشان می دهد که مریخ نورد Perseverance Mars مریخ برای یافتن نشانه هایی از حیات میکروبی فسیل شده ، به اکتشاف آن خواهد پرداخت. این تصویر توسط دوربین استریوی با وضوح بالا در داخل مدارگرد Mars Express ESA (آژانس فضایی اروپا) گرفته شده است. مرکز عملیات فضایی اروپا در دارمشتات آلمان ، ماموریت ESA را انجام می دهد. دوربین استریو با وضوح بالا توسط گروهی با رهبری در Freie Universitat Berlin ساخته شده است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تصویر تولید چندکرم از کرم تکهشده
Planarians
# تصویر تولید شده چند بار از کرم تکهشده
پلانارها کرم های تخت (پلاکت Platyhelminthes) هستند که در آب شیرین یافت می شوند و توانایی های بازسازی آنها قرن هاست که مستند شده است.
پلاناری ها می توانند سرها ، دمها ، پهلوها یا کل ارگانیسم های جدید را از قطعات کوچک بدن در یک روند چند روزه و چند هفته دوباره تولید کنند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Planarians
# تصویر تولید شده چند بار از کرم تکهشده
پلانارها کرم های تخت (پلاکت Platyhelminthes) هستند که در آب شیرین یافت می شوند و توانایی های بازسازی آنها قرن هاست که مستند شده است.
پلاناری ها می توانند سرها ، دمها ، پهلوها یا کل ارگانیسم های جدید را از قطعات کوچک بدن در یک روند چند روزه و چند هفته دوباره تولید کنند.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field