کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
موج #خودران
#مکانیک_بوهمی

در فیزیک نظری نظریه موج خودران اولین نمونه شناخته شده از یک نظریه #متغیر #پنهان بود که توسط لویی دوبروی در سال ۱۹۲۷ ارائه شد. در نسخه مدرن تر، نظریه دوبروی–بوهم تلاش زیادی برای تفسیر مکانیک کوانتومی به عنوان یک نظریه جبر گرا نمی‌نماید تا درگیر موارد دردسر زایی نظیر دوگانگی موج-ذره، فروریزش آنی تابع موج و پارادوکس گربه شرودینگر نشود. همچنین این نظریه که با عنوان مکانیک بوهمی نیز شناخته می شود به جبر گرا بودن رفتار ذرات زیر اتمی اشاره دارد  که با تفسیر کپنهاگی از مکانیک کوانتوم که طرفداران زیادی دارد در تضاد است.

تئوری موج خودران دوبروی–بوهم به اندازه سایر تفسیرهای مکانیک کوانتومی معتبر است. این تئوری از همان پایه های ریاضیات سایر تفسیرهای مکانیک کوانتومی استفاده می کند، در نتیجه شواهد تجربی این نظریه را به اندازه سایر تفاسیر تایید می نمایند.



تئوری موج خودران یک تئوری متغیر پنهان است. در نتیجه:

این تئوری بر مبنای رئالیسم است (به این معنی که مفاهیم آن مستقل از وجود ناظر می باشند).

این تئوری جبر گرا می باشد (به این معنی که عامل نامشخص و مبتنی بر شانس در آن دخیل نیست و با دانستن تمامی حقایق روند آینده قابل پیش بینی دقیق می باشد).

موقعیت و تکانه ذرات به عنوان متغیرهای پنهان در نظر گرفته می شوند. اما ناظر نه تنها مقدار دقیق این متغیرهای پنهان را نمی‌داند، بلکه مهمتر از آن قادر به اندازه گیری دقیق آنها نیست زیرا هرنوع اندازه گیری مقدار این متغیرهای پنهان رو تغییر می دهد.
مجموعه ای از ذرات دارای یک موج ماده ای مرتبط می باشند که بر اساس معادله شرودینگر رفتار می کند. هر یک از ذرات دارای مسیری قطعی هستند که توسط تابع موج تعیین می گردد. مجموع چگالی ذرات مطابق با اندازه تابع موج است. تابع موج لزوماً تحت تاثیر ذره قرار نمی‌گیرد و می‌تواند به صورت یک تابع تهی موج نیز وجود داشته باشد.
این نظریه با استفاده از «غیر محلی»  بودن که به طور ضمنی در فرمول بندی غیر نسبیتی مکانیک کوانتومی وجود دارد هماهنگ با نظریه بل عمل می کند. به طرز شگفت انگیزی این اثرات غیر محلی با نظریه عدم ارتباط٬ که نافی ارسال اطلاعات با سرعتی بیش از سرعت نور است و به طور تجربی با نسبیت سازگار می باشد هماهنگ است.

نتایج

موج خودران نشان می دهد که امکان وجود نظریه ای مبتنی بر متغیرهای پنهان حقیقی و جبر گرا که قادر به تولید و تفسیر مشاهدات تجربی مکانیک کوانتوم باشند وجود دارد.  


*همانطور که سابق گفتیم تفسیر بوهمی ، کپنهاگی و .. تلاش هایی برای توضیح نامفهومات رفتار ذرات هستند.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
کوانتوم مکانیک‌🕊
#سوال فرض کنید که در یک مسابقه تلویزیونی شرکت کرده‌اید و میان سه در باید یکی را انتخاب کنید. پشت یکی از درها یک ماشین (لاکچری🤑) است و پشت دو در دیگر دو بز:/ شما یکی از درها را انتخاب می‌کنید (مثلاً در شمارهٔ ۱). مجری برنامه که #می‌داند پشت هر در چه چیزی…
#پاسخ

مسئله مونتی هال (Monty Hall problem) یکی از معماهای احتمالات است. این معما بر اساس یک مسابقه تلویزیونی آمریکایی به نام "بیا معامله کنیم" طرح‌ریزی شده و نامش را نیز از نام مجری اصلی این مسابقه، مونتی هال، گرفته‌است.
این مسئله اولین بار در نامه‌ای از استیو اسلوین به مجله آمارگر آمریکایی در سال ۱۹۷۵ مطرح شد. یکی از صورت ‌های مشهور این مسئله در ستون «از مرلین بپرس» مرلین واس سوانت در مجلهٔ پرید در سال ۱۹۹۰ منتشر شد.


واس سوانت در ستونش نوشت که شرکت‌کننده باید دری را که انتخاب کرده عوض کند ؛ درِ اول شانس برنده شدنش یک به سه است، اما درِ پیشنهادی به احتمال دو به سه برنده است چون مجری همیشه یکی از درهای پوچ را باز می‌کند.

او در توضیح این پاسخ از خوانندگان خواست که موقعیتی را تصور کنند که یک میلیون در وجود دارد و شرکت‌کننده درِ شمارهٔ ۱ را برمی‌گزیند. مجری که می‌داند پشت هر در چیست همهٔ درها را به جز در شمارهٔ ۷۷۷۷۷۷ باز می‌کند. واس سوانت نتیجه می‌گیرد: «به سرعت در اول را با درِ ۷۷۷۷۷۷ تاخت می‌زنید، مگر نه؟»

بسیاری از خوانندگان حاضر نبودند بپذیرند که تاخت زدن در چنین موقعیتی به سود شرکت‌کننده است. پس از این که این مسئله در "پرید" مطرح شد ۱۰۰۰۰ خواننده که ۱۰۰۰ نفرشان دارای مدرک پی‌اچ‌دی بودند به مجله نامه نوشتند و اظهار کردند که پاسخ واس سوانت صحیح نیست.حتی با وجود ارائه توضیحات، شبیه‌سازی موقعیت و اثبات‌های ریاضی، بسیاری با این جواب متقاعد نشدند. اندرو واسونی، توضیح می‌دهد که پل اردوش، یکی از برجسته‌ترین ریاضی‌دانان تاریخ، تا زمانی که شبیه‌سازی کامپیوتری‌ای را مشاهده نمود که این نتیجه را تأیید می‌کرد؛ متقاعد نشد.


واس سوانت برای تشریح ایده‌اش از یک بازی دیگر نیز مثال آورده است : «شما رویتان را برمی‌گردانید و من یک نخود را زیر یک ظرف از سه ظرف پنهان می‌کنم. بعد از شما می‌خواهم یکی از ظرف‌ها را انتخاب کنید و انگشتتان را روی آن بگذارید. احتمال این که ظرف شما محتوی نخود باشد یک به سه است، درست است؟ بعد یکی از دو ظرف باقی‌مانده را برمی‌گردانم و نشان می‌دهم که خالی‌ست. از آنجایی که فارغ از انتخاب شما من همیشه می‌توانم یکی از ظرف‌های انتخاب نشده را پوچ کنم درمی‌یابیم که احتمال پوچ بودن یا نبودن ظرف زیر انگشت شما تغییری نکرده‌است.»
او بازی مشابهی را با ورق‌های بازی توضیح داد.
واس سوانت اظهار کرد که علت به اشتباه افتادن برخی این است که فراموش می‌کنند مجری همیشه ناچار است دری را باز کند که پوچ است.
تصویری از فضاپیمای اریون.
میانه تصویر: کانتور توزیع فشار بر روی بدنه این فضاپیما در نتیجه حل CFD
پشت تصویر: تصویر شیلرین جریان حول این فضاپیما در تونل باد.

http://t.me/higgs_field
تصویری از ساختار فضاپیمای آینده ی ناسا، اوریون
1. ماژول سرنشینان
2. ماژول سرویس (تراسترها، مخازن سوخت و...)
3. سیستم انصراف از پرتاب
http://t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این موتور ارزان قیمت و متداول همچنین می تواند به عنوان یک تولید کننده برق AC عمل کند - در اینجا هنگامی که شافت روتور با دست می چرخد ​​، یک LED را روشن می کند. بیشتر انرژی الکتریکی که امروزه استفاده می کنیم با حرکت آهنربا در نزدیکی سیم پیچ سیم (معروف به قانون القای فارادی) برای تولید جریان الکتریکی تولید می شود.

(سابقا تولید انرژی در سدّ متداول بود بعد تر با سوخت های فسیلی آب را داغ می کردند و آب توربین را میچرخاند اکنون اما در رآکتور های شکافت هسته ای انرژی تولید میشود که بدلیل آلودگی در حال جایگزینی با گداخت و انرژی های پاک است)

از بین بردن پوشش آهنربای دائمی نشان می دهد که این طرح از 9 سیم پیچ مسی جداگانه استفاده می کند. من یک روتور دوم شفاف با شش آهن ربا نئودیمیم درست کردم - و وقتی این آهنرباها ساخته می شوند تا در نزدیکی سیم پیچ ها حرکت کنند ، LED با جریان جریان دوباره روشن می شود.
قانون القای فارادی:
تغییرات میدان مغناطیسی سبب ایجاد جریان i در سیم پیچ میگردد.

https://t.me/higgs_field/2530
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣اندکی در جنون ونگوگ-نقاش شوریده

ونسان ونگوگ (Vincent van Gogh)، نقاشی هلندی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نقاشان تاریخ هنر و یکی از هنرمندان برجسته‌ی سبک پست امپرسیونیسم شناخته می‌شود. نقاشی‌های ونگوگ به خاطر زیبایی خشن، صداقتی سرشار از احساس و رنگ‌های جسورانه تاثیری گسترده و عمیق بر هنر قرن بیستم گذاشت .
شب پرستاره (THE STARRY NIGHT) شاید بتوان مشهورترین اثر ونگوگ دانست. اگرچه ونگوگ تابلوی شب پرستاره را در روز و با استفاده از قدرت تخیل نقاشی کرد اما این شاهکار منظره‌‌ای از پنجره‌ی اتاق آسایشگاه روانی او را در شهر سنت رمی دو پروانس فرانسه به تصویر می‌کشد.


🆔 @phys_Q
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهدیدات موجود برای جایگاه ما در کیهان و یک راه حل روی کاغذ

جایگاه ما در کیهان چندان هم امن و بی خطر نیست. کافیست که فقط یک خطر یعنی احتمال برخورد سیارک ها را در نظر بگیریم! چنین برخورد هایی هم همیشه قابل محاسبه و پیش بینی نیست اگر هم باشد فعلا کاری از دست دانشمندان بر نخواهند امد.
Stellar Engine
یعنی موتور سیاره‌ای طرحی است که
متیو کاپلان (Matthew E.caplan)
در مقاله ای به عنوان :
Stellar Engine:Design consider ation for maximizing acceleration
در آخرین روز های سال 2019 در
Elsevier
منتشر کرده. موتور ستاره که او پیشنهاد داده قرار است با گداخت هسته ای خورشید را با سرعت 50 سال نوری در هر یک میلیون سال به جای امن تری در کهکشان راه شیری انتقال دهد! دنیای عجیبی است مگر نه!

"در حد تئوریک"

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
تایید فرود

مدار گرد اکتشافی ناسا mro بالای محل فرود استقامت در مریخ پرواز خواهد کرد.
اگر ارسال دیتا در سیستم ارتباطات از مریخ به زمین آنطور که انتظار میرود باشد.
mro
اطلاعات دور سنجی از فرود را دریافت و سپس اطلاعات را به آنتن های زمین در شبکه ی ناسا در ژرفنای فضا ارسال خواهد کرد DSN

این به کنترل کننده های ماموریت اجازه می دهد تا تأیید کنند که فضاپیما در حدود ساعت 20:55 دقیقه به وقت UTC مریخ را لمس کرده است.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
اولین امواج گرانشی شناسایی شده از یک سیستم سیاهچاله دوتایی(باینری)

در 14 سپتامبر 2015 ، امواج گرانشی برای اولین بار در زمین شناسایی شدند. این موج در بافت فضا-زمان - که انیشتین در سال 1916 پیش بینی کرد - از ادغام دو سیاهچاله در کهکشان های دور حاصل شد.

به طور خلاصه ، توان پمپ شده از این دو سیاهچاله ، 50 برابر بیشتر از تمام ستاره های جهان است. اما این تنها جنبه شگفتی در این رویداد نبود.

هر یک از سیاهچاله ها بیش از 30 برابر جرم خورشید بودند. از آنجا که سیاهچاله همان چیزی است که پس از منفجر شدن بیشتر ستاره ها به عنوان ابرنواختر در فضا باقی مانده است ، ستاره های پیش ساز باید حداقل 300 برابر جرم خورشیدی ، جرم داشته باشند.
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#Quantum_Field_theory
#تئوری_میدان_کوانتومی

بعد از کشف نظریه مکانیک کوانتومی نسبیتی توسط دیراک، دیگر کشف ِ بنیادی دیراک هنگامی حاصل شد که او اصول مکانیک کوانتوم را نه در مورد ذرات، بلکه در مورد میدان (الکترومغناطیسی) به کار برد. این تحول به نخستین مثال شناخته شده از نظریه میدان های کوانتومی انجامید.

تفاوت اساسی بین ذره و میدان این است که تعداد درجات آزادی یک ذره متناهی، در حالی که میدان تعداد نامتناهی درجه آزادی دارد. برای رویارویی با این تفاوت، روش های ریاضیاتی شناخته شده ای وجود دارد. نظریه های میدان های کوانتومی، روش روشن تفکر درباره ی دوگانگی موج/ذره را در اختیار ما قرار می دهند. میدان موجودی گسترده در فضا و زمان است؛ بنابراین، موجودی است برخوردار از سرشت ذاتا موج گونه. حاصل کاربرد نظریه کوانتوم در مورد میدان ها نمایان شدن کمیت های فیزیکی(مانند انرژی و تکانه)به صورت بسته های گسسته و شمارش پذیر بوده است. اما این شمارش پذیری دقیقا همان چیزی است که ما به رفتار ذره گونه نسبت می دهیم.
بنابراین، در مطالعه ی میدان کوانتومی، موجودی را بررسی می کنیم و می فهمیم که به صراحت هر دو خاصیت ذره گونه و موج گونه را به شکلی حتی الامکان واضح بروز می دهد. در نظریه میدان کوانتومی، حالت هایی که خواص موج گونه بروز می دهند، آنهایی اند که تعداد نامعینی از ذرات را در خود دارند. این خاصیت، از اصل برهم نهی نظریه کوانتوم حاصل می آید که ترکیب حالت هایی را ممکن می کند که تعداد متفاوتی از ذرات را در خود دارند. خلاء در نظریه میدان های کوانتومی خواص نامعمولی دارد که اهمیت ویژه ای دارند. البته، خلاء پایین ترین حالت انرژی است که در آن برانگیختگی ای وجود ندارد که با ذرات متناظر باشد.


با همه، گرچه به این معنا چیزی وجود ندارد، اما در نظریه میدان های کوانتومی این به آن معنا نیست که هیچ چیزی در جریان نیست. روش ریاضی، موسوم به #آنالیز_فوریه به ما امکان می دهد که میدان را به صورت مجموعه ای نامتناهی از نوسانگرهای هماهنگ تلقی کنیم. (بنا به سری فوریه : یک موج مجموعه نامتناهی از مولفه های ضعیف تر و کوچک تر با بسامد های بیشتر و کمتر از موج اصلی است)
به هر نوسانگر بسامد خاصی وابسته است و هر نوسانگر از نظر دینامیکی طوری رفتار می کند که انگار اونگی با همان بسامد معین است. خلاء کوانتومی، حالتی است که در آن تمام این آونگ ها در پایین ترین حالت انرژی خود هستند. برای آونگ کلاسیکی، این حالتی است که وزنه در حال سکون و در پایین ترین نقطه است. این به راستی وضعیتی است که در آن هیچ اتفاقی روی نمی دهد، اما در مکانیک کوانتوم این آرامش کامل مجاز نیست.
طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، وزنه نمی تواند هم دارای مکان معین و هم دارای تکانه معین باشد. آونگ کوانتومی باید حتی در پایین ترین حالت انرژی خود اندکی در حرکت باشد. ارتعاش کوانتومی حاصل را حرکت نقطه صفر می خوانند. اعمال مکرر این ایده ها بر آرایه ای نامتناهی از نوسانگرها که میدانی کوانتومی است، نشان می دهد که خلاء جایی پر سر و صدا و فعالی است.

افت خیزها پیوسته روی می دهند و در طول آنها ذرات پدیدار و ناپدید می شوند. خلاء کوانتومی بیشتر از فضای تهی شبیه فضایی اشغال شده با ماده است. امروزه، تمام نظریه های ذرات بنیادی، نظریه های میدان های کوانتومی اند.
فیزیک ذرات بنیادین به بررسی عالم در بنیادی ترین مقیاس خود می پردازد و تئوری میدان کوانتومی بررسی ذرات کوانتومی در بنیادی ترین حالت است به بیان دیگر پارتیکل های بنیادین حاصل اغتشاش در میدان کوانتومی هستند .
Quantum Field theory



📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
سری فوریه در ریاضیات، روشی برای بیان یک تابع به صورت مجموع چندین موج سینوسی است. در واقع با استفاده از این سری می‌توان یک تابع متناوب را به صورت حاصل جمع چندین تابع نوسانی بیان کرد. این توابع نوسانی، می‌توانند به فرم سینوسی، کسینوسی و یا به فرم مختلط آن‌ها بیان شوند. سری فوریه، تبدیل فوریه و انتگرال فوریه به طور گسترده در علوم گوناگون، برای تحلیل فیزیکی پارامترهای ریاضی، ساده‌سازی مسائل مختلف و حل آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
ارتباط بین چند فضای مهم در آنالیز ریاضی:
هر فضای حاصلضرب داخلی یک فضای برداری نرم دار است و هر فضای برداری نرم دار یک فضای متریک می باشد. همچنین هر فضای متریک یک فضای توپولوژیک است که توپولوژی آن همان مجموعه ی بازهای فضای متریک (نسبت به متری که دارد) می باشد.
http://t.me/higgs_field
#قضیه_گودل و #نظریه_همه‌چیز
#پارت_اول
داوید هیلبرت، ریاضی‌دان آلمانی، در دهه ۱۹۲۰ میلادی به دنبال آن بود که کل ریاضیات آن زمان را بر پایه یک مجموعه متناهی متشکل از یک سری اصول موضوعه سازگار بنا کند. اصول موضوعه سازگار یعنی اصولی که منجر به هیچ تناقضی نمی‌شوند. تلاش‌های زیادی در این زمینه شد تا آنکه در سال ۱۹۳۱ ریاضی‌دانی به نام کورت گودل ثابت کرد که چنین کاری عملاً غیرممکن است. او دو قضیه را ثابت کرد که به قضایای نا تمامیت گودل معروف‌اند. این قضایا در منطق ریاضی و فلسفه ریاضی، از اهمیت بسزایی برخوردارند.
با ما همراه باشید تا بیشتر دراین‌باره صحبت کنیم:)
قضیه اول نا تمامیت گودل، بیان می‌کند که در هر نظام اصل موضوعی (نظریه) ریاضی تعدادی جملات (نتایج) «تصمیم ناپذیر» وجود دارند. بدین معنا که نه می‌توان آن‌ها را ثابت کرد و نه می‌توان آن‌ها را رد کرد.
قضیه دوم نا تمامیت گودل بیان می‌کند که اگر یک نظریه در ریاضیات داشته باشیم که قضایای اصلی حساب در آن اثبات شوند آنگاه این نظریه نمی‌تواند سازگاری خود را اثبات کند.
به زبان ساده، گودل ثابت کرد که ریاضیات بی‌پایان است و هیچ‌گاه نمی‌توانیم به انتهای ریاضیات برسیم و همیشه جملات «تصمیم ناپذیری» وجود دارند که هم می‌توان آن‌ها را قبول کرد و هم رد کرد؛ مانند اصل توازی اقلیدس که اگر آن را قبول کنیم به هندسه اقلیدسی می‌رسیم و اگر آن را قبول نکنیم به هندسه‌های نا اقلیدسی خواهیم رسید=)) این‌گونه گزاره‌ها امروزه در ریاضیات کم نیستند. یک مثال دیگر از قضیه‌های تصمیم ناپذیر، قضیه یا اصل موضوع انتخاب است.

با یک مثال ساده این مسئله را بیان می‌کنیم؛ فرض کنید وارد یک مغازه میوه‌فروشی می‌شوید. در مقابل شما تعدادی جعبه میوه وجود دارد. شما می‌توانید از هر جعبه یک میوه را انتخاب کنید و آن‌ها را در جعبه دیگر جمع‌آوری کنید. علی‌الاصول این کار امکان‌پذیر است؛ اما مسئله زمانی مشکل می‌شود که تعداد جعبه‌ها بینهایت شود. در آن صورت سؤال اینجا است که آیا می‌توان یک مجموعه نامتناهی ساخت که اعضای آن از تعداد نامتناهی مجموعه انتخاب‌شده‌اند؟
دلیل اینکه به راحتی نمی‌توان به این سؤال پاسخ داد این است که در این مسئله ما با بی‌نهایت عمل انتخاب مواجهیم، آیا می‌توانیم بی‌نهایت بار انتخاب کنیم؟!
در اوایل قرن بیستم افرادی چون ارنست تسرملو تلاش کردند این مسئله را بر اساس اصول پیشین در نظریه مجموعه‌ها اثبات کنند، ولی این تلاش‌ها به نتیجه‌ای نرسید. تسرملو پس‌ازآنکه احساس کرد این مسئله حل ناشدنی است به این نتیجه رسید که باید آن را به عنوان اصل موضوع بپذیرد. این‌چنین بود که «اصل موضوعه انتخاب» در ریاضیات مطرح شد. این اصل موضوع با برخی از قضایای مهم در ریاضیات هم‌ارز است از جمله قضیه‌ای که بیان می‌کند هر فضای برداری یک پایه دارد (این قضیه یکی از پیش‌فرض‌های مکانیک کوانتومی است).
در سال ۱۹۳۸ گودل نشان داد که اصل موضوع انتخاب، با دیگر اصول موضوعه نظریه مجموعه‌ها سازگار است و اضافه کردن آن به سایر اصول موضوعه نظریه مجموعه‌ها منجر به تناقضی نمی‌شود. در سال ۱۹۶۳ ریاضی‌دانی به نام پل کوهن ثابت کرد که این اصل موضوع مستقل از سایر اصول موضوعه نظریه مجموعه‌ها است و نمی‌توان آن را به عنوان یک قضیه به‌وسیله سایر اصول موضوع نظریه مجموعه‌ها اثبات کرد. پس پذیرفتن آن، به عنوان یک اصل؛ منطقی به نظر می‌رسد؛ اما در ریاضیات، هیچ راهی برای اثبات یا رد این اصل وجود ندارد و نظریه مجموعه‌ها از عهده این کار برنمی‌آید.
همان‌طور که گفتیم گودل به ما نشان داد که ریاضیات خط پایانی ندارد. ولی در دنیای فیزیک داستان جور دیگری بود.
http://t.me/higgs_field
#قضیه_گودل و #نظریه_همه‌چیز
#پارت_دوم
زمانی که نظریه مکانیک کوانتومی در فیزیک مطرح شد، طرفداران مکتب کپنهاگی ادعا می‌کردند که مکانیک کوانتومی آخر خط فیزیک است و نظریه‌ای کامل‌تر از آن وجود ندارد. بورن و هایزنبرگ در سال ۱۹۲۷ در یک مقاله ادعا کردند که مکانیک کوانتومی یک نظریه کامل است و مفروضات اساسی فیزیک و ریاضی آن دیگر تغییر نخواهد کرد؛ و یا اینکه هایزنبرگ در همان دوران در نامه به بوهر می‌نویسد:

«من اکنون اعتقاددارم که مسائل بنیادی کاملاً حل‌شده است.»

این بود که اکثر فیزیک‌دانان به این باور رسیده بودند که مکانیک کوانتومی حرف آخر است و هیچ خللی در خود ندارد و امکان ندارد روزی بتوان نظریه‌ای کامل‌تر از آن ارائه داد:)
به همین خاطر فیزیکدانان به این نتیجه رسیدند که دانسته‌های کنونی ما از فیزیک می‌تواند تمام جهان را توصیف کند. حال اگر بتوان به روشی، همه نظریه‌های مطرح در فیزیک را یکپارچه کرد، به یک نظریه واحد می‌رسیم که با آن می‌توان همه عالم را توصیف کرد. «نظریه‌ای برای همه‌چیز» همانند کاری که هیلبرت، تصمیم داشت در ریاضیات انجام دهد.
http://t.me/higgs_field
#قضیه_گودل و #نظریه_همه‌چیز
#پارت_سوم
#پارت_آخر
از جمله شخصیت‌های بزرگ در فیزیک که طرفدار «نظریه همه‌چیز» بودند می‌توان به «استیون هاوکینگ» اشاره کرد.
او در ابتدا معتقد بود که می‌توان به نظریه همه‌چیز رسید و در این زمینه تلاش‌های زیادی نمود اما بعدها تغییر عقیده داد. او در سال ۲۰۰۳ در نطقی بیان کرد:
«تا به حال مردم به طور ضمنی فرض کرده‌اند که یک نظریه نهایی هست که ما نهایتاً کشف خواهیم کرد. در واقع خود من پیشنهاد کرده‌ام که ما ممکن است به زودی آن را بیابیم؛ اما نظریه M (در فیزیک ذرات بنیادی) مرا نسبت به درست بودن این وضعیت به تردید انداخته است. ممکن است امکان نداشته باشد که نظریه (توصیف‌کننده) جهان را در تعداد محدودی گزاره تدوین کنیم. *این یادآور قضیه گودل است…*
اگر یک نظریه نهایی در کار نباشد بعضی مردم نومید می‌شوند، نظریه‌ای که بتواند به صورت تعداد محدودی اصول تدوین شود. من به این گروه متعلق بودم اما عقیده‌ام را تغییر داده‌ام. من اکنون خشنودم که جستجو برای شناخت (جهان) هرگز به پایان نخواهد رسید و ما همواره با چالش کشف جدید سروکار خواهیم داشت. بدونِ آن شکوفایی‌مان را از دست خواهیم داد. قضیه گودل تضمین می‌کند که همواره برای ریاضیدانان کار موجود خواهد بود. فکر می‌کنم نظریه M همین کار را برای فیزیکدانان بکند.»
هنوز در این زمینه در میان فیزیکدانان تردید وجود دارد و تا به حال اثبات دقیقی همانند قضیه گودل در فیزیک ارائه نشده است اما بسیاری بر این باوراند که ریاضیات و فیزیک با هم ارتباط تنگاتنگی دارند و وجود قضیه گودل در ریاضیات می‌تواند نشانه و دلیلی بر پایان‌ناپذیر بودن علم فیزیک باشد:)
http://t.me/higgs_field
There is God


همکار من مرحوم استفان هاوکینگ به خدا اعتقاد نداشت زیرا هیچ زمانی برای ایجاد جهان بعد از مِهبانگ وجود نداشت.
اما تئوری ریسمان شما را در واقع قبل از انفجار بزرگ ، به جهان های چندگانه می برد. بنابراین مِهبانگ آغاز زمان نیست.


______

فیزیکیست های گرامی دیدگاه خود شون را در باره این نقل قول از آقای کاکو اشتراک بگذارند!


📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
#درهم_تنیدگی #کوانتومی
#quantum_entanglement
در هم تنیدگی اتم ها :
می دانیم که پارتیکل ها و ذرات از هر نوعی دارای ارتعاش هستند برای مثال یک اتم متناسب با تعداد اوربیتال ها و تعداد پروتون و نوترون و الکترون های موجود در مدار های اتمی ارتعاش می کند . برای در هم تنیدگی بین اتم ها ، نور لیزر به عنوان یک پیوند ارتباطی میان اتم‌ها عمل می کند.  اولین اتمی که به آن نور را می‌تابانیم، نور را کمی تغییر می‌دهد و آن نور، اتم دوم و اتم سوم را نیز اصلاح می‌کند و از طریق چرخه‌های بسیار زیاد، اتم‌ها به طور جمعی یکدیگر را می‌شناسند و رفتار مشابهی را شروع می‌کنند.

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
#quantum_entanglement
در هم تنیدگی ۳۰۰۰ اتم با یک فوتون

فیزیکدانان دانشگاه MIT و دانشگاه بلگراد (University of Belgrade) تکنیکی جدید را جهت در هم تنیدن ۳۰۰۰ اتم به وسیله تنها یک فوتون ابداع کرده اند.


نتایج انتشار یافته، نشان دهنده ی بیشترین تعداد ذراتی است که طی یک آزمایش در هم تنیده شدند. این تکنیک با ایجاد همبستگی بی سابقه ای، روشی جدید را جهت ساخت ساعتهای اتمی دقیقتر ارائه می کند. در هم تنیدگی کوانتومی (Quantum entanglement) که تأثیر همزمان تغییرات بر دو ذره – در مقیاس نانو – بدون توجه به فاصله آنهاست، ورای قوانین مکانیک کلاسیک عمل می کند.

دانشمندان در تلاش برای یافتن روشهایی جهت در هم تنیدن تعداد بالای اتمها به منظور ساخت کامپیوترهای قدرتمند کوانتومی و ساعتهای اتمی بسیار دقیق هستند، در حالیکه بهترین ساعتهای اتمی موجود بر اساس نوسانات طبیعی در ابر یک اتم گیر افتاده عمل می کنند؛ ساعتهایی که اگر از بیگ بنگ تا بحال کار کنند، زیر یک دقیقه خطا دارند. دقت ساعتهای اتمی موجود، متناسب با مجذور تعداد اتمهاست. اما در صورت در هم تنیدن اتمها می توان تناسبی یک به یک میان تعداد اتمها و دقت ساعت برقرار نمود، که این دستاوردی عالی است.


تا پیش از این تمامی تلاشها جهت در هم تنیدن اتمها بدانجا رسیده بود که تنها یک تیم موفق به در هم تنیدن ۱۰۰ اتم شده بود. حال با بکارگیری لیزر بسیار ضعیف این میزان تا ۳۰۰۰ عدد افزایش یافته است. با کاهش قدرت لیزر، در هم تنیدگی بهتری حاصل می شود، زیرا ابر اتمی، آشفتگی کمتری داشته و بی نقصی کوانتومی سیستم بالا می رود. این تیم با سرد کردن ابر اتمها، آنها را در یک تله لیزری گیر انداخته و باریکه ضعیف لیزر را به درون ابر هدایت نمودند. آنگاه بوسیله یک آشکارساز دنبال فوتونی خاص در باریکه می گردند. اگر فوتونی بدون برهمکنش از میان ابر اتمی عبور کند، قطبش، یا جهت نوسان آن ثابت می ماند.
فوتون های برهمکنش داشته با اتمها اما، تغییر قطبش کوچکی خواهند داشت، که حاصل تأثیر ‘نوفه کوانتومی’ (Quantum noise) – اختلاف تعداد اتمهای ساعتگرد و پادساعتگرد – است. گهگاه فوتونی خروجی با میدان الکتریکی عمود بر میدان الکتریکی فوتونهای ورودی مشاهده می شود. این همان جایی است که می توان حالت در هم تنیده بسیار قدرتمندی را ایجاد نمود. نتایج این پژوهش در Nature منتشر شده است.


📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
http://t.me/higgs_group
http://t.me/higgs_field
http://t.me/higgs_journals
vmknmxb9tyb51.jpg
1.8 MB
Infographic Presentation of NASA's Mars 2020 Mission


ارائه اینفوگرافیک مأموریت مریخ 2020 ناسا

#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field
زیبایی نامحصور و نامحدود

A closeup of Jupiter’s clouds from the Juno Spacecraft.

نمای نزدیک از ابرهای مشتری از فضاپیمای جونو.
#مشتری
#juno
#مــیدان_هــیگــز

t.me/higgs_field